Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
" مــــــادرم "
. یه آتیش بده
. ممنون
خیلی منتظر موندی ؟ - . نه -
تو چی فکر میکنی ؟
، هم گرمم شده بود و هم تشنه . همین
. مراقب باش ، خیسه
. خسته کننده شدی
، ترجیح میدادم یه جور دیگه باشم
. یا یه جور دیگه زندگی کنم
، ولی گذاشتم این اتفاقات برام بیُفته
، اتفاقات بیرونی ، کم کم روی من اثر کرد
. امیدم رو از بین برد
. شدن جزو قوانین
، تو میتونی بفهمی ، وقتی جوون بودم
. این زندگی-یی نبود که آرزوش رو داشتم
، آرزوی این زندگی رو نداشتم . چون همچین آدمی نبودم
. من سرشار از لذت و انرژی بودم
." تو منو نمیشناختی ،" پی یر
، همین که تو بدنیا اومدی . جوونیه من تموم شد
، به نظر من ، زندگی امروز من
. با طبیعت واقعی من ، ارتباطی نداره
. به نظر من ، تغییری نکردم
. هنوزم سرشار از لذت و انرژی هستم
. ولی نمیتونم به دیگران ثابت کنم
. در لذت و انرژی خودم ، تنهام
. خیلی وحشتناکه
. مادرت هم شبیه منه
. منظورم این نیست که اونم وحشتناکه
. اونم به سادگی تغییر نکرده
. مث من ، اونم نقاب به چهره زده
. این روزها واقعاً خسته شده
. از نظر بدنی ، حالش خوبه - حالا میتونم برم ؟ -
میخوای ساکت رو بیارم ؟ - . نه -
. جعبه رو بده به من - . نه ، مشکلی نیست -
. لاغر شدی ، بد قیافه شدی
. خیلی خوشحالم که می بینمت
." دلم برات تنگ شده بود ،" مارته - . منم همینطور -
. این پنیرها رو ، مادربزرگ فرستاد
. مادرت طبقه بالاست
. سنگینه - . اشکالی نداره -
. استخر
. خیس شدی
فقط همینو میتونی بگی ؟
. میخوام اینجارو بهت نشون بدم
. فکر کنم امروز عصر برم خرید
تو چی ؟
. نمیدونم
." نمیتونی تمام بعداز ظهر رو توی خونه باشی ،" پی یر
. همین الان افتاد
، شاید خیلی زیر آفتاب بوده . یا لیز خورده
،" پی یر
اونو کتک زده ؟
مارته "، اونو کتک زده ؟ " . اگه کتک زده ، بگو
چی داری میگی ؟
. فردا صبح که بیدار میشی ، مراقب باش
. خیلی مراقب باش
." پی یر "
. پدرت خداحافظی کرد
. مجبور شد بره فرانسه
. برای کار
کجای فرانسه ؟
." نیس "
رفته پیش معشوقه-ش ؟
پی یر "، تو چت شده ؟ "
. لطفاً این افکار رو برای خودت نگهدار
. خُل نشو
. حتی اذیتم هم نمیکنه
. خوشحالم که با تو تنهام
. غُلُو نکن
. باور کن
. تو فقط مال منی
امروز عصر چکار میکنی ؟
میری کنار دریا ؟
با تو ؟
مادرم کجاست ؟
تو چت شده ؟
. مادر ، نمیتونی اینجا بمونی
چرا آوردت اینجا ؟
میشینی ؟ - . نه ممنون -
. جداً
توی این جزیره چکار میکنی ؟
نمیشد یه جای دیگه کار پیدا کنه ؟
. بیشتر از دوماهه که اینجاییم
. تو زود خسته شدی
. اینجا یه پارک آکواریوم داره
." میبرمت به " یومبو
. جای خوبیه برای رفتن
نظرت چیه ؟
. خوبه
. شام میخوریم ، بعد میریم جشن
. تمام شب
. تو خوشتیپی
. افتخار میکنم که تورو بغل کنم
. فکر میکنن معشوقِ منی
. آره ، درسته - چرا که نه ؟ -
خیلی برای معشوقه-ی تو شدن ، پیر شدم ؟
خجالت میکشی ؟
مارته "، میشنوی ؟ " . من خیلی شدم
،" جداً " پی یر
خجالت میکشی ؟
کِی میریم ؟
، خیلی زود . مگر اینکه به نظر تو فکر خوبی نباشه
. امروز بریم - . امروز نه -
، ولی قول میدم
. مادر
. مادر
مادر ؟
مادر ؟
، از اینکه تورو با خودم نبردم عصبانی هستی ؟
. بگو ببینم
. ما خیلی برای خوشگذرونی فرصت داریم
. فردا میریم
. قول میدم
، درضمن ، عشق من
. یه چیزی بیار خودمو باهاش خشک کنم
. از توی حموم
، برو
. حسابی خُل شدی
. برو بیار
، مریم مقدس ، ای سرشار از مهربانی
. هُنرت رو میون زنها عطا کن
. بخشودگی ، میوه ای در وجود توست
، مریم مقدس ، مادر خداوند . مارا بخاطر گناهانمان ببخش
. اکنون و تا زمان مرگ
. مریم مقدس
، خبر بدی دارم . پدرت تصادف کرده
. جسدش پیش پدربزرگ و مادربزرگته
." با یه هواپیما میریم ،" نانس
، نمیدونم ، شاید یه ماشین کرایه کنیم
. اگه مارو ببرن
چی شده ؟
،" اگه با " مارته " یا " روبرت ، حرف میزنی
، خودتو ناراحت نشون بده
. نیازی نیست گریه کنی
. ولی دست کم پائین رو نگاه کن
. تو هنوز جوونی
. دوباره شروع میکنی
،" گوش کن " پی یر
. انتظار ندارم اینجوری منو تسلی بدی
. احمق
، جان " کوچولو ، می رقصه " ، اون اینجوری می رقصه
، با کونش ، می رقصه ، با کونش ، می رقصه
، با انگشت ، انگشت ، انگشت ، با دست ، دست ، دست
، با آرنج ، آرنج ، آرنج ، با کله ، کله ، کله
، با کیر ، کیر ، کیر ، با کون ، کون ، کون
، جان " کوچولو ، اینجوری می رقصه "
. توی " استانبول "، شادتر بودیم
. تو یادت نمیاد ، خیلی کوچیک بودی
، ولی سه سال اونجا بودیم
. عالی بود
. تُرکها ، فوق العاده هستن
، نه مث آدمایی که میگن . اونا آدمای خوبی هستن
. نه مث اسپانیایی ها
. فقط به زندگی فکر میکنن
، آدم با زندگی کنار اونا . متواضع میشه
. پس برو همونجا
. میرم
تو کجا میری ؟
،" متولد ماه " جولای . از ماست
، اوناییکه متولد ماه " جولای " هستن ، بلند شن ، بلند شن
. بخور ، بخور ، بخور
. اون یکی از ماست
. اون لیوانش رو مث همه میاره پائین
، اون مست کرده . میشه از صورتش فهمید
. یه بار دیگه ، یه بار دیگه
،" پی یر "
. منو نگاه کن
، تو خیلی جوونی . من نباید اینجوری باهات حرف بزنم
، پدرت مُرده . من نمیخوام هیچوقت بهت دروغ بگم
. باید قبول کنی که من از اون بدترم
. من لیاقت احترام تورو ندارم
، فکر میکنی من اینهمه سال بعد از ظهرها چکار میکنم ؟
چرا پیش مادربزرگت ، بزرگ شدی ؟
تو چی فکر میکنی ؟
،" به من نگاه کن " پی یر
. من هرزه ام
. فاحشه
. کسی به من احترام نمیذاره
، پدرت میدونست . اون اجازه میداد
، اگه واقعاً منو دوست داری . پس قبول کن که من نفرت انگیزم
. ازت میخوام که منو اینجوری دوست داشته باشی
. بخاطر شرمی که در توایجاد کردم
!" پی یر "
!" پی یر "
. من اینجام
. من خیلی خوردم
، ولی هنوز مشکلی ندارم . روی تو استفراغ نمیکنم
. بو میده
خودشو نمی شوره ؟
هوای اتاقش آلوده شده ؟
. نه
. وقتی وارد شدم ، داشت فریاد میزد
. باید بره بیرون
. باید تمرین کنه
چی تجویز میکنید ؟
. الان فقط ویتامین
، توی این سن . نمیتونم بهش آرامبخش بدم
. مسخره-ست
، والی ، باید زیاد بره بیرون . باید عادت های غذایش رو تغییر بده
، باید بره بیرون . باید غذا بخوره
، توی اسپانیا چقدر طول میکشه ، یه نفر دکتر بشه ؟
. سردرد یا نشانه از سردرد نداره
میخوای عقیده-ی پزشکی منو بدونید ؟
. هیچ مشکلی نداره
. فقط مراقبت نمیکنه
. خوبه
چقدر باید بدم ؟
، هیچی . برای اینکار ، هیچی
هیچی ؟ . برو بیرون
. تنهام بذارید ، بیرون
مطمئنی که همه چی رو بهم گفتی ؟
. عصبی بنظر میرسین - . خفه شو -
، یه کلمه هم نگو . از روی تخت برو پائین
. دارم ملافه ها رو عوض میکنم
، بیا . پیژامه تمیز
چی شده ؟ - . اینا مال پدره -
. تورو سرزنش نمیکنم عزیزم
. سرزنش نمیکنم
میری بیرون ؟
. معلومه
چرا بالای سر پسری که مریضه ، نمی مونم ؟
و چرا میخوای منو دیوونه کنی ؟
، تورو با خودم می برم ، ولی صبر نمیکنم
، بیا
. کلید اتاق پدرت
. نمیتونم از شر این آشغالای اون خلاص بشم
. برای اینکار روی تو حساب میکنم
، همه رو بریز دور . بجزء اونی که برات جالبه
. کلید کوچیکه ، مال کشوی کُمُده
، برو . دیر شد
هنوز دوسم داری ؟
. بیشتر از هرچیز دیگه ای
. برو
، به مادر نگو . بهش نگو
. اگه بگی ، میکشمت
مادر هنوز بالاست ؟
. مادرت یه چند روزی رفت
کجا ؟
. نگران نباش
. فقط هر سه تای ما ، آرامش داریم
. منو " روبرت "، بخوبی ازت نگهداری میکنیم
، به مادر بزرگ زنگ میزنم . و میگم که اومدی
. بیا همینجا بخوابیم
. برام جا بذار - . باشه -
. میدونم که خیلی ناراحتی
مادر ؟
. مث آدمای بیمار می مونی
. پدرت هم مث تو بیمار بود
، شاید بدونی که . تمایل ، بیماری مارو کاهش میده
. ولی تو هنوز نمیدونی که من چی میدونم
. پس بهم بگو - ." نه ،" پی یر -
. باید از خودم بشنوی
. اگه میدونستی ، منو می بخشیدی
. تو حتی پدرت رو بخشیدی
. میخوام که از زندگی لذت ببری
. فکر نکنم به اندازه کافی ، شاد باشی
. میخوام هر چی تو میدونی ، من بدونم
. هیچوقت نمیخوام که اینجوری ، بد نگاه کنی
میدونی " ریا " تورو چی صدا میکنه ؟
ریا " ؟ "
. تو میشناسیش
. همون سبزه-هه ، که گاهی منو می بره
، آره ، گمون کنم
اون چی میگه ؟
. اون تورو " شوالیه-ی غمگین " صدا میکنه
. خیلی باهوش نیست
. خیلی وقته با هم دوستیم
. فقط چند سالی بزرگتره
. شرورترین دختریه که میشناسم
. تورو میدم دست اون
. تحصیلاتت رو تکمیل میکنه
. مادر
بذار مادر کارش رو بکنه ، باشه ؟
، عشق مادر ، هرچیزی نیست
. یا هوشمندانه نیست
. اکتسابی هم نیست
. وحشتناک هم نیست
، اگه تو با دیگران خوش گذرونی نکنی اون تورو کجا می بره ؟
. تو هم جدی هستی
. این یه نقابه ، احمق
، من " ریا " رو برای نوشیدنی . دعوت میکنم بیاد خونه
خوبه ؟
. آره
. خوبه
میترسی ؟
. معلومه که نه
. بیچاره
. مادر
. مادر
. مادر
. پی یر "، لباس بپوش "
." می بریمت بیرون ، به " یومبو
." منو هم ببوس ،" ریا
." خواهش میکنم ،" ریا
، کوچولو ، اولین بوسی که بهت میدم . در کونت رو میبوسم
، لطفاً میشه میشه از کنار باشگاه گلف رد بشیم ؟
، میخوام باشگاه گلف رو ببینم . میخوام ببینم هنوز بازه
. زبونم این طرفا می چرخه
. سوراخ مقدس تورو تمیز میکنه
چی بهت گفت ؟
. برای خوردن کون کثیفش ، صبر ندارم
. کون کثیف من از کون تو تمیزتره
چی ؟
چرا خُل شدی ؟
. نشونم بده ، اگه من اشتباه میکنم
چی ؟
، بیا
. صبر کن
. صبر کن
. بذار یه نگاهی بندازم
میشه چراغها رو روشن کنی ؟
. ممنون
. منزجر کننده-ست
. تو نفرت انگیزی
. فکر کنم زیادی سوراخ کونت رو تمیز میکنی
. برو پیداش کن
. برو پیداش کن
. خواهش میکنم برو پیداش کن
. تو از اونا بدتری - . بریم تو -
. نه ، من جایی نمیام
." بلند شو ،" مارته
. همسایه ها میشنون
. بلند شو لطفاً
. بس کن
. بیا
. بذار برم
. بس کن
چش شده ؟ - . خوابیده -
تو اونجا خوابیدی ،" مارته " ؟
. باید باهات حرف بزنم - . حالا نه -
. مهمه - . نمیتونم صبر کنم -
تو اتاق تو ؟ - . نه -
. نشونت میدم -
. باید باهات حرف بزنم
تو حالت خوبه ؟
. آره
. داشتم به مرگ پدرت فکر میکردم
. راستش ، مرگ خوبی بود
حالا راحتی ؟
. آره ، رفتم کلیسا
،" اوه " پی یر . دوباره شروع نکن
. مشکلی نیست ، من شادم
. همه چی روبراست
دیروز هم شاد بودی ؟ - . آره -
. حتی اگه همه چی به هم بریزه
، آسایش فقط در لحظه ایه که . کرم توی میوه-ست
، موقع نیایش . تصمیم داشتم بفهمم که " ریا " چی میخواد
، این نون برشته میخواد . شیشه ها رو بیار
." بسلامتی عشق تو به " ریا
. هنوز منو می ترسونه
. هر سه با هم شام میخوریم
. تو شب رو پیش اون می مونی
میخوای منو تنها بذاری ؟ - . نه -
، من تورو تنها نمیذارم . من میخوام به روش خودم خوش باشم
. نوشیدنی بخور
،" پی یر "
میدونستی که مادرت دیوونه-ی توئه ؟
. آره
. بعد از شام ، از پیش ما نرو - . باشه -
. نه
. اگه بری ناراحت میشم
. من همسن تو نیستم
. شما دوتا بدون من ، بیشتر بهتون خوش میگذره
. نمیخوام یه مادر پیر ، شادیتو به هم بزنه
. تو مادر پیر نیستی
، باید باشم . از وقتی فهمیدم که بدترین فرزند هستم
دخترهای شرور ، مادرهای پیر نمیشن ؟
، من شرور بودم . خیلی بچه-ی شروری بودم
، من میدوئیدم توی جنگل . مث حالا شرور بودم
، احتمالاً حق با توست
. احتمالاً نباید یه مادر پیر باشم
، سوار بر پشت اسب ، توی جنگل می تاختم
. بدون زین سوار میشدم
. لباسهام رو درمیاوردم
گوش میکنی ،" پی یر " ؟
. اسب رو توی جنگل رها میکردم
. همون موقعی که با پدرت میخوابیدم
، همسن تو نبودم . سرشار بودم از خشونت
. پدرت منو لخت توی جنگل پیدا میکرد
. فکر میکرد من و اسبم ، وحشی های جنگلی هستیم
. پدرت حسابی درگیر داستان بود
. من ترجیح میدادم تنها باشم
. من توی جنگل تنها بودم
. لخت بودم
. لخت از کوه بالا میرفتم
، من در موقعیتی بودم که . میدونم فقط موقع مرگ به اون حالت میرسم
. من خوابِ بازی و زندگی وحشی رو میدیدم
. دعا میکردم که منو از اینحالت دربیارن
. پدرت رؤیای منو به هم زد
، کودکی ، کودک جنگلی
، از درختهای جنگلی ، از آسایش نمناک من
. من پدرت رو نمیخواستم
. وقتی منولخت پیدا کرد ، منو مجبور کرد
. من صورتش رو زخمی میکردم
. دوست داشتم چشماش رو از کاسه بیرون بکشم
. مادر
، من شکست خوردم . من سیزده سال هم نداشتم
. اصلاً شاید هم سیزده سالم بود
. ما فقط پنج سال با هم زندگی کردیم
. وقتش رو فقط به جاسوسی از من میگذروند
. همیشه فکر میکردم منو داست داره
هلن " ؟ "
." این " مانوئلِ
. بعد میام پیشتون
چه کارا میکنی ؟
حال شما ؟
. من یه چند دقیقه ای میرم اونجا
. چشماتو ببند
. خوش باشی ، هرزه-ی کوچولو
من دنبال " هلن " میگردم ؟ هلن " رو میشناسی ؟ "
. یه نگاهی بنداز ، خودت پیداش کن
هلن " و " ریا " ؟ "
هلن " ؟ " . نه
لباساشو درنمیاری ؟
باید دربیارم ؟
. منو ببوس
. منو ببوس - . نه -
. این اون بوسی نیست که بهت قول دادم
. اصلش توی این سوراخه
. نه جای دیگه
، به کساییکه یه جور دیگه وانمود میکنن . اعتماد نکن
، ادامه بده . اینارو دربیار
. یالا
. برگرد
. زودباش
من اسب تو-اَم ؟
من اسب تو-اَم ؟ - . ادامه بده -
. همین
. بگو - . آروم پسر -
. آروم
. درد داره
، سلام میشه یه نوشیدنی باهاتون بخورم ؟
. من آلمانی بلد نیستم
آلمانی بلد نیستی ؟ اینجا کار میکنی ؟
. آره ، نه - نه ؟ -
میتونم فقط کنارت بشینم ؟
، خواهش میکنم
. ببخشید ، معذرت میخوام
، سلام چطوری ؟ خوبی ؟
نظرت درمورد قناری ها چیه ؟ خوشت میاد ؟
تو چی ؟ خیلی جالب نیست ؟ این تابستون خیلی هیجان انگیز نیست ؟
، هوای فوق العاده مَلَسیه . خدافظ ، ممنون
. خوش باشی ، خدافظ
. مادر
. مادر ، یه فکر ی دارم
. بیا " مارته " و " روبرت " رو اخراج کنیم
، من اونارو اخراج میکنم . یعنی اشکال نداره
، ما نیازی به اونا نداریم من اونارو اخراج میکنم ، باشه ؟
میخوای نوکر ما بشی ؟
. ولش کن ، اون آلمانیه
. متوجه نمیشه
. مهم نیست ، من اخراجشون میکنم
!" مارته "
!" مارته "
گاو لعنتی ، کجا قایم شدی ؟
. بیا ، لباس بپوش
، برید بیرون . برای شستشو وقت نداریم
. لباس بپوش
چی شده ؟ - . خفه شو -
. برید بیرون
. تو اخراجی
. اخراج
. دیگه برنگردید
میخوای منو بزنی ؟
. یالا ، بزن - ." نه ،" روبرت -
درِ کونم ؟
میخوای با دست بزنی روی کونم ؟
. بزن
نه ؟
. خیلی بد شد
، بهتون اخطار میکنم
. بیست دقیقه وقت دارین که گم بشین
. بیست دقیقه
. اگه نه ، هردوی شمارو نِفله میکنم
. قسم میخورم
فکر میکنی بتونیم یه قهوه بخوریم ؟
، همانطوری که اونها تمایلی به . قدردانی از خداوند نداشتند
، خداوند اونهارو به حال خود رها کرد
، تا کارهای ناشایست انجام بدند ، پر شدند از
، بی عدالتی ، تباهی ، طمع ، بدکاری
، و پر از حسادت ، آدمکشی
، جنگ ، نیرنگ و عادات بد
. غیبت ، ناسزا و دشمنی با خداوند
، بعضی از
، کسانیکه قانون خداوند رو درک میکنند
، همچنان به همانگونه رفتار میکنند
. آنان مرگ با ارزشی دارند
، نه فقط اونها ، بلکه کسانیکه اونارو به راه راست هدایت میکنند
. نه ، همونجا بمون ، داخل نیا
. ما دور شدیم ، دیگه پشیمونی فایده ای نداره
. ولی تو خیلی جوونی
. خیلی به زمان نیایش نزدیک شدی
. تقصیر من نیست
، یه جهان ایده آل ، یه دوستی خالص ، میتونه مارو به هم پیوند بده
. ولی جهان ایده آل وجود نداره
." من دقیقاً همونجوری هستم که تو منو دیدی ،" پی یر
. میخوام همینجوری هم در ذهن تو بمونم
. میخوام از اون نوع مادرها برات باشم
، حالا گوش کن . نمیخوام ببینمت
، ما هیچوقت نمیتونیم با این اوضاع آشفته . با هم زندگی کنیم
، بخاطر این اوضاع آشفته . حالا هم نمیتونیم همدیگه رو ببینیم
. لطفاً قیافه-ی جدی بخودت نگیر
، کاری که ما کردیم
. انجام دوباره-ش ، حماقته
، ولی بعداً برای بودن با تو . فقط دوباره خوابش رو می بینم
. میدونم که حالا روی من قضاوت نمیکنی
. باید بخاطر من ، ایمانت رو حفظ کنی
. حتی اگه هزاران کیلومتر از هم دور شدیم
، ما باید از هم دوری کنیم ، بخاطر جهانی که صبورانه ، صبر میکنه
. برای مرگ دیگران
. باید با غرور ، پشت خودمون رو به اونها بکنیم
. مراقب خونه باش
رمزها یادت مونده ؟
." منو ناامید نکن ،" پی یر
. بهت زنگ میزنم
. برو
. برو
. برام دعا کن
. تو منو میترسونی
موافقی مادر خدا باشی ؟
مریم مقدس باشی ؟
چرا پسرها همیشه میخوان خدا باشن ؟
. ببخشید
. فکر کردم کسی اینجا نیست
. خودم اومدم داخل
. صبر کن ، دارم میام
. من صدات رو هم نشنیدم
پس مادرت رفت ؟
. اومدم بهش کلید بدم
مزاحم شدم ؟
. نه
تو خوبی ؟
. بنظر خوب نمیای
. من خوبم
منتظر کسی بودی ؟
. نه
. من تنهام
دارم اذیت میکنم ؟
چیزی میخوری ؟
خوشحال نیستی ؟
. ببخشید
، گمون کنم اگه میتونستم گریه کنم
. کمتر ناراحت بودم
. شاید باید بریم بیرون
به " یومبو " ؟
. نه
مادرم بهت گفته که مراقب من باشی ؟
. آره
. منم قبول کردم
، منو وحشتزده کرد
. منو هیجانزده کرد
. به من گفت که تو ناشی هستی
. برای همین قبول کردم
قراره الان چکار کنیم ؟
. خوش بگذرونیم
. شروع بدی داشتیم - . برعکس -
. باید منو بغل کنی
حالت رو به هم میزنم ؟
. اذیتم نکن
پس همونجوری که اومدی ، برو ؟
، یه روز ، این یارو رو دیدم
از من پرسید که من همونم که اون فکر میکنه ؟
ازش پرسیدم ، چی فکر میکنی ؟
. گفت ، فکر میکنم که تو یه خوک جوانی
، بهش گفتم آره . بهش گفتم من یه خوکم
. معمولاً همدیگه رو می دیدیم
. تقریباً هر ماه ، در یک زمان
، اون به من غذا میداد . بزور به من غذا میداد
، من 8 کیلو وزن اضافه کردم . از شستشو ، منع شده بودم
. تنفر انگیزه
. عادت کرده بودم
. همونجوری تمومش کردم
. منو مجبور میکرد ، هرچیزی بخورم
. گاهی غذای گربه
. بعد یه روز منو بست
. به من گفت ، آماده شدی برای سلاخی
. اون یه چاقوی سلاخی بزرگ داشت
، اون درست زیر دماغ من . شروع کرد به تیز کردنش
. خیلی آشفته شده بودم
نترسیده بودی ؟
. عجیب بود ، ولی خطرناک نبود
. راستش یه جورایی ، شیرین بود
، بعد از هربار کتک . اینجوری نگاه میکرد
،" OK " بعد که میگفت . ادامه میداد
اون با چاقو چکار کرد ؟
، منو زخمی کرد . زیر شکمم
. خیلی درد نداشت ، ولی خون به آرومی میرفت
. اون خونها رو توی یه ظرف پلاستیکی جمع میکرد
. میگفت که میخواد سس خون درست کنه
. بعد چاقو رو گرفت زیر گلوم
. خیلی ترسیده بودم
. وحشت کردم و شروع کردم به فریاد زدن
. میگفت ، جیغ بزن ، جیغ بزن
. واقعاً فکر کردم که دیگه تموم شد
. از هوش رفتم
، فکر کنم برای همین بود که . ادامه نداد
. روز بعد به من گفت که من یه خوک جدی نیستم
، اون یه خوک جوان واقعی میخواست . که سلاخیش کنه
. اون در رو به من نشون داد و منو بیرون کرد
، فکر کنم اون یارو . واقعاً این دوتا بلژیکی رو کشته
، اون دوتا تیکه بزرگ گوشت . توی فریزرش بهم نشون داد
." اون گفت : این " فرانکه
. ریچارد " هم کنارشه "
میخواست تورو تحریک کنه ؟
. شاید
. تنها چیزی که میدونم اینه که ، عمل کرد
کجا میتونم یه قهوه پیدا کنم ؟
. آره ، آره ، دارم میام
. دوستت یه جورایی منو مور مور میکنه
. من فقط " لو لو " رو میشناسم
میخوای که برن ؟
ما دقیقاً با هم چکار میکنیم ؟
دقیقاً ؟
، تو تنها کسی هستی که گفتی . اون توی گروه ساده تره
. ترجیح میدم اونا برن
. پس قهوه درست کن
. باشه ، قهوه میخوریم
." هنسی "
نمی مونی ؟
." نه ،" پی یر
. تصمیم گرفتم با " لو لو " برم خونه
. خدافظ
. اگه خواستی ، زنگ بزن
. توی خونه ناهار میخوریم
منتظر گذاشتمت ؟
مث لوازم سفرم ؟
. تمام صبح رو دوندگی کردم
. از صداش خوشم میاد ، ولی شلاق نمیزنم
ناراحت شدی ؟
. بیُفت به پام
. کفشهام رو لیس بزن
چه صورت درازی داری ؟
مادرم بهت پول داده ،" هنسی " ؟
." پی یر "
تو و " لو لو " دیشب کجا بودید ؟
. از اینجا تکون نخوردیم
. من نتونستم بخوابم
. چون فکرم پیش تو بود
باور میکنی ؟ - . نه ، اصلاً -
، خُب
میخوای بری ؟
. نه
شلاق میزنی ؟
، میخوای بخاطر اینکه دیر کردم منو تا حد مرگ شلاق بزنی ؟
، واقعاً فکر میکنی من یه فاحشه هستم که مادرت بهم پول بده ؟
، نه ، نه
. اینجا جای اینکارا نیست
. اینجا ، جای قابل احترامیه
. نه ، صبر کن ، صبر کن
. بیارش بیرون
. صبر کن
چرا ؟
. اون کثیفه - . نه ، نیست -
. اینکارو نکن ، دست نگه دار
از من میخوای چکار کنم ؟
. هیچی
. بیا همینجوری بمونیم
دیگه به هم دست نزنیم ؟
. معلومه ، من میتونم دست بزنم
ولی آروم ، میشه ؟
. تو اصلاً کاری نمیکنی
. پس از " لو لو " میخوام بیاد
. منم
هنوز خیلی هستن ؟
. بیا اینجا
. لطفاً بیا به ما کمک کن
. منتظر می مونیم
. لخت بودن ، خیلی خوبه
، لطفاً کفشامو در بیار . من نمیتونم
ساعت چنده ؟
. یه کمی از 2 گذشته
حاضری ؟
هنوز نمیتونیم چیزی بخوریم ؟
. بله خانم
. میایم پائین
. خوبه خانم
لو لو "، واقعاً کیه ؟ "
، دوست دوران بچگی . این خونه رو میگردونه
، ولی
. هیچی ساده نیست . بیا یه چیزی بخوریم
. نه ، بگو اون کیه
، نه ، از نظر من لو لو "، یه خدمتکاره ، خُب ؟ "
، دست بزن . هنوز خیسم
. بسه ، کافیه
گفتی که برای زندگی یه کاری کردی ؟
، صبر کن . من ریدم توی این زندگی
، بوی گند گرفتم . میرم دوش بگیرم
، میتونی لباست رو دربیاری و بذاری روی تخت
. میتونی هم با لباس بخوابی
. چه لطیف
میخوای بری ؟ - . نه ، معلومه ، هستیم -
. لباساتو دربیار
. بُکُنش
. بلند شو
، همینجا بشین . باید به اون نگاه کنی ، نه به من
با این مشکلی داری ؟
. نه اصلاً
. لطفاً توی اتاق من سیگار نکش
اسپانیش ؟
اتاقت کجاست ؟
ایتالیایی هستی ؟
. میرم قدم بزنم
، گاهی به خودم میگم ، اگه من خیلی از کون " هنسی " خوشم میاد
. برای اینه که از خدا میخوام حفظش شده
، حالا من کِیف میکنم
، اون لذتی که در خدای دوردست وجود داره
. هر دو مث هم مقدس هستن
، کون اون اینو به من می فهمونه که . من واقعاً عاشق خدا نیستم
. بیشتر دوست دارم مطرود خدا باشم
. داشتم کتاب احکام رو میخوندم . همین
. خدا ، چیزی غیر از دعاهای قدیمیه منه
. اون راه از دست دادن احساس منه
،" با عشق به " هنسی . امیدوارم آهسته تر ، احساسم رو از دست بدم
. آهسته تر ، نه به قیمت از دست دادن زندگی
. تلاطمی آروم
. متلاطم و محرک
. این همیشه منو خوشحال نمیکنه
، فکر نکنم با " هنسی " ، بیشتر احساسم رو . از دست بدم تا با خدا
، نمیدونم ، شاید میخواستی . به آرومی منو به این سمت هدایت کنی
،" شاید فکر کنی " هنسی . به قدر کافی در گمراهی من نقشی نداشته
چکار میکنی ؟
. یه ساعته دارم نگات میکنم
. دارم برای مادرم نامه مینویسم
درمورد چی ؟
. درمورد خودمون
. بده بخونمش
، میدونی . من خیلی به انحراف جنسی اعتقادی ندارم
. نمیخوام درموردش چیزی بگم
، نمیتونم براحتی قبولش کنم . چون وجود نداره
. مادرت بهتر از من میدونه
تو ناراحتی که من براش نامه مینویسم ؟
. منو ناراحت میکنه
، اگه اصلاً منو نمیخوای . فوری بهم بگو
تو چی فکر میکنی ؟
، هیچ گناهی ، راحت نیست . فراموشش کن
، من حاضرم هرکاری . برای روشن کردن قضیه بکنم
تو چی میخوای ؟
اصلاً خودت میدونی چی میخوای ؟
. دوستت دارم
. نمیخوام انقدر خم بشی
تو چی میخوای ؟ - چی هست که من بخوام ؟ -
. همه چی
تو با " ریا " چکار کردی ؟
. بس کن
چرا ؟
کاری کردی که دوست داشتی بازم بکنی ؟
با مادرم چکار کردی ؟
خجالت میکشی ؟
. پی یر "، بیا این بازی رو تموم کنیم "
چرا که نه ؟
، بار اول منو به هتل برد
. نزدیک زمین گلف
. در رو باز گذاشت
، قرار بود وارد بشم
، کلاً لخت شد
. بعد روی فرش دراز کشید
. بعد اونو صدا کرد
. ادامه بده
. اون از دستشویی اومد بیرون
. یه مدت به من زُل زد
. بعدش یه مردی از دستشویی اومد بیرون
. اون دستور میداد
. اون به مادرت گفت که با من چکار کنه
. از من خواست چشمام بسته باشه
، بعدش مادرت . همه جای بدنم رو بو کشید
، اون مَرده گفت که باید منو تمیز کنه
. خفه شو
. باشه
. برو گمشو
. تنهام بذار
. گفتم تنهام بذار
. تنهام بذار
. دارم اینکارو برای تو میکنم - برای من میکنی ؟ -
آره ، تو چی میخوای ؟
درخواست من ؟ . من میخوام که ازدواج کنم
تا یکسال ؟ - . دوسال -
. بیا سعی کنیم - . بیا -
. کاشکی میشد برای همیشه اینجا باشیم
،" مراقب باش " پی یر
. این برای مادرته
. زندگی طولانی در سواحل مدیترانه
تو حالت خوبه ؟
. من ازش معذرت میخوام
. نه ، من میرم
. لطفاً نکن
میخوای تنها باشی ؟
. یه سیگار بهم بده
." لو لو "
." لو لو "
بله ؟
میشه بیای اینجا ؟
. اومدم
، ثابت کن که حق با مادرم بود . که منو مجبور کنه به تو اعتماد کنم
. ببخشید نمیتونم - . بمون -
. خیلی از رفتن بهتره
. طناب رو بده
کجاست ؟ - . کنار جارو -
. بیا
. وسائلش هم بده
. روی تاقچه-ست
لباس میپوشی ؟
. نه ، همچین حسی ندارم
. نمتونی حَبسش کنی
چرا که نه ؟
، نشنیدی اون اسپانیاییه مارو صدا کرد ؟
. نه ، چیزی نشنیدم
. اصلاً شوخی حالیت نیست
. خیلی داری خسته کننده میشی
. ممنون
میخوای بری خونه ؟
. میخوام ببینمش
، به عقیده-ی من
،" پسرت توی بغل " هنسی . تورو فراموش کرده
. حرکت کن
. خسته شدم تنهایی رفتم بیرون
. منم همینجوری بودم
." فکر کنم تموم شد ،" ریا
، بالاخره انجام شد . من انگیزم رو از دست دادم
. تو افسرده شدی
. داره بدتر میشه
. تموم شد
، نباید شکایت کنم . خیلی شکایت کردم
. حالا دیگه سوخت
. تموم
، دلیل دیگه
، بیا تابوت پر زرق و برق ،دردهای زودگذر خواسته ای تورو ، بذاریم کنار
، میدونی
، بهترین آغوش . آخرین آغوشه
. شوخی نمیکنم
. این درخواست نیست
. من تمام پل های پشت سرم رو خراب کردم
، ولی حق با توئه . اون منو فراموش کرده
. ممنون
لو لو ؟
. بیا اینجا
. دیگه اینکارو نکن ، قول بده
. من تا حالا خیلی از این کارا کردم
. جلوی مادرت هم کردم
. هردوتای ما تمام شب ،" لو لو " کتک میزدیم
. ولی اون تورو مجبور کرد
. نمیدونم
. باید فراموش کنی
. اصلاً دوست ندارم ببینم که گریه میکنی
، مادرت از من قول گرفت . که اینکارو با تو بکنیم
. هیچی تورو مجبور به اینکار نمیکنه
مطمئنی ؟
." من خیلی دوستت دارم ،" پی یر
. ببوسش ، بیا ببوسش
. ما هر سه تا صبر میکنیم تا بیاد
. کاری میکنیم که به ما افتخار کنم
دلیلی برای ترس وجود نداره ، درسته ؟
. دلیلی برای ترس وجود نداره
. آبجو دیگه بده ، رفیق - . ببخشید -
. وقتی میگم نه ، یعنی نه
. یه بار دیگه ، بعد میرم بخوابم
میشه کمکم کنی ؟
. ممنون ، ممنون - . خواهش میکنم -
. ببین کی اینجاست
. عشق من اینجاست
. سلام بچه ها
این مراسم تدفیفه ؟
. دلم برات تنگ شده بود
سرده ؟
. خیلی
. پس باید خوب بخوابی - . خیلی ممنون -
با " هنسی " در چه حالی ؟
. نمیدونم - . نمیدونی -
. دلم برات تنگ شده بود
. بیا بزن - . بسلامتی -
. بسلامتی
. بسلامتی
. مادرم
. پسرم
. پسر بزرگم
. خوشتیپ شدی
. خوابم میاد
. خیلی خوردم
نمیای با من بخوابی ؟
. اگه بخوای میام
خوب نیست ؟
. خیلی خوبه
خُب ؟
پس تو اینجا چکار میکنی ؟
. برای تعطیلات
تو چی ؟ - . نمیدونم -
توی تعطیلات چکار میکنی ؟
، استراحت ، خوردن
بیا اونارو به حال خودشون بذاریم ، باشه ؟
تو همجنسبازی ؟
. نه ، همجنسباز نیستم
چی میخوای ؟
. نمیدونم
. کاری که میکنیم غلط نیست
. این که میخوایم باشه ، غلطه
. تو منو نمیشناسی
. دستت به من نمیرسه
، آره
. تو مادرمی
. و عشق منی
، بیا
، بیا
. مادر ، نمیخواستم بمیری
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.