Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
اطلاعات موثقی داریم مبنی بر اینکه میخوان .ترورت کنن
...انزلو گریک" از طریق شما منو آورد اینجا"
.تا بتونه به این ساختمون حمله کنه
.تا زمانی که خطر رفع بشه میری داخل جعبه
رفع بشه؟ ...هارولد"، نمیخواد با این یارو در بیفتی"
..."میخواد منو بگیره مامور "رسلر
.و هرکسی که سر راهش باشه رو میکشه
."سلام "رد
بقیه کجان؟ - .اسیر شدن -
.به نظرم "رسلر" وضعیتش خوب نیست
.میریم اون پارازیت فرستندهها رو پیدا کنیم
."10ثانیه، "رد
.صبر کن
،رد"، نیازی نیست توضیح بدم الان چی میشه" مگه نه؟
.این جعبه رو باز میکنی وگرنه "دمبه" کشته میشه
.بجنب
.ایول
.انبار وسایل در "آرلینگتون"ــه شمالی
میتونم کمکتون کنم؟
."هچلینگ 5591"
.بشین رو زانوت
...سیگنال رو فرستادم اما کد ارسالی رو
...کد ارسالی رو لازم دارم
.ارتش تو راهه
."به زودی از صحنهی روزگار محو میشی "رفیق
شرط میبندی قبل از اینکه بتونی شلیک کنی من کارتو میسازم؟
خب الان میکشمش "رد"، مگه نه؟
!جعبه رو باز کن
!برو
.کشتمش
!باید بریم...حالا
!"ارام"
...گوش کن !باید الان بریم
!نگهش دار
خب این کی میتونه باشه؟ یه نفر که میشناسیش "رد"؟
.لطفا
!"رسلر"
!حرومزاده - .نگام کن -
.ازت میخوام تمرکز کنی. کد رو لازم دارم - چه کدی؟ کدوم کد؟ -
.کد باز کردن جعبه - ...خدایا، پام -
.همین الان کد رو بهم بگو
.کد رو بهش نده مامور "رسلر"، این یه دستوره
!بیخیال
.ارتباطات مجددا وصل شدن
.یه سیگنال فرستادن بیرون
ساختمون رو "FBI" تا 5 دقیقه دیگه، نیروهای .پس میگیرن
.اگه الان بری شاید زنده بمونی
لیزی"، سلام، چه خبرا؟" - .لیزی" الان در دسترس نیست" -
شما؟ - .همسرش هستم -
تو دیگه کدوم خری هستی؟
من کسی هستم که میخواد یه گلوله بزنه تو .مخ همسرت
.سلام
کی هستی؟
.گوشی رو بده همسرم - .واسه توئه -
!"تام" - لیز"، خوبی؟ چه خبر شده؟" -
امنی؟ - !رو خبر کن "FBI" !تام"، گوش کن" -
.نه! نه! نه
چیکار میخوای کنی؟ منو بکشی؟
.تازه جونم رو نجات دادی
."شرایط تغییر کردن "دونالد
.اگه نتونی "لیز" رو نجات بدی، فایدهای هم نداری
!نگام کن! نگام کن
.مامور "کین" کشته میشه .الان وقتشه
."رومئو"
.کد دسترسی "رومئو"ئــه
"R-O-M-E-O". ."رومئو"
انزلو"، اینجا چیکار میکنی؟"
IMDb-Dl Proudly Presents تـرجمه و زیرنویــــس (ElkA) فرشـــاد
."بذار اونا برن "انزلو
رو "FBI" درخواست زنده موندن مامورهای میکنی؟
.به اندازهی کافی خون ریخته شده
.وقتش رسیده از اینجا بریم بیرون - .میدونم الان وقت چیه -
.مواظب "رد"ــه پیر باشید
...البته الان زیاد مثل قدیمها نیست
اما یه بار دیدم یه "سومالیایی" رو با .جا لباسی کشتش
."اون زمان زندگی سادهتر بود "انزلو
.درسته، سادهتر بود
.بیاریدش
."اصلا به کارت نمیاد "انزلو
.یه بار اضافیه
چیزایی که میگی واسم مهمه "رد"؟
.همه بخوابید رو زمین
.ترسو
.بشین رو زانوت
منطقه رو امن کنید و با مرکز فرماندهی تماس .بگیرید
.تکون نخور. درخواست کمک کردیم .از اینجا میبرمت بیرون
!یه تلفن لازم دارم
...باید اعتراف کنم که هیچوقت فکر نمیکردم از
.جعبه بیای بیرون
.اما این دختر .پیش بینی نشده بود
این پیر مرد هنوزم مثل قدیم جذابه، مگه نه؟
،خب، هر چی که بهت حال بده دیگه .فرقی هم نداره
.محکم باش
."رد"
!تیم نفوذ شماره 5 !اعلام هویت کنید
!من مسئول اینجا "هارولد کوپر" هستم
...به این افراد کمک کنید و
ببرینشون به قسمت آسیبهای روحی در ."بیمارستان مرکزی "واشنگتن
.90ثانیه تا محل مورد نظر
!تراشهی داخل گردنش رو میخوام
..."هتل "امیسری" در "شیکاگو ."آقای "کاپلان
!عجله کنید
"FBI"! !اون آمبولانس رو تعقیب کن! سریع باش
!تلفنت رو بده به من
الو؟
!"ارام" - مامور "کین"، خوبی؟ -
!قربان پیش آقای "ردینگتون"ـی؟
!دارم میرم دنبالشون اما از دیدم خارج شدن
.دارم میرم به سمت غرب و خیابون اصلی
مکان مورد نظر رو داری؟ .دارن اون تراشه رو از گردنش خارج میکنن
!سریع باشید دیگه !داریم به محل تحویل نزدیک میشیم
!30ثانیه - !دارم سعیم رو میکنم -
!فقط اون تراشه رو بده به من !بجنب
ارام"، اونا کجان؟"
.خیلی خب، 6تا بلوک به سمت غرب .چهار راه رو بپیچ سمت راست
!بپیچ سمت راست! دقیقا اینجا
.15ثانیه .2تا بلوک دیگه مونده
!اون تراشهی لعنتی رو بده
.خیلی خب، نزدیک شدی .از خیابون هفتم رفت به سمت جنوب
.سیگنال حرکت نمیکنه
.همونجاست .تو خیابون
.آره، اینجا مکان مورد نظره
.گزارش میدم، چیزی پیدا نکردیم
مامور "کین"، پیداش کردی؟
.نه، رفته
.ردینگتون" رو گم کردیم"
.خیلی خوش میگذره
چجوری اینطوری شد؟
انزلو گریک" یکی از همکارهای سابق" .ردینگتون" بوده"
.با یه تیم خیلی حرفهای به اینجا حمله کرد
.نقشهی تمام ساختمون رو داشت - .پس انتخاب دیگهای ندارم -
.این تیم عملیاتی از کار برکنار میشه - ..."دایان" -
اصلا متوجه هستی چه اتفاقی افتاده "هارولد"؟
.صد در صد یه جاسوس داشتی
.باید "ردینگتون" رو پیدا کنیم
تنها چیزی که اهمیت داره اینه که چجوری از پس .این اتفاق بر بیایم و نذاریم خبرش پخش بشه
.این اتفاق اصلا رخ نداده
ردینگتون" همیشه یه فراریه خطرناک" .بوده و هست
.ارام"، صبر کن"
...نمیتونی - .دیگه کارمون تموم شده. کاری ندارم -
...گوش کن .رد" زندست"
.لیز"، این کار دیگه از دسترس من خارجه"
...باشه، فرض بر اینکه
...میتونستم کمکی کنم
اون موقع چی میخواستی؟
...فیلم دوربینهای مدار بستهی اطراف ساختمون
از زمانی که "ردینگتون" وارد شده تا یک .ساعت قبلش
...باید فیلمهای امنیتی رو میدادم به
.تیم جدید بازجویی
.اما میتونم یه کپی واسه خودمون بگیرم
.ممنونم
به نظرت "رسلر" حالش چطوره؟
.تو اتاق عمله
.امیدوارن که بتونن پاش رو نگه دارن
..."ارام"
.این باید بین خودمون بمونه
.نمیدونیم به کی میتونیم اعتماد کنیم
.آره
."هتل "امیسری به کی وصلتون کنم؟
.سلام، آقای "کاپلان" لطفا
.در دسترس نیست
با این شماره میتونیم باهاتون تماس بگیریم؟
...این
.آره، فکر کنم
.خدافظ
.دختره
.ماموره
.میخوام بدونم کیه
.به خاطر اون اومدی بیرون
.به خاطر نجات اون از زندگی خودت گذشتی
جون یه آدم واسه "رد ردینگتون" انقدر مهمه که .به خاطرش از زندگی خودش میگذره، تعجب داره
چرا انقدر واست خاصه؟
."از دیدن کارهای تو خیلی چیزها یاد گرفتم "رد
...بهم خیلی چیزا یاد دادی
.باعث شدی طمع یه زندگی خوب رو بچشم
.اما این تنها چیزی بود که اجازش رو داشتم .طمع زندگی
."خیلی حریصی "انزلو
...یواشکی بدون اینکه بهم بگی
معاملاتی انجام دادی که میدونستی تاییدشون .نمیکنم
چه انتظاری داشتی؟
...انتظار یه چیزی بهتر از یه گلوله
.اونم تو صورتم رو داشتم
خوبی؟ - ...آره، من -
.نمیدونستم چه اتفاقی داره میفته - .میدونم -
اون یارو که پشت خط حرف زد کی بود؟
.چیزی نیست
صورتت چی شده؟ - .خوبم -
.لعنتی، باید دیگه از این کار دست بکشی
،باید قبل از اینکه این کار نابودت کنه .بیخیالش بشی
.جواب نده، گوش کن .جواب نده
باشه؟ .نگام کن، میتونیم بریم
بریم؟ - .هرجایی -
."نبراسکا" ...در مورد رفتن به اونجا تو مراسم ختم
.پدرت صحبت کرده بودیم
.یه روزی میریم
.وسط یه ماجرا گیر افتادم
.باید جواب بدم
ارام"، چی واسم پیدا کردی؟"
.فایلها رو فرستادم
دوربینهای ما تا 5 تا بلوک اونورتره ساختمون رو ...پوشش میدن
.در تمام جهات
خیلی خب، همین الان یه نگاهی به فایلها .میندازم
.زحمت نکش .رد" رو تعقیب نکردن"
.ساعت 5:15 دقیقه وارد شد
.ماشینی دنبالش نبوده .کسی هم تو خیابون نبوده
.لعنتی
پس "گریک" از کجا میدونسته وارد ساختمون شده؟
.سوال منم دقیقا همینه ...واسه همین به این فکر افتادم که
اگه یه نفر از داخل خبرش کرده باشه چی؟
جاسوس رو پیدا کردی؟ - .نه -
.اما فکر کنم یه سر نخ پیدا کردم
...همیشه تمام ارسالهای شبکهی سلولی رو (شبکهی سلولی: شبکه مخابرات رادیویی)
از داخل و مستقیما از اطراف ساختمون جمع .میکنیم
...کلی اطلاعات ...مجبور بودم با
...یه سری معادلات ریاضی
و مسائل چند متغیره و چند جملهای سر و کله ...بزنم تا
ارام"، سر نخت چیه؟" - .باشه -
...یه الگو در ارسالها پیدا کردم
چندین تماس با یه تلفن سلولی و غیر قابل .ردیابی گرفته شده
...هر تماس فقط چند ثانیه
.بعد از اینکه "ردینگتون" رسیده گرفته شده
همشون با یه تلفن؟ - .نه -
...با تلفنهای مختلف
.اما همشون با یه شماره تماس گرفتن
...رد شمارهای که باهاش تماس گرفتن رو زدم
و مربوط میشه به یه مکان خصوصی در چند .مایلیه اینجا
.آدرس، خیابون 12ام، شمارهی 8123 هستش
چی؟
.الان خودم باهات تماس میگیرم
...از اونجا که هر چیزی شامل تو میشه
کارها بیشتر از اون چیزی که به نظر میرسیدن .پیچیده هستن
...اگه میتونستم، همین الان کارو تموم میکردم
.و به بدترین نحو ممکن میفرستادمت اون دنیا
.پس این کارو بکن
.آره. وقتش برسه میکنم
متاسفانه، این یه مراسم غافلگیرانه .واسه من نیست
.فقط از من کمک خواستن
.وظیفم این بود که تو رو بیارم به محل مورد نظر
در صورتیکه من پول میدادم تا تو رو واسه ...همیشه خفه کنن
...یه سری آدم دیگه پول بیشتری دادن تا
.بشنون چی واسه گفتن داری
.لطفا
بیهوشی مانع رسیدن پیامهای عصبی به .مغز میشه
.اینطوری کسی درد رو حس نمیکنه
،دارویی که این دکتر مهربون داره بهت میده .دقیقا برعکسه
این دارو پیامهای عصبیای که توسط مغز .دریافت میشن رو تشدید میکنه
...وقتی کارش تموم بشه
...حتی حس کردن نسیمی که میخوره به پوستت
.اونقدر درد آوره که التماسم میکنی کارتو بسازم
."کوپر"
مامور "کین"؟ مامور "کین"، پشت خطی؟
آقای "کاپلان"؟
آسمون چه رنگیه؟
.(رد" (قرمز"
شما؟
شما آقای "کاپلان"ـی؟
دیگه کی میدونه که اینجایی؟ - .هیچکس -
با کسی تماس گرفتی؟ - .نه -
این کیه؟ - .نمیدونم -
...هر سری که "ردینگتون" وارد ساختمون شده
...یه تماس با این آدرس گرفته شده .به نظرم با این شخص تماس گرفتن
.تحت نظر داشته
...وقتی شنیده "رد" وارد ساختمون شده
احتمالا با "گریک" تماس گرفته تا حمله رو .آغاز کنه
.خودم به جسد رسیدگی میکنم - رسیدگی؟ -
.گلولهها رو لازم داریم
.نمیتونیم اجازه بدیم بفهمن تو بهش شلیک کردی
.نمیتونم این کارو کنم .مامور فدرال هستم
...2تا دستور دارم
.از تو محافظت کنم و رئیسم رو پیدا کنم
.میخوام هر جفتش رو انجام بدم
.تیمم به زودی میاد اینجا .ماشینش رو پیدا کن
.210به 145
103.7.
.دز دارو رو زیاد کن
همین الانش 12 سی سی بیشتر از حد .اکثر تزریق کردیم
پس چرا دارو کار نمیکنه؟
.رد" یه جوری داره از خودش مقاومت نشون میده"
...میتونم دوباره دارو تزریق کنم
اما اگه ریتم قلبش غیر طبیعی بشه ممکنه .از دست بدیمش
.دوباره بهش دارو تزریق کن
.چهرش رو تو پایگاه اطلاعاتی بررسی کردم
چه پایگاهی؟
.چیزی پیدا نشد
...ماشین به اسم شرکت حمل و نقل "بوردرلند"ـه
.یه شرکت معاملاتی با آدرس جعلی
چی؟ "GPS" اطلاعات
،اگه واسه کسی که "رد" رو گرفته کار میکنه .شاید قبلا به اونجا رفته
.6تا آدرس داریم
...5تاشون اصلی و مرکزی هستن
...یه هتل، یه کلیسا، 2 تا پمپ بنزین
."و یه رستوران تو شهر "الکساندریا
.اما این، این یکی مشکوکه
چرا؟
.مربوط میشه به یه محلهی صنعتی و دور افتاده
..."مثل جاهایی میمونه که واسه آقای "ردینگتون
،وقتی میخواست کسی پیداش نکنه .جور میکردم
.وقتش رسیده یه سفری داشته باشیم
.بصورت مسلح دیدبانی میدن
چیکار داری میکنی؟
.گزارش میدم .نیروی پشتیبانی میخوایم
.تو ماشین بمون .دستور دارم که ازت محافظت کنم
.فکر کنم اینجا آمادهایم
.چه عجب بالاخره انجام شد
.مهمون داریم
این جا چجور جاییه؟
.اینجا نیست
وضعیتمون چطوره؟
.واسه شما آمادست قربان
."سلام "ری
20سالی میشه، هان؟
بهم بگو مامور "کین"، مگه نگفته بودن بیخیال قضیه بشیم، نفهمیدی؟
.این که کار من نبود
ممکنه "فالر" جلوی ما رو گرفته باشه اما واقعا ...فکر کردی
افراد "ردینگتون" خودشون واسه پیدا کردنش دست به کار نمیشن؟
این کارو بدون دخالت تو انجام دادن؟
...فقط به این خاطر الان اینجایی
که به اندازهی کافی بهم اعتماد دارن تا .منو وارد ماجرا کنن
بهم بگو و روشنم کن، اینا چی هستن؟
.یه جور پایگاه عملیاتی در 3 مایلیه ساختمون
...به نظر توسط افرادی محافظت میشده که
.به ساختمون حمله کردن و "ردینگتون" رو دزدیدن
این نگرانت نمیکنه؟
!"امروز کلی آدم از دست دادم "کین
.مسئول این اتفاق که تو نیستی، منم
هیچکس بیشتر از من کسی که این کارو .کرده رو نمیخواد
اما اینکه شاتگان بگیریم و بدون مجوز قانونی ...همه رو قتل عام کنیم
.راه درستی واسه انجام این کار نیست
."ببخشید مدیر "کوپر - چی شده؟ -
.یه چیزی هست که باید ببینید
...فکر کردم شفاف گفتم .این تیم عملیاتی دیگه کاری انجام نمیده
.فکر کنم باید تجدید نظر کنی
چرا باید این کارو کنم؟
"چونکه این قضیه دیگه فقط به "ردینگتون .مربوط نمیشه
...مامور "کین" یه پایگاه نظارتی رو پیدا کرده
.که چند مایل از اینجا فاصله داره
.بهترین تکنولوژی، بهتر از چیزی که اینجا داریم
نظارت به چی؟ - .ما -
چندین ماهه که تیم عملیاتی و کارهامون رو ...تحت نظر دارن
تماسهای تلفنی، گزارشات اطلاعات دریافتی ...و ارسالی
.نمیدونیم تا چه حد اطلاعاتمون رو دارن
.اما تونستیم بخش کمیش رو بازیابی کنیم
تجهیزات و اطلاعات جوری برنامهریزی شده .بودن که خودشون رو از بین ببرن
.متوجه نمیشم چطور ممکنه؟
.یه چیز دیگه هست که باید بدونی
.شما رو هم تحت نظر گرفتن
.خیلی خب، دیگه بسه .بیارش پایین
.یه صندلی واسش بیارید
."متوجه نمیشم "رد .هیچکدوم از این اتفاقات نباید میفتاد
.فکر کردم با هم توافق کردیم
.همینطوره
.نمیدونم
...افرادی که نمایندشون هستم
.عصبانی شدن
.نمیدونیم به چی فکر کنیم
.میتونستیم بکشیمت
.منظورم امروز نیست .هر وقت میخواستیم
.منظورم هر روز، تو 20 سال گذشتست
.اما این کارو نمیکنیم
."میدونیم چی داری "ری
و میدونیم اگه کشته بشی چه اتفاقی واسش .میفته
.پس کاری نمیکنیم .اجازه میدیم زندگی کنی
...و در عوض
.میخوایم رازهامون هم پنهان بمونن
.چیزی تغییر نکرده - .نه، به نظرم همه چی تغییر کرده -
"FBI" همه چی از وقتی خودت رو تسلیم .کردی، تغییر کرده
فکر کردی ما نمیفهمیم؟
.شاید میخواستی توافقی که کردیم رو تغییر بدی
...شاید فکر کردی میتونی خودت رو تحویل بدی
و یه سری دوست جدید پیدا کنی تا ازت .محافظت کنن
.شاید میخواستی ما رو لو بدی - .نه -
بهشون چی گفتی "ری"؟
.هیچی
پس اینجا چه غلطی میکنی؟
دلایلی که واسه کارم داشتم اصلا .مربوط به تو نمیشن
.خب، امیدوارم واقعا همینطور باشه
.واقعا امیدوارم
."چونکه همیشه ازت خوشم میومده "ری
...خیلی منو اذیت میکنی اما
.ازت خوشم میاد
...فقط اینو بدون
.امروز صبح داشتی تو پارک قدم میزدی
.میتونستیم تو رو اونجا بگیریم
...اما به جای این کار، تو رو از بخش امنیتی
،و جایی که با دوستای جدیدت هستی .گرفتیم و کشیدیم بیرون
چرا باید یه همچین کاری میکردیم؟
...فقط واسه اینکه ثابت کنیم
...جایی نیست که بری
و کسی نیست که بتونی بهش اعتماد کنی تا .تو رو از ما مخفی و دور کنه
هان؟
اونجا بودی؟
وقتی افراد "ردینگتون" ساختمون رو اشغال کردن؟
چند نفر کشته شدن؟
.حداقل 6 نفر
.یه پایگاه بود .همه حرفهای بودن
.این افراد آموزش دیده بودن
."مثل "گریک
اینا چیان؟
.وقت تلف کردنه
..."با دستور "کوپر
...با یه سری از همکارامون تو آژانس تماس گرفتم
...وضعیتمون رو بهشون گفتم و پیشنهاد دادم تا
با افرادمون تو پایگاههای دیگه تماس بگیرن .و اطلاعات رو در میون بذارن
.تمام این اسامی که تدوین شدن
به عنوان یه شرکت و آژانس داخلی و میانجی گر .خیلی هم زیاده
واقعا فکر میکنی "گریک" یه نفر رو داخل اینجا داشته؟
.امکانش هست
...تنها کسی که بهش شکی نداریم "رسلر"ــه
مگر اینکه از "گریک" استفاده کرده باشه تا ...به پاش شلیک کنن
.و اینطوری ردی از خودش به جا نذاره
هنوز تو اتاق عمله؟ - .تا الان 4 ساعت شده -
."جادهی "هالین فری .این آدرس رو بلدم
."DCM" نوشته یعنی چی؟
.یعنی از فعالیت برکنار شده
...اومدم اینجا کمک کنم و تنها اسامیای که
خط نخوردن، پایگاههایی هستن که دیگه .ازشون استفاده نمیشه
این یه کلیساست؟
.خب، واسه مخفی کاری اینطوری وانمود کردن
میخوام به این آدرس دسترسی ماهوارهای .داشته باشم
چرا؟
.چونکه فکر کنم "ردینگتون" رو اینجا نگه داشتن
اینجا میدون "فرنکلین" نیست؟ - آره، چطور؟ -
"آمبولانسی که واسه دزدیدن "ردینگتون ...استفاده کردن رو
تو یه گاراژ، در حال سوختن، در یک چهارم مایلیه .اونجا پیدا کردن
.فکر کنم "ردینگتون" رو پیدا کردیم
کجا؟
."یه کلیسا تو "بالتیمور .یه پایگاه سری که دیگه ازش استفاده نمیکنن
یه پایگاه سری؟ به نظرت "ردینگتون" رو اونجا نگه داشتن؟
.منطقی به نظر میاد .آخرین جاییه که به فکر ما میرسه
،و اگه "گریک" در مورد این پایگاه اطلاعات داشته .پس از بقیشون هم با خبر بوده
نظرت چیه "دایان"؟ .یه جواب میخوام
از کار برکنار شدیم یا نه؟
.باید برید قربان .خودم به "ردینگتون" رسیدگی میکنم
.نه
.یه قراری با هم داشتیم
.واسه بازجویی تحویلش دادم
...این ریسک رو کردم چونکه بهم قول داده بودید
.میدونم چه قولی دادیم
.چیزی که نمیدونم اینه که آیا حقیقت رو میگه یا نه
اگه بکشیش، ممکنه چیزایی که داره و کار .گذاشته فعال بشن
احتراما باید بگم که این مسئله به من مربوط .نمیشه
ببخشید؟
.امروز کلی آدم از دست دادم .یه سری از بهترین افرادم
.حرفت رو باهاش زدی
.حالا نوبت منه
.حالا مثل قدیما، فقط من و تو
.انقدر حرف نزن بابا
هر جفتمون میدونیم که "فیچ" اجازه نمیده .کارو تموم کنی
.شاید اینطوره
اما میدونی چیکار میتونم بکنم "رد"؟
.میتونم "لیزی" رو پیدا کنم
.میتونم بهش آسیب بزنم .شکنجش کنم
.و وقتی کارم تموم بشه، میتونم بکشمش
بعضی وقتها باید تو این دنیای مسخره چیزی .که میتونی رو بگیری و تسخیر کنی
اگه گفتی کی اینو بهم یاد داده "رد"؟
.تو
چیه؟ دیگه طعنه و کنایه نمیزنی؟
نه؟
چیزی احساس نمیکنی، مگه نه "رد"؟
.افسوس و تاسف
.اینجا بوده
کجای دنیا این چیزا معمولی هستن؟
...این حقیقت که متوجه این موضوع نیستی
...و این اتفاقات واست معمولی هستن - .متاسفم -
.یارو بهم گفتش که میخواد بکشتت
...بهم حمله شد، متهم به قتل شدم
.و حالا هم یه سری زندگیمون رو تحت نظر گرفتن
.احتمالا، تو اتاق خوابمون هم دوربین گذاشتن
.دیگه رفتن و تموم شده - واقعا باور میکنی؟ -
.میخوام با هم و در امان باشیم
.در مورد چیزی که قبلا گفتم جدیام
.باید از اینجا بریم
آدری"؟" .سلام
اینجا چیکار میکنی؟
باهام تماس گرفتن، خوبی؟
...آره، داستانش طولانیه
.خوبم
اونا باهات تماس گرفتن؟
.آژانس تماس گرفت
.فکر کنم هنوزم از نزدیکترین بستگانت هستم
.آره، اسمت هنوز تو لیسته
میخواستم پاکش کنم اما خیلی سرم ...شلوغ بوده
.نه، نه، نه، چیزی نیست، متوجهام
خوبی؟
نامزد کردی؟
مسخرست، نه؟
.بهم بگو که چاق و بیکاره
.راستش چاق و بیکاره
میشه چند دقیقه پیشم بمونی؟
.اونجا بود
آزمایشگاه تایید کرده که خون واسه .ردینگتون" بوده"
یعنی چی؟
تا اونجایی که میتونیم بگیم، گروگان گیر رو .کشته و فرار کرده
پس چرا الان اون بیرون دنبالش نیستی؟ - ببخشید؟ -
.فکر کردم قرار بود قضیه مخفی بمونه
."دیگه آب از سرمون گذشته "هارولد
.یه نفر ما رو تحت نظر گرفته و نمیدونیم کیه
.ردینگتون" میدونه" - .مطمئن نیستیم که بدونه -
.یه جاسوس داریم
...اون جاسوس اطلاعاتی داده
"که به دزدیدن و شکنجه کردن "ردینگتون .ختم شده
."یه مسئلهی ریاضیه خیلی سادست "هارولد
.هر کسی که دنبال "ردینگتون"ــه، دنبال ماست
...و تا اونجایی که به من مربوط میشه
.ردینگتون" هنوزم ارزش داره و به کارمون میاد"
...ستاد یه هدف جدید داره ."پیدا کردن ردینگتون"
...در حال حاضر
.تنها هدف از لیست سیاه "ریموند ردینگتون"ــه
.کار انجام شد
الو؟
."لیزی"
."رد"
کجایی؟
.یه مدت میرم و مخفی میشم
.دمبه" دنبالته"
.میگه ضروریه
.دمبه" باید صبر کنه"
..."لیزی"
میخوام بدونی، هرجایی که هستم، هر کاری ...که میکنم
،اگه تو دردسر بیفتی و بهم نیاز داشته باشی .سریعا میام پیشت
..."گروه عملیاتی، "کوپر
.همه دنبالتن
چی بهشون بگم؟
.باید برم - .صبر کن -
.یه سوال لطفا
.در مورد پدرمه
.سم" منو مثل دختر خودش بزرگ کرد"
...اون
.تموم زندگیم بود
.اما پدر واقعیم نبود
سوال چیه "لیزی"؟
تو پدر منی؟
.نه
..."لیزی"
.حواست به همسرت باشه
تـرجمه و زیرنویــــس (ElkA) فرشـــاد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.