All language subtitles for Thugs.of.Hindostan.2018.Fa.DVDScr.Bollywood1

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian Download
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian Download
az Azerbaijani Download
eu Basque Download
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano Download
chr Cherokee
ny Chichewa Download
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican Download
hr Croatian Download
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino Download
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian Download
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hu Hungarian Download
is Icelandic
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese Download
jw Javanese Download
kn Kannada Download
kk Kazakh Download
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish Download
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu Download
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba Download
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.Xyz / Info / Org / Net

بهترين هاي سينماي هند با زيرنويس فارسي در باليوود وان

اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official

سال 1795 هندوستان

هند شرقی برای تجارت به اینجا اومد ولی الان داره حکمرانی میکنه

خیلی از مناطق رو تحت سلطه گرفتن

مردم نوکرشون شدن

ولی خاک روناک پور هنوز هم ازاد هست

باید مواظب خونه مون باشیم

این کیه؟ حدس بزنید

...خوشگل ترین و شر ترین دختر روناک پور

.ظفیرا...

چیکار میکنی؟ براش دندون میزارم

دو تا دندونم تو مراسم دشرا شکست

هنوز در نیومدن

این کیه؟ خدابخش

من چی؟

شما و مادر داخل استراحت کنید ...اسلم هواسش هست

من و خدابخش از قلمرو حفاظت میکنیم

الان بریم خونه جناب محافظ؟ .نه

بریم دیگه وگرنه مادرت میزنه دندون مارو میشکنه

.نباید اینقدر از همسرت بترسی

بیا اینجا

بدش به من

جنس هام رو نشکنید - گمشو از اینجا پیرمرد

خواهش میکنم - برام مهم نیست

چخبره؟

چخبره؟ قربان

ببینید تمام وسایل من رو دارم بهم میریزن

میگن از سمت حکومت حق هر کاری رو دارند

اینجا حکم کمپانی ارزشی نداره و نخواهد داشت

از اینجا گورتون رو گم کنید و دیگه هم برنگردین

گمشید

چیزی گفتید؟

.نه

اگه اینقدر خطر داشت چرا اسلم رو با خدابخش فرستادین؟

.مهم بود

خدابخش مبارز هست اسم فقط یه بچه ست

پسر منم هست

چه نیازی بود؟

...اگه الان همت به خرج نده

.تا اخر نوکر میمونه....

خدابخش و اسلم بهمراه بیست نفر برای کمک به دورگاپور رفتن

ولی هنوز برنگشتن ...الان دیگه انتظار فایده ای نداره

!دوستان

ما باید هر چه زودتر به کمپانی حلمه کنیم و بهشون غلبه کنیم

...اگه الان کاری نکنیم

مثله تمام دیگر شهر ها ما هم تبدیل به نوکرشون میشیم

فردا این پرچم رو در منطقه ی کمپانی برافراشته میکنیم

قربان هر چه زودتر بیاید ، ببینید

...مثل مهمان باهاشون برخورد کنید

...ولی اگه اشاره ای کردم ، بفهم

که اینا مهمان نیستند بلکه دشمن هستند

سلام جناب میرزا بابت مزاحمت این موقع شب ، شرمنده ام

دشمنتون شرمنده ، جناب کلایو

چه کمکی از من بر میاد؟

درباره ی دوستیمون فکر کردین؟

شما دارید با نام دوستی برده میفروشید

ما تاجر هستیم ، جناب میرزا

فروش کار ماست

...ولی نیتت حکمرانی هست

...در اینده

حکمرانان اصلی ، تاجر ها خواهند بود

شما اینده بین هم هستید؟

نه فرصت طلب هستم

فرصت و حقیقت رو میتونم تشخیص بدم

واقعا؟

شما مثله کلمات نهفته اشعار یه چیزی رو مخفی میکنید

درست مثله فنجون چای شما که یک بوی خوشی ازش یه مشام میرسه

....ما هم چنین چیزی داریم و اون

.باروت هست

و حقیقت بزرگی در این شعر مخفی شده

...در غروب دو روزه ای ....در شبی بدون ماه

"سوار بر اسب ،شخصی برای مجازات گناهکاران می اید"

...این شعر ، بیشتر از شعر

.به یک فریب شباهت داره

اخرین شعر این کتاب رو پسر من اسلم نوشته

و این شعر بر خلاف تو نوشته شده

.این کتاب پیش اسلم بود

وقتی دست تو باشه .فقط یک معنی میده

.این که پسر من به شهادت رسیده

... تاس دست شماست ، جناب میرزا

.جان منم همینطور...

برای همین میخوام یه چیزی نشونتون بدم

!اسلم

.پدر

با ما دوستی کنید ، جناب میرزا

.دشمنی با ما خوب نیست

...چیزی که خواستی رو بدست اوردی

.حالا پسرم رو ازاد کن...

.حتما

.ازادی

!خدابخش

!ظفیرا

!پدر

اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official

"قاتلان هندوستان" مترجم : یاسین

یازده سال بعد

رام کلاوان ، بیارش پایین

تا نگفتم نبرش بالا

این مسیر دیکه متعلق به کمپانی هست

برای عبور هر نفر باید مالیات بده

برای هر نفر یک انه

چند نفرید؟

چهل؟ چهل انه باید بدین

!هی وایستا

!وایستا

نمیبینی عوارضی هست؟

برای عبور باید مالیات بدی

مالیات؟

زمین ماله کمپانی هست هر کس بخواد عبور کنه ، باید مالیات بده

.برای هر نفر یک انه

نوکر یا ارباب؟

چی؟

....وقتی ارباب و نوکر هر دو میرن

پولشو کی میده؟

ارباب میده دیگه

خب پول رو باید از ارباب من بگیرید

اربابت کی هست؟

الماس بزرگ ، از همه بهترین

نواب فدرالدین ، حکیم الدین ارباب بزرگ

قربان یه انه بهش بدین شرش کم شه

این چه بی ادبیه؟ از الاغ پول بگیرم

یکی بزنم دره گوشت تا حساب کار دستت بیاد

!جناب بازرس

گاهی اون چیزی که میبنی نیست و اون چیزی که نیست میبینی

اینجارو ببینید این ارباب ما هست و ما نوکرش هستیم

شما نمیبینید ، ولی این ارباب هست

و از زمانی که کمپانی اومده خیلی از ارباب ها این شکلی شدن

همشون الاغ هستن ولی معلوم نمیشه

جناب ، عجب حرف جالبی زد

"حرف شما درست" "ولی بنده خودم درست"

...ایشون ادم زرنگی هستن

این ارباب کجا هست؟ ارباب چمکپور هست جناب

...به کمپانی اعتماد کرد الان

باید رد شدن از منطقه ی خودش ، چی میگن بهش ، مالیات

.باید مالیات بده

جناب داروغه بیخیال بشید دیگه

ما داره دیرمون میشه من سهم ایشون رو میدم

!جناب

. من صدقه قبول نمیکنم

.هزینه ش رو میپردازم

همراه شما میام دلتون رو شاد میکنم

مسیر اینقدر کوتاه بشه که روحتون خبردار نشه

ادم باحالی هست اسمت چیه؟

ملوان فیرنگی

روستا گوپالپور منطقه کانپور ، عواد

چنین غذایی بهتون بدم که انگشتتون رو هم باهاش بخورید

ایول فیرنگی

چیز بهتری برامون نداری؟

با شنیدن این فرشته ها همیشه میان

ولی شما اگه شانس داشته باشید پری هم همراهش میاد

نکشش داداش ، غارتش کن بعد برو پی کارت

این دزدا خیلی تازه کارن انگشتر رو فراموش کردن بردارن

خودتو به مردن بزن وگرنه میان جدی میکشنت

هفت مسافر بودن پنج روپیه برای هر کدوم میشه 35 روپیه

35تا سکه ی نقره قشنگ نشونم بده

. و یک انه هم برای مالیات مسیر

داری مارو غارت میکنی؟

روال کار همینه مجبور شدم باهاشون همسفر بشم

.بیست تا میدم

32تا

22

داریم هزینه جون رو میگیم جناب ولخرج باش

28تا یه قرون بیشتر نمیدم

30تا و اون دو کیسه برنج هم برمیدارم

ببینید جناب ، همه هستن؟

بله

فیرنگی روی حرفش میمونه

گفتم بیست تا دزد بهتون میدم یکی هم کم نبود

.کارت با اعداد خوب هست

برای هر قاتل 10 تا میگیرم برای این بیست تا میشه 200 سکه

قرارمون 100 سکه بود

جناب ، ببینید این همه عوضی تحویلتون دادم

.جانم رو به خطر انداختم

شاید باید بگید : بیا فیرنگی این 100 تای تو و این 100 سکه هم انعامت

خیلی خب .منتظر باش تا رئیس بیاد

...جناب

من منتظر مرگ هم نمیمونم ...هر چه زودتر باید برم رسولپور

اونجا چخبره ؟

خبری نیست قربان

مادربزرگم فوت کرده

بهتون قول داده بودم برای همین اول کار رو انجام دادم

ولی انجام مراسم اون با من هست

!باشه

بیا بگیر

!مادربزرگ

مادربزرگ ، کجا رفتی تو؟

...جناب ارباب ، یادت باشه

برای مادربزرگ ، کمی صدقه بدیم

همیشه به کارمون میاد بریم

امکان نداره اونجارو ببین

چی شده؟

ایشون اجازه نمیدن وسایل رو بیاریم

رسید دارید؟بله چیزی توش ننوشته

وسایل چی هستن؟ اینه

!زیباست

!حکم سینگ

کاپیتان باید الان حرکت کنیم

اروم داداش

ببرش تو کشتی

سریع بیاید

اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official

این یارو کیه؟

هندوستانی هست دشمن ماست

اسمش ازاد هست

!ازاد ، ازاد ، ازاد

دیگه از شنیدن این اسم خسته شدم

یه رعد بخوره بهش بمیره

در قلمرو ما داره شمارو تهدید میکنه؟

قربان ، شما نگران نباشید

خودم به کار این ازاد پایان میدم

.برای شما ازاد فقط یک یاغی هست

.برای ما قاتل هست

نمیدونم چرا مردم خیلی بهش احترام میزارن

شما چطور ؟

ما شنیدیم که ازاد از دورگاپور خیلی کمک میشه بهش؟

اینا شایعه هستن ، قربان

ارباب بزرگ میدونن که ما خیلی بهشون وفادار هستیم

تو باید در این جنگ به ما کمک کنی

ما اتش رو با اتش جواب میدیم جناب

ازاد رو فراموش کنید ...اگه کسی اسمش رو به زبون بیاره

مستقیم میره به زندان

ممنون

قربان ، برای این مبارزه ما نیاز به اسلحه و باروت داریم

.شما فقط اینارو برامون فراهم کنید

حتما

خیلی ممنون قربان

این اسلحه و باروت رو میتونه ببره پیش ازاد

.من به سنگرام شک دارم

من به همه شک دارم

...ولی برای شکار شیر

.باید گوسفند رو طعمه کنیم

مردم ازاد رو مثله مسیح میدونن

و شکار مسیح با گوسفند امکانپذیز نیست

حیوان دیگه ای در ذهنتون نیست؟

قیافش شبیه انسان هاست ولی کردارش مثله حیوان های مکار هست

و رفتارش متفاوت کسی نیست جز فیرنگی

گمشو اونور معذرت

زودباش ، ثریا جان

!ثریا جان

!ثریا جان

!ثریا جان !ثریا جان

!ثریا جان !ثریا جان

چیکار داری میکنی ثریا؟ مردای سفید ، صبرشون تموم شد

نظرت چیه امروز پیش من باشی؟

بزن

دوباره بزن

ولی اگه حقیقت رو بگم اشکت در میاد

مادربزرگم فوت کرد چیکار میکردم؟

یا خدا! مادر بزرگ؟

خیلی دوستش داشتم

.حتما

برای همینه که چهارمین باره داره میکشیش ، حرومخور

قبلا هم مادربزرگ رو برات کشته بودم؟

سری قبل مادرت هم حالش بد بود

فقط اسم هارو عوض کردی

ثریا چیکار میکنی؟

الان میام ، خاله

با این عجله کجا میری؟

...کمپانی درخواست داده

که ثربا جان امروز ...فقط برای خارجی ها میرقصه

...فقط

...پس من چی

دستور کاپیتان هست

...که اگه اشتباهی هم

...یک هندوستانی اونجا قدم بزاره

اگه من بگم که این دل هندوستانی فقط داره بخاطر تو میتپه چی؟

به اون دل نمیگن ، عزیز دلم

عاشق واقعی رو دای پس میزنی؟

برای عاشقی تو اتاق بسته ...هر روز ادم میاد اینجا

و ساکت اروم هم میان و میرن

..چنین افرادی هوس بازن

...دل باز نیستن

عاشق اونه که بدون ترس از کل دنیا عشقش رو ابراز کنه ، اونم جلوی همه

.به تو امیدی نیست

!قربان

مشروب بیار برام

ارائه اي از وبسابت باليوود وان ترجمه و زمانبندي : ياسين

"...تو معشوقه ی انگلیسی ها هستی"

"...تحصیل کرده ی عشق هستی"

"از احمقی مثله من ، داری امتحان میگیری؟"

"...تو معشوقه ی انگلیسی ها هستی" "...تحصیل کرده ی عشق هستی"

"از احمقی مثله من ، داری امتحان میگیری؟"

"در ضربان ساز قلبم ، تو یه بیت کشنده ای"

"تو شروع و پایان اهنگ زیبای منی"

"ثریا جااان من رو میگیری"

"ثریا جااان من رو میگیری"

"ثریا بسه دیگه بابا" "ثریا داری جان منو میگیری"

"ثریا جااان من رو میگیری"

"ثریا جااان من رو میگیری"

"با رویی خمیده وارد خانه ی ثریا میشی"

"نگاهی بهت انداختم ، از این بیشتر چی میخوایی؟"

"با رویی خمیده وارد خانه ی ثریا میشی"

"نگاهی بهت انداختم ، از این بیشتر چی میخوایی؟"

"برات اهنگ سنتی خوندم، جیگرتو حال اوردم"

"نکنه میخوایی برات بچه هم بیارم"

"میخوایی ثریا جونش رو هم بده برات؟"

"میخوایی ثریا جونش رو هم بده برات؟"

"ثریا بسه دیگه بابا" "ثریا داری جان منو میگیری"

"ثریا جااان من رو میگیری"

"میخوایی ثریا جونش رو هم بده برات؟"

"...از دید من ، همه برابر هستن"

"...از دید من ، همه برابر هستن" "چه ژنرال باشه ، چه سرباز"

"همه ی ادم های زودباور" "خیلی زود عاشق من میشن"

"هر اشتباهی در زندگی رخ بده"

"ثریا اونو با یک لبخند از بین میبره"

"تو قراره بری اون بالا " "خودت رو نشون خدا بدی"

"کمی خودت رو عوض کن ثریا"

"بسه دیگه ثریا ، از خدا بترس"

"مگه قلبت از سنگه ، ثریا"

"همه دارایشون رو به نام تو کردند"

"از این قاتل ها ، الان میخوایی هندوستان رو هم بگیری؟"

.یارو هندوستانیه

.کارم تمومه

"ثریا جانت رو میگیره ، حتما"

بین 200 انگلیسی اهنگ میخونی و دستگیر هم نمیشی

چطور اینطوری فکر کردی؟

اسمم فیرنگی هست جناب

از درون خارجی هستم از بیرون کمی ظاهرم هندی هست

یه پیک بزنیم؟

فکر کردی من الان با خودم مشروب دارم؟

من دارم قریان

اجازه هست؟

...ازاد

اسمش رو شنیدی؟

قربان ، من مخبر شما هستم

...گرفتن قاتل ها برامون مشکلی نداره

.ولی ازاد یاغی هست

.در افتادن باهاش کار ما نیست

فیرنگی ، دوساله خیلی قاتلا رو گیر انداختی

تا کی دنبال این ده بیست سکه میدویی؟

بزرگ فکر کن ، ازادانه فکر کن

یه پیشگو گفته که قراره برم یه کشور غریبه

انگلستان رو یک بار باید ببینم ، جناب

یک دو ، کار رو بکن ، ضریه شد سه و چهار مخضرفه ، شب خوش

میخوام برم به انگلیس

رویای من همین هست

برام خبر بیار

ده هزار سکه ی طلا

یه خونه کنار برکه و چهل جریب زمین کشاورزی

میبینم از قبل برنامه ریختی

وقتی قمار میکنی باید ریسک بزرگ هم بکنی

.قبوله

قربان ، یه کمک دیگم میخوام

کی؟

زمین ، اسمان ، اب و هیولاها ، همشون زبان خودشون رو دارند

زبانشون رو ما متوجه نمیشیم

ولی من چنین شخصی رو میشناسم که زبان این چیزارو بلده

کجا هست ؟

همونجا که بیشتر مردم گیر می افتن

.خبر بدی در راه هست

همراه خبر خوب؟

خیانتکار

ولت نمیکنم فیرنگی

خفه شو هندی کثیف

سلام ، جناب سانیچر

فیرنگی؟

دوست دوران بچگیم

امیدوارم از خوشی منفجر نشم

...سالهاست که ندیدمت

اخر دیدارمون همون موقع بود که منو تو این زندان گیر انداختی

صورتت هی میاد جلوی چشمم

گذشته هارو فراموش کن رفیق

چرا که نه؟

بیا همه ی گذشته رو فراموش کنیم

میخوایی چی رو فراموش کنیم حالا؟

اینکه چطور منو انداختی زندان؟

یا اینکه با نامزدم فرار کردی؟

فرار نکردیم رفیق فقط یه حال و هوایی عوض کردیم

اون میخواست که ارباب یه دوری بهش بده

قسم به مادربزرگم

خیانت دوست توی طالع من بود

برای همین که سیزده ساله که شب ها روزه میگیرم

خیلی دعا کردم تا از این نفرین و عذاب خلاص بشم

...سانیچر

...من سالهاست دوست تو هستم

میدونم کمی فریبکار هستم

..انکارش نمیکنم

ولی برای دوستی ارزش قائلم

ارزش کمه ولی هست

بیا برای اخرین بار با هم متحد بشیم

میخوایی یه بلایی سر من بیاری

.یه رویایی برات دیدم

من توش زنده میمونم؟

...زمین ، سرمایه ، عروس

.شراب و سکه داره توش...

.رویا اینطوریه

کار چیه؟

.پیدا کردن ازاد

ایول بابا

قراره زنده زنده برم توی گور

دارم بزرگ فکر میکنم ، جناب سانیچر

با زرنگی من و تفکرات تو تا اخر عمر عشق و حال میکنیم

!ایول بابا

فیرنگی ، این دفعه فریب کاری نداریم باشه بابا ، جان مادربزرگم قسم میخورم

شراب بیار

خوشحالی؟ شرابه

نوشیدنی خدایان

در دوران قدیم ، خدایان شربا میخوردن الان انگلیسی ها میخورن

خدایان امروز اونا هستن اره

ما اومدین ازاد رو پیدا کنیم نه شراب بخوریم

در شمال شغال زوزه میکشه در جنوب پنگوئن راه میره

...طبق نشانه های من

.هدف ما در جنوب پیدا خواهد شد

با عبور از مسیر اب این گفته ی ستاره ها هست

این کشتی به ویجینگر میره ما هم میرسیم اونجا

و ازاد اونجا با چای داغ ازمون استقبال میکنه

میگه ، بفرمایید چایی بخورید اگه نخورید دستگیرتون میکنیم

کار من پیداکردن اون هست ، پس انجامش میدم

کاره تو و سفید پوست ها هم دستگیری اون هست

یه ذره به بچه اب بده، خواهش میکنم

خیلی تب کرده

تمامش نکنی

!بنوش

خواهش میکنم مارو ببخشید

چیکار میکنید؟ به کاپیتان بگید

داره هلم میده

نفرین میشید

بعد مستقیم میرید به جهنم

!ولم کن

کارمون تمومه

اتش

برو یه جا پنهان شو

پنهان شو

حمله کنیم

!اتش

!حمله

ازاد رو میخواستی ، پیداش کردم

کجا داری میری؟ تفکر تو و زرنگی من

!تو زنده ای

بهتون گفته بودم

.اون خوابیده خوشتیپ بود

الان که بیدار شده بهتر هم شده

جایتین بی ، دکتر درجه یکه اینجا دوای هر دردی رو داره

همینطور کلی شراب

نعشه ی دیشب هنوز توی سرم هست

...امروز هم بنوشی

.کل هقته از خود بی خود میشی

دوست جدید پیدا کردی؟

.ما توی مخفیگاه ازاد هستیم

این تنها راه نجات هست

چهار روزه تو بیهوشی ، چیکار میکردم؟

مجبور شدم دوست بشم و از شجاعت جناب عالی براشون بگم

بیارش اینجا

ببرش اونجا

چخبره داداش؟

.یه جاسوس گیر اوردیم

انگلیس دنبال چه اطلاعاتی بود؟

میدونی مجازات جاسوسی چی هست؟

اشتباه کردم قربان

بچگی کردم منو ببخشید

.ساوانت

کلیم

اکبر و گوپال

همه شهید شدن

همه ش هم بخاطر تو بود

نوکری برای کلایو چشمای تو رو کور کرد

که تو بعد از فروختن برادرهات هم بازم شرمسار نیستی

روح تو اسیر اون مرد شده

باید امروز ازادش کنم

!ازاد

!ازاد

ازاد

بیما ، حفاظت از خانوادش الان بر عهده ی ماست

.خیلی شجاعت به خرج دادی

.جان مارو نجات دادین

خوب ازش مراقبت کردی اولین بارته

وگرنه مردم رو به کشتن میدی ولی نجاتشون نمیدی

.از قیافش خوشم اومد

برای ازدواجم دیگه دیر شده

یه روزه خوب پیدا کنید اینو معشوقه ی خودم کنم

معشوقت نجات پیدا کرده دیگه

اسمت چیه؟ اهل کجایی؟

.ملوان فیرنگی

روستاي دولهارا منطقه فاتح ‌پور سيکري، آگرا

ولی الان هر جایی میتونم زندگی کنم

...بیما هدایتتون میکنه

تا جایی که بتونید مسیرتون رو پیدا کنید

ممنون بیما

قربان ، شما بهم زندگی جدید دادین

از امروز زندگی جدید و عزت من همه در اختیار شما هستن

.از نوکری خسته شدم

میخوام با ازاد باشم تا ازاد بمونم

میدونی داری با کی هم پیمان میشی؟

...از داخل کشتی من طرف شما رو انتخاب کردم

همون موقع که اون انگلیسی ها داشتن مارو توی اب غرق میکردن

درسته اسمم فیرنگی (خارجی) هست ولی بازیچه ی دست اونا نمیشم

ترسیدی؟

راستش رو بخواید ، ما از هر چیزی میترسیم

ولی همراه شما باشیم شجاعت رو هم یاد میگیریم

من تو یاد گرفتن خیلی سریعم ، جناب

از امروز مثله بقیه ، تو هم ازادی

بگیرش

!جناب

دختری که نجاتش دادم رو نمیبینم

شما هنوز بیدارید؟

گفته بودم که بخوابید

.من میخواستم بخوابم

...ولی این

...این نمیزاره که بخوابم

...وقتی تو بدنیا اومدی

جناب میرزا این رو بهم داد ...و بهم گفت

"از امروز حفاظت از ظفیرا ، وظیفه ی تو هستش"

.میدونم

شما احساس میکنید من هنوزم نیاز به محافظت دارم؟ نه ، اصلا ، نه

ولی این نشان نادون خوابی برای من نزاشته

میخوایی تا اخر عمر بیدار باشی؟

...یه روزی چشمام رو میبندم

.و در ارامش کامل میخوابم

اینقدر به خواب عمیق فرو میرم که با هیچ صدایی بیدار نمیشم

حتی اگه من صداتون کنم؟

...با صدای تو

.از جهنم هم برمیگردم

.بابا

.این روزا خیلی حالم بده

...در حیاط خانه

.زیره درخت کاج ...

دختر کوچولوی من ...

.ازاد هم خوب جایی مخفی شده

.ولی یه جاده ای باید اینجا باشه

دریا هم اینجاست

..از اول میدونستم

که تو میخوایی منو به دام بندازی

دنبال چی بودی؟ راهی برای بیرون رفتن از اینجا؟

با ازادیم داشتم حال میکردم ازادانه میگشتم

.الان هم ازادانه اویزونم

حالت چطوره ؟

.بهت اعتماد ندارم

.دو دلیل میارم

یک ، اینکه من خیلی خوشتیپم

اینو همه بهم میگن

دومی ، خوده خدابخش هست

بنام ازاد هم میشناسنش

منظورت چیه؟

احساس میکنم بین شما یک مشکلی هست

شاید تو میخوایی که رهبر گروه بشی

خدابخش هم به من اعتماد کرده

ولی تو هستی احساس میکنی بهت خیانت میکنم

حقیقت اینه که تو بهم اعتماد نداری

سلاح رو روی شونه ی من گذاشتی و هدفت

ازاد هستش

چرا بهم اعتماد نداری ؟ دختره ی احمق

دفعه ی بعد چنین چیزی به ذهنت برسه گردنت رو میزنم

باشه به ذهنم نمیرسه

دهنم رو میبندم بحث تموم

چی گفتی؟

من شنیدم که با گذشتن از هفت دریا اگه جان کسی رو نجات بدی

دوستی ابدی بوجود میاد

روزی که جانت رو برای ازاد بدی دوستی خود به خود بوجود میاد

جونم رو که برای پدرم هم نمیدم

چرا انرژیت رو هد میدی ازاد؟

در این زمین چیزی رشد نمیکنه - اگه کرد چی؟

دوساله رشد نکرده ، الان چطور میکنه؟

گذاشتم همینجا

گرسنه شدی بخور تشنه شدی بنوش

ازاد این کاره هم هست؟

کشاورزی کاره همه ی ما هست

وقتی زمین رو از دست دادم بجای شخم خاک ، شمشیر به دست شدم

انگار کسی به قدرت کشاورزی شما اعتماد نداره

میتونم کمک کنم؟ -نه

این وظیفه ی من هست

خودم فقط انجام میدمش

حالا چی کاشتید؟

.رویاهام

رویای ازادی؟

ازادی که باور من هست

میخوام مردم قدرت رویابافی داشته باشن

من میگم برای رویابافی نیازی به جرات نیست کمی باید شاد باشیم

چه شادی بالاتر از ازادی هست؟

چطور میخوایی تنهایی همه چیز رو تغییر بدی؟

یکی رو تغییر بده همه تغییر میکنن

البته اگه انسان اینقدر باشرافت باشه

در زندگی هر انسانی ...حداقل یک فرصت نصیبش میشه که

که از ضعفش عبور کنه و به سمت توانمندی بره

و به بهترین وجع شکوفا بده

شخصیتش رو تغییر بده ادم بهتری از خودش بسازه

من اینطوری اعتقاد دارم

نمیدونم براتون دست بزنم یا ازتون بترسم؟

این منم که باید از تو بترسم

چرا؟

چون بهت اعتماد کردم

.غریبه هستی

.میتونی دشمن هم باشی

...ولی وقتی بهت نگاه میکنم احساس میکنم

ادمی نگران رو میبینم که دنبال یک چیزی میگرده

.داره دنبال مسیرش میگرده

.میخواد ازادی رو پیدا کنه

شاید من پل ازادی تو باشم

و فقط زمان اینو میگه که تو بزرگترین کشف من هستی؟

. یا بزرگترین اشتباه من

.بهش فکر کن

.فکر کردم

مترجم : ياسين ارائه اي از وبسايت باليوود وان

"قبل از نیمه شب ، پاره ی اتش بر تن میکند" "شبی ساخته شده از حکایتی عربی "

"ملنگی درست مثله فیرنگی تلو میخوره"

"شب شیطانی شده"

"نگاهش درخشش کوه نور رو داره"

"کلا خیالباف هم هست ...ایول دوست من"

"از دوش شراب انگور برگشته"

"الان بهترین فرصت هست نزار بره"

"همه جا شور و شوق به پا شده"

"تا صبح نشده نهایت لذت رو ببر"

"با ضربه ی طبل قرش بده"

"شادی کن رفیق ، شادی کن"

"همه جا شور و شوق به پا شده" "تا صبح نشده نهایت لذت رو ببر"

"با ضربه ی طبل قرش بده"

"شادی کن رفیق ، شادی کن"

"قاضی میگه نوشیدن حرامه"

"ولی نوشیدن برای من اخر مرامه"

"هیچ کس اینجا دوست و یار من نیست"

"نوشیدنی تو دوستی گرفته نمره ی بیست"

"وقتی مینوشیم حس یه پادشاه رو میگیریم"

"چه صدایی بیاد چه نه بازم میخونیم"

"حتی اگه صدایی هم نباشه ریتمش رو میسازیم"

"اشتباهات نوشیدن قابل بخشش هست"

"قبل از غروب خورشید بهش سلام میدیم"

"برای ادم مست ، غروب هم همون شبه"

"اینقدر اشتباه میکنیم ، که حماقت بپا میشه"

"حالا منو دریاب ، دارم همه جا تلو میخورم"

"همه جا شور و شوق به پا شده"

"تا صبح نشده نهایت لذت رو ببر"

"با ضربه ی طبل قرش بده"

"شادی کن رفیق ، شادی کن"

"همه جا شور و شوق به پا شده"

"تا صبح نشده نهایت لذت رو ببر"

"با ضربه ی طبل قرش بده"

"شادی کن رفیق ، شادی کن"

داریم کجا میریم؟

یک قلمرو این نزدیکیا بصورت مخفیانه بهمون کمک میکنه

پادشاه دورگاپور جناب سنگرام سینگ هم کمک یار ما هست

برای انگلیسی ها تریاک پرورش میده

...سربازان ما

شجاعت زیاد دارن ولی اسلحه کم دارند

.امروز اون کمی رو جبران میکنیم

تمام مسیرها به اونجا ختم میشن پراکنده بشید

.هیچ کس نباید بفهمه

که ازاد در دورگاپور هست

.کمی اب بده داداش

قولت یادت هست ، فیرنگی؟

چطور میتونم فراموش کنم ، جناب؟

ولی شما بین مردم چیکار میکنید؟

من به سنگرام اعتماد ندارم برای همین نگران هستم

که اینطور! باشه من برم

!فیرنگی

از ازاد خبری نشد؟

...خبری که ازش ندارم

ولی خوده ازاد رو پیدا کردم

فقط یه درخواست دارم جناب خون و خونریزی نشه

.ساکت و اروم دستگیرش کنید

.و مطمئن بشید من بتونم فرار کنم

بعد از اشاره ی من تو فرار کن

من تنها کسی هستم که میدونم تو برای ما کار میکنی

بی دلیل شهید نشی باز

من حاضر نیستم بخاطر پدرم شهید بشم

ازاد کجاست؟

!سنگرام

!برادر من خدابخش

بالاخره باهات ملاقات کردم

چطوری ، سنگرام؟

قایق رو پر اسلحه و باروت کردم

حالا شما کلایو رو با خاک یکسان کنید

.بردگی از بین بره

دوستانی مثله تو باشه ازادی خودش میاد

هر چه زودتر باید به جنگش برید و کلایو رو از بین ببرید

قربان ، بدبخت شدیم

سربازها فهمیدن ما اینجاییم

چیکار میکنی سنگرام؟ شما گوش بدین

بخاطر دوستیمون قسمتون میدم که بیرون نیاید

...ولی سنگرام برای شما امن ترین مکان ، همینجاست

.خودم از پسشون بر میام

اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official

.انگار تو دردسر افتادیم

اره ، از چهار طرف محاصره شدیم

.فکرشم نمیکردم اینطوری بشه

.منم تعجب کردم

به چقدر منو فروختی؟

کم نگرفته باشی یه وقت؟

فریب توی خون من هست

و اعتماد تو خون من

از اینجا یکی زنده میره بیرون

فکر کردین چی هستین؟ خدایین؟

فکر کردی میتونی سرنوشت کسی رو تغییر بدی؟ یا خودش رو ؟

.در این دنیا چنین چیزی نیست

من نمیتونم از خودم ادم بهتری بسازم نیازی بهش ندارم

کارم راه می افته من خوشحالم

اینطوری نگاه نکنید هیچی نمیشه ، هیچی تغییری نمیکنه

.نه من ، نه شما و نه سرنوشت من

یه عده نمیتونن جلوی کمپانی رو بگیرن

من بردگی رو نمیپذیرم

تسلیم شو تا بزارن زنده بمونی

!اونجارو ببین

فکر کردی اینا اومدن که مارو زنده دستگیر کنن؟

!اتش

!خدابخش

!ظفیرا

.برگرد پیش من ، عروسک من

.برگرد پیش من ای عزیزکم

ای خلخال نقره یا من برگرد پیشم

.چند روزه خوب میشه

...ولی نزار داخلت زخمی ایجاد بشه

.چون تا ابد خوب نمیشه

از الان نباید بزاریم یک لحظه هم کلایو ارامش داشته باشه

خوابش ، غرورش و لبخندش

.همه رو ازش میگیریم

...به خدابخش قسم میخورم که

...از الان استراحتی نمیکنم

.تا وقتی که کلایو به خاک سیاه بشینه

. اون میخواد روح مارو به بردگی بگیره

.ما اونو از زندگی ازاد میکنیم

!ازاد

!ازاد

ازاد

چطوری داداش؟

رام کلاوان ، حالت خوبه؟

سلام جناب چی تو رو به اینجا اورده ، فیرنگی؟

اومدم تا جایزه ام رو بگیرم

.میدونم شما سمت من نمیاید

.پس فیرنگی تو هستی

!سرورم

.کوچیک شما هستم قربان

بین چاپلوسی و احترام فرق خیلی زیاد هست

.من هرو تارو انجام میدم ، جناب

راستش رو بخواید ، هدف اصلی ما دیدن شما در اینجا بود

جایزه ت رو دریافت میکنی نگران نباش

فعلا من باید برم

میدونم قربان ، جشن بزرگی به پا کردین

ولی خبرهایی دارم که شما از شنیدنش حیران میشید

چه خبری؟

.اگه بگمش ، شکمم خالی میشه جناب

یه چیزی بخورم خبر خودش میاد بیرون

شما کارتون رو انجام دادین

...منم انجام دادم

بعد از دادن جایزه هم من به راه خود ، شما به راه خود

برای گفتن این این همه مارو نگه داشتی؟

برو گمشو

تو ، برو اونجا

قربان ، ازاد نمرده

غیرممکن هست من خودم دیدم

حرف شما درسته

منظور؟

.ازاد مرده

.ولی ازاد زندست

.داری سر به سرم میزاری

ازاد یک انسان نیست قربان

ازاد یک طرز فکر هست یک هدف هست

فکر کنید یک بیماری هست

هر کسی میتونه بهش مبتلا بشه

یکی بمیره 100 نفر جاش رو میگیرن

ازاد در دل مردم مثله خدا جا شده

پس نگرانی شما نباید هنوز از بین بره

هنوزم در خطر هستید شاید از قبل بیشتر

منم گفتم بیام ، بهتون خبرش رو بدم

این ارتش ازاد کجاست؟

ببخشید جناب ...ولی

شنیدم کمپانی زمین 200 هکتاری در کیسانگا داره

و میگن تو این دوره کسی که پنجاه هزار سکه طلا داشته باشه ، خیلی بهش احترام میزارن

مگه نه؟

قیمت زیادی بالا نیست؟

دارم ازادیم رو میفروشم جناب لطفا چونه نزنید

...فیرنگی

.قبول میکنم

نقشه ی ارتش ازاد

قربان شریک احمق من توی زندان شما جا خوش کرده

الان اینقدر شما بهش غذای مفت دادین من چطور تا اونجا ببرمش

اینبار سعی کنید فرار کنید وگرنه هر دوتون کشته میشید

...قربان خیلی خوب فیرنگی

.تو همراه ما بودی

.ما فراموش نمیکنیم

قربان ،خیلی عوضی رو به انگلیسی چی میگن؟

-حرومزاده -اون منم قربان ، از ملاقات با شما خوشحال شدم

.الان ما یک دو سه ضربتی میریم

حرکت کنید جناب ارباب

این ادما خیلی خیرخواه هستند

.و شرابشون هم حرف نداره

فیرنگی ، تو خوب هستی یا بد؟

.من از خوب و بد فراترم .زنده ام

.اون از همه مهمتره

یا تو خیلی بزرگی یا خیلی عوضی

من عوضیه بزرگ هستم

.اون سیگنالش بود

تمام افراد ، به سمت نشانه حرکت کنید

!بچرخ

!توپ هارو اماده کن

مواضب باش

.فیرنگی

کارت درست نبود فیرنگی ما رو فریب میدی؟

دیگ به دیگ میگه روت سیاه

بخاطر شما سره خیلی ها رو شیره مالیدم

.امروز یه ذره شو به خورد خودتون دادم

برو به جناب کلایو بگو که ایمان یک هندوستانی مثله پان نیست که بعد از خوردن تفش کنیم

..ایمان ما گردن دشمن رو میگیره

و تا وقتی اخرین نفسش رو نکشه گردنش رو ول نمیکنه

ممنون ، خداحافظ یک دو سه گمشو

ازاد

فیرنگی فیرنگی

!فیرنگی !فیرنگی

سانیچار

از جهنم نجات کردیم

الان دیگه این مسیر زندگی من هست

...حتی اگه جونم هم بره مشکلی ندارم

حالا که معنای عزت نفس رو فهمیدم هرگز ولش نمیکنم

.خیلی ازت ممنونم

.ازاد من تو هستی

.تو منو از مسیر اشتباهم در زندگی ازاد کردی

حالا این عزت نفس کی بیخیال تو میشه؟

.خودتو به کشتن میدی

پس فیرنگی نقشه ی اشتباه رو بهمون نشون داد

فکر میکردم بهش اعتماد داری

من به بیشرافتیش اعتماد داشتم

پس ازاد یک ادم جدید گیرش اومده

!خیلی عالی

اشتباه از من بود ، قربان

اشتباه رو که فیرنگی مرتکب شده

.و خوده فیرنگی هم مجازات میشه

قرار مخفیگاهش رو نمیدونیم کجاست از کجا دستگیرش کنیم؟

منو کجا میبرید؟ ولم کنید

چطوری ، بوره لال؟

هنوزم به اون دوست خائنت فیرنگی فکر میکنی؟

منو صدا زدی؟

درباره ی تو اشتباه فکر میکردم

اینکه بهت اعتماد نمیکردم اشتباه از من بود

شک کردن به شجاعت و فطرت تو

.اشتباه من بود

الان از خودم عصبانیم

کلا ادم خشنی بار اومدم اگه بخوام هم نمیتونم مهربون باشم

اینطوری بزرگ شدم ، چیکار کنم؟

کلایو ، انتقام و خونه بجز اینا به هیچ چیزی فکر نکردم

انگار توی رگهام خونی نیست بلکه زهر هست و این زهر قدرت من هست

ولی شاید نیازی به این همه خشونت نیست

شمشیر ازاد هست

.از امروز تو یکی از افراد من هستی

...این نشان اعتماد و اعتقاد

.و دوستی بین ماست

...از امروز وظیفه ی این به دوش تو هست

.و وظیفه ی دوستیمون هم همینطور

نیازی نیست اینطوری بهم زل بزنی کاری که قرار بود رو انجام دادم

تمام شد؟ کلایو رو به گریه انداختم

حالا چی میخوایی دیگه؟

...راستش رو بگم

خوبی های درونم دیگه تموم شدن

.برای همین باید از اینجا برم

اینو باش ، دارم حرف میزنم تو میری؟

به انسان ها اعتمادی نیست اخه

اگه دوباره همون حرومخوریم برگرده چی؟ بیا اینجا

.خوبی کردن من کوتاه مدت هستن

میترسم دوباره اون فیرنگی عوضی از درونم بیاد بیرون

"هر جا قدم بزارم" "بشه بدبختی برای بقیه"

"هیچکس باور نمیکنه که چیزی اینجا رشد کنه"

"یک نقر رو تغییر بده ، همه باهاش تغییر میکنن"

!ظفیرا

!بیما

!ظفیرا

چی شده؟

کشتی های کمپانی بهمون حمله کردن

دارن بهمون حمله میکنن عجله کنید

قربان ، میتونیم بیشترشون رو دستگیر کنیم

چی؟ بنظر خودشون رو تسلیم کنن

کی اینو گفته

بزنید دخل همشون رو بیارید

!همه برید بیرون

!بچه رو ببر بیرون

عجله کن ، برو

عجله کن

سریع باشید ، باید زودتر بریم

تو مارو نجات دادی اگه نبودی ، همه بیخبر میمردن

ناجی اصلی من نیستم یکی دیگست

مترجم : ياسين ارائه اي از وبسايت باليوود وان

بدبختی جدید برو حلش کن

چرا اخماتون تو همه بخورید بابا

بیا ، جایتین بی

ایناهاشش ثریا

ببخشید ، بیخبر اومدیم

کاروان عروسی اوردی؟

ثریا جان خیلی شوخ طبع هست

بیا اینجا ببین چی برات اوردم

یکم صدات رو بیار پایین

با خودت چی فکر کردی؟ مفت به مهمونات غذا میدیم؟

بیچاره تو دردسر افتادن

وقتی تو دروغی میزنی اول از همه من متوجهش میشم

کی دروغ گفتم؟

تو دردسر افتادن ، مسافر هستن - برای کمک اومدیم

ولی شما باید بدونید .که به چه کسی دارید کمک میکنید

..دارم براشون توضیح میدم

ما ارتشی ازاد هستیم .برای سرمون جایزه هم گذاشتن

.دوستی با ما برابر با مرگ هست

!اینطوریام نیست -بزار حرف بزنه

.بابت صداقتت ممنونم

ولی چرا باید بهت کمک کنم؟

چونکه کلایو در مراسم دشرا یک جشن بزرگ برپا کرده

چونکه این جشن بدون شما انجام نمیشه

و این اخرین موقعیت برای ماست تا به کلایو برسیم

درست یا غلط تصمیم با شماست

بردگی برای هیچکس خوب نیست

نه برای خودی ها و نه برای بیگانه ها

ولی کاری که تو میکنی دل و جرئت میخواد

.منم از ادم با دل و جرئت خوشم میاد

...به هر حال

مراسم دشرا هست ...باید راوان (شیطان) رو بسوزونیم

.اتیشش مارو هم گرم میکنه

...اقایان و جناب کلایو

ما اومدیم تا جلوی شما اجرای زیبامون رو به نمایش بزاریم

...فرقش اینه که

با دیدن این ، شاید چشمان شما تاب دیدن زیبایی دیگری رو نداشته باشه

.به دلتون بسپاریدش جناب

...چون با گاهی با دیدن ادای ما ، مردم جانشون رو هم دادن

جشن امروز بسیار باشکوه هست

فردا مراسم دشرا هست زمانی که خوبی بر بدی غلبه میکنه

...راوانی که تا امروز شمارو ازار میداد

.با مرگ روبه رو خواهد شد

ولی این شیطان راوان کی هست؟

در روناکپور امروزه یک شیطان راوان وجود داره

!آزاد

...قبل از اجرای ثریا جان

...من بهتون

...رهبر قاتلان هندوستان رو

.ازاد رو پیشکش میکنم

بعنوان ملوان خدابخش هم شناخته میشه

.رویای شهادت در سر داشت

نجات پیدا کرد .تا عدالت الان برقرار بشه

...در این مراسم دشرا

بهمراه سر راوان سره این قاتل هم زده خواهد شد

..شیطان راوان از خاک خود ماست

.و ما اونو از بچگی میشناسیم

ولی در شناخت ادمایی مثله شما خیلی سهل انگاری کردیم

...در این محفل

.قاتل اصلی تو هستی کلایو

نمیتونی از مجازاتت فرار کنی ، خدابخش

ترجمه شنيداري : ياسين وبسايت باليوود وان

"ازادی اگر گناهه ، مجازاتش رو قبول میکنم"

"الان هر چی بشه ، خواست خدا خواهد بود"

"...بابا"

"عروسکم رو پس بده ..."

"تاب حیاط رو بهم بده"

"دختری که شاخه ی درخت رو در دست داشت"

".پابند نقره ای هم بر پا بسته بود"

"در یک دستم اتش هست" "در دست دیگرم ساز هست"

"عادت کردم به فقط بخندم" "حتی اگه غم و اندوهی بود هم بهش بنازم"

"امروز با وجود غم کل محفل رو فدای خودم میکنم"

"تا وقتی به هدفم نرسم ، جان از جسمم جدا نمیشه"

"هر چه خواست خداست"

"هر چه خواست خداست"

"سرنوشت ما همونچیزی میشه که خواست خداست"

"هر چه خواست خداست" "هر چه خواست خداست"

"ستارگان در هم شکسته با نور خدا میدرخشند"

"این بندگی چند روزه هست" "جسمم بهش سلام میده"

"اما روحم تا ابد ازاد هست"

"...ما ماله این جا نیستیم"

"ما متعلق به جایی هستیم که"

"که اسمانش همیشه اباد هست"

"وقتی رشد کنیم ، پژمرده میشیم"

"این داستان ماست"

"با غایق غرق شده باید از دریا عبور کنیم"

"این زندگی ماست"

"دینم رو به زندگی هر طور شده ادا میکنم"

"تا وقتی به هدفم نرسم ، جان از جسمم جدا نمیشه"

"هر چه خواست خداست"

"سرنوشت ما همونچیزی میشه که خواست خداست"

"هر چه خواست خداست"

"ستارگان در هم شکسته با نور خدا میدرخشند"

"...بابا" "عروسکم رو پس بده ..."

"تاب حیاط رو بهم بده"

"دختری که شاخه ی درخت رو در دست داشت"

".پابند نقره ای هم بر پا بسته بود"

. یه نگرانی دیگم برامون اضافه شد

ایشون میخواست سره شمارو منفجر کنه

ولی در زمان درست تفنگ فریبکار از اب درومد

ولی قربان ،استاد فریبکاری من هستم

ملوان فرنگي، روستاي رسول‌پور منطقه فاتح آباد عواد

!فیرنگی

.کل ارتش ازاد همینجان

همشون رو دستگیر کنید ببینید اونجا هستند

!بگیریدش

چیکار میکنی ، فیرنگی؟

.کاره خودم رو میکنم

محافظت از ارباب وظیفه ی من هست

در ضمن ، اسم من فیرنگی (خارجی) هست

دقیق نگاه کنی ، قیافم هم شبیه اوناست

قربان ، بنظر در دنیای قبلی ما با هم یه ارتباطی داشتیم

شما پدر ما بودین و ما هم سبد شما

...قربان

اینم کل ارتش ازاد

قربان اینبار فقط جایزه کارساز نیست اون چیه به انگلیسی بهش میگید؟

مدال ! ازه

این دفعه مدال حتما بهم بدین

نگهش دار داداش

خیلی خطرناک هستش

!فیرنگی

تو چت شده؟

...یه چیزی بگم ، ظفیرا

انسان باید همیشه امید فریب رو داشته باشه

دو چیز باقی مونده مرگ و فریب

برای هر کس در زندگی این دومورد یکبار هم که شده پیش میاد

قربان شما نمیدونید که ...جایی که شما نشستید

.این قلمرویی که دارید بهش رسیدگی میکنید

.یک وارث بیشتر نداره ، اونم ظفیرا هستش

تنها دختر میرزا سیکندر

.اون زندست

!خیلی عالی

همه ی قاتل ها زیر یک سقف جمع شدن

بخاطر همین بود مارو فریب دادی؟

قربان ، من گفته بودم کل ارتش ازاد رو براتون میارم

فقط شما جایزه ی مارو فراموش نکنید

جناب میرزا درست میگفتن ، فیرنگی

بزرگترین دشمن یک هندوستانی خوده هندوستانی هست

جناب میرزا درست میگفتن ولی شما دارید اشتباه میگید

قربان ببخشید ، دهن کوچیکم زیادی تکون میخوره

شما بفرمایید بشینید

اسم جناب کلایو باید بخشنده میبود

...ایشون دارن میگن که

.زندگی ظفیرا الان در دست شماست

.یه کار کوچیک باید بکنید

هر کسی که تاحالا برای ازاد کاری کرده

...یا در دلش شوق همکاری با ازاد رو داره

.بی صدا خودش رو تحویل ما بده

تنها نجات زندانیا و ظفیرا فقط همین هست

اگه نه که ازاد جلوی چشم شماست فردا دیگه اصلا وجود نخواهد داشت

!حالا برید

برید غذای خوشمزه زندان کلایو رو میل کنید برید دیگه

تو از چی ساخته شدی؟ حتی جهنم هم برای تو راهی نداره

یک دو سه خفه شو ، عوضی

!ظفیرا

اینا همشون بخاطر ظفیرا اومدن

.اصلا هندوستانی هارو درک نمیکنم

...همشون رو دستگیر کنید

و ظفیرا ؟

...سره صبح

.اعدامش کنید

کی هستی؟ برادرست هستم ، بازش کن

بیاید همه شیرینی بخورید جشن گرفتیم

برای همه شیرینی اوردیم

به همه بده بخورن اره

اینا تبرک شده هستن

بخورید و حالشو ببرید

رفیق بازی خوب نیست دلم میخواست به تو هم یکی بدم

ولی چرا حرومش کنم پس بیخیال شو

سلام ، قربان

شیرینی میخورید؟

خوشمزست همه دارن میخورن

شما طوری نگاه میکنید انگار میخواید بجای شیرینی مارو بخورید

بیا داداش ، برو حالشو ببر

بزار ما صحبت کنیم

...عمو ، موضوع اینه که

میدونم شما از دست من عصبانی هستید

فرق زیادی بین حرف زدن و عمل کردن بهش هست

من یه چیزی میگم ولی کاری دیگه انجام میدم

شما ازم خواستید که مراقب ظفیرا و ازادیمون باشم

...خداییش تا حالا چنین کاره سختی تا حالا نکردم

اونم برخلاف ذات واقعیم خدا رحم کنه

هر چی زور داشتم زدم

ولی داشتم خودم رو گول میزدم

ولی بعدش شمارو زده دیدم

خوده واقعیم برگشت درونم

وگرنه من که داشتم مسیر درست رو میرفتم

سرنوشتم رو فراموش کرده بودم شمارو دیدم به خودم اومدم

برای دادن یک شیرینی داستان به این بزرگی رو بافتی؟

.یکی بهم بده

شما میخورید؟

بهتون گفته بودم

از دست من زهر هم میخوره

!بفرمایید

!نه ، نه ،نه

!عجب حرکتی

من شیرینی رو بیارم و شما بهم حمله کنید

مبارز درون شما هنوزم زندست

با وجود دستبند هم بازم یه راهی پیدا میکنی

شما از مرگ نمیترسید برای همین مرگ هم نزدیکتون نمیاد

و منم اینطوریم ، که حتی از زندگی هم میترسم و مجبورم فریبش بدم

ولی امروز موضوع زندگی ما نیست بلکه بحث سره مرگ شماست

فقط با زبونت میخوایی منو بکشی؟ یا سلاح دیگه ای میاری؟

!سلاح زمان رو دارم

.از زمان سلاحی بزرگتر نداریم

..پیشگویی بهم گفته که

در ساعت 10:05 دقیقه شما کارت تموم میشه

ساعت جناب کلایو رو دزدیدم ولی نمیتونم بخونمش

شما زمان رو بهم بگید بقیه ش با من ،یه دقیقه ای کارتو میسازم

حداقل من با شمشیر خودم میمیرم

.شما چشمات به ساعت باشه

!به وقتش عمل کرد

شربت جادویی جایتون بی خوب عمل کرد

ما اومده بودیم که کلایو رو بکشیم

ولی وقتی شمارو دیدم ذهنم به کار اومد

...و فکری به سرم زد

همه ی افرادت توی زندان پیش هم هستن

شما هم گفتید ، "وقتی با هم هستیم ازادیم"

.ولی من نیستم

چی؟

.من ازاد نیستم

.اینطوری نگید ، من میدونم که اسم شما خدابخش هست

میگم دست هام بستن الان ازاد نیستم

...و اگه یک کلمه دیگم حرف بزنی

.دیوانه میشم

منو اذیت میکنید ، عمو

منتظر چی هستی؟

برای در اغوش گرفتن هم دعوتنامه میخوایی؟

!قربان

!ظفیرا

!ظفیرا

چیکار میکنی دیوانه؟ داستانمو بشنوی اشکت درمیاد

هرموقع بهت راستش رو میگم میزنی تو گوشم

فیرنگی ، یک کلمه م حرف نزن

.برای حرف زدن وقتی نداریم

!شما برگشتین

.هدف گیریت اینقدر بد هست

.مجبور شدم از جهنم برگردم

کدوم احمقی بهت اموزش داده؟

اینو فراموش نکنید باعث و بانی اینا من هستم

من همینطوری یاداوری کردم شما خودتون فهمیده هستین

یه تونل اینجا هست ...که مستقیم میره به

همه ی افراد اینجا هستن بیما و همه هستن

شما هرچه سریعتر برید و به کلایو یه درس حسابی بدین

و تو؟

من درد زانوم خیلی زیاد شده

شما نگران نباشید من همینجا استراحت میکنم

یه چیز صد در صد هست در سینه ی شما دلی وجود نداره

تا وقتی من شهید نشم شما دوتا اروم نمیگیرید

میدونستم که شرارت تو زودگذر هست

تو مستی؟

یکی از شیرینی های تو رو خوردم

احمق ، الان چطور میخوایی مبارزه کنی؟

ازادی راه و روش خودش رو داره منم روششو بلدم ، بریم

همه میمیریم

مردم میگن ، وقتی برای جنگ میری همه چیز رو فراموش کن

ولی امروز باید کل گذشته رو به یاد داشته باشیم

کلایو خیلی بهمون لطف کرده الان نوبت ماست جبران کنیم

!پیش یه سوی مبارزه

!اماده باش

!پیش یه جلو

!ازاد

اتش

کشتی من رو اماده کن

تو برو بالا

!ظفیرا

قربان ، شلیک نکنید

من بچه های کوچیک دارم

شما میدونید که من چقدر از جنگیدن متنفرم

الان از جلوی چشماتون گم و گور میشم -کافیه دیگه

فریب دادن ما و خودت کافیه -نه قربان

در زندگیت برای اولین بار در مسیر درست قدم برداشتی

در همین مسیر بمون فیرنگی

قربان شما که هندوستانی از اب دراومدین

از داخل شبیه هندی ها هستین ولی بیرون کمی خارجی مدلی هستین

!فیرنگی

واقعا نمیشه بهت اعتماد کرد

شما هم ادم درستی نیستید ، حقیقتا

تو هندی ها رو با دستای بسته شناختی

حالا از قدرت دستان بازشون لذت ببر

نمیزارم به کشتی برسی جناب کلایو

مترجم : ياسين ارائه اي از وبسايت باليوود وان

بهترین های هند در بالیوود وان Bollywood1.xyz

!ازاد

!ازادی

...فیرنگی

هم

اونجا چی شد؟

داره سحر میشه

جدید ، زیبا

.کامل

فيلم هاي بيشتر و سفارش زيرنويس در باليوود وان

اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official

!زنده باد ظفیرا

زنده باد ظفیرا

ظفیرا پرسید : فیرنگی کجاست؟

نه ، اون الان دیگه رهبر هست

.امید جدید مردم هست

کارش رو هم درست انجام میده

اگه بمونم باعث ضعفش میشم

!ازاد

!ازاد

دنبالت میگرده

نه اییی

حتی بعد از فهمیدن اینکه تو کشتیش رو دزدیدی

میاد دنبالت داداش ، میاد

.حتما میاد دنبالت

براش یه پیروزی به ارمغان اوردم جانش رو نجات دادم

به هر حال ، کشتی رو خودم ازش گرفتم -دروغه

!قسم به مادربزرگم

قسم به چی ؟ قسم به زنده بودنش یا قسم به مردنش

از کی تا حالا تو راستگو شدی؟

اون دوست داشت میتونستی پادشاه بشی

منم وزیر شما میشدم

ولی نه ، تو سرنوشت من اومده که با تو وقتم رو طلف کنم

ببین رفیق ، ازدواج یعنی مرگ عشق

و رابطه بین دو طرف هم باید برابر باشه

بین من کجام ببین ظفیرا کجاست

اینطوریام نیست تو خودت رو کم فرض نکن

من که خیلی بزرگم دارم ظفیرا رو میگم

.فیرنگی

مثله قدیما دوباره رفیق فاب هم شدیم

خیلی خوشحالم از این بابت

کسی نباید بین دوستی ما بیاد

تو هم به چه چیزهایی فکر میکنی

تقدیر میگه اون بهت اسیب میزنه

بزار من به حسابش برسم

ثریا ، تو اینجایی؟

از دیدنت خوشحالم

وقتی تمام جواهراتم رو دزدیدی چاره ی دیگه ای نداشتم

.حرامخور

ندزدیده بودم فقط ازت قرض گرفته بودم

به هر حال زیبایی اصلی یک زن به شرم و حیاش هست

تو از شرم و حیا چی میدونی؟

کلمه ی شرم بر زبان تو خودش به شرم میاد

وقتی از تو کتک میخورم دلم به جوری شاد میشه

به اون دل نمیگن عزیز دل من

اگه حرفای عشقولانه ی شما تمام شد بادبان رو بکشیم؟

.قراره کجا بریم

میریم کلکته

چی ؟ اون گفت میریم مدراس

نه میریم کلکلته

چرا کلکته ، اونجا چخبره؟

میخوام از بازارش خرید کنم

فیرنگی ، کجا میریم؟

...جایی که بهش بهشت هم میگن

و فقط ثریا نه بلکه زیبارویان دیگه ای میرقصن

یک دو بریم تو کارش بزن زنگو ، بریم دیگه

پیراهن گشاد و شلوار تنگ

دوستان ، کشتی ما مستقیم میره به انگلستان

که بهم انگلیس هم میگن

این سفید پوستا خیلی مارو غارت کردن ...الان نوبت ماست

قسم به مادربزرگ که اگه در عرض چند ماه کشورشون رو غارت نکنم اسمم فیرنگی نیست

!زنده باد خدایان

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.