Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم میکند EXOLegend تیم ترجمه و ساب ID & IG: exolovers3
عضو شویدEXOLOVERS3 برای زیرنویس های بیشتر برنامه های اکسو تنها در کانال
همراه با خدايان : چهل و نه روز آخر (قسمت دوم)
نمونه کامل کسیه که
تا وقتي زندس اوضاعش خوبه
يا قبل از اينکه وقتش برسه
به دلايل نامعلومی میمیره
قبل از اينکه آزاد بشه
پادشاه يومرا
چرا گريه ميکنيد؟
بخاطر غم و غصه
يا بدليل خيانت؟
سرپرست! قربان
لطفا بيدار شيد، سرپرست
سرپرست
سرپرست حالتون خوبه؟
زود باش بلند شو، چجور محافظی هستی که با یه ضربه بیهوش میشی
کاپيتان اگه انرژيتون رو جمع کردين، فکر میکنم وقتشه بهم کمک کنید
'' جهنم شیطان ''
اوو این دیگه چیه
روز خوش قربان
عاليجناب، سرپرست تو مرگ هم دنبال انتقامه
چرا ذاتشون رو عوض ميکنن؟
و ارواح شرور، که بايد از بين برن رو به اینجا آورده
لطفا اجازه محاکمه کیم سو هونگ رو بدین
لحاظ کنین که مرگش نشون میده اون یه نمونه کامله
این روح شرور خودشو جای نمونه کامل جا زده
بهش فکر کردي
که ممکنه کشته شده باشه؟
نه! اون فقط قرباني يه تصادفه
کاملا تصادفی
اينقدر ناخنتو نخور و زانو بزن
خودت رو کنترل کن
من مرگ اون رو مرگ ناعادلانه اعلام ميکنم
محاکمه ي عادلانه اي برگزار کنيد
تخلف در استفاده از سلاح شغلت
تخلف بخاطر دخالت کردن يک روح
که باعث خرابي در اينجا و اون دنيا شده
سرپرست لیم قرار بر این بود که تلاش بیشتری کنی ولی همه ی این خرابی هارو به بار آوردی
فراموش نکن
مجازاتي که بهمون داديد رو قبول ميکنيم
پس لطفا به کيم سوهونگ اجازه محاکمه رو بدید
پشت این مرگ حقایقی پنهانه - چرا؟ -
چرا ما بايد مجازات بشيم؟ - اگر نتونستیم حقایق رو افشا کنیم -
مجازات رو قبول ميکنيم
مجازات ميشيم
عاليجناب لطفا اجازه محاکمه رو بدین
پشت این مرگ حقایقی پنهانه؟
از سرپرست ميپرسم
عاليجناب
مطمئني مرگ کيم اتفاقيه؟
عاليجناب - ما گردنمون رو برای این قضیه میذاریم -
گردنمون؟
باشه
ببخشيد؟ - من قبولش میکنم -
عوضي ... برای چی گردن منو وسط میذاری
شماها، اگه نتونين ثابت کنین که مرگ کیم سوهونگ تصادفی نبوده و مرگ ناعادلانه بوده
رو چي شرط ميبندين؟
رو بخش خودمون شرط ميبنديم
من از سرپرست لیم اطاعت میکنم
هون ماک چرا روی زمین دراز کشیدی؟
من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم زانوهام منو یاری نکردن قربان
اطاعت میکنم خب مثل اینکه مجبورم اطاعت کنم
با يه شرط
در طول چهل و نه روز محاکمه بايد يه روح بياريد
هور چون سام
تا حالا تو دنياي آدم ها باهاش ملاقات کردي
اون از محدوده ي سني گذشته
هور چون سام
اون از طرف خداي خانه مورد محافظت قرار گرفته
پس تو خداي خانه اي، سونگ جو؟
سرپرستا اونو خدای محافظ مرگ میشناسن
اون به سرعت خودشو میرسونه
خدايا، چقد کیوته
خيلي ها رو فرستادم تا هور چون سام بيارن
ولي هيچ فايده نداشت بخاطر سونگ جو
سونگ جو؟ - اون حتي خودش رو به آدم ها نشون ميده -
و بهشون کمک ميکنه
قربان به خودتون فشار نياريد
اون تو دنياي مرگ خواسته شده، از بين ببريدش
و تا چهل و نه روز ديگه هور چون سام بياريد اينجا
سرپرست کیم اگه موفق نشین از تناسخ هم خبری نیست
کسي که تردید نداره؟
لي دوک چون بريم
اول از همه فرم اصلی سونگ جو رو پیدا کن حتما یجایی تو خونس
اميدوارم اين اخرین دستور باشه
و واقعا اميدوارم اين عوضي تناسخ چهل و نهم ما باشه
من تناسخ ميخوام
بريم لی دوک جون
هي،اینا مال تو نيست؟
باید حواست به وسایلت باشه
خرابي
برابر قتله؟
برو
حروم زاده
حروم زاده؟
دونگ هيون بيا اينجا
بيا اينجا غروب رو ببين
باشه
سونگ جو تو زندگي قبلي هنرمند بوده
پادشاه رو نقاشي ميکرده
اون شهر رو به گالري شخصيش تبدیل کرد
اصلا اسون نيست
قشنگه، کل شهر گالري شده
نکن هون ماک، بچه باهاشه
هيون دونگ، بيا اينجا
چطوره؟ - شما عالي هستين، عمو سونگ جو -
داريم کجا ميريم؟
اگه روح پدربزرگش رو ببريم، چه اتفاقي ميفته؟
لطفا روحش رو جلوي بچه از بين نبر
اين زندگي ماست
بيا فرم اصلي رو پيدا کنيم
دنيايي که ميبيني
فقط من رو غمگين ميکنه
عشق ما - خيلي خوب -
عشق ما قشنگه
دوباره بگو
فقط ميخواي همينجوري انجامش بدي؟
قانون مرگ، ماده 36
نمونه کاملی که مرگ مشکوکی داشته باشه
اجازه داره که محاکمشو برگذار کنه و تقاضای عدالت کنه
میدونم که شما خودتون اين قانون رو نوشتيد
اميدوارم ازشون سرپيچي نکنيد
مدعي
عدالتي برای مرگ اين روح انتقام جو هست؟
بله، بايد از دو محاکمه تبعيت کنه
گناه هاش خيلي بزرگ ان
اول اينکه بدليل قبول نکردن مرگش تبديل به روح انتقام جو شد
و بعد از تغييرات
به آدمای اونجا حمله کرد
سرپرست ليم، تو باید با این روح از چهار تا جهنم عبور کنی
تا به محاکمه اول برسيد
ميدونی یعنی چی؟
شیاطین جهنم حمله میکنن تا بگیرنش
خیلی خوب - چي؟ -
خواستتو انجام بده
ممنون - ...ولي -
اگه نتوني مرگ ناعادلانش رو ثابت کني
هیچکدوم از خواسته هاش عملی نمیشن
و اون بلافاصله تنبیه میشه تا ابد
و موقعيتت رو از دست ميدي
هنوزم میخواین اینکارو بکنید؟
بله همینکارو میکنیم
صبر کنین
چرا تنهایی این تصمیمو گرفتی؟
اون قانون منصفانه نيست
يک رهبر تصميمش رو عوض نميکنه
قانون کل، ماده 92
ببخشيد - قانون رو ميفهمم، سواد دارم -
ماده 92 - ميتونم دهنش رو جر بدم؟ -
...میتونم اون رو تیکه تیکه کنم
نه، بهرحال قبل محاکمه اش از بين ميره
باهم با روح انتقام جو در دنياي مرگ
با طوفان مقابله ميکنن
اسم بزرگترین شیطان جهنم چی بود؟
اره، شيطان بزرگ جهنم
اره مياد بيرون
توی محاکمه های آینده بهتر رفتار کنید
گردنتون تو خطره
زودتر احضار کردن روحشو شروع کن
فرم اصلیش باید یه کوزه در دار باشه
توی شب گشتنش اصلا باحال نیست
پيداش کردم ،فرم اصلی
بشکنمش يا خالیش کنم؟
اميدوارم آروم باشي، خداي خانه
...روحش رو بکش بیرون اگه بیدار بشه
اوه جناب سونگ جو
بزار بره، اینو اگه شکوندم کارت تمومه
روی زمین کثیف آب ریخته بود اینی که تو دستته هم از اون آب پره
چرا برداشتيش؟
ولش کن یخورده به سایزتون نگاه کن هی هی
هی؟ راستش تا الان میخواستم آروم باشم
تو منو نمیشناسی؟ - هوم؟ -
ولش کن
الان بيدارش ميکني، خفه شو
بیا جلوتر
عمو سونگ جو
بله، هيون دونگ
ببخشید قربان غلط کردیم مارو ببخشید
وقتي که هزار سال پيش مرديد، من سرپرست بودم
بهم احترام بذارید عوضيا
شما واقعا من رو يادتون نمياد؟
ما رو ميشناسي؟
صبر کن، اگه تو سرپرست بودی، پس تو روحامون با خودت بردی؟
چرا وقتي جلو من زانو زدي، بي ادبي؟
تربیت نداری
چطور تونسته حافظه شمارو کاملا پاک کنه
آیگو دلم براتون میسوزه
بي رحمه، پادشاه خیلی ظالمیه ازش میترسم
هنوزم موهاش بلنده؟ - بله -
گوش کنین
صبر کنین تا این بچه وارد دبستان بشه
بخاطر موقعيت الانشون نتوست تو نیمه ی اول وارد مدرسه بشه
ميتونه تو نيمه ي دوم بره
تا آگوست وقتي که پدربزرگش دستشو بگیره ببره مدرسه ، صبر کنين
بعد از اون ميتوني ببريش
زنده گذاشتنش مهم نیست چیزی که من بهش اهمیت میدم هیون دونگه
تا اونموقه اينو پيش خودم نگه ميدارم
اگه خيلي دلتون ميخواد چيزيو باخودتون ببرين اينو براي کاپيتانتون ببرين
يا فقط براي يومرا ببرينش
اون چطور ميتونه حافظتون رو پاک کنه
هاه؟
اگه اين روش کار کردنمون باهمديگه اس من نميتونم باهات کار کنم
ببين جناب محافظ
تو گفتي که مرگ من تصادفي نبوده
و يه رازي پشتش هست
يه راز ناعادلانه
وقتيم ازت ميپرسم که اون راز ناعادلانه چيه
فقط ميگي که منتظر عدالت باشم نميتونم جوابتو بدم
چرا؟ چرا نميتوني بگي؟
چون وقتي بهت بگم ديگه باهام همکاري نميکني
اين براي تو زياديه تحملشو نداري
ولي اگه تو وکيلي چرا جواب سوالاي موکلتو نميدي؟
تو اصلا مدرک وکالتو داري؟
ديگه دارم بهت شک ميکنما
اين ديگه چيه؟ - واسه هوا -
بخاطر هوا؟ آه مشکلي ندارم از پسش برميام
از حرفام منظوري نگير
ما هردومون ميدونيم که قانون چيه
با ديدنت ميتونم راحت بگم که تو يه دادستان عموميي
همونطور که ميدوني من با بالاترين نمرات فارغ التحصيل شدم
من فقط ميخوام اصول پايه رو رعايت کنم
بخاطر همين من درموردت خيلي کنجکاوم
چرا؟خيلي چيز غير معمولي نيست که درمورد
سابقه وکيلم سوال بپرسم
من حتي اسمتو نميدونم سنو سالتم نميدونم
آه فکر کنم زيادي تنگ شده ها
جمله هايي که معمولا اينجا ميشنوم
نجاتم بده ،ازتناسخم محافظت کن
ولي تو اينطوري نبودي انتظارشو نداشتم
تو خيلي خاصي
دوباره متولد بشم و عين سگ کار کنم؟
دلم نميخواد، به علاوه
من ديگه مُردم چيو ميخواي نجات بدي؟
اگه بهت بگم نجاتم بده واقعا نجات پيدا ميکنم؟
گوش بده من فقط ميخوام راز مرگمو بدونم و اينکه تو چطور آدمي هستي
و اصلا وکيل واجد شرايطي هستي يا نه
اين همه ي چيزيه که ميخوام بدونم
نجاتم بده
خواهش ميکنم
ببين؟ هيچ استثنائي وجود نداره
نجاتم بده
کوزه سونگ جو رو با خودتون آوردين؟
برگه مرگ گمشده
داري باهام شوخي ميکني؟ - اون خداي هزار ساله اس -
حتي هوونمک هم حريفش نميشه
اون براي چي از آدمايي که دارن ميميرن محافظت ميکنه؟
اون پيرمرد يه نوه ي خيلي شيريني داره
سونگ جو ازمون ميخواد تا موقعي که وارد مدرسه ميشه ما صبر کنيم
بخاطر اون بچه اينکارو ميکنه بعدش برگه رو بهمون پس ميده
و بعدش از اون خونه ميره
...همينطور کاپيتان
اينکارو نکن - کي وارد مدرسه ميشه -
دهم ماه آينده يعني چهل روز ديگه
ما برميگرديم و دنبال راه حل ديگه اي ميگرديم
چند روز از محاکمه ي کيم باقي مونده؟
چهل و هشت روز
چهل و هشت منهاي چهل يعني ؟
به نظر مياد هشته - نجاتم بده التماس ميکنم -
پس مشکل چيه؟ وقت زيادي دارين
دنبال چه راهي هستين - رياضيات خيلي سخته -
رياضيات نه رياضي، جمع و تفريق رياضيه مدارس ابتداييه
آها که اينطور
قربان گذشته ما - ما کاراي خوبيو توي گذشته انجام داديم -
ولي اين حرفا چيه اين وسط ميزني؟
کاملا روش نظارت داشته باش
التماس کن ، درخواست کن، وتهديد کن
متوجه شدي - ...ولي -
و اگه فرم اصلی رو پيدا کردين درجا نابودش کنين
شنيدين چي گفتم؟ - بله -
بدون اون برگه برنگردين
اين يه دستور نبود يه اخطار بود - متوجه شديم -
نياين داخل لعنتيا
ازينجا برين بيرون پدر سوخته ها
نياين داخل
با من حرف بزنيد باشه؟
بدهيه اونه به تو ربطي نداره
اون عموي منه
ميدونم که شما خيلي باهامون مهربون بودين
چرا يه دفعه اي اينقد با ادب شد؟
اون خداي اون خونه اس ،نميتونه آدما رو بزنه
وظيفه اش اينه که از آدما محافظت کنه
ولي يه خبراي خوبي هست
ارزش اوراق قرضه
شروع کردن به پيشرفت کردن
پس لطفا يه چند روز بيشتر باهامون مهربون باشيد
ما ميتونيم درموردش حرف بزنيم - برو کنار -
شما ميتونين با من حرف بزنين
از سر راهم برو کنار
نميتونين همينجوري بياين داخل - برو کنار ديگه -
سونگ جو
بابابزرگ - سونگ جو -
داري چيكار ميكني؟
لعنت - بيا بهم كمك كن -
...اون - لعنتي -
چیزی که نباید لمس میکرد رو لمس کرد
کم کم نیروشو از بین میره
كيم سو هونگ
براي اینکه خیلی کنجکاوی برای آخرين بار توضيح ميدم
پس خوب گوش كن
اول از همه حقیقتی که پشت مرگته رو به هیچ وجه نمیتونم بهت بگم
...تا وقتی که محاکمه برگذار نشه - ...تا وقتی که محاکمه برگذار نشه -
نه! محاكمه...من ميرم
من تابرگذاری محاکمه صبر ميكنم
دوما
من كي ام؟
به هرحال منم مثل تو به وسیله یه برادر خودخواه ناعادلانه کشته شدم
من ژنرال گانگ ليم در دوره گوريه بودم
همه چیزی که میتونم بهت بگم همینه و اینکه بزن بریم
ميتونم كمكتون كنم؟
من شمارو فرستادم که برین برای چی برگشتین
من يه پیشنهاد دارم كه نميشه ناديدش گرفت
بايد پیشنهاد بهتری باشه وگرنه کاری میکنم که دیگه دفعه ی بعد نیاین اینجا
تا وقتي بچه وارد مدرسه شه ما صبر ميكنيم
قبل از اون موقع که من نمیذارم کاری بکنین
به علاوه حتي بعد از اینکه برای پدربزرگش هراتفاقی بیوفته
ما همچنان دنبال راه حل خوبی برای زندگی بهتربچه میگردیم
خدمات ویژه ای بهش ارائه میدیم تا موقعی که بتونه مستقل بشه
بهتر از اينه كه بعد از روز اولش توي مدرسه بره مراسم تشيع جنازه
اينجوري انساني تره
بدون هيچ شرطي
راجع به گذشتمون بهمون بگو
ميدونستم اين اتفاق ميفته - پدر بزرگم رو ول کن -
اگه تو مدرس بلنگه چی میشه؟ - چی؟ -
چه حسی پیدا میکنی؟ - ای پدر سوخته -
ميكشمت - اين پيره مرده ديوونه شده؟ -
بابا بزرگ - امروز چرا اينجا اينجوريه؟ -
تو كي هستی؟ - از اونايي كه پول قرض ميدن شنيدم -
مردم زیادی منتظرن که زندگی پسررو خراب کنن
خانوم شما كي هستین؟ - تو هم نميشناسيش؟ -
ميدونم كه نميتونی به آدما آسیب بزنی
هوون مک زود باش
موافقی؟ زودباش بگو - با کی داری حرف میزنی؟ -
موافقی؟ - زودباش دیگه -
با روحی چیزی حرف میزنی؟ - داری چیکار میکنی ؟زودباش بیا -
خيلي خوب موافقم - اوکی موافقی -
لطفا توجه كنيد! قراره با پای بچه چیکار کنین؟
كي تاحالا اينجا پا شيكونده؟
بيشتر از اون چيزي كه فكر ميكني درد ميگيره ها
این موشا از کجا هی بیرون میان؟
تو كي هستي؟
اين چه كوفتيه؟
پدر سوخته عوضی - دفعه ی بعد دستتو میشکنم بعدش کمرتو -
و در آخر گردنتو میشکونم
اگه يه تور به دور جهنم ميخواي سه بار ديگه بيا اينجا، فهميدي؟
آخ پام وای پام
ای لعنتی - صصصبر کن -
همونطور که قولشو دادی،من کیم؟
بذار دستامو بشورم - من كيم؟ -
بهنترین جنگجوی دوره گوریو هوون مک
به نظر ميرسه هنوز استعداد داري
میدونی دشمنات چه لقبی بهت دادن؟
گربه سفید
گربه سفیده ،گربه سفید حمله کرده
تو جنگجوی ترسناكي بودي كه از مرزاي شمالي دفاع ميكردي
وقتي ميرفتي توي زمين جنگ جورچنا روحيشونو از دست ميدادن
و شكست ميخوردن
عقب نشینی کنید، سریعتر
کسایی که میتونن نفس بکشن رو
زندانی کنید و بفرستيدشون به گيه كيونگ
گربه سفید
تو همیشه پوست گربه سفیدی رو دور گردنت میپیچوندی
براي همين گردنم هميشه عجيب بود انگار يه چيزي كم داشت
گوربه نه احمق گربه
منظورم گربه وحشيه
به زودي ميره مدرسه ولي هنوز ديكتش افتضاحه
کشتن رو تموم کن، عصب زردپي ماهيچه رو میگه ! اينجا
گربه سفيد، ها؟
تمومش کن تمام - چش شده -
جهنم لا ابالي گري
كسایی که تو زندگیشون خیلی بی تفاوت بودن و بی اهمیت از مسائل زندگیشون رد میشدن
ادمايي مثل تو
صبر كن، تو امتحانو 8 بار افتادي؟
اولين امتحانو قبول شدم فقط هشت بار طول كشيد امتحان دادنم
حالا كه به گذشته نگاه ميكنم تو يكمي تنبلي
هيچوقت سخت تلاش نكردي و هميشه از برادرت پول گرفتي و وكالت خوندي
به راحتي اينجا 20 سال ميتوني بموني
و با اون آدما بدويي
ولی ما تقریبا ازش گذشتیم ...با تشکر از من
تو عادلانه محاكمه ميشي و ميتوني به زندگي بعدي بري
نه من نميخوامش
نميخوام دوباره متولد بشم
الان ميفهمي؟
براي همين تو الان اينجا تبديل به گارد امنيتي شدي
جنگجوی برتر گوریو
درسته من يه جنگجو بودم يخورده زيادي تحت تاثیر قرار گرفتم هرچند اين داستان خودمه
اون چطوري ميتونه اينقدر تغيير کنه؟
مگه من چمه، بعد از هزاران سال که روحاي بيفايده رو آزاد ميکردم اينطوري شدم
عمو عمو ، پدربزرگ بيدار شد
يه ظرف براي ادرار براش ببر وبعدش بگير بخواب
همونطور که قرار داشتيم بقيشو بشنويم
قراره باهاش چيکار کنيد؟
برنامتون چيه؟خدمات ويژه انفرادي
چرا داري از بدن يه آدم استفاده ميکني؟بذار اول اينو بشنويم
مادر پسره بعد از زايمان مرد
و پدرش هم بخاطر بدهياش به فيليپين فرار کرد
پس بخاطر همينه
واسه همدستي بود واسه کمک بود
من نميخواستم اينکارو کنم ميدونستم که نبايد بيام بيرون
ولي اواخر زندگي پدربزرگش اون شارلاتانا اومدن
ما فقط يکم سود برديم پولارو بگيرين و ازينجا برين بيرون
و اون هم خيلي مريض بود
آخه تو قرن 21 کشور مدرني مثل کره چرا بايد اون اينقدر بدشانس باشه؟
ديگه نتونستم تحمل کنم و از اونجا اومدم بيرون - سودش کجاست؟ -
سود اون پولایی که بخاطرش خونه رو گرو گذاشتی
زياد نيست فراموشش کن
صدهزار دلار بود
من چنتا اوراق قرضه و سهام توي بازار خريدم
وقتي پيرمرد بميره منم بايد برم
چطور ميتونم اونطور فقير تنهاش بذارم؟
اينروزا ديگه صدهزار دلار پول زيادي نيست
من پيرمرد رو متقاعد کردم و سرمايه گذاري کردم
ولي ارزشش نصف شده
نه تقريبا هفتاد درصدش رو از دست دادين
پس واسه همين پول قرض گرفتي
اوراق قرضه به زودي اوضاعشون خوب ميشه
بخاطر بحران موقت يکم عقب افتاده
روحي که درگير اوراق قرضه شده؟بحران؟
چطوري ميتوني اين حرفو بزني؟اين پولا واسه خريدن يه آپارتمان کافي بود
تو از اقتصاد چي ميدوني ؟
من تو دوران بحران اقتصادي برادراي ليمان زندگي کردم
آپارتمان؟اون يکي ؟ اون يکي چي ؟
فروش املاک سقوط ميکنه کاملا منفجر ميشه
ولي هنوزم باعث نگرانيه يومرا بهم گفت وارد بازار سهام نشم
حتي اونم نميتونه ازش سر در بياره
واسه اينکه گندتو ماسمالي کني فقط سي هزار دلار داري
اوراق قرضه ميرن بالا ، ميرن بالا اين يه بازيه انتظاره
خيلي واضح نيست؟
باشه پيشنهاد تو چيه؟
بهم بگو
دارلايتام آفتابي؟
چيکار ميکني زود باش بيا
زودباش - هيودونگ -
بپر بالا
پس اگه پدرش هنوز سرپرست قانونيشه اون بچه قابل قبول نيست درسته؟
پس پدرش بايد بياد و اين قدرتي که داره رو تقديم کنه؟
ولي اون از کشور فرار کرده نميتونيم پيداش کنيم
اينا قوانين ما بايد اطاعت کنيم
بريم - يه لحظه صبر کنين -
اگه پدرش نتونسته بزرگش کنه ميتونين مدرکي بيارين که ثابتش کنه؟
مدرک؟
مدارک رو از کجا بايد بياريم؟
البته که مستقيما از پدرش
بازم پدرش؟
بريم
پس پدربزرگش
ليست شده بود که باهم زندگي ميکنن ولي اون پيره درسته؟
اگر ثابت کنين که اون جسما ناتوانه
دراین مورد میتونیم بهش فکر کنیم و راه حلی براش پیدا کنیم
حداقلش که اون از گرسنگي نميميره
سرپرستاش مجبور بودن که اونو به يتيم خونه بفرستن؟
اگه سرپرست داره پس اينجا چيکار ميکنه؟
اگر چه هيچي بي دليل نيست اطلاعات براي کمک خيلي عاليه
حتي بعد از هزار سال اون هيچ تغييري نکرده
وقتي که سوارکار گوريو به دهکده ي جورچن حمله کرد
تو همه ي بچه هارو به يه جاي امني بردي
حتي توي موقعيتاي خطرناک تو فقط به بچه ها فکر ميکردي
آره ميدونم که اون حسي شبيه آدمايي داره که دنبال سرگرمين استايل سرگرمي
تو ليدر بچه هاي يتيمي
يه اميد کوچيک براي بچه هايي که پدر مادرشونو از دست دادن
روز بعد از حمله تو اونارو به عمق جنگل بردي
جايي که جنگجوياي گوريو دستشون به شماها نرسه
جايي خيلي خيلي عميق توي کوه ها
تو توي سن هيجده سالگي مردي تو واسه سه سال تمام مادر اونا شدي
تو بخودت هيچ اهميتي ندادي فقط به فکر بچه ها بودي
تو خودت رو قربانيه اونا کردي
چرا اینجوری بهش گفتی؟
جهنم کلاهبرداري
تو درد رو حس ميکني ولي هيچ زخمي نيست شگفت انگيز نيست؟
کيم سو هونگ
من با جزئياتش بهت ميگم که چرا ناعادلانه کشته شدي
نيازي نيست براي فهميدنش عجله کني
قراره باهام چيکار کني؟
اگه باهات همکاري کنم باهام چيکار ميکني؟
تناسخ
تو توي تناسخ قرار ميگيري
من بارها و بارها بهت گفتم که بهم بگو که چيشده تو کي هستي
ولي تو فقط چرت و پرت تحويلم دادي تناسخ...تناسخ
تناسخ
بهش نيازي ندارم - کيم سو هونگ -
خيلي خب
قصه ي خودمو بهت ميگم
پدر من
ژنرال ويژه اي براي قدرت گوريو بود
و فرمانده جنگ عليه خيتان بود
خط مقدم رودخانه يالو
شجاع و دلسوز
اون احترام و اعتماد همه رو دريافت کرد
وقتي سن وسالم براي اسب سواري به اندازه ي کافي بود ،اون منو تو همه ي جنگا رهبري ميکرد
حمله کنين - و دوست داشت که من دنباله روش باشم -
و يک ژنرال بشم
ارتش ما تهديد بزرگي براي خيتان بود
روبرو شدن باهاش غير ممکن بود اونا مقابلش زانو ميزدن
بذار اونا برن - پدر -
سرنوشت تا الان هم براشون بد رقم زده شده
پس نيازي نيست که بيشتر ازين خونريزي بشه
اون خيلي باهوشو مهربون بود
ولي نميفهميدم که چرا بايد به دشمنمون شفقت نشون بده
پدرت به نظر آدم خوبي مياد
بهش فکر کنی پدرت سعی میکرد انسانیت رو به پسرش ياد بده
تو همه ي اينارو الان اين وسط آناليز کردي؟
تو دوست داري قوانين سختو دنبال کني درست نميگم؟
يه سوال دارم قضيه داداش کوچيکت چيه؟
دهکده نزديک رودخانه يالو
صبر کنين ،صبر کنين
لطفا صبر کنين
بيشتر ازين عذاب نکش متاسفم - اون گفت که بيشتر ازين عذاب نکش متاسفم -
منو ببخش
براي خانوادش چه اتفاقي افتاده؟
پسر خانوادت کجان؟
اونا مردن - اون خانواده اي نداره -
پدرم اون يتيم خيتاني رو با خودش برد
اين شد که همه چي شروع شد
آفرين حرفاي بيصدا و صدا دارو جدا بنويس که گيج نشي
عمه - عمه؟ -
آفرين پسرم
ديگه داره ديوونم ميکنه
پدربزرگ يه راه ديگه اي هست - چش شده ؟ -
چندبار بايد بهت بگم؟ سمت راست ناشنوايي يجوراييم از سمت چپ
ولي من واضح ميشنوم که چي ميگي احمق - واسه همينه که داريم تمرين ميکنيم -
بيا بازم امتحان کنيم
اين جسد دو روز پيش پشت ساختمان ستاد کيم پيدا شد
و پرونده و اجرائيات از امروز آغاز شد
حتما بايد خيلي سختي کشيده باشه
(گوينده اخبار)
(گوينده اخبار)
اين ديگه چجورشه
چرا اين فرشته هاي مرگ اين آدمارو ميبرن؟
مات
کي بهت گفته که جلوي برادر بزرگت زانو بزني؟
راحت بشين
بله پدر
از وقتي اون اومد من چيزاي زيادي از دست دادم
پاهاتو بيشتر باز کن تا تعادلتو حفظ کني
و شمشير بايد دقيقا روبروي دشمن باشه
بخاطر اينکه اون هيچ خانواده اي نداشت
اونو بيشتر از حالت عاديش دوست داشت
به حقايق بچسب
بذار تماشاگرا راي بدن
نمیدونی چیه ؟
خب بعدش چي شد؟
چرا اين داستان قدیمی اينقد باحاله؟
کاملا همه چیز برعکس شد
خب بعد ازينکه بهش درس داد چيشد؟
مات
گريز
مات
گريز
براي چي حمله نميکني؟
چرا حمله نمیکنیو فقط عقب نشینی میکنی؟
گريز
استراتژيت چيه؟
تاکتيک بيگانه اس؟
تا چقدر براي زنده موندن تلاش ميکني؟
جوابمو بده
جوابمو بده
پدر حمله رو بهت ياد نداده؟
نبرد توسط مخالفانمون تعييمن ميشه
چي؟
هميشه يادت باشه، هميشه آويزونه برنده شدن نباش
حريص پيروزي و تاکتيک نباش
دشمنت رو بخون
دشمنت و تاکتيک دشمنت رو بخون
اين کليد ژنرال شدنه
پدر اينطوري بهم ياد داده
واه خیلی سریع همه چیزو یاد گرفت
پس داري ميگي که به خاطر يه يتيم کشته شدي؟
ولي ميگم شمشيرت چي ميگه؟
قراره چيزي ازينجا بياد بيرون؟
همش بخاطر تويه عوضيه
جهنم پشت جهنم ظاهر ميشه
اينجا هم با همه ي چيزايي که ازشون ترس داري روبرو ميشي
بلشخصه خود تو هم باهاشون روبرو ميشي عوضي
پس واسه همينه که درآورديش
پس بيخيال من از هيچي نميترسم
آقاي خوشتيپ با موکل جديدت بهتر رفتار کن
منو نميشناسي؟
من روح انتقام جوم
مطمئني؟
تو این دنیا چیزی وجود نداره که من ازش بترسم
اگه از چیزی میترسیدم تا الان یچیزی اومده بود بیرون
همگي رفتن
بابابزرگ
آرومتر پدر سوخته
...مامان بزرگ
شاد زندگي کن،هیچوقت مریض نشو
الان دیگه پسری نداره که منتظرش باشه باید ازینجا بره
مامان بزرگ،باید خوب زندگی کنی
...وقت رفتنه
اگر دیداری باشه رفتنی هم وجود داره
اونا برای دیدار دوباره از هم جدا میشن
...قطعا، برای دیدار دوباره
اونا برای دیدار دوباره از هم جدا میشن
روي موضوع تمرکز کنیم
هنوز مسئولیتی که گردنت گذاشته شده رو انجام ندادی
کسایی که رفتن بازبرمیگردن اونا برای دیدار دوباره جدا میشن
درسته,دوباره همديگه رو ميبينن
اين يه چرخه اس
اونا برای دیداری دوباره جدا میشن
حالاهرچي,چطوري آشنا شديم؟
چطوري يتيم هاي جورچنی با جنگجوهاي گوريو آشنا شدن؟
خيلي ممنون
اون بچه جورچني،رئيس
شما اهل گوريو هستين؟
!ممنون،ممنون
براي ديدن شما اومدم،ممنون
منو به مخفیگاهت ببر
اینا بچه های جورچنین
بايد بکشيمشون
خودم انجامش ميدم
برو کنار،بذار خودشون انجام بدن
حتي اگه گشنه اي،خودت بايد غذا بپزي
استخوان رو آسياب کن و از پودر براي زخم استفاده کن
پوست ببر رو بده به کسايي که ميخوان شکار کنن
...و هرگز
به بخش جنوبي نرو
عمو،دوباره بهم بگو
اونجا چکار ميکني؟
نمیبینمت بیا پایین
چه عوضي
همينجا بمون
آیگو شماها اومدین
تقريبا مدت زيادي گذشته،نگران بودم
برو،برو،از اينجا برو
!اگه نگراني،برو
!عمو
!اوه نه
!اوه نه
آدمای بد
!کافيه
دوباره برگشتي؟به تور جهنم برگشتي؟
بازم اومدی؟
نه اونا نیستن نه
تو کي هستي؟
...اونا نبودن
وقتي پول دستمون اومد بدهيش رو ميديم
چرا هردفعه آرامش این خانواده رو ازبین میبرین کاری میکنم که پشیمون بشین
همونطور که قول دادم دستت رو ميشکنم
پس ديگه به اينجا برنگرد
ما گروه اخراج کننده ایم
مقامات شهر گفتن - بهت گفتم که -
!ما نزول خور نيستيم
اون به مقامات حمله کرد،احمق
راستش سخت که بهش فکر میکنم یچیزی وجود داره
چیزی که ازش میترسم
نه نه،نیازی نیست که بهش فکر کنی
راحت باش - الان دیگه راحت نیستم -
نه،انجامش نده
گفتي از چيزي توی دنیا نميترسي،درسته؟
وقتی که هنوز آدمی توی دنیا نبود وجود داشت
الان دیگه وجود نداره
اون خزندهای منقرض شده
تو احیانا از قورباغه ها که بدت نمیاد
قورباغه ها هنوز وجود دارن و اونا دوزیستن
پس قورباغه ها دوزیستن پس بریم
تا حالا پارک ژوراسيک رو ديدي؟
براي فيلم وقت ندارم،بريم
دايناسورها منقرض شدن
بخصوص رپتورها
اونا گوشت خوارن
!محض رضاي خدا
حتي بعد از مرگم هم سردم میشه
رپتورها؟فقط يکي؟
نه،اونا گروهي شکار ميکنن
اونا گروهي از شکارچي ها مبارز هستن
ميدوني چقدر سريع هستن؟
نهايت سرعتشون هفتاد کيلومتر بر ساعت هست
کيم،پشت رو نگاه نکن و اصلا تکون نخور
مشکل چيه؟ - پشتت رو نگاه نکن -
اون چيه؟
چي؟اون چه کوفتيه؟
!صدات رو نميشنوم!نميتونم
هیچی نمیشنوم
پس پدر بزرگ
بجز مشکل شنيدن،مشکل ديگه اي هم داري؟
اگه مشکلات زيادي داشته باشي ميتوني پولدار تر بشي
زانوم درد ميکنه،خیلیم درد میکنه
بیشتر ازونچیزی که فکرشو میکنی درد میکنه
مشکل گوارشی که نداری؟
نه مشکلی ندارم دارو میخورم درمان میشم
يکدفعه صداي زمزمو شنيدي؟
!نه!به هيچ وجه
!ديگه چيزي نميشنوم
همین حالا تاییدیه ناشنواییمو بده
بهم وقت بده
!شما اونجايين!بياين بياين اينجا
!هر سه تاتون،بياين اينجا
تظاهر نکنين که کَرين
من؟
باشه
آقا با شما کار داره
به فرزندی گرفتن خارج از کشور
اون به فرزندي گرفته میشه مهم نیست که چند سالش باشه
اين فرصت عاليه
بخاطر سنش به فرزندی گرفتن محلی سخته
پس بايد به خارج از کشور بفرستيمش؟
يا پدر يا مادر بزرگ يا قيم اون بايد امضا کنه
قيم؟
من این مورد رو پیشنهاد دادم چون خانوادشو میشناسم
قيم - آره،قيم رسمي -
!کيم سو هونگ،چشمات رو ببند
!چشماتو ببند
کیم سوهونگ همونجا وایسا
تمومش کنم؟
آره همونجا وایسا
تیرانوساوروسه
چيز ديگه اي هست؟
به فرزندی گرفتن؟
همه تون ديوونه شدين؟
من هنوز زنده ام
چرا بايد بيخيال پسرم بشم؟
برای اینکه باید به زنده موندن ادامه بدین
وقتي که جوان و فقير بودم
خودم دست بکار شدم،عوضي
پس وقتی که جوون بودی باید سخت کار میکردی
اگر زندگیتو تلف نمیکردی الان پشیمون نبودی
مثل الان گریه زاری نمیکردی ، ولم کن
.. هی تو چرا - تو ساکت باش ببینم -
حضرت عالی خوب نمیبینی درسته؟حتما باید بیاریش نزدیک تا ببینی درست نمیگم؟
ميدوني چرا دوربینی ؟
وقتي بزرگ شدي،بايد خیلی چیزای دورتر رو ببینی اون دور دورا
تصوير بزرگ
بذار يه نگاه دوری به زندگي هیون دونگ بندازيم
...قبول فرزند خارجي يه
!هور چون سام!چقدر گستاخي
ميدوني من کي هستم؟
!اين راز خداونداس اینکارو نکن
تو خیلی بچه ای
میدونم من کیم که اینکارو کردی دیگه از دست روح ناراحت تو خسته شدم
!نه - !خفه شو -
هور چون سام توی گستاخ
...من در طول قرنها به خیلیا کمک کردم
تو اصلا پدر داري؟
!متاسفم،قربان
اون هروقت که بارون مياد قاطی میکنه
اون توی روز باروني تصادف داشته
سرش آسيب ديده
کاملا سرم باز شده،قربان
منو ببخشيد
اينکه اون نوه منه زياد مهم نيست
اين حقيقت که من پدربزرگشم مهمه
توی شکم دايناسور
توی شکم دایناسور موساساوروس بزرگترین دایناسوری که وجود داره
من اولين نفرم
تبريک ميگم کیم سوهونگ اولین بارهای زیادیو اینجا تجربه کردی
اميدوارم هضم نشم
اون مارو مستقيم در امنيت کامل به بخش خيانت در جهنم ميبره محاکمه خیانت اینجا تموم میشه
خيانت اینجا تموم میشه
پایان خيانت
کيم سو هونگ
اگه ستوان وون پارک واون سربازه بهت خيانت کردن چه احساسی پیدا میکنی؟
منظورت اينکه اونا بهم خيانت کردن؟
اونا همچین آدمایی نيستن
اون وونه دست و پا چلفتی مغز درست و حسابی نداره
بدنشم مثل مغزشه واسه همین نمیتونست دنبالمون بیاد
اون مورد ستم کسایی که دنبالشون میکرد واقع شد
چقدر غم انگيزه؟
پسره بیچاره
نمیتونم انجامش بدم - همه بایستن -
البته که ميتوني
پاشو
جوخه دوم - بله،قربان -
ميتوني انجامش بدي - به پيش برو -
و ستوان پارک رو ببين
اون اولين يتيمي هست که از آکادمي فارغ التحصيل شد و زندگي سختي رو تجربه کرد
اون يکبار منو به خونش دعوت کرد
اون بخاطر من حتی لشکر کشیم میکنه
گروهبان کيم سو هونگ
سو هونگ،ما داریم بچه دار ميشيم
بچه
هیچ دشمنیی بینمون نبود، زنشم باردار بود
ماه بعد هم به عنوان کاپیتان ارتقا درجه میگرفت
شرط مي بندم که وون دونگ و پارک جون
يه عالمه نگرانی بعد از این اتفاق داشتن
خيلي موقعيت بديه
وون دونگ يون به خودت بيا
اون درک مي کنه
قبرشو بکن
اگه مي دونستن من زنده ام منو اينجوري خاک نمي کردن
از اون آدما نيستن که بهم خيانت کنن
خيانت چيز ساده ای نيس
پسر رقابت فردا همه چيزو مشخص مي کنه
جورچن توی این ناحیه اس
بله پدر
ما باهم میریم
ولي تو جلو مي ري
ولي پدر کانگ ليم بايد جلو بره
اگه اون جلو پيشتاز باشه ما قطعا مي بريم
ولي خيلي تلفات مي ديم
من نمي تونم اينو قبول کنم
وقتي که مشخصه که مي بريم
ولي پدر
من نمي تونم تو ميدون جنگ مثل اون باشم و جاشو پر کنم
نه
اونایی که زندگي انسانها رو متفاوت در نظر ميگيرن نمیتونن به جنگجوهای بزرگی تبدیل بشن
پس پدرت بهت خيانت کرد؟
پدر به پسرش خيانت مي کنه؟
حتي اگه به بچه اش اعتماد نداشته باشه چطور مي تونه طرفداري پسرخونده اشو بکنه
گان ليم، توهم یچیزی اینجات گیر کرده و داغونت کرده
جهنم خيانت
پدرت خیلی فوق العاده اس
بچه غریبه هارو گرفت
اون بچه رو آورد تا جنگ با وحشي ها تموم بشه
از بچه اي که به سرپرستي گرفته بود استفاده کرد تا دشمن رو شکست بده
پدرم بجای اینکه منو با خودش
توی جنگ سخت و خطرناک ببره برادر کوچیکمو برد
و این آخرین تصویری بود که ازش دیدم
...پنجاه هزار نيرو در ميدان نبرد کشته شدن
و پدر منم کشته شد
قصر منو به عنوان رئيس انتخاب کرد تا از قلعه دفاع کنيم
گانگ-ليم،ميشه اولين دستورت به عنوان فرمانده رو حدس بزنم؟
به عنوان شخصي که مسئول قتل پدرش هست
!تو برادرت رو به خطرناک ترين منطقه فرستادي
ميخواي شرط ببنديم؟
شرط ميبندم هدفت تناسخه منه هه
من؟يه قيم بودن؟
ببين قوطی جمع کردن باعث نميشه مشکل اون بدهي حل بشه
تو فقط سی هزار دلار داری سی هزار
ارزش سهام افزایش پیدا میکنه
خب علاوه بر فرزند خوندگي،بيا يه گزينه ديگه هم پيدا کنيم - دنبال چي هستي؟ -
چرا دنبال آبادي توي کوير ميگردي؟
باید یه راه برای خروج از کویر شنی پیدا کنی
!علاوه بر فرزند خوندگي خارجي،گزينه واقعي ديگه اي وجود نداره
عمه من قراره فرزند خونده بشم؟
فرزند خوندگي
میشه بازم یه داستان از قدیم برام بگین؟
چرخه ی زندگی
پس چرا با سهام کار ميکني بدون اينکه چيزي ازش بدوني؟
!تو چيزي راجب بازار سهام نميدوني
چطور ميتوني به عنوان بهترين گزينه بدونيش؟
بهترین گزینه ای اینجا وجود نداره
!بايد بين بد و بدتر،گزينه بد رو انتخاب کني
...فردا به دادگاه ميرم - !ببخشيد!سونگ جو -
!و يک قيم قانوني
چي؟
من بازم پایین نرفتم؟ - برگرد بالا و مواظب بچه باش -
!نه،گذشته من
من هرگز به جنوب نرفتم؟
همينطور که داشتیم ميگشتيم پيداش کرديم
بهت گفتم که به جنوب برنگرد
...ميبخشمت چون - ..ببخشيد -
...يه بچه بود
...يه بچه مريض
..نياز به دارو داشتم
بايد دنبال دارو ميگشتم
احساس بهتري داري؟
آره،تب اش پایین اومده وخیلی خوب خوابيده
من نگران تو بودم حال تورو پرسیدم
دوک چون از جورچني های يتيم مراقبت ميکنه
و هون مک شواليه تنها
داستان زيبايي راجب هون مک و دوک چون بود
اينجا داستان به پايان ميرسه
هون مک مرسي که گوش کردي
لي دوک چون
و - هیون دونگ -
مرسي که گوش کردي
خیلی خب تیتراژ پایانی ...بریم داخل
وقت خوابه
يه لحظه صبر کن
فکر ميکنم شما همه داستان رو نگفتين
ميخوام همه چيز رو بشنوم،قربان
داستان هیچ شروعی نداره
کی منو به اونجا فرستاد؟
داستان از اونجا شروع ميشه
اين روزا از جنگ با اتفاقي که براي تو افتاد قابل مقايسه نيست
بيخيال فراموشش کن
کي منو فرستاده؟
اول اینو باید بفهمم
اون کيه؟
جوابمو بده
میرون
ميرون؟
کسی که تورو فرستاده اسمش میرونه؟
اون رئيسمه
منو فرستاد تا از مرز شمالي دفاع کنم
پدرو مادرت سربازن؟
اونا فقط کشاورزاي معمولي ان
تو جنگ از هم جدا شدن؟
نه جفتشون کشته شدن
به دست يه سرباز به اسم گربه ي سفيد وحشی
هميشه صورتش رو با پوست گربه سفید میپوشونه
همه ي آدماي جورچني رو با بي رحمي کشته
کشاورزا و سربازا
بدون رحم
وقتي گربه ي سفيد وحشي اومد به روستامون
پدر و مادرمو کشت
فکر مي کني که اون دلیل خوبی داره
که همه ی اون آدمارو اونطوری کشته؟
زندگي انسان در دنياي طبيعي و روح در دوران پس از دنيا
تا جایی که نیازه باید بهشون گفت
و تا جایی که دوس دارن باید بشنون
اگه همش بخواي راجب حقيقت بپرسي
بالاخره جهنم بي عدالتي
تو اين محاکمه بهت مي گم که دقيقا چه اتفاقي افتاد
حقیقت ناعادلانه پشت مرگت رو هم میفهمی
اینو بیخیال بابا
بقیه داستانو بگو بعد ازینکه پدرت مرد
و اينکه چرا ناعادلانه به دست برادرت کشته شدی
و اينکه چرا تو يه انسان نمونه اي
و اينکه چرا مرگت انقد ناعادلانه اس خودم بهت میگم
مرگت يه حادثه نبوده يه قتل از قبل حساب شده بوده
به دست کسايي که تو خيلي بهشون اعتماد داشتي
الان دیگه نوشتنت خیلی خوب شده
پدر بزرگ اچيشده؟
واي بهم نگو که دوباره وقتشه که بميرم
امکان نداره بچه جون
مدرسه ات هفته بعد شروع نميشه؟ - آره -
همينجوري خوب ياد بگير - همينجوري خوب ياد بگير -
مي خواي بري بانک؟
بله پدربزرگ زود برمیگردم
سونگ جو
بله
ارزش سهام رفته بالا؟
البته،خيلي منتظر بودي
حتما پولمون زياد شده
هي
دستيار محافظ لي دوک جون
مي تونيم حرف بزنيم؟
هي
تو لیدر بچه های جورچنیی يا محافظی؟
یادت نمیاد من جون تو رو نجات دادم من محافظت بودم احمق
چطور مي تونم قاتل پدر و مادرمو
محافظ صدا کنم؟ - اون واسه هزارسال پيش بوده -
تو وقتي که من زنده بودم هيچوقت معذرت خواهي نکردي
قانون پس از مرگ، قسمت 1.3 هر آدمي که نتونه
هي ، بس کنین بس کنین
بياین اينجا
مي خواي بدوني که چطوري تموم شد؟
شما خودتون خواستین تا آخرشو بگم
ما داریم میريم دادگاه
ولي چرا ميريم اونجا؟
چون میخوایم از تو یه سرپرست بسازیم
سرپرست واقعی هزار سال پیش خوده خودت بودی
گرفتمش
گرفتمش
هون مک تو همش خودتو به خاطر احساس گناهت که پدر و مادر لی دوک چون سرزنش مي کردی
نه به خاطراين که نمي خواستي معذرت خواهي کني
تو جرات اين کارو نداشتي
پرونده ي بعدي با شماره ي 2017-256 هست آقاي هور سونگ جو
جلو
شما مي خوايد که قيم قانوني هور هيون دونگ بشيد
تو هور سونگ جويي؟
بله
نفستو نگه دار
حالا
تو مي دونستي که نمي توني هميشه کنارشون باشي
بهشون ياد دادی که چطوري رو پاي خودشون وايسن
من با درخواست آقای سونگ جو موافقت میکنم
تنها کاري که میتونستی بکني اينه که
محافظ بچه ها باشي
تو محافظ بچه هاي جورچوني
ولي نتونستي به کشورت خدمت کني
به گشت زني هاي مرزي کمتر توجه کردي
جنگاي طولاني و سرما باعث شد
سربازاتو از دست بدي
تو خودتم خسته شدي
ولي نمي توني جلوي خودتو بگيري که به بچه ها کمک نکني
تو آذوقه غذاتو واسه بچه ها نگه میداشتی
و همش گزارشات غلطی رو برای میرون مینوشتی
تو فرشته ي محافظه بچه هايي
ولي براي کشورت يه خائني
مجازاته جهنم بي عدالتي براي روحاي گناهکار هنوز وجود داره؟
به خاطر تعداده زياده مجرما الان غير فعاله
جهنم بی عدالتیه ولی گاهي اوقات کسايي که گذشته ي بدي دارن رو مجازات ميکنه
هنوزم براي ده ها سال گناهکارا، يخ زده ميشن؟
يه جهنمه وحشتناک بود
جهنم بي عدالتي
حاکمه جهنم بي عدالتي
خيلي وقته نديدمت گانگ لیم
بياين شروع کنيم
متهم کيم سو هونگ قبول نکرده که قتل تصادفيه
و به يه روحه انتقام جو تبديل شد
و توي زندگيه دنيوي و اينجا باعثه هرج و مرج شده
مدعیان پونصد سال يخ زدن رو درخواست کردن
پونصد سال؟
نادون
کيم سو هونگ ناعادلانه کشته شد
اون بخاطر قتل ناعادلانه ای که داشته به روح انتقام جو تبدیل شد
پس اتهام توي دادگاه امکان پذير نيست
ميتوني ثابت کني؟
آينه ي سرنوشت رو بيارين - اصلاح میکنم -
تمامه مدارک تو توافق نامه پاک شده
الان چکار کنيم
ادعای شمارو چطوری ثابت کنم؟
من درخواست میکنم کسایی که باعث مرگ کیم سوهونگ شدن رو به دادگاه احضار کنید
شاهدي از دنياي واقعي بيارم؟
اون کیه؟
کشوراي انگليسي زبان براي بچه ها ايده آلن
خب واقعیتش بجز کره شمالی همه خوب نیستن؟
درسته هر کشوري بهتر از اينجاست
اگه صادق باشیو دورو نباشی آخرش میبینی که زندگیتو داری تو خیابونا میگذرونی
جهنم هم ازینجا بهتر میشه
گشنه باش و همیشه مثل احمقا زندگی کن
اینو مایکل جابز گفته
درستش استيوه، استيو جابز
اگر گشنه و نادون باشی پس یه گدایی چه چرت و پرتی تحویل مردم داده
هیچوقت به حرف آدمایی که زندگی خوبی داشتن اعتماد نکن
اونا اين چرنديات رو گفتن تا از اون چبزي که دارن محافظت کنن
حالا فهميدي چرا من به پدربزرگ اطمینان دادم
و به جای هیون دونگ توی سهام سرمایه گذاری کردم؟
بله واقعا اميدوارم که ارزش سهام افزایش پیدا کنه
و همینطور هم بالا بره - حتما -
اونجاست زود باش برو زود
سريع باش سريع
گاز بده
گاز بده
مامورای دولتی
پدربزرگ
بلند شو
لطفا
عمو عمو
پدربزرگ - پدربزرگ؟ -
عمو زودی بیا
سونگ جو مشکل چيه؟
کوزه - چی؟ -
وقتو تلف نکن
دونگ يون
وون دونگ يون
گروهبان کيم - آره رفیق حالت خوبه؟ -
اين يه خوابه؟
بله
ميتونم تو خواب ببينمت
همه ي
...آدمایی که اینجا میبینی -
کسيه که جلوته گروهبان کيم سو هونگه، درسته؟
بله گروهبان کيمه خودمونه
اختلال روانی داره؟
اون قبلا مامور گشت زنی بوده و اینکه اون به کسی نیاز داره که هواسش بهش باشه
و به توجه زیادی نیاز داره
اون يه عالمه بيمه بدونه شرط گرفته بود
مامور گشت زني؟
اتفاقه
سی آوریل توی برج دیدبانی رو یادته؟
بله
عمدي نبود
درسته تقصيره تو نبود، عمدي نبود درسته؟
بله
خوبه پس اون شب روي تپه ي پشته سربازخونه
تو زنده زنده دفنش کردي، درسته؟
زنده زنده؟
نگهبان گانگ ليم، داری چيکار ميکني؟
درست ميگم؟ لطفا جواب بده
نه
اون مرده - درسته اين چيزيه که میدونی -
بله من فقط از دستورات پيروي ميکردم - نه، وقتي که داشتي گروهبان کيم رو دفن ميکردی -
ميدونستي که هنوز زنده اس
بعدش شما دوتا مدت زیادیو بدون هیچ حرکتی
حرکت انگشتاش رو تماشا کردین
درست نمیگم؟
محافظ کانگ این چه حرفاییه که میزنی؟ - قربان کانگ لیم داره شاهد رو تحت فشار میذاره -
ثبات روانيش در خطره
محافظ کانگ لیم زمان داره میگذره
اين يه خوابه
چرا اين قدر واضحه؟
بله اين يه خوابه
حداقل ميتوني تو خوابت صادق باشي
یه کلمه کافیه، صادقانه بگو
وقتي گروهبان کيم رو دفن کردي
زنده بودنش رو ديدي يا نه؟
هي دونگ يون وون دونگ يون
بهش بگو نديدي، اون در اشتباهه، اين طور نيست؟
بهش بگو نديدي
هيچ وقت اشکاتو
براي گذشته حروم نکن
رفيق چرا اينو ميگي؟
چرا اينجا ميگيش؟
هي بيا اينجا
کيم سو هونگ بس کن
این چیه؟
تو چت شده؟
چي داري ميگي؟
ميدونسي من زنده ام؟
درست نیست بگو که درست نیست
واقعا چت شده؟
یه ديوونه داره میگه که تو منو کشتي
گروهبان معذرت ميخوام
بخاطر چی معذرت میخوای عوضی
زودباش بهش بگو در اشتباهه
قربان توی خواب این حالت اجتناب ناپذیره ممکنه که بمیره
لطفا شاهد رو بيدار کنين
اون در خطره
دونگ يون بلند شو
اين سرنوشته
گروهبان کيم منو ببخش
قتله شاهد به دادخواهي اضافه شده
چطوري ميتونه اين قدر ساده وپاک باشه؟
چرا عین دیوونه ها کوزه فرم اصلی رو جلوی دید و دم دست میذاری
بهترين جاي قايم کردن تو مکاناي عموميه پر رفت و آمده
چیز مهمیو توی آتاشغالا قایم کردم
خواهش میکنم از پسره مراقبت کن
بهش ياد بده که چطوری بنویسه
امروز به هیچ وجه از بین نمیری
پس چيزايي مثله اين نگو
چرا نگراني؟
...پس اندازش - اون ارزش سهاما هیچوقت بالا نمیرن -
متوجه شدي؟
به هیچ وجه بالا نمیره
با آشغال هیچ فرقی نمیکنه
...برای جزئیات بیشتر
وونه کره به نقطه اي رسيد که نميتونست حفظ بشه
سهام دارا اهميت ندادن و زياده روي کردن
و هدرش دادن
علتش اينه
منو ببخشين
من واقعا متاسفم
همون طور که گفتي، بايد يه خونه میخریدم
يا يه کم بيتکوين
عاليجناب
به نظرم باید به دادگاهش ادامه بدیم
متهم نتوست که ادعای خودشو ثابت کنه
پيشنهاد ميکنم منجمدش کنيم
چطور میتونه تو همچین موقعیتی اینطوری فکر کنه؟
يکي مرده، پست
میدونم که تمامه مرگ ها گريز ناپذيرن
و مرگهای ناعادلانه هم استثنا نیستن
جرمش اثبات نشده
لطفا بهش یه فرصت دیگه بدین که مرگ ناعادلانش رو ثابت کنه
گانگ ليم درست ميگه
درسته
با شاهدي که در حينه دادگاه مرد
چیزی ثابت نشد
پس تو دادگاه بعدي ادامه ميديم
آزادش کنيد
تو دونگ يون رو کشتي
عوضیای بی شرف
...چطور دقیقا تو لحظه ای که از خونه رفتیم
اتفاقي مثله اين وقتي انتظارش رو نداشتيم افتاد
اون روز مهمم دقیقا مثل امروز غیر منتظره بود
هزار ساله پيش
سرپرست شما
منظورم میرونه
میرون در مورده مشکلي که داشتي ميدونست
و سپاهيانش رو براي
قتله عامه مردمت جمع کرد
وسايلي که داري به دشمنامون ميدي
مثله خون خانوادگيمونه
به عنوان مجازات همه ي استخوناتو ميشکونيم
استخونامو بشکونين و پوستمو بسوزونين
هيچ وقت نميگم بچه ها کجا قايم شدن
فرمانده متاسفم
به محضه اين که خورشيد طلوع کنه به مخفيگاهشون حمله ميکنيم
هونماک دشمنه حکومته
اون و يارانش رو ببندين و بدينشون به گرگا
ميرون خیلی آدم بدیه
اون خيلي بده
ميل گانگ - پس -
من غذاي گرگا شدم؟
افتخاري بود که به فرمانده ای مثله شما خدمت کردم
حواستو خوب جمع کن
بايد بيدار بموني
!ريشو!ريشو
جهنم خشونت
سرورم!ما قبلا توی دادگاه های
مظنونين به قتل بوديم
همش بخاطر اينکه سوالات گنگ ليم خيلي سنگينه
حاکم جهنم خشونت - اگه اون اینطوری ادامه بده -
!عاليجناب
لطفا تا تصميم دادگاه در مورد قتل صبر کنيد
مخالفی؟
ميدوني اون يعني چي؟
تا آخرین محاکمه
اگر نتونستم مرگ ناعادلانش رو ثابت کنم
من حق دفاع رو نخواهم داشت
!نه،سرورم
...اون نميتونه گول
!من شانس تناسخ رو تسلیم میکنم
!مزخرفه
تناسخ الان کم ترين اهميت رو براش داره
منظورم تناسخ خودمه
منظورت تناسخیه که هزار سال براش زحمت کشیدی؟
آره
درخواستتون چیه؟
ستوان پارک موسين رو به عنوان شاهد قتل احضار کنين
..علاوه بر اون
لطفا پادشاه يومورا رو هم احضار کنید
!اون آخرين شاهد محاکمه کيم خواهد بود
...ريشو
...به
به چيزي که بهت ميگم با دقت گوش کن
اون هشت کیلومتر جاده برفی رو طی کرد
برای اینکه از بچه ها محافظت کنی - !سريع -
اونجا موندی تا براشون وقت بخري
!بعدا ميبينمت!حالا برو
حالا بايد چکار کنيم؟
حالا برو
نميتونم
نميخوام برم
همین حالا برو
برو و از بچه ها محافظت کن
...لطفا
!حالا
...صبر کن
...منو ببخش
...خيلي متاسفم
تو اونطوری التماس بخشش کردي
...پس اون روز وقتي
...میرون
منو ميکشه؟
ازش متنفري؟
تا الان که توی این دنیا زندگی میکرد
به خانواده های زیادی خدمت کردم
و همه رو زیر نظر داشتم
و هنوزم مردم رو درک نميکنم
ولي يک چيز قطعيه
هيچکس از بدو تولد آدم بدی نيست
فقط شرايط بد که آدمو مجبور میکنه
..پس هروقت احساس نفرت کردي
..خشم کردي و درک نکردي
سعي کن برعکس به همه چیز فکر کنی
بعد همه چيز با عقل جور در مياد
اين آدما
این دنیا
...و اين مکان
سوال پرسیدم میرون منو کشته یانه؟
ها؟
(هور چون سام)
هوشيار باش،کيم سو هونگ
..من بايد
اسمشو بخونم؟
بايد اسمشو بخونم؟
هور چون سام
نکن!لطفا - هور چون سام -
نکن،هوون مک!لطفا نکن - هور -
عموي من کجاست؟
کجاست؟
عموو عموو
نه!دونگ هيون!نه نه - هور دونگ هيون -
!عمو سونگ جو
عمو!کجايي!؟
میرون خیلی بده
اون خيلي بده - ميرون منو ميکشه؟ -
ازش متنفري؟
چرا خيلي سخت براي اين تلاش ميکني؟
يومرا کاري با دادگاه من نداره
!چرا از من استفاده ميکني،عوضي
...پس هروقت احساس تنفر کردي
خشمتو درک نکردی
سعي کن به همه چيز برعکس فکر کني
بعدش همه چيز با عقل جور در مياد
این آدما
...اين دنيا
....و اينجا
تو سعي ميکني خاطرات رو فراموش کنی با استفاده از من تناسخ به دست بیاری
اینطوري نيست؟
چیزی که بهش اهمیت میدی تناسخ من نیست تناسخه خودته
خفه شو
حق با منه
خب اون خاطره ای که به آسوني پاک نميشه چیه؟
اون خاطره چيه؟
بهم بگو
چه خاطره اي براي مرگ ناعادلانته ؟
(کانگ ليم)
فقط نایست و به حرفام گوش نده
تو هم یچیزی بگو،عوضی
استراتژي چيه؟تاکتيک وحشي ها؟
...دشمنت رو بخون
این چیزی بود که پدرم بهم یاد داد -
اونایی که زندگي انسانها رو متفاوت در نظر میگیرن
نميتونن به يک جنگجوي بزرگي تبديل بشن
تو متهم
به هفت جهنم با گناه انساني هستي
ولي براي آخرين بار بهت فرصت ميدم که خودت رو تبرئه کني
اینکارو ميکني؟
تو به ارتش دشمن تاکتیک های نظامی رو ياد دادي؟
...اون بچه ها دارن از گشنگي ميميرن
...اونا بيگناه هستن
...اولين جنايت تو
نتونستی از پدرم در برابر جورچنی ها محافظت کنی
دومین گناهت خیانته
بوسيله توزيع جيره ها که ارزشمند هستن
و آموزش به دشمن
بچه ها رو به حال خودشون بذار
اين نيروي غير ضروري
و گناه قتل
...مزخرفه
...من هرگز
حتي فرض نکردم که تو برادرمي
!مردم لعنتي
چرا گريه ميکني؟
بخاطر اینکه ناراحتی گریه میکنی؟
يا چون فکر ميکني ناعادلانه اس؟
..دوباره ازت ميپرسم
چون ناراحتي؟
يا بخاطر اينکه چون فکر ميکني ناعادلانه اس؟
بريم
قربان
مشکل چيه؟
چي؟
اينجا چکار ميکني؟
سونگ جو از بین رفت
خب که چي؟
ميخوام ازت بپرسم
اگه اون دیگه اونجا نباشه
چکار بايد بکنين؟
ما بايد..پدربزرگ
پدربزرگ رو بیاریم ،درسته؟
لي دوک چون
از اين همه سال چي ياد گرفتي؟
من براي هزار سال چي يادت دادم؟
...هزار سال
..آره،هزار سال شده
انگار من موضوع اين محاکمه نيستم
بريم
به دادگاه بعدي
مال منه يا تو
بيا تمومش کنيم
جهنم قتل
اين آخرين جلسه از دادگاه کيم سو هونگ هست
به گفته محافظه کیم این مرگ ناعادلانه اس
...و نتيجه
به این حرفای بیهوده نیازی نیست زودتر شروع کنین
حاکم جهنم قتل
!شروع جلسه
اول از همه
ميخوام از ستوان پارک بپرسم
تو متهم کیم سو هونگ رو کشتي
بعد از اينکه میدونستی زنده اس؟
به عبارتي ديگه شما و سرباز وون ديدین که انگشتش حرکت میکنه؟
گانگ ليم،چطور بود؟
من به جات انجامش دادم و خودمم بجای شاهد جواب میدم
نه،حقيقت نداره
سرورم،خواهش ميکنم با مباحث غلط گمراه نشين
تصميمي بگيرين که منصفانه ست
داداستان حقيقت رو ميگه؟
اولين باري که يومرا رو ديدم
هزار سال قبل بود که داشتم ميمردم
بعد از قتل
شما وظیفه حفاظت رو بهم پيشنهاد کردين
کسی که قانون رو اجرا ميکنه
يادتونه؟
بايد جواب بدم؟
آره،لطفا جواب بدين
بهمون بگو که چي گفتي
وقتي که بهم این شغل رو پيشنهاد دادين
گناهات سنگينه
از اين به بعد حافظه ات سالم ميمونه
درحالي که حافظه اون روح هاي بد شانس رو پاک ميکنم
اگه بتوني 49 روح رو به تناسخ برسونی
در هزار سال
با دوتا روحي که کشتي
به هر شکلی که میخوای بهت تناسخ میدم
به علاوه
بعدش من حافظه تو رو پاک میکنم
قبول میکنی؟
چرا مجبورم كردي كه
براي هزار سال اين عذابو تحمل كنم
اونجا جایگاه شهوده لطفا برید اونجا و دلیل واقعیتونو بهم بگید
چطور جرعت ميكني
لطفا منو برای کشتن دختر بیگناه و برادر کوچیک تنهام
مجازات كنين
دلیلت چیه؟
ميخوام يه بار ديگه ازت بپرسم، شاه يومرا
دليلت چيه؟
بهت فرصت دادم
درسته هزار سال براي جبران و مجازات گناهام دادي
و از اونا طلب بخشش کنم
درسته؟
بعد
چجوري برا بخششت التماس كردي؟
نه
اين كارو نكردم نميتونم انجام بدم
من هر روزي رو كه باهاشون همراه بودم
پراز گناه و عذاب گذروندم
سوال از ستوان پارك!
حتما اون گردباد شنی که تقریبا داشت جونت رو میگرفت رو یادت میاد؟
فكر ميكني چرا برای زنده موندنت قانون طبيعت رو شکستم؟
برای جلوگیری از یه دادخواهیه دیگه
پارك موسين، خفه شو!
من بخاطر اينكه اون مي خواست يه روح ناراحت رو ببخشه نجاتت ندادم
ولي براي اصلاح كردن خودت تا روزي كه مرگت برسه
بهت زمان دادم مثله يومرا
پس اشتباهات مشابه رو نبايد انجام ميدادی - گانگ ليم،چطور جرات ميكني -
بیارینشون پایین
اگه يه بار ديگه شاهد رو بترسوني
بدون اخطار متهم رو پایین میندازم
اين فقط يه خوابه
اين فقط يه خوابه
اعلي حضرت، وقت داره تموم ميشه
به زودي بيدار ميشه
اونو بايد برگردونيم
آخرين سوال از شاه يومرا
پدره من، گانگ مونجيك رو
از گوريو يادته
كسي كه هزار ساله پيش موقعه نبرد
مقابله جورچن مرد؟
حقيقت مشخصه،مهم نيست چجوري بخواي يادش بياري
اون تو ميدونه جنگ نمرد
اون كشته شد
قتل عمد بوده؟
درسته،پس بگین چرا
مرگش رو تو كتاباي تاريخي
به عنوان قتل ثبت نكردن؟
سرپوش بود
چي؟
درسته، اين درسته
يكي روش سرپوش گذاشت
من اون آدمم
ميدونسم پدرم هنوز زنده ست
عقب نشيني ميكنيم فردا بر ميگرديم
بله
چرا پدرتو
نجات ندادي؟
اجازه بده سوالمو تصحیح کنم
چرا فرار كردي و ولش كردي تا بميره؟
من ترسيده بودم
پسر، هميشه يادت باشه
استراتژيت مهم نيست
من ترسيدم برادرم جايگاهمو ازم بگيره
ترسيدم بخواد قدرتم و مقامم رو به زور ازم بگيره
بعداز برگشتن به مقر
به حماقتم پي بردم و به ميدون جنگ برگشتم
ولي اون قبلا مرده بود
و من تا امروز با تاسف خوردن و پشيموني
زنده موندم
اگه زندگيت پر از تاسف بشه، زندگي مثله جهنم بنظر ميرسه؟
چطوري فقط تاسف خوردن براي هـزار سال، جهنم ميشه؟
نه
در حقيقت، اينكه من براي بخشش التماس نكردم
و اينكه من نميتونم بخشيده بشم
اين
بزرگترين جهنمه
ميخوام به پارك بگم كه
برخلافه من، اون هنوز يه فرصت داره
ميدونستي
وقتيكه اونو به خاك سپردي
گروهبان كيم هنوز زنده بود؟
دوباره سوالم رو میپرسم - شماره 127 بیدار شو -
تو كيم سوهونگ رو كشتي؟
بذار توی قبر بمونه
خيلي ديره كه درش بياريم
بله
من كيم سوهونگ رو كشتم
سوهونگ، متاسفم
واقعا....واقعا متاسفم
منو ببخش
اين نتيجه گيري سوال من از شاهده
مشخص میشه كه متهم كيم سوهونگ
مرگی ناعادلانه داشته
بنابراين
من دستور فوريه تناسخ رو ميدم
هاله ي نور
اگه میدونستیم كه اون خارج از كشور میره
به جای هانگول انگلیسی یادش میدادیم
بیاین سریع کارمونو انجام و بدیمو روحشو ببریمو بریم
هور چون سام
هور چون سام
هور چون سام
داك چون، ميتوني كاپتان رو ببخشي؟
تو گفتي، من اون دختره هزار ساله قبل نيستم
درسته، تصميم بگير اين كاره توعه
شما
نمیبخشینش؟
من واقعا نميدونم
زودباش، داره ديرم ميشه
خوش میگذره پسرم - آره -
بيا وقتي بچه ها قبول شدن برش داريم
تناسخمون؟
مشكل اينه كه
ما هنوز وقت زیادی داریم
اماده شو
بهمون یه مورد عجیب دادن
آدم عجیب؟ بازم؟...كي؟
اون توی دروازه ي دنياي قبل براي سه روز عصبانی بود
خب، ما بعده اون تناسخمون رو انجام میدیم؟
ببخشین كسي اينجا هست؟
آه اینکارو نکن ترسناكه
گروهبان كيم
کجایی؟
بله
دوباره نمونه کامل؟
امسال سال نمونه های کامله
وون دونگ یون
اينجا ترسناكه
بریم
من كمك ميخوام
لطفا كمكم كنيد
صبر کنین
کسی اینجا نیست؟
در حقيقت
من به شماها یه اعتراف بدهکارم
من... میخوام بگم که
هزار ساله پيش - كسي اينجا هست؟ -
...اون موقع
...من به شماها
من
كسي اینجا نیست؟
سرمون شلوغه
چرا داستان عجیب هزار ساله پيش رو مطرح كردي؟
امسال واقعا يه روحيه ي عالي داره
بریم
گروهبان کیم
هي، عمو
همونجا وايسا! تكون نخور - سرجات وایسا -
عيبي نداره اين اولين باريه كه ميميري
شماها هستين؟
بیا بخور - نمیخوام -
اين كمكت ميكنه كه بزرگ شي
سبزيجات دوست ندارم
چين مسائل مالي و توسعه ي زيرساخت ها رو انتشار كرد
چه خبره - اين باعث ميشه كه در کوسپی رشد كنن -
يه بازيه؟
وقتيكه بزرگ شدي ميفهمي
اون چيه؟ ميخوام بدونم
تموم دیگه حله
سونگ جو، ممنونم
همراه باخدایان:آخرین 49 روز
تناسخ! برا چي بايد دوباره زنده بشم؟ كه چي بشه!
یه لحظه
خب تو هشت بار رد شدي
مرحله اول رو قبول شدم
بعد از ٨بار تلاش مرحله اول رو تموم كردي؟
تو تاریخچه جالبی داری
بله، درسته
ميخواي همكاري كني؟
باهم؟
کانگ مونجیک
کانگ مونجیک
کانگ مونجیک
دلم ميخواد وظايف يومرا رو بهت عرضه كنم
فرمانده گانگ مونجيك
بعنوان جانشين - پدر -
پدر كجايي؟
پدر
پدر
بعنوان جانشينم
آیا قبول میکنی که به جهان بعدی برای هزاران سال حکومت کنی؟
همه ي اينا تقصير منه
پس
من قبول ميكنم
اگرچه كه
به من اجازه ميدي
ظاهرم رو عوض كنم
ميخوام با ظاهر تو ادامه بدم
عضو شویدEXOLOVERS3 برای زیرنویس های بیشتر برنامه های اکسو تنها در کانال
EXOLegend تیم ترجمه و ساب
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.