Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
برگردان و زیرنویس از اورانــوس orannous@yahoo.com
آپارتمان اســـپانیـــایـــی
، همه چی از اینجا شروع شد . وقتی هواپیمای من بلند شد
، نه ، صحبت سر پرواز کردن نیست
. شروعش اینجا بود
. من یه قراری با آقای " ژان چالرزپرین " داشتم
. جایی شروع شد که من می بایست تموم میکردم
، صبح بخیر . من یه قراری با آقای " ژان چارلزپرین " دارم
، میتونین پیداشون کنین F توی ساختمون
. اتاق 6024
، صبح بخیر . من یه قراری با آقای " ژان چارلزپرین " دارم
. یه نفر با آقای پرین
. صبح بخیر
، صبح بخیر . من یه قراری با آقای " ژان چارلزپرین " دارم
. لطفا" دنبال من بیاین
. زاویر
. صبح بخیر آقای پرین
. منو ژان چارلز صدا کن
. نمیدونی چقدر از دیدنت خوشحالم
. بیا تو
. میبینی ، من اینجا کار میکنم
. نمایی از پاریس ، برج ایفل
، من پدرت رو میشناختم ، از موقع
. از زمانیکه با هم توی مدرسه-ی مدیریت بودیم
، یادمه که
. پدرم کسیه که یادش می مونه
، بدیدنش برو ، چیزی رو از دست نمیدی . خیلی خوبه که من میشناسمش
. این پدرمه
. درست توی بخش شما
. تو آبجوی دوبل رو دوست داری
، میدونی که این اسکاتلندیه . فوق العاده-ست
: درحقیقت همه چی از وقتی شروع شد که گفت
، تنها چیزی که میدونم اینه که ، با دخالت اروپائیان جدید
. بعضی شغلها توی یک سال بوجود میاد
، اگه تو یه مدرک مرتبط داشته باشی
، که موضوعش اقتصاد به زبان اسپانیایی باشه
. شاید بتونم یه شغل برات پیدا کنم
، چندتایی جا هست
، ولی تو باید اسپانیایی بلد باشی و با تجارت اسپانیایی . آشنا باشی
اسپانیایی بلدی ؟
. خُب ، یه کمی
اسپانیایی بلدی ؟
. خُب ، یه کمی
، پس من تصمیم گرفتم یکسال برم اسپانیا
، وقتی بچه بودم ، مو بور بودم . دوست داشتم نویسنده بشم
، بعد تغییر کردم ، تغییرات اتفاق افتاد
، مادرم فوری سر هم کرد . اون یه هیپیِ ، یه هیپی واقعی
، و مشکل هیپی های واقعی اینه که . همیشه راست میگن
، تو آش جو دوست نداری . تو پنیر سویا دوست نداری
. هیچوقت نمیتونم برات غذا درست کنم
، شاید ترجیح بدی بری فست فود . و اون آشغالا رو بخوری
، که به انحطاط مغزی ، بیماری کشنده ، و مرگ مغزی برسی
. قبلا" مطمئن نبودم ولی حالا که بهش فکر میکنم ، به خودم گفتم لازمه که برم
. اسپانیا
، باید اطلاعاتی درمورد قوانین جابجایی دانشگاه اروپایی . کسب میکردم
." بهش میگن " اراسموس
. و خیلی مسخره-ست
. "صبر کنین لطفا
. شما نمیدونین اراسموس کیه
، یه نگاهی به اینترنت انداختم ، چون منم نمیدونستم
. و صادقانه چیزی گیرم نیومد
، خیلی سریع فکر کردم که باید یه گردشگر ، آلمانی سالهای 1500 باشه
. سه ماه طول کشید تا توی اسپانیا ثبت نام کنم
. توی دفتر کناریه
دانشکده منو دیدی ؟
. همین الان دیدمش
. صبح بخیر ، این فرم جابجاییه
شما کارت ثبت نامت رو داری ؟
. الآن گرفتم
. ولی پر نکردم
میخوای با این چکار کنم ؟
، من تازه گرفتمش ، اونا پرونده-ی منو گم کردن . باید دوباره پُرش کنم
. البته همیشه همینجوری
، میذاری لحظه-ی آخر پر میکنی که من . یه عالمه برگه دارم
، من پر کرده بودم ولی اونا پرونده-ی منو گم کردن . تقصیر من نیست که اونا پروندم رو گم کردن
، فقط میخوام بدونم چه مدارکی میخوام
، برای پرونده
. که تکمیل کنم
. برای جابجایی
. برای ثبت نام
. ساده-ست
. باید بدونی که توی کارت توی پرونده نوشته شده
. موافقت رئیس تحقیقات باید اینجا باشه
. موافقت و امضای رئیس تحقیقات باید اینجا باشه
. موافقت دانشگاه باید اینجا باشه
. تو موافقت این دانشگاه رو میخوای
، کارت بیمه-ی سلامت دانشجوها . باید بدیش به من
؟ SMEREP یا MNEF بیمه
MNEF
، MNEF پس باید بری به دفتر . بگیری E111 همکف ، که فرم D ساختمون
. پوف نکن
، اگه این سند رو نداشته باشی
، نمیتونی از هزینه-ی درمانیت استفاده کنی
. و وقتی اینجا باشی ، هزینه های درمانی برمیگرده
. همه-ی اینارو پر کن
. و البته معلومه که مث بقیه-ی فرمها
، یه شرح حال و اسم مدرک تحصیلی . و همین
. نمیدونم چرا دنیا انقدر بهم ریخته-ست
. نمیدونم ، شاید اجباره که دنیا اینجوری باشه
. همه چی گیج کننده و ناجور و درهم و برهمه
، پیش از اینکه با گاو و جوجه پر بشه
، بنظر من همه چی ساده بود
. پیش از اینکه ما ارتباط مستقیمی با مسائل پیدا کنیم
، در دنیای مارتین ، ما حیوون داشتیم
. چیزی رو که پرورش میدادیم میخوردیم
. لباسها و خونه هامون رو خودمون درست میکردیم
. برای مارتین ، زندگی توی مزرعه راحت بود
. گاهی فکر میکنم که چرا ما دنیای مارتین رو کنار گذاشتیم
وحشتناکه ، نه ؟
چرا وحشتناک ؟
. ببین چقدر سکسیه
. ببین زنه چجوری نگاه میکنه
چرا نه ؟
، اینو میگی چون به جوجه ها دونه میده
و چون از گاو شیر میدوشه ؟
. نه ولی معلومه که از تخیلات توئه
، یه دختر زیبای کوچولو ، با دامن کوتاه و لپ های سرخ
بَده ؟
، وقتی به این فکر میکنم که ، پدر و مادرم بخاطر اون منو مارتین صدا میکردن
. از خود بیخود میشم
. مادرم وقتی جوون بود ، میخوند
. فکر کنم کمی بامزه بود
. مارتین
. مهم نیست
بخاطر مارتینه ؟
. ناراحتم که داری میری
. منم ناراحتم
آره ؟
. لعنتی
. صبر کن مارتین
. بعد
ناراحت نیستی ؟
. معلومه
. میدونی که منم ناراحتم
مطمئنی که خوبه داری میری ؟
دیوونه شدی مامان ، چکار میکنی ؟
، این ایده-ی پدرت نیست
، نه مامان ، این ایده-ی پدر نیست
، من تصمیم گرفتم برم . تا 5 دقیقه دیگه هواپیما پرواز میکنه
. الان نمیخوام درموردش حرف بزنم
. میدونی که منم ناراحتم
. همه ناراحتن
. اینطور بنظر نمیرسه
. گریه نکن
. بزودی همدیگه رو می بینیم
. گریه نکن مارتین
. نگران نباش همه چی درست میشه
زاویر ، بابت کاری که میکنی مطمئنی ؟
. حرف نزن مامان
چیزی میل ندارین ؟
جابجایی ؟
چی میخونی ؟
. اقتصاد
. جدی ، تجارت و اینجور چیزا
. آره از اینا
بارسلون رو میشناسی ؟
. راستش نه ، تازه رسیدم
. میتونم بگم که ازش لذت می بری
جدی ؟ - . جدی -
. میبینی ، عالی
، این یارو از اون صورتهایی داره که . من ازشون دوری میکنم
، نمیدونم چرا . اون دقیقا" میخواد با من حرف بزنه
. میبینی که این شهر دیوونه ایه
. مردم ساعت 10 شب ، شروع میکنن به رستوران رفتن
. قبلش کسی تو رستوران نیست
. بعد جشن میگیرن
. باید بدونی مردم بارسلون ، عاشق جشنن
از " بارس دی کوپاس "، چیزی شنیدی ؟ - . نه -
. بهت نمیگم ، خودت می بینی
. وقتی میای برای جابجایی ، می چسبی بهش
. خوابت نمیبره ، میبینی
تو میای چکار ؟
، من دکترم . سِمَت مهمی توی بیمارستان دارم
. متخصص اعصابم
تو چی ؟
، ما دوهفته پیش ازدواج کردیم . اون هنوز نمیدونه میخواد چکار کنه
. اولش میخواست چند رشته اسپانیایی بخونه
کلا" اسپانیایی حرف نمیزنی ؟
تو اسپانیایی حرف میزنی ؟
اسپانیایی بلدی ؟
. یه کمی
. اومدم یه رشته رو توی دانشگاه بارسلون دنبال کنم
. وقتی داریم به شهر میرسیم ، چشم اندازش رو می بینی
. یه رشته ساختمون بی معنی پشت سرهم
. همه چی ناشناخته ، دست نخورده
، لطفا" خیایان
ببخشید ؟
. فکر کنم انتهای سمت چپ ، مستقیم باشه
اونجا ؟
. بله اونجا
. ممنون
. توی شهر زندگی کردیم
. توی خیابونا قدم زدیم
. آخر چشم انداز بودیم
. تمام ساختمونها رو دیدیم
. با داستانهای مردم زندگی کردیم
، وقتی توی شهر زندگی کردیم
. ده ، 20 یا 100 بار به این خیابون اومدیم
، ده ، 20 یا 100 بار
، بعد از یه مدت . همه چی مال تو میشه ، چون تو اینجا زندگی میکنی
. اتفاق افتاد چون نمیدونستم
. اورکینانا
، این مورد عجیب ، به فهرست بلند بالای نامهایی اضافه شد
. که یه جایی توی مغزمون داریمش
، اوراکینانا ، کنار نامهایی مثل ، موفتارد ، بوندوفل ، پانتیوس کومبالت
، مارولس ان هیورپویکس ، ماندلیو لا ناپوله . و ناکلزوت ، قرار میگیره
. اون عادی و آشنا میشه
، بعدها که برگشتم پاریس
. تمام دوران سخت میشه ماجراجویی فوق العاده
، اینجور موارد احمقانه و یا روزهای سخت . در سفر وجود داره
، بیشترین تجربیات از دست رفته همونایی هستن . که ما بیشتر درموردشون حرف میزنیم
. زنگ خرابه
چی ؟
. کار نمیکنه
دنبال کی میگردی ؟
. دختری بنام ، سونیا میرال پیکس
. من زاویر هستم
، امکان داره ، این در
. یه لحظه بازش کنم
، تنها برنامه ای که داشتم ، تنها برنامه ای که منو مجبور میکرد ، چند روزی توی بارسلون بخوابم
، یکی از دوستان مادرم بود . که البته من نمیشناختمش
بازم قهوه ؟
هواپیمات تأخیر داشت ؟
. بهتر
، این یارو که اهل شیلی بود . یه خواهرزاده داشت که توی بارسلون زندگی میکرد
، وکسی که بهش گفته بودن . من تا پیدا کردن یه آپارتمان میتونم بمونم
. ولی من نمیتونستم خیلی توی این واحد بمونم
، چون اون با پدربزرگش زندگی میکرد . و این موضوع رو پیچیده میکرد
. زیاد موندن برای من مشکل بود
، پیش از اینکه بیام ، موضوع برای من مشکل بود . حالا من وسط برنامه-ی مزخرف مادرم هستم
، دیگه به حرفش گوش نمیکنم . دیگه برنامه هاش رو دنبال نمیکنم
، ممنون مامان ، دیگه به حرفش گوش نمیکنم
. دیگه برنامه های مسخره-ش رو دنبال نمیکنم
. سلام ژان میشل
. صبح بخیر ، این زاویره
. تو فرودگاه همدیگه رو دیدیم
. میدونی من کیَم
. خجالت میکشم
. گیج میشم که تورو اونجوری صدا کنم
، نه ، نه ، بعضی ها که مثل تو
. همونجوری که میتونی بگو
. خیلی خوبه
، من یادم نمیاد کی مُرده . ولی اون حالا توی شیلی زندگی میکنه
. اون یادش رفت به من بگه براش ممکن نیست
. گوش کن ، صادقانه ، صادقانه ، مهم نیست
. بهت گفتم
، برای ما که تازه رسیدیم . بدون سروصداست
. راحت باش
، میدونم چیه . این مث همونه که من اولین بار اومدم
میون فرانسویها ، ما باید به هم کمک کنیم ، نه ؟
. میتونی روی مبل بخوابی
. ان سو "، گاهی برات خوراک میپزه "
گرسنه ای ؟
. بله
. چیز زیادی برای پیشنهاد ندارم
. میتونم برنج یا ماکارونی درست کنم
. و برای اون ، کره و روغن هم نداریم
. البته خوبه ، پاستا با روغن زیتون
. بیا
. ببخشید بیدار کردنت سخت بود
. نه ، نه ، مهم نیست
قهوه میخوری ؟
. چرا که نه
، اولش بنظر مجموعه ای از معماری میرسید ، ولی درحقیقت
. عملکرد کاملا" ساده ای از مغزه
. این یه لایه پوسته
. مثل این با دو نیمکره
، و فضای حافظه
، که مرکز یادگیری در اون قرار داره
. و بخش حافظه کوتاه مدت داخلی
، البته خلاصه میکنم
، تخصص من مربوط به مطالعه-ی هر واکنشی ، بین این بخش از مغز
، که کما بیش با حافظه ارتباط داره
. و این بخش ، زبان سخنگویی رو مدیریت میکنه
. گاهی بیماریهای فوق العاده ای رو کشف کردیم
، بطور مثال ، کسی که به دو زبان حرف میزنه
، فراموشی ، روی یکی از زبانهایی که میدونه . تأثیر میذاره
، چون ناگهان بدلیل برخی از اثرات . اون زبان مادریش رو بخاطر میاره
، چیزی بیشتر از زبان دومی که یادگرفته . از هارد دیسک پاک نشده
ماهرانه نیست ؟
. من آگهی شمارو توی روزنامه دیدم
. بله ، برای یه واحد مسکونی
. میخوام سهیم بشم
. مشترک
. همخونه
، پیدا کردن یه واحد توی بارسلون . یه حکایت واقعیه
این خوبه ؟ ماهی 50 هزار تا ، خوبه ؟
. کمابیش 1000 یورو
50هزار خوبه یا نه ؟
. بله خوبه
. مطمئنی ، 50 هزار در ماه - . میبینیم -
. چون داشتیم به فروش فکر میکردیم
. اولین ماه ، وگرنه - . باشه -
. کارم خیلی زود شروع شد ، باید برم
میشه یه لطفی بکنی ، زاو ؟
. البته ، مشکلی نیست
میشه خواهش کنم با ، ان سو ، بری ؟
. میترسه تنها بره بیرون
. میدونم که یه کمی اسپانیایی بلدی
. بله ، بله ، مشکلی نیست
. دیدم که داشتی توی هواپیما گریه میکردی
. خیلی ناراحت بنظر میرسیدی
. منو هم خیلی ناراحت کرد
، ما به خودمون میگیم خیلی خوشحالیم که داریم میریم
، خیلی قوی هستیم
، ولی یه دفعه توی هوا ، من سرگردون شدم
. اونجوری رها کردن ، راحت نیست
. خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتیم
. دقیقا" نمیدونیم داریم کجا میریم
. این ترکیب عجیبیه
. همینطور برای من . خیلی خوشحالم که با ژان میشل هستم
، خیلی میخواستم پیرو اون باشم ، مث اون زندگی کنم
. و همون موقع ، ترسیدم
. زندگیت رو تغییر بده
. یه زبان تازه ای یاد بگیر
. حس میکنم پائین یه کوه خیلی بزرگم
. باید بطور منظم برای مارتین نامه مینوشتم
، شروع کردم به نوشتن چیزایی که ، هیچوقت بهش نگفته بودم
، شاید اگه روبروم بود
، من همیشه از اون خجالت میکشیدم ، ولی دور بودن از اون منو به حرف واداشته
. و در پایان من بهش نزدیک تر شدم
. گاهی برای سهیم شدن در مکان
. باید وارد یه امتحان واقعی بشی
، خیلی ها جواب دادن
. ما میخوایم همدیگه رو بشناسیم و با هم تصمیم بگیریم
، میخوام روابطمون خوب پیش بره
. که بین افراد مهربونی باشه
. معلومه ، خوبه ، میفهمم
، ممکنه برات سخت باشه ، تو فرانسوی هستی
، ما ملیتهای زیادی داریم ، من ایتالیاییم
، توبیاس ، آلمانیه
، لارس ، دانمارکیه
، وندی ، انگلیسیه
، و سولداد ، اسپانیاییه . تنها کسی که میون ما ، مال اینجاست
از کجا ؟ - . تاراگونا -
. از تاراگونا
. بنظر ما ملیت مهم نیست
، ولی اگه کسی ایتالیایی یا اسپانیایی باشه
. برای همه راحتتره
. شاید ایتالیایی برای من راحت نباشه
، من فرانسوی حرف میزنم . من توی پاریس زندگی میکنم
. منم فرانسوی حرف میزنم
. من یکسال توی پاریس زندگی کردم
. همیشه اینجوری که می بینی نیست
. فورا" من عاشق این محل شدم
. همه چی میدادم تا اینجا پذیرفته بشم
، این بهم ریختگی اینجا شبیه این بود که . یه نفر همیشه درون من بوده
. این هماهنگی خودمانی از بچگی توی سر من بوده
. دانشگاه شروع شد و من هنوز جا پیدا نکرده بودم
. خدافظ انسوفی
. لعنتی ، من واقعا" رشته-ی کاتالان رو درک نمیکنم کاتالان ، زبان مردم شمال اسپانیا
تو ، تو میفهمی ؟
. ممکن نیست ، یکی باید ازش بپرسه
. کاتالانی حرف بزن
کی ازش میپرسه ؟
تو دانشجوی فرانسوی هستی ؟
رشته-ی تو فرانسویه ؟
کی ؟
. تو
. صبح همگی بخیر
، میخوام درباره-ی . آینده-ی دنیای سرمایه داری حرف بزنم
. لطفا" آقا - . بله -
میشه به اسپانیایی درس بدین ؟
. ببخشید غیر ممکنه
. بیشتر دانشجوها کاتالانی هستن
. مجبور نیستن زبانشون رو تغییر بدن
، ما 15 تا دانشجوی جابجا شده داریم . که کاتالانی بلد نیستن
. و شما اسپانیایی حرف نمیزنید
، نگرانی شما رو کاملا" درک میکنم
. ولی منو هم درک کنین
، ما در کاتالونیا هستیم . و کاتالانی زبان رسمی ماست
. برای اسپانیایی برید به مادرید یا جنوب امریکا
. ادامه میدیم
، میخوام درباره-ی . آینده-ی دنیای سرمایه داری حرف بزنم
درباره دنیای سرمایه داری چی میتونیم بگیم ؟
، چقدر من شبیه این دختری بودم که . مناسب رشته-ی اقتصاد نبود
. تعجب میکردم که اینجا چکار میکنه
، دقیقا" شبیه اینکه من همیشه از خودم می پرسیدم . من اینجا چکار میکنم
، در ابتدا فقط یه واحد پول وجود داشت . طلا
، من کاتانی حرف میزنم چون کاتالانی هستم . چون در کاتالونیا زندگی میکنم
، وقتی ما داریم اروپا رو میسازیم . دفاع از کاتالانی ، تضاد محسوب میشه
. من قبول ندارم
، اول برای اینکه ما از هویتها حرف میزنیم
. اینجا فقط یه هویت معتبر وجود داره
. بغیر از چندین هویت همساز
. موضع ، احترامه
. برای نمونه من دو ملیت دارم
. هویت " گامبیایی " که در درون خودم دارم گامبیا ، یکی از کشورهای قاره آفریقا
. و هویت کاتالانی
. هیچ تضادی در ترکیبش وجود نداره
. تو فرانسوی هستی نه مریخی
. تو فرانسوی هستی
. و هویت فرانسوی خودتو حفظ میکنی
هویت ، متوجه میشی ؟
. هویت تو ، استریکسه
. بسختی فرانسویه
. پنیر
. من نون و گوجه-ی خودمو دادم به تو - چی ؟ -
. نون ، نون و گوجه
. آهنگ
، من دادم ، خوراک خودمو
. اسپانیا فقط ،" به به " کردن نیست
. نه تنها رقص فلامنکو بلکه خیلی چیزای دیگه
. شامل کاتالان
، دوزبانه بودن باید خیلی بی ثباتی باشه
، این همون مشکل توی بلژیکه بین زبان فنلاندی و بلژیکی ؟
. بلژیکی ، نه همون مشکل نیست
، برای مثال ، من بلژیکی هستم . و فنلاندی حرف نمیزنم
. وقتی توی بخش فنلاندی هستم ، میگم فرانسوی هستم
. خوبه ، خیلی خوبه
. عالی
. پس شاید بفهمن که من بلژیکی هستم
فردا ؟
. عالیه . من یه واحد پیدا کردم
. خوبه
. آره خوبه
، من یه اتاق کثیف توی خونه-ی مادری دارم . که یه زن بهم اجاره میده
چکار میکنی ؟
. یه جفت دختر نگهدارنده بچه
. عالیه
. آره عالیه
. برای تو عالیه
. آره برای من عالیه
. ناراحتم که میری
. میخوام کتاب بنویسم
. سلام وندی
. سلام
اوضاع چطوره ؟ - . خوب -
این چیه ؟ - . تمدن بابل -
چیه ؟
. آپارتمان اسپانیایی
. این خونه عین آپارتمان اسپانیایی بود
. صبر کن
، آپارتمانهای اسپانیایی مثل مطالعه کردن می مونه
. ما چیزی رو پیدا میکنیم که میاریم داخل . موریس
. اینکه چطوری کار میکنه کمی پیچیده-ست
، ولی بطور خلاصه . کم و بیش مث همونه
. تلفنی برات شرح میدم
. نه ، یخچال نه
چرا عینکت رو توی یخچال میذاری ؟ - . من نذاشتم ، یادم رفته بود کجاست -
، دیروز که رفتم بخوابم ، یه کم پنیر از تو یخچال برداشتم
، وقتی پنیرهارو گذاشتم سرجاش . عینکم رو جا گذاشتم
. آره ، شنبه
. السندرو ، پاهات - . فقط آبه -
. سولداد ، این جای منه
. بطری برای طبقه-ی من خیلی بزرگه - میشه فعلا" بیخیال شی ؟ -
. خواهش میکنم ، توبیاس
کسی چای میخواد ؟ - . نه ، ممنون -
نه ؟ - اجازه هست ؟ -
. مبارزه
. معلومه که نه
. زودتر بیا بدیدنم
. حالا نمیتونم باهات حرف بزنم
. چون تنها نیستم
، ما دیروز رفتیم بیرون . من ورشکست میشم
، کلا" نه ، ولی یک نفر نیست
. پنج نفر پیش من هستن
. گوش کن ، قرار نیست پشت تلفن بحث کنیم
. مسخره-ست
. زود بیا
. میخوام ببینمت
. البته
. منم دوستت دارم
. بوس
، زاویر اینجا نیست . امشب برمیگرده
، زاویر اینجا نیست . امشب برمیگرده
آره ، چه ساعتی ؟
. ببخشید من فرانسوی بلد نیستم
. بگم به مادرش زنگ بزنه
. به مادرش ، بهش میگم
قول داده ؟
. زاویر رفته مدرسه
. درسته ، دانشگاه
چی ؟
فاک ؟ . آره بعد از دانشگاه
. میتونه به مادرش زنگ بزنه - . ناراحت نباش وندی -
قشنگه ، نه ؟
امروز عصر چطور بود ؟
. خیلی خوب
کجا همدیگه رو دیدین ؟
." توی " داینات
. پیتزا فروشی
. عادت داشتیم هر روز بریم اونجا
. یه سرآشپز بومی ایتالیایی داره
، امروز من پیشنهاد میکنم . هندوانه ، همبرگر و قهوه
همش همینو میگفت ؟
. دوهفته ، هر روز
، هر روز
، آره من تو یه بیمارستان نزدیک کار میکردم ، و انسوفی
. آره بهش بگو
. نه تو بهش بگو
. یالا بهش بگو ، ان سو
چرا هر روز میرفتی اون رستوران ؟
. نه
. یالا خجالت نکش
. یالا بهش بگو
. نه خجالت میکشم
. نذار چیزی مزاحمت بشه
. خصوصیه ، نمیخوام بگم
. یالا
. صبر کن مهم نیست
. اگه نخواد بگه مجبور نیست
. ان سوی لعنتی ، بگو
. راست میگه مهم نیست
. عزیزم بریز بیرون
، اولین باری که ژان میشل رو دیدم
، در اولین نگاه . به خودم گفتم ، عاشق شدم
. همینجوری ، فوری
. کاملا" دیوانه-ی من
، دیدمش و به خودم گفتم
. این شوهر منه
. عشق نگاه اول ، واقعیه
. غیر ممکنه
. لعنتی ، دوباره
جدی ؟
میشه ساعت 8 بهت زنگ بزنم ؟
. حسابی گند زدن به من
چرا همتون تو اتاق من سیگار میکشین ؟
. چون جای راحتیه - . و تنها اتاق تمیز اینجاست -
. عصبانی نشو ، وندی
. سلام - . سلام آقای کوکورول -
. دارم میام که واحد رو نشون بدم - چرا ؟ -
. من با تو حرفی ندارم
، دوچرخه ها درست سر راه
. باید دوباره رنگ کنیم
. بیا تو
، خدای من . قفسه-ی مادربزرگم
. اتاق نشیمن
دست نخورده ؟
یه مجسمه-ی حضرت مریم اینجا بود ، کجاست ؟
. یه جای دیگه
. چه کشتارگاهی
، سریعتر . بده اینجا ، داره میاد
. زودباشین
، یه چند لحظه . من لباس تنم نیست
. باید اول مارس برید
. ببخشید ، تا دم در باهاتون میام
. باعث افتخاره
میشه دلیلش رو بگی ؟
. نمیخوام دانشجوها اینجا باشن
چرا ؟ - . به وضعیت اینجا نگاه کن -
. گفتم که نظافت کن - چرا همیشه من ؟ -
، من با ظرفها کاری نداشتم
. لارس و سولداد هنوز داشتن غذا میخوردن
. وقتی داشتم تلویزیون نگاه میکردم . تو داشتی با اون ور میرفتی
. کاشکی نمیکردم ، شما همتون روانی هستین
چی ؟ . نمیخوام توی خوکدونی زندگی کنم
. من شلوغش نمیکنم
. ما جوونیم ولی مسئولیت پذیر
. باشه مث اینکه جدی میگی
، شروع از ماه دیگه . من باهات حرف میزنم
. اجاره-ش 180هزار پزوتا میشه
صدوهشتاد هزار پزوتا ؟
. باید یکی دیگه رو بیاریم
. من یه شخص خوب توی کلاس اقتصاد سراغ دارم
کیه ؟ - ... یه دختر -
، جدی میگم . از بلژیک اومده
. یکی باید اتاقش رو سهیم بشه
. شاید خودت
وقتی یکی میگه " فاک " یعنی چی ؟
فاک ؟
، فَک . یعنی دانشکده
. مث دانشگاه ولی کوچیکتر
جدی میگی ؟ فاک ، یعنی دانشکده ؟
. آره - یعنی شما میگین من میخوام برم به فاک ؟ -
. من سگ ندارم
سؤال دیگه ای هست ؟
. نه - . ممنون -
. به هرحال من فرانسه حرف میزنم . پارسال پاریس بودم
. باهات تماس میگیرم
ازش خوشت نمیاد ؟
. شاید بهترش رو پیدا کردیم
. باورکردنی نیست . تو یه عالمه از لوازم منو داری
. تو این سی دی رو هم داری
تو هم همینطور ؟
فردا چکار میکنی ؟
. دوستم " سابین " از بلژیک میاد
. سابین
. زاویر
. خیلی دلم برات تنگ شده بود
. نه چون من توی اون ساحل دلم برات تنگ نمیشد
، فردا یکشنبه-ست ." قراره بریم شهر " سیتخس
. یه ساحل نزدیکه
. نه ، حالا من توی یه ساحل غیر از بارسلونم
. سیتخس ، یه ساحل دیگه-ست
. نمیدونم ، باید متفاوت باشه
. با زوجهای فرانسوی ، بهت گفتم
. با یکی توی هواپیما آشنا شدم که بهم جا داد
. خُب جالب نیست ولی خیلی خوبه
فرانسه از این طرفه ؟
. نه ، تقریبا" اینطرف
. ما خیلی همدیگرو نمی بینیم
. سلام به همه
خوشت میاد ؟ - . آره خیلی قشنگه -
. ولی خیلی شلوغه
، تو میخوای
. برمیگردم
تو روی همین تخت خوابیدی ؟
. آره
. توی این
. آره
چرا میخندی ؟
. اون دوستمه
کاری کردین ؟
، زاویر آره ، ما یه کارایی کردیم . اون دوست دختر منه
. یه زن ، من همجنسبازم
و تو ؟ مال تو کی میاد ؟
. مال من ، میاد ، زود
، یه کمی کار داره
. مشکل زیاد داره
. پس موفق باشی
. زنها دیوونه هستن ، قبول کن
همجنسباز ؟
. آره
، وقتی دارم باهاش حرف میزنم . میتونن برام حرف دربیارن
. نباید این حرف رو بزنن ، وندی
چطور میتونه این کارو بکنه ؟ . من سگ ندارم ولی همجنسبازم
، نه ، حق با توئه . این ربطی به ما نداره
، ولی این حقیقت داره که
چی ؟ تو باهاش میشینی ؟
. نه
شوکه شدی ؟ - . نه -
حسادت ؟ - . نه ، منم مث توام -
. تصور اینکه دخترا با هم باشن عجیبیه - . بیخیال -
. نمیدونم شاید سلیقه باشه
، امیدوارم خوب باشه . من دستورش رو عوض کردم
این چیه ؟
. یه خوراک سیب زمینی
. مث نان ذرت - . من عاشق نان ذرتم -
. این نون ذرت نیست
. تخم مرغ نداره
. من خیلی از این خوراک ، بدون تخم مرغ خوردم
. لعنتی - . دوباره نه -
مربوط به کل منطقه میشه یا فقط مال ماست ؟ - . مث اینکه فقط اینجاست -
. مسخره ای ، السندرو - . مراقب باش -
کجایی ؟ - . من اینجام عزیزم -
کجایی ، زاویر ؟
، خودم ترتیبش رو میدم . وندی همه چی رو بهم ریخته
. باید کنتور برق رو نگاه کنیم
. فیوزها
. ما اینجاییم ، وندی
. داریم میایم
من کجام ؟ - . ما همینجائیم -
. همینجا
. چیزیت شد ؟
. نه ، مشکلی نیست ، ببخشید
. وحشتناکه - . اون از تاریکی میترسه -
. آره ترسیدم ، مشکلی نیست
چطوری ؟
. بیا
ممکنه ؟
، من یه آدرس بهت میدم . " خیابان " پورتافریسا
. قشنگه - . ممنون - . خواهش میکنم -
. دارم دیوونه میشم
. اگه میخوای برو اونجا
. نه ، نه ، بهیچوجه
انگلیسی یه کمی گیج کننده نیست ؟
. خیلی نه ، خوبه
. صبر کن ، اون خیلی مقیّده
اون یه رفیق داره ؟
. آره ، داره و مقیّد نیست
. به هرحال اونا کاری کردن که یه اتاق کثیف گیرت بیاد
. کثیف نیست
. به هرحال خیلی نمی مونم . دوماه دیگه عوضش میکنم
میخوای منو اذیت کنی ، نه ؟
. نه ، ولی داری مث یه جای خیالی توصیفش میکنی
. ولی صادقانه ، اتاقت خیلی سطح پائینه
. کاغذ دیواری رو نگاه کن
. ببخشید ولی من نمیتونم اینجا بمو نم
. مشکلی نیست
. باید با هم برگردیم
. باشه میفهمم
. با بقیه
تو ناراحتی ؟
. نه ، گفتم که درک میکنم
. باشه
. ولی میدونم که خیلی وقت نداریم با هم باشیم
، همه چی روبراه میشه . منو نگران میکنه
، احمقانه-ست
. لطفا" بس کن ، گفتم که باشه
، فکر میکردم خیلی وقت برای خداحافظی داریم
. تا اینکه همدیگه رو ببینیم
. بسختی پیدا میکنم
. آره
. خشمش رو دوست دارم
، غیر از اینجا
. مث من
. سابین با حالت بدی رفت
، درسته که
چی ؟
. اشتباه کردم گفتم با یکی لاس میزنم
جدی ؟ کی ؟
یه نفر ؟
. نه
. استاد رقص فلامینکو
. وسط تدریس بود
. دوباره از من یه نمونه ساخت
، اون
. خیلی خوشکل بود
. داشتم میلرزیدم
. به من خیره میشد
. بعد اومد کنارم
. نزدیکتر ونزدیکتر
. نرمتر
، آخرش واقعا" باهام خشن بود . یه ضربه محکم به باسنم زد
. خودتو تکون بده
. بچرخون
. منو بخودش فشار میداد
. بعد منو چرخوند
، کاری نمیتونستم بکنم
. منو فلج کرد
. کاملا" به من مسلط بود
بعد ؟
. خوب بود
. منو بوسید
، لعنتی ، تو اینو به سابین گفتی
. اینجوری نه
. تو خیلی کار میکنی
چیزی میخوری ؟
. نه ممنون
. بیا مهمون من
، کل روز اینجا بودی
. بذار یه نوشیدنی برا بیارم
چی ؟
از کجا میای ؟
. فرانسه
جابجایی دانشجویی ؟
کی رسیدی ؟ - . دو ماه پیش -
. دو ماه
. آره ، 2 ماه
. خیلی توی دانشگاه بودی
. باید بیشتر بیای
. اینجاست که یادمیگیری توی بارسلون چی مهمه
. راحتش بذار . نمیخواد چرندیات تورو بشنوه
. دارم بهش اسپانیایی یاد میدم
اسمت چیه ؟ - . زاویر -
میدونی یه فرانسوی چیه ؟
یه فرانسوی ؟
. بازم بیا
. بهت اسپانیایی یاد میدم . در 2 ماه
. دیگه برنمیگرده
، چندماه بعد ، به لطف خوان . من تونستم اسپانیایی حرف بزنم
. بنابرین همیشه میومدم کافه-ی خوان و نئوس
زاویر ، دوست من ، چه خبر ؟
چه خبره ؟ - . یه مهمونی کوچیک داریم -
. سلام زاویر - چطوری نئوس ؟ -
. زاویر بهم نگفت که تو خیلی خوشکلی
. حرومزاده خوب قایمت کرده بود
اون چی گفت ؟
، گفت
. به کافه-ش خوش اومدی
."دقیقا - . عوضی -
. بیا برقصیم
. سلام عشقم
. ولی گفتی که برمیگردی
، ولی صبر کن
، من به اندازه کافی پول ندارم . گفتم ، ولی پولم کمه
، من همینطور ، منم خیلی پول ندارم . وقتی داشتم میومدم حساب کتاب کردم
. خیلی برات مهم نیست
. برام مهمه
، آره ، هربار که قول میدی . نمیتونی عمل کنی
. هیچوقت بهت اعتماد ندارم
. برای جشن تولدم خیلی کثیفه
کجایی ؟ بازم توی ساحل ؟
. نه توی بارسلون ، توی خیابون
، موزیک ، جلوی یه کافه هستم . همه جا موزیکه ، بسه دیگه
بوی بد نمیده ؟
. باعث تأسفه که بارسلون اینقدر شهر کثیفیه
. فکر نکنم بیشتر از پاریس باشه
. آره معلومه که هست
، جاهای زیادی مث این هست که . مثل جهان سوم می مونه
، میدونم که جاهای زیادی هم مث پاریس هست که . مثل جهان سوم می مونه
. ولی تعجبی نداره که نمیشناسی
تو فکر میکنی من مقیدم ، درسته ؟
. نه
. آره میتونم تصور کنم چی فکر میکنی
. تو فکر میکنی ، دختر بیچاره ، خیلی اُمُّله
. نه اینطور نیست
. بنظر تو من عقب افتاده-م
. یه کمی آره
. تو خیلی مث " جونیتا بنانا " نیستی یک کمدی درام فیلیپینی
اون چیه ؟
، اینجوری بگیم که تو رقص پا رو بلد نیستی . ولی میدونی چیه
. آره میدونم
تو رو اذیت میکنه ؟
. نه
. منو اذیت میکنه
. من احمق نیستم ، زاویر
. تو ، تو خیلی ساده میگیری
. هرجایی
. هرزمانی
. تو چندماهه اسپانیایی یاد گرفتی
. با هرکسی خودمونی میشی
. ولی من نمیتونم
. من استعداد تورو ندارم
. من یه اتفاق نیستم
. میدونم باید خوب باشی
. ولی من خوب نیستم
. همونجوری که گفتی ، رقص پا
. گوش کن ، این خیلی مهم نیست
، این دلیل نمیشه که بگی بارسلون و ساکنینش . آدمای کثیفی هستن
، این رقص پا نیست . این نژاد پرستیه
نژاد پرستی ؟ - . آره -
. ببخشید
. نمیخواستم بهت توهین کنم
. موضوع توهین به من نیست
، خیلی وقته توی فرانسه نیستی . شیش ماهه که اینجایی
. باید به دوروبر خودت نگاه کنی
، به دوروبرم نگاه میکنم . تو برای من خیلی ترسناکی
. سلام انسوفی
. منم زاویر
. بله
امروز ؟
. البته
. می بینمت
. ببخشید
قشنگه نه ؟
. آره
میترسی ؟
. یه کم
. احمقانه-ست ولی من همیشه یه کمی سرگیجه دارم
. خیلی بده که ژان میشل نمیتونه اینو ببینه
. آره
. اون خیلی کار میکنه
، راستش انسوفی زیادی کارکردن اون ، تورو اذیت نمیکنه ؟
که تو همیشه تنهایی ؟
. تا زمانیکه تو اینجا پیش منی
. آره
. ولی من معمولا" بهش اوقات تلخی میکنم
سوزانا رفته ؟
. رفته سیگار بخره
. نه ، نه
بگو ، چیه ؟
، خیلی احمقانه-ست
. همیشه متعجب بودم
، شما از یه چیزایی مث آلت مصنوعی میون دخترا استفاده میکنین ؟
، مسخره-ست چون اغلب شماها . زنها رو نمیشناسین
، این احمقانه-ست . از یه طرف سکس باشه از طرف دیگه بدون لذت
، مطمئنم تا زمانیکه یه مرد از یه زن خوشش بیاد
. بهش قدرت میده
منظورت چیه ؟
. نمیدونم ، تو نمیدونی که زنها با هم فرق دارن
، از این گذشته ، تو نمیدونی که بدن زن . چه افتخاری براشون میاره
چرا این حرف رو میزنی ؟
، تو فکر میکنی فقط الت تو میتونه برات افتخار باشه
. تا زمانیکه نوازش ها هیجان آور باشه
. آره ، میدونم
. میدونی ولی احتمالا" اشتباه انجامش میدی
. ببین
. بیا
چیه ؟
، وقتی تو باسن یه دختر رو نوازش میکنی
. تو اینجارو نوازش میکنی
. اینجا ، روی باسن
. صبر کن
. میاری تا رونش
. ولی من خجالت میکشم - . بهت نشون میدم -
. محکم بغلش میکنی ، اینجوری
. نمیذاری حرکت کنه
. باید حس کنه که تو محکم بغلش کردی
، با وجودیکه تمام زنهای مزخرف اینو میگن
. بیشترشون این فشار رو میخوان
. صبر کن ، وایسا
. چکار میکنی ؟ وایسا
میخوای به توضیحم ادامه بدم ؟
. باشه بگو
. تو محکم میگیریش
، بعد موهاش رو نوازش میکنی
، پشت گردنش
، سینه
. اونم مث تو ، وحشت میکنه
. آرومش میکنی
. از زمان استفاده میکنی
. بهت نشون میدم چطوری حال کنی
. سوزانا ، بیا
. میخوام یه چیزی به زاویر نشون بدم
، کار تمرینی . بهت نشون میدم که مردها باید چکار کنن
. خوشحالم که می بینمت
. منم همینطور
. جالبه که اینجا میبینمت
. اولین باری که اینجا راه رفتیم رو یادت میاد
. آره
نه ، چکار میکنی ؟
. نمیتونم تحمل کنم ، من تورو میخوام
نه ، زاویر ، موضوع چیه ؟ - . موضوعی در کار نیست -
. ولی من متأهلم
. نه ، من متأهلم
. من نمیتونم
. خیلی خوب بود
. مث فیلمها بود
، اولش اینجوری بود
. نه ، نه
، بعدش ، آره ، آره . باور کردنی نیست
. نمیدونستم اینجوری میشه
. می بینی ، بهت گفتم
. همشون حرومزادن
. آره تو درست میگی
. واقعا" باور نکردنی
. دفعه-ی دیگه من موهاش رو اینجوری میگیرم
. وبهش میگم ، یالا ، بخور - . صبر کن -
. اونجوری حرف نزن
. بعد از مدتی زندگی تو اون واحد ، منظم شد
. خانه داری اساسا" بعهده-ی وندی بود
. ببین - چیه ؟ -
. چی چی ، ببین . من تمیز نمیکنم
. خسته شدم کلفتی کردم
. شاید شما اینجوری زندگی کنین ، من نه
. من بعد از تو رفتم حمام - ، راستش -
. شاید موهای من باشه - به چی میخندی ؟ -
به چی میخندی ؟ . این مسخره بازی نیست
. تمیزش کن
. گاهی هم ما کمک میکردیم
. یخچال هم مورد بحث بود
. لعنت به السندرو
. السندرو اینجا نیست
، گوش کنین بچه ها . برادرم میاد بارسلون
، صادقانه جواب بدین میتونه یک یا دوهفته بمونه ؟
. مشکلی نیست - . جدا" ؟ ممنون -
، من میشینم توی قطار و داستانم شروع میشه ، سفر به اروپا ، دیدار خواهرم ، وندی
. سرشار از تحمل
، پسره یه چیزیایی به اسپانیایی میگه . که من هیچی نمیفهمم
، یه چیزی مث . کوریدا
، میخوام برم به ساحل . این قسمتش رو فهمیدم
، من نمیفهمیدم فقط به شوخی گرفتم
، اونم نفهمید من چی میگم . خوب برداشت نکرد ، حتی خیلی هم بد بود
، میدونی ، مث فرانسویها
، یا اسپانیایی
، به هرحال به من گفت
. اینجا توی اسپانیا ، ما نمیگیم ، لعنتی
نه ؟ - . نه -
. من به مردم اسپانیا افتخار میکنم
خیلی اسپانیایی دیدی ؟
، نه ، فقط آدمای توی قطار و تو رو
پس چرا همچین فرضیه ای داری ؟
، نه ، ندارم . تو میفهمی من چی میگم
. آره تو میدونی
. خیلی از تک گویی تو لذت بردم
چی گفت ؟ - . مهم نیست -
زشت نشد ؟ - . نه ، مسئله ای نیست -
. خوشحالم که اینجایی
وندی ؟ - بله ؟ -
. امشب بریم بیرون
جدی ؟ همه با هم ؟
. ایزابل و بقیه - . برام جالب نیست -
. باید بری بیرون ، وندی
. نمیتونم ، زاویر
. من حتما" باید بنویسم - . میتونی فردا بنویسی ، بیا -
، این کار روزانه-ی منه . باید منظم باشم
وندی ، تو زیادی جدی گرفتی - چیو جدی گرفتم ؟ -
. تو که راهبه نیستی ، بیا خواهش میکنم
، من راهبه نیستم . فقط نمیتونم
، با هر کسی
، من از بار و کاباره خوشم نمیاد
، شاید من یه لندنیِ نمونه نباشم
. ولی شلوغی منو اذیت میکنه
، شاید چون خیلی کم میرم بیرون . یه راهبه باشم
. شب خوبی داشته باشین
، ولی وندی
. تنهام بذار ، فرانسوی
. بیخیال ، من فرانسوی نیستم
تو ویلیامی ؟
. از دهلی ، رفتم ، اگره اگره ، یکی از شهرهای کشور هند
، میدونی توی اگره چی داره . تاج محل تاج محل ، بنایی در شمار شگفتیهای هفتگانه در هند
. همش سرگرمی بود
، خیلی زیبا . فقط وقتی فصل بارندگی شروع میشه
، رسیدم هتل . تمام توالتهاش پر از مار بود
، اصلا" جالب نبود که وقتی مریض بشی . مجبور بشی بری توالت
، وندی - اون کیه ؟ -
. برادرم - اوضاع چطوره ؟ -
. خوب - از کجا میای ؟ -
. از امریکا - . میدونم -
، از شهر ، سانتافه
. این خواهرمه
. شبیه هم هستین
. من خیلی متأسفم
. بیا ، خوش اومدی
. همیشه همه چی رو خراب میکنم
. زیاده روی کردی - . باید بشینم -
. ویلیام ، بیا - . پنج دقیقه -
دوباره ؟ - . پنج دقیقه -
. یه نفس عمیق بکش - . پنج دقیقه زیاد نیست -
. صبر کنین
السندرو کجاست ؟ - . رفته بیرون -
تو چکار میکنی ؟ - . مطالعه -
. هفته-ی دیگه امتحان دارم - . امتحانات -
. امتحان ، آره ، نمره
تو فیلیپ کاتلر رو میشناسی ؟ - . نه -
. انسان بزرگیه
. منو مجبور میکنه بشینم و بخونم
، همیشه درحال خوندنی
، بیشتر از بقیه . این کار منه ، باید کار کنم
. همش بخونم و بیرون نرم
، دنیای من خراب شده قبول داری ؟
. تو توی هرچیزی تمیزی
تو اینطوری فکر میکنی ؟ - . آره -
، تخت السندرو رو نگاه کن . احمق
. ایتالیا ، آلمان
، یه آلمانی نمونه . آلمانیها همیشه دوست دارن بهترین باشن
. همیشه و همه جا - . من نه -
. ادلف هیتلر بود که این چیزا رو آورد
. اتوبوس و قطار و اینجور چیزا
، قطار در انگلستان باید سر وقت باشه . همه چی خیلی با تأخیر
. قطار ، اتوبوس
. من باید درس بخونم . میخوام تنها باشم
از اتاق برم بیرون ؟
برم ؟
. اصلا" خنده دار نبود - . شوخی بود ، برگرد -
وندی ؟ - . بله ؟ -
میتونم باهات حرف بزنم ؟
به اسپانیایی ؟
. هرجور تو بخوای
چی میخوای بگی ؟
. برادرت
. شوخی بود - . جالب نیست -
. خیلی بزرگش کرده
، اهمیتی نمیدم . وسائلت رو جمع کن و برو
چی ؟ - . آره ویلیام -
، باید یاد بگیری که بزرگ بشی . نباید اونجوری رفتار کنی
. تو جدی نیستی - . آره -
. کفشت رو بپوش و برو . بیرون
. بیشتر مسئولیت پذیر باشن
. دوستات آزار دهنده هستن - . برو -
. میرم ، میرم
. فکر کنم داری دیوونم میکنی
. نباید اینکار رو بکنیم ، اینجا توی خونه-ی تو
. نه صبر کن ، بهتره من برم
مطمئنی ؟ - . آره -
. بد برداشت نکن
. سلام
. زاویر
. خوشحالم می بینمت
. خیلی وقته گذشته - . آره درسته -
. راستش دارم میرم - . نه نرو -
. بیا ، بمون یه نوشیدنی بخور
. وسائلم رو بذارم ، برمیگردم
. لطفا" بمون ، بمون
، زاویر ، شنیدم زنم رو به یه کافه-ی عجیب . توی بارسلون میبری
. آره ، یه کمی خوش گذرونی کردم
. سلام عزیزم
. سلام
چطوری ؟
چه مدت ؟
برای چند وقت ؟
اون کیه ؟
اسمش چیه ؟
میخوای چی بگم ؟
. آره ، درسته ، خدافظ
، زاویر ، دوست من
. باورکردنی نیست
، بارسلون
. زنهای پاریسی
. ولی تو هنوز منو دوست نداری
. معلومه که دوستت دارم
، شاید رفتم . و با این حقیقت که من دوستت ندارم ، نمیشه کاری کرد
، این فرصتیه برای زندگی من . فقط احمقانه-ی که ما با هم نبودیم
، این دلیل جدایی نیست . من به تو نیاز دارم مارتین
، ولی تو هیچوقت منو دوست نداشتی . چون نمیتونی کسی رو دوست داشته باشی
. این درست نیست - . تو فقط خودت برای خودت جالبه ، خودت ، خودت -
، درسهات ، شغلت . کار توی اون وزارتخونه-ی لعنتی
. اصلا" اینجوری نیست
. بله هست - . این درست نیست -
، پدر و مادرت از شغل تو توی وزارتخونه . خیلی کِیف میکنن
، پدرت ، دوستای پدرت . مادرت
. حداقل مادرت رو دوست داری
. ولی نه
. نگران نباش ، ترافیکه
. پونزده دقیقه دیگه توی فرودگاهیم
. خوشحالم که یه کمی دیدمت
. هرچند کوتاه بود
هنوز بهم نگفتی چرا یه روزه داری برمیگردی ؟
میتونیم حرف بزنیم ، نه ؟
از دیدن من خوشحال نیستی ؟
. خفه شو ، مادر لعنتی
. خقه شو
. من تنهایی تمیزکاری کردم
. لارس ، بیا کمک - . ببخشید باید برم -
و تو ؟ زاویر ، السندرو ؟
. دارم میرم ، برمیگردم
تو خوبی ؟ میدونی این چیه ؟
نه ، چیه ؟ - . جارو
چند وقته داری تلویزیون نگاه میکنی ، زاویر ؟
. باید یه کاری بکنی
میخوای ثابت کنی که ناراحتی ؟
، شاید درد داشته باشی . ولی مسخره-ست
. همه پشتت سوار میشن
جدی ؟ - . آره -
. من میرم
. انا
. بعدا" فهمیدن اون روز چه اتفاقی افتاد
. گاهی زندگی میتونه بدتر از یه کمدی بشه
یعنی مال خودته ؟
. این یعنی ، بله و مال تو هم هست
، و بعد شبیه اینه
چرا قبلا" بهم نگفتی ؟
، نمیدونستم چطوری باهات ارتباط برقرار کنم . و فکر کردم بدون اینکه بهت بگم ، نگهش دارم
. فکر کردم قویتر شدم ولی 6 ماه گذشت
. خیلی برام سخته
. من تنهام و این بچه پدرش رو نمیشناسه
. یه بچه ، چه خوب
. ما یه واحد رو شریکی گرفتیم
. از خونسردی تو خسته شدم
. تو پدر شدی ، یه بچه داری
، نمیدونم
، فریاد ، گریه ، داغون کردن همه چی
. ولی یه کاری بکن ، واکنش
. نمیدونم چرا زندگی من همیشه انقدر بهم ریخته-ست
، همیشه پیچیده بود ، درهم و برهم
. قاطی پاتی
، حس میکنم زندگی برای دیگران راحتتره . مرتبط تر ، منطقی تر
، یه دوستی دارم که کلکسیون حشره جمع میکنه
، خیلی تأکید میکنه که
، حشرات موجودات بسیار وراجی هستن
. خیلی معاشرتی
میدونی چطوری تولید مثل میکنن ؟
. نه
، خُب ، فرض کن تو ماده ای
، و من نر . و یه کاری مث این میکنم
. نر ، پرواز میکنه
. دقیقا" نمیدونه کجا
، و یه دفعه یه ماده می بینه
، بعد میاد
. میچسبه بهش و اون حامله میشه
میفهمی ؟ طبیعت ، حماقت ، درسته ؟
. بیخیال ویلیام
. قبلا" زندگی من کمی مزخرف بود
. ولی حالا کلا" مزخرف شده
. همه چی غلطه
،" سر راهم به فروشگاه " مرمگنوم . وندی رو با دوست آمریکائیش دیدم
. نمیدونم چرا افتادم جلوی اراسموس
اراسموس ؟ - . آره -
. ببخشید نمی فهمم
. مهم نیست
. خوشحالم که می بینمت
. مهم نیست
. اولش دیدی که من خیلی هیجانزده شدم
. مهم نیست بهت نگفتم
، آره میدونم ولی
، ولی زاویر میدونی ، مهم نیست
. خیلی خوشحالم که می بینمت
. من درک نمیکنم
. بعد از نمایش یه گفتگویی با سولداد داشتیم
، تو ، بروس ، رو خر کردی چون ، یه نمونه امریکایی کثیفه
. بعد شنبه توی " مرمگنوم "، از همدیگه لب میگیرین
، میخوام بدونم چرا با اون احمق میری بیرون . و حواست نیست
. میدونم احمقه - چرا ؟ -
. خُب من براش جذابم
میفهمی ؟ . اون متفاوته ، با نمکه
، اونشب که گیتار میزد رو بخاطر بیار
که همه میخوندیم ؟ . مسخره بود
نه زن ، نه گریه ؟
آره ، چه مشکلی داشت ؟
احساس کردی چقدر جذاب بود ؟ . مسخره-ست
. موضع فقط سکسه ، زاویر
. دوست دارم باهاش سکس داشته باشم
پس دوستت چی ؟
، لعنت به تو زاویر . باید اینو بگی
، دوست دخترت بهت پشت کرده . تو دوره-ی سختی رو داری
. ولی این تقصیر من نیست
اراسموس ؟
. آره
. ببخشید
. فکر کنم حالم خوب نیست
. اصلا" نخوابیدم ، خیلی کلافه هستم
. نمیدونم شاید طبیعیه
. شاید به اون جدیت نباشه
، شاید " دستگاه کناره ایِ " مغزت . برات مزاحمت ایجاد میکنه
چی هست ؟
. بخش پیشین مغز
. جایی که احساس تمام حیوانات ، اونجاست
، برخلاف قشر داخلی . پیچیده ترین واکنش ها رو مدیریت میکنه
تصورات ایجاد میکنه ؟ - تو تصورات داری ؟ -
از چه نوع ؟
. من اراسموس رو میبینم
. باید چندتا آزمایش انجام بدیم
. چشمات رو ببند و تا 10 بشمار
. دنبال مرکز یادگیری میگردم
. مرکز یادگیری بخش داخلی روانی مغزه
، اما
. من هیچوقت فرانسوی رو نمی فهمم
. نگران نباش ، همه چی رو میشوریم
. من زبان مادری خودمو فراموش کردم
. تمیزش کن
اینجا چکار میکنی ، عزیزم ؟
. هیچی ، دارم قدم میزنم
. تو منو دیوونه میکنی ، زاویر
. ژان میشل
. تمام آزمایشای تو اینجاست
، چیزی که من فکر میکنم . تو آصلا" هیچیت نیست
. تو فقط بیش فعالی
، یه چیزایی رو ندیدی
. حالا همه چی رو میتونیم با تصویربرداری ببینیم
. هیچی
، از یه طرف . ازت میخوام دیگه به انسوفی نگاه نکنی
. اون همه چی رو بمن گفت
. دیگه نمیخوام ببینیش
. دیگه تورو هم نمیخوام ببینم
، اما
. خفه شو
. من از نگاه کردن به انسوفی دست برداشتم
، از طرف دیگه . وندی به توجه کردن به دوست امریکائیش ، ادامه داد
الو ؟
کی ؟
الیستر ؟
، وندی خوابیده میخوای بیدارش کنم ؟
میخوای بیدارش کنم ؟
. تو توی فرودگاهی
. تعجب ؟ نه مهم نیست
الو ؟
یادت میاد " الیستر " کیه ؟
. دوست پسر وندی
. معلومه
. لعنتی
. وقتی بیاد خونه ، می بینیش
چرا ؟
. اون تازه به بارسلون رسیده
داره میاد بارسلون ؟
، من نمیتونم ، ... لعنتی
. باید زودتر از اون برسم
. ویلیام
با السندرو ، کجایی ؟
. باید مستقیم بری خونه
، آره چون
. بخاطر اون ، الیستر
. دارم با تلفن حرف میزنم ، مواظب باش
. سلام الساندرو ، دارم گوش میکنم
. ترتیبش رو میدم ، باشه
. داریم میایم - چی ؟ -
الو ؟
بله ؟
. لعنتی
. لعنتی
الیستر ، اینجا چکار میکنی ؟ - . تازه رسیدم ، میخواستم زنگ بزنم -
. از دیدنت خوشحالم
. آره ، منم همینطور ، عالی شدی
. عالیه ، خوشحالم میبینمت
. آره ، از دیدنت خوشحالم
، لعنتی . کلیدم کار نمیکنه
. در خراب میشه - میشه امتحان کنم ؟ -
. نه ، نه
خراب میشه ، میدونی ؟
. این در رو میشناسم
بریم پائین یه نوشیدنی بخوریم ؟ . بیا بریم نوشیدنی بخوریم
کسی اونجاست ؟ - . نه -
بریم آبجو بخوریم ، باشه ؟
چی شده ؟
. در دوباره خراب شده
. میریم یه نوشیدنی بخوریم - . فکر خوبیه -
باید چکارش کنیم ؟
. لارس و سولداد کلید خوبی دارن
چطوری ، لارس ؟
. کلید تو کار میکنه - . آره -
. میخوام گلم رو بذارم
چکار کنیم ؟
. داره به یه چیزایی مضنون میشه
. وانمود کن که کلیدت خرابه
، وندی خبر داره که میای - . نه ، سورپرایزه -
، برای وندی ؟ اینا
در لعنتی چکار کرد ؟
. وندی ذوق زده میشه - . بالاخره -
. بازه - . خوش اومدی الیستر -
چکار میکنی ؟ - . ساکت -
. همین الآن الیستر اینجاست . بلند شو
، بعد از دیدن تو رفتم به دوست دخترم سر بزنم . خواستم بهت بگم
. گلهارو میذارم توی اتاق وندی
چکار میکنی ؟ - . الیستر -
. این دوست وندیه ، الیستر
پرواز چطور بود ؟ همه چی روبراه بود ؟
، این
. اولین باره که اینکارو میکنم
. معذرت میخوام
. نه ، من معذرت میخوام
. عذر میخوام ، ویلیام
. اشکال نداره ، منو ببخش
باشه ؟ خُب ؟
. آره ، آره
. خُب ببخشید
درمورد دوست دخترت چی میگفتی ؟
میشناسی ؟
. ولی مهم نیست
مهم نیست ؟
. نمیدونم چی بگم
، مهم نیست . نمیخواد چیزی بگی
. خُب چیزی نمیگم
. و ... و تو
. تو هم چیزی نمیگی
. همگی سلام
. الیستر
. خدایا
. چه سورپرایزی - اینجا چکار میکنی ؟ -
. مال تو - . وای چه قشنگه -
. خیلی رؤیایی شدی
. وحشتناک دلم برات تنگ شده بود
. تقریبا" یکسال گذشت
. آخر سال نزدیکه
، من تمام کارهایی که توی بارسلون . میخواستم انجام بدم رو ، لیست کردم
. و آخرش هم کاری نکردم
تو اونجا بودی ؟ - . آره -
. مطمئنن خیلی چیزا رو فراموش کردم
. خیلی بد شد که دختر نیستی
. دنیا باید فرق کنه
. باید یه روز دیگه زندگی میکردم
. قرار شد برای خداحافظی به یه کافه-ی نزدیک بریم
. ولی من آمادگیش رو نداشتم
. چمدون من آماده نبود
. اینجا خیلی گرمه
تو اینجایی ؟ - . من دوست سولداد هستم -
. من با اون زندگی میکنم
. منظورم توی یه واحده
. میدونستم
، ما داریم میریم . باید صبح زود بیدار شیم
. ممنون ، خیلی خوب بود
. خوشحالم که هردوتون اومدین
. خیلی ارزش داشت
. تا بعد
. خدافظ انسوفی
. خدافظ
، زاویر
. نگاه کن
چیه ؟ - . اونجارو ببین -
، ایزابل همجنسبازه . داره از یه دختره لب میگیره
. داره لب میگیره ، ببین - . بیخیال -
، بدجوری داغون شدم . همه از من خوششون میاد
میشه خواهش کنم خفه شی ؟
، ببخشید ، ببخشید . ولی من دارم برمیگردم خونه
، هشت ساعت مونده به پروازم . و هیچ کاری نکردم
. معذرت میخوام - . تیشرت رو بهش بده -
. ما یه کادو برات گرفتیم
. هرکسی یه چیزی نوشته
. ممنون
. ممنون - . می بینمت -
. باید بیای پاریس
. اسپانیایی رو تمرین کن - . آره ، بزودی می بینمت -
. سفر خوبی داشته باشی - . خدافظ لارس -
. یالا برو
. قراره سال دیگه برم فرانسه
تو فرانسوی حرف میزنی ؟ - . آره -
. به من نگفتی
. حالا باید برم
. بازم همدیگه رو می بینیم
. سفر بخیر
. خدافظ ، بزودی می بینمت
. کاتالانی حرف بزن
، آخرین اعلام برای مسافران
، از پرواز ایرفرانس 1349
. به فرودگاه شارل دوگل پاریس
. فورا" به سکوی 32
. خریدن گوشت ، عجیبه
. مث اینکه سالها نخریده بودم
. عاشقش میشی
. از قصابی محبوب تو خریدم
. خودم ترتیبش رو میدم
. ممنون
خوشحالی که برگشتی ؟
. آره
حرفی نمیزنی ؟
. نمیدونم ، خوب بود ، همین
. بهم بگو
. من یکسال اونجا بودم ، مامان
، دقیقا" ، من یکسال تورو ندیدم . و تو هیچی برای گفتن نداری
. بیا تمومش کن مامان
. خوشحالم که بازم می بینمت
. اینطور بنظر نمیرسه
چرا این حرف رو میزنی ؟
، بهت گفتم چون
. چون آزارت میداد
. میدونم که منو دوست داشتی
، ولی گاهی یه تلنگرهایی لازم داریم . که بهمون آسیب برسونه
. میدونستم که اون آخرین بوسه-ی ما بود
. به اولیش فکر کردم
. یادمه توی خیابان " اورشمت " بود
، نمیدونم چرا ما خیابانی از پاریس رو انتخاب کرده بودیم . که کوچکترین پیاده روها رو داشت
، به اتفاقات زیادی که بین این دو بوسه . افتاده بود فکر میکردم
. توی تمام این خیابونها با اون بودم
. در تمام این مسیرهای پیچیده
. تا اینکه امروز به اینجا برسم
. بدون اون
، من خودم رو در خیابانی از پاریس دیدم . که هیچ پاریسی نرفته
. من غریبه ای درمیان غریبه ها بودم
. چرا من اینجا بودم ، نمیدونم
، کلا" هیچوقت نفهمیدم . چرا اینجا بودم
. باید نمونه باشم
جابجایی ؟
چرا ؟
. من امتحانات ورودی رو گذروندم
. این اولین روز کاریه منه
، همون معده دردی رو گرفتم . که توی دبیرستان داشتم
. اولین روز کلاس ، امتحانات
. معده درد لعنتی
. فکر کردم تموم شده
. بفرما
. 2038
. اینم دفتر شما
. گفتن رسیدی
. خوش اومدی
. صبح بخیر برنارد - . صبح بخیر آقا -
. همه چی رو بهش بگو - . نگران نباش -
. پرونده ای که درموردش حرف زدیم
، خیلی فرصت ندارم . ولی بزودی می بینمت
یه دفتر کوچیک ؟
. میبینی که ساختمون کمی سخته
. ولی فضای خوبی داره
. آره درسته
، درسته ، میخندیم اینطور نیست آقای برنارد ؟
. می بینی - . بریم -
چند سال داری ؟
. 25
. پس توی جوانی بازنشسته میشی
. برای گرمایی ، خیلی اینجارو گرم میکنن
. منم روی 2 گذاشتمش
. دو خوبه ، کافیه
. پرونده ها ، مشکلی نداره
. یه سری زرد داری ، آبی ، قرمز
. مث فایل کامپیوتری
. در کمیسیون اروپایی ، کاملا متوجه جزئیات میشن
. بله ، بهش نمیخندن
. باید مرتب بشه
، هرچیزی جای خودشو داره . و اینجا برای همه چی جا هست
نیست آقای برنارد ؟
. من آینده ای رو بدون بازگشایی انتخاب کردم
. من همیشه کاری رو که میخوام ، انجام میدم
. میخوام بنویسم
. همه چی بنظر ساده و کامل میرسه
. من اون نیستم
. اونم نه
. ولی من همه-ی اونا هستم
، من اونم ، اونم ، اونم
. میخوام کتاب بنویسم
. و نمیخوام گولش بزنم
، من اونم ، اونم
، من فرانسوی هستم ، اسپانیایی هستم . انگلیسی هستم ، دانمارکی هستم
. من یک نفر نیستم ، چند نفرم
. مث اروپا ، مث همه-ی اونا
. یه بهمریختگی کامل
. حالا میتونم همه چی رو بهت بگم
. همه چی از اینجا شروع شد
. وقتی هواپیمای من بلند شد
، نه ، صحبت سر پرواز کردن نیست
. در حقیقت ، صحبت پرواز کردن بود
. همه چی از اینجا شروع شد
برگردان و زیرنویس از اورانــوس orannous@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.