All language subtitles for They.2017.720p.WEBRip.x264-[YTS.AM]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Maggy Azad زیرنویس از

چیزی درون ِ من پنهان شده

به محض ِ قصد، صرف نظر میکم

یا به حالت ِ گیچ درنگ میکنم و میسوزم

خبر ندارم چند سالم ِ

در صبح متفاوت ِ

یک کتاب باز روبروم ِ

که به راحتی از نزدیک بسته ست

به من بگو چند سالم ِ

ذرات مه گرفته دره ها

انگار پنبه ای تو گوشم ِ

نمیدونم چند سالم ِ

قصد ِ غر زدن ندارم

اونـا میگن تقصیر من ِ

هیچکس چیزی به من نمیگه

به من بگو چند سالم ِ

نه، نه. چیزی نیست. اونـا اینجان

آره، تو کلینیک نشستیم

آره، جای نگرانی نیست وقتی رسیدی میبینمت

پدر و مادرت یکم دیرتر میرسن

اما اونـا وقت کمی برای گپ زدن به ما دادن

خیلی خب

بسیار خب

از جایی که نگاهی به جواب آزمایش انداختم نمیخوام نگرانت کنم

خواستم مطمئن شم که

وقت کافی برای صحبت رو در رو داریم

در حال حاضر، روند بلوغ متوقف شده

انگار که گفته باشیم، دکمه توقفُ فشار دادیم

و باید از پیشروی نکردن این روند ِ

ناخواسته اطمینان پیدا کنیم

و من فکر میکنم خودت متوجه برخی مسائل شده باشی

میدونی، همه این تغییرات با عقل جور در میاد

اما نتایج کاهش تراکم استخوانُ نشون میده

و ما در تلاش هستیم که سلامتیتُ حفظ کنیم

فکر میکنم که الان بهتره با پدر و مادرت بشینی

و تصمیم بگیری

آماده ای؟

آره

سایه ها سقوط میکنن

جی، حالت خوب ِ ؟

میخوای دربارۀ موضوعی صحبت کنی؟

نه، یک چیزی ِ که نمیتونم به خاطر بیارم

شعریُ حفظ کردم اما

نمیتونم آخرین بخششُ به یاد بیارم

چیزی نیست. احتمالا یادم بیاد

هرگز به قدر طولانی نمیمونی

به من بگو چند سالم ِ

شب هنگام، چیزی درون من پنهان ِ

به محض آغاز، صرف نظر میکنم

یا به حال گیچ درنگ میکنم و میسوزم

خبر از سنم ندارم

شب هنگام چیزی درون من پنهان ِ

به محض قصد، صرف نظر میکنم

یا به حال گیج درنگ میکنم و میسوزم

خبر از سنم ندارم

در صبح متفاوت ِ

کتابی باز روبروم ِ

که به راحتی از نزدیک بسته ست

میتسو

میتسو

میتسو

گفتم نیای اینجا

میتسو

نه

اوه، نه

برو خونه. باید برگردی خونه

اینجا نه

امشب باید برگردی خونه اون دنبالت میگرده

لورن

چطور باید خودمُ به جی معرفی کنم؟

...اون

متاسفم. اونـا خبر دارن ما ازدواج میکنیم؟

اخیرا با جی صحبت نکردم

اما به مامان و بابا گفتم

اینجا بپیچ به چپ. نزدیکیم

میتسو

کجا میری؟ ردِش کردی

فکر کردم خونه بزرگ ِ که ایوون داره رُ گفتی

آره، خودش ِ

متاسفم ولی همه خونه های اینجا شکل هم ِ

اونـا هست چی؟

اونـا هست یا اونـا هستن؟

صدبار بهت گفتم

ببخشید با این انگلیسی خراب باید مطمئن شم

انگلیسی تو که نیست. فقط انگلیسی ِ ناشیانه ست

میتونی همینجا پارک کنی

اون جی ِ ؟

کجا میرن؟

هستن چی؟

منظورم مفرد شخص ِ اونـا هستن مفرد شخص ِ

خب ما همه وقت با همیم

قرار نیست با فعل ِ سوم شخص آدرس بدی

این دیگه چیه؟

گفتم که بقالی ِ ریده

اما آناناس همیشه پابرجاست

خب چی میشه اگـ فردا شب شام بریم خونه خاله من؟

...خب ما میتونیم توضیح بدیم که عروسی هنوز

نه، منظورم این ِ که میخوام جیُ معرفی کنم

خب، بالاخره میفهمیم

اول باید ببینیم جی میخواد بیاد یا نه

جی! سلام، ما خونه ایم

کدوم طرف تختُ میخوای؟

شاید من باید یک طرف دیگـ بخوابم

این دندون درد خیلی بده مدام باید بیدار شم

فقط اینجا بخواب

میدونی دارم روی دندون درد کار میکنم

یعنی چی رو دندون درد کار میکنی؟

کاری ِ که تو کلینیک پیدا کردم

کلینیک

بعضی اوقات کلینیک هنرمندهاییُ برای مدل دانشجوهای پزشکی استخدام میکنن

یک چرخه تصادفی ِ

میدونم دکترهای واقعی نیستن

اما میدونم خیلی خوب بازی میکنی ...میتونی واسم

نسخه دندون درد بپیچی؟

چرا دکتر نمیری؟

میخوام اما اینجا خیلی هزینه بره

همه دوستـا و خویشاوندام برمیگردن ایران تا دندونشونُ درست کنن

حتی با پول پرواز بازم ارزونتر درمیاد

دارم میسازم ببینم میتونم برگردم

باید سند ازدواجُ درست کنیم و وایسیم

پرده ها عوض شده؟

اتاق تو چی؟ عوض شده؟

میتونم ببینم؟

گم شده در جایی

خبر از سنم ندارم

خودت اینُ نوشتی؟

نه، شعرهایی ِ که پیدا کردم

برای یک مسابقه تو مدرسه بود

اتاق زیبایی داری

سوراخُ دیدی؟ سوراخ؟

آره، درست اونجاست

وقتی جی بچه بود، مامان و بابا باعث میشدن لحظه به لحظه مراقب باشم

اما خب... واقعا نمیخواستم

بنابراین این سوراخُ کندم تا از اینجا نگاهشون کنم

گرچه نصفه کاره متوقفم کردن

من کاملِش کردم مامان حرفی نزد

خب حتما باید یک چیزی به من میگفته

لورن، تو تو یک اتاق دیگـ بودی؟

اینجا اتاق من بود

جی تو اتاق آبی بود اما من باعث میشدم

مدام اتاق هامونُ با هم عوض کنن

حالا کسی از اتاق آبی استفاده میکنه؟

خاله آنی اونجا میخوابید

مامان و بابا درباره اش بهم گفتن

چیُ؟

که اینجا ماه آخرتُ تو اقامتگاه بیمارستان گذروندی

نه، اینجا اقامتگاه مارفا بود که پارسال موندم

مامان و بابا چی بهت گفتن؟

که جاهای مختلفی زندگی میکنی

و زیاد سفر میری

خب این تعریف اونـا از کار من ِ

اونـا فکر میکنن هنر مسخره و بی معنی ِ

اما من برای اجرای پروژه هام باید به این اقامتگاه ها برم

اونـا میخوان اینجوری جلوی نقل مکانمُ بگیرن

اما من فکر کردم به عنوان هنرپیشه برای کلینیک کار میکردی

تقریبا. این شغل روزمره ام ِ

مامان ِ ، میخواد با تو حرف بزنه

سلام

سلام جی

نمیتونم بشنوم

سلام مامان

تصویر افتضاح ِ

میتونید منُ ببینید؟

کسی میتونه منُ ببینه؟

آره، الان بهتر شد

میتونید صدامُ بشنوید؟

آره، یکم بهتره

ببخشید، من این بالا تو اتاق زیر شیروونی ام

وضع پذیرایی واقعا وحشتناک ِ

چرا این بالایی؟ چرا پائین نمیری؟

نه، آنی خواب ِ این بالا گرفته خوابیده

اومدم این بالا بهش سر بزنم بقیه اون پائینن

اوضاع چطوره؟ خودتون چطورید؟

ما خوبیم. الانم داریم شام درست میکنیم

خوبه که تو خونه خودتی

خواستم بهت بگم که

یک تماس از دکتر گرافولا گرفتم

گرافولا؟ ...آزمایشاتی که باید بدیم

دکتر من

...فورا روز دوشنبه نمیتونم واقعا صداتُ بشنوم

قرار ملاقات ِ و ما باید قرار رزرو شده رُ تغییر بدیم

نمیشنوم. دوشنبه؟

طبق معمول برنامه ها عوض میشه

آماده ست اگـ شما هم آماده اید

بریم بخوریم. بعداً بهش زنگ میزنم

کی رسیدن؟

چند ساعت پیش

میتونم برِش دارم؟ آره

تا حالا اونجا بودی؟

کجا؟ لهستان؟

آره، رفته بودیم عمومُ ببینیم

خوشت اومد؟

آره، قشنگ بود

فکر میکنم افسرده کننده بود

با هم رفته بودید

با هم نبودیم. من چندسال پیش رفتم اون باهامون نبود

شهر جالبی ِ اما ما زیاد بیرون نرفتیم

اغلب خونه عموم میموندیم

همه وقت مهمون میومد

تنها بخش جالبش پسرعموم جف بود

تا حالا دیدیش؟

آره اما وقتی من اونجا بودم بچه بود

الان بچه باحالی شده

نمیذاشت مهمون ها حتی یه ذره حرف بزنن این بلا رُ سر همه مهمون ها میاورد

پس دهن همه رُ میبست؟

نه، نه. همه دور میز مینشستیم

به جای حرف زدن به هم

هرکسی یه سوال از روبروییش میپرسید

سوالات شخصی؟

هرچی! مثلا من ازت میپرسم

چطوری فامیلیتُ تلفظ میکنی؟

!گرفتم

چطوری تلفظ میکنی؟ فامیلیتُ رو وبسایتت دیدم اما واقعا نتونستم بیان کنم

چرا رفتی تو وبسایتش؟

مامان و بابا تو فیسبوکت دیدن که آراز یه شوی عکاسی داره

بنابراین وبسایتشُ دیدیم

عکس هاتُ دیدم اما نتونستم اسمتُ تلفظ کنم

...این

آراز غنی زاده

گنی زاده؟

این غ ِ . فکر نکنم بتونی تلفظ کنی

گ؟

غ... !غ

گ؟

خیلی خب. نوبت تو ِ

غ

نه منظورم این ِ اگـ بخوای میتونی از لورن سوال بپرسی

رو دایره میچرخه

فکر کنم این بازی برای کسایی ِ که میخوان همدیگرُ بشناسن

مهم نیست چقدر نسبت دارید

خب

خب لورن

ببخشید، الان حضور ذهن ندارم

لورن چطوری فامیلیتُ تلفظ میکنی؟

گرین. گ

راستش من سوال دارم

سوال مرتبط با بازی نیست

اما نسبت به قضیه خاله آنی تعجبم

خبر داری گفته بودم خاله ام مبتلا به زوال عقلی زودهنگام شده

میدونم وقتی اینجا بوده مامان مدتی ازش مراقبت میکرده

ناگهان مامان هفته پیش زنگ زد و گفت اون گذاشته رفته

یعنی فکر کردم بیشتر از اینـا بمونه. یدفعه چی شد؟

مامان میگفت باید با خاله آنی بره جنگل

تا وسط خیابون ورزش کنن

اول اینکه خاله آنی نمیخواست واقعا بره

مامان یجورایی مجبورش کرد

اما بعداً فکر میکنم واقعا معتاد شده بود تزریق میکرد

گاهی حتی دوبار

سه بار تو روز معمولاً قدم میزد یا میدوید

تا اینکه یک روز کلاً برنگشت

و من اون روز صبح وقت معاینه داشتم

از اونجا اومدم خونه و خاله آنی رفته بود

معمولاً یک ساعت میدوید

اما اون روز بیشتر طول کشید

مامان از سرکار برگشت خونه

نگران و عصبانی شد از اینکه باهاش تماس نگرفته بودم

اما متوجه نشدم. فکر کردم مسیر بیشتریُ دویده

مامان، لورتا و من دنبالش گشتیم

لورتا کی ِ ؟ همسایه مون

خب؟ هیچی، پیداش کردیم

نمیتونست حرف بزنه راهُ گم کرده بود و گم شده بود

حتی دورم نشده بود

اما اون ترسیده بود و

زیر یک درخت نشسته بود

با این حال خواسته بود که بره؟

خب، تو شوک بود

مامان و بابا تصمیم گرفتن گاهی بهتره رهاش کنن

اونـا یه پرستار گرفتن اما اون دوست نداشت برگرده خونه

بنابراین زنگ زدن به عمو آلبرت و تصمیم گرفتن بره اونجا و پیشش بمونه

اما فکر نکنم اونجا بمونه

برمیگرده خونه

عمیق ترین نشانه ها

میتونن به آرومی پخش شن و محو شن

مثل یک تتوی آبی رنگ

خبر از سنم ندارم

سایه ها سقوط میکنن

پرتوها صعود میکنن

به سختی هرچه تمامتر

اوه، فرزندان

هرگز به قدر طولانی نمیمونید

عمیق ترین نشانه ها

میتونن پخش شن و محو شن

مثل یک تتوی آبی رنگ

سایه ها صقوط میکنن

پرتوها صعود میکنن

به سختی هرچه تمامتر اوه، فرزندان

هرگز به قدر طولانی نمیمونید

به من بگو چند سالم ِ

صبح بخیر جی

بیا تو متی

برای پدرت میچینی، نه؟

...پیاز، زنبق

یکم نرگسم میخوای؟

آره لورن خونه ست؟

آره، خونه ست

مامانت گفت با دوست پسرش اینجاست

بیا اینم یکم نرگس

اینـا زنبق هستن

زنبق ها رُ الان بکار

اما برای کاشتن نرگس ها باید تا پائیز صبر کنی

پدر و مادرت چهارشنبه برمیگردن؟

نه، دوشنبه

امروز خوشگل شدی

مرسی. مهمونی دعوتیم بعداً میبینمت

باشه، خدافظ

روز خوبی داشته باشی

راه نمیره

جی ِ؟

سلام سلام

سلام، چه خبر؟ همه چی خوب ِ

فکر کنم گیر کرده

نه، از زنجیرش ِ

باید عوضش کنی

مال منم اینجوری شده بود بردمش فروشگاه بابای جورج

تو و جورج با هم میپرید؟

نه، چطور؟

مگه تو یک کلاس نیستید؟

چرا ولی فقط بردمش مغازه باباش با هم دوست نیستیم

...پیرهنت

قراره مهمونی برم

نه، منظورم این ِ لکش کردی

باید برم به کارام برسم

الان باید حرکت کنه

مرسی

جی؟

آره

کجا بودی؟ فکر کردم تو اتاقتی

رفته بودم یکم پیاز ِ گل از نورا بگیرم

خیلی خب، داریم صبحانه درست میکنیم

بعداً میخورم. یک سری کار دارم که باید انجام بدم

ب

ج

فاصله

ب

ج

فاصله

صبح بخیر

ببخشید ترسوندمت

لورن مشغول کار ِ

فکر کردم میتونم بیام و گلخونه رُ ببینم

میتونم بعد ِ سیگار بیام تو؟

اون یکی آب میخواد، نه؟

این؟

نه، فقط میذارم بخواب ِ

یعنی چی؟

اینـا جاودانه هستن

رشدشون تو بخشی از سال متوقف میشه

ما باید آب دادن بهشونُ قبل پائیز متوقف کنیم و بذاریم برای مدتی بخوابن

به زودی میکارمشون

چی بهشون میگیم؟ ...جا

جویدان؟

اونـایی که به خواب میرن جاودان هستن

اما اینـا نه

اینـایی که اینجان یک ساله هستن

اونـا رُ تو زمان های مختلفی از سال پرورش میدیم

رشد میکنن، شکوفه و میوه میدن

خشک میشن و بعد هم میمیرن

یک ساله

من هیچی درباره گل ها به خصوص تو زبان انگلیسی نمیدونم

این میمون ِ. ما تو فارسی به اینـا میگیم میمون

میمون؟

نه، اونـا گل میمونن

اینـا چی؟

اینـا زبان در قفا (دلفینیوم) هستن

زبان در قفا؟

این یکیُ اصلا نشنیده بودم گل مورد علاقه ات چی ِ؟

گفتنش سخت ِ

فکر میکنم لاله عباسی خاص ِ

لاله عباسی؟

میتسو

اینـا بن سای هستن. قشنگن

هدیه خوبین. نه؟

آره

...لورن گفت شاید بتونیم

یکی از اینـا رُ مهمونی امشب خاله ام ببریم

حتماً

یکی انتخاب کن

شاید

شاید

این یکی؟

مطمئنی؟

مرسی

لورن اینجایی؟

آره، بیا تو

مصاحبه چطور پیش رفت؟

خوب ِ . یک جا پیشنهاد دادن واسه 3 ماه بمونم

باید فردا به وقت اونـا قبول کنم اینجا شب ِ

نمیدونم

چرا؟ فکر کنم اقامت برای کارت خوب باشه. نه؟

شاید الکی چرخ زدن بس باشه

میخوای تمرین کنی؟

چون جی میخواد ببینه

باید نشونش بدم؟

منظورم این ِ به اونـا

آره، حتماً. میتونی کمک کنی؟

...27 ساله، توهمات بصری

بفرمائید

سلام، من دکتر هنری هستم

سلام

من همه اطلاعاتتُ اینجا دارم باید بخونم؟

BP, 140/80,

درجه حرارت بدن 36.9

RR, 15, HR طبیعی ِ

عالی ِ. خب چی باعث شده بیای اینجا؟

نوشته های عجیبی روی دیوار میبینم

از کی شروع شد؟

دو سال پیش

ممکن ِ از محتوا بپرسم؟

محتوای نوشته هایی که میبینی

نمیدونم. نمیتونم بخونم

پس میگی نوشته هاییُ میبینی اما نمیتونی بخونی؟

به چه زبانی ِ؟

انگلیسی ِ اما نمیتونم بگم چی میگه

و چه مدت رو دیوار میمونن؟

دو ثانیه

با چه ماندگاری ای؟

میاد و میره

چند وقت به چند وقت؟

4، 5 بار از پارسال

با چشم بسته هم میبینی؟

با چشم باز میبینی؟

الان؟

الان؟

نه، الان نمیبینم

...عوا

...ع

عوامل تشدیدکننده نه عوامل کاهش دهنده نه

هیچ تغییری تو بیناییت داشتی؟

نه؟

و نحوه شنیدنت؟

صداهای عجیبی میشنوم

محتوای صداها چی ِ ؟

واضح نیست. دور ِ

سابقه بیماری های روحی تو خانواده دارید؟

نه

سابقه بیماری های فامیلی؟

مادر سرطان سینه پدر رماتیسم مفصلی

فعالیت سکسی؟

بله با دوست دخترم

با کاندوم؟

بله

ورزش؟

نه

دخانیات؟

روزی یک پاکت

مواد مخدر؟

گاهی

چجور موادی؟

گرد فرشته

آخرین بار کی گرد فرشته کشیدی؟

دو روز پیش

چرا از اول بهم نگفتی؟

این یکی از ساده ترین مواردی ِ که بهش برخوردم

...خیلی خب، ما اینجا

باید تست سی. وی. بدیم. یک تست کوچیک روانی

آقای پترمن بیماری شما نشانه استعمال مواد مخدر قاچاقی ِ

یا از سر عارضه بیماری ِ

که من تردید دارم

من به شما توصیه میکنم استعمال دخانیات و مواد مخدرُ متوقف کنید

آقای پترمن؟

میتونم نوشته ها رُ ببینم

الان؟

آره، میتونی اون بالا ببینی؟

اینجا؟

بالا

بالا

راستت

راست برو. اونجا

اینجا؟

اینجا؟ بالا

بالا

سمت راستت

یکم پائین. پائین

سمت راستت ِ

جایی همون جاهاست

فکر کنم فهمیدم

نمیدونستم هم نقش مردُ بازی میکنی هم نقش زنُ

میتونیم یک نقش دیگـ بازی کنیم؟

چطوره نقش بچه دوساله رُ بازی کنی؟

عروسک میخوایم. میتونی برام بیاری؟

نقش مامانَ رُ بازی میکنم

خیلی خب

مامان؟

بیا فقط تلفنی حرف بزنیم ویدیو کال اختلال داره

خب، با دکتر گرافولا حرف زدم

نسبت به نتایج آخرین آزمایشات نگران بود

گفت باید زودتر مصرف بلوکرُ متوقف کنن. میدونستی؟

خیلی خب. جی خبر داره؟

آره، ما فردا برای تایید میریم

باشه. نگران نباش

باشه. نگران نباش

اگـ نمیتونی خودتُ به کلینیک برسونی ما مشکلی نداریم

فکر میکنی نمیتونم مراقب بقیه باشم؟

اما تقصیر من نیست. اخیراً فهمیدم چه خبر شده

خودت نذاشتی تو این جریان از هیچی خبردار باشم

میدونم این اطراف نبودم

ولی به این معنی نیست که بی تفاوت بودم

حقیقت نداره. جی تنها دلیل برگشتن من ِ

حتی نمیذاشتی گاهی باهاشون حرف بزنم، یادت میاد؟

هیچی به من نگفتی

حتی یک چیزم نگفتی

میتسو

البته! من تنها کسی ام که الان ازشون مراقبت میکنه

فکر کنم نباید میرفتی با خاله آنی بمونی

تو نمیخوای

از این فاصله نزدیکشون باشم تا تو تصمیم بزرگ سهیم باشم

سلام، ببخشید

نه، فکر نمیکنم ببخشید

ببخشید حرفتُ قطع میکنم میتونم یک سوال ازت بپرسم؟

حتماً. یک لحظه گوشی

میتسو رُ دیدی؟

میتسو کی ِ ؟

گربه لورتا همسایه ماست

خودش سفر ِ و منُ گذاشته مراقب گربه باشم

از امروز صبح ندیدمش

نه، ببخشید. بذار بپرسم

جی؟

آراز؟

میتونید کمک کنید میتسو رُ پیدا کنیم؟

چطوری میتونیم چیز به این کوچیکیُ

همچین جای درندشتی پیدا کنیم؟

صبر کن. شنیدی؟

اون بچه مطمئن ِ گربه این بیرون ِ ؟

میتسو؟

میتسو عاشق بیرون موندن ِ

حتی گلخونه رُ هم دوست نداره

همه وقت بیرون ِ

لورتا چیزی درباره جنگل نگفت

شنیدم میتسو گاهی اینجا میاد و برمیگرده

اما خیلی طول کشیده

هر گوشه خونه رُ گشتم

امیدوارم جایی باشه که بچه میگه

هنوز دارن میگردن؟

از اینجا نمیبینمشون

دور شدن

!سنجاب های احمق

نمیتونم ذهنمُ جمع و جور کنم

اقامتگاه خوبی ِ اما دوست دارم یک جای دیگـ کار کنم

اما از نقل مکان خسته شدم

اقامت آراز به زودی تموم میشه میخوام کمکش کنم بمونه

همینطور میخوام پیش تو بمونم

ببخشید مدت زیادی نبودم نمیدونستم چه اتفاقاتی داره میافته

بابا بهم گفت بهت سخت میگذره

احساس بدی نداشته باش

دارم خوب پیش میرم

بابا گفت یک اتفاقاتی داره میافته

که دوره سختیُ با یک پسری تو مدرسه داشتی

جو بود؟

کاری باهات کرد؟ حرفی بهت زد؟

گفتی اولین نفر بود؟

نه، به هم نزدیک بودیم

هیچوقت واقعا بهش نگفتم چه احساسی دارم

اون مدلی نبود

به دوستات درباره اش گفتی؟

دوست دخترت کی بود؟

لیلا

بهش درباره اون قضیه گفته بودی؟

کی؟

...سوم، چهارم

قبل اینکه به مامان و بابا بگی؟

چی بهش گفتی؟

بهش گفتم بعضی وقتـا واقعا حس میکنم دخترم

باهاش مشکلی نداشت؟

آره، فکر کنم

میدونستم دخترم اما مطمئن نبودم

بنابراین گفت میتونیم آزمایشاتی بدیم که بفهمیم من دخترم یا نه

چجور آزمایشاتی؟

گفت باید یک ورق کاغذ نگه دارم

و صبح وقتـایی که از خواب بیدار میشم بنویسم کی ام

همچین کاری کردی؟

آره، یک خط شد. مثل ِ

دختر، دختر، پسر، پسر، دختر

یا فقط تونستم بنویسم

پ (پسر)، د (دختر)، خط فاصله یا نمیدونم

جای خالی، جای خالی

بعد آخر ماه باید بشماری

اینـا رُ نوشتی و به اون نشون دادی؟

پیش خودم نگه داشتم

بعدش سوالات دیگـ ازم پرسید

چی ازت پرسید؟

اولین بار ازم پرسید

اگـ قرار باشه ازدواج کنم با کی تو کلاس ازدواج میکنم

کسیُ انتخاب کردی؟

کسیُ تو کلاس اونجوری دوست نداشتم

اما همچنان فکر میکردم از جو بهتر نیست

بعد چی شد؟

هیچی. لیلا گفت احتمالاً گی ام

جو شنید

بهم گفت که گی نیست

و نباید درباره اش حرف بزنم

گفتم فکر نمیکنم منم گی باشم

فقط از ذهن یک دختر فکر میکنم

اون گفت خب تو نمیتونی واقعاً دختر باشی

همینطور نمیتونی پسر هم باشی

شاید کلاً هیچی نیستی

بعدش چی شد؟

پارسال بهش گفتم که دکتر میرم

و دارویی مصرف میکنم که سنمُ به تاخیر میندازه

گیج شده بود

گفت خب الان چند سالت ِ ؟

گفتم به این معنی نیست که سنمُ متوقف کنه

فقط عملکرد هورمون ها رُ برای مدتی متوقف میکنه

که بتونی بیشتر فکر کنی

متوجه نشد. گفت

واقعاً همچین کاری کردن؟

گفتم آره باید بری و بخونی تا بفهمی چه در حال وقوع تو جهان ِ

منُ هُل داد

که به شکمش لگد زدم

اونم مشت زد به صورتم

انقدرام که نشون میداد قوی نبود

بردنش بیمارستان درحالیکه من حتی خراشی برنداشتم

هنوزم میبینیش؟

امسال کلاسمُ عوض کردم

نزدیک ما زندگی میکنه

بعضی وقتـا این دور و ور میبینمش

بهش اهمیتی نمیدم

وقتی این اتفاق با جو افتاد

همه جور سوالی ازم پرسیدن تا مطمئن شن خوبم

فکر کردم اگـ بهشون بگم به خودم بد میکنم

اونـا بهم دارو دادن تا هروقت که میخوام فکر کنم و تصمیم بگیرم

میگن برگشت پذیر و بی عارضه ست

بنابراین فکر میکنم تا هروقت که بخوام میتونم مصرف کنم

اما دکتر گفت باید هرچه زودتر با هم صحبت کنیم

...فقط

ای کاش میتونستم بچه باشم

...نمیدونم بخوام رشد کنم تا

اونجاست

میتسو رُ دیدید؟

نه، همون درخت َست

خاله آنی زیر همین درخت نشسته بود وقتی ما پیداش کردیم

نمیدونم چند سالم ِ

به طرز ناواضحی

کجا میریم؟

میخوام کنار داروخانه وایسم چندتا مسکن برای دندون دردم بگیرم

باید چندتا کادو برای بچه هاشم بخرم

ولی نمیدونم دقیقاً چند سالشون ِ

چیزهایی که خواستیدُ پیدا کردید؟

بله، بله

این پروژکتورها با گوشی هوشمند کار میکنن. دارید؟

بله

چه مدلی؟

نمیدونم

مدل گوشیتونُ نمیدونید؟

میدونم اما برای بچه های خاله ام میخرم

باید آخرین مدلشُ داشته باشن

خیلی خب. گوشیُ این پشت بذارید

میتونن هرچیزیُ روشن کنن

مرسی

حمام دارید؟

اون گوشه ست

مرسی

جی، آماده رفتنی؟

مرسی. نتونستم تصمیم بگیرم برای خودم چی بگیرم

حرف های مردَ رُ شنیدی؟

کلی سوال پیچم کرد

یجورایی منُ یاد سوال بازی پسرعموت انداخت

میخوای امشب بازی کنیم؟

داشتم فکر میکردم الان انجام بدیم

خیلی خب

میتونم سوال بپرسم؟

دوست داری امشب معرفیت کنم؟

...میخوای بگم نسبت تو با لورن

یا بگم که بهتون بگن اونـا؟

اگـ پرسیدن میتونی بگی خواهر برادریم

برادر خیلی خب

پیتُ میشناسی؟ کدوم پیت؟

دوست پسر سابق لورن تو یک عکس قدیمی با هم دیدمتون

آره، میشناسمش

وقتی رفتم شیکاگو

جایی که اونـا بودن رفتم

پیت برای کار اروپا رفت

لورن رفت افامتگاه

و به هم زدن

تو یک آپارتمان موندم

تا وقتی که اون برگشت

میدونی نزدیکتر شدیم

پیت ناراحت نشد؟

فکر نکنم

فکر کنم درک کرد. میشه؟

میفهمی چی داره میگه؟

فکر کنم با مامانش حرف میزنه

فکر کنم اشتباه اومدیم

یکی داره از خونه میاد بیرون

سلام. سلام. خوش اومدید اینم برای من ِ ؟

خیلی ممنون

میدونید چی ِ ؟ بچه ها دارن رو لباس یکشنبه برای مدرسه شون کار میکنن

رقص دوست دارید؟ میخواید برقصید؟

میدونید چی ِ ؟ میتونیم بریم اونور و لباس شما رُ هم درست کنیم

راستش بچه ها اینُ تو کلاس آلما درست کردن

به بچه ها هنر یاد میدی؟

زبان فارسی تو مدرسه فارسی یاد میده

تو همه چی کمک حال ِ

از آشناییت خوشحالم لورن ببخشید نمیتونم بغلت کنم

گریل مشکل داشت دارم درست میکنم

نه، نگران نباش حواسم به ضخامت هست

آره، دانشمندی ِ

لورن جون، از کجا یاد گرفتی؟ نمیتونه کار آراز باشه

سیخ زدنُ؟

یکبار آراز دوست های ایرانیشُ شام دعوت کرد

براشون کباب درست کردیم

طرز تهیه اشُ آنلاین نگاه کردم

...کباب کردنُ دوست دارم. پس

آره، برعکس من همیشه یک چیزیُ جا میندازم

خوب ِ آراز دوست های ایرانیشُ میبینه

خلاف اینکه فامیل هاشُ زیاد نمیبینه

تبریک میگم! آراز گفت بله رُ دادی

بله به چی؟

که با شاهزاده مون ازدواج کنی

خب، آماده ای؟

آره، فکر میکنم

مرسی به هر حال که حسینیُ معرفی کردید

بعد مراسم کاغذبازی میکنه

پس خبری از مراسم نیست؟

لورن هم مدرسه ایت ِ

یو آی سی؟ آره

نه، من از اس ای آی سی فارغ التحصیل شدم

پس آراز اشتباه گفته

اونجا چی میخوندی؟

هنرهای زیبا قبلاً اجرا میکردم

الان هم اجرا و مجسمه سازی میکنم و تو کار چیدمانم

خوب ِ! کاری چیزی ام داری حالا؟

پروژه هنریت راجع به چی ِ ؟

خب، یکم خارج از بحث و توضیحش سخت ِ

مشکلی نیست اگـ دوست داری بگو

آره، البته

اساساً رو محیط زیست و زمین کار میکنیم

روی عناصر طبیعی ای کار میکنم که

از حالت طبیعی محیطی دور میشن

و من مجسمه های کوچیکی ازشون میسازم

اونـا به عمد حساس و شکننده هستن

به عبارتی روی هماهنگ سازی کار میکنم

و تلاش میکنم این هماهنگ سازیُ تا جایی که ممکن ِ پیاده کنم

...به جی گفتم که

جی، میتونی اونور فرشُ ببینی؟

اسمش جی ِ ؟

اونجا ننداختم اینجا انداختم

سنجاقُ انداختی رو زمین؟

نه ولی باید اونجا باشه

کلاً درباره جابجایی و بی ثباتی ِ

همچنین از قبل و بعد ساختارها عکاسی میکنم

و تلاش میکنم اسناد جمع کنم

پس عکاسی میکنی

آره

عالی ِ . با آراز کنار هم کار میکنید

با هم کار نمیکنیم فقط به هم کمک میکنیم

پس آماده ای

که با همه این توصیفات ازدواج کنی؟

آره، فکر میکنم همه چی خوب باشه

خوب ِ . خیلی بابت سختگیری ها نگران بودم

کیان، پروژکتورُ راه انداختی؟

نه، بعد تموم کردن لباس ها

چراغ قوه میخوای چیکار؟

برای رقص

رقص دیسکویی که نیست رقص کردی ِ

گفتی فقط به خاطر این میخوای شلوار بپوشی

نه، اینطور نیست برای عکس میخوام

میبینی؟ اینـا همه شلوار پوشیدن

اما اینـا سربازن. میبینی؟ اونـا اسلحه دارن

خب که چی؟ بابای منم وقتی سرباز بود شلوار میپوشید

اما اون گفت با رقصنده های واقعی بوده این جنگ ِ

جنگ ِ ولی اونا میرقصن

اینـا رقصنده های واقعی هستن

قراره این یکیُ با روسری بنفش بپوشم

این یکیُ با شلوار طوسی میپوشم باید کلاه ها و روسری ها رُ تموم کنیم

فقط سه تا شلوار بزرگ داریم

اگـ سنجاقُ پیدا نکنیم نمیتونیم بپوشیم

روسریُ بده کمربند من ِ

ولی تو نمیتونی همزمان شلوار و روسری بپوشی

چرا؟ قضیه جدی ِ

میدونم

فکر کنم سنجاقُ پیدا کردم جی، میتونی واسم نگه داری؟

دستکش میخوای؟ نه، دستامُ شستم

نه، منظورم این ِ تیز ِ

یکی دیگشُ پیدا کردی میخوام نشونت بدم

نه، نمیخوام بدم بهت

میدونم چه شکلی ِ

مامان؟

سنجاقُ پیدا کردی؟

نه اما سنجاقُ پیدا کردیم

مامان، 20 دلار بهم بدهکاری

چی؟ میتونم ببینم؟

کیان، برگرد اینجا باید سنجاقُ پیدا کنی

میتونم بازش کنم؟

بپرس ببین چی میگن

بسیار خب

شما؟

خوبی؟

از طرف پدر مادرت ِ یک چیزیم واسه لورن آوردم

مرسی

نمیفهمم چی دارن میگن

اینـا وحشتناکن

پارسالی نرم بود

این یکی دندونمُ میشکنه

نه، اینـا دندون دائمین

نه، مرسی

رابرت مدرسه ایرانی میره

این برادر کوچیکترم، جی ِ

ببخشید. نمیدونستم اینجایی

چیزی برات نیاوردم

اما میتونی گز بخوری

اما مواظب دندونات باش

رابرت، فکر نکنم این شلوارها مال تو باشن

قشنگ ِ

جی دیدی؟

قشنگ ِ

نمیتونی بگی کفش پا کنن؟

فکر نکنم تو خونه کفش پا کنن. چطور؟

بابا آماده ست بیا حرکاتُ نشون بده

همه بریم آشپزخونه

همه تو یک صف وایسید

جلو، عقب

جلو، عقب

کیان، چیکار میکنی؟

جلو، عقب

جلو، عقب، وسط

رو یک پا بپر

جلو، عقب، وسط

بپر، بپر

جلو، عقب

دست هامونُ چیکار کنیم؟

فقط دست ها رُ بگیر

من لیدرم. دستمال باید دست من باشه

نه، من رهبرم. تو دنبالمی

من دنباله ات نیستم، کیان. من رهبرم

نمیخوام وسط باشم

مهم نیست همه به نوبت دستمال میگیرن

من دستمال دستم نگرفتم

میگیری

خوب ِ جی

کیان، چیکار میکنی؟

باید به دستور من برقصید

نه، نباید

ما این مدلی نمیرقصیم مثل عروسی میرقصیم

اینم واسه عروسی ِ

نه، فرق داره

اونـا بازوهاشونُ گرفتن نه انگشت کوچیکشونُ

پسر دختر پسر دختر وایسادن دست همُ گرفتن

داریم مثل عروسی هایی که بچه داره میرقصیم، نه؟

مهم نیست اسم رقص چی ِ کاملاً آزادانه ست

برگرد تو صفت رابرت، دستشُ بگیر

خیلی خب. تو صف باش

خیلی خب، اینجا. خب، خوب ِ. آماده ای؟

میای این وسط

هرکار بگن میکنیم

خب. کیان، نوبت جی ِ رهبری کنه

بابا، من باید رهبری کنم نمیتونم وسط باشم

خب. جلو، عقب

بابا، شلوارم داره میافته

!کیان

جلو، عقب بابا، شلوارم داره میافته

جلو، عقب بابا، میتونی درستش کنی؟

بیا اینجا کیان

بابا، شلوارم داره میافته

میتونم درستش کنم

کیمیا بهت گفتم

هیچی

خواهرم خیلی سلام رسوند

فکر کنم گفتی من سلام رسوندم

بازم دست آراز درد نکنه

موبایلُ داخلش گذاشتی؟

یک دریچه داره

میتونیم از اون دیوار استفاده کنیم

تا حالا رقص کُردی واقعی دیدی؟

اگـ میدونستم میتونستم چندتا لباس محلی کُردی بیارم

اگـ لباس کردی بخوای تعجب میکردم

حالا اونـا میرقصن، تو که کُرد واقعی نیستی

نه، کُرد نیست ولی رقصش تضمین شده ست

راستش پارسال عروسی هیوا

همه گفتن رقصش اصل کُردی ِ

وظیفه خدمتت چی بود؟

باید خدمت جنگی ِ سختی بوده باشه

فشار زیادی داشته

تقریبا وحشتناک بود

تنها نکته مثبتش این ِ که

وقتی جایی میمونی، خیلی چیزها یاد میگیری

اگـ میدونستم باحال ِ سعی نمیکردم فرار کنم

شنیدم تو اسرائیل خدمت برای خانم ها هم اجباری ِ

آره. دوست ما، اوریانا خدمتشُ تموم کرده

قسمت باحالترش، آب و هوای خوب کردستان بود

بابام یک داستانیُ

درباره روستای کوچیک مخوفش تعریف کرد

جی، بیا پروژکتورُ راه بندازیم

ببخشید فارسی حرف میزنیم

داریم درباره یک روستای کوچیک به نام سردشت حرف میزنیم

سرسبزه؟

سرسبز؟ آره، فکر کنم

بیشتر شبیه مرتع ِ فکر کنم دشت یک چیز دیگـ ست

برای گرفتن تابعیت جقدر باید وایسید؟

یک سال باید ببینیم میتونیم خونه رُ بفروشیم

و سال بعد کالیفرنیا بریم

فکر میکنم واقعا گستاخانه ست چی؟

همه فارسی حرف میزنید درحالیکه همه اینجا ایرانی نیستن

مشکلی نیست واقعاً

آره، ببخشید

داشتم میگفتم

چی میگفتم؟

آره، تنها چیزی که واقعا درباره اش تو زندگیم تصمیم گرفتم

فریم های عکس هام بوده

باقی خودش اتفاق افتاده

میرم با نسترن حرف بزنم باشه

میرم اولین نخ بهمنمُ بکشم

نه، به اندازه کافی خوردم. مرسی

میتونم از کیفت قرص بردارم؟

آره، فقط اون گوشه ست

باید این پشت بچسبونم

کیان، نکن! قرار نیست شیشه رُ دست بزنی

جا نمیشه احمقانه ست

چی میشد اگـ موبایل جدید میگرفتن؟

فکر کنم باید موبایل کوچیکتر بذاری

بیا. بذار موبایلمُ تست کنم

مال من جا شد. قرار نیست موبایلمُ عوض کنم از مدل جدیدها خوشم نمیاد

اما مال توام مدل جدید ِ

چطور؟

چون همه دارن

اهمیت نمیدم

خیلی تاریک ِ

عکس ِ همون ِ

همون رقص کُردی

با دخترهایی که شلوار یا هرچی پوشیدن

نه، دارم حرکت میدم

بیخیال. جی، شبیه رقصنده های واقعی نیستیم؟

آره، فکر کنم

خوبی؟ آره

چی شد؟ بحثت شد؟

میتونیم از میز آبی ِ تو بالکن استفاده کنیم

ایدۀ خوبی ِ

میرم بیارم

مرسی جی کجاست؟

تو آشپزخونه خب

از لپتاپ من استفاده کن

نمیدونم

خب

جی، کیفم باهات ِ ؟

کامپیوترم توش ِ ؟

میتونی لطفاً بیاریش؟

همینجا بذارش

مرسی

میتونی لطفاً بازش کنی؟

رمزت چی ِ ؟

1390

1390

خب

باید دوباره تماس بگیریم؟

نمیشه

بعداً بهش زنگ میزنم

میتونیم با موبایل من بگیریم

نه

قرار نیست بیان؟ نه

مهم نیست یک چیزی پیدا کردم

جی، چی میخوای؟

اونـا میزُ میخوان

بردار بذارش زمین

تو خوبی؟

خوبم

راجع به اقامت تصمیم گرفتی؟

نه، باید زود نامه بدم

به خاطر من رد نمیکنی که؟

نه، اینطور نیست

نمیخوام به خاطر من از دستش بدی

دیدی که داستان چجوریاست

شاید رد کنم. نمیدونم

یک کاریش بکن

منم نمیدونم

♪

♪

دختر، پسر

پسر

♪

از خونه رفتیم

برگه ها رُ به پرستار میدم بعد میرم

مصاحبه دارم

باشه ولی میتونی به دکتر زنگ بزنی؟

جی میخوای با مامان حرف بزنی؟

نه

وقتی برسن زنگ میزنم

میتونی چمدوناتُ ببندی؟

آره، میمونم ولی فکر نکنم وقتی برسی اینجا باشم

واسه ملاقات منُ نمیخوای

به دکتر خبر میدم

...چقدر طول میکشه

لورن؟

لورن، بلوکُ دور میزنم و میام

...این ماشین

نه، خوب ِ . اینجان

آره، نگران نباش وقتی رسیدی میبینمت

پدر و مادرت بودن. یکم دیر میرسن

جی؟

اوضاع با خواهرت چطور پیش میره؟

خوب ِ

میخواد دوباره چیکار کنه؟

هنرمنده

اما تو کلینیکم کار میکنه

کلینیک؟ اونجا چیکار میکنه؟

نقش بازی میکنه

آره

اینـا نتایج آزمایشات ِ

مرسی

سر کار رفته بود؟

باید درباره چندتا برنامه

برای اقامت هنریش مطمئن میشد

امروز باید تصمیم نهاییشُ میگرفت که میخواد بره یا نه

دوره سختیُ برای تصمیم گیری گذروند

ممکن ِ بخواد بره

به هم نزدیکید؟

آره

پس سخت ِ

گوش کن. نمیخوام بعد صحبت هفته پیش نگرانت کنم

اما میخوام که

با توجه به این نتایج یکی یکی پیش بریم

حالا فکر کنم نوبت ماست که شروع کنیم

و به مرحله بعد فکر کنیم

تا مطمئن شیم درست تصمیم گیری کردیم

باید تو و پدر و مادرت رسماً با هم باشید

تا بتونیم تصمیم گیری کنیم

فکر میکنم پروسه درمانی عالی پیش بره

مقداری زمان برای فکر کردن روی موارد

و کارهای مرتبط با تصمیماتت داری

که باید باهاشون مواجه شی

اما وقتی به آزمایش تراکم استخوان نگاه کردم کمی پوکی استخوان دیدم

که به نوبه خودش نگران کننده نیست

از جایی که خبر داریم کمی کمتر از حد معمولی ِ که دوست دارم

پس گمان میکنم زمانش رسیده که فکر کنی مرحله بعد چه خبر ِ

بنابراین، وقتی یک هورمون اضافه کنیم باید دوز بلاکرُ کم کنیم

اما من تصور میکنم باید فکر کنیم ببینیم از اینجا به بعد چیکار کنیم

و فکر میکنم صحبت کردن تو با پدر و مادرت

در این شرایط حائز اهمیت ِ

جی؟ مطمئنی خوبی؟

آره، آمادم

میشه زود برم حموم؟

صبح قضیه فرق میکنه

کتابی باز روبروم ِ

که از نزدیک بسته ست

به من بگو چند سالم ِ

ذرات مه گرفته دره ها

انگار پنبه ای تو گوشم ِ

میگن تقصیر خودم ِ

هیچکس هیچی بهم نمیگه

به من بگو چند سالم ِ

عمیق ترین نشانه ها

میتونن به آرومی پخش و محو شن

مثل یک تتوی آبی رنگ

خبر از سنم ندارم

ناشنوا رشد میکنم

آواز پرندگان کمتر شده

آماده ای؟ باشه

یک، دو، سه

خب، اینجا رُ نگه دار

گرفتم

سلام سلام، ببخشید فرودگاه معطل شدیم

اوضاع اینجا چطور پیش میره؟

تزریق در حال انجام ِ

خوب ِ

یک دقیقه دیگـ میتونید برید داخل

والدین جی اینجان

خیلی خب

سلام سلام

ببخشید دیر رسیدیم از فرودگاه اومدیم

مشکلی نیست جی اینجاست

ملاقات چطور پیش رفت؟

مسابقه شعر کی شروع میشه؟

ساعت 4

هنوز یکم وقت داریم

چی میخوای بگیری؟

ساندویچی چیزی

جی، چی دوست داری بخوری؟

الان گرسنه نیستم

مطمئنی؟

اگـ سریع باشیم

میتونیم تو خونه هم یک چیزی بخوریم

میدونم وقت هست

ولی نمیخوام دیر به مراسم برسم

میتونیم برای مدرسه شون چیزی بگیریم

اما اونـا میان خونه

جی، همه چیزهایی که میخوای رُ داری؟

مطمئنی؟

شب هنگام

چیزی در من پنهان شده

به محض قصد، رنگ میبازم

و یا مبهوت درنگ میکنم و میسوزم

نمیدونم چند سالم ِ

در صبح قضیه فرق میکنه

انگار کتابی باز جلو روم ِ

که به راحتی از نزدیک بسته ست

به من بگو چند سالم ِ

ذرات انتزاعی

مه گرفته دره ها

انگار پنبه ای تو گوشم ِ

سنمُ نمیدونم

شکایت نمیکنم

میگن تقصیر من ِ

کسی چیزی به من نمیگه

به من بگو چند سالم ِ

عمیق ترین نشانه ها

میتونن به آرومی پخش و محو شن

مثل یک تتوی آبی رنگ

خبر از سنم ندارم

سایه ها سقوط میکنن

روشنایی صعود میکنن

هرچند دشوار

!فرزندان

هرگز نمیتونید به قدر طولانی بمونید

به من بگو چند سالم ِ

بال های سنگی با پرهای ماسیده

اینجا الک شده و

پنجه ها جایی گم شدن

سنمُ نمیدونم

ناشنوا رشد میکنم

آواز پرندگان کمتر میشه

آبشارها گم میشن

چند سالم ِ ؟

به من بگو چند سالم ِ

بذار ماه آویزون شه

ستاره ها پی کارشون برن

میخوام بدونم چند سالم ِ

به من بگو چند سالم ِ

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.