Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...اوه،الان خیلی برای من کوچیکه
بابا،اونو با خودت نگه داشتی؟ همینه،اون همیشه با من بود.
حتی وقتی که خارج از کشور کار میکردم.
همیشه ...
...با لباس شنای تو...
بخاطر اینکه منو به یاد تو میندازه،توموکو
بابایی...
توموکو،تو بزرگ شدی در حالی که من دور بودم
ت..توموکو...
توموکو...
تو کی هستی؟
آقا...
به نظر میرسه بهتر شدین چیکار میکنی؟
خیلی خوشحالم میبینمت،آقای کیتازاوا
من شنیدم شما اسم توموکو رو صدا میزدی وقتی خواب بودی
اسم من یومی اوکاموتوه.
من به عنوان مشاور حقوقی در صنایع نوگاوا کار میکنم من اینجا اومدم تا از شما بخوام نظرتون رو عوض کنید .در مورد ماندن تاکتو نوگاوا در خونه شما.
شما در مورد این موضوع باید با یوکیه صحبت کنید
من علاقه ای به زندگی با مردی که با همسرم می خوابیده ندارم
بنابر این شما خونتون رو ترک میکنید؟
شاید بی ادبی به نظر برسه،اما باید به شما بگم ممکنه مشکل دیگه ای هم داشته باشید
اگه نمیتونید همستون رو راضی کنید
مشکل?
به خاطر اینکه بدنتون فقط به دخترتون واکنش نشون میده...
شاید اشتباه میکردم
چرا این برای ما اتفاق افتاد؟
مامان،گریه نکن
ما هیچوقت تو رو تنها نمیزاریم، مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
درسته مامان.
توموکو،رومی،متشکرم
خواهران هرزه 2:میوه های دو خواهر
شب دوم:عشق خواهر
چطور با پدرم پیش رفت
اوه نه،من فکر میکردم شما فقط اینو میتونین درست کنین
آروم باش،رومی
من یه نقشه دارم که میتونیم امتحان کنیم
واقعا?
من هر کاری برای نجات پدر و مادرم از طلاق میکنم! توموکو،میتونم ازت بخوام یه لطفی بکنی؟
من؟
بله.
دیروز چیز جالبی تو دفتر پدرتون پیدا کردم
چیز جالبی؟
کی هستی؟
توموکو...
توموکو..
اووم،من فکر کردم شما میخواید منو تو این ببینید
دوستش نداری؟
ال..البته که دوستش دارم
واقعا؟
بله،البته
ممنونم،توموکو
بیا اینجا تا تو رو از تزدیک ببینم
باشه
توموکو...
تو شبیه مادرتی وقتی جوون بود...
پشت گردنت و شکل سینه هات
اوووه نه ، بابایی
از وقتی که شما رو بعد از مرگ مادرتون پذیرفتیم
نمیتونست به عنوان دختر وقعیم به شما فکر کنم.
منم به شما مثل پدر واقعی فکر نمیکردم
این به خاطر اینه که ما ارتباط خونی نداشتیم
من ترسیده بودم
من کسی جز یه پدر جعلی نیستم که از دخترخونده ام فرار میکنم
باباییی
اما امروز نمیخوام خودمو عقب نگه دارم،توموکو بابایی،نه،ما نباید این کارو بکنیم
تو چیزهای شیطنت امیز زیادی با تاکتو انجام دادی،درسته
چرا نمیتونی کارای مشابهی با من انجام بدی؟
این عادلانه نیست!
بابایی،نه
احساس بدی برای مامان دارم
توموکوو
بابایی،اینو تموم کن
اگه مثل این منو لیس بزنی،دیگه نمیتونم وایسم
غنچه زیبات زیر این لباس شناست،درسته؟
اوه نه، بابایی
لطفا به من نگاه نکن
تو خیلی خوشگلی،توموکو
این مثل یه گلبرگ رز صورتیه که تلاش میکنه عسل شیرینش رو از جریان نگه داره
بابایی،نه!انگشتت رو اونجا نکن
تو گفتی احساس بدی برای مادرت داری
اما کص تو الان خیلی گرمه
بابایی،نکن
این درسته،منو بابایی صدا بزن
دارم دیونه میشم
بابایی!
من برای مدت زیادی ناتوان بودم...
اما الان دوباره انرژیمو بدست آوردم
بابایی،این خیلی بزرگه
من این احساسو فراموش کرده بودم
تو خجالت میکشی پدر خونده ای مثل من داری؟
نه،نمیکنم
توموکو
بابایی کیرت خیلی سفته،باور نمیکنم این اینقد سفت شده
من دیگه نمیتونم صبر کنم،توموکو
من از نظر فیزیکی و روحی خیلی خسته ام
با لبهای خوشگلت من رو آروم میکنی؟
توموکو،لطفا
لطفا،کیر تازه بیدار شده من رو لیس بزن
باشه،حتما
به نظر میرسه شوهرت آخرش سفتیش رو بدست آورد
چرا ؟من هیچوقت نتونست اون رو برانگیخته کنم
روت رو برنگردون!
باشه
به دقت نگاه کن
که شهورت چجور آدمی وقعا هست
م-مامان
بابایی
به عنوان پدرت،باید دخترم رو امتحان کنم
اما
تو پدر واقعی من نیستی
اما تو خوشت اومد وقتی اونجوری گفتم،نیومد؟
خوب،آره
بلاخره میتونم اینو بکنم داخل تو
من برای این لحظه خیلی منتظر موندم!
بابایی...
از شما میخواستم لطفی بکنین
من میخوام شما رابطه تون رو با ما مثل یه خانواده نگه دارین
من نمیخوام از خواهرم،تاکتو،یومی،مادر و شما جدا بشم
من همه شما رو دوست دارم،من واقعا
توموکو...
پس پدر،لطفا نرو
من میخوام ما همیشه با هم باشیم
مردم شاید فکر کنن رابطه ما عجیبه
تا زمانی که ما با همیم،برام مهم نیست مردم چه فکری میکنن
توموکو...
اون دختر خوبیه.
اون داره تلاش میکنه دل شهورت رو با بدنش به دست بیاره
...تا خونواده رو با هم نگه داره...
بابایی،زود باش
بکنش تو
توموکو
دوستت دارم بابایی
بدنم خیلی داغه میخوام شما بکنیش داخلم
توموکو
اون داره کیرش رو میکنه داخله بدن توموکو
تو حسودیت میشه!
دخترت همسرت رو گرفته!
تا زمانیکه اون خوشحاله
دروغ نگو!
تو باید افتخار کنی یوکیه
اوه،لطفا،محکمتتر!محکمتر!
این بهتره
تاکتو
تو حسودی، درسته?
پس بگو تو حسودی،!
شوهرت تو رو دور انداخت،باید ناراحت باشی.
بگو ناراحتی!
من حسودم...
من خیلی ناراحتم...
لطفا منو ترک نکن!
بابایی،دوستت دارم.
بیشتر میخواام...
توموکو منم دوستت دارم.
دوستت دارم!
بابایی،لطفا..
میخوام مامان،یومی و رومی هم دوست داشته باشی...
کیر شما خیلی بزرگه. این منصفانه نیست فقط من ازش لذت ببرم
ما باید اونو به اشتراک بزاریم.
همه کیرتون رو میخوان.
باشه، فهمیدم،توموکو.
من همه شما رو میکنم.
ممنونم توموکو، دوباره میتونم زنده بشم...
ممنونم توموکو...
ممنوم بابایی...
لطفا، داخلم بریز...
توموکو
لطفا بابایی، بریزش داخل
توموکو،آبم داره میاد!!
من مواد گرمم داخلت پرتاب میکنم(همون آبش)!
بابایی،منم دارم ارضا میشم،...
داره آبم میاد!داره میاد!
توموکو،بیا با هم بریزیمش!!
میتونم آّب بابایی رو داخلم احساس کنم...
بابایی،من احساس خوبی دارم...
محکمتر،محکمتر!
تاکتو...
تو باید حسود باشی.تو عشق اونو میخوای،نمیخوای؟
بگو میخوای دوستت داشته باشن !
داره آبم میاد!
من میرم بابا رو ببینم.
رومی؟
مامان بیا بریم.
بیا ازش بخوایم با ما بخوابه...
رومی...
همه چیزو فراموش کن و قبول کن ما واقعا چی هستیم.
سمت ب خانه حیوانات جنسی، کیتزاوای جدید
نمیتونم باور کنم چیکار کردم!
حتی اگه توموکو فقط دخترخونده ام باشه، من با اون سکس کردم...
دیگه تمومه، من چیزی جز یک حیوون نیستم(دقیقا)...
تو!
حالا من برای رابطه ممنوعه مدرک دارم...
بین تو و دختر خونده ات.
نمیدونم چه اتفاقی میوفته اگه من این رو برای شرکت بفرستم
داری من رو تحدید میکنی?
شاید.
Делай, что хочешь...
هر کاری میخوای بکن. من پدر بدیم... پدری که به خواسته هاش شکست خورد
من لایق تنبیهم...
صبر کن،کی گفته من تو رو تنبیه میکنم؟
الان برای ما زمان اینه که هم بشناسیم...
یوکیه
عزیزم...
وقتی یه مرد فاسد میشه،غیر ممکنه برگرده...
درست نیست؟
حالا تو میفهمی
...همه ما نمیتونیم به حالت عادی برگردیم...
همه ما تو یک قایقیم.
این نمیتونه فکر بدی باشه اگه ما مثل این با هم بمونیم و لذت ببریم،درسته؟
فراموش کن مردم چی میگن.
زندگی تو این جهان بی معنیه، اگه خواسته های واقیت رو پنهان کنی
تو با این مشکلی ندارید؟
من نمیخوام ما به چیزی که نیستیم وانمود کنیم
ما رابطه خونی نداریم,..
...بنابراین ما باید دنبال شکل دیگه ای از پیوند باشیم...
یوکیه
عزیزم...
پس از الان،چیزی که برای تو هست برای منه...
...و چیزی که برای منه برای تو.
این یک قرار میشه.
موافقم
تبریک میگم تاکتو،یه خانواده جدید متولد شد!
یومی
پس بریم جشن بگیریم!
آره،این فکر خوبیه
من موافقم!
بیان امشب لذت ببریم!
اوه آره،شما هر دوتون خوب انجامش میدین
این خیلی خوبه، احساس میکنم دارم یه مرد میشم..
تو خیلی زیبایی یوکیه...
عزیزم...
تو الان خیلی خیسی.چه زن شهوتیی هستی تو!
اوه،تاکتو...
محکمتر بکن!
این خیلی خوبه...
من مثل یه مرد درام ارضا میشم...
هی،اون آماده ست.
زود باش، اونو بگا!
عزیزم
اوه، عزیزم
احساس خوبی درم...
زنت چه هسی داره؟
حتما دلت براش تنگ شده.
من کیر تاکتو رو داخلم احساس میکنم...
یوکیه، چرا با یکی دیگه سکس کردی؟
لطفا، من رو ببخش...
نه، چون دوباره داری انجامش میدی من میرم با رومی سکس میکنم
نه!نه!
لطفا منو ترک نکن!
تو باید به پدرت نشون بدی چقدر بالغ شدی...
نه،من نمیتونم،این خجالت آوره...
او رومی، داخل لباس باشگاه خیلی ناز به نظر میرسی...
نه ، به من نگاه نکن بابایی!
اون غنچه گل دوست داشتنیی اینجا داره...
اون خیسه چون شما رو بدجور میخواد...
اوه ، تو منو اونقدر میخوای؟
نه، لطفا نرو!
مامان، بجاش مال منو بخور...
اینو از یومی قرض گرفتم.
لطفا بخورش مامان...
توموکو
رومی، میتونی کیرمو بخوری؟
چرا تردید میکینی؟
من میدونم تو بدجور میخوای اونو بخوری...
تو خودتو عقب نگه داشتی،نگه نداشتی؟
تو تلاش میکنی خودتو مجبور کنی باور منی اون پدر واقعیته...
اما حالا چیزی نیست که نگرانش باشی...
خواسته های سکسیت رو باهاش تجربه کن.
مامان، لطفا منو ببخش...
رومی
خوبه، میتونی هر چقدر میخوای بلیسیش.
من مطمئنم مادرت تو رو میبخشه مامان،محکمتر بخورش..
محکمتر از خواهر.
زبونت شگفت انگیزه...
کیر بابات اینو دوست داره.
دوست داری کیر بابات بره داخلت?
نه ، من نمیتونم اونو انجام بدم..
چرا نه؟تو واقعا که دخترش نیستی.
اما
کصت برای کیرش داره آبش میاد...
و تو داری سعی میکنی دختر خوب بابا باشی؟
تو میخوای اون تو رو بگاد، درسته؟
نه
اگه تو هنوز مقاومت میکنی، من انجامش میدم!
چطوره؟تو از کون باکره بودی؟
لطفا دخترخونده ات رو محکمتر از اونچه میتونی بگا اون یکی سوراخ گرسنه توه.
اوه آرهه
اوه نه ، من نمیتونم اینو با پدرم انجام بدم
افتخار کن!...
تو می خوای هر دو سوراخت مشغول باشه،درسته
اینجوری نگو، خاجالت آوره...
می کنم داخلت،رومی...
نه،بابایی
میتونی حسش کنی؟
!تو داری از دوتا سوراخت گاییده میشی
بزار منم کون تو رو بگام...
هر دو تا سوراخم داره...
مامان منم میخوام تو رو اینجوری بگام
کیر بابات بزرگ و سفته،اینطور نیست؟
آره اون شگفت انگیزه
پس اینطور؟پس شاید منم باید امتحانش کنم
میتونی بکنیش داخلم؟
البته،اگه تو میخوای پس...
اوه نه،متوقفش نکن!
من بیشتر میخوام!
چی میگی تو الان؟قبلا داشتی نق میزدی
نوبت منه
کیر پدرت داره منو پاره میکنه
متاسفم بابا
قبلا داشتم دروغ میگفتم.من میخوام تو منو بگایی
رومی
بابا...
بابا!
من تو رو میخوام بابایی
دیگه نمیتونم صبر کنم!
تو بلاخره پذیرفتیش،رومی
کونت رو محکمتر و سریعتر تکون بده بابایت رو خوشحال کن!
پدر، لطفا منو دوست داشته باش من میخوام دوستم داشته باشی!
رومی،من تو رو دوست دارم بیشتر از دختر واقعیم
من خیلی خوشحالم پدر منم تو رو دوست دارم
بیشتر!محکمتر!
داخلم داره گرم میشه...
من بزودی تموم میکنم...
لطفا،اجازه بده اینو بخورم!
بابا،منم همینطور،منم همینو میخوام!
آبم داره میاد! مامانی!آبم داره میاد!
منم همینطور،توموکو
تاکتو..
منم همینطور
تاکتو
تو الان عضوی از خانواده ایی
"مدتی بعد"
من نمیتونم باور کنم یه سفر کاری دیگه به این زودی
من فکر میکنم بلاخره ما تبدیل به یه خونواده بزرگ با شیش عضو شدیم .
این کمک نمیکنه،ولی من زود برمیگردم!
نکن
شما مثل دو تا پرنده عاشق جلو دختراتون رفتار میکنین
اوه،یومی
امروز من یوکیه رو بر میدارم،تاکتو هم قراره دخترام رو داشته باشه
من نمیدونستم شما یه سیستم وظیفه شخصی قبول کردین
تاکتو،تو سریع آبت میاد و بعدش دوباره شق میکنی!
خفه شو،رومی
روی کاری که میکنی دقت کن!
چی،تاکتو...بیشتر نگهش دار اگه میتونی
تاکتو،مهکم تر انجامش بده
وقتی شوهرت برگشت، دوست داری با من حال کنی
یومی!
یوکیه،برای من توجیه نکن داری منو رد میکنی
نه،من نمیکنم
یومی..
به محض اینکه اون رو دیدی برگرد!
من منتظر شما میمونم!
باشه!
امیدوارم لذت برده باشین:)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.