All language subtitles for Frenzy (2015)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

:نویسنده و کارگردان امین آلپر

ترجمه و تنظیم: ياسر جاهد InfinitNihilum@Gmail.Com

!قدیر توغسوز

بیا

شب خوش - شب شما هم خوش -

...بسم الله

!چی شده

"حصر"

قدیر توغسوز' درسته؟' - بله جناب -

بشین

بگو ببینم 'قدیر'، چند سال شد؟ - بیست سال شد، جناب -

خودش یه عمریه. چند سالش مونده؟ - دو سال، جناب -

درسته، 'قدیر توغسوز'. تو رو 'نیهات' بهم پیشنهاد داد - دستشون درد نکنه -

گفت که خیلی تلاشگر و قابل اعتماد هستین، و از این حرفا. درسته؟ - درسته جناب -

.بذار یه نگاهی بندازیم دیگه. پس از روند کار اطلاع دارین به طور رسمی 'آزادی مشروع' گفته میشه

...یکم بهم توضیح دادن، ولی - !آزادی مشروع -

.همونطور که از اسمش مشخصه، ما یه شروطی بین خودمون داریم این شغل یه شغل مخفی هست. اگه به هر طریقی، شغلت آشکار و فاش بشه، آزادیت سلب خواهد شد

خدا نکنه

فقط طوری دیده نمیشی که شبیه کارکنان ما به نظر بیای.یادت بمونه - باشه -

ولی درآمدش خوب هست. خیلی راحت - میتونی باهاش زندگیت رو بگذرونی باشه -

اگر هم کارت خوب بود، شاید یه کار دائمی برات در نظر بگیریم - انشاالله -

.تو این شغل، دقت و حساسیت خیلی ضروری هست .نمیشه سهل انگاری کرد من بهت امیدوارم

ببینیم چیکار میکنی. خدا شرمنده مون نکنه - انشاالله -

!پیاده شین

یک صف تشکیل بدین

!کارت شناسایی تون رو دربیارین

!تو صف وایسین !کارت شناسایی تون

.بذارین کیفتون رو چک کنیم !راه بیُفت

!سریعتر! راه بیُفتین! برید! برید

سلام علیکم - علیکم السلام -

!عجبا؟ نشناختی منو؟

کسی تو خونه نیست؟ بچه ها؟ دوست دارم ببینمشون - اینجا نیستن. رفتن روستا -

روستا؟ - آره -

تو چرا نرفتی؟ - به خاطر کار و زندگی دیگه -

.از 'فیاض' آمارت رو گرفتم. برای شهرداری کار میکنی به 'فیاض' و خانواده ش هم اصلاً سر نمیزنی. به خاطرش ازت دلخور بودن. خواستم که بهت اطلاع بدم

راستش اصلاً فرصت نمیکنم

!هی به خودم میگم اینجا چرا اینقدر تاریکه؟ بذار پرده ها رو بکشم یکم نور بیاد تو

!..خونه ی قشنگی داری ها مبارکت باشه

.منم تو یه جایی شبیه هتل میمونم زیاد بزرگ نیست، ولی میشه توش زندگی کرد

تو هم کار و زندگی داری. نمیخواستم - مزاحم بشم، ولی باعث دردسر شدم !نه بابا. این چه حرفیه دادش جان -

به هر حال خوب نیست تو خونه ی یکی دیگه بیتوته بکنی

ببینین... با یه بمب شبیه این، میشه دست کم جان دو سه نفر رو تو یه خیابان شلوغ گرفت. با یه کپسول بزرگتر، بیشتر هم میشه کشت

.حد اقل ده نفر... تو یه جای پرازدهام، اگه مجروح شدین، دیگه کاری نمیشه کرد

.ولی دیگه از اینا زیاد استفاده نمیشه. تاریخ گذشته و دموده شده ن الان دیگه از مواد شیمیایی پیچیده تری استفاده میشه

بعضیاشون بوهای خیلی تندی دارن. ولی همه شون رو تک به تک یادتون میدم. بو، رنگ و نام همه شون رو یاد خواهید گرفت. حله؟

هرچی از سطل های زباله پیدا شد، تک به تک بهم نشون میدید

حله؟ - حله -

بفرمایین. از اون بالا شروع کنین

...این دوستمون 'فاتح' یادته برای شهرداری کار میکرد الان یه گوشه ای از خیابون یه مغازه ی کوچیک داره

کدوم مغازه - همون که این تازگیا بسته شد -

سلام علیکم - علیکم السلام

چطوری - ممنون -

...علی... برادر بزرگمه

خوشحالم که برگشتین - ممنون -

...راجب طبقه ی بالایی 'علی' که گفته بودم اگه بخوای میتونیم بریم ببینیم

باشه، بریم - اول بیا یه چایی بخوریم -

چای رو بعدا هر وقت بخوایم میتونیم بخوریم - باشه -

بفرمایین

همونطور که دیدی، اینجا رو نتونستیم نقاشی کنیم. شبیه خونه های نیمه کاره ست. ولی هر وقت بتونیم انشاالله اونو هم درستش میکنیم

اون هم حل میشه. عجله ای نیست

این خونه به نظر برا من یکم بزرگ میاد

خب، بزرگ باشه - نه، برا من یه اتاق هم باشه کافی هست -

.پس اگه اینطوره در اتاق های عقبی رو قفلش کن نگران نباش اجاره ی اون اتاق ها رو ازت نمیگیریم

اجاره ش چقدر میشه ؟ - با اونجاش کاری نداشته باش. بیاین - بریم پایین غذا بخوریم. من که خیلی گشنمه

راضی به زحمتتون نیستیم - نه بابا، این چه حرفیه. بیاین -

...بیاین

باشه

!مارال

مارال؟

،بیا مهمون داریم

خوش اومدین

'ایشون آقا 'قدیر' هستن. دادش 'احمد

واقعا؟ از دیدنتون خوشحال شدم. خوش اومدین - خیلی ممنون -

انشاالله مستأجر جدیدمون خواهند بود - خیره انشاالله. خیلی هم خوب -

انشاالله

ایشون کی هستن؟ اصلاً نشناختمشون

سلام - خیلی وقته ندیدیمت -

بفرمایین، بشینین

بفرمایین تو

ما کاغذ، قوطی، فلز و اینجور چیزا رو جمع میکنیم و میفروشیم

چه خوب - آره -

!'به افتخار شغل جدید آقا 'قدیر

!کافیه دیگه نگاش کن

!تو هم بس کن دیگه بهش گیر نده

.ببین منو... زیاد نخور !از هوش میری، کار دستت میدی ها

ما خیلی احمد رو دوست داریم

،با اینکه بهش میگیم هر از گاهی بیاد سر بزنه ولی اصلاً پیداش نمیشه

کافیه شیشه ی راکی رو نزدیک دماغش بگیری و همونجا مست بشه. به همین راحتی. جدی میگم

شما احمد رو از من بهتر میشناسین. زمان میبره تا من بشناسمش

وقتی من زندون میرفتم، یه بچه بود

.هفت سالش بود بنظرم، شاید هم کمتر - احمد هفت سالت بود اون موقع؟ آره -

.نه، هنوز هفت سالت هم نشده بود کوچکتر بود

بعدش از زندان بیرون اومدیم، دیدیم برا خودش مردی شده

ولی شکر خدا هم خونه داره، هم زن و بچه .و سرش گرم زندگی هست خدا برای همه قسمت کنه. یه خونه ی امن و با آرامش

آمین - آمین -

کدوم آرامش؟

چی گفتی احمد جان؟

زنیکه 'شنور' بچه ها رو با خودش برده و رفته گم شده

چی چی؟

میدونم که با یه مرد فرار کرده

"نقاط بازرسی یعنی انزوا" "نه به راه بندان"

خیلی خوشمزه ست، ممنون - نوش جونتون -

به شما هم هی زحمت میدم، ببخشید - این چه حرفیه میزنی، کل روز رو کار کردی و خسته ای -

ولی سوپتون انصافاً خیلی خوشمزه بود

،کار خاصی نکردم فقط آب گوشت هست و رشته

احمد هم از این سوپ خوشش میاد - واقعاً؟ پس ما چرا دعوتش نکردیم بیاد؟ -

.موقع ناهار سراغش رفتم، خونه نبود بعد شام باز هم میرم یه سری بهش میزنم

من هم میام - باشه، حتماً -

شاید صدای زنگ رو نمیشنوه

ولی چراغش هم روشن نیست

!علی یه لحظه بیا اینجا رو نگاه کن

روی کاناپه یه نفر ننشسته؟

یه نگاهی بنداز

نه

کسی نیست؟

سلام علیکم - علیکم السلام -

اینجا نیمکت داری؟ - .نه داداش، نیمکت رو تو مبل فروشی میفروشن - اونجا نبش خیابون هست. برو سراغ اون

.ایشون آقا قدیر هستن داداش احمد. تازه اومدن این طرف ها

بهش خوشامد بگو

خوش اومدی داداش - ممنونم -

ما رفتیم - برید -

سلام علیکم - علیکم السلام -

سلام علیکم - سلام علیکم -

اینجا کجاست؟ چرا اینطوری مخفیه؟

اینجا میخانه ی محله مون هست - !عجب -

همه میتونن بیان اینجا؟ - نه، فقط اعضا میتونن -

یعنی چطور؟

!آره بابا همه میتونن. چرا باید نتونن؟ - !چه بدونم والا -

اینجا غیرقانونی هست. نه مالیاتی هست - و نه مجوزی. به خاطر همینه !عجب -

عجب مملکت عجیبی شده - واقعا خیلی عوض شده؟ -

آره دیگه عوض شده. همه داخل یه دخمه هایی شدن - و کارهای عجیب و غریبی میکنن درسته -

سیگار میکشی؟ - نه، ممنون -

بیست سال پیش اینطوری نبود. اون موقع فکرمون فقط یه تیکه نون بود. الان ترس ملت از دست دادن جانشون هست

آخرش نفهمیدم این ملت کی از دست این بلاها خلاص میشه

من هم نمیدونم والا

بیا نوشیدنیمون رو بخوریم - باشه -

سلام علیکم - علیکم السلام -

سلام علی - سلام، چطوری فرهاد؟ -

ممنون، خوبم. تو چطوری؟ - الحمدلله -

.ایشون آقا قدیر هستن داداش احمد

خوشبختم - ممنون -

کدوم احمد؟ - همون که تو خیابون بازار زندگی میکنه -

آها، فهمیدم

بیاین بشینین یه چیزی بخوریم - نه، باید برم یه سری به بچه ها بزنم -

شبتون خوش

شاید خونه نیست

.علی! یه لحظه بیا اینجا رو نگاه کن روی کاناپه یه نفر ننشسته؟

ها؟

نه، نیست - خب دیگه، پس بیا بریم -

از این طرف

از این راه فرار کرد؟

چی شد احمد آقا؟ تا حالا تیرت خطا نرفته بود - چه خطایی؟ مگه ندیدی؟ - پاش رو زدم که اون هم زوزه کنان فرار کرد

امکان نداره - یکم هم که بدوه از پا میُفته و میمیره -

تو که گفتی از اینجا رفت. پس کجاست؟ - اینجا بود دیگه -

'دست بردار 'نوری

!آقا قدیر - سلام، خوبین؟ -

خوبم، ممنون

برا احمد سوپ آورده بودم. آب گوشت - و رشته. همون سوپی که خوردیم خوشمزه بود. دستتون درد نکنه -

فعلاً - به علی سلام برسونین -

حتماً. عصر یه سری بهمون بزن

انشاالله. ببینیم چی میشه

چی شده احمد جان؟

چی شده مگه داداش؟

دستت چی هست؟

کلیپس 'مارال' هست. فک کردم اومده گیره شو برداره

بیا تو

احمد جان، آخه به این تلفن چرا جواب نمیدی داداش عزیزم؟ - احتمالا تلفن خراب شده. زنگ نمیزد -

باید ببرم تعمیرش کنم

برات تلفن همراه بخرم؟ - نه، نحوه ی استفاده شو بلد نیستم-

.پس من چطور باهات در تماس باشم؟ هی زنگ میزنم، جواب نمیدی دیشب اومدم، خونه هم نبودی

من خونه بودم - به خدا دروغ نمیگم -

سوپ رو خودت پختی؟ - نه، مارال آورده -

زیاد اینجا میاد؟

هر از گاهی میاد

بیخیال

...گوش کن احمد جان

...قشنگ گوش کن برادر عزیز

من زیاد بهش فکر کردم. من باید مراقب زندگی تو باشیم - بر شیطون لعنت، مگه چی شده؟ -

به بچه هات فکر کن

گناه ندارن؟

خوبه پیش یه ناپدری بزرگ بشن؟

تو کاری نداشته باش. کار رو به من بسپار

اگه تا 2 ساعت پیداش نکردم من 'قدیر' نیستم

براتون سوپ درست کنم؟ نپرسیدم. شرمنده

نه. نمیخورم

کلیپس مارال رو هم بده، اگه عصر دیدمش بهش بدم

چه سوپی درست کرده بود؟ - سوپ رشته -

با آب گوشت؟

آره

ببین منو، شب ها برای شام بیا پیش من. باشه؟ - باشه -

صدای چی بود؟ - چه صدایی؟ -

نشنیدی مگه؟ مثل صدای گریه ی نوزاد بود

هرچی. من رفتم. شب خوش - شب خوش -

قبل خواب در بخاری رو ببند. یادت نره - باشه، حتماً -

فعلاً

!آقا قدیر - سلام مارال. چطوری؟ -

خوبم، ممنون. بفرما تو

نه، ممنون. این مال شماست؟ - عجب!منم دو ساعته دنبالش میگردم.خونه ی احمد جا مونده بود؟ -

آره - بیا تو -

نه، ممنون - چرا؟ بیا تو -

چرا اون حرکت؟ - دست من نیست که. تاس تصمیم میگیره -

.اینم از این این 6 و این هم 1

!یکم ساکت، الان علی رو بیدار میکنی ها - چی شده؟ میترسی ببازی؟ بازی کن دیگه -

زود باش - !بفرما -

سه. اون یکی هم که هیچ

...مارال، یه چیزی میخواستم ازت بپرسم

احمد از من براتون چیزی میگفت؟ منظورم قبل از زندان هست

البته که میگفت

واقعاً؟

چی میگفت؟

...چی میگفت

راستش بیشتر در مورد دوران بچگی تون حرف میزد

عجب

شما تو رودخونه قایق ها رو جمع میکردین برای مسابقه...؟ ،از این میگفت که شما از پوست درخت قایق های زیبایی میساختین و بعدش باهاشون مسابقه میدادین

اون من نبودم - چطور یعنی؟ -

اون 'ولی' بود. داداش وسطی ما

هر کاری از دست اون بر می اومد

قایق های قشنگی میساخت

بعد اینکه من رفتم زندان، اینا میرن استانبول

ولی' 4 سال از احمد بزرگتره'

بعدش 'ولی' به یکباره غیبش میزنه

.10سال گذشته ولی هیچ خبری نشده ازش - هیچکس نمیدونه کجاست و چیکار میکنه درسته، احمد گفته بود -

از کجا معلوم، شاید در آینده یه خبری ازش شد - نه، خبری نمیشه. اگه چیزی بود تا حالا خبردار میشدیم -

!آقا قدیر؟

مارال

چی شده؟

خیلی درد میکنه؟

نه، زیاد درد نمیکنه

موقع شب بهت زحمت دادم مارال. من دیگه برم - کجا میری؟ وایسا پانسمانش کنم -

ای خدا

حالا تو چرا قهرمان بازی در میاری؟

چیکار کنم مارال؟ شغلمه دیگه

آخه کدوم بیشرف ها این کار رو کرده ن؟ - چه بدونم والا؟! منم نمیدونم -

امیدوارم علی رو بیدار نکرده باشیم - نه. صدای بمب هم نمیتونه اونو بیدار کنه -

تموم شد

بذار آتش نشانی خودش خاموششون کنه، باشه؟

باشه

سلام علیکم - علیکم السلام -

لطفاً یه دونه نصفش رو بپیچ، ممنون - چشم -

دوتاش کن

چشم

عجب دردسری هستی تو

!چیکار میکنی تو؟

!آب دهنت رو ریختی رو دستم، بیشرف

گم شو

ولش کن

بیشعور

...ببین

.جای خواب تو اینجاست !از اینجا بیرون نمیری

فهمیدی؟

،ببین، به این تن آسایی عادت نکن تا دو روز دیگه میندازمت بیرون

!بخواب

کجا داری میری؟

مگه بهت نگفتم از اونجا بیرون نری؟ ها؟

بندازمت بیرون؟

حالت بهتر شده، حقه باز؟ بندازمت بیرون؟

حالت بهتر شد؟

بیا اینجا

چیه؟

پاتو بذار جلو. زود باش

بیا

بیا، بیا

!ول کن

ولش کن! پارش میکنی

!ولش کن

بیشرف

!ولش کن

ببین، میزنمت ها! بدجور میزنم

!'بایرام'

سلام، چطوری؟ - سلام -

الحمدلله. خوبم - خدا رو شکر -

گفتم بیام یه سری به بازار اینجا بزنم

کار خوبی کردی - یکم وسایل آوردم. نمیدونم بفروشه یا نه -

چرا نفروشه؟ فقط یکم تعداشون کمه

نمیشه باهاشون غرفه رو پر کرد. ولی اگه خواستی میتونم از طرف تو بذارم اینجا و بفروشم

باشه، ببینیم چی میشه. تو چی میفروشی؟ - هر چی پیدا کنم، میارم میفروشم -

اون دستگاه تایپ هست؟ - آره -

بفرما - سالمه؟ - سالمه. کار میکنه -

عجب! انداخته بودن بیرون؟ - آره -

...احمد

صداتو شنیدم. درو باز کن

باز کن

تو دستشویی بودم. شرمنده

کسی هست خونه؟ - نه -

اگه مهمون داری، مزاحمت نشم - نه، تلویزیون روشنه. صدای اونه -

هرچی

.خونه غذا درست کردم بیا بریم

من خورده م - احمد، دست بردار. کفشهاتو بپوش بریم -

راست میگم. بیرون غذا خوردم - !دست بردار دیگه. بیا بریم ببینم -

دلمه پختم. زود باش

خوبه که غذا خورده ای !وگرنه بشقاب رو هم میخوردی

بخور نوش جانت

.وقتی میخواستم زنگ خونه ت رو بزنم، یه صداهایی از خونه میومد انگار که یکی دیگه تو خونه باشه

بهتون که گفتم داداش جان، تلویزیون روشن بود

مسائل شخصیت به من ربطی نداره. الان دیگه یه مرد جوان هستی

...قد بلند، خوشتیپ

اما مواظب باش با ناموس مردم کاری نداشته باشی

منظورت چیه؟

منظور خاصی نداشتم

.منظورم این بود که از وسوسه های شیطان دوری کن یعنی با ناموس مردم کاری نداشته باش

دستت درد نکنه داداش جان. باید برم دیگه - کجا میری؟ -

باید صبح بیدار بشم برم سر کار - ای بابا -

...حالا بگیر بشین !بگیر بشین دیگه

کی میشینیم مثل دوتا آدم با هم صحبت کنیم؟ !مثلاً برادریم آخه

.احمد جان، میدونم که برات آسون نیست که با این موضوع کنار بیای برا همینه که ازم دل گرفته ای

این چه فکری هست که میکنی؟ - چیزی نمیتونم بگم. حق با توئه -

،اما اینو بدون که وقتی زندان بودم، همش به تو فکر میکردم

.فقط تو این دنیا ما دوتا موندیم به غیر از خودمون هیشکی رو نداریم

.داداش جان، شما بی مورد ناراحت هستین - .من شما رو برا هیچ چی سرزنش نمیکنم بحث سرزنش نیست -

.تو اون سن و سال رفتی یتیم خانه - هیشکی نمیدونه اونجا چه ها کشیدی نه بابا، هیچ چی نکشیدم من -

تازه، داداش 'ولی' هم مراقبم بود - !حرف 'ولی' رو نزن دیگه -

تنها امیدم اون بود. اون هم تو رو تنها گذاشت و رفت

به هر حال، یه خوبی هایی بهم کرده - یعنی چی؟ -

،آخه تو رو خدا بگو ببینم برادر بودن یعنی این؟

این که یک دفعه غیبت بزنه، و هیچ اثری از خودت نذاری؟ !آخه کجا میری برادر؟

.دیشب تو خیابون راه میرفتم، از کنارم یه موتور رد شد صورتش رو با شال و کلاه پوشونده بود. فقط چشماش دیده میشد

،همینکه از کنارم رد میشد، به چشمهاش نگاه کردم احساس کردم این چشمها برام آشناست

.بعدش فهمیدم چقدر شبیه چشمهای 'ولی' بود دنبالش دویدم که بهش برسم، ترسید و رفت

منم گاهاً بعضیا رو با ولی اشتباه میگیرم

نمیدونم بعد این همه سال بر میگرده یا نه

انشاالله یه روزی میاد - انشاالله -

احمد؟

!احمد

بیا، بیا

کصخل

...هی

!'جونی'

!با تو هستم

بیا

!گوش کن، عوضی عَن و جیشِت رو اینجا میکنی، فهمیدی؟

!با تو هستم

!احمق

.بیا اینجا بخدا کاری باهات ندارم، بیا

یه کمکی بهم میکنین؟ همه ی کارها رو باید خودم انجام بدم؟

!احمد

حالت خوبه احمد؟

آقا حمزه، یه مدتی هست تو محله یه سری تحقیقات انجام داده م

چندتا خونه رو تحت نظر گرفتم

هر خبری که تو قهوه خانه ها، خونه ها و محله ها - بود، نوشتم کاغذ و الان آوردم تقدیم شما میکنم !احسنت قدیر. واقعاً آفرین -

دستت درد نکنه - ممنون -

چای میخوری؟ - نه نمیخورم -

جسارت نباشه آقا حمزه، یه خواهشی داشتم ازتون - بفرما -

'ما یه برادر داریم. برادر وسطی مون، ولی، 'ولی توغسوز

10سال پیش به یک باره غیبش زد و دیگه پیداش نشد

از اون روز نه خبری ازش هست و نه اثری

میگم اگه به پرونده ها و گزارشات پلیس - یه نگاهی بندازیم، شاید یه چیزی پیدا شد باشه قدیر. پیگیرش میشیم -

گفتی 10 سال؟ - 10سالی میشه -

یه دونه چای بیار دخترم - من نمیخورم -

برای تو نیست

اسمش رو روی کاغذ بنویس - الان مینویسم -

میتونم برش دارم؟ - البته -

سلام علیکم - علیکم السلام. بفرمایین -

علی و مارال خونه نیستن؟ - علی رفته بیرون. ولی مارال آشپزخونه هست. بفرمایین -

نه، ممنون دیروز قوری چای رو ازشون گرفته بودم، گفتم بیارم تحویل بدم

!من پسرخاله ی مارال هستم. بفرمایین تو، خواهش میکنم - اگه اینطوره پس یه سلامی عرض بکنم -

این چه بویی هست؟ ها؟

طشت رو پر کردی؟ ها؟

پر کردی؟ !با تو ام

منو نگاه کن

پسر، آبت تموم شده؟ چرا بهم نمیگی؟

بیا، بیا بخور. یه موقع آب بدنت کشیده میشه

بیشرف

با تو هستم

'جونی'

داری بازی میکنی؟

بیا بیرون

!'جونی'

کجایی؟

!جونی

!جونی

احمد، چیکار میکنی؟

رفته بودم آشغالها رو ببرم بیرون

ای بابا! لباسهاتو بپوش. دیر کردیم، زود باش - باشه، الان -

یه لحظه وایسا. یه چیزی دیدم

کجا؟ - اونجا -

وایسا

اونجا رو میگم. رفت پشت خونه - نه بابا، اونجا چیزی نیست -

چرا، رفت پشت خونه

بیا بریم ببینیم - وقتمون رو الکی نگیر. چیزی نیست اونجا -

هالوک' بزن بریم' - برید یه نگاهی بکنید دیگه. از کجا معلوم شاید یه چیزی بود -

بریم دیگه - !ای بابا -

چی شد؟ - چیزی ندیدم -

خنگ خدا

کاش یکم سم میریختی - ریختم -

فهمیدم باشه

خب دیگه، آقا رو بفرستین بره

ببین منو، میتونی بری

.ما دو روز هم اینجا مستقر خواهیم بود - تو هم به هیچکسی چیزی نمیگی، باشه؟ باشه جناب -

یعنی بفرستیم بره؟ - آره، برا ما کار میکنه -

...جناب

من این مارال و علی رو خیلی خوب میشناسم

یه موقع اشتباه نگرفته باشین؟ - برو دیگه، با این چیزا کاری نداشته باش -

...ای خدا

جناب، مگه چیکار کردن اونا؟ - کارت به کار خودت باشه. تا یکی دو روز خودت میفهمی -

ببین منو، به هیشکی چیزی نمیگی، فهمیدی؟ - باشه جناب -

برو، زود باش

بمب گذاری هایی در سه منطقه، استانبول را به لرزه انداخت

بنا به گزارشات پلیس، 300 نفر در این رابطه بازداشت شده اند و ...تحقیقات برای بازداشت افراد دیگر نیز ادامه دارد

راه رو کی بسته ن؟

از دیشب

فعلاً بیرون اومدن از محله هم قدغن شده

اونجا چه خبره؟

بیا ببینم

چون گشنته اومدی؟ ها؟

،برو گمشو غذا بی غذا

...ببین منو

دوباره میری فرار میکنی؟ واسه چی اینطوری نگام میکنی؟ میخوای دوباره فرار کنی؟ !حرامزاده

!احمد، نور چراغ رو دیدم. باز کن درو

درو باز کن احمد

!اصلاً هر گهی میخوای بخور به من چه آخه

این صداها چی بود در میاوردی؟

چرا پارس میکردی؟

...خیلی خب، همونطور که گفتیم

.باید خیلی زود این کار رو تمومش کنیم بحث رو زیاد طول نمیدم

.این یه کاری نیست که به چند ماه وقت نیاز داشته باشه شهردارمون، دستورالعمل های دقیقی در این مورد داره

.تا دو هفته این کار رو تموم میکنین ما احتمالاً از امروز وارسی رو شروع میکنیم

.هر کدوممون هم تمام محله ها رو جستجو خواهیم کرد !وای به حالتون اگه تو منطقه تون یه دونه سگ ببینم

مفهوم شد؟ !سریع باشین

!تا دو هفته، این کار رو تموم میکنین. بفرمایین

!یه لحظه، یه لحظه

'فورکان آدالی'، 'احمد توغسوز' 'نجیب تاشتان'، 'محمد اوکسوز'

وهاب' تو دفترش منتظرتونه'

آفرین

واقعاً آفرین فکر کردی از این کارت نمیتونیم خبردار بشیم؟

ببخشید؟

آفرین

آفرین، یعنی تو باهوش ترین آدم دنیایی

چطور؟

یعنی چی "چطور"؟ بگو ببینم اون حیوان ها رو کجا نگه میداری؟

!حرف بزن ببینم زبونت رو خوردی؟

...جناب

به خدا من هیچ چی نگه نمیدارم - تو خانواده و زن و بچه نداری؟ -

نداری؟

تو به زن و بچه ت گوشت نمیدی؟ اگه به بچه ت گوشت سگ بدن بخوره، خوشت میاد بیشرف؟

گوشت سگ؟ - بله -

نه جناب - پس چرا اون حیوانات مرده رو میفروشی؟ -

نه جناب، من همچین کاری نمیکنم

برای دو قرون پول؟ !آخه شما چجور آدمهایی هستین؟

گوشت اونا رو برای کی میفروشی؟

!جناب مدیر، ایشون اون فرد نیستن - چی؟ -

ایشون رو سگ گازش گرفته - سگ؟ -

عجب، اون شما بودید؟

ای بابا، منم عصبانی شدم

امیدوارم که خوب شده باشی، چطوری؟

خوبم جناب، ممنون

میفرستم پیش دکتر اداره مون میری - لازم نیست، پاسنسمان رو خودم درش آورده م -

به خاطر همین صدات کردیم بیای

نه، خوبم، ممنون - نه، نه، نباید سهل انگاری کرد -

الان یه بمبی جلومون منفجر میشه و دهن همه مون سرویس میشه

.حداقل یکی دو روز زمان لازم داریم تا اوضاع یکم آروم بگیره مگه نه 'هالوک'؟

اینا دارن مارو تِست میکنن؟

چی رو تست میکنن؟

کی تست میکنه؟

وهاب - چی رو تست میکنه؟ -

تست چی؟

هیچ چی

!خفه شو

!خفه شو

...وسایل کهنه

...لباس کهنه

'خفه شو 'جونی

ساکت

نترس

احمد جان، چرا بهم چیزی نمیگی؟ - چه چیزی رو داداش؟ -

چرا ازم دوری میکنی؟

چرا ازم قایم میشی؟ میترسی دیوانه بشم؟ - نه داداش، نتونستم بهتون بگم -

چی؟ - چرا سگ رو باید گزارش بدم؟ -

میخواستم بعد از اینکه حالش خوب شد از - دستش خلاص بشم و بعد باهاتون صحبت کنم ببین، بخدا داریم کلافه میشم دیگه -

من و وهاب واقعاً داریم ازت کلافه میشم دیگه

،ولی با اینحال من با آقای 'وهاب' صحبت کردم به 'جونی' دلمه آورده

دلمه؟ - آره -

!نگاه کن - چی؟ -

!جونی

نخورش 'جونی'؟

!داد نزن - !نخور -

نخورش 'جونی'؟ - !خفه شو احمد -

.این ادعاها به هیچ وجه صحت نداره ...من بارها گفته م

،توسط حوزه های مربوطه ی شهرداری، ما با اسلحه های خاصی مطابق با استانداردهای اروپایی، با ترکیبی از دارو های زایلازین' و 'کتامین' سگ ها رو رام میکنیم'

سپس این حیوانات توسط تیم های متخصص ما، با آرامش کامل در پناه گاه های مخصوص شهرداری اسکان داده میشوند

اینطوری بهتره، نه؟

چی؟

ببین، من بازش میکنم ولی هیچ صدایی ازت در نمیاد

باشه؟

حله؟

جونی؟

!جونی

!پلیس! درو باز کن

!پلیس! درو باز کن

!'خفه شو 'جونی

!باز کن! پلیس

!درو باز کن

!پلیس! درو باز کن

!پلیس! درو باز کن

!درو باز کن! پلیس

!احمد، نور چراغ رو دیدم. باز کن

احمد، درو باز کن

!باز کن

!اصلاً هر گهی میخوای بخور به من چه آخه

الو؟ - الو، قدیر، منم علی -

!علی - ...آره منم، گوش کن -

چیکار کردی علی؟ - ...چیکار کردم؟ گوش کن منو -

چیزی که اینا میگن راسته؟ - یه چیزی باید بهت بگم -

چطور حرفت رو باور کنم؟

باید به مارال کمک کنی

چه کمکی آخه پسر؟ چه کمکی؟

.به مارال کمک کن پایین هست

کجا؟

،پایین تو باغچه پشت خونه

یعنی چی، پشت خونه؟ - گفتم که، تو باغچه. داخل مرغدانی -

خب؟ - اونا همه جا بودند. نتونست به موقع فرار کنه -

.وقتی هجوم آوردن خونه، از پنجره پرید بیرون و قایم شد باید کمکش کنی آقا قدیر

مگه چی شده که رفته تو مرغدانی؟ - .قدیر، خواهش میکنم کمکش کن - فقط تو میتونی از محله مون بیرونش ببری

...قد... قدیر - !علی! علی -

الو؟

مارال؟

!داری یخ میزنی مارال

بذار رد شه

شب خوش - شب شما هم خوش -

مارال

!برون بیا مارال

!مارال

!مصطفی - چیه؟ -

امروز صبح نوبت 'رستم' بود؟ - کدوم رستم؟ -

همون دیگه - ...برو بابا تو هم، رستم رستم -

سلام علیکم. منو صدا کرده بودین - علیکم السلام -

!گوارای وجودتون - بفرما بشین -

تو هم یه استکان میخوری؟

نه نمیخورم. ممنون

'اوضاع خوب پیش نمیره 'قدیر

چطور؟ - پلیس امنیتی تو این مورد سرمایه و انرژی زیادی گذاشته -

بخصوص آقای حمزه

ولی کار جلو نمیره. بگو ببینم، چرا نمیره؟ - استغفرالله. شما خودتون که اطلاعات بهتری دارین -

ای بابا 'قدیر'، دست بردار من از تو میپرسم

اشتباه و خطایی ازمون سر زده؟ - ...جناب -

،حالا که شما پرسیدین یه چیزایی میگم

تو همسایگی مون یه سری راه بندان هایی گذاشته ن

اینها احتمالاً از کارهای ما با خبر شده ن

.افرادشون بر علیه ما کار میکنن دیشب آشغالها رو آتش زدند

کی؟ سبزی فروشتون؟ - والا من اطلاعی در این مورد ندارم، ولی دارم روش تحقیق میکنم -

تحقیق میکنی؟ !تو گزارش نوشتی دیگه

کلمه به کلمه، با دقت تمام نوشتی

.گزارش رو که میخونم میبینم به همه هم مشکوک شدی ...ولی بهم بگو ببینم

چطور نتونستی به اون همسایه که کنار خونه ت بود، مشکوک بشی؟ یعنی تا این حد خوب بودن؟ یا تو اینقدر ساده لوح بودی؟ یا نکنه تو هم با اونا همدستی؟

این چه حرفیه جناب؟ - چرا اینطور ساده لوح بودی؟ -

...چطور نتونستی کنار خونه ت - کافیه دیگه آقا حمزه. کافیه -

...آخه برادرم متوجه نمیشم

چطور این بمب گذاری های این دو روز اخیر دقیقاً !همونجاهایی هست که کنترل و نفوذ زیادی داشتیم؟

!بیا اینجا قدیر

بیا اینجا

بیا

اینو بو کن

بوی چیه؟

سولفات

:من همون اولش بهتون گفتم بیاین از سگ استفاده کنیم

،جناب، بینیم گرفته نتونستم خوب تشخیص بدم

باشه قدیر، بشین

!بعدش میای گزارش هم مینویسی ما ازت گزارش خواسته بودیم؟ تو کارت رو خوب انجام بده

خیر، گزارش هم چه گزارشی

منظم و مرتب

!حتی تایپ هم کرده

:ولی به سبزی فروشتون خیلی مشکوک شدی

"اون همیشه نمیذاره آشغالهاش تو زباله دونی جمع بشه"

لیست افرادی که با سبزی فروش ملاقات کره اند

"تو خونه ش ماهواره داره" !ای عجب

...گوش کنین، داستان ادامه داره

.زغال فروش اهل 'اروفه' و عرب هست" "مغازه اش همیشه شلوغ است. او رفتاری خصمانه با من دارد"

!ببینین با تم جاسوسانه ش چه ها نوشته

چرا اینقدر به این زغال فروشه گیر دادی، قدیر؟ اگه الان با زغال هم بمب درست میکنن، ما نمیدونستیم

صبر کن، اونو هم درست میکنن

...قدیر

.راهی رو که داری میری شاید درست باشه ولی همین راهتو ادامه بده

اما مراقب پیچ های توی راه باش

کدوم پیچ ها؟ - ...پیچ دیگه -

پیچ گفتی، یاد این 'شرف' و لاستیک ماشینش افتادم

الان وقت اون نیست

آقایون، دیگه کافیه

بفرستیم این داداش قدیرمون هم بره سر کارش

قدیر، من تا دم در بدرقه ت میکنم

بیا

ببین، برا ما اطلاعات بیار، باشه؟ وگرنه هم تو از کارت میمونی و هم من

...مصطفی

باید 'شرف' رو مجبور کنیم اون ماجرا رو تعریف کنه

غیبت نکنین دیگه. تا من نیومدم صحبت نکنین - باشه. تو هم کم اعتراض کن -

ببین قدیر، سخت کوش و پرکار هستی - ولی یکمی هم این مخت رو به کار بنداز چشم جناب -

'ببین، این داداشت، چی بود اسمش... 'ولی

آخرین بار کی دیدیش؟ - سالهای زیادی میشه. قبل از زندون رفتنم دیده بودمش -

کی گفتی غیبش زد؟ - حدوداً یه 10 سالی میشه -

،با مشخصاتی که تو دادی یه تحقیقاتی انجام دادیم و بعضی مسائل برامون مشخص شد

این برادرت خلافکار از آب در اومد

!ولی؟ ولی توغسوز؟

اگه همون باشه که ما فکر میکنیم، یکی از اعضاء مهم یه سازمان - تروریستی هست. ولی هنوز مطمئن نیستیم.بررسی خواهیم کرد مطمئنین همون 'ولی' هست؟ -

.آره پسر. صد در صد نه ولی بررسی میکنیم

.ببین منو، تو اونا رو ول کن. سرت تو کار خودت باشه حرفهای من هم تو یادت بمونه

انشاالله ازت یه افسر اطلاعاتی درست میکنم. اما تو هم باید یکم .از خودت تلاش نشون بدی. وگرنه کار هردومون گیره من از کار بیکار میشم، تو هم خدای ناکرده برمیگردی زندان

زندان؟

بدیهیه دیگه. یعنی اگه قراردادمون فسخ بشه، آزادی مشروعت هم از بین میره. بعدش دوباره میفرستنت زندان

.ولی تو با این مسائل کاری نداشته باش نذار اینجور چیزا به ذهنت بیاد

.خب دیگه قدیر برو ببینم چیکار میکنی

ولی؟

!ولی

!ولی

!فرار کن

!بدو

ولی؟

!ولی

!ولی

!ولی

!آقا فرهاد - !قدیر -

از قهوه خونه میای؟ کجا میری؟ - آره. هیشکی اونجا نبود -

آقا فرهاد، علی یه چند مدتی هست که نیست - آره. منم چند روزیه که ندیدمش -

مارال هم نیست. 'ولی' رو هم مثل اینکه ندیدی، نه؟ گرچه منم 20 سالی میشه ندیدمش ولی کم و بیش شناختمش

کی رو؟ - ولی. برادر وسطی ام -

برادر وسطی؟

...فرهاد

خوب تونستین منو گول بزنین

.اما بیشتر از این دیگه نه. دیگه نقشه تون از کار افتاد - اما اینکه 'ولی' هم اینجا نقش داشته یا نه، نفهمیدم قدیر' جان داری از چی حرف میزنی؟' -

.منو مثل بازی گربه با موش به بازی گرفتین !وای به حال من بیچاره

ولی نمیتونین احمدم رو ازم بگیرین

احمد رو بهتون نمیدم

دیگه زیاد طولش نمیدم

من میدونم مارال کجا قایم شده

بهتون 2 ساعت فرصت میدم

اگه احمد رو ولش کنین بره، به پلیس چیزی نمیگم. اما اگه تو این 2ساعت احمدم رو آزاد نکنین، روزگار همه تون رو سیاه میکنم

همین؟

منظورتون چیه، "همین"؟

همه چیز مشخصه

.اونا تو محله قایم شده ن، احمد رو هم گروگان گرفته ن ولی من بهتون میگم، 'ولی' هم تو این کار نقش داره

وایسا، وایسا

یکم آرومتر حرف بزن

.مارال' از محله بیرون نرفته. تو خونه ی احمد میمونه' اونا احمد رو گروگان گرفته ن. برید و ببینید

.باور کنین یه صداهای عجیب و غریبی از داخل خونه میاد زنگ رو میزنم، هیچ کس درو باز نمیکنه

.اونا احمد رو پیش خودشون حبس کرده ن. آقا حمزه باید عجله کنیم من بهشون گفتم اگه احمد رو آزاد کنین به پلیس چیزی نمیگم

چی؟ به کی گفتی؟ - به فرهاد -

فرهاد کیه؟ - یکی از اوناست -

بهشون گفتم اگه احمد رو آزاد کنین، به هیشکی چیزی نمیگم - گه خوردی گفتی. اونجا تو خونه کسی هست الان؟ -

به خاطرِ همینه که میگم باید عجله کنیم دیگه.باید خونه رو به محاصره در بیاریم. بعد از اینکه احمد رو آزاد کردند، هجوم ببریم خونه

نه بابا؟ تو چه کاره ای که داری به ما دستور میدی؟ - استغفرالله، من همچین جسارتی نکردم. سوءبرداشت نشه -

منظورم اینه که وقتی احمد اون تو هست، به خونه حمله نکنین - چه حمله ای آخه پسر؟ اونجا هیچ خبری نیست -

...ای خدا

آقا حمزه نیروی پلیس رو میفرستین برن اونجا؟

!پلیس! درو باز کن

!پلیس! درو باز کن

...برید

ورود ممنوع هست - ...یه لحظه -

!برو عقب - بگین ببینم چی شده آخه؟ -

اینجا چی شده؟

با تروریست ها درگیر شده ن - با تروریست ها درگیر شده ن؟ -

احمد من؟

اون کیه؟

اون مارال هست؟

اون مارال هست؟

اون کیه؟

"!تروریست در حمله ای کشته شد"

بله قدیر؟ چی شده؟

مگه من بهتون نگفتم قبل از بیرون آمدن احمد، به خونه حمله نکنین؟

چی؟

مگه من بهتون نگفتم قبل از بیرون آمدن احمد، به خونه حمله نکنین؟

!کثافت

!حسابتو میرسم دستور میدی بریم اونجا، بعدش هم... پر رو بازی در میاری؟ !آخه من چرا با شماها آشنا شدم

،برا خودش چندتا تا دلیل و مدرک درست کرده میگه 'احمد' رو گروگان گرفته ن. دیگه چی؟

اما اشکال از من بود که حرف یه احمقی مثل تو رو باور کردم - اونا احمد رو ول کرده و رفته بودند. برامون تله گذاشته بودند -

!خفه شو

آخه من چرا با شماها آشنا شدم !تو یه دیوانه، برادرت هم یه دیوانه ی دیگه

!جناب این چه مدل حرف زدنه؟ پشت سر مرده اینطوری حرف نزنین - خفه شو! بسِت نیست کتک؟ -

بلند شو

!برو گم شو !دیگه نبینمت

برو شکر کن که نفرستادمت بری زندان

دیوانه ی احمق

خدا رحمت کنه

خدا رحمت کنه

از این طرف

:نویسنده و کارگردان امین آلپر

"حصر"

ترجمه و تنظیم: ياسر جاهد InfinitNihilum@Gmail.Com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.