All language subtitles for The.Banshees.of.Inisherin.2022.BluRay.720p1080p-YTS-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::. رسانه بزرگ فاکس مووی تقدیم می‌کند .::

« ما را در تلگرام دنبال کنید » @FoxMovie_Co

دانلود فیلم‌وسریال بدون‌سانسور FoxMovie.Co

« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » Mr. Lightborn11 & Atefeh Badavi

ترجمه رایگان درخواستی در تلگرام @SublimeTitle

کالم؟

میای میخونه کالم؟

ساعت 2 ئه

اون‌جا می‌بینمت؟

اون‌جا می‌بینمت

خونه چی کار می‌کنی؟

برادر؟

خونه چی کار می‌کنی؟

.رفتم دم خونه کالم سانی لاری همون‌جا نشسته

چی کار می‌کنه؟

عملاً هیچی

سیگار می‌کشه

خواب بود؟

داشت سیگار می‌کشید، شوبان

چطور می‌شه خوابید و سیگار کشید آخه؟

بحث‌تون شده؟

نه

فکر نکنم

بحث‌مون شد؟

چرا در رو باز نکرد؟

شاید دیگه ازت خوشش نمیاد

آبجو بریز، جونجو

کالم باهات نیومد؟

نه - کالم که همیشه باهاته -

می‌دونم - نرفتی دنبالش؟ -

رفتم دم درش

کجا بود؟ - نشسته بود -

چی کار می‌کرد؟

هیچی

سیگار می‌کشید

بحث‌تون شده؟

فکر نکنم

گویا شده

.راستش آره این‌طور به‌نظر میاد

دوباره برم دنبالش؟

عالی می‌شه

افسر کرنی

این بشر سلام بلد نیست

هیچ‌وقت سلام نمی‌کنه

کالم؟

کالم؟

در باز بود، کالم

کالم؟

کدوم گوری داری می‌ری؟

همه؟ - واقعیت داره -

شیش امتیاز گرفت

از کوتوله هم کوتوله‌تر بود

راست می‌گم

چطوری؟ - خوبم، تو چطوری پاریک؟ -

یک جای دیگه بشین

هان؟

ولی آبجوم اینجاست، کالم

آبجوش اینجاست، کالم

قبل از تو اومد سفارشش داد

باشه

پس من یک جای دیگه می‌شینم

بحث‌تون شده؟

فکر نکنم

الان که بحث‌تون شده

.بحث‌تون شده دیگه اون قهر کرده

و رفته بیرون

به‌نظر میاد بحث‌مون شده باشه

به‌نظرم بهتره برم باهاش حرف بزنم

ببینم جریان چیه

عالی می‌شه

الان میام پیشت می‌شینم

اگه برگردی تو میام دنبالت

خونه هم بری باز میام دنبالت

اگه کاری باهات کردم

بگو ببینم چی بوده

اگه حرفی بهت زدم

ممکنه توی حالت مستی بوده باشه و فراموش کرده باشم

ولی فکر نکنم توی مستی چیزی بهت گفته باشم

ولی اگه گفتم بگو چی بوده

و بابتش عذرخواهی هم می‌کنم، کالم

از صمیم قلبم، متاسفم

فقط مثل این بچه مدرسه‌ای‌ها از دستم فرار نکن

ولی تو که چیزی به من نگفتی

کاری هم باهام نکردی

همین فکر رو می‌کردم

فقط دیگه ازت خوشم نمیاد

ازم خوشت میاد

نمیاد

ولی دیروز که ازم خوشت می‌اومد

جدی؟

فکرکردم خوشت می‌اومد

پاریک

دامینیک

چت شده؟

بابا من چیزیم نشده

ببین چی پیدا کردم

چوبی که قلاب داره

کاربردش چیه؟

به دام انداختن چیزهایی که فاصله‌شون کمه؟

کجا می‌ری؟

پایین

فکر خوبیه

سیگار داری؟ - نه -

همیشه سیگار داری بابا

کالم سانی لاری توی میخونه جونجو داره کلی سیگار پخش می‌کنه

به هرکس که هوس کرده باشه می‌ده

جدی؟ - نه -

خیلی رفتارت غیرمعمولی شده

اینجا چی کار می‌کنی؟

میخونه تعطیل بود؟

نه، باز بود

توی روزنامه چیزی نوشتن؟

فقط درباره جنگ داخلی خبر بود

اتفاق بدیه

.خانم مک‌کارمیک قراره بیاد، پاریک نتونستم دست به سرش کنم

نمی‌دونستم قراره خونه باشی یا بیرون ولی معمولا بیرونی

جدی؟

آره، خودت هم می‌دونی

برام مهم نیست، شوبان

اینجا خونه‌ی تو هم هست

از مرگ مامان و بابات شیش سال گذشته

یا هفت سال؟

داره هشت سال می‌شه، خانم مک‌کارمیک

داره هشت سال می‌شه؟

زمان زودتر نمی‌گذره؟

آره، تو هم که داری حال می‌کنی

پاریک، اگه می‌خوای بری روی مخ‌مون

برو همون میخونه

لازم نیست که هر شب برم اونجا؟

فکرکنم کالم سانی لاری ترسوندتش

چه خبری درباره کالم سانی لاری شنیدی؟

شما دوتا قبلا رفیق صمیمی نبودین؟

هنوز هم هستیم

نیستین - کی گفته؟ -

زنت

محض رضای خدا، شوبان

.من چنین چیزی نگفتم خانم مک‌کارمیک داشتم گپ ساده می‌زدم

برو میخونه جونجو دیگه

این‌قدر ور دل‌مون نباش

خانم مک‌کارمیک کم میاد اینجا

چون دست به سرش می‌کنی

دست به سرش نمی‌کنم

اگه ببینیش، خودت رو قایم می‌کنی

این‌طور نیست

قایم نمی‌شم

موفق باشین

حالا هر جنگی که هست

نمی‌دونستم قراره اجرا باشه

یکهویی شد

تصمیم کالم بود

.زنا عاشق کالمن همیشه همین‌طور بوده

جدی؟ واقعیت نداره

.هنوز ورودت به اینجا ممنوعه، دامینیک برو بیرون

گفتی تا آپریل ممنوعه

الان چه ماهیه؟

آپریل

در هرصورت اون چوب رو ببر بیرون

و زن‌ها رو اذیت نکن

زن هست مگه؟

زن هم هست

خوشگل هم هستن

اگه جفت کالم بشینیم زن‌ها مجبور می‌شن باهامون حرف بزنن

بعدش می‌تونیم مخ‌شون رو بزنیم

از همین نشستنِ خالی راضی‌ام

جدی؟

به اندازه کافی راضی و خوش‌حالی؟

تحمل آهنگ احساسی ندارم

یک چیزی بخون قِر داشته باشه، کالم

تا باهاش برقصیم

نه که باهاش چسناله کنیم

خودم به اندازه کافی باهاش مشکل ندارم؟ تو هم باید زر بزنی؟

چه مشکلی باهاش داری؟

...صرفا

دیگه نمی‌خواد باهام رفیق باشه

بچه 12 ساله‌ست مگه؟

چرا دیگه نمی‌خواد باهات رفیق باشه؟

هیس

اگه بابا رو بیدار کنیم، می‌کشت‌مون

نوشیدنی پوتینش رو برداشتی بعداً مشکل‌ساز نمی‌شه؟

می‌شه

ولی به کیرت

امشب توی سرزمین اصلی آتیش شلیک گلوله و توپ دیدم

تو هم دیدیش؟

مال جنگ داخلیه

می‌دونم خودم

.من به جنگ توجه نمی‌کنم ضد جنگم

هم جنگ، هم صابون

تا همین حد بهت می‌گم

خوب باهم گپ می‌زنیم‌ها

خودم و خودت رو می‌گم

خواهرت هم دوست داره گپ بزنه؟

نه مثل بقیه زن‌ها ولی در حالت کلی آره

بیش‌تر اهل مطالعه‌ست

مطالعه؟

پشم‌هام

مطالعه

تاحالا لختش رو دیدی؟

نه

ندیدی؟ بعد برادرشی؟

حتی توی بچگی‌ها هم ندیدیش؟

دامینیک، خوشم نمیاد درباره این چیزها حرف بزنم

چه چیزهایی؟

خواهرِ لخت

لختِ بابام رو که دیدی

ای‌کاش می‌مردم و نمی‌دیدم

می‌دونم چی می‌گی

کیر کوچیک و سیاهی داره

چه مرگشه آخه؟

شاید خبر بدی شنیده

بابام؟

نه، کالم سانی لاری

نگفتم اگه واسه اون کسخل

چسناله کنی، می‌ذارم می‌رم؟

امشب که داشت حال می‌کرد و بهش نمی‌اومد خبر شنیده باشه

بهش می‌خورد باری از روی دوشش برداشته شده

دارم گاوهام رو می‌چرونم

چی؟

دارم گاوهام رو می‌چرونم

...می‌دونی، سعی نداشتم

معمولا از اینور نمیاری‌شون

ولی بعدش این کوچولو

مرغم رو ترسوند ...پس

...فقط

دیروز فهمیدم آخرین روزِ ماه بود

فکرکردی خرم؟

وارد ماه آپریل شدیم

بعداً توی راه بیام دنبالت که بریم میخونه؟

میام پس

به‌هرحال

باید برم دنبال این گاوها

چون دارن ازم دور می‌شن

شاید اونا هم ازم خوش‌شون نمیاد

ساعت 2 می‌بینمت کالم

نظرت چیه بعداً بیای بریم شراب شری بخوریم؟

لازم نیست توی چنین روز خوبی توی خونه محبوس باشی

میام

کتابش چطوریه؟

غم‌انگیزه

غم‌انگیزه؟

کتاب غم‌انگیزه نخون، شوبان

غمگینت می‌کنه

پاریک، تاحالا شده احساس تنهایی بکنی؟

چی؟

احساس تنهایی

احساس تنهایی بکنم؟

چه مرگ‌تون شده؟

وای خدا

.احساس تنهایی ول‌مون کن بابا

کالم؟

آبجو بریز جونجو

چطوری‌هاست؟

.خوبه اقلاً با من

چی کار می‌کنی؟

امروز هم می‌خوای بدعنق باشی؟

پاریک، اجازه این رو دارم تنهایی آبجو بخورم دیگه

خب از ملت نخواه که بیاد دم خونه‌ت و خبرت کنه

انگار که وقت کیریش رو از سر راه آورده و کار مهمی نداره

من نگفتم بیای دم خونه‌م

وقت کیریت هم از سر راه آوردی و کار مهمی نداری

هان؟

وقت کیریت هم از سر راه آوردی و کار مهمی نداری

می‌دونم وقت کیریم رو از سر راه آوردم و کار مهمی ندارم

ولی کارهای مهم‌تر و بهتری هست که می‌تونم با وقت کیریم بکنم

تا اینکه بخوام بیام دم خونه‌ت صدات کنم، کالم دارتی

مثلا چه کاری؟

هان؟

چه کار دیگه‌ای می‌تونی بکنی؟

مطالعه

مطالعه، هان؟

...من امروز صبح

این رو نوشتم

فردا، بخش دومش رو می‌نویسم

پس‌فردا، قسمت سومش رو

و تا روز چهارشنبه یک قطعه جدید وارد دنیا شده

ولی اگه کل هفته رو می‌نشستم و به کسشعرهات گوش می‌دادم

این آواز نوشته نمی‌شد پاریک سولوبان

حالا آبجوت رو می‌بری بیرون

یا من آبجوم رو بردارم و برم بیرون؟

من می‌رم بیرون

چون در هرصورت قطعه کیری‌ای نوشتی

نمی‌خوام با شنیدنش مغزم درد بگیره

رفتار دیروزم خیلی بد بود

دیروز؟

خوب می‌دونم دیروز رفتار بد بود

ولی امروز هم همون‌طوری بودی

...من

حس می‌کنم زمان داره از دستم در می‌ره، پاریک

و به‌نظرم بهتره زمانی که برام باقی مونده رو

صرف تفکر و آهنگسازی کنم

و سعی کنم

به حرف‌های احمقانه‌ت گوش نکنم

ولی بابتش متاسفم خب

داری می‌میری؟

نه، در شرف مرگ نیستم

پس کلی وقت داری

واسه گپ زدن؟

آره - واسه گپ‌های بی‌هدف؟ -

.نه واسه گپ‌های بی‌هدف واسه گپ‌های عادی و خوب

اگه به گپ‌های بی‌هدف‌مون ادامه بدیم

و من هم زندگیم به بطالت بگذره

تا 12 سال دیگه می‌میرم و هیچ‌چیز از خودم به‌جا نذاشتم

تنها کاری که کردم گپ زدن با یک مرد کوته‌فکر بوده، درسته؟

گفتم «گپ‌های بی‌هدف» نه

«گفتم «گپ‌های عادی و خوب

اون شب دو ساعت درباره چیزهایی

که توی عنِ خرت پیدا کرده بودی حرف زدی

.دو ساعت، پاریک زمان گرفتم

البته عنِ خرم نبود

.عنِ کره‌اسبم بود این نشون می‌ده چه‌قدر گوش می‌دادی

.کمکی به من نمی‌کنه می‌فهمی؟

هیچ‌کدوم از حرف‌هات چیزی بهم اضافه نمی‌کنه

خب درباره یک چیز دیگه گپ می‌زنیم

چت شده؟

هیچی

بریم شراب شری بخوریم؟

حوصله‌ش رو ندارم

نه، دوباره طاقت این رو ندارم

هی، تو و برادرم چه مرگ‌تون شده؟

شوبان، وسط روز نیا اینجا

و سرم داد بزن، باشه؟

نمی‌تونی یکهویی

با رفیقت قطع رابطه کنی

چرا؟

چرا نتونی؟ چون کار خوبی نیست

شراب شری می‌خوری، شوبان؟

نه - باشه -

موقع مستی چیزی بهت گفته؟

نه، اتفاقا حالت مسیتش رو بیش‌تر ترجیح می‌دم

توی حالات هوشیاریش باهاش مشکل دارم

پس چی شده؟

احمقه شوبان

چیه؟

احمقه

.ولی همیشه همین‌جوری بوده چی عوض شده؟

من عوض شدم

دیگه توی زندگیم جایی واسه حماقت نمونده

ولی توی یک جزیره در سواحل ایرلند داری زندگی می‌کنی

چه انتظاری داری؟

.یک‌کم آرامش، شوبان همین

یک‌کم آرامش

.این رو که درک می‌کنی آره؟

درک نمی‌کنی؟

به‌نظرت من احمقم؟

.نه، چون احمق نیستی آدم خوبی هستی

.همین فکر رو می‌کردم آدم خوش‌حالی‌ام

یا اقلاً بودم

تا اینکه رفیق صمیمیم مثل بچه‌ها باهام قهر کرد

مشکل از خودشه، پاریک

شاید افسرده شده

من هم به همین فکر می‌کردم

اگه افسرده‌ست

می‌تونه بریزه توی خودش

مثل بقیه‌مون

نه جنی، برو بیرون

برو بیرون

می‌خواد از تنهایی دربیاد، شوبان

بهت که گفتم جای حیوون بیرونه

و ملت پشت سرم بهم نمی‌خندن

درسته؟

نه، چرا باید بخندن؟

فکر نمی‌کنن خنگی چیزی هستم؟

خنگ؟

نه

انگار خیلی مطمئن نیستی

معلومه که مطمئنم

دامینیک خنگِ جزیره‌ست، درسته؟

با اختلاف

صبرکن، با اختلاف

بعدش کی توی خنگ بودن رده‌ی دومه؟

من دوست ندارم آدم‌ها رو

با این لفظ‌ها قضاوت کنم

کدوم الفاظ؟ - با خنگ بودن‌شون -

.می‌دونم خوشت نمیاد من هم خوشم نمیاد

ولی سعی‌ت رو بکن - نه -

سعی‌م رو نمی‌کنم

توی این جزیره کیری، به اندازه کافی ملت قضاوت می‌کنن. پس نه

خنگ نیستی

آدم خوبی هستی، باشه؟ پس بی‌خیال شو

در هرصورت مثل خودت باهوشم

حداقل این رو می‌دونم

آره، احمق نباش

هان؟

چه بلایی سرت اومده؟

بابام فهمید نوشیدنی پوتینش رو برداشتم

وای خدا، دامینیک

طفلکی

با چی کتکت زد؟

دیگه ته‌ش دست به قوری شد

اگه با لوله قوری نمی‌زد برام مهم نبود

می‌خوای برسونمت کلیسا؟

نه بابا، کون لق اون اُمُل‌ها

دامینیک

امشب رو می‌شه پیش شما بمونم؟

فقط واسه یک شب

خب، یک شب که هزار شب نمی‌شه

!عالیه واسه شام می‌بینم‌تون

پدر مرا ببخش چرا که دچار گناه شدم

فکرکنم از آخرین اعترافم هشت هفته می‌گذره

ادامه بده کالم

پدر، به‌گمونم همون مشکلات قدیمی سابق رو دارم

مشروب می‌خورم و افکار پلیدی به سرم می‌زنه

یک‌کم هم مغرور شدم

هرچند هیچ‌وقت به‌نظرم غرور گناه نبوده، ولی الان اینجام

...و

درماندگیت چطوره؟

خداروشکر این اواخر خیلی حسش نکردم

چرا با پاریک سولوبان قهر کردی؟

این که گناه نیست پدر

.نه گناه نیست ولی رفتار درستی هم نیست، هست؟

کی بهت گفته؟

.کالم، ناسلامتی اینجا جزیره‌ست خبرها پخش می‌شن

البته پاریک هم ازم خواسته که پا درمیونی بکنم

که این‌طور

...خب

به‌خاطر این نیست که نسبت بهش افکار پلیدی داری؟

شوخیت گرفته؟

ناموسا کیرم کردی؟

مردها نسبت به هم‌جنس‌شون افکار شهوانی دارن خب

خودت هم داری؟

اصلا هم ندارم

چطور جرات می‌کنی این رو به نماینده خدا بگی؟

خودت شروعش کردی

بهتره از اتاق اعترافم بری بیرون

بابت هیچ‌کدوم از اینا نمی‌بخشمت

تا دفعه بعدی که من نباشم

بهتر نیست در این حین بمیرم؟

به‌گای عضمی می‌رم

به‌گای عضمی می‌ری

آره، به‌گای عضمی می‌ری

آبجو بریزم، کالم؟

اگه باهام حرف بزنی

اگه اذیتم کنی

یا خواهرت و کشیش رو بفرستی که اذیتم کنن

من خواهرم رو نفرستادم

خودش زن بالغیه

.هرچند کشیش رو فرستادم راست می‌گی

تصمیم گرفتم یک کاری بکنم

توی خونه یک ست قیچی دارم

از امروز به بعد هر دفعه که اذیتم کنی

یکی از قیچی‌ها رو برمی‌دارم

و یکی از انگشت‌هام رو باهاش قطع می‌کنم

و انگشته رو می‌دم بهت

و از اون‌جایی که چپ دستم از دست چپم می‌بُرم

و هر چه‌قدر بیش‌تر اذیتم کنی

یکی دیگه رو قطع می‌کنم و بهت می‌دمش

تا وقتی که سر عقل بیای و بس کنی

یا تا وقتی که دیگه انگشتی نداشته باشم

اوضاع برات واضح‌تر شد؟

نه راستش

چون نمی‌خوام

به احساساتت لطمه بزنم، پاریک

نمی‌خوام

ولی گویا زیاده‌روی

تنها چاره‌ایه که برام مونده

کلی راه و چاره جلوت هست

چطور انگشت‌هات چاره‌ن آخه؟

لطفا، باهام حرف نزن

.دیگه باهام حرف نزن، پاریک لطفا

التماست می‌کنم

...ولی - ساکت شو پاریک -

ساکت شو فقط - آره، ساکت شو -

ساکت می‌شم

فقط من و خواهرم داشتیم فکر می‌کردیم

که ممکنه یک‌کم افسرده شده باشی، کالم

و خب این قضیه انگشت قطع کردن مهر تاییدیه روی این قضیه

به‌نظرت این‌طور نیست، کالم؟

از الان شروع می‌شه

تا حالا چنین چیزی به عمرم ندیده بودم

.من هم همین‌طور مطمئنم تو هم ندیدی، پاریک

انگشت آخه

وای خدا، جدی می‌گفت

جدی بود بابا

از توی چشم‌هاش مشخص بود

صرفا چون فکر می‌کنه احمقی

این دیگه زیاده رویه

کی جریان حماقت رو بهت گفته؟

اتفاقی شنیدم

چی کار باید می‌کردم؟

به‌نظر من که احمق نیستی

و خب ناموسا اگه هروقت یک احمق می‌اومد اینجا

یکی از انگشت‌هام رو قطع می‌کردم فقط کله‌م باقی می‌موند

به‌نظرت من احمقم، جری؟

نه

ولی خب

همیشه فکر می‌کردم که زوج بامزه‌ای بودید

این‌طور نبود - بود -

بود قاعدتا

چون الان ترجیح می‌ده خودش رو معیوب کنه ولی باهات حرف نزنه

کالم بیش‌تر متفکر بود

هان؟

...چرا همه من هم فکر می‌کنم

نمی‌کنی، پاریک

فکر نمی‌کنی پاریک - خواهرت می‌کنه -

آره، خواهرت شوبان فکر می‌کنه

...تو بیش‌تر - تو بیش‌تر -

چی بود کلمه‌ش؟ - تو بیش‌تر آدم خوبی هستی -

تو بیش‌تر آدم خوبی هستی

البته به جز مواقعی که مستی

آره، به جز مواقعی که مستی

قبلا فکر می‌کردم این چیز خوبیه

که آدم خوبی باشم

حالا انگار بدترین چیز ممکنه

این‌جوری برداشت نکن، پاریک

این‌جوری برداشت نکن، پاریک

ما طرف توئیم

به چی می‌خندی؟

این ضدحال چرا این‌قدر ضدحال خورده؟ بابا یارو یک آدم عادیه

یک چاقالوی مو قرمز

شما دوتا واقعا میزبان‌های ضدحالی هستید

خوش‌بختانه لازم نیست بیش‌تر از یک شب باهامون کنار بیای

و سعی کن موقع غذا خوردن دهنت رو ببندی

فرانسه‌ست مگه؟

می‌شه بهش بگی پاریک؟

دامینیک، کسخل‌بازی درنیار

نه، بگو پر حرفی نکنه

کالم دارتی با اون انگشت‌های چاقالوش

احتمالا نتونه

چربی انگشتش رو هم قطع کنه

نمی‌خوای تحریکش کنی ببینی واقعا قطع می‌کنه

یا بلوف زده؟

نه نمی‌خوایم

من بودم چنین کاری می‌کردم

تحریکش می‌کردم تا ببینم راست می‌گه یا بلوف می‌زنه

چون هرچی نباشه

با چهار انگشت هم می‌تونه فیدل بنوازه

یا حتی بانجو

نمی‌خوایم این‌جوری بشه

می‌خوایم دیگه کاری باهاش نداشته باشیم

.تو نمی‌خوای این پیر خرفت می‌خواد

واقعا پیر خرفتی‌ام

پیر خرفت نیستی

وای خدا

این خونه افسرده کننده‌ست

ترجیح می‌دی بری خونه خودتون؟

شنیدم سرشار از خنده‌ست

«توشه» [ راست می‌گی ]

تو چی؟

توشه. کلمه فرانسویه

شوبان، چطوریه که هنوز مجردی؟

به تو ربطی نداره

که چرا هنوز مجردم

چرا نداره؟

چرا ربط نداره؟

هیچ‌وقت وحشی نبودی؟

وحشی؟ هیچ‌وقت وحشی نبودم؟

نمی‌دونم داری چی می‌گی، دامینیک

چه‌جور وحشی‌ای؟ منظورت عصبانیه؟

چون الان دارم عصبانی می‌شم

.عصبانی نه وحشی

همه‌ش داری می‌گی وحشی، دامینیک

وحشی - برادرم بهت گفت، نگفت؟ -

که اگه به من چرت و پرت بگی

پرت می‌شی از خونه بیرون

گفت حرف‌های بد نگفت احمقانه

.جفتش رو که زدی درسته؟

درسته

.من می‌رم بخوابم این بچه هم نباید یک شب دیگه بمونه

برام مهم هم نیست چه‌قدر افسرده‌ای

ترجیح می‌دم خره رو راه بدم

باز هم زدن توی برجکم

ولی با دلی نازک و از همین حرف‌ها

بیا

شما دوتا میونه‌تون خوب می‌شه

جدی؟

.سلام خانم اوریوردان شیرها رو گذاشتم بیرون

الان پول دو هفته رو بهم بدهکاری

هیچ‌کس هیچ خبری

از سمت شما توی جزیره نداره، پاریک

تو هم خبری نداری؟

متاسفانه همین‌طوره، خانم اوریوردان

...یک‌کم هم عجله دارم، پس

آیلین کاخلن خبری نداشت

وینسنت شاگنسی هم همین‌طور

هفته کم خبری بود

کالم سانی لاری هم خبری نداشت

جدی؟

اون مرد اصلا حرف نمی‌زنه

بعضی وقت‌ها حرف می‌زنه - توی شلوارش البته -

به هرحال، الان پول دو هفته رو بهم بدهکاری

خانم اوریوردان

خانم‌ها

پاداره

پادار همیشه خبر زیاد داره

چه خبرهایی داری، پادار؟ - خبر؟ -

یکی توی جاده راسموک خودش رو کشت

خودش رفت توی یک دریاچه

بیست و نه سالش بود و احمق هیچ مشکلی هم نداشت

خدا به‌خیر کنه

.نه، خدا رو بی‌خیال طرف احمق بود

یکی دیگه

البته پروتستان بود

به هَووش چاقو زده

شیش دفعه بعش چاقو زده

.وای خدا زنه مُرده، پادار؟

آره مُرد

با قاشق که نزدتش

خبرهای سنگینی بود

این مرده هیچ خبری نداره؟ درسته مرد بی‌خبر؟

احمق‌ها که خبر ندارن - احمق -

خنده داره

راستی یادم اومد که یک خبری دارم، خانم اوریوردان

روز شنبه، دامینیک کرنی رو پدرش به‌طرز بی‌رحمانه‌ای

با قوری کتک زده

و الان دامینیک پیش من و خواهرمه

تا بلکه پدرش یک‌کم از دست این کتک‌های متداوم

استراحت کنه

اون‌وقت پلیس هم هست

خبر داغی نیست؟

دامینیک پسر شیطونیه

این که خبر نیست

به هرحال وقتی دیدمش حال و روز خوبی نداشت

اگه پیر نبودم، خودم با قوری کتکش می‌زدم

فقط می‌گم این هم خبره دیگه

.این که خبر نیست خبر تخمیه

خب خانم اوریوردان ...ممنون بابت

و می‌بینمت

به اون پسر کسخلم بگو

بهتره تا وقت چای‌خوری برگرده خونه

وگرنه جفت‌تون رو ناکار می‌کنم

همون‌طور اون خواهر کیریت رو

سلام کالم

امشب میای میخونه جونجو تا آبجویی که بهم بدهکاری رو بخری؟

...من بهت آبجویی

باشه

آفرین مرد خوب

بایست

بایست

چی شده، جنی؟

می‌پرسی قراره بریم میخونه یا نه؟

می‌ریم. بیا

یه نوشیدنی بخور بعدش برو خونه

یه پیراهن دارم که باید واسه فردا صبح اتو شده باشه

باشه بابا

فردا صبح دارم می‌رم سرزمین اصلی

برای همین باید پیراهن مرتب و اتو کرده بپوشم

چرا فردا صبح داری می‌ری اونجا پادر؟

ممنون که پرسیدی کالم، بهت می‌گم چرا

برای انجام یه تعداد اعدام

درخواست نیروی اضافی دادن

محض احتیاط اگه مشکلی چیزی پیش اومد

بابتش شیش شیلینگ و یه ناهار مجانی گیرم میاد

ولی حاضر بودم مفتی هم واسه‌شون کار کنم

همیشه دلم می‌خواست از نزدیک اعدام یکی رو تماشا کنم

البته ترجیح می‌دادم دار زدن ببینم

کی‌ها رو دارن اعدام می‌کنن؟

یه تعدادی از افراد دولت آزاد می‌خوان چند نفر از ارتش‌ آزادی‌خواه رو اعدام کنن

شاید هم برعکس

این روزها سخت می‌شه فهمید کی به کیه

دورانی که همه‌مون تو یه جبهه بودیم

و انگلیسی‌ها رو می‌کشتیم همه چی ساده‌تر بود

.به‌نظرم که این‌طور بود اون دوران رو به الان ترجیح می‌دم

برات مهم نیست کی کی رو اعدام می‌کنه؟

وقتی قراره شیش شیلینگ و ناهار مجانی بدن؟ معلومه که نه

دوست داشتن می‌تونن بیان تو رو اعدام کنن اصلا

چرا همراهم نمیای؟

می‌تونی یه آهنگ غم‌انگیز راجع بهش بنویسی

شوخی کردم

اون‌ها کی‌ان؟

گمونم هنرجوهای موسیقی اهل لیسدونوارنا باشن

یه ویسکی دیگه برام بریز جونجو

امشب یه تیک داری می‌خوری ها پاریک

فضولیش به تو نیومده

...پاریک لطفا

برو شوبان رو خبر کن دامینیک

چی چی می‌خوای اسکل خان؟

دوباره هوس کتک کردی؟

با تو که اجازه دارم صحبت کنم سرکار؟

فقط با این چاقالوئه نمی‌تونم حرف بزنم دیگه

نه راستش ترجیح می‌دم با من هم حرف نزنی

خب در هر صورت بذارین بگم

دوست دارین بدونین سه تا چیز اینیشرین

که ازشون متنفرم چیه؟ - نه واقعا -

اول

پلیس‌هاش

دوم

نوازنده‌های ویولن خپلش

...و سوم

یه چیز خیلی بامزه واسه مورد سوم تو ذهنم بود ها چی بود؟

...بذارین از اول شروع کنم. اولی

پلیس‌هاش

دومی

نوازنده‌های ویولن خپلش

نوازنده‌های ویولن خپلش

خدایا، سومیش چی بود؟

برگرد پیش دوست‌هات پاریک. جدی گفتم

نه بابا

با من بودی؟ هان؟

شوبان

پاریک مست کرده و زده به سرش کالم هم اونجاست

بهتره عجله کنی

با توئم، سرکار آقای کالم دارتی می‌دونی قبلا چطور آدمی بودی؟

نه پاریک، چه‌جور آدمی بودم؟

مهربون

قبلا مهربون بودی

درسته؟

ولی می‌دونی الان چطور شدی؟

دیگه مهربون نیستی

...و خب

پس گمونم باید فهمیده باشی که مهربونی زیاد دووم نمیاره، مگه نه پاریک؟

می‌خوای بهت بگم چی تا ابد موندگاره؟

چی؟ برنگردی یه چیز احمقانه مثل موسیقی رو مثال بزنی ها

موسیقیه که موندگاره - می‌دونستم می‌خوای همین رو بگی -

و نقاشی‌ و شعر

مهربونی و اخلاق خوش هم می‌تونه این‌طور باشه

می‌دونی کی‌ها

به‌خاطر مهربونی و اخلاق خوب‌شون تو قرن 17 اسم‌شون تو تاریخ موندگار شد؟

کی‌ها؟ - هیچ‌کس -

ولی موسیقی اون دوران رو به یاد میاریم

از هرکسی بپرسی موتزارت رو می‌شناسه

من که نمی‌دونم کیه تئوریت رو بذار دم کوزه آبش رو بخور

بابا داریم درمورد مهربونی و اخلاق خوش صحبت می‌کنیم

نه نمی‌دونم کی کی

مادرم زن مهربونی بود

خوب به یاد میارمش

.پدرم هم همین‌طور اون هم تو ذهنم مونده

خواهرم هم مهربون و خوش برخورده

تا ابد تو ذهنم می‌مونه

دیگه کی؟ - کی چی‌ کار کنه؟ -

دیگه کی شوبان و مهربونی تو رو یادش می‌مونه؟

هیچ‌کی

پنجاه سال دیگه

هیچ‌کس ماها رو به خاطر نمیاره

ولی موسیقی مردی که 200 سال پیش ...روی این کره خاکی زندگی می‌کرده هنوز

از «هنوز» استفاده می‌کنه، مثل انگلیسی‌ها

بیا بریم پاریک

نه موتزارت به کیرمه

...نه بور وو وِن

نه هیچ‌کدوم دیگه از اون کیری‌ها

من پاریک سولوبانم

یه آدم مهربون و خوش‌اخلاق

بیا بریم خونه

ترجیح می‌دی با این یارو بپری؟

کسی که شب‌هایی

که از پسرش سوءاستفاده نمی‌کنه

سیاه و کبودش می‌کنه

.من چیزی بهش نگفتم بابا مست کرده داره چرند می‌گه

تو قبلا آدم خوب و مهربونی بودی

شاید هم واقعا هیچ‌وقت این‌طور نبودی

خدای من

شاید واقعا هیچ وقت مهربون نبودی

باهاش صحبت می‌کنم کالم

نیازی نیست واکنش شدیدی بهش نشون بدی

دیگه مزاحمت نمی‌شه

حیف شد

تا حالا نشده بود پاریک اینقدر باحال شده باشه

گمونم دوباره ازش خوشم میاد

موتزارت تو قرن 18 زندگی می‌کرد

نه 17اُم

...شوبان سولوبان. خب

فقط اومدم ورقه گوشت بگیرم و برم خانم اوریوردان

متاسفانه وقت گپ زدن ندارم

نامه برات اومده

بعد خودش یهو باز شده؟

آره گمونم به‌خاطر گرما بوده

پیشنهاد کاری بهت دادن، نه؟

پیشنهاد کار توی کتابخونه توی سرزمین اصلیه، درسته؟

.ورقه‌ گوشت بهم بدین خانم اوریوردان ده تا

هیچ‌وقت هیچی برام تعریف نمی‌کنی

خبر رفتنت نابودش می‌کنه

کسی قرار نیست جایی بره

ببین، برای صحبت نیومدم

فقط خواستم بگم ماجرای دیشب

همه‌ش از سر مستی بود کالم

مگه دیشب چه اتفاقی افتاد؟

نمی‌دونم دیگه، هرچی که گفتم

چی گفتی مگه؟

خب... چیز زیادی یادم نیست

کلیاتش رو یادمه و می‌دونم چیزهای خوبی نگفتم

همیشه می‌دونی، مگه نه؟

بگذریم. فقط می‌خواستم بیام ازت عذرخواهی کنم

بیخیالش بشیم بره؟

چرا دست از سرم برنمی‌داری پاریک؟

هان؟

مگه چندین بار ازت نخواستم؟

...آره می‌دونم. فقط داشتم

چرا بیخیالم نمی‌شی؟

چی کار می‌کنی؟ - نمی‌دونم -

خدایا

قطعه جدیدت در چه حاله؟

چی؟

خدایا از دستت پاریک

چند بار باید بهت بگم نیاریش؟

وقتی ناراحتم خرم باید پیشم باشه، خب؟

اون روز که آورده بودیش تو

کلی عن رشته‌ رشته پشت سرش جمع کردم

همچین چیزی نبوده

اگه هم چنین چیزی دیدی حتما کاه بوده

آره خب شاید کاه بوده

می‌رم شوربا بیارم

دیشب خیلی اذیت کردم؟

نه، خیلی هم رفتارت خوب بود

می‌دونم که این‌طور نبوده شوبان

خب با من که رفتار خوبی داشتی

معلومه که به تو از گل نازک‌تر نگفتم

آخه مگه می‌شه جور دیگه‌ای باهات برخورد کرد؟

چی بود؟ صدای پرنده‌ای چیزی بوده؟

چی چی بود؟

صدای تقی که از در اومد

پرنده؟

آره - نه پرنده نبود -

پس چی بود؟

صدایی که از در اومد؟ - آره دیگه -

می‌پرسی صدای چی بوده؟

...یه

دروغ گفتن راجع بهش سخته

...یه

انگشت بود

چی؟

انگشت

شوبان! چرا اینقدر سریع می‌گرخی

بندازش بیرون پاریک

نمی‌شه که بندازمش بیرون. کثیف می‌شه

کجا گذاشتیش؟

تو یه جعبه کفش

خدای من

...خب

مثل این‌که خیلی جدیه

موقع غذا خوردن‌مون هم باید اینجا باشه؟

غذام تموم شد برش می‌گردونم

مخت تاب برداشته؟

کودنی؟

نه کودن نیستم. قبلا درموردش صحبت کرده بودیم

.باید دست از سرش برداری پاریک دیگه هیچ کاری به کارش نداشته باش

این‌طور فکر می‌کنی؟

آره معلومه که این‌طور فکر می‌کنم

یارو برداشته انگشت کیریش رو بریده پرتش کرده روت

بیخیال بابا، تو روم پرتش نکرد که

حالا باید چه کار کنیم؟

نمی‌تونیم انگشتش رو نگه داریم که

لعنت بهت کالم

درد داشت؟

.درد وحشتناک فقط مال ثانیه اولش بود فکر می‌کردم هر لحظه ممکنه از حال برم

خنده‌داره، الان دیگه مشکلی ندارم

یه فنجون چای می‌خوری؟

نمی‌خوام کالم. اومدم انگشتت رو پست بدم

که این‌طور

مرسی

همه چی خیلی خوبه

آدم باورش نمی‌شه

چی از جونش می‌خوای کالم؟

چی باعث می‌شه ماجرا فیصله پیدا کنه؟

سکوت شوبان

سکوت

یه مرد ساکت دیگه تو اینیشرین، ایولا

باشه می‌گم دیگه چیز نگه

مسئله اینیشرین نیست

فقط قراره یه مرد کسل‌کننده

یه مرد کسل‌کننده دیگه رو به حال خودش رها کنه، همین

!یه مرد کسل‌کننده همه‌تون حوصله‌سربرین

همه‌ش دارین بابت هیچ و پوچ بهونه می‌گیرین

همه‌ شما مردهای تخمی کسل‌کننده‌این

مطمئن می‌شم که دیگه باهات صحبت نکنه

پس همین کار رو بکن

وگرنه دفعه دیگه هرچهارتاش رو می‌برم

جدی نمی‌گی

چون این‌طوری دیگه نمی‌تونی ویولن بزنی

درسته

کم کم داری متوجه منظورم می‌شی

گمونم مریضی کالم

گاهی فکر می‌کنم خودم رو مسخره می‌کنم

و فقط دارم یه مسئله اجتناب‌ناپذیر رو عقب می‌اندازم

تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟

نه

چرا همین فکر رو می‌کنی

دکلان

سلام

سلام

می‌خوای برسونمت؟

آره

ممنون می‌شم

از هنرجوهای اهل لیسدونوارنا که نیستی؟

چرا. اسمم دکلانه

چطور؟

آخه تو اداره پست بهم گفتن بگردم

دکلان که از لیسدونوارنا اومده رو پیدا کنم

یه تلگراف برات اومده

مامانت فرستاده

مادرم که فوت شده

ببخشید از طرف مادرت نبوده

گفتم مادرت؟ منظورم از طرف خاله‌ت بود

مسئله پدرته

پدرم چی شده؟

ماشین حمل نون بهش زده

ماشین حمل نون؟ - آره -

گفتن بهتره سریع‌تر خودت رو برسونی خونه که تو تنهایی نمیره

بمیره؟

یا شاید هم فقط حالش بدتر بشه

امکان نداره

غیرممکن نیست

خیلی پیش میاد ماشین‌های حمل نون به آدم بزنن

می‌دونم

آخه مادرم هم همین‌طوری فوت کرد

اگه همون ماشینی باشه که به مامانم زده پوست‌شون رو می‌کنم

ممنون

به اون یارو چی می‌گفتی؟

هرچی می‌گفتم به تو هیچ ربطی نداره

.معلومه که بهم ربط داره مگه من مجری قانون نیستم؟

احمق عوضی

چی گفتی؟

به برادرت بگو به زودی میام سراغش

یه فصل کتک بهش بدهکارم

کتک؟

.خوب می‌شه اتفاقا شاید این‌طوری عقل برگرده تو کله‌ش

زن عجیب و غریبی هستی

تعجبی نداره هیچ‌کی ازت خوشش نمیاد

سلام خانم مک‌کارمیک

قبل از پایان ماه مرگ گریبان کسی را در اینیشرین خواهد گرفت

مرگ؟

شاید جان دو نفر رو بگیره

خیلی غم‌انگیزه

باید به درگاه پروردگار دعا کنیم

تا گریبان تو یا شیبان رو نگیره

آخه این اصلا حرف خوبی نیست که می‌زنین

همچین قصدی هم نداشتم

سعی داشتم حرفی که می‌زنم دقیق و درست باشه

پشم‌هام

چی شده؟

هیچی

بابام می‌گه چون به همه گفتی

دستمالیم می‌کرده، یکشنبه ‌می‌خواد بکشتت

...واقعا بکشتم یا

تا سر حد مرگ کتکم بزنه؟

همون دومی گمونم

البته قبلا یکی رو کشته

شرمنده که بند رو آب دادم دامینیک

اون شب اصلا حالم میزون نبود

غیر این مورد، خیلی باحال شده بودی

برای همین نمی‌فهمم چرا اون یارو خپله انگشتش رو پرت کرده روت

اون شب که اذیتش می‌کردی به‌نظر نمیومد مشکلی داشته باشه

ولی با این قضیه مشکل داشت

جدی؟

تا حالا نشده بود پاریک اینقدر باحال شده باشه

گمونم دوباره ازش خوشم میاد

عجب

شاید همه این کارها برای این بوده که وادارت کنه رفتار و رویه‌ت رو تغییر بدی

مثلا از خودت دفاع کنی

نظرت اینه؟

...آره، شاید مسئله خیلی

به غرهات و حرف‌های احمقانه‌ت ربط نداشته

راستش جدیدا این رفتارهام کم‌تر شده

جدی؟

همین دیروز یکی از این نوازنده‌ها رو دیدم

که کالم رابطه خیلی خوبی باهاش داشت

می‌دونی چه کار کردم؟

کاری کردم که وسایلش رو جمع کنه برگرده خونه‌شون

واقعا؟ چطوری؟

بهش گفتم یه ماشین حمل نون زده به باباش

و باید تا نمرده سریع خودش رو برسونه خونه

فکر کنم بدترین کاریه که تا حالا شنیدم کسی در حق یکی دیگه کرده باشه

آره یه کم بدجنسی کردم

ولی وقتی برسه خونه

و ببینه باباش صحیح و سالمه خیالش راحت می‌شه

همیشه فکر می‌کردم از بقیه مهربون‌تری

ولی معلوم شد درست لنگه‌شونی

معلومه که از همه‌شون مهربون‌تر و بهترم

نرو دامینیک

شاید خیلی هم آدم خوشحال و خندونی نباشم خب

شاید عوض شدم و این پاریک جدیده

آره

شاید از این به بعد همچین آدمی‌ام

چطوری؟

خدایا! دامینیک

می‌شه این عادت دزدکی سراغ آدم اومدنت رو ترک کنی؟

داشتی سکته‌م می‌دادی

دزدکی نیومدم

داشتم آروم میومدم کنارت

یا تو و یا این عجوزه بالاخره یه بلایی سرم میارین

من هم عجوزه صداش می‌کنم چون واقعا جادوگره

نقاط اشتراک زیادی داریم، مگه نه؟

هردومون به آدم‌های پیر می‌گیم عجوزه و این‌ها

دریاچه‌ی قشنگیه

راستش خوشحال شدم دیدمت

چون می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم

و با توجه به این‌که متوجه شدم نقاط اشتراک خیلی زیاده

اشتیاقم برای پرسیدنش بیش‌تر و بیش‌تر می‌شه

ولی ما که هیچ نقطه اشتراکی نداریم

عجله نکن شاید باشه

ولی چیزی که می‌خواستم ازت بپرسم ...این بود که

...یه چیزی تو این مایه‌ها که

کاش از قبل درست بهش فکر کرده بودم

...می‌خواستم بپرسم که

...فکر نکنم امکانش باشه که

عاشق یکی مثل من بشی، درسته؟

دامینیک عزیزم، فکر نمی‌کنم

آره. خودم هم همین فکر رو می‌کردم

یعنی حتی در آینده وقتی همسن الانت بشم هم ممکن نیست همچین چیزی بشه؟

آره من هم فکر نمی‌کردم بشه

گفتم شانسم رو امتحان کنم دیگه

«مثل تو داستان «نازک‌دل

ظاهرا رویام بر باد رفت

...خب

بهتره برم اونور و کاری که قرار بود بکنم رو انجام بدم

♪ از مالو تاون ♪

♪ تا «آدو» پیاده آمدم ♪

♪ سرش را از در زندان به «آدو» بردم ♪

یالا سامی، برقص دیگه

چطوری خپل؟

داری با سگت می‌رقصی؟

منطقیه البته آخه کی حاضره با تو برقصه؟

سگ بیچاره‌ت هم که زبون نداره اعتراض کنه

اگه اینقدر ادب سرت نمی‌شه که بهم تعارف کنی بشینم

خودم این‌ کار رو می‌کنم

.یه سلام مثل قدیم‌ها این‌طوری خوبه؟

زده به سرت؟

زده به سرم؟

نه راستش

نه تنها عقلم رو از دست ندادم

ده تا انگشت سالم هم دارم که می‌تونه حرفم رو ثابت کنه

تو چندتا انگشت داری که بتونی باهاش ثابت کنی بالاخونه رو ندادی اجاره؟

نه تا

همین خودش مظهر جنونه

آره. مظهر جنونه

نه نمی‌خوام. نیومدم اینجا که سگت لیسم بزنه

کاملا برعکس

برعکس لیس زدن چی می‌شه؟

چرا اومدی اینجا؟

قصد و منظور خاصی از اینجا اومدنم نداشتم

اومدم که در خونه‌ت رو بکوبم و بهت توهین کنم

خب این رو که انجام دادی پس می‌تونی بری پی کارت

هنوز که تموم نشده

یعنی خب اون بخش کوبیدن در رو تمام و کمال انجام دادم

ولی اهانت‌هام هنوز تموم نشده

همه چی خیلی خوب بود پاریک

اوضاع من که اصلا خوب نبود

افتضاح بود

.باشه قبوله حال و اوضاع من خیلی روبراه بود

نمی‌شه که فقط به فکر خودت باشی

چرا می‌تونم

مسئله درباره جفت‌مونه - نخیرم نیست -

برای رقص تانگو دو نفر نیازه

من که نمی‌خوام تانگو برقصم

همین الان داشتی با سگت می‌رقصیدی

حالا که حرف رقص شد بگو ببینم قطعه جدیدت در چه حاله؟

اتفاقا تازه تموم شد

همین امروز صبح

این‌که خیلی خوبه کالم

برای همین داشتم با سگم می‌رقصیدم

در حالت عادی این کار رو نمی‌کنم

اشکالی نداره که

اگه می‌تونستم با خرم برقصم و اون هم رقص بلد بود، این کار رو می‌کردم

خوب شده؟

قطعه‌ت رو می‌گم

اسمش چیه؟

بنشی‌های اینیشرین» رو براش درنظر گرفتم»

ولی اینیشرین که بنشی نداره [ افسانه ایرلندی، روح زنی که از دنیای دیگر پیام‌آور مرگ است ]

می دونم فقط از تکرار صدای «ش» خوشم میاد

آهان

چیزهایی که توش «ش» داشته باشه توی اینیشرین زیاده

آره

شاید واقعا بنشی هم داشته باشیم

فقط به‌نظرم دیگه پیشگویی مرگ رو با ناله و شیون اعلام نمی‌کنن

دست رو دست می‌ذارن، می‌شینن و با لذت تماشا می‌کنن

پیشگویی؟

آره

مدام به این فکر می‌کنم که سر مراسم خاکسپاریت برات بنوازمش

ولی اینطوری ظلم می‌کنم، هم در حق خودم هم تو

خوشحالم که تکمیلش کردی، عالیه

بهتر از عالیه

...یعنی

فوق‌العاده‌ست

میای بریم میخونه؟

می‌تونیم به مناسبت تموم کردن قطعه‌ت جشن بگیریم

اگه خودت مایل باشی

.می‌تونم جلوتر برم نوشیدنی‌هامون رو سفارش بدم

پس برو پاریک

...یعنی می‌گی برم و

سفارش بدم؟

باشه پس می‌رم

!چه‌قدر خوب پیش رفت ...شاید بتونم سر راه

اون هنرجوت دکلان رو پیدا کنم

آخه الکی بهش گفتم باباش داره می‌میره که گورش رو گم کنه بره خونه

و تنهامون بذاره، ولی الان دیگه نیازی به این کار نیست

حتی می‌تونه تو جشن‌مون شرکت کنه

من که اینجام، چرا رفتی اونجا نشستی؟

گفتم اینجا راحت بشینم

و منتظر دوستم بمونم

شوخیت گرفته لعنتی؟

همون دوست چهارانگشتیت؟

سر به سرم می‌ذاری؟

نه چه شوخی‌ای باهات دارم؟

فقط باید یه‌کم بهش توپ و تشر می‌زدم تا حل شه

شوبان، شری می‌خوری؟

نه - باشه پس -

چی کار می‌کنی؟

با منی؟ - آره -

هیچی. فقط اومدم مشروب بخورم

پس منتظر کسی نیستی؟ - نه اصلا -

.چرا شوبان الکی می‌گه منتظر کالم دارتی نشسته

نخیر. منتظر هیچ‌کی نیستم

بابا همین الان بهم گفت منتظر دوستشه

خبرچین

.بیا بریم خونه پاریک باید یه مسئله‌ای رو باهات درمیون بذارم

چیزی می‌خوای بهم بگی؟

...این‌طوری که گفتی

نمی‌خوام در مورد هیچ مسئله‌ای باهم صحبت کنیم

مجبوری، چون دارم از اینجا می‌رم

می‌ری؟

یعنی کلا؟

...یعنی

دیگه نمی‌خوای اینجا بمونی؟

آره

پس من چی می‌شم؟

چیت چی می‌شه؟

دیگه هیچ دوستی برام باقی نمونده

دامینیک هست دیگه - اَه! نمی‌خوام -

تازه اون هم باهام قهر کرده

دیگه وقتی کسخل‌ترین ساکن اینجا هم ولم کرده چه گلی باید به سر بگیرم؟

تازه، کی قراره بعد رفتنت برام غذا بپزه؟

پس سوال اصلیت همین بود، نه؟ کی قراره برات پخت و پز کنه؟

خب اولین سوالم که نبود، بود؟

اولش پرسیدم من چی‌ می‌شم پس

پاریک

پاریک

آخه الان؟ نمی‌شه که الان بری

چرا می‌تونم

دیگه نمی‌تونم این حجم از دیوانگی رو تحمل کنم

چی بهش گفتی لعنتی؟

هیچی به خدا

خب، یه‌کم پیش با دامینیک صحبت کردم

...و یه جورهایی بهم گفت

بهتره بیش‌تر از خودم دفاع کنم

خدایا

قبل از این‌که کل انگشت‌هاش رو قطع کنه همه چی داشت خوب پیش می‌رفت

کتاب‌هام این تو جا نمی‌شه

می‌شه حواست بهشون باشه؟

نرو شوبان

تنها داراییمن

البته به غیر از دارایی اصلیم

زود برمی‌گردی، مگه نه؟

پاریک

این‌طوری نگو پاریک

بگو برمی‌گردی

جنی

نمی‌خوام باهات حرف بزنم

نری سگش رو بکشی

الکی فکری که تو سرم نبوده رو

ننداز تو سرم

زنیکه خل و چل

خل و چل

آخه چرا باید بخوام به تو صدمه بزنم؟

تنها نکته مثبتش تویی

حالت چطوره پاریک؟ خوب به‌نظر میای

خیلی‌ خوب بود بچه‌ها

نمی‌خوام ازم عذرخواهی کنی، خب؟

حس آرامش می‌کنم

پس بیا همه چی رو تموم شده فرض کنیم

و توافق کنیم که از این بعد برای همیشه راه‌مون رو از هم جدا کنیم

انگشت‌های خپلت باعث مرگ خرم شدن

پس نه، نمی‌تونم فرض کنم همه چی تموم شده

تازه شروع شده

شوخی می‌کنی - نه -

اصلا شوخی ندارم

پس فردا، یعنی یکشنبه

که روز نیایش خدا هم هست، حدود ساعت دو

میام در خونه‌ت و آتیشش می‌زنم

امیدوارم موقعی که خاکستر می‌شه تو هم توش باشی

ولی قبلش چک نمی‌کنم

فقط یادت باشه سگت رو بذاری دم در

پدرکشتگی‌ای با اون ندارم

می‌تونی هرکاری دوست داری و در توانت هست بکنی تا جلوم رو بگیری

این قضیه تا پای مرگ‌مون ادامه داره

تا وقتی یکی‌مون بمیره

بیا

یه حسابی باهات دارم که باید تسویه بشه

پسر نادون من دوباره اومده خونه شما؟

ولش کن پادر. خرش تازه مرده

جدی؟

همون مینیاتوریه؟

...خدای من. پسرها، یه چیزی باید

ساعت دو

من یه الاغ مینیاتوری رو کشتم

...تصادفی بود

اما احساس بدی راجع بهش دارم

واقعا فکر می‌کنی الاغ‌های مینیاتوری برای خدا مهمن، کالم؟

می‌ترسم نباشن

و می‌ترسم مشکل همین باشه

فقط همین؟

منظورت چیه؟

احیانا یه چیزهایی رو فراموش نکردی؟

نه، گمونم همه چی رو گفتم

فکر نمی‌کنی مشت زدن به صورت یه پلیس هم گناه محسوب بشه؟

آهان اون

اگه مشت زدن به صورت یه پلیس گناهه

که بهتره کلا جمع کنیم بریم خونه

قطع عضو و خودزنی هم گناهه

یکی از بزرگ‌ترین گناه‌هاست

واقعا؟

خب، آره تو این مورد مچم رو گرفتی

ضرب در پنجش کن

افسردگی و ناامیدیت چطوره؟

برگشته

قصد نداری که کاری درموردش بکنی؟

نه، قصد چنین کاری رو ندارم

پاریک عزیزم

.من توی سرزمین اصلی مستقر شدم اینجا خیلی دوست‌داشتنیه

الان که دارم برات می‌نویسم یه رودخونه زیر پنجره‌م جاریه

اهالی اینجا هم ظاهرا آدم‌های مهربون‌ و معقول‌ترین

علتش رو نمی‌دونم ولی حدس می زنم به‌خاطر این باشه که خیلی‌هاشون اهل اسپانیان

می‌خواستم بگم اینجا یه تخت اضافی واسه‌ت هست پاریک

و حالا که جنگ تقریبا تموم شده فکر کنم بتونی کار هم پیدا کنی

چون مطمئنم تو اینیشرین چیزی نیست

هیچی به غیر از جز ماتم و کینه

تنهایی و فلاکت

و گذر کند زمان تا مرگ نیست

این‌ها هم که همه جا هست

پس بیا پاریک. اونجا رو رها کن

دامینیک می‌تونه مراقب جنی و بقیه حیوون‌هات باشه

می‌تونن برن تو خونه زندگی کنن

بیا پیشم پاریک

قبل از این‌که دیر بشه

شوبان عزیز

پر واضحه که معنی کلمه مستقر رو بلد نیستم

ولی بابت پیشنهاد تخت و بقیه چیزها ممنونم

اما متاسفانه نمی‌تونم قبول کنم

همون‌طور که بهت گفتم تمام زندگیم توی اینیشرینه

دوست‌هام، حیوون‌هام

همین الان که دارم این نامه رو برات می‌نویسم

جنی داره نگاهم می‌کنه و با چشم‌هاش می‌گه

لطفا نرو پاریک. اگه بری دل‌مون برات تنگ می‌شه

داره با پوزه‌ش نوازشم می‌کنه

برو اونور جنی

...خبر دیگه این‌که

که خبر غم‌انگیزی هم هست

متاسفانه نمی‌تونم از دامینیک درخواستی بکنم

امروز صبح جسدش رو توی دریاچه پیدا کردن

فکر می‌کنم لیز خورده و افتاده اون تو

پس حتی اگه می‌خواستم بیام هم کسی نبود که مراقب حیوون‌هام باشه

دگیه خبر خاصی ندارم

به جز این‌که، دوست دارم شوبان

و دلم برات یه ذره شده

امیدوارم یه روز دوباره بتونم ببینمت

البته اگه برگردی خونه

لطفا برگرد شوبان

با احترام، از طرف برادری که عاشقته

پاریک سولوبان

گمونم با سوختن خونه‌م دیگه بی‌حساب شدیم

اگه تو خونه‌ت می‌موندی آره

ولی نموندی، پس هنوز تموم نشده

راجع به خرت متاسفم پاریک

جدی می‌گم

به تخمم

چند روزیه که صدای تیراندازی از سمت سرزمین اصلی نمیاد

گمونم داره تموم می‌شه

مطمئنم باز هم شروع می‌کنن، مگه نه؟

یه چیزهایی هست که نمی‌شه فراموش‌شون کرد و ازشون عبور کرد

و فکر می‌کنم این خیلی خوبه

پاریک

ممنون که مراقب سگم بودی

قابلی نداشت

« مترجمان: عاطفه بدوی و علیرضا نورزاده » Atefeh Badavi & @Mr_Lightborn11

زیرنویس درخواستی رایگان در تلگرام @SublimeTitle

دانلود فیلم و سریال بدون سانسور FoxMovie.Co

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.