Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[نیروی دریایی ایالات متحده که تحت تأثیر خطرات جنگ جهانی دوم قرار گرفته بود،]
[موجی از هوانوردان مشتاق را که آماده نبرد در طرحی به نام «نمایش بزرگ» بودند، برگزید.]
[اما هماکنون سال ۱۹۵۰ است و پس از پنج سال صلح، درگیریای جدی...]
[در مرز کرههای جنوبی و شمالی رو به وخامت است.]
[شاهد روایتی از «جنگ فراموششده» آمریکا هستید.]
[برداشتی از اتفاقاتی واقعی]
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آرمان اسدی»
«از خودگذشتگی»
[پایگاه نیروی دریایی«کوانست پوینت»] [رود آیلند]
- تکون بخورین! - ممنون قربان.
[رود آیلند، نورث کینگزتاون] [مارس ۱۹۵۰]
احتمالا نشه راحت جایگزینش کرد.
آره، برو لوله هواکشش رو تخلیه کن.
به هیچ دردی نمیخوری.
آره، با خودتم.
به نفعته فرار کنی. گفتم فرار کن!
همهچی مرتبه؟
انتقالیمون خودتی؟
ستوان تام هادنر هستم.
جسی براون هستم.
خوشوقتم.
- از کجا اومدی؟ - از پرل هاربر.
- هواپیمای بیرکت داشتی؟ - اسکایریدر داشتم.
کلی پرواز مهم داشتم. رد اژدرها رو میگرفتم.
سرمون بعد از جنگ شلوغ بود.
تو نمایش بزرگ پرواز کرده بودی؟
نکرده بودم.
پس بهمون میای.
منظورت چیه؟
- همین که کمی پرواز میکنی، خدا رو شکر کن. - صبح به خیر جسی.
صبح به خیر جسی.
خودت محدودیتی نداری کارول.
سلام! حتما تازهواردمون خودتی.
مارتی گود هستم، فامیلیم ساکنه.
- اولش «گاف» داره دیگه؟ - تهش ساکنه.
وای خدا! نگو باز هم از این روستاییها نصیبمون شده.
خیلیخب مارتی. حرف دهنت رو بفهم.
بو لاوری هستم.
ایشون هم جریه.
آلمانیه.
- بچه آلمانه. - باشه، باشه، باشه.
خوشوقتم. ضمنا، مهم نیست بقیه چی بگن،
اسمم کارول مورینگه.
خیلی خوشوقتم.
چه صحنه قشنگی.
- از دیدنت خوشحالم بیل. - من هم از دیدنت خوشحالم.
آقایون، ایشون تام هادنره.
تو پنساکولا با هم بودیم. خیلی سرسخته.
خوشقیافه هم هست.
میشه گفت بیش از حد خوشقیافه است.
انگار احساس تنهایی میکنین.
به ویاف۳۲ خوش اومدی.
آیا اتم دنیا رو با خاک یکسان میکنه...
یا مایه خیر بشریت میشه؟
استالین و شورویها بمب خودشون رو آزمایش کردن...
و خیلی جالبه که طراحیش عین بمب خودمونه.
در حالت عادی، میگفتم یه قدم ازمون عقبترن،
ولی این فیلم مال شش ماه پیشه.
به زودی بمبافکنی رو باهاش مجهز میکنن.
بو، میشه قطعش کنی؟
خب، حالا خبردار شدین.
بچهها، نیومدین اینجا که صرفا پرواز و عشق و حال کنین.
آخه اونها دست رو دست نذاشتن.
ولی اگه تمرین کنین، هیچ خلبانی رو کل زمین...
نمیتونه به گرد پای هوانوردهای نیروی دریایی ایالات متحده برسه...
و واقعا به این مسئله معتقدم.
احسنت!
خب، جابهجاییها رو اعلام میکنم...
کنینگ، مورینگ با توئه.
لاوری، گود با توئه.
- ناوبان دوم بران! - بله قربان.
امروز ستوان هادنر با توئه.
چشم قربان.
خوش بگذره.
مت، کالاوی با توئه.
خیلیخب، نقشهها رو دربیارین، حواستون رو جمع کنین و برین تو کارش.
- ببین به گرد پام میرسی یا نه. - بجنبین.
- یوهو! - خیلیخب بیل. آمادهای؟
آخه اگه اون دختره رو بیاری، به مشکل میخوری.
ای بابا. قراره رو پام بشینه. منظورت چیه؟
منظور خاصی ندارم.
هوا گرمه، کلاه پشمی نمیخواد.
جزو وسایلمه. آدم که نمیدونه کی لازمش میشه.
کارکنان برن کنار.
سعی میکنم به کانادا نرسیم ستوان.
ملخت رو بپا.
سعی کن بالم رو قطع نکنی.
برگشتی به جایی سر میزنیم.
- سعی کن عقب نیفتی. - چی گفتی؟
داری چه غلطی میکنی ناوبان دوم براون؟
هنوز عقب نیفتادی؟
وقتی گفتم، محکم میکشیم بالا.
آماده باش، بکش بالا!
خودت نمیخوای به جایی سر بزنی؟
با این که هوانورد نیروی دریایی هستی، خوب پرواز میکنی.
آشنایی با هواپیما به درد میخوره.
آدم که همهچی رو با کتاب یاد نمیگیره.
تو دانشکده هم یاد نمیگیره.
خب، آشنایی با هواپیما با پرواز خطرناک فرق میکنه.
آدم تو ارتفاع سه هزار متری...
چی از همراهش دستگیرش میشه ستوان؟
از کجا معلوم، شاید اگه طرف رو کمی تو دردسر بندازه،
بفهمه واقعا چهجور آدمیه.
نظرت چیه یه آبجو مهمونت کنم؟
میتونیم هم از خودم بگیم،
هم قبول کنیم همدیگه رو موقع تمرین نکشیم.
قشنگ میشه ستوان،
ولی من الکل نمیخورم.
تونستی فانوس دریایی رو ببینی؟
دیدم.
یوهو!
وقت غذاست بچهها.
ایول.
مارتی، از اون چنگالها بهم بده.
- خیلی خوشمزه میزنه. - نوش جان بچهها.
ممنون بابا.
از اون دستمالها بهم بده.
خب، جریان خلیج روبهراهه.
معمولا کمی شلوغ میشه.
کلی از ساکنین میان،
ولی کلی دختر دانشجو هم میان...
که خوششون میاد شبهای وسط هفته بیرون برن.
سادائو پنجشنبهها خوبه.
دیمبر به درد شنبهها و یکشنبهها میخوره،
ولی نباید خودت رو لو بدی.
البته فرض کن داری سرمایهگذاری میکنی.
بهم اعتماد کن.
ولی باید بهت هشدار بدم،
این روزها، هرجا که بری، باز هم دشواره.
خب؟ دخترهای این حوالی از مدالهای خدمت عادی خوششون نمیاد.
برخلاف حرفشون، دنبال بوی جنگن.
دنبال قهرمانن.
ولی فقط سوولی چنین آدمیه.
طرف نشان صلیب نیروی دریایی گرفت و همسر پیدا کرد.
شاید واسه همون بوده باشه.
خب، تو که متأهل نیستی، مگه نه؟
نه. اول به نیروی دریایی میرسم، بعدش بقیهاش رو ردیف میکنم.
آدم زرنگی هستی.
چطوری عضو نیروی دریایی شدی؟
بعد از واقعه پرل هاربر تو دانشکده ثبتنام کردم.
میخواستم کمک کنم.
عین بقیه.
ولی آره، وقتی اومدم، دیدم دوران قهرمانها گذشته...
و ناوگان مچاله شده.
اوهوم.
جنگ یه ماه قبل از فارغالتحصیلیم تموم شد.
راستش، گمون کنم چند سالی دیر به دنیا اومدیم.
شاید هم زود به دنیا اومدیم.
کل دنیا عوض شده.
اصلا خیال میکردی هوانوردی رنگینپوست...
تو گردان هواییت باشه؟
خب، من نیومدم اینجا که غذا نخورم.
- به سلامتی. - خیلیخب.
صدفش چطوره؟
سلام.
دقیقا به موقع رسیدی که با هم شام بخوریم.
- درسته خانم. - اوهوم.
ولی میشه قبلش برقصیم؟
همیشه میشه.
همیشه میشه.
اومدنی همسایهمون رو دیدم.
من هم امروز صبح دیدمش.
ظاهرا خانم خوبی بود.
خوب بودن ملت از ظاهرشون معلومه؟
از ظاهر من معلوم نبود؟
به نظر من که ظاهرت...
عین مرغ پیر بدجنسی بود.
عه!
- دیزی؟ - اوهوم؟
وای!
وای!
بیا ببینم.
یوهو!
حساب نیست.
- هرچی بیشتر، قویتر عزیزم. - اوهوم.
- میخوای عزیز دلت رو رنگ کنی؟ - یکی از عزیزان دلم رو رنگ میکنم.
نه. بیا، بیا!
بیا.
حمله کردم!
خب، خودم میدونم خلبانها شبانه پرواز نمیکنن.
یعنی از کجا فهمید؟
کجا رفتن؟
کجا رفتن؟
کجا رفـ... پیداتون کردم!
وای! خودمونیم. خیلیخب، خیلیخب.
تسلیم میشیم.
خب، خوب مقاومت کردی، ولی متأسفانه در حدم نبودی سرباز.
سلام سرکاران عزیز.
خیلی سروصدا میکنین.
همسایههاتون از سروصداتون شکایت کردن.
حتما همونی بود که ظاهرا آدم خوبی بوده.
♪ چی بهم گفتن... ♪
♪ نمیدونم چی بهم گفتن... ♪
♪ بال هواپیماهای نیروی دریایی طلاییه. ♪
دو متخصص چرخش بال بیان اینها رو عوض کنن.
کل لباسزردان محوطه خارج بشن.
صبح به خیر بچهها!
ظاهرا یکی از هواپیماهای شناساییمون...
چند روز پیش تو دریای بالتیک سقوط کرده.
خب، عکسهای پنتاگون...
از لباسفرمهای نیروی دریایی تو ساحل...
و فرودافزار هواپیماهاشون...
که کلی تیر خورده بودن رو...
تو روزنامهها چاپ نکردن.
چنین کاری حمله خفیف محسوب نمیشه.
از واشینگتن خواستن آماده پاسخ به روسها باشیم...
و قراره با این آماده بشیم.
این شما و این اف۴یو کرسر.
کمی بعد از جنگ باهاش پرواز کرده بودم.
ولی نیروی دریایی تپلتر و خشنترش کرده.
خودم میدونم خیلیهاتون با کرسر پرواز نکردین، ولی نگران نباشین.
این هواپیما هم عین اینجانب، تو نمایش بزرگ جواب پس داده.
خب، با این هواپیما باید دستتون رو کثیف کنین.
قراره خیلی به نبرد نزدیک بشین...
و کمکم با خودتون میگین اشتباه کردین که به ارتش ملحق شدین.
ضمنا، باید بگم لقب نسبتا ناخوشآیندی داره.
لقبش «بیوهساز»ه.
چه خوب که متأهل نیستم.
خب، «ناوبانکش» هم خطابش میکنن.
این موتور از قدرتمندترین موتورهاییه که به عمرتون باهاش پرواز میکنین.
اگه محکم تکونش بدین، میچرخه و سقوط میکنین.
گشتاورش در حد از جا کندن خونه است، پس زیاد بهش فشار نیارین.
گروه هوانوردان میخواد سریع آماده بشیم.
واسه همین دارن دستورالعملش رو به اتاق فرمان تحویل میدن.
اگه سوال دیگهای دارین،
خدا به دادتون برسه و از استاد کنینگ بپرسین.
خیلیخب.
- وای، انگار خیلی خشنه، مگه نه؟ - «بیوهساز» خطابش میکنن.
وای! خیلی قشنگه!
- استاد کنینگ؟ - خیلی خوشگله.
ببین بو، نمیفهمی داری چیکارش میکنی.
برسونمت؟
بچهها میگفتن خانوادهات همین اطراف ساکنن؟
اونطرف خلیج، تو فال ریور ساکنن.
حتما خوشحالن که برگشتی.
گمون کنم اگه برمیگشتم...
واسه خانوادهام کار کنم، کمی خوشحالتر میشدن.
خیر سرم باید سوپرمارکتهای بابام رو بگردونم.
ولی ماجراجویی صدام کرد.
خودت چی؟
واسه چی اومدی اینجا؟
همیشه میخواستم پرواز کنم.
میخواستم کنار بهترین خلبانها پرواز کنم.
بهترینها هم تو نیروی دریاییان.
- مرسی که رسوندیم. - خواهش میکنم.
سلام خانم. تام هادنر هستم.
دیزی هستم.
نمیخواین گلویی تازه کنین؟
مطمئنم ستوان هادنر کار دارن.
بهتره برگردم خانم.
راستی، خونه خوبی دارین.
از رو زمین قشنگتره.
ممنون.
- مؤدب باش. - چی؟
مؤدب باش.
هنوز مطمئن نیستم آدم خوبیه یا نه.
ماشینمون کجاست؟
بچهمون کجاست؟
خوابه.
ماشینمون کنار جاده است.
ولش کردم.
خیلیخب.
احتمالا لاستیکهاش رو دزدیده باشن.
سلام هوانوردان!
بدم نمیاد بالهی دمم هوایی بخوره.
صبر کنین زمان تخمینی رو اعلام کنیم.
صبر کنین زمان تخمینی رو اعلام کنیم.
آهای ستوان!
گمون کنم ازم خوشش میاد.
آخرین حرف خیلیها همین بوده.
گازت نمیگیره.
میدونی چه مسئلهای رو تو دستورالعملش ذکر نکردن؟
ننوشته بودم دماغهاش چقدر بزرگه.
اگه ناوبر رو نبینیم، چطوری میخوایم روش فرود بیایم؟
یه سری چیزهاش جابهجا شده، ولی همهچیش عین سابقه کارول.
فقط جابهجا شده.
راستی، میدونستی موقع یاد گرفتن پرواز با بیرکت، ساقطش کرده بودم؟
راستش، بهتره حرفت به گوش گود نرسه.
کار از کار گذشت.
شاید بسیاری از دستاوردهای...
خلبانان جنگی باورکردنی نباشه.
ولی وقتی آدم از طریقه پیروزیهاشون...
و سامانههاشون خبردار بشه،
متوجه میشه صرفا فوت کوزهگریشونه...
و این جنگجویان توانایی و دانش لازم...
واسه پیروزی تو نبردهای هوایی رو دارن.
امروزه، مهمترین عنصر تاکتیکهای جنگی نیروی دریایی ایالات متحده کار گروهیه.
کار گروهی، هماهنگی، همکاری یا هر اسم مشابه دیگهای...
در حین همراهی بمبافکنها...
و اژدرها به کار این جنگجویان میاد.
جنگجویان از همین طریق از همدیگه محافظت میکنن...
و تو درگیریهایی که ممکنه به از دست دادن یا نجات دادن ناوشون ختم بشه، پیروز میشن.
آدم باید با ذهنش مبارزه کنه،
قضاوتش رو به کار بگیره،
مهارت خلبانیش رو به کار بگیره...
و تیراندازیش بهتر باشه تا احتمال پیروزیش بالا بره.
اگه تکتک لحظهها رو به کار بگیرن،
خودشون رو بیمه کردن.
خبردار.
آزاد باشین آقایون. آزاد باشین.
من سروان توماس سیسن هستم...
و فرمانده یواساس لیتهام.
خب، متوجه شدیم شورویها دارن سعی میکنن بندری...
تو آبهای گرم دریای مدیترانه رو تصاحب کنن.
خب، خیال کردن میتونن به زور وارد اروپا شده...
و متحدین جدیدمون در ناتو رو بترسونن.
خب، از نظر مسئولین واشینگتن، بهتره جلوی این کارشون رو بگیریم.
ما هم داریم نیرو جمع میکنیم که نذاریم جنگ سرد، داغ بشه...
و سوولی بهم گفته اینجا بهترین جا برای چنین کاریه.
هفته آینده اعزام میشیم.
مشتاق همراهیتونم.
خیلیخب، خیلیخب.
یادتونه بهتون گفته بودم سریع آماده بشین؟
منظورم این بود که سریعتر آماده بشین.
آخرهفته گزینش داریم.
اگه نتونین کرسر رو روی لیته فرود بیارین،
به پایگاهی تو خشکی در حد توپیکا یا جای بدتری...
اعزامتون میکنن و خدا به دادتون برسه.
در هر صورت،
حسابتون رو با بار صاف کنین بچهها.
از رود آیلند میریم.
وای، شروع شد.
رفتنم صرفا به معنای جنگیدن نیست دیزی.
قرارمون همین بود دیگه عزیز دلم.
یادته؟
خودمون میدونستیم چنین روزی از راه میرسه.
ولی باز هم راحتتر نمیشه.
اما چیزیمون نمیشه.
دلخور میشیم...
ولی چیزیمون نمیشه.
خیلیخب.
جسی، جریان چیه؟
راستش رو بخوای...
تو فکرشم که فردا کرسره رو فرود بیارم.
هواپیمایی نبوده که به عمرت نتونی فرود بیاری جسی.
این هواپیما به کشتنم میده.
دیدش عین بیرکت نیست.
غریزهام رو تحتالشعاع قرار میده.
غریزهات...
از معدود چیزهای این دنیاست که بهش اعتماد دارم.
تو هم اگه به هواپیمائه اعتماد نداری،
باید به چیزی که سالم و سلامت باهاش فرود بیای اعتماد کنی.
چشم خانم.
- آمادهای کارول؟ - عقب نمونی مارتی.
هرکی آخر بشه، امشب بقیه رو مشروب مهمون میکنه بچهها.
امیدوارم پول نقد همراهت باشه.
لازمم نمیشه، پول خودت رو خرج میکنیم.
به هیچ دردی نمیخوری.
امکان نداره اون هواپیما رو فرود بیاری کاکاسیاه.
پسرک.
با اون قیافه میمونت اصلا نباید پرواز کنی.
پرواز آغاز شده، پرواز آغاز شده.
مواظب فشار وارده باشین. همگی حاضر بشین.
نمیخواد همه بیاین.
رفتم تو کارش!
کل تعمیرکاران مستقر بشن.
کل تعمیرکاران مستقر بشن.
[یواساس لیته] [حوالی ساحل «کوانست پوینت»]
- هادنره. - اوهوم.
داری خوب نزدیک میشی هادنر. فقط حواست به راهنمای فرود باشه.
خیلیخب خوشگله.
خیلیخب، سه به یک شرط میبندم نمیشینه.
قبوله.
اگه منفجر شد، بیشتر هم میدی؟
امان از دستت بو، ما که نمیخوایم بمیره.
ظاهرا میخوان شاهد پیروزی جکی رابینسون خان باشن.
ناوبان دوم براون، ارتفاعت خیلی زیاده.
داره خیلی بد نزدیک میشه.
یالا دیگه. دماغهات رو بده بالا.
چرا به راهنمای فرود گوش نمیده؟
ای خدا!
چیزی نمونده بود براون. میخوای ولش کنی؟
دارم دور میزنم.
گروه سقوط آماده باشین.
ارتفاعت هنوز خیلی زیاده براون.
حواست جمع نیست.
ردیفش میکنم.
آفرین جسی.
احسنت!
همگی توجه کنین.
عملیات پرواز یه ساعت دیگه آغاز میشه.
پونزده دقیقه خسارات وارده رو بررسی میکنیم. همگی حاضر باشن.
پونزده دقیقه دیگه خسارات وارده رو بررسی میکنیم.
مهم نیست چطوری موفق شدی. همین که فرود اومدی مهمه رفیق.
بچهها،
تو گزینش قبول شدین.
احسنت.
- بهترین امتیاز رو... - ایول.
ستوان هادنر از آن خودش کرد و کس دیگهای بینقص نبود.
وای، گندش بزنن.
حالا باید از ناوبان دوم براون بگیم.
«چنبهربکب.»
چیزی نمونده بود همهمون رو به کشتن بده.
امشب خوش باشین بچهها. صبح اعزام میشیم.
خب، اگه تا حالا کارهاتون رو تکمیل نکردین،
الان وقتشه.
خیلیخب.
باید چه کاری رو تکمیل کنیم رفیق؟
من میرم دنور بچهها.
چه فرودی داشتی.
هرچقدر هم مست باشم، میتونم پشت فرمون بشینم.
صرفا سعی کردم جالب باشه.
هنوز ماشینت رو تعمیر نکردی؟
با بچهها میری بار؟
گمون نکنم.
میخوای بیای تو؟
سلام، هستی دیزی؟
بله؟
بهت چی گفته بودم؟
چشم خانم.
مامان جون؟
عه.
- بذار من برم پیشش. - باشه.
- باز هم از دیدارتون خوشحالم. - همچنین.
از کدومشون خوشت میاد؟
از آبیه؟
از خاکستریه؟
خاکستریه.
- امروز خوش گذشت؟ - اوهوم.
- واقعا؟ - اوهوم.
چیکار کردی؟
یادت نمیاد؟
بفرمایین.
خیال میکردم جسی الکل نمیخوره.
خودش نمیخوره.
شوهرتون هوانورد خیلی خوبیه.
خب، حتما شما هم به نظر خودش خیلی خوبین.
آخه کسی جز خودتون...
و کارول مورینگ رو از گردان هوایی ۳۲...
به خونهمون دعوت نکرده.
خوبه که آدم همراه پروازش رو بشناسه.
بفهمه واسه چی میجنگه.
خوشم اومد.
خودت چی تام؟ تو واسه چی میجنگی؟
به جز خدا، کشور و شرافت.
خانم بارون، راستش...
امیدوارم خودم هم به نتیجه برسم.
بیا ببینم.
- بیا ببینم. - خیلیخب.
راستی، گول سکوتش رو نخور.
قسم میخورم اگه بهت اعتماد کنه،
به عمرت آدمی به بامزگی خودش ندیدی.
- گمون نکنم هنوز اون روش رو دیده باشم. - اوهوم.
مشتاقم ببینم.
خب، قراره کلی با همدیگه وقت بگذرونین.
کلی تو جاهای کوچک وقت میگذرونیم.
میشه ازت بخوام لطفی در حقم بکنی؟
معلومه.
همین که سوار اون کشتی و هواپیما بشه،
دیگه نمیتونم ازش محافظت کنم.
واسه همین باید هوای جسی عزیزم رو داشته باشی.
خب؟
باشه.
خیلیخب.
خوب بود؟
- هوم. - خوب بود، مگه نه؟
- اوهوم. - اوهوم.
ایشون کیه؟
ایشون پمه.
سلام پم.
گمون نکنم بخواد خجالتزدهات کنه ستوان.
کار از کار گذشته. بیا ببینم.
- احتمالا خوشقیافهتر از خودت باشه. - خیلیخب.
خب، خودم میدونم آخرین شبیه که اینجاییم،
پس میرم که با هم خوش باشین. باز هم بابت مشروب ممنونم.
- خواهش میکنم. - بدرقهات میکنم.
فقط مواظب باش.
بلایی بدتر از آفتابسوختگی وخیم سرم نمیاد.
هرچقدر دوست داری سیاه شو، فقط برگرد خونه.
آخه وقتی برگشتی، من رو میبری باهاما.
باهاما؟
اگه بتونم برم ساحل،
برات از اون مایوهای اروپایی میخرم.
از اون دوتکهها میخرم.
عزیز دلم...
خودت که میدونی همیشه میتونی برگردی اینجا و برام دست تکون بدی.
هشت هزار کیلومتر بیشتر فاصله ندارم.
- خودم هم دست تکون میدم. - اوهوم.
جای تنها کسی که به عمرم باهاش آشنا شدم،
تو آسمون بود.
فقط یادت باشه که جات این پایین پیش ما هم هست، خب؟
- هر هفته برات نامه مینویسم. - اوهوم.
خودم میدونم مینویسی.
[دریای مدیترانه، حوالی ساحل ایتالیا] [مه ۱۹۵۰]
زنجیرها رو باز کنین.
همگی به مقرهای نظامی برن!
همگی به مقرهای نظامی برن.
شاید اگه نیمهشب وارد عمل میشدیم، سریعتر عمل میکردین.
شما متوجه نیستین که این اتفاقات...
به زودی واقعی میشه.
اون موقع باید خیلی سریعتر از این حرفها عمل کنین!
چشم قربان.
خیلیخب.
باید ببرمش بخش ۲ای.
دارم از آماده شدن خسته میشم.
از زندگی تو این قوطی ساردین شناور خسته شدم.
از بوی ساردین تو خسته شدم.
بوی مرد جماعت همین شکلیه.
امیدوار باش خودت هم روزی چنین بویی بدی آلمانی.
چندین روز بود اینقدر هیجانزده نشده بودیم.
ناوبان دوم براون.
میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟
آدم از آرزو کردن پشیمون میشه.
من عوضش میکنم.
چشم قربان.
عجب.
مجبوریم رو عرشه بگیریم؟
آره بابا. اگه جلوی هواپیمات باشی، خیلی خوب میشه.
آروم باش. خیلی خوشتیپی.
جریان چیه؟
از مجله «لایف» اومدن.
گمون کنم پنتاگون میخواد خبر مثبتی واسه مردم کشورمون منتشر کنه.
اینجوری بهتر احتمال جنگ دیگهای رو قبول میکنن.
چه تیتری از «سیاهپوستی موفق» بهتره؟
واقعا نماد قشنگی میشه. باید بهش افتخار کنی اسکیپ.
خفه شو بو.
مافوقتون گفته بدون در نظر گرفتن رنگ پوست، از بهترین خلبانانی هستین...
که به عمرش دیده.
باید گزارش بررسی پرواز...
و خسارات وارده هواپیماهای بال ثابت و متحرک رو ثبت کنین.
ایشون لطف داشتن، ولی گمون نکنم آدم خاصی باشم.
خب، حتما دشواره، مگه نه؟
حتما دشواره که تنها...
هوانورد نیرویی دریایی باشم؟ معلومه.
سختترین کار واسه هر هوانوردی،
فرود آوردن هواپیما رو ناوه.
کل هواپیماها رو...
به طور کامل تعمیر میکنیم...
بیخیال ناوبان دوم براون. خودت که متوجه منظورم شدی.
همون جسی صدام کنین.
خیلیخب جسی.
کلی آدم با پیشینههای مختلف دارین،
ولی خودت تکی.
شما هم تکین جناب.
ببینین، بیاحترامی نباشه،
ولی گمون نکنم حرفی که مد نظرتونه رو بزنم.
خیلیخب.
من واسه خلبانی این هواپیماها کلی جون کندم.
از بچگی میخواستم همین کار رو بکنم.
- حتی توصیف جون کندنم در واژگان نمیگنجه. - جسی.
میشه باز هم از جسی و هواپیماش عکس بگیریم؟
نه. خلبانهام باید برگردن سر کارشون.
یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه ستوان.
دریابان هستم. روزتون به خیر.
پشتت رو بپا!
امان از دستت جسی. تو که تازه نامه پست کرده بودی.
یه هفته پیش بود.
بهش گفته بودم هر هفته مینویسم.
نمیتونی جلوش رو بگیری.
آهای، نمایش سیرکت رو روی عرشه دیده بودیم.
رفیقت ژانگولربازی هم بلده؟ یا...
گمون نکنم بلد باشه.
خب، چه خوب.
بهتر بود جلوی اون بیشعور میایستادیم.
مشکلی ندارم تام.
ببین، منظورم اینه که نباید بذاریم این شکلی حرافی کنه.
خب، خودم میدونم که حال همهتون از کار زیاد به هم خورده،
ولی به یکیتون که خوششانسه، وظیفهای محول میکنم.
- من نیستم. - بخش تعمیرات...
رو یکی از کرسرها ژیروسکوپ نصب کرده،
یکی باید داوطلب بشه که ببینه سالمه یا نه.
- باید سریع بلند بشه و بشینه. - مگه نگفتین «خوششانس»؟
ظاهرا خیلی حال میده.
نظرتون چیه آلمانی بره؟
بد نیست فرود بیاد.
من میرم.
خیلیخب.
راستش،
ستوان، اگه ناراحت نمیشین،
یه بار هم که شده، لاوری درست میگه.
معلومه که درست میگم.
بدم نمیاد گیر بیفتم.
خودت برو.
درود بر مورینگ!
- پس مورینگ میره. - خیلیخب.
خیلیخب، واسه بقیهتون هم کار دارم،
از فرماندهی خواستن به کل...
شماره سریالهای قطعات هواپیماها حسابرسی کنیم.
پس وقتی مورینگ داره تو آسمون از مناظر لذت میبره،
بقیهتون میتونین کل شماره سریالهای...
درخواستهای تعمیرات رو تأیید کنین.
ممنون متیو.
- باشه. - اِم، قربان؟
این که تا شب طول میکشه.
اگه بجنبین تا شب طول میکشه.
ناوبان دوم مورینگ،
میتونی ژیروسکوپ رو آزمایش کنی.
از دو هفده به برج مراقبت.
ظاهرا ژیروسکوپ درست کار میکنه.
دریافت شد. برگرد سمت ناو.
ناوبان دوم مورینگ، ارتفاعت کمه.
دارم درستش میکنم.
شماره ساخت؟
«پی۵۵۱۸۴.»
چی شده؟
به عرشه نمیرسه.
میرسه.
کافیه سرعتش رو کمکم زیاد کنه.
با این زاویه؟
بهتره فرود نیاد.
دور بزنه و دوباره بیاد.
گروه سقوط آماده باشین.
گروه سقوط آماده باشین.
مستقر بشین.
برین کنار. برین کنار.
ارتفاعت هنوز کمه مورینگ.
دور بزن رفیق.
آروم حرکت کن مورینگ.
ناوبان دوم مورینگ، ارتفاع بگیر.
نه، نه، نه، نه، نه!
افتاد تو آب.
افتاد تو آب! بسته جلیقههاتون رو بیارین!
باید نجاتش بدیم.
خیلی سریع اوج گرفت.
بجنبین، بجنبین!
بکشیمش بیرون؟
[هادنر، براون، مورینگ، لاوری]
بعضیها بهتون میگن از اولش قرار بود چنین کاری بکنین.
اینطور نیست.
بذارین واضح و روشن بگم.
ما دوستمون رو از دست دادیم.
چنین اتفاقی راحت نیست.
خب،
نیروی دریایی طبق روند خودش عمل میکنه.
ولی، اِم...
من واسه خانوادهاش نامه مینویسم.
وسایلش رو براشون میفرستم.
بچهها دارن جمع میشن.
صرفا چون خیال میکنی بیشتر از من سرت میشه،
دلیل نمیشه حتما حرفی بزنی.
منظورت چیه؟
هنوز پنج ثانیه از سقوط کارول نگذشته بود...
که داشتی میگفتی چطوری میتونست بهتر عمل کنه.
همهمون اشتباه میکنیم. ممکن بود خودم اشتباه کنم، ممکن...
به خاطر اون انگشتر خیال نکن اینطور نیست.
تنها مسئلهای که راجع به کرسر بهمون گفتن چی بود؟
خودت بگو. راجع به کرسر چی گفته بودن؟
گفتن نباید محکم تکونش بدیم.
اشتباه ما رو به کشتن میده جسی.
اگه طبق دستورات عمل کنی، نمیمیری.
بچهها.
نمیاین؟
به یاد کارول.
هنوز جنگ نشده و داریم تلفات میدیم.
افراد خوبی رو از دست میدیم.
وقتی نمیشه کسی رو مقصر دونست،
هضمش سختتر میشه.
تو دانشکده هوانوردی مجبورم کرده بودن...
ده بار آزمون شنا بدم.
باورشون نمیشد کاکاسیاه جماعت شنا بلد باشه.
تو آب یخ ریختن.
به لباسم وزنه بستن.
زیر آب نگه داشتنم.
اگه تو اون استخر میمردم هم براشون مهم نبود.
ولی هر دفعه...
از استخر خارج شدم.
به خلبانی بیرکت عادت کردم.
همهچی معلومه.
عرشه معلومه.
همهچی جلوی چشممه.
اگه لازم میشد، میتونستم تو حیاط خونهام هم فرودش بیارم.
ولی تو کرسر...
هیچی نمیبینم.
باید به راهنمای فرود اعتماد کنی.
باور نمیکنم راهنمای فرود...
نخواد تعمدا ساقطم کنه.
حسابش از دستم رفته...
که ملت چند بار بهم گفتن بیخیال بشم و استعفا بدم.
حتی گفتن بمیرم.
واسه همین آدم نباید همیشه طبق دستورات عمل کنه.
اگه میکردم، الان اینجا نبودم.
میخواستم همین مسئله رو به مورینگ یاد بدم.
شما خستهاین.
مشخصه. خودم هم خستهام.
چند هفته اخیر دشوار بود.
خوشبختانه، تو کن توقف میکنیم...
که کمی تو ساحل استراحت کنیم.
شما رو نمیدونم،
ولی به نظرم هوای تازه واسه همهمون مفید باشه.
مسلما قوانین کشتی تو خشکی هم حاکمه.
باید ساعت یازده برگردین.
شما تو کشوری خارجی، خارجی محسوب میشین و بهتون هم میاد.
پس خواهش میکنم، واقعا خواهش میکنم...
- کار احمقانهای نکن مارتی. - اوهوم.
راستی، نهخیر، نمیخوام باهاتون بیام...
و تو کارتون سهیم بشم،
ولی ممنون.
مرخصین.
نذار سوولی موقع فروش اینها به مردم مچت رو بگیره.
ببین چی میگم.
من از شونزده سالگی تو نیروی دریاییام.
کار ما خطرناکه.
معلوم نیست فردایی در کار باشه یا نه.
اصلا اعتمادی به فردا نیست.
پس اگه میتونیم آزاد باشیم،
باید آزاد باشیم.
با پاکتی دو دلار ریسک میکنم.
بیاین خوش باشیم بچهها.
مورینگ میگه خوش باشیم.
فرانسهایم دیگه.
- حالا شد. - تام.
[فرانسه، کن] [ژوئیه ۱۹۵۰]
کاری که خودم قبول نداشته باشم نکن دریانورد.
اینجا چه خبره؟
سلام.
اینجا بلوار د لا کروسانه.
چقدر دریانورد تو خیابونه.
به این خیابون نمیاد روسپیخونه داشته باشه.
- نه. - تو در حد این خانمهای...
خوشگل اروپایی نیستی.
ببینین، من اومدم مشروب بخورم، پس بگین کجا مشروب میدن.
عه، پس بریم اولین باری که دیدیم.
شما برین.
من باید واسه دیزی چیزی بخرم.
- خودم رو بهتون میرسونم. - خیلیخب.
راستی، توردارها رو جا نذاری.
چه بامزهای.
جریان چیه؟
مگه کوری؟ الیزابت تیلوره.
ستاره سینماست. مگه از پشت کوه اومدی؟
خوشم میاد
خانم تیلور
میشه کارت پستالم رو امضا کنین؟
من امضا نمیدم، عزیزم
ولی یه بوس بهت میدم
ممنون، خانم تیلور
دوستت کیه؟
اون با من نیست
افسر جسی براون هستم، خانم
خلبان نیروی دریایی هستم
این روزها میذارن رنگینپوستها خلبان بشن؟
ظاهرا که همینطوره
چه روشنفکرانه
لیز؟
،باید برم، عزیزم
ولی تو و کمکخلبانهات باید بعدا به کازینو بیاین
از خلبانها خوشم میاد
خانم الیزابت؟
...مطمئنم که متوجهش شدین، ولی
یه لباس شیک بپوش
و بهشون بگو الیزابت دعوتت کرده
بهش فکر میکنی
ببین کی اومده
چیز خوبی واسه دیزی گرفتی؟
آره، یه چیز دیگه هم گرفتم
امشب به کازینوی دِ کارلو دعوت شدم
راستش، همهامون دعوت شدیم
اونم از طرف الیزابت تیلور - شوخی میکنی -
وایسا ببینم، لیز تیلور، همون بازیگره؟
چطوری؟ کجا؟
.چطوری؟ دیدمش کجا؟ توی ساحل
راستش، خانم خوبیه
حرفت رو باور نمیکنم
ولی یکم پول واسه حروم کردن دارم
بذار ببینیم دروغ میگی یا نه
حالا شد یه چیزی
یا شرط ببند یا حرف نزن
رفقا
بریم لباس بپوشیم
واو
میدونم عادت دارین جواب رد بشنوین، ولی من نه
اگه وارد نشیم، شک دارم کازینوی دیگهای تو شهر نباشه
آره، ولی اینجا تنها جاییه که لیز تیلور داره
هنوز که معلوم نیست
ما دعوت شدیم
مطمئنم که تو دعوت نشدی
...الیزابت تیلور. به گمونم اون - ،خواهش میکنم، آقا -
همین حالا برین - جسی -
.اشکالی نداره میریم یه جای دیگه پیدا میکنیم
درسته
خیلی خب
از این طرف
ای تخم سگ
هیچوقت بهت شک نکردم
!دیدینش؟ اون... وای پسر
...زنهایی که اینجان
فکر کنم وقتشه یکم پول دربیاریم
!اینجا رو ببین فکر کنم مهمونی رو پیدا کردیم
!وای، نه
...اون - لیز تیلوره -
اون لیز تیلوره! لیز تیلور
اون لیز تیلوره؟ - خانم خوبی به نظر میاد -
به گمونم باید معرفیتون کنم
آره
رفقا؟
.تا حالا یه ستارهی سینما ندیدم استرس دارم
خب، ببین کی اینجاست
گردان هوایی 32
!اومدی
بله، خانم
شما آقایون همدیگه رو میشناسین؟
فعلا فقط یه جا ساکن هستیم، خانم
.درسته تا زمانی که جنگ واقعی شروع بشه
اونوقت ما روی زمین میجنگیم
اونا هم میرن یه جایی که نمیشه پیداشون کرد
همیشه اینطوری شعر بچگونه میخونی؟
خواهش میکنم، بشینین
به هر حال یکم شانس تازه به دردم میخوره
چشم، خانم
خواهش میکنم
خیلی خب. چطوره من و تو بریم یه نوشیدنی بگیریم
و دعا کنیم با اینا توی یه کشتی نباشیم؟
بیا - فکر خوبیه -
یه دور نوشیدنی هم واسه ما بگیر
صندلیت رو واست گرم نگه میدارم
چند تا اینجا بذار
بریم، رفیق. بجنب - اینجا -
اینجا
اینجا
مرد خوششانس من
اینم از این
نوش، خانمها
به سلامتی انسانهای زیبا، زندگی زیبا، نوش
آره، نوش - به سالمتی دوستان جدید، همسرهای سابق آینده -
!اینم از این. هی
!وای
همم
به این میگن برنده
!یالا
وقتشه دیگه بیخیال بشی، داداش
!آره
لعنتی
پس، فرانسوی حرف میزنی
توی دبیرستان یاد گرفتم
آقا. ویسکی
و هر چی که دوستم میخواد
چس کلاس
خیلی خوب بود
خوبه
خیلی هیجانانگیزه
کنار ستارههای سینما بودن
مشروب خوردن و قمار کردن
،کمونیستها میخوان حمله کنن
ما اومدیم توی فرانسه مهمونی
فقط میخوام برم خونه و این برام بامعنی باشه
...خب
،همینطوری با خانم تیلور ادامه بده
اونوقت ممکنه برات بامعنی باشه
ممنون
آبجوی زنجبیلی رو یادت رفت
یه جایی رو دیدم که خیلی خوب به نظر میرسید
میرم از اونجا یه نوشیدنی بگیرم
هی، رفیق - بریم اونجا رو امتحان کنیم -
بریم اونجا رو امتحان کنیم
میریم یه جای دیگه، رفقا
تا زمانی که اونجا پر از زنهای فرانسوی باشه من که خوشحالم
از این لحاظ مشکلی نداریم
درسته، به هر حال که پولهام رو از دست دادم
داریم میریم؟ - ببخشید -
ببخشید؟
خانم الیزابت، ممنون که دعوتمون کردین
واقعا لطف کردین
شما پسرها دارین میرین؟
بله متاسفانه
خب، مواظب خودتون باشین
میشه؟
ممنون
از منطقهی لیبرتی یکم دور شدیم
.اگه تو به کسی نگی منم نمیگم، ناوبان !اینم از این
!اوه
این شد یه چیزی! نگاه کنین
اینجا رو چطوری پیدا کردی؟
سلام، خانمها
مودب باشین
ویسکی، لطفا
مواظب باش
همم
!خانمها
و نوشیدنی. بفرمایین
باید از چیزی که داری استفاده کنی
،خوشتیپ بودن کمکم کرد دیزی رو به دست بیارم ولی تو؟
تو؟
باید از یه روش متفاوت استفاده کنیم
...این چطوره
تو یه خلبان آمریکایی توی فرانسه هستی؟
فقط همین رو بگم؟
باید با نقاط قوتت جلو بری، ناوبان
قربان
بالهات همراهت نیست
شوخیت گرفته
نه، نه، جسی، بالهای تو رو نمیگیرم
فقط قرض میگیری
همچنین، زمان فارغالتحصیلی فرماندهام راضی نشد ،این رو به سینهام بزنه
پس خیلی هم ارزش عاطفی برام نداره
حالا حداقل لباست با نقشت همخونی داره
تردستی چطوره؟ - تردستی؟ -
آره - تردستی بلدی؟ -
...بلدم. یدونه
بلدی یا نه؟ - یدونه تردستیه -
یدونه تردستی بلدی؟ - آره -
گفتم دیگه، باید از چیزی که داری استفاده کنی
"معنیش اینه، "اولین باره که میام فرانسه
ببخشید - اشکالی نداره -
"فقط بگو، "بونژور
بونژور. بونژور
بونژور. بونژور
...میخوام
یه حقهی تردستی بهتون نشون بدم
،بهش میگن
خلبان دهن آتیشی
او لا لا
فرانک سیناترا رو میشناسی؟
.اون پسرعموی سوممه آره
صدام شبیهش نیست، ولی قیافهام شبیهشه، درسته؟
.به تو بیشتر میاد تو خلبان فرمانده هستی
بوردو؟ عزیزم، من شراب نمیخورم. نه
.دوست بیفرهنگم رو ببخشید اون هیچی حالیش نیست
همین ویسکیم رو میخورم
گذاشتن بیاین اینجا؟
قبل از اینکه بیاین اوضاعم با لیز داشت خوب پیش میرفت
فکر کنم اون متاهله
چیز خندهداری گفتم، دلقک؟
ببخشید، یه لحظه بهم وقت بده
این تویی که سیرک رو با خودت آوردی
هی
چی شده؟ - هیچی -
همه چی روبراهه
میخوای دوست سوسولت که اینجاست
بهت کمک کنه؟ - هی -
خیلی خب، میتونیم خونسرد باشیم
همهامون مشروب خوردیم
تام. من روبراهم - هی، هی -
میدونم
آره، ولی وقتی کارم باهات تموم بشه روبراه نمیشی
!برو عقب! تام - !یالا -
!یالا - ببخشید -
تام! یه نفر اونجاست
!یالا - !بس کن! بس کن! بس کن -
!یالا - !ولش کن! هی! هی -
!یالا، پسرها، باید بریم !بس کنین! بس کنین
!یالا! بریم! بدوین - !باید بریم. بدوین -
لعنتی، بالهات
!شانس آوردین - !بریم -
!بجنبین، خانمها
اوه
!تام، بجنب !تام، اون طرف! اون طرف
!وای خدا! برو، برو، برو
میدونی چطوری حقه رو انجام میدم؟
سیگار رو میخورم
لازم نبود این کار رو بکنی
تونستم ببوسمش
کاش اون رو نمیزدی
تو هم بودی همین کار رو برام میکردی
دنبال تشکر نیستم
ولی دنبال دعوا بودی
از کمکخلبانم دفاع کردم
خودم میتونم مبارزههام رو بکنم
مدت زیادیه که دارم این کار رو میکنم
جسی براون
گردان هوایی تک نفره
.فورا اتاق رو آماده کنین یه اتفاق بزرگ در جریانه
،امیدوارم دیشب بهتون خوش گذشته باشه
چون کرهی شمالی به مدار 38 درجه هجوم برد
سئول رو گرفتن
،اگه باقی شبهجزیرهی جنوبی رو هم بگیرن
میرن سراغ ژاپن و به گفتهی واشنگتن تلاشمون برای خنثی کردن کمونیسم
به فنا میره
پس، این چه معنیای برای ما داره؟
یعنی نوبت ما هستش
به سمت کره حرکت میکنیم
،حالا میدونم که تقریبا برای همهاتون
این اولین باریه که جنگ رو از نزدیک میبینین
بله، تمریناتتون مهمه
و بدون شک آمادهاین که کارتون رو بکنین
از این بابت مطمئن شدم
،ولی مهمترین چیز اینه
ما همه رو به خونه برمیگردونیم
ما همه رو به خونه برمیگردونیم
دریای شرقی در نزدیکی ساحل کرهی شمالی نوامبر 1950
افسران ارشد نگران هستن که تا 100 هزار چینی
از قبل توی کرهی شمالی آمادهی جنگ باشن
مکآرتور به بی-29 دستور داد تا دو تا پل
در امتداد رودخانهی یالو در مرز رو نابود کنن
تا امیدوار باشیم چینیها نتونن نیروی بیشتری بفرستن
ولی نتونستن موفق بشن
پس، گردان هوایی 32 رو من رهبری میکنم
ما پدافند هوایی در شهر سینوجیو رو نابود میکنیم
تارسیرز، تو واسه پشتیبانی از پانترها پرواز میکنی
تا اینکه خطری تهدیدشون نکنه و بیان پلها رو بمباران کنن
این فقط یه یادآوری دوستانهاس، آقایون
به هیچی توی سمت چینی رودخانه ،تیراندازی یا بمب نزنین
مگه اینکه بخواین شخصا
مسئول شروع یه جنگ جهانی دیگه باشین
مستقیما وسط تیراندازیها پرواز میکنیم
میخوام همه هوشیار باشن
باهوش باشین
آماده باشین
چشم، قربان
از 201 به 205. اونجایی؟
بگو، 201
به نظر میاد چرخهای فرودم یه مشکلی داره
تاییدش میکنی؟
چرخهات بیرونه
از 201 به راگ
یه مشکل مکانیکی داریم و نمیتونیم تا محوطهی ماموریت رهبری کنیم
رهبری رو به 205 انتقال میدم
دریافت شد، 205. در جهت باد حرکت میکنین
سمت راست رودخونه بمون، تام
چشم، قربان
205حمله رو شروع میکنه
از 205 به گردان هوایی
آغاز سرکوب ضدهوایی
!اه
!هواپیمای میگـه
کنیگ، گود و لوری رو بردار و ضدهوایی رو هدف بگیر
میریم سراغش
جسی، برو چپ
بریم ترتیب این یارو رو بدیم
!دریافت شد
شکار خوش بگذره
بریم که شروع کنیم
سه تا هدف خوب زدیم
دور میزنیم تا یه حملهی دیگه به ضدهوایی بکنیم
میبینیش؟ - منفیه -
منم چیزی نمیبینم
!از بالا اومد !از بالا اومد
!جدا شو
!تام! خوب افتاده دنبالم
از مسیر درّه میارمش پیشت
به نظرم فانوس دریایی رو نشونش بدیم
وسط راه بیا به دیدنم
.ضدهوایی دشمن ساکت شد تکرار میکنم، ضدهوایی دشمن ساکت شد
.دریافت شد، رهبر پرواز به سمت هدف حرکت میکنیم
!اوه
یالا
خیلی خب، دارم میبینمت
وقتی گفتم محکم به سمت راست و بالا برو
!دریافت شد
...حاضر و آماده
!برو
!خوب زدیش، تام
!خیلی خوب بود، جسی! خیلی خوب بود
.پانتر رهبر هستم به سمت هدف حرکت میکنیم
شلیک خوبی بود، شلیک خوبی بود
.پل عقب منهدم شد دور میزنیم
کار رو تموم کنین، پانترها
رهبر پرواز، ضدهوایی از سمت چینی داره تیراندازی میکنه
نمیتونیم بهشون حمله کنیم
وقتشه عقبنشینی کنیم
دریافت شد
205هستم. هنوز مهمات دارم
میتونم پل رو بزنم
.ضدهوایی زیاده، 211 عقب بمون
!جسی، عقب بمون !این یه دستوره
!درست به هدف خورد
!درست به هدف خورد !پل منهدم شد
!آفرین، جسی
!اینم از این، ایس
ایرکویس، 205 هستم
هر دو پل منهدم شدن
برمیگردیم به کشتی
.دریافت شد، 205 کارتون خوب بود
به نظر میاد سواری خیلی خوبی رو از دست دارم
اطلاعات تایید کردن که اون مسیر بسته شده. آفرین
،همهامون هنوز در حالت آمادهباش هستیم
ولی همهاتون برین یه دوشی بگیرین و یه چیزی بخورین
...خب
.بریم، پسرها بریم یکم غذا بخوریم. باریکلا، تام
اینم گزارش ماموریت
آفرین، هادنر
در چه حالی؟
خوبم
همم
بشین
اِی
این حس؟
حس عادیِ یه کار موفقیتآمیزه
میدونی توی تاریخ بشریت چند تا جنگ بوده؟
نه، البته که نه
چون بیشتر جنگها فراموش شدن
همهی افرادی که توشون جنگیدن
و همهی مدالهایی که بردن
قهرمانها و ابزارهای جنگ پشت کتابهای تاریخ محو میشن
چون موضع جنگ نیست
،این جنگ هیچوقت به پایان نمیرسه روز پیروزی یا خط پایان وجود نداره
مبارزهی واقعی توی کل زندگی
اینه کسی باشی که بقیه بتونن روت حساب کنن
و این توی یه لحظه خلاصه نمیشه
این رو با یه عمر نشون دادن خودت به دست آوردی
.این کمشمکشها تعریفت نمیکنن، تام خودت هم نمیخوای تعریفت کنن
بهم اعتماد کن
برو یه چیزی بخور
برو دیگه
هی، تام
مهمترین چیز چیه؟
برشون گردونیم خونه
همین کار رو هم کردی
قربان، این کاملا حقیقت داره
.ویزدوم هفت هستم ...تخمین سربازان دشمن و دو تانک
با شمارهی تانگو-رومئو-0-9-3-5-2-5
میدونی دیگه چی به دردم میخوره؟
پتوی گرم؟
آتیش؟
شاید هم خورشید؟
یه شانس دیگه با لیز تیلور
ای خدا! رفیق، دیگه نباید این رو بگی
هیچوقت با لیز شانسی نداشتی
تو که توجه نمیکردی
الان که ترجیح میدم انگشتهای پاهام رو حس کنم
تا اینکه با لیز شانسی داشته باشم
به نظرت امشب بهمون حمله میکنن؟
من بودم میکردم
بلد نیستی یه حرف خوب بزنی؟
!دارن میان! لعنتی
!دکتر
مشکلی نداری. گرفتمت
!پایین خاکریز
!برین سمت چپ! تیراندازی کنین
!حرکت، حرکت، حرکت
!دارن میان
چی شده؟
انگار توی گزارش ماموریت اومده
از دستورات افسر مافوقم سرپیچی کردم
خب، میدونی این چیزها چطوریه دیگه
فقط اتفاقی که افتاد رو نوشتم
خوشحالم این چیزی بود که دیدی، ناوبان
این اتفاقی بود که افتاد
ببین، چه فرقی میکنه؟ کار رو به سرانجام رسوندیم
سرپیچی از دستورات
توی گزارش خدمتم این رو مینویسن
...نه، سوولی باید متوجه باشه که
دستور از بالادستیهای سوولی اومده، تام
کاپیتان قبلا خوندتش
جسی، نمیخواستم این اتفاق بیفته
میخواستی چه اتفاقی بیفته، آقای آکادمی؟
شرمنده، رفیق
توی این قضیه بدجوری زمینگیرم کردی
با بودن اون کلمه توی گزارشم نمیتونم ترفیع بگیرم
فکرش رو میکردی یه میگ ببینیم؟
فکر کردم گود قراره در بره و برگرده به بروکلین
تو که وقتی میگ اومد توی شلوارت خرابکاری کردی
راستی، هنوز پوشکت رو عوض نکردی؟ - چرا نمیای خودت ببینی؟ -
آره، با تیراندازیای که شما میکنین شانس آوردیم زنده بیرون اومدیم
الان هدفگیریم چطور بود؟
واسه یه کاری کمکتون رو لازم دارم
...همهی پیراهن آبیها سر وظیفهان
پسر، تو دزدیدیش
اون یونیفرم سفیدپوستهاست
همهی پیراهن آبیها به آشیانهی اصلی شماره 3 گزارش بدن
نباید این رو بپوشی
راستی؟
...فکر میکنی موفق میشم
همهی کلمات بدی که همه بهم گفتن
نوشتمشون
واسه خودم تکرارشون کردم
از بچگی این کار رو میکردم
کمک میکنه
اون چیه؟
شهادت بچهها
نوشتن ماموریت پیچیدهای بود و تو کار درستی کردی
اظهاراتی که توی گزارشت نوشتن رو درست میکنه
اوضاع یه جوری کار میکنن
که همیشه قرار نیست درکشون کنی
یه توبیخ جزئی برای من با توبیخ تو همسان نیست
این کمکی نمیکنه
دارم ریشم رو برات گرو میذارم
ریشت رو گرو میذاری؟
با یه تیکه کاغذ؟
...تام
اون کاغذ هیچ ارزشی ازت کم نمیکنه
!هیچی
میدونی چقدر از آدمهایی که سعی دارن کمکم کنن
و همزمان من رو کمارزش میبینن خسته شدم؟
من تو رو کمارزش نمیبینم
میخوای چیکار کنم؟
فقط کمکخلبانم باش، رفیق
همین
!جلیقهی نجات رو فراموش کن و بپر تو آب
!خواهش میکنم، تام
افسر براون؟
توی اتاق افسران منتظرت بودیم، ولی نبومدی
یکم زمان لازم داشتم تا تنها باشم
چند تا از برادرهامون اون سمت کشتی صحبت میکردیم
شنیدیم دیروز تیراندازی خیلی خوبی کردی
و فقط میخواستیم بدونی که ما میبینیمت
.آره، مسئول آویز میدونه چطوری درستش کنه میرم بیارمش
حله. حالا اینا رو هم برگردونین روی گیره
آویزون کنین، از هم جداشون کنین
[بالاتر از بقیه]
چند نفرمون توی شهر کَن پول جمع کردیم
اسمت چیه، ملوان؟
فمبرو
آرچی فمبرو، قربان
جسی
آرچی
به برادرها بگو ازشون ممنونم
!دریافت شد! روی عرشه سوارشون کنین مشکلی پیش نمیاد
خیلی خب، بریم
!خودشه، آروم. آروم
!عجله نکنین. خیلی خب، بریم، بریم، یالا
گرفتیمت - جاش محکمه -
حالت خوب میشه
حرکت کنین! دکتر پایین منتظره
گرفتیمت، رفیق
چشم، قربان، بیدارن و آمادهی انجام وظیفه
هی، توی مقرت شیفتها رو دو برابر کن
میسیسیپی براون؟
چارلی وارد
باهم به مدرسهی پرواز رفتیم
آلاباما وارد؟ - خودِ خودشم -
حالا داری همزن تخممرغ میرونی؟
حتما نیروی دریایی شنیده دنبال یه کار احمقانه و خطرناکم
در ضمن، ناراحت میشم آسمون هواپیماها رو
با یه افسانهی جنوبی شریک بشم
،همیشه میدونستم که موفق میشی
ولی خیلی خوبه که دیدمت، جسی
البته کاش توی شرایط بهتری بودیم
از دیدنت خوشحال شدم، رفیق
مواظب خودت باش، میسیسیپی
!باما
باهاش ازدواج کردم
اومدیم خونه، عزیزم
میخوای بذارمت پایین؟
باشه
جسی
،فرشتهی عزیز و مهربونم
،امیدوارم این نامه به موقع به دستت برسه
چون میخواستم اولین نفری باشم
که تولدت رو تبریک میگه
میدونم سخته که از اون سر دنیا ،یه مهمونی ترتیب بدم
ولی یه فکر باحال به سرم زد که میتونیم باهمدیگه انجام بدیم
پم رو بیار
یه چیزی واسه اونم دارم
اوه، تاریک و انباشتهاس"
مکانی که همهامون بودیم
یه جایی واسه جوجهاس "واسه یه مرغ پیر و بدجنس نیست
،تاریک و انباشتهاس" "مکانی که همهامون بودیم
بابایی یه هدیه واسمون گرفته
آره
پم خانوم، ببین
عزیزم، امیدوارم یه جعبهی کوچیک توی کمد پم پیدا کرده باشی
دیگه میخوام نامه رو تموم کنم
به محض اینکه بتونم برات نامه مینویسم
شوهر وفادارت
باعشق و تمام و کمال مال تو هستم
برای همیشه عاشقتم
جسی
با چند تا از سربازهای زخمی که دارن میرسن صحبت کردم
عضو بخش تفنگداران اول هستن
همونایی هستن که از کانکس نظامی باهامون سوار ماشین شدن
به مقر هاگارو حمله کردن
میگن مثل یه جهنم غیر قابل بیانه
،در مقابل هر یدونه تفنگدار
شش تا چینی توی جنگل قایم شده
شبها دما منفی 30 درجه میشه
اون پسرها به زور زنده مونده
از یکم پشتیبانی هوایی استقبال میکنن
.اون دیوار رو سوراخ کنیم برتری عددی چینیها رو ازشون بگیریم
یه فرصتی به افرادمون بدیم تا بتونن رو پاشون وایستن
این ماموریت خطرناکیه
خطرش با سینوجیو متفاوته، خب؟
جریان پل و مسیر فرار نیست
جریان هزاران سرباز چینیه که توی جنگل قایم شدن
و از 20 فوت پایینتر بهتون شلیک میکنن
این وظیفهی به شدت پرمخاطرهایه
قرار نیست ازتون پنهانش کنم
افراد کمک لازم دارن
و چیزی نیاز دارن که فقط ما میتونیم بهشون بدیم
پس میخوام ببرمتون اونجا
اونجا رو براشون جهنم میکنیم
اون تفنگدارها رو برمیگردونیم
چشم، قربان - بیاین بریم -
!از سمت راست دارن میان سمتتون
نمیتونم ببینمش - !زدمش -
!زدمش
!رفیق، هی
حالت خوبه، حالت خوبه
.یالا، یالا !حالت خوبه. برو
!حالت خوبه. برو
!سمت راست !موقعیت ساعت دو
!بکشونش بیرون
دعای خوبی بلدی؟
!بیخیال، بدتر از ایناش رو هم دیدیم
،اگه دعا میخوای بکنی بگو "خدای عزیز، چند تا فرشته بفرست"
!اونجا !خط درختها! شلیک کنین
!شلیک کنین! آره، بزنینشون، پسرها
!آره
!برین! برین! برین! یالا
نمیتونیم بذاریم خلبانها !همهاش رو اسم خودشون بزنن
!بخوابین زمین، بخوابین زمین! بریم! بریم! بریم
!آره
دیدنش؟ !یه خلبان سیاهپوست داریم
!بریم
،به نظر میاد چینیها رو فراری دادیم
ولی بیاین از نزدیک ببینیم، پسرها
محل ملاقاتمون رو من میگم
.211 یه نشتی داری. فکر کنم داری سوخت از دست میدی
سوخت نیست
داره ازش روغن میریزه
دیگه بیشتر از این نمیتونه رو هوا بمونه
بریم بالا. یه جایی واسه نشوندنش پیدا کنیم
راحت و آروم بیارش پایین، جسی
جسی، موقعیت ساعت 10
میتونه جواب بده
حواسم بهش هست
رهبر پرواز، تا پایین دنبالش میرم
.دریافت شد حواسمون بهتون هست
رادیو رو توی حالت جستجو و نجات میذارم
فهرست یادآور؟
شروع کن
موشکهای دوتایی
مخزن سوخت خارجی رو بنداز
کانوپی رو باز و قفل کن
موتور از کار افتاد
موتور از کار افتاد
نمیتونم واسه فرود موفق بشم
.معلومه که میتونی بالهها رو بیار پایین
توی ارتفاع 200 پایی هستی
از این آرومتر نمیره
نمیتونم کنارت بمونم
آخرش همینه، تام
!یالا! یالا. یالا
،211 جواب بده
،211 جواب بده
،تام، به محض اینکه جسی از اونجا دور شد هواپیما رو جزغاله کن
نمیتونیم بذاریم هواپیمای کرسر دست دشمن بیفته
جسی حرکت نمیکنه
یالا، جسی. یالا
یالا، جسی. یالا
چیکار داره میکنه؟
چرا نمیره بیرون؟
،اگه ما میتونیم دود رو ببینیم چینیها هم میتونن
تا الان باید بیرون میاومد
اونجا گیر کرده
زنده زنده توی آتیش میسوزه
.یالا، جسی از اونجا بیا بیرون
من میرم دنبال جسی
تام، خودت رو به کشتن میدی
هواپیمای خودت رو داغون نکن
چه غلطی داری میکنی، هادنر؟
.درخواست کمک، درخواست کمک، درخواست کمک ایرکویس، 201
درخواست کاوش دارم، الان یک و به زودی دو خلبان روی زمین دارم
درخواست کمک فوری دارم
،201 توی حریم هوایی دشمن هستی
تیم جستجو و نجات هنوز 30 دقیقه فاصله داره
به کشتی برگرد
،تام، تیم جستجو و نجات 30 دقیقه فاصله داره
ولی کمک توی راهه
اون پایین مراقب باش
چشم، قربان
یه هواپیمای کرسر کاملا سالم رو خراب کردی، ناوبان
فکر کنم این رو توی گزارش ماموریتت مینویسن
.جواب منفیه نمیتونیم یه فرشته بفرستیم
هلیکوپترهامون نمیتونن توی تاریکی پرواز کنن
خیلی خطرناکه
گفتن کی اون پایینه؟
دو تا کرسر از گردان هوایی 32
ناوبان هادنر و افسر براون
بهشون بگو دارم میام
کاملا گیر کردم، تام
آتیش رو خاموش میکنم
از اینجا میاریمت بیرون، باشه؟
از اینجا بیاریمت بیرون؟
میتونی فشار بدی؟
یک
دو
سه
دیگه به آخر خط رسیدم
جسی، میشنوی؟
دارن میان دنبالمون
داخل گیر کرده - تبر رو بردار -
.دشمن نزدیکه !باید سریع کار کنیم
تام
!تام
...فقط
...به دیزی بگو
چقدر دوستش دارم
از اینجا میبریمت بیرون
!هادنر
!هادنر
!هادنر
باید بریم
برات برمیگردم
تام، گرم بمون، باشه؟
قهوه اونجاست
به زودی از اینجا میبریمت
نمیتونیم جسی رو بیاریم
منطقه رو کاملا اشغال کردن
برای جستجو و نجات خیلی خطرناکه
کاپیتان ازمون خواسته هر دو هواپیما رو منهدم کنیم
هادنر، دکتر گفته باید اینجا بمونی
این یه پرواز برای ادای احترامه
این تنها شانستون برای خداحافظیه
یه ربع دیگه پرواز میکنیم
...اوه، تام
میدونم
دیروز، یه خلبان بزرگ رو از دست دادیم
افسر جسی براون
سوگ از دست دادنش در تمام کشتی حس میشه
و مطمئنا در تمام کشورمون هم حس خواهد شد
کشورمون به جسی براون نیاز داشت
جسی، نگرانش نباش
واشنگتن، دیسی ایالات متحدهی آمریکا آپریل 1951
ممنون، خانم
خانم براون. من ملوان یکم کلارا کارول هستم
از آشناییتون خوشحالم
از این طرف بفرمایین
ببخشید
دیزی
اینا مال توـه
میتونم تصور کنم هضمش خیلی سخته
...نمیتونم تصور کنم که تو - حالم خوبه -
ولی ممنونم
امروز از اومدن به اینجا میترسیدم
بیشتر از کل زندگیم میترسیدم
...تا باهات رو در رو بشم - تام، از کاری که کردی ممنونم -
و امیدوارم این رو بدونی
مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آرمان اسدی»
قبل از اینکه جسی بمیره پیشش بودم
تموم مدت آروم بود
تا لحظهی آخر پیشش بودم
آخرین کلماتی که گفت برای تو بود
،گفت
"فقط به دیزی بگو چقدر دوستش دارم"
متاسفم که نتونستم نجاتش بدم
تام، این هیچوقت وظیفهی تو نبود
هیچوقت وظیفهی هیچکس نبود که جسی رو نجات بده
ازت خواستم پیشش باشی
و پیشش بودی
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
دیگه نامه رو به پایان میرسونم و میرم روی تخت
،راستش از خوابیدن میترسم ،ولی معمولا خواب تو رو میبینم
پس تا زمانی که دوباره باهمدیگه توی یه تخت بخوابیم، تحمل میکنم
،عزیزم
دعا کن که به زودی این اتفاق بیفته
...فردا باید پرواز کنم
،ولی تا جایی که مهمه
از اولین باری که بوسیدمت
قلبم توی دنیا نبوده
،و وقتی دوستم داری
کاملا به بیرون از این دنیا میفرستیش
به محض اینکه بتونم برات نامه مینویسم
برای همیشه عاشقتم
،شوهر وفادارت
با عشق و تمام کمال مال تو هستم
برای همیشه
جسی
،شوهر وفادارت با عشق و تمام کمال مال تو هستم برای همیشه، جسی
سوم نوامبر 1950 روز قبل از سقوطش نوشته شده است
جسی براون 1926-1950
پس از مرگ جسی صلیب پرواز ممتاز مدال ارتش برای قدردانی از اعمال قهرمانانه و موفقیت چشمگیر در نبرد هوایی به او اهدا شد
تام چند دهه تلاش کرد تا جسی را به خانه برگرداند در سال 2013، بالاخره اجازه پیدا کرد تا به کرهی شمالی برگردد و تلاشش را ادامه دهد
پس از مرگ تام و دیزی چندین سازمان تلاششان را ادامه دادند و هنوز سخت کار میکنند تا جسی را به خانه برگردانند
خانوادهی براون و هادنر تا به امروز دوست باقی ماندند توماس جسیکا پسر تام نوهی جسی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.