All language subtitles for the.gifted.s02e05.480p.hdtv.x264.rmteam

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto Download
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.ـ من اینجام تا ببرمت خونه !ـ برو کنار

.نمیتونم این کارو بکنم

این کارو برای گریس و هر بچه ای .که مثل اونه دارم انجام میدم

.دیگه زنگ نزن

.تو با پیورفایر ها هستی

....فکر نکنم که بخوام عضو یه

گروه نفرت؟

.فقط اگر نظرت عوض شد

اطلاعاتی که میخوای رو من .دارم در ازاش کمکت رو میخوام

ازم میخوای که جاسوس باشم؟

،بعد از شکست تو در آتلانتا

نصف جهش یافته های زیرزمینی .جدا شدند

فکر میکنی میزارم بقیه چیزای که زحمت کشیدیم رو از بین ببری؟

!لورنا

.دارن همدیگه رو میکشن

نمیتونیم این .آدم ها رو همینطوری ول کنیم

.زودباش

فرار کردن،و حداقل یکی .از بیمارها رو با خودشون بردند

،حرفم اینه شغل مهمتری میخوای؟

.کار خیابونیت رو بکن

خیلی از تازه کارا .تا ترفیع مقام میگین امتحان کارآگاهی میدن

نه،فقط در طول روز .یه بار این کارو انجام میدم

.آره،تلاش خوبی بود

.یه مدتی این دور بر بودم .شخصیتت رو میشناسم

.فقط از خودت جلو نزنی

چی شده؟

.دستش،یه نگاهی بهش بنداز

.خیلی خب،آماده باش

.اصلا نمی فهمم چیکار می تونن بکنن .زودباش

.بیا بریم ببینیم برنامه ـش چیه

.هی

دلت میخواد بگی اینجا چیکار میکنی؟

.منتظر یه دوستم غیر قانونی محسوب میشه؟

.بزار کارت شناساییت رو ببینم

مشکلت چیه،داداش؟ .کاری نکردم که

همکاری نمیکنی؟

.کار اشتباهی انجام ندادم

پس مشکلی نیست .اگه کارت شناساییت رو نشونم بدی

...ـ این تعرض به ـ داری چیکار میکـــــ...؟

چیکار داری میکنی،داداش؟

کارم رو میکنم .از دستور قانونی پلیس سرپیچی کرد

.نه،فقط اونجا وایستاده بود .لازم نبود این کارو بکنی

.یه حرکتی زد

قربان،در دستور العمل استفاده ...از قدرت گفته نشده

چیه؟فکرمیکنی کاری نکرده بود؟

فکر میکنی خیلی سخت گرفتم؟

.بزار یه داستانی بهت بگم،تازه کار

چند سال پیش من و دوستم .در حال گشت زنی بودیم

یه یارویی رو بخاطر .چراغ شکسته نگه داشتیم

راننده جهش یافته یه .جور سم بهش زد

.تو یه چشم بهم زدن مرد

این یارو رو فلج کردم تا مجبور نشم به زنت

وبچه ات بگم .موقع شیفت من مردی

پس چرا دفعه بعدی که خواستی از اون کتاب قانون نقل و قول کنی فکر نمیکنی؟

،حالا بلندش کن،و بزارش توی ماشین

.پاهات رو باز کن

.بریم

!ـ کیتلین ـ اینطرف،حالش چطوره؟

.بیهوشه

.به زور از اونجا بیرون اومدیم پلیس سر وکله اش پیدا شد

بیمار ها هم به .همه جا فرار می کردند

جهش یافته های بیشتری .توی ماشینم دارم،یکیشون

.ـ بد زخمی شدن .ـ برو برو،ما حواسمون به لورن هست

.خیلی خب،عزیزم،بزار ببینمت

.چشمات رو باز کن

.مردمک چشمش یه خورده بزرگ شده

لورن،میدونی امروز چند شنبه ـس؟

.سه شنبه ـس

حالت تهوع یا سرگیجه نداری؟

.نه،حالم خوبه

خیلی خب به نظرم .یه ضربه محکم بوده

.ـ خدا رو شکر .ـ اندی

،سعی کردم .سعی کردم که بگیرمش

سعیم رو کردم .ولی گوش نکرد

.ـ هی،اشکالی نداره عزیزم .ـ نه

.ـ اشکالی نداره عزیزم .ـ خیلی هم اشکال داره،خیلی

.ـ متاسفم .ـ نه،نه عزیزم

.هیچکدوم اینا تقصیر تو نیست

.ـ ببرش خونه،بزار یکم استراحت کنه .....ـ نه،من من،

.ـ میخوام کنارش باشم !ـ هی

!اینجا یه تخت دیگه نیاز داریم

.تو سرت شلوغه .خودم مراقبشم

.مامان،من حالم خوبه

.ـ برو .ـ دوست دارم

!هی!یکم کمک نیاز دارم

.ـ اگه حالش بد شد بهم زنگ بزن .ـ برو

.ـ مشکلی نیست،برو .....ـ اگه چیزی تغییر کرد

.ـ برو عقب ـ چی شده؟

بدنش یه جور .اسید ترشح میکنه

.بقیه رو ببر اتاق دوم !به یه دکتر دیگه نیاز داریم

.اینطرف

.بزارش اینجا

مراقب باش،بهش دست نزن .دستات

.من حالم خوبه

.تقریبا لورن و اندی رو گرفته بودیم

.هنوز نمی فهمم

چطور اندی از دستت فرار کرد؟

شلم شوربایی بود،خب؟ ،خواستیم بیمار ها رو نجات بدیم

.ـ با پلیس ها سر و کله بزنیم .ـ ولی نتونستی دنبالش بری؟

کیتلین،اونجا .خیلی درهم برهم بود

خب؟ ،جهش یافته ها از قدرتشون استفاده میکنن

سر و کله پلیس پیدا شد .اون سرو صدا هم

.به طور حسی برای من بیش از حد بود

نمیشد بفهمم .کی به کیه

ما خیلی نزدیک بودیم،لورن .زخمی شد،اندی رو گیر نیاوردیم

اصلا نمیدونیم چه کسی .و برای چی بردن

،بیخیال نمیشیم .اندی رو برمیگردونیم

هم اندی و لورنا،قول میدم،خب؟

فقط باید خودمون رو از .اینرسیرکل جلو بندازیم

باید بفهمیم که .برنامه شون چیه

چطوری؟ ـ اون یارو،تو همون طبقه ای بود که

.اندی و لورنا بودند .شاید بتونه یه حرفی بهمون بگه

.اگر جون سالم بدر ببره

کیتلین من تمام .تلاشم رو کردم

،خب؟خواهش میکنم

بیا سعیمون رو بکنیم .و از این قضیه یه چیزی رو نجات بدیم

امکان نداره بخاطر هیچی .بوده باشه

با عصبانیت و حمله نامشخصی بوده

که کارکنان تیمارستان لینوود رو .زخمی و ضرب خورده باقی گذاشته

آدمایی که پشت این حمله بودن

.میگن که جنگجویان آزادی خواه بودن

اونا جهش یافته های روحی روانی .و عصبانی رو آزاد کردن

.کلمات مهمن،رفقا

اسمش رو همینی که هست میزاریم "تروریسم بیش از حد جهش یافته"

،اونا اسیر گرفتن

مجبورشون کردن چندتا اعتراف ساختگی انجام بدن.

.اینها تروریستن

و بیاین راجب اسم جدیدی .که برای قربانیان بیمارستان روانی هست صحبت کنیم

این آدما بخاطر دلیلی .زندانی شده بودن

اونا خشم وحشتناکی دارن

و نباید اجازه داده بشه .آزادانه بگردن

از آدمهایی صحبت میکنیم .که زبان از گفتنش قاصره

که برای زندگی عموم مردم تلقی .ناپذیره

یکی از این آدم ها از پوستش .اسید ترشح میشه

یه نیروی نابود کننده .که با هر چیزی که ارتباط برقرار کنه نابود میشه

یعنی انصافا باید همچین آدمی در خیابون ها راه بره؟

.این آدم ها فرارین

باید دنبالشون بریم و گیرشون بندازیم قبل از .اینکه به هر انسان بی گناهی آسیب و یا حتی بکشن

همه مدیونتون هستن .ما رو از بیمارستان روانی نجات دادین

.ولی همشون ترسیدن

میخوان بدونن که چطور از دست نیروهای سنتینل فرار میکنیم

نقشه ات چیه؟

خب،اول که میخوایم شما .رو از شهر ببریم بیرون

.رادیو رو چک کردم

،تمام جاده ها بسته ـس .نمی تونیم بریم

.این بده .نمی تونیم این همه رو اینجا نگه داریم

،مواد غذایی کافی نداریم جایی یا کسی رو نداریم

...ـ که بتونیم بخوابیم ـ نظرت راجب مورلاک چیه؟

.ـ شوخیت گرفته .ـ کیا هستن؟

.گروه جهش یافته ها .زیر زمین زندگی میکن

.بله،توی فاضلاب

.خوشبو کننده هوا رو برای همین گذاشتن

.نکنه دلت میخواد دستگیر بشی

.خیلی خب،کلریس .جان به ارگ اعتمادی نداره

.اون کمکون کرد ،شاید فکر درستی نباشه

ولی شاید تنها چیزی باشه که از .این آدم ها مراقبت کنیم

یه گروه داره مسئولیت حمله امروز رو به عهده میگیره

که این بیانیه رو امروز منتشر کردن

جهش یافته ها،سرنوشت .ما دست خودمونه

.و این اولین قدم بود

.دیگه وقتشه جهش یافته ها قیام کنند

گروه تنها با هشتگ قیام جهش یافته ها"شناخته میشه"

.که باعث ایجاد انگیزه به تظاهرات شده

در همین حال ،طرفداران حقوق مدنی

،محکوم به خشونت شدن

با اشاره بر اینکه ....انتقاد های زیادی

.اندی،میدونم که ترسیدی

!نترسیدم

سازمان های مدنی ترس دارن حمله امروز

برای گروه های جهش یافته ....تروریستی انگیزه ایجاد کنه

این....خب خوبه؟

ـ بعد از این همه کاری که کردیم؟ .ـ اندی

.باید این کارو میکردی

.به لورن آسیب زدم

.ـ ممکن بود بکشمش .ـ ولی نکشتیش

فقط به اندازه ای از قدرتت استفاده کردی که بتونیم بیرون بریم

.حالا ببین چیکار کردیم

.اندی،باید افتخار کنی

.یه موفقیت بزرگ بود

.نه کاملا

.باید راجب مهمونمون صحبت کنیم

از وقتی اینجا اومده .صحبت نکرده

.این یه مشکل بزرگه

اون کلید ما .برای قدم بعدی ریواست

شماها چه توقعی داشتین؟

.ـ چندسال بوده که زندانی بوده .ـ راست میگه

تصور کنین چی توی .سرش داره میگذره

.لازم نداریم

.خودمون میتونیم ببینیم

!محکم تر .اگه مجبور شدی بازوشُ بشکن

.این بیهوشش میکنه

.خواهش میکنم!خواهش میکنم بس کنین ....نمیتونم ببینم،نمیتونم نفس بکشم

بده،آره؟

.روحتم خبر نداره

.حالش خوبه

.رسیدیم خونه

.روی یه مبل خوابیده

خسته ـس فقط یه خورده .سر درد داره

،خب،یه خورده ایبوپروفن بهش بده

حتما با آب ،بدی بخوره

باشه،اوضاع چطوره؟

با بقیه جهش یافته های .بیمارستان صحبت کردیم

کسی راجب اندی چیزی .نمیدونه

.اشتباه کردم گذاشتم رفت

کاری که فکر میکرد رو انجام داد

.ممکن بود جفتشون رو از دست بدیم

....ممکن بود لورن

مهمترین چیز اینه .که حالش خوبه

.لطفا،بهش بگو متاسفم

.میگم،نگران نباش

.بعدا باهات صحبت میکنم

.مامانت حالش خرابه

بخاطر اینکه تو رفتی .خودش رو مقصر میدونه

.باید اونجا میرفتم

.فقط خیلی خیلی،قوی بود

باورم نمیشه که ،رو در رو دیدیش

و بهش گفتی ازت میخوام به خونه برگردی .و اونم بهت حمله کرده

.باور میکنه

.تونستم توی چشماش ببینم

نمیخواست چیزی .سر راهش باشه

.نه حتی من

چه خبر شده؟

.دارن قدرت هاش رو آزمایش میکنن

چی هستن؟

.خودت میبینی

.ربکا،نگاه کن

میدونم یه مدتی هست ،از قدرتت استفاده نکردی

.ولی ازت میخوایم سعیت رو بکنی

،میخوایم به بقیه جهش یافته ها .مثل تو کمک کنیم

ببین،منم توی .یه بیمارستان روانی بودم

.مثل حیوون باهامون رفتار می کردن

.این چیزیه که براش میجنگیم

و تو میتونی سلاحی در این .جنگ باشی

میخوای دنبال کسایی که از جهش یافته هامتنفرن باشی؟

.بهت نیاز داریم

بدون کمک تو نمیتونیم .این کار رو بکنیم

.فقط نشونمون بده چیکار میتونی بکنی

ربکا؟

.شاید خیلی زیاده روی کرده

.تازه نجاتش دادیم .به زمان نیاز داره

.ما زمان نداریم

ریوا برنامه یه عملیاتی ریخته که .دشمنمون رو فلج کنه

ولی بدون ربکا همچین .اتفاقی نمیفته

،خب،اگه که خیلی شخص مهمیه

شاید لازم باشه ریوا اینجا باشه .که باهاش کار کنه

.تعطیلات که نرفته

داره قدم بعدی نقشه مون ،رو آماده میکنه

.دختره هم به ما بستگی داره

دلت میخواد به ریوا بگی سلاح جدیدش مزخرفه؟

شاید لازم باشه دیگه .بهش نگی سلاح

.منظورم اینه،اون آدمه

.میتونی مثل یه آدم باهاش رفتار کنی

ـ جانم؟ .ـ بهش سخت میگیری

جوری صحبت میکنه .انگار یه ابزاره

.ـ چه انتظاری داری؟ .ـ اندی

آدمایی که اونجا زندانی میشن رو دیدم .و گاهی اوقات راه برگشتی وجود نداره

میتونم باهاش صحبت کنم؟

.چیزی ازتون کم نمیشه

،میدونی چیه .هر جور میلته

.زودباش،اینطرف

مگه جان حس بیش از حد قدرتمندی نداره؟

بویی که پایین اونجاست رو چطوری تحمل کرده؟

.از دهنش نفس میکشید

.الان دیگه مزش میکنم

.ـ دیگه راهی نمونده .ـ نمیفهمم

جان گفت قبلا که اینجا بودین .تا چند ساعت اینجا داشتین چرخ میزدین

از کجا میدونستی کجا بری؟

.نمیدونم،فقط حدس زدم

و اینجا نوری هم که نیست .جذبش بشه

،اگه از تمام انرژیم استفاده کنم .نمی تونم بجنگم

خودت میدونی دیگه،درسته؟

.شاید بتونم کمک کنم

،میخوای یه کار درست بکنی .از یه خانوم بخواه

عالیه،چطور این آدم ها رو پیدا کردیم؟

.تو پیدا نمیکنی،ما پیداتون میکنیم

...هی،من

باید باهات .راجب یه چیزی صحبت کنم

.نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم

اسید داره پانسمان رو .نابودمیکنه

.داره با تمام سرعت بخیه میزنم

سیم خیلی بهتره که با .نخ داری این کارو میکنی

چه اتفاقی داره میفته

.از سمت چپ نفس کم آورده

.ـ فشار پنوموتراکس داره ـ چی هست اصن؟

.حفره سینه ـش هوا گرفته .شش هاش احتمالا آسیب دیده

ـ زودباش کاری بکن ـ اگه بهش نتونتم دست بزنم نمیتونم سوزن رو فرو کنم

!سوزن رو بده به خودم .خودم انجامش میدم

.ـ جان،نمیتونی .ـ فقط بگو چیکار کنم

.ـ اسید .ـ نمیزارم که بمیره

.سوزن لعنتی رو بده به من

بین دنده دوم و سوم

.پایین تر

ـ اینجا؟ .ـ آره

تا چه حد عمیق؟

.تا اینکه صدای خروج هوا رو بشنوی

.همینه

.فعلا حالش خوبه

.ـ جان،بزار یه نگاهی بهت بندازم .ـ نه

.یه کاری کن صحبت کنه .به جواب نیاز داریم

یکم بهش فلومانزیل دادم .تا بیدارش کنیم

.زیاد طول نمیکشه

میشه لطفا الان این کارو بکنیم؟

.تا به حال اینطوری ندیدمت

.مشکلی نیست

.بدنم محکم تر از حالت عادیه

.آسیبب کمتری ببینم،زودتر خوب میشم

نیاز به درس دادن برای .پزشکی جهش یافته ها ندارم

.دارم راجب خودت میپرسم

.مدام گند میزنم به همه چی

.ایستگاه آتلنتا رو از دست دادم

.اندی و لورنا رو از دست دادم

و وقتی راجب بیمارستان ،روانی خبر دار شدیم

...فکر میکردم که

چی؟

اینکه خودت بتونی آزادشون کنی؟

،گوش کن،چیزی که چند دقیقه پیش گفتم .درست نبود

.ـ تقصیر تو نیست ....ـ این

نه نیست،هیچیش تقصیر تو نیست

.تو رو بیرون از اینجا فرستادم .ما آماده نبودیم

.باید بیشتر کار می‌کردم

من کجام؟

.حالت خوبه .تو توی کلینیک هستی

.تو رو یادمه

.ـ تو نجاتم دادی ـ آره اسمت چیه؟

.مایکل

خدمت بودی؟

.دو دفعه،نیروی دریایی،آره

.منم همینطور .هواپیمای هشتاد دوم،سپاه جهش یافته ها

.وقتی که اون اتفاق افتاد

.مایکل،مایکل،خوشم نمیاد این رو الان ازت بپرسم .ولی چندتا سوال راجب بیمارستان داریم

ـ حله؟ .ـ آره

،آدمایی که حمله کردن یه بنده خدا رو که دوتا اتاق اونور تر از تو بود رو بردن میدونی کی بود؟

.به نظرم اسمش ربکا بود

چیز دیگه ای میدونی؟

از کجا هست؟ قدرتش چیه؟

ما اون پایین بودیم چون غل و زنجیر .برای ما جوابگو نبود

.اسید زنجیرهام رو نابود میکرد

فقط اینو میدونم محکم تر .از بقیه زندانیش میکردن

.دارو تزریق میکردن .نمیذاشتن بیرون بره

حتی پزشک دیوونه هم .حس خوبی راجبش نداشت

روان پزشکه؟

به نظرم اسمش دکتر تایلر بود

.با ما مهربون بود

.میگفت ما متعلق به اینجا نیستیم

....ولی اون...ولی اون

.ظاهرا نفس کم آورده

به نظرم همین فعلا .کافی باشه

حالت خوبه؟

.آره

بعضی ها براشون سواله چه اتفاقی برای کسایی که ما رو نجات دادن افتاد؟

....خیلی خب

.زیاد چیزی نمیدونم

ولی بهشون میگفتن ،اینرسیرکل

و میگن که دارن چیزی رو میسازن

.تا به جهش یافته ها کمک کنن

یه جوری گفتی .انگار چیز بدیه

آره،خب .هیتلر هم رویاهای بزرگی داشت

...اونا مادر بچـــ

.مادر بچه ـم رو گرفتن

.دخترم دست اوناست

.متاسفم

ولی همشون هم بد نیستن،درسته؟

...منظورم اینه،ما رو آزاد کرد،خب

نمیدونم،فقط میخوام .خوبی ها رو پیدا کنم

خودت مگه چند سال اونجا زندانی نبود؟

.سخت بود،آره

ولی همیشه چیزای .کوچیکی بود

.ـ گاهی اوقات ژله او میگرفتیم ـ ژله او؟

،همیشه یه ریزه نور هست

.حتی در تاریک ترین مکان ها

.گفتی میخواستی منو ببینی

.نگفتی برای اینجور چیزا

تو اجیرم کردی .که جاسوست باشم

.اطلاعات میخواستی،بیا

یه لیست از جهش یافته هایی که .زیر زمین کمکشون کردیم

.و قدرت هاشون

قرار ما شامل قبول کردن .فراری های بیمارستان روانی نبود

.جای دیگه ای برای رفتن ندارن

به نظرم تنها به آدم هایی .اهمیت میدی که میتونن کاری برات بکنن

درست مثل .اینرسیرکل حرف میزنی

.هیچیمون شبیه اونا نیست .ما یه جامعه هستیم

.من از این آدم ها محافظت میکنم

دقیقا،ادعا میکنی .ناجی جهش یافته ها هستی

!بعدشم چند نفری رو نجات میدی

،اون فراری هایی که اونجان .به تو نیاز دارن

.خواهش میکنم

.خیلی خب،قبولشون میکنم

.ولی اول از همه باید تو بهم کمک کنی

.هی

با خودم گفتم شاید دلت مهمون بخواد

احتمالا خیلی وقت باشه که

.با کسی صحبت نکردی

اونجایی که داخلش بودی .افتضاح بود

یا منظورم اینه خوبه فقط گفتم که

.یه گپ و گفتی داشته باشیم

دقیقا بهم نگفتن قدرتت چیه

فقط گفتن که بهت .نیاز داشتن

....به من هم نیاز داشتن،چون

باید مزخرف باشه ،که همش تنها باشی

همه شون باهات مثل یه آشغال .هر روز رفتار میکردن

.مثل دبیرستان میمونه .هر چند اینجا خیلی بهتره

،حتی اگر که یه جورایی تنهایی

حداقلش مجور نیستی بخاطر کسی که هستی عذرخواهی کنی،میدونی دیگه؟

یه جورایی اوضاع من .با خانواده ـم همینطوری بود

،سعی کردم توضیح بدم .ولی درک نمی کردن

....خواهرم فقط

.به حرفم گوش نمیکرد

ولی،میدونی اینجا یه جورایی .خانواده جدیدمه

.تو هم میتونی درش نقش داشته باشی

.اگر ..اگر که بخوای

پشتُ رو کردن،آره؟

.اسم من اندی ـه

.ربکا

.قراره که خوش بگذره

!جیس

.ـ هی .ـ خوشحالم که موفق شدی

.خوب شد که دیدمت

.ـ هی من کایل هستم .ـ منم جیسم،خوب شد که دیدمت

آره،همچنین،ویلسون گفت که توی نیروهای سنتینل کار میکردین؟

.کار میکردم،کار میکردم

گفت که شماها چندتا .کار درست اینجا انجام میدادین

گفتم خودم بیام .یه نگاهی بندازم

هی،چرا یه فنجون .قهوه نمیزنی

تا چند دقیقه .دیگه شروع میکنیم

.خیلی خب

گوش کن،میدونم بخاطر اتفاقی که .امروز افتاد همه ناراحتیم

یه جهش یافته ای به ما حمله کرد که .انگار بعد از پونزده جولای مثلش ندیده بودیم

هزاران نفر .به تروریست ها انگیزه میدن

همه مون تظاهرات رو توی اخبار دیدم،درسته؟

حرفم اینه فردا میریزن .به خیابون های همینجا

خب،ما منتظرشون .می مونیم

.ـ بله .ـ باهاشون مقابله میکنیم

.ـ درسته !ـ آره

.چیکار کنیم؟شعار میدیم

.ـ اونا جای ما رو نمیگیرن .ـ نه نمیگیرن

یک به یک توی خیابون میبینشمون

.درسته

جیس؟

ببین،میدونم .که یه مهمان محسوب میشم

ولی جنگیدن ...با آشوبگرا،این

فقط باعث میشه جهش یافته ها رو .قربانی جلوه بدیم

یه نفر فیلمش رو میگیره ،بین همه پخش میشه

سر آخر شما هم .مثل اونا بد دیده میشین

فعلا شما نیروی .انسانی زیادی دارین

،اگه بخواین میتونین

.میتونین یه فرقی ایجاد کنین

و دقیقا منظورت چیه؟

خب،جهش یافته های .بیمارستان روانی فراری محسوب میشن

نظرت راجب اینکه جمعشون کنیم چیه؟

این کار نیروهای سنتینل نیست؟

نیروهای سنتینل فقط .به فکر کون خودشونن

.باور کن

جهش یافته هایی که از .بیمارستان روانی فرار کردن خطرناکن

یه نفر باید از خیابون .جمعشون کنه

چطوری این کارو بکنیم؟

...خب

.توی اخبار گفت که بعضی هاشون زخمی شدن

قراره که دنبال یه جای .بگردن که عقب نشینی کنن

به سمت تمام بیمارستان ها و کلنیک های جهش یافته های میرین

فراری ها رو پیدا میکنین و تحویلشون میدین و به همه نشون میدین

که پیورفایر ها .در حل مشکل نقش داشتن

واقعا فکر میکنی جواب بده؟

.فکر نمی‌کنم

.میدونم که جواب میده

.پاتوق همه اینجاست

یه جورایی شبیه ،موزه هنری مدرن ـه

ولی جای جذابیه

اساسا هر چی که بخوای .رو میتونی داشته باشی

.قهوه،اسنک

آشپز یه چیز برگر با بیکن مشتی میزنه

هر بازی ویدئویی که فکرش رو بکنم دارن

.آره

اونجایی که زندانی بودی پنجره نداشت،آره؟

یادم رفته بود تا چه حد .آسمون میتونه زیبا باشه

باید سخت بوده باشه که یه مدت زیادی .رو یه جایی گیر افتاده باشی

.حالا هم اینجا گیر افتادم

گیر افتادی؟میتونیم .هر وقت که بخوایم بیرون بریم

با این لباس؟

آره،خدمتکار ها رو خبر میکنم .که چندتا لباس خوب برات بیارن

نظرت چیه؟ دلت میخواد از اینجا بیرون بری؟

.آره

.دلم میخواد

.خوبه

.ـ سلام .ـ سلام

.عالی شدی

آره،یکم احساس عجیبی دارم ....ولی به نظرم

.نه،حرف نداره

ـ بریم؟

جایی تشریف میبرین؟

آره،فقط خواستیم .بریم یه چیزی با هم بزنیم

آشپز هر چی که بخواین .رو میتونه درست کنه

خب،تا الان بیرون نرفت مثلا حدود...چقدر بوده؟

نمیدونم،بیشتر از یه سال

اندی،میتونم چند ثانیه باهات صحبت کنم؟

.شرمنده

چی شده؟

ببین،به نظرم خوبه که ،از حال خودش درش آوردی

ولی بیرون بردنش دیگه چرا ؟

نیاز داره

.اندی،منم همچین جایی بودم

،وقتی که بری .طول میکشه که سازگار بشه

...باشه؟فقط نمیتونی

هی،میخوای که برای آزادی ما بجنگه درسته؟

ولی آزادی خودش چی؟

اجازه داره که آزادی داشته باشه؟

.مراقب باش

.خیلی خب،باشه

خب این لطفی که برات انجام میدم چیه؟

.بهتره که بهت نشون بدم .یکم مونده که برسیم

خب،قضیه این چشم بند چیه؟

کارت با چوب تیز خوب جلو نرفت؟

جوون که بودم .چشمم رو از دست دادم

وقتی این اتفاق افتاد .چندتا بچه من رو میزدن

خب اگه نمیتونستن که جهش یافته ای چرا داشتن تو رو میزدن؟

،از جهش یافته ها متنفر نبودن .فقط نژاد پرست های سبک قدیم بودن

،فهمیدم میتونم انرژی رو جذب کنم .و از این هدایتش کنم

و اگر که هیشکی بهت حمله نکنه چی؟

در این صورت چیزی .برای مقابله باهاشون ندارم

.تنها چیز که میخوایم اینه کسی کاریمون داشته باشه

.از اینطرفه

.اینجا

اینجا چیه؟

ازت میخوام از قدرتت استفاده .کنی که ما رو ببری اون بالا

.حدود 50 قدم بالاتر

.خیلی خب،گوش کن

اگه ازم میخوای استفاده کنی که یه سلاحی

...ـ یا مثل این چیز مشکوکی گیر بیاری .ـ کلیریس

فکر کنم تا الان فهمیده .باشی چجور آدمی هستم

ـ چرا اینجاییم؟ .ـ داریم آذوقه جمع میکنیم

.کنسروهای غذایی،غذای بچه

معمولا آدم روی سطح زمین میفرستیم

.تا چیزی که میخوایم رو گیر بیارن .این کار خطرناکی ـه

دیدم آدم بیشتری .برای غذا خوردن آوردی

.میتونی کمکمون کنی بهشون غذا بدیم

.عالیه

مشکلی هست؟

.آره،از مردم دزدی نمیکنیم

جان میگه کار رو هر جایی برای .جهش یافته های سخت تر میکنه

.ـ جان همینو میگه؟ .ـ و اشتباه هم نمیکنه

.باور کن،قبلا دزد بودم

دزدی از مردم .باعث میشه ازت متنفر بشن

.همین الانش هم متنفرن

چیزی که دوست پسرت درک نمیکنه .اینه که به عشق آدم ها نیازی ندارم

.نفرتشون برام مهم نیست

پس برای چی میجنگی؟

علاقه ای به .بعضی از جنگ های پر کشمکش نداریم

جنگ اینرسیرکل با انسان ها

فقط یه جور دستور .برای قاتل های بی رحمه

و نظری که جهش یافته های .زیرزمینی برای همزیستی دارن به همین اندازه بد هست

.به رویا اعتقاد ندارم

.به همین کورن فلیکس اعتقاد دارم

ـ اوضاعش چطوره؟ .ـ یه خورده بهتره

عوض کردن سوزن .یه خورده برامون زمان خرید

.ولی شاید نیاز به جراحی داشته باشه

...توی همچین وضعیتی

چی شده؟

ـ اینجا چیکار میکنین؟ .ـ دنبال فراری های میگردیم

.اینجا ساختمون پزشکی ....خانه خر که نیست بیاین اینجا

.یکی اینجاست

یه گروه،به نظرم .پیورفایر هان

باید تمام بیمارهای جهش یافته .رو جمع کنیم و مخفیشون کیم

بیا،پتو رو بیار،میزاریمش .توی اتاق مخفی

شرمنده .مگه کری؟گفتم در رو باز کن

باید همین الان برین .وگرنه به پلیس زنگ میزنم

.گفتم در لعنتی رو باز کن

.بیا

.همه تون ساکت باشین

.خانوم،هی،گوش کن

.نمیخوایم به کسی آسیب بزنیم

خب؟توی کلینیک دنبال فراری ها .میخوایم بگردیم

.پس خواهش میکنم،بزارید وارد بشیم

!ـ نه .ـ خیلی خب،بریم

!نه

.پیداشون میکنیم

این یارو....؟

جیس تورنر .از نیروهای سنتینل

خب،دیگه باهاشون نیست

.نباید بفهمه ما اینجاییم

.مطمئنم الآنیا برمیگردن

.نه،نباید اینجا می اومدیم

.اینجا رو بگردین

،میدونم باورش سخته ولی بعد از چند سال

،توی بیمارستان روانی .اونقدر هام بد نیست

چی شد آخر و عاقبتت این شد؟

.من توی یه....کنسرت بودم

داشتم خوش میگذروندم ....و فکر نمیکردم

.شروع به رقص کردم

.یهویی این چیزایی کروی شکل رو ساختم

.مردم وحشت کردن

من متهم به تحریک شورش شدم

توی هیئت ژوری یکی با مجرم بودن من موافق نبود چون نور خطری نداره

.برای همین یه چیز دیگه رو امتحان کردند

تشخیص دادن که اختلال عصبی دارم .و من رو به بیمارستان روانی فرستادن

دکترها گفتن هیچوقت .درمان نمیشم

.من اگه بودم خیلی خیلی عصبانی میشدم

.عصبانی بودم

....ولی میدونی

سر آخر فهمیدم یا میتونم ببخشمشون یا .هم زندگیم رو با عصبانیت بگذرونم

.برای همین بخشیدمشون

.فکر نکنم من بتونم اینکارو بکنم

.خودت رو دست کم نگیر

.هی

کلیریس،کدوم گوری بودی؟

.فقط با ارگ صحبت میکردم

خب؟میتونن بمونن؟

.بله

ولی میخواد با همه .اول صحبت کنه

.جمع ما رو که دیدین

اینجا همه جهش یافته ها آزادن که بدون نفرت و قضاوت و شکجه زندگی کنن

یک پناهگاه که نه تنها .قدرت هاتون رو میپذیریم

.بلکه خوشحالم میشیم

درِ اینجا تحت یک شرط برای .شما باز هست

کسایی که بخوان همراه ما بمونن

.باید علامت زده بشن

.واستا،واستا

.این آدما به کمکت نیاز دارن

ازشون میخوای که به خودشون آسیب بزنن؟

اونایی که قدرتشون .ظاهری لازم نیست

این پایین ما ذات قدرتمون رو میپذیریم

.مخفیش نمی کنیم

.این نماد غروره

پس یه "ام"روی لباس هاشون ،یا یه چیزی بزارین

ولی سوزوندن صورتشون .کاملا فرق میکنه

.مارکوس،خواهش میکنم

.چهار دیواری اختیاری

چطور میتونی با این مشکلی نداشته باشی؟

چه انتخاب دیگه ای داریم؟

.هی،مشکلی نیست

.ـ لازم نیست این کار رو بکنیم .ـ ما خونه ای نداریم

.علامت رو میزنیم

ـ چیه؟ ـ هیچی،فقط تا به حال ندیدم کسی برگر رو اینقدر سریع بخوره

.ـ شرمنده،خیلی وقته نخوردم .ـ اشکالی نداره

خوشم نمیاد وقتی دخترا میشینن .سالاد و اینجور چیزا میخورن

شیک من رو هم میخوای؟ .مال خودت

خب اون کاری که با ...توپ تنیس انجام دادی

دوست داری که چیزا رو زیرُ و رو کنی یا همچین چیزی؟

.معرکه ـس .دیوونه کننده ـس

چطوری اینطوری میشه؟

خیلی از مردم میتونن از پهلو .اشیاء رو تغییر بدن

برای من یه .راه دیگه ای هست

یه جورایی .اشیاء رو اینطوری با هم قاطی میکنم

.برمیگردونمشون

.معکوس میکنم

.پشتُ رو میکنم

.این....معرکه ـس

...ببین،من

ببین میدونم توی اتاق تمرین بهت سخت گرفتن .فقط ازت میخوام بدونی

سعی داریم یه .کار خوب انجام بدیم

میخوایم یه جایی برای .جهش یافته ها بسازیم

مثل یه سرزمین جدید ....انگار که مجبور نباشی

داش،میتونی بیخیال .سخنرانیت بشی

.برام میلک شیک گرفتی

.یه نگاهی بنداز

دلت میخواد خوش بگذرونی؟

.زودباش

دقیقا داری چیکار میکنی؟

یعنی چی؟

درخواست کمک دارم 2564

.دیوونه شدی؟اینا پلیسن

.میدونم،از پلیس ها متنفرم

.حالا نوبت توعه

.ـ نه .ـ بیخیال،مال خودم رو نشون دادم

خیلی خب،این؟

.ـ معرکه بود .ـ آره بزن بریم

!جیس

.ببین چی پیدا کردم

مریض ها کجان؟

بهت گفتم که .دیگه مریضی نداریم

واقعا؟چه اتفاقی اونجا افتاد؟

.فقط،فقط یه تصادفی بود

.ـ پرستار چندتا محلول از دستش افتاد .ـ جدا؟

چون اخبار گفت یکی از جهش یافته های فراری

.ـ یه نوع اسید ترشح میکنه .ـ به نظر من که راست میگه

کجاست؟

.نمیدونم راجب چی داری صحبت میکنی

.دکتر داری بهمون دروغ میگی .ـ نه نمیگم

.هی،خودم ازش حرف میکشم.

.ـ جان .ـ کیتلین،مجبورم

.نه،نمیتونی .فکر میکنه همه ما مردیم

،اگه بفهمه ما اینجاییم

اصلا میدونی یعنی چیِ؟

.ـ نمیتونم هیچکاری نکنم،بیخیال .ـ مسئله راجب تو نیست

،راجب همه ماهاست .تمام جهش یافته های زیرزمینی

مردم الان .بیشتر از هر موقعی بهمون نیاز دارن

مشکل چیه؟

لعنتی،اسید یه .سوزن دیگه رو هم نابود کرده

باید ببریمش به بیمارستان،خب؟

.ـ بخاطر همین باید برم بیرون ـ که چیکار کنی،بکشیشون؟

یه مشت پیورفایر توی کلینیک جهش یافته ها کشته میشن بعدش چی؟

.اینجا دیگه کارش تمومه

.به حرفش گوش کن .اولویت با ماموریت،داداش

.ـ نمیزارم که بمیری .ـ من سرسختم

.حالم خوب میشه بهش بگو

میتونه دووم بیاره؟

.بهش بگو

.شُش هاش عملکرد بهتری داره .به نظرم که بتونه

!اون یکی رو باز کن !بازشون کن،بریم

بگو،جهش یافته ها کجان؟

...خواهش میکنم

.گفتم که،نمیدونم

!هی،هی

.کافیه مرد چیکار داریم میکنیم؟

.این مرد خائن به نوع خودشه

...من که میگم ببریمش و

.باید بریم،باید همین الان بریم

.بریم،همه برن بیرون

.دارن میرن

.باید آمادش کنیم .ببرش به بیمارستان

.نه

.متاسفم جان .آسیبش شدید بوده

میدونستی

.میدونستی که جون سالم بدر نمیبره

.خودشم هم می دونست

!ـ بهم دروغ گفتی .ـ متاسفم جان

.تنها راهمون همین بود .مایکل خودش فهمیده بود

.هی،راجب ربکا بهمون گفت

شاید بتونیم دکتر دیوونه رو پیدا کنیم .و اطلاعات بیشتری پیدا کنیم

.همش بخاطر هیچی نبود،جان

.نبود

.ـ هنوزم اینجایی ....ـ ما

همین دور رو بریم....تا

.ـ محض اینکه کسی نظرش رو تغییر بده .ـ تغییر نمیدن

مصمم هستین،مگه نه؟

مردم میخوان که متعلق .به چیزی باشن

.ما اینو بهشون دادیم

ـ خودت هم اینو،نمیخوای؟ .ـ همینجایی که هستم خوشحالم

هستی؟

.خودت رو این بالا بخاطر اونا قایم کردی

علامت هات،گوشهات .رو میپوشونی،لنز میزاری

حتی اسمت کسی که .هستی رو مخفی میکنه

اسمم؟کلیریس؟

.کلیریس اسم یه انسان ـه

،اینو بهم بگو

ـ چیکار میتونی بکنی؟ .ـ میدونی چیکار میتونم بکنم

.بگو به من

.دریچه باز میکنم

.از یه جایی به جای دیگه میرم

.بلینک

.خوشم اومد

هیچوقت شخصیتت رو مخفی نکن،بلینک

.کم آدمی نیستی

وای خدا،قیافه .پلیسا دیدنی بود

.آره،میدونم

.خیلی کار بدی بود

.من...امروز بهم خوشگذشت

.آره،منم،همینطور

چه خبر از تفریحتون؟

.خوب بود،خوش گذشت

.ـ معلومه .ـ قیافه‌تون شاد میزنه

.کاملا عوض شدی

دوباره دارم .خودم رو حس میکنم

...خب

این ماموریت بزرگتون چیه؟

مترجم مهدی

.هی،جیس‌م

اون پرونده مریض ها توی کلینیک رو یادته؟

به نظرم که چیزی .پیدا کرده باشم

به جایی که زندگی میکنن حمله میکنیم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.