Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.Xyz / Info / Org / Net
براي دانلود فيلم هاي بيشتر با زيرنويس فارسي به سايت باليوود وان سر بزنيد Bollywood1.Info / Xyz / Org / Net
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
:مترجم .:: محمد مسعودی و یاسین ::.
ظرف یه ماه بیست نفر خاکستر شدن
پدرم مرد برادرم مرد
به نظرم یه بیماری مسری تو روستامون پخش شده
چرا این همه آدم دارن میمیرن، ها؟
گناه ما چیه؟
کل روستا داره به قبرستون تبدیل میشه
!و هیچ کاری از دست ما برنمیاد؟
هیچ راه درمانی وجود نداره؟
"مجموعا ۵۳۴ نفر، "سیدها
فقط اینقدر آدم تو روستا زنده موندن
"ویشوشوارای"
...زادهی ۹ سیاره، دوازده ستارهی راهنما، ۲۷ صورت فلکی
دلاوری ظرف ۴۸ روز به اینجا میاد
برو! برو تو شمال دنبالش بگرد
باد، مسیر رو بهت نشون میده
این سرزمین ازت محافظت میکنه
سیدها، هیچ اتفاقی واست نمیفته هیچ اتفاقی واست نمیفته
برو. برو پسر. برو
کی رو باید پیدا کنم؟
چهرهاش درخشان خواهد بود
چهرهی درخشانی همانند آتش خواهد داشت
!طوفان! همانند طوفان وارد میشه
ولی چطور پیداش کنم؟
خودت به طور اتومات صداش رو میشنوی
پرندهها و حیوانات حضورش رو با صدای بلند اعلام میکنن
باران ورودش رو خوشآمد میگه
خاک اینجا از خوشحالی خواهد رقصید
حتی کوچکترین صدایی دربیاره، طنین انداز میشه
اونی که دنبالشی جلوت ظاهر میشه
آسمان اونو بر تخت سلطنتی نزدت میاره
با ریتم انگشتاش، آتیش به رقص درمیاد
با لمس دستش، نشانی خونین بر پیشانیت ظاهر میشه
حتی مرگ، با دیدنش از ترس به خود میلرزه
کسی که لمسش تو رو قدرتمندتر میکنه
با دیدنش، حتی کودکان هم لبخند میزنن
با لمس دستش، کلبهای به کاخی مبدل میشه
برو بیارش، سیدها برو بیارش
بله. سیدها، مراقب باش
تو چشم هاش نگاه نکن
با صدای حنجرهت اونو صدا نکن بلکه با صدای قلبت صداش کن
اگه اون بیاد، این روستا نجات پیدا میکنه
هیچ اتفاقی واسهی تو نمیفته
برو و اونو فرابخون. برو
"خلیفه" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
سپرِ مرگ
سوامی"، این چیه؟"
این روستا باید ظرف ۴۸ روز توسط سیدها نجات پیدا کنه
بهش شلیک کنین، اونو بکشین
بهش شلیک کنین
اونو بکشین
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
یالا. بیاین برگردیم
!واستا! واستا! واستا! واستا
لطفا واستا، برادر
با دیدن اینجا چه حسی بهت دست میده؟
حس میکنم گرممه- معلومه که گرمه-
به یه چیز جدید فکر کن من عاشق اینجام
تو حالمه اینجا کمپ بزنیم
نه! بده
مهم نیست که بده
هر کی این برنامه رو ببینه، دیوونه میشه
چرا همچین حرفی میزنی، قربان؟- خب چی بگم، برادر؟-
وقتی اسم مستند سازی از راجستان میاد
همه به شتر و دونههای شن فکر میکنن- درسته-
ولی ما باید سرتاسر راجستان رو پوشش بدیم- چطور؟-
راهش رو بهت نشون میدم- باشه-
از نسیم لذت ببر. گیاهان رو لمس کن
ما این بیابون رو تو مشت خودمون میگیریم
تو مشت خودمون میگیریم؟- بله-
!اوه، خدای من
!کمک
اوه خدای من! من از تو زمین در اومدم؟
چرا از من میپرسی؟ منم نفهمیدم چی شد
فکر کنم سکته قلبی زدم
من دیشب روی زمین خوابیدم
این یعنی زمین تو رو پوشونده؟
میخواستم کل راجستان رو بگردم
ولی بعدش که خوابم اومد حس کردم زمین داره دور سرم میچرخه
چی؟
ولی اینا دیگه چیه، برادر؟
گرد و خاکه، برادر
وقتی تکونش بدی، گرد و خاکش تمیز میشه
عطسه نکن، "بابجی"، میمیری
از کجا میدونی اسمم بابجیه؟
از روی کارت شناساییت خوندم
چرا اینقدر شوکه شدی؟
تلوگو"یی هستی؟"
آره، برادر. اومدم اینجا که از راجستان مستند بسازم
برادر، راستش،من واقعا از آب و هوای راجستان خوشم میاد
من کارگردان هستم و اونا دستیارام
ها؟ اونا کجا غیبشون زد؟
وقتی داد زدم اونا فرار کردن؟
یه بزدل هرگز نمیتونه دستیار کارگردان بشه- چی؟-
بعدا بیشتر صحبت میکنیم- باشه-
اول برو بند و بساطت رو بیار- باشه، الان میرم-
بابجی- بله؟-
اگه ازت یه سوالی بپرسم ناراحت نمیشی؟- نه-
اومدی بیابون که مستند بسازی
یا با دختر ها عشق و حال کنی؟
من با دخترا رابطه برقرار نمیکنم- چی؟-
راستی، من با هیچ دختری رابطه ندارم
که این طور- بله-
قربان، راستی واسه چی اومدی اینجا؟
با منی؟- بله-
تا لباس هام رو تو آفتاب خشک کنم
تو به هیچ سوالیم جواب درستی نمیدی
اگه من ازت بپرسم تو جواب درستی بهم میدی؟- آره-
هاردویک راجو" رو میشناسی؟- عاشقشم-
مشتی، اسمم هاردویک راجو ئه
پس هاردویک راجو تویی؟
آره. چون اسمم طولانی بود به همه همون راجو میگم
الان اسمم چجوریه؟- شنیدنش خوبه-
گفتنش هم راحته
قربان، بابات چیکارهاس؟
پدر و مادرم رو از دست دادم
فقط بابابزرگم برام مونده
اون یه معلمه و تو مدرسه درس میده
تو خونه هم تدریس میکنه
حقیقتا اون خورهی کتاب و درسه
اگه بخواد کادو بده، مداد یا خودکار میده
من از درس خوندن خسته شدم
یه کُلفَت بود که همهی کار های خونه رو
موقع تلویزیون دیدن انجام میداد
و آشپز هم موقع کتاب خوندن آشپزی میکرد
و اینم عکس پدر و مادرمه
بابابزرگ، گزارش پیشرفت رو بگیر- خیلی خوبه-
چی بهت بگم، بابجی؟
با اینکه من ۹۰ از ۱۰۰ گرفته بودم
ولی هیچ نشونهای از شادی تو چهرهاش نبود
!تو فقط ۹۰ از ۱۰۰ گرفتی؟
اگه همین روند ادامه پیدا کنه وقتی بزرگ بشی میخوای چیکار کنی؟
من راننده تاکسی شدم، بابابزرگ
چون دیابت داری شیرینی نگرفتم
مهم نیست، پسر خودکفا شدی
بعد از ده ماه ازدواجمون پسردار شدیم
من شش ماه سفر زیارتی بودم
و پسرم اینجا به دنیا اومد
میخوام دکتر بشه
راستی اگه سوابق تحصیلی من و زنم رو ببینین
!پسرم هیچ وقت یه دکتر نمیشه
باید واسهش خرج کنم و به پول نیاز دارم
و اگه به خاطر کمبود پول نتونه دکتر بشه
وقتی بزرگ بشه مثل تو یه راننده میشه
واسه همین من این آژانس رو باز کردم
اون ماشین و اینم سوئیچ
اینم کارت شناساییت موفق باشی
این ماشین کوچیکه بزرگترش رو نداری؟
دوستم یه دفتر نقل و انتقال داره بفرستمت اونجا؟
حس شوخ طبعی هم داری- بله-
میشه یه سوال ازت بپرسم؟- بپرس-
تردید نکن
ناراحت نشی ها- نمیشم-
تو شش ماه سفر زیارتی بودی
پس چجوری زنت حامله شده؟
هیچ شغلی آرامش خاطر راننده تاکسی بودن رو نداره
مجبور نیستی جواب کسی رو بدی
یا از کسی دستور بگیری
هی، نپیچی راست بپیچ چپ
صدای مزخرفت رو بِبُر، کودن
چپ، قربان؟- بله-
داداش مگه داری گاری میرونی؟
سریعتر برو وگرنه پرواز رو از دست میدم- حتما، قربان-
اگه یه دور دیگه میزدم دل و رودهت رو بالا میآوردی
سیصد روپیه قربان- چی؟-
سیصد روپیه قربان
برادر، راستی بهم نگفتی چرا به راجستان اومدی؟
کسی بی دلیل جایی نمیره
فکر میکنی من دیوونهام
به دردسر افتادم، برادر
اسم اونی که دردسر درست کرد "سوبهاشینی" ئه
قدش ۱۷۸ سانته
۱۷۸ سانت؟- بله، اون مثل یه ستونه-
اون عقل از سرت میپرونه و خطرناکه
اون نقش ویژهای تو زندگیم داشته
چهار بار دیدمش
بعدش چی؟ فصل پاییز رسید
بار اول توی محیط کالج دیدمش
کدوم کالج؟- کالج به درک-
من اجازهی ورود به اونجا رو ندارم
وقتی بار اول باهاش حرف میزدم
زلزله رخ داد
مردم غریبه، دور و بر پرسه میزدن
و جدای از همه اینا تلفن منم زنگ میخورد
الو؟
به آسترو ورلد خوش اومدین- بله-
لطفا تاریخ تولدتون رو بگین
من؟ یه لحظه
داداش- بله؟-
داداش، لطفا یه سمت دیگه برو
وگرنه ملت فکر میکنن ما با هم هستیم
باشه، باشه. بیا بریم
نهم اکتبر
نهم اکتبر؟ بله امروز یه نفر رو با لباس آبی میبینین
و زندگیتون به خاطر اون شخص کاملا عوض میشه
!باشه، حالا هرچی
هی، کلاهام
تاکسی میخوای؟- نه-
وسایلت رو بیارم جای ماشین؟
نه، نه. خودم میرم
قهوه؟- نه، ممنون-
بگیرش. چای؟- نه، مرسی-
موفق باشی؟- نه-
عزیزم، بیا بشینیم با هم حرف بزنیم
قربان، چی بیارم؟- هر چی-
باشه، قربان
به اینم میشه گفت زندگی؟ هیچ خوشی و شادی نداریم
!اون همش جواب رد داد. لعنتی
رفیق، لطفا نزن، التماس میکنم- باشه-
متاسفم- چیکار میکنی؟ رانندگی بلد نیستی؟-
ببین ماشینم داغون شد- متاسفم-
نمیتونی با دقت برونی؟ کی بهت گواهینامه داده؟
ببین چه بلایی سر ماشینم آوردی
قضیه چیه، داداش؟ چرا هوار میکشی؟
ماشینم رو داغون کرد
داشتی سریع میرفتی؟- نه بابا فقط داشتم دور میزدم-
باید با دقت این کارو میکردی- نه، من داشتم به آرومی دنده عقب میومدم-
پاتو آروم گذاشتی روی گاز دیگه
اون یواش گاز میداده ماشینم به این روز افتاده
اگه محکم گاز میداد چه بلایی سرش میومد؟
هی! اون یه دختره. مردونگیت رو به رخ اون نکش
فهمیدی؟
خسارتش رو بهش میدم
عزیزم، دیوونه شدی؟
اون به اسم خسارت
میلیون ها روپیه ازت میچاپه
من اینجام. بسپرش به من
باشه؟- باشه-
داداش، اگه از عمد زده بود
میتونستی بندازیش زندان- بله-
ولی اون سهوا بهت زده
پس ۱۰۰ یا ۱۵۰ روپیه بگیر و برو
۱۰۰ یا ۱۵۰؟- !هی، بگو ۵۰۰ تا-
من این دختر رو میشناسم. ۵۰۰ تا بگیر خیرشو ببینی
!داداش، این یه ماشینه ها- من که نگفتم فیله-
قال قضیه رو با ۵۰۰ تا بکن
من مشکلی ندارم ولی اون تاکسی چی؟
تاکسی؟ از همونایی که تو ایستگاه قطارن
و مشکی و زرد هستن؟
نه، از اونا نه اون سفیده و مال شرکت اورنجه
خدای من! الانه که سکته قلبی کنم
با خط آبی بغلش چیزی نوشته؟
آره، آبی نوشته ولی تو چرا گریه میکنی؟
تاکسی منه، داداش- !چی؟! تاکسی تویه؟-
اوه، خدای من! به فنا رفتم
!اون که گفت آروم دنده عقب میومده
متاسفم
اوه، خدای من! اون همون یارو تو لباس آبیه
لعنت بهت! پس تو آینده رو پیش بینی میکنی؟
الو؟- به آسترو ورلد خوش اومدین-
اونجا کی معمولا آینده رو پیش بینی میکنه؟
"طالع بین "سابرامانیا شاستری- طالع بین سابرامانیا شاستری؟ که این طور-
الان کجا میتونم پیداش کنم؟
تو محلهی تیناگار از هر کی بپرسی آدرسش رو بهت میده
اون خیلی معروفه؟- بله-
ببین، میشه من آیندهاش رو پیش بینی کنم؟- حتما-
یه بابایی با لباس سفید، سر شب به دیدنش میره
!اوه، چه جالب- بعد از اون، آقای سابرامانیا شاستری فقط روی یه پا راه میره-
ولی چرا؟- چون من میرم اون پای دیگهاش رو بشکنم-
لعنت به پیش بینیش
ملاقات شمارهی دو اون جایی که ماشینت رو پارک میکنی
اسمش چیه؟- پارکینگ-
آره. پارکینگ. اونجا
عجب! پس حالا دیگه منو نمیشناسی؟ الو! با شما هستم ها! بیا اینجا
سلام- بیا اینجا-
ببخشید. نشناختمت
راجع به اون روز واقعا متاسفم
واقعا از قصد اون کارو نکردم
راستش اونجا کلی آدم بود
واسه همین ترسیدم و رفتم
راستش اولین تصادفم بود امیدوارم درک کنی
اول از همه شیشه. دوم چراغ. سوم قُر شدگی
سی تا فحش هم از رئیسم خوردم
جمعا میشه ۸۹۵۰ روپیه
نمیتونی با گفتن، متاسفم، خیلی متاسفم، فرار کنی
من هیچی نمیدونستم
پول رو بهت میدم. گفتی چقدر؟
گفتم ۸۹۵۰ روپیه ولی ۱۰ هزار تا بده روند شه
روند شدهی ۸۹۵۰ میشه ۹۰۰۰ تا، مگه نه؟
ده هزار تا که روند تره- درسته-
بگیر
دوباره زد به ماشینم؟ من نفرین شدم
بیا بیرون! پیاده شو
لعنت بهت. بیا بیرون. بیا بیرون
وقتی موقع رانندگی عینک دودی زدی
آخه چطور توقع داری که جلوتو ببینی؟
آینه بغلم داغون شد
چرا اینجوری بهم خیره شدی؟ میخوای منو بکشی؟
از دستم عصبانی هستی؟
تو دیگه نوبری والا به ماشینم زدی
تو چشام زل میزنی و میخوای منو بکشی؟
فکر کردی من برگ چغندرم؟ پایین رو ببین. پایین رو ببین
وگرنه چشمات رو از کاسه در میارم پایین رو ببین
چی داری میگی به اون خانم؟
خودم هنوز به چیزی فکر نکردم تو اگه چیزی تو ذهنت هست بگو
فکر کردی من ساکت میمونم اونم وقتی داری به این دختر تجاوز میکنی؟
نمیخوام دردسر درست کنم راهت رو بکش برو، برو خرید کن
مردونگیت رو به رخ نکش
مردی به شجاعت من هم تو این شهر زندگی میکنه
میکشمت، گوساله
یه دقیقه بهت وقت میدم
اگه از اینجا نری، هرگز نمیتونی
کاری که میگفتی رو بکنی
خدا خودش تو رو مجازات میکنه
نشنیدم چی گفتی- میدونم که شنیدی-
بلندتر صحبت کن- من دیگه چیزی نمیگم-
!گوساله
یه دختر دید شیر شد
تا یه چاقو دید، دمش رو گذاشت رو کولش، در رفت
داشتی تحریکش میکردی فکر میکردی اگه من بمیرم
قائله ختم میشه
من واسهی یه آینه بغل ریسک بیخود نمیکنم
چقدر میخوای؟
ازت خوشم میاد چون همه با دهنشون حرف میزنن
ولی تو با پولت حرف میزنی
فکر میکنی میتونی منو با پول بخری
پس یالا، یه بقچه اسکناس در بیار
الان پول نقد همراهم نیست
فردا بهم میدی؟
خب بگو، کجا ببینمت، عزیزم؟
چی بگم، رفیق؟
ملاقات سوممون توی کافی شاپ بود امان از اون فاریشتا
(فاریشتا نه، باریستا(متصدی کافی شاپ
آره. میدونم. میدونم
الو؟ آروم گوش کن ببین چی میگم، باشه؟
!سلام- اوه خدای من! یادت رفته شلوار بپوشی؟-
!خفه شو- فهمیدم. خب، این قدر کوتاهه؟-
چقدر؟- حسابت چقدر شده؟-
چک میکنم بهت میگم
فکر میکنم اون خیلی پولداره جناب، خودکار
دو تا موکا لطفا- چشم، خانم-
ولی چرا موکا؟ میتونستی قهوه سفارش بدی
اونم اسم یه نوع قهوهست قربان
شما ها قهوه رو با این اسامی عجیب میفروشین دست مریزاد
خانم،بفرمایین- ممنون-
ببخشید، شکر؟
حتما وضعت خرابه اونو میخوری چرا؟
اون یه نوع زهرماره چی؟
اونو بخاطر بیماری کلیه میخورن تا کلیه رو شستشو بده
چیکار میکنه؟ فقط بخورش تا بفهمی چی میشه
شکرتون خانم
یازده هزارتا برای اینه، سه هزارتا برای من 15 هزار تا میدم
عجب ادم باحالی رد کن بیاد
یه لحظه نگهش دار من الان میام
یه لحظه
یکم اوضاعم بد شده الان میام
تنها ماشینی که الان میتونه نجاتت بده امبولانس هست
ملاقات بعدیم توی بیمارستان بود
من واقعا متاسفم حتما خیلی خسته ای ، برای گیاه اوردم
گیاه خوب کننده کلیه ست چیه؟
کلیه ... یه گیاه درمانی هست
درواقع من خیلی این گیاه رو دوست دارم
این یکی از چیزهای دوست داشتنیه منه امیدوارم بدونی چی میگم
این زودتر درمانت میکنه
....من واقعا متاسفام، واقعا نمیخواستم
تو برای چی اومدی اینجا؟ تا دلداریت بدم
از جون من چی میخوایی؟ میخوام منو ببخشی
بعد اینو بهم میدی
این برات خیلی با ارزشه مگه نه بگو دیگه
اون مهمترین چیز زندگی منه بهش اسیب نزن
الان بهتر شد اره ، بهترم میشه
تو باشی دیگه چنین بلایی سره من نیاری
دفعه بعد بجای این گیاه گردن تو زیره پامه
اون چیزه برات مهم بود خیلی دیگه وجود نداره
چرا زدی؟ اگه به گیاهم اسیب بزنی بازم میزنمت
میزنی؟ باشه بزن ، بزن دیگه
میشه ما رو به مرکز بازدید جغرافیای هند ببری؟
بله. بفرمائید بشینید
قربان، شما برین، من نیم ساعت دیگه میام- !باشه-
سلام، دکتر پارانج هستم. شما مدیر هستین؟- بله-
قربان، ساختمون رو دارن بازسازی میکنن
میگن کسی اونجا نیست
ولی امروز، روز کاریه لطفا بیاید، آقای پارانج
باشه، قربان
قربان، شما دکتری؟- بله-
چند روزیه احساس خستگی مفرط میکنم
لطفا یه چیزی غیر غذا بهم پیشنهاد بده
من دکترای طبابت ندارم- خب پس چی؟-
من پیاچدی در زمینهی جغرافی گرفتم واسه همین بهم میگن دکتر
همچین چیزی هم هست پس؟- بله-
جغرافی یعنی چی؟- علم زمین-
علمی که ما رو از فلزات زیر زمین
و سنگ های روی زمین مطلع میکنه
فهمیدم
افسر ارشد قراره بیارد. این تابلو رو بیار پایین- بله، قربان-
آروم و بادقت- چشم، قربان-
دارم انجامش میدم، قربان- !با دقت-
آره، یه لحظه. یه لحظه
آروم- آره، با دقت-
قربان، کیف پولتون؟
!اونا کشتنش؟
تو فقط از شنیدنش پشمات ریخت
،پس به نظرت وقتی من شاهدش بودم وضعیتم چجوری بوده؟
لاخِ لاخِ پشمام ریخت
خب! اون یکی دیگه چی شد؟
!چه ناراحت کننده- اون مثل آبشیک باچانِ کوچیک بود-
ظرف یه دقیقه تموم کرد
تو همه چیزُ بهم گفتی به جز دلیلِ
اومدنت به راجستان
خبر خوب اینه که، شرکت بیمهی عمر
دیهای معادل ۲۰۰ هزار روپیه میده
خبر بد اینه که هزینهی تعمیر ماشین ۳۰۰ هزار روپیه است
خب، به نظرت اون صد هزار تا رو از روی حقوق تو بردارم؟
حقوق من ۶۰۰۰ روپیه است اگه از روی حقوقم برداری
من چطور زنده بمونم؟
جوش نیار بهت توضیح میدم
دلاور سینگ روی ماشینت افتاد
بیمه به نام اون ۵۰۰ هزار روپیه میده
اون ساکنِ راجستانه
من تمام مدارک رو آماده کردم
این یه حوالهی ۵۰۰ هزار روپیهایه
اینو به زنش بده و به عنوان پاداش ۱۰۰ هزار تا ازش بگیر
حتما، انگار اونم منتظر منه
چرا بخواد بهم ۱۰۰ هزار روپیه بده؟
تو تصادف کردی و غر و لندش رو سر من میزنی؟
باشه. یه ماشین جدید بهت میدم. با اون برو
هرگز غذای اون روز و حرف های پدربزرگ رو فراموش نمیکنم
ولی تو بیابون گم شدم و پولم رو هم گم کردم
وخامت اوضاع به حدی بود که مجبور بودم آبِ خوردن بدزدم
این داستان منه، بابجی
دو تا نون، یه سیب زمینی و یه دیس کلم و دوغ
روی نون کره بمال
و شما چی، قربان؟- نه چربی، نه روغن، نه تندی-
اگه چیزی داری که اینا توش نباشه، وردار بیار
پروردگار بهولناث، یعنی اون کجا میتونه باشه؟
!بهول
آقای بانواری! آقای بانواری، اونا اومدن؟
بله، رسیدن، خانم
میخوام برم مهمونی دیرم شده
بله، میدونم تموم شب رو میرقصی، لاس میزنی
و کلِ روز رو خوابی
میدونم مشکلت چیه
عصر به خیر، قربان
تو صبح با گفتن 'صبح به خیر' صبح خوشی رو برام آرزو کردی
حالا دیگه چرا 'عصر به خیر' میگی؟
مثکه خیلی زود فراموش میکنی
وقتی اونا بیان چیکار میکنیم، قربان؟
تو دامن بپوش، منم شلوار میپوشم جلوشون میرقصیم
باشه، قربان- دیگه چی؟ اون داره راجع به مهمونی رفتن حرف میزنه-
مادرش داره چای میخوره
...پدرش خون منو تو شیشه کرده. و- الو؟-
بعدا بهت زنگ میزنم- قربان، آب میوه؟-
خودت بخورش
سلام، عمو- من اینجا قانون هستم. پدر زن-
سلام- سلام-
اوه، بابابزرگ اومد بابابزرگ اومد
آقای دیپی، خونهی قشنگی دارین- ممنون-
جیکی کجاست؟- راستش اون هند نیست-
ولی میتونیم صبر کنیم. متاسفم- بفرمایید-
اون زن منه
سلام- سلام-
اونا مشاوران قانونی ما هستن
آقای بانواری- قربان-
اوه، چیزی نیست خیلی لطف دارین
جای قشنگیه
بابی، نظرت چیه یه عکس بگیری؟- حتما-
بانواری، تو بگیر
اون همیشه عکس های مهم رو میده من بگیرم
به این خاطره که میخوام تو عکس نباشی
آقای بانواری- قربان؟-
تو دیگه برو- چی بیارم؟-
بعدا بیا. باشه؟-
سلام- سلام-
سلام، خاله جان- اون دختر منه، سوبهاشینی-
میدمش به تو. برو
مطمئنی عمو جان؟- صد در صد-
این هلیکوپتر تویه؟- بله-
الو؟ بله، الان داریم شروع میکنیم
ممنون
!عجب
!خوشگله
بریم
چجوری ترتیب همه چیز رو دادی؟
اگه بخوای این ماه رو هم واسهت به بالکن خونهات میارم
!ببخشید- مشکلی نیست-
الو؟ بله؟ من الان یکم گرفتارم
صبح بهم زنگ بزن ممنون. باشه
هی، سوبهاشینی
!هی، سوبهاشینی! سوبهاشینی، صبر کن
!سوبهاشینی، صبر کن
بهم گوش کن
بابا- بله؟-
سوبهاشینی تو راجستان گم شده
اون پاکتِ کاندوم. متاسفم، بابا
چیکار کردی؟ راجع به اون دختر چه فکری میکردی؟
یه دختری که واسه پول هر کاری میکنه؟
من با باباش دارم یه معاملهی ۴ میلیونی میکنم
همه چی به خاطر حماقت تو نابود شد
برو گمشو! همه آدم های بیخودی هستین
هست؟ اونجا نیست؟
الو؟ بله، قربان
متاسفم آقای دورگا پراساد پسرم یه اشتباهی کرده
دخترتون رو ظرف ۲۴ ساعت پیدا میکنیم. شکستی در کار نیست
هی، برو یه سر به کارا بزن
آدم های بی مصرف! اصلا نقشه و برنامه سرشون نمیشه
داداش، دریایی جلومون میبینی؟
اون دریا نیست، داری اشتباه میبینی
منظورت اینه اون سرابه؟- بله-
انگار آدم رو فریب میده
ذهن انسان خیلی قویه
تو فقط یه روزه اومدی اینجا، درسته؟- بله-
واسه همینه که همه جا دریا میبینی- خب-
من سه روزه که اینجام- جدا؟-
اونجا رو ببین. به نظر میاد واقعا سوبهاشینی داره میاد
!هی، راجو- داداش، انگاری داره میدوئه-
جدا؟- آره-
اولش به نظر میومد داره قدم زنون میاد
داداش، اینم سرابه؟- بعید میدونم-
!اوه، خدای من
خدا رو شکر که دیدمت، راجو
از دیشب تا حالا فقط حیوون دیدم
و حتی یه آدم هم ندیدم
لطفا منو ببر خونه
هر چقدر پول بخوای بهت میدم. دو هزار تا، سه هزار تا
حتی اگه بخوای، رندش میکنم ۵ هزار تا میدم
اوه، خیلی متاسفم من سوبهاشینی هستم. شما؟
مستند ساز- مستند ساز؟ چی داری میگی؟-
بابجی هستم. تو چطور اومدی اینجا؟
داستانش مفصله
دیروز با هلیکوپتر همراه یکی دیگه اومدم اینجا
و امروز پیچوندمش و فرار کردم
ولی هیچ تاکسی یا کالسکهای اینجا نیست
اینجا دیگه چجور جاییه؟
میدونی، پشه ها منو نیش زدن
و تموم شب بیچارهام کردن. اینجا رو ببین
میدونی الان کجا هستیم؟
شاید بیست، سی کیلومتر با حیدرآباد فاصله داشته باشیم؟
راجو، من شدیدا نیاز به دوش گرفتن دارم
راستی، تاکسیت رو کجا پارک کردی؟
وقتی اون روز زدی تو سرم، یه معجزهای رخ داد
مجبور شدم سه روز تو بیمارستان بمونم
روز بعدش اون گیاه تاثیر خودش رو نشون داد
و دو نفر که آمادهی مرگ بودن، سوار تاکسی من شدن
من اونا به دفتر رسوندم اونا رفتن داخل
یکی بهشون شلیک کرد و یه نفرشون مُرد
!و نفر دوم؟ اوه خدای من
این بخش های مهمش بود. عالیه خیلی جالبه
اون دوید و افتاد روی تاکسی من
و تاکسی پخش زمین شد
من شنیدم که اینجا یه سالن نمایش جدید باز شده
فکر کردم بیام اینجا یه تاکسی جدید بخرم
و به امید یه تاکسی اومدم ولی ببین یه شتر گیرم اومده
اگه پیداش نکنی من خم میشم
و تو روی من میشینی و من میبرمت
...منظورت اینه
حیدرآباد فقط ۲۰، ۳۰ کیلومتر با اینجا فاصله داره،ها؟
!کودن احمق
پاکستان اون کناره. اونجا رو ببین اون تابلو رو نگاه کن
دیدی؟- !اوه-
پشه های بزرگی اینجا هستن
اگه مار های اینجا نیشت بزنن
در جا نفله میشی
خانم، چرا هلیکوپتر رو ول کردی
و خودت اینجا تو راجستان گیر انداختی؟
موضوع این چیزا نیست اصلا اون یارو کاندوم داشت
...ریسک زیادی بود واسه همین
من حتی کاندوم هم ندارم پس حتی ریکسش بیشتره
لطفا منو همین الان به حیدرآباد ببر
چرا بیخود وحشت میکنی؟ همراه من بیا
تو میمیری- بیخود ما رو نترسون. اون همیشه مسخره بازی درمیاره-
همین نزدیکی یه ایستگاه قطار پیدا میکنیم
و از اینجا میریم حیدرآباد- آره-
با این عشقولی از اینجا میری؟- بله-
دیوونگی هم حد و مرزی داره
بابجی، زیاد تو آفتاب راه رفتی، عقلت رو از دست دادی
اونو ولش کن با من بیا
بده بالا- چی؟-
دامنت رو بده بالا
هی، به چی داری نگاه میکنی؟
رون های پاش قوی هستن، بابجی
ما نمیتونیم همچین رون هایی برای خودمون بسازیم یالا
یالا بپر روی من منو مثل یه آدامس
بچسبون به زمین
!مردکِ چشم چرون- من چشم چرونم؟-
با کی بودی؟- ولم کن. ولم کن-
ببین! ببین چجوری به من زل زده
...و مثل یه ستون واستاده. من
قربان! قربان! قربان! بی خیال اون یه دختر بیچارهاس. بیا. بیا بریم
!اوه، خدای من
من میرم خونه، بابجی- چی؟-
من دیگه از دست اون خسته شدم
!پروردگار باجرانبالی
!خوب میزنی. عجب هدفی داری
منم خیلی وقته دارم همینو میگم
بلدی فوتبال بازی کنی؟
آره. تو دبیرستان مهاجم نوک بودم
میدونی، منم تو کالج دروازه بان بودم
ناموسا؟ پس اینو بگیر
اوه، نه! اوه، نه! تو اونو کشتی
!بابجی، پاشو! بلند شو، بابجی
اوه، لعنتی! خونریزی داره
شالت رو بده- نه، چرا باید بدم؟-
شال خودت رو بده
تو اونو زدی، اون وقت من شالم رو بدم؟
نه، زود باش، یالا بده- نه، نمیدم-
تو مثکه زبون خوش سرت نمیشه
خودم دامنت رو پاره میکنم
!چیکار میکنی؟ میدونی قیمتش چنده؟ شل مغز
بگو ببینم، چی شد، داداش؟
اون گل زد و تو نتونستی بگیری
داداش، چرا لباسش پاره شده؟
!من ازش استفاده کردم- !اوه! تو ازش استفاده کردی؟-
کلی ماسه اینجاست
فروشندههای ماسه اینجا کلی سود میبرن
ولی ما سودی نمیبریم، بابجی
کی اسمت رو بابجی گذاشت؟
بابام قبلا یه افسر ارتشی بود
واسه همین مامانم اسم اونو روی من گذاشت
خب، بابجی، بگو ببینم والدینت کجا زندگی میکنن؟
مامانم تو حیدرآباده و بابام تو بیهار
سوبهاشینی، اسمت خیلی زیبایه
یه اسم قدیمیه خیلی طولانیه
سوبو. کوتاهه و گفتنش راحته
سوبو دیگه چیه؟ یعنی چی کوتاه و راحته؟ بهم بگو سو
سوسو یعنی شاشیدن. میخوای بهت بگیم سوسو؟
سوبو مُرده
میخوام اسمش رو روی تو بذارم
سوبو یه جادوگره- خب-
سوبو یه شیطان صفته- عالیه-
بابجی، بیا اصلا یه قراری بذاریم- چرا که نه؟-
بیا روز مرگ سوبو رو تعطیلی رسمی بکنیم
عالیه
قاتلِ سوبو مجازات نمیشه
حتی بهش جایزه هم میدیم
اصلا تو روز مرگ سوبو بین مردم
شیرینی پخش میکنیم
با بیسکوئیت- آره-
!بابجی!بابجی! اوه، خدا
اگه دوبار دیگه بابجی رو بزنی
از لباست فقط شرت و کورست میمونه
و منم تو این مدت میمیرم
!سوبو!سوبو- بله-
خیلی سکسی شدی
!هی
داداش، به نظر اتوبوس مدرسه میاد
یالا، عجله کنین. عجله کنین
!راجو
هیچ کس این دور و بر نیست، داداش
سوئیچش هم روشه. بیاین بریم
نه، داداش، اگه استارت بزنیم و منفجر بشه چی؟- چرا؟-
شاید یکی بمب گذاشته باشه
!اوسکولِ خر
مگه من سونیا گاندیم و تو مانموهان سینگی
که یه نفر اینجا واسهمون یه اتوبوس پارک کنه
و توش بمب بذاره تا منفجر بشیم؟
تو عقل تو سرت نداری؟
فقط چرت و پرت میگی
هی، یکی اونجاست
داداش، صبر کن، اون داره یه کاری میکنه
دارم این گیاه رو از ریشه درمیارم
هندوانهی خوبیه، داداش
اسم من بابجیه
منم تام کروز هستم
این دیگه چجور اسمیه؟- پدر و مادرم گذاشتن-
منم بچه بودم، نمیتونستم اعتراض کنم
راستی، چیکار میکنی؟- سم شناسیِ گیاه-
چی؟- چی؟چی؟-
تحقیق میکنم ببینم که این گیاه ها سمی هستن یا نه
خب حالا این سمیه یا نه؟
بله- عالیه-
هی، دست نزن خیلی خطرناکه
اگه بهش دست بزنی جای زخمش عفونت میکنه
سم وارد بدنت میشه و فرصت نمیکنی به خونهتون برسی
همینجا جنازهت دفن میشه
بخوای با تو صندوق عقب ماشین بذاریش- سخته-
با قطار- نه-
با هواپیما- هرگز-
احسنت. پسرک باهوش
واسه همین این اتوبوس رو آوردم- من فهمیدم، داداش-
داره میره.ازش بخواه ما رو هم برسونه. زود باش
داداش تام. داداش تام- چیه؟-
لطفا ما رو هم ببر- چرا باید ببرمتون؟-
ما زیر این آفتاب سوزان میمیریم- خب بمیرین-
اصلا ما رو بی خیال به دختره فکر کن
دختر؟ کجاست؟
کجا؟- همچین دختر زیبایی جلوی توئه-
اوه. این جیگر رو میگین؟- بله-
خیلی قوی به نظر میاد
اون میتونه شما رو کول کنه پر و پاچهی قویای داره
مسخره بازی رو بذار کنار. عزیزم، بیا اینجا- !اوه، حالا شد عزیزت؟-
!بهتون خوب خوش میگذره ها
اونم مثل تو عاشق گل و گیاهه- چی؟-
جدی؟- بله-
سلام- ...سلام، من تام-
ما به آرومی تو دام اون گرفتار شدیم
ولی اون فورا به دام افتاد- بی خیال، داداش-
بیابون ماسه داره و ماسه ها چاله دارن
خوبی؟
چی میتونم بگم؟ مجبورم خوب باشم
حرف که میزنم
ببخشید، آقایون کمک کنین بیام بیرون
تو برش دار
اوکی
ممنون
کمکت کنم؟- هی، دست نزن-
باشه؟
هی، اونو بده من
ممنون
تام، گوش کن
ما رو هم تا یه جایی میرسونی، لطفا؟
!عجب استایلی داره- آره-
ای کاش اون مال من بود
من حاضر بودم اونو تا جایی برسونم
!برسونمت، ها بیا بالا
ممنون
!لعنتی
حالا چی میگی، بابجی؟
بی خیال، قربان
...دستگیره- اگه پیچ میشد، به این راحتی باز نمیشد-
درسته؟- چرت و پرت نگین-
اول به تام کمک کنین
خدا! تام. بیا
جاده ناهمواره
اگه ناراحت نمیشی، میشه من این دختر رو بکشم؟
چی؟ اون چی گفت؟
داره به کشتن عزیز دل من فکر میکنه- میخوای بکشیش؟-
اگه قدرتش رو داشتم، خودم با دست های خودم میکشتمش
ولی اون قویه
واسه همین کمک لازم دارم- ولی مگه اون چیکار کرده؟-
چیکار کرده؟ به محض اینکه بهم دست زد
افتادم تو چاله
بار دوم هم که پرتاپ شدم و خوردم زمین
گاهی اوقات یه آدم نحس
و شومه
اون کل وجودش نحسه- چی؟-
اون یه زن نحسه- درسته-
منم همینو میگم
ولی بابجی موافقت نمیکنه
حالا اون موافقت نکنه ما دو تا که میدونیم، مگه نه؟
این کار اشتباهه- چی اشتباهه؟-
اون میخواد منو بکشه. درسته؟
از کجا میدونی اتفاقی نبوده؟
ولی اتفاقی که واسه ما افتاد رو چی میگی؟
اون یه حادثه نبود یه تصادف بود
ثابت میکنم
ببینین
چیه؟- پشه بود-
چی شد؟ هیچی
شانو، زودباش بیا اینجا
ببینین، مهمون داریم
بیاید بهشون غذا بدیم
تو گفتی یه اتفاقی قراره بیفته
اونا بدون اینکه ازشون بخوایم، دارن بهمون غذا میدن
داداش؟ بله-
همه که بد نیستن آدم های خوب هم وجود دارن
این دور و بر هیچ گیاهی نیست
موبایل هم که آنتن نمیده
یه جای کار میلنگه داداش
نه یه جای کار، داداش
من حس میکنم همهی جای کار میلنگه
ممکنه توی اون باربر یه چاقو باشه؟
آخه چاقو از کجا آورده؟
اون خودش مثل یه چاقو میمونه
آره، ولی بهتره روی گیاههای میوه دار تحقیق کنی
تا گیاه های خار دار
بگیر، بگیر- ممنون، خاله جان-
بسه! بسه- بگیر-
بفرمایین- ممنون-
غذا خوب بود، نه؟- بله، خیلی خوشمزه بود-
مفتی بود. باید هم خوشمزه باشه
هی، اتوبوسم کو، مرد؟
هی، اونا کجا رفتن؟
!اوه، خدای من
!اتوبوس! اتوبوس
خدا! اونا بهمون غذا دادن و اتوبوس رو بردن
خب، بابجی. تو گفتی همه که بد نیستن
آدم های خوب هم وجود دارن
دستی که بهمون غذا داد، اتوبوس رو هم دزدید- بله-
تو باعث شدی تام ضرر کنه- چی؟-
ضرر، داداش- عیبی نداره-
کتاب "راز" رو خوندی؟- چی؟-
خوندن کتاب راز های مردم اصلا کار خوبی نیست
من عاشق جاذبه هستم- منظور؟-
اون جاذبهی منفی داره
...بهش دست بزنی- میسوزی-
...نگهش داری- بازم میسوزی، داداش-
اگه باهاش ازدواج کنی چی؟- !ماسه-
!اوه- به ماسه تبدیل میشی-
خب، باید چیکار کنیم، قربان؟- بیاین بکشیمش-
درسته، قربان. بکشش من دخالتی نمیکنم
یه روستا هست به اسم گیردوارا- خب-
خانوادهی دلاور سینگ اونجا زندگی میکنن- خب-
بهشون ۵۰۰ هزار روپیه میدیم و صد هزار تا ازشون میگیریم- خوبه-
و بعد موقع شب، بابجی و من
...پاشو میگیریم و تو- خب-
نه، قربان. منو قاطی این مسائل نکن، لطفا- !راجو-
بله، عزیزم- تو میخوای به روستای گیردوارا بری، نه؟-
چطور مگه؟ نکنه تو کیف تویه؟
نه، اینجایه
...فرمون خوشگل من
خونهی دلاور سینگ؟
اونجاست
میشه کمک کنی
نظرت درباره ش چیه؟ بنظرم گیاه جالبی میاد
هر گیاه خاصیتی داره بزار نشونت میدم
قضیه چیه؟
چه مرگته؟
برو ببین چی میگه؟
چی شده؟ ما اونو عبادت میکنیم ، اونوقت شما میخواید ببریدش
میگه عبادت گاهشون هست اینجا به هیچ چیزی دست نزنید
بگو پول مول بخوان در عوضش بهشون میدم
میگه در عوضش بهتون پول میده ما هیچ پولی نمیخوایم
میگه پول نمیخوایم شرتو کم کن اینطوری گفت
میگه باید مجازات بشه اینا چشون شده مگه
یه گیاهو دست زده باید مجازات بشه یعنی چی؟
بهشون بگو ما ندونسته اینکارو کردیم بیخیال بشن
میگه باهاتون کاری نداریم میگه فقط همون لباس سفید پوشه رو بدین به ما
وقتشه بری کجا برم؟
میری یه جا شبیه بهشت زندگی اونجا قشنگه
اونجا پره گیاه و علف با یه ازمایشگاه بزرگ برو حالشو ببر
دلاور سینگ
دلاور سینگ کجایی
دلاور سینگ و خانواده کجاست
من بابای دلاور هستم
شما؟ بیا تو
بیا. بشین
بعد از مرگ پسرم، حتی دیگه دوستاش هم به ما سر نمیزنن
بچه های کوچیک تو خونه هستن و من پیر شدم
تو خونه چیزی برای خوردن نداریم
با اینکه ما رو نمیشناسی این همه راه اومدی که به ما پول بدی
تو واسه ما مثل خدا میمونی، قربان
تو واسهی ما خدا هستی
تو خدای ما هستی
بعد مرگ پسرش، حتی دوستاش هم نمیان
اون از کمک تو خیلی خوشحاله
بهش بگم سهمت رو بده؟
الان چطور میتونی بپرسی؟
مگه وضعیتش رو نمیبینی؟
اونا غذا واسه خوردن ندارن
چجوری میخوان ۱۰۰ هزار روپیه بدن؟
من نمیخوام مالک تاکسی پول میخواد
من وام میگیرم و بهش میدم
یا از بابابزرگم میگیرم
ناسلامتی اون پدربزرگ منه
دیگه اوضاع از کنترلم خارجه
باشه. بشین
هی، بیا اینجا
خوش بگذره! برو
خیره نشو. به تو هم میدن
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
تمام شب رو سفر میکنی که فقط ۳ کیلومتر بری؟
عقل تو سرت نیست؟- متاسفم، قربان-
بابجی. ماشینمون اومد؟
آره، به محض اینکه گوشیم آنتن داد، بهشون زنگ زدم
اونا هم اومدن- بله، قربان-
خدا رو شکر که ماشین به موقع اومد
خوبه که گفتی ماشین بیاد. تو برو بند و بساط رو بیار- باشه-
یه لحظه، داداش خانم، شما هم واستا
داداش، یه ایستگاه اتوبوس به اسم آبور هست
که نیم ساعت با اینجا فاصله داره
بعد از ظهرا ساعت ۵ یه اتوبوس از اینجا حرکت میکنه
اگه بهش نرسین باید تا فردا صبر کنین
اگه سریع راه برین، بهش میرسین. یالا
یعنی میخوای ما رو اینجا ول کنی دیگه- برو-
چی داری میگی؟- مگه من باید زندگیم رو واسه شما ها بدم؟-
لطف خدا بوده که من نجات پیدا کردم
وگرنه به خاطر اون میمردم
شرمنده، خانم. به دل نگیر
صدای فریاد های اون تامِ بیچاره هنوز تو گوشمه
تو به چی نگاه میکنی؟ سوار شو دیگه
این دفعه هیچ اتفاقی نمیفته
داداش راجو، منو ببخش
من با تو هستم- که جنازهی منو ببینی-
یالا، راه بیفت
!منو ول نکن و برو. بابجی
چرا اونجوری نگاه میکنی؟
فکر میکنی برمیگرده؟
اون آدم عوضی هیچ وقت برنمیگرده
برو کیفت رو بردار بیار وگرنه به اتوبوس نمیرسیم
!بابجی خیلی زرنگ شده
!راجو! راجو
!کمک
!کمک
!کمک
!کمک
!راجو! راجو
!پاشو، راجو
!راجو! راجو
!راجو
امروز بعد از ظهر وقتی اتوبوس داشت میرفت
یکی چاقو بهش زد
لطفا کمکم کن ببرمش بیمارستان
من با چاقو زدمش
یه لحظه
خودشه؟
بله. سیتاراما راجو
قدش ۱۸۰ سانته
چشم هاش سیاهه- درسته-
یه دونه از دندون های راستش افتاده
بقیه همه چیز درسته
چطوری این اتفاقا افتاد؟
من از پشت بهش چاقو زدم
جراحت داخلی داره، قربان
از بیرون لکهی خونی در کار نیست
باشه، دختره کجاست؟
همینجا، پیش منه، قربان
با پسره چیکار کنم؟
کدوم آشغالی منو با چاقو زد؟
بهم بگین، کی منو با چاقو زد؟
من فقط همونو میکشم
وگرنه، همهتون رو میکشم
اون فرار کرد، قربان
اگه ساکت بمونی، خودم مسئله رو حل میکنم
مثل یه بزدل از پشت بهم حمله میکنین؟
با دست هاتون نمیتونین بهم صدمه بزنین
اینا واسه من مثل اسباب بازی میمونه. فهمیدین؟
!هی- !هی، اون آشغال رو بکشین-
آره، تو سعی میکنی منو بکشی و منم فقط تو رو زیر نظر دارم
یالا، یالا، یالا، یالا
اون آشغال رو بزنین! بزنینش
میخوای اینو دربیاری و منو باهاش بزنی؟- !نه-
بگو دیگه- !نه-
!مردکِ تخمی
اگه اینو بکنم تو دست راستت
!مجبور میشی با دست چپت غذا بخوری، آشغال
!نه
!نه
یالا، یالا. نوبت تویه
!تو
تو سر دستهشون هستی، نه؟
اگه تو رو بکشم، تمام مشکلات حل میشه
یه لحظه صبر کن
یه لحظه واستا
!هی
درد داشت؟ منم دردم گرفت
متوجه شدی؟
تو جربزه نداری که از جلو حمله کنی
از پشت حمله میکنی؟
بگیر که اومد- !نه-
!من مثل تو نیستم
!هی، صبر کن. عوضی
کجا داری در میری؟
!عوضی
!میخوای فرار کنی
میتونی صداش رو بشنوی
پنج ارواح، با صدای بلند نهیب سر میدن
باران ورودش به زمین رو خوشآمد میگه
!درود بر پرودگار شیوا
زمین اینجا با خشونت خواهد رقصید
حتی کوچکترین صدایی که دربیاره، همه جا طنین انداز میشه
اونی که دنبالشی، خودش میاد پیشت
آسمون به اونی که دنبالشی خوشآمد میگه
اگه عصبانی بشه، آتش با خشم خواهد رقصید
!آتش! آتش
!من آتش میخوام
!من آتش میخوام
وقتی اون تو رو لمس کنه
روی پیشونیت لکهی خون پدیدار میشه
حتی مرگ هم از اون میترسه اگه اون لمست کنه
قدرتت افزایش پیدا میکنه
بچه های کوچیک با دیدنش لبخند میزنن حتی کلبه های کوچیک
با لمس اون به کاخ ها تبدیل میشن
تو میخوای ببینیش تو دیدیش
قربان، منو نجات بده، منو نجات بده
منو ببخش، قربان. منو ببخش
اول منو نجات بده
!قربان
!قربان
اومد- اومد-
اومد- اومد-
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند- !درود بر خداوند-
کور شدی؟- !متاسفم! متاسفم! متاسفم-
کجا هستیم؟- پالی-
چی؟- آندهارا پرادش-
بگو ببینم،مگه تو راجستان
بیمارستان پیدا نکردی؟
!امان از تو و اون رانندگیت
هیچ وقت از ترمز استفاده نمیکنی
به نظر فقط بلدی سریع برونی
بگو ببینم- خب-
اینجا دیگه چجور روستاییه؟
چی شده؟
همه تو این روستا فکر میکنن تو خدایی
چی؟- !خدا-
من؟
باید به اون راننده تاکسی میگفتی
ولی اون گفت سری کریشنا
رانندهی آرجون بوده- کی همچین حرفی زده؟-
!درود بر خداوند- !درود بر خداوند-
سلام
برنامهتون رو شروع کردین؟
!آفرین! آفرین
خودشه؟
چرا به اینا گفتی من خدا هستم؟
یه خدای معمولی نیستی
تو یه خدایی هستی که
از ۵۳۴ نفر محافظت میکنی
اومدم اینجا که از ۵۳۴ نفر محافظت کنم؟
اگه ۵۳۵ نفر بشن مشکلی پیش میاد؟
اصلا میدونی بهشون چی گفتی؟
الهه گفت که تو
به همراه آب و آتش به اینجا میای
راستش من مجروح و زخمی اومدم اینجا
به محض اینکه خوب بشم میرم
ارباب! یه اسم برای بچهام انتخاب کن
!چیچو
خیلی هم عالی. چیچو- !چیچو-
!چیچو- !چیچو-
!چیچو- !چیچو-
ولی این یه اسم نیست. من همین جوری الکی گفتم- !چیچو-
وقتی بزرگ بشه فحشم میده- !چیچو- !چیچو-
!ساکت
!خدایا! همه دیوونه شدن
تو به من میگی خدا؟
من خدا نیستم. فهمیدی؟
!تو خدایی
صدات رو بلند نکن
اگه مخالفت کنم منو میزنی؟
پس مطمئن نیستی
هر چی خدا بگه باید اتفاق بیفته
به عنوان مثال، اگه به این گل ها بگم
روی سرمون پاش میخورن؟
!قدرت باد یکم زیاد بود
از صبح داره نسیم میاد
گل ها تازه شکوفه زدن
!عجب. امان از تو و این منطقِت
اگه من بگم
از زیر پام آب میگذره؟
اون دختر داره کارش رو انجام میده
ولی اون طرفی افتاد
اون رو اعصابمه
یه حقهی دیگه واسه تست کردنش استفاده میکنم
اون دیوار فورا خراب میشه
اگه من خدا باشم دیگه
هی، کجا داری میری؟
!درود بر خداوند
!هی
یعنی که چی؟
من خواستم دیوار خراب بشه و
نه اینکه کسی خرابش کنه
گل ها از روی درخت ریختن
آب از دست اون دختر کوچولو ریخت
سیدها هم میتونست این دیوار رو خراب کنه
هر چیزی که بهش فکر کنی اتفاق میفته
لبخند تو برکته
خشمت نفرینه
کلماتت پیشگوییه
شب تاریکه و من از
آموزگار کوگول اجازه گرفتم
شمال و جنوب و شرق و غرب
تمام جهات رو گشتم
من معشوقانه پرستش میکردم کار دیگهای نداشتم
سر تعظیم فرود آوردم و ارباب رو پرستیدم
روح و روانم در آرامش نبود کجا میتونم خدا رو پیدا کنم؟
در سه جهان دنبالش گشتم
و به ۱۴ مقصدِ الهی رفتم
اینجا و آنجا او رو نیافتم
ذهنم سر در گم بود
معجزهی الهی بود موهبت دیدنش نصیبم شد
زندگیم ثمربخش شد
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!درود بر خداوند
!مراقب باش
دکتر، لطفا این بچه رو معاینه کنید
چی شده؟- اون تا دیروز حالش خوب بود-
نمیدونم یهو چه اتفاقی افتاد
صبح بهش چی دادی خورد؟
گولاش، قربان- دیشب چی؟-
گولاش
واسه همینه که الان حالش ناخوشه
بهش میوه و سبزیجات بده
بدست آوردن میوه و سبزیجات کار سختیه
پس چرا اصلا بچه به دنیا آوردی؟
هی، چانگرز- قربان-
بیا اینجا. تب و فشار خونش رو چک کن
بله- گوشی پزشکی-
چجوری میخوای چک کنی پس؟
فورا نمونهی خونش رو به آزمایشگاه بفرست- چشم، قربان-
بذار هر کاری میخوان بکنن نمیشه اون بچه رو نجات داد
اون یهو میمیره
بدنش تاول میزنه
و چشم هاش قرمز میشه
بعد از اون، اقوامش واسش عزاداری میکنن
اونو توی قبرستون شمالی دفن میکنن
تو از کجا اومدی؟
از کمپ پزشکی تو پالی
لطفا به دفتر جیکی بیا
برای متوقف کردن فعالیت های کمپ باید با رئیسش صحبت کنیم، بابا
دستیار رئیس با این قضیه مشکلی نداره
ولی رئیس اونجا خیلی به قوانین پایبنده، بابا
باشه. با گواردهان تماس بگیر
بیست نفر رو واسه پوشش بذار
و اسلحهای در کار نباشه میخوام قضیه بی سر و صدا باشه
این خبر نباید تو روزنامه منتشر بشه
از حساب ما نباید تراکنشی انجام بشه
افرادمون نباید با هیچ کس صحبت بکنن
و هیچ کدوم از ماشینهامون نباید برن اونجا
نباید از فکس یا تلکس یا ایمیل استفاده بشه
تو اول با رئیسش صحبت کن، بابا
اگه مفید نبود، اون وقت با گواردهان حرف بزن
روزنامهی صبح رو نخوندی؟
رئیس اونجا به خاطر حملهی قلبی دیروز مُرد
دیگه وجود نداره
بنابراین، امضای دستیار رئیس کفایت میکنه
فقط اقدام کن
نامه اومده
چی؟ باید کمپ پزشکی رو جمع کنیم؟
اونا جنجال به پا میکنن- خودشون یه کاریش میکنن-
چقدر زمان میبره؟
یه ساعت طول میکشه که یه چادر رو برپا کنیم
واسه جمع کردنش ۱۵ دقیقه بسه
قربان، فردا باید به ۸ تا مریض دارو بدیم
تجهیزات رو جمع کنین و توی ماشین بذارین
چرا، قربان؟- دستور رئیسه-
!نگران نباش. دکتر
یه نگاهی به این بچه بندازین
گوش کن، خانم نیازی نیست نگران باشی
این بچه مُرده- چی؟-
چرا اینجوری به من نگاه میکنی؟
به اندازهی کافی زندگی کرده بود
هر کی یه روزی به دنیا میاد و یه روزی هم میمیره
اون ده سال عمر کرد خوبه دیگه
...ماه قبل
ماه قبل چند نفر مردن؟- ۲۵-
بله. ۲۵ نفر مردن
با مرگ اون حالا ۲۶ نفر مردن
دیگه سرم فایدهای نداره
من میکَنمش
هی، بیاین سریع بریم
گیاهان دارن خشک میشن
و بچههای بیچاره دارن میمیرن
حتی بعد از این همه گریه اشک آدم هم خشک میشه
نه، ویرا. گریه نکن
!به ویرا بگو گریه نکنه
!ارباب! نگاه کن چه اتفاقی افتاد
تصمیم گرفتین همین جا بمونین؟
بجنبین دیگه. یالا، جمع و جور کنین
این قیافه ها منو آزار میدن
!هی
اگه یه سانت اونو بانداژ کنین یا یه گرم دارو بهش بدین
یا قطره سرم بهش تزریق کنین
همهتون رو میکشم
تو داری جمع میکنی میری و به اون دختر میگی حشرهی آزار دهنده
و سرم رو از دستش میکشی بیرون؟
کجا میخوای بری؟
!برو. هر جا دلت میخواد برو. آشغال
!درود بر خداوند
هی! تو کی هستی؟- سیتاراما راجو-
ها؟- !آلوری سیتاراما راجو! مبارزِ آزادی-
اون خیلی مشهوره
بابابزرگم خیلی دوستش داشت واسه همین اسم اونو روی من گذاشت
تو خوشت نیومد؟
بگو دیگه
چرا همه با اسم من مشکل دارن؟
بهم بگو
!هی
!با خشم برقص، ارباب! رقص خشمناک
!غرّش کن
!غرش کن، ارباب !درود بر خداوند
!با خشم برقص، ارباب! رقص خشمناک
!با خشم برقص، ارباب
!عوضی
!با خشم برقص، ارباب! رقص خشمناک
!قائله رو ختم کن، ارباب
!کارش رو بساز، ارباب
!چرا واستادی؟ فریاد بزن
چی میخوری؟
این همه قدرت رو از کجا آوردی؟
فریاد هات باعث شد نفهمم کی رو میزنم
و چرا میزنمش
یه ثانیه دیگه، ممکن بود سرش رو قطع کنم
!خدایا
حالا متوجه شدم
همهتون میخواید کاری کنید من باورم بشه خدای قادر هستم
و من همهشون میکشم و به زندان میفتم
و اون وقت شما منو پرستش میکنین؟
اون جوونه. اون نمیدونه
تو که پیر و مراد اونایی؟ عقلت کجا رفته؟ بگو ببینم
اصلا میدونی اون کیه؟
شرمنده،برادر
انگشتت رو قطع کردم؟
اگه طبق گفتهی تو من خدا هستم
پس بهم نگو کسی رو بکشم
این بچه مرده
تو باید ازم بخوای زندهاش کنم
!درود بر خداوند
راجو، تو واقعا قدرت بی حد و حصر داری؟
ساکت! دیوونه شدی؟
من که الههی مرگ نیستم که بخوام اون بچه رو از مرگ برگردونم
اون بچه بیهوش بود
بهش دست زدم به هوش اومد
اینکه همه بهم میگن خدا، آزارم میده
!اونا دیوونه شدن
اگه این روند ادامه پیدا کنه اینجا مثل شهر پوتاپارتی میشه
اونا منو با گل و میوه میپرستن
من میترسم، سوبو
خب، حالا چیکار کنیم، راجو؟
اونا چه فکری میکنن؟
اونا، ها؟
اونا با نامیدن من به عنوان خدا مقامم رو بالا بردن
بعد از اینکه بفهمن خدا ناپدید شده
فحش زیر و بالام رو میدن
برگردیم؟
اونا معبد میسازن
سردته؟
باید از خودت مراقبت کنی
،وقتی با کامیون سفر میکنی
باید یه شال یا ژاکت همراهت برداری
باد سرد داره میاد شبنم هم میزنه
مریض میشی. تو که بچه نیستی
باید مراقب باشی
این دیگه چه کاریه، عزیزم؟
چیکار داشتی میکردی؟
...گرد و خاک- آره، گرد و خاک-
...تمیز میکردم- تمیزش میکردی؟-
باید فوت میکردی چرا لب هاتو غنچه کردی؟
فهمیدی؟
!ای خدا! امان از دست تو
براهماناد سوامی گفت که دنیا داره تغییر میکنه
اون جدی میگفت؟
دختر ها، پسر ها رو تحریک میکنن
!آره؟ خیلی هم خوب
راستش، وقتی لب هات رو غنچه کرده بودی، بی خیال شدی
اگه عصبانی میبودی منو با سنگ میزدی، درسته؟
،من از کجا بدونم تو چه فازی هستی
وقتی حتی خودت نمیدونی؟
هی، من دارم حرف میزنم و تو روتو کردی اونور؟
تو چشمام نگاه کن
قصدت چیه؟
من مثل یه بچهی معصوم اینجا خوابیده بودم
چه قصدی داشتی که اومدی نزدیک؟
میخواستی چیکار کنی؟
...میخواستی
قصدم این بود
چون دختر خوبی هستم جلوی خودمو گرفتم
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
دورگا پراساد رو بگیر
قربان، با شما کار دارن
الو؟
شنیدم دخترت
با یه رانندهی تاکسی میگرده
کجا؟
از من نپرس کجا
فقط به این فکر که چیکار باید بکنی
مطمئن شو اسممون تو روزنامه منتشر نشه
عروس منو از چنگ اون راننده تاکسی در بیار
منم فراموش میکنم که دخترت با یه نفر دیگه میگشته
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
بابا
هی! اونو بکش و دختره رو بیار اینجا
چی گفتی؟
ازشون خواستم تو رو بکشن و دخترم رو بیارن پیشم
چرا میخوای منو بکشی؟ من دخترت رو آوردم
اگه میخوای ببرش
بگو ببینم، چجور ماشینی بدون بنزین کار میکنه؟
قطاری هست که بتونه بدون ریل کار کنه؟
باید خون ریخته بشه
این روزا مردم بی صبرانه منتظر بارون هستن
و تو مشتاق خونریزی هستی؟
هی! اون از ترس ریده
قسم میخورم. نه از اون ترسیدم نه از این دختر خوشم میاد
تو اونو بردی دور راجستان چرخوندی
به گمون اینکه دختره سادهایه و گول میخوره
مطمئنم
یه دختر کوچولوی ساده؟ تو ظاهرش رو میبینی، نه؟
اگه بشنوی دیشب باهاش چیکار کردم همین جا خودکشی میکنی
اون داره اینجوری چرت و پرت میگه و تو واستادی و هیچ کاری نمیکنی؟
دارم چای میخورم
چای بخوره تو سرت
چی شده؟
...یه داد زدی و
خیلی محکم مشت زد، قربان- ...خب-
من پریروز رفتم پیش دکتر
تا دندونم رو بکشه
دکتر بهم گفت یه هفته بعد بیا
!ولی اون همین جا دندونم رو کشید- ...هی-
به نظرم بعد اینکه دندونش شکسته به دنیا اومده
بدون اینکه بی حسی بزنم دندونش رو کشیدم
حتما خیلی دردش گرفته
اگه بره خونه دو روز استراحت کنه حالش خوب میشه
خاطرت جمع
من از هاردوی اراذل و اوباش استخدام کردم
ازش بخواه دندون همه رو بشکنه
راستی، تو فقط یکی رو زدی
من خیلی آدم دارم
خودمم زیاد خوشحال نیستم که فقط یکیشون رو زدم
کل آدم هات رو شَتک میکنم
تو با اونا بودی، درسته؟- نه قربان-
اینجا چیکار میکنی؟
من اینجا کار میکنم- !که تو اینجا کار میکنی پس؟-
یه لیتر بنزین چنده؟- قربان-
یه لیتر بنزین چنده؟
تو شبیه یه دزدی
و میگی اینجا کار میکنی- !اوه، خدا-
برو گمشو
قربان، جلو بچهام منو نزن
چرا پسرت رو آوردی؟
کسی خونه نیست
واسه همین با خودم آوردمش
همچین کاری رو جلو بچهات میکنی؟
من حتی پول شهریهی مدرسهاش رو هم ندارم بدم
اون بهت گفت چقدر بهت میده؟- ۳۰۰۰ روپیه-
۳۰۰۰؟- ۴۰۰۰، قربان-
قربان، هزار تاش رو اون برای خودش برداشت
تو شهریهی بچه رو غارت میکنی
خجالت نمیکشی؟- قربان، قربان. اون بهم ۵۰۰۰ تا داد-
بانواری بهم ۴۰۰۰ تا داد و ۱۰۰۰ تاش رو خودش برداشت
!لعنت به تو
تو پول مردم فقیر رو بالا میکشی و یه آبم روش میخوری
!اسم اینو نمیشه زندگی گذاشت، سگ پس فطرت
قربان، کسی اونجا نیست
اگه اونجا کسی بود، ساکت میموند؟
تویی که پولداری
همچین کروات و پیرهن و کت و شلواری داری
تو اون لباس ها مثل یه دزدی. بی خاصیت
باید بهت فحش بدم فحش دادم، مگه نه؟
تو بهم بد و بیراه گفتی و فحش دادی
حالا دیگه احترامت به چه دردم میخوره؟
من به ندرت به کسی احترام میذارم
پس وقتی دارم بهت میدم بگیرش- چی رو؟-
احترام رو
میخوای چیز دیگهای غیر احترام هم بهم بدی؟
میتونی دخترت رو هم ببری
راجو، چی داری میگی؟- حق با منه-
بابات از پشت بهم چاقو زد چون من داشتم با تو میگشتم
هنوزم جاش درد میکنه
این همه خشونت واسه این مقدار کم عشق، درست نیست
بهت التماس میکنم. با بابات برو
برو
برو تو ماشین بشین، عزیزم
این دیگه چجور بادیگاردیه
چرا به من زل زدی؟
اگه دوباره با کروات ببینمت، خفهت میکنم
خداحافظ
ازت متنفرم. ازت متنفرم، راجو
تمام دکترا دارن میرن
دارو ها رو هم با خودشون میبرن
و سوامی هم رفته
و خدا ما رو رها نکرده
اون رفته یه جایی، کار مهمی داشته
اون به فکر مایه
اون یقینا این وظیفه رو انجام میده
اون برمیگرده
خب، پس برگشتی
اگه میدونستم امروز میای
تو روزنامه آگهی چاپ میکردم
باید چاپ میکردی
اونجا خط تلفنی نبود
میتونستی نامه بنویسی
مگه اونجا قلم و کاغذ نبود؟
ترک عادت موجب مرضه
چی شده؟- هیچی-
میدونم عقل تو سرت نیست
خب دیگه. بیا تو
کیه؟- خدای من! تو دیگه کِی اومدی؟-
یعنی تو نمیدونی؟
اون اومده دنبال من
بگو ببینم
اومدی اینجا منو با خودت ببری، درسته؟
فکر میکنی من کی هستم؟
من فقط سه چیز رو بلدم
رانندگی با تاکسی کتک زدن ملت اگه با هام سر شاخ شن
و میدونی سومیش چیه؟
کتک بخورم اگه حریفم از من قوی تر باشه
مگه من چه ویژگی خاصی دارم که شما منو خدا خطاب میکنین؟
اگه ما این دونه ها رو بکاریم درخت میوه رشد میکنه
ولی تو این دونه رو مهیا میکنی
و من فقط درخت رو میبینم
داداش، تو هنوز زندهای؟
هی، دست بهم نزن، وگرنه میکشمت
تو منو پیچوندی
من از تتو کردن میترسم
فکر میکنی من ازش خوشم میاد؟
به خاطر عشقِ تو، من تمام میوههام رو از دست دادم
من هندونهام و ماشینم و شغلم رو از دست دادم
اونا با تتو کردن جای خصوصی بدنم منو داغون کردن
یه هفته پیش اونجا رو ترک کردم ولی امروز اینجا رسیدم
اون کیه؟
مثل یه مجسمه اینجا نشسته
اون فکر میکنه من خدام- خدا؟-
اگه تو خدایی، پس شیطان کیه؟
خودم هم متوجه این نمیشم
میخوای آزمایش کنیم بفهمیم؟
ده روپیه بهم بده- چی؟-
ده روپیه لازم دارم. بهم میدی؟
از صبح زودِ شروع کردی
خجالت نمیکشی تو این لباس گدایی میکنی؟
جوری میگه ده روپیه بده انگار از رفیقش قرض میخواد
!خدای بزرگ
ده روپیه بهم میدی؟
بقیهاش مال خودت
!شکر پرودگار شیوا
!شکر پرودگار شیوا
!شکر پرودگار شیوا
چرا ده روپیه از اون موتورسوار خواستی
در حالی که خودمون پول داشتیم؟
ولی تو از رانندهی ماشین ده روپیه خواستی اون بهت ۱۰۰ روپیه داد
من که نفهمیدم
هیچ کس به همین راحتی به بقیه پول نمیده
بار دوم پول رو واسه خودم نمیخواستم
پیش خودم فکر کردم اگه پول رو بگیرم واسه این پسر کمی شیر میخرم
واسه همین اون بهم ۱۰۰ روپیه داد
برادر، حالا من تعریف خدا بودن رو میفهمم
اون اون بالا تو آسمون نیست
اون تو وجود من و تویه
اگه کسی کمک بخواد اون تجلی پیدا میکنه
صد ها میلیون بهت میده، نه فقط صد روپیه
اوضاع طبق تصورت پیش میره
سیدها، ببین، روستات واسه من ارزشی نداره
ولی من بازم کمکتون میکنم
تو توی وجود یه دونه، یه درخت رو دیدی
ولی من خدا رو تو وجود خودم دیدم
بهت نشون میدم، بیا
داداش، کجا داری میری؟
داداش، واستا
یه چیزی بگو
کجا داری میری،داداش؟
خدا رو شکر
اگه یکم جلوتر بودیم، میمردیم
حتی اگه جلوتر هم نریم، بالاخره بازم میمیریم
بهتره که تو یکی دهنت رو ببندی
حرف بزن، داداش
کجا داری میری؟ بهم بگو، داداش
اون بهمون میگه کجا باید بریم. بگیرش- کی رو؟-
هی! تو کی هستی؟- !خدا-
چی گفتی؟
نشنیدی یا درست متوجه نشدی؟
درست متوجه نشدم
بهتره که متوجه یه سری چیزای خاص نشی
خب من چیکار براتون بکنم، قربان؟
تو تنها به دنیا اومدی و تنها هم میمیری
نمیتونی تنهایی بدویی؟- چرا-
رفیق، فردا صبح واسه دویدن میبینمت
تو کی هستی که هر وقت حال میکنی منو کتک میزنی؟
،داداش، اون راننده تاکسی که اعصابش رو خورد کردی
من همونم
من یه جایی این جملات رو شنیدم
عصبانیت نکرده داداش
بلکه روی اعصابت رژه رفته
اینا جملات قدیمیایه
این یکی کاملا جدیده
ولی این جملات از همون جا نشئت گرفته
ولی اون کتکی که دنبالش بود الان نصیبش میشه
چرا کمپ پزشکی رو جمع کردی؟
اگه تلگراف خبر بدی بده
تو میری پستچی رو میزنی؟
من به این منطقِ بی خودت نیازی ندارم
من یه چیزی دارم ازت میپرسم و تو یه جواب پرت و پلا میدی
رئیس گفت کمپ رو جمع کنیم
من فقط حکم پستچی رو دارم
مثکه نمیخوای مثل آدم حرف بزنی
به حرفت میارم
پاتو که قطع کنم مثل بلبل حرف میزنی
ولم کن. ولم کن. منو نزن
دارم راستش رو میگم دارم راستش رو میگم
به نظرتون داره راست میگه، قربان؟
من که فکر نمیکنم
چیکار داری میکنی؟
گوش کن تام. یکم شکر زرد بریز توش و بخور
و رئیس رو بگیر
فکر نکن اون یه آدم معمولیه
اون رئیس کالجه
خیلی سخته بخوایم بگیریمش
فکر میکنم باید تیم امنیتی خوبی داشته باشه
تیم امنیتی داره یا نه؟- نمیدونم-
بهت که گفتم نیروی امنیتی داره
باید وارد بشیم، داداش
،شیر فروش، روزنامه فروش، خدمتکار میرآب، لوله کش، راننده
کی رو میگیریم؟
ارباب، تو آدم عادی نیستی، تو خدایی
ارباب، تو به هر چی فکر کنی اتفاق میفته
عالیه. چرا بخوایم بریم تو؟
خودش نمیاد بیرون؟
گوش کن- بله-
تو رئیس ونکات شارما هستی؟- بله. چی میخوای؟-
از خدا سوال نپرس
فقط از دستوراتش پیروی کن
هی! چه خبره؟
اون داره جلو چشم ما آدمربایی میکنه
یالا، به پلیس زنگ بزنین
محشره. بی نظیره. فوقالعادهاس
من تا الان ۲۵ تا سریال درست کردم
ولی هیچ وقت یه فیلم بینالمللی مثل اینو ندیدم
یکی اینجا میخواست به پلیس زنگ بزنه
تو بودی، نه؟
بازیگری تو خونته
هنرمند رو تشویق کنین، بچه ها الو؟
هِنو تو ماشینه، درسته؟ بسیار خب
در رو قفل کن و عقب واستا
قربان- چیه، داداش؟-
اسم این سریال چیه؟- مغز در بشقاب-
منظورت چیه؟- نفهمیدی؟-
مغز گاو توی یه بشقاب استیل
نگران نباش
اون با اون میله فقط نارگیل میشکنه
توش شکر زرد میریزه و به ما میده
!لعنت به تو
چرا منو میزنی؟
اینجا که معبد نیست که بخوای هر روز نارگیل بخوری
امروز یه چیز دیگه واسه ناهار بهت میدیم سیب
اگه هر روز یه سیب بخوری هرگز مریض نمیشی
منم یه دکترم به منم سیب بدین
میخوای بهت سیب بدیم و ولت کنیم بری؟- بله-
میخوای موز بکنم تو حلقت و بکشمت؟
!کله پوکِ احمق
منو نزن منو نزن
شیاد، تو اینجا سر و صدای الکی به پا میکنی
اگه بازم همچین کاری بکنی، زندهات نمیذارم
چرا اونو آوردیم اینجا؟
من از کجا بدونم؟
اون بهم گفت کمپ رو جا به جا کنم
رئیس، چرا نامه زدی که کمپ پزشکی رو جا به جا کنن؟
من نزدم. راستش جیکی نامه زد
اون کی هست؟
جیکی تو هند مثل بیل گیس تو آمریکا میمونه
اون چه ارتباطی با کالج داره؟
اون عضو هیئت علمیِ دانشکدهی پزشکیه- خب؟-
شایعه شده که اگه رئیس کمپ رو جا به جا نمیکرد
اون رئیس رو میکشت
شایعه نیست. حقیقت داره
یکی از افراد جیکی به نام گواردهان، رئیس قبلی رو کشت
وقتی قبول نکردم حکم رو امضا کنم اون منم تهدید کرد
خدای بزرگ، باید اونم بگیریم
آخه چند نفرو بگیرم؟
تازه دیگه طناب و صندلی هم نداریم
نفر بعدی رو که بگیریم طناب و صندلی هم میاریم
اون خیلی نفوذ و قدرت داره
گرفتن و آوردنش اینجا کار سادهای نیست
ارباب قدرت یه کوه رو داره باهاش کلکل نکن
تو محو میشی. تو نابود میشی. تو از بین میری
روز به روز سطح توقعاتش بیشتر میشه
سلام، صبح به خیر
چطور اومدین اینجا؟
تا دم در با ماشین اومدیم
در بسته بود، از روش پریدیم- چرا؟-
چون میخواستیم جیکی رو ببینیم
سه ساله که اینجا کار میکنم
حتی منم هنوز ندیدمش
تو یه مامور امنیتیِ ساده هستی داری ما رو سوال جواب میکنی؟
میدونی اون کیه؟ اون خدایه
اگه خدایی، یه معجزه کن
رفیقمون شوخی میکنه
راستی، ما اینجا واسه جیکی نیومدیم
شنیدم یه بابایی به اسم گواردهان اینجا کار میکنه
اون دوست صمیمی منه
ما صداش میکنیم بیاد بیرون باهاش حرف میزنیم و میریم
خواهش میکنم
امروز یکشنبهاس، تعطیله
از رو در بپرین و برین
که پس امروز یکشنبهاس و ما باید از روی در بپریم بریم؟
پس باید زودتر بهمون میگفتی
چرا ازمون سوال های بی خود میکردی
که چطوری و با چی اومدیم اینجا؟
روی اعصابم راه رفتی
بیا بریم
دشمن خدا نباش وگرنه کور میشی
عیبی نداره- ولم کن-
اون داره جفنگ میگه- ساکت باش-
امروز یکشنبهاس. بدبخت داره راست میگه
یه جوری میگه یکشنبهاس انگار ما نمیدونیم
...درست در دوازده
به حرف زدن ادامه بده تماس رو قطع نکن
فهمیدی؟- گواردهان-
گواردهان
یه عوضی داره تعقیبم میکنه
گواردهان خودتی، مگه نه؟
تو گواردهانی، نه؟
به حرف زدن ادامه بده
نفسم بند اومد، رفیق
گواردهان، دیگه نمیتونم بدویم
چرا مجبورم میکنی توی این آفتاب سوزان بدویم؟
چی میخوری که اینقدر انرژی داری؟
بگو ببینم، تو یه آدمی یا یه حیوون؟
گواردهان، باید یه چیزی ازت بپرسم
لطفا واستا
گواردهان، زندهای یا مردی؟
کل تنم درد میکنه
محکم ببندش
در ضعیفه
گواردهان مجبورم کرد خیلی بدویم
منم مثل چی دنبالش میدویدم
پام خیلی درد میکنه
لعنتی! خیلی خوب میدوئه
از نحوهی دویدنش مشخصه از نژاد مسابقهایه
اگه یه خورده آب تو این ویسکی بریزیم یه قلپ بخوری حسابی شنگول میشی
آره، لطفا، بده
سیدها، تو هم یکم میخوای؟
اون آدم عجیبیایه
!الان تازه فهمیدی من خیلی وقته که فهمیدم
به سلامتی- به سلامتی، داداش-
میبینیش
مثل یه آدم عقب افتاده میمونه
!این رئیس لعنتی رو هم نگاه کن
!عوضی
به جای درس دادن این کارا رو میکنی؟
از وقتی سوبو رو توی پمپ بنزین ولش کردم
زندگیم داغون شده- واقعا؟-
!همش شلوار و پیرهن
هیچ وقت تو "ساری" یا "سالوار" ندیدمش [لباس های سنتیِ هند]
دیگه دیوونه شدم
بهش زنگ میزنم
بهت برنخوره ولی من یکی باهاش حرف نمیزنم
خودت باهاش حرف بزن
سلام- گوش کن، منم-
واسه چی زنگ زدی؟
که ازت عذرخواهی کنم
لازم نیست
گوش کن، قطع نکن، تو رو خدا- واسه چی؟-
حال و روز خوبی ندارم
تو بوسم کردی و رفتی
ولی از اون به بعد زندگیم فلاکت بار شده
شب و روزم به هم ریخته
واقعا پریشونم
حیرون موندم چیکار کنم
گوش کن، گوش کن، قطع که نکردی؟ گوش کن
با چه رویی میخواست بهت بگم علاقه دارم؟
و به علاوه تو گفتی ازت متنفرم
تازه باباتم کنارت بود. چیکار میتونستم بکنم؟
من خیلی خجالتیام
سوبو، چطوری بهت توضیح بدم؟
!داری میخندی ها- احمق-
واقعا حال میکنم وقتی به انگلیسی بهم فحش میدی
کودن- هر چقدر میخوای بهم فحش بده-
تو فحش ندی، کی بهم فحش بده؟
تو عزیز دلمی، سوبو
تو مثل آفتاب پرست رنگ عوض میکنی
من حرفت رو باور نمیکنم
یه بار دیگه بگو
تو مدام بحث رو عوض میکنی
اون قسمت آخر رو بگو
حرفت رو باور نمیکنم
اسمم رو بگو- راجو-
اگه اینجوری صدام کنی، مثل سگ میفتم به پات
بعدا باهات حرف میزنم
داری چیکار میکنی، راجو؟
چیکار میکنم؟ دارم مشروب میزنم
حالا دیگه قطع میکنم
سوبو همه چیش با دخترای عادی فرق داره
وقتی تو کامیون بودیم منو بوس کرد
منظورت اینه لب گرفتین؟- آره-
...داداش، از اون موقع گرمای نفسش
گرمای نفسش چی؟
هوش از سرم پرونده
تو چرا داری گوش میدی؟
داشتم راجع به خانواده و خانمم صحبت میکردم
تو باید گوش هات رو میگرفتی، مگه نه؟
یه مرد نجیبی مثل من کاری کرد کل شهر رو بدویی
و من تو رو دزدیم و بهت بریانی دادم بخوری
پس این قدر شعور نداری که باید گوش هات رو بگیری؟
جفت دستام بستهست
چجوری گوش هامو بگیرم؟
داره داد میزنه- خودم میبینم-
داره منو تهدید میکنه
گواردهان، داری کج خلقی میکنی ها
!خدایا! ادب یاد نگرفته
گواردهان، یه راه بلدم که بهت ادب یاد بدم
چرا به خاطر اشتباه یکی دیگه، منو میزنی؟
بگو ببینم. کی اشتباه کرده؟
جیکی- چیکار کرده؟-
اون با بابای سوبهاشینی یه کارخونه راه انداختن
و کلی آدم، آب آلوده شده توسط اون کارخونه رو
خوردن و کشته شدن
چه کارخونهای؟- من چه میدونم-
من فقط یکی از نوچههاش هستم
با کشتن من چی عایدت میشه؟
برو از میریام، شوهر خواهر سوبهاشینی بپرس
بعدش متوجه میشی
پسر، حتی بعد از این همه کتک خوردن بازم حرف نمیزنه
تمام مستیم پرید
!سرم درد میکنه، تف توش
هی! چیکار داری میکنی؟
اگه یه لیوان آب خنک داری بهم بده
داداش یه پیک دیگه لازم داری
واسه چی؟
یه پیک دیگه مشروب که بخوری- چه خبره؟-
چی دارین میگین واسه خودتون؟
اون کیه؟
اوه،بطریش اینجایه
پاتو بذار پایین. بذارش پایین
اینجا چه خبره، معلوم هست؟
اومدین تو روز روشن خونهام رو غارت کنین؟
میدونی با کی داری حرف میزنی؟- با کی؟-
خدا- اون خدا نیست. اون راننده تاکسیه-
اون سه روز پیش خدا شده
جوری حرف میزنی انگار یه دختر بچه، سه روزه به بلوغ میرسه
تو از قدرتش خبر نداری
اون جلوی کلی آدم یه مرد رو دزدید
هیچ کس جرئت نکرد حرفی بزنه
،فقط اراذل و اوباش آدم ربایی میکنن نه خدا
خفه شین دیگه
تو که میدونی چرا اون به من میگه خدا
ولی اون نمیدونه. اون یه کودنه- بله-
خودم بهش توضیح میدم- باشه-
داداش میریام، بذار یه چیز سادهای بهت بگم
وقتی بشنوی، حساب کار دست میاد
اون وقت تو هم میفهمی که من خدا هستم
یالا، یه پیک برام بریز- حتما-
این چیه؟- دست-
!اوه، خدا
این چیه؟- دست-
!اوه خدا- اون داره کتکت میزنه، درست بگو چیه-
گرفتم، فهمیدم، چکشه
حالا من کی هستم؟- تو خدایی-
همون طور که گفتم دیدی چه زود فهمید
وقتی اون میگفت من نمیفهمیدم
ولی وقتی تو گفتی متوجه شدم
بیا بشین ریلکس کن
یالا، بشین- باشه-
(حالا، لخت میشی(همه چیز رو میگی و حرف میزنی
ناموسا زنم رو قاطی این ماجرا نکن
تو برو. برو دیگه- باشه-
باید کاملا لخت بشی
هیچ چیز تو خودت نگه نداری
همه چیز رو بگی
جیکی و بابای سوبو با هم چیکار میکنن؟
اونا چیکار میکنن، قربان؟
اونا آدمای کله گندهای هستن با هم تجارت میکنن
باباش، دورگاپراساد خدایی میکنه واسه خودش !اوه، خدا
اون یه آدم فاسده
یه بار منو استخدام کرد تا جرمش رو لاپوشونی کنم
پسر جیکی کجا سوبو رو ملاقات کرد؟
سر یه کار اون تو نگاه اول عاشقش شد
اون ازدواج نمیکنه یه آدم عاطل و باطله
اون هر روز دنبال یه دختره
همسر واسش معنیای نداره
سوبو هم سه روز با یه پسری تو راجستان گشت و گذار میکرد
تو جامعه آبروریزی کرده
!اوه خدا
دارم راستشو میگم آخه چرا میزنی؟
اون این مدت با من بوده
دست هات پایینه
ولی من هنوز حس میکنم دارم کتک میخورم
چطور ممکنه؟
سوال نپرس. فقط جواب بده
یه خواستهی کوچیک دارم
میخوام این حرفا جایی درز پیدا نکنه
خواستههات رو بریز تو سطل آشغال. باشه؟
جیکی تو روستای پالی کارخونهی چی داره؟
فقط اینو نگاه کن هی، بیا اینجا
پشت شیشهی پلاستیکی. آره
نگران نباش. ضد گلولهست
این پلاستیک رو آماده کردیم
ضد خشه
و اینو ببین
ضد حریق
ببینیش. تستش کن
لارا، تمام منشی ها رو صدا کن
و ازشون بخواه پشت شیشه واستن
میخوام فاصله رو چک کنم- خیلی عالیه-
از نیشکر ساخته شده
این پلاستیک از نیشکر ساخته شده
برو و اونجا نگهش دار
اوکی، اوکی، اوکی حالا همه چی منطقی به نظر میاد
دورگا پراساد مرد اول محصولات نیشکر
تو این کشوره، درسته؟
تو در اشتباهی، مرد دوم
بابای اون دختره خیلی نفوذ داره
و به همین خاطر باید باهاش ازدواج کنم؟
مرد جوون، اون نیشکر داره
و من کارخونه
وقتی این دو تا با هم ترکیب بشن میتونیم پلاستیک آماده کنیم
یالا، یالا، بپرین، بپرین
خوشم اومد
با سوبهاشینی ازدواج کن
اینجوری یه همدم هم داری
کارخونه کجاست؟- نمیدونم-
میزنم لهت میکنم ها
هر کار میخوای بکن جوابم همونیه که گفتم، قربان
سوبو
سوبو
چه اتفاقی افتاد؟
ببین، راجو، پدرم ازدواج منو
ابزار تجارت کرده
گریه نکن. من پیشتم
من هنوز نمردم. من پیشتم
ساکت باش
بسه دیگه. اتفاقی نمیفته
لپ هات خیلی نرمه مثل سیبِ کشمیری
ارباب داره آرومش میکنه
تو در اشتباهی
داره نوازشش میکنه
داره بهش لبخند میزنه
اگه همین جور به جفنگ گفتن ادامه بدی
میزنم این لیوان رو تو سرت خورد میکنم
!چشمات رو ببند
منظورم تو نبودی
ساکت باش
خب، داداش، چرا پَکری؟
حالا میدونیم که کارخونه کجاست
بیا به پلیس بگیم
و اونا میدونن که چیکار کنن
یه جای کار میلنگه
جیکی اونجا یه کارخونه باز میکنه و مردم به خاطر
پسماند شیمیایی کارخونهاش میمیرن
قطعا یه جای کار میلنگه
راستش جیکی میخواد مردم رو بکشه
واسه همین کمپ پزشکی رو از اونجا جمع کرد
یعنی اون عوضی دروغ گفت- درست میگی-
اون همه چیز رو نمیدونه
پس کی بقیهی ماجرا رو بهمون میگه؟
...چرا تو
خانم، دلت میخواد بمیری؟
قربان، شما برید، من نیم ساعت دیگه میام
چی شد؟ کجا داری میری؟
داداش
به نظر گواردهان میخواد ما رو به کشتن بده
میخوای در رو بشکنی؟
داداش گواردهان، ما رو هم با خودت ببر
هاردوی چاتراپاتی راجو منو از
جلوی دفتر دزدید
ولی من حرفی نزدم
به این خاطر نیست که حرفی نزدی
به این خاطره که پیداش نکردی
نباید همزمان هم سیگار بکشی هم مشروب الکلی بخوری
عادت بدیه
کس دیگهای هم این راز رو میدونه؟
چرا دنبال من راه افتادی؟
تو بهم بگو چرا فرار میکنی
من هیچی نمیدونم
منم چیزی ازت نپرسیدم
میدونستی که اون دکتر قراره بمیره
واسه همینه اون روز سوار ماشین نشدی
هر کسی که کنارش میبود، میمرد- چرا؟-
اگه یه نفر میلیون ها دلار از دست بده به نظرت ساکت میمونه؟
یه کارخونه پلاستیک اینقدر ارزش داره؟
کارخونهی پلاستیک یه گوشهی کوچیکی از قضیه است
اصل قضیهی خیلی بزرگتر از این حرفاست- چقدر بزرگ؟-
بزرگتر از زندگی من
اونا میخوان تمام روستا رو
نابود کنن
بیشتر از یه میلیارد دلار
ده تا شرکت، نیرو های پلیس، وزرا و جیکی
همه با هم این نقشه رو کشیدن
قبل از اینکه مردم بفهمن
اونا یه روستا رو کلا نابود میکنن
راستش این قضیهی از روستای گیدهوالا تو راجستان شروع شد
وقتی داشتیم از جایسالمر برمیگشتیم
من و دکتر پارانج اونجا موندیم
اون شب، شبِ جشنِ جانماستامی بود
دکتر پارانج مجذوبِ
تاجِ خداوندگار کریشنا شده بود
و دلاور سینگ از اهالی روستا
کمکمون کرد اون تاج رو تست کنیم
از مس یا برنز ساخته نشده بود
بعد از خراشیدن و بررسی کردنش فهمیدیم ...که ساخته شده از
ایریدیوم
ارزشمند و طلایی، محکم تر از پلاتین
کمیابترین و سختترین
این عنصر از برخورد شهاب سنگ ها به وجود اومده
و میلیون ها سال قبل از آسمون به زمین افتاده
مقاومت بالایی در برابر گرما داره
تو کلاهک های هستهایِ ماهوارهای استفاده میشه
اگه با برنز مخلوط بشه
میتونین اشکال مختلفش رو ببینین
این فلز حتما تو راجستان پیدا شده
و اونا باهاش تاج خداوندگار کریشنا رو ساختن
اون از مادهیا پرادش اومده به اُریسا
و گاتی و در نهایت به
روستای پالی در شمال آندهارا پرادش رسیده
من ۲۰ میلیون واسه اسپانسریِ این تحقیقات خرج کردم
ولی تو اطلاعاتی به من دادی که میلیارد ها روپیه ارزش داره
ممنون، پارانج
این قضیه نباید جایی درز پیدا کنه
همینجا دفنش کن
چطور میتونم این کارو بکنم، قربان؟
این اموال دولتی محسوب میشه
میتونه وجههی اقتصاد رو تغییر بده
باید بهشون اطلاع بدیم
اینجوری چی نصیب من میشه؟
قرارداد استخراجش؟
من تمام ایریدیوم رو میخوام
این غیر قانونیه- ولی من واسش پول خرج کردم-
واسه همین بهتون یه کپی دادم
منو اذیت نکن، پارانج
اگه میخوای زنده بمونی بذار این قضیه جایی درز پیدا نکنه
ولی دکتر به حرف جیکی گوش نداد
اون میخواست تو این تحقیقات با دپارتمان محیط زیست همکاری کنه
واسه همین اون و دلاور سینگ وحشیانه به قتل رسیدن
دیگه کی؟- یه راننده تاکسی به نام راجو-
اون راجع به این قضیه میدونه؟- بعد از مرگ دکتر سر رسید-
چیزی میدونه یا نه؟
شاید نه، قربان- مطمئنی؟-
من از کلمهی "شاید" خوشم نمیاد
اونم بکشم؟
تو دو تا مامور دولتی رو تو روز روشن کشتی
ولی این راننده باعث نگرانی منه
یه کاری بکن
اونو ببر یه جای دور
و بعد بکشش- چشم، قربان-
اصلا فکر کردی که چطور دلاور سینگی که
ماهی ۲۰۰۰ روپیه درآمد داشت
چجوری ۵۰۰ هزار روپیه از بیمه گرفت؟
به مالک تاکسیِ تو پول دادن
مدارک ساختگی بود و به تو داده شد
و بعد تو رو به راجستان فرستادن
اون روز وقتی اون آدمکش ها به روستا رسیدن
اونا اومده بودن تو رو بکشن، نه سونیتا
ایریدیوم چه ارتباطی با کارخونهی پلاستیک داره؟
برای بسته بندی ایریدیوم به پلاستیک احتیاج داریم
پلاستیکِ تقویت شده
و من این کارخونه رو به این خاطر ساختم
و برای ساختن پلاستیک تقویت شده نیاز به نیشکر داریم
و به این خاطر، لازمه که
دختر دورگا پراساد با پسر من ازدواج کنه
روستا باید تخلیه بشه تا
من بتونم در کمال آرامش از زیر روستا ایریدیوم استخراج کنم
ولی اگه روستا رو به زور تخلیه کنیم
دولت و رسانه ها از قضیه بو میبرن
ما از شر ساکنین پالی خلاص میشیم
باید اونا رو حسابی بترسونیم
مردم اون روستا خرافاتی هستن
باید از این موضوع نهایت بهره رو ببریم
باید آب و هواشون رو آلوده کنیم
مرگ باعث میشه حسابی بترسن
از اون موقع به بعد، پسماند های سمی کارخونه
وارد آب روستا میشد
مردم روستای پالی بعد از
خوردن اون آب میمردن
کل روستا تبدیل به یه قبرستون بزرگ شده بود
هیچ دکتری از اونجا بازدید نمیکرد
و به هیچ کس هم خدمات بهداشتی و پزشکی ارائه نمیشد
اونا میخواستن قبل از شروع استخراج
تمام روستا تخلیه بشه
همه چیز طبق برنامه پیش میرفت تا این که سر و کله تو پیدا شد
جیکی بهم قول داد که
بعد از اتمام استخراج، اون یه میلیارد روپیه بهم میده
نباید وقتی تفنگ دستته، داستان بگی
باید شلیک کنی
و شخص مقابلت هم به محض کشیدن ماشه باید بمیره
مهم نیست جیکی از اونجا چی استخراج میکنه
من از جونش نمیگذرم
به جیکی بگو دارم واسش یه تابوت
صد و هشتاد در شصت سانتی آماده میکنم
اون نمیتونه از دستم فرار کنه
اگه مَرده، بهش بگو بیاد پالی
چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
تو یه تفنگ داشتی
یه تفنگ پُر
هدفت درست مقابلت بوده
پس چرا بهش شلیک نکردی؟
...من
من از دیدنش ترسیده بودم
اشتباه کردم که بهت اعتماد کردم
متاسفم
همه گوش کنین
باید تا ۱۵ دقیقه دیگه به پالی برسیم
کلی آدم باید بکشیم
حتی یه نفر هم نباید تو اون روستا زنده بمونه
من تو این روستا یه کارخونه ساختم
و پسماند های سمی اونو وارد آب دریاچهی شما کردم
فکر میکردم این روستا رو
از ترس مرگ به خاطر خوردن اون آب سمی، ترک میکنین
ولی به یه نفر به عنوان خدا اعتماد کردین
و اون شروع به محافظت از شما کرد
خدای شما تمام نقشهی منو خراب کرد
اون کیه؟- خدای ما-
اون نجاتتون میده؟
این پرچم های اینجا
نشونهای از آدم های اینجایه
مطمئنا خدا میاد تا این ۵۳۴ نفر باقیمونده رو نجات بده
اونجا چند تا پرچم هست؟- ۵۴۴، قربان-
و چند تا جنازه هست؟- ده نفر، قربان-
پونصد و چهل و چهار منهای ده
534.
تو آینده رو پیش بینی میکنی، مگه نه؟
آیندهی خودت چی میشه، بگو ببینم
من این خاک رو میخوام
من ایریدیوم زیر خاک رو میخوام
و بدستش میارم
خداتون میتونه جلوی منو بگیره؟
به زودی زیر همین خاکی میری که خیلی مشتاق به دست آوردنش هستی
پونزده دقیقه دیگه، دم در جهنم خواهی بود
شهرتت نابود میشه
مرگ میاد مقابلت
صدای گام هاش، باعث میشه قلبت منفجر بشه
قلبت میاد تو دهنت
حتی از یه بچهی کوچیک هم خواهی ترسید
کف دست هات رو به آسمون میشه
به محض اینکه خدای ما رو دیدی برو، فرار کن، برو
این یه خشاب با دوازده گلوله داره
و من ۵۰ نفر آدم دارم
حالا ۵۳۳ نفر موندن
ارباب
نگاهِ الهی
میتونم ببینمش، ارباب
من دستپاچه شدم
...دست
تو چشم های خدا اشک جمع شده
پس شاید بتونه خونریزی هم داشته باشه
مرگ میاد رو به روی تو
صدای گام هاش باعث میشه قلبت منفجر بشه
برو
من چیزی از اینجا نمیبرم
فقط کارم رو میکنم
یالا، ادامه بده، کارت رو بکن
انجامش بده
ولی حتی یه دونه خونه رو هم نباید نابود کنی
حتی یه قطره خون هم نباید بریزی
میتونی اینجوری کار کنی؟
کار. میخوای کارتو انجام بدی
از حفاری اینجا چی عایدت میشه؟
ایریدیوم
ایریدیوم
تو حتی نمیدونی چجوری نوشته میشه
ازش ماهواره و موشک درست میشه
خیلی با ارزشه
مردم اینجا اینو نمیدونن
اونا دیوونه هستن
میدونی، حتی از طلا باارزش تره
از جون انسان هم باارزش تره؟
از دست قطع شدهات هم باارزش تره؟
جیکی. بیا با هم کار کنیم
من اون کوه رو بهت میدم
تو این دستت رو بهم میدی؟
تو در عوضش این دستت رو بهم میدی؟- ولم کن، ولم کن-
ولم کن، ولم کن، ولم کن
اون دستت رو بده من، جیکی دستت رو بده من
حتی با دیدن یه بچهی کوچیک هم خواهی ترسید
احمق، منو ترسوندی
تو فکر میکنی فقط چون اونا میگن، باعث میشه خدا باشی؟
کی گفته من خدام؟
خدا از عرش میاد زمین، اونم فقط به خاطر کشتن تو؟
من برای کشتن تو به هیچ سلاحی نیاز ندارم
با دستام میتونم بکشمت
یالا
جیکی
جیکی
جیکی
بیا بیرون
قلبت میاد تو دهنت
!نه
!نه
منو نکش
!نه! نه! نه
ولم کن. ولم کن
ولم کن. بهت التماس میکنم
دستت رو بکش
حالا دیگه از مرگ میترسی، مگه نه؟
وقتی سیدها رو کشتی چرا نمیترسیدی؟
ببین. تو اونو بیرحمانه کشتی، مگه نه؟
اون به پام افتاد و به من میگفت خدا و منو آورد اینجا
اون هیچ وقت تو چشمام نگاه نکرد
ولی قبل از مرگش تو چشمام نگاه کرد
وقتی داشت میمرد، تو چشماش خوشحالی موج میزد
نه ترس
و تو داری التماس میکنی
نمیدونستم تو اینقدر شیادی
اگه اینو میدونستم،اون وقت اون روز
به جای اینکه طلب آب کنم آرزو میکردم تو بمیری
اگه من خدام، پس تو باید بمیری
من تو رو نفرین میکنم
وقتی خدامون رو جلوی خودت ببینی وحشت زده میشی
دیگه قادر به دیدن نخواهی بود
کف دستات رو به آسمون میشه
ارباب، جای خالی پُر شد
بعد از کشتن سیدها اون فکر میکرد
فقط ۵۳۳ نفر باقی موندن ولی اون احمق بود
پیش بینی های الهی هرگز اشتباه از آب در نمیان
ویرا
تو جون این بچه رو از دست اون آدم نجات دادی
اون هنوز تو رحِم مادرش بود
اون ۵۳۴مین فرده
هیچ کس متوجه زمان رخ دادن معجزه ها نمیشه
و بعد از وقوع معجزه هم نیازی به دیدنش نیست
تو شاید باور نکنی که خدای ما هستی
ولی در نظر ما، تو برامون خدایی
ارباب، این نور چشمی شماست
اونو متبرک کن
Translated by: .:: Hunter ::.
بهترین های سینمای هند در بالیوود وان Bollywood1.Xyz / Info / Org / Net
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.