Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir
♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir
KoreFa.ir مترجم: NegaR
برای بانوی زشت یک فنجان دمنوش آرامبخش بیارین
به پزشک سلطنتی هم بگو حواسش جمع باشه
و اگر خبری شد سریع بهم اطلاع بده
چشم، عالیجناب
نگران نباشید، من اینجا میمونم
شما تشریف ببرید و استراحت کنید
یک شبانه روزه که چشم رو هم نذاشتین
بهش نگو من گفتم براش دمنوش بیارن
وگرنه نمیخوره
چشم
عالیجناب
چی پیدا کردی؟
چهار نفری که کجاوه رو حمل میکردن از خدمتکاران قصر نبودن
کاهن های معبد هم اونارو نمیشناختن
هیچ سرنخی نداریم
ظاهرا یکنفر خیلی وقته که داشته برای اینکار نقشه می کشیده
چرا باید کسی بخواد
بانوی زشت رو بکشه؟
احتمال داره که حمل کننده های کجاوه یهو وسط راه عوض شده باشن؟
مطمئنم نیستم
برو بررسیش کن
ببین اول که کجاوه بانو از قصر خارج شد کیا حملش میکردن
و وسط راه چه اتفاقی براشون افتاده
برو با همه ی خدمتکار هایی که مسئول حمل کجاوه ها هستن صحبت کن
حتما بهش رسیدگی میکنم
راستی
چند روز پیش که شاهزاده جی وانگ رو دنبال میکردم
به عمارت جناب وزیر رفتن
به جز خود وزیر زو و دخترشون هیچکس دیگه ای
اونجا حضور نداشت
ظاهرا شاهزاده جی برای صحبت کردن درباره ازدواجشون اونجا رفته بودن
فکر نکنم اینطور باشه
چرا انقدر داری لفتش میدی؟
شاهزاده جی لطفا آروم باشین
دارم روی نقشه کار میکنیم
اما افراد کمی هستن که میشه بهشون اعتماد کرد
فکر کنم خودت خوب بدونی
که برای چی قبول کردم با دخترت ازدواج کنم
اگر چیزی که میخوام رو بدست نیارم
خودت میدونی که چه عواقبی برات داره
کیه؟
یوهان، بهتون عرض ادب میکنه
لازم نیست انقدر رسمی باهام حرف بزنی
مشکلی پیش اومده؟
بحث های مربوط به کار و کشوره
تو خودتو نگران نکن یوهان
بله
متوجهم
پدر زن
بحث های کاری برای امروز بسه
امیدوارم پدر زنم در آینده به خوبی بتونه به کارهایی که بهش سپردم رسیدگی کنه
با دقت و در سریع ترین زمان ممکن
من دیگه بیشتر از این نمیتونم صبوری کنم
بله، شاهزاده
خیلی خب
با مادرم صحبت کردم
روز عروسیمون رو مشخص کردیم
پانزدهم این ماه با یوهان ازدواج میکنم
روز خوبیه
بعد از این، یوهان رو به دست شما میسپارم
قول و قراری که باهم داشتیم رو فراموش نکنی
هرگز فراموش نمیکنم
به سلامت شاهزاده
پدر اگر ازدواج من با شاهزاده جی شمارو توی شرایط سختی قرار میده
من میتونم ازدواج رو کنسل کنم
این چیزا به تو ربطی نداره
دیدم که با شاهزاده جی داشتین بحث میکردین
درباره چی صحبت میکردین؟
من به شاهزاده جی قول دادم و وارد کشتی اون شدم
وسط راه نمیتونم از کشتی پیاده بشم
مگر اینکه کشتی درگیر طوفان بشه و خودش غرق بشه
نمیتونی فرار کنی
بخاطر این دستبند باید همیشه نزدیک من باشی
بیشتر از سه متر نمیتونی ازم دور بشی
چه داستانی برای خودت میبافی
این جادوی وو ئه
تو از جادوگر های قبله وو هستی
هرچقدر بیشتر بدونی
اوضاع سختتر میشه و من نمیتونم دیگه ولت کنم
باشه
اشکالی نداره
اما اگر بکشمت
جادوی وو از بین میره
چرا هیچ واکنشی نشون نمیدی؟
میدونم که منو نمیکشی
فکر کردی جراتشو ندارم؟
چشمات همه چیزو لو میدن
میدونم که نمیکشیم
اگر کشتم چی؟
من یه راهی برای نجات دادن خودم بلدم
تو
لطفا بذار برم
به هیچکس درباره ت چیزی نمیگم
توروخدا بذار برم
قسم میخورم، دروغ نمیگم
برای حفظ امنیت شی شی
نمیتونم بذارم بری
اشتباه کردی که تا اینجا دنبالم اومدی
شی شی
اسم بانوی زشته؟
تا کی میخوای منو اینجا نگه داری؟
میشه حداقل یه نامه برای برادرم بفرستم؟
نمیشه
..تو
باشه
اگه ولم نکنی
خودت بعدا پشیمون میشی
خوبه حداقل یکم وجدان و شعور داره
این چه آشغالیه که بهم دادی؟
برای رفع گرسنگی کافیه
رفع گرسنگی؟
آدم که برای رفع گرسنگی غذا نمیخوره
باید از چیزی که میخوره لذت ببره
اما تو بهم یه کاسه رشته با سبزیجات دادی
خودت چی میخوری؟
فهمیدم
خودت غذاهای خوشمزه میخوری
و این آشغالا رو میدی به من
تو اینو میخوری؟
مشکلی داره؟
اصلا تو زندگیت از چیزیم لذت میبری؟
خیلی بد اخلاق، جدی، یک دنده و سرسختی
و به عنوان غذا فقط میوه میخوری
امکان نداره
من عمرا نمیتونم پیش تو بمونم
انقدر حوصله مو سر میبری که آخرش میوفتم میمیرم
گشنمه
ولی لب به همچین غذایی نمیزنم
متاسفانه
رشته هاش یکم سرد شده بودن و از دهن افتادن
بازم هست؟
یک کاسه دیگه
دیگه نداریم
اما من هنوز سیر نشدم
میشه یکم برم گشت بزنم و بازی کنم؟
نمیشه
حالا که اینجا با من تک و تنها موندی
باید با عادت ها و برنامه های من خودتو وفق بدی
واسه چی؟
من خیلی مستقل و خود رای بزرگ شدم
دلم نمیخواد هرکاری بقیه میکنن رو منم انجام بدم
خوشم نمیاد از دستورات بقیه پیروی کنم
هرکار دلت میخواد بکن
بانوی من
لطفا یکم بخوابید
دو روزه که همینجا نشستین و استراحت نکردین
من اینجا میمونم و مواظبشم
میدونی
رابطه ما خیلی عجیبه
دو روز پیش
آرزو میکردم که دیگه هیچوقت آهنگ رو نبینم
اما الان
میترسم که دیگه هیچوقت چشماشو باز نکنه
آهنگ، آهنگ
یاس زرد، سریع برو پزشک رو خبر کن
چشم
آهنگ، آهنگ
طاقت بیار
پزشک سلطنتی به زودی میرسه
ممنون بانوی من
تو فقط آروم باش و استراحت کن
چیزی نگو
بخواب
بانوی من
میدونم که هنوز از عالیجناب عصبانی هستین
اما عالیجناب
واقعا شمارو دوست دارن
بانوی من
عالیجناب
عالیجناب مجبور بودن که شمارو به حیاط غربی تبعید کنن
بعدا که عالیجناب متوجه شدن
اونجا داره بهتون سخت میگذره
به دور از چشم بقیه
چندین بار اومدن اونجا دیدن شما
هروقت که برمیگشتن
تا چند روز ناراحت بودن
اما اون
همیشه یه کاری میکرد
و باعث میشد که من آسیب ببینم
وقتی که شما از حیاط غربی دوباره به قصر برگشتین
ماموریت من تغییر کرد
ماموریتت تغییر کرده
بعد از این باید مواظب بانو باشی
لازم نیست تعقبیش کنی و گزارش کارهاشو بهم بدی
شاید
هرکسی سختی های خودش رو توی زندگی داره
عالیجناب
حالا که تا اینجا اومدین، چرا نمیرین داخل؟
جینگلی حتما خیلی از دستم ناراحته
نمیخوام برم مزاحمش بشم
اگر من تنهاش نمیذاشتم اون و آهنگ مورد حمله قرار نمیگرفتن
عالیجناب یه اتفاق بود دیگه
اگر برای بانو توضیح بدین
مطمئنم که درک میکنن و میفهمن تقصیر شما نبوده
ولش کن
این چند روز فقط حواسش به آهنگ بوده و نگران اونه
نمیخوام با دیدن من ناراحتیش بیشتر بشه
درود عالیجناب
خیلی خب
برو جون اون دختر رو نجات بده
پزشک سلطنتی
تمام تلاشت رو بکن
چشم
ممنونم عالیجناب
عالیجناب
شما نمیاین داخل؟
نه
باید برم یه یک کار دیگه ای رسیدگی کنم
حواست به بانوی زشت و آهنگ باشه
اطاعت عالیجناب
تو اینجا بمون و کمک دستشون باش
اگر چیزی لازم بود سریع اطلاع بده
چشم
به بانو میگم که شما هم نگران بودین و خیلی به فکرشونین
لازم نیست
بهش نگو که اومده بودم اینجا
چشم
آهنگ
چرا هی حالش داره بدتر میشه؟
بانوی من خیالتون راحت باشه
با اینکار سم های درون بدنش تخلیه شدن
امیدوارم که اگر به خوبی ازش مراقبت بشه
حالش رو به بهودی بره، اما نمیشه با اطمینان چیزی گفت
تو حالت خوب میشه و چیزیت نیست
تو حالت خوب میشه و چیزیت نیست
پزشک وو
باید از بهترین درمان ها و دارو ها، برای نجات اون استفاده کنین
آهنگ جون منو نجات داد
در عوضش
از شما میخوام تمام تلاشتون رو بکنین و اونو نجات بدین
نیازی به اینکار نیست بانوی من
من به عالیجناب قول دادم که
نهایت تلاشم رو برای درمان این دختر بکنم
بانوی من شما و عالیجناب، خیلی نگران هستین
امیدوارم که به زودی حال این دختر بهبود پیدا کنه
عالیجناب؟
اونم اینجا بود؟
وقتی رسیدم اینجا، عالیجناب توی حیاط بودن
پس برای چی نیومد تو؟
بانوی من
رنگ و روی شما هم پریده
حتما خوب نخوابیدین و غذا نخوردین
باید حواستون به خودتون هم باشه و کمی استراحت کنید
زود باش
بانوی من
کل روز هیچی نخوردین، یکم پوره براتون آوردم
نمیخوام
اشتها ندارم، تو بخورش
یاس زرد نمیتونه بخوره
الان سیره
نمیتونه بخوره
من
بله، من سیرم
گشنه نیستم
تو اینجا چیکار میکنی؟
من، خب من
اومده بودم دنبال یاس زرد که ببینم غذا خورده یا نه
یاس زرد
خیلی حرفه ای هستی
توی این پوره از گیاهان دارویی استفاده کردی
ترکیب خیلی خوبی از پوره با گیاهان دارویی درست کردی
آرامبخشه و بدن بانو رو تقویت میکنه
کاملا برای بانو مناسبه
یاس زرد
تو کِی گیاهان دارویی رو یاد گرفتی؟
خب یه اقامتگاه شوشیان رفتم و از گیاه شناسان اونجا سوال کردم
آره آره
یعنی خودت این پوره رو دست کردی؟
عالیجناب یه تو گفته اینو برای من بیاری؟
بانوی من
عالیجناب خیلی نگران شما هستن
نمیخورم
بانوی من
عالیجناب گفتن
باید وایستم بالای سرتون و تا تمومش نکردین از جام تکون نمیخورم
خواهشا باهام همکاری کنین
لطفا، لطفا
وایستی منو تماشا کنی تا تمومش کنم؟
نکنه سمی چیزی توی این پوره ریخته؟
نه نه نه
چطور ممکنه سمی باشه؟
اینطوری نیست
هیچ مشکلی نداره
بله
بانو، شوخی نکنین دیگه
تموم شد
میخواستم به عنوان پاداش یه هدیه گرونقیمت بهت بدم
اما ظاهرا تو
فقط به فکر شکمتی
میوه دوریان خشک شده خیلی خوشمزه ست
خیلی خوبه که آدم مثل تو زندگی کنه
با یه خوراکی یه جوری خوشحال میشی که انگار دنیارو بهت دادن
چرا احساس میکنم داری مسخره م میکنی؟
اینطور نیست
بهت حسودی میکنم
به من حسودیت میشه؟
تو رئیس قصری
از صبح تا شب کنار عالیجنابی
خیلی قدرتمندی
چرا باید به یک خدمتکار ساده حسودیت بشه؟
من باید همیشه حواسم به حرکاتم باشه و حتی موقع ناراحتی هم لبخند بزنم
اما تو یک خدمتکاری و
آزادنه میتونی احساساتت رو بروز بدی
بانوی زشت تورو سرزنش نمیکنه
بهش فکر کن
کی میتونه مثل تو رفتار کنه و بانوش چیزی بهش نگه؟
پس داری میگی
من یه چیزایی دارم که بقیه بهم حسودی کنن؟
بانو از وقتی هوش و حواسش برگشته سرجاش
با من خیلی خوب و مهربون برخورد میکنه
خیلی از قبل بهتر شده
فکر میکنم
اگر منم به جای آهنگ آسیب دیده بودم
بازم همونجوری ازم مراقبت میکرد
که اینطور؟
بانوی زشت با خدمتکار هاش خیلی مهربون برخورد میکنه
اما وقتی عالیجناب میاد پیشش
ایشون رو راه نمیده و همش از دستش عصبانی میشه
و به عالیجناب بی محلی میکنه
اگر کس دیگه ای به جز عالیجناب بود
این رفتارو تحمل نمیکرد و یه بلایی به سر بانو میاورد
بانوی من همیشه خیلی خوش اخلاقه
و با همه مهربونه
اگر میبینی از دست عالیجناب عصباینه
همش تقصیر خود عالیجنابه
گستاخ
چطور جرات میکنی همچین حرفی درباره عالیجناب بزنی؟
چطور ممکنه تقصیر عالیجناب باشه؟
حتما تقصیر خود بانوی زشته
خیلی لوس و خودخواهه
بانو خیلی هم بافکر و ملاحظه هستن
معلومه که تقصیر عالیجنابه
عالیجناب باعث میشن که بانوی من عصبانی بشه
چی
تقصیر بانوی زشته
تقصیر عالیجنابه
تقصیر بانوی زشته
تقصیر عالیجنابه
تقصیر بانوی زشته
تقصیر بانوی زشته
تقصیر عالیجنابه
نه خیر تقصیر بانوی من نیست
تقصیر عالیجناب نیست
تقصیر بانوی زشته
تقصیر عالیجنابه
تقصیر بانوی زشته تقصیر عالیجنابه
تقصیر بانوی زشته تقصیر عالیجنابه
مرغ سرخ شده
دختر جون
بیا یه نگاهی بنداز
چند رنگ ازشون داریم
چتر گلدوزی شده بخرین
مرغ سرخ شده
مرغ سرخ شده میفروشم
چتر گلدوزی شده بخرین
خیلی ارزونه
آقا
لطفا یکی از اینا بدین
بفرمایید مرغ سرخ شده
باشه
خیلی خب
این زن رو میشناسی؟
تا حالا دیدیش؟
نه ندیدم
مطمئنی؟
زن زیباییه
مطمئن باش
اگر میدیدمش
فراموش نمیکردم
واقعا ندیدمش
پس کجا خودشو مخفی کرده؟
اگر بفهمه که شی شی توی قصره
خیلی بد میشه
وایستا خب
خوشگله
خیلی خوش شانسی
هم این دخترو داری
هم یکی از بانو های قصرو
چیه؟
بهت گفتم که
شی شی یکی از دوستای قدیمی منه
چرا جیغ و داد راه میندازی؟
میخوای دردسر درست کنی؟
کی حرفتو باور میکنه
خیلی خب باشه
شوخیم نمیشه باهات کرد؟
من دهنمو بسته نگه میدارم
توام برای جبرانش
اینو برام بخر
ممنون
خوبه، خوبه
یکبار دیگه
عالیه
یکبار دیگه
خوبه
یکبار دیگه
دزد کوچولو
کی بهت یاد داده همچین کار بدی بکنی
دزدی کار خوبی نیست
حق نداری دفعه دیگه همچین کاری بکنی
خواهر، منو ببخش
مامانم چند روزه که هیچی نخورده
مرغ رو دزدیدم تا به مادرم غذا بدم
داری دروغ میگی مگه نه؟
باشه
بیا بریم ببینم
بریم ببینم مامانت چطور تورو تربیت کرده
بریم
خواهر
مامانم اگه بفهمه دزدی کردم منو میزنه
ولم کن
بدو، فرار کن
بدو بدو
چطور جرات کردی شاهزاده بن رو بزنی
وایستا ببین چه بلایی به سرت میارم
بیا، زود باش بیا
به منم بده بخورم
به منم بده
منو گول میزنی؟
گیرت انداختم
مرغ سرخ شده رو
پسش بده
پسرم
چی شده؟
مامان
هیچی نیست
تازه با این خواهر آشنا شدم
بگیر
مامان فقط همین چند تا دونه لوبیا برامون مونده
نمیتونیم همینم بدیم بره
نگران نباش
اون مهمون ماست
مامانم گفت اینارو بیارم برات
ممنونم ازتون
لازم نیست، باشه برای خودتون
من
اومدم اینجا بهتون مرغ سرخ شده بدم
این نشونه مهربونی مادرمه
باید قبولش کنی
کاش یه راهی پیدا میکردم تا بهش کمک کنم
چیکار داری میکنی؟ هان
چیکار میکنه؟
چه خبره؟
بیاین یه نگاهی بندازین، بیاین تماشا کنین
بیاین یه نگاهی بندازین، بیاین تماشا کنین
شهروندا، پیر و جوون
میخوام براتون نمایش تیکه تیکه کردن بدن انسان رو اجرا کنم
اگر احساس کردین نمایش داره خطرناک میشه، بهم بگین تا متوقفش کنم
خواهر
لطفا منو نکش
نمیتونم نگاه کنم
ترسناکه
ترسناکه
من زنده م
بچه حالش خوبه
عالی بود
یکبار دیگه
خانوم ها و آقایون
نمایش امروز تموم شد
فردا دوباره همین ساعت میایم اینجا
به بقیه هم خبر بدین و به دیدن نمایش ما بیاین
باشه
مرسی
بفرمایید
مرسی
مرسی، ممنون
ممنون
نوبت منه، عالی بود
توام اینجایی
داشتم ورزش میکردم
بیا بریم
حالت خوبه؟
دلم درد میکنه
انقدر که همه چیزو قاطی پاتی کردی و روی هم خوردی
چیکار کنم خب
دوست داشتم همه شونو امتحان کنم
باید یاد بگیری که هوس هات رو کنترل کنی
مثل تو
کل شب رو هیچی نخوردی
دوست نداشتی چیزی بخوری؟
نمیتونم
چقدر مسخره ای
خوبی؟
بعدا برات تمیزش میکنم
اشکالی نداره
هنوزم حالت بده؟
بیا زودتر برگردیم خونه
انتظار نداشتم که بلد باشی دارو درست کنی
یه چیزایی بلدم
چی توش داره
خوشمزه ست
گیاهان دارویی مخصوص قبیله وو
لباسات کثیف شدن
عوضشون کن
دلم میخواد
ولی فقط همینارو دارم
اینو بپوش
من میرم بیرون
درسته که این مرد
یکم بد عنق و خشکه
اما قلب مهربونی داره
لباساشم خیلی خوشبو ان
نمیخوام ببینمت
از جلوی چشمم دور شو
اما عالیجناب
باید یه چیزی رو بهتون گزارش بدم
نمیخواین بشنوین؟
بگو
آهنگ به هوش اومده
پزشک سلطنتی گفته که حالش خوبه و دیگه خطری جونش رو تهدید نمیکنه
بانوی زشت خیلی خوشحالن
مدت زیادی با آهنگ صحبت کردن
وقتی رفتم اونجا بانو متوجه شدن
که اون پوره رو از طرف شما بردم
و همه شو تا ته خوردن و خیلیم دوستش داشتن
فهمیدم
من دیگه میرم بیرون
صبر کن
وقتی بانوی زشت تورو دید
چه واکنشی نشون داد
خوشحال شد یا عصبانی؟
واکنش خاصی نشون ندادن
برو بیرون
راستی از یاس زرد پرسیدم
گفت که به نظر اون
بانو از دستتون عصبانی نیست
فقط یکمی دلخوره
دلخوره؟
نگران نباشید
رابطه تون با بانوی زشت
از این بدتر دیگه نمیتونه بشه
ببخشید منظورم این بود که
رابطه شما و بانوی زشت
هنوز خیلی جا برای پیشرفت داره
به هرحال اگر میخواین با بانوی زشت صحبت کنین
بهتره باهاش رو راست باشید
اگر حرفاتون رو صادقانه بزنین ممکنه دوباره رابطه تون خوب بشه
آقای جادوگر
ممنون بابت لباس ها
نگهشون دار اگر لازم داشتی بعدا استفاده کن
تو
خیلی با من خوب رفتار میکنی
میدونم که پوشیدن لباس های کثیف چقدر ممکنه آزار دهنده باشه
اگر چیز دیگه ای هم لازم داشتی
بهم بگو
واقعا؟
یعنی هرچی بخوام واسم میخری؟
فقط خیلی ازم دور نشو
باشه
دلم میخواد گوشت گوزن رو امتحان کنم
میگن که گوشت گوزن های ییجی خیلی خوشمزه ست
اما هنوز نخوردمشون
باشه
ولی بیا اول یکم سوپ بخور تا معده ت آروم بگیره
چند روزی باید غذاهای سبک بخوری
راستش
من وقتی پیش توام
حس خوبی دارم و خوشحالم
نگران نباش
به زودی آزادت میکنم که بری
تیم ترجمه کره فا KoreFa.ir مترجم :NegaR
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.