Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
ویدئو های تحلیل و ریزبینی تیزر و تریلر ثور در Youtube: Persian Geek Pedia
اخبار و زیرنویس های دیگر در Tel: @persiangeekpedia
ای راپوی بزرگ و قدرتمند
به درگاهت برای آب و غذا دعا میکنم
برای خودم به درگاهت دعا نمیکنم
بلکه برای دخترم دعا میکنم
من خسته ام
آه ببین چی داریم اینجا
نگاهش کن
چطوری وحشیانه میوه هام رو میخوره
!راپو
آورنده ی نور
اوه یکی از پیروانمه
من گور هستم
از آخرین مریدان شما
ما همه چیزو از دست دادیم سرورم
زمین خشکه
کل زندگی از دست رفته
اما من به شما باور دارم
هیچوقت از ایمان به شما متزلزل نشدم و الان منتظر وعده هستم
قول پاداش جاودان
برای همین جشن میگیرید
اون فکر میکنه یه پاداش جاودان وجود داره
نه نه ببخشید
!هیچ پاداش جاودانی برای تو وجود نداره، سگ
چیزی که ما براش داریم جشن میگیریم اینه که یکی رو تازه کشتیم
ما همین الان نگه دارنده ی نکروسورد رو از بین بردیم
چون با اون شمشیر نفرین شده میتونست به بقیه خدایان آسیب بزنه
تهدید کرد که امپراتوری منو به پایان میرسونه
...ولی سرورم
امپراتوری شما همین الانم به پایان رسیده
دیگه کسی نمونده که شما رو بپرسته
پیرو های بیشتری هستن که جای تو رو بگیرن
همیشه هستن
...ما زجر کشیدیم
و از گشنگی تلف شدیم
...دخترم مرد
بخاطر شما
و بایدم برای خدایانتون زجر بکشید بعنوان تنها هدفتون
چیزی براتون بعد مرگ وجود نداره
بجز مرگ
تو خدا نیستی
من اعتقاد به تو رو انکار میکنم
... حالا زندگی بی ارزشت
بالاخره یه هدفی پیدا کرد...
که خودتو برای من قربانی کنی
همه خدایان رو بکش
تا ابد اینکارو بکن (معنی دیگش میشه برای اترنیتی اینکارو بکن) (اترنیتی یکی از موجودات ابدی و قدرتمند کامیک هاست)
انتقام خودت رو بگیر
بایفراست رو برای اترنیتی باز کن (پل رنگین کمونی که افراد رو به جاهای مختلف میبرد)
بایفراست رو برای اترنیتی باز کن
پس شمشیر تو رو انتخاب کرد
اما تو الان طلسم شدی
خنده داره
حس نمیکنم که طلسم شده باشم
حس میکنم یه قوله
...خب قسم من اینه
همه خدایان خواهند مرد
بیاید دور هم جمع شید
به افسانه ی واکینگ فضایی گوش بدید
ملقب به خدای آذرخش
ملقب به ثور پسر اودین
...در راه جنگجویی بزرگ شده
ثور آموزش دیده بود که کمک کنه جنگ ها رو پیروز بشن
تا نهایت تلاشش رو برای جنگیدن برای کسایی بکنه که نمیتونن بجنگن
بزرگ شد و بزرگ شد و بزرگ شد
مثل یه لبخند، حساس بود
و با روحیه ایی که داشت به همه عشق می ورزید
اون یه بار عاشق یه دزد دریایی شد
و یک بار دیگه عاشق یه زن گرگی شد
روی یه گرگ ماده
ولی عشق واقعی ثور یه زن زمینی بود
به اسم جین فاندا
اما نه وایسا چیز بود جین فاستر
اما متاسفانه
توی نبرد عشق، ثور شکست خورد
در واقع اون روزا خیلیا رو از دست داد
مامانش
باباش
و اون یارو. و اون یارو و هر کسی که اون یکی هست
و هایمدال
و برادرش
و دوباره برادرش
و دوباره
ثور بیچاره مجبور بود منفجر شدن سیارش رو ببینه
"و بعدش گفت "چکار کردم؟
و اینطور بنظر اومد که هر کسی و هر چیزی که دوست داشت رو از دست داد
و بعد قلبش رو پشت یه بدن گوشتالو گنده قایم کرد
که دوباره نشکنه
و فقط چون از عشق دست کشیده بود
معنیش این نبود که از مبارزه هم دست کشیده
با گروه نگهبانان کهکشان هم تیمی شد
و یک سری ماجراجویی های ثور کلاسیک رو شروع کرد
بدنش رو فرم اومد
خیلی تلاش کرد
از رنج ها گنج ساخت
و هیچوقت روزای تمرین پا رو کنار نذاشت (همیشه با کریس همسورث بخاطر پا های کوچیکش این شوخی رو میکنن)
از هیکل خپل
خودشو رسوند به هیکل خدایی
...و پشت هیکل خدایی اش
فقط یه آدم غمگین بود که میخواست بیاد بیرون
چون تو تمام هیکل هایی که توی سالیان سال داشت
نمیتونست دردی که کشیده رو قایم کنه مگر اینکه داخلشون مخفیش کنه
پس، جستجوش برای عشق رو کنار گذاشت
و قبول کرد که فقط برای یه چیزی خوبه
توی یه جای آروم و ساکت منتظر یکی :بمونه که بیاد بگه
ثور... به کمکت نیاز داریم که این» «جنگ رو ببریم
ثور... به کمکت نیاز داریم که این جنگ رو ببریم
پاشو بریم
خیلی خب بیا استورم بریکر
باید عجله کنید خب؟
مردم دارن میمیرن
اون پایین میبینمتون
!بجنبید دیگه
اونو بده من ببینم
الان میشکونیش
!من گروتم
اه همه جاشو شیره ای کردی
سلام به همگی
!به به ببین کی اومده
حالتون چطوره بچه ها
!اوضاع خیطه
داریم میمیریم
گفتی این سیاره قراره یه سفر آرامش بخش باشه
گفتم قراره مثل یه سفر آرامش بخش باشه
ببین چه منظره درخشان خوبی داریم
آرامش دهنده تر از این چی میخوای؟
یه تعطیلات واقعی
بمیر جهش یافته ی عوضی
!خدای رآذرخش
شاه یکان
بالاخره به نبرد ما پیوستین
خب همونطور که میگن، دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
از لطف شماست
همونطور که میدونید ما قبلا توی شرایط صلح آمیز زندگی میکردیم
اما میدونید، الان خدایان به قتل رسیدن
!به قتل رسیدن؟
و الان معبد مقدسمون بدون محافظ مونده و
اونا کنترلش رو به دست گرفتن
و اون مقدس ترین معبد ماست
این بی حرمتیه
این بی حرمتی خیلی طول نمیکشه
شاه یکان
بهشون بگو امروز اینجا چه اتفاقی افتاد
...براشون داستان ثور رو بگو
که این ارازل، لباس رنگین ها و جنایتکاران نخاله
این موقعیت رو پیدا کردن که اسم خودشون رو توی تاریخ حکاکی کنن
شاید شرایط برخلافمون باشه
اما اینو بهتون بگم که - برو که رفتیم -
!این ماجرا همینجا و همین الان تموم میشه
اون که نمیخواد بزنه معبدو بترکونه؟ میخواد اینکارو بکنه؟
کار همگی خوب بود
میتونیم افتخار این کار رو باهم دریافت کنیم چون مثل یه تیم بودیم
از ذهن و قلبمون برای شکست دشمن ...استفاده کردیم
با کمترین تلفات و خسارت
عجب ماجراجویی کلاسیک ثوری شد
تئوری فاستر سفر زمان و مکان
کتاب خوبیه؟
آره
من نوشتمش
...شما شما دکتر جین فاستر هستین؟
آره
سلام - سلام -
مبحث پل روزن انیشتن چطوره؟
سخته. واقعا سخته - آره -
یه مدل سه بعدی میخوای
فیلم ایونت هورایزن رو دیدی؟
نه
اینترستلار چی؟ - نه -
اون شاید برات همه چی رو توضیح بده
آمم، خیلی خب ...تئوری پل روزن انیشن فضا رو تا میزنه
تو فضا اگه نقطه الف و ب وجود داشته باشه
که وجود مشترک دارن
اینطوری
کتاب خودتونو پاره کردین
آره ولی الان مبحث کرمچاله ها رو میفهمی
اون فیلما رو ببین حتما
باشه - خب -
خب برات چیتوز تند گرفتم
خب... اوضاع چطوره؟
عالی پیش میره
غیر من به کس دیگه ایی گفتی؟
خب مردم وقتی میفهمن، یهویی رفتارشون عجیب میشه
... اونا فقط
متفاوتن
الان دیگه نمیترسم
بیخیال چیز مهمی هم نیست
جین این سرطان درجه چهاره
منظورم اینه که مگه چندتا درجه داره؟
چهار تاست - که ما ازشون خبر داریم -
اوه تو الان باید جای دیگه ای باشی که از شیمی درمانی مهم تره؟
نه
سعی داری دوباره برگردی تو آزمایشگاه، مگه نه؟
یه سری ایده هایی دارم
خیلی خب نه. وقتت تموم شد
میدونم تو آزمایشگاه کار کردن یه چیزیه که فکر میکنی
حتما باید انجام بدی وگرنه کل بشریت ازت ناامید میشن
متوجه چیزی که دنیا داره سعی میکنه بهت بگه نیستی، پس
من برات ترجمه اش میکنم
آروم... بگیر
از انرژِیت استفاده کن تا با این بیماری مبارزه کنی
با روش خودم باهاش میجنگم، خب؟
اومم... خب محض اطلاعات بگم که روش خودم" با تنها بودن تو آزمایشگاه برابر نیست"
شاید وقتشه اون کارت وایکینگ فضاییتو رو کنی
کارتی در کار نیست
چرا هست.وجود داره - کارتی وجود نداره -
قد بلنده، مو هاش بلوند و خوش هیکله
خوش تیپه
جین. مطمئنی؟ - ببین -
یجوری حلش میکنم
خودم تنهایی
نتایج همچنان یکسانن
شیمی درمانی تاثیر کمی داره
خیلی متاسفم جین
اگه کاری از دستم بر میومد فقط بهم زنگ بزن
افسانه های وایکینگ ها تئوری فاستر
میلونیر
بهشون
استقامت و روحیه
و سلامت خوب میده
سلامت
به نیوآزگارد خوش اومدید لطفا آرام برانید
بوی یک شاه رو بدید
چون لیاقتش رو دارید
طعم همیشگی
نمایشگاه ابدیت
اینجا رو ببین
زیباست
من ثور ام پدر
اومدیم اینجا که ببریمت خونه
آره، به سیاره آزگارد
آزگارد یه سیاره نیست پسرانم
آزگارد مردمه، شمایید
و الان وقتشه
که من به دنیای ارواح برم
من میرم تا به جای خودم در ضیافت هال والهالا بپیوندم
جایی برای آسودگی خدایان
...اوه یک چیز دیگه
شما یه خواهر دارید
و الانه که
من به گرد ستاره ای خدایان تبدیل میشم
و بدرود میگم
اوه ببینید چه اتفاقی داره میوفته؟
دارم ناپدید میشم
نهههههه
پدرررر
اما صبر کن برادر
یه دروازه شوم پشت سرمون ظاهر شد
!تغییر ظاهر
من هلا ام
الهه ی مرگ
حالا برمیگردم به آزگارد
و تاج و تختی که واقعا حقمه رو پس میگیرم
و کسی جلوم رو نمیگیره
بهم ملحق شید یا بمیرید - هیچوقت بهت ملحق نمیشیم ساحره -
میلونیر
غیر ممکنه
پتکت رو شکوندم
وقتشه که بمیرید
هایمدال - هایمدال -
تقریبا میتونید قدرت
این سنگ های بیظیر و فوق العاده رو حس کنید
خیلی خب بیاید برگردیم به روستا
جایی که میتونیم آبجوی واقعی آزگاردی بخوریم
بجنبید
خدای فاجعه
ازتون ممنونیم
میترسیدیم که بدون محافظت خدایانمون همیشه تو جنگ باشیم
اما الان صلح و آرامش خواهد بود
لطفا در ازای خدمتتون این هدایا رو بپذیرید
بر اساس یک رسم مردم ما این حیوانات رو به محافظان سیاره اهدا میکنند
بز های غول پیکر؟
اوه اونا رو ببین. فوق العاده ان
کورگ اونو ببین ببین چقدر خوشگلن
شاه یکان خیلی ممنونم
گوش کن ببین
...درباره معبد بگم که - نمیخوام درباره معبد حرف بزنم -
آره ولی حالا یه حرفی بخوایم دربارش بزنیم اینطوریه که
...ناراحتم میکنه و - فقط یه سری خرت و پرت بودن -
باشه دیگه حرف نمیزنم
بز ها رو فراموش نکنید
که قبول کردین و باید با خودتون ببرید
کسی رو له نکنین
خوشگلن - آره خیلی خوشگلن -
همچنین خیلی هم جیغ میزنن - مشکلی براشون پیش نمیاد -
من گروتم
اون کنترل کوفتی رو پیدا کنین تا بتونیم درخواستای کمک رو دانلود کنیم
قدماتو دوباره دنبال کنیم کنترل رو کجا گذاشتی؟
اون بزه احتمالا خوردتش
بزا که کنترل نمیخورن مسخره بازی در نیار
خب فکر کنم کنترل میخورن
!عاشق شونم
قراره همیشه دیگه باهاشون داستان داشته باشیم
الان خلاصشون میکنم- صبر کن-
!منم میخوام خلاصشون کنم - نه کار نمیکنه، شارژ ندارن -
خب شاید باید بری سنتریفیوژو پیدا کنی - از سر راهم برو کنار -
کورگ حالت خوبه؟ - آره داش عالیم -
خب همه آروم باشین بزا بالاخره اروم میشن
...اگه آروم نشدن گوشتشون میکنیم میدیم به ( به معنی گوشتMeat)
با مردم ملاقات میکنیم اونا موضوع خوبی برای صحبت کردنن ( به معنی ملاقات کردن Meet)
و بهم گفتن که میتونی با یه سوت خاص صداشون کنیم بیان
سوت بزنم مثل این... نه اینطوری
نه نمیاد چرا تو ببین میتونی؟
خب اینم نبود
!هی بچه ها - کراگلین -
تمام مدت اینجا بودی؟ - آره خودت گفتی پیش سفینه بمونم -
این کلیندا ئه. ما ازدواج کردیم
من گروتم
درباره زرتی پریدن توی یه رابطه چی بهت گفته بودیم؟
که نباید اینکارو بکنم
آره! نمیتونی رو هر سیاره ای که فرود اومدیم ازدواج کنی
من گروتم
!بالاخره
خیلی خب بزن بریم پیام درخواست کمک اومد
لطفا کمکمون کنید، سلاخ خدایان پیدامون کرده
سلاخ خدایان؟
یه اژدهاست - یه اخطاره -
کی تمام این خدایانو کشته؟
بزرگترین قهرمانانمون الان همگی از بین رفتن
ترس
کی میتونه همچین کاری بکنه؟
کجایی؟ - هی هی صبر کن -
هی اون چی بود؟ برگرد عقب
اینو باز کن
ثور کجایی؟ - سیف -
اینجا بهت نیاز داریم
دوستام تو خطرن باید فورا بریم
سفینه رو آتیش کنید دوستان
شاید باید از هم جدا بشیم
خیلی از مردم به کمک نیاز دارن به همه این درخواستای کمک
نگاه کن
ثور مشکلی برات پیش نمیاد؟
من تعهدتون به همدیگه رو تحسین میکنم چیز قشنگیه
چیزی که هیچوقت نسیب من نشده
رفیق میشه یه چیزی بگم؟
بگو
بعد از هزاران سال زندگی انگار هنوز نمیدونی کی هستی
منم قبلا گمراه شدم
بعدش معنی پیدا کردم، عشق پیدا کردم
و آره اون عشق ازم گرفته شد و خدا میدونه چقدر درد داره
اما این حس مزخرف بودن بهتر از حس تو خالی بودنه
برات امیدوارم که یه روزی چیزی رو پیدا کنی
که باعث بشه حس مزخرف بودن پیدا کنی
من قبلا عشق داشتم
خوب پیش نرفت
عشقای من معمولا یا یه جور وحشیانه میمیرن
یا با یه نامه خداحافظی ولت میکنن
نمیدونم کدوم بدتره واسه همون از بقیه دو سه قدم دور میمونم
خیلی حالت وابسته بودن پیدا کردم
میدونستم این اتفاق میوفته شماها باید برید
سیف رو پیدا میکنم
شما به بقیه برسید کهکشان به نگهبانانش نیاز داره
خوبه ما داشتیم میرفتیم دیگه
ببین میدونم اذیت کنندست
ولی اینطوری بهتره بهم اعتماد کن
برای این که این دردو یکم کم کنیم
این سفینه رو بعنوان یه هدیه ی خداحافظ با خودت ببر
آها داری سفینه خودمو به خودم میدی؟
آره برای توئه
تا اندازه خاطراتی که باهاش دارم باهاش خاطره داشته باشی
یه دختر جوون دمدمی مزاجه
تو موقعیت های سخت کمکت میکنه
سفینه رو روشن میکنم - ممنون -
خدانگهدار دوست قدیمی
دست دادن انسانی
دست دادن آزگاردی
...با یه مار که
نمیتونی بهش اعتماد کنی
خیلی دیگه جدیش گرفتی
و با بزن قدش کلاسیک آزگاردی تمومش میکنیم
بیاید بریم
از افرادم مراقبت کن
بهشون سخت میگذره
!بجنب
به اون نه
یادت باشه چی بهت گفتم
اگه حس کردی گمراه شدی
فقط به چشم کسایی که دوستشون داری نگاه کن
دقیقا بهت میگن کی هستی
خیلی خب خداحافظ
یه بار دیگه اینکه خاطرات خوبی داشتیم
ما ازگاردیا میگیم با سرعت کلاغ های اودین سفر کنین (اودین دوتا کلاغ خبرچین داره)
تو والهالا میبینیمتون که داریم آبجو میزنیم
رفتن
فقط من و تو موندیم
!استورم بریکر
!مراقب تبر دیوونه ات باش
خب الان چکار کنیم داش؟
بریم پیش سیف
اون کی یا چیه؟
فالیگار
نگهبان فالیگاریایی ها
مهربونترین خدایانی هستن که میتونی ببینی
اوه نه
سیف. منم ثور
پسر اودین
یه دستت قطع شده
برات کمک میارم - نه -
منو همینجا ول کن تا بعنوان یه جنگجو بمیرم
توی میدون نبرد یک نبرد
که بتونم جایگاه توی والهالا رو بگیرم
اوه متنفرم که اینو بهت بگم ولی
اگه بخوای بعنوان جنگجو بری به والهالا باید توی نبرد بمیری
تو زنده موندی - نه لعنتی -
شاید دستت تو والهالاست
چه اتفاقی برات افتاد؟
دنبال یه مرد دیوونه بودم
دنبالش تا اینجا اومدم
یه تله بود - اون مرد دیوونه کی بود؟ -
سلاخ خدایان داره میاد
دنبال اینه که نسل خدایان رو منقرض کنه
آزگارد مقصد بعدیه
ببینید ثوره ثور
سیف رو به درمانگاه ببرین
هی اعصاب کیو خراب کردی؟
اشتباه من نیستن که. من تا حالا این چیز میزا رو ندیدم. حالا از هر جا که میان
خوش برگشتی
این آدم جدیده کیه؟
اون یارو؟ عاشقش میشی
میلونیر
میلونیر...بیا اینجا پتک منو ندیدین؟
میلونیر بیا اینجا پسر
میلونیر
میلونیر
!برگشتی
میلونیر
ببخشید، سلام اون پتک منه دست شماست
و اونم ظاهر منه
هی
دخترک این لوس بازیارو تموم کن و ماسکت رو بردار و خودتو نشون بده
بنجنب
هی
!جین؟
بذارید داستان ثور و جین رو براتون بگم
ثور خدای آذرخش بود و جین هم زنی دانشمند
...و با اینکه اونا از دنیاهای متفاوتی بودن
یه جوری باهم کنارمیومدن
و باهم سفر عشق و عاشقی رو شروع کردن
ثور به جین راه و رسم جنگویان رو یاد داد
و جین به ثور، راه و رسم آدما رو یاد داد
با گذر زمان، عشق اونا عمیق و عمیق تر شد
شگفت انگیزه مگه نه میولنیر
ازت میخوام که بهم قول بدی همیشه ازش محافظت میکنی
منم عاشقتم، رفیق
و عشقی به اون عمیقی، جادویی شد
ثور یک سفر به سوی آینده و هرچی که در انتظارش بود شروع کرد
ولی هر چقدر بیشتر با جین زندگی میکرد بیشتر میترسید که از دستش بده
و با اینکه جین حاضر به اعترافش نبود ولی اون هم همونقدر میترسید
به همین خاطر، اونا دیواری بین خودشون ساختن
ثور مشغول نجات بشریت شد
هایمدال
جین هم مشغول همین کار شد
واقعا مشغول شد
و در نهایت فاصله بینشون انقدری رشد کرد و رشد کرد
تا انقدری زیاد شد که نمیشد جلوش رو گرفت
بعضیا چیزا باید از دست میرفت
من باید کل شبو بیدار بمونم و بعدش برم سراغ این اطلاعات
من میخورم تا صبح اینارو مرتب میکنم - !باشه؟ -
دوتا بشقابه فقط
!دو تا بشقاب باشه که باشه
و بعدش یه شب دیگه چیزی نموند
جین یه یادداشت نوشت
و ثور اون یادداشت رو خوند
و افساشون یک هو تبدیل به داستان تخیلی شد
یا اینطور فکر میکردن
حالت خوبه؟
یکم گرمه مگه نه
دارم ترس از فضای بسته میگیرم با این کلاه خود
!چطور؟
! اینطور
میتونیم بعدا راجع بهش صحبت کنیم؟
آره حتما
خوشحال شدم که دیدمت
!چی؟
این نکروسورده؟
خیلی باحاله. درباره اش داستان هایی خوندم
و میدونی که قراره دردت بیاد
درد؟ درد چیزی نیست جز ساخته دست آدمای ضعیف
خیلی خب دیگه بس کن خیلی تیزه
هی... به وسایل من دست نزن
بهتره فرار کنی بزدل
بچه ها! اونا دارن بچه ها رو میگیرن
!مامان کمکم کن
!بابا! مامان - !مامان -
هیولاهای سایه ای حال بهم زنن
دوبار همه جارو گشتم چیزی نبود
اون بزدل حتما فرار کرده پیداش میکنم
چه تجدید دیداری مگه نه
اره اینطوری که میگی جالبه
چقدر گذشته؟ سه؟ چهار سال؟
هشت سال و هفت ماه و شش روز یادم نرفته
آخرین باری که دیدمت در اصل ندیدمت چون تو رفته بودی (استاد جواد خیابانی)
خیلی ساده سازیه اگه بگیم که من ولت کردم
آه نه تو رفتی. تو رفتی و یه نامه دستنویس زیبا برام نوشتی
باید میدونستم اونجا بودم
در واقع اونجا نبودی و باید بگم نه - بودم -
و اگه اونجا نبودی که ببینی من رفتم، پس شاید تو اول رفتی
منطقیه
حالا نه که اهمیت زیادی داره
اگه هر دومون رفتیم پس یعنی هر دومون ترک شدیم (بازم استاد خیابانای)
و الان دوباره منو ترک کردی
میک ما اطلاعات دقیق از شاهدان لازم داریم
دریل اسم همه بچه هایی که گم شدن رو بهم بده
اعلیاحضرت، دخترم دزدیده شده و نمیدونم چکار کنم - نگران نباش. پیداش میکنن -
بچه ها اینا خونریزی دارن ببرینشون !درمانگاه. الان
دریل
اعلیاحضرت به نظرتون باید یه اجرا رو صحنه از این وضعیت درست کنیم یا نه؟
مردم به سرگرمی نیاز دارن
مخصوصا الان، توی بحران
مخصوصا
نه" نشنیدم"
منم همینطور. اسم نمایشو میذاریم گردهمایی آزگارد ببین نمایشو اینجوری میچینیم
خب اون دوست دختر سابقته؟
دوست دختر سابق قدیمی
جودی فاستر (بازیگر آمریکایی) - جین فاستر -
اونی که رفت
همونی که رفت
یعنی فرار کرد؟
آره آره
فکر کنم سخته که میبینی دوست دختر سابقت با پتک سابقت با هم دیگه میگردن
داری چیکار میکنی داش؟
بجنب. بیا پیش بابایی
بیا میولنیر
هی تو هم اومدی
همین الان صدات زدم بیای- باید یه ارتش درست کنیم... -
با چی؟ نصف سربازامون مردن
نصف سربازای ما همیشه مردن
همگی لطفا برید خونه هاتون قول میدم زود پیداشون میکنیم
اون پیداشون میکنه
مردم] آزگارد]
دوستان من ما نباید جنگ و جدل کنیم
تو زمان هایی مثل این، ما باید دور هم جمع بشم و متحد بشیم
با دیدن این اتفاقی که اینجا افتاد میترسیم
گرخیدیم، میترسیم و نگرانیم
اگه میخوایم دنبال بچه ها بگردیم اول باید داخل خودمون رو جستجو کنیم
ببخشیدا میک خیلی سخته با صدای عیییی سخنرانی کنم
داری چکار میکنی؟ - داره همه چی رو ثبت میکنه -
وقت این کارا رو نداریم
وقتی بچه ها برگشتن
سه سوته بر میگردم
اینو بنویس میک
استورم بریکر چیکار داری میکنی؟ بخاطر میولنیر داری این ادا هارو در میاری؟
!همه برن بیرون
پیداشون نکردم
شنلت داره اتیش میگیره عیبی نداره دوباره در میاد
اینو مینیوسم رو حساب تو
درباره این یارو چی میدونیم؟
از طریق سایه ها سفر میکنه
و با سایه ها هیولا میسازه
قطعا هیولاهای ترسناک
و همچنین نکروسورد رو هم داره شاید بپرسین چرا من این رو میدونم
چون باهاش تو حلقم بود
نکروسورد چیه؟
یه سلاحیه که از شروع دنیا داره دست به دست میشه
این قابلیت رو داره که خدایان رو بکشه
به آرومی شخصی که اونو به دست داره رو فاسد میکنه و میکشه
که یعنی - اونو آلوده کرده -
آره اونو آلوده کرده. احتمالش هست
خب پس اساسا ما با یه
زامبی سایه ای آدم ربای طلسم شده روبروییم
عالیه. کی بریم؟
ثور میتونی منو ببینی؟
آه یه بچه شناور سمت چپت هست
اون استریده، پسر هایمدال
استرید حالت خوبه؟
دیگه اسمم استرید نیست
الان منو به اسم اکسل میشناسن
یه خواننده از یه گروه موسیقی محبوب رو زمینه
گروه جی.ان.آر
استرید پدرت یه اسم خوب روت گذاشته و من اصرار دارم که انتخابش رو محترم بشمارم
اکسل
استرید - گفتم اکسل -
استرید - اکسل -
اسمش اکسله دیگه! ببین چی میگه
باشه بابا، اکسل کجایی؟
مطمئن نیستم
هنوز نمیدونم چطوری از قدرتای جادویی چشمام استفاده کنم
پدرت بهم گفته چطوریه و من میخوام بهت یاد بدم. باید تمرکز کنی
و دستت رو بالا نگه داری
!آفرین
حالا تمرکز کن، چشمات رو ببند
!ثور
هی اوضاعتون چطوره بچه ها؟
اوضاعمون چطوره؟ ببین کجاییم
تو یه قفسیم که با نیزه درست شده
آره... صحیح. اصلا خوب نیست
قراره کاری بکنی؟
آره آره قراره بکنم اما نه همین الان
من یه تصویر شبحیم، ببین
دیدی؟
خب چه بلایی سر ما میاد؟
مشخص نیست
یه موقعیت خیلی خیلی بده
میدونین خبر خوب اینه که
،شما آزگاردی هستین اگه بمیرید میرید به والهالا
اوه خدای من برو گمشو
...وایسا
خب خب مشکلی نیست بچه ها آروم باشید خب؟
گوش کنید من یه نقشه خوب دارم خب؟
دارم یه گروه خیلی خیلی خوب جمع میکنم
...آمم عمو کورگ توش هست
پادشاه والکری هست
آمم با دوست دختر سابقم جین
که یه داستان دیگه داره که سرتونو باهاش درد نمیارم
خیلی خب ولی یه گروه محشره که
و قبل اینکه متوجه بشه میایم دنبالتون
آره
میدونم کجایید
از اینجا میبریمتون
من ترسیدم
هممون ترسیدیم
!ثور لطفا
!ثور - !لطفا! لطفا! لطفا -
!ثور لطفا کمکمون کن
هی بچه ها مراقبت کنید خب؟ مراقبت کنید
بزودی میبینمتون خب؟ اکسل منو ببر بیرون از اینجا
توی قلمره سایه هان
از کجا میدونی؟
جو اونجا یه تاریکی داره که مثلش هیچ جایی نیست
اونجا رنگی نفوذ نمیکنه اشتباه نمیکنم
خب اگه به رنگ نیاز داریم
بیاین رنگین کمون درست کنیم
رنگین کمون درست کنیم؟ اصطلاحی چیزیه؟
همین تازگیا ثور شده
منظورم اینه تو نجات جون مردم کارش خوبه ولی تو بقیش هنوز تازه کاره
چندتا اصطلاح از خودش در کرده؟ - زیاد -
آره، زیادی سریع شروع کردم
وایسید ببینم، اون از طریق سایه ها حرکت میکنه و توی قلمرو سایه هاست
بنظر میاد اونجا جاییه که خیلی قوی میشه
درسته، نمیتونیم همینطوری بریم اونجا شاید تله باشه، شاید خطری برای بچه ها باشه
نیرو کمکی میخوایم. باید یه ارتش راه بندازیم
به همون چیزی فکر میکنی که فکر میکنم؟ - آره به همون فکر میکنم -
به چی فکر میکنید؟ - فکر چی چی؟ -
به شهر آمنیپوتنت فکر میکنیم - شهر آمنیپوتنت -
شهر آمنیپوتنت چیه؟
خونه ی قوی ترین خدایان دنیا
میتونیم بهترین تیم رو جمع کنیم
میتونیم رأ رو بیاریم تو تیم (خدای خورشید مصر و خالق همه چیز)
هرکولو بیاریم
توماچوئنگا رو بیاریم (خدای جنگ اساطیر مائوری نیوزیلند)
شاید کوئتزیل کوئتالو (خدای باد آزتک ها)
و زئوس قدیمی ترین و باهوش ترین خدای اونجا رو
گفتی زئوس؟
آره زئوس - همون زئوس معروفه؟ زئوس زئوس؟ -
مطمئن نیستم اسم دوم داشته باشه
خدای منم باید اونجا باشه نینیِ نانی
اگه اونجا باشه از اونم میخوایم که به تیممون ملحق شه
!آره
استورم بریکر
هوی آروم بگیر
نه نه نه ما با بایفراست داغون استورم بریکر جایی نمیریم
ببین چی شد
با پورتالای کوچولوی تو آسمونِ تو هم نمیتونیم بریم. جا نمیشیم توش
چی داری میگی؟ اونا عالین
استورم بریکر هم عالیه
استورم بریکر فقط یه چیزی میخواد
هر چیزی که بتونه سفر فضایی رو کنترل کنه
عاشق وقتاییم که درست حسابی حرف میزنه
قدرتشو داره که ما رو برسونه اونجا فقط نیازه که یه چیزی نیروش رو متمرکز کنه
که انقدر غیر قابل پیش بینی نباشه
خب اگه یه کشتی داشتیم که میشد استورم بریکر رو بعنوان منبع نیروش در نظر گرفت
اوه مثل یه موتور
مثل یه موتور - به کشتی نیاز داریم -
من یه کشتی دارم
همه اون صندلیا رو بندازید بیرون
اینم از این اون بز ها رو ببندید جلوی کشتی
تا یه ربع دیگه میریم
چیزای حیاتی رو فقط بذارید
اون حیاتیه
شرط میبندم سریع از من گذشتی
عجب کاری کردی
اوه هی - هی -
داشتم با یه دوست قدیمی خوش و بش میکردم
آره
میخواستم معذرت خواهی کنم
قبلا عجیب رفتار کردم.این اخیرا خیلی ...خودم نبودم. میدونی یجورایی
سعی کردم بفهمم کیم و
حس کردم گمراه شدم و بعدش یهویی
تو رو دیدم که مثل من لباس پوشیدی
... خب این یجورایی
برای منم زیادیه
خب آمم شماها چطوری با هم رفیق شدید؟ چطور اتفاق افتاد؟
قسم میخورم که میلونیر صدام کرد
هوومم صدات کرد
خب بعدش اومدم اینجا که تحقیق کنم
که تیکه هاش شروع کردن به درخشیدن و سر و صدا کردن
و بعدش... ثور شدم - دیوونه کنندس -
خب میدونی چیه، بهت میاد باهات هماهنگه
...پس
فقط داشتم امتحان میکردم
بعدا میبینمت
چیه؟
فقط داشتیم حرف میزدیم
مامان منو رها نکن
نترس
حتی وقتی من رفتم عزیزم
تو تنها نخواهی بود
به یاد ایلین فاستر
و هر اتفاقی بیوفته
هیچوقت از مبارزه دست برندار
هیچوقت از مبارزه دست برندار
هی
حالت خوبه؟ - عالیم -
سینک یه چیز دیگه میگه
فکر میکنی من واقعا باید بیام؟
من اوضاع رو بهتر نمیکنم
تو یه ثوری. معلومه که باید بیای
تازه، مگه میخوای جاش چکار کنی؟
تو الان یه وایکینگی
یعنی یجورایی مجبوری تو نبرد بمیری
باید با درد و زجر بمیری وگرنه نمیری والهالا
نقشه من که اینه
مسائل شاهانه ات چی پس؟
عاشق شاه بودنم
عاشق مردمم هستم
ولی همش جلسه و این چیزاست
دلم برای مبارزه تنگ شده
دلم برای خواهرام تنگ شده
برای همینه که تو هم باید بیای چون به یه خواهر نیاز دارم
خیلی خب باید بریم
وسایلتو برداشتی؟
خودت چی وسایلتو برداشتی؟
!آره
نارنجک دستی؟
نه یه اسپیکره
بریم دیگه
اشکالی نداره موضوع سینک بین خودمون بمونه؟
هواتو دارم
مردمان آزگاردی من
برامون آرزوی موفقیت کنید. چون قراره با سرعت کلاغ های اودین سفر کنیم
ما با بچه ها برمیگردیم
با کلی بچه
شاید بهتر باشه جشن بگیرید
البته به همراه بچه ها
دیگه اونکارو نمیکنیم
دوران تاریکی بود
دوران شرم آوری بود
خیلی خب دیگه بهتره بریم
خب، هنوز اسکیت سواری میکنی؟
نه نه تو چطور؟
آره هر آخر هفته
وقتی اسکیت سواری کنی دیگه نمیتونی کنار بذاریش
درسته کورگ؟ - دوقولو های اسکیتی برای همیشه -
هی میشه یه راهنمایی ازت بگیرم؟- معلومه-
تو این فکر بودم که وقتی رسیدیم به این آدم بده
اگه یه اصطلاح خفن داشته باشم چطوره؟
مثلا این پتک رو بخور
...یا مثلا
!مراقب پتک باش، بوم
مثلا، این چطوره؟
میدونی، دارم روش کار میکنم
نه واقعا خوبن برای من اینه
!این ماجرا همینجا و همین الان تموم میشه
اوه عجب اصطلاح خوبیه
خیلی زمان برد تا توش حرفه ای بشم تو هم میتونی، یکم تمرین میخواد
این یارو اولین آدم بده منه
هیچوقت اولینا رو فراموش نمیکنی
آره
خب تو دوست دختر داری؟
آه نه نه خیلی سرم شلوغه وقتشو ندارم
سرم گرم کار و این چیزاست
چه خفن بذار برم این اطرافو بررسی کنم
خیلی خفنه
کی خیلی خفنه؟ - هن؟ -
ساختمونا خفنن
چه اتفاقی داره میوفته؟
چی؟ - ...من -
دارم یه حسایی رو احساس میکنم؟
حس؟ به جین؟ نه دیگه حتی بهش فکرم نمیکنیم
دفعه قبل حس داشتیم
خیلی وقت پیش بوده، خیلی خیلی پیش فکر کنم خودت یه حسایی داری
رفیق آروم باش ما تو یه تیمیم
نمیدونم دقیقا تو چه تیمی هستیم خب؟
تیم جین
به ثور فکر کنید که همیشه یه راهی پیدا میکنه
وقتی هلا پتکش رو شکوند
رفت با یه ستاره ی در حال مرگ برای خودش یه تبر ساخت (اتفاقات داخل اینفینیتی وار)
و با همون تیر سر ثانوس رو قطع کرد (اول اندگیم)
عجب داستان جالبی
...اوه با این همه داستان از قطع شدن سر
منم میخوام یکی تعریف کنم
این چیه؟ اوه
این هامپتی ئه. سلام هامپتی حالت چطوره؟
میدونید هامپتی چی دوست داره؟
که سرش قطع بشه
چیه؟ شما یه ثانیه پیش قطع شدن سر رو دوست داشتید
باشه باشه باشه هامپتی دیگه رفت
بیخیال هیس هیس هیس
آه تو رو ببین
من یه دختر کوچولو مثل تو رو میشناختم
و اون شجاع و باهوش بود
و بامزه بود و دوست داشت نقاشی بکشه
بذارین ازتون یه سوالی بکنم
درباره خدایان
اونا باید ازتون محافظت کنن نه؟
خب حالا کجان؟
ثور تو راهه
!آره - آره -
آره. روی اومدنش حساب میکنم
بخاطر همین اینجایید
به اینجا دعوت نشدیم پس باید مخفی بشیم
و باید لباس مبدل بپوشیم تا ما رو نشناسن
فیلسوف شدم الان
چرت و پرت نگو
اونا چین؟
لباس بدل واقعی
لباسا برای خدایان احساسات ان
و هر رنگ نشونه ی یه احساسه
خدایان احساسات کجان؟
نپرس
اوه لعنتی
به معبد طلایی خوش اومدید بچه ها
اینجا جاییه که قوی ترین خدایان خالق میگردن
اون خدای جادوئه
خدای رویا ها
خدای نجاری
اوه اون یکی رو ببین
اوه اون بَو ئه خدای کوفته برنجیا
پیست هی بَو - بَو -
هی بچه ها اون بالا رو ببینید اون خدای کرونان هاست، نینیِ نانی
نینیِ نانی
!زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس! زئوس! زئوس
!زئوس! زئوس
!آره
!سلام بر زئوس
خوش اومدید
اوه اوناهاش
همون مرد، اسطوره، افسانه
نمیدونم متوجه شدی یا نه من و این یارو خیلی شبیه همیم
اون خدای رعده من خدای آذرخشم
منبع بزرگ الهام منه
خیلی خوبه. باید همینا رو بهش بگی وقتی رفتی ازش درخواست ارتش کنی
نه
چطور باید بریم اون بالا؟
باید پرواز کنیم؟
خب نمیتونیم موقع ورودش بپریم وسط به همین وروداش معروفه
!آرره
!زئوس
!رعد
!آرام باشید! آرام باشید
!سکوت
این خدمتتون هستم
تو این مجلس مقدس
از خدایان
ولی ما بسیار بسیار مشکلات اساسی داریم
تا درباره اشون صحبت کنیم
... مانند
مهمونی امسال رو کجا بگیریم؟
مسخره بازی در نمیاره؟
راستش من که ناراحت نیستم
...مطمئنم چیزای مهمی داره که
...خب الان میخوایم برنده ی این هفته ی - معذرت -
بیشترین قربانی آدما
به نام خدایان رو معرفی کنیم
باشه شاید اونقدرا هم عالی نیست
اوه نه خوب نیست
نه فکر نکنم بهتر از این بخواد بشه
این خدایان احتمالا نمیتونن کمکی بکنن
اما اون رعد فکر کنم کارمونو راه میندازه
جین تو برو راست، ثور تو برو چپ
میریم زرتی رعد رو ازش میگیریم
خیلی خب بیای بریم
نه نه نه وایسا ببینم
خبری از زرتی گرفتنش نیست زئوس میزنه کتلتمون میکنه
وقتی زمانش برسه، باهاش صحبت میکنم
خب زمانش الانه - زمانش الان نیست -
کی داره حرف میزنه؟
کی داره حرف میزنه؟
اینا
کورگ لال شو - چیزی داری که به هممون بگی؟ -
معذرت میخوام
من 60 ثانیه دیگه میپرم وسط بزن بزن راه میندازم، پس سریع حرفتو بزن
واقعا میپریم
شما دوتا دیگه کی هستین
سلام
بذارید اولین نفری باشم که میگم ... چقدر مفتخرم که
نمیتونم صدات رو بشنوم
چرا نمیای روی سکو صحبت کنی؟
سکوی اونجا؟
آره این محوطه رو میبینی که خیلی شبیه سکوی سخنرانیه
فهمیدم
آه حال شما چطوره؟
آخ ببخشید
موفق باشی داش
زئوس توانمند
واو
خدایان دنیا
اومدم اینجا تا ازتون کمک بخوام
تا یک ارتش درست کنم
یه روانی هست که بهش میگن سلاخ خدایان و میخواد کار هممون رو تموم کنه
به همه جا دسترسی داره تمام سیارات، قلمرو ها
ما در برابرش بی دفاعیم و چیزی جلودارش نیست
و من میدونم اون کجاست
با کمک شما میتونیم خوردش کنیم
قبل از اینکه کس دیگه ای رو بکشه
اونی که گفتی
چندتا خدای سطح پایین رو کشته
خب که چه؟ همش همین
خوشگل پسر برو سر جات بشین و دیگه حرف نزن
معذرت میخوام هیچی از حرفایی که زدم رو نشنیدید؟
داره همینطور قتل عام میکنه
یه بار یه چیز میگم بهت. حالا خفه شو و ساکت بمون
بخاطر اینکه انقدر فاصله داری تا به مهمونی دعوت نشی
زِئوس ما باید یه کاری کنیم
!نمیتونی بیای به مهمونی
باید بهمون گوش کنی
!خفه شو
اعلیاحضرت هر موقع آماده بودی، فقط بهم بگو - با علامت من میریم -
علامت چیه؟ - میگم بریم -
ببینیم تو کی هستی و لباس مبدلت رو دربیاریم
و باد ناگهانی
!زیادی باد دادی لعنتی
نباید الان بهش کمک کنیم؟
بالاخره کمکش میکنیم. انگور بزن
بنظر میاد یکم خجالت کشیده
بقیتون چی؟ شماهم لباس مبدلتون رو بردارین
اوه نه نه خودم درمیارم
بیا برداشتیم
لباس مبدلمو در آوردم خوبه؟
آزگاردی ها فکر کردم آخرین هاتون رو وقتی اودین مرد دیدیم
و تو ثور خدای آذرخشی
اما من آذرخشی نمیبینم فقط بلدی صدای رعد در بیاری؟
!جوک باحالی بود بابا
زئوس این اوضاع بیشتر از توان ماست
اون بچه های آزگاردی رو گرفته
فکر کردی ما کی هستیم؟ پلیس خدایان؟
هر خدایی مراقب مردم خودشه
نه بیشتر و نه کمتر
مشکل آزگاردی ها ، مشکل آزگاردی هاست (همچنان استاد خیابانی)
ببین چطور زئوس قدرتمند عقب کشیده قهرمان من، زئوس ترسیده
بذار یه چندتا چیز بگم بهت اولا این که آره من ترسیدم
گور نکروسورد رو داره که معنیش اینه مارو بکشه
که خوب نیست و دوم
میدونم که میخوای کار درست رو انجام بدی. میفهمم
ولی تنها کاری که میکنی باعث ایجاد ترسه و این اصلا خوب نبست
ما اینجا جامون امنه و تو هم همینطور دوست من
خب پس آروم باش خب؟
یکم شراب بخور یکم انگور بزن به بدن
از هر چی که اینجا تو شهر آمنیپوتنت هست استفاده کن
و سوم اینکه رو حرف زئوس حرف نزن
اگه اینکارو کنی لباستو بهت میپوشونم
و حالا لباساتو برمیگردونم سرجاش
اینجا معبد طلایی خدایانه
یه گردهمایی لختی پختی و بی تربیتی نیست که
اگه نمیخوای بهمون کمک کنی لااقل بذار از سلاحت استفاده کنیم
به رعدت نیاز دارم
اسم رعدم، صاعقه اس
پس فکر میکنم وقتی میخوای سلاح مخفی یه نفر رو بگیری
حداقل باید اسمشو درست بگی وقتی ازش درخواست میکنی
میتونم صاعقه ات رو قرض بگیرم؟
صاعقه
نه
نگران نباشین سلاخ خدایان اصلا به اترنیتی نمیرسه
اترنیتی؟
منظورش از رسیدن به اترنیتی چیه؟
اوه لعنتی
اترنیتی یه موجود خیلی قویه تو مرکز جهان
که خواسته های اولین نفری که بهش برسه رو برآورده میکنه
پس مثل یه چاه آرزوهاست؟
فکر میکنی یه کسی که اسمش سلاخ خدایانه چه آرزویی میتونه داشته باشه؟
اگه به اترنیتی برسه میتونه هممون رو در لحظه نابود کنه
زئوس ما باید الان یه کاری کنیم - موفق نمیشه -
کلیدشو نداره
هدفه خدایان اینه؟ که مثل بزدلا تو قصر طلایی قایم بشن؟
شاید واقعا راهمون رو گم کردیم
میدونی چیه؟ خودمون جلوشو میگیریم
متاسفانه نمیتونم بذارم همچین اتفاقی بیوفته
این جا یه مکان مخفیه
فقط برای خدایان آشکاره حالا که تو میدونی ما کجاییم
سلاخ خدایان میتونه ازت استفاده کنه و ما رو پیدا کنه
و این اصلا خوب نیست
و الان تو باید اینجا بمونی
!نگهبانا
خب الان میتونیم با نقشه من بریم؟
آره، زرتی بپرید وسط
!آرره
ای بابا نگفتی بریم که
دارم میام بچه ها
!ثور بگیر
کورگ
!وال سرتو بیار پایین
!کورگ
ثور
نه نه کورگ
ثور
من دارم نابود میشم
زئوس
تو بعدی هستی پسر اودین
این صدای رعده
!نه
!کورگی
ثور
!کورگی
من این پایینم
عالیه.کجایی؟ حرف بزن پیدات کنم
من اینجام. نمردم - کورگ. تو زنده ای -
ظاهرا تنها قسمت زنده یه کرونان دهنشه
ببین کورگ باید بز ها رو صدا کنی - تلاشمو میکنم -
زنده نگهش دار - نگه میدارم.میخوای یه سواری بکنی؟ -
الان حواست به پشت سرم هست
تو موقعیت ساعت هشتت یه نفر هست تو موقعیت ساعت 7 و 48 دقیقه
خب خودت میتونی. اینطوری نبود اینطوری هم نبود
بجنب دیگه لباتو غنچه کن
!انجامش دادم
بعد یهو کشتی بز ها اومد داخل و مارو نجات دادن و از پنجره پرواز کردیم رفتیم
و تمام یه ماجراجویی کلاسیک ثور
باورم نمیشه زئوس رو کشتی
آره یه بار یکی گفتی هیچوقت قهرمانانت رو ملاقات نکن
چیزی که مهمه اینه که ما تو راهیم که بیایم پیش شما
اوضاع شما چطوره اینجا، خوبید؟
خوبیم فقط یکم ترسیدیم
خب گوش کنین من میدونم ترس چجوریه
فکر کنم وقتی سن شما بودم در این حد شجاع نبودم
واقعا؟
در واقع فکر کنم شما شجاع ترین آزگاردی هایی هستین که تا حالا دیدم، همتون
همینطوری شجاع بمونین از هم دیگه مراقبت کنین شما الان یه تیمین
تیم بچه ها تو قفس
میتونین این کارو کنین؟ - آره. فکر کنم میتونیم اینکارو بکنیم -
میدونم که میتونین
خیلی خب
ثور - جان؟ -
خوشحالم که قهرمانم رو ملاقات کردم - اوه ممنون رفیق -
بچه ها چطورن؟
همونطوری که فکر میکردم یکم ترسیدن چون بچن
ولی بهشون گفتم که اوضاع طبق نقشه پیش میره
پس بهشون دروغ گفتی
هنوز نقشه ایی داری؟
آره - نه نقشه ای نیست -
یه نقشه داریم - نه نقشه ای نداریم -
ما نتونستیم یه لشکر خدایان درست کنیم
کورگ مرده
نه نمرده - من نمردم -
خب فقط کلش مونده و تو
تو هم خیلی مفصل تحقیر شدی
نه من مفصل لخت شدم که مشکلی ندارم باهاش
جین؟ - من که مشکلی نداشتم -
کورگ؟ - من عاشقش شدم اتفاقا -
قرار نیست ضعیف تر از چیزی که بودیم وارد قلمرو سایه ها بشیم
میمیریم. جدی؟ - هیچکس قرار نیست بمیره باشه؟ -
همه چی خوبه کارمون عالی بود
ما زئوس رو کشتیم - تو کشتیش -
خب حالا شاید واسه کل دنیا فاجعه بار باشه و فلان
و کل خدایانشون قراره برای باقی عمرمون بیوفتن دنبالمون
اما گوش کنین تو این سلاح خوشگلو دزدیدی، خب؟
این همون لشکریه که میخوایم
...این صاف و صیقل شدست و قدرتمند و زیباست
برای تو باشه، دوست دارم برای تو باشه والکری
ولی خب من خودم سلاح خودمو دارم زیاد با این حال نمیکنم
یه لحظه میشه اونو قرض بدی؟
اه اینجایی که رفیق قدیمی
اونجا خیلی باحال وارد ماجرا شدی
گوش کن حالا مشکلی که باهم نداریم؟
میدونی یکم عجیب غریب بود که سلاح قدیمیم این اطراف بود
ولی خب بیخیال
میلونیر برای قبله حالا فقط من و توییم رفیق
میدونی چیه اصلا بیا اولین آبجوتو بزن
نظرت چیه؟
خوشمزه اس
ببخشید که این اواخر یکم درگیریم
هی
اوه هی
عجب منظره ای داره نه؟ - آره قشنگه -
همونطور که داشتم میگفتم خیلی باحال بود اون کاری که کردی
تو و میولنیر، میدونی
...فقط ، آره
دلفین های فضایی - چی؟ -
باید ببینیشون، دلفینای فضایین
واو زیباست خدایا
هم زیبان، هم نادر موجودات خیلی وفاداری هم هستن
اونا برای زندگی درست شدن. دسته های 6 تایین برای عشق ورزیدن
♫
♫اوه داداش تو چقدر جذابی♫
♫میخوام بیام بپرم روی سنگات♫
وقتی با هم جور شدیم قراره بریم و♫ ♫من بچه بسازم
این آهنگیه که بابام برای اون یکی بابام خوند وقتی داشت ازش خواستگاری میکرد
وقتی دوتا کرونان میخوان بچه دار بشن میرن تو یه کوهستان
میرن توی یه استخر کوچیک مواد مذاب
دستاشون رو بالای یه مواد مذاب داغ نگه میدارن و بعد یه ماه
دستاشون رو از هم جدا میکنن و در نهایت یه پسر بچه کرونان تازه بدنیا میاد
اوو چقد زیبا و داغ (جذاب)
تا حالا شخص خاصی مدنظرت بوده؟
کلی شخص خاص مدنظرم بوده اما
نمیدونم... نمیدونم دوباره میخوامش یا نه
بخاطر اینکه دوست دخترت رو تو نبرد از دست دادی و هیچوقت خودتو نبخشیدی؟
و الان توی ته بطری ها دنبال جوابی
و یه سری کارای بی معنی دیگه که فقط دردت رو کمتر کنی
بجای اینکه خوشحالی یا رضایتت رو برگردونی
آره یه همچین چیزی
زیبان موجودات زیبایین
جین - ثور -
میخوام حس مزخرفی نسبت به تو داشته باشم - چی؟ -
آمم... من... من میخوام درباره یه چیزی حس مزخرفی پیدا کنم
و فکر میکنم اون تویی
متوجه منظورت نمیشم - اونطوری که بنظر میاد نیست -
...دوستم بهم گفت که بهتره حس مزخرفی به
از دست دادن عشق داشته باشی تا اینکه اصلا عشق رو تجربه نکنی و هیچی حس نکنی و حس پوچی کنی
و فکر کنم حق با اون بود
همون حسی که خیلی وقته دارم
مردم رو پس میزنم و باهاشون فاصله میگیرم
بخاطر اون حسِ از دست دادن
ولی دیگه نمیخوام اینکارو بکنم
نه نه نه بستن قلبت، درد رو از بین میبره
آره همین کارو کردم قلبمو بستم و مدیتیشن کردم تو چی مدیتیشن میکنی؟
نه خیلی خسته کنندست
در واقع منو عصبانی تر میکنه
خسته شدم خودمو بسپرم به تقدیر و
و بفهمم که جهان میخواد کی باشم
من میخوام تو لحظه زندگی کنم جوری زندگی کنم انگار فردایی نیست
احتیاط رو بذارم کنار
من میخوام باتو باشم جین
تو چی میگی جین - من سرطان دارم -
ببخشید چی؟ - دارم میمیرم -
هی چه اتفاقی داره میوفته؟
نه نه نه نه جین جین جین - خب ببین ببین منظورم این نبود -
شوخی میکردم من که سرطان ندارم
میخوام یه چیزی رو بزنم له کنم
جین متاسفم
برای من متاسفم نباش
کی فهمیدی؟
حدودا شیش ماه قبل
فقط حس خستگی داشتم و بعدش
فهمیدم سرطان درجه 4 دارم
داشتم خودمو جمع و جور میکردم
و بعدش شنیدم که میولنیر صدام میکنه
بعد فکر کردم، که شاید حالا که علم ...کمکی نکرده، شاید
جادوی واکینگ فضایی بتونه کمک کنه
بخاطر همین اومدی به نیو آزگارد - آره فکر میکردم پتک -
میتونه منو درمان کنه
و اوضاع رو بهتر کنه
شایدم نمیتونه
جین هیچکدوممون نمیدونم چقدر زمان داریم
نمیدونم فردا چه خبره
و میلونیر... میلونیر تو رو انتخاب کرد
و تو رو انتخاب کرد چون لایقی این یه چیز مهمه
وقتی اولین بار دیدمت، نالایق بودم نمیتونمستم اون پتک رو بردارم
ولی بهم گفتی که هدفی بزرگتر از کمک به نیازمندا نیست
تو منو لایق کردی
هر کاری که میخوای بکنی، میتونیم با هم انجامش بدیم
باشه
و تو میخوای چکار کنی؟
میخوام اون بچه ها رو برگردونم پیش خانوادشون
و اون ماموریت رو تموم کنم
مثل یه ثور واقعی صحبت میکنی
الان چه حسی داری؟
خیلی ترسیدم
تو چه حسی داری؟ - مزخرف -
چقدر مزحرف؟ - خیلی مزخرف -
خیلی خب
نمیدونم اون دوتا دارن درباره چی حرف میزنن
اونا حرف نمیزنن
اوووه
بنظرت اون دوتا میرن بالای یه استخر مواد مذاب داغ دست همو بگیرن و یه ثور بچه درست کنن؟
متاسفانه بنظر نمیاد اینکارو بکنن
خیلی بد شد. فکر میکنم ثور پدر خوبی میشد
هی، رسیدیم
و اینجاست که رنگا از بین میرن
اونا اینجا نیستن
کجان؟
اینجا دیگه کدوم گوریه؟
!بایفراست کلیدشه
!این یه تله اس
میشه بهم بگی چرا استورمبریکر رو از پنجره پرت کردی بیرون؟
به اون نیاز داره تا دروازه هایی که به اترنیتی میرسه رو باز کنه
واقعا باید دیگه این کارتو کنار بذاری
تبرو صدا کن
وقتی رفتی دندون پزشکی تبرو صدا میکنم
تبرو صدا کن - ...بهم بگو بچه ها کجان و بعد میکشم -
تبرو صدا کن
عجب خدایی هستی
تو از خدا بودن هیچی نمیدونی
رفتی پیش خدایان تا ازشون کمک بگیری و اونا هیچ کاری نکردن
دقیقا مثل خودم
اصلا شبیه تو نیست
چی فرمودین؟
گفتم اون اصلا شبیه تو نیست
درسته. من ریاکار نیستم
من واقعا دارم صلح و آرامش خلق میکنم
تو داری خدایان بی گناه رو میکشی - بی گناه؟ -
تو یه والکری هستی؟ - آره -
!چقدر جالب
اوه خدایان تو رو هم ناامید کردن
انجمن خواهریتون رفت که سلاخی بشه
پیش خدایان براشون دعا کردی؟
وقتی که زنایی که دوستشون داشتی توی میدون مبارزه مردن؟
...برای کمک التماسشون کردی
در حالی که خانوادت داشتن قتل عام میشدن؟
گفتگوی خوبی بود
...این یکی تو جالبی
متفاوتی
آره
تو داری میمیری
متاسفم
ما هم مثل همیم
همونطور که شمشیر به من قدرت داد
پتک هم به تو قدرت داد
ولی کاری نکرد که سرنوشتت عوض بشه
خدایان ازت استفاده میکنن
ولی کمکت نمیکنن
هیچ پاداش جاودانی برای ما نیست
بزودی میمیره
و میدونی کی میتونه بهش کمک کنه میذارم یه حدس بزنی
میدونم دردت چیه عشق درد داره
من یه موقعی دختر داشتم
من به یه قدرت والاتر توکل کردم به این امید که اونو نجات بده
...و اون
مرد
و الان میفهمم که دخترم، همون خوش شانسه بود
مجبور نیست توی دنیایی بزرگ بشه که
پر از درد و رنجه
که توسط خدایان شرور اداره میشه
عشقو انتخاب کن
تبرو صدا کن
تبرو صدا کن
حالت خوبه؟ - آره -
میخوام این یارو رو بکشم - منم میخوام ولی باید زنده بگیریمش -
اون تنها راه ارتباطیمون برای پیدا کردن بچه هاست
اوه ممنونم آقای بز
!وال
باید اونو از اینجا ببریم
هی من هواتو دارم
هی بچه ها اومدیم بیاید بریم بجنبید
استورم بریکر ما رو ببر خونه
ببین چندتا درمان دیگه هستن که میتونیم امتحان کنیم
ولی یه چیزی، قابلیت مبارزه با سرطان بدنش رو از بین برده
متاسفم ثور
اوه تو اینجایی
اون بیرون چه خبر بود؟
یه کودنی در یخچال رو شکونده بود باورت میشه؟
ولی نگران نباش من برات همه جور خوراکی آوردم
وال چطوره؟ - اوه کلی درد داره -
ولی وضعیتش ثابته - خیلی خب خوبه -
...میدونی فقط باید اینا رو دربیارم و بعدش - اوه نه نه -
اون باید همون تو بمونه که تمام معجونای جادویی و اکسیر ها وارد بدنت بشن
یه سر میرم بیرون دنبال بچه ها
آدم بده رو بکشم بعدش برمیگردم
بدون من میری؟
آه آره
چه اتفاقی برای اون که گفتی با هم انجام میدیم همه کارو، افتاد؟
اون از بچه ها استفاده میکنه حواست رو پرت کنه. به من نیاز داری
معلومه که بهت نیاز دارم جین زنده میخوامت
خیلی خوب بود که توی میدون نبرد کنارم بودی و در کنارم با گور جنگیدی
ولی پتک داره تو رو میکشه
هر بار که ازش استفاده میکنی، فانی بودنت رو میکشه بیرون و نمیذاره بدنت با سرطان مقابله کنه
پس اون که گفتی جوری زندگی کن انگار فردایی نیست چی شد؟
اون برای موقعی بود که نمیدونستم شاید فردایی نداشته باشی
چرا فقط یه ماجراجویی دیگه نداشته باشیم؟
جین اگه فرصتی هست که زنده بمونی باید ازش استفاده کنی
مثل یه ثور واقعی صحبت میکنی که سرطان نداره
میدونم مثل یه دانشمند علوم فضایی از نیو مکزیکو
شدم که میخواد تو رویا هاش زندگی کنه
اما منو ببین
میخوام به مبارزه ادامه بدم
من ثور قدرتمندم
و تو ازم میخوای که اونکارو نکنم؟ هدف از زمان بیشتری گذروندن این چیزا چیه؟
چون من عاشقتم
من همیشه عاشقت بودم
و این یه فرصت برای ماست
و اگه تو اون پتک کوفتی رو برداری دیگه اون فرصت از دست میره
تصمیم توئه جین
اما بعدش هر روز خدا پشیمون میشدم، اگه ازت نمیخواستم که اینجا بمونی تا بعد اوضاع رو حل کنیم
بهتره که برگردی پیشم
تو سریع ترین موقعیتی که بتونم برمیگردم
یه پاشو بشکون
همه پاهاشو میشکونم
یادت باشه که دروازه ی که به اترنیتی میرسه تو مرکز
دنیاست میدونم - دنیاست -
باید از دنباله دار ها بگذری
آره آره چند بار گفتی. گم نمیشم
خب حالت چطوره با اون جای زخمت
فکر کنم کلیه امو از دست دادم
از دست رفته؟ کلا؟
ای کاش میتونستم باهات بیام، اما
احتمالا بمیرم و نتونم توی برگردوندن بچه ها کمکی کنم
پس باید تنها بری
تنها کاری که باید بکنی نابود کردن اون شمشیره
اون منبع قدرتشه، بدون اون زنده نمیمونه
هی
نمیر
آره میدونم
اترنیتی
!بالاخره
(این مجسمه ی یه سلستیاله)
هی بچه ها
میدونستم میای
برید، برید بچه ها
همه حالشون خوبه؟
پس جمع بشید جمع شید
خوشحالم که شخصا میبینمتون
خب، گوش کنید، نقشه ازین قراره
یواشکی میریم سمت استورم بریکر
خیلی مراقب باشید که به هیچکدوم از اون هیولاهای سایه ای برنخورید
!ثور
پشت سرمن مگه نه؟
کسی اینجا تجربه مبارزه داره؟
هیچوقت مثل زمان حال نمیتونید یاد بگیرید
ما مثل تو قوی نیستیم
ما هنوز بچه ایم - هی، یادتون نره، شما آزگاردی هستین -
من آزگاردی نیستم. فقط یه بچه یه لایدینگم
من یه بچه مایدسی هستم
خیلی خب، خیلی خب ولی حداقل امروز،
!ما آزگاردی هستیم
!اسلحه هاتونو دست بگیرین
کدوم اسلحه؟
برید هرچی پیدا میکنین بردارین
سریع برگردید
!عجله کنین !عجله کنین
بجنبید سریع
دارن نزدیک میشن عجله کنید
امروز
روزیه که اسممون توی تاریخ ثبت میشه
روزیه که برای نسل های آینده تعریف میکنن
روزیه که ما واکینگای فضایی هستیم
!سلاحاتونو آماده کنید
هر کسی که این سلاح ها رو نگه داشته و از ته قلبش باور داره که قراره بره خونه
و همچنین لیاقتشو داره، قدرتی بگیره
فقط برای یه مدت محدود
قدرتی نظیر قدرت ثور
ژنرال اکسل
ارتش رو ببر سمت تبر
هممون کارمون رو انجام میدیم
برای آزگارد
!آره
نه
جین
شمشیرشو نابود کنیم، خودشم میمیره
دروازه تقریبا باز شده باید جلوی استوربریکر رو بگیری
مشکلی نیست. دارمش
استورم بریکر تمومش کن
به خودت بیا ببین داری چکار میکنی
از اونجا درت میارم
بجنب
!بجنب دیگه بدو
دوست... منو... ول... کن
باختی خانم ثوره
اول از همه
اسمم
ثور قدرتمنده
دوم اینکه
اگه نمی تونی بگی ثور قدرتمند
بگی دکتر جین فاستر، قبول میکنم
سوم
!پتکمو بخور
استورم بریکر
میدونستم میتونی انجامش بدی
اکسل
ببرشون خونه
جین
خوبم
باید جلوی اونو بگیری
گور، دست نگه دار
چجور پدری میشدم
اگه دست نگه میداشتم؟
!دردت رو می فهمم، ولی این راهش نیست
تو دنبال مرگ یا انتقام نیستی
من دنبال چیم؟
تو دنبال عشقی
عشق
چرا باید دنبال عشق باشم؟
چون چیزیه که هممون میخوایم
اوه
بابا
تو به من پشت کردی
تو پیروز شدی گور
چرا آخرین لحظاتم رو با تو بگذرونم وقتی میتونم با اون باشم؟
من عشقو انتخاب میکنم
تو هم میتونی انتخاب کنی میتونی برش گردونی
آرزوتو بکن
دارم میمیرم
اون هیچکسی رو نخواهد داشت
اون تنها میمونه
اون تنها نمیمونه
عزیزکم
خیلی دلم برات تنگ شده بود
منم دلم برات تنگ شده بود
خیلی متاسفم - مشکلی نیست -
از وقتی که اون پتک رو برداشتم
مثل این بود که
یه جون اضافه گرفتم
...فقط
جادویی بود
برای یه آدم خیلی بد نیست
برای یه خدا خیلی بد نیست
فکر کنم اصطلاحم رو فهمیدم
واقعا؟ چیه؟ - بیا نزدیک تر -
بینقصه
بهترین اصطلاحیه که گفتی - ممنونم -
قلبتو همیشه باز نگه دار
عاشقتم
منم عاشقتم
ازش محافظت کن
از عشق من محافظت کن
بذارید براتون داستان یه وایکینگ فضایی رو بگم
ملقب به
ثور قدرتمند
ملقب به دکتر جین فاستر
فداکاری اون دنیا رو نجات داد
و به هممون یاد داد که لایق بودن به چه معنیه
اون به بچه های خدایان کمک کرد
کسایی که راه خودشونو با لیزر به خونشون باز کردن
به روستای کوچیک ماهیگیریشون که مقصد توریست هاست
!مامانی
حالت خوبه؟ - خوبم -
مطمئنی؟ - آره خوبم -
بچه ها نجات پیدا کردن تا دوباره بچگی کنن
پاهاتو باز تر کن
البته بعد اینکه شاهشون مجبورشون کرد که به کلاس دفاع شخصی برن
به اون وایکینگ های فضایی کوچولو نگاه کن- لُبّ کلام-
!فریاد نبرد
حتی پسر هایمدال
اکسل پسر هایمدال
که الان دیگه میتونست از چشمای ترسناک باباش استفاده کنه
داشت به یه جنگجو تبدیل میشد
آینده ی آزگارد تضمین شده بود
حرف آینده شد منم آینده خودمو ساختم
حالا که بدنم داره دوباره رشد میکنه
با یه یارویی به اسم دوین آشنا شدم
و میپرسین پس ثور چی شد؟
اون تو یه ماجراجویی جدید پا گذاشت
چون یه چیز جدید برای زندگی پیدا کرده بود
یه چیزی برای عشق ورزیدن
یه فرد کوچولویی که اونو از خدای غمگین
به خدای بابا تبدیل کرد
صبحونه سرو شد نوش جون
سیلام؟
اینم از این. هی صبحونتو بخور
ببخشید، اون چیه؟
پن فلپه اسمشون. برای زمینه
فکر نکنم پن فلپ دوست داشته باشم
! دوسش داری - نه ندارم -
چرا داری
خب من تو زندگیم از اینا نخوردم - خب بخور دیگه.باید بریم دیرمون میشه -
چکمه هات کجان؟
پوشیدمشون
اونا رو نمیپوشی
چرا میپوشم - نه نمیپوشی -
چرا میپوشم - نه نمیپوشی -
!برو به جهنم اهریمن
اوه خدا
جدید بود که زدی ترکوندیش خیلی ممنونم ازت
میدونی چیه؟ هر چی دوست داری بپوش
بعدا نیای پیشم بگی پاهات سر شده ها هیچ رحمی از طرف من نسیبت نمیشه
باشه این چکمه ها رو نمیپوشم - ممنونم -
یادت باشه مادرم همیشه بهم چی میگفت
به حرف بزرگترا گوش بده
و اگه دیدی کسی ترسیده یا دارن بهش زور میگن، ازش مراقبت کن خب؟
باشه - بیشتر از همه، خوش بگذرون -
گرفتم - گرفتم -
خب حالا میلونیر کجاست؟ کجا گذاشتمش؟
اونجا تو تختش خوابیده - تو تخت؟ -
اوه واو
این پاک نمیشه
چیکارش کردی؟ - قبلا ظاهرش خسته کننده بود -
آره فکر کنم همینطوره
عاشقشم
خیلی خلاقانه بود
خیل خب
اون بیگانه های اونجا که راه راهن رو میبینی؟
خیلی باحالن - آره باحالن -
برای همین باید مراقبشون باشیم - فهمیدم -
از خوبا مراقبت میکنیم
عاشقتم عزیزم
منم عاشقتم عمو ثور
اونا همیشه پیشمون هستن
واکینگ فضایی
و دخترش که از اترنیتی بوجود اومده
و قدرتای یه خدا رو داره
دو جنگجو
توی نبرد خوبی، برای کسایی که نمیتونن بجنگن، مبارزه میکنن
اونا خیلی جاها سفر کردن و اسم های زیادی بهشون دادن
ولی برای اونایی که میشناسنشون
بعنوان عشق و صاعقه شناخته میشن
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
ویدئو های تحلیل و ریزبینی تیزر و تریلر ثور در Youtube: Persian Geek Pedia
اخبار و زیرنویس های دیگر در Tel: @persiangeekpedia
قدیما خدا بودن یه معنی و مفهومی داشت
... مردم اسمت رو زمزمه میکردن
قبل از اینکه خواسته ها و آرزو های عمیقشون رو باهات در میون بذارن
اونا برای رحم بهت التماس میکنن
ولی هیچوقت نمیدونن که واقعا داری گوش میدی یا نه
حالا
میدونین اونا به آسمون نگاه میکنن
دیگه درخواست رعد نمیکنن
دیگه درخواست بارون نمیکنن
اونا فقط میخوان یکی از اون ابرقهرمانا رو ببینن
ما کی به جوک تبدیل شدیم؟
حالا
دیگه از این خبرا نیست
دوباره از ما میترسن
وقتی که ثور پسر اودین از آسمون ها سقوط کنه
میفهمی چی میگم هرکول؟
میفهمی چی میگم پسرم؟
بله پدر
اوه هی
جین فاستر
هایمدال
میبینم که مردی
آره
ممنونم که مراقب پسرم بودی
خیلی به اینجا، سرزمین خدایان خوش اومدی
به والهالا خوش اومدی
ثور بازخواهد گشت
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.