All language subtitles for rhthth

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقـدیـم به تمـام فـارسی زبـانـان جـهان

تیم ترجمه فارسی سابتایتل با افتخار تقدیم میکند WwW.Farsisubtitle.Com

تـرجمه و زیـرنویـس از عـیسی Babapour_e@yahoo.com

دیروز صبح یه مبارزه بین گانگسترهایی که کارای دفن زباله رو در"مونگ کوک" انجام میدن درگرفت (منطقه ای در جنوب شبه جزیره کولونِ هنگ کنگ)

در همان زمان مبارزه ای با سلاح گرم بین کارگران حمل و نقل در بازار میوه فروشی"یوناتی"رخ داد (منطقه ای در جنوب شبه جزیره کولونِ هنگ کنگ)

سه تا از شرکت های مدیریت املاک در این درگیری دست داشتند

به گفته شاهدان آشوب زیادی به پا شد

به گفته یکی از شاهدان مبارزه بین گانگسترهایی بود که .روی کنترل منطقه دفن زباله باهم درگیری پیدا کردند

که منجر به مشکلاتی برای اهالی منطقه شد

در حال حاضر سه پرونده برای این درگیری باز شده که انتظار میره توسط باندهای تبهکار این .پرونده ها دستکاری شده باشند

با این حال دلایل و جزئیات این پرونده ها از .سوی پلیس تحت بررسی دقیق هستند

1بامبو (نی هندی)

"چـِن ژیلونگ"

خوب گوش کن،سه تا از برادرات توی .منطقه ی من دردسر درست کردن (نه برادر واقعی)

..اگه نتونی امروز این دور رو ببری

.حتی حرف اینکه اونارو برگردونی و نزن

پونگ

برادر،کمکون کن

!چه دهن گشادی

از اونجایی که خیلی دوس داری ..لقمه بقیه رو بخوری

.پس بخور

.پونگ

میدونی محل دفن زباله های مونگ کوک .خیلی وقته منطقه ی منه

برادرای تو میخواستند اونجا رو تصاحب کنند

اونا حتی توی اداره ی پلیس هم برا من دردسر درست کردن

تو واقعا میخوای لقمه(کار)منو بخوری؟ پس بخور

...همه ی توی "یوماتی"میدونند که

..کلِ خیابون از" یونگ شوتو "گرفته تا

.بازارمیوه فروشی ،همش مال منه

حالا بنظر میاد میاد یه نفر در مورد قوانین ما بدجوری گیج شده

.خودت باعثش شدی

.پونگ

3تا بامبو

اگه منطقه ی منو میخوای...میتونی بری جهنم

..خُب ژیلونگ

..ما هر3تامون تا حالا برنده شدیم ولی

.تو تاحالا یه دورم نبُردی

اگه نتونستی راند آخر رو هم ببری .خواهشا مارو مقصر ندون

هشت دایره - پونگ -

نمیدونم برادرات چندتا از مربع ها رو میتونند بخورن

...الان دیگه دور آخر و بازی میکنیم ،باور کن

اونا میمرن...چون تو نمیتونی برنده بشی

..آلونگ (این اسم دیگشه)

مهم نیست کدوم یکی از ما سه تا برنده میشه

افرادت باید تمام این مربع ها رو بخورن

خب،خب،ببینیم خوش شانس ترینشون کیه،تو؟

اون؟

یا این مو زرد ِ؟

میخوای به برادر بزرگت رئیس ژیونگ خبر بدی؟

..خب ،آخرین

9دایره

9دایره

..تو نباید 9دایره رو بازی میکردی

(13یتـیم (برد قطعی

میدونم که با همدیگه دست به یکی کردین .اما این منم که بُردم

.برادرای منو آزاد کنید

.آزادشون کنید

..شرمنده جونِ تو،من یه قرار ِشام دارم

..نه با تو !!!زت زِیــاد

خیلی ممنون برادر - برادر متاسفیم که باعث دردسر شدیم -

!شما 3تا حرومزاده

اینجا جای شما نیست

گورتون و از اینجا گم کنید و برید پیش یه دکتر

هـویــت ویــژه

.کجا! من نگفتم میذارم تو هم بری

خیلی خُب میخوای یه دور دیگه بزنیم؟

چن ژیلونگ ،تو نمیتونی از اینجا بری مگه اینکه شکستم بدی

!هاا ،همینه

دعوا میخوای آره؟ .بگیر که اُومد

دعوا دوست داری آره؟ بگیر مُشت رستمو

بلند شو

بلند شو - بلند شو -

میخوای بلند شم؟

بلند شو

تو بیا پایین

برادر

در و باز کنید

بگیریدش - تیکه تیکه اش کنید -

بگیریدش - نذارید فرار کنه -

!بگیریدش

!فرار نکن

!"جی" !"کیم مائو"

.بلند شید

الان میای ؟

.اینجا نمون،عجله کن

برو - اونا -

.بسپارش به من - لطفا اونا رو برسون بیمارستان -

.خیلی خُب ،نگران نباش جای همیشگیمون منتظرم باش

اوه لعنتی ،اینجا مثل جهنم میمونه

!این پول و بگیر و برو پیش یه دکتر

اون پول لعنتیتو واسه خودت نگه دار

بهتره نگهش داری واسه قسط خونه ت

تو که هیچ وقت برا قرار گذاشتن با زنا دیر نمیکنی

اما همیشه برای کار رسمی دیر میکنی

اگه من امروز روی تو حساب میکردم .تا الان مُرده بودم

آخه من با ترافیک چیکار میتونم بکنم؟ .هر کاری که فکرشو بکنی و کردم

لطفا نگو که ازم توقع داشتی به هرماشینی که میرسیدم میکوبیدم تا فقط بیام تورو فراری بدم

شرط میبندم حتی نمیتونستی تصورشو بکنی .که توی چه خطری بودم

تقریبا داشتم تیکه تیکه میشُدم

چرا همیشه ریسک میکنی و خودتو توی همچین وضعیتی قرار میدی؟ چرا؟ چرا؟

باید به اونا کمک میکردم

کمک؟ به اون آشغالا؟

چرا برا نجات اون آشغالا وقت خودتو حروم میکنی؟

منظورت از اون آشغالا چیه ؟ اونا هم مثل ما آدمن

چـن ژیلونگ،فراموش نکن

من تورو فرستادم که بین دار و دسته ی تبهکارا نفوذ کنی

گند نزن به همه چی

برو ببین چیکار کردی

دیگه نمیدونم چطور میتونم کمکت کنم

نمیدونم اینو چطور توضیح بدم

این باند برادرای جوونه اونا هم میخوان یکه تازی کنن

اما این سری دردسر درست کردن و این وظیفه ی من بود که کمکشون کنم

.من برادر بزرگشونم

تو برادر بزرگتر اونایی؟

حالا دیگه شدی برادر بزرگتر تبهکارا؟

!خیر سرت پلیسی

...تولـدت مبـارک

"خواهر "ایمی

...تولـدت مبـارک

.تولـدت مبـارک

ممنون ممنون

!با مامان من لاس نزنید ها

من مشکلی ندارم

لازم نیست که به افرادت بگی مراقب من باشن

به رئیس ژیونگ اعتمادی ندارم

..از این میترسم که نتونم کنارت باشم واسه همین

یکیو میخوام که مراقبت باشه

مامان

..چرا ما نمیتونم مثل بقیه مردم با آسودگی کامل

بریم کتار ساحل و باهم دریا رو ببینیم؟

آره خیلی خوب میشه اگه بتونیم اینکارو بکنیم

.اما من درک میکنم

ژیلونگ تو این دنیا ،همیشه نمیتونی .کاریو که دوس داری و انجام بدی

مامان

تو میدونی من کیم؟

البته که میدونم

تو اصلا خلافکار نیستی،مگه نه؟

از کجا فهمیدی؟

هرچند چیزی از خودت بروز نمیدی

..اما مادرت همیشه میدونست

.تو یه مرد درستکاری

تو یه پلیس مخفی هستی فکر کردی مادرت نمیدونه

که همیشه دلت میخواست یه پلیس بشی

مادرت همیشه میدونه پسرش داره چیکار میکنه

اما چرا نمیتونم هویت خودمو آشکار کنم؟

این چیزا رو مغزت از خودش درمیاره .تو باید به خودت هم توجه داشته باشی

میدونی پسرم؟

..توی تموم این سالها من نمیخواستم تو مراقب من باشی

.میخواستم من اون کسی باشم که مراقب تو باشم

حومه ی شهر نانهی (در استان گوانگدونگ)

وقتی برادر کان رسید ،کیف رو بهش بده

میدونی که اون آدم قُلدریه و من بدجور ازش میترسم

برادر کان؟مثلا چه غلطی میخواد بکنه؟

من میشناسمش

خیلی وقته میشناسمش و میدونم چجور آدمیه

مطمئنم میتونیم از پسش بر بیایم - بیا برادر کان اومد -

ترسیدی،آره؟

!بیا بیرون کثافت

کی گفته از این راه بیای؟

چرا بجای اینکه از جاده اصلی بیای از جاده خاکی و ناهموار اومدی؟

تو که میدونی من هموروئید(بیماری نشیمنگاه)دارم و این باعث میشه کونم بدجور درد کنه حرومزاده

چرا من باید دهها هزار دلار بهت حقوق بدم که بری کفش چرم بخری؟

!گاییدمت

برو کفشارو پیدا کن و برگرد،برو

"واو ،"تـری

برادر کان

...پلیسا همه جا بودن

واسه همین ازت خواستم بیای اینجا،متاسفم

سـانی" کجاست؟"

سانی معده درد داره واسه همین توو ماشین موند

هی برادر سانی

مهم نیست،مهم نیست

فرقی نمیکنه کی باشه من فقط دنبال پولم

پولا اینجاست

اما لیست کجاست؟

بیا

ها! چطور ممکنه،اون گفت پول داخل کیفه

منو احمق فرض کردی؟

.لیست و بده من

سانی،سانی ،کمکم کن

منو احمق فرض کردی هاا؟

فکر نکردی مثل ِ آب ِخوردن میتونم نفله ت کنم؟

سانی

بیاید منو بزنید

لعنت بهت سانی

صبر داشته باش

حرومزاده چه گُهی میخوری؟من برادر توئم مگه این قوانین لعنتیو نمیدونی؟

هرجایی قوانینی هست،باند ما هم قوانینی داری

من فقط قانونای خودمو میدونم

فکر کردی من ازت میترسم؟ تو یه حرومزداه عوضی بیشتر نیستی

خیلی خُب باشه،تمومش کن،تمومش کن

.برادر سانی اصلا رئیس تویی

هرچی میخوای بردار ،واسم مهم نیست

وقتی رئیس ژیونگ بفهمه ،فاتحه ت خونده س

منو تهدید میکنی؟

..به محض اینکه بفهمه اینکارو کردی

.باشه برو بهش بگو

اون هیچ وقت نمیذاره قسر درری

خودم میکُشمت

منو تهدید میکنی هاا؟

خیلی دلت میخواد به رئیس بگی،آره؟

برادر بذار انتقاممو بگیرم

باشه، پس بهم ثابت کن

بزن توی سرش

مراقب باش به من نزنی،باشه؟

!بزن دیگه

.ترسو

ما نمیتونم اجازه بدیم کسی بفهمه،متوجه هستی که؟

سانی من دهنم قُرصه

تو که منو میشناسی،رفاقت حالیمه

برادر ژیونگ - آلونگ -

چرا خودت موهاتو اصلاح میکنی؟

موهای بلند این روزا دیگه دِمُده شده

آلونگ

مامان؟

برادر ژیونگ گفت که میخواد موهامو اصلاح کنه

بیا بگیر بشین

من قبلنا آرایشگری بودم واسه خودم

اون موقع ها همیشه قیچی و شونه دستم بود اما این روزا تفنگ و چماق دستمه

برادر بیا در موردش حرف بزنیم

مامان باید بره سرکار

مامان نمیخواد موهاتو کوتاه کنی،بیا بریم

اشکالی نداره میتونم بعد اصلاح برم سرکار،مگه نه؟

درسته،من فقط دارم موهاشو اصلاح میکنم

.نیازی نیست نگران چیزی باشی

تو این دوره زمونه به هیچکسی نمیشه اعتماد کرد

من فقط به خودم اعتماد دارم

.واسه همین همیشه خودم موهامو کوتاه میکنم

این بار، من مخصوصا اومدم به مامانت .کمک کنم موهاشو کوتاه کنه

اما ممکنه قیچی من اشتباه بکنه

بهرحال خیلی وقته که اصلاح نکردم

خیلی خب حالا بگو ببینم کاریو که با برادرای بزرگتر کردی و چطور میخوای توضیح بدی

اون پست فطرتا توی بازی باهم دست به یکی کردن .تا برادرای منو بکشند

.یکیشون هنوزم تو کُماست

اگه در نمیرفتم ،منم الان بیمارستان لَم داده بودم

این برادرای تو بودن که .دردسر درست کردن

حالا اون سه تا برادر بزرگ اومدن پیش من برا تسویه حساب

الان رسما همشون علیه من شدن

اما این نزاع ممکنه به داخل گروه کشیده بشه

خوشبختانه فعلا همه با هم متحدن

جایی که دعوا باشه پلیسا تنها کسایی ن که برنده ن

.این همه دردسر درست کردی

..تو یه خائنی

..برادر ژیونگ باور بکنی یا نکنی

.من تا حالا هرکاری از دستم برمیومده کردم

..توی تموم این سالها اونو زیر پر و بال خودم گرفتم

من بخاطر تو تا توی دهن شیر هم رفتم

تا حالا شده که جایی اشتباه کنم؟

.این بحثو تموم کن ،دارم موهاشو کوتاه میکنم

.کافیه ،کافیه

!ممکنه دستم بلرزه هاا

باشه باشه اصلاحتو بکن

خوب شده،مگه نه؟

مامان بیا بریم،دیرت میشه - ممنون -

میبینمت برادر ژیونگ - هی آلونگ -

..اگه یه بار دیگه بشنوم که بهم خیانت کردی

.اونوقت فقط یه اصلاح معمولیو نمیبینی

!نترس شوخی کردم

بیا فردا با هم یه فنجون چایی بخوریم

امروز منو از ترس زهره تَرک کردی

آلونگ

روزنامه ی امروزه - ممنون -

برادر ژیونگ ،چه خبرا؟

..من یه مردی و به اسم سانی توو آمریکا ملاقات کردم

.و برنامه ریختم که اونو به برادر کان معرفی کنم

اما الان شک دارم که محموله مو بهش بدم

اونو بیار توی تیم خودت

حالا برو سابقه شو چک کن

6سال پیش

من فقط مال خودمو برداشتم،مشکلتون چیه؟

.خیلی نزدیک دیوار شدی مراقب باش

درسته ،آخه واسه چی اینقدر احمقی؟

.سر وببر پایین .ها،این درسته

آلونگ، تو دخالت نکن،سرت به کار خودت باشه لعنتی

سه نفر به یه نفر؟

.خیلی نامردیه

این یخ و بذار رو صورتت،وگرنه تا فردا یه تاول گُنده رو صورتت سبز میشه

خیلی خب

!من میخوام برگردم به سِمت خودم،یه پلیس

تو همیشه یه پلیس بودی منتها الان یه پلیس نفوذی ای

با دادن اطلاعات داخلی اونا کارتو خیلی خوب انجام میدی

تا حالا نمیدونستی؟

میخوام بیام بیرون

چرا؟

تو که داری کارتو خوب انجام میدی چرا میخوای بزنی بیرون؟

رئیس ژیونگ دیگه به من اعتماد نداره

میترسم که دیگه نتونم از اونجا بیرون

و اینکه نمیخوام مادرم درگیر این قضایا شه

ببین تو که منو هم درگیر کردی

من چجوری برا تو جایگزین پیدا کنم؟

من بزودی بازنشسته میشم

مرده شور اون بازنشستگیتو ببرن مگه تو آدم نیستی؟

!از من استفاده کنی و ترفیع بگیری تو که همین الانشم منو نادیده میگیری

..بنظرت تا حالا چندبار شده که من

گَندکاری های جنابعالی و تَر و تمیزکردم؟

میخوای تمومش کنی؟ باشه اشکالی نداره

برای نامه نگاری هات که لَنگ امضا من شدی - نشونت میدم یه مَن ماست چقدر کَره داره هرکاری دوس داری بکن -

.چن ژیلونگ

برا آخرین بار بهم کمک کن اونوقت منم کمکت میکنم پلیس رسمی بشی

خیلی از آدمای ثروتمند مرتبا تهدید میشن

.حالا ما به یه نفر مظنونیم

.اون ممکنه توی قضیه قتل برادر کان هم دست داشته باشه

.ادامه بده

.مظنون ما اسمش "لو ژی وای" هست

اون یکی از افراد دار و دسته شما بود .اسم مستعارش سانی ـه

پس الان این کار توئه

اوه،رئیس ژیونگ ازم خواست زیر و بَم سابقه شو در بیارم

چه تصادفی؟

اینکه بهتره

سعی کن تا جایی که امکانش هست زودتر تمومش کنی

بعد از اون ما شواهد لازم رو برای گیر انداختن کل اعضای این سازمان داریم

و بعد از اون ماموریت تو تموم میشه

بعد اینکه همه ی اینا تموم شد باید بهم کمک کنی که رسما پلیس بشم

وگرنه تا جا داری میزنمت

باشه اگه زدم زیرش ،خودمو بهت تقدیم میکنم

.ژیلونگ تو باید بری مرکز شهر

نگران نباش ،پلیس مرکزی حتما باهات همکاری میکنه

پس به خودت ایمان داشته باش - چیزی که گفتی یعنی چی؟ -

مگه تو تنها کسی نیستی که از هویت من خبر داری؟

پس خودت ازشون بخواه با من همکاری کنن

.وگرنه من یه آدم اوباشم و اونا پلیس

چطور میخوای کارمو انجام بدم؟ هویتم چی میشه ؟

هویـت ویـژه

منظورت چی بود؟

خودت فکر کن

!ووی

نانهی

چی میخوای ؟ - مگه نمیخوای با من دوست شی؟ -

مریضی؟چطور میتونی پیش خودت فکر کنی که من بخوام دوست یکی مثل تو شم؟

من فقط راهم با تو یکی بود

اینکارو میکنی که انتقام بگیری؟

حیف اون صورت خوشکل نیست که واسه انتقام گرفتن باشه؟

میخوای باهم دوست شیم؟ اسمت چیه ؟

گوش کن چی میگم

"البته که میشناسمت "ژینگ فانگ

فکر کردی من احمقم؟

هی برو لاستو یه جای دیگه بزن

چیزی از قانون حالیت نمیشه ؟ مگه این جاده ارث ننته ؟

راهتو بکش برو دیگه

تو از کجا میدونی که این جاده مال ماست؟

این جاده ارث ننمه

پسر پولداری بنظر میای،تورو چه به این حرفا

مادرم با ساختن این جاده به تو کمک کرده

اما ساختن جاده کاریه که مادرم کرده نه من

من فقط زبون نفهما رو آدم کنم

حالا بذار یه چکی بکنم

چرخاش یه مشکلی دارن

من میتونم موهاتو هم اصلاح کنم - تویی که سد معبر کردی -

راه بیفت

چن ژیلونگ ،همیشه از این کارا میکنی؟

مشکلت چیه ؟

سوار شو

وقت ِ نهاره نه؟

سلام کیتی

چرا اینکارا رو میکنی؟

ظاهرا من این دختر رو میشناسم قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

این مال دوستمه - مثل اینکه دوستت اسمش ژینگ فانگه -

هم اسم تو

خداوکیلی چرا اینقد کسل کننده ای این لیست مظنونیـنه

نیازی نیست،این اسم ها همشون توی مغزمَن

چن ژیلونگ،دارم بهت هشدار میدم دفعه بعد،از ماشین پرتت میکنم بیرون

این شخصیه،مفهمومه؟

بله مادام

این آدم خیلی نامناسبه

من باید اینو به مافوقم گزارش کنم تا یکیو بفرستن مراقبش باشه

اینجاست

تا وقتی که ماموریتت تموم بشه میتونی اینجا بمونی

اگه لازم شد،دفتر موقتیمون هم هست

کارای خونه چی ؟

مثل غذا ؟ شستن لباسا؟

..آقای چـن بذار صریح بگم که

شما برای انجام ماموریت اینجائید.مفهومه؟

مفهومه

به غیر ما کس دیگه ای اینجا زندگی میکنه؟

.اون مافوقمه

سروان

ایشون سروان لی هستند

من چـن ژیلونگ هستم ،ممنون بخاطر توجهتون

خواهش میکنم،از ملاقات باهاتون خیلی خوشبختم

من امنیت شمارو تضمین میکنم - ممنون -

لو ژی وای،وقتی توی شهرک چینی ها .توی آمریکا بود مشهور شد

دوسال پیش اون و آدمش برای تجارت به مرکزشهر برگشتند

اغلب اوقات توی مرکز شهر زندگی میکنند .بدون هیچ سابقه جنایی ای

..اما ممکنه در پرونده ی قتل

برادر کان و ارسال ایمیل های تهدیدآمیز به میلیونرهای هنگ کنگ دست داشته باشن

"لو ژی وای" "لو ژی وای"

سانی ،اون یکی از افراد من بود

شما که دیگه باید بدونید،ما مثل برادر بودیم

اما از وقتی که از آمریکا برگشته .تماسی باهمدیگه نداشتیم

پس تو بودی که اونو گمراه کردی .که رفته توو کارای خلاف

مثل اینکه شما توی جرم های اون بصورت غیر مستقیم دست داری

چِرت نگو جیگر،باشه؟

ژیلونگ،نقشه ت چیه؟

خیلی ساده،من برا شام دعوتش میکنم .با همدیگه حرف میزنیم

بعدش چی؟

من از کجا بدونم؟

.بعد اینکه دعوتش کردم میفهمم

.من مرتبا شما رو در جریان میذارم

این چجور نقشه ایه؟

من همیشه کارامو اینجوری انجام میدم؟مشکلیه؟

..تو همیشه کاراتو اینجوری انجام میدی

این به این معنی نیست که تو خودت نمیدونی چیکار باید بکنی ؟

تو میدونی ؟بهم بگو

قربان،من فکر میکنم ما یه نفرو باید بفرستیم که حین عملیات مراقبش باشه

توی این پرونده اون اصلا مناسب نیست

.نیازی نیست واسه من بِپا بذارید

بهت که گفتم من کاریو که فکر میکنم درسته .انجام میدم

چند وقته که پلیسی ؟ - هشت سال -

..منظورم یه پلیس رسمیه نه پلیسی

.که کسی نمیدونه پلیسه

.فراموشش کن

.من این کارو به روش خودم انجام میدم

.برامم مهم نیست شما چیکار میکنید

چن ژیلونگ - میرم یخورده استراحت کنم -

چطور میتونی اینجوری رفتار کنی؟

خوش آمدید

برو اونور

رفیق این میز قبلا رزرو شده

مگه ما آدم نیستیم؟ ما آدم هستیم یا نیستیم؟

مواد زدی ؟

میدونی اینجا جای کیه

بین غذا خوردن من با غذا خوردن تو زمین تا آسمون اختلافه

تو واسه چیزی که میخوری پول میدی اما من هیچ وقت اینکارو نمیکنم

برادر داره ازت میپرسه پول داری یا نه

تو چه مرگته آخه؟

من میرم،حله؟

داری چیکار میکنی؟

برادر

برادرِ خوب من، سانی - فقط بگو سانی -

برادرِ خوب من، سانی - اصلا هرچی دوس داری صدا کن -

معرفی میکنم،این شریک منه،برادر چِنگ

برادر چنگ

...و اینم

دهن گُشاد،برادر لونگ برادر لونگ

الحق که این اسم مناسبته

ایشون معلمم،استادم

بهم نگو استاد،ما با هم دوستیم

.بزن اون دست قشنگه رو

اون همه چی بهم یاد داد

توی مبارزه هم کارش حرف نداره

واو،برادر یه مبارز خوبه،بزن دستو

البته الان دیگه اضافه وزن داره و نمیتونه

جدی؟

میدونی،من هنوزم تمرین میکنم

پشتتو به کسی نکن ممکنه دوباره بهت حمله بشه

من اینو بهت یاد ندادم؟

بیا تا خرخره غذا بخوریم

تقریبا داشتی خفه م میکردی

برادر ژیونگ تورو فرستاده،آره؟

هرچیزی که میخوای میتونی بپرسی

خیلی خُب،رک و پوست کنده میرم سر اصل مطلب

احیانا تو چیزیو که متعلق به برادر ژیونگه رو نداری؟

همین الان یه جواب بهم بده

تو همیشه بدون اینکه فکر کنی،حرف میزنی

همیشه بله قربان گو بودی

.تو حتی نمیدونی قضیه از چه قراره میدونی؟

البته که نمیدونی

تو الان خیلی رو فرم نیستی

بعدا حرف میزنیم

صبر کن

تو استاد منی

بیا

بیا باهم بنوشیم

اینجوری نوشیدن فایده نداره

بیا توی دیگ بخوریم

آره ،همینه

بیاید توی دیگ بخوریم،خیلی بهتره

بزنید بر بدن

میدونی که من دوس دارم داغ بخورم

اوه،حس ِخوبیه

باید برم دستشویی

فکرشم نکن که فرار کنی - خفه شو -

سرمونو خوردی

برادر چنگ

کار تو بود،بگیریدش

بگیریدش

بگیریدش

زود تر

برو ،برو

اونجا

شما پسرا برید اونجا

زودتر

بیا بیرون بیا بیرون

!اگه مَردی بیا بیرون

بیا بیرون

!اگه مَردی بیا بیرون

ماشینو نگه دار

فرار نکن

بیا بیرون - از ماشین بیا بیرون -

ماشینو نگه دار

زود باشید

بگیریدش

وایسا

وایسا

باهام مبارزه کنید

بیاید اینجا

بیاید جلو

زود باشید

زود باشید بیاید جلو

بیاید جلو - ترسو های عوضی،ساکت

واقعا رئیس ژیونگ تورو فرستاده که منو بکُشی؟

حقیقت داره؟

تو اینجایی که منو بکُشی فقط بخاطر دستور اون؟ - اینا همش حرف چرته -

به من گوش کن

اینقدر چرت نگو تا بهت بگم

منم میخوام بدونم این کار کی بوده

کار خودت..کار خودت بود

چرا ،چرا ؟ بهم بگو چرا؟

تمومش کنید

وارد مهلکه نشو پلیس بزودی میرسه

تکرار میکنم هیچ اقدامی نکن

تمومش کنید

همشیره ،تو دیگه کی هستی!؟

پلیس

همه بخوابند رو زمین

تکون نخورید تکون نخورید

همه دستا بالای سر

تو ،گفتم تکون نخور

برو اونجا

بلند شو

اسم؟

شماره تماس

همون جا بمون،شماره تماس

افسر لطفا دستگاه تصفیه هوا رو خاموش کنید

و یه حوله هم بهم بدید

میترسم سرما بخورم

درجه دما رو بیار پایین تر

..دوباره میپرسم

با کسی که مُرده چه رابطه ای داشتی؟

شریکم بود

بدجور ناراحتم

لطفا کمکم کنید

لطفا

خیلی خب

.اگه اینقدر مصممی پس همکاری کن

..اگه دوباره دروغ بگی

ما هم دوباره همون سوال و ازت میپرسیم

..اما فراموش نکن

.که تو اینجا مثل یه یخ،یخ میزنی

.من بهتون حقیقتو میگم

.اما حقیقت اینه که من خودمم خبر ندارم

چیزی نمیدونم

یکی از دوستام امشب کشته شد

میتونید بفهمید الان چه احساسی دارم؟

همه این آبها رو بخور

بعد اونو ببرید ازش تست ادرار بگیرید

تا مشخص شه که معتاد هست یا نه

متاسفم،متاسفم

.نیازی به خوردن اینا نیست

!همین الانم میتونم بشاشم

این لیوان کافیه ؟

ببریدشو ازش تست و بگیرید

!چه ماموریت ساده ای

.من که نمیدونم الانم کجاییم

.الان یکی مُرده و منم رسما یه قاتل شدم

اون نقشه خودشو داره

..برای هر اقدامی

بهتره که باهم صحبت کنید و نقشه رو جلو ببرید

..صدبار تا حالا گفتم

.که اون شلیک کار افراد ما نبود

تو یا مغزت مشکل داره یا گوشات مشکل دارن

..من فقط گفتم یه نفر بهش شلیک کرد

اونم بدون اینکه به کسی اشاره کنم

تو همش نمیگی که من شنیدم یه نفر بهش شلیک کرد؟

خودت تجزیه تحلیل کن

تو که داخل ساختمون بودی و خبر نداشتی

احتمالا خود سانی از همه چی خبر داره

تو اصلا چرا و به کدوم مدرک اونو بازداشت کردی؟

به کدوم مدرک ؟

مجبور بودی که اونو برا بازجویی بازداشت کنی؟

تو خیلی وقته که از جرم های اون خبر داری

پس توئی که باید علیه اون مدرک جمع کنی

به اندازه ی کافی علیه ش مدرک داریم که بهش اتهام بزنیم؟

برادر هیچ میدونی یه مامور نفوذی بودن یعنی چی؟

..همه اینو میدونند که

نباید مظنون رو قبل گرفتن اطلاعات بازداشت کرد

اون فقط میخواد اطلاعات اونا رو بگیره و بذاره من بمیرم

ژیلونگ لطفا به زبون ماندارین حرف بزن (به زبان کانتونی صحبت میکرد)

..اون داره میگه که تو میخوای

اونو بعد گرفتن اطلاعات رها کنی تا بمیره

من بذارم اون بمیره؟

تو حتی 12 نفر ریختن روت ،نمُردی

حالا چطور با حرف من میمیری؟

یه چیزیو روشن کن،این تویی که باید با من همکاری کنی،یا این منم که باید با تو همکاری کنم

قتل توی حوزه ی من اتفاق افتاد .پس مسئول منم

من با تو همکاری کنم؟ چرا باید باهات همکاری کنم؟

تو یه کند ذهن به درد نخوری

تویی که با من همکاری میکنی روشن شد احمق؟

چی گفتی ؟اون مغز معیوبت خورده به جایی؟

اول بهتره بری مغزتو تاب گیری کنی

!هرزه ی متکبـر

!جِرت میدم

چـن ژیلونگ

باید ازم معذرت خواهی کنی

دیگه تمومش کنید

من به جرم حمله ازش شکایت میکنم

هرغلطی میخوای بکن

تو هیچ وقت یه پلیس رسمی نمیشی

تو فقط یه آدم لااُبالی هستی یه تیکه آشغال

کافیه دیگه

گمشو،فقط گمشو - نرو -

چن ژیلونگ بهت گفتم هیچ وقت .نمیتونی یه پلیس بشی

.بخاطر اختلاف فرهنگیه

بین یه آدم تحصیل کرده و یه آدم تحصیل نکرده فرق هست

آلونگ

صبر کن بذار نشونت بدم

چیو نشونم بدی؟

اینقدر گوشیو نچرخون،سرم داره گیج میره

منظره ی خوبی بود یا نه؟

.خیلی قشنگه

..مامان یادته

وقتیکه بچه بودم منو روی شونه هات میذاشتی ..و میگفتی

الان میتونی تموم دنیا رو اینجوری ببینی؟

یادته ؟

پسرم تو زنگ زدی که اینو بگی؟

.من نمیتونم با همکار جدیدم بسازم

..تو این دنیا

..اگه نتونی چیزیو تغییر بدی

.باید یه روزی خودتو تغییر بدی

میفهمی چی میگم؟

راه خودتو انتخاب کن

بعدش باید به خودت ایمان داشته باشی

فقط در اینصورته که میتونی کار خودتو جلو ببری

مامان من مثل آدمای لااُبالیم؟

نه،به هیچ وجه،تو پسرمنی

البته ،البته

تو هم فکر میکنی من دیوونه روانیم

صبح بخیر قربان

همه چیزو بردار

..برادر کان

من حتما سانی رو میکُشم

.و انتقامتو میگیرم

!اوه بازم خطا رفت

.متاسفم

از وقتیکه از دانشکده افسری فارغ التحصیل شدم

خیلی وقته که تیراندازی نکردم

با اینکه به اندازه کافی تمرین میکردم

زمانیکه تازه پلیس شده بودم

مهارت تیراندازیم بساط خنده ی بقیه رو فراهم میکرد

میدونی چرا نمیتونی به هدف بزنی؟

چون موقعیت اسلحه گرفتنت درست نیست

اسلحه رو باید محکم بگیری بدون هیچ لرزشی توی مچ دست

چشم ها باید روی یه خط مستقیم روی هدف قفل شه و حین تیراندازی نفس توی سینه حبس شه

چرا یه بار دیگه امتحان نمیکنی؟

.من یه تیراندازم

یه دوره کامل رو کنار یه تیم بین المللی گذروندم

فقط یخورده اشتباه میکردم

اما بعدش همیشه به اهداف میزدم

..چطور میتونی کل جنگل رو تصاحب کنی

.اونم وقتیکه تمرکزت فقط رو یه درخته

..تو فقط یه ذره اشتباه نکردی

.تو خیلی اشتباه میکنی

.حداقل من هدف گیری یه نفر رو بهتر کردم

.من مثل تو نیستم

.بدون نقشه ،بدون راه

.و بدتراز همه، بدون هدف

لازم نیست اینقدر بدجنس باشی

حالا نشونم بده چقدر کارت با اسلحه خوبه

میتونی فرار کنی؟

به این حرکت میگن "خودتو با محیط وفق دادن"

!مراقب باش یه بلایی سرت میادا

!مگر اینکه بلد باشی خودتو وفق بدی

میخوای منو بزنی؟

حالا تویی که یه بلا سرت اومده

کسی اجازه حمل این سلاح رو توی مرکز شهر نداره

تو الان مرتکب یه جرم شدی

این دفعه فقط اینو توقیف میکنم

..دفعه ی بعد که ببینمت

.بازداشتت میکنم

یادت میمونه دیگه؟

اسلحله ـمو بده

بای بای

خائن

برادر ژیونگ

آلونگ

بیا اینجا بشین

بیا بشین

یه نفر شریک منو کُشته

مگه احمقی؟

تو واقعا پیش خودت فکر کردی کار آلونگ بود؟

تو فقط دنبال بهونه ای که اونو بندازی تو دردسر

..اطلاعات ما نشون میده که

قاتل شخصی به اسم"دائوفُنگ"بود

هرچی نباشه شریکش کشُته شده

تو کسیو که مسئول این کاره رو پیدا کن

اینجوری دیگه همه ی این بحثا تموم میشه

بیا این عکس و آدرسش

بهترین کارمو میکنم

...بیاین بعد خوردن این مشروب

دوباره برادرای خوبی بشیم

قبـوله؟

به سلامتی

برادر ژیونگ ،اول من میرم

..دفعه ی آخر سانی خوش شانس بود که

.یه نفر دیگه بجای اون قربانی شد

..من اطلاعات رو به سانی دادم

.الان میدونه کجا پیدات کنه

.اون میاد دنبالت

..برای گرفتن انتقام برادر کان

.این آخرین فرصتته

...بعد اینکه باهاش تصفیه حساب کردی

یه مدت ناپدید شو،باشه؟

اینجا چیکار میکنی؟

کار و شروع کنید

فکر کردی اینجا خونته؟

واقعا شلوغه

خبر جدیدی هست؟

هتل"شونگ فونگ" اتاق 204

از کجا این اطلاعاتو آوردی؟

رئیس ژیونگ بهم داده

خیلی خُب ،بریم سرنخ ها رو دنبال کنیم

سروانـه

بله سروان

.یه سری اطلاعات جدید داریم

و حالا هم میدونیم قاتل کجاست - هی ،صبر کن -

من ازش خواستم توی تحقیقات کمک کنه

باشه من همین الان میرم و ترتیبشو میدم

به ساختمان مربوطه خبرده

این اطلاعات ممکنه درست نباشه

ممکنه اشتباه کرده باشم

چرا باید اطلاعات قلابی بهم بدی؟

..یه چیزی هست که بین قاتل ها و گانگسترا مشترکه

.اونم لااُوبالی بودنشونه

..پس نتیجه میگیریم که این اطلاعات ممکنه درست باشه

یا هم ممکنه درست نباشه - دیگه صحبتی نباشه -

.زود باشید،راه بیفتید

خیلی خُب پس منم باهات میام

چرا به من گوش نمیکنی؟

ها،چرا؟

مهم نیست این اطلاعات واقعی باشه یا قلابی ما باید بریم اونجا

و در مورد اومدنتم،نیازی نیست تو بیای

منظورت از اون حرف چی بود؟

متاسفم ولی تو الان هویت یه پلیس رو نداری

ممکنه دردسر درست شه پس همینجا منتظر خبرا باش

اینجوری نباش، هرچی نباشه من چندتا پیرهن .بیشتر از تو پاره کردم

!عجب زنـیه

.مراقب تمام خروجی های ساختمون باشید

گروه اول،از اون طرف

برید

آخه چرا اینقدر احمقی ؟ من که بهت گفتم،نگفتم؟

!اون اونجاست

.شلیک کن

فکر کن

.بهش شلیک کن

.بهش شلیک کن

.ب -ه -ش شل-یک کن

..پس اینجایی

بگیرش

بگیرش دیگه

این لیوان خودته

چیه ؟تو که کارتو خیلی خوب انجام دادی

آره،درسته

.من بهش شلیک کردم

.اونم وسط پیشونیش

!هاا،همیـنه

!خوبه ،کارت خوب بود

پس چِتـه؟

گریه نکن دیگه

باشه

بیا ،بیا یه مسابقه بدیم

بیا ،بیا ،بیا

بیا

نشونت میدم

بیا اینو بگیر،زود باش بهش شلیک کن

بزن به هدف

یه اسلحه دیگه هم داری ؟ - بیخیال دیگه -

فقط یه تفنگ بادیه ،بجُنب

داری چه غلطی میکنی ؟

نمیبنی توو چه وضعیتیم؟

..من

تو فقط یه نفرو کُشتی

بذار یه چیزی بهت بگم

اگه اونو نمیکُشتی

آدمای بیشتری میمردن

..اگه من امروز میمردم

الان حال و روزت بهتر بود؟

این حرفا حالتو بهتر نمیکنند؟

بگو

دیگه حرف نزن

تو اصلا نمیفهمی الان چه حسی دارم

چطور میتونی بگی نمیفهمم؟

چطور میتونی همچین چیزی بگی؟

..دارم بهت میگم

توی تمام زندگی کاریت این فقط یه نمونشه

تو باید اینو قبول کنی و باهاش بسازی

میفهمی چی میگم،احمق خان؟

بیا

اینو بگیر

اینو محکم بگیر،بگیرش

هدف اون دایره ی قرمزه

خوبه ،همینه

خوب بود،عالی بود

..یادت باشه

هر روز زندگی یه تجربه ی جدیده

گریه نکن

..چیزهایی رو باید فراموش بشن،فراموش کن

و هیچ وقت بخاطر همچین تجربه ای عذاب نکش

دیگه گریه نکن

..من هنوزم مجبورم

.اسلحه ـتو دوباره توقیف کنم

الحق که خائنی

خائن

تو بودی که اطلاعات اون مرد رو به پلیس دادی؟

یعنی پلیسا هیچ وقت دنبال قاتلها و مجرما نمیگردن ؟

حالت خوبه؟

چرا باید بهت اعتماد کنم؟

میخواستی در مورد این حرف بزنی؟

وقت منو نگیر

هی،دنبال دردسری؟

میدونی بزرگترین اشتباه چیه؟

اون"درستکاری" ای که تو بهم یاد دادی

..برای هرکسی که توی این جامعه زندگی میکنه

کلمه ای ارزشمندتر از"درستکاری"هست؟

این من نبودم که توئه ی حرومزاده رو نجات دادم؟

اگه بخاطر من نبود تو خیلی وقت پیش مُرده بودی

تو این جامعه دیگه حرف درستکاری و نزن

..من تقریبا مطمئنم که

رئیس ژیونگ یکی از آدمای برادر کان .رو فرستاد تا منو بکُشه

بعدشم از تو خواست که اون قاتل و بکُشی

مهم نیست چند نفرو میکُشه .لذت میبره از این کارش

...چن ژیلونگ

.تو هیچ وقت نمیتونی یه رئیس بشی

!این سطح زندگی توئه

من بهت تضمین میدم کسی جرات .نکنه چپ چپ نگات کنه

.دارم در مورد شراکت صحبت میکنم

..تو به من کمک میکنی

.منم جایگاه بالاتری بهت میدم

میتونی بهم اعتماد کنی

.بهش فکر کن

این همون چیزیه که رئیس ژیونگ بدجور دنبالشه؟

این اطلاعات به قیمت مرگ چهارنفر از .جمله برادر کان بدست اومده

تو الان نمیتونی بهشون نگاه کنی

حالا این لیست به چه دردی میخوره؟

تمام فعالیت های غیرقانونی ای که میلیونرها از افشاشون .برای عموم وحشت دارن

اونها هرمقدار پولی که ازشون بخوایم رو بهمون میدن

تمام کارهای غیرقانونی ای که .انجام دادن توی این لیست هست

حالا اگه من بخوام براشون ایمیل تهدیدآمیز بفرستم جرات اینو دارن که به پلیس بگن؟

!به این میگن یه نقشه ی خوب

.گفتنش آسونتر از انجام دادنشه

تو قبلا اینکارو کردی ؟

البته که اینکارو کردم

اینجا رو نگاه کن

.ثروت زیادی بدست اُوردم

و در حال حاضر یه تاجر قانونی م

هیچ کس هم نمیدونه پشت این فعالیت های .قانونی دارم چیکار میکنم

...به جز تو

.و تو

من این رازو با خودم به گور میبرم .تو هم اینکارو بکن

بیاین برای بدست اوردن ثروت با هم متحد باشیم

..اگه بفهمم که یه کاسه ای زیر نیم کاسته

..تمام اعضای خانواده ت

.خواهند مُرد

چیکار باید بکنم؟

رئیس ژیونگ تورو فرستاده تا این لیستو .براش پیدا کنی

من یه قسمتی از این لیستو بهت میدم .که بتونی براش ببری

اینجوری اون میتونه به افرادی که توی این قسمت از لیست هستند ایمیل تهدیدآمیز بفرسته

ما هم پولی که از بقیه لیست عایدمون میشه .رو بین همدیگه تقسیم میکنیم

.اگرم دستمون رو شد

ما میتونیم رئیس ژیونگ رو متهم کنیم

بعد از اون خیلی آروم و بی دغدغه کارمونو ادامه میدیم

فردا بیا تا اطلاعاتو بهت بدم

مادرت میدونه که تو یه مامور نفوذی هستی؟

..اولش فکر میکردم نمیدونه

.اما ظاهرا زرنگ تر از این حرفا بود

رابطه ی مادر و پسری ما خیلی قویه

..ما

.مثل دوتا دوست میمونیم

این تاتو رو میبینی ؟

.اینو مخصوص مامانم زدم

..این تاتو یه سمبلیه برای

.مراقبت از اون

چرا اینقدر تاتو داری ؟

میدونی من قرار بود مثل گانگسترا باشم

..اگه شبیه گانگسترا نباشم

چطور میتونم مثل گانگسترا رفتار کنم؟

.من یه زندگی گانگستری دارم

من مثل رئیس گانگسترام

..خلاصه اینکه تعداد این تاتوها

.خیلی برام مهم نیست

کدومو بیشتر دوست داری؟

اون که روی کمرمه

"بازگشت "

تو از کجا میدونی؟کی دیدیش؟

.من همه چیزو در موردت میدونم

تو حتی در مورد تاتوها هم میدونی؟

اما "بازگشت"چه معنی ای میده ؟

.اینکه دوباره یه پلیس بشم

..با وجود این همه تاتو روی بدنت

توی هنگ کنگ اجازه میدن دوباره پلیس بشی؟

.سوال غیرمعقولیه (تو ایران سوال معقولیه)

..وقتیکه این تاتوها رو داری

..اگه یه روزی این هدفو فراموش کردی

هنوزم شانس اینو داری که یه پلیس بشی؟

وقتی که زمانش رسید من همه ی تاتوها رو پاک میکنم

.همه رو با لیزر برمیدارم از چیزی هم نمیترسم

.چی مهمتر از اینه که دوباره یه پلیس بشم

بعد اینکه پلیس شدی چیکار میخوای بکنی؟

معلومه دیگه،تبهکارا رو دستگیر کنم

تو چی؟

.البته که منم تبهکارا رو دستگیر میکنم

.ما جفتمون تبهکارا رو دستگیر میکنیم

زودتر از چیزی که فکرشو بکنی

خیلی سریع اطلاعاتو بردار و بیا بیرون

..چن ژیلونگ فکر میکرد من بیهوشم

اما من خیلی واضح شنیدم که اون داشت .با یه پلیس حرف میزد

.چن ژیلونگ یه مامور نفوذیـه

..چن ژیلونگ فکر میکرد من بیهوشم

اما من خیلی واضح شنیدم که اون داشت .با یه پلیس حرف میزد

.چن ژیلونگ یه مامور نفوذیـه

..چن ژیلونگ فکر میکرد من بیهوشم

اما من خیلی واضح شنیدم که اون داشت .با یه پلیس حرف میزد

.چن ژیلونگ یه مامور نفوذیـه

ما نمیذاریم هیچ کدومشون قسر در برن

به اندازه ی کافی ازشون مدرک داریم

اونا باید بازداشت بشن تا .عدالت در موردشون اجرا بشه

.نیازی نیست تو کاری بکنی

.فقط یه جایی قایم شو

.بعدا میام پیدات میکنم

..چن ژیلونگ

چطوری تونستی بعد دزدی اینقدر بزنیش تا بره توو کما؟

.حالا خانواده ی اون ازت شکایت کردن

.متاسفم قربان

تحصیلاتت اصلا کافی نیستن و تو حتی .نمیتونی یه کلمه انگلیسی حرف بزنی

تنها چیزی که بلدی مبارزه کردنه معلوم نیست گلادیاتوری یا یه پلیس

..قربان یه پلیس باید بدونه چطور انگلیسی حرف بزنه

یا اینکه چطوری خلافکارا رو دستگیر کنه؟

..چن ژیلونگ

..تنها راهی که میتونم نگهت دارم

.اینه که یه مامور نفوذی بشی

.خیلی خطرناکه دیگه نمیتونم بذارم زنده بمونید

.برادر سانی من هیچ وقت بهت خیانت نکردم

.برادر سانی لطفا حرفمو باور کن

تری بندازشون توو دریا

.برادر سانی

.برادر سانی

.سانی دیوونه شده

اون تمام آدمایی که میشناختو کُشت

من مدارک قتلهای اونو دارم

اونا در ازای امنیتم،میرسونم دست تو

از این طرف

خودم میتونم راه برم

تو رئیس ژیونگ ـی ؟

من میدونم تو یه پلیسی

چرا با سانی همکاری میکنی تا علیه ژیلونگ بشه؟

سوال خوبی بود

اون دوتا آدمای باهوشین

البته که میخواستم همدیگرو بکُشن

تو آدم ِخودسر ِبی احساسی

اونا فقط بخاطر تو میمیرن

همه چیز داره طبق برنامه پیش میره

.من میدونم که آلونگ یه پلیسه

من رفته بودم عیادت یکی از برادرای کوچیکش

..اون بهم گفت

..چن ژیلونگ فکر میکرد من بیهوشم

اما من خیلی واضح شنیدم که اون داشت .با یه پلیس حرف میزد

.چن ژیلونگ یه مامور نفوذیـه

اینجا بود که من فهمیدم اون یه مامور نفوذیه

..با خودم شرط بستم

...اگه اون یه پلیسه

..و داره به من کمک میکنه

پس کل دنیا توی دستای من خواهد بود

.مطمئن باش همه چیز طبق نقشه تو پیش نمیره

.اون سرفرصت مناسب تورو دستگیر میکنه

..اگه میخوای دستگیرم کنید دستگیرم کن

وگرنه بذار شاشمونو بکنیم

اصلا چرا از اونجا جُم نمیخوری ؟ میخوای شاشیدن منو ببینی ؟

!بیا نگاه کن

توئه هرزه،چطور جرات میکنی منو بزنی؟

پلیس ،تمومش کنید

تمومش کنید

قربان اون بهم حمله کرد

اینجا رو نگاه کنید من فقط داشتم .از خودم دفاع میکردم

!من که چیزی نمیبینم

خانم ،شما حالتون خوبه؟

!قربان اون بهم حمله کرد

!تمام بدنم درد میکنه

!واو،بدجوری صدمه دیدی

سریع اونو ببرید درمانگاه

.زود باشید

..هی تو

میخوای چی بگی؟

تمام افرادت رو پلیس بازداشت کرده

!فقط تو موندی

..رئیس ژیونگ

ما به اندازه کافی مدرک علیه تو و .اعضای باندتون داریم

ما از خیلی از جرائم سازمان یافته تو خبر داریم

لطفا برای تحقیقات بیشتر و بازجویی .با ما به اداره یلیس بیا

مطمئنم که چن ژیلونگ تمام اطلاعات ما رو بهتون داده

من آماده ی آماده م

..اما اصلا فکرشو نمیکردم

.که قبل بازداشت یه زن بهم حمله کنه

..این تله ی ما بود

.برا دستگیر کردنت

ببریدش

اوه وایسا

افسر ژانگ

!به نظر میرسه خونه ی زیردستت یه خبرایی باشه

راه بیفت

..اگر بفهمم کاسه ای زیر نیم کاسته

.تمام اعضای خانواده ت خواهند مُرد

میدونی پسرت جاسوسه؟

میدونی برا جاسوسا چه اتفاقی میفته ؟

...سانی

اون تنها پسرمه

اون هیچ وقت باهوش نبود و همیشه دردسر درست میکرد

.برای تمام اشتباهات اون ،منم که مسئولم

.باشه پس تاوانشو بده

.این پسر خودته که تورو توی این وضعیت انداخت

.البته که تاوانشو میدم

..باشه اما بهت هشدار میدم

..اگه به پسرم صدمه ای بزنی

.ما جفتمون خواهیم مُرد

.من تا سرحد مرگ میزنمت

.اون کسی که به من وفاداری و یاد داد

.اون تنها کسی بود که بهش اعتماد داشتم

اما الان بهم خیانت کرد

.سانی

پسرم به غیر من هیچکس و نداره

من تاوانشو میدم،باهاش کاری نداشته باش

مامان خوب میشی

همه چی درست میشه

من میتونم تحمل کنم

مامان خوب میشی

همه چی درست میشه

مامان خوب میشی

ژیلونگ آروم باش

میدونم اتفاقی که برای مادرت افتاد .چقدر برات دردناکه

.دیوونگی نکن

الان دیگه میتونی درخواست انتصاب مجدد بدی

تو ماموریتت رو انجام دادی

.الان وقت بی پروا شدن نیست

یه قدم اشتباه تمام زحمات این8سالت رو از بین میبره

چن ژیلونگ ما خیلی وقت نیست باهم کار میکنیم

اما میدونم که بخاطر بی عدالتی .رنج زیادی کشیدی

و این رنج و تحمل کردی

تو الان فرصت اینو داری که یه پلیس بشی

.چطور میتونی اینقدر بی ملاحظه باشی

.عدالت برای همه اجرا میشه

!کافیـه

اونا مادر منو کتک زدن

اگه مادر خودت بود چیکار میکردی؟

افسر ژانگ ،بیمار به هوش اومده

حرومزاده

این پول منه

کجا میخواستی بری، هاا؟

..وقتی برگشتم تو نبودی

.برا همین پولو برداشتم

من میخواستم برم تا آبا از آسیاب بیفته .و برگردم پیدات کنم

فکر کردی میخواستم فرار کنم؟

فکر کردی این پول و فقط واسه خودم میخواستم؟

من آدم قدرنشناسی نیستم

من همیشه هرکاری در توانم بود برات میکردم

چرا همیشه بهم شک داری ؟

.شنیدم که تو به پلیس زنگ زدی

بهشون گفتی که علیه من مدرک داری

حرومزداه

چطور میتونی همچین چیزی بگی

تو هیچ وقت بهم اعتماد نداشتی

همیشه از من یه احمق میساختی

چطور میتونم بهت اعتماد کنم

چطور میتونم خیانتتو فراموش کنم؟

..آشغال

..لطفا بهم اعتماد کن،ما هنوز برادریم

.و منم هیچ وقت بهت خیانت نمیکنم

.ما برای یه مدت طولانی توی آمریکا باهم کار میکردیم

.برای سه سال تمام

حتی اگه جدا بشیم بازهم باهم دوستیم

بهم اعتماد کن

.هنوزم میتونیم باهم کار کنیم

..تو بذار من زنده بمونم منم

!تو میخوای منو بکُشی

..پست فطرت

تو حتی از یه حیوون هم پَست تری

..ما برادریم

..و من بهت کمک کردم خیلی ها رو بکُشی

.نمیتونی از این قضیه قسر در ری

.پس بذار اول کار تو رو تموم کنم

.تو هیچی نیستی،شرم میکنم که برادر تو بودم

منو مقصر ندون،تو کسی بودی .که اول بهم خیانت کردی

!حرومـزاده

..تو هرکاری که میخواستی میتونستی با من بکنی

.اما چطور جرات کردی دست به مادرم بزنی

.تو خودت مادرتو درگیر کردی

به من ربطی نداشت

تو بهم وفادار نبودی،حتی یه ذره

تو از وفاداری چی حالیت میشه؟

حرکت کن،حرکت کن

برید کنار

چن ژیلونگ

..تو این همه مدت یه نفوذی بودی

پس میخوای دوباره پلیس شی ؟

میتونی منو دستگیر کنی ؟

.تو حتی نمیتونی منو شکست بدی

.تو یه بازنده ی به تمام معنایی

برادر،هنوز خیلی چیزا مونده تا یاد بگیری

6مـاه بعد

ببخشید دوباره دیر شد

.رفته بودم قسط خونه رو بدم

.این درخواست انتصاب مجددتـه

نتیجه چی شد؟

مافوقم قبول نکرد

اشتباه نمیکنی ؟

.بابا من رفتم کلاس انگلیسی

..به عنوان نیروی پلیس هنگ کنگ"

بهتون اطمینان میدیم بواسطه ی قوانین و مقررات ".صلح و امنیت را در جامعه برقرار کنیم

الان من دیگه قانون و از بَرم

مارو مسخره کردی؟

.انگلیسی خیلی برا یه پلیس ضروری نیست

.ما همه مون ماندارین صحبت میکنیم

من بیشتر تلاش میکنم تا با درخواستت موافقت بشه

..ژانگ ژیان لونگ

.هی اینجوری اسم منو صدا نکن

.من هرکاری تونستم کردم

!باید تا سرحد مرگ بزنمت

..هی

..اینجایی

چیه ؟حالا دیگه کارای خونه رو انجام میدی ؟

.به مامانم کمک میکنم

..هنوزم نتونستم

.به بوی عَرق ت عادت کنم

!کم کم عادت میکنی

..من اومدم هنگ کنگ برا یه کاری

..یه چیزی هست

.اما مطمئن نیستم که باید بهت بگم یا نه

بگو

..توی اداره ی پلیس جایی برای تو نیست

چی گفتی ؟

.جای تورو به من دادن

چی ؟

.بابا شوخی کردم

.افسر چِن ،ترفیع ت رو بهت تبریک میگم

.هورا من ترفیع گرفتم

.ممنون

.ممنون

.حالا دیگه رویات به حقیقت پیوسته

.من میرم به مامانت کمک میکنم

"ژینگ فانگ"

من یه نفرو میخوام که وقتی میرم .دنبال تبهکارا هوامو داشته باشه

هی مامانت میخواد بدونه که سُس خریدی یا نه

اوه ،الان میرم میگیرم

وقتی که بچه بودم

..مامانم منو روی شونه هاش میذاشتو

..میگفت ما فقط زمانی میتونیم

..اون روی خوب دنیا رو ببینیم

که آزادانه توی آسمون پرواز کنیم

..اولین روزی که من یه نفوذی شدم

..میدونستم که

.یه روزی میتونم اون روی خوب دنیا رو هم ببینم

کـاری از تـیم تـرجمـه فـارسی سـابـتایـتل WwW.Farsisubtitle.Com

Translate bY E!sa1991 babapour_e@yahoo.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.