Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده در کانال @I_M_D_B
در حیطه کار ما،
لحظه ای که از خواب بیدار میشیم
مثل راه رفتن توی یک خواب دیگست.
با این که بیداریم نمی تونیم حرفی بزنیم.
کار خطرناکیه
ممکنه از یک کابوس بیدار بشی
و بفهمی که یک خواب نبوده.
یک همکار قدیمی یک بار گفت،
نترس.
فقط یادت باشه کی هستی.
من باید یادم باشه...
من یک قاچاقچی مواد مخدرم.
ماموریت فوق العاده
کای.
امشب بیا. کارت دارم.
مسیر شماره پنج.
5, 6, 7, 8, 9.
رد کن.
برش دار، مرد.
چیزی داری؟
نه.
رد کن.
نوبت توئه.
وقت کاره.
بین...
بین.
کیانگ، برو همون جایی که اخرین بار رفتی.
باشه.
تو، بده به اقای هونگ در روستای نانیانگ.
باشه.
میمون، محل تحویلت این بار یکم دوره.
باشه، مشکلی نیست.
کای،
روستای نانجیانگ. فقط مسیر رو دنبال کن.
اشتباه نکنی.
مشکلی نیست.
بریم.
برین خونه به سلامت.
ممنون، بین.
دنبال ماشینم بیا تا پایین کوه.
باشه.
اونا رفتن.
موفق باشی.
وایسا.
ماشینتو خاموش کن.
تو...
بیا بیرون.
چی شده؟
حرف نزن.
بچرخ.
دستاتو رو ماشین بزار.
بازش کن.
این چیه؟
نمی دونم.
رئیسم اونو اونجا گذاشته.
رئیست؟
رئیست کیه؟
چه رئیسی؟
فراموشش کن.
میتونی در مرکز توضیح بدی.
بیا بیرون از ماشین...
بیا بیرون از ماشین...
کجایه؟
رفته.
زنگ بزن به کاپیتان.
ما توافق کردیم با دو کیلوگرم
و یک مرد.
چی شد؟
چند مامورم زخمی شدند
و دو ماشین پلیس خراب شده!
سروکارم گذاشتی؟!
من نمی دونم چه اتفاقی افتاده.
یکم بهم وقت بده، من...
عذر و بهانه برام نیار!
دارم بهت میگم،
من میخوام یک انفجار امشب درست همین جا!
قربان،
تو باید یکم بهم وقت بدی.
اگه برای حفاظتم نبود،
باهات کار نمیکردم.
این اندازه
برای یک انفجار درست حسابی باید کافی باشه.
و جلوگیری؟
ترتیبشو می دم.
بهت گفتم مسیر شماره پنج رو ساختگی بگیر.
چرا نقشه رو عوض کردی؟
چرا اونو به لین کای دادی؟
میدونی ساختگی چیه؟
احمق...احمق...
متاسفم، اقای یی. تقصیر منه.
تاسفت به چه درد من میخوره؟!
به اون بچه حسودی میکنی؟
در چه دوره ای زندگی می کنی؟
هر کاری که می کنیم برای پوله.
میفهمی؟
بله، اقا.
برو و پیداش کن، الان!
باشه، اقا...
من
هنوز بیداری؟
چی میخوای؟
تو چی میخوای؟
اون فکر یانگ بین بود.
من چیزی نمی دونستم.
چرا باید حرفتو باور کنم؟
من می تونم هر چیزی رو بفروشم...
بجز اونهایی که می توانند پول برام بیارند.
من هم مثل تو هستم.
من می تونم هر کسی رو بکشم...
بجز اونهایی که می توانند پولدارم کنند.
چی اتفاقی افتاد؟
من فکر می کنم شاید چنگ یی میخواسته امتحانم کنه،
یا شایدم اینکه یانگ بین دوست نداشته من اونجا باشم.
پس تو باید بیشتر مراقب باشی.
قبل از هر چیزی هدف پیدا کردن کارخانه مواد مخدر چنگه.
میدونم.
یکم دیگه اونجا تحمل کن.
به محضی که بتونم با یانگ بین معامله می کنم.
من فکر می کنم اخر یک بلایی سرم خواهد آمد.
مراقب خودت باش.
هستم.
لیو هاوجون.
ما میخواهیم یک جاسوس رو برای نفوذ بفرستیم
به یک باند مواد مخدر که هروئین با کیفیت می فروشن.
این یک ماموریت خیلی خطرناکه.
تو میتونی نری.
اما...
اگه این ماموریت رو بپذیری.
اون نشان روی لباست پاره خواهد شد
و تو یک قاچاقچی مواد مخدر خواهی بود در زندگی جدیدت.
من ماموریت رو می پذیرم.
این هویت جدیدته.
از این به بعد،
اسمت لین کایه.
یینگ، چنگ یی اینجاست.
اقای چنگ.
یینگ، این لین کایه.
از این به بعد او مسئول حسابته.
باشه. مشکلی نیست!
وایسا!
حرکت نکن!
وایسا!
داشتن یک رابطه خوب با اینها
درامد خوبی برای ما خواهد داشت.
ون
پلیس ...
وایسا...
وایسا وگرنه شلیک می کنیم!
اقای چنگ.
بریم.
بله، قربان.
بائو.
این کایه.
سلام، کای.
او مسئولیت یانگ بین رو به عهده میگیره.
باشه، مشکلی نیست.
سلام، کای،
از ملاقاتت خوشبختم.
این کارخانه پخشمونه.
چقدر فروش خواهیم داشت
کاملا به شما بستگی داره.
البته.
ما همه پولدار میشیم.
همش مال توئه!
من هم میخوام!
او منو میخواد!
کارت خوبه.
به کارت ادامه بده-
من می رم.
باشه. مراقب باشین.
کای.
میخوام مهمترین قدم فرایند رو بهت نشون بدم.
اسم هر کسی که چنگ یی بهم معرفی کرده رو پایین نوشتم.
شخص، زمان، مکان.
حالا می دونم او هر روز چطور حرکت میکنه.
کارخانه فقط برای بسته بندیه.
چیزی دیگه ی داری؟
به کارم ادامه می دم.
عالیه، کای...
یاد گرفتی، نگرفتی؟!
پایین.
بیا، پایین...بیا.
ممنون، کای.
کای.
به سلامتی، کای.
من پول میخوام...
ممنون، کای...
مامان...
مامان...
مامان.
سلام، اقای یی.
کای.
پشت درم. باز کن.
اقای یی.
چی شده؟
با من بیا.
صندوق عقب رو باز کن.
اقای چنگ.
بیایید زود باشید...
اقای چنگ.
بیایید جابه جا کنید.
بله؟
همه چی آمادست.
فهمیدم.
عجله کنید-
اماده حرکت بشید.
چرا ازم نمی پرسی کجا می ریم؟
وقتی که زمانش بشه بهم میگی.
فقط دستورات من رو اونجا انجام بده.
یادت باشه.
فهمیدم. اقای یی.
همین جا بمون.
خرس قطبی. محموله چوب مال اونایه.
شماره دو، حواست بهش باشه.
اقای لو.
نگران نباش، اقای لو.
این بچه قابل اعتماده.
اقای لو.
دارم بهت می گم.
به تازگی،
کسب و کار پر رونقه.
می تونیم با همین سختی به تقاضا ادامه بدیم.
پیدا کردی مردی که رئیس ازت خواسته بود؟
دنبالشم.
به محضی که خبری شد بهت میگم.
پول ها رو میتونی بشماری.
بازش کن.
همش 26 بسته است.
این بهترین جنسیه که ما داریم.
بیا.
بیا دیگه.
حرکت کنید.
وایسا!
تکون نخورید!
اسلحتو بنداز!
تکون نخور!
سرجات وایسا!
سوار شو. زود باش.
من جونتو نجات دادم،
و تو اسلحتو به طرفم گرفتی.
خفه شو.
به رانندگیت ادامه بده.
در طول راه گم شدیم. دنبالمون بیا کنار رودخانه.
همین جا وایسا.
درو باز کن.
راه بیوفت.
"مثلث طلایی"
پدر.
دونگ فانگ برگشته.
پول و جنس ها دزدیده شدند،
اما ما یکی از مردانشون رو اسیر کردیم.
پدر.
چه مدته که برای چنگ کار می کنی، بچه؟
سه ساله.
کی جنس های منو دزدیده؟
من نمی دونم، اقا.
چنگ نگفت که همه چیز مرتبه...
پس پلیس یونلای چطور سر وکلش اونجا پیدا شده؟
چگونه معامله به هم خورده؟
او به احتمال زیاد به ما خیانت کرده.
اقا،
من واقعا نمی دونم چی اتفافی افتاده.
اگه میدونستم همون اول بهتون میگفتم.
شلیک نکن، اقا.
اقا!
من می تونم پول و جنساتون رو برگردونم.
من تمام جایی هایی که چنگ می ره رو میشناسم.
من بدردتون میخورم، اقا.
من قطعا میتونم کمکتون کنم که چنگ یی رو پیدا کنید.
کار کردن با من...
من میتونم، اقا.
بزار ببینیم خدا چی در موردش میگه.
منظورت چیه، اقا؟
نه، شلیک نکن. خواهش میکنم.
اگه شلیک کنی، هیچی گیرت نمیاد. بهم اعتماد کن.
افرادت منو برگردونن،
من پول و جنس هاتو میگیرم. باشه؟
خواهش میکنم، اقا!
منو بکش!
منو بکش الان!
اسمت چیه؟
لین کای.
لین کای اسم واقعیته؟
اره.
متاسفم، پدر.
این بار نمیخواد بری.
بزار کینگ شوی بره.
بزار برم.
من میتونم انجام بدم.
برو با دونگ فانگ.
خراب نکنید.
"یونلای، چین"
این پاییز،
پلیس یونلای اقدام شدیدی کرد
و کشف و ضبط کرد محموله های از هروئین که به داخل چین قاچاق می شدند.
اقدامات مان موفقیت آمیز بود.
نتایج عالی هستند.
ما باید به سخت کار کردن مان ادامه بدهیم
و گسترش پیدا کردن مواد مخدر رو با هم از بین ببریم
یک بار و برای همیشه.
ببین میتونی وانگ بو رو اینجا پیدا کنی.
مردی با لباس سبز و با کلاه بافتنی برای من کار می کنه.
او باید بدونه چنگ یی کجایه.
میخوای ازش بپرسم؟
سعی نکن مسخره بازی در بیاری.
دارم نگاهت می کنم.
برگشتی، کای؟
کاری نکردم. چنگ گفت...
که تو دستگیر شدی؟
زیو بی...
تو الان فکر می کنی مرد شدی؟
منظورت چیه، کای؟
پلیس ها همه جا دنبالتن.
پلیس ها دنبال من هستند...
تو میخواستی من دستگیر بشم، درسته؟
تو میخواستی رئیس بشی، درسته؟
نه...کای.
مگه جنس ها مصادره نشدند؟
-مال منه. -مال توئه؟
مال خودمه.
از کجا اومده؟
مال خودمه.
-مال توئه؟ -مال منه.
داری بهم دروغ میگی؟
پاشو.
نه بهت دروغ نمی گم.
یک بار دیگه ازت می پرسم.
بهت دروغ نمی گم. نمیگی؟
-لعنتی. -کای.
پاشو.
بیا اینجا.
زیو پان.
این شماره رو ردیابی کن.
باشه.
مال چنگ یی یه؟
-نه -مطمئنی؟
واقعا نیست.
نیست. مال خودمه.
میخوای دردسر درست کنی؟
موقعیتشو فهمیدم.
کیه؟
منم.
لین کای.
بیا بیرون.
تو خیلی جرات داری،
که از من دزدی میکنی.
من ندزدیدم...
چیزی که اتفاق افتاده اینطوری نیست، اقای لو.
مجبور شدم.
اگه همکاری نمی کردم،
انها زندانیم می کردند.
کی؟
اقای لو،
تو ممکنه بخوای منو بکشی.
نمی خوای حرف بزنی؟
نه...اقای لو...میگم....
وانگ بو...آن وانگ بویه.
توافقمان این بود که
من پول و جنس رو بگیرم.
اما من هنوز یک سنت هم نگرفتم.
تماس بگیر باهاش.
یک قرار ملاقات بزار.
من پولتو واست می گیرم.
کافیه.
کی میخواد اول حرف بزنه؟
فکر اون بود.
او بهم دروغ گفت
و تهدیدم کرد که جنس ها رو بدزدم.
من چیزی بیشتر نمی دونم.
ترسو،
همه چی فکر خودت بود.
حالا همه چیز رو تقصیر من میکنی.
سهم منو بده.
نمایش کافیه.
پول و جنس هام کجا هستند؟
او داره.
دروغ نمی گم.
من واقعا ندارم.
برای اخرین بار ازت می پرسم.
پول و جنس هام کجا هستند؟
دست اونه واقعا.
من واقعا ندارم.
دارم جدی میگم.
ما یک مشارکت طولانی مدت داریم.
چرا من باید چنین کار احمقانه ای انجام بدم؟
دست خودشه.
او یک انفجار بزرگ میخواست که بتونه ترفیع بگیره.
او مجبورم کرد که براش کار کنم.
ما یک مشارکت طولانی مدت داریم. چرا من باید...
اگه پلیس این رو بشنوه،
چه اتفاقی واست خواهد افتاد؟
یک ترفیع یا یک مراسم خاکسپاری...
انتخاب با خودته.
تو پول و جنس ها رو داری؟
او واقعا همه چیز رو داره؟
اره.
پس تو اینجا کارتو انجام دادی.
از الان تو یکی از ما هستی.
این گند کاری اینجا رو پاک کن.
خیلی خوب.
حالا همه چیز پاک شد.
تماس بگیر با رئیست!
مطمئنی که میخوای این کارو بکنی؟
چه خبر؟
همه چیز مرتبه؟
همه چیز مرتبه.
اما چیزی که تو میخوای
دست منه.
بیا با هم حرف بزنیم.
حتما.
پلیس!
تکون نخور.
چیکار می کنی؟
بشین
کاپیتان.
کاپیتان.
"منتظر باش."
سیگنال ناموجود
اینجا چه خبره؟
بچه،
پول و جنس ها زندگیت رو برای همیشه تامین می کرد.
چرا برگشتی؟
میخوام بیشتر بشناسمت.
علاوه بر این، این مقدار کم
چیزی نیست برام.
تو یک ادم بزرگ از یک شهر بزرگ هستی.
یک مکان کوچکی مثل این چیکار می تونه برات بکنه؟
من میخوام بازار بزرگتری در چین بهم بدی.
تو در عوضش چی می تونی بهم بدی؟
از این به بعد،
تو دیگه نمی خواد جنس ها رو بفروشی.
من ترتیب مجوز ها،
گمرک، رشد و فروش رو میدهم.
هر چیزی که چنگ یی بهت پرداخت نکرد،
من بهت پرداخت خواهم کرد.
من قول میدم که سودت لبریز خواهد شد.
چگونه می تونم بهت اعتماد کنم؟
پول و جنس ها
به تو باز خواهد گشت.
بزار آن رو به حساب پیوستن.
باشه.
من بهت اعتماد میکنم.
بیا بشینیم و صحبت کنیم.
اسلحتو بده به من.
چطوری بدونم که تو منو نخواهی کشت؟
برادر،
این روشی نیست که تو اعتماد منو بر میگردونی.
من یک تاجرم.
یک مشارکت
بر اساس میل دو طرف انجام میشه.
دوره اش به سر رسیده بود.
زندگیش راه خودشو پیدا کرده بود.
این تقصیر من نبود.
معاون رئیس وانگ.
با ما بیا.
لطفا.
چطوری؟
کی تو رو فرستاده؟
کی هستی؟
هینطور که قبلا بهت گفتم.
من لین کایم.
من کار می کنم برای چنگ یی.
درسته...
تو یک جاسوسی که بوسیله پلیس ها فرستاده شدی.
پدر بزرگت منو فرستاده.
بهرحال!
زندگیم بی ارزشه.
بکش منو.هر کار میخوای بکن.
و اگه نمی خوای با من کار کنی،
پس بزار برم.
بیا ببینیم ایا تو میتونی از اینجا زنده بری بیرون.
یونان.
شانس مان بالاخره اینجاست...
...بزار ببینیم خدا چی میگه.
تو یک جاسوسی که بوسیله پلیس ها فرستاده شدی.
تو یک قاچاقچی مواد مخدر خواهی بود در زندگی جدیدت.
پس بزار برم.
بیا ببینیم ایا تو میتونی...
بیا ببینیم ایا تو میتونی از اینجا زنده بری بیرون.
از این به بعد...
اسمت لین کایه.
یک همکار قدیمی یک بار گفت،
نترس حتی اگر از یک کابوس بیدار بشی.
فقط یادت باشه کی هستی.
باید یادم باشه...
اسمم لین کایه.
من یک قاچاقچی مواد مخدرم.
کی میخواد بازی کنه؟
من میخوام، پدر! من میخوام...
سنگ، کاغذ، قیچی...
خانم کینگ برگشته!
خانم کینگ !
اینها بچه های من هستند.
من همیشه برای دیدنشون وقت میذارم.
خوب به نظر میرسی.
از اونجایی که هنوز زنده ای،
درباره نقشه ات بهم بگو.
تو میخواستی بدونی درباره اینکه من کی هستم؟
مهم نیست کی هستی.
ادامه بده.
منو جایگزین چنگ یی کن.
تو جنس ها رو تهیه کن،
بقیه رو کار نداشته باش.
چگونه پول رو تقسیم کنیم؟
پنجاه-پنجاه.
میتونی همه کارها رو انجام بدی؟
اگه نتونم انجام بدم،
مرد نیستم که دیگه بیام اینجا.
اما...
من قیمت فروش رو تعیین می کنم.
هفتاد-سی.
باید پنجاه-پنجاه باشه
وگرنه فراموشش کن.
بهت قول میدم،
سودت تا حدی زیادی افزایش یابه.
ادم های بزرگ هم حرف زیاد می زنند.
جرات داری امتحان کنی؟
در طول درمانت،
ما نگران بودیم که شاید تو زنده نمونی.
به همین خاطر ما مقداری مورفین بهت تزریق کردیم .
ما هردو در تجارت دارو هستیم.
به انداره ای که لازم داری استفاده کن.
وانمود نکن.
میدونم کی هستی.
لیو هاوجون.
من بهت اعتماد دارم.
من میدونم تو ماموریتت رو کامل میکنی.
مامان...
مامان...
مشکلی نیست. مامان اینجاست.
دلم برات تنگ شده.
نمی تونم تحمل کنم.
چرا کمکم کردی؟
نزار چنین چیزی رو دوباره ببینم.
سیگنال ناموجود
هزینه مان بالایه،
اما ما نباید درباره نظارتش نگران باشیم.
برای تبدیل شدن هر دانه به هروئین
تنها سه ماه طول می کشه.
من اهمیت نمی دهم...
درباره رشد.
تنها اهمیت میدهم درباره تجارت.
باشه.
اما پول مهمه.
برو نزدیکتر.
من در مثلث طلایی هستم.
وقتی فرصت کنم باهات تماس میگیرم.
بریم.
مجوز ها امضا شدند.
برای یک ماه کافیه.
احساس بهتری داری؟
چند وقته؟
نگرانم نباش.
ما باید ماموریت رو رها کنیم.
تو بیشتر از اون چیزی که لازم بوده انجام دادی.
فکر می کنی من میخوام یک معتاد باشم؟!
انها با این کنترلم می کنند!
اگه رها کنم، پس تمومه!
این بهایی که من دارم پرداخت می کنم!
من می تونم ترک کنم.
نگران نباش.
بسیار خوب.
من با شخص اصلی در مثلث طلایی در تماسم
او بهم اجازه می ده که جای چنگ یی رو بگیرم.
کل شهر با گیرنده ها پوشیده شده.
چی پی اس اونجا بی فایدست.
مرز بوسیله نگهبانان ها احاطه شده.
هیچ سرویس تلفن و اینترنتی در شهر نیست.
تنها عقاب و چند تا از ادماش تلفن های ماهواره ای دارند.
اسمش چیه؟
عقاب.
غیر ممکنه.
منظورت چیه؟
ده سال پیش،
ما یک عملیات مشترک با اینترپل داشتیم.
من مثل تو بودم.
من به یک باند مواد مخدر در مثلث طلایی نفوذ کردم.
رئیس آن باند مواد مخدر
اسمش نیز عقاب بود.
ما حمله کردیم.
اما در هنگام بازداشت کردنش...
یک تصادف رخ داد.
ماشین ما منفجر شد.
و اون اتش گرفت.
امکان داره همون مرد باشه؟
نه.
غیر ممکنه.
اما...
تولید هروئین با چنین کیفیت بالایی
نیازمند داشتن همکاری با دوستان قدیمیه.
هاوجون.
قدم بعدیت...
پیدا کردن موقعیت دقیقشان است.
ما یک عملیات مشترک با اینترپل انجام خواهیم داد
و همه انها رو در یک حمله دستگیر می کنیم.
فهمیدم.
دعا کنید برای داشتن ثروت.
دعا کنید برای از بین رفتن بیماری ها.
سلامت باشید. زندگی طولانی در صلح داشته باشید.
فروتن و مهربان باشید. به بزرگانتان احترام بذارید.
شما باید به خاطر داشتن زندگی، زیبایی، شادی، سلامتی پاداش بدهید.
می تونید گلهاتون رو در محراب بزارید.
همسرمه.
امروز تولدشه.
کارت در چین خوب بوده.
بزرگان...
علاقهمند هستند تو رو ببینند.
امشب بیا ملاقاتشون کن.
حتما.
همه گوش کنید.
مردی که کمک کرد
به من
تا سودم چند برابر بشه
هست این بچه.
اسمش لین کایه.
من استعداد های جوان رو دوست دارم
که زرنگ و توانا هستند.
دستاوردها باید پاداش بگیرند.
اشتباهات باید تنبیه بشند.
تو دستاورد بدست اوردی یا اشتباه کردی؟
من نمی تونم این رو بگم.
شما باید از عقاب بپرسید.
ما
دارم عالی ترین هروئین
خالص و باکیفیت در اسیای جنوب شرقی.
به دلیل تخصص مان در فرمول مان است.
که ما حاکم بر جهانیم.
با این حال،
یک بازیکن جدید ظهور کرده.
که بهش میگن...
متامفتامین.
همچنین به عنوان یخ شناخته می شود.
این سودش سه برابر بیشتر نسبت به هروئینه.
ما باید امتحانش کنیم؟
تخصص ما فقط کاشته.
مثل رشد خشخاش.
ما که در مورد شیمی چیزی نمی دانیم؟
ما همیشه می توانیم یاد بگیریم.
ما از رشد دادن گیاه در خاک به رشد دادن گیاه در آب رفتیم،
و هنوز هم داریم به کارمان ادامه می دهیم، نمی دهیم؟
دقیقا.
غیر ممکنه!
واقعیت می تواند بی رحم باشد.
رک باش...
ما در حال کار کردن
در یک صنعت رو به نزول هستیم.
من فکر می کنم به امتحانش می ارزه.
گنگستر های امریکای جنوبی کسب و کارشون تجارت یخه.
چگونه می توانیم با انها رقابت کنیم؟
شما اینطوری فکر نمی کنید؟
رئیس.
بیا بحث رو تمومش کنیم...
همین جا.
رئیس.
شما منو این وقت صبح صدا زدید
کاری داشتید؟
بریم.
پدر.
خوبی؟
دیشب بهت خوش گذشت؟
به همه خوش گذشت.
بزرگان چراغ سبز نشان دادند.
تو مسئول معامله یخ خواهی بود.
مقداری افیدرا برای ما تهیه کن.
می تونم.
اما افیدرا در چین ممنوعه.
من حداقل به مجوز پنج بخش برای اوردنش به اینجا نیاز دارم.
پلیس بزرگترین مانع ما خواهد بود.
مگه ما وانگ بو رو در بخش پلیس نداریم؟
وانگ بو قدرتش رو نداره.
او قادر نخواهد بود انجامش بده.
منظورت اینکه این معامله
سر نخواهد گرفت؟
ما پول و آدم داریم.
چرا ما نتوانیم خودمان پرورش دهیم؟
من نمی تونم دیگه صبر کنم.
باید عجله کنیم.
عجله برای چیه؟
دنبالم بیا.
مردی که اونجاست...
اسمش ژانگ هایتائویه.
همسر و بچه ام به دستشون کشته شدند.
من میدونم او با مردی که به من خیانت کرد کار میکرد.
او کسی بود که من خیلی بهش اعتماد داشتم.
نمی تونستم باور کنم که
اون به من خیانت کنه.
آن روز،
اونا بالاخره فرصت دستگیر کردنم رو داشتند.
سرجاتون وایسین. پلیس!
خائن.
یونان.
خوبی؟
خوبم.
درش بیارین.
درش بیارین!
من ده سال شکنجش دادم.
و برای ده سال زنده نگهش داشتم.
البته من نمی تونم اجازه بدم او بمیره!
میدونم
که خدا او رو برای کمک کردن به من فرستاده.
کمکم کن یک مرد رو در چین پیدا کنم.
برای نجاتش، این مرد
ما رو میبره پیش افیدرا.
کی رو میخوای واست پیدا کنم؟
من فقط به اسم هواشینگ میشناسمش.
هواشینگ؟
مشکلی نیست.
چرا نقشه رو به عقاب ندادی؟
میدونی
چرا فیل های سیرک
کل روز رو فقط اطراف میشینند
و اجازه میدهند دیگران بهشون دستور بدهند؟
بخاطری که آنها از سن جوانی رام شده اند.
هرچه سعی به فرار کنند
موفق نخواهند شد.
وقتی آنها بزرگ بشن،
حتی گرچه آنها دیگه کاملا در بند نیستند،
آنها جرات فرار کردن رو ندارند.
البته، اگه فیل ها واقعا بخواهند فرار کنند
کی میتونه جلوی آنها رو بگیره؟
آنها فقط جرات فرار کردن رو ندارند.
جهان یک مکان بزرگیه.
تو میتونی به هر جا فرار کنی.
فردا،
بدو اون طرف.
پرواز کن مثل یک پرنده.
نترس.
هدف در دیده.
کمکم کن یک پلیس رو پیدا کنم.
بهش می گفتند هواشینگ.
او دوست قدیمی رئیسمه.
هواشینگ رو پیدا کن
و ازش بخوای افیدرا برای ما بیاره.
چیزی دیگه ای نمی خوای؟
بهانه الکی نیار.
برو و اون مرد رو پیداش کن.
من تا حالا هرگز اسم این مرد رو هم نشنیده ام.
چطور ازم میخوای پیداش کنم؟
وقتی برگشتی،
بگو به اونها که ژانگ هایتائو هنوز زنده ست.
هواشینگ قطعا دنبالت خواهد گشت.
من واقعا نمی دونم تو درباره چی صحبت میکنی.
ژانگ هایتائو پس از ده سال هنوز زنده است.
میفهمی؟
خوبی؟
خوبم.
پیداش کردم.
جیانگوئو،
ماموریت چطور پیش میره؟
همه چیز طبق نقشه پیش میره.
این یک ماموریت مهمه.
تو باید با احتیاط انجام بدی.
ما نمی تونیم تنها یک قدم اشتباه کنیم.
میفهمم،
اما من نمی تونم اجازه بدم همکارم رنج بیشتری تحمل کنه.
از روی عجله کاری انجام نده.
ما قطعا این بار عقاب رو می گیریم.
اما...
مهم نیست چقدر سخت خواهد بود،
من اجازه نخواهم داد همکارم رنج بیشتری تحمل کنه.
وقتی برگشتم،
همه چیز رو به شما گزارش خواهم داد
و من هر مجازات از سوی بخش رو خواهم پذیرفت.
اجازه بدهید معرفی کنم ...
هواشینگی که تو دنبالش بودی.
این هم لین کایه، مردی که دنبالت می گشت.
حالا که هر دو شما اینجا هستید ...
من کارمو انجام دادم.
من میرم.
صبر کن.
بشین.
پدر،
مردی که تو دنبالشی پیش ماست.
سلام...
چائوشنگ...
همون ژانگ هایتائویه درسته؟
حالش خوبه.
اما فقط یکم قوی تره از یک فلج.
تو باید ممنون باشی که من به مدت ده سال ازش مراقبت کردم.
بزار بره.
الان موقعیه که ما داریم رو در رو با هم صحبت میکنیم؟
تو...
باید بیایی بگیریش.
من وقت فرستادنش رو ندارم واست.
صبر کن.
اون پلیس مخفی کنارت رو...
بکشش.
بعد بیا اینجا تنها.
منتظرت هستم.
باشه.
بفرما.
بریم.
ببر منو پیش عقاب.
سیگنالش قطع شد.
اطراف رو دوباره بگرد.
هیچ کس رو زنده نزار.
فهمیدم.
چه خبر؟
هواشینگ.
چطوری؟
نمی تونم باور کنم که ما داریم همدیگر رو دوباره می بینیم.
کجایه؟
چه عجله ای داری؟
من ده سال منتظرت بودم.
بگذریم, کجایه؟
من اونو ده سال زنده نگه داشتم
تا اینکه تو برگردی.
یونان،
بالاخره میتونم انتقام تو و بچه مون رو بگیرم.
حرام زاده بی عاطفه ده سال پیش رهات کرد که بمیری.
حالا تو فرصت داری ازش انتقام بگیری.
دو تیر بهش شلیک کن.
اگه زنده موند،
اون موقع خدا میگه.
تو میتونی ببریش خونه.
اگه بهش شلیک نکنی،
پس هر دو شما باید اینجا بمونید.
تو باید ده سال دیگر بمونی.
چطور به نظر میرسه؟
چگونه میتونی تقلب کنی؟
چطور جرات میکنی تقلب کنی؟!
این یک تیره.
یکی دیگه!
شلیک کن!
سیگنال برگشت!
پدر.
همسرمو ببر خونه.
کاپیتان.
شما خوبید؟
بریم.
برو تو ماشین.
من رانندگی میکنم!
در چه حالی؟!
کای.
خوبم. آزادم کن!
از اینجا ببرش!
ما با هم می ریم!
برو. این یک دستوره!
چطوری؟
چطوری؟
پدر.
پدر.
لطفا بزار بره.
فردا،
بدو اون طرف.
پرواز کن مثل یک پرنده.
نترس.
مهم نیست چقدر سخت خواهد بود،
من اجازه نخواهم داد همکارم رنج بیشتری تحمل کنه.
و...
این بار باید عقاب تاوان کارشو پس بده.
کاپیتان...
کاپیتان.
نخواب.
تحمل کن.
تقریبا رسیدیم.
می برمت خونه.
هدف مشخص شد.
نقطه 24, طول جغرافیایی 100 درجه به طرف شرق.
نقطه 23، عرض جغرافیایی 20 درجه به طرف شمال.
اخیرا، نیروی های پلیس چینی
یک پرونده نسبتا زیاد مواد مخدر رو در مثلث طلایی کشف کردند.
یک باند بزرگ مواد مخدر کشف و ضبط شد
و یک مقام رسمی پلیس تحت بازجویی متهم به فساد شد.
وانگ بو، معاون رئیس پلیس در شهر یونلای،
متهم به نقض قانون شد
و تحت بازداشت پلیس قرار گرفت.
وانگ متهم به سوء استفاده از قدرت اش،
و همکاری کردن با جنایتکاران شد.
تحقیق توسط دادستان نشان داد که وانگ و ...
کاپیتان لی جیانگوئو
زندگی اش رو معامله کرد
برای نجات زندگی همکارش.
او زندگی کرد با سوگندش به عنوان یک افسر پلیس.
او به جهان نشان داد
نیروهای پلیس چینی
جهان را از شر داروهای غیرقانونی نجات می دهند.
تا زمانی که داروهای غیرقانونی در جهان وجود داشته باشد،
تلاش مان برای مبارزه با آن
برای یک ثانیه هم متوقف نخواهد شد.
ما به شما احترام می گذاریم.
در این عملیات، لی جیانگوئو
علنا با دستورات فرماندهانش مخالفت کرد.
با این حال، او شجاعانه زندگی اش رو قربانی نجات دادن همکارش کرد.
این چیزیه که هر افسر باید یاد بگیرد.
امیدوارم که تو صفاتش را به ارث ببری.
به مردم و کشورت خدمت کن
برای تبدیل شدن به یک افسر پلیس بهتر.
ما یک ماموریت جدید واست داریم.
آماده ای؟
هر زمان، قربان.
من آماده ی رفتنم.
WorldSubtitle.org - جهان زیرنویس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.