Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آروم بابا
چيه؟
...نه، يکم
سلام خوشتيپ برات دوباره پر کنم؟
نه ممنون
مطمئني؟ به حساب اینجاست خامه ي اضافه ي زده شده
ممنونم ولي نمي خورم
رفيق؟جدي؟
خوش شانسه من دوست دخترت نيستم
خفن داشت باهات لاس مي زد
نخيرم
فقط سرويس دهيش عاليه
باشه، پس من ميرم اينور اونور بدون اينکه علاقه اي به مردم داشته باشم
صداشون مي زنم خوش تيپ
باشه برو به نظر خوب مياد خوشتيپ
بسيار خب آروم بگير بسيار خب؟
مرد، سر اين کار موندن خودش
به اندازه ي کافي سخت هست بي خيال
نکنه فکر مي کني کاپيتان جيمز
ازت ناراحته؟ اينطوري هاست؟
آره
ولي هيچ کس به اندازه ي اون سخت نجنگيد
تا تو رو به اينجا برسونه
محض رضاي خدا، شهردار
تو رو به عنوان باديگارد شخصيش انتخاب کرد
راستش يادم انداختي
کوين راجع به ناهار فردا با شهردار
چيزي بهت گفت؟
چي؟
بهت نگفته؟
به خاطر شجاع بودن قراره شهردار
طي چند هفته مفتخرمون کنه
واکر و ليام هم هستن
مفتخرمون کنه؟ آره
بهمون مدال ميدن؟ نمي دونم
تعجب کردم کوين بهت نگفته
خب من نکردم
ما قوانين سفت و سختي براي تعادل
کار و زندگي در پيش گرفتيم، آره اوووه چي ميگي
موقع کار اس ام اس ندادن موقع وقت گذروني حرف از کار نزدن
بدون مشورت با مشاور
...قوانين رو تطبيق ندادن کار توئه
چي... کار منه؟ من مگه موافقت کردم؟
من فقط نمي خوام اشتباه ديگه اي باشه
مي دوني، و اون به نظر آدم
همه چي تمومي مياد و همه بهم ميگن
بايد جريان رو جدي کنيم
آره متوجهم
ولي فکر نمي کني ناهار فردا ممکنه جريان رو
پيچيده بکنه؟
مشکلي پيش نمياد حرفه اي عمل مي کنم
و خوشبختانه
با شرايطي که توش هستي به هرحال
هرچي رمانتيک بازي باشه از اتاق مي کِشي ميبري بيرون
اوه ممنون
اوه واکرِ
کد 10-13 نفوذ احتمالي به سرورهاي منطقه
تو نبش کاپرفيلد و وينزدور
اون که ساختمان دولتيه آره
احتمالا بررسيش زياد طول نکشه ميايي؟
نمي تونم، پشت ميزنشيني داره صدام مي زنه
اَه
چي؟ فکر کردم داريش
...کيش
...مات
اين عادلانه نيست
من ملکه ي واقعي رو ندارم
بنابراين نمي تونم درست و حسابي بازي رو تصور کنم
متاسفم ولي موقع جابه جايي گمش کرديم
اگه حس و حالت رو بهتر مي کنه
مي تونيم جاهامون رو عوض کنيم
و من دوباره شکستت بدم
مي دونيد من 4 تا پيام فرستادم
به اون مغازه ي تهيه علوفه
جوابي ندادن
و سفارشمون اين هفته هنوز نرسيده
به اسب هامون چي بدم بخورن؟
به علاوه اون 2 جين اسب که تو مزرعه ديويدسون هاست
مي دونيد باید برم اون مغازه ي کوفتي علوفه
و بگم دارن بد با من تا ميکنن
نه صبر کن بابا
بمون
بذار مامان تو شطرنج پودرت کنه
من ميرم مغازه ي علوفه
و همه چي رو دستم مي گيرم
...آره ولي من نه نه نه جدا
لازمه اين اطراف يه تکوني به خودم بدم
مخصوصا با جريان ريکاوري مامان و
فکر نمي کنيد بايد فروشنده هايي که باهاشون
کار مي کنيد رو بايد بشناسم؟ منظورم اينکه
بالاخره يکي بايد اينجا رو دستش بگيره ديگه
باشه ولي فقط اين رو بدون اين يکي از پرونده هاي دادگاهت نيست
کلي زمان گذاشتم تا معامله ي علوفه رو تامين کردم
اونم بعد ازاينکه از چنگ موريسون ها تجارتمون رو بيرون آوردم
پس، فقط برو تو و بيا بيرون
آخرين چيزي که لازم دارم بيچارگي بيشتره
هي
سلام عزيزم
هي
نون موزي روي اجاقه اگه
مي خواي يکم بردار
اوه نه نه ممنون من همين الان
کودهاي توي آخور رو تموم کردم کارشون رو
اسبها رو برس کشيدم و باغچه رو برات
آب دادم
جايزه مي خواي؟
نه نه من فقط...اومدم اينجا ببينم کار ديگه اي هست بکنم
شايد بتونم به عمو ليام کمک کنم؟
اوه شايد بتوني مهره ي ملکه ي گم شده مون رو پيدا کني
فکر کنم براي امروز به اندازه ي کافي کار کردي بذار فردا
مي توني بري "سايد استپ" شيفت
اضافه برداري
که جبران اون همه الکلي که تو مهمونيت دزديدي بشه
باشه آره
ميرم سراغش
انجامش ميدم بابابزرگ
باشه، بايد بتوني
يه جورايي ببخشيش
و تظاهر نکن
خودت نووجون بي کله ای نبودي
ظاهرا بودم و ارتش همه رو از درونم کشيد بيرون
اون پسر تربيت نشده
کلي باعث استرس جو اينجا ميشه فکر نمي کني؟
خب، کار زيادي نيست که ما بتونيم راجع بهش انجام بديم
نشوني از ورود به زور و اجبار وجود نداره نه
سلام؟
کسي اينجا کار مي کنه؟
مجرم ها بايد آلارم رو دست کاري کرده باشن که به پليس اطلاع داده بشه
هي
کَسي
برگرد به محل اتصال
صبر کن، شنيدي؟
آره
برو
!هي! تگزاس رنجر
مي دونيم که اينجاييد
همين الان تسليم بشيد
جاي ديگه اي براي رفتن نداريد
حرکت نکن! حرکت نکن
تمومش کن بس کن
نه هي هي عقب بمون
زود باش ديگه، جريان رو از چيزي که مي تونه باشه
سخت ترش نکن
چاقو رو بنداز
اون چيه؟
آره آره
تو خوبي؟ آره
همونجا بمون
چيکار کردي؟
به روز ترین پیج اینستاگرامی سریال واکر و جرد پَدلَکی .:.@jarpadsw.:.
.:.Nashmil.:. مترجـم: نــشــمیــل Telegram:@Quantico_style
ممنون آقا، ممنون از همکاریتون دفعه ی بعدی هم بیایید
هی به سلامت
هی تو جیمی
درسته؟ مدیر اینجا؟ آره آره
من پسر بانهم واکرم
اون تگزاس رنجره؟
لیام، اون یکی
آره فکر کنم موقعی که می خواستی دادستان بشی سخنرانیت رو دیدم
...من
متاسفم که اونجا باختی
خب، ممنونم
مزرعه داری الان بیشتر رو دور منه
و از اونجایی که ما تو تجارت شما تازه کاریم امیدوار بودم
بتونیم سنگ هامون رو وا بکنیم من
یکم تحقیق کردم از جانب پدرم
و علوفه های مزرعه مون برای اینکه به دستمون برسه تاخییر خورده
اینجا...راستش 4 بار،فقط تو سه ماه
و مطمئنم مسئله زمان بندیه
اما بعدش یکم بیشتر بررسی کردم و
به مرجع قیمت هاتون سر زدم
با ارزش واقعی این برند علوفه تو کل ایالت
وشما دارید از ما اضافه پول می گیرید
برای درست کردنش چیکار می خوایید بکنید؟
این تحقیقات از هفته ی پیشه
بخش تراویس کانتی از اون موقع افزایش قیمت داشته
یه مزرعه دار واقعی این رو می دونه
و اگه به خودت زحمت می دادی بپرسی
می تونستم بهت بگم ما برای همه کسایی که
اون علوفه رو می خرن افزایش قیمت داشتیم
به غیراز بابای تو
فکر کردیم با توجه به شرایط عوض کردن تا
... ذخیره کردن عادلانه ست، بنابراین
اوه خب، اگه اینطوره جیم
...من ممنون که اومدی لیام
اما اگه اونی که قراره جای پدرت کار رو دست بگیره تویی
شاید از همین جا قطع همکاری کنیم
برو برای خودت مغازه ی تهیه علوفه ای پیدا کن
که بتونه دایره ی واژگان بزرگت رو سرو سامون بده
روز خوبی داشته باشی
سلام علیکم چطور می تونم کمکتون کنم؟
هی
خب، خبر جدیدی از مجرم هاتون نشده؟
چرا
مدیر سرورهای ناحیه تونست با
گروگان صحبت کنه. اون گفت وقتی یارو اومده داخل
اون سر میز جلویی بوده
و سعی کرده سرور رو از کار بندازه
و سعی کرده یه جور حمله ی بد افزاری
ناموفق روش انجام بده
اگه این درست باشه که این حرکت تروریستی داخلی محسوب میشه
خدا سال می اندازنش هلفدونی
آره ولی عجیب ها
چون داشتم راجع به یارو یکم تحقیق می کردم
به نظر میاد یه جورایی
از این اصلاح طلب های ایده آلیست شهره
میزبان همه ی گردهمایی ها
خواهان برابری درآمدها
یه ویکتور زیف دیگه
که می خواد هکر خیرخواه بشریت باشه
دیوونه ترین آدم ها
معمولا تو بازی دادن آدم ها بهترین ان
اما از وارد شدن به سرورهای این منطقه
چی گیرش می اومد؟
خب الان که تو بازداشته
بنابراین فکر کنم به زودی زود
متوجه بشی
هی می خوای برای ناهار امروز ماشین اجاره کنیم خوش تیپ؟
داشتم بهش فکر می کردم من نباید برم
باید بمونم و تصویر دوربین های امنیتی
سرور منطقه رو بررسی کنم شواهدی گیر بیارم
به هر حال شهردار احتمالش هست سرو کله اش پیدا نشه
چیزی نمیشه
نه نه نه خیلی هم چیزی میشه
می میرم وقتی می بینم
به خاطر چیزی که اشتباه من هم بوده هنوزم
پشت میز نشینی
بذار برات با کاپیتان جیمز حرف بزنم
نه مشکلی نیست
بسیار خب؟ به علاوه اون بیرون از شهره
من فقط این چند تا شیفت مونده رو
می گذرونم و تموم می کنم
کَس من خیلی حساب روش باز کردم
باید یه کاپیتان جیمز ثابت کنم
استخدام من اشتباه نبوده
استخدام تو یکی از بهترین تصمیم هایی بوده
که برای این دپارتمان انجام داده
واضحه که بعد من البته
آره باید هم این رو بگی
چشم بهم بزنی برگشتی تو بخش عملیاتی
ممنونم
بسیارخب زود می بینمت خوش تیپ
می دونی واقعا می تونم از یه شیفت
سرو نوشیدنی از الان استفاده کنم
مجوز سرو مشروبات الکی مون هنوزم نیست و نابوده
حالا، اون مکان ناهار لاکچری
که قراره با بابا بری
می تونه امیدوارکننده باشه من نمیرم
تو جایگاه ذهنی نیستم که اون چیزها رو دوباره ببینیم
مخصوصا بعد از گندی که امروز صبح زدم
نیتت که خوب بوده
فقط حس می کنم هر دفعه که سعی می کنم
یه کاری رو درست انجام بدم
مثل خوره می افته به جونم آخرسر
فقط می خوام حس کنم یه چیزی رو تحت کنترل دارم
تو این جریان تنها نیستی باورکن
چطوری کارمون به اینجا رسید؟
حس می کنم انگار تا چند هفته پیش
آماده بودم
...تو و آگی رو به سرپرستی بگیرم و حالا
برای خرید یه بسته علوفه هم نمیشه بهم اعتماد کرد
ببین، تو همیشه حواست به من و آگی بوده
و من فقط می خوام همین کار رو برای تو انجام بدم
بنابراین
بذار یه قدم برگردیم عقب
و به هدف والاتر فکر کنیم
تغذیه به کنار
واقعا با این اسب ها داریم چیکار می کنیم؟
چه می دونم، تو می دونی؟ نمی دونم
ساختش با چیزی که تو ذهنمه سخته
چون بابابزرگ می خواد همه چی رو کوچیک نگه داره
مخصوصا با جریان ریکاوری ماولین
...بنابراین
اگه ما پرورشش بدیم چی؟
خودمون، رسمی ترش کنیم
چی مثل آ -501 باشه؟
مثل 50 - آ چی؟
مثل تبدیل کردنش به خیریه میشه آ - 501
اما می دونی چیه راستش
با اون شرایط ما تونستیم نجات بخشی ازطریق اسب
و مرکز توان بخشی راه بندازیم
تونستیم به مردم و اسب ها کمک کنیم
تاکو
هی صبرکن بمون داریم راجع به نجات بخشی از طریق اسب حرف می زنیم
دارم اینجا رو خودم می گردونم
چی داری می گی؟ آگی اینجاست
دوباره می گم دارم اینجا رو خودم می گردونم
و می خواستم بهتون بگم بچه ها
نمی دونم بتونم جزئی از جریانات اسب ها باشم
فقط حس می کنم کارمای بدی از سمت مامان بزرگم داره
و این ایده ی دیوونه وار که حتی قصدشم این نبوده
و ما فقط به اندازه ی اون برای شروعش فاقد شرایط لازمیم
...پس
کل جریان همین بود
باشه
چقدر دلت پر بود
چرا پای مادربزرگت رو کشیدی وسط؟
جریان توانبخشی از طریق اسب ها اول ش مال ما بود دیگه
...استلا من
چیز دیگه ای تو ذهنته؟ من مشکلی ندارم
فقط باید برم باشه؟
ممنون قربان ممنون
باشه خوشتیپ
جان؟
همینجوری گفتم نگران نباش باید اینجا باشی
بسیار خب باشه
خب، باید با کوین دست بدم وقتی دیدمش
یا فقط یکم بغلش کنم؟
شاید یکم دست تکون دادن کوچیک؟
فکر کنم دست دادن همیشه بی طرفانه ست
امتحانش کن باید محکم باشه دیگه؟
چون حس می کنم اگه زیادی باشه بعدش اون فکر می کنه من
زیادی دارم تلاش می کنم اما اگه شل و ول باشه بعدش اون فکر می کنه
که من ضعیفم و بیا صادق باشیم
من قطع به یقین می تونم تو مبارزه مچ انداختن شکستش بدم
به نظرت مدال بگیریم؟ کَس هی هی هـــیس
نفس بکش بسیار خب؟ چیزی نمیشه
به نظر میاد یه آدم عالی شاید
تو یه پایان عمیق شیرجه زده
واااو، این رو کسی میگه که شکست رو قبول کرده
من شکست رو قبول نکردم
آره؟ آخرین باری که با جری حرف زدی کی بود؟
باشه، اون گفت به فضا احتیاج داره تا با
یه سری جریانات خانوادگی سرو کله بزنه و من به اون تصمیم احترام می ذارم
می دونی چیه؟ نمی ذارم جریان رو به من ربطش بدی
کار داریم
اما جدی می تونی راجع به مدال ها سوال کنی؟
ممنونم
باشه ممنون که چک کردید
جولیا؟
جولیا
هی
هی سلام
رنجر پرز؟ بله
درسته؟ چند وقت گذشته
جولیا جانسن گزارشگر
آره از دیدن دوباره ات خوشحالم
اونم تحت شرایط بهتر
خب اینجا... اینجا چیکار می کنید؟
رئیس ستاد شهردار دعوتم کرد
فکرکنم مفتخرمون کردن هان؟
ایناهاشن
سه قهرمان من، تشریف بیارید داخل منتظرتونیم، سلام
سلام حالتون چطوره؟
از دیدنتون خوشحالم از دیدنتون خوشحالم
آره ممنون که اومدید
تو خوبی؟
آره آره من خوبم
آره آره
فقط ...ازموقعی که مقاله اش اومد بیرون
ندیدمش
مدتیه
آره هی، دست دادنت به طرز عجیبی اولش آروم بود
و بعدش واقعا محکم شد؟
واکر بله؟
زیادی داری بهش فکر می کنی بیخیالش
آره آره
شهردار عذرخواهی کردن
درهرحال نتونستن خودشون رو برسونن
درهرحال من خیلی خوشحالم شما اینجایید
آره مخصوصا بعد از مهمون نوازیتون تو جشن شکرگزاری
بی پرده بگم، معمولا تعطیلات ما اونجوری پیش نمیره
هر خانواده ای دعوای خودش رو داره
واقعا عصر دوست داشتنی بود آره
خیلی از دیدنتون خوشحالم رنجر پرز
کوین
درسته لطفا بشینید
کلاه هاتون رو اگه دوست داشتید می تونید اینجا بذارید
اوه ممنون
...اوه
بسیار خب
ممنون خواهش می کنم
خب جولیا
کار چطوره؟
خوبه ممنون
خوبه آره
و خانواده خانواده ات چطورن؟
راستش اونقدرها باهشون صحبت نمی کنم
...باشه
کوین فکر نمی کردم ممکن بشه ولی تو
برای ناهار مجلس سنا هدرلی ترکوندی
شما 2 نفر همدیگه رو می شناسید؟
آره کوین کمکم کرد چند تا
مصاحبه ی اختصاصی گیر بیارم
آره و ما رفیق های رسانه ای هم هستیم همونطور که بود
که اساسا معنیش اینکه
یه گوشه وایمیسیم و راجع به اینکه کی با کی تو رابطه ست
حرف می زنیم
بگذریم، راجع به اون قضیه برات یه آپدیت دارم تورو خدا
و شماها همدیگه رو
از تهدیدات اخیر امنیتی شهردار می شناسید
بله باهم همکاری داشتیم
هنوزم داریم رو قسمت تدارکاتش کار می کنیم
آره
بگذریم، باید بریم سر کار و بار خودمون
حالا،همونطور که می دونید شهردار
تمایل دارن طی چندین هفته همه ی شما رو مفتخرتون کنن
هیجان انگیزه آره؟
قراره بهمون مدال بدن؟
شهردار می خوان خیلی بیشتر از این ها بهتون بدن
ایشون خیلی تحت تاثیر جنگندگی و
شجاعت شما طی سال گذشته قرار گرفتن
...مخصوصا تو با مقاله ات و شما
خب، شما جون من رو نجات دادین
و تشکر ازتون کافی نیست
اما امیدوارم این شروعش باشه
خب من آوردمتون اینجا چون
می خواستم ازتون چند تا سوال بپرسم
می دونید که سخنرانی شهردار رو تنظیم کنید
بااجازه تون البته
این قسمتش می تونه گاهی وقتها خطرناک بشه
آره؟ اوه آره
این یعنی آره؟ بله البته
...عالیه
بیایید با تابستون شروع کنیم
با چند تا سوال از تجربه تون
در اسارت
داداش من به زور کل روزرو
تونستم 20 دلار انعام بگیرم
نه رفیق اون برای مشتری های که پول دادن
یه جعبه از اون نمکی ها اون پشت
کنار سم موش ها هست اگه گشنته
باشه از دستم عصبانی هستی
زیره سبز رو بهم میدی؟
ببین رفیق متوجهم بسیار خب من استلا رو آزار دادم
کاملا حق داری ازم کینه به دل بگیری
مادربزرگ و پدربزرگت چی؟
بعد کاری که کردی هنوزم باهات حرف نمی زنن؟
خب ماولین من رو بخشیده
اما دست خودم نیست نمی تونم بابت سکته ی قلبی خودم رو سرزنش نکنم
...و بابابزرگ
تا مدتها قرار نیست من رو ببخشه
می دونی یه جورایی بامزه ست
راستش من هم دارم یه چیز مشابهی رو
با مادربزرگم می گذرونم غیر اینکه من اون سمت قضیه ام
برام نامه فرستاده
هنوز به استلا نگفتم اما ازم می خواد برم دیدنش
به زور هم نتونستم به نامه نگاهی بندازم
چه برسه تنهایی به چشم هاش نگاه کنم
والدینم رفتن تالیا
و برگشتن به اونجا حس بازگشت به عقب رو داره
و چطور همه چی با مامان بزرگم خراب شد
چقدر همه چی یهویی اتفاق افتاد
چقدر حرف زدن راجع بهش با مامانم عجیبه
...همه چی
تقریبا حس می کنم انگار مُرده
متوجهم داداش
تو حق داری و همچنین
حس می کنم مادربزرگت انتظار نداره
یه شبه ببخشیش
پس فقط براش جواب بنویس
و یه ملاقات باهاش جور کن
آره فکر کنم بتونم این کار رو بکنم
می دونی کولتن، تو لیاقت
خانواده ای که اشتیاقش رو داری رو داری
و صادقانه بگم
...تو نزدیک ترین آدم به برادر برای منی که
دارم
واقعا میگم تو هم همینطوری برام
که برای همین باید بگم تو هیچوقت
اینجوری که تجارت بی رونق داره پیش میره نمی تونی قرضت رو بدی
مخصوصا با اون چیزهای قفسه ی عالی که دزدیدی
پس پیش بندت رو در بیار
و برو به چیزی که واقعا
برای مادربزرگ و پدر بزرگت اهمیت داره فکر کن
غیر از پول
متاسفم مجبورم بپرسم
واقعا هستم اما
شهردار لازمه برای هر نوع و همه نوع سوالی
که ممکنه در طول مراسم براش پیش بیاد آماده باشه و
متاسفانه بیشتر ناخوشایندیش الانه
آرومترش از راه می رسه
...البته حتما
چی دوست دارید بدونید؟
چیزی که دوست ندارید رو جواب ندید ولی
اگه راحت بودید
ما دوست داریم یکم بیشتر راجع به
گروه آنارشیتی که پشت این گروگان گیری ها بود بدونیم
سرنخ بیشتری دارید؟
خب ماهم به اندازه ی شما خبر داریم
فهمیدم
ممنون حتما
بیایید بریم به بعد از جریان گروگان گیری
شاید یکم راجع به مقاله ات حرف بزنیم
سوال به خصوصی هست؟
اوه، وقتی که منتشرش کردی میزان پذیرشش چطور بود؟
کسی باهات تماس گرفت؟
مقاله ی جولیا واقعا
بازخورد خوبی داشت اون نویسنده ی عالیه
از موقعی که همدیگه رو ملاقات کردیم دارم چیزهاش رو می خونم
مشکلی نیست، خودم می تونم
باشه آره
مقاله خوب بود
ویراستارم خوشش اومد
و چیزی بود که بود
...شاید باید بریم سراغ
شاید باید سوال ها رو برای الان تموم کنیم بره
...خب
چیزها معمولا اینطوری پیش نمیرن
اگه هرکدوم از شما یهویی بخواد
با انگیزه بهم چاقو بزنه فکر کنم گوشت کبابی
هر لحظه ممکنه برسه
من همین الان برمی گردم
یه هوایی عوض کنم
عذرمی خوام
متاسفم یه ثانیه لطفا
همین الان برمی گردم
سفارش ترجمه فیلم و سریال های مورد علاقه تون از طریق Telegram:@Quantico_style
می تونم کمکتون کنم؟
متاسفم
دست خودم نبود توجه نکنم که یه کلیپ رو انگار
هفت بار دیدی
یارو با چاقوه ولی وقتی دختره افتاد کمکش کرد
درسته؟ تو هم دیدیش؟
آره عجیبه
عجیبه ممنون
هی
یه مجرم بود که دیروز دستگیر شد
دیوید براسی
می خوام ازش چند تا سوال بپرسم
یارو هکره؟ آره
یه ساعت پیش رفت
به اتهام تروریست داخلی بودن
آورده بودنش
امکان نداره اینقدر سریع بشه براش وثیقه گذاشت
خودمم فکر کردم عجیبه ولی کاغذش امروز صبح رسید
متاسفم تری، اون رفته
هی
هی می دونم اومدی بیرون یه نفسی تازه کنی
و به محض اینکه بگی برو، میرم
اما باید ازت بپرسم من کار اشتباهی انجام دادم؟
نه نه مشکلی نیست
مطمئنی؟ چون آخرین چیزی که
می خوام رنجوندن توئه
...نه من
من فقط تعجب کردم دیدمت و
و شنیدم که خوندیش
چی رو خوندم؟
مقاله ام رو
شاید اشتباه بود
ببین واکر و جولیا ...از اون جریان همدیگه رو ندیدن
نه نه نه اون نه
منظورم خودمونه
فکر کردیم خیلی آسون می تونیم کار و زندگی رو جدا کنیم
...کوین می دونم می تونیم خیلی سخت بگیرم
... می دونم ولی
می دونم ولی دست خودم نیست موندم شاید این قوانین رو به وجود آوردی چون
از من خجالت می کشی
چی؟
نه نه نه
من به کلی مرد علاقه داشتم
خیلی بیشتر از اونی که از تو خجالت بکشم
وای خدا جون بدجوراشتباه گفتم
نه بابا؟
آره بابا آره بد گفتم
و شاید حق باتوئه
همه ی این قانون ها چیزها رو بیشتر پیچیده می کنن
بعد از اینکه منتشر شد
می خواستم زنگ بزنم و حال و احوال کنم
چرا نزدی؟
چون
ما دقیقا تو بار همدیگه رو ندیدیم
درسته
نمی دونستم از من بشنوی
چه حسی بهت دست میده می دونی
اگه من عامل بازگشتت به عقب بشم
توی ذهنم فکر می کردم
بعد از خوندش ممکنه پیگیر بشی
و وقتی نشدی
فکر کردم حتما دلیلی داشته
و متوجهش شدم
ما برای همدیگه نماد دردیم
نمی خواستم بیشتر از این آزارت بدم
...نه من
متاسفم خیلی متاسفم
نه لازم نیست باشی
تو که ذهن خواهن نیستی
اما تو پرسیدی و جوابش اینه
من ازت خوشم میاد کوین کَسی واقعا لازم نیست
این کار رو بکنی نه واقعا لازمه
پس شاید اس ام اس دادن سرکار نابودمون نکنه
به علاوه شدیدا دلم برای
شوخی های سرکارت تنگ شده
باید فکرش رو می کردم
...منظورم اینکه مقابله با
اینجور جریانی اونم تنها خودت
...همچین آسیب روحی
دو بار خواستم به خودم شلیک کنم
تو نیویورک گروه های خشنی رو بازجویی کردم
قتل های مدرسه ی ترکیه ای تو سن فرانسیسکو رو پوشش دادم
با این احساس غریبه نیستم
فقط ...راحت تر نمیشه
نه به نظرم نمیشه
و این بدجوریه
خیلی بدجوریه
خیلی بدجوریه
من نمی دونم ناهار مفصل سنا چیه یا چرا لازمه سه تا حرف آخر کلمه ها
از بقیه اش پرجلوه تر به نظر بیاد
ولی می دونم
که خوردن غذای لاکچری و وایسادن باهات یه گوشه
به نظر وقت گذرونی بدی نباشه
برای من یه جورایی انگار
موندم چیزها دوباره بهم همون حس رو میدن
منظورم اینکه تو خودت رو مقید می کنی از عبور کنی
... اما وقتی که تموم بشه
کی مونده برات؟
گاهی وقت ها زمانی که حس می کنم بی حس شدم
سعی می کنم رو یه چیز تمرکز کنم
مثل جزییات یه داستان که می دونم حقیقت داره
و بعدش بقیه ی تکه ها رو کنارش جا میدم
نه چند تا نصیحتِ ناکجا آبادی
بردار بردار واکر
باید جواب بدم جواب بده
باشه لطفا
تری هی، چه خبره؟
من یه جورایی وسط یه کاری ام
هی هی واکر گوش کن
اون مجرمی که دستگیرش کرده بودین یه ساعت پیش آزاد شده
شواهدی مبنی بر اینکه قصد از کار انداختن سرورها رو داشته نیست
و این رو داشته باش گروگان هیچ اتهامی بهش نزده
اون یه چاقو گرفته بود زیر گلوش
و اون می ذاره همینجوری سرُ و مرُ و گنده راهش رو بِکشه و بره؟
یه چیز مشکوک تو تصویرهای دوربین امنیتی پیدا کردم
اگه مجرم نمی خواسته سرورها رو از کار بندازه
چرا از اول رفته اون قسمت؟
شاید ربط به این داشته باشه اون سرورها
چی رو میزبانی می کنن
کَسی اشاره کرد این یارو
یه فعال آماتوره
می دونی چیه؟ می تونم لیست مشتری ها که
بعد نفوذ برامون فرستادم رو چک کنم
آره انجامش بده با بانک ها و شرکت های
بزرگ منطقه شروع کن
باشه
بسیار خب یه ثانیه بهم وقت بده
بانکی نیست
یه آتش نشانی تو آفریقای جنوبی هست
یه آکادمی پلیس
پلیس 512 فدرال
پلیس 512 فدرال؟
موسسه که به اشخاص کم درآمد وام هاى کوچیک ميده؟
یه معدن طلا ازدستگاه های خودپرداز اونجاست
اگه این یارو تونسته سیستمشون رو هک کنه
می تونه چنان هرج و مرجی به پا کنه
که حتی نمی خوام بهش فکر کنم
آره دقیقا
بسیار خب دارم میام
ببین چی میگم
بیا فقط آروم پیش بریم
ببینیم چی پیش میاد باشه؟
به علاوه نمی تونم بذارم
اطراف من خیلی راحت باشی
این پریشون کاری که می کنی خیلی زیادی دوست داشتنیه
نه قراره راست و ریستش کنم
امیدوارم نکنی
ببخشید ببخشید
واکرِ فهمیدم
هی همه چی مرتبه؟
کَس هی موقعیت اضطراری تو موسسه وام 512
باید الان بریم اونجا
پشت سرت الان میام باشه
من....متاسفم
اما بابت ناهار مفصل... ممنونم
خواهش می کنم
پروردگارا، داره پول می باره
اوه واکر درست پشت سر منه
زنگ میزنم نیروی پشتیبانی بیاد بسیار خب سعی کن
با یکی داخل موسسه هم ارتباط بگیری
ممکنه بتونن خاموشش کنن
هی برید عقب، برید ما موقعیت اضطراری 10-33 تو
موسسه فدرال 512 داریم برگرید عقب
همگی همین الان برید عقب بسه
حرکت کنید حرکت کنید
همه ی نیروهای اطراف رو لازم داریم چی گفتم؟
!همه ی نیروهای اطراف رو لازم داریم
حالتون خوبه آقا؟
بسه بسه، هی هی همگی برید عقب
برگردید عقب از دستگاه خودپرداز بکشید عقب
!چی گفتم؟ برید عقب
!گفتم برید عقب
بس کنید، بس کنید
!کَسی
!واکر، اونجا
رفتم سراغش
نه نه نکن
حرکت نکنید حرکت نکنید
ثابت همون جایی که هستید بمونید
!حالا دستهاتون رو از جیبتون دربیارید
هنوز 10 تا دستگاه خود پرداز دیگه مونده برامون
یه اس ام اس بدم به تیممون و همگی به فنا میرن
باشه این کار رو نکن
بیاید این کار رو نکنیم باشه؟
چطوره حرف بزنیم؟
بیایید حرف بزنیم
من شروع می کنم
...این فقط یه نظره اما
فکر نمی کنم شما واقعا می خواستید این کار رو بکنید مگه نه؟
...ببین یه چیزی که من می دونم اینکه هیچ ساکی با خودتون نیاوردین
هیچ پولی برنداشتین
پس این یه جوری برنامه ریزی برای سریع پولدار شدن نبوده
مگه نه؟
...پس این راجع به شما نیست
یا راه اندازی یه نوع بد افزار مخرب
راجع به اون آدم های موسسه است
دارم به جریان نزدیک میشم؟
...قرار نبود کسی الیسا
باشه بیا بگیم راجع به اونا بوده
بیا بگیم سعی کردی کمکشون کنی آره؟
یکم ثروت رو پخش کردی؟
ببین یه چیزی هست
اون دستگاه های خود پرداز دوربین دارن
و دزدی یه جرمه مهم نیست کجای جریان قرار بگیری
و حالا اون آدم ها دارن پرخاشگر میشن بهم صدمه می زنن
دارن علیه همدیگه در میان
همه اش به خاطر کاری که تو کردی
حالا، فکر نکنم وجدانت این رو قبول کنه
...پس
...هم می تونیم این جا وایسیم
و بذاریم افراد بیشتری صدمه ببینن
یا می تونیم ازکار بندازیمش
بستگی به تو داره
بسیار خب! از همگی می خوام
!از دستگاه خود پرداز فاصله بگیرن همین الان
!برگردید !برگردید
همگی برید برید
چی گفتم؟ بس کنید
!برید عقب
!این پول برای شما نیست !بذاریش زمین
باشه اینجا چه بوی خوبی میاد
جریان این همه غذا چیه؟
فکر کردم ممکنه از استراحت شبانه لذت ببری
بعد از اینکه کل روز رو تنها مرد آشپزخونه بودی
خب ممنونم
رفتارم اون موقع باهات تعریفی نداشت
می دونستی یه چیزی هست و... حق داشتی
مادربزرگم برام نامه نوشته
دوشنبه دستم رسید
برای همین تو مغزم رفته بود
و فقط نمی دونم چطوری باهاش حرف بزنم
تعجبی نداره ناراحت بودی
خب، چی گفته؟
که می خواد ببینتم
فکر کردم پاره اش کنم
اما از دهنم در رفت به آگی گفتم
و به طرز عجیبی بهم نصحیت خوبی کرد
و فکر کنم بخوام برم
باشه
ولی نه به این زودی ها
ولی اینجا تنها بودن کمکم کرد بفهمم
چقدر به خانواده ام وابسته ام واقعا هستم
هنوزم به مامان بزرگم اهمیت میدم
...ولی می دونم اون برای تو و خانواده ات مسبب
اون چیزها رو براتون جهنم کرد و من احساس گناه می کنم
...و نمی خوام کولتن آخه چرا؟
تقصیر تو نیست و تقصیر ما نیست که
درسته من الان به فاصله
از خانواده ام نیاز دارم
اما معنیش این نیست تو هم باید همین کار رو بکنی
خونه داری می تونه صبر کنه
...می خوام اینجا باشم استلا و فقط
و قبل از اینکه بیام آستین به یه تکیه گاه نیاز دارم
متوجهم، من هستم تصمیمت هرچی که می خواد باشه
و احساساتت کاملا به جاست
چی؟ نه، آگی هم دقیقا
همین رو گفت
می بینی، من رو دیگه برای چی میخوای؟
...خب
تو بوی خیلی بهتری میدی
می خوای غذا بخوری؟ آره
یکم سالاد می خوای؟
اوه داری جمعش می کنی؟
آره همه رو 3 بار شکست دادم
و کسی نمی خواد دوباره کِنِف بشه
منظورم اینکه نمی تونیم داشته باشیمش می تونیم؟
یکی باید این ملکه ی جدید رو امتحان کنه
آگوست
چه خوشگله
چقدر برات زمان برد؟
همش چند ساعت
به هرحال چسب زخم بیشتری لازم داریم
بابا بزرگ کو؟
می خوام بازیتون رو با ست کامل ببینم
اوه رفته بیرون کار کنه
من...تحت تاثیر قرار گرفتم
واقعا می گم
خب شاید بتونی بهم یاد بدی
همیشه می خواستم یاد بگیرم چطوری بازی کنم
و کی می دونه؟ شاید یه روز بتونم ماولین اعظم رو شکست بدم
...می دونی آگی
به خاطر این ممنونم
اما می دونی من که بخشیدمت
و لازم نیست چیزی رو برام جبران کنی
می دونم می دونم آره ملکه فقط یه حرکت بودم زدم
وقت گذروندن با تو نورعلا نوره
بگذریم، کدوم یکی از این قیافه های عجیب رخ
یا اسبه؟
خب چند تا از اسامی رو درست گفتی
این رخِ اووه
شبیه قلعه س
این اسبِ باشه
هی
هی چه خبرها؟
عمرا باورت نمیشه
ما رسما مالک مرکز توان بخشی
و نجات بخشی از طریق اسب هاییم
می خواستم موقعی که می دونی چیز بیشتری برای جشن گرفتن
داشتیم بهت بگم ولی نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
فکر می کردم این جریان اسبها رو داریم کوچیک نگه می داریم
فقط بهشون علوفه می دیم با شرایط وفقشون می دیم
خبر نداشتم داریم مرکز
تراپی سلامت روان راه می اندازیم؟ کی این ها رو راست و ریست کردی؟
امروز، یه رفیق دارم سریع کارها رو برام انجام داد
و انجامش دادی بدون اینکه باهام مشورت کنی؟
خب...نه
تو برای نجات بخشی از طریق اسب ها بهم مسئولیتش رو سپردی
خب من فکر کردم به قضاوتم برای این کار اعتماد داری
پسرم من ازت خواستم جریان تحویل علوفه ها رو پیگیری کنی
نه یه تجارت جدید تو مزرعه به وجود بیاری
خب چیزها دقیقا طبق برنامه پیش نرفت تو مغازه ی تهیه علوفه
...جریان پیچیده شد و
من معامله رو از دست دادم
وای ویلیام چرا الان داری به من میگی؟
بابا...مشکلی نیست
چون ما قراره به مردم کمک کنیم
و حالا این خیریه محسوب میشه
و قراره از مالیات کلی پول ذخیره کنیم
لازم نیست سر جریان معامله ی علوفه نگرانی داشته باشی
اما هزینه های بیشمار دیگه ای
تو شروع کردن خیریه وجود داره
و حالا که سرویس درآمد داخلی هم وارد شده
واقعا می خوای دور و بر مزرعه همچین استرسی رو
شروع کنی؛ باتوجه به اتفاقی که تازه برای مادرت افتاده؟
استلا و من جمع و جورش می کنیم
اشاره نکنم دیگه، دیویدسون ها از این سرمایه گذاری مشترک خبر دارن؟
منظورم اینکه هر چی باشه اسب ها توی ملک اون هاست
کولتن خبر داره
پسرم اون 18 سالشه
دن چی؟
دنیس؟
می دونی، حداقلش
فکر می کردم برام خوشحال میشی
این چیزی که براش ذوق دارم
چیزی که واقعا توش خوبم
من برات خوشحالم
اما داری این تصمیم ها رو می گیری
که رو آبروی من اثر میذاره
زمینم
فقط جایگاهت رو بدون
سلام
سلام جولیا ام
جولیا
هی، تو...زنگ زدی
زنگ زدم
که بعد همه چی احوالت رو بدونم
آره باید تشکر کنم
باورت بشه یا نه نصیحتت امروز روی یه پرونده کمکم کرد
جدی اینطوره؟
خیلی خوشحالم تونستم کمک کنم
متاسفم یه... بسته دم ایوان خونه امِ
که عجیبه
چون معمولا می برن دم خونه ی مامان بابام
اما به نظرم خوبه چون راستش داشتم این اواخر سعی می کردم
مزاحمشون نشم
مزاحم والدین خودت نباشی؟
داستانش مفصله بابام
یه جورایی ازم خواستم برم
...یه جای دیگه و
اوه
واااو خودت رو ببین
حالا می دونم چرا می ری سراغ مردم
تا زندگی خصوصیشون رو برای رسانه ها فاش کنن
تشنه نمونی قهرمان جنگ
بخور بخور
الو؟
واکر؟
همه چی مرتبه؟ آره
جولیا هی
میتونی فردا من رو ببینی؟
اولین کاری که می کنی تو خونه ی من؟
یه چیزی هست می خوام بهت توضیح بدم
آره
به نظر خوب میاد میام اونجا
آره عالیه
سلام!؟
.:.Nashmil.:. ترجمـه و تنظیــم: نــشــمیــل
به روز ترین پیج اینستاگرامی سریال واکر و جرد پَدلَکی .:.@jarpadsw.:.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.