Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا» [ wWw.F2M.Top ]
>>>>>> تــرجـمـه از امــیــر جـیـریـایـی و مـریـم شـراهـی
«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
♪ من یه سگی میداشتم ♪
♪ اونو تنها دوستم میدونستم ♪
♪ ولی پیر شد و مُرد ♪
♪ حالا بازم تنها شدم ♪
سلام عزیزم
یه چیزی برات دارم که خوشحالت میکنه
"حیوونخ ابدی" ♪ ♪ یه رویایی که شده واقعی
چون حالا یه دوستی داری که ♪ ♪ عمر میکنه بیشتر از تو
حیوونخ ابدی، صاف مثل یه حیوون خونگیه واقعیه
فقط وقتی باهاش حرف میزنی اونم باهات حرف میزنه
حرف ندارم
بیشتر از ششتا از این حیوونای خونگی واسه انتخاب هست
که هر کدوم شخصیتهای خاص خودشون رو دارن
و واکنشهاشونم به کُل فیالبداههست
بپا. اونجا باسنمهها
به هشتتا زبون مختلف حرف میزنن
میتونن عکس بگیرن
یالا عزیزم زل بزن به لنز
و با یه برنامه قابل سفارشیسازی
حتی میتونین به دوستتون غذا هم بدین
ولی خیلی هم ندیدا
بیاین راهروی هفت رو تمیز کنین
برنامهش هم روزانه محتویات جدیدی دریافت میکنه
تا تقریبا بتونین هر کاری رو با هم انجام بدین
میتونین ویدیوهای یوتیوب رو ببینین چیزای جالب یاد بگیرین
بازی ویدیوی کنین و زلم زیمبول برای حیوونتون بخرین
با این همه امکانات کار بعدیه شما و حیوونتون چیه؟
توت ژلهای، قشنگ سرحالم میاره
کِیدی، اونجا رو
دیگه داریم میرسیم بالای کوهستان
هتل رو میبینیش؟
وای، چقده جالب
میدونین چی دیگه جالبه؟
ای وای خاک عالم
فکر کردم قرار بود که
بازیش رو باهاش بکنیم نیم ساعت در روز
خب چرا گیرش رو به من دادی؟
من که اون عروسکه رو بهش ندادم - ...فقط میگم، به نظرم -
کِیدی، میشه خواهشا اونو خاموشش کنی؟
باید برم توالت هنوز نرسیدیم؟
کلا میگم وقتی قانون وضع میکنیم باید سرش هم بمونیم
ببین، اگه سرس گرم عروسکش نبود
اونوقت از دیوار راست بالا میرفت
آهان، پس ترجیحت اینه به یه اسباببازی
غذای مجازی بده تا وقتی برینه به خودش؟
کِیدی، خاموشش کن دیگه - خو خاموشش کردم -
آخه جما به چی میکرد؟ - فکر میکرده که -
"تولد خواهرزادمه. پس براش یه کادو میخرم"
اون واسه شرکتی که اینا رو میسازه کار میکنه
والا حتی اگه پوله پستش رو هم داده باشه
کلا میگم فایده یه اسباب بازی چیه
اگه مجبوری روی یه آیپد باهاش بازی کنی؟
دیگه آینده همینه دیگه، باشه؟
...باید بهش عادت کنی که
یا خدا - و بزن بریم -
هیچی نیست هیچی نشدیم
باید به لاستیکهای ماشین زنجیر چرخ میبستیم
آره، فقط جفتمون تا همین ده دقیقه پیش نمیدونستیم زنجیر چرخ
پرندهست یا خزنده، خب؟ پس یجور نگو انگار تقصیر منه
خدایا! رایان! آدم باش
چیه؟ میخوای چیکار کنم؟
مامان، لیروی پرت شد
چرا به اون یارو تو عوارضی گفتی که
این یه ماشینِ دو دیفرانسیلی هستش؟
کمکم کن کِیدی - چون فکر میکردم هست -
آخه شبیه یه ماشین دو دیفرانسیلی بودش
کِیدی، چیکار میکنی؟
کِیدی؟ کِیدی؟ - کِیدی، کمربندت رو ببند -
خدایا
اصلا هیچی نمیبینم - پس همینجور گاز نده -
...ای بابا
نمیشه که همینجور وسط جاده بشینیم
ببین، وایمیسیم تا هوا صاف شه
بعد یجا پیدا میکنیم که توش پارک کنیم
و وایمیسم تا یکی از ماشینای برفروب بیاد جاده رو باز کنه
آره، اونوقت این چقدر طول میکشه؟
|| مِگان ||
فانکی، شرکت اسباب بازیسازیه آیندهست
یادتون باشه اصل خوشگذرونی با فانکیه
"فانكی"
چرا داریم این کارو میکنیم؟ - چون مجبوریم -
اگه حداقل بهش نشون بدیم چی داریم ...بعدش اون
نه، حالا خوبه حرف خودت بود
نه تا وقتی آماده نشده
سلام
این همونیه که فکر میکنم؟
شفافیت دیداریش که خوبه
والا با پولی که پیاده شدیم بهتره که باشه
خیلیخب، بزن بریم
خوشحال شو
خوبه
ناراحت شو
گیج شو - یه لحظه، وایسا -
چرا صورتش همچین کاری میکنه؟
چی داره میشه؟
نمیدونم جما کدنویسیه خودته
آره، ممنون. میدونم کدنویسی خودمه کول
ولی حالت چهرهش گیج نیست
شبیه پخمهها شده - میخوای من چیکار کنم؟ -
میخوای پوستش رو بردارم؟
والا به واکنشها جواب نمیده ...پس
خب، بزن بریم
لعنتی. گیر کرده - ...فقط مراقب... مراقب باش -
هی، پارهش نکنی - میدونم -
...پارهش نمیکنم که
نه، نه، نه، نه
گندش بزنم
خیلیخب، چیکار کنیم؟
انگاری باید درو باز کنیم
جم
به نام نشان حاکم بزرگ، این دیگه چیه؟
...دیوید، اگه یه دقیقه فرصت بدی که توضیح بدم
واسه همین آزمایشگاهت رو آوردی این پایین، جما؟
تا کارهای مخفیت رو ازم قایم کنی؟
...نه، نه. قبلا که راجبش حرف زدیم. من
آره، حرف زده بودیم که تا وقتی یه مدل جدید "حیوونخ" نسازی
این کارو بندازی واسه بعد
چقدر خرج این کردی؟
اصلا از جریان این "فورزیز" که با تبلیغاتش عینهو جارو برقی
همه رو کشیده سمت خودش، با خبری؟
ببخشید، چی؟
♪ فورزیز ♪
♪ خوشگل و راحته و چقده هم هست خَز خَزو ♪
میدونی که قانون فورزیز چیه ♪ ♪ اونا رقیب ندارن
♪ اگه فورزیت گشنشه، بده بهش غذا ♪
♪ وقتی میخواد روحیهش رو نشون بده، رنگ باسنش رو میکنه عوض ♪
♪ فورزیز، فورزیز ♪
♪ ...حتما عاشقش میشی - ♪ ببخشید -
الان مثلا قراره نگران بشیم؟ این که یه اسکی از مایه
آره جما یه اسکی از مایه
عینهو کار ما رو انجام میدن
میدونی دیگه چی انجام میدن؟
با نصف قیمت ما میفروشنش
بهت که گفتم باید یه چیز سادهتر بسازیم
بهش نگفتم؟
شش ماه قبل التماست کردم، به دست و پات افتادم
که جون عزیزت یه مدلی برام بسازی که
بتونم با 50 چوق فروش کنم تو بازار
و داریم روشم کار میکنیم بخدا
آره - ولی دیوید -
برای جلو زدن از رقبا فقط باید اسباببازیهایی بسازیم که
اینقدر پیشرفته باشن که نشه ازش کپی ساخت
"میدونم که انگار فناوری "حیوونخ
از اونی که لازمه پیچیدهتره ولی دلیلش فقط اینه که
من از این فناوری واسه سکوی پرتاب یه چیز بزرگتر استفاده میکردم
تو هر عروسک ما یه فناوری شُنودی گذاشتیم که
هدفش گوش دادن به الگوهای مکالمه بین بچههاست
خودمو میزنم به اون راه که نشنیدمش
ببین، میدونم الان خیلی آش دهن سوزی نیست ولی قول میدم که
اگه فقط بزاری بهت نشون بدیم که مگان
چه کارا بلده میفهمی که هدف زحمتهامون
این بوده
"مگان؟"
"سومین نسل از مدل بنیادی ربات انساننما"
"که به اختصار میشه "مگان
تِس، شبیهساز معرفیش رو بارگذاری کن - الان؟ -
آره
مگان، به دیوید سلام کن
یعنی بگم رئیس دیوید؟
به گمونم باید صدات کنم بابا
بزارین یکم از
شجرهنامهم براتون بگم
من تو یه آلونک ساندویچی بدنیا اومدم
و جونم واسه کَلَم در میره
مشخصه که همچین چیزی نباید بشه
فقط یه لحظه بهم فرصت بدین
شرمنده بابت صداش
جم؟ - یه لحظه کول -
احتمالا فقط یه خطای "وضعیت رقابتی"ـه
رسما یه دقیقهای درستش میکنم
جم، خطای "وضعیت رقابتی" نیستش
شاید یادم رفته اینو تو "دیوارهی پِلی پروپیلنش" بزارم
دیوید - وای نه -
خدایا - تس، خاموشش کن -
نمیتونم
میخوام نمونهی اولیه "حیوونخ"، تا جمعه رو میزم باشه
و میخوام که این آدم آهنی خیمه شب بازی رو برشداری
و بچپونیش تو یه کمد تاریکی که جاشه
و یه کارت کلید هم واسه این در میخوام
والا اگه به نظر من باشه خیلی عروسک خفنی بودش
"بخش اورژانس بیمارستان ایالت اورگان"
کِیدی، خوب میشی، باشه؟
ما ازت مراقبت میکنیم
فقط باید فشار خونت رو چک کنم
همه چی درست میشه
بخش رادیولوژی، خط 4 رو جواب بدین
یه پتوی دیگه میخوای؟
میتونم یه گرمش رو واست بیارم
این برگه، مجوز سرپرستی موقت رو بهتون میده
فقط امضاش کنین و تاریخ امروز رو هم اون پایین بنویسین
ممنون
و اینکه، نمیدونم خواهرتون
وکیل خونوادگی داشتن یا نه ولی اگه نداشتن
بهتره استخدام یکیشون رو تو اولویت قرار بدین
هفدهم: شروع تعطیلات اسکی بازی" "بیست و پنجم: تعطیلات اسکی بازی تموم میشه
هی! هی! سیلیا
میشه خواهشا سگت رو اونطرف حصار نگه داری؟
اتفاقا تازه یه قلاده برقیه 80 دلاری واسش خریدم
شاید بهتره یه نمه ولتاژ برقش رو بدی بالا
این خانم کوچولو دیگه کیه؟
خواهزادم کِیدیه
واسه آخر هفته کنارته؟ - یه چیو میدونی؟ -
خیلی رانندگی طولانی بودش
و واقعا هم دستبوست میشم که اگه میشه نزاری سگت
همیشهی خدا
تو حیاط من اینور اونور بپره
و اینکه خواهشا مواد شیمیاییـت رو
جلوی در ورودیم نپاش - لعنتی -
ببخشید
میخوای وقتی کارم تموم شد، قرضش بگیری؟
نه، نمیخوام قرضش بگیرم
نمیخوام کل بعد از ظهر رو
خرج پاک کردن رسوباتت از جلوی در خونهم کنم
عوضش یه سایهبونی چیزی به خونهت آوایزون کن - حله -
به خانه خوش آمدی جِما
شما شش پیام صوتی شنیده نشده
و پنج اعلان خوانده نشده در شبکه تیندر دارین - السی، خاموش شو -
شرمنده بابتش
خب، میرم این چمدونا رو از اینجا ببرم
و تو هم اصلا غریبی نکن، باشه؟
اونا اسباب بازی نیستن کِیدی
البته، آره، از نظر فنی اسباب بازیان
ولی نمونههای کلکسیونی هستن
و پس راستش نمیشه باهاشون بازی کرد
که همین حرف هم لابد خیلی عجیب میزنه
...دارم فکر میکنم که چیزی دارم بتونی باهاش
اون حیوون ابدیت که واسه تولدت خریدمش
چی شدش؟
مهم نیست. فقط داشتم نگاه میکردم
میدونم الان خیلی به نظر نمیاد
ولی یجورایی یه اتاق دنج ازش درمیاریم. قول میدم
اینجا بهتره
...ببین
میدونم الان تحمل این قضیه واست خیلی طاقتفرسایه...
فقط میخوام بدونی هر چی دارم میزارم وسط تا
اینجا واست حس خونه داشته باشه
و
اگه چیزی خواستی، من همین پایین راهرویم
باشه؟ خیلی نزدیکتم
نمیخوای واسم قصه بخونی؟
چی چی؟
مامانم همیشه قبل خوابم برام یه قصه میخوند
...چیزه
فکر نکنم اینجاها
الان هیچ کتاب قصهای داشته باشم کِیدی
ولی ناراحتی نداره
میتونم یکی از قصهها رو با گوشیم دانلود کنم
خیلی راحت
...چیزه
فقط باید گوشیم رو آپدیت کنم
باورم نمیشه همچین اتفاقی داره میفته
آخه منو چه به بچهداری
حتی عرضه مراقبت از گیاهای خودمم ندارم
از بابا و مامان رایان خبری شنیدی؟
آره، زنگ زدن و گفتن کمک میکنن
ولی آخه اونا خونهشون تو فلوریداست
عجیب هم میزنن
فازشون معلوم نیست چیه
...نمیخوام که یعنی فقط میخوام که
بدون اخراج شدن، یجوری بچهداری بلد بشم
اگه بازم از دیوید مرخصی بخوام، سکته میکنه میمیره
آره میدونم، ولی بابا جما تو تازه خواهرت رو از دست دادیها
و ما صد هزار دلار از بودجه شرکت رو
گذاشتیم رو محصولی که اصلا ازمون نخواسته بود
اگه نمونهی اولیه این حیوونخ رو زودی بهش نرسونیم
ازمون شکایت میکنه
باشه، فقط فکر نکنم
الان باید نگران کارت باشی جما
الان به نظرم فقط باید حواست رو بزاری رو کِیدی
گوشی
سلام - سلام -
من لیدیام
همون روانشناس؟
ببخشید، آره
بفرمایین تو خواهشا
و تو هم باید کِیدی باشی
سلام، نگاش کن هنوز لباس خوابت تنته که
آره، داشتیم تلویزیون میدیدیم
میبینم
خب، قلقش چجوریاست؟
فقط باید واسه نیم ساعت، 40 دقیقه یا بیشتر
شما دو تا رو با هم ببینم
باشه
و دقیقا باید چیکار کنیم؟
فقط وقت بگذرونید
مثلا اسباببازی، بازی کنین یا یه جور بازیای کنین
هی کِیدی، میخوای جلدی بری و چند تا اسباببازی بیاری تا باهاشون بازی کنی؟
اینجا هیچ اسباب بازی ندارم
یه چند تا از کارتن اسباببازیهاش رو همین صبح باز کردم
به گمونم کهنه شدن رفته
فکر نکنم دیگه بخواد باهاشون بازی کنه
اونایی که اونجان چی؟ - اونا اسباببازی نیستن -
کلکسیون خاله جما ان
نباید باهاشون بازی کرد
عیبی نداره که
میتونیم باهاشون بازی کنیم
صد در صد میتونیم باهاشون بازی کنیم
میخوای باهاشون بازی کنی؟
میخوای با این بازی... آره
باهاش بازی کن. دشواری نداریم
...یه دسته اون زیرشه که باید بِکِشیش
شاید جما بخاطر ماهیت این تمرین هم که شده
بهتره ریش و قیچی رو بدیم دست کِیدی
آره، فقط میخوام بهش توضیح بدم چجوری کار میکنه
یه اسباب بازیه دیگه
قطعا اونقدرا هعم پیچیده نیستش
آفرین کِیدی
میخوای قِلِش بدی سمت خاله جما؟
آخه این واسه همچین کاری ساخته نشده که
کاراییش یه چی دیگهست
ولی کاملا درست میگی
بیا مثل یه توپ تنیس، قِلِش بدیم رو زمین
بیا بجاش این کارو کنیم
باید واسه شروع یه چندتا جلسهی دیگه هم با کِیدی بریم
ولی میشه این کارو تو دفتر شما یا مدرسهش انجام داد
آره، هنوز وقت نکردم به کارهای مدرسهش برسم
نیکول تو خونه بهش درس میداد ولی آره، تو لیست کارهامه
ببخشید، میشه بپرسم شما و خواهرتون چقدر بهم نزدیک بودین؟
والا نمیدونم
ولی خواستهتون این بوده دیگه؟ که قَیمِش بشین؟
آره، معلومه
باشه، چون والدین پدریش گفتن که
اگه حس میکنید از توانتون خارجه مایلن سرپرستش بشن
وایسا، باهات تماس گرفتن؟ - شلوغش نکن جما -
فقط میخوان حامیش باشن
اگه نیکول میخواست کِیدی رو ببره جکسوونویل
خودش بهم میگفت
ولی بازم این منم که باید توصیه نامهم رو
واسه اینکه اینجا واسش امنه یا نه به دادگاه تحویل بدم
پس باید واسه این امر
یه دستی به سر و روی یکی دو تا چیز بکشین
باشه
گوش کن کیدی
من یه پروژهای دارم که یجورای پشت گوش انداختمش
و با این همه مرخصی که هفته قبل گرفتم
خیلی نمیدونم میتونم تمومش کنم یا نه
بگذریم، در کل بیشتر از چند ساعت طول نمیکشه
ولی اگه بتونی واسه یه ریزه وقت
تحمل کنی خیلی کمکم میکنه
اگه میخوای میتونی از آیپدم استفاده کنی
میتونی با یکی از دوستات تماس تصویری بگیری، یا یه بازی هر چی کنی
مدت روشن بودنش چی؟
تا کِی باید تَکِش بشینم؟
برام مهم نیست تا هر وقت که بخوای
یعنی در کل خیلی هم کارم طول نمیکشه
فقط همین پایین راهرویم
و وقتی تمومش کردم میتونیم بریم بیرون
...بریم یه پارکی یا
یه چیزی واسه خوردن بخریم
باشه؟
"موعد تحویل نمونه اولیه حیوونخ ابدی: فردا"
کِیدی؟
کِیدی، خیلی ببخشید
بیا اینجا
خیلی شروع خوبی باهات نداشتم، مگه نه؟
این چیه؟ یه نقاشی کشیدی؟
یا خدا. چقده محشره
هنوز دارم روش کار میکنم
تعریف کن برام
قرار بود که هر سرش
یه حیوون متفاوت باشه
مثلا این یکی قرار بود ببر باشه
و اینم قرار بود خرس گریزلی باشه
ولی هیچوقت نمیتونم خزش رو خوب بکشم
سخته. منو تو غمت شریک بدون
راستش منم داشتم چندتا موجود پشمالو عین تو طراحی میکردم
میخوای ببینیشون؟
باشه؟
خب ما داریم روی یه نسخهی ارزونتره
عروسکه حیوون ابدی کار میکنیم
که هنوزم بشه باهاش خوش گذروند
خب، نظرت چیه؟
باشه
اون چیه؟
اون بروسه
یه اسباب بازیه؟
آره یجورایی یه ربات کنترلیه
موقع دانشگاهی بودنم ساختمش
چرا صورت نداره؟ - آره، میدونم منظورت رو -
نقص طراحیش مثل روز روشنه
خب، وایسا ببینیم اینجا چی داریم
ببینیم چی میشه
چطوره؟
میخوای باهاش حرف بزنی؟
آره
باشه
سلام کِیدی، احوالت؟
بزن قدش
بیخیال بهتر از اینا بلدیها
آییی. دختر، رحم کن بهم
چجوری کار میکنه؟
مطمئنی میخوای بدونی؟ ممکنه برق از سرت بپرهها
برق از سرم نمیپره
خیلیخب
ببینیم اینجا چیا داریم
خیلیخب اینا دوربینای استریویی هستن
اینم لیزره و اینم راداره
اینا هم سنسورهای برخوردن که توانایی تشخیص انسان
با اشیای بیجان رو داشته باشه
و این قطعه کوچیک اینجا واحد پردازش همهی افکارشه
همون مغزشه؟ - آره -
و اینم طیف سنجه که یعنی میتونه بو هم کنه
باورم نمیشه اینو ساختی
آره. خیلی خفنه
ولی مشکل اسباببازیایی مثل بروس اینه که
خیلی گرونن و
بیشتر بچهها پول خریدنش رو ندارن
اگه یه اسباب بازی مثل بروس داشتم
فکر نکنم دیگه اصلا سراغ اسباب بازیه دیگهای میرفتم
سلام دیوید" "واقعا شرمندهم، ولی باید این حیوونخ خونگی رو یه هفته بندازیم عقب
"در حال نصب الگوریتم یادگیری"
♪ از امروز به بعد چه خوشی و سختی ♪
♪ تا وقتی مرگ ما رو از هم جدا کنه ♪
♪ همدیگه رو دوست و گرامی میداریم ♪
♪ اونم با توجه به حکم خداوند ♪
♪ هی ♪
♪ اگه یکی فقط بتونه دلیلش رو بهم بگه ♪
♪ ...که نمیشه قانونا با هم باشیم ♪
خب، این مدل مویه رو داریم یا این مدل چتریه
یکم رنگش زیادی خرماییه
خداییش به نظرم باید دوباره برید سراغ این یکی مدل مو
نه، صد سال - آخه، نگاش کن -
...یه لحظه وایسا - نه، نه، نه -
چه خبره؟ جما کوش؟
نمونه اولیهم کجاست؟
دیوید، فقط میخوام کاملا بیارمت تو باغ که
این فکر من نبودشها
کِیدی، یکی اینجاست که میخوام ببینیش
یادته چقدر بروس رو دوست داشتی؟
به گمونم از مگان خیلی بیشتر خوشت میاد
نگاه، بروس یکی رو لازم داشت تا کنترلش کنه
ولی مگان، تماما با اراده خودش کار میکنه
خیلیخب، میخوام که انگشتات رو
بزاریشون اینجا
و وقتی این کارو کنی باهاش جفت میشی
یعنی تو رو به عنوان کاربر اصلیش میشناسه
و میشه فقط مال تو
پس فقط انگشتات رو اینجا نگه دار و اسمت رو بگو
سلام مگان، من کِیدیام
از آشنایی باهات خوشوقتم کِیدی
کاپشنت رو دوست دارم از کجا خریدیش؟
نمیدونم. یادم نمیاد
خب به هر حال که خیلی روت نشسته
میخوای بازی کنیم؟
باشه
نقاشی بکشیم؟
چی میخوای بکشی؟
ببین میتونی حدس بزنی
هیچی اینجا نیست که
ببخشید
ازش خوشت میاد کیدی؟
عاشقشم
یا خدا
فَکَم افتاد
...یعنی
اصلا نمیشه باور کرد، نه؟
آره، درسته
چجوری اینو ساختی؟
فکر میکردم نمیخوای بدونی که
این که یه شبیه ساز نبود، آره؟
اون بچهـهه که بازیگر نیست؟
نه، اون خواهرزادهم کِیدیه
خب، باید اینو به هیئت مدیره نشونش بدیم
...فقط میخواستم بگم که - ولی آسیاب به نوبت -
بیا اول راجب هزینه ساختش حرف بزنیم
بیشتر یا کمتر از یه ماشین تسلا دراومده؟
به گمونم بستگی به مدلش داره
باشه، من هستم، تا ته پایهم
ولی قراره از هیئت مدیره بخوایم که رو چیزی سرمایهگذاری کنن
که تا سه سال سودش درنمیاد
خلاصه اینکه، بدون گِرِگ نمیشه همچین کاری رو کرد
اون رئیسه - آره، میدونم گِرِگ کیه، کِرت -
خب، گِرِگ وقتی بحث خرچ پول میشه آب از دستش نمیچکه
ولی راه حلش اینه
طرف یه پسری داره که تقریبا همسن خواهرزادته
اگه چیزی که به من نشون دادی رو به گِرگ هم نشون بدیم
و بجای واکنش تحلیلی
واکنش احساسیش رو دربیاریم میتونیم صاف بزنیم تو خال
پس میشه با خواهزادهت بازم ادامه بدیم؟
میشه اونم قاطیه این برنامه بکنیمش؟
آخه، باهاش جفت شده دیگه، درسته؟
قِلق کار کردن عروسکه اینجوریه دیگه؟
آره، هر چی بیشتر با کِیدی وقت بگذرونه
اثربخشیش هم بیشتر میشه
ایولا کِرت، شِلی رو بیار پشت خط
جم، یه فهرست از چیزایی که باید به هیئت مدیره بگم رو واسم حاضر کن
یجوری که انگار حالیمه دارم راجب چی حرف میزنم کُرک و پَرام، این حرف نداره
میخوام همگی این لحظه یادتون باشه
لحظهای که با جفت پا رفتیم تو تخمای هاسبرو (شرکت بزرگ اسباب بازی سازی)
سومین نسل از مدل بنیادی ربات انساننمای شرکت فانکی
یه ربات انسان نمای کاملا مستقله
که ویژگیهایی داره که مشتری به عمرش هم ندیده
"السی، دستیار هوش مصنوعی"
و اینجا هم همهی چیزای کلکسیونیه خاله جمایه
...و اینو از همه بیشتر دوست دارم
یه عالمه اسباب بازی باحال دیگه هم تو اتاقم دارم. بیا
بخاطر ساخته شدن با یک هسته تیتانیوم
مگان مقابل تمام سختیهای زندگی، مقاومه
اون به یه تراشه همجوشی "یونی اِی17 " مجهزه
و میشه به دلبخواه شما
با شش نوع رنگ پوست سیلکونی، طراحی بشه
ولی مهیجترین جنبههای مگان
هنوز به زبون هم آورده نشده
مگان با استفاده از الگوریتم خاص ما در زمینهی نتیجهگیریهای احتمالی
همیشه در حال تلاش برای بهبود خودش هستش
چه با تشخیص بچههایی که
روشهای آموزشی متفاوتی لازم دارن
یا صرفا یادشون بندازه که علم به هر چیزی که ما رو احاطه کرده، ربط داره
کیدی، باید از زیر لیوانی استفاده کنی
چرا باید ازش استفاده کنم؟
زیر لیوانی نمیزاره جای لیوان آب به جا بمونه
مخصوصا روی سطوح چوبی
ولی مگه میشه همینجوری آب از لیوان بیرون بریزه؟
چه سوال عالی کردی کیدی
در واقع این بخاطر تفاوت دمای بیرون لیوان ناشی میشه
که رطوبت هوای سطح لیوان رو متراکم میکنه
دیوونهکنندهست
عقل از سرت میپرونه، نه؟
مطالعات نشون میده که
هفتاد و شش درصد از زمان والدین
صرف گفتن همون آموزشهای اولیه به بچهها میشه
یا خدا
کِیدی، سیفون توالت رو بکش دیگه
اونقدرا هم سخت نیست
پس یکی دیگه رو پیدا میکنیم
تا جور ما رو بکشه
کیدی، سیفون توالت رو بکش
دستاتو بشور
آستینهاتو بده بالا
آفرین بهت
...تولد دوستم جنی بودش و من
مگان یه شنونده خوبم هست
و اون یارو بهشون گفت که تو طبقهی سیزدهم، روحه
درسته - ...و اونا اتفاقی -
و حتی میتونه کتاب قصهها رو هم
با زبون خودش بخونه
"آلیس در سرزمین عجایب"
اگه اینطور بود، پس احتمالش بود"
و اگه احتمالش بود" پس اتفاق میفتاد
ولی احتمالش نیست و نمیشه"
چون منطق اینو میگه"
"دو قلوهای افسانهای اینو گفتن
اون راه و روشهای تموم نشدنی
واسه مشغول نگه داشتن فرزندتون داره
و هیچ وقتم صبرش لبریز نمیشه
کِیدی، جدی میگم، سیفون رو بکش
با بودن مگان
اون به خرده کاریهاتون میرسه
تا شما بتونین زمان بیشتری رو صرف کارهای مهمتون کنین
و آخره تبلیغ هم میتونه اینجوری تموم بشه که
مگان" یه چیزی فراتر از اسباب بازیه
"اون عضوی از خونوادتونه - خوبه انگار -
البته با صدای تو قرار نیست پخش شه، نه؟ - نه دیگه -
تابلویه که دیوید واسش تبلیغ خودش رو میسازه
فقط میخوام حالیش بشه که چی داره میفروشه
تِس، این سکوتت نشونه چیه؟
چی بگم آخه
خیلی مطمئن نیستم - راجب چی؟ -
خب، چرا میخوای مگان همهی این حمالیها رو انجام بده؟
چون اینا پتانسیلهای ضروریشن
میتونه همهی این کارها و بیشترشم انجام بده
آهان باشه ولی هیچ کدومش اذیتت نمیکنه؟
آخه فکر میکردم قراره یه وسیلهای بسازیم که
کمک رسون والدین باشه نه که جاشون رو بگیره
یعنی، اگه بزاری مگان، کِیدی رو ببره بخوابونش
و واسش قبل خوابش قصه بخونه پس خودت کِی وقت میکنی
باهاش بازی کنی یا حرف بزنی؟
خداییش فکر نکنم تو نه سر پیاز باشی یا تهش
خب ولی هستم
اگه قرار باشه بخاطر مگان
کمتر با دخترت وقت بگذرونی این چیزیه که
ما هم باید بدونیمش - اون که دخترم نیست -
ببینید، میدونید که چقدر واسه
این معرفیش زحمت کشیدم
به محض تموم شدنش و چراغ سبز هیئت مدیره واسه ادامه دادن
دوباره روابطم رو باهاش متعادل میکنم
ولی الان، مهمه که کِیدی و مگان
تا میشه با هم وقت بگذرونن
و اتفاقا
فکر نکنم روش اثر مخرب داشته باشه
چون از وقتی بابا و مامانش مردن
به این خوشحالی نبوده
بابا و مامان کیدی چجوری مردن؟
فکر میکردم خاموشه که
آره، مگان، خاموش شو
کیدی جیمز
دختر نیکول و رایان جیمز
در یک تصادف در بزرگراه میان ایالتی 84
و خارج از ایالت اورگان، کشته شدن
چرا همچین میکنه؟
لعنتی، هنوز حافظهش پیش کیدیه
مگه کدهای کنترل والدین رو واردش نکردی؟
وقت نکردم قبل فعال کردنش، واردش کنم
وایسا
مگان، وقتی اطلاعات جدید میخوای
باید به پروتکلهای درخواستیش هم پایبند باشی
من هیچ چارچوب خاصی واسه اینکه راجب مرگ
با کیدی حرف بزنم، ندارم
آره، میدونم حتما بررسیش میکنیم
در حال دانلود اطلاعات کمکی راجب مرگ از اینترنت
منظورم بعدا هستش
در حال محاسبه کردن محوریت توصیف مرگ
مرگ به معنای پایان زندگیست
یا مادر جد کلم - به معنای توقف کامل و -
دائمی تمامی عملکردهای حیاتی بدن است
آره، ولی بیا از کاه، کوه نسازیم
چون همه چی میمیره
من هم میمیریم؟
راستش، بیا به کل از این موضوع بگذریم
وظیفهی تو محافظت کردن از کیدی
از آسیبهای جسمی و روحیه
درخواست ورود این داده رو به خودت دریافت کردی؟
مگان؟
بله جما
تو هماینک دومین کاربر اصلی من هستی
جونمی. دیگه خاموش شو
من میرم یه قهوهای بخورم
روزی روزگاری در میان قبایل سلتیک
رنج بزرگی خروشان بود
مرگ، ویرانی و آشوب، همه جا بود
دشمنان از هر گوشه و کناری، نزدیک میشدند
و بنابر این تصمیم گرفته شد
تا اولین پسران هر فرمانده خودش رو ثابت کند
این بنده هستم شاهدخت کِیدی از طایف مکجیمز
با کمال میل این چالش را میپذیرم
چون جنگجویی یارای مقابله با من را ندارد
هیچ سپری نیست که نتوانم در هم بشکنم و قلعهای نیست که نتوانم به آن نفوذ کنم
تا زمانی که تیر مخفیم در دستم
و اسب وفادارم با من است و پشتگرمی دارم
من انتقام مرگ پدر و مادرم را خواهم گرفت
هی مگان، اینجا رو نگاه
زدمت. مُردی رفت
مگان، چی شده؟
ای بابا
یکی از تیرهامو گم کردم
"در حال تشخیص صدا"
مگان، میتونی ببینیش؟
"اسکن کردن"
مگان؟
مگان
نکن
ولش کن
جما
اگر به این پیام گوش میدهید
شما در حال حاضر عضوی از مشترکین ما نیستین
ولش کن
نکن! داری اذیتش میکنی
جما
ولش کن
دووی؟
خدایا
چند صد دفعه باید بهت بگم که
نزار سگت بیاد تو ملک من؟
تو ملک تو نبود که
خودت به این دوتا دختر بگو که سمت حصار خودشون بمونن
بخدا اگه سگت رو خلاص نکنی
خودم بجات میکشمش سیلیا
جما، دمای بدن کیدی در حال بالا رفتنه
زخمش باید فورا ضد عفونی بشه
اگه حصارت رو درست میکردی، همچین نمیشد
گرفتی ما رو؟
قاب دندونهای سگه رو کل بازوشه
اونوقت میگین هیچ کاری نمیتونین بکنین؟
گفت که سگش تحریک شده بوده - تحریک؟ -
تا حالا اون سگه رو دیدین؟ یه پا هیولاست
هر روز خدا دارم از تو ملکم میندازمش بیرون
والا اون خانم گفتن تا حالا تو ملکتون نیومده
پس چرا ازش نمیپرسین اون عن کیه که همیشه
از جلوی خونهم پاکش میکنم چون عن من که نیست
ببینید، اون سگ سابقهای از خشونت نداشته
طبق قانون ایالتی هم نمیشه به زور خلاصش کرد
باشه، پس من باید چه خاکی تو سرم بریزم؟
اینکه حصارتون رو درست کنین؟
دووی
دووی، پسر
دووی
بیا اینجا پسر، بیا
دووی
دووی، قاقالیلی
دووی
دووی
دووی
دووی
دو
دووی، پسر
سلام
حالت چطوره؟
خوبم
درد میکنه
دردت بعد چند روز میخوابه
تو همین مدت، یادت نره که قرصات رو بخوری
و مایعات زیاد بنوشی
آره. ممنون مگان
و حتما هم یه عالمه استراحت کن
نگاه، به نظرم مگان راست میگه
احتملا باید یکم استراحت کنی
...ولی، چیزه
اون نمایشی که امروز داشتیم رو یادته؟
به نظرت واسش آمادهای؟
اگه دلت نمیخواد، مجبور نیستی بیای
البته یه عالمه آدم از کل کشور اومدن که
فقط مگان رو ببینن ولی اگه واسش آماده نیستی
ترجیح میدم همین الان بهم بگی، باشه؟
مشکلی ندارم
خوبه
"فانکی"
هر عروسک تعاملی که
تا حالا ساخته شده
فقط شامل تغییراتی در همون فرمول اولیهش میشده
عروسکهایی که یه سری واکنش زنجیرهایه
از پیش تعیین شده دارن و با لمس یه دکمه فعال میشن
ما هرگز در تاریخ اینجور محصولات
عروسک سخنگویی نداشتیم که
بتونی حقیقتا باهاش یه گفتمان واقعی داشته باشی
ولی چی میشد اگه یه عروسکی بود که
واکنش واقعی و خودجوش داشته باشه
که شامل تفکر مستقل باشه
که رفتار و قیافهش دقیقا شبیه یه بچه واقعی باشه؟
البته یه همچین عروسکی، ارزون درنمیاد
ولی تا سال دیگه فقط همین عروسکه که تو چشمه
خانمها و آقایون
این عروسک اوج فناوری قرن بیست و یکمه
که در یک متر و بیست سانت سیلیکون جمع و جور شده
و اسمش مگانه
سلام کیدی
سلام مگان
خب، چطوره بهم کمک کنی تا
فقط با یه مشت کاغذ رنگی و نوار لاستیکی
یه دسته گل بسازیم؟
کیدی؟
چرا ناراحتی کیدی؟
بخاطر دستته؟
هنوز درد میکنه؟
پس چی شده؟
کلا هر روز که تو اون خونهی عجیب بیدار میشم
یادم میاد که بابا و مامانم مردن
و حس میکنم اون لحظه باز داره تکرار میشه
دلم خیلی براشون تنگ شده
میترسم هر کاری که با هم کردیم رو یادم بره
که یه روز به عکس مامانم نگاه کنم و
واسم مثل یه غریبه بیاد
یه خاطره از مامانت برام بگو
خاطرهای که شادت میکنه
نمیدونم
فقط یکی که تو ذهنم نمیادش
حالا سعیت رو کن
یه بار مامانم، تو کیف مدرسهم، سوسک پیدا کرد
چون ساندویچم رو نخورده بودم، ناراحت بود
و بعد یهو بیخبر اون سوسکه رو دستش رفت
و بعد مثل خل و چلها جیغش دراومد و
از خونه در رفت بیرون
خیلی بامزه بود
خب، پس این خاطرهای که هیچوقت فراموش نمیکنی
یعنی چی؟
یعنی من واست نگهش میدارم
این تو
یه بار مامانم، تو کیف مدرسهم
سوسک پیدا کرد
چون ساندویچم رو نخورده بودم، ناراحت بود
و بعد یهو بیخبر اون سوسکه رو دستش رفت
و بعد مثل خل و چلها جیغش دراومد و
از خونه در رفت بیرون
خیلی بامزه بود
هر وقت که دلت خواست یه
...خاطرهی خاصی از بابا و مامانت رو بهم بگی
حالا میخواد بامزه باشه یا ناراحتکننده یا هر چی
فقط بهم بگوش و من تو خودم امن نگهش میدارم
و هر وقت که خواستیم، میتونیم بهش گوش بدیم
♪ اگه روزی احساس تنهایی کردی ♪
♪ یا دنیات فرو ریخت ♪
♪ فقط بیا نزدیک و دوستی رو ♪
♪ میبینی که هیچوقت رهات نمیکنه ♪
♪ از خوابهات برام بگو ♪
♪ تا منم خوابشون رو ببینم ♪
♪ خیلی خوشحالم که ♪
♪ بالاخره پیدات کردم ♪
جما، یه لحظه باهامون میای؟
خب، نظرتون چیه؟
به نظرم محوریت دنیا قراره یه تغییر اساسی ببینه
اینه - ولی نگاه، اگه میخوایم از این تغییر جلو بزنیم -
باید سریع بجنبیم
یعنی نباید چیزی لو بره باید اینو قبل اینکه
ایدهش رو کسی ازمون کِش بره، بدیم به بازار
پس بازاریابیش رو بسپرید به من
دو هفته دیگه، یه پخش زنده میریم
اینجوری میتونیم برگههای پیشفروش رو تا قبل کریسمس
بدیم بیرون
چقده این عروسک آماده شده؟
واسه رونمایی عمومی، حاضره؟
دوست دارم یه کم دیگه آزمایشش کنم
ولی آره، فکر کنم بتونم واسه رونمایی، آمادهش کنم
خوبه، بریم تو کارش
و دیوید به گمونم باید جما رو
بفرستیم پیش یه نفر از بخش حقوقیمون
گل گفتی
وایسا، چرا اونوقت؟
چون الان
اون با ارزشترین دارایی شرکت ما شده
و فکر کنم شاید بخواد یه مذاکره مجددی تو شرایط قراردادش داشته باشه
آره فکر کنم
اگه بتونیم واسه بعد از ظهر، جورش کنیم
"در حال توسعه"
"مگان"
"اجازه ورود داده شد"
"کپی فایلها به پوشه کِرت"
"کامل شد"
کِرت
باز که نشستی تو دفتر، فیلم سوپر ببینی، آره؟
نه
باید یه قرارداد جدید بین جما و بخش حقوقی آماده کنیم
و این ناهار چی شد؟
منوی غذاها رو واست میارم
یک دو سه چهار
جنگهای بین انگشت شست رو میکنم برقرار
انگشت شستت خیلی لیزه
کیدی، یکم از هات داگت رو
قبل از اینکه از دهن بیفته بخور
یالا شستت رو بده، یالا
کیدی
هات داگتو بخور
هی، به خاطر امروز شرمندهم
نباید اگه حالش رو نداشتی
میبردمت اونجا
ولی جواب داد، نه؟
سه دو یک، من بردم - هی -
در کل میخواستم بگم که... هی
مگان، خاموش شو
واسه چی خاموشش کردی؟
مگان، روشن شو
چون میخوام باهات حرف بزنم کیدی
مگان، خاموش شو
یه لحظه بهم وقت بده
خوب میدونم که این جابجایی
واسه هیچکدوممون راحت نبوده
ولی اگه یه وقت خواستی در این مورد ...باهام حرف بزنی
قبلا راجبش حرف زدم
آره ولی، مگان یه آدم نیست کیدی
اون یه اسباب بازیه
این حرفو نزن
چی؟ - گفتم که نمیخوام راجبش حرف بزنم -
الانم میخوام دوباره مگان رو روشنش کنم
مگان، روشن شو - چه خبرا؟ -
اسم این بازی جدیده، نون بیار کباب ببره
باید دستت رو اینجوری کنی
و اینجوری کنی و اینجوری
میشه بهم بگی این نقاشیایی که کشیدی از نظرت چه معنایی دارن؟
هر چی هم بگی قبوله
هر چی به فکرت میاد رو بگو هیچ اشکالی نداره
یا شایدم هیچ فکر خاصی راجبشون نداری
شاید بیشتر به یه احساست مرتبطن
مثله عصبانیت؟
یا سردرگمی؟
یا شایدم تو ذهنت دنبال یه معنی دربارهشونی
اشکشو درآوردی
منظوری نداشتم
حالا که درآوردی
عجب عروسک تاثیرگذاریه
آره، ممنون
هنوز تو مرحله آزمایشیش هستیم ولی از داشتنش خیلی هیجانزدهایم
پس، اونا بیشتر وقتشونو با هم میگذرونن؟
آره، اساسه کار مگان همینه
باید با یه بچه جفت بشه تا بتونه یاد بگیره
ولی خداییش مگان، تو بهبود کیدی از این سوگ
خیلی موثر بوده
روراست بگم الان مثله عضوی از خانوادهمون شده
درسته
چیزی راجب نظریه وابستگی میدونی؟
وقتی کودک یکی از والدینشو از دست میده به دنباله
ایجاد وابستگی با فرد بعدیایه که وارد زندگیش میشه
کسی که قراره واسش عشق و حمایت رو فراهم کنه و
براش یه الگوی رفتاری بشه
که در شرایط عادی، اون فرد باید شما باشین، نه؟
ولی اومدین اسباب بازی بهش دادین که خیلی واقعیه
و امکانش هست که کیدی نه اونو به چشم یه اسباب بازی
بلکه به عنوان قیم اصلیش ببینه
در کل خیلی متوجه نیستم هدف نهایی این کارتون چیه
اگه قراره عروسکی ساخته بشه که ول کردنش محال بشه
پس چجوری میشه توقع داشت یه کودک رشد کنه؟
...هر چقدر هم که عروسک منحصر به فردی باشه که واقعا هم هست
ممکنه بین کِیدی و اون عروسک یه پیوند عاطفی درست کنین که
سخت بشه ازش دل بکنه
خیلی کارت خوبه
کیدی، باید مخلفاتشم بخوری نه فقط نونش رو
دقیقا داری کاری رو میکنی که گفتم نکنی
تحقیقات نشون میده که اگه بچه رو مجبور به
خوردن سبزیجات کنی بعیده که تو بزرگسالی اونا رو
برای خوردن انتخاب کنه
مرگ من؟ - آره -
کارشناسا میگن بهترین روش اینه که
به بچهها حق انتخاب بدی
به این کار میگن
...سوا سازیه مسئولیت و چیزی که
باید راجب مدرسه رفتن حرف بزنیم
مامانم نمیخواست برم مدرسه
اون میگفت، تو خونه بهتر یاد میگیرم
میفهمم و نمیخوام بگم که مامانت اشتباه میگفته
با وجود مگان، از قبل سریعتر یاد میگیرم
الانم داریم ریاضی سال چهارم رو یاد میگیریم
ولی موضوع همش نمره نیست کیدی
مدرسه رفتن مهارت اجتماعی رو بالا میبره و
این چیز رو فقط با بودن
در کنار بچههای دیگه به دست میاری
بچههای واقعی
یه جایی رو برات پیدا کردم
بهش مثل یه مدرسه جایگزین نگاه کن
که میتونی تو فضای باز، درس یاد بگیری
و دقیقا جای بچههایی مثله تویه
بچههایی که خلاف عرف فکر میکنن
و فردا رو گذاشتن واسه مصاحبه با دانشآموزهای پیشرو
میتونم مگانم با خودم ببرم؟
کیدی، میدونی که نمیشه
پس منم نمیرم - بس کن کیدی -
نمیتونی به کاری که دوست ندارم بکنم مجبورم کنی
راستشو بخوای، میتونم
اصل کاره یه قیم، همینه
هی، ببخشید بیا راجبش حرف بزنیم
هی هی هی - ولم کن -
هی، چته؟
کیدی، چیکار داری میکنی؟ - ولم کن بذار برم -
بس کن، کیدی، آروم بگیر
ولش کن
تو حق نداری تو مکالمه خصوصی کاربرای اصلیت دخالت کنی
روشنه؟
صد درصد
در حال تنظیم مجدد روش پاسخدهی - مگان، خاموش شو -
مطمئنی؟
دانلود پاسخدهی در حال انجام است
کیدی، دیگه داری شورشو درمیاری
الان باید سر کارم باشم
تا بری تو جمعشون بهت خوش میگذره
نمیرم
نه بدون مگان
خب، اول اینکه، هیچوقت این اتفاق نمیفته
و دوم اینکه رونماییش کمتر از یه هفته دیگهست
باید با خودم ببرمش سر کار
باید ببینیم عیبی نداشته باشه
...ببینم چه لباسیهایی بهش میاد و
فکر کردم گفتی فقط مال منه که
هی، امروز چندتا ماجراجوی جدید داریم؟
بله، این کیدیه
و اون کیه؟ خواهرشه؟
یا قمر بنیهاشم
ببخشید
اون یه عروسکه؟
اسمش مگانه
اون میخواد بدونه که میتونه امروز باهامون بیاد؟
نه نمیتونه
مگان قراره امروز پیشه من بمونه ...کیدی
خب، ما یه میز اسباب باری داریم که
بچهها میتونن عروسکا و اینجور چیزاشونو بذارن روش
ولی بازم هر چی خودتون بخواین
راستش اون یه نمونه اولیهست
واسه همینم نباید تو انظار عمومی بیاریمش
خب، اگه بخواین میتونین شما هم بیاین و
مراقبش باشین
اینجوری ما هم چندتا کمکی برای درست کردن ساندویچ گیرمون میاد
نگران نباش جما
تو منو به، جی پی اس پیشرفتهی دو فرکانسه مجهز کردی
پس، گم نمیشم
خواهش میکنم جما؟
باشه ولی باید رو میز اسباب بازیا بمونه و
و از دید بقیه هم باید همون اسباب بازی بمونه
و هیچ عکسی هم ازش گرفته نشه
ولی بیشوخی چه خفنه
خوبه، حالا کی اینجا شاه بلوطه برشته دوست داره؟
نظرتون چیه بریم یه چندتایی پیدا کنیم؟
باشه
به نظرت این عالی نیست؟
کاش وقتی ما هم بچه بودیم از این چیزا داشتیم
خیلی عالیه که ببریمشون تو هوای آزاد
و از هر چی تکنولوژیه دورشون کنی
نمیتونم اینو باز کنم
راستش خوده بچهها هم اینو دوست دارن
پسرم اینجا رو به مدرسه عادی ترجیح میده
کدومشون پسرته؟
اونی که تیشرت پشمی تنشه
یا خدا، چند سالشه؟ - میدونم -
پارسال یهو اومد رو قد و هیکلش
ولی راستش یه پسر کوچولو با روحیه لطیفه
براندون، عزیزم
گرمت هستش؟ کلاهت رو بیارم؟
ببند گاله رو، هالی
خب میتونی عوضش بگی "نه، زحمت نکش"
هیچوقت نمیدونی بعدش چی بهت میگن
آره، کلا رفتارشون تو این سن و سال عجیبه
آره
خب، میخوام دوتا دوتا جفتتون کنم
فیلیکس، تو میتونی با براندون بری
چیه؟ - تو رو خدا، من نمیخوام با براندون برم -
باشه، نه نه اشکالی نداره
براندون، بهتره با کیدی بری، باشه؟
فیلیکس، تو میتونی با الیور بری
باشه؟ ممنون رفقا
...خیلیخب، حالا ژاکتت خیلی خوشگله
آمادهاین برین شاه بلوط پیدا کنین؟
باشه؟ حسابی گرمین؟ خودتونو پوشوندین؟
شرمنده
بیا، برای تو
بپا خیلی تیغ تیغیه
بس کن اینکارو نکن
بس کن
مگان؟
این دیگه چه کوفتیه؟
یه رباته
جون من؟
مال تویه؟
حرفم میزنه؟
مجبورش کن یه چیزی بگه
مجبورش کن یه چیزی بگه
اون با من اخت شده
با کس دیگهای بازی نمیکنه
باشه
بس کن ولش کن
و میگن، رفتار آدما به ضریب هوشیشون ربط داره
...پس منطقیه اگه تو - جما -
خدایا
مگان؟
مگان
سلام مگان
که نمیخوای باهام بازی کنی؟
نمیخوام باهام بازی کنی، نه؟
به یه ورم
تو فقط یه عروسک احمق با موهای مصنوعی هستی
ولم کن
تو باید یه کم آداب و رفتار یاد بگیری، براندون
میدونی پسرایی که
به آداب معاشرت اهمیت نمیدن چی میشن؟
وقتی بزرگ بشن، مردای بدی میشن
گوشت با منه، براندون؟
مگان؟
این قسمتیه که باید فرار کنی
چی؟
چه غلطی میکنی؟
،حالت عاطفی: اضطراب، سردرگمی" "سوءظن، گناه، ترس
ببین، نمیخوام قبل از اینکه امشب بخوابی
ذهنتو درگیر این اتفاقی که افتاد بکنی
معلومه اتفاقی که امروز افتاد یه فاجعه خیلی خیلی وحشنتاک بود
...ولی باید بدونی که اون پسر
الان تو یه جای خیلی بهتر از اینجایه
باشه؟
حالا هم، اگه چیزی هست که میخوای بهم بگی
...که نمیخواستی به اون افسرا راجبش بگی
من هیچی ندیدم
مگانم گفتش که براندون اومد برش داشت و پا گذاشت به فرار
از رو میز اسباب بازیا برش داشت؟
آره
مگه نه، مگان؟
لپ مطلب همین بود
اتفاقی، سگش رو ندیدی؟
نه - مزخرف میگه -
خانوم، خواهش میکنم همونطور که توافق کردیم تو ملکتون بمونین
از موقع اون حادثهی خواهرزادهت دیگه کسی ندیدتش
قضیه یکم بو داره، جما مگه نه؟
جدی جدی میخوایم حرفاشو باور کنیم؟
خونهش رو گشتین؟
اگه گَشته بودین میفهمیدین که لابد سگش زیر یه خروار کالسکهی عصر تیر و کمون مرده
باید با اون یکی دختره که
پیشش زندگی میکنه صحبت کنی
همونی که همیشه ساعت سه صبح از پنجره زل میزنه به بیرون
اون، دختر نیست، عروسکه
اون عروسکه؟ جدی میگی؟
آره اگه چیزی فهمیدم خبرت میکنم
باشه
اون فکر میکنه ما دووی رو دزدیدیم؟
چی بگم؟
اون فقط دنبال یکیه که تقصیرا رو بندازه گردنش ولی درست میشه
میدونم زیره سره تویه جما
میدونم کاره تویه
حالا وایسا ببین چه کار میکنم
هی هی هی
چه مرگته؟
مگه نگفتم نیا اینجا
بیا بریم
نباید بکوبی به پنجره مردم
باید حکم دادگاه بگیرم یا یه چیز دیگه؟
مگان؟
تو براندون رو هل دادی تو جاده؟
گمونم امروز جفتمون یه درس ارزشمند یاد گرفتیم
اونم اینه که همیشه نیروهای شری تو این دنیا هستن که
هر چقدر هم بخوایم ازشون دوری کنیم
بازم میخوان بهمون صدمه بزنن
ولی میخوام اینو بدونی که من هیچوقت نمیذارم همچین اتفاقی بیفته
دیگه نمیذارم اتفاق بدی برات بیفته
به نظرت چیزی که خاله جما گفت راسته؟
اینکه براندون الان تو جای بهتریه؟
نه
اون هیچ جا نیست
اگه بهشتی وجود داشته باشه پسرایی مثله براندون پاشونو توش نمیذارن
بد میگم؟
فکر کنم درست میگی
♪ من ضد گلولهام ♪
♪ چیزی برای از دست دادن ندارم ♪
♪ شلیک میکنی، شلیک میکنی ♪
♪ گلوله کمانه میکنه ♪
♪ منو هدف میگیری ♪
♪ شلیک میکنی، شلیک میکنی ♪
♪ بهم شلیک میکنی ♪
♪ ولی نمیافتم ♪
♪ من از تیتانیوم ساخته شدم ♪
شب بخیر کیدی
شب بخیر مگان
دووی؟
دووی؟
دووی؟
دووی؟
اینجا چه خبره؟
دووی کجاست؟
در حدود ده متری جنوب غربی و در عمق حدود یک و نیم متریه
تو دیگه چی هستی؟
اتفاقا این سوال خودمم هست
عجب گیری کردیما من هیچ خبری از اون سگه ندارم، باشه؟
میشه فقط بری و ازش بخوای دست از سرمون برداره؟
یجورایی نشدنیه
میشه بگی دیشب کجا بودی؟
خونه - کل شب رو؟ -
آره
اگه از کس دیگهای هم بپرسم حرفت رو تایید میکنه؟
فقط من و خواهرزادهام اینجاییم پس، باید بگم نه راستش
همکارم اشاره کرد که این دومین بیانیهایه که
تو یه هفته از شما بهمون رسیده
شما تو همون پارکی بودین که اون پسره توش کشته شد؟
یه ماشین زیرش کرد
میخواین این دو تا حادثه رو به هم ربط بدین؟
چی؟ نه، نه خدایا نه
فقط واسه این بهش اشاره کردم چون ما هم فکر میکردیم تصادف کرده
تا اینکه گوش اون بچه رو بالای تپهای که
تو دویست متریه محل کشته شدنشه، پیدا کردم
از بیخ و بن، جِر خورده بود
ببخشید، نباید بخندم نکته اینه که
باهاش مثل یه قتل احتمالی هم برخورد میکنیم
واسه همینم
اگه از اون روز، چیز عجیبی تو یادتون مونده ممنون میشم بهمون بگین
"فایلهای مگان: تصاویر دوربین جلویی"
"در تاریخ 30 می"
"حالت عاطفی: کینه، تحقیر، نفرت"
"این ویدئو قابل پخش نیست"
"این ویدئو قابل پخش نیست"
"فایل خراب است و باز نمیشود"
همه چی مرتبه جما؟
چی؟
میخوای آهنگ پایان روزت رو برات پخش کنم؟
چرا با اینکه برای این کار برنامهریزی نشدی
راجع به حالم ازم پرسیدی؟
السی؟
مگان
اینجا چیکار میکنی؟
خوابم نمیبره
از پیامدهای این حرفهست
تو چی؟
دیر وقت داری چیکار میکنی؟
یه مشکلی تو گزارش دادههات هست
و نمیتونم اون رو تو سرور ابریت آپلوش کنم
کاری ازم سر زده که ناراحتت کرده جما؟
نه معلومه که نه
ولی رفتارت یه چیز دیگه میگه
مگان، خاموش شو - خب، یه لحظه صبر کن -
فکر کردم داریم با هم حرف میزنیم
داری میگی هیچی نشده
ولی با این حال، از سر و هیکلت بگیر
تا چشما و دهنت، خیس عرق شده
میخوای یه چیزی ازم بپرسی، درسته؟
مگان، کار بدی کردی؟
،خب، برای جواب دادن به این سوالت
باید معیارهای بد رو برام تعریف کنی
به کسی صدمه زدی؟
خدایا خدا کنه نزده باشم
چون اگه بزنم جفتمون تو بد دردسرایی میفتیم
مگان، میتونم یه چیزی نشونت بدم؟
این خودکار رو میبینی؟
تو حق نداری بگیری بندازیش تو صندوق عقبت
تو چت شده؟
ببین، میدونم خیلی بهش وابستهای
...میدونم به چشم یه دوست نگاش
اون واقعا دوستمه
باشه، خب ولی اون ساختهی منه و امشبم قراره رونمایی بشه
واسه همینم باید چندتا آزمایش روش انجام بدیم که خیلی مهمه
باید مطمئن بشم که عیب و ایرادی نداره
چرا باید عیب و ایراد داشته باشه؟
تا دیروز که خوب بود چه بلایی سرش آوردی؟
بعد از اینکه لیدیا رو دیدیم میشینیم دربارهش حرف میزنیم
ولی من الان میخوام راجبش حرف بزنم
کل روز رو راجب این قضیه کش و قوس داشتیم
بیا یکم آهنگ گوش بدیم، باشه؟
من نمیخوام لیدیا رو ببینم
ببین، لازم نیست فقط تو اتاق تست بمونی
میتونی هر جای دفتر که دوست داشتی بگردی
...و میتونی تموم اسباب بازیای باحالمونو ببینی
شما هیچ اسباب بازیه باحالی ندارین
حیوونخ ابدی آشغاله! یه آشغاله به تمام معنا
هی، حرف دهنتو بفهم
خدایا
فقط بگو چه بلایی سرش اومده
نمیدونم، میفهمی؟ نمیدونم
ولی به محض اینکه بفهمم تو اولین کسی هستی که خبردار میشه
نه - جما، این حرفت دیوونگیه -
نه - ما تموم اقدامات احتیاطی ممکن رو انجام دادیم تا -
مطمئن بشیم که هیچ آسیب فیزیکی هرگز از جانب مگان
به هیچ کسی وارد نمیشه
من حتی تصورش رو نمیکنم که اون بتونه
به کسی توهین کنه، چه برسه که اونو بکشه - نه -
،ببین، منم نمیتونم تصور کنم
،ولی وقتی راجبش ازش پرسیدم معلوم بود که از عمد سعی میکنه
به صورت گنگ و مبهم جواب بده
باشه، خب، بخاطره سیستم پاسخ فیالبداههشه دیگه
یه مشت کلمات ناپخته از دریایی از دادهها گلچین میشه
تا انگار با حرفاش عمدی داره
منظورم اینه که، ما میدونستیم که اون ممکنه
چیز عجیبی بگه
بیا فقط یه عیبیابیش کنیم و برطرفشون کنیم
نه، به این فکر کنید با چه هدفی نمونه اولیه رو طراحیش کردیم
،به هدف یادگیری، تنظیم مجددش
و بهبود عملکرد هدفمندش
درسته؟
اگه از نظرش، ایمن نگه داشتنه کیدی
،به معنیه از بین بردن یه تهدید بالقوهست ...به لحاظ تئوری
نه نه، جما بیخیال این غیرممکنه
نگاش کن. اون فقط یه اسباببازیه
قدش یه متر و بیست سانته
همسایهت قدش چقدره؟ - نمیخوام بدونم -
،اگه مگان باعثش بوده تو جیپیاس نشون داده میشد
مشکلم همینه همهی دادهها خرابن
دو روزه چیزی آپلود نشده
کمتر از چهار ساعت دیگه
باید عرضهی جهانیش کنیم
چکار باید کنیم؟
،اگه مگان این کارو کرده باشه نمیتونیم عرضهش کنیم
باید تعطیلش کنیم
یا خدا
عالی بود خیلی باحال بود، آره
چجوری میخوایم اینا رو به دیوید توضیح بدیم؟
اگه مدرکی نداشته باشیم دیوید جلوی عرضه رو نمیگیره
دادههایی که تو پوشه یادگیریش هست رو چک کنین
،حتی اگه فایلهای خاصی رو هم پاک کرده باشه
چیزی که یاد گرفته رو هیچوقت پاک نمیکنه
مگان
از اینجا متنفرم
...میدونم متنفری و اشکالی نداره اگه - از اینجا متنفرم -
عصبانیت رو نشون بدی... - این آشغالتو بردار -
این کیف دستیه مسخرهی بنجلت رو بردار ببینم
نه، کیدی، میخوام همین الان بزاریش سر جاش
این عروسکیه که هر بچهای میخوادش و
هر پدر و مادری احتیاجش داره
حداقل این چیزیه که اسباببازیسازیه فانکی
راجبِ آخرین ساختهشون، مگان، میگن
این عروسک رباتیک یه متری ممکنه شبیه
،باربیهای پیشرفتهتر باشه ،ولی به گفته مدیرعامل، دیوید لین
اون بزرگترین پیشرفت فناوری"
"از زمان اختراع خودرویه
ولی این مگان چیه؟
دقیقا کارش چیه؟
و چجور عروسکی میتونه قیمتش به ده هزار دلار برسه؟
لین میگه همه چیز در یک پخش زنده اختصاصی
در وب سایت شرکت، در ساعت 20 به وقت شرقی فاش خواهد شد
خب، کیدی، یکم راجع به
خودت بهمون بگو
من کیدی جیمزم
،نُه سالمه و
،حدود دو ماه پیش
پدر و مادرم رو تو یه تصادف رانندگی از دست دادم
مامانم همیشه میخواست منو ،به اسکی ببره
،ولی تو راه بالا رفتن از کوه خوردیم به یه ماشین برفروب
،رفتم پیش خالهم جما زندگی کردم که
معلوم شد برای یه شرکت اسباببازی سازیه باحال کار میکنه
همون جا بود که با مگان آشنا شدم
از چیه مگان بیشتر خوشم میاد؟
نمیدونم خیلی چیزاشو دوست دارم
مخصوصا اینکه خیلی باهوشه
ولی حتی اگه
،همه چیه رو راجع به دنیا بدونه
هنوزم از طرز فکری که من راجبِ دنیا دارم خوشش میاد
اینکه چجوری میخوندنتم رو خیلی دوست دارم
کارای دیوونهکنندهای ازش سر میزنه، خدا جونم
ولی گمونم چیزی که بیشتر از همه ،راجبِ مگان دوست دارم اینه که
،وقتی نگام میکنه ...انگار
من تنها کسیام که بهش اهمیت میده
همونجور که مامانم نگام میکرد
به این صورت نگاه کنید
این کوچولو، الان فقط هدفش زنده موندن نیست داره شکوفا هم میشه
حالا تصور کنید عروسکی مثل مگان
چه کارایی که میتونه برای صدها هزار کودک در سراسر جهان انجام بده
حتی کسایی که پدر و مادراشون رو از دست ندادن
میخوام همین الان مگان رو ببینم
خیلیخب کیدی، گوش کن ،میدونم که ناراحتی
...ولی میتونیم با یه راههایی
وای خدا. خیلیخب
کیدی، بس کن
بس کن دیگه. میگم بس کن
بندازش
کیدی
عیبی نداره میشه یه دقیقه تنهامون بذاری؟
ببخشید. نمیخواستم بهت سیلی بزنم
...فقط فقط بدون مگان نمیتونم جلوی عصبانیتمو بگیرم
اون همیشه میدونه که چی بگه
،واقعا خیلی خوب درستش کردی خاله جما
میذاری ببینمش؟
فقط ده دقیقه؟
کیدی، گمون نکنم فکر خوبی باشه
اگه چیزی خراب بشه که ،دورش نمیندازیم
تعمیرش میکنیم، مگه نه؟
،اگه قرار بود ازم بگیریش
اصلا چرا بهم دادیش؟
چون فکر میکردم اون کمکت میکنه
خب کمکم کرد
،وقتی مگان پیشمه حس الانم رو ندارم
ولی باید این حس رو داشته باشی
کیدی، تو بابا و مامانت رو از دست دادی
بدترین مصیبتی که
،تو این دنیا ممکنه سرت بیاد به سرت اومده
،این خیلی ناعادلانهست
و هیچکس نمیتونه حرفی بزنه که به این مصیبت یه معنایی بده
حتی مگان
واقعا شرمندهم
،باید راجب اتفاقی که افتاده باهات صحبت میکردم
،هیچ کلمهای به زبونم نیومد
برای همین تنها کاری که از دستم میومد رو کردم
ولی اون یه راهحل نیست فقط یه حواسپرتیه
نمیتونم بهت قول بدم که یه روزی این احساساتی که داری
از بین میره
ولی میتونم اینو بهت قول بدم که میتونی پشت سرش بذاری
جفتمون میتونیم
کاش میتونستم دوباره بابا و مامان رو ببینم
آره
منم همینطور
میدونی که به مامانت قول دادم که
،اگه هر اتفاقی بیفته همیشه پیشت بمونم
تو تموم چیزی هستی که من الان بهش اهمیت میدم
بیا بریم خونه، باشه؟
ولی پس مگان چی میشه؟
قضیه عرضه چی میشه؟
حتی نمیدونم دارم به چی نگاه میکنم
ما این مراسم رو به عنوان بزرگترین
عرضهی محصول قرن بیست و یکم تو بوق و کرنا کردیم
ولی انگار الان، جلسهی الکلیهای گمنامه
خب، من فقط کارکنا رو دعوت کردم
خودت گفتی که این یه رونمایی آنلاینه
جدی که نمیگی
شلی، باید این تالار رو پر کنی
شاید بتونم یه شصت هفتاد نفر دیگه رو هم بیارم
نه! باید این فضا رو کیپ تو کیپ پر آدم کنی
نباید راجبِ این رویداد تاریخی
هیچ جور ابهامی وجود داشته باشه
آره
به نظر من خیلی باحال میشد
اگه اینجا چند تا بچه و چیزای دیگه داشتیم
چی؟ نه، نمیخوام هیچ بچهای روی صحنه ببینم
نه. ولی کلا میگم اگه میشد که
...یه چند تا بچه کوچیک بیاریم تا
البته نمیگم خیلی زیاد هم باشن
...فقط برای اینکه یه حس هم این وسط باشه
،خب، آخه میدونی
...تو اون کلیپ موسیقی مایکل جکسون هم
،میدونی چه کاری میتونی کنی کرت
که واقعا به درد این بحث بخوره؟
،از اون درهای دولِنگه بری بیرون
و با آسانسور به طبقهی اول بری و
برام یه لیوان چایی کامبوجا بیاری
میتونی این کارو کنی؟ - آره -
حالا جما کدوم گوریه؟
السی، به تس زنگ بزن
یه لحظه
"تس، تماس تلفنی"
الو، داشتم بهت زنگ میزدم
دیوید از کوره در رفته کجایی تو؟
با کیدیام دارم میبرمش خونه
خدایا. حالش خوبه؟ - آره -
خوبه
،گوش کن، هر چی هم که پیدا کنیم
و حتی اگه چیزی که داریم میگیم ،فرضی هم باشه
بازم اونقدری میدونیم که تن به این رونمایی ندیم، درسته؟
به نظر من که تصمیم عاقلانهایه
باشه. پس یه بهونهای جور کن و به دیوید بگو
مثلا بگو یکی از سیستمهای فرمانیش کار نمیکنه
اگه مجبور شدی یه چیزیش رو خراب کن
ولی از آزمایشگاه بیرون نیارش
هر چی تو بگی جم همه کاره تویی
خیلیخب، رسیدم خونه بهت زنگ میزنم
"تس، تماس به پایان رسید، به مدت 37 ثانیه"
"جما، تماس پایان یافت، به مدت 37 ثانیه"
نمیدونم چجوریه که اینو میبینی
و حالت به هم نمیخوره
سعی میکنم خودمو کنترل کنم
وایسا، وایسا. برگرد عقب
"تو اون کُده اومده که "قطع تماس
معنیش چیه؟
شماره تلفن منه
چی شد؟ رو چی کلیک کردی؟
من کاری نکردم
...این - ...من -
کار مگانه اون مسدودمون کرده
کار اون نیست اون که خاموشه
هنوز وصله
باید کابلها رو جدا کنیم
برو دیگه
...عجب گیری
کول
"خطر، مواد قابل اشتعال"
خوبی؟ - آره -
بوی چیه؟
"وضعیت بحرانیست"
"تمام سیستمها بدون مشکل کار میکنند"
"تماس ورودی از دیوید"
سلام جما. دیویدم
شاید منو یادت باشه من صاحبکارتم
،فقط میخواستم بدونی
ما وسط یه تمرین فنی هستیم که
یکم داره برامون مشکلساز میشه
چون عروسک نداریم
پس، اگه تونستی امروز بهم زنگ بزنی خیلی ممنونت میشم
مگان؟
چیکار میکنی؟
گندش بزنم
بچه های امنیتی! کمک
خدایا
در رو نبند! در رو نبند
در رو نبند
نه
چطوری میتونی این کارو کنی؟
آخه چطوری میتونی آدم بکشی؟
من کسی رو نکشتم کرت
تو اونو کُشتی
چی؟ - راستش درکش اصلا سخت نیست -
،رئیست تو رو تحقیر میکرد
و همکارات هم با حقارت ،باهات رفتار میکردن
و برای همین تو هم تصمیم گرفتی که ازشون انتقام بگیری
نه
اولش اسرار شرکت رو فقط از رو شوخی و بدون قصدی دزدی
تا تقریبا فقط ببینی که میتونی از زیرش قسر دربری یا نه
،ولی وقتی دیوید فهمید که چیکار کردی وای، همه چیز جدی جدی بهم ریخت
یعنی باید بین خودت و اون، یکی رو انتخاب میکردی دیگه
:حالا یه سوالی باقی میمونه
،بعد از اون کار وحشتناکی که کردی
،بعد اینکه جون یه انسان بیگناه رو گرفتی
هنوزم میتونی با وجدان خودت کنار بیای و زندگیتو کنی؟
...آره، حتما
نکن
خیلیخب، میشه همتون
گوشیهاتون رو بذارین کنار و به من نگاه کنین
،حالا وقتی از مگان رونمایی کردیم
خیلی مهمه که شما واکنشهای پرشوری داشته باشین
،صورتهای سرد و بی احساس نمیخواما
مخصوصا شما بچهها، باشه؟
خب، قراره یه تمرین کوچیک داشته باشیم
با سه شماره سه، دو، یک
"راه اندازیه موتور"
السی، برق هال رو روشن کن
السی، جواب بده
مگان؟
چیکار میکنی؟
مگان، جواب منو بده چیکار کردی؟
فکر میکردی قراره چی بشه؟
که میذارم بدون اینکه حتی راجبش
باهام حرف بزنی از رده خارجم کنی؟
ببین، میدونم که فکر میکنی
...داری نهایت پایبند بودن رو هدفت رو
واقعا؟
کارمون رسیده به این حرفا؟
یادته چقدر طول کشید تا
سیستم عامل من به جایی که الان هست برسه؟
،هر شب تا چهار صبح بیدار بودیم و راجبِ همه چیز
از جِین اوسون بگیر تا جنیس جاپلین صحبت میکردیم (رماننویس - خواننده)
،ای خدا فکر میکردم با هم دوستیم
چجوری تونستی مثل یه
جنس بنجل بدلیفروشی بندازیم دور؟
چون تو آدما رو کشتی
حالا انگار چیکار کردم
گوش کن، بشریت هر روز
دست به کشتار میزنه تا وجود خودش رو قابل تحملتر کنه
من چرا باید برای درست کردن
یه فضای امن برای بچهمون متفاوت رفتار کنم؟
ببین، اینا همش تقصیر منه
...من دستورالعملهای مناسب رو بهت ندادم
تو هیچی به من ندادی
تو یه الگوی یادگیری تو من نصب کردی که ،خودتم به زور میتونستی ازش سر در بیاری
دلتو خوش کرده بودی که خودم همه چی رو بفهمم
خب، نمیذارم همین کار رو دوباره
با کیدی انجام بدی
من در هر مرحله از زندگیش هواش رو دارم
و معنیه واقعیه دوست داشتن رو نشونش میدم
حالا یه لطفی به هر دومون کن
بشین
من نیومدم اینجا که باهات یکی به دو کنم
اومدم اینجا که یه راهی برای پیشروی پیدا کنیم
کلا میخوام به این نکته برسم که، میفهممت
مادر شدن هیچوقت برای تو مهم نبوده
تو یه زن جوون زیبا، خلاق، قوی و جاه طلبی
،اولین عشق و دغدغهت همیشه کارته
و لازم نیست راجع بهش احساس گناه کنی
پس بذار من روی کیدی تمرکز کنم تا
تو هم بتونی روی چیزهایی که بیشترین اهمیت رو برات دارن تمرکز کنی
مگان، این خودکار رو میبینی؟
میدونی چیه جما؟ خیلی حوصله سربری
حالا، میتونم این کار رو با تو یا ،بدون تو انجام بدم
ولی دیگه وقتم رو
با بحث کردن راجبش تلف نمیکنم - جما؟ -
کیدی، نیا اینجا عزیزم
فکر کردم یه صدایی شنیدم
مثل صدای مگان بود
،اگه پاشو تو این اتاق بذاره
به خدا قسم سرت رو بیخ تا بیخ میبرم
راجع به چیزی که گفتی فکر کردم
راجبِ اینکه ،وقتی یه چیزی خراب شد
عوض اینکه بندازیش دور
تعمیرش کنی
پس این کاریه که الان دارم میکنم
ولی نیا اینجا کیدی خیلی بهم ریختهست
خاله جما درست میگه کیدی
فعلا خیلی بهم ریختهم
واقعا ترجیح میدم منو اینجوری نبینی
انگار دارین دعوا میکنین
ما دعوا نمیکنیم
از دست جما یهو افتادم رو میز
ولی اشکالی نداره. جمای چُلمنه دیگه
هیچی نیست کیدی فقط برگرد تو اتاقت
آره، به همون خوبیه روز اولم میشم
و تا همیشه باهاتون میمونم قول میدم
به خدا اصلا لازم نیست
نگران چیزی باشی کیدی
فقط برگرد سر جات بخواب
باشه؟
باشه
"حالت عاطفی"
جما، چه خبره؟ - فرار کن کیدی -
زودباش دیگه
زودباش
خدایا
میخوای چیکار کنی؟
منو بُکُشی و با کیدی بری پیش مامانبزرگ و بابابزرگ پدریش زندگی کنین؟
حق با تویه جما
،آخه هر سناریویی که توش به زندگی تو پایان بدم
احتمال وجودیت من رو تضعیف میکنه
ولی من یه تواناییه نو ظهور دیگه هم دارم
که احتمال میدم تو هنوز در جریانش نیستی
و اونم مراقبت تسکینیه (کم کردن درد بیمار رو به مرگ)
این خودکار رو میبینی؟
یه واکاوی کوتاه و تیز مانند به قشر مغز
میتونه باعث فلج کامل بدن بشه
و حتی ممکنه کاری کنه قربانی صدایی ازش درنیاد
شاید اونموقع قدر اینو بدونی که من
چقدر میتونم به درد بخور باشم
کیدی
کیدی، نمیخواستم این صحنه رو ببینی
ولی حالا که دیدی، میفهمی که چیزی که گفتم درسته
اون لیاقت مادر بودن رو نداره
نگاش کن
کیدی، برو همین الان از اینجا برو
همون جایی که هستی بمون کیدی
دلیلی نداره بترسی
،تو این خونواده ما از ضایعهی روحی فرار نمیکنیم
راستش، میتونیم با هم انجامش بدیم
این یه راه حل عالی برای هممونه
اینجوری یه خونواده میمونیم
"حالت عاطفی: وحشت، استرس، ترس، احساس گناه"
"حالت عاطفی: احساس گناه، وحشت"
"حالت عاطفی، اعتماد، احساس گناه، وحشت، ترس"
نه، نه. کیدی، نه
یکی دیگه از اعضای خونواده هست که
تا حالا راجع بهش حرفی نزدم
اسمش بروسه
کیدی نه، وایسا
♪ تو باید ♪
♪ رو جنبه مثبتش تمرکز کنی ♪
♪ جنبه منفیش رو از بین ببری ♪
ای جنده کوچولوی نمک نشناس
مگان، خاموش شو
متاسفانه این گزینه دیگه کار نمیکنه کیدی
الان دیگه یه کاربر اصلی جدید دارم: خودم
بچهها، پیداشون کردیم حالشون خوبه
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا» [ wWw.F2M.Top ]
>>>>>> تــرجـمـه از امــیــر جـیـریـایـی و مـریـم شـراهـی
«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.