Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
اگر این سریال رو در آپارات . اینما . نماشا یا کانال های تلگرام میبینید بدونید تیم ترجمه راضی نیست و باید از سایت اصلی به آدرس Asiam.ir دانلود کنین
سرنوشت عزیز من
قسمت ۳۱
بیا
کنار من باش
اون دیگه مُرده
اون هنوز زنده ست
زنده ست - بزودی تاج و تخت رو بدست میارم -
میتونم بهت یه جایگاه اشرافی بدم اگه باهام موافقت کنی
میخوام از اینجا دورش کنم
از اینجا میبرمت
اعلیحضرت فوت شدن
سربازا
جسدشو از اینجا ببرین
نه....اون مال منه
وی شون به ملکه مادر ادای احترام میکنه
اعلی حضرت
درود ملکه مادر
بلند شو
شیائو یین زی
ارباب وی درست به موقع اومدی باید فورا یه چیزیو بهت بگم
چی شده؟
یکی میخواست تو تالاراصلی به اعلیحضرت و بانو چو صدمه بزنه، چرا وایسادین باید برین نجاتشون بدین
سربازا شیائو یین زی رو ببرین به زندان
اطاعت
نه.....تو....نه
ارباب وی بالاخره جایگاهت رو فهمیدی
حق با شما بود من فقط به یی چی وفادارم
به امپراتور جدید وفادار خواهم بود
چی؟
چه اتفاقی برای اعلیحضرت افتاده؟ ها؟
ببریدش
باید توضیح بدی، حرف بزن
چه اتفاقی برای اعلی حضرت افتاده؟ - راه بیفت -
اگه هنوز ازسایت های نماشا؛آپارات؛اینما و کانال های تلگرام گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدانین
گمشو اون تو
آهای من....
ولم کنین میخوام وی شون رو ببینم
الهی اعلی حضرت.... - شیائو یین زی -
کیه؟
شیائو یین زی
لیان چیائو
تو چرا اومدی اینجا؟
زمانیکه آویز خونین و شمشیر یین شو ترکیب بشن
اونی که میتونه دنیارو دربر بگیره
لان یوئه....
آویز خونین؟
صیغه لینگ شما این یشم رو میشناسی؟
آویز هنوزم دست می چی چیه
خواست خداست
می چی چی
خدا نمیزاره دست از سرت بردارم
شاهدخت - برین کنار -
شاهدخت بدون دستور ولیعهد نمیتونیم بزاریم جایی برین
برادرم کجا رفته؟ مگه نگفت برمیگرده میاد سراغ من؟
شاید کارشون هنوز تموم نشده، ماهم منتظر خبریم
کارش ربطی به صیغه لینگ داره؟
اگه با اون باشه پس ممکنه جیه...توی خطر باشه
ولیعهد...
ولیعهد چندنفرو بردن تا به شهر حمله کنن - چی؟؟ -
برین کنار
عجله نکن بیا یکم دیگه منتظرش بمونیم
شاهدخت
این چطوره....
اون میتونه بره و خبر بیاره لطفا یکم دیگه منتظر بمونین
حواستو جمع کن و سریع برگرد
چی چی....چی چی
من واقعا....
عاشق تو
هستم
لو آئو
زودباش بیدار شو
نمیتونم از دستت بدم
عالیجناب، ملکه مادر اومدن
بیارشون داخل - چشم -
تبریک میگم عالیجناب، نبرد به خوبی تموم شد
شما تموم اون وحشیا و لوآئو رو شکست دادین و به تخت نشستین
ممنونم رهبر فرقه که بهمون نقشه ای دادین تا سربازای وی شون رو دور کنیم
تا افراد دور برادرم کمتر بشه
وقتی جیه به شهر حمله کرد
وی شون مجبور بود اول جلوی اونو بگیره و وقتی جفتشون زخمی بودن من اومدم که نجاتشون بدم
اینجوری مردم دیدن وحشیا چه بلایی سر شهر آوردن و مجبور شدن
برای محافظت از کشور برادرمو رها کنن و به من کمک کنن تا بیسانگ رو شکست بدم
جیه همیشه خیلی آگاه بوده
کنجکاوم از چه روشی استفاده کردی تا کاری کنی اونا توی تله بیفتن؟
وقتی خودمو جای لینگ چیان سی جا زدم، باهاش حرف زدم که
بعداز برکناری لوآئو، ارتش لینگ افرادی رو به شاهزاده جی میده اما
هدفشون فقط کمک به وحشیا و حمله به شهره، اون باورش شدو نقشه کار کرد
رهبر فرقه تو هم باهوشی و هم شجاع
ولی هنوزم باید خودتو جای صیغه لینگ جا بزنی
بعداز اینکه چه آر حکم خودکشی صیغه لینگ رو اعلام کرد
تو میتونی دوباره جایگاه خودتو بعنوان رهبر قبیله وو بگیری
و بعدش میتونی با هویت اصلی خودت در ضیافت بزرگ یی چی شرکت کنی
لطفا بازم به پسرم کمک کن
ملکه مادر خیالتون راحت باشه
تنها کسی که اجازه بحث کردن با رهبر قبیله وو رو داره پادشاه یی چیه
درسته که هنوز رسما به تخت ننشستین اما حمایت قبیله وو رو دارین
پس شما قطعا امپراتور یی چی هستین
برادرم مُرده و من وارث تاج و تخت هستم
درضمن من ولیعهد بیسانگ رو کشتم و با توجه به قدرتی که یی چی داره
باور دارم که
هیچکس جرات گفتن کلمه ای رو نداره
پس در روز تاجگذاری شما، قبیله وو هدیه گرانبهایی رو تقدیمتون میکنه
ولی قبل از اون
شما باید لطفی درحقم کنین و به نشان اتحاد می چی چی رو دستگیر کنین
مشکلی نیست
فورا حکم دستگیری رو بنویس
هه یو....
برادرم....
ارتش لینگ با شاهزاده جی، توطئه کردن
و با ارتش یی چی همکاری کردن
ولیعهد....و تمام برادرانمون
به دست اونا کشته شدن
لینگ آر
امکان نداره
داری بهم دروغ میگی
هه یو
بلند شو
داری بهم دروغ میگی درسته
هه یو داری دروغ میگی مگه نه؟
میخوام برادرمو ببینم
لینگ آر - شاهدخت -
وای چی شده؟
این همون ولیعهد بیسانگ نیست؟
اون به مرز و شهر حمله کرده و پادشاهمون رو کشته
کره فا با افتخار تقدیم میکند Asiam.ir مترجم:tel:@HOBABYAKHI4
باید برادرمو ببینم - نه نرو -
بی احتیاطی نکن
اینجوری دارش زدن - آره - حقش بود بمیره -
کدوم مردی توی دنیا لیاقت خواهر خوشگلمو داره؟
باشه بابا
تا وقتی تو خوشحال باشی من با هرچیزی موافقت میکنم
هرگز رهات نمیکنم
شنیدم بانو چو یه جادوگر از قبیله ووئه
با بیسانگ تبانی کرده و اجازه داده به یی چی حمله کنن
خوشبختانه شاهزاده جی با افرادش بموقع رسید تا خائنا رو بکشه - بزنیدش مرگ حقشه....بزنیدش -
بسه دست نگه دارین
چیکار میکنی ها؟
اگه میخوای شاهدخت سالم بمونه پس خفه شو
بزنیدش صدبار بمیره
لو آئو
کی میخوای بیدار شی؟
من دیگه توان ادامه دادن ندارم
چی چی....
چی چی
چی چی
چی چی
چی چی
چی چی تو کجایی؟
چی چی
میدونم اصلا اشتها نداری
ولی اگه الان چیزی نخوری....
لینگ
آرومتر
آرومتر
نگران نباش
با این خاطر به خودم صدمه نمیزنم خوب زندگی میکنم
تا امید برادرم زنده بمونه
آرومتر بخور
هیچکس این بیرون نیست
اگه میخوای گریه کنی، گریه کن
من همیشه از بچگی
برادرمو ناراحت میکردم
ولی هربار ناراحتش میکردم
همین که اشکام راه میگرفت
دیگه ازم عصبانی نمیشد
سعی میکرد به جاش خوشحالم کنه
ولی از الان به بعد
مهم نیست چقدر گریه کنم
اون دیگه برنمیگرده
هیچکی نیست نازمو بخره
من نازت رو میخرم
به خوبی برادرت باهات رفتار میکنم
درست مثل برادرم؟
راستش نه
منظورم این نیست که تورو مثل خواهرم میبینم
منظورم اینه که، حتی بهتر از جیه باهات رفتار میکنم
دنبالم بیا
لینگ داری چیکار میکنی؟
دیدی
تو از من خوشت نمیاد
فقط دلت برام میسوزه میخوای بهم ترحم کنی
چطور میتونی این فکرا رو بکنی؟
چون تو آدم خوبی هستی
باهام خوب رفتار میکنی
ولی با بقیه هم خوب رفتار میکنی
میدونی که باتو یجور دیگه رفتار میکنم
ازینجا برو
آخه کجا برم؟
هرجا بری خوبه
اصلا برگرد قبیله وو
مجبور نیستی مراقب خواهرت باشی
پس تو چی؟
تو...نمیخواد نگران من باشی
من عین برادرمم
نیازی نیست نگرانم باشی
چطور ازم میخوای نگرانت نباشم؟
وو جی
نکنه واقعا عاشقم شدی؟
ولی چقدر حیف...
من فقط میخواستم بدستت بیارم
از وقتی بچه بودم
هرچی میخواستم باید بدستش میاوردم
ولی ظرف چندروز ازش خسته میشدم
و الان....
الانم درباره تو همین.... - ساکت شو-
وو جی
میخواستم اینو بعدا بهت بگم
ولی با توجه به این شرایط من نمیتونم....
میدونستی؟
اصلا بلد نیستی دروغ بگی
میدونم الان خیلی ناراحتی
بخاطر همین میخوای کاری کنی من برم
ببخشید - اینو نگو-
احمق کوچولو
دوباره منو از خودت دور نکن
وو جی
لینگ آر
وای نه
بیا بزن
واقعا دارم با این کار کچل میشم - خوبه شراب داریم بخوریم -
یکم دیگه نگهبانا عوض میشن تحمل کن
با یه فنجون مست کردی
چقدر ظرفیتت پایینه
برادر با خودم میبرمت خونه
چیکار میکنی؟
دنبالم بیا - نمیام -
اون ولیعهد بیسانگه که اینجا کشته شده
اجازه نمیدم توی آفتاب بپوسه
چیکار میکنین؟
اون جیه نیست - چطور ممکنه ؟ -
ممکن نیست اون برادرمه
دیدی اون فقط یه نقابه.... اون بالا رو ببین
عجب آدمای بی صفتی هستن همچین حقه ای زدن تا مارو بندازن توی تله
ولی...
چرا از جنازه تقلبی استفاده کردن؟
پس بدن ولیعهد کجاست؟
باعث افتخارته که جونت رو در راه نقشه بزرگ من فدا کردی
وقتی حاکم کل جهان شدم
برات یه عزاداری مجلل میگیرم
کی اونجاست؟
عالیجناب
رهبر فرقه
خیلی باهاش محترمانه رفتار میکنین
حتما شوخی میکنین سرورم
چه احترام و افتخاری باید بهش بدم؟
وحشیا بخاطر کارهایی که کردن لایق مرگن
فقط چون بیگناه بود نمیخوام جسدش جلوی مردم آویزون باشه
نگه داشتن بدنش کار درستیه بالاخره اون به من کمک کرده
سرورم کی میخواین مراسم تاجگذاری رو برگزار کنین؟
برادرم تازه مُرده اگه فورا بعدش به تخت بشینم جلوه خوبی نداره
هرگز نمیخواستم برادرم از همچین تقدیری زجر بکشه
فقط میخواستم تاج و تختش رو به من بده
هرگز آرزوی مرگش رو نداشتم
ولی حیف اون موقع اوضاع خیلی آشفته بود
بعلاوه ....
من خیلی بی عرضه بودم نمیتونستم برادرمو نجات بدم
تقصیر شما نبود
اون توسط زهرگرگی مسموم شده بود
ولی بازم میخواست اون جادوگرو نجات بده
هرگز انتظارش رو نداشتم
که چوچینگ لی یه جادوگر باشه
اگه از شرش خلاص نشین در آینده هرج و مرج میشه
رهبر قبیله نگران نباش من دستور دادم تا می چی چی رو بگیرن
چی چی
چی چی
چی چی
چی چی
تو کجایی؟؟؟
چی چی
بیا بیرون
چی چی
زودباش بیا بیرون
چه آر، تو چهره یه پادشاه رو داری
فقط همچین لباس مجللی بهت میاد
بنظر تو چطوره؟
عالی شدین
چه آر....
قبل از اینکه برای سالها حکومت کنی، باید فرزندانی داشته باشی
شما دوتا باید بیشتر تلاش کنین
چشم
عجله ای نیست، میخوام اول به قدرت برسم
عجله ای نیست؟ چطور ممکنه عجله ای نباشه؟ این خیلی ضروریه
به لو آئو فکر کن
اگه لو آئو بچه ای داشت
تو چطور میتونستی به همین راحتی به تخت بشینی؟
حرفای مادرت رو آویزه گوشت کن سلطنت نیازمند یه وارثه
نباید به کسی اجازه بدی شانس غصب کردنش رو داشته باشه
چشم مادر فهمیدم
داشتم به این فکر میکردم چندتا صیغه دیگه به حرمسرات اضافه کنم
تو که مخالفتی باهاش نداری؟
مشکلی نیست شما انتخابشون کنین
اونا مهم نیستن چیزی که مهمه خونواده شونه و اینکه به من کمک کنن تا قدرتم رو مستحکم کنم
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.