Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سپاس راپو مقدس را
من به درگاهت دعا می کنم
برای آب و آذوغه
من به درگاهت دعا می کنم نه برای خودم
بلکه برای دخترم
من خسته ام
آه اینجا چی داریم؟
نگاه اش کنید
داره همه میوه هام رو می بلعه
راپو
آورنده نور
اوه اون یکی از القاب ام هست
من گور هستم
آخرین فرد از پیروان ات
ما همه چیز مان را از دست دادیم معبود من
سرزمین خشک شده
تمام موجودات زنده از دست رفتن
ما به تو وفاداریم، هرگز وفاداری مون را به شما از دست ندادیم
و حالا ما منتظر
نویدِ ارمغان ابدی هستیم
واشه همین داری جشن می گیری؟
اون فکر می کنه ارمغان ابدی ای در کار هست
نه ...نه متاسفم
هیچ ارمغان ابدی ای برای تو در کار نیست توله سگ
چیزی که ما براش جشن می گیریم قتل تازه مون هست
ما تازه مالک نکروسورد را شکست دادیم (نکروسورد: شمشیر ابسیدیان متعلق به هلا خدای مرگ )
پیش از این که اون بتونه با اون شمشیر نفرین شده به خدای دیگری صدمه بزنه
خواهی دید- تهدیدی برای پایان امپراتوری من-
ولی معبود من
امپراتوری شما در حال حاضر هم به پایان رسیده
پیرو ای باقی نمانده تا شما را بپرستد
پیروان دیگری برای جایگزینی تو خواهند اومد
همیشه پیروان ای وجود دارن
...ما سختی کشیدیم
و ما گرسنگی کشیدیم
دختر من مُرد
به وفاداری به نام شما
و خب تو هم باید بمیری
عذاب کشیدن برای خدایان تنها هدف تو هست
...هیچ چیزی پس از مرگ در انتظار تو نیست
...به جز مرگ
تو خدا نیستی
من انکار ات می کنم
حالا زندگی بی معنی تو
بالاخره هدفی داره
که خودت رو برای من فدا کنی
تو در جست و جوی انتقام هستی
تمام خدایان را بکش
پیش اترنیتی برو
تو در جست و جوی انتقام هستی
...چکش ...بایفراست بایفراست: رنگین کمانی که آزگارد ای ها برای رفتن به ده قلمرو) (و جهان های دیگر ازش استفاده می کنن
اترنیتی
چکش بایفراست
اترنیتی
پس اون شمشیر تو رو انتخاب کرده
ولی حالا تو نفرین شدی
جالبه
احساس نفرین شدگی ندارم
احساس ای مثل یک سوگند دارم
بنابراین این سوگند من خواهد بود
تمام خدایان خواهند مُرد
Aschkahnn مترجم Dc_Marvel_Empire ارائه از CinemaEmpire
بیاید همه رو جمع کنید
و به افسانه وایکینگ فضایی گوش کنید
یا همون خدای ثاندر (ثاندر : رعد)
یا همون پسر اودین
بزرگ شده مثل یک جنگجو
ثور آموزش داده شد تا کمک کنه که موازنه رو بوجود بیاره
خوب مبارزه کنه ، به خاطر اونایی که خودشون نمی تونن مبارزه کنه
اون بزرگ شد
و بزرگ شد
و بزرگ شد
اون حساس بود، مثل یه لبخند
و طبع دوس داشتنی اون از هم گسیخته نشد
اون حتی یه بار عاشق یه پاسانیستا شجاع شمشیرزن شد
یه بار دیگه هم، عاشق یه گرگ زن نما شد
یه زن گرگ نما
ولی عشق حقیقی ثور یه زن زمینی به نام جین فوندا بود ( جین فوندا بازیگر قدیمی هالیوود)
...ولی وایسا نه
جین فاستر
ولی متاسفانه
در نبرد عشق، ثور شکست خورد
در حقیقت، اون افراد زیادی رو اون روزها از دست داد
مادرش
پدرش
و اون یارو
...و اون یارو
حالا هر کی که هست
و هایمدال
و برادرش
و دوباره برادرش رو از دست داد
و دوباره از دستش داد
ثور بیچاره باید تماشا می کرد باید نابودی جهان اش رو می دید
و بعدش اون گفت، من چی کار کردم؟
به نظر میومد که هر چیزی و هر کسی که اون دوستش داشته رو از دست داده
و خب اون قلب اش رو در بدن ای زخمی مخفی کرد
تا قلب اش هرگز دوباره نشکنه
ولی چون اون از عاشق شدن دست کشیده بود، به این معنا نبود که از مبارزه کردن دست کشیده بود
اون با گاردینز آو گلکسی هم تیمی شد (گاردینز آو گلکسی: نگهبانان کهکشان)
و شروع کرد به رفتن دنبال ماجراجویی های کلاسیک ثور
اون روی فرم اومد
...سخت تلاش کرد
...رنج رو به گنج تبدیل کرد (شروع کرد به وزن کم کردن)
و هیچ وقت بی خیال تمرین کردن روی پاهاش نشد
شکم خودش رو از حالت حاجی طوری به حالت خدا طوری تغییر داد (یعنی سیکس پک ها رو ردیف کرد)
...ولی در پس این شکم خدا طور
هنوز هم فرد ای ناراحت وجود داشت که سعی می کرد خودش رو بیرون بکشه
چون که تمام شکل هایی که ثور در طول سال ها از خودش نشون داده بود
نمی تونست درد ای که اون درون اش احساس می کرد رو پنهان کنه
پس از جست و جو بیهوده اش دست کشید
پذیرفت که اون فقط به درد یه کار می خورد
کاملا در افکار خودش فرو می رفت تا کسی بگه
ثور
ما به کمک ات نیاز داریم تا این جنگ رو پیروز بشیم
ثور
ما به کمک ات نیاز داریم تا این جنگ رو پیروز بشیم
بزن بریم
خیلی خب من آماده ام
زودباش استورم بریکر (استورم بریکر : تبر ثور به معنای طوفان شکن)
واو، ثور حالت خوبه؟
مردم دارن میمیرن
اون پایین می بینمت
عجله کن
اونا رو بده بهم
می شکنیشون
من گروت ام- اوه، کل اش رو صمغ ای کردی-
سلام به همگی
خب خب ببین کی اومده
حالتون چطوره رفقا؟ داغونیم-
همه مون قراره بمیریم
تو گفتی این سیاره یه تعطیلات آرامش بخش میشه
گفتم ان شاالله که یه تعطیلات آرامش بخش میشه
خب به آسمان شهاب سنگی شگفت انگیز چشم نواز مون نگاه کن
چی میتونه از این آرامش بخش تر باشه.
یه تعطیلات واقعی
بمیر جهش یافته عوضی
خدای ثاندر- شاه یاکان-
تو بالاخره به نبرد ما محلق شدی
خب همون طور که میگن دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
خیلی هم خوب
همون طور که میدونی، ما توی صلح زندگی می کردیم
ولی بعد خدایان مون به قتل رسیدند؟- به قتل رسیدند؟-
و حالا معبد مقدس مون بدون نگهبان باقی مونده
و هابوسکای هورد کنترل اش رو به دست گرفته
...به حرم مطهر بی احترامی شده
زیاد طول نمی کشه
شاه یاکان
بهشون بگو امروز چه اتفاقی افتاد
که بدونن زمانی هست که ثور
گروه بی نظم، بی قانون ، از دیوانه های جدا افتاده
زمان نبرد رو پیدا کردن و اسم شون رو در تاریخ حک کردن
ممکنه غریبه ها بر علیه ما باشن
ولی من این رو به رایگان بهتون میگم- بزن بریم-
این قضیه اینجا و همین حالا تموم میشه
لطفا بهش اجازه ندا وارد معبد بشه
خیلی خب همگی
ما میتونیم کاملا اعتبار این کار رو به نام خودمون ثبت کنیم، از اونجایی که به عنوان تیم با هم کار کردیم
ما از قلب ها و ذهن هامون استفاده کردیم تا دشمن رو شکست بدیم
با کمترین آسیب یا شکست
عجب ماجراجویی کلاسیک ای ثور گونه ای بود
کتاب خوبیه؟
اره
من نوشتم اش
شما.. شما دکتر جین فاستر هستید؟
خودم ام
سلام- سلام-
پل اینشتین روزن چطور هست؟
سخته
اره- خیلی سخته-
یه مدل سه بعدی نیاز دارید
تا حالا افق رویداد رو دیدید؟ (فیلم محصول 1997 سم نیل)
نه
میان ستاره ای رو چطور ؟- نه- (فیلم محصول 2013 با بازی متئو مک کانهی)
اون فیلم همه چیز رو کاملا به صورت واضح توضیح میده
خیلی خب
پل اینشتین روزن فضا رو می بنده
بنابراین یونیک ای و یونیک بی در کنار هم در فضا وجود دارن، اینجوری
تو کتاب خودت رو خراب کردی
اره ولی خب الان مفهوم کرم چاله رو یاد می گیرید
اون فیلم ها رو ببین- اوکی-
آه چی توز داغ، باید می گرفتم
خب کلاب ..کلاب چطور پیش میره؟
فوق العاده اس
به غیر من
به کسی چیزی گفتی؟
وقتی مردم بفهمن . شروع می کنن عجیب رفتار کردن
اونا فقط
متفاوتن
و منم الان نترسیدم
بهرحال این واگیردار نیست
جین این مرحله چهار هست
از حدود چند تا مرحله؟
چهار- که ما درباره شون میدونیم-
اوه تو باید
الان جای دیگه ای باشی ، که از شیمی درمانی مهم تره
نه
سعی می کنی برگردی به آزمایشگاه، مگه نه؟
من چندتایی ایده دارم ، دارم سعی می کنم- اوکی نه وقت استراحت-
میدونم که فکر می کنی کار آزمایشگاه ات کاری هست که باید انجام بدی
در غیر اینصورت تمام شهروندان رو ناامید می کنی ولی
تو در واقع چیزی رو که جهان سعی می کنه بهت بگه رو نمی فهمی
پس بذار من ترجمه کنم
آروم باش
از انرژی ات استفاده کن که با این چیزها بجنگی
من به شیوه خودم باهاش می جنگم ، باشه؟
آم، محض اطلاع ات
شیوه من نباید به معنای تنها در آزمایشگاه باشه
شاید وقتشه که با کارت وایکینگ فضایی بازی کنی
اون یه کارت نیست- چرا هست-
کارت ای در کار نیست- یه کارت وجود داره-
قد بلند و موطلایی و خوشگلهست
اون یه کارت خوشتیپه
جین مطمئنی؟
من این رو خودم
یه کاری اش می کنم
نتایج دارن به شکل مشابه برمی گردن
متأسفانه شیمی درمانی تاثیر بسیار کمی گذاشته
خیلی متاسفم جین
اگه کاری هست که من بتونم انجام بدم یا اگه فقط میخوای حزف بزنی، باهام تماس بگیر
بوی شاه رو میده
چون تو ارزش اش رو داری
ادویه قدیمی
اینجا رو ببین، زیباست
تو خونه ای پدر
ما اینجاییم که ببریمت خونه- آره-
به سیاره آزگارد
آزگارد یه سیاره نیست ، پسران من
مردم هستن شما هستین
و حالا زمان برای من فرا رسیده که برای قلمرو معنوی بمیرم
من جایگاه ام رو بدست خواهم آورد
در سالن والهالای بنکوئتینگ ، آرامگاه ابدی خدایان
اوه یه چیز دیگه
شما یه خواهر دارین
و حالا خب من به خاکستر خدایی تبدیل می شم و میگم به امید دیدار
اوه ببينيد
می بینید؟
بابا؟
من غیب شدم
نه - پدر-
ولی صبر کن برادر
یه پرتال نحس پشت ما ظاهر شده (پرتال : دروازه)
تبدیل شو
من هلا هستم، الهه مرگ
حالا به آزگارد باز می کردم ، تا تاج وتخت ام را به عنوان وارث حقیقی تصاحب کنم
و هیچ کس مرا متوقف نخواهد کرد
به من ملحق شید یا بمیرید
ما هیچ وقت به تو ملحق نمی شیم ، ساحره- میولنیر-
غیر ممکنه
من چکش ات رو شکستم
وقته مردن هست
بایفراست - بایفراست-
شما تقریبا میتونین قدرت شگفت انگیز این
سنگ های غیر قابل حرکت رو احساس کنین
اوکی ، بیاین برگردیم به روستا
جایی که بتونیم یه خورده نوشیدنی آزگاردی واقعی بنوشیم
زودباشین
خدای فاجعه
ما ازت سپاسگزاریم
ما ترسیدیم که ما قراره بدون محافظت خدایان مون برای همیشه توی جنگ باشیم
ولی حالا، صلح حکم فرما میشود
در ازای خدمات شما، لطفا این هدایا را بپذیرین
این یه سنت هست ، محافظین جهان ما یه هدیه بزرگ دریافت می کنن، یه
بز غول پیکر؟- اوه به اونا نگاه کن ، اونا فوق العاده ان-
کورگ، نگاشون کن . اون کوچولو ها فوق العاده ان
شاه یاکان، خیلی ممنونم
گوش کن.. در مورد معبد
من نمیخوام درباره معبد حرف بزنم- میدونم ولی اگه ما قرار بود درباره اش حرف بزنیم-
مهم هست ...خیلی خب من بس می کنم- این باعث میشه که من ناراحت و عصبانی بشم-
بز ها رو فراموش نکن
ما باید اونا رو مقدس نگه می داشتیم
بدون کشتن
اه، اونا زیبان
اره اونا زیبان
اونا خیلی هم داد میزنن- مشکلی پیش نمیاد-
ما باید یه نفرین پیدا کنیم. بیشتر واسه این که بتونیم یه سیگنال برای کمک دانلود کنیم
من رد قدم هات رو دوباره بر می گردم ، ریموت کنترل رو کجا گذاشتی؟
یکی از بز ها احتمالا خوردش
نادون نباش ، مسخره بازی در نیار
خیلی خب اون میتونه گند کاری اش رو بکنه
من عاشقشون ام
ما به سنگ های بیشتری نیاز داریم، خیلی سریع
من از پا درش میارم
منم همین طور
نه جواب نمیده شارژ نشده
خب شاید باید سانتریفیوژ رو پیدا کنی
کورگ حالت خوبه؟- آره داداش خوبم-
خیلی خب همگی آروم باشین
بز ها مشکلی ایجاد نمی کنن
اگه غیر از این شد، به گوشت تبدیل شون کنین
مردمِ شاه با مردم گوشت ملاقات کنید (بازی با کلمات میت، ایتینگ و میتینگ)
اونا توی باز کردن بحث خیلی خوبن - و تو به من گفتی که یه همچین کاری کنم-
ایچو موسو- آره یه همچین چیزی بود-
نه اینجوری بود
نه اینجوری هم نبود
نه اینجوری هم نبود، ولی تو خوب انجام اش می دادی
هی رفقا- کراگلین-
شما کل این مدت اینجا بودین؟
اره تو گفتی کنار سفینه بمونیم
این گلنداست ما ازدواج کردیم
من گروت ام
در مورد وارد شدن به رابطه جدید چی بهت گفتم؟
که من نباید این کار رو بکنم- آره-
تو نمیتونی روی هر سیاره ای که فرود میایم ازدواج کنی (شاید یه رگه اش به آخوند ها بر می گرده)
من گروت ام
بالاخره
خیلی خب بزن بریم سیگنال کمک پیدا کنیم
لطفا بهمون کمک کنید ، قصاب خدایان ، باید بهمون کمک کنید
قصاب خدایان؟
این فقط یه اژدهاست- این یه هشدار هست-
تمام این خدایان به قتل رسیدن
قهرمانان بزرگ ما
حالا به شکل فجیعی از دست رفتن
ترس
کی میتونه همچین کاری بکنه؟
کجایی ؟- وایسا وایسا وایسا-
اون چی بود؟ برگرد برگرد برگرد عقب
اون رو پلیکن
ثور کجایی؟
سیف- ما اینجا بهت احتیاج داریم-
خب دوست من در خطره، ما باید سریعا بریم
سفینه رو راه بنداز دوست من
اوه شاید باید جدا بشیم
منظورم اینه که افراد زیادی برای نجات دادن وجود دارن
به تمام این درخواست های کمک نگاه کن
ثور، تو برات مشکلی پیش نمیاد؟
من از تعهدتون به همدیگه تقدیر می کنم . چیز زیبایی هست
متاسفانه چیزی هست که من هیچوقت نخواهم داشت
رفیق اگه اجازه بدی
اجازه داری
بعد از هزاران سال زندگی کردن، به نظر نمیاد که تو بدونی که چه خری هستی
من پیش از این گمشدم
بعدش معنا رو فهمیدم، عشق رو پیدا کردم
و آره، از خدا بودن جداشدم ، که این دردناکه
ولی اون احساس کوفتی از این احساس خلا بهتره
امید من برای تو اینه که یه روزی، تو یه چیزی پیدا کنی
که باعث بشه اون احساس کوفتی رو داشته باشی
من عاشق شدم
جواب نداد
اونا یا به شکل وحشیانه میمیرن یا با یه نامه دست نوشته می پیچونن ات
نمی دونم کدوم اش بدتره، کدوم اش.. چرا از نزدیک شده به دیگران طفره میرم (اصطلاح به معنای دور شدن از دیگران به اندازه یک دست هست)
من خیلی وابسته بزرگ شدم ،لعنت بهش می دونستم که این اتفاق میوفته
تو باید بری
من سیف رو پیدا میکنم
شما به درخواست های دیگه جواب بدین
گلکسی به گاردین هاش نیاز داره
چه عالی اره ما داشتیم همین الان فکر می کردیم- گوش کن میدونم این دردناکه-
ولی اینجوری بهتره باید به من اعتماد کنی
تا درد ات رو آروم کنی، ...چرا تو
سفینه رو بردار، به عنوان یه هدیه خداحافظی
اوه تو سفینه ام رو بهم میدی؟
آره سفینه مال شماست
میذارم همون قدر که من باهاش خاطره داشتم باهاش خاطره داشته باشی
اون یه بانوی پیر احساسی هست
خیلی خوب توی شرایط سخت بهت خدمت می کنه
سفینه رو روشن کنیم؟- ممنونم-
خداحافظ رفیق قدیمی
دست دادن مثل انسان ها
دست دادن مثل گاردین ها
به شکل مار ای که تو نمیتونی بهش اعتماد کنی
...واقعا اژدها طور میشه مدل کلاسیک گاردین ها رده بالا بزن قدش
بزن بریم- مراقب گروه من باش-
واسه اونا جدایی ات سخت میشه
عجله کنید- از نبیولا مراقبت نکن-
یادت باشه چی بهت گفتم
تا حالا احساس از دست دادن کردی؟
فقط به چشم افرادی نگاه کن که دوسشون داری
اونا بهت میگن دقیقا کی هستی
خیلی خب خداحافظ
یه بار دیگه ولی ما خاطرات خوبی داشتیم
ما آزگاردی ها میگیم، باشد که با سرعت کلاغ های اودین سفر کنی
توی والهالا می بینمت که با هم نوشیدنی مید آزگاردی بنوشیم
اون رفتن
دوباره تنهاییم من و تو
استورم بریکر
مراقب تبر دیوونه ات باش
خب ما قراره چیکار کنیم، برادر؟
بریم سیف رو پیدا کنیم
اون کی یا چی هست؟
فالیگار ، خدای فالیگاری ها
یکی از مهربون ترین خدایانی که تا به حال ملاقات خواهی کرد
سیف، منم ثور
پسر اودین
تو داری یه دست از دست میدی
بذار ببرمت خونه
نه
منو همین جا ترک ام کن
میخوام مثل یه جنگجو بمیرم
در میدان جنگ ، در نبرد
و بعد میتونم جایگاه ام رو در والهالا بدست بیارم
اوه، از این که برات خراب اش کنم متنفرم
اما برای جنگجویی که به والهالا میره
تو باید در نبرد بمیری
تو نجات پیدا کردی- اوه لعنتی-
شاید بازوی تو در والهالا هست
چه اتفاقی واسه این افتاد؟
من کلی از مردان رو شکار می کردم
تا اینجا اومدم دنبال اش
این یک تله بود- این مرد دیوانه کی هست؟-
قصاب خدایان ، اون داره میاد
اون دنبال اعدام خدایان هست
آزگارد بعدی هست
ببین، اون ثور هست، ثور- سیف رو ببر به درمانگاه-
هی حالا از کی عصبانی میشی؟
تقصیر من نیست
من حتی این چیزها رو تا حالا ندیدم ، حالا هر خری که این یارو هست
خوش آمدید
بمیر
این یارو جدیده کی هست؟
اون یارو...تو عاشق اون یارو میشی
میولنیر
میولنیر
منم ثور
چکش منو ندیدید؟
میولنیر بیا اینجا پسر
میولنیر
میولنیر
تو برگشتی
میولنیر
معذرت میخوام سلام
اون چکش منه ، احمق جون
و این نگاه منه
Hey!
حماقت کافیه ، بانوی جوان
اون ماسک رو در بیار و خودت رو نشون بده
قبوله
Hey.
جین؟
بذارین براتون افسانه ثور و جین رو تعریف کنم
اون خدای ثاندر بود
و اون خانم ، بانوی دانشمندی بود
وگرچه اونا از جهان های متفاوتی بودن
یه جورایی این رابطه با عقل جور در میومد
و با همدیگه اونا ماجرای عاشقانه ای رو آغاز کردن
ثور راه جنگجویان رو به جین یاد داد
و جین به ثور راه زندگی انسان ها رو یاد داد
و همین جور که زمان می گذشت، عشق شون عمیق و عمیق تر می شد
اون شگفت انگیزه. مگه نه میولنیر؟
میخوام بهم قول بدی که همیشه مراقب اون باشی
منم دوست دارم رفیق
عشقی آنچنان عمیق ، که به سوی جادویی شدن می رفت
ثور راهی به آینده انتخاب کرد و همه چیزی که محافظ اون آینده باشه
ولی هرچه اون به زندگی با جین فکر می کرد، بیشتر از از دست دادن اون زندگی می ترسید
و اگرچه جین نمی خواست که اعتراف کنه
اون هم از از دست دادن می ترسید
و بنابراین، اونا بین خودشون دیواری ساختن
ثور به نجات انسانیت مشغول شد
هایمدال
جین هم به انجام همین کار مشغول شد
خیلی مشغول شد
و سرانجام، خلا بین اونا بیشتر و بیشتر رشد کرد
تا جایی که خیلی عمیق شد تا تحمل اش کنن
چیزی باید واگذار می شد
من باید کل شب رو بیدار بمونم ، بعدش برم سراغ این داده ها
در حالی که من کل شب بیدار میمونم و اینا رو می خورم و تمام شون رو می شورم
کلا دو تا بشقابه
و بعد یک شب، دیگه جواب نداد
جین یه یادداشت نوشت
و ثور اون یادداشت رو مطالعه کرد
و افسانه اونا ناگهان به اسطوره تبدیل شد
یا حداقل اونا اینطوری فکر می کنن
تو خوبی؟
اره
یه خورده گرمه، مگه نه؟
فقط یه احساس هست
یه خورده احساس تنگی و خفگی می کنم با کلاه
چجوری؟
میتونیم بعدا درباره اش حرف بزنیم؟
آره حتما
از دیدن ات خوشحالم
چی؟
هی اون نکروسورد هست؟
چه باحال. من فقط توی داستان ها درباره اش خوندم
پس میدونی که قراره دردناک باشه
درد
درد چی هست، به غیر از یه سازه خلق شده توسط افراد ضعیف
اوه اوکی ! خیلی تیز هست
آماده ای؟
به چیزهای من دست نزن
بهتر فرار کنی ، بزدل
بچه ها ! اونا دارن بچه ها رو میبرن
مامان- مامان-
بابا- مامان-
مادر
شدو مانسترز (هیولاهای سایه)، حال بهم زنه
دوبار دور جهان پرواز کردم ، چیزی پیدا نکردم
بزدل ها باید فرار کنن. ما پیداشون می کنیم
یه تجدید دیدار کامل ، ها؟- اه، تو داری بهم میگی؟-
چند وقت شده؟ سه یا چهار سال؟
هشت سال ، هفت ماه و شش روز
فراموش نکردم
آخرین بار که دیدمت یا ندیدمت ، چون که تو گذاشتی رفتی
یه جورایی بیش از حد ساده انگارانه اس که بگی من گذاشتم رفتم
اه نه تو گذاشتی رفتی تو این کارو کردی
تو برام یه نامه با دست خط زیبات نوشتی
باید می دونستم اونجا بودم
تو در واقع اونجا نبودی- من بودم-
و اون نامه
و اگه اونجا نبودی که منو ببینی که ترک ات می کنم ، پس شاید این تو بودی که گذاشتی رفتی
عادلانه به نظر میاد
نه این که اهمیتی داشته باشه- نه-
ردشو دنبال می کنی ،درسته؟- آره-
فکر می کنم ما جفت مون گذاشتیم رفتیم و جفت مون توسط همدیگه ترک شدیم
حالا تو دوباره داری میذاری میری
میک، ما به اکانت های جزئی از همه شاهد ها نیاز داریم
داریل، اسم تمام بچه هایی که گم شدن رو بنویس
سرورم، دخترم اینجا نیست- نگران نباش-
و اون پیدا میشه
بچهها اونا دارن خونریزی می کنن ببرینشون درمانگاه، همین الان
داریل- اعلیاحضرت-
ما باید یه نمایش درباره کل این افتضاح بسازیم؟
مردم به سرگرمی نیاز دارن
به خصوص در این زمان بحرانی
کی اینکار رو کرده؟
من نشنیدم بگه نه
منم نشنیدم
آزگارد ، وقتی که شب شد
ما با چند تا بچه در حال خواب شروع میکنیم
خب اون دوس دختر سابق اته، اره؟
دوس دختر سابق قدیمی- جین فاستر-
جین فاستر- اونی که گذاشت رفت-
اونی که گذاشت رفت
این یعنی فرار کرد- آره- ( بازی با معنای عبارت get away به معنای رفتن و فرار کردن)
آره
باید واست سخت باشه که دوس دختر سابق ات و
چکش سابق ات رو ببینی که اینجا با هم خلوت کردن
میخوای چیکار کنی، داداش؟
زودباش
بیا پیش بابایی
بیا میولنیر
هی تو اینجایی
Hey!
من داشتم صدات می کردم- یه ارتش جمع کن-
با چی؟
نیمی از سربازان مون مُردن- نیمی از سربازان مون همیشه مُردن-
همگی لطفا برین خونه- بچه ها کجان؟-
و حالا قول میدم که شما خبر داشته باشید
نمی دونم - نمی تونم جلوتر از این برم-
فکر می کنم بدترین اتفاق افتاده
اون پیداشون می کنه
میدونی چیه؟
آزگارد
دوستان من ، ما نباید جروبحث کنیم
وقتایی مثل الان ، باید متحد بشیم و در کنار هم جمع بشیم
ببینیم اینجا چه اتفاقی داره میوفته
ما ترسیدیم
همم؟
ترسیدیم
وحشت زده ایم
مضطرب ایم
اگه میخواهیم بچه ها رو پیدا کنیم، اول باید درون خودمون رو نگاه کنیم
متاسفم، میک
خیلی سخته که با صدای اه، اه،اه یه سخنرانی انگیزشی داشته باشی
چیکار داری می کنی؟
اون داره وقت می گیره- خب وقت ارزشمنده. ما وقت نداریم-
میخواهید بچه ها رو برگردونین؟
من یه لحظه دیگه بر می گردم
اینو بنویس ، میک
استورم بریکر چیکار داری می کنی؟
این قصیه بخاطر میولنیر هست؟
همه برن بیرون
پیداشون نکردیم
شنل ات داره اتیش می گیره
مشکلی نداره،دوباره رشد می کنه
من اینو جزو صورت حساب ات می زنم
Okay.
ما درباره این یارو چی می دونیم؟
اون بین سایه ها سفر می کنه
و اون باهاشون هیولا می سازه
کاملا، هیولاهای ترسناک
همین طور نکروسورد هم دستش هست
چطور اینو می دونم؟
چون که اون تقریبا من رو با اون شمشیر نصف کرد
نکروسورد چی هست؟
این یه سلاح باستانی هست که دست به دست چرخیده، از زمان شروع تاریخ
قابلیت این رو داره که خدایان رو سلاخی کنه
اون به آهستگی هرکسی که مالک اش باشه رو فاسد می کنه و می کشه، که یعنی
اوه ، پس اون رو آلوده کرده- اون رو آلوده کرده، آره ممکنه همین باشه-
بنابراین اساسا، ما با یه سایه نفرین شده ، زامبیِ آدم دزد طرف هستیم
چه باحال کِی اینجا رو ترک می کنیم؟
ثور؟
میتونی منو ببینی؟- بچه شناور در سمت چپ تونه-
آسترید
پسر هایمدال
آسترید، حالت خوبه؟
من دیگه اسمم آسترید نیست
من اکسل هستم
اون یه خواننده از گروه محبوب هست که من اسمشون رو توی زمین شنیدم
جی ان آر
آسترید
پدرت یه اسم مقتدر وایکینگی داد و من قصد دارم که آرزوهای اون رو محقق کنم
اکسل- آسترید-
گفتم اکسل- آسترید-
اکسل- اون اکسل هست. حالا به حرفهاش گوش کن-
خیلی خب باشه اکسل
کجایی؟- مطمئن نیستم-
هنوز نمی دونم چجوری از قدرت جادویی ام استفاده کنم
پدرت به من گفت و من اینجام که بهت آموزش بدم
میخوام تمرکز کنی و دستات رو بیاری جلو
اوکی خوبه
حالا تمرکز کنچشمات رو ببند
ثور
هی اوضاع چطوره بچه ها؟
چطور پیش میره؟ ببین ما کجاییم
ما توی یه قفس که با میخ ساخته شده هستیم
اره درسته خوب نیست
تو میخوای کاری بکنی ؟- آره آره من میخوام یه کاری بکنم -
البته نه الان. من یه شبح قابل تصور هستم ، ببین
ببین- چه اتفاقی برای ما میوفته؟-
میتونی بگی این، یه شرایط خیلی خیلی بد هست
میدونی خبر خوب اینه که شما آزگاردی هستین
پس اگر بمیرین، شما به والهالا میرین
اوه خدای من برو گمشو
باشه بچه ها
خیلی خب بچه ها گریه نکنین . شما نجات پیدا می کنین، باشه؟
گوش کنین من یه نقشه دارم، باشه؟
من دارم یه تیم خیلی خیلی خوب جمع می کنم
...ما .. آم
عمو کورگ رو داریم
شاه والکری رو داریم
آم، آره
دوس دختر سابق من جین، که کلا داستان اش فرق می کنه من با اون داستان خسته تون نمی کنم، باشه؟
ولی تیم خفنی هستیم و ما شما رو پیش از این که بفهمین می بریم خونه
اره
میدونم کجا هستین
من از اینجا میارمتون بیرون
من ترسیدم
ما همه مون ترسیدیم
مراقب باشین . از خودتن مواظبت کنین .باشه مواظبت کنین
زود می بینمتون باشه؟ من از اینجا میارمتون بیرون
اونا توی قلمرو شدو (سایه) هستن
از کجا میدونی؟
جو اونجا تاریکی اش مثل جای دیگه ای نیست
رنگ ها نمی تونن رشته ای بشن تردید و اشتباهی در این وجود نداره
خب اگه ما به رنگ نیاز داریم
بریم رنگین کمان رو بیاریم
رنگین کمان رو بیاریم؟ این تکه کلام یا چیز خاصی هست؟
اون فقط واسه یه دقیقه ثور بود
منظورم اینه که نجات زندگی مردم، اون کاملا توی انجام این کار عالیه ولی بقیه اش رو شک دارم
چقدر تکه کلام بین اینا وجود داشت؟- خیلی-
اره زود شروع کرده
صبر کن ، اون بین سایه ها حرکت میکنه و اون به سمت قلمرو سایه حرکت می کنه
به نظر میاد اونجا بیشتر از همه جا قدرت داره
حق با توئه. ما نمی تونیم همین جوری به سمت اونجا حرکت کنیم
میتونه یه تله باشه میتونه بچه ها رو به خطر بندازه
ما به تقویت نیاز داریم . ما باید یه ارتش جمع کنیم
تو به اون چیزی فکر می کنی که من فکر می کنم بهش فکر می کنی؟
من بهش فکر می کنم- ما به چی فکر می کنیم؟-
...اگه میخوای یه نگاهی بندازی به- امنیپوتنت سیتی-
امنیپوتنت سیتی چی هست؟
خونه قوی ترین خدایان جهان هست
می تونیم بزرگترین تیم تاریخ رو جمع کنیم
می تونیم را ، هرکول ، توماتوئنگا رو جزو تیم بیاریم
شاید هم کوئتزالکوتل
و زئوس قدیمی ترین و باهوش ترین اونها رو
تو گفتی زئوس؟- اره زئوس-
.یعنی زئوس زئوس خودِ زئوس
مطمئن نیستم که اسم دومی داشته باشه
خدای من اونجا خواهد بود نینی از نانی
ولی اگه اونا حضور دارن ، باید ازشون بخواهیم که به تیم ما ملحق بشن
اره
استورم بریکر
اروم باش ریلکس باش
نه نه نه رفیق
ما با بایفراست غیرقابل اعتماد استورم بریکر سفر نمی کنیم
ببین الان چه اتفاقی افتاد
ما دقیقا نمی تونیم با پرتال اسب بالدار تو بریم ، می تونیم؟
همه مون جا نمی شیم- از چی حرف می زنین؟-
آواز جنگ باحاله
استورم بریکر هم باحاله
استورم بریکر به یه دریچه نیاز داره
هر چیزی که بتونه سفر فضایی رو کنترل کنه
خوشم میاد وقتی اون کامل حرف میزنه
قدرت اینو داره که ما رو اونجا ببره
فقط به یه چیزی نیاز داره که این انرژی رو متمركز کنه
پس این خیلی..غیرقابل پیش بینی نیست
میدونی، آه
اگه یه سفینه داشتیم ، میتونستیم تحت کنترل در بیاریم اش و از استورم بریکر به عنوان یه منبع انرژی استفاده کنیم
اوه، مثل یه موتور
مثل یه موتور- شما یه سفینه لازم دارین؟-
من یه سفینه دارم
همه اون صندلی ها رو بندازین بیرون
بفرمایید. نه بزها رو ببندین جلوی سفینه
ما 15 دقیقه دیگه اینجا رو ترک می کنیم
همگی فقط ملزومات رو بیارین
این جزو ملزوماته
ولی تو سریع رفتی مگه نه
تو خیلی بدجنسی
اوه سلام- سلام-
با یه رفیق قدیمی خلوت کردم- آره-
من میخواستم معذرت خواهی کنم
یه جورایی قبل اش عجیب رفتار کردم
من این اواخر خیلی مثل خودم رفتار نکردم . میدونی حالا که
سعی می کنم بفهمم کی هستم و یه خورده احساس از دست رفتن می کنم
و بعدش یدفعه ای دیدم که تو مثل من لباس پوشیدی
و این یه جورایی
این برای منم خیلی زیادی هست
...خب چجوری
شما بچه ها با همدیگه هستین؟
چجوری این اتفاق افتاد؟
قسم می خورم، شنیدم که میولنیر منو صدا کرد
آه جدی؟
و خب من اومدم تحقیق کنم
شروع کرد به درخشیدن و چرخیدن دور خودش- دیوانه کننده اس-
ثور
خب میدونی چیه. این بهت میاد. جواب میده
فقط چک اش می کنم
بعدا می بینمت
چیه؟
ما فقط داشتیم حرف می زدیم
مامان ترک ام نکن
نترس
حتی وقتی من بمیرم، عزیزم
تو تنها نخواهی بود
و هر اتفاقی بیوفته
هرگز از جنگیدن دست نکش
هی- تو حالت خوبه؟-
عالی
سینک چیز دیگه ای میگه
توفکر می کنی واقعا باید بیام؟
من اصلا بهتر نشدم
تو یه ثور هستی . البته که باید بیای
به علاوه ، به غیر از این چیکار میخوای بکنی؟
تو الان یه وایکینگ هستی
که یعنی تو کاملا آماده ای که توی جنگ بمیری
باید به شکل دردناکی فاجعه بار باشه
در غیر اینصورت وارد والهالا نمیشی
نقشه من اینه
نظر تو چیه شاه شدن و این حرف ها؟
من عاشق اینم که شاه بشم
من عاشق مردم ام هستم
ولی همه اش ملاقات و نامه هایی که توسط کلاغ ها آورده ميشه هست
و ملاقات هایی که میتونن با نامه هایی که کلاغ ها میارن انجام بشه
من دلم برای جنگیدن تنگ شده
من دلم برای خواهرهام تنگ شده
که واسه همین تو باید بیای
چونکه من به ثور نیاز دارم
اوکی ما باید بریم- همم وسایل رو جمع کردم-
تو جمع کردی؟
اره
یه نارنجک دستی؟
نه این یه اسپیکر دستی هست
بزن بریم
اگه اشکالی نداره قضیه سینک یه راز پیش مون بمونه
هوات رو دارم
رفقای ازگاردی من
آرزو می کنم خوب باشیم
باشد که ما با سرعت کلاغ های اودین سفر کنیم
ما با بچه ها باز خواهیم گشت
کلی بچه
بعدش باید در کنار بچه ها جشن بگیریم
ما دیگه این کار رو نمی کنیم
اون زمان تاریکی بود
زمان شرمساری
اوکی، باید بریم
Aschkahnn مترجم Dc_Marvel_Empire ارائه از CinemaEmpire
خب..هنوز اسکیت بازی میکنی؟
نه ، نه تو چطور؟
اوه اره هر اخر هفته
یه بار که اسکیت بازی کنی، دیگه بی خیال اش نمیشی
درسته، کورگ؟- دوقلوهای اسکیت باز تا تهش هستن-
هی میتونم یه چیزی برات تعريف کنم؟
اره
خب من داشتم فکر می کردم، وقتی که ما اون آدم بده رو پیداش کردیم
نظرت چیه که من یه تکه کلام خفن بگم مثلا
بیا سر چکش ام بخور ، بنگ
یا مثلا؟
چکش رو داری داداش ، بوم
مثلا ، نظرت چیه؟
می دونم دارم روش کار می کنم
نه اینا...اینا همه شون واقعا خوبن . تیکه من اینه
این قضیه اینجا و همین الان تموم میشه
اوه این خوبه
خیلی ازم وقت گرفت تا یه چیز کامل بگم
تو به اون تکه کلام ات میرسی . فقط باید تمرین کنی
این اولین دشمن من هست
هیچوقت اولین دشمن ات رو فراموش نمی کنی
آره
خب تو دوس دختر داری؟
اوه نه نه
خیلی مشغول ام . وقت ندارم. میدونی فقط
مشغول این کار ها و بقیه چیزهام
چه خوب
بذار اینجا رو یه چک بکنم
خیلی خوبه
کی خیلی خوبه؟- ها؟-
ساختمان ها خیلی خوبن
چه اتفاقی داره اونجا میوفته؟
چی؟- ...من دارم-
چیزی رو احساس می کنم؟
چی رو احساس می کنی؟ رابطه با جین؟
اره- نه، احساسات رو به سخره نگیر-
آخرين باری که ما احساسات داشتیم خیلی وقت پیش بود. خیلی خیلی وقت پیش گذشته
نه اون...گفت تو احساس ای داری
رفیق آروم باش ما توی یه تیم هستیم
میدونم دقیقا توی چه تیمی هستیم باشه
تیمِ جین
چیزی که درباره ثور وجود داره اینه که اون همیشه از شرايط سخت اش برمیگرده
مثل اون دفعه که هلا چکش اش رو دزدید، اون رفت و یه تبر ساخت
که از قلب یه ستاره در حال مرگ نیرو می گیره
و با همون تبر ، اون سر ثانوس رو قطع کرد
اوه اوه . حالا بی خیال
چه داستان تمیزی
اوه با تمام این حرفهای قطع کردن سر
من میخوام یه امتحانی بکنم
این چیه؟
این هارپی هست
سلام هارپی
حالت چطوره؟
میدونین هارپی چی دوست داره؟
این که سرش قطع بشه
چی ؟ یه ثانیه پیش که ازش خوشتون میومد
خیلی خب ، خیلی خب، خیلی خب
هارپی مُرده
بی خیال
آه تو
من یه دختر کوچولو می شناختم درست مثل خودت
و اون شجاع بود و باهوش بود
و بامزه بود
و دوست داشت نقاشی بکشه
بذار ازتون یه سوال بپرسم
درباره خدایان
اونا باید ازتون محافظت کنن، درسته؟
خب اونا کجان؟
ثور توی راهه- آره
بله
من روش حساب باز کردم
واسه اینه که شما اینجایید
این فقط یه دعوت نامه اس، پس ما باید آفتابی نشیم و قاطی بقیه بشیم
خوشبختانه، لباس مبدل پوشیدن تخصص منه
فیلسوف طور شدم
اینا همه شون نقاشی هستن
اینا چی هستن؟
لباس های مبدل واقعی
اینا شنل های خدایان احساس هستن
هر رنگی نشان دهنده احساسات متفاوتی هست
این خدایان احساس کجا هستن؟- همم. نپرس-
ای خوارشو
به معبد طلایی خوش اومدین بچه ها
اینجا جایی هست که قدرتمند ترین خدایان خالق جهان با هم وقت می گذرونن
اون خدای جادو هست
خدای رویاها
خدای نجاری
اه اونو ببین
اه اره اون بائو هست خدای دامپلینگ ها
سلام بائو- بائو-
بالا رو ببینین بچهها
خدای کرونان، نینی از نانی
سلام نینی نانی
زئوس
سلام
زنده باد زئوس
خوش اومدین
برای این که منو مفتخر کنید
انسان، اسطوره، افسانه
اوه نمی دونم که اینو میدونید یا نه ولی من خیلی از کارهای که می کنم براساس کارهای ایشون هست
اون قدرت لایتنینگ و ثاندر رو داره . منبع عظیم ای از الهام بخش بودن هست (لایتنینگ : صاعقه، رعد و برق)
این خیلی خوبه
تو باید با اون رهبری کنی وقتی که ازش درخواست یه ارتش می کنی
ام، چجوری بریماونجا؟
ما باید مثلا پرواز کنیم؟
خب ما نباید وسط ورود اش دخالت کنیم
اون برای همه مون مشهور هست
ثاندر بولت (صاعقه، آذرخش)
ثاندربولت- اره-
زئوس
ثاندر بولت
آروم باشین
آروم باشین
حالا خب
من از همین جایگاه
این جلسه خدایان رو آغاز می کنم
که ما کلی موضوع مهم داریم
که درباره شون حرف بزنیم
مثل
ما قراره مهمونی میگساری و عیاشی امسال رو کجا برگزار کنیم؟
این یارو جدی میگه؟
صادقانه من از دستش عصبانی نیستم
مطمئنم این پوشش اش هست، باشه؟- هیس-
...و حالا میخواهیم معرفی کنیم- ببخشید-
برنده جان های انسان ای که به نام خدایان قربانی شده اند
اره، باشه. شاید اون خیلی هم عالی نيست
اوه نه خوب نیست
نه فکر نمی کنم از این بهتر بشه
و حداقل ارتش خدایان میتونن کمک کنن
ولی اون ثاندر بولت، فکر کنم اون خیلی بزرگ باشه
داوران
جین تو از سمت راست برو. ثور تو سمت چپ برو
ما یدفعه ای جلوش رو میگیریم، بولت رو می گیریم ، باهاش محکم می جنگیم
خیلی خب، بریم بگیریم اش- نه نه نه نه -
نه جنگ ای در کار هست نه این که جلوش رو بگیریم
مخصوصا جلوی زئوس رو نمی گیریم
وقتی زمان مناسب اش شد من باهاش حرف می زنم
زمان اش الان هست
زمان اش الان نیست- کی داره حرف میزنه؟-
کی داره حرف میزنه؟
اینا حرف میزنن- کورگ خفه شو-
شما رفقا چیزی برای گفتن به گروه دارین؟
متاسفم
من تا 60 ثانیه دیگه محکم میزنم به کله تون ، پس سریع حرف بزنین
به معنای واقعی کلمه، کله ها رو می چرخونه
شما دو تا کی هستین؟
سلام
اجازه بدین من اولین کسی باشم که حرف میزنه باعث افتخار و مایه مباهات هست که
اینجا باشیم- نه من صدات رو نمی شنوم-
چرا نمیای روی صحنه؟
صحنه، یعنی اون پایین؟
خب اره. اون قسمت رو اونجا می بینی که خیلی شبیه یه صحنه اس ؟
متوجه شدم
اوه ببخشید
موفق باشی داداش
زئوس قدرتمند واو
خدایان جهان
من اینجا اومدم تا از شما کمک بخوام ، تا یه ارتش جمع کنم
یه روانی ای وجود داره، به نام قصاب خدایان ، که به دنبال پایان دادن به زندگی همه ماهاست
نابودی همه جا هست
تمام سيارات، قلمرو ها، کاملا بدون محافظ رها شدن
هیچ چیزی به غیر از هرج و مرج در مسیر حرکت قصاب خدایان نیست
ولی من میدونم اون کجاست
با کمک شما
ما میتونیم شکست اش بدیم پیش از این که ما رو بکشه
اون یارو
اون یه سری از خدایان سطح پایین رو کشت
الکی فشاری نشو
اگه کل قضیه همینه، خوشگل پسر
برگرد سر جات و ساکت باش
آره متاسفم . اصلا نشنیدم الان چی گفتم؟
اون، اون داره کشتار راه می اندازه
یه بار بهت میگم
حالا خفه شو
تو ساکت خواهی شد
چون که تو انقدر مونده که به مهمونی میگساری و عیاشی دعوت نشی
زئوس ما باید یه کاری بکنیم
تو نمی تونی به مهمونی بیای
تو باید به ما گوش بدی
بشین
اعلیاحضرت هر وقت که آماده بودید، فقط به من بفرمایید
با علامت من میریم
علامت چی هست؟
علامت بریم خواهد بود - همم-
بذار ببینیم تو کی هستی
لباس مبدل ات رو در بیار
و کنده شو
تو خیلی محکم لباس ام رو کندی، لعنتی
باید بهش کمک کنیم ؟
بالاخره
انگور می خوری ؟
به نظر میاد خجالت کشیدی
و بقیه چی؟
ما لباس مبدل اونا رو هم در میاریم - اوه نه ما خودمون در میاریم -
لباس های مبدل رو در اوردیم- مال من هم تنم نیست-
آزگاردی ها
من فکر می کردم شما اخرین شون رو دیدین وقتی که اودین مُرد
تو...ثور هستی
خدای ثاندر
ثاندر ای در کار نیست؟
فقط صدای لایتنینگ؟ ( صدای رعد)
خوب بود پدر
زئوس این قصیه خیلی بزرگ تر از این حرفاس
اون بچه های ازگاردی رو گرفته
فکر کردی ما کی هستیم؟
پلیس خدایان؟
هر خدایی مراقب مردم خودش هست
نه بیشتر نه کمتر
مشکلات آزگاردی ها
مشکلات آزگاردی هاست
چجوری اون اسطوره قدرتمند فرو ریخت
قهرمان من زئوس
ترسیده
چند تا چیز
یک، آره من ترسیدم
نکروسورد دست گور هست
که یعنی اون ما رو می کشه
این خوب نیست
دو میدونم که تو داری تلاش می کنی کار درست رو انجام بدی
متوجهم
ولی تمام کاری که تو می کنی ، وحشت پراکنی هست
وحشت خوب نیست
ما اینجا ایمن هستیم
تو دوست من
اینجا ایمن هستی
پس اینجا لذت ببر ، باشه؟
یه خورده شراب بنوش. یه خورده انگور بخور
هر اتفاقی اینجا میوفته
توی امنیپوتنت سیتی
سه، جواب زئوس رو نده
اگه این کار رو بکنی، لباس هات رو دوباره تن ات می کنم
حالا لباس هات رو دوباره تن ات می کنم
برگردید، برگردید، برگردید. اینجا معبد طلایی خدایان هست
جای کارهای بی ادبانه و برهنگی نیست
اگه قرار نیست به ما کمک کنی، پس حداقل بذار از سلاح هات استفاده کنیم
ما به لایتنینگ بولت ات نیاز داریم (بار الکتریکی صاعقه)
به لایتنینگ بولت من میگن ثاندربولت
خب فکر می کنم برای استفاده از سلاح مخفی ای مثل این
تو باید حداقل وقتی درخواست می کنی اسم اش رو درست بگی
میتونم ثاندربولت رو قرض بگیرم؟
ثاندربولت
نه
نگران نباش
قصاب خدایان
اون به اترنیتی دست پیدا نمی کنه
اترنیتی؟
منظورش از این که به اترنیتی دست پیدا نمی کنه چی هست؟
اوه لعنتی
اترنیتی
اون یه موجود فوق قدرتمند در مرکز جهان هست
اون خواسته اولین شخصی که باهاش در ارتباط باشه رو اجابت می کنه
مثل یه آرزو کردن؟
فکر می کنی یه کسی که بهش میگن قصاب خدایان چه آرزویی میکنه؟
اگه اون به دنبال آلتارِ اترنیتی هست ، این یعنی اون میتونه توی همون بار اول ما رو از هستی پاک کنه آلتار اترنیتی : بُعدی در مولتیورس که شامل یه اقیانوس بی نهایت) (و یه روز آفتابی هست. که اترنیتی در اونجا زندگی می کنه
زئوس ما باید الان یه کاری بکنیم- اون موفق نمیشه-
اون کلید اش رو نداره
این هدف خدایان هست؟
که مثل ترسو ها توی معبد طلایی مخفی بشن؟
شاید ما راه مون رو گم کردیم
میدونی چیه؟ ما خودمون اون رو متوقف می کنیم
متاسفم نمیتونم اجازه این کار رو بدم
این جا یه مکان مخفی هست
فقط برای خدایان شناخته شده اس
میدونی ما کجا هستیم
قصاب خدایان میتونه از تو استفاده کنه
تا ما رو پیدا کنه
این خوب نیست
بنابراین حالا
تو باید بمونی
نگهبان ها
Hey!
می تونیم الان نقشه منو اجرا کنیم؟
آره، جلوش رو بگیریم
آره دایی
اوه تو نگفتی بریم
بیاید بچه ها
ثور بگیر
کورگ
وال سرتو بدزد
کورگ
ثور
اوه نه
نه کورگ
ثور
من دارم میمیرم
زئوس
تو بعدی هستی، پسر اودین
یه وایکینگ اینجوری برخورد می کنه
نه
کورگی
ثور من این پایین ام
عالیه، کجایی؟ که من بتونم برای یه توپ بازی خفن لباس بپوشم
من اینجام- کورگی-
نزدیک بود بمیرم
اره تو زنده ای
کاشف به عمل اومد، تنها قسمتی از کورنان که زنده اس دهان اشه
کورگی گوش کن من میخوام که تو بز ها رو صدا بزنی
تمام تلاش ام رو می کنم
خدای من، من به تو زنده نیاز دارم- مشکلی نیست-
واسه یه سواری آماده ای؟
حالا طرف ساعت شش ات
طرف ساعت هشت ، ول
طرف ساعت 7:48
...میتونی انجام اش بدی رفیق ، فقط تلاش
اینجوری نیست
اینجوری هم نیست
نع
زودباش کورگ. اون لب ها رو غنچه کن
انجام اش دادم
و بعدش سفینه بز ها اومد داخل، ما رو نجات داد و ما از پنجره به بیرون پرواز کردیم
تموم شد و رفت
یه ماجراجویی کلاسیک دیگه از ثور
باورم نمیشه تو زئوس رو کشتی
خب میدونی چی میگن
هیچوقت قهرمان هاتون رو ملاقات نکنین
چیزی که مهمه اینه که ، ما همین الان توی مسیرمون به سمت شما هستیم
حالتون چطوره بچه ها؟ خوب هستین؟
ما خوبیم . یه خورده ترسیدیم
خب گوش کنین . میدونم چه حسی داره که بترسین
و بهتون بگم وقتی هم سن شما بودم
فکر نمی کنم به اندازه شما شجاع بوده باشم
واقعا؟
در حقیقت، شما ممکنه شجاع ترین آزگاردی هایی باشین که من تا حالا ملاقات کردم
همه تون
پس من باید شجاع نگه تون دارم ، باشه؟
و مراقب هم باشین. شما حالا یه تیم هستین
تیم بچه ها توی قفس
میتونید این کار رو بکنین؟
اره فکر می کنم بتونیم این کار رو بکنیم
میدونم که می تونین
باشه؟
ثور؟- بله؟-
من خوشحالم که قهرمان ام رو ملاقات کردم
واو ممنون رفیق
حال بچه ها چطوره؟
همون طور که می تونی تصور کنی، اونا یه خورده ترسیدن چون که اونا بچه هستن
ولی من بهش گفتم که همه چیز طبق نقشه پیش میره
و خب تو بهشون دروغ گفتی
هنوز نقشه ای داری؟
اره، نقشه ای هست- نقشه ای در کار نیست-
نقشه ای در کار هست- نه ، نقشه ای در کار نیست-
ما توی جمع کردن ارتش خدایان شکست خوردیم
کورگ مُرده- اون نمرده-
من نمُردم- خب، اون کلا یه سر هست-
و تو کاملا تحقیر شدی
نه من کاملا لخت شدم ، که باهاش مشکلی ندارم
جین؟- من باهاش مشکلی نداشتم-
کورگ؟- ازش خوشم اومد-
..ما ضعیف تر از قبل مون به سمت قلمرو سایه نمیریم، ما
ما میمیریم- هیچ کس قرار نیست بمیره-
...ما- باشه-
همه چیز خوبه. ما اونجا خوب عمل کردیم
ما زئوس رو کشتیم- تو زئوس رو کشتی-
برای تو، ممکنه برای کل جهان فاجعه بار باشه یا ممکنه هم نباشه
و مطمئنا
کل قلمرو پادشاهی خدایان احتمالا تا آخر روزهای زندگی مون دنبال مون می گردن
ولی گوش کن تو این سلاح زیبا رو دزدیدی
خیلی خب، این خود ارتش هست که اینجاست
نرم و باریک و قدرتمند و زیباست
خب بخاطر تو من دوستش دارم
بخاطر تو والکری
منظورم اینه که ، این چیزی نیست که من در حقیقت دنبال اشم
ولی من سلاح ام رو اون بیرون دارم
میتونم برای یه لحظه قرض اش بگیرم؟
بفرمایید دوست قدیمی
ورود ات اونجا عالی بود
این یکی و اون یکی
ما خوبیم؟
اره؟
منظورم اینه که من حس عجیبی ندارم که تبر ام اطراف ام باشه ولی بی خیال
میولنیر گذشته هست
الان دیگه منم و خودت رفیق
میدونی چیه؟
فکر می کنم الان وقت اولین آبجو ات هست
چی میگی؟
خوشمزه اس
متاسفم که اخیرا داشتیم می جنگیدیم
سلام
اوه سلام
منظره..خوبیه، ها؟
آره زیباست
همان طور که داشتم می گفتم، من خیلی خیلی تحت تاثیر کاری که اونجا کردی قرار گرفتم
تو و میولنیر
آره
توی فضا دولفین ها وجود دارن- چی؟-
این
تو باید چند تا دولفین فضایی ببینی
زیباست
خدا- اونا خیلی زیبان، خیلی کمیابن--
اونا موجودات به شدت وفادارین
اونا برای زندگی ساخته شدن
توی گروه شش تایی
♫ اوه برادر تو خیلی جذاب به نظر میای ♫
♫ من میخوام جزوی از سنگ هات باشم ♫
♫ وقتی ما با همیم، ما عشق بازی می کنیم ♫
♫ من میخوام چند تا بچه بسازم♫
این ترانه ای هست که پدرم برای اون یکی پدرم خوند وقتی که اونا عشق بازی می کردن
وقتی دو تا کرونان میخوان بچه دار بشن، اونا با هم دیگه داخل یه کوه ملاقات میکنن
اونا میرن پایین گدازههای مذاب
دستای همدیگه رو بالای گدازه ها می گیرن
و بعد از یه ماه
دستاشون رو از هم جدا می کنن
و بالاخره اونا یه پسربچه کرونان زیبا بوجود میارن
اوه این شگفت انگیزه و داغ (جذاب هم معنی میده)
تو تا حالا شخص خاصی رو داشتی؟
اوه اره داشتم
کلی اشخاص خاص بودن
ولی نمی دونم
نمی دونم اگه دوباره بخوام
واسه این که دوست دختر ات رو توی جنگ از دست دادی و هرگز خودت رو نبخشیدی میگی؟
و حالا تو فقط تلاش می کنی که جواب ها رو ته بطری پیدا کنی
و یه سری اتفاقات بی معنی میوفتن، که فقط به بیشتر شدن درد کمک می کنن
به جای این که برات خوشحالی یا رضایت واقعی رو به ارمغان بیارن
آره یه چیزی تو همین مایه ها
اونا زیبان
چیز زیباییه
جین
چی؟- من میخوام حس کوفتی ای بهت داشته باشم-
چی؟
خب میدونی چیه من میخوام
من
میخوام یه حس کوفتی به یه چیزی داشته باشم
فکر می کنم اون چیز تویی
واقعا خیلی دلبسته نشدم- نه به عنوان دلبسته شدن-
خب، اه
دوستم بهم گفت که بهتره حس کوفتی داشته باشم
برای از دست دادن عشق تا این که هرگز عشق رو تجربه نکنم
و اصلا چیزی رو احساس نکنم و احساس خلا کنم و فکر می کنم حق با اون بود
که احساس ای هست که من مدت زیادی داشتم
من مردم رو از خودم میرونم، با اونا فاصله می گیرم
بخاطر ترس از دست دادن
ولی دیگه نمیخوام این کار رو بکنم
نه نه نه
در قلب ات رو ببند تا جلوی درد رو بگیری
این کاریه که من کردم
اره من راه قلب ام رو بستم و مدیتیشن کردم
تو مدیتیشن کردی؟- نه اون خسته کننده اس-
در واقع بیشتر باعث میشه عصبانی بشم
ولی از این که خودم رو تسلیم ایده سرنوشت کنم و سعی کنم
که بفهمم جهان از من چی میخواد خسته شدم
میخوام توی لحظه زندگی کنم
میخواستم جوری زندگی کنم که انگار فردایی وجود نداره
دست از محتاط بودن بردارم و خطر کنم
میخوام که ...میخوام با تو باشم جین
تو چی میگیء
من سرطان دارم
ببخشید چی؟
من دارم میمیرم
وایسا چه اتفاقی داره میوفته؟- خدا-
من- نه نه نه -
جین جین جین جین
وایسا جین- چیگفتم؟-
منظورم این نبود
شوخی کردم
من
سرطان ندارم
میخوام یه چیزی رو خورد کنم
جین متاسفم
تاسف نخور
کی فهمیدی؟
ام
شش ماه پیش من
من فقط احساس خستگی می کردم
و بعد بهم گفتن که سرطان مرحله چهارم دارم
ترس هام رو به ترتیب قرار دادم
و بعد شنیدم میولنیر منو صدا می کنه و خب
فکر کردم شاید
اگه علم کمکی نکنه پس شاید
جادوی وایکینگ فضایی بتونه کمکی کنه
و واسه اینه که تو اومدی به نیوآزگارد (نیوآزگارد آزگارد جدید)
اره فکر کنم چکش
می دونست چی واسه من خوبه و
شاید هم نمی دونست
جین هیچ کدوم مون نمی دونیم چند سال وقت داریم
تو نمیدونی فردا چی در پیش رو داره
و میولنیر، میولنیر تو رو انتخاب کرده
اون تو رو انتخاب کرده چون ارزشمندی
و این یه معنایی داره
وقتی اولین بار ملاقات ات کردم، من بی ارزش بودم
من قادر نبودم چکش ام رو بلند کنم
تو بهم گفتی هدفی والاتر از این وجود نداره که به کسایی کمک کنیم که بهمون نیاز دارن
تو منو ارزشمندم کردی
پس هرکاری میخوای بکنی میتونیم باهم انجام اش بديم
ببین چیکار میخوای بکنی؟
میخوام اون بچه ها رو برگردونم به خانواده هاشون
میخوام این ماموریت رو تموم کنم
مثل یه ثور حقیقی حرف زدی
حالا چه احساسی داری؟
خیلی ترسیدم
تو چه احساسی داری؟
احساس کوفتی ای دارم
چقدر کوفتی؟
خیلی کوفتی
دارم فکر می کنم اون دو تا درباره چی دارن اون بیرون حرف میزنن
اره اونا حرف نمیزنن
اوه
فکر می کنی اون دوتا بالای گدازه های مذاب دستای همو می گیرن
تا یه بچه ثور بسازن؟
به شکلی دوست نداشتنی، به شکلی ناراحت کننده
اوه این بده
فکر می کنم ثور پدر عالی ای میشه
هی ما رسیدیم
اینجاست که رنگ ها از بین میره
اونا اینجا نیستن
اونا کجان؟
اینجا دیگه کدوم جهنمی ایه؟
بایفراست کلید اش هست
این یک تله اس
میتونی بهم بگی چرا استورم بریکر رو از پنجره انداختی بیرون؟
اون باید دروازه های اترنیتی روبازکنه
ما باید این ملاقات ها رو متوقف کنیم
تبر رو صدا بزن
من وقتی تبر رو صدا میزنم که تو دندان پزشک رو صدا بزنی
تبر رو صدا بزن
....بهم بگو بچه ها کجان یا من می کشم
تبر رو صدا بزن
چقدر تو شکل خدا به نظر نمیای
تو از خدا بودن
هیچی نميدونی
تو برای کمک رفتی سراغ خدایان
و اونا هیچ کاری نکردن
ما از این جهت بهم شبیه ایم
اون هیچ چیزش شبیه تو نیست
چی گفتی؟
گفتم هیچ چیزش شبیه تو نیست
درسته من ریاکار نیستم
منواقعا صلح رو بوجود میارم
تو خدایان بی گناه رو می کشی
بی گناه؟
تو یه والکری هستی؟
آره
هاها، چه جذاب
اوه خدای من . اونا با تو هم حرف می زنن
گروه خواهران تو سلاخی شدن
...در درگاه خدایان دعا کردی
وقتی که بانوان ای که دوستشون داشتی در حال مرگ توی میدان جنگ به زمین افتادن؟
...به خدایان برای کمک التماس کردی
در حالی که خانواده ات قتل عام شدن؟
گپ خوبی بود
این یکی
تو جذابی
تو فرق داری
اره
اه
تو داری میمیری
متاسفم
ما توی یه مسیر هستیم
فقط با این فرق که سورد (شمشیر) منو قدرتمند کرده
چکش تو رو قدرتمند کرده
ولی برای تغییر سرنوشت ات هیچکاری نکرده
خدایان ازت استفاده میکنن
ولی بهت کمک نمی کنن
ارمغان ابدی
برای ما
وجود نداره
اون بزودی خواهد مُرد
و میدونی کی بهش کمک نخواهد کرد؟
بهت فرصت یه حدس رو میدم
من دردت رو می شناسم
عشق درده
من یه زمانی یه دختر داشتم
من ایمان ام رو در قدرت برتری گذاشتم، امیدوار شدم که دخترم رو نجات بده
و اون
مُرد
حالا می فهمم
دخترم خوش شانس بوده
اون نباید در جهانی از رنج و درد
بزرگ می شد
که توسط خدایان پلید اداره میشه
عشق رو انتخاب کن
تبر رو صدا بزن
تبر رو صدا بزن
حالت خوبه؟- آره-
ههم ، میخوام اون یارو رو بکشم
منم همینطور ولی ما باید اونو زنده بگیریمش
اون تنها راه ما برای پیدا کردن اون بچه هاست
اوه ممنون اقای بز
وال
ما باید اونو از اینجا ببریم بیرون
من هواتو دارم
بزها اینجان . زودباش، بزن بریم
استورم بریکر ما رو ببر خونه
Aschkahnn مترجم Dc_Marvel_Empire ارائه از CinemaEmpire
ببین شکل های خشن تری از درمان هموجود داره که میتونیم امتحان شون کنیم
ولی یه چیزی روی قابلیت بدن اون برای جنگیدن با سرطان تاثیر میذاره
متاسفم ثور
اوه تو اینجایی
اون بیرون چه خبره؟
اوه یه احمقی یه یخچال بدون در ساخته. باورت میشه؟
نگران نباش، من بازش کردم و تمام اجناس رو برات آوردم
وال در چه حال هست؟
اوه اون کلی درد می کشه، ولی وضعیت اش ثابت و استِیبِل هست
باشه خوبه
حالا باید برم
اینو از- اوه نه نه نه-
باید اونجا بمونه
اونجا کل معجون های جادویی و اکسیر ها کارشون رو می کنن خب
فقط برای یه لحظه میرم بیرون
بچه ها رو برمیدارم . یه آدم بد رو می کشم
و بعد من مستقیما برمی گردم
بدون من میری؟
آره
پس اون حرفای همه کارها رو با هم انجام بدیم چی شد؟
اون از اون بچه ها استفاده میکنه تا حواس تو رو پرت کنه
تو به من نیاز داری
معلومه که بهت نیاز دارم جین
من بهت زنده نیاز دارم
عالی می شد اگه توی میدان جنگ بودی
در کنار هم با گور می جنگیدیم
ولی اون چکش تو رو می کشه
هر بار که ازش استفاده می کنی، تمام قوای زندگی رو درون ات خشک میکنه
بدن ات رو ناتوان در مقابله با سرطان می کنه
پس اون حرف های زندگی کردن جوری که انگار فردایی وجود نداره چی شد؟
پیش از این بود که بدونم تو ممکنه زندگی ای نداشته باشی
چرا یه ماجراجویی دیگه نداشته باشیم؟
جین اگر شانسی برای زندگی کردن وجود داره. باید بدستش بیاری
مثل یه ثور حقیقی حرف زدی که سرطان نداره
میدونم که من شبیه یه متخصص فیزیک نجوم باحال اهل نیومکزیکو به نظر میام
فقط رویا رو زندگی می کنم
ولی به من نگاه کن
من میخوام به جنگیدن ادامه بدم
من مایتی (قدرتمند) ثور هستم
و تو میخوای من این کار رو نکنم؟
پس هدف از زمان بیشتر برای زندگی چیه؟
چون که من عاشقتم
همیشه عاشقت بودم
و این یه شانس ای برای ماست
اگه تو دوباره اون چکش لعنتی رو انتخاب کنی ، بعدش اون شانس از بینمیره
این انتخاب تو هست جین
ولی من هر روز بخاطر اش پشیمون میشم
اگه ازت نمی خواستم اینجا بمونی ، خب میتونیم تلاش کنیم و با همدیگه یه فکری براش بکنیم
تو بهتره برگردی پیشم
من برمیگردم به محض این که بتونم
برو بترکون (اصطلاح یه پاش رو بشکن)
من تمام پاهاش رو می شکنم
اون دروازه به اترنیتی که درست در مرکز جهان هست رو
یادت میاد- جهان-
باید از ستاره دنباله دار رد بشی- اره-
آره آره میدونم قبلا این بحث ها رو داشتیم
من قرار نیست گم بشم
خب حالت با اون جای زخم قدیمی شمشیر چطوره؟
فکر کنم کلیه ام رو از دست دادم- از بین رفته ؟کاملا؟-
ای کاش می تونستم بهت ملحق شم ولی
احتمالا میمیرم و این به برگردوندن بچه ها کمکی نمی کنه
پس باید خودت تنها بری
تمام کاری که باید بکنی اینه که شمشیر رو نابود کنی
اون منبع قدرت اش هست
تو بدون اون زیاد زنده نمیمونی
هی، نمیر
عمرا داداش
اترنیتی
بالاخره
سلام بچه ها
میدونستم که میای
برید بچه ها
همه خوبن؟
خیلی خب جمع شین جمع شین
خوشحالم که به شخصه می بینمتون
ببخشید
خیلی خب گوش کنین نقشه اینه
ما دزدکی راهمون رو به سمت استورم بریکر میریم
خیلی مراقب هستیم که به یکی از اون هیولاهای سایه ای برنخوریم
اونا پشت سرم هستن، مگه نه؟
کسی اینجا تجربه جنگیدن داره؟
خب هیچ زمانی برای یادگیری بهتر از حال نیست
ولی ما مثل تو قوی نیستیم
ما فقط بچه ایم
هی فراموش نکنین شما بچه های آزگاردی هستین
من نیستم
من فقط یه لایت فیوژن هستم - و منم یه بچه لایگاثیانی هستم-
Okay. Okay.
ولی امروز شما آزگاردی هستین
حالا سلاح هاتون رو جمع کنین
چی؟
برین و هر چی رو میتونید جمع کنید
و برشون گردونین اینجا
عجله کنین ، عجله کنین
اونا دارن نزدیک تر میشن ، عجله کنین
امروز روزی هست که در تاریخ ثبت میشه
امروز روزی هست که برای نسل ها در راه ازش حرف میزنن
امروز ما وایکینگ های فضایی هستیم
حالا سلاح ها به پیش
کی باید این سلاح ها رو برداره و
و با باور به قلبی وفادار به خونه برگرده
و بنابراین ارزش و قابلیت برای
مدت زمان محدودی داشته باشه
قدرت ثور
ژنرال اکسل
ارتش ات رو به سمت اون تبر رهبری کن
ما باید وظيفه مون رو انجام بدیم
برای آزگارد
جین
اون شمشیر رو نابود کن و اون میمیره
دروازه تقریبا باز هست. تو باید استورم بریکر رو متوقف کنی
مشکلی نیست مراقب اش هستم
استورم بریکر تموم اش کن
خودت رو کنترل کن ببین چیکار داری می کنی
من میخوام از اونجا بیارمت بیرون
زودباش
دوستم رو رها کن
تو شکست خوردی لیدی ثور
اولا
اسمم مایتی ثور هست
دوما
اگه نمیتونی بگی مایتی ثور
میتونی بگی دکتر جین فاستر
سوما
بیا سر چکش ام رو بخور
استورم بریکر
میدونستم که میتونی این کار رو بکنی
اکسل ببرشون خونه
جین؟
من خوبم
تو باید اونو متوقف کنی
گور تموم اش کن
چجور پدری میتونم باشم ، اگه تموم اش کنم
دردت رو میفهمم ولی این راهش نیست
تو دنبال انتقام یا مرگ نیستی
من دنبال چی هستم؟
تو دنبال عشقی
عشق؟
چرا باید دنبال عشق باشم؟
چون که اون تمام چیزیه که همه مون میخواهیم
چطور جرات می کنی که به من پشت کنی
تو بردی گور
چرا باید آخرین لحظات ام رو با تو بگذرونم، وقتی میتونم با اون باشم؟
من عشق رو انتخاب می کنم
تو هم میتونی . میتونی اون رو برگردونی
آرزو بکن
من دارم میمیرم
اون هیچکس رو نخواهد داشت
اون تنها خواهد بود
اون تنها نخواهد بود
عشق من
خیلی دلتنگ ات بودم
منم دلم برات تنگ شده بود
خیلی متاسفم- مشکلی نیست-
به محض اینکه اون چکش رو انتخاب کردم
انگار که یه زندگی دوباره گرفتم
انگار که
جادویی هست
واسه انسان خیلی بد نیست
برای یه خدا خیلی بد نیست
فکر کنم تکه کلام ام رو پیدا کردم
واقعا ؟ چی هست؟- بیا جلوتر-
عالیه
این بهترین تکه کلام تا الان هست- ممنونم-
قلب ات رو باز نگه دار
دوستت دارم
منم دوست دارم
ازش مراقبت کن
از عشقم مراقبت کن
بذارین براتون قصه وایکنیگ فضایی رو تعریف کنم
یا همون
مایتی ثور
یا همون
دکتر جین فاستر
فداکاری اون جهان رو نجات داد و به همه ما معنای ارزشمند بودن رو یاد داد
اون به بچه های خدایان کمک کرد
که راهشون رو به سمت خونه پرتوهای لیزر انداختن
تا روستاهای سوت و کور شون که برای ماهیگیری بود به مقصد توریستی تبدیل بشه
مامان
نگاش کن
حالت خوبه؟- من خوبم ، من حالم خوبه-
مطمئنی ؟- من حالم خوبه-
بچهها ایمن بودن تا دوباره بچگی کنن
دیدگاه ات رو گسترش بده
بهویژه بعد از اینکه شاه شون مجبورشون کرد تا همه شون برن کلاس های دفاع از خود
به تمام اون وایکینگ های فضایی نوید بخش نگاه کن- و مهم ترین بخش اش-
فریاد نبرد
حتی پسر هایمدال
اکسل هایمدالسون
که حالا میتونست جادوی عجیب چشمهای پدرش رو انجام بده
کاملا به یه جنگجو تبدیل شده بود
اینده آزگارد ایمن شده بود
حرف آینده شد
من داشتم یکی از آینده های خودم رو پیش می بردم
حالا که بدنم دوباره رشد کرده
با یه داداش ایم که اسمش دواین هست (تيکه به دواین جانسون یا همون راک)
پرسیدین ثور چی میشه؟
اون یه سفر جدید رو شروع کرد
چون اون یه چیزی رو پیدا کرد که براش زندگی کنه
یه چیزی که بهش عشق بورزه
یه کسی که باعث شد اون از یه بز غمگین به یه
بز بابایی تبدیل بشه
صبحانه حاضره ، نوش جان
سلام
بفرمایید
هی ! صبحانه
ببخشید
اون چیه؟
اونا...اونا پن فلپ از زمین هستن
فکر نکنم پن فلپ دوس داشته باشم
تو عاشق شونی- نه نیستم-
چرا عاشقشونی- هیچ وقت توی زندگیم نخوردم-
بی خیال کل شو بخور. باید بریم دیرمون میشه
حالا چکمه هات کجان؟- پوشیدمشون-
تو اونا رو نپوشیدی
چرا پوشیدم - نه نپوشیدی-
چرا پوشیدم - نه نپوشیدی-
برو به جهنم شیطان
اونا جدیدن حالا نابود شدن
خیلی ممنونم
میدونی چیه هر چی میخوای بپوش
نیا پیش من اعتراض کن وقتی پاهات درد گرفتن
خیلی خب تو هیچ همدردی از طرف من دریافت نمی کنی
آه، خیلی خب چکمه ها رو می پوشم
ممنونم
حالا یادم میاد مادرم چی بهم می گفت
به بزرگتر ها گوش کن
و اگه دیدی کسی ترسیده یا ازش انتقاد میشه
مراقب شون باش، باشه؟- باشه-
بیشتر از همه خوش بگذرون
فهمیدم- فهمیدم-
حالا میولنیر کجاست؟ کجا گذاشتم اش؟
همون جا، رو تخت خوابه
روی تخت هست
اوه واو
بی خیال این کارها نمیشه
چیکار کردی؟
اوه ، اون قبل اش کسل کننده به نظر میومد
اه
به نظر میاد اون کسل کننده بود
خوشم اومد
خیلی خلاقانه اس
Okay...
حالا اون بیگانگان رو اون پایین میبینی؟ اون راه راه ها رو؟
خوب به نظر میان
آره اونا خوبن
واسه همین هست کع باید بریم سراغ شون
متوجه شدم
از خوب ها محافظت کن
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عمو ثور
اونا همیشه در کنار ما خواهند بود
وایکینگ فضایی و دختر به دنیا آمده اش از اترنیتی
با قدرت خدایان
دو جنگجو ، برای خوبی ها مبارزه می کنند، برای آن هایی که نمی توانند مبارزه کنند
اونا سفر های زیادی کردن و نام های زیادی بهشون اعطا شده
اما برای آن هایی که اونا رو می شناسن ، اونا صرفا با این نام ها شناخته میشن
لاو و ثاندر (عشق و رعد)
Aschkahnn مترجم Dc_Marvel_Empire ارائه از CinemaEmpire
قبلا مرسوم بود که خدا بودن یه معنایی داشته باشه
مردم اسمت رو نجوا خواهند کرد
پیش از این که عمیق ترین امید ها و رویاها شون رو به اشتراک بگذارن
اونا برای بخشایش ات التماس میکنن
بدون این که چیزی بدونی، اگه واقعا گوش بدی
حالا
میدونی به آسمان نگاه میکنن
اونا برای لایتنینگ از ما درخواست نمی کنن (لایتنینگ: رعد)
اونا برای باران از ما درخواست نمی کنن
اونا فقط میخوان یکی از به اصطلاح ابرقهرمان هاشون رو ببینن
ما کِی به جوک تبدیل شدیم؟
نه...نه
اونا دوباره از ما خواهند ترسید
وقتی پسر اودین از آسمان سقوط کنه
منظورم رو متوجه میشی هرکول؟
متوجه میشی پسرم؟- بله پدر -
Aschkahnn مترجم Dc_Marvel_Empire ارائه از CinemaEmpire
اوه سلام
جین فاستر
هایمدال
می بینم که مُردی
اوه..آره
ممنون که مراقب پسرم بودی
تو اینجا پذیرفته شدی... در سرزمین خدایان
به والهالا خوش اومدی
ثور باز خواهد گشت
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.