All language subtitles for Saheb.Biwi.Aur.Gangster.3.2018.All.Web.Farsi.BollyCine.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba Download
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

ارباب بانو و گانگستر3

"..تو اين تجارت جعلي"

ودکا

"کي گوسفند قرباني ميشه؟"

"اسلحه‌ها رو از فشنگ پرکن"

نوبتي هم باشه ديگه نوبت توئه" "هرچي داري رو کن

سکندر اين تجارته ايشونه" "تو مهره چه کسي هستي؟

..تو اين تجارت جعلي" "کي گوسفند قرباني ميشه؟

"اسلحه‌ها رو از فشنگ پرکن"

نوبتي هم باشه ديگه نوبت توئه" "هرچي داري رو کن

سکندر اين تجارته ايشونه" "تو مهره چه کسي هستي؟

در اين کار شهرتي بهم زدم" "تا به اين مقام رسيدم

در اين بازي شجاعت بزرگان زيادي" "رو به گريه واداشتم

بببين ببين اومد" "اينه بابا، اينه بابا، بابات اومد

"اومده تا حساب و کتاب تو رو صاف کنه"

"ببين که بابات اومده"

ما برگشتيم و امروز روز برادران سلطنتي بونديگره

ما اومديم اينجا تا از بازي سري خانوادگي اين خانواده و اين مکان سردربياريم

که نه کريکته نه چوگان و نه حتي شکار بلکه رولت روسي هست

و براي فهميدن اين بازي خطرناک

ما در کنار شاهزاده ويجي سينگ هستيم

پس قربان بگيد تاريخچه خانواده شما با اين بازي چيه؟

حقيقتش جد من متخصص اين بازي بود

وقتي گلوله رو تو سيلندر مي‌انداخت و ميچرخوند

ميدونست در چندمين شليک گلوله در مياد

بعد از جد شما کسي اين بازي رو انجام نداده؟

نه متاسفانه چون دوران سلطنتي تموم شده و قانون ماهم حکم‌فرما نيست

!دولت هند مخالفه، مي‌دونيد که

شما تو ابن بازي جان يکي رو مي‌گيريد اين کار ممنوعه

خوش اومديد

ويجي چه چيزهايي بهتون گفته؟

خيلي چيزها، حيوانات اينجا و شکار و رولت روسي

ولي من يه چيزي رو نميفهمم چرا همچين بازي‌اي مي‌کرديد؟

چه هيجاني تو اين بازي هست؟

اون رو ولش کنيد اينجا سبزي‌ها داره خشک ميشه

آخه زود آماده مي‌کنن

پدربزرگ من کدخداي همه خان‌هاي اين منطقه بود

براي همين اين روشش بود

براي اثبات قدرتش اين بازي رو مي‌کرد

اون خيلي ماهر بود براي همين هرگز شکست نخورد

!ببينيد غرور خاندان سلطنتي رو

اگه اسلحه دستش بود بهتون شليک کرده بود

!منتظر گذاشتين‌شون ديگه

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کنند Www.Bollycine.Info

دارن تمرين مي‌کنن؟ خوبه

..خواهر سوهاني شاهزاده ويجي سينگ تشريف آوردن

شما دوتا به تمرين ادامه بدين

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير

شاهزاده چطور شد راه گم کردين؟

مجبور بودم خانواده سلطنتي و اجبار؟ -

عجيبه

تو هتل يه گروه ژاپني اومدن و مي‌خوان مجره هندي واقعي رو ببينن

سوناري و گيتو هستن، ميان

..من اصرار دارم که

با اينکه مي‌دونيد من همچين کاري نمي‌کنم

عمو ماهاوت شما که مي‌دونيد به ايشون نگفتيد که اين همه راه اومدن؟

با دست گرفتن موبايل فواصل طبقاتي کمتر نميشن بانو سوهاني

خاندان تو رو اجداد من بزرگ کردن

!اجداد شما اجداد ما رو بزرگ کردن نه ما رو

و من براي برادر بزرگ شما زنده‌ام

تو قصر شما معروفم به رکيلي ايشون (زن رسمي اما غيرعقدي)

اگه اون بخواد هتل که هيچي تو بازار هم ميرقصم

!يه لحظه.. تو به چي‌ت مينازي؟ هان

ميبيني خودم اومدم شما رو راضي کنم با اينکه ميدونستم رد مي‌کني

بازهم بهتون احترام ميذارم و نازتون رو مي‌کشم

ولي اگه باز رد کنيد

قفل همراه خودم آوردم

قفل به اين بزرگي ميزنم رو در دکانت رقصت تعطيل ميشه

هان چي ميگي؟ تعطيلش کنم؟

ماهاوت تعطيلش کن

شما همچين کاري نمي‌کنيد عمو ماهاوت

البته که مي‌کنيم، ببندش

اگه بخواي از زورت استفاده کني

دو دقيقه‌اي در جهان مشهور ميشيد

سر بچرخونيد و ببينيد

وقتي چيزي جز نام باقي نمونده باشه بايد به دقت مراقب نام و شهرت بود

اگه برادرتون خبردار بشه که چنين درخواست بي‌شرمانه‌اي از من کرديد

شما رو مي‌کشه.. نگران نباشيد

من بهشون چيزي نميگم

عمو ماهاوت.. سلام و درود من رو به خان و بانو برسونيد

سلام سوجيت

سلام عزيزم

کي محتاج پوله عزيزم؟ تو بگو کي ميبينمت؟

برنامه داره شروع ميشه سوجيت

مي‌دونم

تو بايد رو صندليت باشي

تا زمانيکه تاريخ ملاقات رو مشخص نکني از جام تکون نمي‌خورم

دوماه شده

شرکت کننده بعدي ما ظاهرش شيطونه ولي در آواز متخصص.. تانوي گويل

آقاي سوجيت، لطفا.. 4دقيقه مونده عجله کنيد

بزن به چاک، کي بهت گفته بياي اينجا؟

باشه، سه شنبه بعد؟

قبوله

کار انجام ميشه ديگه نه؟

عزيزم تلاش‌ها کامياب ميشند و قول‌ها عموما مي‌شکنن

خداحافظ سونيا

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

:برنده فينال و انتخاب آخر استاد سوجيت هست تانوي گويل

عالي شد يه ترانه زندگيش رو ساخت

حالا تا آخر عمرش پول درمياره !ستاره شده ديگه

بله جناب سولانکي حالا که خوشحالي شيريني ما يادت نره

اوکي ممنون

يه سهم مال من

بله حتما، چطوري انجامش دادي مادوي؟

همه خريده ميشن

اين رو چند خريدي؟

ارزون و خوشمزه شب بخير

شب بخير

سلام خانم

يه کاري برام مي‌کني؟

دزدکي تو اين فلاسکه يه کم ويسکي بريز برام بيار

باشه

کسي پرسيد اسم من رو نبري‌ها

!البته که نه

اين همه مدت چرا زل زده بودي به من؟

جان.. خيال کردم شما رو جايي ديدم

حالا کجاش رو ديدي؟ شغلت چيه؟

تجارت

تجارت بابات. خودت چکار مي‌کني؟

من بازيکن چوگانم

بازيکن چوگان؟ خوب بازي مي‌کني؟

بهترينم

پس يه کاري کن

بيرون يه مرسدس پارکه2244 برو سوار شو

2244؟

ببين جناب رو ببر مهمانخانه بالا

بله بفرماييد جناب

چطور جرأت کرديد؟

نه خانم کوچک

من رو منع کنيد؟

من رو ببخشيد

اين خونه مال منه

من رو ببخشيد

چي شده؟

کسي بهتون گفته به من شراب نديد؟

بگيرش پايين

چي شده‌، هان؟ چي شده؟

من قدر و منزلتي ندارم

همه قدر تو رو ميدونن همچين فکرايي نکن

!همش يکم شراب خواستم

باشه، براي دوتامون يه پيک ميريزم باشه؟

معلوم نيست دوباره در اين زندگي" " !همديگه رو ملاقات کنيم يا نه

"در آغوشم بيا"

يه زماني بود که دست به شراب نميزدم

اون زمان رو منم ديدم

و اين رو هم ديدم که مي‌خوردم و مست ميشدم

و حالا چي؟

حالا؟ حالا من شراب رو مست مي‌کنم

پرونده ارباب به کجا رسيد؟

تلاشمون رو داريم مي‌کنيم

وکيل اميدواره تو جلسه بعدي دادگاه يه چيزي بشه

و اگه محکوم شد چي؟

ميري دادگاه عالي

يعني ممکنه محکوم بشه؟

رانجنا؛ من نه قاضي‌ام نه وکيل

منم مثل تو زن اربابم هرکاري ازدستم برمياد دارم مي‌کنم

افسوس.. جرمي مرتکب نشده و داره جزاش رو ميبينه

اين جزاي جرمي ديگه‌ست

کسي که کشته شده عاشق سابق همسر اديتيا سينگ بوده

ايشون اقرار کرده تمام شب تو خونه بوده و همون شب، شب عروسيش بوده

من دادخواست قرار وثيقه رو رد مي‌کنم

بگو مادوي

عمو بني، حال رانجنا داره بدتر ميشه ديشب به يه نوکر شليک کرد

من مواظبشم ولي منم از خونه ميرم بيرون

..فکر کردم اگه تو يه بازپروري بستريش کنيم

راجو.. وايستا.. فقط يه دونه عکس مي‌خوام راجو؛ وايستا

ببين من از ارتباط تو و پسر باغبان خبر دارم

چي شده؟

تو اصلا خبرداري رانجنا اونجا داره ميميره؟

و تو اينجا دنبال دختران نوکرها افتادي؟

چکار داري مي‌کني؟ عمو مي‌خوره بهم ميميرم

خب بمير

بانو مادوي.. من شوبيت هستم ..ديشب تو مهموني همديگه رو

شماره موبايلت چنده؟

جان

حالا برگرد و مستقيم برو

!الان؟ باشه

سمت چپ پله‌ست برو پايبن بپيچ راست

باشه

جلوت دروازه رو ميبيني از اونجا فرار کن

بانو مادوي من ميگم ديشب هيچ کاري نکرديم

اشکالي نداره، شماره رو دارين هروقت خواستين دعوتم کنيد

شماره تو رو دارم

اگه خرابکاري کردي نشونت ميدم، بيرون

نيم‌ساعت وقت دارين ساعت 12وقت دادگاهه

تعطيلاتت که تموم شده چرا برنگشتي دهلي؟

من کارم رو رها کردم ارباب

آخه براي بقيه دنيا من مُرده‌ام

براي همين زياد بيرون آفتابي نميشم

حالا ديگه من سايه شمام

..حالا ديگه يه دختر مي‌خواد !از من محافظت کنه

اونم تو.. انقدر بودي، جلوي من متولد شدي

ارباب بدونيد من و بابا همراه شماييم

يکي تو تاريکي و ديگري در روشنايي

اين گواهي رانجنا همسر اديتيا سينگه

در شب قتل، ايشون همراه همسرش تو خونه بوده

اين گواهي رو در حالت مستي دادن

اسلحه مال ايشون بوده و رد کفش‌ها هم همينطور

من دادخواست قرار وثيقه رو رد مي‌کنم

اديتيا

شما بريد

دارم ميبينم کلي پول داره خرج پرونده‌ت ميشه

!بغير از دستمزد يه وکيل خوب

موهاتم شروع به سفيدشدن کردن

اين نيش و کنايه‌هاي زنانه رو بذاريد کنار

حرفي مردانه بزنيد و بريد سر اصل مطلب

کارتون چيه پدرزن؟

..کارهات

مودب باشيد عمو

تو خاندان سلطنتي داماد رو عبادت مي‌کنن

اومدم همين وصلت رو بشکنم و دخترم رو از جهنم نجات بدم

تو فقط رانجنا رو طلاق بده

من بهترين وکيل کشور رو برات ميارم و پيروز اين پرونده‌ت مي‌کنم

تمام پول‌هام رو خرج مي‌کنم تو فقط طلاقش بده

زندگيش رو ببين مگه داره زندگي مي‌کنه؟

هر روز داره ميميره اون هنوز بچه‌ست

دادخواست طلاق رو آماده کنيد

ارباب نبايد انقدر سريع قبول مي‌کرديد

چي؟

من شنيدم

من رو بخاطر اين بي‌ادبي ببخشيد

تو جيب‌تون ميکروفون نصب کردم

ارباب بايد همه چيز رو به من بگيد

خانم بزرگ شما اون زن سابق نيست

بايد روش‌هاي قديمي رو تغيير بديد شما هم بايد تغيير کنيد

هيچکدوم از خوبي‌هاي کنهيا رو نداري

فقط يکي رو دارم.. وفاداري

اين کارهاي جاسوسي رو از کجا ياد گرفتي؟

از افسر امنيتي پليس دهلي

..روش نجات از تکنولوژي و

!بازي‌هاي کامپيوتري

بله ارباب

شما سريع آزاد ميشين

بابا داره پول رو آماده مي‌کنه

به بابا بگو تو يه کار سخت کمکم کنه

اگه عمو بني بتونه بدون خونريزي درم بياره

اشکالي توش نيست

بعد آزاد شدنم که خونريزي حتمي‌ـه

براي انجام وظايف به هرمنطقه بودجه خوبي دارم ميدم

چه عالي خانم

من به حساب و کتاب کاري ندارم فقط کار مي‌خوام

بانو

زنده باد

بفرماييد بريد

بله بگيد

خانم مي‌خواستم دهنتون رو شيرين کنم

لدوهاي يه مغازه مشهور درمنطقه ماست

بفرماييد تست کنيد لطفا

اين رو بخاطر تصويب بودجه ندادم

اين شيريني رد قرار وثيقه اربابه

کامل برداريد قشنگ بخوريد

جناب بريج کيشور شما هم بخوريد

هان حتما خانم

کامل برداريد

نه من فقط همينقدر مي‌خورم

کامل برداريد

..بيش از اين نمي‌خور

بخوريد

بودجه شما رو لغو کنم؟

نه خانم؛ چرا؟

يکي ديگه بخوريد شما ديابت داريد نه؟

!..براي همين

پس همه‌ش رو برداريد !همه‌ش رو

حالم بد ميشه

اون پرونده اتهام قتل سال 2012تو رو دوباره باز کنم؟

بخوريد.. بخوريد

بردار.. فکر و سخن بد در مورد ارباب فقط حق منه

کار شماها زنده باد گفتنه

تا ميگيد زنده ميمونيد گمشو بيرون

بيرون

بله بگيد ثناجي

اون پوشه رو نگاه کردين؟

کدوم پوشه؟

اتهامات جديدي که مي‌خوايم به ارباب بزنيم

..سرقت گروهي بزرگراه اجازه شما رو مي‌خواستم

بنظر شما چقدر بيشتر محکوم ميشن؟

شما 5سال حساب کنيد

پس شما اتهامات رو وارد کنيد

بله چشم

نه، اونجا بشينيد

چيه راو؟ کجاست؟

الان مياد

آقايون.. جناب اودي امروز روزه سکوت گرفتن

پس شما صحبت کنيد ايشون مينويسن و من جواب ميدم

تو قرار ملاقات رو گذاشتي پس خودت ناله رو شروع کن

باشه عاليجناب.. ببخشيد جناب اودي

من در شرق لندن يه زمين خريدم

که دفتر شرکتم و يه بيمارستان کوچک رو بسازم

روزه سکوت داري ولي اين جايزـه؟

بله. ولي اونجا کسي تو کار من سرمايه گذاري نمي‌کنه

چون آدماي آقاي بشير.. ممنون

اونجا آدماي بشير مواد ميفروشن با همه درگيرن

انگليسي‌ها اصلا به اون منطقه نميان

شما به ايشون بگين تجارت خودش رو ببره جايي ديگه

پس براي شروع کار تو کار خودم رو تعطيل کنم؟

کار من قانونيه گوش کن -

عاليجناب، من براي زيارت شما و تقاضاي عدالت اينجا نيومدم

قبلا تو و خانه اربابان تو رو نديده بودم براي همين اومدم

و جناب راو، تجارت من هرطور که هست با تلاش بسيار برپا شده

سعي نکن تو کارم دخالتي بکني

چون ما هم قدرتمنديم

پايين رو نگاه کن آدماي من ايستادن

اگه من باصداي بلند عطسه هم بکنم کلي خون اينجا ميريزه

خصومت پيش مياد و خودت فکر کن !بعدش چقدر خون ممکنه ريخته بشه

"اينه بابا.. ببين که بابات اومده"

"اومده تا به حسابت برسه"

اينه بابا.. ببين که بابات اومده" "اومده تا به حسابت برسه

من گفته بودم براي تولدتون يه هديه خاص بهتون ميدم

خب صداش رو زياد کنيد

"فطرت عشق امروز هم همون فطرت سابقه"

"درد خودشه و درمان هم خودش"

فقط همينقدر ياد گرفتم

تولدت مبارک شاهزاده خان

ديگه روزه رو بشکنيد وقتش تموم شده

لطفا يه چيزي بگيد ديگه

دلم مي‌خواد در اين لحظه يه جوري بشه که همه دنيا به خواب بره

فقط من و تو بيدار باشيم و بعدش دنيا براي هميشه بخوابه

آره فقط انسان‌ها بيدار نباشن

ولي گل، گنجشک، ماه و خورشيد رو معاف کنيد

يه کم اين دنيا رو معاف کنيد

از دنيا شکايتي ندارم سوهاني از دست تقدير خودم شاکي ام

لطفا از اين حرفا نزنيد امروز روز تولد شماست

!آره روز تولد

هرسال فقط سنم بيشتر ميشه

تقدير من رو به تو رسوند و بعدش تقديرم از دنيا رفت

اينطور نيست، ببينيد اونجا شبه و اينجا هوا آفتابي

ماه و خورشيد هردو بيدارن ولي هر وقت به همديگه برسن خسوف و کسوف ميشه

عشق من و شما هم همين طوريه

شما خورشيدي و من ماه.. يه دقيقه

آماده‌ايد؟

"فطرت عشق امروز هم همون فطرت سابقه"

"درد خودشه و درمان هم خودش"

قربان. شب بخير

تولدتون مبارک مرسي -

تولدت مبارک بابا

ممنون دخترم

الو

من پول مي‌خوام1/500

يه قرون بهت نميدم

و تو و اون ساقي‌ـت رو تحويل پليس ميدم

من دارم مشکل شما رو حل مي‌کنم

کدوم مشکل؟

اربابت داره آزاد ميشه

برادرم داره قلعه رو ميفروشه تا يه وکيل خوب براش بگيره

پاکش کن

ببخشيد خانم

حذفش کن فورا حذفش کن

در آغوشم بيا چون ممکنه دوباره" "چنين شب قشنگي نباشه

"شايد در اين زندگي ديگه ملاقاتي در کار نباشه"

.."به آغوشم بيا"

"اين وقت با بازي تقدير به من رسيده"

"اين وقت با بازي تقدير به من رسيده"

"من رو يک دل سير از نزديک تماشا کن"

"شايد ديگه چنين شبي در تقدير شما نباشه"

"..و در اين زندگي"

داداش چي شده؟

شليک کرده

کي؟ رانجنا -

به کي؟

!به خودش

نظرت چيه؟ گلوله تو سرشه؟

قربان رد ورود گلوله هست ولي رد خروج نه

از اين نزديکي زده باز هم نيست؟

بازرس لطفا جلوي من از اين حرف‌ها نزنيد

..ببخشيد خانم ولي عجيبه گلوله خورده

قربان نبض داره زنده‌ست

!شگفت انگيزه

به راننده بگين دور بزنه

لابد اسلحه سال‌ها استفاده نشده بوده درست شليک نکرده

چند روز پيش رانجنا باهاش به يه نوکر شليک کرده بود

!هان در مستي شراب -

انقدر داره شراب مي‌خوره؟

اصلا هوشيار نبود توهم زده بود

توهم؟

آره از سرصبح شروع مي‌کرد به شراب خوردن

مسئول اين حال تو شوهرت و.. من، من هم هستم

مي‌کشمش و بعد از اون به خودم رو هم مي‌کشم

قول ميدم يه بار چشمات رو باز کن

داداش يکم آرومتر، صداتون داره مياد بيرون

وريندر سينگ که ديگه خرج وکيل شما رو نميده

بابا داره پول جور مي‌کنه شما باهاش صحبت کنيد

پول داره جور ميشه ارباب

يه گروه چهارنفره‌ست تو کار شرط بندي کريکت هستن

از يه خونه قديمي کارها رو اداره مي‌کنن و اينا بجاي پول با الماس معامله مي‌کنن

کنهيا کاملا مراقب باش

داداش اين آدرس کجاست؟

خانم شما اشتباه اومدين بايد اونطرف بريد

کجا؟

اونطرف

همه رو که کشتي جسد يکي رو گم و گور کن

!پليس مي‌افته دنبال اون

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

من فقط براي يه چيز افسوس مي‌خورم

تو اين جنگ ديپل قرباني شد

ارباب تو اين فکر که بعد ما چي ميشه شبا خوابم نميبرد

حالا ديگه حسرتي ندارم

بانو مادوي زنده باد -

خوش اومدين ارباب

عصر بخير ارباب

ترسوندم‌تون؟

!آره ترسوندي

واسه يه ثانيه چون هرکاري مي‌کنه اثرش خيلي ماندگار نيست

!بازي بزرگي کردي تا من رو بندازي زندان

چي شد؟ اومدم بيرون يا نه؟

ميشه بين من و شما آتش‌بس بشه؟

دوباره نقشه‌اي کشيدي يه فساد جديد

..،خسته شدم از سياست

..من علاقه‌اي بهش نداشتم، فقط راحت

هر روز يه عاشق جديد براي خودت پيدا مي‌کردي

حالا مي‌خواست يه راننده باشه !يا يه ارباب دوزاري

بگو ببينم، تو چطور معتاد مردها شدي؟

همه اعتيادهاي بد من رو شما به من داديد

اعتياد تنهايي رو که به من داديد سريال از اونجا شروع شد

و بعد اين قصر همکار تباهي من شد

اينجا آدم به انجام کارهاي بد معتاد ميشه

به من نميديد بنوشم؟

راستي من بهتر بودم يا رانجنا؟

من هيچي يادم نمياد

خب همونطور که گفتم نميشه بين ما صلح بشه؟

هي جگديش رخت‌خواب‌ها رو ببر بالا

هي اينجا نيا برو پايين

چي شده؟ حرفي داري؟

شما من رو همونجوري تو اون حالت تنها رها کردي و اومدي؟

نه من همون ديشب اومدم پايين دلم نيومد بيدارت کنم

اگه اونجا يه نوکر من رو تو اون حال ميديد چي؟

خب؟ چيز جديدي ميديد؟

ديشب خيال کردم عوض شدين

عه؟ شما چنين خيالي کرديد؟

مي‌دوني.. عطش يکساله داشتم

فکر کردم شما هم باشي اشکالي نداره

زندان هم نتونست شما رو آدم کنه

نه

چون تو زندان هم همش به تو فکر مي‌کردم

موهاي سفيد من رو ديدي خيال کردي ضعيف شدم؟

راستي.. تيپم چطوره؟

مثل يه اتاقي از قصر شدي که ما پر از کاه کرديم

شما به روش قديم مراقب اين جنگل باشيد

من براي يکماه دارم ميرم اروپا

روزهاست آدم‌هاي خوشتيپ نديدم

مادوي، اونه اودي پرتاب سينگ

پرنس اودي پرتاب سينگ

و اون از ازدواجش خوشبخت نيست

اين که روي چهره‌اش نوشته.. بياين

سلام... من مادوي هستم

سلام اودي

ما با خانواده شما فاميل دوريم

عذر مي‌خوام نمي‌شناسم

ديوگر اديتيا پرتاب شوهر منه

اوه بله

امروز شما مهمان ماييد

همه چي فراهمه بياييد لطفا بشينيد

گارسون ممنون -

"بذار بيام در ديدت و در جگرت جاي بگيرم"

"تو همراهم باشي چي ميشه"

"غرق سوال‌ها نشو، حرف دلت رو بزن"

"پرنده دل.. بذار پرنده دل از قفس پرواز کنه"

عاليجناب.. من نمي‌خواستم بيام ولي مهمونهام اصرار کردن

ما ميريم بالا ميشينيم بيا خدمتمون

اين عشق همون آتشه" "که توش همه عشاق سوختند

کساني که گرفتار جادوي عشق شدن" "بعد سوختن هم زنده هستن

اين عشق همون آتشه" "که توش همه عشاق سوختند

کساني که گرفتار جادوي عشق شدن" "بعد سوختن هم زنده هستن

"از عاقبت کار نترس"

،غرق سوال‌ها نشو" "و حرف دلت رو بزن

"پرنده دل.. پرنده دل"

"بذار پرنده دل از قفس پرواز کنه"

پرنس مرسي بابت رقص

مادوي خيلي خوب رقصيدي

ممنون خيلي خوب مي‌رقصن ايشون -

و خيلي هم خوب مي‌رقصونم

هي شاه هندي بيا اينجا

يه لحظه

لطفا راحت باشين شما بشينيد لطفا

بله قربان چکار ميتونم براتون بکنم؟

من مارتيني مي‌خوام استرد نات شيکن (همزده و تکون نخورده)

ببخشيد

نه تو بيار

اين دستمال رو بردار

چي؟

دستمال رو بردار

بايد آداب رو به اين ميمون‌ها ياد داد

"اين باباست، بابات اومده"

به حسابت ميرسه" "بابات اومده

به حسابت ميرسه" "بابات اومده

يوزر که لازمه پسورد چي بود؟

ملکه؟

تعداد حروف هشت تا بايد باشه شاهزاده -

جناب شما مصاحبه دارين

با کي؟ يادتون رفته -

چندتا آدم زندان اومدن به ديدنت

چون اومدن که نميشه رفت وسطشون دست داد

ميدونيم که يه روز ميشه

ببخشيد

اگر عين بابات بودي يکم دوستي مي‌کردي

بايد اين ذهنيت خرافه‌اي رو بذاري کنار

ذهن ما همونه که بود

شما نگران نباش

بهش فکر نکنم؟ اگر فکر نکرده بودم

بايد تو زندان بودي

اينا که دستته مال نياکان ماست

ميترسم که مادوي چيزي ازش باقي نذاره

جدي؟

طلاقش بده اين تنها راه باقي‌مونده‌ست

حکم ديپورت شما اومده

هزينه رو بديد فورا ازاد ميشين

اگر نه سه سال زنداني مي‌شين

و بعدش به هند برگردونده ميشين

زن و بچه‌ام چي؟

اونا همينجا هستن

درخواست طلاق داده

کلاب به اسم اون ميشه

اين سزاي من نيست

سريع آبشون کن و پول رو بده

ميخوام فورا از اينجا بيام بيرون ميخوام برم هند، متوجهي؟

البته قربان

پريا کجاست؟ با دوستاش رفته بيرون -

من امضاش کردم

اودي، تمومش کن

.زندگي خوشي داشته باشي

اين رو بايد امضا کنيد اين آقا به هند ديپورت شدن

نگران نباشيد، خوشحالم که کشورتون رو ترک مي‌کنم، جناب سروان

صبح بخير راج ببخشيد، اسم شما؟ -

مادوي مادوي -

خبر ديپورتتون رو شنيدم

..سعي کردم بيام ديدنتون اما پليس نذاشت اومدين؟ -

گفتم شايد به کمک کسي نياز داشته باشين

اينجا واسه دولت هند يکمي شيش ميزنه

مرسي بابت ابراز همدردي نه منظورم اين نبود -

نه واقعا ممنون

شايد تو هندوستان به شما احتياج پيدا کنم

نه اينو نگيد

کاش هرگز به کمک من نيازي نداشته باشيد

چرا؟

چون من بخاطر يه دوست با همه دنيا دشمن ميشم

و همانطور که شما به خشم‌تون مشهوريد !من به دشمني

خداکنه اين دوستي امتحان نشه

درسته

به افتخار يه شروع جديد

به افتخار يه شيطنت جديد

اودي

صبح بخير مادر

بيا.. چطوري؟ خوب خوابيدي؟

آره

بشبن؛ چاي مي‌خوري؟

آره

نظرت چيه؟

اين همون آدمه

گول چهره غمگينش رو نخوريد

اين فقط و فقط ميتونه مصيبت بياره

با آبروريزي رفته بود باز با آبروريزي برگشته

دلتون خوشه‌ها

با مادرت صحبت کرده سهمش رو مي‌خواد

سهمش از چي؟ هتل؟

داداش بفرماييد بشينيد اتاق‌تون چطور بود؟

صبحانه خوردي؟

لحاف‌ها بوي بدي ميده

کيفيت ميوه‌هاي صبحانه خوب نيست

يه املت ساده بلد نيستن بپزن

بديد به من مديريت هتل رو بديد به من

فقط مديريت تا وقتي سهم زمين من رو بديد

و توش هتلي بسازم منم سرگرم ميشم

و شما هم تجربه هتل داري کسب مي‌کنيد

!بعد من يکي ديگه مدير ميشه

مگه ما جز اين هتل و چند قطعه زمين چي داريم؟

داداش کلي پول خرج حل و فصل پرونده شما کرديم

و آبروي اين خاندان چي ميشه؟

که تو بارها با قتل و ارتباط علني ..با اون دختره برديش

بابا ولش کنيد دوباره عصباني ميشه و شلوغش مي‌کنه

کلي مهمون تو هتل داريم؛ بيخيال

وقتي تو پستوهاي اين قصر لپ کسي رو مي‌کشين

يا گلوي کسي رو فشار ميدين ياد آبروتون نمي‌افتيد؟

منو فرستاديد لندن و فراموشم کرديد؟

تو بازي رولت روسي از جانم مايه گذاشتم و پول درآوردم

همه چي روبراه بود تا اينکه يکي من رو عصباني کرد

پس از اين به بعد چيز بدي نشنوم

!خصوصا از تو

تازه اومدي يکم وقت بده با وکيل صحبت مي‌کنم

راستي من دارم با سوهاني ازدواج مي‌کنم

قبل از اينکه آبروي شما بره سهم من رو بديد

و از ارث محرومم کنيد (اخراج از خانواده)

الو.. آماده شو پرنس دارن تشريف ميارن

از قيافه‌تون معلومه بدجور از کسي دلخوريد

دلخوري و خشم بيرون ميمونه فقط شما تشريف فرما ميشيد داخل

تو خواب هم پريشانيد

مهم نيست که شاه و ملکه روي پول نيستيم

شاه و ملکه عشق که هستيم

چرا هيچي نميگي؟ مگه امروز دوشنبه‌ست؟

روزه سکوت پيش من نباشه‌ها

يه چيزي بگو ديگه

چي بگم؟

بگو که من خوشگلم

بقيه زندگيم هرصبح مي‌خوام قبل از همه چهره تو رو ببينم

اين که معنيش اين نيست که من خوشگلم

معنيش اينه که هر صبح قبل از همه مي‌خوام تو رو ببينم

..و بعد بکشمت سمت خودم و بعد تو رو

اين سريال صبحگاهي کي تموم ميشه؟

هرگز تموم نميشه

قرنهاست قلبم رو کنترل کردم" "قرنهاست قلبم رو باختم

"سوي تو سفر کردم، آقاي من"

اکنون راهش پيدا شده" " اکنون نفس راحتي کشيدم

"به تو که رسيدم قلبم آرام گرفت"

بذار در آغوشت جاي بگيرم" "و به خواب برم بانوي من

"بذار در آغوشت بخندم و گريه کنم، آقاي من"

"گوشواره ماه و تور ستارگان ميگن برقص"

"پياله چشم‌ها و لب‌ها ميگن برقص"

"اين تاثير نگاه‌هاي پر از حياي توست"

"که تا به تو رسيدم قلبم خانه‌اش رو پيدا کرد"

"بذار در آغوشت جا خوش کنم و بخوابم، بانوي من"

"بذار در آغوشت بخندم و گريه کنم، آقاي من"

بله، شما به من گوش کنيد

امروزه وزرا گوش به فرمان منشي‌هاشون هستن

صبح بخير

بله اين روزا همه کاره هستن

من دارم ميرم دهلي همونجا باهاشون صحبت مي‌کنم

نگران نباشيد شرايط رو مي‌دونم

مادوي، موبايلت رو روي ميز غذاخوري خاموش کن

من بعدا باهاتون صحبت مي‌کنم

داشتم از ميز بلند ميشدم

سفر اروپاتون چطور بود؟ چيزي براي من نياورديد؟

تو برو بيرون

اولا شما سليقه من رو دوست نداريد

ثانيا اگه چيزي مياوردم بايد ميدادم که بابتش بايد شما رو ميديدم

براي همين چيزي نياوردم

دو دقيقه بشين باهات حرف دارم

.بشين بعد شنيدن مجبور ميشي بشيني

شما غذاي من رو مسموم کردين؟

جگديش.. جگديش

بانو.. بلند شيد

هان ضعف داره؟

هان خبر خوبيه، آره مي‌دونم ممنون دکتر ملک

چي ميگه؟

مادوي حامله‌ست

!عجب خاندان منحوسيه !انگار نفرين به بدنامي شده

!معلوم نيست مال کيه ولي به نفع توئه

اگه کورتاژ(سقط)کنه چه بهتر پرونده طلاقت قوي‌تر ميشه اديتيا

بله

!دکتر گفت موضوع چيه

هردومون از کارهاي همديگه خبرداريم ..اگه بچه مال کسي ديگه‌ست

ولي اگه مال منه، من به آتش بسي که اون شب رو پشت بام گفتي راضي ام

ميشه يه وصلت جديد رو شروع کنيم

امشب رو پشت بام منتظر شما هستم

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير

نتيجه همون روزه اينجا؟

بله، همون شب که من رو اينجا لخت روي زمين رها کرديد

نتيجه همون شبه

و من مي‌خوام.. من مي‌خوام مادر بشم

منم همين رو مي‌خوام

از امروز ما تو يه اتاق مشترک مي‌خوابيم

اين کار براي حفظ ظاهره يا واقعا اجازه خوابيدن کنار شما رو دارم؟

!يه وقت نصف شب خفه‌م نکني

ديگه منم دارم ابن ريسک رو مي‌کنم

چند روز شايد هردومون خوابمون نبره

ولي روزي که يکي از ما خوابش برد

اعتماد از اون روز ميتونه مستحکم بشه

معذرت مي‌خوام

بانو مادوي ببخشيد

کيف رو بدين به آقاي بنواري

..موهر سينگ، در عوض اين پول

شما 50هکتار زمين بزرگراه‌تون رو به جوگل کيشور بفروشيد

هان به اسمشون ميزنم

و شما جناب ساکسينا

انتقالي داماد شما رو جوگل کيشور انجام ميده

من مستقيم با کسي مرتبط نيستم

برادر ايشون مشاور ارشد وزيره

کارتون رو انجام ميده

درسته آقاس جوگل کسشور؟

بله چشم حتما

آفرين به حکم‌هاي چندگانه شما

شما بايد تو پارلمان سخنراني کنيد

نه، سياست يه کار مخفيانه‌ست

هنوز که وقت کار کردن منه (جوان هستم)

وقتي پير بشم ميشينم و فقط نصيحت مي‌کنم و پيشنهاد ميدم

چه خبره؟

اينجا دربار شماست ارباب

خب شما بريد داخل ادامه کار با من

دکتر گفته استراحت کني

کار تو انجام نميشه

ارباب.. کار که تعطيل نميشه؟

البته که نه، تا حالا همسرم کار دربار رو انحام مي‌داد

حالا ديگه بايد مراقب خودش باشه براي کار شما من هستم

فقط روش کار من کمي متفاوته

چه تفاوتي داره؟ ميشه به ما هم بگيد

!همون روش قديمي

اگه کسي عهدشکني کنه زندگيش رو مي‌گيرم (مي‌کشمش)

خب ميتونيد بريد

..برادرم رو لطفا بريد، کارتون انجام ميشه -

اين چيه؟

شاه و ملکه اسپانيا مهمان دولتن

خيلي از خانواده‌هاي سلطنتي رو دعوت کردن اين دعوتنامه براي شماست بانو

بدون اعليحضرت، من جايي نميرم

پس ما رو با خودتون ببريد همه خوانين اونجا جمع ميشن

منم ببينم کي نگاهش رو از من ميدزده (شرمنده ماست)

و کي چشماشو مي‌اندازه پايين (به ما احترام ميذاره)

و کي چشم به چشم ما ميدوزه (درحد ماست)

مادوي اون کار خيلي خوب شد واقعا ممنون

ايشون ارباب اديتيا پرتاب سينگ هستن

سلام

بعدا ميبينمت مادوي

عزيزان تو يه صف بايستيد

قربان يکم جلوتر تو يه خط و شما خبرنگاران بيايين اين طرف

..ايشون پسرم ويجي پرتاب سينگ، ماهيندر سينگ

بانو مادوي از خاندان سلطنتي و نماينده پارلمان

!چقدر اعليحضرت اينجاست

همگي فقير ولي در اين لحظه شما !از همه فقيرتر بنظر مياي

بني، اين پسر منه اودي

يه کاري باهات داره حالا شما دوتا صحبت کنيد

درموردت شنيدم

خبر دخترتون رو شنيدم خيلي ناراحت شدم

شما کاري با من داشتيد؟ زود بگيد من بايد يکي رو ببينم

ببينيد شما حتما خبراي بدي درمورد من شنيدي

ولي من اونقدراهم بد نيستم که کسي با ايستادن کنار من بدنام بشه

کارت رو بگو

شنيدم مي‌خواين زمين قلعه‌تون رو بفروشيد

حالا ديگه نمي‌خوام بفروشم

پس اون زمين بي فايده ميمونه

يه پولي قراره گير من بياد

تو اون زمين ميشه يه هتل شراکتي ساخت

..من تو لندن 20سال تجربه دارم، خيلي

جناب پرتاب سينگ من تو زندگي انقدر خيانت ديدم

که اگه خداهم بخواد بياد با من شراکت کنه، رد مي‌کنم

الو

تو اين شلوغي کاملا تنها بنظر مياي تنها و متفاوت از همه

اينجا فقط شماييد که من رو ميبينيد ولي شما کجاييد؟ نميبينم‌تون

من دارم شما رو ميبينم

با عپو بني داشتي صحبت مي‌کردي همه چي روبراهه؟

بله

شما داشتي ميومدي سمتم ولي اشتباه پيچيدي

سلام

مادوي من ميدونستم شما رو حتما اينجا ميبينم

داشتي با عمو بني حرف ميزدي کار مهمي باهاش داشتي؟

هان ملک‌شون رو مي‌خواستم ولي نمي‌خواد بفروشه

حرف من رو گوش مي‌کنه پدرزن شوهر منه

پدر زن دوم شوهر من، اگه مي‌خواين باهاش صحبت کنم؟

ما رو به دوست جديدتون معرفي نمي‌کنيد؟

ايشون اودي پسر بزرگ هري سينگ هستن

.. و ايشون

شوهر ايشونم اديتيا پرتاب سينگ

همه خوانين همديگه رو مي‌شناسن ولي شما رو قبلا نديدم

ولي خبرهاي زيادي درمورد شما شنيدم

بله، من کارهاي مشهور زبادي کردم

20سال از هند دور بودم و از خوانين يه کم بيشتر دور

ولي قصه‌هاي شما رو هم تو لندن شنيدم

شما دوتا ادامه بدين؛ فرماندار داره ميره من ببينمش و بيام

پس شما 20سال خارج بودين؟

بله

مادوي رو کجا ديدين؟ تو فيسبوک؟

همون روز که من بطري رو روي سر لرد ويلي شکستم و مشهور شدم

مادوي تو کلاب ما بود

اين جريان رو بهتون نگفته؟

عجيبه! هر زني اين جريان رو به شوهرش ميگه

انگار شما دوتا باهم حرف نمي‌زنيد

شما که داريد وارد مسائل شخصي مي‌شيد

شماهم داشتي همين کارو مي‌کردي من يه کم راحت‌تر وارد شدم

آخه زن آدم کسي مثل مادوي باشه من که هيچ، هر مردي نگران ميشه

دو آدم مشهور اينجا ايستادن و شلوغي جاي ديگه‌ست

شما شلوغي رو دوست داري؟

خيلي و جمعيت سر بزير بيشتر

شما شايد تابحال مزه‌اش رو نچشيديد

از زندگيم خيلي کم لذت بردم حالا برگشتم لذت همه زندگيم رو يکجا ببرم

لذت چي؟

!عشق.. شايد شما نچشيدي

هان! تعريف عشق شما رو شنيدم

پس کي مشهورتره؟

من به شما امضا بدم يا شما به من ميديد؟

چرا خانواده سلطنتي اسپانيا رو با خانواده‌هاي سلطنتي ما آشنا مي‌کنن؟

اون هم در خانه فرماندار

پولي که دولت به خانواده‌هاي سلطنتي ميداد

و بهش کيف پول اختصاصي ميگفتن سال 1971قطع شد

..يعني ما سلطنت رو

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

توانايي فروش اين رو داري؟

چطور مگه ارباب؟

الماس موروثيه پول خوبي بابتش ميدن

اينکار رو نکنيد ارباب

اي بابا، الماس واقعي منم

من بمونم از اينجور سنگ‌ها بازهم گيرمون مياد

شما چکار داريد مي‌کنيد؟

دارم حقم رو طلب مي‌کنم

وقتي کشور آزاد شد بيش از580خان تو کشور بود

همه حقوق و اختيارات خودشون رو به دولت هند واگذار کردن

در عوض چي بهشون رسيد؟

!حقوق ماهيانه، کيف پول ويژه ..در سال 1971 اون هم قطع شد

من حقوق خودم رو مي‌خوام اشکالي داره؟

..نه اشکالي که نداره ولي

اجازه بديد رک بگم ما نياز به پوشش رسانه‌اي داريم

براي همين شما رو خواستيم

وگرنه هر وکيلي ميتونه دادخواست رو تنظيم کنه

باشه

بعد تنظيم دادخواست شما خودتون با خبرنگارها ملاقات کنيد

تاثيرش بيشتره

جناب وکيل من جلوي شلوغي جمعيت نمي‌ايستم

،بلکه جمعيت جلوي من مي‌ايسته وقتي دادگاه احضارم کنه ميرم

ولي تا اون موقع بايد داستان انقدر شلوغ بشه

که وقتي برسم دادگاه همه خوانين منتظر من باشن

شدنيه؟

تلاشم رو مي‌کنم

خوبه

غذا بخوريد بعد بريد

باشه

الو.. بله.. نه.. الان ميبينم

تو صفحه پنجمه، پايين سمت چپ

کي بود زنگ زد؟

عمو بني

زورآزمايي اديتيا پرتاب سينگ در مقابل دولت

اين چيه؟

اسم من چاپ شده

اسمي که مردم فراموش کردن

الان تو صفحه پنجمه مي‌خوام بيارمش صفحه اول

در عرض يکسال انتخاباته

به نام شما که نميشه از مردم طلب راي کنم

ماه ديگه شما براي مادر شدن آماده ميشيد

و من براي بابا شدن

من طرفدار غذاي ايتاليايي نيستم ولي راويولي شما محشر بود

آره تحت نظر پسرم درست شده بود

واقعا؟ سرآشپز ويجي؟

نه

نه، اودي

اودي.. راستي عصر اودي يه چيزايي ميگفت

چي؟

ما يه ملک قديمي داريم مي‌خواست بخره

شما بهش چي گفتين؟

من گفتم حالا که اديتيا سينگ قراره حقوق ما رو برامون بگيره چرا بفروشم؟

دولت بهمون پول ميده

اديتيا عقل نداره، فقط داره خودش رو مشهور مي‌کنه

به همه خان‌هاي کوچک و بزرگ نامه داده که امضا کنن

من که حمايتش نمي‌کنم

من اديتيا رو ميپسندم

هنوز هم شان و شوکت شاهي داره ولي شماها دربان قصرهاتون شديد

..ياشودرا

شما داروي عصرتون رو خورديد؟

نه ديگه‌ هان؟ با من بياييد شما بفرماييد

بياييد

معامله‌هاي اودي به ما ربطي نداره

همينقدر بهتون بگم که پولي نداره چطور زمين شما رو مي‌خره؟

من با شمام

..قربان من

من با وکيل صحبت کردم

فردا صبح سر ميز صبحانه ميبينمت

دودقيقه ديگه تو باغ باشيد

وگرنه من جسد اين رو کشان کشان ميارم بيرون

جسد کي؟

چي شده؟

شما دوتا انقدر ازم متنفريد؟

من پسر شمام انقدر پستم که يه نوکر فرستاديد من رو بکشه؟

ما تو اينکار دست نداريم داداش

ماهاوت آدم توئه مگه نه؟

خب همه نوکرهاي قصر !ميدونن بين ما چه خبره

..لابد ماهاوت خيال کرده با اين کار

!ارباب خوشحال ميشن

حالا کارم به جايي رسيده ..که يکي از نوکرهاي قصر

بدون اجازه اربابش ميتونه من رو بکشه و جايزه بگيره

اودي چکار داري مي‌کني؟ مهمون‌ها ايستادن

با من بيا

اودي.. گوش کن، بيا بريم يه دور بزنيم

همه چي رو ميفهمي، بريم

من با وکيل صحبت کردم بهت گفتم ديگه

اينکار از ويجي برنمياد حتما ماهاوت خودش تصميم گرفته

همم و دقيقا در زمان درست شليک کرد

ولي وقتي چشمم به عکس من و تو که روي زمين بود افتاد

با ديدنش لبخند زدم و يه ثانيه بياد شما افتادم

شما هم به من شليک کرديد ..و هم من رو نجات داديد، افسوس

قتل من در تقدير شما نوشته نشده پدرجان

اينجا چه خبره پدر؟

اين نزديکترين نوکر من رو کشته دستگيرش کنيد

باشه

شماها با من بياييد

باشه بريم

من داشتم شما رو ميبخشيدم شما دوباره جرم رو قبول کرديد؟

ترفند زيرکانه‌اي داره ميزنه بحث ملک و املاکه، ببريدش

يالا ببريدش

شما با ماشين من بياييد نبايد کسي بفهمه شما تو هتل منيد

يه زنگ ميتونم بزنم؟

چيزي تو جيبت داري بدي؟

شما مخفيانه و آروم از دروازه پشتي وارد هتل بشيد

قربان ما که اومديم ولي جسد رو چطوري ببريم؟

بايد يه آمبولانس خبر کنيم ديگه

چطوري؟

يه ثانيه، بله قربان

بله قربان، چشم قربان هند زنده باد

چي شده؟

پسر شما به کسي زنگ زده؟

به کي زنگ بزنه؟ !کسي رو نمي‌شناسه

خب باشه هرطور که هست

حالا ديگه از در پشتي نميريم از جلو ميريم

شما آمبولانس خبرکن

ببين با عکاس و دادستاني تماس بگيريد

هيس هيس نکنيد، بگيد جسد کجاست؟

گوش کنيد کسي حق نداره از هتل خارج بشه

قربان پسر شما اقرار کرده براي دفاع از خودش تصادفي طرف رو کشته

پس اون پول‌هايي که من به شما دادم چي؟

اون پولا پيش اين تماس کم آوردن

يالا بگو جسد کجاست؟

"اين باباست.. بابات اومده"

واي اين چيه؟

هيچي.. داداش يه چاي درست کن

وسايلت رو آوردي؟

آره ولي کمه

ميريم هتل همه چي هست

"اين باباست.. بابات اومده"

اين کلت.. بعدا صحبت مي‌کنيم

جاي نگراني نيست تراژيکه اما واقعي

به پليس اعلام کردم که اگه اتفاقي براي من و سوهاني بي‌افته

مسئولش شما و پسرتون ويجي سينگ خواهيد بود

بريم.. اتاق رو تميز کرديد؟

سلام

من بيرون يه کاري دارم عصر برمي‌گردم

چيزي لازم داشتي شماره صفر رو بگير

لازم نيست نگران باشي

گلوله‌اي که مي‌خواست شليک بشه، شده

از اومدن ما کسي خوشحال نيست

ولي من جسارت‌شون رو از بين بردم (شکستشون دادم)

فقط اگه مادرم بياد هرچيزي ممکنه بگه

ولي تو رو نمي‌کشه

من دارم ميرم بيرون سوهاني تو اتاقه

مي‌خوام وقتي برمي‌گردم لبخند رو لبش باشه

به همين خاطر قيافه‌ت رو از چشماش دور نگهدار

چشم داداش

گمشو

خيلي ممنونم مادوي

اين نيکي رو تا عمر دارم يادم نميره

ببينيد خودي‌ها به من حمله کردن

شايد يه مجبوري شديد داشتن

شما مي‌خواستي اين قلعه و زمين رو از عمو بني بخريد نه؟

بني راضي شده پول رو تا کي ميتوني بدي؟

خيلي متشکرم که با عمو بني صحبت کرديد

ولي من که چنين درخواستي نکردم

بنظر مياد شما و عمو بني هردو با من کاري داريد

اصلا وقت هدر نميدي شما

کار شما انجام ميشه

پول رو من به عمو بني ميدم مجوزها رو هم من مي‌گيرم

بعد هرچقدر وقت صرف ساخته شدن قصر روياهاي شما ميشه، بشه

اما اگر شما يه کار براي ما بکنيد

کاري که شما نميتونيد انجام بديد حتما بيش از حد پيچيده‌ست

براي ما سخته ولي شايد براي شما نباشه

بايد يکي رو بکشيد .. اگه ما بکشيم

مستقيم به من شک مي‌کنن شما باهاشون نسبتي نداري

باهاشون؟

با ارباب، اديتيا پرتاب سينگ ارباب ما

شما اين کار ما رو انجام ميديد؟

من کار در برابر کار خواستم

وگرنه اگه داستانم رو براتون بگم شايد بخاطر انسانيت کار رو انجام بديد

شما چکار داريد مي‌کنيد؟ کارتون انجام ميشه

لازم نيست براش چنين محبتي به من بکنيد

..از وقتي که ارباب وارد زندگيم شده

ببينيد نيازي نيست داستان زندگيتون رو برام تعريف کنيد

مبادا تاثير بدي در معامله ما بذاره

من آدم‌هاي زيادي کشتم ولي نه با دست‌هاي خودم

اگه ارباب حاضر بشه يه بازي با من بکنه

جانش رو با دست خودش مي‌گيره

مي‌خواستم خودم اديتيا پرتاب رو بکشم ولي کسي نيست مراقب دخترم باشه

مدارک انتقال سند اين قلعه به تو رو آماده مي‌کنم

کي مي‌کشيش؟

ايشون نمي‌کشه، ارباب خودکشي مي‌کنه

اگه راضي بشه يه بازي با ايشون بازي کنه

ولي چرا بازي کنه؟

آدم اين بازي رو زماني انجام ميده

که بشدت مجبور باشه يا هوشيار نباشه (مست باشه)

بعد ليسانس علوم سياسي روزنامه نگاري خونده

يه گياه خوار جدي، هر سه ماه ميره شهر تيروپتي زيارت

و اين نيها با تجربه و مطلقه‌ست و خيلي محبوب مردم نيست

"توطئه‌ها تبديل به رويا و بزرگ ميشن"

"در ظاهر دوست ولي قلب‌ها دلگير هستن"

"روياها در زندان چشم‌ها اسيرند"

"ارتباطات در تاريکي(پنهاني)برقرار هستن"

ببينيد موضوع فقط ايمانه

مثلا جوري که من به بالاجي ايمان دارم هرسال ميرم زيارتش تيروپتي

نه من باور دارم فقط سه چيز ميتونه زندگي ما رو تغيير بده

آرزوها، صبر و تحمل، رنج و عشق

مثلا ببينيد من از رنج‌ها رها شدم و روياهايي دارم و مدام عاشق ميشم

"همه دارن نهال سم رو مي‌کارن و پرورش ميدن"

"و دستهاي خون آلود خودشون رو ميشورن"

"آتش نفرت در قلب‌ها زيرخاکستره"

"باز در اين حالت چطور دارن عاشق ميشن؟"

"هيچ کس به هيچ محدوديتي معتقد نيست"

"و ارتباطات در خفا برقراره"

رأي شما پنج ريش سفيد چيه؟

اين پرونده پنج سال بود تو دادگاه در جريان بود

اديتيا پرتاب سينگ در نيم‌ساعت حلش کرد

..تازگيا شهرت آقاي اديتيا پرتاب سينگ

در خانواده‌هاي سلطنتي از کشور فراتر رفته

تاکنون 225خانواده سلطنتي دادخواست ارباب رو امضا کردن

ايشون مرد رهبري‌ست ..نه تنها کاريزما

بخاطر همينه که هزاران نفر حرف‌هاش رو مانند کلام خدا ميدونن

اين يه ترفند انتخاباتيه

اين مبارزه براي شان و آبروست

اديتيا پرتاب سينگ که دادگاه از اتهام قتل مبراش کرده

در حال آماده شدن براي انتخابات آينده‌ست

چندين حزب بزرگ بهش قول کرسي دادن

ولي ايشون هنوز به هيچ حزبي جواب نداده

داره تبليغات مي‌کنه مي‌خواد انتخابات بعدي رو ببره

خيلي آدم خطرناکيه اگه پيروز بشه از همه انتقام ميگيره

برعليه‌ش صحبت کنيم

درسته، حتي يه خان بزرگ هم ازش حمايت نکرده

اگه همه ما اعلام کنيم که از دادخواستش حمايت نمي‌کنيم

حيثيتي براش نمي‌مونه

نه با اين کار از چشم بقيه خانواده‌هاي سلطنتي که همراهشن مي‌افتيم

ما نبايد هيچ کاري بکنيم

شوهر شما حمايت پدر من رو مي‌خواد و پدر من مي‌خواد از شر من راحت بشه

يه ترفند بزنيد و مشکل رو حل کنيد

مسئوليت بزرگي دارم بهت محول مي‌کنم دستور مادوي رو اجرا کن

اگه خيال مي‌کني مسئوليتت يه باره رو دوشت، با اين سبک‌تر ميشه

اين حق سکوتمه، مي‌دونم کي به برادرزاده‌ام شليک کرده

رانجنا رو شما زدي

برادرزاده‌ت خودش نميدونه کي بهش شليک کرده

تو هم خبردار نميشي

حالا گوش کن پس فردا مياي خونه ما، فهميدي؟

الان داريم خارج ميشيم

اولين باره چيزي ازتون خواستم لطفا نااميدم نکنيد

ممکن نيست، اگه مادوي در انتخابات شرکت نکنه

حزب يکي از اعضاي قديمي رو به نمايندگي خودش انتخاب مي‌کنه

مردم از من حمايت مي‌کنن و همينطور رسانه‌ها-

حتما ديديد تو تلوزيون خيلي هم خوشتيپ هستن

حزب صاحب يه چهره جديد ميشه

حزب ميفهمه و تازه ايشون از اتهام قتل هم مبرا شده‌ن

خب مبرا که شدم ديگه

بازهم همينو ميگيد ..هنوز فقط خانواده‌هاي کوچک

از شما حمايت کردن

اگه خانواده‌هاي بزرگ سلطنتي ازتون حمايت کنن

حزب به اهميت شما پي ميبره

يکم بيشتر تلاش کنيد

خب مادوي جي حالتون چطوره؟

خوبم قربان فقط دارم تو خونه استراحت مي‌کنم

روبي.. چي شده؟ رانجنا خوبه؟

..آره .. اون

ارباب مي‌خوام باهاتون صحبت کنم

چي؟ پول مي‌خواي؟

نه من باهاتون حرف دارم بگو، بگو -

پدرم معلوم نيست چش شده

چش شده؟

نقشه قتل شما رو کشيده

ديوونه شدي؟ نئشه‌اي؟ هان؟

نه نئشه‌اي؟ -

قتل من؟

آره

و به تو گفته؟ نه من حرفاش رو شنيدم -

حرفاش رو با کي شنيدي؟

با اون شاهزاده بزرگ مودي گر اودي پرتاب همون که از انگليس اومده

همون شما رو مي‌کشه

اون چرا من رو بکشه؟

چون پدرم داره بهش قلعه و همه زمين رو ميده

نمي‌دونم چه بلايي سرتون مياد و بعدش من چي ميشم

تو برو خونه کسي طوريش نميشه نگران نباش، برو

شما مراقب ايشون باشيد من مراقبم تو برو -

روبي برو ديگه يالا

معتاد درجه يکه از همه پول مي‌خواد شما لطفا حرفاش رو باور نکنيد

!ولي طلب پول نکرد

اين عمو بني قاطي کرده، ازش برمياد

من ميگم تلفن هردو تا رو شنود کنن شما لطفا رو کارتون تمرکز کنيد

جناب هري سينگ گذشته‌ها رو فراموش کنيد

من ازتون يه کمک کوچک مي‌خوام شما فقط دادخواست من رو امضا کنيد

اين که دوست دختر داره

کي؟

اودي سينگ

کيه؟

سوهاني

!سوهاني‌ هان

زمانيکه من تو زندان بودم شما حتي حال من رو نپرسيديد

هيچ کس به کمک من نيومد

ولي امروز هم همونقدر براي شما احترام قائلم

ارباب.. ارباب زود بياييد ديپل يه چيزي پيدا کرده

ميبينم‌تون.. خداحافظ

چطوري؟

خوبم

اسناد زمين رو آماده کردم فکري کردي؟

آره شما در مورد رولت روسي چيزي شنيدين؟

بهش ميگن بازي مرگ

من اديتيا رو با اين بازي به مبارزه ميطلبم

ولي اديتيا چرا بايد اين بازي مرگ رو بازي کنه؟

اينروزا غرور ارباب، ارباب شدن تو سرشه

اگه اين غرورش با شراب مست بشه

شايد راضي بشه وگرنه فکري ديگه مي‌کنيم

ببين تلاشت رو بکن

باشه فکري مي‌کنم

!عجب آدم احمقيه من چرا بايد اين بازي رو بکنم؟

شما بازي کنيد ارباب من جوري برنامه ميريزم

که اودي به خودش شليک کنه

اودي بميره يا زنده بمونه چه اهميتي براي من داره؟

براي هري سينگ مهمه

چون اودي داره ازشون سهم ارث مي‌خواد و هري سينگ نمي‌خواد بهش بده

براي همين هري سينگ مي‌خواد اودي بميره

نه اين نه، ول کن

ارباب اگه شما بازي کني هري سينگ ازتون حمايت مي‌کنه

و اگه اون حمايت کنه بقيه خودبخود پشت شما ميان

ولي کي قراره بازي بشه؟

روزي که شما و دوست صميمي‌تون من رو بعنوان رييس خودتون انتخاب مي‌کنيد

اون روز من هم مست غرورم خواهم بود !و هم مست شراب

اودي دنبال همچين فرصتيه

اودي متخصص اين بازيه گلوله ممکنه به اديتيا هم بخوره

من آمار اين بازي رو درآوردم

شش تا گيلاس گذاشته ميشه که درون پنج تاش آبه و يکي وودکا

کسي که زودتر گيلاس وودکا رو برداره سيلند روولور رو ميچرخونه

و نفر دوم بايد اسلحه رو بذاره رو سرش، درسته؟

..درسته ولي

ما بيرون نشستيم و آبجو مي‌خوريم چون برق هتل شما رفته

حتما موتور برق خاموش شده آخه برق اينجا دائما قطع ميشه

اونروز هم برق ميره بعد شروع بازي

بعدش؟

چون اودي متخصص اين بازيه گيلاس وودکا رو مي‌شناسه

و من بايد روولور رو بردارم

شش تير در روولور هست

اين يعني براي من در خانه‌هاي اول و سوم و پنجم گلوله خواهد بود

تو جيب من يه روولور ديگه خواهد بود

مشابه روولور آبا و اجدادي شما که در خانه‌هاي دوم و چهارم و ششم گلوله داره

بازي شروع ميشه برق ميره

و من روولورها رو جابجا مي‌کنم

بعد از اون گلوله‌اي که شليک ميشه براي همه ما عيد مياره

"فطرت عشق امروز هم همون فطرت سابقه"

"عشق هم درده و هم درمان درد"

"فطرت عشق امروز هم همون فطرت سابقه"

"عشق هم درده و هم درمان درد"

"درمان درد هم خودشه"

درود ملکه سلام -

مادرجان

سلام پسرم

شما باز فراموش کرديد يالا

دوتا قرص چرا؟

قرص فشاره خيلي ضروريه

من خسته شدم از قرص خوردن

ما حامي شماييم

همه حزب حامي شماست

تبريک ميگم

الان کجا داري ميري؟

اگه الان نرم ساعت 2نصف شب ميرسم دهلي

بمون

منو ببخشيد؛ مادوي ولي بايد الان برم

من گفتم بمون

شماها عالي اجرا کردين

مرسي شاهزاده

ماشين بيرون منتظر شماست بريد خونه

باشه شاهزاده، خداحافظ

سوهاني تو برو تو اتاقت

من مي‌خوام اينجا پيش شما بمونم

سوهاني.. نمي‌خوام چيزي ببيني

خواهش مي‌کنم برو تو اتاقت

بذاريد هوشيار باشم که اشتباهي نکنم

من ذخيره مي‌کنم

اديتيا پرتاب سينگ من اصلا به شما تبريک نگفتم

قبل رفتن شما رو ميبينم

امروز شما واقعا مشهور شديد

اومديد ازم امضا بگيريد؟

من از سياستمداران امضا نميگيرم

شما قدرت خودتون رو امتحان هم نکرديد

و ارباب اربابان شديد خوبه؟

بفرماييد ششيکانت من قصر رو بهتون نشون بدم

اينجا چيزهاي ناياب و عالي زيادي هست

خون خوانين هنوز تو رگ‌هاي شما گردش مي‌کنه

يا انقدر آلوده به سياست شدين که تبديل به آب شده؟

من با تلاش بسيار قفل تقديرم رو باز کردم

وقتي همه برگ‌هاي بازي پوکر شما

داره درست مي‌افته رو ميز ديگه از چي ميترسيد؟

شما که تا حالا حرف ترسناکي نزدين

يه بازي با من مي‌کنيد؟

چه بازي‌اي؟

نه نه اين کاملا حقيقت داره

..اون 800تا سگ داشت و هر سگي يه مراقب

اينجا سگ‌ها ازدواج مي‌کردن

صدها هزار روپيه خرج عروسي‌ها بود

!باورنکردنيه

من بهتون يه نقاشي خارق العاده نشون ميدم راجا کبير درماي واقعي

باشه

بدو بيارش

اين نقاشي‌ها رو اينجا نگه نمي‌داريم

هان بابا

هان

پيداش کردي؟

آره... مي‌دوني ديگه؟

آبه

وودکا

ديپل بله -

اين سومي بود ديگه، نه؟

.شمشيرباز حرفه‌اي بودن هان، اين رو ببينيد

واو

کار130سال پيشه اوريجينال

!واو چه زيبا ولي انگار الان کشيده شده -

شماها هم باديگارد شخصي دارين؟

چهارمي

شاهزاده.. آبجي رو کشتن

مادوي

مادوي

..شما خورشيدي و من ماه

ولي وقتي اين دوتا بهم ميرسن خسوف وکسوف ميشه

!عشق ما هم يه همچين حالتي داره

اودي به هوش بيا پسرم !تو نميتوني من رو بکشي

..قرار بود توطئه برعليه شما باشه ولي من

منو ببخش رفيق

من فقط مي‌خواستم زندگي کنم !فقط زندگي ولي.. ولي نمي‌دونم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

اين بود نه؟ اين قرار بود شليک کنه نه؟

تو خانه دومش گلوله‌ست، نه؟

تو شکمم بچه شماست اون هم مي‌ميره

روز تولدش جلوي خودش مي‌کشمت

شما من رو شکست داديد !..در مشهور شدن

هفت ماه بعد

ارباب مبارکه .يه پسر متولد شد

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

سلام ارباب

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

کسي اينجا نيست؟

"عزيزان دختره دوباره دررفت"

"بخدا بار اولش نيست"

بدون فکر کار مي‌کنه" "زياد به قلبت فشار نيار

"دختره باز دوباره شاهکار کرد"

"با ارباب زندگي مي‌کرد"

"ولي مخفيانه احوال دوستانش رو ميپرسيد"

"همونقدر که زيباست، قلبش پر از نيرنگه"

"تو قيصري و من بانو توام"

"تو قيصري و من بانو توام"

"تو قيصري و من بانو توام"

"ارباب بيار. يکبار به خونه من بيا"

"ارباب بيار. يکبار به خونه من بيا"

"پروفايل بانو بسيار مشهوره"

"و تو رو بسيار گمراه مي‌کنه"

"پروفايل بانو بسيار مشهوره"

"و تو رو بسيار گمراه مي‌کنه"

"شيطنت و فسادش بيش از حد شده"

"ولي باز وقتي اشتباهي مي‌کنه "

"ميگه حق بامنه و اشتباه نکردم"

"اول کار زيادي رمانتيک بنظر مياد"

"تو قيصري و من بانوي تو ام"

"تو قيصري و من بانوي تو ام"

"تو قيصري و من بانوي تو ام"

"ارباب بيا.يکبار به خونه من بيا"

"ارباب بيا.يکبار به خونه من بيا"

"بانو بي‌پروا کاري که دلش مي‌خواد مي‌کنه "

"در ظاهر صوفي بنظر مياد"

"ولي پشت سرت مدام پباله عشق مينوشه"

نترسه و توطئه‌هاي شيطاني مي‌کنه" "هربار سرش به سنگ مي‌خوره

"ولي باز توطئه رو رها نمي‌کنه"

"به تو هر اداي باکلاسي مياد"

"تو قيصر و من بانوي توام"

"تو قيصر و من بانوي توام"

"ارباب بيا.يکبار به خونه من بيا"

"ارباب بيا.يکبار به خونه من بيا"

First Edited - Farsi Version 10.29.2018 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.