Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
نایت مووی تقدیم میکند WwW.NightMovie.Top
آنچه گذشت
اون داخل باید یه نظام به وجود بیاد
تا روی اوضاع بیرون از زندان کنترل داشته باشیم. باشه؟ والسلام
بگیرش
رهبری توی زندان نیست، مایک
چرا رهبر جدید انتخاب نمیکنی؟
رهبر جدیدی نیست که از بینش انتخاب کرد
بلند شو کاکاسیاه
نمیخوام برم
یه هویت جدید بهت میدن
برات کار پیدا میکنن
کایل چطوره؟
واسه کار، رفت شمال ایالت
شانس آوردی توی این قایق موادی نبود
سهنفر رو بدون تفتیش کردن روی عرشه ول کردی
هر روز تصمیم میگیرید
که درس بخونید
یا این فرصت رو بندازید دور
آخ! نه
بدش جنده
میخوام برم قدم بزنم
اگه باهات نباشیم که نمیتونیم مراقبت باشیم
مایلو توی فهرست زندانیها هست؟
یعنی میگی چی کار کرده، مایک؟ از در جلویی رفته بیرون؟
« مترجم: علیرضا نورزاده » @MrLightborn11 :در تلگرام
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
توی زندان که جنگ بشه بیرون از زندان هم جنگ میشه
...تنها فرقش اینه
که طی جنگ داخل زندان قربانی بیگناهی وجود نداره
ولی خارج از زندان، قربانیان بیگناه لازمهی جنگن
اورژانس، بفرماید؟
.تیر خوردم ...همه
خانم، هنوز پشت خطید؟
صدای تیر اومد
تیر خوردید خانم؟
اگه نمیتونید صحبت کنید
یکی از دکمههای تلفنتون رو فشار بدید
خوبه، ضارب هنوز دست به تفنگه؟
میدونی چندتا قربانی بهجا گذاشته؟
هرکی توی این کسکشخونهست قراره قربانی بشه
اگه سروکلهتون پیدا بشه
شما مادرجندهها هم قربانی میشید
آره
دارین میرین جایی که دارن شلیک میکنن؟
آره - جریان چیه؟ -
.مطمئن نیستم توی راهی یا چی؟
قبلش باید یه چیزی رو تحویل بدم
ولی آره، میام
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
یالا، لطفا جواب بده
یالا. سلام - سلام مایک -
چی کار میکنی؟
به تو ربطی نداره
خب چند وقته که داری این کار رو میکنی؟
احتمالا کل شب
چی لازم داری؟
.بیخیال ناموسا بیخیال. ببخشید
.کیر توش خدایا
یالا
ها، چی شده؟ - چی کار میکنی؟ -
چیه؟ خواب بودم ناموسا
چی شده؟
میخوام یه چیزی تحویلت بدم که مراقبش باشی
چیه، سگی چیزی گرفتی؟
نه
خب پس چیه، مایک؟
یهکم دیگه میرسم
باشه
به پرستار نیازی ندارم
نه آیریس، به محافظت نیاز داری
همه میدونیم چی شد
من صرفا به یه دنیای پرمهر نیاز دارم
وجود نداره
آیریس، فقط
داری چیزی که اجتنابناپذیره رو به تعویق میندازی
کینگزتاون شهر نیست
شهرکه و توی یه شهرک ماه پشت ابر نمیمونه
پس یا باید بری یا پیدات میکنه. والسلام
آره، واسه تو هم صدق میکنه
.لعنتی. خیلیخب تشنهای؟
نه
سلام
سلام
مایک
سلام - سلام -
میشه لطفا یه لحظه باهات صحبت کنم؟
برو بشین تو
بیا - باشه -
این دیگه چه خریه؟
همون دخترهی توی دفترمه که سهتا مامور افبیآی
بهخاطرش کشته شدن
لعنتی - آره -
نمیدونستم پیداش کردیم
.پیدا نکردیم من پیدا کردم
خوش به حالت
پس برو توی کلبه تخمیت قایمش کن
نمیتونم تنهاش بذارم
مایلو، روزگارش رو سیاه کرده
ببین، واسهش محافظت از شهودین رو ردیف کردم، ولی گه زد بهش
به تخم هم نیست
نمیتونم اینجا راهش بدم، مایک
چون میدونی که زن حامله دارم و مادرمون پیشمه
دیوونه شدی؟
این مشکل رو حل کن
فقط واسه چند ساعت
مشکلی وجود داره که از بودن یه فاحشه
توی اتاق پذیرایی مادرمون بزرگتر باشه؟
...بیخیال - مایکل؟ -
.کیر توش لاشی
آره
شرمنده دیروقت اومدم - نه -
...دنبال یه جا میگشتیم که
صبرکن - ولم کن -
چه کسشعرها؟
ولم کن مایک - آروم باش -
ولم کن لاشی
...دنبال یه جای امنم
ولم کن - جریان چیه؟ -
مهمون داریم
طبقه بالا، یه اتاق اضافه داریم
تریسی، میشه اتاق رو نشونش بدی؟
حتما - ممنون -
موقتیه، شرمنده
سلام، من تریسیام - من هم آیریسام -
اسم قشنگیه
.اسم خودم نیست از خودم درآوردم
توی دردسر افتاده؟
آره مامان
چهجور دردسری؟ - بدترین دردسر ممکن -
و تقصیر خودش هم نیست
خیلیخب
کی برمیگردی دنبالش، مایک؟
.عصر، شب این قضیه رو هم حل میکنم
هرچه زودتر بهتر
آره - چون نمیخوام -
مشکل اون مشکل ما هم بشه
همین الانش هم هست
ببین من دوستت دارم - کیر توش -
ولی خب کیرم دهنت
میدونم. برو خواب - کیرتوش -
.مایک، گندکاریه بد گندکاریایه
از رفیقت چشمپوشی کردیم بعد اینجوری جوابمون رو میده
نه، بانی دستور این کیری کاری رو نداده
.این دستورش از داخل زندان بوده وای خدا
مگه نگفتی رهبری توی زندان نیست؟
خب نیست
این اصلا منطقی نیست
ببین، وقتی رهبری داخل زندان نباشه
همه سعی میکنن که نقش یه رهبر رو بازی کنن
وای خدا، ایان
یه دیوونه یه سنگ میندازه تو چاه که صدتا عاقل نمیتونن درش بیارن
.این هم نتیجهاش وای خدا
اوضاع داخل خیلی بده مایک
قبلا هم دیدمش
نه مایک، تا حالا این رو ندیدی
نه، توی صحنه جرم من بالا نیار
برو بیرون
...کیرتوش
خب مایکی، تاحالا همچین چیزی دیده بودی؟
چون من ندیدم
نه، اینجوری ندیدم
دادستانی میگه تیراندازی جمعی بوده، مایک
خب هم اون میدونه که تیراندازی گنگستری بوده هم ما
وای خدا
آره وقتی اومدن
و خونه رو به تیر بستن تیراندازی گنگستری بود
ولی وقتی گروه بعدی اومد وسط
مایکی، وقتی شروع کردن به اعدام کردن ملت
کلا تبدیل به یه چیز دیگه شد
به اخبار ملی خوش اومدی
قربان - بله -
آلت قتاله پیدا کردیم
من تنها کسکشی بودم که این رو گزارش داد؟
مایکی، یکی از قربانیها موقع تیرخوردن تلفنی با پلیس صحبت میکرده
به گشت گفتم که این خیابون رو
قبل از ریختنِ توی خونه، ببندن
.رئیس پلیس نترسی داریم چی میشه گفت؟
آره، اینور باهاشون درگیر شدیم
بریم ببینیم - نشونتون میدم -
.اومدیم سمت خونه از اینجا داشتن میاومدن بیرون
باهاشون درگیر شدیم و دهنمون رو سرویس کردن
کیرتوش
از این کوچه رفتن و فرار کردن
ولی یکیشون این رو انداخت
این تفنگ یه گنگستر نیست
نگاهش کن
مایکی، بهش سیستم ریلی اضافه شده
لگدگیر داره
عالیه، اسلحهساز هم هستن
نه، این کیریکاریها رو بلد نیستن
مگه اینکه از مکزیکیها گرفته باشن
این کوچه رو گشتین؟
نه قربان، گفتن منتظر نیروی ضربت بمونیم
چراغقوه داری؟ - آره -
آره
این رو دنبال کن
کیرتوش مایکی، شاید بهتر باشه منتظر نیروی ضربت بمونیم
خب، اگه منتظر بمونیم که این یارو از خونریزی بمیره
اطلاعاتی بیشتر از این دستگیرمون نمیشه
و هیچی نمیدونیم رسما
وای خدا، همین جاست
اسم من «مایک مکلاسکی»ـه
من رو میشناسی؟
اسمم رو بلدی؟
میشناسمت
میشه بیام و باهات حرف بزنم
بهم شلیک نمیکنی؟
داداش، نمیتونم بهت شلیک کنم
تفنگم از دستم افتاد
باشه، دارم میام
تیراندازی کردن و ما هم مقابله به مثل کردیم
فرار کردیم و یهو شکمم باز شد
و دل و رودهم داشت میریخت بیرون
آره، خورده به آسفالت و کمونه کرده
و زده تیکه پارهت کرده
پس بهگا رفتم
آره، در هرصورت بهگا رفتی
همین بغل، دوجین آدم مُرده
خیلیخب
اوضاع خیلی کیری شده، داداش
فکرش رو نمیکردم توی ایستگاه اتوبوس
حمله مسلحانه کنن
داشتن به مادربزرگهای ملت شلیک میکردن
اگه میخوان اینجوری بازی کنن
پس ما هم کیری بازی میکنیم
بعدش هم حتما میخوان به کلیساها حمله کنن
جدی؟ بعدش میخوان چی کار کنن؟
بذار بهت بگم بعدش چی کار میکنن
به مدارس حمله میکنن
بعدش آمار محل کار مادرت رو میگیرن
این قضیه تا تموم نشه فقط به یه شیوه پیش میره
واسه همه دوسر باخته
راهی واسه تموم کردنش نیست
رهبرها از دست رفتن
و بچهها سر گردان شدن
با مکزیکیها رفیق شدین؟
بلادز با آریاییها رفیق شدن؟
هیچی بهت نمیگم - جدی؟ -
از وقتی اومدم که کلی چیز بهم گفتی
نظرت چیه یه چیزی بهم بگی
که تفاوتی ایجاد بکنه؟
استیوی، میشه ناموسا از اینجا گم شی بری؟
یالا، نظرت چیه؟
یه چیزی بگو که تفاوتی ایجاد کنه
توی اون ایستگاه اتوبوس خواهرم رو کشتن
.هشت سالش بود خلاف نکرده بود توی زندگیش
درک میکنم
و فکرکردی کاری که اون تو کردی تمومش میکنه؟
تا وقتی که دوباره رهبرها انتخاب بشن
به تموم ایستگاه اتوبوسها تموم مرکز خریدها، به همهجا حمله میکنن
.درست مثل امشب فهمیدی؟
هیچکس نمیتونه از خونهش بره بیرون
دارم میمیرم رفیق
آره
بیراه نمیگی
حرفی که زدی بیراه نیست
کی دستور این کار رو داد؟
.نگاهم کن کی دستورش رو داد؟
.هیچکس داداش مشکل کیری هم همینه
هیچکس هیچ دستوری نمیده
کسکشها همینجوری جنگ راه میندازن
همینجوری جنگ راه میندازن
میرم با بانی حرف بزنم
مایک، بگو این قضیه رو حل کنه
این شهر قرنطینه میشهها
اگه قرار بود کسی در این شهر رو تخته کنه، ایان
تا الان کرده بود
کسی کاری به اینجا نداره
هی
خوبی؟
چه خبره؟
کیر توی این شغل، مایک
...بهخدا قسم
میدونم
میدونم
بعد ملت براشون سواله که چرا دوست پسر ندارم
نه، درکت میکنم
با کسی نیستی، چون از همه باهوشتری
و به رخ همه هم میکشیش
دیدی؟ بعد وقتی بهت توهین میشه هم میخندی
و حس میکنی بهت توهین شده چون خندیدی
.خیلی پیچیدهست خیلی روی مخی
.بیخیال دیگه سرحال شو
نگاهم کن
اگه آسون بود، همه انجامش میدادن، باشه؟
رئیس تویی
یالا
میدونی که تو هم با کسی نیستی، مایک؟
آره، به دلایل دیگهای
بانی
.من رو که میشناسی پس پیغامت رو بذار
بانی
بانی، مادرجنده
چه مرگته؟
هی
سلام. هستش؟
آره، فقط آماده باش
مایک، این کیریکاری داره از کنترل خارج میشه
نه بابا؟
توی خیابون 23ـم دقیقا وارد چه گهکاریای شدم؟
چه گهی خوردی؟
به دستور تو، قتل عام راه انداخته بودن
من دستور ندادم - عه؟ -
.دستور من نبود نه. نمیتونم
.نمیتونم همچین دستوری بدم این قضیه زیر سر زندانیهاست
با ضارب صحبت کردم
اگه دستور از داخل نبوده باشه
از طرف تو هم نبوده باشه
پس یکی داره این وسط آتیشبیار معرکه میشه
نگهبانهان دیگه - بابا بیخیال -
اون بیناموسها روزگارمون رو سیاه کردن
به یه کسخلی از پشت خنجر میزنن
جسدش رو توی تختش ول میکنن تا بپوسه
کسکشها رو با آشغالها میندازن بیرون، مایک
.گوش کن دوتا مسئله هست
باید همهی افراد خارج از زندان رو جمع کنی
بعدش باید همهتون توافق کنید
که هیچکدوم از کشتیهاتون ناخدا نداره
و تا وقتی ناخدا پیدا کنین هیچ کشتیای از بندر، خارج نمیشه
متوجه تشبیهم شدی؟
نگهبانهای کیری چی؟
اونا با من
پسرعمو، داخل زندان باید نظم به وجود بیاد
اون نگهبانهای حرومزاده هم باید آروم بگیرن
پیدا کردن رهبر زمان میبره
...و الان - آره -
یه رهبر میخواد قد علم کنه
و اون بیناموس تا شبانگاه کشته میشه
ببین، من نگهبانها رو
آدم میکنم
تو هم همین الان باید اعلام آتشبس کنی
چون گارد ملی به زودی
توی این خیابونها گشت میزنه
و دیدیم که اونا چطوری اوضاع رو حل میکنن
باید میانجی بشی
ولم کن، هیچ میانجیگریای نمیکنم
دیوونه شدی؟
پس چطور چهارتا دشمن کیری رو
دور هم جمع کنیم
و کاری کنیم بدون یه آدم سوئدی همدیگه رو نکشن؟
منظورت سوئیسیه؟ [ اصطلاح از بیطرفی ]
.روی من حساب نکن کیر توش
بابا به کیرم
سوئده، سوئیسه، سفیدپوستکدهست
یا هر کشور سفیدپوست دیگهای
که از اون کشور سفید پوست دیگه موقع بمبارانهاتون
پرستاری میکنه
همون
به یه حکم نیاز داریم، مایک
وگرنه، این قضایا
این جنگ رو خیلی بدتر میکنه
کیر توش - خودت که شاهد بودی -
خیلیخب
باشه
یه ایدهای دارم
سراپاگوشم
خیلیخب، سرِ این یکی
باید خیلی بهم اعتماد کنی، بانی
و منظورم خیلیه
بیزیان نیست ولی جواب میده
و قول میدم که سر قولم بمونم
چهقدر زیان داره؟ - خیلی -
و وقتی تموم بشه
دیگه لازم نیست روی این پشت بوم، قایم بشی
باشه؟
کل زندگیم رو وقف همچین کار کیریای کردم
و هر دفعه، به یه نحوی اوضاع بدتر میشه
و وقتی با خودت میگی دیگه از این بدتر نمیشه
یه راهی واسه بدتر شدن پیدا میکنه
آره
بهت اعتماد میکنم
باشه
خوبه
تا سه ساعت دیگه میبینمت
باشه
سه ساعت. باشه؟ - حله -
.دیر نکن ارتش هم با خودت نیار
و آدمهات رو واسه شرایط فعلی اینجا نگه دار
سه ساعت. باشه؟
بله
منم. بیداری؟ یه فکری دارم
دوتا زاناکس، سه پیک ویسکی
چه فکری داری؟
اگه رهبر هر 4 گنگ رو تحویلت بدم، چی؟
.همه کسانی که دارن میجنگن اگه همهشون رو بهت بدم، چی؟
چه بهایی برای من داره؟
باید بندازیشون ندامتگاه نه زندان شهر
تحت عفو مشروطن؟
دوتاشون آره
.یکیشون نیست اون یکی رو نمیدونم
اتهامش چیه؟
حمل سلاح گرم
این ده سال حبس پشتشه، مایک - آره -
ولی مسئله اینجاست، اولین
ازت میخوام تمامی اتهامات رو رفع کنی
خب چرا اصلا باید بهشون اتهام بزنیم، مایک؟
چون نیاز دارم برن زندان
.و رهبر جدید انتخاب کنن به این دلیل
میخوای رهبرهای چهارتا
از بدترین گنگهای زندانی رو دستگیر کنم
تا بتونن یه ساختار رهبری جدید
داخل زندان، درست کنن؟
دقیقا
هیچ میدونی این چهقدر غیرمعقوله، مایک؟
اولین، تو بهتر از هرکسی میدونی
که اوضاع بیرون از زندان تحت شعاع اوضاع داخل زندانه
الان هیچکس رهبر زندانیها نیست
مگه اینکه هی بخوای
بری بالای سر جسد یه دختر 16 ساله
که توی ایستگاه اتوبوس منتظر دوست پسرش بوده
سر درنمیارم
من سردرمیارم. باشه؟ من درمیارم
پس باید بهم اعتماد کنی
باشه
خیلیخب، به زودی اتفاق میافته
.پس آماده باش بهت زنگ میزنم
سلام. تبریک میگم
این کیریکاریها چیه، مایک؟
کدوم کیریکاریها؟
دیگه تو یکی قایمکی نیا بالا سرم
چی؟
همین الان از وسط ورودی خونهت رد شدم
.در خونهت بازه آروم باش
اینجا چه گهی میخوری؟
شنیدم زندان رو دادن دستت
خب، وقتی رئیسهای زندان اوضاع زندان از دستشون خارج بشه
.شغلشون رو هم از دست میدن موقتیه
یه چیزی هست که باید نشونت بدم
چی رو؟
یه تاثیر فوری روی موقعیت شغلی جدیدت داره
خب، تعریف کن
توی "شهر چادر" به رهبرهای جدید نیاز داریم
و باید انتخابشون کنیم
نظم شهر چادر دست خودمه
چرا خرابش کنم؟
چون برای حفظ نظم در خارج از زندان
.به نظمِ در زندان نیاز داریم به این دلیل
بذار همدیگه رو بکشن
این اوضاع به خیابون هم کشیده
اون هم بدجور
و چیزی نمیگذره
که مدرسه بچههای تو رو هم به گلوله میبندن
همینطور شهربازیها و کلیساها رو
ما هم چنین چیزی نمیخوایم
اسلحه لازمم میشه؟
کیرتوش، من که یکی دارم
بذار لباس عوض کنم و تفنگم رو بیارم
معاونت کیه راستی؟
کارنی
کیرتوش. ناموسا؟
مطمئنی رفتار مناسبی واسه این کار داره؟
تنها رفتاری که باعث بقا در این کار میشه رو داره
تو بقا پیدا کردی، کریم
.زنده موندم بهنظرم با بقا فرق داره
توی ماشین میبینمت - باشه -
با کسی حرف میزنی؟
درباره چی؟
با کی حرف بزنم آخه؟
تجربیات کسشعری که داشتی رو پیش کی درمیون میذاری؟
من کلا با کسی حرف نمیزنم
چیزی واسه از دست دادن ندارم
برادرت با کی حرف میزنه؟
نمیدونم. احتمالا زنش
به کص عمهش خندیده
آره، به کص عمهش خندیده
سلام
بهتره تابلو نباشی، رابرت
آره، با این یونیفرم خیلی تابلوئم
آره - استیوی روی پشت بومه -
.افرادم توی انبارن اتصالمون برقراره
بهنظرت واسه پلیسها
توی خیابون، جاسوس نذاشتن؟
.جاسوسهاشون افشا شدن من رو که میشناسی
سحرخیز باش تا کامروا شوی
همهچیز آمادهست
داری من رو وارد چه داستانی میکنی؟
قراره قول بدی و سرش بمونی
این لاشی
چه گهی داری میخوری؟
من با این آشغالها مذاکره نمیکنم
.ما قرار نیست درگیر بشیم نظرت چیه بذاریش کنار؟
باشه؟ آروم باش
تکون نخور
دستهات رو بذار روی سقف ماشین
بگیرش پایین بابا
یالا، در ماشین رو ببین
دستهات رو بذار روی ماشین
مرسدزی، صندوق رو باز کن
دور بزن بیا سمت من
دستهات رو بذار روی کاپوت
یالا کسکش، زود باش بریم
بمون
برو بیرون
.من پادشاهم، عزیزم پادشاهان به شمشیر نیازی ندارن
اگه پادشاه بودی
دیگه نیازی به این جلسه کیری نبود
تنها برو اونجا
شما کسخلها برگردید توی ماشین
توی پارکینگ، رو به من پارک کنید
تا وقتی دست تکون ندادم حرکت نکنید
بانی - اینجا چی داریم؟ -
وای، سفیدک عصبانی رو ببین
و عمو تام هم هست
.از دیدنت خوشحالم ممنون که اومدی
چهخبر مشتی؟
چطوری؟ هنوز گشاد گشاد راه میری؟
نظرت چیه بندازمت توی آب
ببینم با این کون چاقت میتونی شنا کنی یا نه؟
.میتونی امتحان کنی همین جام که
بریم - به حرف زدن ادامه بده، ثاگ لایف -
بذار ببینیم تفنگم تا کجا میره تو کونت
بیخیال بچهها - بایست -
اینجوری قراره صلح رو برپا نگه داریم؟
میشه این کیرخر رو
بذاری توی صندوق عقبی چیزی؟
فقط خودت بیا بیرون - خودت رو زخمی نکنی -
توی پارکینگ، رو به من پارک کنید
تا وقتی دست تکون ندادم حرکت نکنید
خوبه
مایک
نمیشناسمت - از طرف گرند رپیدز اومدم -
کسی رو توی کینگزتاون نداریم
که توی اینجور مواقع نمایندهمون باشه
از کجا بدونم رفیقهات توی کینگزتاون
به حرفهای تو عمل میکنن؟ - بایست -
وقتی به حرفم عمل نکنن دیگه رفیقهام نیستن
دستهات رو بذار روی فرمون
خیلیخب، همه اینجان
مکزیکیها و بلادز، دست در دست
زندگی چطوره، برادر؟
امروز برادریم؟ - آره -
سعیمون رو میکنیم
داداش، چرا این کسخل رو آوردی اینجا؟
اومده تضمین بده که این قضیه بیریخت حل میشه میره پی کارش
خیلیخب، هرگونه آتشبس یا توافقی
که اینجا بهش برسیم
باید داخل زندان هم اجرا بشه، باشه؟
وگرنه هیچ ارزش و معنی دیگهای نداره
باشه؟ پس میتونیم یه همچین توافقی بکنیم
رئیس موقت زندان دوباره توی زندان گشت میده
و هرگونه درگیریای که رخ بده مداخله میکنن
غذا چی؟
میدونی چی به خورد اون کسکشهای بدبخت زندانی میدن؟
تمامی طرحهای زندان تعلیق شدن
تمامی غذاها واگذار شدن
آشپزخونه یا یخچالی نداریم
پس تا وقتی که بتونیم زندانیها رو ببریم تو
غذاهای کیسهای تنها کاریه که ازمون برمیاد
بهای شورش همینه
تلافی کردنهاتون چی؟
شما نگهبانها به اندازه کافی تلافی کردید
یا هنوز یهکم تجاوز درونتون باقی مونده؟
نه، یهکم توم باقی مونده
چی گفته بودم؟
چی گفته بودم؟
این کیه دیگه؟
این دستیار دادستانه
میدونم. چه دخلی به این ماجرا داره؟
میخواد بهتون قرصی رو بده
که قراره قورت بدین
این واسه آروم نگه داشتن همهست
هر حرکت یهوییای تهدید تلقی میشه
و قبلا همه دیدید
که با تهدیدات، چطوری مقابله میکنم
بابت حمل سلاح گرم
بازداشت میشید
و وقتی توی زندان، صلح برقرار شد
اتهاماتتون رفع میشن
و واسه شماها، یعنی صلح برای همه
باشه؟
چند وقت قراره نگهمون دارن؟
چند وقت طول میکشه
که اوضاع داخل رو حل کنید؟
خیلی طول نمیکشه
واسه من هم زیاد طول نمیکشه
خیلی بیرحمی، مایک
اگه راه دیگهای هست بگو بانی
زانو بزنید
و دستهاتون هم بالا باشه
نه، همینجا بمون مایک
مادرجنده، بمون و تماشا کن
حلش کن، بانی
یالا پسرها
کون لقت
سلام مامان
مایکل
سلام
کیرتوش
.وای خدا، مامان چه خبره؟
رفته - رفته؟ -
.توی اتاقش نیست رفته
لعنتی
باید 45تا برم ولی دارم با 25تا میرم
توی سربالایی، داره یه قایق رو با جیب حمل میکنه
ازش رد شو
بیخیال. واقعا؟
آره
آره؟
راننده، بزن کنار و نگه دار
آره، خودت. بزن کنار
کیرتوش
لاشی
بهم چی گفتی؟
لاشی
یارو داره از سربالایی یه قایق رو میبره بالا
بعد میری دنبالش و براش آژیر روشن میکنی
یارو سرعتش رو زیاد میکنه
بعد بهش میگی بزنه کنار؟ لاشیای دیگه
نور بالا زدن، به معنی سرعتت رو زیاد کن" نیست"
یعنی بزن کنار و از سر راهم برو کنار
باشه، ولی اگه قراره همچین کاری بکنیم
بذار درست انجامش بدم
.ببین، شورشِ زندان نیست که باشه؟
.یه تست الکله آروم باش
.باید آمار پلاکش رو دربیارم لعنتی
لحظهشماری میکنم ببینم چهقدر مشروب زده
موراس، صبرکن که من وارد موقعیت بشم
جناب، میدونید چرا گفتم که بزنید کنار؟
کیرتوش
کیرتوش. موراس
لعنتی
موراس
مرکز، آلف... کیرتوش
مرکز، آلفا 217 هستم
.یه افسر تیر خورده جای چندتا گلوله روی بدنشه
...ضارب تیرخورده و اون یکی
آمبولانس بفرستید اینجا
.دریافت شد، آلفا 217ـ موقعیت مکانیت رو بگو
بزرگراه 31ـم
.شمال... کیرتوش ...شمال
با فرسنگشمار بگو، آلفا 217ـ
نمیدونم
از چراغت استفاده کن
کیرتوش
کیرتوش
جایی واسه رفتن ندارم
خونهای ندارم
لطفا؟
خونهای ندارم
الان خونهای
پیاده شید
.گم شو از سر راهش برید کنار
بهگمونم اینجا به درگاه خدا، دعا نمیکنید
چون اگه میکردین
الان به شیطان زل نزده بودین
« مترجم: علیرضا نورزاده » @MrLightborn11 :در تلگرام
آنچه خواهید دید
فرار کرد رفت؟
آره
این خونه جدیدته
آیریس رو میشناسی؟ دختر دردسرسازیه
.به رئیست بگو میدونم آزاد شده بگو پیداش میکنم
بخواب رو زمین
نوهم رو میشناسی؟
.بله خانم واسه همین اینجاییم
قرار نبود اینجوری بشه
حتی آدمهای خودت رو هم نمیتونی کنترل کنی
مادامی که رهبرهاشون توی زندانن و برامون کار میکنن
بهشون حمله نمیکنید
تلافی میشه
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.