All language subtitles for Thugs.Of.Hindostan.2018.DVDScr.Fa.BollyCine.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

هندوستان، سال 1975

کمپاني هند شرقي بريتانيا بعنوان تُجار اومدن اينجا

اما حالا اين کمپاني به ما .حکومت مي‌کنه

.کُلي قلمرو رو دونه دونه تصرف کردن

!تمام کشور غلام اونا شدن

فقط روناکپور آزادي‌ش رو حفظ کرده

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کنند Www.Bollycine.Info

از خونه‌ت محافظت کن

کيه؟ حدس بزن -

دختر شيرين و شيطون روناکپور !خانم زفيرا

چيکار مي‌کني؟ دندونش رو درست مي‌کنم -

دو تا از دندوناش رو در دوسرا از دست داد

!دوباره در نيومدن

اين کيه؟ خدابخش -

من چي؟

شما و مامان داخل استراحت مي‌کنيد اسلم داره کتاب ميخونه

من و خدابخش از کاخ حفاظت مي‌کنيم

بريم خونه سرباز شجاع من؟ نه -

بيا بريم خونه وگرنه مادرت !دندوناي من رو مي‌کِشه

آدم که از زنش نميترسه

بيا بريم

بدش به من چيکار مي‌کني؟ -

اجناس من رو خراب نکن !بزن به چاک پيري احمق -

من آدم فقيري هستم برام مهم نيست -

چه خبره؟

اين چه وضعيه؟

قربان اونا دارن اجناس من رو بدون پرداخت پول ميبرن

ميگن طبق قوانين کمپاني شرقي هرچي بخوان رو ميتونن بردارن

کمپاني اينجا هيچ قانوني نداره

.و هرگز نخواهد داشت

اعليحضرت زنده باد

!بزنيد به چاک. ديگه هم صورتتون رو نبينم

بريد

خداوند اعليحضرت رو حفظ کنه

حرفي زدي؟

نه

اگر خطرناک بود پس چرا اسلم رو با خدابخش فرستادي؟

بايد مي‌فرستادمش

!خدابخش يه دلاوره اما اسلم يه پسر بچه‌س

!پسر من که هست

چه لزومي داشت؟

اگر الان شجاعت به خرج نديم !يقينا به غلامي مي‌اُفتيم

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا

اسم و خدابخش به دورگاپور رفتن تا کمک بيارن

اما برنگشتن، ديگه صبر کردن !فايده‌اي نداره

دوستان

بايد به کاخ کمپاني شرقي حمله کنيم و تصرفش کنيم

..اگر الان کاري نکنيم

کلايو ما رو درست مثل بقيه قلمروهايي !که گرفت، برده خودش ميکنه

فردا اين پرچم ميره بالاي کاخ کمپاني قرار مي‌‍گيره

اعلبحضرت، لطفا بياين

مثل يه ميهمان بهش خوش آمد ميگم

اما اگر بهتون علامت دادم

!يعني ميهمان نيست بلکه دشمنه

درود جناب ميرزا، ببخشيد که اين موقع شب مزاحم شديم

جناب کلايو، فقط دشمنان هستن !که مزاحم ميشن

چه کمکي ازم بر مياد؟

به دوستي بين خودمون فکر کردي؟

شما با ظاهرسازي دوستي بردگي رو مي‌فروشي

ما تاجر هستيم جناب ميرزا

!فروختن کار ماست

در صورتيکه دنبال تخت شاهي هستين

..در آينده

تُجار قدرت پشت حکمرانان خواهند بود

شما هم طالع‌بين هستين؟

نه، فرصت‌طلب هستم

مي‌تونم فرصت‌ها رو ببينم و حقيقت رو بو بکشم

واقعا؟

ميدونم که مثل برخي کلمات که در شعر نهفته ميشن، حقيقت رو پوشوندي

..مثل فنجون چاي شما

که عطر قدرتمندش در قلمروي شما ..بوي يه چيزي رو مخفي کرده

!باروت

و بزرگترين راز در اين قطعه مخفي شده

..در غروب دو روز ،..در شبي که ماهي در آن نيست

.سوار بر اسب به کنار گنهکاران مي‌آيد

بيشتر از اين که شبيه به شعر باشه

.عين يه توطئه‌ست

شعري که خوندي رو پسرم اسلم نوشته بود

اين خلاف حرف تو رو ثابت مي‌کنه

اين کتاب پيش اسلم بود

حالا که کتاب پيش توء فقط يه معني ميده

پسرم اسلم شهيد شده

تاس دست توء

همينطور جون من

براي همين يه چيزي هست که بايد نشونت بدم

!اسلم

بابا

بيا دوستي کنيم جناب ميرزا

!دشمني خوب نيست

به چيزي که مي‌خواستي رسيدي حالا پسرم رو آزاد کن

قطعا

آزادي

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

!خدابخش

!زفيرا

!بابا

آدمکشان هندوستان

يازده سال بعد

رام کلاوان، حصار رو بيار پايين

تا وقتي نگفتم نکشش بالا

اين جاده ديگه مال کمپاني شرقيه

هرکس بخواد ازش رد بشه بايد عوارضي بده

نفري بايد بدين، چند نفرين؟

چهل تايين؟ چهل آنا بيا بالا

همونجا وايسا

وايسا

نمي‌بيني عوارضي گذاشتيم؟

ميخواي از جاده رد بشي؟ عوارضي بده

عوارضي؟

اينجا مال کمپاني شرقيه

هرکي بخواد ازش استفاده کنه بايد پول بده

هر نفر يه آنا

نوکر يا ارباب؟

چي؟

اگر ارباب با نوکرانش در حال سفر باشه

کي بايد پول بده؟

ارباب بايد بده ديگه پس کي بده؟

پس لطفا از اربابم پول بگيريد

اربابت کيه؟

..رُزي که تو گلستانه ..گوهري بين گوهران

نواب فيدروالدين حکيم‌الدين خان صاحب بزرگ

ارباب، پولشون رو بده تا از شرش خلاص بشيم

مزخرفه! به يه خر ميگي نواب؟

بهت شلاق بزنم تا ديگه زر نزني؟

بازرس

قضيه اونطوري نيست که به نظرتون مياد

اينجا رو ببينيد

ايشون نواب و ارباب من هستن منم خدمتکارشون

شايد شما نبينيد اما ايشون نواب هستن

وقتي کمپاني شرقي اومد کلي از شاهزاده‌ها تبديل به خر شدن

خر هستن ولي ظاهرشون نه

بازرس، اون لطيفه‌گوء

اين چيزي که شما ميگين بذله‌گويي من عين روز روشنه

ايشون چشمان تيزي دارن

و ايشون نواب کجاست؟ چمن‌پور، صاحب -

اون به کمپاني سفيد اعتماد کرد

و حالا بايد براي استفاده از جاده خودش پول.. عوراضي بپردازه

بايد عوراضي بپردازه

بسه

داره ديرمون ميشه بذاريد من عوارض اون رو ميدم

ارباب

من صدقه قبول نمي‌کنم تا قرون آخرش رو ميدم

باهاتون همراه ميشم و سرگرم‌تون مي‌کنم

و اين مسير براتون کوتاه ميشه

آدم سرگرم‌کننده‌ايه اسمت چيه؟

ملوان فرنگي

اهل روستاي گوپال‌پور بخش کاونپور، آواد

دست پخت من کاري مي‌کنه انگشتانتون رو بخوريد

خيلي خوبه فرنگي

چيز بهتري برامون نداري؟

وقتي که اين رو مي‌نوازم

اگر خوش شانس باشيد پري‌ها ظاهر ميشن

نکشيدشون، غارتشون کنيد و بعد هم ولشون کنيد

اين دزدا خيلي بي‌خيالن انگشتر اين رو يادشون رفته

بهتره وانمود کني مُردي وگرنه واقعا ميميري

هفت مسافر بودن که هر کدوم نزديک 5 روپيه داشتن، کلا شد 35

بهم 35 سکه خوشگل نقره بده

و يه آنا براي عوارضي

داري ما رو غارت مي‌کني؟

!!!آدميم ها !کُلي پشت سرشون راه ميرم

داريم از ارزش جون يه آدم حرف ميزنيم !نه يه گوني پياز

بالاتر نميرم

ـ30 و اون دو کيسه برنج هم مال من

شمردين قربان؟ همه هستن؟

آره

حرف فرنگي عين طلاست (خالصانه‌ست)

،گفتم 20 تا آدمکش و يکي اضافه هرگز يکي کم نيومده

تو حساب کتاب کارت درسته

و هر آدمکش ميشه 10 تا پس ميره واسه 200

توافق ما 100تا بود

قربان، به اون همه عوضي که تحويل‌تون دادم فکر کنيد

من سرم رو بخاطر شما بخطر انداحتم

بايد بگي: پسرم فرنگي، بيا اينم 200تا و اين 100تا هم انعامت

خيلي خوبه، وايسا تا ارشدم بياد

صاحب

حتي مرگ هم نميتونه مانع من بشه من بايد فورا برم رسولپور

چه مصيبتي پيش اومده؟

مصيبتي نيست

مادربزرگم فوت شده

به شما قول داده بودم پس اول کار شما رو انجام دادم

بايد برم مراسم آخرش رو انجام بدم

خيلي خب

مادربزرگ عزيزم

مادربزرگ، چرا ترکم کردي؟

نواب به خاطرم بيار

براي مادربزرگ صدقه بدم

هميشه به درد من خورده

اونجا رو ببين خاليه -

ممکن نيست، دوباره ببين حرفم رو قبول کن -

چه خبره؟ قربان، قبول نميکنه محموله من رو بار بزنه-

رسيد داري؟ خاليه -

چي بار ميزني؟ اين -

!حيرت آوره

حکوم سينگ

کاپيتان بايد همين حالا حرکت کنيم -

محموله‌ي من؟

با کشتي بعدي

بياين بيرون، زود باشيد

اين يارو کيه؟ يه هنديه.. دشمن ماست -

اسمش آزادــــه

!آزاد.. آزاد.. آزاد

!شنيدن اسمش حالم رو بهم ميزنه

کاش که صاعقه بزنه بهش

جرأت کرده که در قلمروي من شما رو تحقير کنه

قربان، شما نگران نباشيد

من شخصا کاري مي‌کنم که آزاد بهاي سنگيني براش بده

آزاد براي تو يه ياغيه

براي من يه آدمکُشه

نميدونم مردم چرا از ته دل براش اينقدر احترام قائلند

و در دل تو؟

شنيدم قلمروي تو در دروگاپور به آزاد کمک ميرسونه

همش دروغ محضه قربان

اربابم جناب کلايو خبر دارن که چقدر بهشون وفادار هستم

بايد تو اين جنگ با آزاد ما رو ياري بدي

ما آتش رو با آتش جواب ميديم جناب کلايو

آزاد رو فراموش کنيد ..اگر کسي حتي اسمش رو بياره

مستقيما ميره زندان

ممنون

اما قربان، ما براي اين نبرد به سلاح و مهمات نياز داريم

بايد ترتيبشون رو بدين

.حتما ممنون قربان -

سلاح و مهمات ممکنه برسه به دست آزاد

من به سانگرام سينگ اعتماد ندارم

به هيچکدومشون اعتماد ندارم

..براي شکار ببر

!به يک بُز طناب به گردن نيازه

مردم آزاد رو به چشم ناجي مي‌بينند

و يه بز قرباني نميتونه يه ناجي رو به تله بندازه

حيوان ديگه‌اي پيشنهاد ميدي؟

در ظاهر انسان از داخل حيوان

!و ذاتا فرنگي

گمشو ببخشيد -

بيا ثريا جان

ثريا جان

ثريا جان

ثريا جان

ثريا جان

ثريا جان

ثريا جان

ثريا جان

چيکار ميکني ثريا؟

مردان سفيد پوست دارن از کنترل خارج ميشن

نظرت چيه من رو بپوشي؟

بزن.. بازم بهم سيلي بزن

اما وقتي داستانم رو بشنوي !گريه مي‌کني

مادر بزرگم مُرد، چيکار مي‌کردم؟

!يا الله، مادر بزرگت؟

!چقدر بهم عشق مي‌ورزيد

!بدون شک

تعجبي نداره که بخاطر تو چهار بار تا حالا مُرده، مرتيکه حرومي

قبلا مادر بزرگ رو کشتم؟

سري قبل مادر بزرگ طرف مادرت بود

برو رو گنجه‌ي مادربزرگ بشين

ثريا، چيکار مي‌کني؟

اومدم خاله

کجا با اين عجله؟

کمپاني دستور داده

..ثريا جان امشب فقط بايد

براي سفيد پوست‌ها برقصه

!نه حتي يه نفر ديگه پس من چي؟ -

دستور آقاست

..اگر بطور اشتباهي

يه هندوستاني بين مهمونا باشه

اگر بگم اين قلب هندي فقط براي تو مي‌تپه چي؟

بهش نميگن قلب عزيزم

يه عاشق واقعي رو رد کردي؟

خيلي از عُشاق پشت در بسته عشقشون رو بيان مي‌کنند

اما هميشه ميزنن به چاک

اينجور مردها شکمشون رو پُر مي‌کنن

!نه قلبشون رو

عاشق اونه که جلوي تمام دنيا عشقش رو اظهار مي‌کنه

اميدي به تو نيست که اين کار رو بکني

..واو

قربان

شراب بنوشيد قربان

"تو اسما بانويي اما مکتب عشقي"

"من بي‌سوادم، ازم امتحان مي‌گيري؟"

"تو اسما بانويي اما مکتب عشقي"

"من بي‌سوادم، ازم امتحان مي‌گيري؟"

روي ضربان تند قلبم" "با اين ريتم فوق‌العاده

تو شروع آهنگ رو خوندي" "ميخواي خود آهنگ هم بخوني؟

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

"ثريا لطفا بس کن"

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

ميدوني با سر خم شده" "مياي به خونه‌‌ي ثريا

"بهت نگاهي انداخت ديگه چه انتظاري داري؟"

ميدوني با سر خم شده" "مياي به خونه‌‌ي ثريا

"بهت نگاهي انداخت ديگه چه انتظاري داري؟"

اون جيگر همه رو حال آورده" "آهنگ سنتي هم خونده

"!نکنه ميخواي برات بچه بياره"

"مي‌خواي ثريا جونش رو بهت بده؟"

"مي‌خواي ثريا جونش رو بهت بده؟"

"ثريا لطفا بس کن"

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

"ثريا جان من رو مي‌گيري؟"

"مي‌خواي ثريا جونش رو بهت بده؟"

"در نظر من همه يکسان هستن"

"در نظر من همه يکسان هستن"

"چه ژنرال چه سرباز پياده نظام"

"اونايي که تو دلشون زودباور هستن"

"همه‌شون عاشق من هستن"

"اشتباهاتي که در زمان ضعف رخ ميده"

ثريا با يه لبخندش اون اتفاق رو" "با چاشني عشق متعادل مي‌کنه

"به ياد روزي باش که ميري اون بالا"

" و خودتت رو نشون خدا ميدي"

"يکم راهت رو درست کن ثريا"

"تمومش کن ثريا، يکم از خدا بترس"

"مگه قلبت از سنگه ثريا؟"

"تمام گنجينه و دارايي‌شون رو وقف تو کردن"

"هند رو از اين آدمکشان مي‌گيري يا نه؟"

!به فنا رفتم

"ثريا جانتون رو مي‌گيره، آره حتما"

عين بلبل بين 200 سرباز رقصيدي ..چطور فکر کردي که

گير نمي‌اُفتي؟

من فرنگي هستم

از داخل عجيب و غريبم !نه از بيرون

يه پيک بزنيم؟

فکر کردي هر جا برم با خودم ويسکي مي‌برم؟

آخه من هميشه دارم

اجازه هست؟

آزاد

اسمش رو شنيدي؟

قربان، من يه خبرچين ساده هستم

گرفتن يه آدمکش يه چيزه

اما آزاد يه ياغيه

تو کار من نيست برم دنبالش

فرنگي، تو به ما کمک کردي که کُلي آدمکش رو بگيريم

تا کِي ميخواي واسه چندرغاز سگ دو بزني؟

بزرگ فکر کن به آزاد فکر کن

طالع‌بين گفت که به خارج سفر مي‌کنم

يه بار هم شده انگليس رو تو عمرم ميبينم

يک و دو.. کمش کن، چرنده 3و4 کيک و ميک، شب خوش

و و و ميخوام رو زبانم کار کنم

روياي من اينه

اول برام خبر بيار

هزار سکه، يه خونه کنار برکه

چهل جريب زمين کشاورزي

ميبينم برنامه هم ريختي

وقتي طاس بريزي ديگه قمار شروع ميشه

قبوله

قربان، به يه کمکي نياز دارم

کي؟

زمين، هوا، آب، حيوانات .. ماه و ستارگان

زبان خاص خودشون رو دارن

.زباني که ما بلد نيستيم

.اما من کسي رو ميشناسم

که اين زبان‌ها رو بلده

کجاست؟

جايي که آدما اونجا کارشون تموم ميشه

خبراي بدي تو راهه

!با خبر خوب

!کلک‌باز، خائن

ازت نمي‌گذرم فرنگي

!خفه شو هندي عوضي

سلام سانيچر صاحب

فرنگي؟

دوست دوران کودکيم

اميدوارم از شادي نترکم

سالهاست نديدمت

آخرين باري که ديدمت من رو انداختي زندان

صورتت هي مياد جلو چشمم

بيا گذشته‌ها رو فراموش کنيم، رفيق

چرا که نه؟ بيا چالشون کنيم

اما کدوم داستان رو چالش کنيم؟

وقتي که من رو انداختي زندان؟

يا وقتي رو که با نامزدم فرار کردي؟

فرار نکرديم، رفتيم يه فِري بخوريم

ميخواست نواب ببرش سواري

قسم به مادربزرگ

.خيانت رفيق تو طالع من نوشته شده بود

براي همينه که 13 سال آزگار شنبه رو روزه مي‌گرفتم

کلي دعا خوندم که از شر اين نفرين و تو راحت بشم

سانيچر

.ما سال‌ها دوست هم بوديم

ميدوني که گاهي ميتونم ناقلا باشم

.زيرش نميزنم

.اما براي رفاقت هم ارزش قائلم

.کمه اما قائلم

بيا براي بار آخر به نيروها متوسل بشيم

!اومدي من رو تو يه دردسر بد بندازي

يه خوابي برات ديدم

تو اين خوابت نجات هم پيدا ميکنم؟

..يه کاخ، زمين، يه عروس زيبا.

..طلا و شراب !اينا رو ديدم

چه کاريه؟

پيدا کردن آزاد

آفرين استاد

تا زنده هستم مراسم دفن خودم رو !انجام بدم

من فکراي بزرگي دارم

با فرزانگي تو و تفکرات من قراره تا آخر عمر عشق کنيم

عآ ماشالله

!هي فرنگي، ديگه کلک ملک نزني

هرگز، به مادر بزرگ قسم

بازم شراب بيار پسر

خوشحالي؟ شراب؟ -

!شهدي از خدايانه

در دوران باستان، خدايان شراب مي‌خوردن حالا انگليسي‌ها مي‌خورن

.اين روزها اونا خدا هستن !عجب شرابي

ما دنبال آزاد هستيم !نه شراب‌خوري

ازم يه سوال پرسيدي منم به راه حلش فکر کردم

در شمال شقال زوزه مي‌کشه جنوب پنگوئن دست ميزنه

دعايي که ميخونم بهم ميگه

هدفت رو در جنوب پيدا مي‌کني

از درياها رد شو ستاره‌ها اين رو ميگن

اين کشتي داره به سمت وي‌جي‌ناگار ميره اونجا پياده ميشيم

و آزاد با چاي داغ منتظرمونه؟

هي سلام، اول چاي بنوشيد !بعدش دستگيرم کنيد

فرنگي، کار من پيدا کردن اون بود و پيداش مي‌کنم

کار تو و اون سفيدپوست‌ها دستگيري اونه

يکم آب بهم بديد لطفا

اون داره از تب ميسوزه

هي، تمومش نکن

.بخورش

.ما رو ببخش جناب يکم رحم کنيد

چيکار مي‌کنيد؟ به کاپيتان خبر بديد

داره هُلم ميده

.نفرين ميشين

مستقيم ميرين به جهنم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

ولم کن

!کارمون ساخته‌س

پيش به سوي جنگ

برو بالا الان کشتي وارونه ميشه-

قايم شو کمک -

!آماده حمله

!آتش

!آتش

پيش به سوي جنگ

!حمله

آزاد رو مي‌خواستي؟ !پيداش کردم

چيکار مي‌کني؟

!فکر من، خِرَد تو

!تو زنده‌اي

تو نجاتش دادي، جيتون‌بي

موقع خواب خيلي خوشتيپ بود

!حالا که بيدار شده بهتر هم هست

جيتون‌بي بهترين شفابخش هستن

درمان هرچيزي رو دارن

!و کُلي شراب

از ديشب هوش تو کله‌م نمونده

شراب امروز رو بنوش

!تا آخر هفته مست ميموني

رفيق فاب جديدته؟

ما در پنهانگاه‌ آزاد هستيم

اين تنها راه نجاته

!تو 4 روزه بي‌هوشي

بايد دوستي مي‌کردم و کُلي داستان از شجاعت جنابعالي بافتم

بياريدش اينجا

بياريدش جلو

اون يه جاسوسه

چه خبره داداش؟

.يه جاسوس گرفتن

انگليسي‌ها دنبال چه اطلاعاتي هستن؟

مجازات جاسوسي رو ميدوني؟

من اشتباه کردم

عين بچه‌تون از خطاي من بگذريد

.ساوانت

.کليم

.اکبر و گوپال

همه شهيد شدن

.مرگ اونا تقصير توست

،نوکري کردن براي اربابت کلايو .کورت کرده بود

که از فروختن برادرانت شرم نمي‌کردي

.اون روحت رو هم برده کرده

.بايد امروز رهاش کنم

!آزاد

!آزاد

!آزاد

!آزاد

!آزاد

بيما، مسئوليت خانواده اون الان ديگه با ماست

تو شجاعت بزرگي به خرج دادي

جون يکي از ما رو نجات دادي

تو خوب ازش پرستاري کردي !!!اولين باره

دواهاي تو بيشتر به کشتن ميده !تا شفا

از قيافه‌ش خوشم اومد

ديگه براي ازدواج کردن پير شدم

يه روز فرخنده پيدا کنيد اون معشوق من ميشه

بنظر معشوقت نجات پيدا کرد

اسمت چيه؟ اهل کجايي؟

ملوان فرنگي از روستاي دولهارا بخش فاتح‌پور سيکري، آگرا

اما هرجايي ميتونم زندگي کنم

..بيما هر دوتون رو ميبره

به جايي که بتونيد راه‌تون رو پيدا کنيد

ممنون بيما -

شما بهم عمر دوباره دادين

.حالا جون و آبروي من مال شماست

.از بردگي خسته شدم

.ميخوام اينجا بمونم

.ميخوام عين شما آزاد باشم

ميدوني به کدوم جناح داري مي‌پيوندي؟

من تو کشتي طرف شما رو انتخاب کردم

اونم زماني که انگليس‌ها ميخواستم من رو تو آب غرق کنند

شايد معني اسم من فرنگي (خارجي) باشه اما به دست اونا کشته نميشم

ترسوندت؟

راستش رو بگم؟ همه چيز من رو ميترسونه

اما اگر بهم ياد بدين شجاعت رو ياد مي‌گيرم

من خيلي زود ياد مي‌گيرم صاحب

از حالا تو هم عين ما آزادي بگيرش

صاحب

دختري که جونش رو نجات دادم !رو نميبينم

نخوابيدين؟

گفتم که استراحت کنيد

مي‌خواستم بخوابم ..اما اين

!نميذاره بخوابم

وقتي به دنيا اومدي

پدرت، ميرزا صاحب اين رو :به دستم بست و گفت

از امروز تو حافظ زفيرا هستي

ميدونم

من هنوزم به محافظت نياز دارم؟ نه، اصلا -

اما اين چيز احمقانه قبول نميکنه نميذاره خواب به چشمام بياد

ميخواي کل عمرت رو بيدار باشي؟

روزي پلکم رو ميبندم

.که در آرامش قرار بگيرم

جوري مي‌خوابم که هيچ صدايي من رو بيدار نکنه

اگر من صدات کنم چي؟

..اگر تو صدا بزني

.از جهنم هم برمي‌گردم

بابا، امشب خيلي احساس بدي داشتم

..در حياط خانه

..زير درخت تمبرهندي

!..دختر کوچولوي من

آزاد بلده چطور قايم بشه

اينجاها بايد يه جاده باشه

دريا اينجاست؟

از اولش هم ميدونستم ميخواي من رو به دام بندازي

دنبال چي بودي؟ راه خروج؟

از آزاديم لذت مي‌بردم داشتم آزادانه گشت ميزدم

حالام آزادانه تاب ميخورم

خب تو چطوري؟

.من به تو اعتماد ندارم

دو دليل داره

يک: من خيلي خوش‌تيپ هستم

همه همين رو ميگن

دومي هم بخاطر خدابخش

که بعنوان آزاد ميشناسنشه

منظورت چيه؟

نميشه بگم بين شما يه مشکلي هست

شايد ميخواي رهبر جديد بشي

خدابخش به من اعتماد داره

اما تو؟ تو مطمئني که بهت خيانت ميکنم

واقعيت اينه که تو به من اعتماد نداري

سلاح روي شونه من گذاشتي ولي هدفت آزاد بود

چرا به من اعتماد نداري دختره‌ي احمق؟

يه بار ديگه همچين چيزايي رو بگو تا گردنت رو ببرم

لبام مهر و موم شد

جر و بحث تموم حرف زدن تموم

چي ميگي؟

شنيدم که اگر از هفت اقيانوس بگذري جوني رو نجات بدي

!تا ابد دوستي رو پيدا مي‌کني

جونت رو فداي آزاد کن اونوقت دوست ميشيم

من جونم رو فداي هيچکس نمي‌کنم

چرا انرژيت رو هدر ميدي آزاد؟

اينجا هيچي رشد نميکنه اگر کرد چي؟ -

دو ساله نکرده چرا الان بکنه؟

همينجاست

گرسنه شدي بخور تشنه شدي بنوش

آزاد جنگچو از اين کارا ميکنه؟

ما همه کشاورز هستيم چيزي که بوديم

وقتي زمينم رو از دست دادم مجبور شدم جاي خاک و شمشير رو عوض کنم

بنظر کسي به قدرت کشاورزي شما باور نداره

ميشه کمک کنم؟ نه -

نه اين واسه سرگرمي نيست

فقط مال خودمه

ميخواي چي رشد کنه؟

روياها

روياي آزادي؟

بدست آوردن آزادي که اجتناب‌ ناپذيره

ميخوام مردم جرأت رويابافي داشته باشن

من ميگم که براي رويابافي جرأت لازم نيست يکم نشاط لازمه

چه نشاطي بالاتر از آزادي هست؟

چطور ميتوني تنهايي همه چيز رو عوض کني؟

يکي رو عوض کن تا همه عوض بشن

اگر کسي خيلي شريف باشه

هر آدم تو زندگيش حداقل يه فرصت نصيبش ميشه

،که از ضعفش عبور کنه !بره وراي توانايي‌هاش

بالاتر از گونه‌ي خودش بره

شخصيتشون رو عوض کنن !و نسخه بهتري از خودشون بشن

من به اين اعتقاد دارم

نميدونم که بايد از شما ياد بگيرم !يا ازتون بترسم

من بايد از تو بترسم براي چي؟ -

بهت اعتماد کردم

تو يه غريبه هستي

ميتونستي دشمن باشي

اما وقتي نگاهت کردم

.يه آدم مضطرب ديدم .تو دنبال يه چيزي هستي

دنبال راهي

منتظر آزادي هستي

شايد ما پُل آزادي تو باشيم

فقط زمان مشخص ميکنه که تو بزگترين کشف من هستي

!يا بزرگترين اشتباهم

بهش فکر کن

.کردم

يه ربع به دوازده شب" "شراره‌ي آتش به تن مي‌کنه

"از بغداد به شب دستور دادم"

"با حال ملنگ عين فرنگي راه ميره"

"شب زنِ شيطانه"

در نگاهش مي‌شه درخشش" "کوه‌نور رو ديد

"اون ذاتا خيال‌بافه، عاليه.. اي رفيق"

"بعد از دوش گرفتن از شراب انگور اومده"

الان موقعيت خوبيه" "نذار الکي بره

"همه جا شور و آشوبه"

"تا شب تموم نشده نهايت لذت رو ببر"

"با ضرب طبل برقص"

"شادي کن رفيق، شادي کن"

"همه جا شور و آشوبه"

"تا شب تموم نشده نهايت لذت رو ببر"

"با ضرب طبل برقص"

"شادي کن رفيق، شادي کن"

"قاضي ميگه شراب حرامه"

"اما من به شراب عادت کردم"

نه دوستي، نه همدمي" "هيچکس به من نزديک نيست

"مرد شراب فروش تنها آشناي منه"

"بعد از نوشيدن شراب قهرمان جهان ميشيم"

حتي اگر خوندن بلد نباشيم" "باز هم مي‌خونيم

"حتي اگر صدا نداشته باشيم باز ريتم ميسازيم"

"تمام اين اشتباهات قابل بخششه"

"قبل از غروب آفتاب بهش سلام ميديم"

"براي آدماي مست غروب هم شبه"

وقتي اشتباهات جوش ميزنه" "حماقت مياد وسط

اين دليل هوشياري منه" "روي زمين ولو ميشم

"همه جا شور و آشوبه"

"تا شب تموم نشده نهايت لذت رو ببر"

"با ضرب طبل برقص"

"شادي کن رفيق، شادي کن"

"همه جا شور و آشوبه"

"تا شب تموم نشده نهايت لذت رو ببر"

"با ضرب طبل برقص"

"شادي کن رفيق، شادي کن"

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا

کجا ميريم؟

به قلمروي کوچيکي که به ما کمک مي‌کنه

!مخفيانه

سانگرام سينگ شاه دورگاپور متحد و دوست ماست

براي انگليسي‌ها ترياک ميکاره

سربازان ما شجاعت دارن اما سلاحشون کمه

!اما نه تا مدت طولاني‌اي

تمام راه‌ها به اونجا ختم ميشه پخش بشين

هيچ جنبنده‌اي نبايد بفهمه

که آزاد در دورگاپور هست

يکم آب داداش

قولت رو يادته فرنگي؟

چطور ميتونم فراموش کنم قربان؟

شما اينجايين؟ !با اين تغيير قيافه

من به سانگرام اعتماد ندارم

چشممون بهش هست

!صحيح! بهتره که برم

فرنگي

خبري از آزاد نشد؟

خبري ازش ندارم

!بلکه آزاد رو دارم

فقط يه درخواستي دارم که خونريزي تو کار نباشه

بي‌سر و صدا بگيرش و ببرش

و جوري باشه منم فرار کنم

وقتي بهت علامت دادم برو براش

فقط من ميدونم که براي ما کار مي‌کني

!وگرنه بي‌جهت شهيد ميشي

!من خودم رو فداي هيچکس نمي‌کنم

خب آزاد کجاست؟

سانگرام

داداش خدابخش

مشتاق ديدار

چطوري سانگرام؟

اين قايق پر شده از تفنگ و باروت

شر کلايو رو از روي زمين بِکَن

بردگي خاموش ميشه

با دوستاني مثل تو آزادي دور نيست

بايد دست به دست هم بديم و کلايو رو اينبار نابود کنيم

ارباب، فاجعه شد

سربازان کمپاني ميدونن ما اينجاييم

چيکار ميکني، سانگرام؟ گوش بده -

بخاطر دوستيمون هم که شده همينجا بمون

اما سنگرام اينجا امن‌ترين جا براي شماست -

بسپارشون به من

انگار مشکلي هست

بله، از چهارطرف محاصره شديم

تصورش هم نمي‌کردم چنين !اتفاقي بي‌اُفته

منم باورم نميشه

من رو چند فروختي؟

!اميدوارم ارزون نفروخته باشي

حيله تو ذات منه

تو ذات من اعتماد هست

فقط يه نفر زنده مي‌مونه

فکر کردي کي هستي؟ خدا؟

فکر کردي ميتوني سرنوشت کسي رو بنويسي؟ يا ذات کسي رو عوض کني؟

اينطوري جواب نميده

من جسارتش رو ندارم که از خودم آدم بهتري دربيارم

ازش خوب نگهداري کردم من خوبم

اينطوري نگاهم نکن هيچي عوض نميشه

نه من، نه تو و نه سرنوشتم

يه مشت آدم نميتونن حريف کمپاني قدرتمند شرقي بشن

من بندگي رو نمي‌پذيرم

شکست رو قبول کن نذار خراش برداري

اونجا رو نگاه کن

فکر کردي اومدن ما رو زنده بگيرن؟

!آتش

نجاتت دادم !حساب ما صاف شد

تو آدم خوبي هستي اما من کاري به اين داستانا ندارم

وقتي انسان باشي !خود بخود داري

بايد فرار کرد تا کشته نشديم تا وقتي اينا باشن جايي نميرم -

کجا داري ميري؟ چيکار مي‌خواي بکني؟

...فرنگي

!وقت خيلي تنگه

تقدير و فطرت عوض نميشه

فقط يه کار بايد بکني

..زفيرا

جلو دشمن چشمم بهش بوده

حالا ديگه حفاظت زفيرا با توست

چرا اعتماد مي‌کني؟

!فطرت منه، عوض نميشه

..زفيرا

..در غروب دو روز ،..در شبي که ماهي در آن نيست

.سوار بر اسب به کنار گنهکاران مي‌آيد

...بابا

..خدابخش

..زفيرا

اين زخم‌ها بزودي خوب ميشه

..اما اجازه نده که زخم‌هاي درونت

!هيچوقت خوب بشن

!آزادي

!فرنگي

!فرنگي

!فرنگي

!فرنگي

!فرنگي

!فرنگي

سانيچر

از دهانه‌ي جهنم نجات پيدا کرديم

راه آزاد همون راهي که ميريم

شايد تو اين راه بميريم

اما حالا که عزت نفس رو درک کردم ازش نمي‌گذرم

!به لطف تو

تو "آزاد" مني

تو من رو از شر خودِ بدم رها کردي

حالا که عزت نفس رو به چنگ آوردي ميذاري راحت بره؟

تو دليل مرگ من ميشي

،پس فرنگي با دادن نقشه جعلي !ما رو گول زد

فکر کردم بهش اعتماد داري

من به شرافت نداشتنش اعتماد داشتم

پس آزاد يه سرباز ديگه پيدا کرده

!عاليه

اشتباه از من بود

اين فرنگي بود که اشتباه کرد

بموقعش مجازات ميشه

قربان، ما از محل استقرارش خبر نداريم پس چطور بگيريمش؟

کجا مي‌برينم؟ ولم کنيد

چطوري بورلال؟

تا حالا چقدر به فرنگي فکر کردي؟ !دوست فريبکار قديمي‌ت

من رو صدا زدي؟

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

در موردت اشتباه مي‌کردم

نميدونستم که بايد بهت اعتماد کنم يا نه؟ اما اشتباه مي‌کردم

باورم نميشد شجاع باشي بهت شک داشتم

اشتباه کردم

حالا از دست خودم ناراحت هستم

حتي اگر نخوام هم خشن هستم نميتونم ملايم باشم

اين منم، چيکار کنم؟

فکر کردن به خونه‌اي که از دست داديم تنها چيزي که دارم

انگار چيزي که رگ‌هام جاريه که بهم نيرو ميده

شايد نيازي بهش نداشته باشم

شمشير آزاد

تو ديگه يکي از مايي

اين سمبول دوستي و اعتماد مال توست

من اين شمشير رو بهت سپردم

!همينطور دوستي‌م رو

اينطوري نگاهم نکن کاري که گفتي رو کردم

!تمومه، کلايو داره خون گريه مي‌کنه

ديگه چي ميخواي؟

..صادق باشم

اينقدر خوبي توم بوده که لهم کرده

حالا بهتره که برم

من دارم حرف ميزنم اونوقت تو ميري؟

اصلا ميشه به آدم اعتماد کرد؟

اگر اون ذاتش باز برگرده چي؟ گوش کن عمو

خوب بودن برام کوتاه مدت شده

،ميترسم برگردم به قبل خودم و هرچي ميگن درست باشه

حتي يه درستکار هم ميتونه" "به خوبي پشت کنه

کسي باور نمي‌کنه که اينجا چيزي رشد کنه

يه نفر رو عوض کن اونوقت همه عوض ميشن

زفيرا

بيما

زفيرا

چي شده؟

!کشتي‌هاي کمپاني دارن حمله مي‌کنن

همه رو ببريد.. يالا

ميشه خيلي‌ها رو دستگير کرد خب؟ -

فکر کنم تسليم بشن

کي گفته اينو ميخوايم؟

بزنيد تمومش کنيد

همه رو خارج کنيد

بچه‌ها رو ببريد

يالا، عجله کنيد

عجله کنيد

خيلي‌ها رفتن، بايد بريم

تو ما رو نجات دادي وگرنه قتل عام مي‌شديم

من ناجي نيستم ناجي يکي ديگه بود

دردسر جديد اومده دريابش

چرا ناراحت به نظر مياين؟

بخوريد، فکر کنيد خونه خودتونه

جيتون‌بي، بفرماييد

!ببينيد کي اومده! ثربا

ببخشيد، بدون اطلاع اومديم

برام کاروان عروسي آوردي؟

ثريا جان عاشق جوک گفتنه

بيا.. ببين برات چي آوردم

هيس! بخاطر خدا هم که شده چي پيش خودت فکر کردي؟ -

به مهمونات غذاي مجاني ميدم؟

اين طفلي‌هاي بيچاره تو دردسر افتادن

وقتي دروغ ميگي اولين نفر من ميفهمم، داري دروغ ميگي

من؟ من دروغ ميگم؟

اونا تو دردسر افتادن مسافرن

به کمکتون نياز داريم

اما بايد بدونيد به کي دارين کمک مي‌کنيد

داشتم توضيح ميدادم

ما سربازان آزاد هستيم

.رو سر ما جايزه گذاشتن

کمک کردن به ما ميتونه به قيمت جونت تموم بشه

بزرگش نکن بذار حرف بزنه -

از صداقتت ممنونم

اما چرا بايد کمکتون کنم؟

کلايو برنامه‌ي يه جشن اساسي رو در جشن دوسرا ريخته

مراسم بدون تو ناقص ميمونه

تو تنها کسي هستي که از طريقش ميتونيم به کلايو برسيم

درسته يا غلط تصميم با شماست

بردگي غيرقابل قبوله

چه اسير مردم خودمون باشيم !چه سفيدها

کاري که شما مي‌کنيد ديوونگيه

اما خب از آدماي ديوونه خوشم مياد

..بعلاوه

در مراسم دوسرا شيطان راوان رو مي‌سوزونند

.بذار آتش ما رو هم گرم کنه

آقايان و جناب کلايو محترم

امشب يه بار ديگه براتون رقصي زيبا رو اجرا خواهيم کرد

..تنها تفاوتش اينه که

با ديدن اين رقص ما ممکنه ديگه خواب تماشاي رقص ديگه‌اي هم نبينيد

در دلتون بسپاريدش آقايان

..يادتون باشه اداهاي ما

.باعث مرگ خيلي‌ها شده

اين جشن براستي که باشکوهه

فردا دوسراست، وقتي که خوبي بر بدي پيروز ميشه

بعد شيطان راوان که عذابتون ميداد

با مرگش رو به رو خواهد شد

اما اين راوان کيه؟

تنها شيطاني که روناکپور ازش ميترسه

آزاد

قبل از اين که ثريا جان ما رو مشرف کنند

..ميخوام به شما

..رهبر آدمکشان هندوستان

.آزاد رو تقديم کنم

که به ملوان خدابخش هم معروفه

روياي شهادت به سر داشت

نجات پيدا کرد تا عدالت الان برقرار بشه

در اين جشن دوسرا ..به همراه سر راوان

!سر اين آدمکش به باد خواهد رفت

راوان اينجا زاده شد

از بچگي مي‌شناسيمش

اما اشتباه ما اين بود که چهره واقعي شماها رو نشناختيم

..در اين جمع

تو بزرگ‌ترين آدمکشي، کلايو

تو نميتوني از مجازاتت در بري

اگر آزادي گناهه پس مجازاتش رو مي‌پذيرم

هرچه اتفاق بي‌اُفته .حالا ديگه خواست خداست

"...بابا"

"عروسکم رو پس بده"

"تاب وسط حياط رو بهم پس بده"

"دختري که شاخه‌ي درخت رو گرفته بود"

"حتي پابندش هم نقره بود"

"تو يه دستم آتش"

"و در دست ديگرم آواي موسيقي جاريه"

"عادت دارم به خنديدن"

"اما به اندوه با نازم هم افتخار مي‌کنم"

با اين وضعم امروز" "همه رو اسير مي‌کنم

تا وقتي به هدفم نرسم" "جان از جسمم در نميره

"اين خواست خداست، اين خواست خداست"

"سرنوشتم هرچي بشه، خواست خداست"

"اين خواست خداست، اين خواست خداست"

ستارگان درهم شکسته با " "نور خدا مي‌درخشن

"اين بندگي تا چهار روزه"

"جسمم بهش سلام ميده"

"اما روحم خيلي وقته آزاده"

"ما مال اينجا نيستيم"

"..ما مال جايي هستيم که"

"که در آسمان شهرش آباديه"

"وقتي شکوفه بديم ميميريم"

"هروقت همديگه رو ببينيم جدا ميشيم"

"اين داستان ماست"

"با قايق کاغذي بايد از دريا بگذريم"

"زندگي ما اينطوريه"

دِيني که دنيا بهم داره رو " "به هر قيمتي ادا مي‌کنم

تا وقتي به هدفم نرسم" "روحم از جسم جدا نميشه

"اين خواست خداست، اين خواست خداست"

"سرنوشتم هرچي بشه، خواست خداست"

"اين خواست خداست، اين خواست خداست"

ستارگان درهم شکسته با " "نور خدا مي‌درخشن

"...بابا"

"عروسکم رو پس بده"

"تاب وسط حياط رو بهم پس بده"

"دختري که شاخه‌ي درخت رو گرفته بود"

"حتي پابندش هم نقره بود"

به نگراني يه چيز ديگه هم اضافه ميکنه

جناب، ايشون ميخواست سر شما رو منفجر کنه

اما تفنگ يه آن بهش خيانت کرد

آقا.. من در نيرنگ يک.. دو.. و سومي هستم

ملوان فرنگي، روستاي رسول‌پور بخش فاتح آباد

آواد

فرنگي

تمام ارتش آزاد اينجاست

دستگيرشون کنيد ببينيد اونجان

ببريدش

چيکار مي‌کني فرنگي؟

!کارم رو مي‌کنم

.حفاظت از اربابم تنها وظيفه‌ي منه

ضمنا، اسم من يعني بيگانه

ببين، ما شبيه نيستيم؟

انگار در زندگي قبل با هم بوديم

تو پدرم بودي و من... پسرت

ارباب

تو تمام ارتش آزاد رو اينجا داري

يه انعام خشک و خالي اينبار جواب نيست در انگليس چي بهش ميگين؟

!مدال

اينبار من مدال ميخوام

محکم بگيريدش

عمو آدم خطرناکيه

فرنگي

جه بلايي سرت اومده؟

زفيرا، يادت باشه

مردم هميشه اميدواره که کلک نباشه

فقط دو چيز قطعيه نيرنگ و مرگ

تو زندگيمون بايد حداقل يه بار با هر کدومشون رو به رو بشيم

ارباب، شايد ندونيد اما تختي که روش نشستيد

اين آدمايي که براتون خم ميشن

فقط يه وارث داره خانم زفيرا

دختر ميرزا سکندر هست

!زنده‌ست

!خيلي هم عالي

!تمام آدمکشان زير يه سقف هستن

براي همين به ما خيانت کردي؟

ارباب، بهتون قول داده بودم که ارتش آزاد رو ميارم خدمتتون

جايزه ما يادت نره

حق با ميرزا صاحب بود، فرنگي

بزرگترين دشمن هندي‌ها همون هندي‌ها هستن

حق با ميرزا صاحب بود اما شما اشتباه مي‌کردي

ببخشيد اگر بدون اجازه حرف زدم

بشينيد لطفا

اسم جناب کلايو بايد بخشنده مي‌بود

ايشون گفت زندگي زفيرا در دستان توست

يه کار کوچولو بايد انجام بشه

هرکسي که طرف آزاده

يا روياي پيروي ازش رو مي‌پرورونه

بايد سريع خودش رو تسليم کنه

اين تنها راهي که ميتونيد دخترتون زفيرا رو نجات بدين

اگر نه.. اينم از آزاد

اون شايد امروز زنده بمونه !ولي فردا نه

بريد

از ميهمان نوازي جناب کلايو در زندان لذت ببريد

تو از چي ساخته شدي آخه؟ حتي دروازه جهنم هم به روت بسته ميمونه

1..2..3 !خفه شو، هندي لعنتي

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

زفيرا

همشون بخاطر اون تسليم شدن

هرگز هندي‌ها رو درک نکردم

همه رو زنداني کن

و زفيرا؟

..سحر

.اعدام ميشه

کيه؟ يکي از شمام داداش، باز کن -

لدو براي همه آوردم صبح ميرم انگليس

لدو براي جشن گرفتن آوردم

پخشش کنيد، خودتونم بخوريد

تبرک شدن

بخوريد تا از شر استرس خلاص بشين

آه دوست قديمي من کاش ميشد بهت تعارف کنم

اما چرا هدرش بدم؟ پس هيچي نصيبت نميشه

سلام ارباب

لدو مي‌خورين؟

حيلي خوشمزه‌ست همه بازم دلشون خواست

جوري نگاه مي‌کني انگار !ترجيح ميدي من رو بخوري

بيا داداش، بخور

بذار قانعش کنم

...عمو قضيه اينه

ميدونم ازم عصباني هستي

فرق بزرگي بين حرف و عمل من هست

يه چيز ميگم و يه کار ديگه ميکنم

ازم خواستي مراقب زفيرا باشم و آزادي‌مون رو بدست بيارم

اين سخت‌ترين کاري بوده که تو عمرم کردم

برخلاف ذاتم باشم.. واقعا سخته

تمام زورم رو زدم اما داشتم خودم رو گول ميزدم

وقتي ديدم راحت شدم

خودِ قديمي من برگشت

آماده‌ي شهادت بودم

شانسم از بين رفته بود از وقتي تو رو ديده بودم

يه لدو اينقدر داستان داشت؟

يکي بهم بده

ميخوري؟

نگفته بودم؟

اون از دست من سم هم ميخوره

بفرما

...نه

!حرکت هوشمندانه‌اي بود

من بهت لدو ميدم !و تو بهم حمله مي‌کني

غريزه‌ي مبارزه حواهت هنوز سالمه

با اينکه دستبند بهت زدن باز راه مبارزه رو پيدا مي‌کني

تو از مُردن نميترسي واسه همين مرگ سمتت نمياد

و من؟ از زندگي خيلي ميترسم همش بهش کلک ميزنم

امروز قضيه زندگي من نيست بلکه مرگ توء

ميخواي با زبونت من رو بکشي يا سلاح ديگه‌اي هم داري؟

!ساعت دارم

!سلاحي بزرگتر از زمان نيست

پيشگوي سلطنتي پيش‌بيني کرده

که ساعت 10.05 دقيقه کشته ميشي 1..2..3

ساعت جناب کلايو رو دزديدم اما خب بلد نيستم بخونمش

زمانش رو بگو باقيش با من فقط يه دقيقه وقت ميخواد

شکر.. حداقل با شمشير خودم کشته ميشم

چشمت به ساعت باشه

!سر وقت عمل کرد

شربت جيتون‌بي ميتونه جادو بکنه

اومده بوديم کلايو رو بکشيم و خودمون بميريم

وقتي ديدمت ذهنم به کار افتاد

يه ايده به ذهنم اومد

!تمام آدما و ارتشت اينجا تو زندانن.. پيش هم

گفته بودي همه باهم باشيم !آزاديم

اما من نيستم

چي؟

من آزاد نيستم

ميدونم تو ملوان خدابخش هستي

دستام بسته‌س پس آزاد نيستم

و اگر بخواي يه کلمه ديگه حرف بزني

ديوانه ميشم

!سر به سرم ميذاري عمو

منتظر چي هستي؟

براي بغل کردنم دعوتنامه ميخواي؟

ارباب

زفيرا

زفيرا

اين چيه دختر احمق؟ !وقتي داستانم رو بشنوي گريه ميکني

هر وقت راستش رو ميگم سيلي ميخورم

يه کلمه هم حرف نزن، فرنگي

وقت حرف زدن نيست

!برگشتي

!تيراندازي‌ت وحشتناکه

مجبور شدم از جهنم برگردم

کدوم احمقي جنگيدن رو يادت داده؟

يادتون نره همش به لطف منه

گفتم بهش اشاره کنم آدماي متفکري مثل شما نياز به يادآوري ندارن

تونل مخفي مستقيم ميره پشت حصار‌ها

تمام افرادتون اونجان بيما و بقيه

يالا برو.. به کلايو يه درس حسابي بده

و تو؟

پام رگ به رگ شده

به من نيازي ندارين يه دقيقه استراحت مي‌کنم

يه چيزي قطعيه که اين جماعت احساس ندارن

تا کشته نشم آروم نمي‌گيري

ميدونسنم ميل شرورانه‌ي تو عين خسوف مي‌گذره

مستي؟

گرسنه بودم يه لدو خوردم

گندت بزنن! چطور ميخواي مبارزه کني؟

آزادي مستي مياره من هوشيار ميشم

خوشحال به سوي مرگ ميرن

ميگن وقتي ميري جنگ بايد همه چيز رو فراموش کني

اما امروز بايد گذشته رو بياد آورد

کلايو به ما کلي خوبي کرد الان وقت جبرانه

!پيش به سوي جنگ

!پيشروي کنيد

!پيشروي کنيد

!آزاد

!آتش

کشتي من رو آماده کن

!تو برو بالا

زفيرا

!ايول قربان، شليک نکنيد

من بچه کوچيک دارم

ميدونيد که چقدر از جنگيدن بدم مياد

اگر ميخواين من ناپديد ميشم دغل‌بازي کافيه -

ما و خودت رو گول زدي نه قربان -

اولين باره که تو زندگيت تو مسير درستي

توش بمون فرنگي

!يه هندي واقعي از آب در اومدي

از داخل خارجي از بيرون نه زياد

!فرنگي

!به تو واقعا نميشه اعتماد کرد

تو قاضي خوبي نيستي جناب

تو هندي‌ها رو با دستان بسته شناختي

حالا از نيروي دستان بازشون لذت ببر

!نميذارم به کشتي برسي

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

!آزاد

!آزادي

!فرنگي

اونجا چه خبره؟

!خورشيد داره طلوع مي‌کنه

...تازه.. زيبا

!خالص

!زنده باد زفيرا

!زنده باد زفيرا

!زنده باد زفيرا

زفيرا مي‌پرسه: فرنگي کجاست؟

نه، الان ديگه رهبرشونه

اميد تازه‌‌ي اونا

آزمون‌هاي بزرگي پيش و روي اونه

.اگر بمونم ضعيفش مي‌کنم

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

!آزاد

!براي آزادي

مياد دنبالت

نه

وقتي بفهمه کشتيش رو دزديدي، مياد

!مياد دنبال تو

..مياد

پيروزي رو براش به ارمغان آوردم نجاتش دادم، رو تخت نشوندمش

ضمنا، اين کشتي رو درخواست کردم دروغگو -

به جان گورو

قسم ميخوري که درخواست کردي يا دروغ ميگي؟

از کِي عهد بستي حقيقت رو بگي؟

اون عاشقت بود ميتونستي شاه بشي

منم نخست وزير

اما نه، تو طالع من اومده همراه تو وقتم رو تلف کنم

!آقاي طالع‌بين، ازدواج مرگ عشقه

و ازدواج بايد بايد طوري باشه دو طرف بهم بخورن

نميتونم خودم رو با زفيرا هم‌سطح بدونم خودت رو دست کم نگير -

من عين تيغ تيزم منظورم زفيرا بود

!فرنگي

عين دوران نوجواني باز باهم دوست شديم

خوشحالم.. يکم گيج شدم

کسي نبايد بين ما بياد

چرا همچين فکري کردي؟

ستارگان ميگن که ممکنه !بهت آسيب برسونه

!بسپارش به من

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا

ثريا، تو اينجا؟؟؟

!خوشحالم اومدي

وقتي با جواهراتم زدي به چاک ديگه چاره‌اي نداشتم

!حرومي

!ندزديدمشون، قرض کردم

!ضمنا، ثروت يک زن پاکدامني‌ـشه، دختره‌ي خُل

تو از پاکي حرف ميزني؟

تقوا با شنيدن اين حرفا !از خجالت آب ميشه

به مولا که با هر سيلي تو !دلم يه جوري ميشه

به اون نميگن دل، عزيزم

اگر حرفاي قشنگتون تموم شد ميشه بادبان رو بکشيم؟

بگو مقصد کجاست؟

!کلکلته

گفت مدراس

نه، ميريم کلکته

چرا کلکته؟ چه خبره مگه؟

ميخوام از بازار چادر بگيرم !اينقدر اذيت نکن

فرنگي، کجا قراره بريم؟

...براي حفاظت فردوس

جايي که ديگر حوريان در جوار !ثريا مي‌رقصند

1..2..3 !کم و زياد 4...5...6 شب خوش

!..لباس گشاد و پيژامه تنگ

رفقا، کشتي ما مستقيم ميره !به سمت انگلستان

!که بهش انگليس هم ميگن

اين سفيدا خيلي ما رو چاپيدن

!خالا نوبت ماست

به مادر بزرگ قسم که اگر ..طي يک ماه کشورشون رو نفروختم

!اسمم فرنگي نيست

!زنده باد شيواي مقدس

First Edited - Farsi Version 11.10.2018 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.