Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...ديديد Kidding آنچه در
شيش هفتهي ديگه ميميرم
!ميز تخمي بدرد نخور
من يه عالمه خشم فروخورده دارم ...و نميدونم
از کجا مياد و چطوري جلوش رو بگيرم
"پيکلز روي يخ"
...با شرکت خود آقاي پيکلز
و با نقش آفريني برندهي مدال طلا تارا لپينسکي
سلام. من جف هستم
بيا با نويسندههايي که استخدام کردم آشنا بشيم
کدوم نويسندهها؟
"استاد مايکل اپستين"
.بله. من مرد خدام
ولي بامزه هم هستم
اون من نيست پيتر من نيست
تارا لپينسکي من نيست
يه مکاني رو بلدم
براي دود کردن
اينم از اين
کسي اسباب کشي نکرده اينجا همينجوري ولش کردن
بگذار روشنايي باشد
...بهترين شروع تاريخ شروع ها
من را اسماعيل صدا کن" پيشش" (شروع رمان موبي ديک )
...شبيه مخ زني
يه ملوان مريضه
صبر کن. شما هم بو رو حس ميکنين؟
تخم مرغ گنديده
!ايول
!حمله
يکم پس از آن
بعد از سيل ها
و طاعون
وتلفات بيشمار
خداوند به ما ميگويد
من خير را ميسازم
و شر را مي آفرينم
اگر نوري هست
تاريکي اي هم در ميان است
!گاز
!صبرکن. گاز
سگ توش
اگر زندگيست
مرگي هم هست
!صبرکن ويل. نکن
ولي در ازاي هر چيز بدي که خدا ساخته
حتماً چيز خوبي هم هست
واو
هميشه توازني هست
...هر عملي همسنگ
و متضادي دارد ...- مورد تو -
بيشتر پرخاشگرانهست خيلي متاسفم
در طول سکونتت در زمين
...هيچوقت نخواهي دانست
...چگونه اعمال زندگي ات
در کارنامهي وجودت
...کم يا اضافه
شده اند
خلاصه
دوست دخترم اين شيريني ها رو ساخته
دنيا رو متحول ميکنن
ها؟
خوبن. ولي عالي هم نيستن
تقديــم ميکنــد iMovie-DL تيـم ترجمـهي .:. WwW.iMovie-DL.Com .:.
قسمت ششم "بیسکویت"
ترجمه و تنظيم : مارديــن @Mardin5 / Mardin89A@Y!
خوبي نانچيکو کوچولو؟
چرا ما نمرديم؟
آره. ما چرا نمرديم؟
بچهها
به نظرم وقتشه
وقت دود و دمه
دود و دم"؟"
فکر کنم خونه منفجر شد
...و وقتي اينطوري شد
ما اون عالم پشت سرمون رو ول کرديم
يه حقيقت موازي هست
که در اون ما مرديم
...و بي دي اونجا اصرار نداره
...اثر هنري يهودي پر زرق و برق
براي مادرم بسازه
همه لايق يه شمعداني يهودي قشنگن
حالا چرا بهش ميگيم نانچيکو؟
"ويل، تو فيلم "ويل هانتينگ خوب
شکار ميکنه
منم با نانچکو شکار ميکنم
نانچيکو
اوه. باشه
تو فرشتهي نگهبان داري "کسدي"؟
تو چي نانچاک؟
شايد
.سلام
هاوانا؟
آره؟
منو يادته؟
خب... ميدونم کي هستي
آره. من يه داداش به اسم فيل داشتم
....اون - آره -
با گلوله کشتنش
نه. تصادف ماشين بود
يکي ديگه تير خورد
اوه. تسليت ميگم
چيزي نيست
فکر کنم تو يوتا بود
حال برادرت چطوره؟
مرده
درسته. ميبخشي
ببين. اون يه ليست از دخترا داشت
ميخواست يه چيزي بهت بگه
ولي هيچوقت فرصت نکرد
چي رو؟
ديگه برنميگردم اينجا
اين که فقط يه شيمي درماني معموليه
با درمان درجه دو شانس بهتري خواهي داشت
ديگه برنميگردم اينجا
خودم که اصلاً
چشمات رو ببند
به خودت وقت بده
داستان باقي زندگيت رو برام تعريف کن
از ساختمون ميريم بيرون
ميريم تو ماشين
بليط پارکينگ رو ميکنم ميرم خونه
و حدود 30 کيلو قرص رو ميريزم تو توالت
ادامه بده
يه کاسه براوني ميخورم
يادم مياد که هيچ ارثيه اي ندارم
يادم ميمونه که منو فراموش ميکنن
...يادم ميمونه که
يه کلاهگيس خاکستري بگيرم تا شبيه يه آدم مسن باشم
ليست کارهاي قبل مرگم رو مينوسيم
"گزينهي "سکس با مستر پيکلز رو خط ميزنم
يه لباس مشکي ميگيرم
و منتظر ميمونم. همين
ادامه بده. مثل اينکه اين شکلي نميشه
ولي همينه
ويويان حالش خوب نيست
اوه
خب داره بي سرصدا از سرطان ميميره
اگه حالش خوب بود تعجب ميکردم
نميخوام تنهام بذاره
اوه. متاسفم البته که نميخواي
مال اونه
ميتوني پيرش کني؟
...داشتم به
همهي بحثهايي که هيچوقت نخواهيم داشت فکر ميکردم
...ميدوني. که
داستان زندگي ما چطوري ميشه
زندگي من و تو
اگه نصف صفجههاش رو يه دفعه بکنن
فکر کنم ميدونم چي ميخواي
ميدونم ميدوني
...اگه خواستي صحبت کني
در مورد هرچيزي
ميتوني با من صحبت کني
باشه
از کاري که باهام ميکنين متنفرم
من نميخوام يه دونه ديگه از خودم رو روي يخ ببينم
پس ميخوام امروز همه چيزو تمومش کنم
سلام
اسمت چيه؟
ميخواي اينم برات امضا کنم؟
...ميدوني اون فصل خودش توي
دستهي پيکلز" رو شروع کرد"
"اون بعد از قتل هاي "ويکو (تگزاس)
اهداي خون راه اداخت
سه کاميون از خون پر کرد
واي. چقدر خون
اين خواهر دوقولوش سارائه توي سمور
نميدونستم
خواهر دوقلو داره
کي ميخواد شيشه خيارشورش رو امضا کنم؟
!من
فکر کنم
خيلي گيج کننده ست
خودم رو توي تلويزيون ببينم
بعد روي يخ
بعد خودم رو اينجا روبه روي تو ببينم
نه. تو مستر پيکلزي
اين ققط يه زن با ماسک مستر پيکلزه
تو بابانوئل واقعي هستي
و اين مثل بابانوئلاي تو فروشگاهه
آقاي پيکلز آقاي پيکلز روي يخي
تو دختر خيلي باهوشي هستي
نه. هوشم متوسطه
بايد از اينم زرنگ تر باشم
اگه احساس خوبي در مورد خودمون داشه باشيم
ميتونيم هرکسي باشيم که ميخوايم
اين چيزيه که پيکلز يخي گفت
اون گفت؟
اوهوم ...خوشم مياد که صداش
از مال تو بهتره
جالبه
کار کردن با خواهرت
منم
با خواهرم کار ميکنم سارا
اوه. درستش "صحرا"ئه
تارا دوست نداره اسمم شبيهش باشه
درست نيست
ققط ميخوام از هويت خودت لذت ببري
بعد از اينکه شغلم تو ارتش رو از دست دادم
تارا ازم خواست باهاش کار کتم
احساساتش خالي شده بود
بهش اينو نميگن
خب من لغات ارتش رو بلد نيستم
من کم کم مشکل تغذيهي جنگي گرفتم
بعد تارا بهم اسکيت ياد داد
چون زبون همدرديش همينه
يه روزي خواهر من هم همين کارو برام کرد
و زندگيم رو براي هميشه عوض کرد
بعد از دوسال تونست تو بالاترين
سطح آماتور مسابقه بده
...تو دبيرستان هاي سارايوو
نفر چهارم شد
نزديک بود برنز بگيرم
هميني که گفتم
من "ميشل کوان" رو شکست دادم
اوه. اسمش رو شنيدم
نه نشنيدي
اون 47 سالشه و فرانسويه
"کوکو کا کيو"
طرفدار "بيتلز"ـه زير اين پارچه؟
طوطي مونه
"تاراکيت"
ميگه مال ماست ولي من بودم
که از اون مغازه نجاتش دادم
تارا پولش رو داد
ولي من آودمش بيرون
چون جفتمون مستعد به تشنجيم
اوه
سلام خوشکلک
سلام تاراکيت بامزه
سلام
سلام خوشکلک کوکوکاچو
!اينجارو باش
کل خونوادهتون يه معبد از استعدادن
خانم ليپنسکي
دوتاتون رو صدا کردن
اوه. خب
موفق باشي
به کاري که ميکني افتخار ميکنم
.منم ميخوام بلند بشم ولي خيلي طول ميکشه
حتما براتون خيلي سخته که به من اجازه بديد
شما رو براي هزاران ذهن
تاثيرپذير بازي کنم
آره
ولي به عنوان يه علاقهمند سابق
"در "دستهي پيکلز
بذاريد دوباره بگم
ممنون که به من ايمان داريد
ممنون که امضام رو استاد شدي
P"ـه" فقط يه - آره خب -
نشه D بهتره مراقب باشي تا
!ماشه رو بکش کون گشاد
خب
پيرش کنم
!اه
خوبي؟
خفه شو !خفه خون بگير
!خفه شو
!بريز بيرون کون تپل
!بشين رو زانوهات جنده
ميشه يه دونه فقط کلمه مودبانه بگي؟
تو جنده اي
ميتوني بگي "عشق"؟
!کُسو. کُس کُس
!جندهي کون تپل
!بگو عشق
عشق. عشق
.عشق - اسمت تو صحرائه -
نه ساارا هم قافيهش نکن جنده
بشين رو زانوت جنده
!کس، کسو کسسو
.کَسو
...کس، کس، کس
کس !کس
ميخوام کلهم رو برگردوني
چي؟
خواهرت هرزه نيست اون سرباز جنگجوئيه
و نبايد از يه پرخور بخواي زانو بزنه
شايد باعث عکس العمل معدهش بشه
اينو نشنيده بگير
البته وقتي اسکي ميکنم بيرونو بخاطر اون نميبينم
ولي وقتي مردم به تو نگاه ميکنن
روي يخ
انگار هميشه مدال طلا گردنته
دوست دارم تو باشم
خواهش ميکنم
توجه کن طرفدار
تو تارا ليپنسکي هستي
شعار دستهي پيکل يادته؟
نه. يادم نيست
آره. يادته
الو؟
پيکلز روي يخ يه مستر پيکلز لازم داره جف
وگرنه فقط ميشه تارا ليپنسکي
که تو يه کابوس روي يخ با اسکيت ميرقصه
...ميشه يه چيزي که در طول اين سالها
ياد گرفتم رو بهت بگم؟ کسايي که از من پيرتر هستن"
چيزي که ميگم رو زير سوال ميبرن
کسايي که کوچيکترن گوش ميکنن چي ميگم
يعني هر روز
يه کم قوي تر ميشم
"و تو پيرتر ميشي
چي بهش گفتي؟
شعار دستهي پيکل يادته؟
مگه شعار هم داشت؟
"هميشه خودت باش"
حالا اينو ببين جف
اسب؟
منظورت چيه ؟
اوه. اسب تو اسمش طلاقه
عجب اسم بامزهايه براي اسب
ديدي من اين پيراهنو تو پالرمو خريده بودم
!برام مهم نيست
برو ديگه - !بسه -
!نه. برو
من برميگردم عزيزم
نه برنميگردي
برام مهم نيست هيچوقت نبينمت
من يه اسب دارم به اسم طلاق
اسم بامزهايه براي اسبا
!بس کن - !ازت متنفرم -
ولي اون اسب بامزهايه
يه دندون کج داره - ديدي؟ -
اگه ميخواي بري، برو برو تو ماشين
ميدونيم که دو هفته ديگه برنميگردي
و ميدونم يه ميليون سال ديگه هم برنميگردي
ميرم به يه سفر کوتاه
ميرم خواهرم تو آبشار نياگارا رو ببينم
!باور نميکنم
يکم استراحت ميخوام ديدي
يکم استراحت ميخوام ديدي - ...بايد -
يکم به خود وقت بدم
!برو ديگه - برميگردم -
اگه اين چمدونو بريزي بيرون تو رو ميندازم توش
از آبشار پرتت ميکنم پاببن
شايد يه چترنجات داخلش باشه
و از روي آبشار پرواز کني
!برو ديگه - و هرجا دلت خواست ... -
ميتوني بري
بسه
تو نميدوني قضيه چيه بچه جون
"تو همه چيزو ميدوني "ديردرا
تو هرچيزي که هست رو ميدوني
نميخوام بره
معذرت ميخوام سرت داد زدم
ميشه منو ببخشي؟
ممنون
مرسي
من به بابا چيزي گه گفتي نگم رو گفتم
کدومو؟
اون دست دادن يواشکي که نباد در موردش صحبت کنم
چي گفت؟
شروع کرد به خنديدن
بعد بهش گفتم که به تو گفتم
و بعد ساکت شد
هي... رابين، درسته؟
آره
قبلاً يه داداش داشتم
فيل
آره - آره -
اوه. از کاري که با چشما کردي خيلي خوشم اومد
همه چي مرتبه؟
بخاطر مدييه
سرش خيلي بد داد زدم
...سرش داد زدم. پس
تو مادر خوبي هستي
جف؟ سلام؟
اين يعني بشينم اونجا؟
اوه. سلام به تو
تو بايد "ويويانِ شجاع" باشي
دوستم مستر پيکلز
خيلي چيزا در مورد تو بهم گفته
خب. در مورد تو چيزي نگفته
خب. حق داره چون من تازه اسباب کشي کردم اينجا
اسم من آخرين صفحات ويوا"ـه"
...و من کتابدار جديد
توي آبشار قوطي خيارشور هستم
تو پليور من تنته ويوا؟
بله
تنها پليوريه که دارم
خيلي دوسش دارم
...،ميخوام فردا
...زور بعدش
و روز بعد اون و روز بعد اون رو بپوشمش
ميخوام اينجا بپوشمش
براي سالهاي آزگار
مگه اينگه بخواي پس بگيريش؟
نه. اشکال نداره باشه براي خودت
!ممنونم
ميبيني
من از کارم خيلي خوشم مياد
.....ولي من
!آه
خيلي دست و پا چلفتيم
که بعضي وقتا ...صفحات کتابهايي که
قراره مراقبشون باشم رو گم ميکنم
...و خيلي سخته
تا دوباره اونا رو به ترتيب مرتب کنم
...يعني
...من هميشه در حال
تموم کردن داستان باقي مردمم
شايد تو بتوني کمکم کني
...شايد هيجانش بيشتره
بعضي قصهها ناگهاني تموم بشن
حتي وسط جمله
نه
فکر نکنم
..به نظر من
حتي وفتي صفات گم بشن
قصه هنوز ادامه خواهد داشت
هيچکدوم از ما نميدونه قصهمون چطوري تموم ميشه
نشونههايي که ميبينيم
وقتي که صرفش ميکنيم
ولي اگه محکم چشماتو ببندي
و چيزي که ميبيني رو بگي
....داستان تو تبديل ميشه
به چيزي که ميخواستي
...باشي
کتاب بزرگ ويويان
اين داستان مورد علاقهي منه
شايد با يه پارتي تموم بشه؟
شايد با يه گريه تموم بشه
شايد با کسالت تموم بشه
شادي هم با يه حسرت
شايد توي شرايط خيارشوري اي بره
و اگه خيارشور دوست داره عاليه
يا شايد وسط غذا تموم بشه
جايي که نميدوني چي سر ميزه
شاديد توي يه ماراتون بدوئه
شايد آخرين نفر باشه
شابد براش هشت ساعت طول بکشه
ولي در مقايشه با يه غول
خيلي سريعه
شايد با يه عروسي تموم بشه
شايد با عشق حقيقي تموم بشه
شايد هم
با يه عالمه دوست جديد تموم بشه
که پايانهاي جديد بهش ميدن
"تا تو رؤيا ببينه
حالا نوبت توئه
که ادامه بدي
ده ثانيه وقت بذار و داستانت رو تموم کن
چشمات رو ببند
من حواسم به ساعت هست
...من
تويه يه هواپيمام
توي فرست کلاس هيچوقت تو فرست کلاس نبودم
اونجا چنگال واقعي بهت ميدن
ادامه بده
دارم ميرم هندوراس
تا تويه يه جنگل راه پيمايي کنم
ادامه بده
و يه منطقه اونجاست
"که بهش ميگن "اورو
و هر سال يه بار يه فستيوال دارن
"لوويا دِ پسس"
که ماهي از آسمون ميباره
واقعاً اين اتفاق ميافته دليلش رو نميدونن
هميشه ميخواستم اونجا رو ببينم
ادامه بده
ادامه بده
عالمي که فراموش ميکنيم"
فقط يه بار خلق نشده
و براي هميشه
بلکه دوباره خلق شده
هر روز خدا
و هرکدوم از ما
هر روز
....بيدار ميشيم
... و همون مشعل آفرينش رو
روشن ميکنيم
خدا رو شکر کنيد که تاريکي هم اونجا هست
چون بدون اون
شرارهي آتش نامرئي ميشد
نور؟
نور عاشقه
عاشق تاريکيه
و تاريکي
...نميتونه دنبال شعله
نره
و چون خداوند دنيا رو در هارموني آفريد
...مطمئن شد که خير و شر
...نتونن ديگري رو
ببلعند
مترجـم : مارديــن Mardin89A@Y!
تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.