All language subtitles for My.Dear.Destiny.E18.KoreFa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir

♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir

KoreFa.ir مترجم: NegaR

بانوی من

بانوی من

وقت آرایش کردنه بانوی من

بانوی من امروز خیلی زیبا شدین

من از سر صبح رفتم مطبخ و غذاهای مورد علاقه تون رو حاضر کردم

کیک زالزالک مورد علاقه تون

و شیرینی های ترد هلالی

خوارک زیتون سیاه

و پیراشکی مرغ و قارچ

بانوی من

خیلی خوشمزه شدن

خوشم نمیاد سر صبح غذاهای چرب و شیرین بخورم

برام میوه بیار

بانوی من

درضمن

دوست دارم اطرافم ساکت باشه

پس در آینده همه تون سکوت رو رعایت کنین و زیاد مزاحمم نشید

چشم

پیامی از طرف عالیجناب آوردم

زانو بزنید و احترام بگذارید

بانو، زانو بزنید و احترام بذارید

بانوی من

عالیجناب دستور دادن که بانو در استخر یونتینگ به دیدن ایشون بیان

و همراه عالیجناب حمام کنند

نمیخوام

چی

خب

این دستور پادشاهه

پیروی نکردن از دستور ایشون عواقب بدی در پیش داره

بانوی من

تازه اومدم اینجا

باید اول خودی نشون بدم

و بعد برگردم سر اجرای نقشه م

بانوی من، عالیجناب شمارو فراموش نکرده بودن

هنوز شمارو به یاد دارن

دیگه لازم نیست عذاب بکشید و ناراحت باشین

دیگه تموم شد

غلط کردم بانوی من

نباید دهنمو باز میکردم

غلط کردم

بعد از این بیشتر به حرفام دقت میکنم

تا زمانی که من نگفتم

خودتو میزنی و دست نگه نمیداری

غلط کردم

غلط کردم

بانوی من وقتی به حیاط غربی فرستاده شده بودین

فقط شما نبودین که عذاب میکشیدین

مطمئنم که برای عالیجناب هم سخت بوده

میدونم که اونجا خیلی اذیت شدین

اما حالا عالیجناب میخوان از دلتون در بیارن

براتون هدیه میفرستن و به دیدنتون میان

بانوی من

خیلی خوشحالم که اون سختی هارو پشت سر گذاشتین

و دوباره برگشتین

بانو لینگ واقعا قدرتمنده

فکر میکردم بیرون از قصر طاقت نیاره و بمیره

اصلا انتظار نداشتم به این سرعت دوباره برگرده

برام خیلی عجیبه

به محض اینکه برگشت

عالیجناب دستور دادن که به استخر یونتینگ بره

فکر نمیکردم بانو لینگ رو صدا کنن

بانوی زشت پس چی؟

دارین چی میگین شماها؟

بانو دارن حرفاتونو میشنون

بانوی من مارو ببخشید شمارو ندیدیم

مارو ببخشید

ببخشید شمارو ندیدیم

بانو لطفا مارو ببخشید

بلند شین

دیگه همچین حرفایی رو نزنین

چشم

ممنون بانوی من

شنیدی چی شده؟

بانو لینگ و عالیجناب

قراره امشب باهم حمام کنن

مثل تازه عروس و داماد ها

بانوی من

بانوی من

یاس زرد

یه چیزی میپرسم راستشو بگو

من زشتم و بی ارزشم؟

فکر میکردم اگر یکم ازش دوری کنم بهتر میشه ولی بدتر شد

بانوی من

شاید سوتفاهم شده

چه سو تفاهمی؟

همه شون دارن همینو میگن

چطور ممکنه سو تفاهم باشه؟

بانوی من

میخواین من برم از رئیس قصر بپرسم

که قضیه چیه؟

شاید شایعه باشه

حتما لینگ فی این شایعه رو راه انداخته

تا بین شما و عالیجناب

فاصله بندازه

بانوی من، من دارم میرم

وایستا

نرو

اگه بری از رئیس چیزی بپرسی لو آئو هم میفهمه

و فکر میکنه برام مهمه و بهش اهمیت میدم

بانوی من، انقدر با عالیجناب مقابله نکنید

بانوی من

بره با هرکی دلش میخواد حموم کنه

اون پادشاهه هرکاری دلش بخواد میتونه انجام بده

چند تا صیغه داره

اصلا به من چه

نمیخوام ذهنمو درگیرش کنم

بانوی من

میگم

ضایعه که حسودیتون شده

کی حسودیش شده؟

کی حسودیش شده؟

بانوی من

بانو، وایستین منم بیام

آروم آروم بخور که نپره توی گلوت

گفتم که مواظب باش

یاس زرد

به پشت بانو ضربه بزن

خدمتکار

برو کمی شونجی بیار

بله

لازم نیست

خوب شدم

راستش خودمم حالم خوب نیست بهش احتیاج دارم

شنیده بودم که شما از امروز صبح بدن درد دارین

بذارین کمی ماساژتون بدم

شاید بهتر بشین

ازت واقعا ممنونم

که انقدر بهم محبت داری و کمکم میکنی

درود عرض شد بانوی بزرگ

درود عرض شد بانوی من

خوش اومدی

بگو چیکار داری؟

عذرخواهی میکنم که مزاحمتون شدم اما

با بانوی زشت کار دارم در اصل

عالیجناب دستور دادن که

بانو به استخر یونتینگ بیان

و به بانو لینگ فی و عالیجناب در حمام کردن کمک کنن

چی؟

من برم حموم به اونا کمک کنم؟

نمیرم

جینگلی

این دستور عالیجنابه

نمیتونی نافرمانی کنی

شاید عالیجناب به بهونه کمک کردن خواسته تورو بکشونه اونجا

و میخواد یه کارای دیگه ای باهات بکنه

درست میگم؟

بله

حق با شماست بانوی من

...پس برو به لو آئو

یعنی عالیجناب

بگو که میام اونجا

با اجازه تون مرخص میشم

گوش کن چی میگم

مهم نیست اونجا چه اتفاقی بیوفته و چی ببینی

فقط صبور باش

حتما به توصیه تون عمل میکنم بانو تای فی

خیلی خب، حالا برو

فکر کرده کیه

که با من مبارزه میکنه

و سرباز هامو ازم میگیره

قسم میخورم که بلاخره یک روز

حسابشو میرسم و انتقام میگیرم

کارشو تموم میکنیم

امروز اصلا روز خوبی نبود

ژنرال لینگ خیلی مشروب خور قهاری هستین

شما دوتا عرضه مشروب خوردن ندارین

میخوام تا خود صبح مشروب بنوشم

بلند شو

بلند شو

وقتی جنبه ندارین چرا اونقدر میخورین خب

کیه

خودتو نشون بده

چطور جرات میکنی خودتو مخفی کنی

ژنرال لینگ

چطور جرات کردین

پادشاه رو تهدید کنین؟

به خاطر حرفی که الان زدم اینو میگی؟

به شماها ربطی نداره

وقتی کشتمت میفهمی

ربطش چیه

حالتون خوبه؟

خوبم

ژنرال لینگ

شمایین؟

شاهزاده جی

شما اینجا چیکار میکنید؟

همین نزدیکیا یه می خونه بود و یکنفر داشت ساز میزد، رفته بودم به موسیقی گوش کنم

وقتی اومدم بیرون، یه سر و صداهایی از اینجا شنیدم

دیدم که چند نفر باهم درگیر شدن

متوجه نشدم که شمایین

اومدم که کمک کنم

و بعد تازه فهمیدم که شما بودین ژنرال لینگ

ممنون بابت کمک شاهزاده جی

خواهش میکنم

من تا اقامتگاهتون همراهیتون میکنم

ممنون

بفرمایید

صبر کنید

وی شون

نمیذارم قسر در بره

اینجا

یه مکان عالی برای اغوا کردن عالیجنابه

حالا که خودش ازم خواسته بیام اینجا

ظاهرا باید

به خواسته ش عمل کنم و رضایت پادشاه ییجی رو جلب کنم

شاید

بتونه کمکم کنه تا لان یو رو پیدا کنم

بانوی من

اجازه بدین کمک کنم لباس هاتون رو در بیارین

لازم نیست

شماها برین

چشم

قدرت جادوی قبیله وو رو حس کردم

شی شی

توی قصر پادشاه ییجی چیکار میکنه؟

به چی داره با ذوق نگاه میکنه؟

مسخره ست

چه اداهایی در میاره

حق با رئیس قصر بود

زن ها وقتی نادیده گرفته میشن و حس میکنن دیگه

بهشون اهمیت داده نمیشه تازه احساسات واقعیشون رو نشون میدن

بانو لینگ فی قبلا هیچوقت

به چشمم انقدر جذاب و فریبنده نبودی

...اما الان میبینم که

دستاتو از جلوی چشمم بکش اونور

بهش نگاه نکن حرفاشم گوش نکن

خیلی داری بی ادبانه رفتار میکنی

تنبیه ت اینه که کل استخر رو با آب گرم پر کنی

نمیخوام

شماها برین

میخوام امشب با لینگ فی حمام کنم

اطاعت

...تو

لو آئو

انقدر بدجنس نباش

چی؟

چطور جرات کردی ازم نافرمانی کنی؟

...تو

شمشیر خونین

عالیجناب

درباره رقصی به اسم چوآنگ چیز هایی شنیده بودم

تمرین کردم و اون رقصو یاد گرفتم

تا برای شما اجراش کنم

خوبه

عالیجناب

من خیلی زورم کمه

نمیتونم شمشیر رو بیرون بکشم

اونو ول کن بیا باهم بریم توی آب

و زیر گلبرگ های سرخ

یه کار دیگه رو باهم اجرا کنیم

ظالم

خائن

دروغ میگفتی که عاشقمی

میخواستی منو گول بزنی

برو با همون خوش باش

باهاش خوش بگذرون

چو جینگلی

برو یه سطل آب گرم بیار تا

بانو لینگ فی سردش نشه

...تو

چشم

الان میرم

عالیجناب

یه کاری میکنم توی آب، یخ بزنی

بفرما خودتو بشور

ایشالا قندیل ببندی

اون واقعا شی شیه

دیدمش، با چشمای خودم دیدم

...این که آبِ سرده

...شبیه

امکان نداره

...شبیه

چی؟

شبیه چی ام؟

یالا بگو ببینم

شی شی تورو از جزیره ووشو میفرستم بیرون

یادت باشه که حتما باید لان یو رو پیدا کنی

چرا انقدر شبیه شی شیه؟

چی شده بانو؟

فکری به سرت افتاده؟

چرا بهم زل زدی و لال شدی؟

جینگلی

خوبی؟

تو برو نگران لینگ فی باش

غرق شدن من و مردنم به تو ربطی نداره

چی داری میگی؟

ولم کن

بذارم زمین

نمیخوام کمکم کنی

ولم کن

شمشیر خونین الان از غلافش بیرون نمیاد

باید لو آئو رو ول کنم فعلا

و اول لان یو رو پیدا کنم

شاید این بانوی زشت بتونه

کمک کنه تا بفهمم لان یو کجا مخفی شده

سرباز های وی شون واقعا گستاخانه رفتار کردن

انتظار نداشتم که مهارت های رزمیتون انقدر خوب باشه

یه چیزایی بلدم خب

ژنرال لینگ شما خیلی

به کشور ما خدمت کردین و مارو از شر دشمنان نجات دادین

نباید کسی به شما بی احترامی بکنه

..اما حالا

دیگه کسی به من احترام نمیذاره و میخوان منو حذف کنن

مسخره ست

ژنرال لینگ من از تمامی زحماتی که کشیدین آگاهم

و احترام زیادی براتون قائل هستم

میدونم که چه تلاش هایی کردین

و البته که

شما یک ژنرال بسیار خوب برای ارتش هستین

و در جنگ های زیادی پیروز شدین

زحماتتون داره نادیده گرفته میشه

منظورتون چیه؟

منظور خاصی ندارم

فقط نمیدونم پادشاده چرا داره انقدر

در حق انسان بزرگی مثل شما کم لطفی میکنه

ژنرال لینگ

ناراحت نباشید

من همیشه قدردان زحمات شما هستم

و اگر روزی پادشاه شدم

حتما به یاد خواهم داشت که چه نقش پررنگی در

حفظ کشور داشتید

ممنونم ازتون شاهزاده جی

باعث افتخاره

محبتتون رو به خاطر میسپارم

یاس زرد

دستور میدم که سریع در رو باز کنی

چشم

یاس زرد

...خب چیزه

زود درو باز کن

...وگرنه من

چیزه

میزنم درو میشکونم

....من من من

درود عالیجناب

حال بانوی زشت چطوره؟

بهتره؟

بانوی من کل روز رو اصلا هیچ حرفی نزدن

فقط همین الان یه چیزی گفتن

چی گفته؟

گفتن که

جیرجیرک های بیرون خیلی سر و صدا میکنن

و صداشون باعث میشه که سر درد بگیرن

برو چند نفرو خبر کن

تا برگ درخت هارو بتکونن و اون جیرجیرک هارو بندازن بیرون

هیچ جیرجیرکی نباید توی این حیاط باقی بمونه

عالیجناب

یادتون رفته اونموقع چی گفتم؟

خودتون رو پشیمون نشون بدین

شرمندگی تون رو نشون بدین

چه شرمندگی؟

خب یعنی اینکه

خودتون باید اینکارو انجام بدین

تا ترحم برانگیز به نظر برسین

ترحم بر انگیز

من پادشاه ییجی ام

هیچ چیز باعث نمیشه من ترحم برانگیز به نظر برسم

چپ چپ

سمت چپ

چپ

راست راست راست

یکی سمت راست هست

راست راست، سریع

بالا بالا بالا

بانوی زشت اصلا هیچ تغییری نکرده

درسته

هنوزم خنگ و کند ذهنه

چطور ممکنه همچین موجود کند ذهنی انسان باشه؟

پس چرا میگفتن که از وقتی

از مرگ برگشته رفتارش تغییر کرده؟

شایعاتی توی قصر پخش شده بود

که میگفتن از وقتی از مرگ برگشته

روح یک دختر بهشتی توی جسمش هلول پیدا کرده

مثل یک طلسم

روح یک دختر بهشتی؟

یه خبرایی اینجا هست

شی شی

روحش اینجا سرگردانه یا رفته توی بدن یک انسان دیگه؟

باید خودم امتحان کنم تا متوجه شم

بانوی من

بانوی من

امروز هوا خیلی خوبه

به اقامتگاه تمام صیغه های سلطنتی برو

و بگو بیان دریاچه باغ ما تا دور هم جمع بشیم

چشم

یادت باشه

هرکاری از دستت برمیاد انجام بده

و مطمئن شو که چو جینگلی هم حتما میاد

...وگرنه

چشم

بانوی من

یکی از خدمتکار های اقامتگاه تی شوان میخواد شمارو ببینه

بگو بیاد داخل

درود بانوی من

میدونم که مریض هستن و حالتون خوب نیست

عذرخواهی میکنم که مزاحم شدم

خیلیم حالم بد نیست

حالا که اومدی حرفتو بزن

بگو ببینم چی شده؟

بانو لینگ گفتن

امروز هوا خیلی خوبه

برای همین به تمام بانو ها اطلاع بدم تا در دریاچه باغ ایشون دور هم جمع بشن

اما بانوی من حالشون خوب نیست

نمیتونن بیان

چرا زانو زدی؟

بانوی من

بانو لینگ گفتن

حتما باید شمارو به اونجا ببرم

وگرنه

وگرنه

تورو میزنه؟

لینگ فی واقعا روز به روز داره اخلاقش گند تر میشه

چپ چپ

بالا بالا

اون بالاست

چقدر خنگی

چو جینگلی

چو جینگلی

کجا داری میری

وایستا

چو جینگلی

چو جینگلی

لعنت بهت

خواهر

خیلی خوشحالم

که دوباره برگشتی

دلمون برات تنگ شده بود

آره

از وقتی برگشتین بانو لینگ فی

میخواستم بیام تی شوان دیدنتون

اما نمیدونستم کارم درسته یا نه

چه کار خوبی کردین که خودتون انقدر سریع مهمونی برپا کردین

واقعا نباید به اون بانوی زشت اجازه بدین که فکر کنه شکستتون داده

درسته

خداروشکر که برگشتین خواهر

وگرنه بانوی زشت

رئیس بازی در میاورد و فکر میکرد تمام صیغه ها باید به دستور اون عمل کنن

که اینطور

خواهر

شنیدم که دیشب شب فوق العاده ای رو با عالیجناب گذرونیدن

میشه یکم برامون تعریف کنین

آره خواهر

برامون تعریف کنین

شاید یه روزی

ماهم بتونیم عالیجناب رو اغوا کنیم

اینجور مسائل رو

نمیتونم برای هرکسی تعریف کنم

بانوی زشت هم اومد

خیلی وقته منتظرت بودیم

بانوی من

شی شی

بانوی من

از قدرت جادوی وو استفاده کن

بانوی من مواظب باشین

الان که باد نمیوزه

پس چرا این انقدر میلرزه؟

عجیبه

چرا از قدرتش استفاده نمیکنه؟

بیا داخل خواهر

این همه احتیاط کرد

و مراقب بودن

اصلا بهت نمیاد، تو همیشه خیلی سر به هوایی

امروز آسمون خیلی صافه

شنیدم که حالت زیاد خوب نبوده، خوشحالم که

دعوتم رو قبول کردی و اومدی

آب دریاچه هم خیلی صاف و آبیه

بله

خواهر بهترین روز رو انتخاب کرده

تا مارو به باغ دعوت کنه

واقعا انتخاب هوشمندانه ای بود

قطعا امروز خیلی بهمون خوش میگذره

حالا که همه بانو ها اینجا جمعن

بیاین یه بازی بکنیم

چه بازی؟

بازی حدس کلمات چطوره؟

خوبه

انجامش بدیم

حدس کلمات؟

من که همه کلمات رو بلد نیستم

فقط منم که آخرش میبازم

لینگ جین شی

میدونم که از من کینه به دل داری

و میخوای جلوی همه منو ضایع کنی و آبرومو ببری

من خسته م

باهاتون بازی نمیکنم

خواهر

اگر بری تیم ما یک بازیکن رو از دست میده

واقعا ناراحت کننده ست

درسته خواهر

ما بدون تو نمیتونیم بازی کنیم

خیلی خب

منم بازی میکنم

اما فقط یک دور

باشه

من

اخیرا یک کتاب تاریخی خوندم

و یک کلمه عجیب به چشمم خورد

مینویسمش

و شما حدس بزنید که چیه

هرکی زودتر حدس بزنه چیه، برنده میشه

چطوره؟

خوبه

این دیگه چجوری کلمه ایه؟

تا حالا همچین چیزی ندیدم

بانوی زشت

میگن که شما خیلی دانا و زرنگ هستین

و علاقه زیادی به مطالعه کتاب های عجیب دارین

یه نگاهی به این بندازین

این اسم یک گله

شی شی پس واقعا خودتی

همون دوست قدیمی که در اصل دشمن من بودی

چه کلمه ساده ای رو بهم نشون داد

ما همه مون کلمات هووازی رو بلدیم

خواهر

شوخیت گرفته؟

این که اسم گل نیست

الکی از خودت این حرفو در آوردی

شی شی، شی شی

واقعا خنگی

این کلمه توی قبله وو به معنای اسم یک گله

معلومه که توی کشور اینا این کلمه رو بلد نیستن

خداروشکر که متوجه نشدن چه سوتی دادم

اشکالی نداره

آره داشتم شوخی میکردم

این کلمه رو بلد نیستم

نمیدونم، نمیدونم

عالیجناب

وقتی من میرم دیدنش الکی بهونه میاره و میگه مریضه

اما بدو بدو پا میشه میاد مهمونی

از نظرش من انقدر بی اهمیتم؟

مهم هستن

معلومه که شما مهم هستین عالیجناب

مگه میشه شما مهم نباشین عالیجناب؟

پس الان به جای اینکه پیش من باشه

اونجا داره چیکار میکنه؟

آخه شما بانو رو عصبانی کردین

ازت سوال پرسیدم ها

جوابشو نمیدونم عالیجناب

نمیدونم، نمیدونم

اون ایده مسخره مال تو بود

حالا بهم میگی نمیدونم

اشتباه کردم عالیجناب

دیگه همچین ایده های احمقانه ای رو نمیگم

منو ببخشید عالیجناب

عالیجناب

شما چرا اومدین اینجا عالیجناب؟

عالیجناب

عالیجناب

مرسی

شی شی

برو به جهنم

بانوی من

لو آئو

عالیجناب

عالیجناب

چیکار کردی تو؟

کجا افتادن؟

به عالیجناب کمک کنید

عالیجناب

نجاتشون بدین

عالیجناب، عالیجناب رو نجات بدین

عالیجناب

عالیجناب

عالیجناب

عالیجناب

عالیجناب

زود باشین

عالیجناب

زود باشین، سریع

عالیجناب رو نجات بدین

عالیجناب

عالیجناب

عالیجناب

عالیجناب

زود باشین

لو آئو

لطفا برگرد

باید زنده بمونی

اگر بمیری

هیچوقت نمیبخشمت

لطفا برگرد

لو آئو

لو آئو

عالیه

همه دارن مارو نگاه میکنن

منم میخواستم که همه ببینن

داری چه بلایی به سرم میاری؟

میخوای منو بکشی؟

جلوی بقیه همسرانت

منو میبوسی

و بهم ابراز علاقه میکنی

کارتون عالی بود عالیجناب

حالا بیان بریم لباساتون رو عوض کنیم

سریع، سریع

میخوام برم به ران شیوان

...تو

عالیجناب

خیلی خوبه

انگار قدرت جادوی وو رو از دست داده

برگرد

اول لباساتو بپوش

تو که خیلی وقته با منی، این اداها چیه؟

خجالت میکشم خب

لباساتو بپوش

اگر یکی مارو توی این وضعیت ببینه

فکر میکنه دارم گستاخانه رفتار میکنم

تیم ترجمه کره فا KoreFa.ir مترجم :NegaR

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.