Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
لندن/لس آنجلس شونزدهم ژانویه ۲۰مین سالگرد اولین اجرای کلدپلی
الو - الو سلام کریس، منم -
مت، حالت چطوره؟ - خوبم- میتونی صحبت کنی؟ -
آره، خوب موقعی زنگ زدی- تو چطوری؟ -
منم خوبم، داشتم فکر میکردم که وقت کردی فیلم رو ببینی؟
راستش مت، فکر نکنم بتونم ببینمش
حس میکنم اگه ببینمش شاید دلم بخواد خودم رو از فیلم حذف کنم
خب، اگه تو مشکلی نداری، میشه روت حساب کنم؟
باشه - اگه مشکلی نیست -
من این حس رو دارم که انگار خیلی وقته میشناسیمت
و بهت اطمینان داریم و عاشقتیم
تو فیلمی رو میسازی که دلت میخواد
و همه خواسته من اینه که میشه
فیلم رو با یکی از اون صحنههای ورود گروه روی استیج شروع نکنی؟
چون این حس رو دارم که قبلاً انجام شده
جدی؟ - آره -
باشه. خب، بسپرش به من. ببینم چیکار میکنم
ممنون. مت - حله -
به زودی باهات صحبت میکنم - بای بای -
سال ۱۹۹۶ مت وایتکراس (فیلمساز) با گای بریمن، جانی باکلند، ویل چمپیون و کریس مارتین آشنا شد یک سال بعد اونها کلدپلی شدند و از اون موقع داره ازشون فیلم میگیره
@R6SMusic ارائهای از مهر ۹۷
مترجمین: مهرداد و سارا
[مردی که صداش از بلندگو میاد] من نمیخوام به هیچکس حکومت کنم یا شکستش بدم
من اگه از دستم بیاد باید به همه کمک کنم
یهودی، غیر یهودی، سفید یا سیاهپوست
ما همه میخوایم به هم کمک کنیم
آدمیزاد اینطوریه
ما نمیخوایم از هم بیزار باشیم یا همدیگه رو تحقیر کنیم
توی این دنیا برای همه جا هست سیاره زمین غنی هست
خطاب به اونایی که صدام رو میشنون میگم که ناامید نشید
نفرت بشر به پایان میرسه و دیکتاتورها میمیرند
و قدرتی که اونها از مردم گرفتند به مردم برمیگرده
پادشاهی خداوند در وجود انسان است
نه یک نفر یا گروهی از انسانها
!بلکه در تمام انسانها، در شما
!شما مردم هستید که قدرت در دست شماست
قدرت ساختن ماشین قدرت ساختن خوشبختی
شما مردم هستید که قدرت این رو دارید تا زندگی رو آزادانه و زیبا کنید
!تا این زندگی رو سرگذشتی شگفتانگیز کنید
سرگذشتی شگفتانگیز
سرگذشتی شگفتانگیز
♪ A Head Full Of Dreams ♪
[کریس] A Head Full Of Dreams جایی هستش که خیلی وقت بود سعی داشتیم بهش برسیم
سفری که خیلی تدریجی و بخش بخش بوده
یه کوه که هی ارتفاعش بیشتر میشه
اگه سرم رو برگردونم و به پایین نگاه کنم
فکر کنم تعجب میکنم که چطور به اینجا رسیدیم؟
[یک روز هم نشده که بگذره و [ویل
چیزی یادم نیاره که چقدر خوشبخت بودم
،اول از همه اینکه با بقیه بچهها آشنا شدم
و همه چی اینجوری رقم خورد
[دوستی ما یه جورایی زنده موند [جانی
و تقریباً شبیه به چیزی که اولش بود باقی موند
حالا نصف عمرمون رو کنار هم گذروندیم
بیشتر وقتم رو نسبت به بقیه با این آدما گذروندم
[بیشتر مثل خانواده میمونه [گای بیشتر مثل برادر هستیم، تا اینکه بخوایم دوست باشیم
فکر کنم همه ما به این فکر کردیم که
اگر همدیگه رو پیدا نمیکردیم چی به سر زندگیمون میومد؟
منظورم اینه که واقعاً فکرشم ترسناکه
عالی - خوبه -
میشه یه ذره نور رو کم کنی؟
فقط اینو یه ذره کم کنی مرسی داداش
عالی، عالی، عالی
چی قراره بخونیم؟ - رو بخونیم A Head Full of Dreams" قراره -
عالی
کارتون عالی بود بچهها
آره، همینه. همینه
وایستین، به صدای تشویق گوش کنید
اگه تو ازش خوشت نمیاد، نگران نباش من دارم حال میکنم، گرفتی چی میگم؟
من اینجوری حسش میکنم
بابا من عاشق این آهنگم مرسی عزیزم
و ممنون که حرفیو زدی که پولش رو بهت داده بودم تا بگی
داشتم به بقیه میگفتم
که چیزایی که بیست سال پیش ضبط شده رو ببینن
یادم نمیاد اون موقع کسی دوربین داشته باشه
این واقعاً حس غریبیه
"Brothers and Sisters"
[چیزایی که برام خاطرات دور شده بودن [گای دوباره به سمتم روونه شدن
میدونید زندگی ما از جهات زیادی تغییر کرده
و وقتی به این فکر میکنم که اولین آلبوممون چی بود
گوش کنید "Parachutes" میدونید، اگه الان به
خیلی آکوستیک، جمع و جور و صمیمیه
"We Never Change"
و اگه بزنید جلو تا به برسید A Head Full Of Dreams
کلاً یه چیز خیلی متفاوتیه
با نگاه کردن بعضی فیلمای قدیمی
زیر پوستشون همون آدمایی که امروز هستیم رو میبینم
واسه اینکه واقعاً کل داستان دستتون بیاد باید برگردیم به وقتی که با هم آشنا شدیم
منظورم اینه که واقعاً انگار واسه یه عمر قَبله
تقریباً یک سال قبل از اینکه با همدیگه آهنگ بزنیم دوست بودیم
ما هممون توی یک خوابگاه زندگی میکردیم
بیشتر افراد همگروهیشون رو با تبلیغ پیدا میکنن
"میزنن "درامر لازم داریم NME ته مجله
!گور باباش - گای] به نظرم مورد ما فرق داشت]-
چون ما فقط میدونستیم که این گروهیه که میخوایم تشکیلش بدیم
اینا آدمایین که میخوایم باهاشون باشیم
ما توی کالج دانشگاهی لندن با هم آشنا شدیم
ما هممون داشتیم درس میخوندیم تا توی یک گروه باشیم
این کلیسای یو سی ال هستش. بیا نزدیکترشو بهش
حالا داریم وارد کالج میشیم
اینم از اسبمون
منتظرت بودم بیا تو
رفیق فابریکتم
بذار اینجا رو نشونت بدم
کالج یه کار فرعی بود
به نظرم جای خوبی برای آشنا شدن با مردم بود چون میخواستم توی یک گروه باشم
رفتم اونجا
اونجا که اسمش رمزی هال بود توی خیابون تانهام کورت
اون ساختمون یه ذره هم عوض نشده ما اینجا زندگی میکردیم
ظاهرش مثل خونههای بیرون شهر میمونه - مگه نه؟ - آره -
قدیما این شکلی نبود
روز اولی که اومدم اینجا رو یادمه یه ولگرد پشت در اتاقم مریض بود
کلی موسیقدان توی این خوابگاه بود مگه نه؟
سالی که ما رفتیم پنج شیش گروه تشکیل شد
اون اوایل خیلی دنبال آدما میگشتیم
اینجوری که، کی چی میزنه؟ کی گیتار میزنه؟
یه نوازنده گیتار بیس توی طبقه سوم بود
کریس مثل یک گوله عظیم انرژی و مو بود
آره یادمه موهای خیلی بلندی داشت
کاملاً برعکس آدمایی که قبلاً دیده بودم
همیشه کلاس میذاشتم
"که "من آهنگ میزنم، من آهنگ میزنم واسه هر کی که گوش کن
♪ جیم عاشقتم، تو یه پیر پاتالی♪
♪ یه ذره هم برام اهمیت نداره♪
♪ که تو یه ذره شبیه جولیو سزار هستی♪
اون خیلی خیلی بامزه بود
و میدونید، اون نقل مجلس بود
♪من عاشق جیمم و همه خبر دارن♪
♪با اینکه دماغش یه ذره به رومیها میخوره♪
اون منتظر یکی بود که باهاش بُر بخوره
و خوشبختانه اون تو بودی - جانی] هممم]-
سال ۱۹۹۶ وقتی با هم آشنا شدیم
اصلاً فکر نمیکردم جانی حرف بزنه
اون یه گوشه چِت میکرد
اگه چیزی میگفتی هم میخندید
ما خیلی سریع با هم شیش شدیم
ولی توی اولین قرار نمیشه آهنگ زد
من فقط واسه این اومدم لندن که آدمایی رو پیدا کنم تا گروه تشکیل بدیم و آهنگ بسازیم
از وقتی یه پسر کوچیک بودم میخواستم این کار رو بکنم
ولی هیچوقت فکرشم نمیکنی که ممکن باشه
یه روز اومدم توی اتاق و دیدم جانی اونجاست
یه گیتار دستشه
"گفتم: "نمیدونستم که تو گیتار میزنی
بعدش شروع کرد به گیتار زدن
بعدش یه چیزی درونم کلیدش زده شد
با خودم گفتم "این همون آدمیه که تمام عمرم منتظرش بودم"
[صدای تلویزیون] !چاک! چاک! منم ماروین
«مثل فیلم «بازگشت به آینده که ماروین پسرخاله چاک بری
به چاک بری زنگ میزنه و میگه "اون صدای جدیدی که دنبالش بودی رو پیدا کردم"
!اینو گوش کن
واسه من عشق در نگاه اول بود
متقاعد شدن اون یه کم بیشتر طول کشید
وقتی با کریس شروع کردم به آهنگ زدن
"با خودم گفتم: "اون خیلی خوبه فکر کنم یه کارایی بکنیم
جانی] واضحه که یه حسی میگه] که داری استارتشو میزنی
ولی فکر نکنم که ما میدونستیم چه حسیه و به کجا ختم میشه
چند هفته بعد از گای خواستیم بهمون ملحق بشه
من و گای اولش از هم خوشمون نمیومد
چون موهای بلند فر داشتم فکر میکرد خل و چلم
فکر میکردم اون غده ولی اون فقط آروم بود
ولی بعدش سر کیبورد خوب شدیم بعد به خودمون گفتیم
"ای نامرد، باشه. شاید ما از هم بیزار نیستیم"
موسیقی واسه من یعنی چی؟
از وقتی که احتمالاً پنج ساله بودم زندگیم بوده
یک جعبه نوار کاست از خواهرم رو پیدا کردم و هیچوقت فراموشش نکردم
بخاطر علاقهام به سبک سُول و فانک نوازنده بیس شدم
همین دیگه از مدرسه میرفتم خونه
و چند ساعت پشت سر هم بیس میزدم
خودمو حبس میکردم و بیس میزدم
اون اولین آدمی بود که از کل زندگیش زد
بخاطر آهنگی که من و جانی با دو گیتار آشغال براش زدیم
اینکه اون از زندگیش زد مغزمو میترکونه
زودی مشخص شد که
اگه بخوایم اجرا داشته باشیم یک درامر لازم داریم
گای] کریس مارتین، اینا گردونههای بخت تو هستن]
چه خبرا؟ من مامان جونام راننده کامیونای پروکو ام
همینطور تراکتورای آلمانی
تابستون رفتیم بیرون و آخر تابستون
چندتا آهنگ واقعاً خوب نوشتیم و میخواستیم دمو رو ضبط کنیم
گای] امروز میشه غذایی رو بخوریم] که از سطل آشغال بیرون نیومده باشه
کریس] ما توی همه چی به جز درام ردیف بودیم] ما درامر نداشتیم
پس وقتی که به تسکویِ خیابون آکسفورد رفتیم تا اولین فوتوشوت رو داشته باشیم
من عکس خودمو گرفتم جانی عکس خودشو گرفت گای عکس خودشو گرفت
پس فقط ما سه تا بودیم گذاشتیم "Panic EP" اسمشو
بعدش رفتیم خونه ویل
ویل اون رفیقی بود که از همه بهتر گیتار میزد
صدتا آهنگ بلد بود
مثل یک ضبط صوت بود
من توی اتوبوس با کریس آشنا شدم
ما عادت داشتیم توی راه پله گیتار بزنیم چون صوت اونجا بهتر بود
من پایین پلهها بودم و اون طبقه پنجم بود
یک تجربه موسیقیایی پنج طبقه
یک خاطره اساسی و اولیه که درباره بچگی دارم
موسیقی همه جا بود این میراث مادرم بود
میدونستم که کریس و جانی یه مینی آلبوم ضبط کردن
یه کم صدای درام میخواستن روش بذارن
هم اتاقیم درام زد اون ست درامز داشت
ما سر همش کردیم و وقتی که آماده بودیم اون نبود
فکر کنم غیبش زده بود
نمیدونم چقدر درباره بودن توی گروه متعهد بود
"در نتیجه ویل گفت: "خودم درام میزنم
فقط من اینجام فقط من موندم
"امتحانش میکنم"بعد رفت سراغش
همون حسی که با گای و جانی داشتم رو با اون داشتم "اوه، خودشه. اون اینجاست"
راستش ما نمیدونستیم که تو درامری
ویل] نه، نبودم]
رازش همینه. من هنوزم دارم سعی میکنم به دنیا بفهمونم که درامرم
کریس] و کلدپلی به دنیا اومد]
مثل وقتی که بیکن و تخممرغ
با قارچ و سیبزمینی رو
توی یک ظرف میریزی
و تبدیل به چیزی بزرگتر از تکتک اعضا شد
مجموعهای منسجم شد که خوشمزه بود
صدای ما خوشمزهاس
کریس نیروی متوقف نشدنی خلاقیت گروهه
گروه رو مجبور میکنه تا نهایت سعیشون رو بکنن تا خودمون رو به اون برسونیم
اون بهترین دوست و نابغه موسیقیه
سورپرایز کردناش تمومی نداره
موسیقی برای من همه چیزه
فکر کنم وقتی ۱۶ سالام بود
توی مدرسه شبانهروزی آهنگ میساختم و میزدم
یادمه به مردم میگفتم "تا آخر عمرم همین کارو میکنم"
واکنش اونام این بود، "حتماً، حالا که میخوای اینکارو بکنی "چرا نمیری دایناسورا رو هم زنده کنی؟
میدونید، در این حد مسخره بود
ولی واقعاً توی زندگیم
با قابلیت جا نزدن بهم لطف شده که از بابام به ارث بردم
اون اولین نفری بود که اینو بهم گفت
و هر از گاهی هم بهم میگفت
حالا من اینو به پسرم میگم
بابام واقعاً رئیس سیرکه
ولی بهش میگفتن که حسابدار بشه
توی وجود مادرم هم میتونستم یه ناامیدی خاصی رو حس کنم
که کاری که دوست داشت رو نتونست انجام بده که اون کار موسیقی بود
پس توی هر دوتاشون یک چیز نیمه هشیار بود
که اگه واقعاً حس کردی قراره کاری رو بکنی برو دنبالش
و این بود که بهم این حس بزرگ ممکن بودن رو داد
شد "A Head Full Of Dreams" بعدش این فلسفه تبدیل به
اون واسه موسیقی و زندگی یک انرژی بیوقفه و واگیرداری داره
و همسفر شدن توی این مسیر خارق العادهاس
چون ما آدمای خیلی متفاوتی هستیم
کریس همیشه دقیق میدونه میخواد کجا بره
میدونه بعدش میخواد چیکار کنه
ما، جان باکلند، کریس مارتین، ویل چمپیون و گای بریمن
ملقب به کلدپلی قراره یک گروه بزرگ بشیم
و این قراره تا چهار سال دیگه از تلویزیون ملی پخش شه
امروز 26 ژوئن 1998 هست
تا 26 ژوئن 2002
،کلدپلی یا گروه اسمش هر چی که میخواد باشه
همه جا شناخته شده میشه پسر
ما خیلی بزرگ میشیم
پس گای، ویل، جان و کریس یادتون نره، باشه؟
بزرگ. خیلی بزرگ
"Politik" چهار سال و سه روز بعد
اجرای هدلاینری فستیوال گلستونبری
"A Head Full of Dreams" تمرین تور
هر آهنگ اولین و آخرینتون هست
واقعا باید اینجوری بهش نگاه کرد
و اینجوری فکر نمیکنیم که ما حق داریم
توی این سالنهای موسیقی خوش خوشک راه بریم
و واسه همون تعداد آدمی آهنگ بزنیم که یه ساعت پیش میزدیم
ما داریم دوباره از کفِ کف شروع میکنیم
نه دقیقاً از کفِ کف - کریس] یه نمه بالاتر] -
ویل] آره] - کریس] به نظرم این خوبه] -
همونقدر که مسخره به نظر میاد من این حسو دارم که موفق میشیم
مجری رادیو] هی، دوستمون] کریس مارتین اینجا با ما توی استودیوس
اون عضو گروه کوچیکی به اسم کلدپلی هستش
اسم آلبوم جدیدشون ـهA Head Full Of Dreams
شماها از اینکه وقتی از غارتون بیرون میاید
و جادویی میکنید که دنیا هنوز بهش اهمیت میده خوشحال نیستید؟
کریس] همینطوره، و حالا واسه] ۱۸ماه دیگه میریم تور برگزار کنیم
اینجاست که نتیجه واقعی حاصل میشه
نمیشه وقتی رو به بالا میری دست روی دست بذاری
پایین اومدنش میتونه چهار پنج بار سریعتر باشه
حدود یه هفته تمرین کردیم
یک اجرای تمرینی رفتیم
مثل این میمونست که داریم خدافظی میکنیم
داریم واسه یه سال و نیم میریم
آخرش این حس سنگینی رو داشتم که
همه خیلی خوب دارن رفتار میکنن
ولی ما واقعاً افتضاح بودیم
ما دقیقاً حس کردیم که باید دوباره خودمون رو ثابت کنیم
هی، چطوری؟
[مجری رادیو] آلبوم جدید خیلی با آلبوم قبلی فرق داره
پر از انرژی، پر از رنگ، پر از نور
کریس] دقیقاً. میخواستیم آلبومی رو بسازیم] که همیشه آرزوش رو داشتیم
ولی الان یه ذره عصبی هستیم چون نمیدونیم بقیه چه فکری میکنن
ولی کل ماجرا مثل یک آرزوی برآورده شده میمونه
ممکنه این جواب بده
...برای ما وقتش بود که یه آلبوم
درباره عشق و امید و با هم بودن بسازیم
به سمت تمام صداها و سبکهایی که دوست داریم
فکر کنم بعضیا بگن: خفه شو بابا، این چرت و پرتای هیپیهاس
ولی عیب نداره
این اولین توری هست که ما
حس میکنیم این همون توریه که میخواستیم
:به نظرم تورهای قبل از این اینجوری بودن که
"یه روز این سبک آهنگ و طراحی صحنه رو داریم"
اولین باریه "Head Full of Dreams" این تور
که ما به چیزی رسیدیم که همیشه آرزوش رو داشتیم
"Amazing Day"
[مصاحبهکننده زن] چهار نفر توی گروهتون هستن کی مسئوله؟ کی رئیسه؟
کریس] ما یک عضو پنج داریم به اسم فیل]
هیچکس اونو نمیبینه چون اون خوش قیافهاس
افسار هممون دست اونه
مصاحبه کننده] اون واقعاً وجود داره؟] - فیل واقعیه -
دوست دارم جمله رو بازسازی کنم و بگم: فیل واقعیه
نمیتونید ببینیدش؟
اونجا نشسته
کنار گای نشسته زیاد صحبت نمیکنه
نه، اون جلوی دوربین تلویزیون نمیاد
فیل هاروی اولین مدیر برناممون بود
اون به ما کمک مالی کرد تا اولین مینیآلبوممون رو ضبط کنیم
اون یه جور بیگانه داخلیه
بعضی وقتا اون با چشم انداز بهتری نسبت به ما میبینه
،تفاوت بین داشتن چهار نفر با پنج نفر توی دموکراسی واقعا حیاتیه چون یه نفر برنده میشه
به بن بست نمیخورید
احتمالاً بهتر از دموکراسیه چون هیچکس نمیتونه عزل بشه
انتخاباتی وجود نداره
مثل یک دیکتاتوری پنج جانبه دموکراتیکه
دونه ای چنده؟ دونه ای ۴۰۰
هر کدوم؟ بله جناب
جناب تمومش کردیم، سه تاش هزار
بکنش ۶۰۰
بگیر. هزارتا. چه چونه زدن داغونی
وقتی وارد یه شهر جدید میشی مسئله مهم اینه که شبیه توریست نباشی
درست میگم فیل؟ همرنگ جماعت شو
فقط مطمئن شو که آمادگی هر چیزی رو داری
آره، صحیح و سالم بمون
فکر کنم ردیفیم؟ حله
من و کریس رو وقتی ۱۳ سالمون بود به مدرسه شبانه روزی فرستادن
اینجوری با هم آشنا شدیم و از اونجا بهترین دوستم بوده
به گمونم من ناخودآگاه وقت زیادی رو
صرف انکار بزرگ شدنم کردم
من خیلی مذهبیطور بزرگ شدم
پس همیشه یه جور عدم اعتماد به نفس هست
من از یک مدرسه خیلی کوچیک از دِوون اومدم
بعدش به این مدرسه خیلی بزرگتر توی دورسِت رفتم
بعدش فهمیدم "آخ، قراره دهنم سرویس بشه"
،با نگاه به گذشته این یک آماده سازی عالی
برای حضور در کلدپلی بود سوء استفادهای بود
به نظرم مردم خیلی باهاش بدجنس بودن
به نظرم یه آسیب پذیری خاصی داشت
یه چند نفری توی سالی که من بودم اونجا بودن که انگار بیشتر با هم میپلکیدن
هیکلشون دو برابر بقیه بود
و یکیشون فیل با موهای معرکهاش بود
فکر کنم اون دلش به حالم سوخت
توی مدرسه ما توی چند گروه بودیم ولی من زیاد دووم نیاوردم
بدجور میخواستمش ولی استعدادم در حد جلبک بود
اسم گروهِ سبک بلوزِ ما راکین هانکیز بود
که به همون اندازه که از اسمش مشخصه داغون بود
ما پشت صحنه میریم سراغ هانکیز
نظرت رو دربارهاش بگو
خب تیم، ما داریم میترکونیم و میزنیم زمین
میترکونیم و میزنیم زمین بچه خوشگلای لعنتی
کریس مارتین پشت پیانو
حالا که میدونیم کدوم کلید رو نزنیم همدیگه رو خیلی خوب میشناسیم
راستش الان دوستی بهتری با چهارتای اونا نسبت به همیشه دارم
چند روز پیش کریس برام توضیح داد که
چون ما یک قرار ملاقات گروهی داشتیم این روزا این خیلی خوبه
میدونم کی نباید حرفی بزنم چون میدونم کی ویل قراره حرف بزنه
میدونم کی گای قراره حرف بزنه
پس خیلی کم پیش میاد که مخالفت جدیای اتفاق بیوفته
ما داستانای گروهیمون رو داشتیم، ولی حلشون کردیم
ازدواج چهار جانبه یک گزاره گول زنندهاس
مشکله، چون ما خیلی سعی میکنیم هر چهار نفرمون رو راضی نگه داریم
ولی بعضی وقتا، بعضی چیزا باید گفته بشه
و توی این سالها یاد گرفتم که اون منم که باید بگم
غیر رسمیش میشه "اونی ام که چوب لای چرخ میذاره"
وقت لیست کردن آهنگها رسیده
باشه؟ A Head Full Of Dreams کدوم آهنگا قراره توی
...فکر کنم همه ما موافقیم که
که شاید هممون موافق نباشیم
ویل] ولی فکر کنم هشتتا آهنگه]
که دوست دارم سرش بحث نباشه
آره - واسه من خیلی سنگینه -
ویل] باشه]
نگرانم که شاید قراره همدیگه رو شاکی کنیم
باید رو راست باشیم ...این هفته نمیشه
باید انجامش بدیم - باشه، کدوم آهنگان؟ -
حس من میگه "Hymn for the Weekend"
همه موافقن؟ - فیل] موافقم] -
کریس] تصویب شد، تصویب شد] - فیل] آره] -
؟"Everglow"
موافقم
"Amazing Day"
لامصب
به نفعته که موافقت کنی
ولی من نمیخوام عوضی باشم وظیفه من اینه که گروه رو کنار هم نگه دارم
ویل] درسته، ولی] هر کار بگی من همون کارو میکنم
ویل] من پانمیشم از گروه برم چون]
پس این قطعیه
واسه من قطعیه "Up and Up"
جانی] دوست دارم باشه]
باید باشه چون واقعاً یه بخش حیاتی از داستانه
خب، حالا رسماً یه مینیآلبوم ساختیم
هیچکدوممون به طرز بخصوصی مخالف نیستیم
ولی بعضی وقتا میتونه لبریز بشه
و حتماً بحثایی پیش میاد
هر کی یه نظری داره و میدونید
و برابری پایه گروه ما هست
از همون اول که توی کمدن بودیم این تصمیم رو گرفتیم
اینجا محله ماست اینجا محله ماست
نشونت میدم
اونجا، بالای اون خیابون
اون بالا جاییه که همه چی اتفاق افتاد کلوپ کَوِرن ما اونجاس
اینجا اونجاییه که همه چی شروع شد
جانی] کمدن رو میگی؟] - کریس] آره کمدن] -
جانی] شروع کار افسانههای راک] -
جانی] اینجا بود] - ویل] عجب] -
...پس
جانی] پلاک ۲۶۸] - ویل] آره] -
جانی] دوباره رنگش کردن] - ویل] خیلی بهتر شده] -
اینجا اونجاییه که وقتی ویل عضو گروه شد اینجا میومدیم تمرین میکردیم
آپارتمان قدیمی من، جایی که من و کریس اونجا زندگی میکردیم
جانی] ما توی خیابون کمدن هستیم] ما گروه کلدپلی هستیم
کریس] بیا تو] بهت نشون بدم
جانی] اینم از گای] - کریس] اون آخر دست چپ] -
ویل] کی اینجا زندگی میکرد؟] - جانی] اینجا اتاق کریس بود] -
جانی] ما اینجا آهنگ میزدیم] - ویل] آره] -
اساساً ما یک نرمش ساده روتین رو وسط خوندن بعضی آهنگا میریم
نمیدونم از اونجا که هستید میتونید ببینید
اینجا اتاق خواب جانی و اتاق تمرینمون بود
عه، من و کریس معمولا کنار هم وامیستیم دست راستمون رو بالا میبریم
دست راست، بچرخونش به این طرف
جانی، کونت رو چرا ریختی بیرون؟
ویل] اتاق کوچیکیه نه؟] - جانی] آره واقعاً] -
برای یک گروه تکمیل و تخت خواب کوچیکه
جانی] اینکه همه چیز از این اتاق] - جوونه کرده بامزهاس
ویل] چند روز بعد] اولین تمرینمون رو داشتیم Panic EP برای
و اون شب زنگ زدم به این برگزار کننده
توی کمدن بود Laurel Tree که توی کلوپ و گفتم: میشه یه اجرا داشته باشیم؟
فکر میکردم شیش هشت بار در هفته میذاره
گفتش باشه، یکشنبه هفته دیگه
اسمتون چیه؟ - هنوز اسم نداریم -
همین. باید یه اسم پیدا میکردیم چون داشتیم تراکت چاپ میکردیم
پس یه اسم واقعاً آشغال به ذهنمون رسید
یه تیکه کاغذ کهنه هست که دست کریسه
مثل لیست لوازم مورد نیاز گروهه
یکیش اینه که درامر بگیریم
اجرای اول، اجرای دوم، اجرای سوم، اجرای چهارم بستن قرارداد
تا اینکه فیل از راه رسید و شرایط عوض شد
همیشه میرفتم لندن تا کریس رو ببینم
من حاضرم با جانی روی یک تخت بخوابم
مشخصاً واسه اجرای اولشون بود اومدم Star Fish که اسمشون
خیلی ممنون که اومدید ما رو ببینید
توی یه جای داغون تو کمدن بود
ژانویه ۱۹۹۳ اولین اجرا
اولین اجرامون توی لارل تری به نظرم
وحشتناکترین تجربه تمام عمرم بود
قبلش حالم خیلی بد شد
هیچوقت تا این حد عصبی نبودم نه فکر نکنم
انتظار داشتیم ۲۰ نفر بیان
همه بلیتا به فروش رفت و با خودمون گفتیم عجبب، این کم عجیبه
این از مزایای کالج بود باعث شد محبوب به نظر بیایم
درحالیکه اونا اومده بودن تا سر به سرمون بذارن
جانی] واقعاً کوچیکه] مگه نه؟
پدال بورد من روی استیج جا نمیشد
ویل] ولی، حرف نداره] جانی] بهش نمیخوره ۲۰ سال پیش باشه]
جانی] اینجا چندتا اجرا داشتیم، مگه نه؟]
ویل] فکر کنم این یکی درام کیت نداشت]
آره. گروهی که ما رو ساپورت میکرد کیت داشت
پس بعدش ازشون پرسیدیم که میشه از وسایلشون استفاده کنیم؟ اونا هم گفتن آره
ولی بعدش برگزار کننده اجراشون رو کوتاه کرد
آره. اونا با ما سرشاخ شدنن و وسایلشون رو پس گرفتن و رفتن
داشتم التماسشون میکردم نه نبرید"
"این تازه دومین اجرای ماست
من یه فکری دارم، ما بیس درام نداریم
ولی وقتی من لگد میزنم "شما میتونید بگید "اوووووه
چه ایده عالیای
رو مخ ویل میریا
از هر جهت که بگی وحشتناک بود ولی خارقالعاده و شگفتانگیز
دومین اجرامون به عنوان آدمای عادی و اولین اجرامون با عنوان کلدپلی
دِ کلدپلی - اوه، دِ کلدپلی. راست میگی -
اسممون از کجا اومد؟
یکی از دوستامون یک گروه به اسم کلدپلی داشت
و اونا به این نتیجه رسیدن که با اسمش حال نمیکنن پس ما اسمشو دزدیدیم
اونا گفتن که اسمش آشغاله و دیگه نمیخوانش
کاشف به عمل اومد که تلفظ اسمش برای مردم خیلی سخته
گفتی عضو یه گروهی "اسم این گروه چیه؟" کلدپلی
"گلدبلید چی؟ کلد کات چی؟"
واقعاً سخته - گلد بِلند -
هنوزم فکر نکنم اسم رو خوب فهمیده باشیم
ولی فکر کنم واسه تغییر دادنش یه کم دیر شده
هر اجرا یه نقطه عطف به نظر میرسید
،حسش رو یادم میاد همهمه توی اتاق ها
،رطوبتی که از سقف میچکید بوی سیگار، زمین چسبناک
همونطوری که شبکه سالنهای کوچیک اجرای زنده شناخته میشه
این چیزی بود که باعث شد بفهمیم که این راه قراره پر از سختی باشه
تو باید تمام وقت و تلاشتو باید بذاری
،ما آماده انجامش بودیم هر چقدر هم که زمان میبرد
ادامه میدادیم و
توسط تبلیغ کننده های پولکی مشکوک از ما دزدی میشد
:فکر میکنم در اعماق ذهنم با خودم فکر کردم
"آره، دلم میخواد بخشی از این قضیه باشم"
و بعد یادم میاد که کریس چطور بهم گفت که چطور پول زیادی ازشون توی این راه زده میشه
:و فکر کردم "شاید من بتونم بهتر از اینها باشم"
اون از دانشگاه انصراف داد تا بیاد و گروه رو مدیریت کنه
که از خودگذشتگی خارقالعاده ای بود
بعد (گروه) به یه سطح بعدی خودش رفت
کریس] در اعماق لونه راک اند رول] آقای ویلیام چمپیون رو میبینیم
مضطربی؟ - اوه، یه کم -
کریس] کارکتر هاروی ما کجاست؟] - کجا؟ -
فکر میکنم از وقتی بخشی از گروه شدم خیلی جدی گرفتمش
یادمه یه کتاب داشتم به اسم "چگونه یک گروه را مدیریت کنیم"
بلندترین لیست از آدمایی که باید سراغشون رفت رو داشتم
،ولی کسی نمیخواست جواب تماس هام رو بده و کلی به خودم سخت میگرفتم
فکر میکنم چیزی که باعث میشد ادامه بدیم این بود که آهنگا داشتن بهتر میشدن
اجراها داشتن بهتر میشدن
فکر میکنم کریس همیشه به اندازه همهی ما خود باوری داشته
میدونی چی میگم؟
اجرای فالکن اولین باری بود که استیو لاماک اومد
!لعنتی! استیو لاماک توی تماشاچیاس و ما کاملا متعجب بودیم
اون یودای رادیوی بریتانیاس
اون قبل هر کسی سراغمون اومد
باورم نمیشد "!داشتم عرق میکردم، میگفتم: "استیو لاماک، استیو لاماک
یادمه که لاماک باهام تماس گرفت
فیل این اولین باریه که یه اجرای رادیو 1 عصر
به یه گروه بدون قرارداد پیشنهاد میدم
شما بچه ها آمادگیشو دارید؟
ببخشید رفیق، ممنونم - سلامت باشی -
امضا بگیرا محاصرم کرده بودن
اونا دنبال امضای ما نبودن دنبال امضای برایان فری بودن
مثل اینکه اینجا زندگی میکنه
کلدپلی، گروه مضطرب
به همراه خواننده اُسکل
[لاماک] لاماک هستم زنده از برنامه ی رادیو 1
و حالا میریم به استودیو میدا ویل
سلام، کلدپلی؟
کریس] سلام استیو] - ویل] سلام استیو] -
لاماک] یه تک آهنگ بیرون دادین] - درسته؟
روحم خبر نداشت شما یک آهنگ منتشر کردین
کریس] گذاشتیمش تو لونهی کبوترت]
!گوشش ندادی ای حرومزاده
قرار نیست اینو بگم
لاماک] اولین آهنگی که میخواین بزنین چیه؟]
"Bigger Stronger"کریس] میخوایم یه آهنگی به اسم] رو بزنیم که تک آهنگ ماه مه هست
لاماک] ممکنه که مردم از دستش داده باشن]
خب، پس اینم کلدپلی، زنده از رادیو 1
کریس] مرسی استیو]
دورهی شدیداً حساسی بود
چون مصمم بودیم که شکست نخوریم
نمیخواستیم تا وقتی به جایی رسیدیم جا بزنیم
،و یه آلبومی ساخته باشیم یا قراردادی گیرمون اومده باشه
،میتونستم تشخیص بدم که آهنگا آهنگای واقعی بودن
و با خودم گفتم
اوکی، این میتونه چیزی باشه که بخشی" "از زندگیمو در بر میگیره
و طی چند هفته، همش رو در بر گرفت
تو دستشویی خونهی مامان و بابام بودم
رو میخوندم NME مجلهی
و نوشته بود "۲۰گروه موسیقی جدید در سال 1999"
و قطعاً گروه های میوز، اِلبو
گیدد، بلاتریکس
و بعد رسید به کلدپلی، و من غش کردم
آره، کریس از روی توالت افتاد
یه لحظه ای مثل دکتر براون از فیلم بازگشت به آینده داشتم
و زنگ زدم به ویل، به جان، به گای
گفتم اینو دیدید؟
آلبوم Bigger Stronger نوشته بود بی سر و صدا منتشر شده شونه
انتظار میره که چند نسخهاش این کریسمس ارزش پول رهن رو داشته باشه
!لعنت بهش، مرد
یه پاراگراف کل زندگی ما رو عوض کرد
NME اجرا بعدی بعد از اون مطلب
فقط یادمه که دیوار به دیوار پر بود
نمیدونم درباره ما خوندین ولی درباره ما نوشتن
فیل] اتفاقای بعد از اون خیلی سریع بودن]
،کلی پیشنهاد از شرکتهای مختلف اونایی که بهمون محل نذاشته بودن
:همشون برگشتن و گفتن "اوه ، دوباره دموت رو پیدا کردیم"
عالی بود
آره ، 15 آوریل سال 1999
قرارداد امضا کردیم، اینطور نیست؟ در میدون ترفلگار
کلی پیشنهاد گرفتیم ولی همیشه قرار بود انتخابمون پارلوفون باشه
خونهی بیتلز
اونا ریدیوهد و سوپرگرس هم داشتن
خیلی خوب یادم میاد
"اون احساس "حالا دیگه یه چیزی داریم
ولی برگردیم به لیست کارایی که تو ذهن کریس بود که حالا یه کار تیک خورده بود
حالا بیا کارای مهم رو شروع کنیم
درست یادم نمیاد
:که این حس رو داشته باشیم که "ایول ما موفق شدیم"
:بیشتر حس این بود که "اوکی این شروع داستانه"
https://t.me/R6SMusic
آره، پسرا
همه چیزش عالی بود
کلی چیزای خرده ریز بود که جمعشون کردیم
...ولی روحیهمون رو بگو مرد به نظرم این بهترین اجرایی بود که داشتیم
این با روحترین اجرایی بود که تا حالا داشتیم
قطعاً همینطوره
ستلیست خیلی بهتر بود، اینطور نیست فیل؟
به نظرم زدید توی خال
توی حالم بود برام اصلاً مهم نبود
درستش همینه
واسه بیست دقیقه دیگه نمیریم
بذار معطل بمونن
تا جف اجازه نداده بذار منتظر بمونن
راست میگه، امشب حتماً تو کف میذاریمشون
اولین تور انگلیس رو انجام دادیم با هفت تا پسر توی یه اتوبوس
شانسمون باورمون نمیشد
شگفت انگیزه که ۲۰ سال بعد همچنان این کار ها رو میکنیم
گای تو آمادهای؟
من این یکی رو نیستم
گای! لامصب بپر برو
من این یکی رو نیستم
یه سیر تکاملی پیوسته بوده
در نتیجه این حس رو نمیده که
انگار از یه سالن اجرای کوچیک تو کمدن پریدیم توی
یه استادیوم خیلی عظیم توی سائو پائولو
بعضی اوقات فکر میکنم این همون پروسهی تدریجیه
که سایه میندازه روی این حس که چقدر پیشرفت کردی
این هاپی هستش
اون اهل...تو اهل لستر نیستی هاپز؟
پس این آهنگ به اون تقدیم میشه
گای] ولی مقیاس چیزایی که اطرافمون داره اتفاق] میوفته بسیار عظیمه
[کریس] هاپی، هاپی کجا رفت؟
میشه یه لحظه بیای روی صحنه؟
،این هاپیه اون بیشتر از ۲۰ ساله که مسئولیت گیتار هامونو به عهده داره
اون از زمانی که ما توی یه ون کوچیک سفر میکردیم باهامون بوده
،کوچیک تر از این صحنه وقتی برای شاید ۲۰ نفر مینواختیم
و تمام این مدت باهامون بوده و صبوری کرده همینطور بقیه کارکنانمون
و ما میخوایم عشقمون رو بهشون ابراز کنیم
چون اونا خیلی سخت کار میکنن که این چیزا رو ممکن کنن
پرسنل ما واقعاً باور نکردنی بودن
خیلیاشون از اولِ اول با ما بودن
اونا الان بزرگای صنعت موسیقی هستن
که شگفت انگیزه
کریس] هر کس این درک رو از ما داره]
که ما رو یه شرکت قرارداد گنده معروف کرد
مثل یه جور گروه پسرونه ایندی
اما ما همه این کار ها رو خودمون انجام دادیم واقعاً
،مدیر گروهمون بهترین دوستمونه و آلبوم رو تماما خودمون میسازیم
واسه همینه که سر و صدا کردیم
بخاطر همین حس خونگی بودنشه
ولی هیچکی اینو نمیبینه
چون اونا تبلیغای تلوزیونی جذاب رو میبینن
خب کدوم شعرای دیگه میتونن رو تیشرتا نوشته بشن؟
یکم غم انگیز میشه که "ما هیچوقت عوض نمیشیم"، میشیم؟ رو بذاریم، نه؟
البته خنده دار میشه اگه همیشه بپوشیش
آیا کسی میتونه (روحمو) به پرواز در بیاره؟ خوب بود هاپس
جانی] اون خط مورد علاقم از بین آهنگامونه]
آره منم همینطور
وقتی رو آلبوم اولت کار میکنی
۱۴.۹۹پوندی WHSmith یه کره زمین حداکثر کاریه که برای کاور آلبوم میشه کرد
ولی حالا چیزای چند رسانهای و سه بعدی داریم
ویل] مقیاسش چیه؟]
کریس] یک در یک]
پس واقعیش بزرگتر میشه؟ ویل] دو برابر اندازش]
دوبرابر حداقل
کریس] خب این بلیتای قدیمییه که فروختیم]
گای] تقریباً همه هنوز هستن]
ما فقط در طول مسیر افراد بیشتری رو اضافه کردیم
یه خونواده بزرگ
،از نظر موسیقی در گذشته
فکر میکنم فشار زیادی رو حس میکردیم
که همه چی از همین ۴ نفر خودمون بیاد
شروع کردیم به همکاری با آدما
فقط چون راه جدیدی از موزیک ساختن رو برامون باز میکرد
خیلی خوشحالیم که داری این کارو میکنی
تو داری کار ما رو نجات میدی
برو بیرون مرتیکه خل و چل
میتونن فیلم بگیرن؟ - حتماً -
ویل] گوشی کریسه]
[Hymn for the Weekend کریس و بیانسه در حال خوندن]
هنوز اون فلسفه خونگی بودنو داریم
ولی حالا یه سیاست خیلی بازتری نسبت بهش داریم
!در واقع اگه شما هم بیاین، شاید شانس همکاری داشته باشین
ولی اگه شما مثل یک افسانه باشید کمک میکنه
!صداش خیلی خوب شد. ممنون
بیا درست انجامش بدیم - باشه -
کریس] استودیویی که توش با بیانسه ضبط کردیم]
درواقع اتاق خواب پسرمه
مجبور بودیم یکم شبیه استودیوش کنیم
اون میخواد که یه نرم ترشو اجرا کنم
کریس] همونقدری که خاصه بهش احساس خاص بودن بدیم]
ممکنه برای بعضیا عجیب باشه
که استارگیت آهنگی رو تهیه کنندگی میکنه
که هم نوئل گلگر درش هست هم بیانسه
حتی برای خودمم مدتی طول کشید تا مجسمش کنم
اوئیسیس اواسط دهه ۹۰ یه گروه خیلی تاثیرگذار بود
نوئل
ما دعوا داریم؟
نه تو و داداشم دعوا دارین
چرا با هم دعوا داریم؟ نمیفهمم
من خبر ندارم
کی این دعوا رو شروع کرد؟
کار تو بود من هیچ دعوایی رو شروع نکردم
تو حرومزاده جذاب
کریس] پس ما گفتیم اسمشو گذاشتیم سری پر از رویا]
باید در مورد واقعی کردن رویاها باشه
و یکی از آرزوهامون این بود که نوئل برامون چیزی بزنه
نوئل گلگر، خودش هم تایید کرده که یه خورده بد اخلاقه
و به هیچ وجه مثل من به دنیا نگاه نمیکنه
این نکته اصلی آلبومه. انگار حق با همه هست
حتی کسایی که واقعا از دیدگاه این آلبوم خوششون نمیاد
اومدن و روش نواختن
پس، ممنونم ازت، نوئل
مت] متوجه شدم که به بچه هاتم کردیت دادی؟]
کریس] درسته، به نفع خودته]
اگه میخوای بچه هات روی آهنگت کار کنن باید یه قرارداد تنظیم کنی
اول از همه، باید از آهنگ خوششون بیاد
دوم ، پیتزا هم باید بخشی ازش باشه
!در واقع همش رشوهاس
خیلی زیبا بود
بطور کلی با سری پر از رویا
ما از هر کی دورمون بود پرسیدیم که میخواد بخونه یا نه
میخواستیم تمام چیزایی که عاشقشونیم رو در اغوش بکشیم
و مردمی که فکر میکنیم شگفت انگیز هستند
اون ایدهی شریک بودن همه
"Everglow"
https://t.me/R6SMusic
شما به عنوان ۴ دوست که با هم مینواختن شروع کردین
و بزرگترین گروه دنیا شدین
میخوام بدونم، چه چیزی رو در این پروسه از دست دادین؟
درامرمون
از همون اول، یاد گرفتم که بدون ۵ تامون
نمیتونیم کلدپلی باشیم
اون چیزی که یه گروه رو گروه میکنه فراموش کردم
تنها چیزی که باعث ادامه دادن میشه دوستیمونه
و البته گروهمون میتونست به طور چشمگیری تغییر کنه
چون در واقع ما ویل رو بیرون انداختیم
یه جورایی تاریکترین و بدترین نقطه
با هم بودنمون بود
،هیجانمون ،هر کاری که میکردیم جمع شده بود روی قرارداد بستن
"قرارداد بستیم و گفتیم "وای خدا
خب، الان چیکار کنیم؟
ویل] من به مرحلهای رسیدم که اون زمان] دیگه به اندازه کافی درمورد درامز زدن نمیدونستم
که بتونم خودم رو با آهنگی که ساخته میشد هماهنگ کنم
زمانبندی رو گم کردیم، افتضاح بود
[ویل] من قطعاً قدری خوب نبودم که بتونم سختیهای ضبط کردن رو دووم بیارم
میخوای ولش کنیم و بعدی رو ادامه بدیم؟ آره -
ما با یه تهیه کننده کار میکردیم که روی بی نقص بودن حساس بود
و همش میگفت که "درام زدن ویل در یک سطح نیست"
،و ما هم باور داشتیم میدونی، باور داشتیم
همه چی خیلی سخت شد
کریس و من دعوا کردیم
من گروه رو ترک کردم که واقعاً فاجعه بار بود
من یه کم با ویل مثل عوضیها رفتار کردم
و میدونی، نمیدونستیم داریم چیکار میکنیم
،پس ویل رفت ما یه سری آزمون گرفتیم
و فکر میکنم شاید وقتی اون آزمونا رو میگرفتیم
واقعاً تازه فهمیدیم که این خیلی بده
"من بیدار شدم و گفتم "این واقعاً اشتباهه
"میدونی، ما گفتیم "ببین، میشه لطفا برگردی؟ ...آم
و خدا رو شکر که برگشت
اگه مسیر دیگهای رو رفته بودیم
مطمئنم که یه جای کار شکست میخوردیم
اوضاع چطوره؟
ای خوبه
اولین باری نیست که به صندلی بسته شدی عذرخواهی میکنی، مگه نه؟
!همینه! وووف
!کلدپلی
خوشحالم که اتفاق افتاد
چون درس به شدت مهمی بود
در اینکه به چی باید بیشتر از همه اهمیت بدیم
[کریس] ،این چیزیه که شروع کردیم این چیزیه که ادامه میدیم
ویل، ویل
همیشه به درامر کلی چوب درام میرسه
اگه این انتخاب کلمات رو ببخشید
اگه نصیحتی برای گروه های تازه کار مشتاق داشته باشم
،اینه که با درامر گروهت در نیوفت
،گروه چیز فوق العادهایه همه همراه هم پیشرفت میکنن
و این چیزیه که قدرت ویل رو بهش داده
اون مثل پایه یک بناست
بدون اون، بنا سقوط میکنه
،حقیقت اینه که بدون هر کدوم از سه تای دیگه
هر کدوم از ما به نوعی بفاک میرفت
من نمیتونستم تنهایی از پسش بر بیام
نمیتونستم انجامش بدم
جانی
[پخش میشه "Freak Me" از Silk]
آهنگ خوبیه، عاشقشم
نظر ما چیه؟
میتونیم به هزار آهنگ برتر برسونیمش؟
راستش مطمئن نیستم که بتونیم
عالی، خب باید چیکار کنیم، ترتیبش چجوریه؟
...خب
کی میخواد اول بره؟
نظرت چیه...پونزده دقیقه؟
آره، واسه من حرف نداره
خوبه، ممنونم
میخوای که ما فرانسوی صحبت کنیم، عالی میشه
تاریخ انتشار به فرانسوی چی میشه؟
پاراشوتس وقتی ساخته شد که ما احساسات زیادی داشتیم
بدون اینکه لزوماً بدونیم چطور باهاشون کنار بیایم
مادرِ ویل خیلی مریض بود
هیچ کدوم از ما هیچ ایدهای نداشتیم که چطور کمکش کنیم
اونم نمیدونست چطور بروزش بده
،اون چند سال مریض بود و حالش بهتر بود در واقع خیلی بهتر
و متاسفانه باز حالش بدتر شد
و این خیلی زمان عجیبی بود
اون خودش تو یه گروه بود عاشق موسیقی بود
زندگیش بود، میدونی؟
و این یادآور این بود که در این زمان باید میرفتم
و با گروه وقت میگذروندم
رفتم به آپارتمانشون و بهشون جریان رو گفتم
در واقع هیچ ابزاری برای کنار اومدن باهاش نداشتم
فکر میکنم فقط خودم رو انداختم روی این زندگی خارقالعاده جدیدی که داشتم
منظورم اینه، واضحه که عمیقاً تاثیرگذاره
وقتی یکی از والدینت رو از دست میدی
قطعاً خیلی تکان دهندهتره بخاطر اینکه
این چیزی بود که خیلی براش اشتیاق داشت
اون می ۲۰۰۰ از دنیا رفت
و آلبوم ما جولای همون سال منتشر شد
داری باهامون تو شرایط خیلی استرس آوری صحبت میکنی
چون به زمان حداکثر فشار نزدیک میشدیم
دو هفته بعد یه جورایی سرنوشت ساز بود
ما زمان خیلی سختی رو در استودیو گذروندیم
و اعتماد به نفسمون داشت کمرنگ میشد
واقعاً نمیدونستیم که داریم چیکار میکنیم
و نمیدونستیم که چجور گروهی میخواستیم باشیم
ما نزدیک بود سر اون آهنگا جدا بشیم
خیلی از وقتا یه چیزی میزدیم و میگفتیم "این خیلی خوبه"
و بعد بهش گوش میدادیم و یکی مون راضی نبود
کریس بهمون زنگ زد و گفت
"گوش کنید، من یه ایدهی جدید دارم"
یه حالت آکوستیکی داشت و کمی شبیه کارای نیل یانگ بود
آروم و کانتری طور
جانی یه ریف دیستورشن گنده روش نواخت
و این جوری بود که متولد شد
"Yellow"
سر ضبط اون آلبوم خیلی سختی کشیدیم
اما وقتی اعتماد به نفس ما کاهش پیدا میکرد
همیشه کریس بود که میگفت "باید درست انجامش بدیم"
ما در مورد کاری که میکنیم به طرز احمقانهای اهمیت میدیم
ما اهمیت میدیم که چه انتقادایی ازمون میکنن
ما برامون مهمه که بهمون بگن این هستین و این نیستین
خیلی ساعات پر مشقتی در استودیو گذشت
اما در اخر ارزششو داشت
من به هیچ عنوان اصراری نداشتم ولی حرکت قشنگی بود
که پسرا میخواستن که یه خط کوچیک از کتابچه آلبوم رو
در مورد وقف شدن این آلبوم به مادرم بنویسن
ازشون به این خاطر ممنونم
و این چیزیه که اگه بود خیلی بهش افتخار میکرد
این آلبوم به سارا چمپیون تقدیم میشود
!خیلی خب، آلبوممون اومده بیرون !آلبوممون اومده بیرون
و ما هیچوقت فکر نمیکردیم اون روز رو ببینیم اگه بخوام صادق باشم
"Yellow"
،این روزا خیلی عالی نمیگذره ولی گاهی یه روزنهی نوری هست
Parachutes آلبومی به نام
Yellow تک آهنگ به نام و گروه نامش کلدپلی است
آلبوم شما قراره از فروشگاههای تسکو سر دربیاره
،دو جعبه شکلات کیت کت کلدپلی Parachutes یه آلبوم
!ًکمی هم هابناب لطفا
مت، سلام، این روز اول این ویدیوی یه روزه ست
حس خوبی دارم حس لاغری میکنم
چهار آکورد و کارمون به اینجا رسیده
یک اجرای پرفروش دیگه از چهار پسر لندنی
داغ داغ از اولین تور منحصر به خودشون
اینم از کلدپلی
"Yellow"
شما پسرا بیش از ۳۵ هزار نسخه در هلند فروختین
کریس] دیروز به یک میلیون فروش رسیدیم]
سه سال پیش دخترا حاضر نبودن حتی تو یه ایستگاه اتوبوس هم کنارمون بشینن
!حالا محاصرمون کردن
بالاترین رکورد جدید و یه آلبوم شماره یک خیلی تازه
Parachutes کلدپلی و
،نمیدونم چطور این آهنگ رو درست معرفی کنم اما امیدوارم همین موقع سال دیگه
شما همراه این آهنگ خواهید خوند چون یه پرفروش میشه
Yellow و بهش میگن
[گزارشگر] Parachutesاولین آلبوم اون ها
به سه میلیون فروش جهانی باورنکردنی رسیده
اصلًا هم برای چهار پسر با میانگین سنی ۲۲ بد نیست
اونجا یه دیواره
از همه شما متشکرم
"آدما همیشه گفتن "از اون آهنگ خسته میشی
و هنوز نشدم
...ولی فقط مطمئن نیستم که این یه کار کلاسیکمونه
،اسم من کریسه من خواننده کلدپلی هستم
آلبومی که مولتی میلیونها بار گواهی پلاتینیوم رو گرفته
و پر فروش ترین آلبوم تمام دوران
بود Parachutes
حالا باید آلبوم بعدی رو بسازیم
و برای ساختن آلبوم بعدی
باید به شدت سخت کار کنیم
اینجا مرکز فرماندهی کلدپلیه
جایی که همه کارا انجام میشه
بیاین بریم داخل و ببینیم کی داره چیکار میکنه
ویل
،تو درامر کلدپلی هستی داری چیکار میکنی
دارم روی آلبوم جدید کار میکنم
،این باید صدای مورد علاقش باشه یک ارکستر در حال کوک کردن
اینجا تکلیف چیه؟ ...به نظر میاد هیچکی انگار
تهیه کننده]ما فکر میکنیم خوبه] - کریس] باشه] -
کریس] منظورم اینه که الان وقت ملاحظه کردن نیست] - تهیه کننده] نه به هیچ وجه] -
کریس] اگه افتضاحه بهم بگین] - تهیه کننده] فکر میکنیم عالیه] -
ادامه بده مرد
اما اینو میگم حتی اگه همه بدشون بیاد، میدونی
میخواستم که یه آلبوم بسازم
که بعد ساختنش با خیال راحت و خوشحال بمیرم
و اینو واقعاً میگم
خیلی متظاهرانه بنظر میاد
اما توی یک گروه بودن فایدهای نداره
اگه تلاشتو نمیکنی که بهترین چیز ممکن رو بسازی
فیلا-فاکین-مونیک
فیل هار(وی)مونیکه
خانم در ارکستر] چی؟] کریس] صداش عالی شده]
یه جوری حمله کن که انگار واقعاً عاشق گروهی
کریس] تصور کن]
برو که رفتیم
فکر میکنم از آلبوم اول راضی نبودیم
که باعث شد برای دومیش سخت تر کار کنیم، فکر میکنم
هیچ دستورالعملی نیست که بخوایم تکرارش کنیم
اوه پسر شنیدیش؟
ریف جانی رو شنیدی؟ !عالیه! عالیه
فقط بیس زدن گای هست که همه چیو خراب میکنه میدونی؟
،چون تو کل زمانتو میذاری ازشون فیلم بگیری این دلیلشه
گای، لطفاً پسر
دل و جرأت بیشتری رو این یکی بود
که فقط مشکلات شخصی، روحی
یا جسمیتو فراموش کنی
ما تا وقتی چیزی که انجام میدادیم درست بود دست از کار برنمیداشتیم
میتونیم یه نفر دیگه رو بیاریم مثل پینو پالادینو
[مصاحبه گر] قسمت بدی هم داره؟ منظورم اینه که -
کریس] هر کی که بگه قسمت بدی داره کاملاً چرت میگه]
البته که ما مضطرب میشیم و کلی نگران هستیم
ولی هر چیز ممکن (از خودمون) رو توی کارهامون میذاریم
حتی به هزینه دوستیهامون و همه چیز
اما هیچ بدیای در بودن توی گروه وجود نداره
[مصاحبهگر] اینکه چهرهی گروه باشی قسمت بدی داره؟
نه
کریس جز اینکه هفت ماه دربارهی آلبوم فکر کنه کاری نکرده
دنبال کمال بی نقصی میگرده
اون واقعاً نمیخوابه
به طور شگفت انگیزی متمرکزه
حتی شاید با صدمه زدن به چیزای دیگه زندگیش
در حالی که برای من آسونه که برم خونه
مخصوصاً وقتی داریم تنظیم میکنیم و باید به یک آهنگ رو ۸۰ بار گوش بدی
که آخر همش دقیقاً شبیه همه
خب، کریس یه آخر هفته تنهایی رفت استودیو
و بعد همه روز دوشنبه برگشتیم و "اون بهمون میگه "این آهنگ رو ساختم
و ما همونطوری که بود ضبطش کردیم
و همون نسخه اورجینال رو نگه داشتیم
این جدیده Scientist
"The Scientist"
همش از همون اول اونجا بود
در یک لحظه آنی و هیجان انگیز
بهترین لحظه اون آلبوم برای من
وقتی بود که به این آهنگ برگشتیم
از بیرون یه دیوار صدای این ریف رو شنیدم
و اون قسمت مورد علاقم از آهنگشه
سلام پسرا
"قبل رفتن به آمریکا با خودمون گفتیم "واقعا؟
مطمئنیم؟ هیشکی قرار نیست اونجا از ما خوشش بیاد
این یه تواضع الکی نیست
هیچ ایدهای نداشتم که چطور یه آلبوم رو توی آمریکا تبلیغ کنم
به اندازه کافی خوش شانس بودم که با دیو هلمز آشنا بشم
و اون اومد و شد مدیرمون در آمریکا
خیلی سریع اون یه مغز متفکر کامل شد
من طرفدار موسیقیشون بودم از اولین آلبوم های کوچیکشون
ولی هیچوقت روزی که یه رو گرفتم یادم نمیره A Rush of Blood نسخه اصلی از
اون زمانی بود که واقعاً باور داشتم
خیلی خب، این پسرا توانایی رسیدن "به جاهای بزرگی رو دارن"
...دِیو دیروز بهم گفت
که برای راش آو بلاد شعر اشتباهی رو گرفتم
دیو خیلی سریع کنترل رو بدست گرفت
حالا اون دیگه بابایی بزرگ ماست
اونا آماده هر کاری بودن
!بیاین آمریکا رو بگیریم
اما در نهایت، واکنش چندان عالی نبود
ایستگاه رادیویی مدرن راک یه فستیوال بزرگ میذاشت
و ما وسط این گروه های خیلی فاز سنگین گنجونده میشدیم
و این خیلی تضعیف روحیه بود
کلی چیز بهمون پرت میکردن
کسی تاحالا یه آلبوم ما رو خریده؟
!آره، توی ناقلا
!ایول، خیلی خوبه، یک نفر
یادم میاد یه اجرای رادیویی توی واشنگتن دی سی داشتیم
و یه نفر یه سی دی پرتاب کرد و خورد وسط کله کریس
و برگشت به اتاق تعویض لباس و گفت "!دستت درد نکنه، دیو"
گوش کن، ما خیلی از این جریان ناراحتیم
خیلی داغونه
حس ناجوری داشتم از این طرف بهشون میگفتم که این ایدهی خوبیه
و مطمئنم اونا با خودشون میگفتن "این کارا دیگه برای چیه؟"
باید بری اینو به فرد دِرست نشون بدی من عاشقتم مرد، اینو ببین
فکر میکنم ما حس کاملا متفاوتی از بقیه ایجاد میکردیم
ولی فکر میکنم این بیشتر به نفعمون شد تا ضررمون
اگه یه نفر یه سال پیش میگفت که تو آمریکا ازمون استقبال میشه، حتماً میخندیدیم
آخه این نوعی از موسیقی نیست که با صحنه موسیقی آمریکا مرتبط بدونی
اونا هیچوقت به کارای سخت نه نگفتن
مطمئنم وقتایی بوده که حالشون ازم بهم میخورده
و مطمئنم وقتایی بوده که با خودشون میگفتن که آیا ارزششو داره یا نه
که آیا آخرش جواب میده یا نه؟ ولی داد
،به سراسر آمریکا سفر کردن گاهی خیلی سخت میشد
،اما حالا که به عقب نگاه میکنم اون روزا چیزای زیادی به همراه آوردن
روزایی هستن که با دلگرمی بهشون نگاه میکنم
،ما فقط چندتا بچه بودیم نمیدونستیم چی قراره اتفاق بیوفته
اما هیچوقت تسلیم نشدیم
"The Scientist"
پس موفقیت در آمریکا برای شما بچهها مهمه؟
تا زمانی که همه کسایی که آلبومامون رو میخرن بخشی ازش باشن
برامون مهم نیست که ۱۰ میلیون یا ۳۰ میلیون نفرن
!تا وقتی که زیر ۵ میلیون نباشن
من نمیخوام بشینم و دربارهی دوران سختمون حرف بزنم
چون واقعا اونا روزای بدی نبودن
نه در مقیاس بزرگی که چیزها الان هستند
ولی عجیب بود، میدونید، وقتی وارد اون جریان رسانه میناستریم شد
ما گروهمون رو با هم ساختیم
با دموکراسی و این ایدهی برابری
و بعد کمی عجیب بود که رسانه ها روی کریس متمرکز شن
و رابطش با گوئینت
برای یه لحظه کوتاه باعث میشد فکر کنی "پس ماها چی؟"
ولی فکر میکنم احتمالاً برای اون بیشتر اوقات حس افتضاحی بوده
هر چقدر جالب هم که اولش به نظر بیاد
بعد یه مدت، میتونه خیلی حس ناامنی و ترس از اجتماع ایجاد کنه
چیزی که کل زندگیت آرزوشو داشتی
تبدیل شده به چیزی که دیگه به اندازه قبل
شادی بخش و معصومانه نیست
باشه NME همیشه میخواستم اسمم توی این چیزی بود که واقعاً بهش اهمیت میدادم
فکر میکنم برای هممون همینطور بود
نمیخواستم برای چیزی جز این شناخته بشم
چیزی جز کاری که از نظر موسیقی انجام میدادیم
،ولی توجه رسانهای هر چقدرم که افتضاح باشه
نشون میده که یه جورایی داری کارتو درست انجام میدی
اوه لعنتی
چیه؟
یادم نمیاد این حرفو گفته باشم
وقتی که کسی منو میشناسه، عاشق اون لحظهام واقعا هستم
میدونی؟ بخاطر همینه که ما الان توی یه سطح باحال هستیم
هنوز نو ظهور بودنمون حس میشه
...و، میدونی
...و خیلی هیجان انگیزه چون اون آدمایی که الان ما رو میشناسن
همونایی هستن که آلبومامون رو دوست دارن
نمیدونم آدمایی مثل مدونا یا هر کسی مثلش
...با اون سطح از شهرت کنار میان چون
چون فکر میکنم یه جورایی باعث میشه منزوی بشی
اوکی، ممنون از همگی
حس میکنم لباس اشتباهی پوشیدم
رفتم چک کنم که همه به اندازه کافی مسلسل دارن
باشه
دیوونهوار بود
ببخشید،من نبودم - ببخشید،من نبودم -
ولی حال داد
"Something Just Like This"
موسیقی همه جا هست
کل جهان موسیقیه
میتونی توی خیابون راه بیوفته قدم بزنی این خودش موسیقیه
همیشه یه چیزی توی روز اتفاق میوفته که ایده بده
وقتی اولش شروع کردیم به ضبط
کریس یه ضبط کاست چهار ترکه کوچیک داشت
ما اینجوری از هزینهها زدیم
این داستان واسه قبل این بود که گوشی و لپتاپ و وسایل ضبط داشته باشیم
کتابم رو نشونت میدم
چی؟ چی؟
نگاش کن. میبینی؟ ها؟
...اگه بندازمش دور. تکلیفمون چی چیکار کنیم؟
توی کتاب چی نوشته؟ - گروه تراویس رو گیر بیار تا برامون چندتا آهنگ بیاره -
فقط شماره دختراس
و طراحای لباس صحنه
روش من برای درک روز اینه که بشینم و درباره اش آواز بخونم
به گمونم مثل نوشتن خاطراته
هیچکس واقعاً نمیدونه آهنگا از کجا اومدن
نمیدونی آهنگا چطور، از کجا یا چرا میاد؟
یا اینکه بیشتر میاد؟
همه آهنگای توپمون ده دقیقه طول میکشه
ولی اون را فقط میشه با ساعتها کنار هم گذاشتن بدست آورد
بعدش یهو یکی میرسه و تو میگیریش
شاید به دست جانی، ویل و گای برسونی
و اونا هم بخشهای خودشون رو اضافه میکنن که این مثل یک خط تولید میمونه
بعضی وقتا میگن، اوکی بعضی وقتا میگن، عمراً
یه طیف "اوکی، عمراً" داریم
وقتی یه آهنگ جدید میشنویم
من و کریس میل بیوقفهای به مثبت گرایی داریم
اونا همیشه اینجوری ان
آره، از این خوشم میاد" "فکر کنم خوب بشه. آره
:من و گای هم شاکی نشستیم و میگیم
پسر حیف وقته واسه این بذاری" "بریم سراغ بعدی
سخته اگه کریس با یک آهنگ موافق باشه اگه من باهاش حال نکنم
این چیزیه که از همه چی بیشتر ازش متنفرم
:تو خودت رو جلوی خط آتش قرار میدی تا یکی بگه
"باشه، پس خودت برو یه بهترشو بنویس"
.مرگ و زندگی یک آهنگ توی دست شماست چون اونا خیلی حساسن
اما هر اشارهای به اینکه این بهترین آهنگی نیست که تا حالا نوشتن
یعنی قراره پرت شه بیرون
به نظرم ضریب اعتبار من توی گروه
احتمالاً یک دهمه
و هر کدوم از اون دیوثا میتونن وِتو کنن
دل آدمو میشکنه ولی همیشه حق با اوناس
میدونم که وقتی یک آهنگ رو میدیم بیرون
کلی آدم هست که میگن این خیلی خوب نیست
پس بهتره که حداقل هر پنجتامون موافق باشیم
نمیشه یکیمون بگه "گفتم که این آهنگ آشغاله"
♪ براش یه آهنگ بزن که فکر میکنی باحاله♪
♪ اون میگه، "از این یکی واقعاً خوشم نمیاد"♪
♪من از فیل میترسم♪
♪ نمیدونم چرا♪
♪ ولی نه اونقدر که هممون از گای میترسیم♪
همینه
♪ بعضی وقتا انگار ما مینیونهای اوناییم♪
♪ ویل و گای با اون ایدههای لعنتیشون♪
اوه! این خیلی خوبه
از اون یکی خوششون نمیاد
در حالت کلی، کارا اینجوری جلو میره در حالت عادی، هم ایدهها
و بعضی آهنگهای تکمیل شده از سمت کریس میاد
بیشتر وقتا اول برای جانی اجراش میکنه
گای یه دور گوش میکنه
بعدش میاد سراغ من
میدونی به عنوان باقی اعضای گروه وظیفه ماست
که اساساً فاتحشو نخونیم
چون اونا واقعاً خوبن
قراره با همدیگه بپریم
قراره با همدیگه بپریم
!قراره، یک دو، یک دو سه، برو بریم
"Charlie Brown"
جانی بودن توی کلدپلی چه حسی داره؟
نمیدونم تا حالا آدم دیگهای نبودم که بدونم
خب، جانی قهرمان منه
تمام عمرم رو صرف این کردم که اون رو از سایهها بیرون بکشم
چون اون خیلی آدم افتادهایه
من اجرای زنده رو دوست دارم و عاشق اجرا واسه مردمم
ولی آهنگ جدید ساختن رو از همه بیشتر دوست دارم
باشه، آمادهاید؟
دو، سه، چهار
♪ Lovers♪
جانی همیشه خیلی خجالتی بود ولی دلیلی هم نداشت
برای اینکه اون با استعدادترین بود
کلید گروه واقعا همینه
اونجوری که ملودیهای کریس و گیتار جانی روی هم سوار میشن
!نه
اه، لامصب کیبوردم هست؟
شخصیت ما کنار هم جفت و جور شده
نمیشد دوتا از خودمون داشته باشیم مثل کریس
.نمیشد دو تا عین خودم داشته باشیم. جواب نمیداد
وقتی درست ضبطش کنیم عالی میشه
ولی ضربش درستهها
به گمونم ترانهسرایی تغییر کرده
این روزا بستگی داره که کی اونجاست
چون ما توی نقاط مختلفی از دنیا زندگی میکنیم
به جایی رسید؟
رو شروع کردیم A Head Full of Dreams وقتی که ضبط
من و گای و ویل توی استودیوی لندن بودیم
کار میکردیم "Legends" داشتیم روی آهنگ
و نمیتونستیم درستش کنیم
رفتم لس آنجلس و توی خونه کریس روش کار کردم
سعی کردم یه ریف گیتار خوب براش پیدا کنم
مثل دست و پا زدن توی تاریکی
اون این ملودی رو آروم نواخت
گیتار اون منو به وجد میاره
واکنش من این بود که یه چیز شگفت انگیز توش هست
میتونستی نصف آهنگ رو بریزی دور و بقیه متوجهش نشن
همین اتفاق هم افتاد
"Adventure of a Lifetime"
باشه، همتون بهم اعتماد کنید این قراره عالی بشه
همه بیاین پایین
همه بشینین. !ساکت
همه بیان پایین
پایین بمونین
...یک دو، یک دو
"Adventure Of A Lifetime"
از همتون ممنونم
"Adventure Of A Lifetime" خب، هر کی میخواد اولین تک آهنگمون باشه دستاش بالا
رفاقت ما به نسبت روزهای اولیه واقعاً فرق کرده
خب، عالیه پس موافقیم
یه ارتباط آزاده ما هر روز با هم صحبت میکنیم
ولی آره خیلی ممکنه که کار به جای باریک بکشه
آها...اومدش
وانمود کنید که دعوای خیلی بدی داشتیم
باهاش اینکارو نکنید طفلک فیل
معمولاً جو استودیو خیلی متشنجه
کلی بگو بخند داریم ولی ممکنه جو سنگین بشه
داداشام چطورن؟
سلام به همه - سلام فیل -
فیل] بعضی وقتا بهم میگن بیا و وقتی میرم هیچکس حرف نمیزنه] و همشون توی خودشونن
بعد متوجه میشم که بحثشون شده
یه بخشی از کارم اینه کار سختیه
همه خوبن؟
کریس] هی، فیل]
ما یه دعوای ناجور داشتیم
ما یه دعوای ناجور داشتیم
فیل] بعضی وقتا به گذشته نگاه میکنم] و واقعاً یه ذره هم عوض نشدم
عوض نشدم. نه اونطور که کریس عوض شده
اون خیلی آدم کاملتری شده
ولی بازم کلی چیز هست که عوض نشده
مثلاً تواناییش توی خندوندنم که هیچکس نمیتونه منو مثل اون بخندونه
اگه به این نمودار وِن که دارم میکشم نگاه کنی
اجرا رو به دو بخش آهنگای قدیم کلدپلی
و آهنگای جدید کلدپلی تقسیم میکنه
نظرت راجع به نسبت سینگلها به آهنگای آلبومی چیه؟
راستش الان ۶۰ به ۴۰ آهنگای جدیده
اگه اون اندازهای که از یه ربع اول گرفتیم رو از فروش لباس کم کنیم
این یه فراکتال اولیه هست یاد گرفتیم REM و U2 که از گروه
نشونش میدیم RE2 که حالا با
گروهی که آرزو داریم باشیم
به علاوه ریدیوهد، بیانسه و جیزی همه در یک آن
که به سمت یانگ تاگ (رپر آمریکایی) میره
به ما اینو میده که ستلیستمون هست
توی کار کردن با آدمی که انقدر بهش نزدیکید
قطعاً نقاط مثبت و منفی وجود داره
کریس هم میتونست اولین کسی باشه که اینو میگه
قطعاً ممکن بود یه کم بهم بریزه
"Animals"
فکر کنم دوباره گروه رو ترک کردم
اولین بار مریض شدم، بیشتر بخاطر خستگی بود
بود Brit Awards همیشه یادمه که روز مراسم
جایزه بهترین گروه انگلیسی
!آره - کلدپلی -
ما جایزه بهترین گروه و بهترین آلبوم رو بردیم
و من توی وجودم این حس رو داشتم
که این باید بهترین روز زندگیم باشه
ولی با تمام وجودم احساس خستگی میکردم
اصلاً خاطره خوشی نبود
این عجیبترین اتفاقیه که تا حالا برامون افتاده
ما توی پوست خودمون نمیگنجیم خیلی ازتون ممنونم
ولی بعدش برگشتم
رو ساختیم A Rush of Blood to the Head ما
که حتی از آلبوم اول هم استرسش بیشتر بود
و رابطه من با شخص کریس پر از تنش بود
و یکی باید کوتاه میومد
غرورم رو زیر پام میذارم
ولی گوش کنید چی میگه و به حرفش نکنید
نه، نمیخوام باهاش دهن به دهن کنم
دوست ندارم، بحث کردن توی خونام نیست
فکر میکنم روابط بین مدیر برنامه و خواننده خاصه
و این مناسب دوستیمون نبود
در نتیجه من اومدم بیرون
فیل یه ذره از نفس افتاد
و میخواست کار متفاوتی بکنه
اون تا جایی که میتونست از ما دور شد
اولش رفت آمریکای جنوبی و بعدش به استرالیا
فکر کنم یه چیزی میخواست بهمون بگه
اون واسه یه آلبوم با ما نبود
اونجا بود که حسابی جاش خالی بود
ما تصمیمایی گرفتیم که به خوبی اونی که باید میبود نبود
...ما انگار هنوز کارو شروع نکردیم میخوایم بیخی
نه، منظورم اینه یعنی اینجوری درسته؟
متوجه نمیشم این الگوی درستیه؟
توی اون مدت فکر نکنم زیاد کارایی داشتیم
آره، به نظرم یه ذره راهمون رو گم کردیم
فکر کنم کلی فشار رو حس کردیم
که باید یک آلبوم بزرگ بسازیم
روزنامههای تیترهای عجیبی درباره
و از این حرفا میزدن EMI سهام
اون موقع حتی نمیدونستیم سهام چیه
روزها میگذشتن و به جایی نمیرسیدیم
خودش رو با اعتیاد نشون داد خودش رو با تنش نشون داد
اون موقع یک کشمکش واقعی بود
یه سال گذشته و ما دقیقاً هیچی رو به آخر نرسوندیم
عجب آدمی شخمیای !گوسالهها
تو که از این بحث و جدلها فیلم نمیگیری
کلی سوال پیش میومد
مثل این که این کارو بکنیم، اون کارو بکنیم؟
پس ریدیم
باید همشو از دوباره شروع کنیم
!ما گیج شدیم
درباره اینکه بقیه چی فکر میکنن خیلی نگران بودم
میدونی ما خیلی لفتش دادیم
خب حالا میخوای چیکار کنم؟
کلاً وقتی توی یک گروه بزرگتر میشی
همه وسایل دور و بر هم بزرگ و بزرگتر میشه
موانع زیادی سد راه میشن که
نمیذارن چهار نفر کنار هم آهنگ بزنن
https://t.me/R6SMusic
نه، نه، نه
برای ورس باید اینجوری کنی
اونجا اولین باری بود که توی همچین موقعیتی قرار گرفتیم
و نمیدونستیم چطور با این چیزا کنار بیایم
اگه فیل اونجا بود احتملاً شرایط فرق میکرد
طبیعیه مگه نه؟
اگه جواب نده، بعدش من عذر میخوام
میتونم از کلمه لئوناردو استفاده کنم، مگه نه؟
آره تا وقتیکه دیکاپریو نباشه
دیکاپریوئه
هنوز باهاش حال نمیکنم
باهاش حال نمیکنی؟ نه
ای باباااااا شما دوتا همه شعرای منو خفه میکنید
نمیذارید راجع به چیزی یا کسی بخونم
نمیدونم، به نظرم یه ذره چرته
حرف زدن از لئوناردو
میخوای دربارهاش چی بگی؟
که اون الگوها رو دیده
کجا؟
توی ستارههای شب
مگه اون گالیله نبود؟
تو نمیذاری یه کلمه بخونم
آره من همین کارو میکنم
انگار هر چیزی که یه چیزیه فوراً ممنوع میشه
نه اینطور نیست
مرتیکه عشق اسم و متنفر از ریف
و آزادی تو از ریف، آزادی و اسم متنفری
من از گیتاریستها و خوانندهها متنفرم
اونا دو اسم هستن که ازشون متنفرم
میشه یه کم تمرین کنم؟ دارم گیج میشم
قطعاً اون روند کمترین لذت بین همه آلبومهامون رو داشت
اون درگیر یه داستان عجیبی بودیم
ولی دِیو معرکه بود
رو داشتیم "Fix You" و خوشبختانه ما آهنگ
تا ما رو از اون وضع دربیاره
آخرش چی میخونی؟ شعرش چیه؟
اشکها از صورتت جاری میشه
وقتی چیزی رو از دست میدی که نمیتونی جاش رو پر کنی
اشکها از صورتت جاری میشه ...و مننننننننننن
صحیح
آها - ریدمونه؟ -
نه به نظر خوب میاد
داشتم فکر میکردم اگه بشه
کاریش کرد که بیشتر با عقل جور دربیاد
میشه یه ذره از افکت ریورب رو حذف کنی؟
خوبه مرسی
"Fix You"
این بیشترین حد خودآگاهی هستش که
درباره مردمی که کارمون رو دوست ندارن داشتم
چون خودم مطمئن نبودم که ازش خوشم میاد
دوران عجیبی بود
وقتی چیزی رو میخونید که انتقادیه
بهش اهمیت بیشتری نسبت به چیزای خوبی که میخونید میدید
اونا میتونن یه مقاله ازمون تعریف کنن
و فقط توی یک خط بهمون برینن
همون یه خط یادت میمونه
Creation Records الن مکگی از کمپانی
گفته که آهنگای شما مخصوص اوناس که شبا توی تختشون میشاشن
چه حسی نسبت به این حرف دارید؟ جواب شما چیه؟
ما تختمون رو خیس میکنیم
نمیشه همه رو راضی کنی درست میگم؟
اگه دنبالش بری به زمین میخوری
چون امکانش وجود نداره
ای بابا
چرا توی نیویورک تایمز اون مطلب رو راجع به ما نوشتن؟
چون نیویورک تایمز ازمون متنفره من افسرده شدم
مشکلی نیست. متوجهم
به نظرم سوژه خنده لازمه
سوژه خنده شدن برام مهم نیست
فقط وقتی ناجوره که به یکی برسی
که واست جوک درست کرده
قدیما واقعاً عصبانی میشدم
ولی کل فلسفمو تغییر دادم
تنها چیزی که توی کارمون ازش شکایت میکنم اینه که
اگه از اون آدمایی هستی که جوش میزنن
کلی وقت داری که بشینی و جوش بزنی
جوش بزنی و جوش بزنی و جوش بزنی
سالهای زیادی رو نگران مردمی بودم که ما رو دوست نداشتن
بدون اینکه روی مردمی که دوستمون داشتن تمرکز کنم
تعریف کردنش راحت نیست
تو باید یه چیزی پیدا کنی جوشش رو بزنی
تو از اون مدل آدمایی
من نیستم
تو هستی ...به جز
ببین باید دنبال چی میگشتی که جوش بزنی
تو جوشیای، تو جوش میزنی!
مثل بقیه باش
تو کمالگرایی
نه، میدونم گای
ولی اگه کمالگرا نبودم هنوزم توی فالکن اجرا میکردیم
که چی؟ ولی خیلی خوب از پسش برمیومدی
خوب از پسش برمیومدیم
فکر میکنم هر کاری که کردیم گند زدیم
برای همین دنبال کارای جدید میرم
غریزه من اینه این چیزیه که منو به جلو هل میده
روزای اول بحث و جدلهای زیادی بود
مخصوصاً بین من و کریس
احتملاً اون موقع من خیلی خودرای بودم
که فکر میکنم احتمالاً برای همه خیلی تحملش سخت بوده.
نمیدونم میخواستم از خودم فرار کنم یا اینکه با خودم راحت نبودم
ولی به الکل اعتیاد داشتم
و واسه اوقات خوشم نبود
کریس هیچی رو توی دلش نمیریخت
ویل، جانی و من بیشتر از لحاظ احساسی گارد میگرفتیم
و احتمالاً دلیل اینکه خیلی از گروها از هم پاشیدن همینه
چون یاد نگرفتن چطور تفاوتهای همدیگه رو قبول کنن
:یه موقعی بود که من اینجوری بودم همه باید با احساسات من جلو برن
یه جایی به خودم اومدم که "اگه همینجور پیش بره یکیشون میذاره میره"
یه تپه گه
شاید میگفتن ما نمیخوایم کل روز رو با این" "احمق دمدمی مزاج بگذرونیم
♪عجب عوضیای♪
فقط ۳۲ اجرا تا تموم شدن کلدپلی باقی مونده
تا وقتی که میتونی جلوی دوربین باش
اونا احساسات و زندگی خودشون رو دارن
هرچند که درک اونا خیلی سختتره
ولی اونا هم بالا پایینای خودشون رو دارن
این پایه میکروفن لعنتی میخوره توی صورتم
مثل آواز خوندن به سبک نسیم حمید میمونه (بوکسور انگلیسی)
دارم یاد میگیرم چطور بهتر با فراز و نشیبها کنار بیام
لطفاً ردیفش کن گرفتم چی میگی
هر کلیشهای که ما درگیرش بودیم
هیچوقت حس نکردیم که ارزش صحبت کردن داره
هر گروه متشکل از پنج مرد که توی اواخر سی سالگی هستن
احتمالاً درگیر افسردگی، اعتیاد، طلاق و همه چی میشن
حتی اگه پنج حسابدار بود
بازم توی خیلی چیزا به مشکل میخوردیم
ولی چیزی که به نظرم خارقالعاده اس اینه که مثل یک بسته به هم چسبیدیم
معمولا موهای تو همینجوریه
وقتی که خیسه
دوباره فر میشه؟
فکر نکنم
نمیخوام قیافهام شبیه یه گروه متال دهه هشتاد بشه
تو آرایشگر خوبی میشی گای
آره با اون ملایمتی که داری به خرج میدی
با کسی که اسمش تونیـه برو کار کن
هر جا که بریم هر چی که برامون پیش بیاد
میتونیم در رو ببنیدم و مثل یک گروه بشینیم صحبت کنیم
بهش بخندیم یا دلمون بسوزه یا جشن بگیریم
قیافه من شبیه احمقاس؟
نه تو محشری
چرا اینو گفتی؟
داشتم شوخی میکردم
مشکل ضربه زدن به اعتماد به نفس چیه؟
میتونم با جان، ویل، گای و فیل
ساعتها اینجا بشینم
و درباره همه چی صحبت کنم
بهت چی گفت؟
گفت شبیه احمقا شدم
من نگفتم من فقط گفتم واقعاً میخوای اون کلاه رو سرت کنی؟
ای وای خدای من
بیخیال میدونی که شوخیه
جان، داداش تو مثل الماسی
بیشتر از این نمیتونم توهینها رو تحمل کنم
"Fix You"
یه ذره پارمون کرد X&Y به نظرم
در حالیکه برگشتن به استودیو
دوباره برامون هیجان انگیز شد Viva و ضبط
قطعاً دلمون برای فیل تنگ شد و فهمیدیم چقدر جاش خالیه
وقتیکه دوباره به عرصه برگشت
آره، فیل برگشت خیلی هم رنگارنگ برگشت
و اونجا بود که ما مکان کوچیک خودمون رو خریدیم
و سعی کردیم مثل دوستها دور هم جمع بشیم
وقتی برگشتم، بعنوان مدیر برنگشتم
دیو هُلمز داشت این کار رو خیلی بهتر از من انجام میداد
من به عنوان یک هم گروهی برگشتم
مسخره بازیامون رو درمیاوردیم
بالاخره خونه گروه رو گرفتیم
خونه واقعاً همه چیز رو دوباره متمرکز کرد
میدونید، استودیوی خودمون بود خودمون HQ استودیوی
قلمروی جدیدی برای ما بود که نمیدونستیم چطور باهاش تا کنیم
فکر کنم یک تهیه کننده میخواستیم که بهمون بگه
چطور میتونیم مرحله بعدی گروه رو ارائه کنیم
دنبال آدمی بودیم که همچین تاثیری روی ما بذاره
کاری که برایان اینو با یوتو و دیوید بووی و تاکین هدز کرد
همه این گروههای فوق العادهای که عاشقشون هستیم
در نتیجه از برایان پرسیدیم، "کسی رو میشناسی؟"
"اون گفت: "یه امتحانی میکنم
پس ما دنبال برایان اینوی جدید میگشتیم
و برایان اینوی قدیمی رو پیدا کردیم
به گمونم اون فقط وقتی به یک گروه علاقهمند میشه
که همزمان بزرگ و داغون میشن
چون اون فرصتی رو میبینه که بزرگ نگهت داره ولی خوب هم بمونی
مثل داشتن یک مدیر مدرسه دوست داشتنی و بغل کردنی میمونه
بدون اینکه صداشو بالا ببره به آرومی بهت مسیر رو نشون میده
اون مثل یه جادوگر میمونه
مثل یک گاندالف یا دامبلدور
که وارد میشه و جادو رو روی همه جا میپاشه
و بعدش غیبش میزنه
،یا میگه واقعاً از این آهنگ خوشم میاد»
ولی به ذهنتون رسیده از آخر به اول و «به زبون فرانسوی اجراش کنید؟
این چیه؟
یه بلندگوئه بازی اینه که همه اونا رو بکشید بیرون
فقط یکی مونده
اون یه آزمایشگر سختگیره
اون از اینکه مسخره به نظر بیاد نمیترسه اون از شکست نمیترسه
بعضی کارایی که میکنیم میتونه به حد بالایی مسخره باشه
شاید بپرسی داریم چیکار میکنیم
چی؟
اون واسه چند هفته منو از گروه بیرون کرد
اون موقع، میتونستم کاملاً مصمم باشم
از این لحاظ که باید اینجوری باشه
در نتیجه، اون بهمون یاد داد که بذاریم هر کسی ایدهاشو تا آخر بگه
قبل از اینکه بخوایم قضاوتش کنیم
"Lost!"
ما به بارسلونا رفتیم و با اون یه جور سفر خوانندگی داشتیم
که یکی از عناصر کلیدی اون آلبوم هست
کلی صدا کنار هم
چیزی که جرقه ویوا لا ویدا رو زد صدای بلند همخونی شعارها بود
لذتبخشترین قسمتش برای من اون تیکه گروهی بود
بعدی چیه؟ ؟"Viva La Vida" اوه
هیچی نمیتونه شعار دادن زنده رو کنار بزنه
من همخونیهای رو بیشتر از هر چیزی دوست دارم
"Viva La Vida"
توی دوره آلبوم بعدی، مایلو زایلوتو
کاملاً مشخص بود که توی بعضی جاهای زندگیم دارم خیلی خوب عمل میکنم
ولی بقیه اینطور نبودن
وقتی توی تور هستیم، مثل یک حباب کوچیکه
که توی اون گذاشته شدی
و برای همینه که خیلی از فرانتمنها
توی زندگی شخصیشون مشکل دارن
آخرای تورِ مایلو
واسه یه سال و خردهای دوران خیلی سختی بود
حس اینکه کاملاً بی ارزشی و برای هیچکس ارزش نداری
اینجوری بودم که من واقعاً داغونم
چون نمیتونم از چیزای عالی اطرافم لذت ببرم
بعدش البته از گوئینت جدا شدم
گوش کن، مرد نمیخوام ناله کنم
بابت همه چیز شکرگزارم
ولی یه مقدار پیچیده بود
معلوم بود که اوضاع برای کریس خیلی سخت شده
و اینکه اون ناراحت بود
میدونی ما یه جورایی حس کردیم کسی نیست کمکمون کنه
طبیعتاً وقتی که دوست شما ضربه روحی میخوره ناراحت کنندهاس
اون خیلی زجر میکشید
فکرتون میتونه به بدترین حالتش فکر کنه
تا حدی نگرانش بودم که
که از پیامکی که صبح میداد خوشحال میشدم
چون میفهمیدم که حالش خوبه
و تقریبا وقتی که حسابی حالش خراب بود
کار کردیم Ghost Stories اون موقع بود که روی
Ghost Stories تصمیم گرفتیم که واسه
واقعاً دربارهاش صادق باشیم
من چرت و پرت نمیخوام
چون باید بخونم تا بتونم روزم رو شب کنم
هممون توی خونه گای یک استودیو راه انداختیم
فکر کنم این تنها کاری بود که کریس از پسش برمیومد
یادمه اون مدت داشت التیام پیدا میکرد
فکر کنم اون موقع بود که یه ذره خندید
"True Love"
اون دوران واقعاً سختی داشت
آره ما خیلی هواشو داشتیم
زندگی کریس با ما فرق داره
اون زندگی عمومی زیادی داره
مردم میدونن که چه خبره یا فکر میکنن که میدونن
پس ما نگرانش شدیم که مردم زیاد سر درنیارن
ولی این کاری بود که اون میخواست بکنه
"True Love"
به نظرم لازم بود کریس اونو از ذهنش بیرون کنه
و باید اون چیزا رو توی آهنگا بروز میداد
البته که آلبوم خیلی شخصی بود و به همین دلیل خیلی دوستش دارم
اون آلبوم رو برای شجاعت و صداقتش دوست دارم
میخواستیم کاری کنیم که موسیقی آرامشی که همیشه بهش میداد رو بده
تنها راهی که میشد بهش کمک کنیم این بود که دوستای موسیقیاییش باشیم
وقتی بعضیامون دوران سختتری داشتیم
این گروهه که هر کدوم رو بالا میکشه
داشتن همچین چیزی توی زندگی واقعاً قشنگه
وقتی که هر کس چیزی لازم داشته باشه همه براش اونجان
یه چیزی از دوستی اونورتر رفته
ما حالا مثل یک خانوادهایم
دوران چالش برانگیزی بود
یه جور سفر بود از نهایت تنهایی به نهایت با هم بودن
یالا یالا یالا یالا
بیارش
فیل، تو میخوای جلو باشی؟ بدو بیا
میدونم که همه یه ذره مضطربن
میدونم که توی وجود همه کلی آدرنالین داره میچرخه
ولی شما پیام مهمی دارید که برسونید
بروزش بدید
برادرا دوستون دارم چه خوبی گفتی
خیلی خوب گفتی فیل
تا اینجا سفر طولانیای بوده
مدتی که ما یک گروه بودیم تغییر زمانی توی موسیقی بود
فقط زمانی نیست که بشه قدرشو بدونی
به نظرم ما خیلی خوش شانس بودیم که همدیگه رو داشتیم
همینطور از خیلی جهات دیگه
احساس میکنم که چند ساله دارم میدُوم
این اولین بار از وقتی که گروه تشکیل شده هست
که واقعاً واستادم و پشت سرم رو نگاه کردم
واقعاً این حس رو داره که انگار یه عمر پیش بود که شروع کردیم
سلام
خیلی عالیه که الان اومدین ما رو ببینین
قبل اینکه مثل بان جُوی بزرگ بشیم
تنها چیزی که هنوز ثابته عشقمون به ساختن موسیقی کنار همدیگهاس
اگه با دوستام نبودم کاری که میکنم رو انجام نمیدادم
به نظرم از لحاظ روانی گروه هنوزم اونجاست
ولی با این تفاوت که گروه بزرگ شده
اون آرزوی اولیهای که اون موقع داشتیم مثل یک نقطه پایان بود
و چیزی که متوجهش شدم اینه که اون تازه نقطه شروعه
من که حس نمیکنم به مقصد نهایی رسیده باشیم
"Paradise"
نمیخوام دست از آهنگ زدن بردارم
نمیخوام جلوی این رو بگیرم
نمیخوام جلوی این رو بگیرم
صداشو ببر بالا
صداشو ببر بالا
صداشو ببر بالا
میدونی من واقعاً به پشت سر نگاه نمیکنم؟
حس عجیبی نسبت بهش دارم
،همونطور که فیل اون روز گفت چون داره چهل سالام میشه
باید به خود ۱۷ سالهات نامه بنویسی و بگی که داری چیکار میکنی
چون همونجا سرش میترکه
چند سال اول سعی میکنی خودت رو از بقیه سوا کنی
ولی توی چند سال اخیر، حس میکنم که این هدف سفر این بوده که به من و ما یادآوری کنه
که همه ما توی یک قبیله روی یک سیاره کوچیک توی فضاییم
و بیشتر از هر موقع، انگار ما بخشی از اون هستیم
یک گروه بزرگ
[مت] خب، قدم بعدی چیه؟ من نمیدونم چیه
ما خیلی وقته سعی کردیم به اینجا برسیم
اگر آلبوم رسمی کلدپلی دیگهای در کار باشه خیلی تعجب میکنم
مثل پایان داستان میمونه
یا مثل آخر فیلم
اینکه اون میگه این آخر یه دورانه منو متعجب نمیکنه این آخر چیزیه
چون توی ذهنش اینطور میگذره
ولی امیدوارم که واقعاً آخر همه چیز نباشه
عیناً سر هر آلبوم اتفاق میوفته
"این ممکنه آخرین آلبوممون باشه" و هنوز این اتفاق نیوفتاده
من منتظرم ببینم بعدش چه اتفاقی میوفته
ما ۲۰ سال کنار همدیگه بودیم
و به خیلی چیزا رسیدیم که میخواستیم برسیم
منظورم اینه که، این شگفت انگیزترین گردش تا اینجای سفرمون بوده
بابت تمام این سفر شکرگزارم
من به آینده ایمان دارم
من به زندگی امید دارم
اول از همه، خیلی ممنون از همه که اینجا هستید
در حقیقت همه شما بخشی از گروه هستید این دیوونه کننده نیست؟
حتی با اینکه ممکنه بعضیهاتون از گفتنش خجالت بکشید همه شما اعضای کلدپلی هستید
اگه موافق باشید یک آهنگ دیگه داریم
ایول
بابت این جواب قشنگتون ممنونم
شما بالاترین نمره رو از من گرفتید
...یک، دو، سه
"Up & Up"
...دوستای من
هست A Head Full of Dream این آخر تور
برمیگردیم به جایی که شروع شد
از همه مردم گوشه کنار دنیا متشکرم
اونایی که توی خونه یا بیرونن
برای اینکه بهترین قسمت اجرامون بودن
و برای اینکه سرهای خودتون و ما رو پر از رویا کردید
ما با همیم
ما یک گروه بزرگیم
اگه هرگز تسلیم نشی همه چیز ممکنه
و اگه به عشق اعتقاد داشته باشی
امیداوریم که لذت برده باشید t.me/R6SMusic
"In My Place"
اگه دارید اینو میبینید این یعنی ما کله نشدیم
پس خیلی ممنون که باعث شدید کله نشیم
اگه این برنامه رو نگاه نمیکنید ما کله شدیم
پس هر زِری که دلم بخواد میتونم بزنم
یالا، ما ازش رد میشیم
اگه دارید این رو نگاه میکنید معلومه که دارن نگاه میکنن
باید اینجوری باشه "شما دارید اینو نگاه میکنید" نه اگه
بزن بریم
بزن بریم و چندتا آلبوم لعنتی بفروشیم
وقتشه بریم خونه و بگیم که ما توی کالج شکل گرفتیم
برام مهم نیست من از الن مکگی خوشم نمیاد
میشه اون نُت رو لطفاً دوباره بخونی؟ آره
به نظرم این آهنگ محشره منم فکر میکنم که خوبه
نظر تو چیه ویل؟
به نظرم نیمه دومش عالیه
احتمالاً ما تنها گروه انگلیس هستیم که
انگشتای پای حداقل دو عضوش به هم چسبیده
کی انگشتای پاش به هم چسبیده؟ داریم بلوف میزنیم دیگه، مگه نه؟
دلیلی که ما تور میرفتیم این بود که دوش داشتیم
و هر روز صبح اونجا یه جفت رد پای عادی و دوتا دمپایی بود
گای] دوتا دمپایی؟]
!دارم میبینم که داری میخندی
...خیلی از مردم فکر میکنن که ما
سبکمون راک اند رول نیست
ولی من از شما میپرسم، شیرینی خوردن قبل ساعت ۸ راک اند رول حساب میشه یا نه؟
کدوم گوری حساب میشه؟
خانمها و آقایان، شاید یک سال پیش که این گروه تشکیل شد را بخاطر داشته باشید
!رقت انگیزه
دارم مریض میشم
"Life Is For Living"
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.