Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
♥کره فا با افتخار تقدیم میکند♥ ♥KoreFa.ir♥ ♥\Nمترجم: @bllackparadise ویراستار:@Hobabyakhi4
[سرنوشت عزیز من]
[قسمت 26]
اعلیحضرت طبق تحقیقاتم
اون وزرایی که چندروز پیش با رفتار بانو چو مخالفت کردن
همگی تو عمارت شخصی وزیر جناح چپ جمع شدن
بعدشم شاهزاده جی شخصا به ملاقاتشون رفتن
بنظر میاد عجله داره
همینطور
با توجه به یه سری سرنخ هایی که دنبال کردم فهمیدم قاتلینی که سعی کردن
شما و بانو چو رو به قتل برسونن یه ارتباطی به شاهزاده جی دارن
من بی مصرف بودم برای همین نتونستم قصد
اون قاتلا رو بفهمم
حالا که مدارک کافی هست
چرا صبر نکنیم
تا قبل از اینکه تور رو ببندیم و بگیریمشون ماهیای بیشتری طعمه رو بگیرن؟
لیان چیاو
لیـــــان چیاو
بانوی من ! بانوی من
چیشده بانوی من؟
من اینجام
خیلی گرممه
بانوی من یه لحظه صبر کنین
بیا. اروم بیا
این چیه؟
بانوی من چطوره؟
خیلی حس خوبی داره
بیخیال
منو باد نزنین
با اینکه من خنک تر میشم
ولی شماها عرق میکنین
اشکالی نداره بانوی من
ما گرممون نیست
تا وقتی شما خنک بشین ما هم خوبیم
تابستونای اینجا خیلی گرمه
الان یخ تنها چیزیه که زندگیو بهم برمیگردونه
خیلی خوبه
بانوی من
بانوی من
بانوی من
بانوی من
بانوی من نمیشه اینجوری روشون دراز بکشین
آ هنگ چیکار میکنی؟
بانوی من
الان اون زمان مخصوص از ماهه
نمیشه که
به چیزای سرد دست بزنین
اینجوری که نمیشه
درسته درسته بانوی من
الان عادت ماهانه هستین نمیشه به چیزای سرد دست بزنین
درسته
وگرنه
ممکنه کمردرد بگیرین و برای سلامتیتون خوب نیست
و تازه
حاملگی براتون سخت تر میشه
چطور جرات میکنی لیان چیاو
ببخشید بانوی من
مگه حقیقت نداره؟
کی گفته من بچه ی لو آئو رو حامله میشم؟
خیلی ازاردهنده ست
به هرحال
نباید به چیزای سرد دست بزنین
تابستونای یی چی خیلی گرمه
راه دیگه ای نیست خنک بشم؟
پس اعلیحضرت چی؟
ایشونم همینطورن
لو آئو از سرما و گرما میترسه
الان حتما داره عذاب میکشه
باید به یه راهی فکر کنم
که گرما رو کمتر کنه و اونو خنک کنه
[انبار ذخیره یخ]
بانو چو
چی باعث شده که به انبار ذخیره ی یخ بیاین؟
میشه منو ببری به انبار تا یه مقدار یخ برای اعلیحضرت ببرم؟
بله حتما بانوی من
از اینطرف لطفا
بانوی من
چه جور یخی
مدنظرتون هست؟
منو ببر جایی که یخای تمیز و قابل مصرف داشته باشه
یخایی که بشه راحت خردشون کرد
یخای تازه بهم بدیا
چشم
دنبالم بیایین
من
کمکتون میکنم بهترینشو پیدا کنین
همینجاست
بانوی من بفرمایین داخل
عجیبه
چرا اینجا هیچ یخی نیست؟
بانوی من بهترین یخ ها
تو اعماق انبار هستن
برین جلوتر میبینین
چیکار داری میکنی؟
باز کن
چیکار میکنی؟
درو باز کن
بانوی من
الان دیگه با خیال راحت هرچی یخ میخواین بردارین
درو باز کن
چرا بانو هنوز برنگشتن؟
نباید به حرفشون گوش میکردم
ولی امیدوارم اتفاقی نیوفتاده باشه
از وقتی که رفتن
خیلی وقته که میگذره
درو باز کن
اعلیحضرت چشمتون چیشده؟
بازم چشمتون میپره؟
قلبم احساس ناراحتی میکنه
اعلیحضرت
یکم اب بنوشین
که اروم بشین
اروم بشین
اخرین باری که این اتفاق افتاد
چی چی داشت دور از چشمم درمورد گذشته تحقیق میکرد
امیدوارم که
اینبار دیگه بدون اطلاع من کاری نکنه
می چی چی؟
می چی چی؟
نمیشه
از اینجا تا انبار ذخیره ی یخ راهی نیست
چرا هنوز برنگشتن؟
نه باید برم یه نگاهی بندازم
لیان چیاو
برو دیدن اعلیحضرت
ببین بانو بعد از انبار ذخیره ی یخ مستقیما رفتن اونجا یا نه
بیا جدا جدا بریم
باشه
اعلیحضرت
لیان چیاو،خدمتکار عمارت رانشی اجازه ی ملاقات میخواد
بذار بیاد
چشم
لیان چیاو وارد شو
لیان چیاو عرض ادب میکنه اعلیحضرت
چیشده؟
امروز صبح بانوی من گفتن که هوا خیلی گرمه
واسه همین میخواستن یکم بستنی لوبیا قرمز براتون درست کنن که خنک بشین
و بعدش رفتن به انبار ذخیره ی یخ ولی هنوز برنگشتن
واسه ی چی همراه بانوت نرفتی؟
بانو گفتن که
میخوان تنها برن تا شمارو غافلگیر کنن
و اجازه ندادن دنبالشون بریم
مجازاتم مرگه
مجازاتم مرگه
مجازاتم مرگه
اعلیحضرت
در انبار ذخیره ای که بانو چو رفته داخلش رو باز کن
کری؟
چشم
اعلیحضرت از اینطرف تشریف بیارین
امروز از شر هردوتون خلاص میشم
چی چی
چی چی
چی چی
چی چی خوبی؟
چی چی
چی چی
چی چی صدامو میشنوی؟
نگام کن
چو چینگ لی
بیدارشو
من اینجام
بیدارشو
اعلیحضرت
نمیخوام بمیرم
نمیمیری
نمیذارم بمیری
نمیتونی بمیری
اعلیحضرت
میخواستم یکم بستنی یخی درست کنم که خنک بشی
میدونم حرف نزن
یکم دیگه تحمل کن
یکی میاد نجاتمون میده
طاقت بیار
اعلیحضرت
اعلیحضرت اونجایین؟
زودباش درو باز کن!باید بانو چو رو نجات بدیم
چشم
ارباب وی! اعلیحضرت الان رفتن داخل
اعلیحضرت
آ هنگ بیدارشو. آ هنگ
اعلیحضرت
اعلیحضرت
بذارینم پایین
چی چی
زیاد ناراحت نباش
...وضعیت بدنت زیاد خوب نیست
همش تقصیر منه
تقصیره منه
اگه بخاطر من نبود
تقصیر منه
دراینده از آ هنگ دور بمون. باورش نکن
بانوی من
بانوی من
بانوی من وایسین منم بیام. بانوی من
بانوی من
خیلی خب بذارین کمکتون کنم لباستونو عوض کنین
لیان چیاو اینکارو میکنه
..پس
پس من میرم
آ هنگ تو خیلی بااستعدادی
لیان چیاو زودباش بانورو از اینجا ببر
آ هنگ
آ هنگ
حالا که از دیوان غربی رفتین پس دیگه ماموریت من تموم شده
در اینده ما یه خونواده میشیم
این تقصیر منه
آ هنگ
آ هنگ
نگران نباش
من به خوبی مراسم ختمشو برگذار میکنم
هوا خشکه
کمک
یکی اینجا مرده
یکی مرده
سرورم
چیزی که عجیبه اینه که این خواجه اصلا جای زخم روی پاش نداره
اما من واضح یادمه که پای راستش رو زخمی کردم
ممکنه که این شخص رو قربانی کرده باشن؟
چرا اومدی بیرون؟
مگه نگفتم استراحت کن؟
فقط امیدوارم که بتونم قاتلو پیدا کنم
تا انتقام آ هنگو بگیرم
اگه حالت خوب نیست برو استراحت کن
به خودت فشار نیار
حالم خوبه
شنیدم که لو جیو چن گفت
که یه جور جادوی خاصی وجود داره
جادو؟
منظورتون روش مبدل سازیه؟
ولی فقط طایفه وو بلدن چطور اجراش کنن
هیچکس تو یی چی همچین روشی رو بلد نیست
چه برسه
توی قصر
تنها توضیحی که میشه داد
اینه که یکی از اعضای طایفه ی وو به قصر نفوذ کرده
من تو انجام وظایفم کوتاهی کردم
طایفه ی وو؟
سان شنگ هوا اومده به یی چی
سان شنگ هوا؟
الان الان مسئله ی مهم پیدا کردنه مجرم واقعیه نه طایفه ی وو
اول مسئولیتتو انجام بده
چشم
تمام اتاقای قصر رو بگردین
یه نفرم از دست ندین
همین الان انجامش میدم
ازتون خواهش میکنم اعلیحضرت
که اجازه بدین منم همراه ارباب وی برای تحقیقات برم
این یه مسئله ی پیچیده ست
هرکسی که ممکنه مجرم باشه نمیخواد خودتو به خطر بندازی
به علاوه
تو هنوز حالت خوب نشده
نمیتونم همینجوری بشینم و نگاه کنم
چه برای خودم باشه
چه برای آ هنگ
باید دنبال مجرم بگردم
به من گوش بده
برو استراحت کن
لطفا بهم اجازه بدین
فرمانده
فرمانده
بریم
بانوی من
بانوی من
چیشده؟
سربازای قصر برای بررسی محل اقامتتون اومدن
میخوان اتاق منو بگردن؟
واسه چی؟
ظاهرا یه نفر مرده
دارن تمام اتاقا رو میگردن
تو واسه چی هول شدی؟
نکنه تو کشتیش؟
بانوی من
چطور ممکنه کار من باشه؟
من تمام مدت تو عمارت یی شوان بودم
جایی نرفتم
بسه
بذار هرجارو دلشون میخواد بگردن
مزاحم استراحت کردن من نشین
چشم
امشب تو به من خدمت میکنی
عرض ادب بانو چو،عرض ادب ارباب وی
من از طرف اعلیحضرت دستور دارم
تا دنبال قاتل بگردم
بله
راحت باشین
فقط اینکه ما همین الان به بانو اطلاع دادیم
و ایشون حالشون خوب نیس
پس لطفا مزاحمشون نشین
تحقیقات امروز
باید شامل تمامی اتاقها باشه به علاوه ی تالار شانزه و اتاق خدمتکارا
سرورم
بانو یه زن هستن اگه بخوایین اتاقشون رو بگردین
نمیشه از دستور اعلیحضرت سرپیچی کرد بابت مزاحمت عذر میخوام
من انجامش میدم
بانوی من
مشکلی نیست
خواهر لینگ بابت ورودم عذر میخوام
ببخشید
خواهر لینگ خوابیدین؟
تمام روزو اینجا بودین؟
هرروز
هوا داره گرمتر و
گرمتر میشه
منم که کاری واسه انجام دادن ندارم
برعکس تو خواهر
هرروز همش باید بین عمارت رانشی و تالار لونگ شیان درحال رفت و امد باشی
حتما خسته شدی
امروز اومدم یکی رو پیدا کنم
...منظورت اینه که
اونا تو اتاق من قایم شدن؟
طرز حرف زدنش
یکمی شبیه سان شنگ هواست
داخل رو که گشتی
همینطور بیرون اتاقم رو
و همونطور که میبینی
هیچکس اینجا نیست
ولی من خیلی خسته ام
حالا میتونی بذاری بخوابم؟
هنوز نه
دیگه چی میخوای؟
خواهر لینگ میشه پای راستتون رو
نشونم بدین؟- گستاخ-
...فقط اعلیضرت میتونن منو ببینن
اعلیحضرت اجازشو دادن
پس هیچ انتخابی ندارین
واقعا فکر میکنی
اونی که دنبالشی منم؟
باشه،بهت نشون میدم
اگه من اون شخص نباشم
در اینده
دیگه پاتو توی عمارت یی شوان نذار
همینکارو میکنم
اون خیلی مشکوکه
ولی بازم زخمی نداره
واقعا کار اون نیست؟
دیگه مرخص میشم
بانو چو به سلامت برین
بریم
بیا بیرون
بانوی من
الان ... چی شنیدی؟
...من
...بانوی من شما واقعا
بارها و بارها بهت گفتم
سوالاتی که نباید رو ازم نپرس
دیشب نتونستیم
قاتلی که پای راستش زخمی شده پیدا کنیم
حتی یه نفرم روی پای راستش زخم نداشت؟
فقط یه خواجه ی پیر بود که یه زخم داشت که ماله سالها پیش بوده
خیلیا دیشب اونو سر وظیفه اش دیدن
واسه همین اون مشکلی نداره
ممکنه اونا از قصر فرار کرده باشن؟
بعیده
بعد از اون اتفاق همه ی بخشها طبق دستورتون گشت زنی رو افزایش دادن
به جاسوسامون خبر بده که درموردش تحقیق کنن
باید کسی که جرات کرده بانو چو رو بکشه پیدا کنیم
چشم
بانوی من مراقب باشین
چیزی نیست
بانوی من
اتفاقی که برای آ هنگ افتاد تقصیر شما نبود
زیاد خودتونو سرزنش نکنین
اگه آ هنگ هنوز اینجا باشه
نمیتونه ببینه شما اینجوری حواستون پرته
و نه غذا میخورین نه میخوابین
نمیتونم درک کنم که این اتفاقات چه ارتباطی میتونه
به من داشته باشه
بنظر میاد که ادمایی که سرشون شلوغه فراموشکارن
اونموقع شما گفتین که میخواین صداقتم رو نشونتون بدم تا ثابت کنم که ارزش اتحادو دارم
شنیدم که چو چینگ لی
درمورد صیغه یین تحقیق کرده
جنایتهاتون تقریبا اشکار شدن
برای همین طبق راهنماییاتون سعی کردم از شر اون چو چینگ لی واستون خلاص بشم
یادتون نمیاد؟
ولی فقط از شر یه خدمتکار ناچیز خلاص شدی
و بازم جرات میکنی بیایی اینجا و با من مذاکره کنی؟
مسخره ست
من مادر یی چی هستم
فکر کردی با حرف زدن میتونی یه نمایش برگذار کنی تا صداقتتو نشونم بدی؟
اخرش
چو چینگ لی انقدر خوش شانس بود که
تونست فرار کنه
واسه همینم هست که قبول نمیکنین؟
تو فکر اینم که
لو آئو بهش گفته
که چطور اون زمان مادرش به دست شما کشته شده؟
اگه بقیه در این مورد بفهمن هم میتونین اینجوری میخندین؟
تالار اصلی دراین مورد به صیغه لین گفتن
صیغه یین هیچ ارتباطی با تالار اصلی نداشته
به علاوه تو هیچ مدرکی نداری
فقط با چند کلمه حرف
فکر میکنی اعلیحضرت باور میکنن؟
از اینکه باورت نکنن نمیترسی؟
باشه بیایین صبر کنیم و ببینیم
♥کره فا با افتخار تقدیم میکند♥ ♥KoreFa.ir♥ ♥\Nمترجم: @bllackparadise ویراستار:@Hobabyakhi4
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.