Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!گفتم این در رو باز کن - !تو معامله کردی رفیق [ ...آنچه گذشت ]
!در رو باز کن
مارک کابدن؟ - .بله -
تا حالا زندان بودی؟
.نه
اولین بارته؟
.چهار سال - برای چی؟ -
.رانندگی خطرناک - آدم کشتی؟ -
.من افسر شخصیت هستم
هر مشکلی داشتی یه راست میای سراغ خودم، باشه؟
.میبینم پسرت توی زندان لوووده، رییس
پسر من؟
.دیوید جونت
مطمئنی تهدید بود؟
.آره
،بذار بهت بگم رفیق .کارت درست نیست
.باید میزدیش
.من معلمام
.الان زندگیت دیگه ارزشی نداره
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » :.: WwW.Bia2Movies.App :.:
ترجمه از مـحـمـدعـلـی
.از تو مردتر بود
.ده برابر از تو مردتر بود
.امیدوارم توی زندان بپوسی
.ده برابر از تو مردتر بود
.حرومزادهی مست
.حرومزادهی مست
« حـبـس »
[ روز بیستم ]
چرا سر کار نیستی؟ - .یهکم ناخوشم، رییس -
جدی؟
،داشتم فکر میکردم نامه بنویسم، رییس
.به زن مردی که کشتم
چی بنویسی؟
.اینکه یه روز هم نمیتونم بهش فکر نکنم
:و اونم در جواب میگه «.حقته. تو زدی کشتیش»
فکر کردم تو حالش تاثیر بذاره .اگه اینو بدونه
اینکه اون تنها کسی نیست ...وقتی بیدار میشه
.بلافاصله به اون مرد فکر میکنه
.من یادش هستم .منم بهش فکر میکنم
درخواست بخشش میکنی؟
.نمیتونم خودمو ببخشم
،خب، باید واسش نامه بنویسیم
.ببینیم میخواد همچین نامهای بگیره یا نه
نامهات باعث میشه تمام خاطرات یادش بیاد، اینطور نیست؟
.خب، نه
.هیچوقت یادش نرفته
.باشه
،خب میگه: «آره قبول میکنم
،و روزها و هفته منتظر این نامه میمونه
.و بهدستش میرسه
.و از قضا نامهٔ خوبی هست .هرچی نباشه معلم انگلیسی هستی
،اما یه چیز خاصی توی نامه هست
یهکم ترحم به خودت توی نامه هست .که اون زنو عصبانی میکنه
.نه، نه. ترحمی نسبت به خودم توش نیست
.نه. به هیچ وجه، قربان
.خب، پس اجازه میدم نامه رو بنویسی
ما میخونیمش، اونوقت میبینیم .همسر مرحوم میخواد نامه رو بخونه یا نه
.ممنون رییس
.گفتی یهکم ناخوشی
.آره. آره. آره قربان
واست قلدری کردن، کابدن؟ ...واسه همین
نمیخوای از سلولت بیرون بیای؟ - .نه رییس -
.قلدرها یه مشت عوضیان
.لو دادنشون خجالت نداره
.کسی بهم زور نمیگه، رییس
.باشه
پس تا کارت همراهیت میکنم، باشه؟
.باشه رییس
.باشه رییس
زیر خوابِ اریک مکنالی شدی، آره؟
.نه
.میدونی چه بلایی سر خبرچینها میاد
خوبی؟
.آره. خوبم
.من همدم جدیدتم - همدم؟ -
.هم سلولی
تخت بالا یا پایین؟
.بالا - .بهنظر میرسید -
.تو معلمم بودی
تو بلبریج؟ - .آره. آره. دنیل اسمیتسون هستم -
.آره. آره. تو رو یادمه
،نه، یادت نیست. دو ماه بیشتر اونجا نبودم
.و بعدش نقلمکان کردیم و رفتیم
حالا خوب بودم؟
.نه، افتضاح
حالا حاضر جوابی نکن، باشه؟
.ولی بهت بگم، یه درس قشنگ یاد گرفتم
.آم، جمعه بعد از ظهر بود
توی بار بودی و ما هم ...کارمونو بیخیال شدیم
.و بهجاش داشتیم بحث میکردیم
.چون که نسبتا عصبی بودی
باید اواخر دهه هشتاد .و اوایل نود منو میدیدی
.اون موقع کارم درست بود
جدی؟ چه اتفاقی افتاد؟
.آدم پیر و خسته میشه
نوشیدنی میخوری؟ - .نه -
.نه. نه، نمیخورم. ممنون
.عذر میخوام رییس - بله؟ -
.دخترم رنگ آمیزی کرده واسم فرستاده
جدی؟ - ...آره. اونها -
.بهم کپی سیاه و سفیدشو دادن
.درسته - آخه این انصافه؟ -
کپی سیاه سفید از صفحه رنگی؟ - .قانونه -
قانون؟ - .آره. آره -
.چون ممکنه عکس اصلی حاوی اسپایس باشه
.من از مغازه شرطبندی دزدی کردم
.من اینجام چون از مغازه شرطبندی دزدی کردم
.تو عمرم به مواد دست نزدم
آره اما ما که نمیدونیم، میدونیم؟
میدونید. میدونید چون .آزمایش اعتیاد دادم و پاک بودم
.پاکِ پاک
حالا میشه لطفا عکس اصلیو بهم بدین، رییس؟
.نابود شده
چی؟
از عکس اصلی کپی گرفتیم .و بعد اصلیه نابود شده
.متاسفم پاول
.یه لحظه صبر کن، رییس ...بذار
بذار یه دقیقه بفهمم چی شده، باشه؟
.باشه - ...دخترکم نقاشی خرگوششو واسم فرستاده -
که رنگش کرده بود، درسته؟ - .آره -
میخواد که ازش تعریف کنم، درسته؟
!رییس - ...اما نمیتونم چون کپی سیاه و سفیده -
.رییس، من هنوز منتظر انتقالیم هستم - .یه دقیقه صبر کن رفیق -
،دارم حرف میزنم. صبر کن تا نوبتت بشه، عوضی
چون حرف میزنم میپری وسط، آره؟ - با کی اینطوری حرف میزنی؟ -
!هی
!دعوا، دعوا، دعوا
!برید عقب
.نخیر
!برید عقب !گفتم گمشید
حالت خوبه؟
رییس؟
متاسفم اریک. تو زندان چپل گروو .به پسرت حمله کردن
.حالش وخیمه
.باید بری. اداره زندان با ما
.برو - مطمئنید؟ -
.آره. برو
آقا و خانم مکنالی .برای ملاقات دیوید مکنالی اومدیم
.بسیار خب
.خدای من
.خدای من. دیوید
.حالش خوب میشه - .وضعیتشو ببین -
.سلام عشقم
.من کنارتم
.چیزی نیست. مامان اینجاست
بابا؟
.همینجاست، عزیزم .همینجاست
.همیشه از شغلت متنفر بودم
...همیشه متنفر بودم
اما هیچوقت فکر نمیکردم .به اینجا برسه
همهچی خوب بود .تا اینکه دیوید افتاد زندان
.قبلش خوب بود
.نه. همیشه متنفر بودم
.حالش خوب میشه - و اگه خوب نشه چی؟ -
ها؟ اونوقت چی؟
،تو گفتی چپل گروو باید امن باشه
حالا کجا میره، اریک؟
.باید از کارت استعفا بدی
،اگه استعفا بدی .دیگه بدردشون نمیخوری
،اگه بدردشون نخوری
.اونوقت دیوید بدردشون نمیخوره .آره
.در هر صورت میکشنش
.باید بیاریش زندان خودت
.میتونی حواست بهش باشه .همه میتونن
.اجازه نمیدن - برای چی؟ -
.اجازه نمیدن دیگه
.اینطوری هم جواب نمیده
.فقط یه لحظه وقت کافیه
،زیر دوش حموم
.تو محوطه، پاگرد گیرش میارن
منظورمو میفهمی؟
...اگه دوباره سمتم بیان
...یا اگه پسرمو دوباره تهدید کنن ...من
.کاری که میخوانو انجام میدم
واقعا؟
.آره
.دوستت دارم
خوبید؟
.زود باشید، حرکت کنید
پنیر یا مرغ؟ - .پنیر لطفا -
سوپ میخوری؟ - پنیر یا مرغ؟
.نظرم عوض شد .یکیشو بده
مرغ یا گوجه؟
.حرکت کن
.حرکت کنید .زود باشید
.آروم
.برو ببینم
!خبرچین
،خب توی مغازه شرطبندی بودم
تازه حقوق گرفته بودم .دیدم ۴۰ پوند دارم از دست میدم
...باید در جا بزنم بیرون
...اما دوست ندارم اون نگاه زنمو ببینم
وقتی که حقوقمو بهش میدم .و باز کمه
میرم ۴۰ پوندمو دوباره بگیرم .اما حالا ۵۰ پوند از دست دادم
.حالا ۶۰ تا
،اسب سواری، ماشین سواری
...اسب سواری، ماشین سواری
...بعد از ظهره و داره غروب میشه
.و حالا کاملا آس و پاس شدم
.حقوقم به باد رفت
.سه تا گزینه داشتم
.یک: خودمو بکشم
...دو
.زنمو بکشم
.سه: به مغازه شرطبندی دستبرد بزنم
.پس از مغازه شرطبندی دزدی کردم
.دیوونگیه، میدونم
...اما بهتره
بهتره دستگیر بشم و چند سالی ،تو زندان آب خنک بخورم
،تا اینکه برم خونه
...تو چشمهای زنم نگاه کنم
.و بگم همه دار و ندارمو دود هوا کردم
.اونم دوباره
.ممنون پاول
مواجه با اهریمنهامون .هیچوقت راحت نیست
،«زود باش «استرونز .برگرد سلولت
.برید سلولتون
.رییس، من نامه رو نوشتم
نامه؟
.میدونید،، برای زنِ مردی که کشتم
.برگردین سلولتون
خوبه؟
.آره
حالا چی میشه؟ - ...خب، بهش میگیم
،واسش نامه داریم ،از کجا اومده
.و ببینیم میخواد نامه رو بخونه یا نه ،اگه قبول کرد
.نامه رو واسش میفرستیم - .باشه -
اگه گفت نه، نخونده .نامه رو بهت برمیگردونیم
باشه. چقدر طول میکشه؟
،خودت گفتی دیگه، میدونی
ممکنه چند روز، چند هفته .یا چند ماه طول بکشه
.باشه - .خوبه -
.ممنون رییس
.خیلیخب. برگردید سلولتون .زود باشید
.برگرد سلولت - حال پسرت چطوره، رییس؟ -
.خوبه - بزودی از بیمارستان مرخص میشه، آره؟ -
.آره
.برمیگرده به بخش زندان
جدی؟
.اینطوری شنیدیم
،«انتظار این صحبتو داشتم، «فلنگن
.اما فکر نمیکردم با تو باشه - نه رییس؟ - .نه -
...میخوای بهم بگی
که به یهنفر احتیاج داره تا ازش محافظت کنه؟
.آره رییس - و اون کی میتونه باشه؟ -
،قبل اینکه چیزی بگم
.باید مطمئن بشم جدی هستی، رییس - .جدیام -
چون اگه جدی نباشی .واسه پسرت خوب نیست، رییس
.خیلی جدیام
.«جکسون جونز»
.برید سلولتون
.برید. آدم باشید
.باشه
.یالا. برید سلولتون
میخوای چیکار کنم؟
.آقای مکنالی! منتظرتون بودم - خب؟ -
شما افسر شخصی برنارد بودید، نه؟
.آره، بودم
پس شما بیشتر از همه باید بدونید اون شدیدا بیمار بود، آره؟
.ببینید، خیلی متاسفم .الان نمیتونم صحبت کنم
.و با اینحال اونو انداختید انفرادی
.ببینید، به عنوان آخرین چاره، خانم هیوز
.برنارد داشت به خودش صدمه میزد .باید حواسمون بهش میبود
...شما یه پسر بیمار رو توی انفرادی انداختید
.و همونموقع تصمیم گرفت جونشو بگیره
.نه، جای دیگهای واسش نبود
،شما میگید باید به بیمارستان منتقل میشد
،و منم باهاتون موافقم، خانم هیوز
.ولی واسه نصف آدمهای این زندان صدق میکنه
،همهشون باید تو تیمارستان بستری باشن .نه توی این زندان
،اما جایی واسشون نیست
برای همین اینجا میمونن .و ما نهایت تلاشمونو میکنیم
از تهدل میگم ما نهایت تلاشمونو ،واسشون انجام میدیم
.و اغلب اوقات کافی نیست
.من عمیقا بهتون تسلیت میگم
.پسرتون برنارد آدم خوبی بود .نباید اینجا میبود
!لعنت به این زندان
!و لعنت به تو
.لعنتی
!باید از خودت خجالت بکشی
.هی
بله؟ - یه دقیقه وقت داری؟ - .آره -
.«من «کو» هستم. «کونا
تو معلمی، آره؟
.آره
هفتهٔ آینده بیستمین سالگرد ازدواجمونه ،و من آم
.واسش کارت درست کردم
.خیلیخب
.میخوام یهچیزی بنویسی
آم، میخوای چی بنویسم؟
.نمیدونم
نوشتن بلدی، کو؟
.نه
خوندن؟
.نه
باشه. دوست داری یاد بگیری؟
.آره
خب، باشه. خب این درس اولت باشه، ها؟
.باشه
،خیلیخب
برای کیه، کو؟
.«جین»
.باشه. برای .بـ ر ا ی
.جین
.جـ یـ ن. جین
خیلیخب، بعدش چی؟
.نمیدونم. من تو کلمات خوب نیستم
خب، همین چی؟
«.من با کلمات خوب نیستم»
واقعا؟
.آره
،من رو اینطوری کوتاه مینویسیم [ I'm, I am ]
،پس این علامتو میذاریم ،آپاستروف میذاریم
واسه کوتاه کردن حرف به کار میره. باشه؟
.نیستم. نـ یـ سـ تـ م
...خوب
...با
.کلمات
...خب
.برای جین، من با کلمات خوب نیستم»
«.ولی فقط به یه کلمه نیاز دارم
و اون کلمه چیه؟
عشق؟
.آره
.آره
.آره
«.عشق»
...عـ شـ ق. بهنظر باید عشخ نوشته بشه
.ولی عشق درسته. آره
باشه؟ - .باشه -
چطوری امضا کنیم؟
.کی
.آره. کوتاه شدهٔ کونا میشه کی، آره
کی. بوس هم بذاریم؟
.آره - .آره؟ باشه -
.بنویس - .نوشتیم -
.برای جین »
من با کلمات خوب نیستم .ولی فقط به یه کلمه نیاز دارم
«.عشق. کی
خوبه؟ - .یکی طلبت -
الو؟ - اریک مکنالی؟ -
.خودمم
پل قدیمی رانکورن رو بلدی؟
.آره، میدونم کجاست
.فردا صبح میای تا یه چیزی رو تحویل بگیری
.باشه - .شش صبح. دیر نکنی -
.باشه
.باید زیر پل یه چیزی تحویل بگیرم
کِی؟
.فردا صبح، ساعت شش
.آره اگه میخوای
.اگه میخوای. باشه، آره بعدا پس میارم، باشه؟
.آره، نگران نباش .همینجام
،باشه. آره، آره، آره، آره .آره، یهکم دیگه. یهکم، یهکم
راحت اومدی؟ - خوبی؟ -
!آقای مکِ خودمونه
.تو بخشت بودم
.تو رو یادم نمیاد
.کنی مدوز». پادشاه خشکشویی» یادت اومد؟
.آره، آره
.فکرش هم نمیکردم به این روز بیفتی، رییس
.قصهاش مفصله
.بذارش کنار
چی هست؟
.جلیقه. تو جیبهاشه
تو جیبهاش چی هست؟
.قاطیه
امروز بپوشش، باشه؟
باشه؟
.از دیدنت خوشحال شدم، رییس .سرحال بهنظر میرسی رفیق
این چهجور موادیه؟ - .نمیدونم -
کانابیسـه؟ - .نه -
.مدت زیادی تو خون میمونه
هروئین؟ - .شاید -
اسپایسـه؟ - .احتمالا -
.نه. انگار یه چیزی زیر لباست داری
چون تو میدونی اینطوری .بهنظر میرسه
.وقتی پلیورمو بپوشم درست میشه
خوبی؟ - .خوب -
میتونم ازت درخواست کنم از بخش دورشون کنی؟
.نوچ
همین بود؟ - .واسه فعلا -
.از سلول من ببرشون بیرون
.زود باش رفیق .آره، بزن، بزن
.بکش، بکش، بکش، بکش
،دوباره، دوباره، دوباره .دوباره، دوباره
.و باز بکش رفیق .آره، حبسش کن. حبسش کن
خیلیخب؟ فازشو گرفتی، آره؟
.سه، دو، یک
!بچههای گل، مواد نکشید
متیو»، صدامو میشنوی؟»
چی زده؟
.نمیدونم رییس
اسپایس زده؟
.نمیدونم رییس - ...تو وضعیت ریکاوریه، اگه -
تو هم زدی؟ - .نه رییس. نه، نزدم. نه -
.توی وضعیت ریکاوریه
.اگه استفراغ کنه، حالش روبهراه میشه باشه؟
باشه؟ - .آره، آره، آره، آره، آره -
.یالا، بیا اینجا
جواد؟ جواد؟ روبهراهی رفیق؟ حالت خوبه؟
!کلاهشو بده من !کلاهشو بده
!جواد. بده من
رفیق حالت خوبه؟ .بیا، بیا بریم
پاول، یه لطفی میکنی؟ .ببرش تو سلولش
.داره نوبت تلفنم میشه
،نه، اینو ببر سلولش .تو حالت ریکاوریه
.آفرین
.بخش براوو
.کمک بفرستید
.فورا به بخش براوو کمک بفرستید
[ روز شصت و سوم ]
منتظر کی هستی؟
داداشت؟ - خوبه. آخرین بار کی دیدیش؟ -
.بشینید .وسایلتون رو توی سینی بذارید
بیاید جلو. لطفا دستهاتون .رو بالا بگیرید
!یک سال حکممو اضافه کردن ...منتظر بودم پنج سال حکممو کم کن
و حالا کاری کردی یه سال دیگه !به حکمم اضافه بشه
.تمام تلاششونو کردن - مسخرهام میکنی؟ -
تمام تلاششونو کردن؟ شوخی میکنی؟ !تمام تلاششونو کردن
.فایدهی تو چیه اینجا؟ بدون تو اوضاعم بهتر بود - .آروم باش -
.وگرنه بیرونت میکنم - .تو چرا دخالت میکنی؟ به تو مربوط نیست -
.ببین، درهر صورت ملاقات من تموم شده .منو ببر. در رو باز کن
تو چه نقش مثبتی داری؟ کودنی؟
.آروم باش. بیا بریم
.متاسفم - !مسخرهشو در آوردن - .عیبی نداره -
چی شده؟ - .هیچی -
تام چیزیش شده؟
.تام خوبه
.باید یه چیزی بهت بگم
شکلات میخوری؟ - .آره -
.از ریخت افتادی
.آره. یکی همهاش غذامو میگیره
.جلوشو بگیر
.باشه
.خوشگل شدی - .ممنون -
لباست جدیده؟ - .نه -
.یه چیزیت عوض شده
.موهام
.درسته
چی شده؟
.میخواستم رو در رو بگم
.حداقل اینو مدیونتم
.من طلاق میخوام، مارک
...ببین، من
.دلیل طلاق خواستنتو زیر سوال نمیبرم
میدونم دلیلی ندارم ...تا توی این ازدواج بمونی اما
چرا الان؟ عجله برای چیه؟
چون نمیخوام برای یه لحظه بیشتر
.توی ازدواج با تو بمونم
با کسی آشنا شدی؟
.آره
رابطهتون جدیه؟
ازم خواست برم خونهاش .زندگی کنم
با تام آشنا شده؟
.آره - با هم کنار میان؟ -
.آره
.تام هیچوقت چیزی نگفت
.نمیخواست تو رو ناراحت کنه
.درسته
و تو هم میخوای؟
بری پیشش زندگی کنی؟
.آره
چند وقت ادامه داشت؟
نوشیدنی خوردنت؟
چند وقت؟
.هیچوقت دست نکشیدم
هیچوقت؟ - .نه -
حتی بعد از تصادف با تاکسی؟
.نه
...تو گفتی - ،میدونم چی گفتم -
.اما پای حرفم نموندم .از خوردن دست نکشیدم
.بفرما
.ممنون
.صبح واست مدارک رو میفرستم -
.باشه .باشه - گرفتیشون خبرم میکنی؟ -
بازم... بازم میای؟
.نه
.خداحافظ جان
.خداحافظ آلیسیا
یک سال به حکمت اضافه شد؟
.آره
الان چند سال شد؟
.۲۱سال
.لعنتی
.آره
...مسئله اینهکه
.باید این ۲۱ سال رو شیرین کنی
.میتونم بهت کمک کنم
واقعا؟ - .آره -
،چایی، قهوه، شیرینی
،سهمیه غذای بیشتر
.گهگاه یهکم هروئین
و باید چیکار کنم؟
.حواست به کارهای من باشه
چه کاری؟
.کارهایی که باید یکی حواسش باشه
.خب، باید از مارک بپرسم
معلمه؟
.آره
برای چی؟ - .چون تو یه سلول هستیم -
،اگه چیزی پیدا کنن .اونوقت پای هردومون وسطه
.فراموشش کن
.سلام
.تازه شنیدم
چی شنیدی؟
.درخواست فرجام خواهیت رو باختی
.آره
میخوای دربارهاش حرف بزنی؟
.نه
...اونها منتظر بودن تا دادگاهت تموم بشه
.قبل اینکه چیزی ازت بپرسن
اونها کیان؟
.«والدین «جرارد ویلسون
اگه باهاشون صحبت کنی .میخوان بفهمن
چیو بفهمن؟
.دلیلشو بفهمن
.چرا پسرشون رو کشتی
.امکان نداره، خانم .راه نداره
.گوش کن، شدنی نیست - نمیشه بهش فکر کنی؟ -
.نه، شدنی نیست. ختم کلام .همین که گفتم. نه
.باشه. باشه. بهشون میگم
.شب بخیر
.شب بخیر مارک - .شب بخیر -
.باید ببینیشون
،اگه درخواست کردن .باید ببینیشون
.حداقل کاریه میتونی انجام بدی
.و فرصتیه تا ابراز پشیمونی کنی
من حاضرم بهخاطرش دستمو بدم، میدونی؟
پشیمونی؟ - .آره -
.پس برو بهشون بگو
همراهم میای؟
.آره
[ روز هشتاد و هشتم ]
حالت خوبه؟
.نه، اصلا ایرادی نداره
.میتونیم همینجا بمونم .رو به روی هم میشینیم
.بشینید
فکر کنم اول باید خودمونو معرفی کنیم، درسته؟
.من افسر ناظر اریک مکنالی هستم
...من مشاور عدالت ترمیمی واجد شرایط هستم
ولی فکر میکنم مری لوئیز باید ،این جلسه رو به عهده بگیره
،به این دلیل که ایشون هر دو سمت رو میشناسن
.در صورتی که من فقط با یک سمت آشنایی دارم
،من مری لوئیز هستم .کشیش زندان
من مارک کابدن .و همسلولی دنیل هستم
نمیدونم چطوری .ولی برای حمایت ازش اومدم
.دنیل هستم
...فرانک ویلسون
...پدر جرارد ویلسون
.که دنیل اون رو به قتل رسوند
.هلن ویلسون، مادر جرارد هستم
شاید بهتره باشه جلسه رو ،با این سوال از همه شروع کنم
که میخوان خروجی جلسه چی باشه؟
فرانک؟
...درک
.فکر میکنم
.درکی از اتفاق رخ داده
.و دلیلش
و تو چی، دنیل؟
چی هست؟
.میخوام بگم متاسفم
چیز دیگهای هست؟
چی؟
.نمیتونم به زبون بیارم
بخشش؟
یادته وقتی اولین بار احتمال
،این ملاقات رو دادم .تو خیلی مخالف بودی، دنیل
.آره
برای چی بود؟
.نمیخواستم اونها رو ببینم
برای چی؟
.شرمسار بودم
چیز دیگهای هست؟
.نمیخواستم درد و رنجشونو ببینم
.آره و بعد باقی پولو بهم داد
.۱.۲۰پوند بود
.پولو همراه سه تا لیوان آبجو دیگه برداشتم
و موقع برداشتن لیوانها .از یکیشون خوردم
.پیش خودم گفتم لعنتی ،متوجه شدم آبجوی لاگر نیست
.نوشیدنی من نبود
،و مطمئنم آدمهای این سمت دیدن .دیده بودن
.پسرتون جرارد دید
.و نوشیدنی اونه
برگشتم بهش گفتم ...من فقط یه مقدار خوردم
.و گفت بحث یهکم دو کم نیست رفیق
.دهنتو به همهجاش مالیدی
.حالا میدونم باید چیکار کنم
...باید یه نوشیدنی دیگه واسش بخرم
...اما ۱.۲۰ پوند بیشتر واسم نمونده
.و دوست ندارم بقیه اینو بفهمن
بهش نشون دادم .که یه لیوان دیگه واسش نمیخرم
...میدونید، چرا باید یه لیوان دیگه واسش بگیرم
وقتی فقط یهکم دهن زدم؟
و بهم گفت: یا یه لیوان آبجوی دیگه ...واسم میخری
.یا میریم بیرون و حلش میکنیم
اطرافمو نگاه کردم اما دوتا رفیقهام
،آب شده بودن رفته بودن تو زمین ...برای همین
...یا باید با جرارد میرفتم بیرون
...یا اعتراف میکردم شب شنبه
.۱.۲۰پوند بیشتر تو جیبم نیست
،پیش خودم گفتم از من گندهتر نیست .پس رفتیم بیرون
...فهمیدم بوکسوره
،داره چپ و راستم میکنه
.پس چاقو رو کشیدم بیرون
.قصد استفاده نداشتم
باشه؟ اصلا قصد نداشتم .ازش استفاده کنم
،فقط واسه این بود جلوی مشتهاشو بگیرم .و جواب داد
.دیگه مشت نزد
.باید همینجا تموم میشد ...باید بهم میگفت
...بیشعور یا عوضی و برمیگشت تو بار
و به حال خودم رهام میکرد تا با ۱/۲۰ پوند .توی جیبم برم خونه اما بیخیال نشد
.نرفت
.چاقو توی دستم بود
با مشت و چکی که خوردم ،شبیه احمقها جلوه کرده بودم
...و اگه ازش استفاده نکنم
.اگه یهبار دیگه چاقو رو غلاف کنم
.بیشتر احمق جلوه میکنم
،و فکر میکنم جرارد این مسئله رو میدونست
اما تصمیم گرفت نترس باشه، خب؟
حالا بیشتر از من نمیتونست ،بیخیال دعوا بشه
.پس از چاقوم استفاده کردم
،همین که چاقوم رو بیرون کشیدم
سختترین کار این بود .که ازش استفاده نکنم
پس اونو کشتی تا آبروت نره؟
.آره
.فرانک فکر میکردم از روی خشم بود
.و من به حسادت فکر میکردم
...اما حفاظت از آبرو
.قابل بخشش نیست
.آفرین
.در عوض یهکم هروئین کار میکنم
و دهنتو میبندی؟ - .آره -
حتی جلوی معلمه؟ -
.آره - آره؟ -
.یکی واست میاره
بازی میکنی؟ .برنده با تو میفته
.نمیخواد نامه رو بفرستیم .نمیخواد نامه رو بخونه
.متاسفم
...من نامههای زیادی از زندانیها خوندم
برای آدمهایی فرستاده بودن .که در حقشون ظلم کردن
.نامهٔ تو خیلی خوب بود
.ممنون
.سرتو بالا بگیر مرد
حالت خوبه رفیق؟
خوبی رفیق؟
زیر خواب اریک مکنالی شدی؟ - !ولم کنید عوضیها -
.از این سلول پاتو بیرون نمیذاری - !ولم کنید -
مگه اینکه دستشو بگیری، در نتیجه زیرخوابشی، آره؟
.نه. زیرخوابش نیستم - .اریک مکنالی. مشخصه -
و میدونی با زیرخوابِ زندانبان چیکار میکنیم؟
.مطمئن میشیم هیچوقت دیگه راه نره
.راه نمیرن چون پایی ندارن
.آره. بو کن. بو کن
بگو فکر میکنی چیه؟
چیه؟
چیه؟ - .تربانتینـه -
...آره. خودشه. درست گفتی
.و روی همهٔ پات میریزم - !بس کن -
.روی همهٔ پات
و وقتی تربانتین روی پات ریخته
آخرین چیزی که دوست داری سرت بیاد چیه، مارک؟
آخرین چیزی که میخوای اینه، نه؟
اسمش چیه؟ - .فندک -
.فندکه، آره. آفرین
فکر میکنی الان چه اتفاقی میفته، مارک؟
.لطفا نکن - چه اتفاقی میفته؟ -
.میخوام پاتو آتیش بزنم - .نه، خواهش میکنم -
.قراره این اتفاق بیفته. قراره آتیش بگیری - .متاسفم -
.زیرخوابِ زندانبان - .من نمیدونم چیکار کردم -
.پاشو از دست میده تا دهنشو ببنده الان آتیشش بزنم؟
بزنم؟
پای لعنتیتو آتیش بزنم؟
کدوم یکی؟ اول کدومو آتیش بزنم؟
پای چپ یا راست؟
.پای چپتو آتیش میزنم - !نکن رفیق -
یا پای راستت؟ .این اتفاق میفته
اینجا چه خبره؟
گوش کنید، ولش کنید، فهمیدید؟
وگرنه این دکمه رو میزنم .تا به حساب همهتون برسن
.شوخی نمیکنم. کارتون غیرقانونیه - !داریم شوخی میکنیم -
،مارک، بهش بگو داریم شوخی میکنیم مگه نه رفیق؟
.داریم بازی میکنیم - .فقط شوخی میکنیم -
.آره. نبینم سر راه من سبز بشی، خبرچین
باید یهکاری کنم، نه؟
.آره
کسیو میشناسی؟
.آره، میشناسم
.بیا
جکسون جونز؟
بله؟
.یه مشکلی دارم
با جونو؟ - .آره -
...ولی
میشه باهاش حرف بزنی؟
.آره
.ولی بقیه رو میخوای چیکار کنی
میدونی، به بقیه نشون دادی .میتونی سوارت بشن
.آره
چی... چیکار میتونم بکنم؟
دعوا کن. میتونی؟
.نه، نه راستش
...اگه بهت کمک کنم
یکی بدهکارم میشی، باشه؟
.باشه
پس حق اینو دارم در عوض چیزی ازت بخوام، درسته؟
.آره. درسته
.بیا تو دفترم
.الان میام
تربانتینـه؟
.آره. آره
تهدیدت کرد پاتو آتیش میزنه؟ - .آره -
.جونو قلدره
فقط کافیه یه بار یه بلایی سرش بیاری .و بعد مثل موش میشه
یه کاری میکنم هیچکدوم از نخالههاش نپرن وسط، باشه؟
.باشه
.مشت بزن
.دوباره .گفتم مشت بزن
آخرین بار کی دعوا کردی؟
.نمیدونم. از چهل سال بیشتره
بردی؟
.نه
.ببین، من همچین گردن کلفت نیستم .نگاهم کن
.من میزنمش
.راحته
.چون کاریو میکنم که بقیه نمیتونن
تو چی؟
.دوباره بزن
.اون یکی دست
.آره
.آره
.همینه. بزن
!اوه! هاها
!یکی از همینها میخوای
.همینو بزنی کافیه - .آره -
!پخش زمین و بیهوش میشه .مشکلی واست پیش نمیاد
.دوباره بزن
!حرکت کنید
!خبرچین
!یالا
!گوشم! گوشم
!جاسوس! جاسوس
.بیا بغلم، بیا
.ملاقاتی داری - .باشه -
.نمیخوام اینطوری منو ببینن
میخوای چی بهشون بگم؟
پیش میاد اسم کسی تو لیست جا بندازن؟
.آره
همینو بهشون میگی؟
.باشه
.ممنون
آقا و خانم کابدن؟
.متاسفانه امکان ملاقات نیست
چرا؟
.اسمش تو لیست ملاقاتیها نیست
.باید باشه - .میدونم -
نمیشه برید بیاریدش؟
.نه - چرا؟ -
.چون اجازه نداریم
چیزیش شده؟ - .نه -
یعنی باید بریم؟
.بله
.واقعا متاسفم
.همکارم تا بیرون همراهیتون میکنه
.واقعا متاسفم
.از این سمت لطفا
.اسمم توی لیست نبود
.پسرم، حرفتو باور نمیکنم
:از خودم پرسیدم چرا نمیخواد ما رو ببینه؟
.دلیلی نداره
.بنابراین، حتما نمیخواستی ما تو رو ببینیم
.در نتیجه به نوعی صدمه دیدی
.نه، چیزیم نشده
گفتم که، اجازه نمیدادن .از سلولم بیرون بیان
.حرفتو باور نمیکنم، پسرم
.ببین مامان، ده دقیقه وقتم تموم شده .الانه تلفن قطع بشه
،بحثمون شد، رییس
.و از دستمون در رفت
حرف تو چیه؟ - .آره، همینطوره رییس -
.بحثمون شد و از دستمون در رفت
من بر این باورم که میلنر .به کابدن زور میگه
درسته؟
نه رییس. ما فقط شوخی میکردیم، مگه نه؟
.آره. آره
.میلنر، هفت روز انفرادی
.کابدن، تو اخطار میگیری
.ممنون
یهکم میخوای؟
.نه
میدونی، جالب اینجاست
تا وقتی منو زندان ننداخته بودن .به این چیزها دست نزده بودم
دلت هوس بار کرده، نه؟
.امیدوارم توی زندان بپوسی
.ده برابر از تو مردتر بود
.حرومزادهی مست
،امیدوارم تو زندان بپوسی و تو جهنم بسوزی !حرومزادهی مست
خوبی، آقای مک؟ - .خوبم -
اون یکی جلیقه رو آوردی؟
.نمیدونستم باید بیارم
مهم نیست. دفعه بعد بیار، باشه؟
مگه دفعه بعدی وجود داره؟
.آره
.باید اینو بهت بدم
چی هست؟
.سیصد پونصد
.نمیخوام
،آره، گفتن اینو میگی، آقای مک
.ولی نمیتونم جواب نه رو قبول کنم
.پس بگیرش
،اگه مسئله پول نیست برای چی اینکار رو میکنی؟
.پسرم زندانه
کتکش زدن. اینکار رو میکنم .تا دیگه تکرار نشه
.باشه
.فکر میکردم همچین چیزی باشه
چون همیشه آدم درستکاری بود، آره؟
خیلیخب، دفعه بعد جلیقه رو بیار، باشه؟
.لعنتی
.یک مورد مرد سفید پوست داریم .دارم بهش نزدیک میشم. آماده باشید
ببخشید جناب. چارهای نداشتم .جز اینکه نگهتون دارم
برای چی؟
.چراغ عقبتون. شکسته
.آره. لعنتی
.آره. شرمنده
.باشه. صبح درستش میکنم
،خیلیخب. جای نگرانی نداره تا وقتی درستش کنید، باشه؟
ترجمه از مـحـمـدعـلـی
« ارائهای از وبسایت بیاتوموویز » :.: Bia2Movies.bid :.:
:ما را در تلگرام دنبال کنید T.Me/Bia2MoviesTG
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.