Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "ریــوردیــل" گذشت
این داستان راجب شهری ـه که
که یه زمانــی سالم و بی گناه بود ولی الان دیگه برای همیشه تغییر کرده
"اونم بوسیله ی مرگ اسرارآمیز "جیسون بلاسم .در چهارم ماه جولای
- میتونیم صحبت کنیم، خانم گراندی؟ - راجب؟
،شما معلم موسیقی هستین میشه راجب موسیقی حرف بزنیم؟
ما اون چیزی رو که بود رو شنیدیم و بعدش هیچ کاری نکردیم
آخه چطوری توضیح میدادیم که چرا چهارم جولای ساعت 6 صبح با هم بودیم؟
سلام، فرد
- میتونم چیزی برات جور کنم؟ - یــه کار
راستش واقعا نمیتونم این اجازه رو به زن هرمانیه لاج که
الان برای جرم اختلاص و کلاهبرداری توی دادگاهه
بدم تا حسابداری هامو انجام بده
بتی و آرچی دیگه ته خطن
نمیخوام ازت بپرسم که تو خونه ی شرل با ورونیکا چیکار کردین
الان فقط دارم ازت میپرسم که آیا دوسم داری یا نــه، آرچی؟
نمیتونم جوابی که دوست داری رو بهت بدم
خدای من، "جیسون" ـه
تیــر خورده بوده
فکر میکنم که خیلیامون شاید کل شهر
داشتن با خودشون خدا خدا میکردن که جیسون بلاسم تو روز چـهارم جـولای غــرق نشده بود
اینکه ما دوشنبه صبح بیایم مدرسه و
اونجا هم جیسون کنارمون بود
یا اینکه اون و شرل رو توی یکی از صنــدلی های رستوران "پــاپ" میدیدیم
اما اینا قبل از حقیقتِ ...قطعی و غیرقابل انکار
اون بدن خیس و بادکرده ـش بود
جسدی که یه گلوله توی پیشونیش بـــود
و اون رازهای وحشنتاکی که فقط میتونست بوسیله ی اون
چاقوی کالبــدشکافی ـه خیلی سرد اون مامور کالبدشکاف فاش بشه
یا اون گناهکاری که اینکارو کرده بیاد و همه چیز رو بگه
بیداری ؟ میشه حرف بزنیم؟
...بیدار نیستم و نه نمیتونیم
!ترو خدا؟
آرچی، اینجا چیکار میکنی؟
- صدای آتیش بازی نبود، خانوم گراندی - نمیتونی اینجا باشی، آرچی
- توی چهارم جولای، اون صدای شلیک گلوله بود که شنیدیم - نمیتونی همینجوری پاشی بیای خونه من
احتمالا همون گلوله ای که جیسون بلاسم رو کشته
ما دقیقا همون چیزی رو میدونیم که پلیســا میدونن
که یه گلوله شلیک شده بود
که به یه پسر شلیک شده بود ولی نمیدونیم که توسط چه کسی؟
میدونیم که کِی شلیک شده بود اینو که دیگه پلیسا نمیدونن
اونا دارن روی بدنش کالبدشکافی انجام میدن
میتونیم بطور ناشناس باهاشون تماس بگیریم
این بحث بردار نیست، آرچی داریم راجب زندگیامون حرف میزنیم
اگه کسی بفهمه که ما اونجا بودیم
ممکنه من شغلمو از دست بدم ممکنه تو اخراج شی، شاید بریم زندان
"خیلی خب، اینم برا شما، "وگاس
آفرین پسر خوب
!اوف
- صبح بخیر بابا - سلام، پسرم
ببینم دیگه کجا جیم شدی؟
تو، شنیدی رفتم؟
پسرم، از وقتی که 8 سالت بود من میشنیدم کی جیــم میشدی
"وقتی میرفتی خونه درختی ـه "جاگــهد
خوابم نمیبرد رفتم یکم بدوم تا خسته شم
آره؟ چیزی ذهنت رو مشغول کرده؟
- فقط همه این قضایای جیسون - آها
دیگه بیرون رفتنای نصفه شبی نداریم
تا اینکه پلیس اون آدمی رو که به اون بچه ی بیچاره شلیک کرده رو پیدا کنه
...قسم میخورم که این شهر
سلام، عزیزم؟
فقط میخواستیم در جریانت بذاریم که امشب یکم دیر وقت برمیگردیم
قراره کلی از این شبایی که دیر میایم داشته باشیم
یعنی میگم، یه غرق شدن غیرعمدی؟ .خب منو سَنَنه
ولی خب، پسر دیوونه ی پولدارترین خانواده ی این شهر، کشته شده؟
این یه عقده ملی بود که منتظرش بودیم تا اتفاق بیوفته
آلیس، طرف هنوز کفنش خشک نشده
میتونی بری ماشینو روشن کنی، هال؟ الان میام پایین
بتی، میدونی بیشتر از همه از کدوم صفتت خوشم میاد؟
اینکه همیشه میخوای خوبی ـه مردم رو ببینی
"حتی مردمی مثل، "شرل بلاسم
"ورونیکا لاج" و "آرچی اندروز"
ولی وقتی اونا این آخر هفته ای بهت خیــانـت کردن
تو شخصیت واقعیشون رو دیدی، مگه نه؟
آره، البته همینطوره
پس دیگه اشتباهای گذشته رو تکرار کردن نداریم
...هیچ شریل، هیچ ورونیکا
و هیچ آرچی ای نداریم
تا مدرسه باهام میای؟
وقت میخواستم که این چیزا رو پردازش کنــم
تا چیزی رو که مامانم میخواد از چیزی رو که خودم میخوام جدا کنم... چیزی رو که فکر میکنم میخوام
که هست؟
مامانم میگه که دیگه هیچوقت نباید باهات صحبت کنــم
...ولی من
با اینکه تو اونطوری بهم نگاه نمیکنی و دوستم نداری
هنوزم میخوام که با هــم دوست باشیم... دوستای صمیمی
واقعا؟
آره
یعنی میگم، عالیــه بتی، منم همینو میخوام
دروغ گفتم اگه بگم حرفی که زدی اذیتم نکرد
و منم متاسفم بتی ...نخواستم که یه
نمیدونم، من فقط... فکر کردم که این کارم تو آینده خوبیش معلوم میشه
و همینطورم میشه
اوه، به مامانم نگی که دوباره با هم دوست شدیم
سلام
فکر میکنی میتونم از مرگ جیسون بلاسم به عنوان یه بهانه استفاده کنم تا نرم کلاس ورزش؟
ببخشید مربی زیادی افسرده و گرخیدم" "تا بخوام بیام بارفیکس بزنم
راجب جیسون بلاسم شوخی نکن
چی؟
شوخی های طعنه آمیز راه من برای ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرونه
ببین، اون بچه پولداران که از "گــونی" اومدن
خیلی خب ما رفتیــم
مراقب باش، آدام چهارشنبه ای
حالا که دیگه اون قضیه ی عشق و عاشقی تموم شده، بذار حرفمو بزنم
مطمئنیم که آرچی حتما از دخترا خوشش میاد و گِی نیست؟
چونکه هیچ آدم عادی ای رو نمیبینی که همچین بدنی داشته باشه
...حالا که حرف از بدن شد
چیزی از بدن جیسون پیدا کردین؟
اینکه بخوام به بابام توضیح بدم که کنار دریاچه با "مــوس" داشتم
چیکار میکردم شکه کننده تر بود
با اینحال یکی دیگه از مزیت های پسر کلانتــر بودن ـه
خدای من، اینا خیلی زیبان
اینا برای بتی ـن، خانم فیلیپس؟
برای همینم صداش کردم
بتی ـه عزیز لطفا منو ببخش" "«بوس بوس، از طرف «وی
وی" دیگه کیه؟"
- ورونیکا - ورونیکا
رنگ زرد بخاطر دوستی ـه
تازه "کلوچه های مگنولیا" هم گفتم برات از نیویورک با هواپیما بفرستن
چونکه، همونطور که مامانم میگه
هیچ مشکلی وجود نداره که" "کلوچه ی درست نتونه حلش کنه
تازه... برای خودمون هم یه رزرو دو نفره برای مانیکور و پدیکور تو "سالن شی" گرفتم
همینطور یه غذای خوب سفارش دادم
من خیلی خیلی متاسفم، بتی
،نمیدونم اون هفته چِم شد رفتارم خیلی بد و عوضیانه بود
...مثل این میموند که
...توسط کسی تسخیر شده باشم مثل
خانم شیطان؟
ورونیکای قبلی
و من دیگه اصلا و ابدا همچین کاری در حقت نمیکنــم
به جون مادرم که برام خیلی عزیزه قســم میخورم
فقط، میشه ترو خدا یه فرصت دیگه بهم بدی؟
باشه
- چی؟ - چی؟
واقــعا؟
عالیــه، منم قبولش میکنم و پشیمونت نمیکنــم
خیلی خب
اینا رو هم میارم برا ناهار تا با هم جشن گیریم
کو، این راحترین راه بــود
یه هفته پیش، ورونیکا و من اصلا دوستم نبودیم
هفته ی بعدم، وقتی از کنار هم رد شیم یه سری واسه هم تکون میدیم و تمام، همش همینه
میدونی، تا دو هفته دیگه عمرا اسمم رو هم یادش نمیمونه
و تا سه هفته دیگه، میره سراغ یه دختر دیگه تا به فناش بده
صبحتون بخیر دانش آموزان مدیرتون هستــم
سوالات زیادی راجب جلسه ی قبل از مسابقات پرسیده شده بود
پس بذارید روشن بهتون بگن که طبق برنامه قبلی اجرا میــشه
حالا، برای یه صحبت بی جا تر اگه میشه
تمام حواستون رو به کلانتر کلر بدید
بیشتر شما همین الانشم جزئیات رو میدونید
ولی جسد همکلاسیتون جیسون بلاسم آخرای شنبه شب پیدا شده بود
پس از این آخر هفته مرگ جیسون به عنوان یه قتـــل شناخته میشه
و یه تحقیق و جست و جوی در حال جریانه
و اگه بشه اضافه میکنم که نه من و نه پدر و مادرم
تا وقتی انتقام که مرگ جیسون گرفته نشه، آروم نمیشینیم
و قاتل خونسردش هم مثل فیلم "راه سبــز" داره میره تا بشینه روی صندلی الکتریکی ـه "اسپارکی قدیمی" تا اعدام بشه
من، خودمم که شده، به این قضیه شک دارم ریـوردیـل_قویــه#
اگه چیزی میدونید که
که میتونه به ما کمک کنــه تا قاتل حیسون رو پیدا و دستگیرش کنیــم
یا چیزی که براش توی چهارم جولای اتفاق افتاد
با قاطعیت ملزمتون میکنــم که بیاید جلو و با ما در میون بگذارید، سریعا
"میتونید با من یا "مدیر وتربی حرف بزنیــد
همچین مرگی هممون رو زخمی میکنــه
بیاید جیسون رو سرافکنــده نکنیم
آرچی
خیلی عجیبــه، این تابستون ما قرار گذاشتیم که با هم بریم به یه سفــر
...توی آخر هفته ی چهارم جولای
که توی لحظه ی آخر پیچیدی
چیزی هست که بخوای بهم بگی، رفیــق؟
.::. تک مووی، سینمایِ تک .::. WwW.TakMovie.Co «تـــک مووی»
«ریــوردیــل»
« تـــرجــمـــه از : ســروش، امیــرعـلی » « illusion, Soroush_abg »
:ارتباط با ما « Tlgrm.Me/Soroush_abg/llillusionll » .::. Soroushabg@Yahoo.Com .::.
داشتیم فکر میکردیم، شرل
توی جولای، تو به پلیسا گفتی که جیسون غرق شده بــود
بااینحال، اینو فهمیدیم که اون غرق نشده بود
بهش شلیک کرده بودن، این یکــم مشکوک میزنه، نــه؟
ببینم شما مدل های زنــده دارین میگین که من رابطه ای با مرگ برادرم داشتــم؟
فقط کنجکاویم، پلیس راجب این قضیه چه فکری میکنه؟
دقیقا چیزی رو که به پلیسا گفتم به شما هم میگم، که اینه که جیسون واقعا افتاد تو آب
هردومون رفتیم تو آب، ولی من تونستم خودمو به ساحل برسونم، ولی اون نــه
شاید تونسته بره به اون طرف دریاچه
و یکی هم اونــجا بهش شلیک کرده؟
همه بشینن، گروه بشیــد دستکشاتون رو بپوشید و چاقوهاتون رو بدارید
میتونم با شرل گروه بشم؟
منــم میخوام با بتی گروه بشم
اوه، من به این فکر بودم که با کوین گروه بشم
راستش، کلر با منــه قبلا حرف زدیم
خدای من
- یه بار دیگه، سرنوشت ما رو کنار هم قرار داد - آره
پس... شنبه شب
گوش کن، موس، تو خیلی جذابی آره
به منــم میخوری؟ صد در صد
ولی تو از جنگیر هم بیشتر توی درونت شیطان داری
ما هممون خیلی به این چیزا اهمیت نمیدیم ولی "گی سنجِ" من
میگه که تو باید بچسبی به همون چیزی که بیشتر حالیتــه... یعنی دختــرا
شرل، ما از تابستون حرف نزدیم
فقط میخواستم بگم که، واقعا راجب برادرت متــاسفم
جیسون خیلی عالی بود
اگه کاری از دستم بر میاد
خیلی نازی آرچی، ولی مگه اینکه اون روز توی رودخانهی سوییتواتر بودی
...و بدونی که کی به جیسون شلیک کرد
خبر داری که پلیسا سرنخی دارن یا نه؟
چی؟ نه آقا غوله ولی فقط دیگه مربوط به زمانه
و تله پاتی ای که با برادرم دارم بهم میگه که یکی ـه که هممون میشناسیمش
خیلی خب، ببین من توی درس علوم خیلی خوب نیستم
ولی اگه این زیادی برات ناجوره میتــونم خودم انجامش بدم
ناجور، چرا؟
اوه، منظورت اینه که چون برادرم داره بایه چاقو کالبدشکافی میشه
،دقیقا با چاقویی مثل این احتمالا همین الان؟
نگران نباش خوبــم
در اصل، عالیــم
هر جسدی یه داستان برا گفتن داره یه راهی برای نزدیک شدن به بدن
چند تا جرئیات موبوط به کالبدشکافی وجود داره که باید اونو مثــل مقاله ـت بدونی
چه جزئیاتی، دکتــر "کــوردل"؟
چه نظرتون رو جلب کرده؟
مرمرگونگی ـه رگ هاش نشانه هایی از فعالیت جانورای لاشخوره
روی هر دو مچش جای بخیــه هست
و نشانه هایی از "حفاظت انتروکولیت نکروزان"
پولای کم، درستــه؟
ببینم، موس چی میخواست؟
خدای من، اصلا فکر نمیکنم خودشم بدونه
یعنی میگم، من بصورت بدجوری خوشتیپم یجورایی مثل اون کلیــف
که خودشو مثــل مونتگومری میکرد
آخه میگم تمایلات جنسی متغیره ولی آخه یکی که اسمش "موس" ـه میتونــه انقدر متغیر باشه؟ ("به معنی ـه: "گوزن)
خیلی خب، من که طرفدارشم
خب معلومه که هستی، تو یه دختر شهری هستی که خیلی اعتقاداتت قوی نیست
فقط میگم که موس، یه دوست دختر رسمی "داره به اسم، "میــج
بگذریم، خیلی بده که بگم قسمتی از من
آروز داره که اون تو همون کمد باقی بمونه
مسلما، منظورم یه کمــد واقعی نیست
!آرچــی
هیچ آهنــگی نداری که بخوای برای یه مخاطب خیلی بخشنــده بخونی؟
...من
لطفا؟
میشه؟
خیلی دوست دارم بشنومش
...هنــوز دارم رو متنش کار میکنم، پس
خیلی خب
♪ Come on, turn the radio on ♪
♪ And, honey we'll dance, dance, dance ♪
♪ For the rest of the night ♪
♪ I'm not ready to go ♪
بتی؟
خوبی؟
حتــما باید بگم، "آره" دیگه
این چیزی ـه که دخترای خوب ...میگــن ولی
...خب،نیستم خوب نیستم
میخوام که باشم، فکر کردم که میتونم ولی زیادی ـه، زیادی سریع داره پیش میره
- ...آرچی - بتی
بتی، وایــسا
- بتی، صبرکن، بیخیال، به من گوش کن - نـــه
نه، وقتی... وقتی به این فکر میکنم آرچی، که کجا بیشتر از همه احساس امنیت میکنم و حس میکنم خودمم
- به خودمون فکر میکنم، توی صندلی ـه رستوران پاپ - منــم همینطور
ولی این دیگه حقیقت نداره
فکر میکردم، که میتونم تظاهر کنم ...که این آخر هفته ای اتفاق نیافتاد، ولی
"نمیتونم جوابی که میخوای رو بهت بدم"
تو اینو بهم گفتی
و منــم الان همچین حسی دارم ببخشیــد
بتی
"آقای اندروز"
اگه بشه با هم یکم خصوصی صحبت کنیم
شما الان از موقعیت خیلی خوبی برخوردار هستین، آقای اندروز
،فوتبال حرفه ای دانشگاهی کلاسای موسیقی پیشرفتــه
امروز صبــح، توی راهرو تو چشمام نگاه نمیکردی
چرا؟
حواسم پرت بود حالم خوب نبود
...آرچی
اگه چیزی هست که میخوای بارش رو از شونت برداری
شاید چیزی راجب جیسون الان وقت مناسبــه
الان وتربی ازم پرسید که راجب جیسون چیزی میدونم یا نه
و؟
تو چی گفتی؟
هیچی اینــکه نمیدونم
ولی اون گفت که، اگرم میدونستم نباید بترسم و اون تضمین میکرد که اتفاقی برام نیافتــه
معلومه که اینکارو میکرد تو دانش آموزشی
...این
چه حسی بهم داری؟
این واقعی ـه؟
چونــکه اگه نیست، پس نمیدونم که دارم از چی محافظت میکنم
هست
واقعی ـه
شاید درست نبــاشه ولی واقعی ـه
...که برای همینه که
...ما... تو
نمیتونی بری پیش وتربی
اگه اینکارو بکنی
دیگه نمیتونیم همدیگه رو ببینیم
آرچی
دارم خودمو در اختیارت میذارم
بشینید سر جاتون "گروه ویکســن"
و خوب گوش بدین
پیش بینی هوا گفــته که شب مسابقه قراره بارون شدیدی بیــاد
ولی همین الانشم، شما دارید عین بارون گند میزنید به رژه ی من
با قضیه ی جیسون که انقدر در ذهنامون درگیرشیم
همه ی چشما سمته من
آیا این گل گلخانه ای ـه ...زیبــا و عجیب
،زیر این موشکافیا و تحقیقات شهر نابود میشه
یا که احساساتش بهش غلــبه میکنــه؟
جواب اینه، خانما که "نــه"، و "نــه"
با مشخص شدن این موضوع بگم که من به قدرت زیادی احتیاج دارم
به گروه پوسیکتس احتیاج دارم
تمرین کنید و خودتون رو گرم نگه دارید خانما، تا من یه تماسی میگیرم
بعد از این تمرین، حتما یــه پدیکور نیازم میشه، تو چی؟
باید تکلیفامو بنــویسم
میدونم هرکسی به نوع خودش عزاداری میکنه
ولی شرل میخواد واسهی کنار اومدن با غمش یه مهمونی راه بندازه
کارش یا نبوغه، یا دیوانهگی یا هردوتاش
آره خب، حداقل شرل نقش بازی نمیکنه
تظاهر نمیکنه که یه پروانهست وقتی دراصل یه زنبوره
محض اطلاعت، تنها دلیلی که من با آرچی توی اون کمد رفتم
این بود که شرل نره
یعنی واسه محافظت از من بود؟ - کاملاً -
باشه، پس توی کمد بین تو و آرچی هیچ اتفاقی نیوفتاد؟
درسته، همین فکر رو میکردم
میدونی، تا قبل از اینکه تو بیای من و آرچی باهم خوب بودیم
اگه منظورت از خوب بودن
اینه که اون بیتوجه بود و تو در سکوت کامل دنبالش میرفتی
حداقل، باهم دوست بودیم
تو همراه اون داشتی روی پوستتخممرغهای احساسات راه میرفتی و میترسیدی واقعیت رو بهش بگی
باشه، تو منو نمیشناسی ورونیکا
تقصیر من نیست که ازت خوشش نمیاد
اگه اینطوری فکرمیکنی
تقصیر کسی نیست حتی تقصیر آرچی هم نیست
فقط دنیا اینطوریه
بیشتر اوقات، کسایی رو دوست داریم که اونا ما رو دوستندارن
داستان رومئو و ژولیت استئناءشه نه خود قانونش
...ببین
دیگه باهام صحبت نکن اگه اینو میخوای، قبول میکنم
ولی دقیقاً آرچی چه اشتباهی انجام داده؟
واقعاً میخوای طرفداریش رو بکنی؟ - ...نه، من طرف کسی نیستم -
و اینطوری میخوای بازم باهام دوست بشی؟
پوسیکتس هم هستن، اوه شرمنده خانومها، مزاحم شدم؟
...درواقع - نه، اصلاً -
راستش، الان میخواستم بیام پیدات کنم، شرل
Hers And Hers من یه کارت تخفیف واسه فروشگاه مانیکور و پدیکور
و آرایشگاه توی سالن شِز دارم
میخوای باهام بیای؟ - اینکارو نکن -
بکش بیرون، هیولای کمد
تو حق نداری این کارا رو انجام بدی
باعث افتخارمه، بتی ولی البته
هیچوقت به پدیکور نه نمیگم
و منم میخواستم همینو پیشنهاد کنم
میشه یه لحظه ازت بدزدمش؟
عالی داری پیش میری مامان هفتهی تو از من بهتر بوده
آره، داریم نجات پیدا میکنیم، رانی با توان خودمون
چون زنای خانوادهی لاج همین کارو میکنن
اگه بابات الان ما رو ببینه
میگفت توی این یونیفرم جذاب شدی
میرم آرایشگاه جوآن کرافورد، میلدرد پیرس خوب شده؟
مطمئن باش
سلام
سلام
و این خوشتیپخوان کی باشن؟
اومدم سفارش اندروز رو بگیرم
اوه، تو پسر فرد هستی؟
مثل پدرت جذابی
خونه میبینمت، مامان
وایسا، مطمئن آرچی با خوشحالی همراهیت میکنه
بتی هنوز ازت عصبانیه؟
برگشتیم به پیام ندادن به همدیگه
تو چی؟
من برگشتم به حالت همون دختر سطحی، سمی، جندهی مایهدار
که همهچیز سر راهش رو خراب میکنه
که باعث تأُسفه، چون تازه با بتی آشنا شدم
واقعاً حس میکردم قراره بهترین دوستای هم باشیم
...انگار سرنوشتمون اینه، و حالا
مثل یه قطاری بود که تا آخر عمرم ادامه داشت
ولی بهش نرسیدم
بتی و من از وقتی چهار سالهمون بود همسایهی بغلی هم بودیم
همیشه یه مدرسه میرفتیم توی یه کلاس بودیم
یادمه کلاس دوم
توی خوندن مشکل داشتم و معلمم، خانوم گریبراک
به مامانبابام گفت بهتره یه سال عقب بمونم تا بتونم جا بیوفتم
بتی اینقدر مخالف این بود که توی یه مقطع نباشیم
که خودش قبول کرد هرروز بهم درس بده
کلاس دوم؟ - آره -
بگذریم، وقتی قبول شدم، به لطف بتی
بوسیدمش و ازش خواستم باهام ازدواج کنه
اون بهم گفت، وای آرچی کوچولو ما خیلی جوونیم
وقتی 18 سالهمون شد ازم بخواه و بعدش بهت جواب مثبت میدم
واو
ازینکه بهش آسیب زدم متنفرم
بهش وقت بده، آرچی فقط همین کار ازت برمیاد
و ناراحت نباش. فکرنمیکنم داستانت با بتی تموم شده باشه
اتاقت خیلی خوبه
خیلی صورتیه. دیگه احساس خوبی بهم نمیده
نه، از اینکه دخترونهست خوشم میاد
مال منم همینطوریه
بعضیوقتا برای دیدنش بیا
ولی فقط خودت، نه ورونیکا
یعنی، اون باید یه شیطان مجسم باشه حتی اگه به عنوان دوست قبولش نکنی
و در رابطهی دوستی
بتی، متأُسفم که باهات بدرفتاری کردم
بعد از کات کردن تاریخی پالی و جیسون
...عصبانی بودم
از دست همه
ولی سر تو خالی کردم که اصلاً منصفانه نبود
بهخصوص از وقتیکه
یهجورایی، انگار هردوتامون خواهربرادرمون رو از دست دادیم
حالِ پالی چطوره؟
هنوز توی اون گروه خانگی هست؟
فکرمیکنی میدونه چه بلایی سر جیسون اومده اینکه به قتل رسیده؟
نمیدونم
فکرمیکنی بینشون چه اتفاقی افتاده؟
...نمیدونم
والدینتون چی میگن؟
دربارهی جیسون و پالی؟
چیز خاصی نمیگن
مال منم همینطور
همش فکرمیکنم که شاید جیسون بهش چیزی گفته
یا پالی به جیسون حرفی زده
آخه، مگه این تابستون دعوای بزرگی نداشتن ...یا
چرا اینقدر سؤال دربارهی پالی ازم میپرسی؟
شرل؟
چون، گاو احمق یهنفر به برادرم شلیک کرده
و فکرمیکنم کار خواهر روانیت بوده
از خونهم برو بیرون
...نه تا وقتی بهم بگی
شرل، از خونهم گمشو بیرون تا نکشتمت
جاگ. چهخبر؟
خبر اینه که دیدمت، آرچی
توی اتاق موسیقی با خانوم گراندی
آروم صبحت کن، بابام تو خونهست
میخوام کمکت کنم، رفیق
میخوام دوستت باشم
حتی بااینکه دیگه دوست نیستیم
چند وقته؟
تو و گراندی؟
از تابستون
ازش خوشم میاد
پس حدس میزنم دلیل اینکه از تابستون رفتارت عجیب شده، اون باشه؟
یکی از دلایلشه
یکی. بازم هست؟
روز 4 جولای توی رودخونهی سوییتواتر بودیم
صدای شلیک شنیدیم همون شلیکی که شده بود
رفیق، باید به یه نفر بگی - نمیتونم -
تو هم نمیتونی. اگه مردم دربارهی ...گراندی متوجه بشن
!یه بچه کشته شده، آرچی
و تو نگران یه... یوزپلنگی؟
اینطوری صداش نکن
باشه، اون اینطوری نیست بهم اهمیت میده
مطمئن نیستم
فکرمیکنم بیشتر به خودش اهمیت میده
اون بهت میگه به کسی چیزی نگی
درست میگم؟
ببین، من دیدمتون اون داره سر به سرت میزاره، مرد
...و داره ذهنت رو بهم میریزه
تو از کجا میدونی آخه، جاگهد؟
یا اصلاً از من؟
هیچی
ولی یه زمانی این آدم رو میشناختم
آرچی اندروز
...عالی نبود ولی
حداقل همیشه سعی میکرد کار درست رو انجام بده
جاگ
...اگه از این مسئله به کسی بگی
چی؟
میخوای چیکار کنی؟
سلام جاگ. میای تو؟ از پاپز غذا سفارش دادیم
داشت میرفت
یکم عود، برای دورکردن ارواح شیطانی
مامان
شوخی نمیکنم، بتی اون خانواده شیطان خالصـه
موندم شاید خود خانوادهی بلاسم جیسون رو کشته باشه
واسهی یه خدای کافر تاریک قربانیش کرده باشن که
توی اون عمارت مسخرهشون عبادتش میکنن
مامان، پالی خبرداره؟
دربارهی جیسون؟
بهش گفتم
ولی نصف اوقات، خواهرت نمیدونه امروز چه تاریخیه
مامان، چرا اینقدر نمیخواستی باهم باشن؟
دلایل زیاد
اون خانواده. به هرچیزی که دست میزنن، میپوسه
...مامان، داشتم فکرمیکردم
شاید وقتش رسیده برم دیدن پالی
خیلی افتخار میکنم که روی اون گودزیلا رو کم کردی
ولی راستش رو بگو، بتی، اصلاً چرا شرل اومده بود اینجا؟
و دیگه کی قراره بیاد اینجا؟
ورونیکا؟ آرچی؟
چندبار میخوای بهشون اجازه بدی بهت صدمه بزنن؟
تا وقتی درسم رو یاد بگیرم، مامان
حق با تو بود
و دربارهی حرفی که از آرچی زدی
گاهیوقتا سخته که اوضاع رو به خودت اعتراف کنی
مامانم دیوونهست
میترسم هیچوقت خواهرم رو نبینم دیگه
پسری که دوسش دارم، منو دوستنداره
شاید بهت علاقهمند نباشه
ولی عاشقته
و رسماً بدون تو بدبخته، اگه باعث مرحمت میشه
مامانم میگه گاهیوقتا، یه دوست بهت از یه دوستپسره
شاید اینم یکی از اون وقتهاست
و کلانتر کلر داره منو کباب میکنه باشکوه و عالی
چون میخواستم بلاسم بمیره
زمانیکه تنها مدافع پشتخط زنی بود که داشتیم
و صحبت از مهاجمگوشهای خوب شد بهتره پلیسها رو بفرستم سراغت، موس
چون اینم یه راز حلنشدهی دیگه
تو و کوین دقیقاً کنار رودخونه چیکار میکردین، هان؟
یا اینکه با پسر کلانتر بودن، بهت عبور آزاد میده؟ کلر؟
رجی میخواست بره رو اعصابت فقط، کو
مهم نیست چی میگه
یعنی، بیاید بهش فکرکنیم
اگه یه بچه توی ریوردیل جیسون رو کشته
یه ورزشکار نیست، درسته؟
حالا بیاید روراست باشیم
مگه همیشه قاتل، یه کصخل لاغر مردنی و خورهی اینترنت
که برای سکس کردن مشغول نوشتن بیانیهشه؟
یه دیوانهی خوبین، بداخلاق و طرفدار قاتلهای سریالی
مثل جاگهد؟
چطوری بود، جوخهی انتحار؟
وقتی به جیسون شلیک کردی؟
با جسدش که کاری نکردی، درسته؟
منظورم... بعدشه؟
بهش میگن نکروفیلیا رجی، میتونی تلفظش کنی؟ [ تمایل جنسی به مرده ]
...بیا اینجا، دیوث
هی بگیر بتمرگ، رجی
پسرا
به تو چه، اندروز؟
هیچی، ولش کن
یا خدا
تو با دانی دارکو باهمدیگه کشتیدش؟
یا یهجور چیز منحرفانهی، برادر خونی بودن بودش؟
اوه
دوستندارم بپرسم، ولی با جاگهد دعوات شده؟
نه، با رجی دعوام شد
جریانش طولانیه
جاگهد و من، دربارهی یه دختره مخالفت داشتیم
اوهوم
چون یه دختره هستش - همیشه یه دختری هست -
ولی موضوع من و جاگهد نیست دربارهی من و این دخترهست
فکرمیکنم باید یه کاری انجام بدیم و این کار درسته، بابا
ولی دختره میگه اگه اینکارو انجام بدیم یا من انجامش بدم رابطهای که داریم خراب میشه
منطقی نیست، درسته؟
میدونی، این صادقانهترین صحبتیه که بعد از مدتها باهمدیگه داشتیم
و خوشحالم که میخوای کار درست رو انجام بدی
میتونم ببینمش
حتی زیر اون کبودی
آرچی، اگه میدونی کار درستیه
حتی اگه نباشه، حتی اگه... واست هزینهای داشته باشه
باید انجامش بدی
میخوام به وتربی و کلر اعتراف کنم
من اونجا بودم
صدای شلیک رو شنیدم و باید بهشون بگم
آرچی، آروم باش - فردا بهشون میگم -
اگه میخوای باهام بیای پس میتونیم یه فکری بکنیم
اگه نه، به خواستهت احترام میزارم و خودم همهکاری انجام میدم تا پای تو وسط نیاد
متأُسفم، خانوم گراندی ولی مجبورم
مشکلات دوستدختری؟ تو؟
گراندی و من
به وتربی میگیم
حداقل، خودم میگم
و همچنین، بابت مزخرفاتی که بهت گفتم منظوری نداشتم
ببخشید
ردیفه
قرار نیست جلوی ملت همدیگه رو بغل کنیم
پس چطورهمثل احمقها اون سرتکون دادن داداشی رو انجام بدی
و هردو احساساتمون رو ابراز کنیم؟
آره، ولی به عنوان دوست باشه؟
دربارهش حرف میزنیم
به صرف برگر، تو روزهای زیاد
خدای من، آرچ چشمت
حالا واسه شروع کردن این مهمونیمون مایلم میکروفن رو بهدست
شهردار مککوی عزیزمون بدم
ممنون، مدیر وتربی
دوستداشتنیه که همهتون رو اینجا میبینم حتی توی هوای اینچنینی
ولی بیروحی و شادنبود مدرسه هیچوقت توی ریوردیل وجود نداشته
مهمونی امشب مثل گذشته نیست
و نباید تظاهر کنیم که مثلِ گذشتهست
به همین دلیل، میخوام این عصر رو به یاد
یکی از تابناکترینهای شهرمون اختصاص بدم
جیسون بلاسم
امشب به یادش خواهیم بود
حالا خواهش میکنم، برای ورود ریور ویکسن به زمین، بهم ملحق بشید
و مهمان ویژهری اختصاصیشون، دخترم !جوسی و پوسیکتسهاش
♪ Hey, shawty You're my candy girl The kind with the swirls ♪
♪ Oh, so good Baby out of this world ♪
♪ Looks so sweet Fell in love with your curves ♪
♪ Every time you speak Conversation like, sir ♪
♪ S-U-G-A-R You ain't her ♪
♪ Oh, honey, honey Put money on that girl ♪
♪ Let's keep it in her circle You everything I deserve ♪
♪ Baby wants her sugar I'm ready to get served ♪
♪ Sugar ♪
♪ Oh, honey, honey ♪
♪ You are my candy girl ♪
♪ And you got me wanting you ♪
♪ Ooh ♪
♪ I saw this girl I wanna know her name ♪
♪ She's got this body It's driving me insane ♪
♪ 'Cause I need a candy, girl ♪
♪ Her kisses rock my world ♪
♪ More legs, brown eyes Ain't nobody like a fancy girl ♪
♪ Sugar ♪
♪ Oh, honey, honey ♪
♪ You are my candy girl ♪
♪ And you got me wanting you ♪
خیلهخب، آمادهاید؟ !یکم سروصدا راهبندازید
!دست بزنید واسه بولداگهای ریوردیل
شرل؟
شرل، چیشده؟
چه اتفاقی افتاد؟
جیسون
...مرده
میدونم. میدونم مرده
نه، نمیدونی تو درک نمیکنی
قرار بود برگرده
من تنها شدم
تنها
تو تنها نیستی. چیزی نیست
سلام
سلام
پیش شرل دیدمت
دخترای زیادی کار تو رو انجام نمیدن
بیپرده بگم. منم تو زندگیم به حد کافی شکستخوردن داشتم
اگه کار خاصی نداری
میخوای بریم پاپز میلکشیک بخوریم؟
مطمئنی؟ - آره -
بتی، از خدامه
بفرمایید. یه دابل شکلات و یه وانیلیِ قدیمی
ممنون - ممنون -
...بتی
میشه یه عهدی ببندیم؟
حتماً
مهم نیست چی بشه، دیگه هیچ پسری بینمون قرار نگیره
قبوله؟
باشه
میخواید پیشمون بشینید؟
آره، ولی اگه شما حساب کنید
ورونیکا لاج - جاگهد جونز، سوم -
جاگهد جونز، سوم
به نظر یه خارجی
اینجوری بود که چهارنفر توی اون بوفه نشستهن
ولی من اونجا بودم، و میتونم بهتون بگم
درواقع، فقط سه نفر اونجا بودن
یه دختر بلوند، یه دختر موکلاغی
و خوششانسترین پسر موقرمز توی دنیا
واسهی تنها یک لحظه فقط چندتا بچه بودیم
اون نورهای نئونـی پاپز تاریکی رو دور میکردن
گرچه، شبی که، به صبح حسابپس دادن منتهی میشد
داریم سیستمهای جدید زیستشناسی ...انسان رو بازبینی میکنیم، شروع میکنیم با
واسه من اومدین، درسته؟
بخاطر کالبدشکافی؟
نیاز نیست جلوی همکلاسیهات اینکارو انجام بدیم، شرل
عیبی نداره، مدیر وتربی
خودشون به زودی میفهمیدن
نیازی به اون نیست
وایسا، شرل، چی رو میفهمن؟
که من گناهکارم
هرچقدر که این سه کلمه شوکهکننده بودن
درمقایسه با اطلاعتی که جسد جیسون در کالبدشکافیش
نمایش داده بودن، قابل قیاس نبودن
که جیسون، اونطوری که باور داشتیم روز 4 جولای نمرده بود
بلکه هفتهای بعد از اون کشته شده بود
« تـــرجــمـــه از : ســروش، امیــرعـلی » « illusion, Soroush_abg »
.::. تک مووی، سینمایِ تک .::. WwW.TakMovie.Co «تـــک مووی»
:ارتباط با ما « Tlgrm.Me/Soroush_abg/llillusionll » .::. Soroushabg@Yahoo.Com .::.
☺ .امیدوارم از تماشای این سریال لذت برده باشید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.