All language subtitles for Daaka 2019.WEB-DL.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co

برترین های سینمای هند در بالیوود وان

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

"راهزن" ارائه ای از وبسایت بالیوود وان

مترجم : فواره

اون شینده اس

والدینش خیلی زود بعد از تولدش از دنیا رفتند

این تخت سه پایه رو براش گذاشتن

زیر فشار فقر این روزها زیاد اینطور خوابیده

پاشو شینده

پاشو پسرم

چی شده عمو؟

امروز آخرین روزه گرفتن کارت زرده

برو بگیرش

بله میرم

ساعت یازده صبحه کی میخوای بری؟

یازدهه؟- بله-

وای . یازده تا میس کال

قرار بود امروز بابای لالی رو ببینم

موجودی شما برای برقراری تماس کافی نمی باشد

خیلی خب با تلفن عمو زنگ می زنم

تلفنتو بده ، عمو

الو- شینده هستم-

کجایی؟ بابا منتظرته

تازه بیدار شدم

ساعت 11 صبح؟

سریع حاضر شو ، بیا

میشه بزاریمش فردا؟

امروز آخرین روز گرفتن کارت زرده

کارت زرد؟ چی هست؟

برای مردم زیر خط فقره

بعد از ازدواج ، همه چیز رو مجانی می گیریم

فقط یک عکس از خودت با لباس قدیمی برام بفرست

چرا؟- واسه زناست-

قبل از ازدواج کارتتو می گیرم

خجالت بکش ، شینده

یک جور ذوق داری انگار میخوای "گرین کارت" بگیری

الان به بابام چی بگم؟

من میخوام آینده مون روشن باشه

! عجله کن

دخترم وقتی تماس هامو ببینه مشکوک میشه

لالی. به تلفنم زنگ بزن شارژ ندارم

هرچیز که از شوهر لازمه رو نداری

بهتره برم سراغ یکی دیگه

لالی؟ الو؟

چی شد؟ بهت توهین کرد؟

کمی

عمو چطور ازدواج کنم ؟

اول شماره این دختره رو از تلفنم پاک کن

اگه زن عموت بفهمه منم بی زن میشم

بیا عمو ازدواجت رو نجات بده

برو منتظر چایی هستی؟

ده ساله چایی آماده می کنم

سر چیزای کوچک ناراحت میشی

بزار قبل از دیدن پدرت واسه خودم کسی بشم

دو ساله همینو می شنوم

تا حالا چه کار کردی؟

از چای فروشی رفتم مغازه موبایل

این الان پیشرفته؟

اصلا از پیشرفت بقیه خوشحال نمیشی

بخاطر همین سلمان خان اصلا ازدواج نکرد

فکر می کنه زنش بعد از عروسی میگه که

که چی که چند صد میلیون می شناسنت؟

حرف گوش کن

فرق بین چای فروشی و مغازه موبایل چیه؟

کلی فرق هست بشین

اول اینکه لباسام دیگه کثیف نیستن

دوما ایرتل ، جیو ، ودافون و کایند

همه ازم درخواست می کنن که محصولاتشون رو بفروشم

...یک روز شینده جانت اونقدر مشهور میشه که

...پدرت میاد ازت می پرسه...

که چقدر از اون یارو موبایلی خوشت میاد؟...

و من میگم ازش متنفرم

هربار میخوام پدرت رو ببینم

بهونه میاری و ردم می کنی

چرا نمیگی راجع به من جدی هستی؟

نمیخوای باهام ازدواج کنی

چرا اینقدر ناراحتی؟

سعی کن بفهمی که بین ما تفاوت بزرگی هست

چطور با پدرت روبرو بشم؟

بالی داره با چند شرکت حرف می زنه

بزودی یک آژانس تلفن چینی می گیریم

بعدش میام دیدن پدرت

برای موفق شدن ، کمک بالی رو میخوای؟

بالی برای موفق شدن ، کمک منو میخواد

ببین. میدونم اون بیشتر کار می کنه ولی من باهوشترم

میدونی که چقدر باهوشه

پس چرا پدرت رو شریکت کردی؟

پدرها حق دارن نه؟

حرفمو نپیچون

بهم بیشتر وقت بده

حس می کنم بزودی یه اتفاق بزرگ رخ میده

سریع یه کار و کسابی خوب به هم می زنم و میام دیدن پدرت

میرم سراغ بالی

حتما منتظرمه باید مغازه رو باز کنیم

ساعت 12 ظهر باز می کنید؟

رییس ماییم

شوخی کردم

بالی یک کار دیگه می کنه

باید برم کمکش

بفرمایید لذت ببرید

باز سیب زمینی؟

میدونی که اون حالش خوب نیست

نمیتونی درست حسابی درمانش کنی

حداقل غذای خوب بهش بده

سیب زمینی برای سلامت خوبه

چون ارزونه ، خوشت نمیاد

...اگه گرون بشن

...مردم همش میگن

باز بالی سیب زمینی اورد...

باشه. ببخشید

دکتر گفت بهش سبزیجات بدیم

اون کلم سبز چی بود اسمش؟

بروس لی؟- بله-

تا حالا بهش از اون دادی؟

یک بار تو شهر دیدم فقط

...قیمتشو که پرسیدم

فهمیدم استطاعت خریدنشو نداریم...

گورمیت. منم اندازه تو سیمران رو دوست دارم

همه تلاشم رو برای درمانش می کنم

هرچقدر پول میتونم جمع می کنم

بریم بالی

کارهای خونه رو بزار واسه بعدظهر

اومدم شینده

من میرم مغازه

باور کن ، درمانش می کنم

فعلا عزیز می بینمت

چرا به موقع نمیای؟

زنم پامو ماساژ می داد

گفتم بزارش واسه ی شب

بشنوه ، خفه ات می کنه

نه

بنزین ندارم

سلام

با کی هستی؟- پدربزرگت-

چرا با موتور ، یک پمپ سوخت برات نگرفت؟

یکم سوخت دارم

اونی که از موتور ست دزدیدی؟

درسته. موتور پدربزرگم منو دزد کرد

سلام ست- سلام-

چرا زود نمیای؟

تو شهرها ، مغازه ها ساعت 11 صبح باز میشن

اونقدر زود؟- بله-

تو هم باید مغازه مون رو زود باز کنی

خیلی خب جارو بزن

شینده؟- بله-

یکی جاروی ما رو دزدید

! چقدر دزد تو روستا زیاده

منو میگی؟

نه ست-جی غلط بکنم

میشه جاروتو قرض بگیرم؟

بله. جاروت که تموم شد حرف می زنیم

درباره اون خاله که شماره تلفنت رو میخواست؟

نه اون که بهم زنگ زد

بعد از جارو کردنت صحبت می کنیم

نگرانم کردی اول بگو قضیه چیه؟

باشه. بشین

تصمیم گرفتم این مغازه رو بفروشم

میخوام بفروشمش و برای یک مغازه تو شهر سرمایه گذاری کنم

ست ...فقط چون 2 ماه اجاره ندادیم

دنبال بهونه هستی که ردمون کنی؟...

اجاره رو می دیم در که نمی ریم

تازه کارمون رو شروع کردیم

سعی کن بفهمی ، شینده

و گرنه کارم گیر می افته

مغازه اونو جارو می کنی؟

چرا اینجا ولو شدی؟

من باید هر روز جارو بزنم؟

ببین شینده هردوی شما مثل پسرهای من هستین

...برام فرقی نداره

که اجاره بدین یا ندین...

ولی مجبورم این مغازه رو بفروشم

یک چیز دیگه

...شاید کسی که اینجا رو بخره

نگذاره اینجا مغازه داری کنید...

فکری برای اون هم بکنید

بشین غش نکنی

ست-جی . کارمون به خیابون کشیده میشه

من کاری ازم برنمیاد ، بالی- سلام ست-جی-

سلام- برای راملیلا اومدیم-

تو مغازه من؟- نه باو. تو سالنش-

اومدیم برگه اهدا رو بدیم

به من ندین خودم میام اونجا ، بعد بدین

تو چی؟

منم با اون میام

بله خیلی خب

ست؟- بله-

یکم به ما فرصت بده ما مغازه ات رو می خریم

شما حتی نمیتونی اجاره رو بدید

چطور 250 هزار روپیه بدین؟

یه کاریش می کنیم- بله-

روزنامه ها رو می خونین؟

مردم کلاهبرداری 500 میلیونی می کنن

بعد شما برای 250 هزار روپیه زمان میخواین؟

به هرحال خودتون گفتید

سعی کنید 250 هزار روپیه جور کنید

! روزنامه رو ببین ، بازرس

هفت روزه که سوکچان فرار کرده

هنوز دنبال سرنخی؟

قربان. کل نیروها روش کار می کنن

قطعا یه چیزی پیدا می کنیم

باید تا حالا دستگیرش می کردی

میدونی با چه فشاری مواجه ام؟

پانصد میلیون خیلیه

مسئله ای نیست که از دفتر تو بیرون نره

به دفتر سروزیر رسیده

قربان. ممکنه سوکچان از منطقه ما بیرون نرفته باشه

پیداش می کنم

زودتر

و گرنه 4 روز دیگه یک نامه میاد روی میزت

نامه انتقالت

! حالا برو بیرون

قربان

بینت سینگ؟- بله قربان-

همه چیز رو بزار کنار و سوکچان رو پیدا کن

بله قربان- ...قربان گفتم که-

باید اول پرونده سوکچان رو حل کنیم...

...شما بودین که گفتید

ما میخوایم بچه هامون رو... ...به یک مدرسه گرون بفرستیم

بخاطر همین باید چند تا ایست بازرسی بزاریم

باید یک زن می شدی

منظورتون پاسبان زنه؟

همه مون انتقالی می گیریم- بله قربان-

از همه تو اداره پلیس استفاده کن تا دنبال سوکچان بگردن- بله قربان-

فهمیدی؟- باشه قربان-

چرا اینقدر ناراحتید؟

مشکلی پیش اومده؟

نه. چه مشکلی

قیافه ما اینطوره ، کوندی

خودت چی؟ خوبی؟

چه خوبی؟

شونه ام در رفته

دکتر خان گفت چند روزی اسلحه دستم نگیرم

مدیر نمیخواد که اسلحه روی شونه ام آویزون نباشه

بانک نیاز به حراست داره دیگه

حراست چی؟

من یه پادو بودم

سه سال پیش بهم اسلحه دادن

گفتن باید دستت باشه کسی از اینجا سرقت نمی کنه

...یعنی اگه کسی بخواد بانک بزنه

تو حتی شلیک بلد نیستی؟...

نه همین که دستمه ، کافیه

کی میاد اینجا بانک بزنه؟

بیخیال. پس تو مثل یک مترسک مزرعه ای

یه همچین چیزی

وقتی پادو بودم ، 8000 روپیه می گرفتم

حقوقم رو 2000 بیشتر کردن

گفتن این اسلحه رو بگیرم

به نفعم شده

یک اسلحه دستم می گیرم و برای بقیه چایی می گیرم

وضعش از ما بهتره

ماهی ده هزار در میاره

مشی بزارش به حساب

شینده؟- بله-

به کسی تو روستا نگو که شلیک بلد نیستم

باشه. نمی گیم

مشی

تو هم نگی ها

همه تو روستا میدونن که نباید به کسی بگن

درسته

"چشمات مثل گربه اس و گونه های تپل داری"

"بدنت باهام صحبت می کنه"

یعنی کی میتونه باشه؟

الو

صبح بخیر آقا

صبح بخیر ؟ کیه؟

آقا. آدیتی هستم از کلوپ داویندرا هالیدی

بهتون 5 شب و 6 روز سفر رایگان به سنگاپور رو پیشنهاد میدیم

به چه مناسبت؟

چی؟- بله-

میشه بگید مالیات بردرآمد چقدر می دین؟

من اصلا مالیات بردرآمد نمیدم کارت زرد دارم

چی هست؟

اونا که غذا ندارن بخورن می گیرنش

خیلی خب بگید. برای سفر یه آدم چقدر پول خرج می کنید؟

هر زوج ، 250 هزار روپیه

! دهنم سرویس

چرا این پول رو یه جا بهم نمی دین

برای خودم یک مغازه میخرم

شوخ طبعی تون باحاله ، آقا

آقا. شما حقوق می گیرید یا کارتون آزاده؟

ما کانگ هستیم جت هستیم

میگم کارتون چیه آقا؟

مغازه موبایل دارم

موبایل تعمیر می کنم الو؟

الو؟

الو؟ آدیتی؟

قطع شد

یعنی چی؟

خنک کننده اش سوخته

باید یکی دیگه از شهر بخریم

خدایا دلم میخواد بهت فحش بدم

یک تلفن گرفتم اونم خراب شد

موبایل دیگه نداریم؟

چند مشتری داریم هر لحظه ممکنه بیان ، بگیرنش

موبایلت دو سیم کارته اس نه؟

بله- سیمکارتم رو بزار توش-

...و بالی. تختم- همون که شکسته اس؟-

بله. یکی دیگه اش هم شکست

باید قشنگ 2 دقیقه به خدا فحش بدی

حالت بهتر میشه

بله- شینده-

همیشه سرگرم کاری

چطوره گاهی به خدا هم فکر کنی؟

قصدم همین بود

چه کاری ازم برمیاد؟

راملیلا نزدیکه

هنوز کمک اهدا نکردین

ببین برادر- بله-

من میتونم تو نمایش ، نقش سوگریوا رو بازی کنم ولی کمکی نمیتونم بکنم

برین

تموم شد؟- کار می کنه-

حالا فرص کن موبایلت افتاد تو آب

شوخی می کنم

بله قربان

قربان. میتونیم هرکسی رو اینقدر بزنیم تا اعتراف کنه سوکچانه

اینجوری خودمون نجات پیدا می کنیم

و 500 میلیون چی میشه؟

کجا رفته؟- میگیم کنار رودخانه پیداش کردیم-

پولو آب برد

چطور این کار رو گرفتی؟

پدرم از دنیا رفت

من کارشو گرفتم

پس دلیلش اینه- بله قربان-

برو برام چایی بیار

برو

اون کیه؟

تو برون. نوشته جانو زنمه

من دوست دخترم رو هم با نام جانو ذخیره کردم

حالا چه کار کنم؟- بزارش رو اسپیکر-

الو؟ کجایی شینده؟

مال توئه- مال منه-

تو روستام ، لالی چی شده؟

مدیر بانک روستاتون رو می شناسی؟

بله مُرد؟

نه. خواستگاری ام اومده

کار دولتی داره بابام هم خیلی دوستش داره

تو هم با اون بالی بیکار بچرخ

لالی. من میخوام مغازه ای که توشیم رو بخرم

همین که معامله نهایی شد میام دیدن بابات

کی؟ بعد از ازدواجم؟

باید یه چیزی داشته باشم که به پدرت بگم

چند روز بهم وقت بده

میدونی که نمیتونم اینا رو به پدرم بگم

هرکاری فکر می کنی درسته ، انجام بده

من قطع می کنم

شینده زنم دو النگو داره

اونا رو بفروشیم مغازه رو بخریم

چی میگی؟

سیمران حالش خوب نیست

شاید بهشون نیاز داشته باشی

ولی خریدن مغازه هم مهمه

این مسئله رو حل می کنیم

بپر بالا یک راهی پیدا می کنیم

آقا. پول جور شد- واقعا؟-

همین که پول رو گرفتیم به شما می دیم

پس از الان مغازه مال ماست- آره-

این اراجیف چیه؟

نه پول پیش نه سند

چطور مغازه مال شما بشه؟

چقدر پیش می دین؟

چقدر میخوای؟

من 25 درصد می گیرم پس میشه 72500

ولی چون شما رو می شناسم بگید چقدر میتونید بدین

اگه اینقدر با ملاحظه ای یکم بیشتر وقت بده

همشو یه جا می دیم

نه. من به همه تو شهر بله گفتم

نمیتونم بهشون نه بگم

داره نظرشو برمیگردونه

عصبانی نشین ، آقا

بگید چقدر باید بدیم

هرچقدر میتونید ، بدین یه کاریش می کنیم

شینده. خیلی مودبه یه ذره هم نظرش برنمیگرده

ولی باز باید یه چیزی بهش بدیم و گرنه میگه نه

چقدر داری؟- من؟-

پونصد روپیه

620

720

این همه پول از کجا آوردی؟

بیخیالش

با 720 تو میشه 790

نمیشه کل پولی که داریم رو بهش بدیم

ما 1000 روپیه رو برای 2 ماه اجاره می دیم

بعد واسه پول پیش مغازه ، 790 بدیم؟

حدقال باهاش صحبت کن

زحمت نکشید

تو خود روستا حلش کردم

بله؟

عالیه

تبریک میگم- چقدره؟-

هفتصد و نود روپیه

بقیه اش رو در قصدهای 100 روپیه ای می دیم

خیلی زود

بیا

تا حالا فحش دادنم رو دیدین؟

الان می بینید د آخه پس فطرتا

قرار بود 72500 بدین

میتونستید 50 هزار بدین

دیگه جهنم و ضرر . 40 هزار می دادین

این چه جوکیه؟

آقا. جت ها و بانیه ها با هم نمی سازن

داستان های زیادی در این باره هست

میتونید امروز غلط بودن کل این داستان ها رو اثبات کنید

میتونید تاریخ ساز بشین

فقط این جت رو بغل کن

ما یک روح میشیم در 2 بدن

میتونید کل پول رو 5 روزه بدین؟

هفت روزه؟

سخته

باهاتون کنار میام پونزده روز خوبه؟

بله

من 250 هزار روپیه ، یه جا می گیرم

روز شونزدهم شکایت نکنید که مغازه رو دادم به یکی دیگه

روشنه؟- خیلی روشن-

حله؟ همه چیز خوبه؟

چطوری کوندی؟- خوب برادر-

چی شما رو به بانک کشونده؟

اومدیم بانکو بزنیم

برین منم دست به اسلحه می برم

اومدیم وام بگیریم ، برادر تیر نزنی

زود باشید- خانم پوشپا-

شوهرتون هنوز شما رو می زنه؟

زمانه عوض شده

حالا من می زنمش- خوبه-

پرونده رو کامل کنید

خاله وام میخوایم

خجالت بکشید

من چند سال از شماها جوون ترم

دخترم ، وام میخوایم

برو با مدیر حرف بزن

نمیخوام با اون صحبت کنم

خودت بده

برای وام باید با مدیر صحبت کنید

برین تو

سلام

چه کمکی ازم برمیاد؟

...ما میخواستیم که

ما 250 هزار روپیه وام میخوایم

برای چی؟

ما موبایل تعمیر می کنیم

بازده مالیاتی تون چقدره؟

ما کار پولدارا رو نمی کنیم

مالیات بردرآمد رو میگم

مالیات میدین؟

اگه درآمد داشتیم وام می گرفتیم؟

ولی یه چیز قطعیه

اگه دوست دخترم ترکم کنه و با یکی دیگه ازدواج کنه

فقط پیش من برمیگرده

چه ربطی به وام داره؟

زمین کشاورزی دارین؟

خب رو چه حسابی به شما وام بدم؟

بانک یک گارانتی میخواد که میتونه پولو پس بگیره

خیلی خب

میریم گورودوارا و قسم می خوریم

قول و قسم ، وام نمیاره

ببینید سندی دارید یا نه

و گرنه برین

برین

بریم

اومدن وام بگیرن یا منو بترسونن؟

چقدر وام میخوایین؟

دویست و پنجاه هزار روپیه

دویست و پنجاه هزار روپیه

میخواین بانکو تعطیل کنید؟

کل موجودی بانک ، 250 هزار روپیه اس

اگه کل پول رو به شما بدن ما اینجا غاز بچرونیم؟

پس بانک به درد نمی خوره

برادر. بانک های کوچک فقط سپرده های کوچک دارن

پس فکر کردی چرا به یک پادو ، اسلحه میدن؟

چون تو بانک چیزی نیست

پس چرا زحمت می کشی؟

فقط شونه ات رو درد میاری

یک قانونه

...چه تو بانک چیزی باشه ، چه نباشه

باید یک نیروی حراست ، بیرونش باشه...

خود اسلحه هم در عجبه که من تو بانک چه کار می کنم

اگه تو جت بود هر روز ازش شلیک میشد

مثل ترقه

یادم اومد واسه دیوالی برده بودمش خونه

خواستم قبل از بچه هام باهاش شلیک کنم

خواستم شلیک کنم ، ماشه اش دراومد

اومدم به مدیر گفتم

گفت هزینه اش 3300 روپیه اس با پول حقوقت بگیر ، تعمیرش کن

گفتم به من چه

کوندی اگه تو بانک اتفاقی بیفته ، چی؟

حکم چماقو داره

اگه چیزی بشه ، من به هرحال از پسش برنمیام

من جلو رو پوشش میدم اون پشت چی؟

دیوارش کلا 5 پاست هرکسی میتونه بپره

باید یکی در پشتی هم نگهبانی بده؟

عالیه

برای کار بانک ، نیروی کافی ندارن

در پشتی چیه؟

...این بانک ها غم ندارن ، چون که

دیوار به دیوار اداره پلیسن....

همین همه رو می ترسونه

اگه کسی از در پشتی بیاد کسی در اداره پلیس نمی فهمه

دروغ نگو ، کوندی

جیغ می زنی به پلیس میگی دیگه

سریع میان

چرا کاری می کنی کل اسرارمو لو بدم؟

خداست که بانکو اداره می کنه

این یعنی بفرمایید بانکو بزنید ، کوندی

و گرنه باید دیوار 10 پایی میزاشتن

شما عجب آدمایی هستین

کلا 250 هزار روپیه تو بانکه

میخواین خرج دیوارش کنن؟

عقل ندارین ها؟

بخاطر همین هیچکدوم از کاراتون نمی گیره

با این لیوان بزنمت؟- ولش کن-

بخاطر صلاح خودتون می گیم

اصلا برو دیوار رو بشکون و سنگا رو بفروش

و پولشو بزار تو بانک به ما چه؟

مشی ، بزار به حسابم- باشه-

به مدیر میگم دو تا تیزهوش سر زدن

پول ندارن به مشی بدن بعد میخوان وام بگیرن

نه مشی؟- بله-

نمیدونم برای خریدن اون مغازه باید چه کار کنم ، لالی

هرچی بیشتر تلاش می کنم بیشتر به بن بست می خورم

یعنی نمیتونید از مغازه استفاده کنید؟

ظاهرا نه

بخاطر همین گفتم با چه رویی پدرتو ببینم

خواستم واقعی مود خوبی داره باهاش درباره خودمون صحبت کنم

نمیگذاره دخترش ، زن یک مرد بیکار بشه

شاید خواست خداست که من زن یکی دیگه بشم

لالی لطفا با اون مدیر بانک ازدواج نکن

اون خوشبختت نمی کنه

من برای گرفتن وام پیشش رفتم

فکر می کنه آدم مهمیه

حتما تو خونه هم ، همونطور رفتار می کنه

نمیتونم به خاطر بد بودنش نه بگم

باید دلیل داشته باشم که به پدرم بگم که تو از اون بهتری

...اگه اینقدر به فکر من بودی

تا حالا یه کاری می کردی

میخوام ولی تقدیرم ازم حمایت نمی کنه

کمترین خواسته ام حمایت توئه

زنده از اداره پلیس کومکالا گزارش می دیم

....پلیس پنجاب بالاخره توانست سوکچان

که 500 میلیون پول دولتی رو بالا کشیده بود رو... دستگیر کنه

ما در منطقه کومکالا هستیم

پلیس موفق شد یک مجرم خیلی باهوش رو بگیره

بله. منظورمون همون سوکچان سینگه

اون کلاهبرداری 500 میلیونی انجام داد

نتونستیم با بازرس مسئول این اداره صحبت کنیم

و ببینیم چطور تونست این مجرم باهوش رو بگیره

پس سوکچان دستگیر شد چه حسی دارین؟

حس خوبی دارم ، برادر

ولی با پولی که داره پلیس باهاش مثل یک مهمان برخورد می کنه

چه جمعیت زیادی- کوندی-

چرا این همه آدم اینجان؟

اداره پلیس نمایشه؟

سوکچان رو گرفتن

چی؟- بریم کارمون رو بکنیم-

ببینید اینم عاقبت کارهای بده

حالا اون 500 میلیون به چه کارش میاد؟

پلیس می زنه سیاه و کبودش می کنه

کاری می کنه نتونه تا 50 بشماره

درسته؟ خداحافظ

شینده خوبه به فکر درامد اینقدری نیفتادیم

و گرنه وضع ما هم همینطور میشد

من میگم کلا با کوندی نشست و برخواست نکنیم

اگه گوش ندیم به این چیزا فکر نمی کنیم

درسته- بریم مغازه رو باز کنیم-

گم شو

مال شماست؟

سلام

منتظر شما بودم

ست به ما 15 روز وقت دادی که پولو بدیم

الان 3 روزم نشده

ببین من به یه چیزی فکر کردم

چطور میخواین تو این مدت کم ، 250 هزار روپیه فراهم کنید؟

بگید

چرا چیزی نمی گید؟

چی بگیم؟ تلاش می کنیم

ببین پسرم به من دروغ نگید

روستایی ها گفتن که نباید برای شما پونزده روز هدر بدم

نمیتونید پولو بیارید

من به فکر خودتونم

اگه بخواین یه راهیهست

اگه خونه هاتون رو بفروشید راحت 250 هزار روپیه دستتون میاد

چی میگی ، ست؟

پس کجا زندگی کنیم؟

پسرم از یک بانیه بشنوید

یادتون باشه

مغازه اگه داشته باشید میتونید اونو خونه تون کنید

ولی اگه خونه داشته باشید نمیتونید اونو مغازه کنید

میتونید سخت کار کنید و بعدا یک خونه بخرید

تا اون موقع مستاجر باشید

راست میگه

چه راستی؟ بچه نشو

اگه این کار نگیره دیگه خونه هم نداریم

الانم که خیلی وضع خوبی نداریم

در هر صورت بدبختیم

لطفا به این فرصت فکر کن

ولش کن

ست. ما گفتیم پانزده روز پس پولت تا 15 روز دیگه حاضره

خب؟ اگه روز شونزدهم پولو ندادیم هرکاری میخوای بکن

خب؟- خب-

بیا

مشی چایی درست کن

دو چایی

نگران نباش

اصلا مغازه رو از دست بدیم یک چایی فروشی باز می کنیم

درسته کار من رو خراب کنید

میریم یه جای دیگه

چه کار تو داریم

شینده اونجا رو ببین

شینده؟

شینده؟

شینده کیه ، عزیز؟

بابا. درباره اش بهت نگفتم؟- خیلی خب-

شینده این بابامه

سلام عمو- سلام-

اینجا چه کار می کنی؟

اومدم پول بزارم تو بانک

درست نیست زیاد پول بزاری خونه نه؟

درسته پسرم

زمونه بدی شده- بله-

با سختی پول ذخیره می کنی

باید پس اندازتو بزاری بانک

ما هم میریم بانک

مدیرشو می شناسم

بزار تو رو هم بهش معرفی کنم

بریم بیایید

بریم کمک می کنه بهتر برگردیم

باز برگشتی وام بگیری؟

با من بیا

کارتو بکن

سلام عمو- سلام-

سلام لالی- سلام-

برگشتی؟

سوکدیو ما اونا رو می شناسیم

اومدن پولشون رو تو بانکت بزارن

ولی عمو اونا تو این بانک حساب ندارن

ندارن؟- بله-

میخوام یه حساب جدید باز کنیم و پول بزاریم

مشکلی نیست یک حساب جدید باز می کنیم

برای باز کردن حساب ها اینجاییم

بریم بیا لالی

با من بیا

برادر. حساب های جدید اونجا باز میشن

لطیفا بشین

پوشپا- بله آقا-

یک حساب جدید براشون باز کن و پولشون رو بگیر

لطفا بشینید- باشه آقا-

لالی. عمو باهام بیایین

بشینید من فرم ها رو میارم

عمو. همیشه گفتی که میای اینجا

بالاخره امروز اومدی

بله . بالاخره اومدم

بشین

چای یا نوشیدنی سرد؟

نه مرسی

نشد لالی .تو چی؟

نه مرسی- چی بزاریم تو بانک ، حالا؟-

ما که پول نداریم بیا کلیه های تو رو بزاریم

تو کارمون رو به اینجا کشوندی

همیشه بیرون بانک به ما توهین میشد

امروز داخلش بهمون توهین میشه

به این فکر کن که چطور از اینجا بزنیم بیرون

بریم خونه چرا اذیت می کنی خودتو؟

بریم بالی

اینم فرم پر کنید

یک کپی از کارت شناسایی و کارت آدهارتون هم بهم بدین

من فقط کارت آدهار رو دارم

ولش کن یک دفعه دیگه میایم

بریم- بیا عمو-

پوشپا حساب باز کردی؟

قربان اینا کارت شناسایی ندارن

عیب نداره دفعه بعد میارن

اون آشنای عموئه

حسابو باز کن

چقدر پول میزارین؟

بهش بگو

چقدر میشه تو بانک شما پول گذاشت؟

برادر وقتی اسم پول میاد ، بانک اندازه دریا وسعت داره

هرچقدر میخوای میتونی بزاری

قبل از جواب دادن ، بهش فکر کن یه پنی هم تو جیبم نیست

من میخوام صدهزار روپیه بزارم

عمو میخوام یه فروشگاه بخرم

پولمو گذاشتم خونه

گفتم چرا بزارمش خونه

معامله هنوز انجام نشده باید بزارمش بانک

مغازه می خری؟

ببین بابا شینده داره خیلی خوب پیشرفت می کنه

ولی چرا معامله انجام نشده ، پسرم؟

خب. ست کمتر از 250 هزار نمی گیره

گفتم اونقدر نمی ارزه باید کمترش کنه

چرا نمیگی بابا واسطه بشه؟

اون معلم یک مدرسه دولتی بوده

همه تو روستا بهش احترام میزارن

ست قطعا بخاطرش ملاحظه می کنه

نه. درست نیست که عمو رو سر مسئله به این کوچکی به زحمت بندازیم

پسرم. اگه این میانجیگری بهت کمک کنه چه ایرادی داره؟

بریم دیدن ست

بهش صدهزار می دیم ، ببینیم بخاطر من چقدر قیمتو کم می کنه

خوبه؟- بریم-

خداحافظ- خداحافظ-

خداحافظ لالی

میخواد لالی منو تور کنه؟

بفرمایید

سلام موهانلال

سلام آقا. شمایید؟- سلام-

چه کمکی ازم برمیاد؟

این بچه ها بهم گفتن که میخوان مغازه شما رو بخرن

بله. میخوان

من خوب می شناسمشون

پس نگران نیستم

هرچقدر وقت بخوان ، بهشون میدم

ما وقت نمیخوایم- خیلی خب-

پولو سر وقت میدیم- خیلی خب-

شما 250 هزار خواسته بودین. درسته؟- بله-

میشه بخاطر من کمترش کنید؟

ما بهتون صدهزار یه جا می دیم

ببینید دروغ نمیخوام به شما بگم

یک تاجر تو شهر براش 250 هزار پیشنهاد داده

حالا به حرف شما گوش می کنم

بگید پسرا چقدر بهش می دین؟

عمو . مرسی که باهاش صحبت کردین بقیه اش با ما

ببینید اونا با 250 هزار موافقت کردن

من به خاطر شما ده هزار کمتر میدم

شینده صدهزار رو به ست بده

میدن؟- بله-

فکر کردم شما میدین

در واقع این پسرا پول نقد دارن

میخواستن بزارنش بانک ولی نشد

گفتم باهاشون بیام

گفتم به من نه نمی گید- خیلی خب-

مرسی که اینقدر بهم احترام گذاشتین

خداحافظ شینده

عصر بیا خونه خب؟

خداحافظ- آقا-

بله- ...حداقل اون صدهزار پول پیش رو-

بهم بدین...

عمو. عجله کردم پولو خونه جا گذاشتم

عصر میارم تو مثل خانواده مایی

خداحافظ ست-جی ما میریم

پسرم عصر بیا خونه

شیرینی برات درست می کنیم- بسیار خب-

بریم عزیز بیا

شینده اینم 20 هزار روپیه

همین که اسناد رو دادی بهمت 180 هزار روپیه میدم

لالا-جی دارم خونه ام رو می فروشم

میشه کمی بیشتر بهم پول بدی؟

شینده. این خونه نیست این یه قطعه زمینه

کسی اینقدر که من میدم بهت پول نمیده

از من بهت نصیحت این پولو بگیر ، کارتو راه بنداز

وقتی گفتم خونه ام رو بفروش ، اونطور کردی

ولی سریع خونه خودتو فروختی آخه انصافه؟

سعی کن بفهمی ، بالی

...باید می دیدی که بابای لالی چقدر خوشحال شد

وقتی فهمید که مغازه رو می خریم...

اگه این جواب بده مطمئنم که به رابطه من و لالی فکر می کنه

بخاطر همین برای چایی دعوتم کرده

هرکاری واسه لالی می کنم

میریم به ست میگیم که 200 هزار روپیه جور کردیم

من خونه ام رو فروختم

یه جوری 50 هزار بقیه اش رو جور می کنیم

خوبه؟- باشه-

امروز خیلی خوشحالم

خیلی برات خوشحالم ، برادر

صبر کن - چی شده؟-

جانو- حتما لالی ـه-

حتما میخواد بگه بعدظهر کی میام

الو

بالی سیمران

زود بیا

چی شده گورمیت؟- غش کرد-

بالی سیمران ما

نگران نباش ، گورمیت

کجاست؟- داخله-

! دخترم

تومور شکمش بزرگتر شده

دکتر گفته دارو براش جواب نمیده

باید عملش کنیم

دویست هزار روپیه لازم داریم

ما چنین پولی نداریم

زن برادر بگو مقدمات عمل رو آماده کنن

پولو جور می کنیم- بله-

بیا بالی

چی فکر می کردیم و چی شد ، شینده

چرا نگرانی؟

یک هفته ای ، سیمران رو عمل می کنن

خوب میشه

ولی مغازه چی؟

خونه ات رو واسه اش فروختی

احمق جان. اینکه با عشقت ازدواج کنی یا کارتو راه بندازی ، بعدا هم میشه

مهمترین چیز ، جان یک عزیزه

من خوشحالم که خونه ام رو برای یک کار خوب فروختم

الو- الو شینده-

لالیه

لالی

بابا منتظرته

ناچار شدیم دختر بالی رو بیمارستان پذیرش کنیم

خدای من چی شد؟

همه چیز مرتبه؟- بله. اون حالش خوب نبود-

از طرف من از عمو عذرخواهی کن

همین که وقت کردم ، میام- باشه. همونجا بمون-

راستی. پول رو به ست دادی؟

بله. بهش صدهزار دادم- خیلی خب-

خیلی خب. منتظرتم. بای

بهونه نمیخوام

دیروز از حرف معلم شوکه شدم

شما صدهزار نقد داشتین

درسته من خونه ام رو فروختم تا مغازه رو بخرم

پس پول کو؟

گفته بودم که 200 هزار پول داشتیم دختر اون حالش بد شد

دادیمش بیمارستان

بلوف بسه ، بچه ها

برو بیمارستان خودت ببین اگه باور نمی کنی

هنوز اونجاست

شاید پست فطرت باشیم ولی درباره دخترمون دروغ نمی گیم

ولی الان وضع دشواری دارم

اگه نمیتونید بخرین حداقل بزارید مغازه رو بفروشم

تو به ما 15 روز وقت دادی

بعدش هرکاری میخوای ، میتونی بکنی

روزهای زیادی نمونده

بایدیکم پول بزارم بانک

سریع میام

هر روز میره بانک پول بزاره

تا حالا تو بانک حساب داشتی؟

اگه داشتی میدونستی من چک دارم

باید روزی 15 تا 20 هزار بزارم بانک

برو تا بانک نبسته

ببریدشون عقب

برید

هل نده ، بازرس

سرویس میشی

هنوز هل دادنم رو ندیدی

اگه هلت بدم ، سرپات نمی مونی

بریم

سوارش کنید برین عقب

سوارش کنید برو

زودباش برین عقب

بله آقا؟

برادر بانک بخاطر سوکچان بسته اس؟

نه آقای موهانلال کارمندهای بانک امروز اعتصاب کردن

جز اعتصاب کاری هم بلد نیستن

سلام آقا- سلام-

سلام

اون یک دروغگوئه

من بخاطر تو بهش اعتماد کردم

ست هم بهم دراومد

من این تصمیم رو بعد از ملاحظات کافی گرفتم

این پسر مناسبت نیست

کی به عشقش دروغ میگه ، شینده؟

من حتی برای مغازه ، خونه ام رو فروختم

دختر بالی مریض شد

کاری از دستم برنمیومد

من شانس ندارم

مهم نیست چی به بابام بگم اون فکر می کنه دروغ میگم

من سخت تلاش کردم تا تو رو جلوی بابام خوب جلوه بدم

بعد از دیدن مدیر ، حتی نمیخواد درباره ات چیزی بشنوه

ولی تو می فهمی . نه؟ میدونی من کار درست رو کردم

چرا دستمو نمی گیری

چرا بهم زل زدی؟

دست اونو میگم دیگه

! شینده

! شینده

هیچوقت با دوست دختر یک جت در نیفت

اگه اینکارو کردی جلوی یک جت نباشه

...اگه خواستی جلوی یک جت اینکارو بکنی

اول ببین حال و روزش چطوره...

...چون جت ها وقتی بداخلاق باشن

دوست دارن استخون بقیه رو بشکونن...

برادر ما با اونا نیستیم

فقط ما رو رسوندن ما میریم یه جای دیگه

بریم بیا

من حاضرم برات بمیرم

و حاضرم برات بکشم

یک مغازه مسئله مهمی نیست

"زیباییت زمزمه شهر شده"

"پولی که خرج می کنی ، منو به اخم واداشته"

"زیباییت زمزمه شهر شده"

"پولی که خرج می کنی ، منو به اخم واداشته"

"آخرش منو می کشی"

"وقتی میری روی سقف ، تا منو ببینی"

"راه رفتنت هم آدمو می کشه"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

"تو مثل هیر زیبایی"

"من دیوونه توام"

"من دیوونه توام"

"من دیوونه توام"

"تو مثل هیر زیبایی"

"من دیوونه توام"

"منو عاشق خودت کن"

"برادرهات هم منو بعنوان عشقشون می پذیرن"

"با من تشکیل رابطه بده"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

دادگاه دستور بازداشت سوکچان رو برای هفت روز فرستاده

به پلیس دستور داده شده تا درباره همدستان وی تحقیق کنند

اونا باید بفهمن که سوکچان اون 500 میلیون رو کجا گذاشته

عاشق فرار کردنی نه؟

بزودی کاری می کنم برای جونت فرار کنی

کل آرزوهات رو برآورده می کنم

بزودی همه آرزوهاتو محقق می کنی ، بازرس

دیگه نمیتونی منو پیدا کنی

میری بیرون

البته بعد از اینکه مجازات دولتی رو تموم کردی

اگه اینطور نشه من پسر پدرم نیستم

نه

چنین ادعاهایی نکن ، کلدیپ سینگ

پنجاه میلیون خیلیه

تو کل عمرت به دستش نمیاری

بگیرش و بزار من برم

میتونی بندازی گردن یکی دیگه

درست میگی

میتونم پولو بگیرم

...ولی اونقدر حقیر نشدم که

از تو بگیرمش...

بینت- بله-

بیا اینجا-

اون تا یه هفته دیگه محکوم میشه

بزودی میره

خوب ازش مراقبت کن

طوری که کسی نفهمه بخاطر مهمان نوازی ما

افسوس می خوره یا نه

باشه قربان

اگه نمیخوای پولو نگیر ، بازرس

اونا که میخوان بیام بیرون

حتما طرح اداره پلیستون رو کشیدن

بهش یکم چایی و نان لقمه ای بدین- بله قربان-

با ترشی

بالی به نظرت چقدر براش می برن؟

اون پول دولتی رو دزدید یک مجازات سخت بهش میدن

تقصیر دولته دیگه امکانات مناسب ندارن

اونا هم می دزدن

مثلا بانک خودمون

هرکسی میتونه هر لحظه بزندش

! چرت نگو دیگه

ما اینجا نمیاییم که درباره سرقت حرف بزنیم

برادر. اگه احساساتم رو به شما نگم به کی بگم؟

تو حرف نزن. فقط بلوف می زنی- بله-

داخل بانک بودیم

گفتی یک دیوار 5 پایی هست

ولی به در پشتش اشاره نکردی

یک در چوبیه چوبش ضعیفه

دیروز یک سگ ازش رد شد

نجار اومد درستش کرد

مطمئنم نجار کارشو خوب انجام داده

حالا چطور کسی بشکندش؟

گفته بودم که چوب ضعیفه

راحت میشه راهتو ازش باز کنی

فقط سه کارمند داخله

میری گوشه بهشون اسلحه نشون میدی

میتونی کل پولو بدزدی

کسی بیرون نمی فهمه که داخل چه خبره

هی

تازه این اسلحه هم کار نمی کنه

ولی با اسلحه می زنی تو سرشون- بله-

من پادو هستم. به مردم چایی میدم نمی زنمشون

نگذارید کل اسرارم رو فاش کنم

بزارید بعضی چیزا راز بمونه

دیگه راز نیست ، احمق

همه چیز رو بهم ما گفتی

نگران نباش کوندی کسی بانک شما رو نمی زنه

من میدونم اسلحه ات کار نمی کنه

ولی داد می زنی و پلیس رو خبر می کنی نه؟

اینم یه راز دیگه

بیایید نزدیک تر- بیام سر پات بشینم؟-

گوش کنید

...موقع نهار تو بانک

کل کارمندان میگن براشون چایی و نهار بیارم

تا موقعی که غذامو بخورم وقت استراحت تموم شده

من بعد از وقت استراحت میام نهارمو می خورم

تو این فاصله هر کسی میتونه بانک رو بزنه

بالی

! پولو بگیر ! بسه هرچی فقر کشیدیم

! بیا

! لعنتی ! مدیر

! بیا ! می کشمت

من فقط یک پادو هستم کسی بهم گوش نمیده

هرچیز ناجوری پیش میاد همینو میگن

بله کوندی راست می گفت

پس بانک رو سرقت شده بدون ، کوندی

"مرد جوان با ابهت تمام می گرده"

"مرد جوان امروز جیمز باند میشه"

"مرد جوان با ابهت تمام می گرده"

"مرد جوان امروز جیمز باند میشه"

"همه جا حرف اونه"

"همش تو یک منطقه می گرده"

"با شجاعت زیاد و بدون ترس"

"امروز راهزن ها قراره غارت کنن"

"با شجاعت زیاد و بدون ترس"

"امروز راهزن ها قراره غارت کنن"

"با شجاعت زیاد و بدون ترس"

"امروز راهزن ها قراره غارت کنن"

چاه ، میدان روستا ، داروخانه

اداره پلیس و بانک

به این زودی ردیفش کردی؟

من 38 ساله تو این روستام

مثل کف دستم اینجاها رو می شناسم

طبق حرف کوندی ، این در با دو لگد کارش تمومه

چون اون پشته ، کسی صدای شکستنشو نمی فهمه

خوبه شینده

فقط دوباره بهش فکر کن

واقعا برای گرفتن پول باید بانک بزنیم؟

برای پول انجامش نمی دیم

برای عشق لالی انجامش می دیم

چرا نمیگی که فقط میخوای آبروی مدیر بانک رو ببری؟

هرجور میخوای در نظر بگیرش

پس سرقتو حتمی بدون ، شینده

"شینده با دوستش اینکارو می کنن"

"بیست و پنج روستا باهاتن"

"بیست و پنج روستا ازت می ترسن"

"شینده درون خودش قدرت انفجاری داره"

بهت نشون میدم چطور در بانکو بشکونی

با سرعت بالا میریم سمتش

و به در لگد می زنیم

"حتی اگه با شمشیر بهت حمله کردن ، چاقو جیبت باشه"

اینجا باد شدیده

من در رو می گیرم تو بشکونش

"حتی اگه با شمشیر بهت حمله کردن ، چاقو جیبت باشه"

همین که نزدیک شدی دستمو برمیدارم

وقتی اومدی بگو

"چشمان قلب ، تو رو می بینن"

کجاست؟ چرا نیومده هنوز؟

"با شجاعت میخواد غارت کنه"

! من مُردم ، شینده

"با شجاعت میخواد غارت کنه"

! پاشو

! برمیگردم

خیلی خب

بالی. اون روستا ، اداره پلیس و بانک هستن

و اینا راه های باریک روستا هستن

...اگه در حین فرار جدا بشیم

میریم و مخفی می شیم...

حالا مهمترین چیز

تو برای این سرقت لباس زنانه می پوشی

میخوایم بانک بزنیم یا بریم برقصیم؟

سعی کن بفهمی

پلیس فکر می کنه یه مرد و زن ، بانک رو زدن- خیلی خب-

مظنونین شون اونا میشن

کسی دنبال ما نمی گرده

یک لباس قدیمی از زنت بگیر و برای سرقت آماده بشو

بعدا می بینمت- خیلی خب-

"مرد جوان با ابهت کامل می گرده"

چرا اینقدر زود اومدی خونه؟

یه چیزی میخواستم- چی میخوای؟-

لباس و جواهر قدیمی داری؟

چرا؟

...یک مجتهد بهم گفت اگه لباس و جواهر قدیمی تون رو

به یک آدم فقیر بدین... برای کارتون خوب میشه

عجیبه. از ما فقیرتر هم هست؟

وایسا بهت بدم

دخترم چه کار می کنه؟

درس می خونم

بیا بگیرش

بیا

بزار بزارمش

نصف چیزا رو می ریزی ثوابش هم نصف میشه

خدایا کمکمون کن

آقا نهارتون

خیلی خب

گوش کن برام ترشی هم بیار

خانم. چایی تون من میرم برای نهار

خیلی خب

مشی. چایی بده- دارم درست می کنم. بشین-

من میرم

هرکی جم بخوره بهش شلیک می کنم

پارواتی در رو ببند

پارواتی در رو ببند

! احمق ! پارواتی خودتی

ببخشید عزیزم- ! راهزن-

به نظرت شبیه فرشته ایم؟

پول کو؟

دست پوشپاست- پوشپبا کیه؟-

پوشپا کیه؟

گفتم پوشپا کیه؟

دستاتو ببر بالا- آقا-

اینجا نیا پوشپا فقط پولو رد کن

درست نیست

! شلیک می کنما- خدای من-

پارواتی. پول رو از پوشپا بگیر

زودباش ! یالا- بریم-

بیا

نه برادر

پولو بردار- خدای من-

پولو بده بهم- بیا-

چقدره؟- هشتاد هزار-

هشتاد هزار؟

فکر کردی کار دیگه ای نداریم؟ میخوای برگردیم؟

زیرت

خدای من درش بیار

پنجاه هزار - پنجاه ، 80 ، روی هم میشه 130-

30

160- برادر-

و 20

اینم میشه 180

کارمو از دست میدم برادر- من 250 هزار میخوام-

همینو داریم

اوجاگار فقط 180 هزار دارن

پوشپا رو بکش

اون مطمئن میشه که 250 هزار میدین

نه پارواتی همش همینو داریم

چطور بهتون 250 هزار روپیه بدیم؟

تو

تو دخالت نکن

زنت میدم

برادر اوجاگار. این سرقت چه ربطی به ازدواج من داره؟

اوجاگار جان. با این هیچ کاری نداریم

! ازدواج چیه که میگی ، اسکل

آقا. چرا در رو از داخل بستین

هنوز وقت تعطیلی نشده که- هی-

ما خبر داریم که 250 هزار روپیه تو این بانکه

بده و گرنه بهت شلیک می کنم

هرچی داشتیم ، دادیم- بله-

واقعا نداریم قسم می خورم

اگه باور ندارین ، ما رو بگردین

! خانم چطور شما رو بگردم؟ درست نیست

کسی گوش نمیده- خواهر میتونه بگرده-

باشه .مشکلی نیست

پارواتی. روی چیزی که براش اومدیم تمرکز کن

وقت نداریم که هدر بدیم

برای ما 180 کافی نیست ...یا 250 می دین

! دهنت سرویس- بله-

! آقای مدیر

در رو باز کنید منتظرم

نمی فهمم

کدوم احمقی گفته که ما 250 هزار روپیه تو بانک داریم؟

یه اسکلی گفته- خانم-

چی؟- در رو باز کن-

خیلی وقته داره داد می زنه

پلیس هر لحظه ممکنه برسه

! برین عقب

! برو عقب

! در رو باز کنید ، منتظرم

چه کار می کنید؟ باز کنید

! شما

چه کار می کنید؟

! آقای مدیر

مدیر کاری نمیتونه بکنه- اوجاگار. اسلحه کار نمی کنه-

از اسلحه مون استفاده کن

دستا پایین

بیا نزدیک تر

پست فطرت. به دروغ به مردم میگی که تو بانک 250 هزار روپیه پول هست

اونا 200 هزار هم ندارن

! به خدا اصلا نگفتم

! به همه میگی

من 250 هزار میخوام

! همه رو می کشم

نه برادر هرچی داشتیم ، بهت دادیم

دیگه نداریم ! قسم می خورم راستشو میگم

اوجاگار لطفا به من گوش کن

به کسی گوش نمیدم

باید گوش بدی

برامون 180 بس نیست؟

نمیشه . ما 240 هزار میخوایم

هنوز 60 تا کمه

ما 240 هزار میخوایم

اوجاگار چرا بعدا نمیای؟

فکر کردی خریم؟- بله-

برگردیم که دستگیر بشیم؟

نه دستمو ول کن

یک کاری میشه کرد

الان ساعت 3:25 است مردم تا ساعت 4 بعدظهر اینجا پول میزارن

در رو باز می کنید مردم پولاشون رو بیارن

بعدش بقیه رو ببر خیالت راحت

بله

! حراست

در رو باز کن و مردم رو بفرست داخل

...اگه کسی اومد پول برداشت کنه

همین 180 هزار رو هم از دست میدی... - بله-

فقط اونا رو بفرست که میخوان پول واریز کنن

اگه کسی خواست پول بگیره بگو بانک پول نداره

فهمیدی؟

...اگه تیزبازی در بیاری

ما میدونم که تفنگت کار نمی کنه... ولی مال ما می کنه

! بهت شلیک می کنیم

! شونه ام درد می کنه- میدونم-

از کجا میدونی؟- ما سارق بانکیم-

فکر کردی میشینیم تو غذا خوری چایی می خوریم؟

پارواتی- بله اوجاگار-

اسلحه اش رو بگیر

بده بهش

مال منو بگیر

مدیر رو ببر تو

...اگه کسی تیز بازی در بیاره

دیگه آخر این سرقت رو نمی بینه...

تو بشین- نه-

اونجا نه روی صندلی

مگه تشییع جنازه اس؟

بشین

پاشو

چطوری کوندی؟

شونه ات چطوره؟- شونه رو بیخیال-

فقط بگید اومدید پول بزارید یا بردارید؟

بردارم

بانک پول نداره فردا بیایید

که اینطور باید فردا بیام؟

پ ن پ مدیر میاد خونه تون

خیلی خب. سه شنبه میام

خانم. میخوام 5000 بزارم تو بانک

خیلی خب

بفرمایید

چطوری کوندی؟

من خوبم برای چی اومدی؟

بچه ام تو شهر درس می خونه- خیلی خب-

باید شهریه اش رو بدم اومدم 35 هزار روپیه برداشت کنم

تو بانک پول نیست فردا بیا

مگه گفتم 10 میلیون؟

! چه بانک بیخودیه

حتی 35 هزار روپیه ندارن ! برو کنار

پول نداریم ، برادر فردا بیا

حداقل بزار باهاشون صحبت کنم

فردا آخرین روز پرداخت شهریه اس

برو کنار

خواهر باهاش حرف بزن- بریم تو باهاشون صحبت کنیم-

بیا تو

خانم . میخواستیم 35 هزار روپیه برداریم

چطور اومدین تو؟

عجبا

کسی وقتی میخوای پول بزاری ، سوال نمی پرسه

امروز اینجاییم که پول خودمون رو برداشت کنیم

بعد میگین چطور اومدیم تو؟

راستش ، تو بانک پول نقد نداریم

لطفا فردا برگردید

امروز میخوامش باید بفرستم برای بچه ام

از پولایی که امروز گرفتین ، بهم بدین

آقا. لطفا فردا برگردید- من پولو امروز میخوام-

کوندی لعنتی اونا رو که میخوان برداشت کنن ، می فرسته

بله عمو؟- اومدم پول بزارم تو بانک-

بفرما- بریم اونجا بشینیم-

تا پولو نگرفتیم ، جایی نمی ریم

اینطوری نمیدن مگه وام میخوایم بگیریم؟

خانم

میخوام 25 هزار روپیه بزارم تو حساب آژانس

دویست ، 205 ، 210

الان 210 هزار داریم

هنوز 30 تا کمه

به همه کسایی که تو بانک حساب دارن ، زنگ بزن

بگو بیان پول بزار تو بانک

برادر کسی اینطور نمیاد پول بزاره

مردم باید پول داشته باشن که بزارن

تو

کتابو باز کن . سریع- باشه-

اون 25 هزار روپیه که اون مرد گذاشت رو بهم بدین

همون کافیه- چطور بدیم به شما؟-

قبل از شما ، باید برای یکی 240 هزار جمع کنیم

! خدا بانک شما رو لعنت کنه

! امیدوارم ازش سرقت بشه

! بریم

! این بانک کلاهبرداره

! مرده شور بانکتون رو ببرن

! فکر کنم می فهمی

بریم

! گور بابای همه تون

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

الو ست-جی؟- بله شینده-

اون روز نتونستی پول بزاری بانک

امروز برو پول بزار تو بانک

مغازه رو به امون خدا ول کنم؟

شما دو تا کجایین؟

ست-جی ما تو یه کار مهم گیر کردیم

شنیدیم که اگه امروز پول نگذاری جریمه می کنن

باید بری اونجا ، خب؟

الان ساعت 4 عصره

بانک سپرده ای نمی گیره

منتظرت می مونن حداقل بیا اینجا

چی میگی؟ نباید بگی بیا اینجا باید بگی برو اونجا

درسته منظورم اینه که برو اونجا

باشه. مغازه رو می بندم و میام

دویست و ده و 15

میشه 225

باز کم داریم

بله؟ کی رو میخواین ببینید؟

اوجاگار فکر کنم نگهبان شلیک کرد

پارواتی. سریع پولا رو بگیر

تو بشین

کوندی خائن

اون گفت که اسلحه کار نمی کنه

باهاش 15 گلوله شلیک کرد

! بشین ! بشین

! بمب

! بریم- زود باشید-

! دستمو بگیر

! پوشپا

! نجاتم بده

! جیپ رو روشن کنید

! سریع بپر بالا پارواتی- برادر. اومدی بانکو بزنی-

چرا منو می بری؟- تو از کجا اومدی؟-

تو دستمو گرفتی و منو کشوندی اینجا

دو دقیقه شده لطفا بزار برگردم

اگه کسی اینو بفهمه زندگی ام خراب میشه

نمیتونستی زودتر حرف بزنی؟

ترسیدم

...ولی الان که حرف زدی

اگه پارواتی اون تو گیر بیفته ، هر دو سرویس می شیم- عزیزم-

کمکم کن- بیا-

برادر. کمک کن از دیوار بپرم- زود باش-

برادر هیچوقت برای پریدن از دیوار به خواهر کمک نمی کنه

هل بده

! بشین پارواتی

! برین کنار

! بگیریدش

! اون طرفی برین

! بالی

! شینده

کجا؟

بشین

زود باش

این طرف

الان دیگه جامون امنه

سوکچان

سر و صدا نکنید

بله- خیلی خب-

...منم به کسی نمیگم که یه مرد

به انبار اومد...

چرا اینجایی ، برادر؟

افرادم درم آوردن

پلیس دنبال منه

پلیس دنبالته؟

پولو گذاشتی تو بانک؟

احمق روی یک زن دست بلند نکن

میتونید منو از اینجا ببرین؟

چی میگی برادر؟

خودمون به زور در رفتیم

نمیتونیم

پسرم پنجاه میلیون خیلیه

بهش فکر کن

پنجاه میلیون؟- من بهتون 50 میلیون میدم-

به شرط اینکه منو از اینخا خارج کنید

می برمت بیرون ولی پولو کم کن

مبلغ به این بزرگی قلبمو از کار می اندازه

احمق نباید به پول نه بگی

نصف کار انجام شده

فقط کافیه منو از روستا خارج کنی

یه کاری می کنم

تو اینجا باش

برادر- چطوری؟-

شینده

چی شده؟- بهش بگو من یک مرد هستم-

تقصیر خودته خو چادر رو بردار

! اجازه نداد که

اون مرده

عمو درشکه ات رو می برم

باشه پسرم علف توشه. برش دار

با علف می برمش و مثل اولش برات برمیگردونمش

هرکاری میخوای ، بکن

باشه عمو بریم عزیز

بیا

روش نشین راهو باز کن

یکی رو مخفی کردیم

خوب بررسی کنید

سوکچان نباید فرار کنه- نگه دار-

پلیس همه رو می گرده

...فکر نکنم که

بتونیم کمکش کنیم از این روستا فرار کنه...

...نباید بخاطر اون

به دردسر بیفتیم...

بیا به روستا برگردیم

کاری کن باور کنن که فقط علفه

اونا میگن خیلی تیراندازی زیاد بوده

کسی رو گرفتن؟

پلیس همه اوباش رو می گیره- خیلی خب-

ولی نمیتونن سوکچان رو بگیرن- نه-

...پلیس میگه که- بله-

سوکچان هنوز توی روستاست...

میگن بزودی می گیرنش

بله پلیس می گیردش

از هیچکس نمی گذرن

نمیگذارن فرار کنه

درسته جیندر؟

مسئله همینه پلیس نمیگذاره اون فرار کنه

اون یک کلاهبرداره

برادر سوکچان تا چند دقیقه دیگه ، حتی نفس نکش

داریم از اداره پلیس می گذریم

همه جا پلیس هست

فقط یک مسیر رو پوشش نمیدن

از اینجا مستقیم میریم خونه من

عمو سرقت از بانک رو فراموش کن

...اگه اینجا حساب داشتن

شرط می بندم هیچوقت حتی برای برداشت پول ازش نمی اومدن...

درسته مشی؟

زانوم روی گردنش بود

زانوم هنوز درد می کنه

نمیدونم گردن اون چطوره- شما دو تا کجا بودین؟-

چنین فاجعه بزرگی تو رستا رخ داده

چی شده؟- هم به بانک و هم به اداره پلیس حمله کردن-

واقعا؟

کی؟

یک ساعت هم نشده

دیدی؟ نگفتم هر لحظه ممکنه بانک رو بزنن؟

پیشبینی ام درست در اومد

بهشون بگو

پولو بردن؟

نه

مگه کوندی میزاره؟

اون و مدیر گرفتنشون مثل سگ زدنشون و ردشون کردن

تو دیدی مگه؟

کوندی همه چیز رو بهم گفت

من بانکو نجات دادم

نمیتونستم که در برم نه؟

کوندی میدونی اونا کی بودن؟

پلیس داره تحقیق می کنه

نگذاشتیم سرقت انجام بشه

اونا کمک کردن سوکچان فرار کنه

....چرا اونا رو که سوکچانو فراری دادن

با اونا که بانک رو زدن... یکی می کنی؟

درسته- زانوی اون روی گردنشون بود-

چرا درشکه دست شماست؟

امروز مغازه تون رو باز نکردین؟

عمو لاب گفت براش علف ببریم

بخاطر همین بود- بله-

خوبه که اینجا نبودین

از مشی بپرسید که چند گلوله شلیک شد

اگه اینجا بودین برای جونتون فرار می کردین

بسه کوندی بلوف نزن

نزارید شروع کنم

هی

بله قربان

درشکه رو ببر اونور

باشه

برو عزیز

برو

قربان این مال اونه

حتما موقع فرارش افتاده

آفرین برو برام چایی بیار

بینت- بله-

بله قربان؟

به نظرت این منطقه رو ترک کرده؟

سوال برام پیش اومده

نه

بدون این نمیتونه زنده بمونه. نه؟- بله-

به کل داروخانه های شهر خبر بده

بگو هرکی اومد افشانه آسم بگیره ...نه چیز دیگه

.... هرکی اومد افشانه آسم بگیره

باید اسم ، شماره و آدرسشون رو به ما بدن

خب؟- باشه-

برو- قربان-

اینم بطری ات ، برادر

افشانه ام

مغازه ها بسته هستن فردا صبح می گیریم

چطور نفس بکشم؟

اینطور

از دماغت نفس بکش و اینطور بده بیرون

! بزنم تو صورتت؟

من آسم دارم

نمیدونم کی حمله آسم بهم دست میده

بخاطر همین افشانه رو میخوام

برادر امشب رو یه جور سر کن

خونه من در هم نداره

هوا مستقیم میاد تو

نمیدونم چرا منو اینجا نگه داشتی

اینجا اصلا در نداره

آخرش منو به باد می دین

برادر. تو 500 میلیون پول دولتی رو بالا کشیدی

خودت فکر کن سوکچان چایی که در نداره ، اقامت می کنه؟

نه- پلیس هم همینطور فکر می کنه-

نگران نباش. یک بررسی روتینه میرم میام

بینت- بله قربان-

یک پاسبان ببر ببین کی اینجا ساکنه

باشه قربان

تک تک خونه ها رو بگردین

چی شده ، قربان؟

میدونی که مجرمی به نام سوکچان فرار کرده

بله- میخوایم خونه ات رو بگردیم-

داخله بفرمایید

! دیوونه اس

! منم همین فکر رو می کنم

پیداش نکردیم ، قربان

سوار ماشین بشیم ، قربان؟

رفتن

خلی؟

حتی نمی فهمی چی میگی

من با شما نمی مونم ! منو به باد می دین

آروم باش ، برادر

حتی افشانه آسمت رو نداری

! می زنمتا

چی بود می گفتی؟

برادر. میدونستم اگه بگم بیاد تو عمرا نمیاد

بعضی اوقات بدون بلیت سوار اتوبوس می شدم

همیشه گیر می افتادم

بعدش یک نقشه کشیدم

...هربار میخواستم با بلیت سوار اتوبوس بشم

...دستمو بالا می بردم به مامورش می گفتم که...

برادر. بلیتم تو جیبمه

میخوام بخوابم بیا ببینش

هیچوقت کسی بررسی اش نمی کرد

برادر. افسرهای پلیس و شوهرعمه ها از یک جنس هستن

هیچوقت کاری که میگی رو نمی کنن

تو خیلی باهوشی

چه کنم دیگه خدا یک سرنوشت بد و مغزی باهوش رو بهم داده

حالا میخوام با استفاده از مغزم سرنوشتم رو عوض کنم

میتونی هرکاری میخوای بکنی

ولی اول باید منو از اینجا خارج کنی

...ما بیشتر از اینکه تو نگران 500 میلیونی

نگران 50 میلیون خودمونیم...

از نوشیدنی ات لذت ببر بیا بالی. می رسونمت

صبح ، اول برو سراغ افشانه

نگران نباش ردیفه

عمو مگه می گذاشتم بانکم رو بزنن؟

بردمشون اتاق پشتی بانک- خیل یخب-

اصلا نجنگیدیم

ولی با این حال قبل از رفتن ، بهم التماس می کردن

باید می زدیشون

زدم

پسرم. تحت تاثیرت قرار گرفتم

همه درباره ات حرف می زنن

ممنونم بله

...کارمندای بانک دارن اسممو برای گرفتن جایزه شجاعت

به دولت پیشنهاد میدن...

وای

جواب بده

دوستمه بعدا بهش زنگ می زنم

خیلی خب

میدونید دزدها کی بودن؟

هرکی بودن دیگه برنمیگردن

پلیس داره تحقیق می کنه

بله- خیلی زود دستگیر میشن-

بیسکوییت بخور

بابا بعد از سرقت دیروز فقط ازش تعریف می کنه

تحت تاثیر شجاعت اون قرار گرفته

اگه مدیر خیلی شجاع بود چطور سارق ها فرار کردن؟

نمیگذاشت فرار کنن

بمبی که قرار بود بره تو اداره پلیس افتاد تو بانک

اونا از این موقعیت استفاده کردن و فرار کردن

و گرنه مدیر نمیگذاشت در برن

اینا رو تو یک گردواره هم میتونه بگه؟

چرا؟ مگه دروغ میگه؟- بله. دروغه-

یه جور میگی انگار شاهد سرقت بودی

نبودم ، ولی تو میدونی که یه آدم چه کارا میتونه بکنه و چه کارا نمیتونه

به پدرت بگو تحت تاثیر مدیر قرار نگیره

بابا تحت تاثیر تو هم قرار می گرفت

ولی هیچوقت نمی دونیم تو قادر به چه کارایی هستی

هنوز واسه مغازه کاری نکردی

چطور بهت بگم؟ همه چیز داره عوض میشه

مغازه رو ول کن برات یک قصر می گیرم

مغازه رو بگیر همون برام حکم قصر رو داره

واقعا میتونم قصر بگیرم

من اون شینده قدیم نیستم

بابات دنبال مدیر بانک رفته

من خودم بانک می زنم

کلی پول گیرمون میاد ، عشقم

بریم

"هربار می بینمت ، قلبم یک ضربان رو جا می اندازه"

"یک نگاه تو منو می شکنه"

"کاری می کنی بخاطر زندگی ام بترسم. این درست نیست"

"کاری می کنی بخاطر زندگی ام بترسم. این درست نیست"

"جلومو بگیر و حال قلبمو بپرس"

"جلومو بگیر و حال قلبمو بپرس. این درست نیست"

"جلومو بگیر و حال قلبمو بپرس. این درست نیست"

"از وقتی دیدمت ، بی قرارم"

"چه برخوردی داری ، عزیزم"

"منو دیوونه کردی"

"حالا کل روز ، فقط به تو فکر می کنم"

"حالا زندگی من به تو وابسته اس"

"حالا زندگی من به تو وابسته اس"

"حالا کل روز ، فقط به تو فکر می کنم"

"چشم هام مست کننده هستن"

"زندگی منو زیباتر می کنی"

"چشم هام مست کننده هستن"

"زندگی منو زیباتر می کنی"

"قلبمو دزدیدی"

"قلبمو دزدیدی و می خندی"

"حالا زندگی من به تو وابسته اس"

"جلومو بگیر و حال قلبمو بپرس"

"جلومو بگیر و حال قلبمو بپرس. این درست نیست"

"حالا زندگی من به تو وابسته اس"

"حالا کل روز ، فقط به تو فکر می کنم"

همش میگی کلی پول گیرت میاد

حداقل بگو از کجا گیرت میاد؟

یه مرد خوبی هست که به ما کمک می کنه

وقتی پولو گرفتم همه چیز رو بهت میگم

اشتباهی منو گرفتی

بالی تلفنمو گرفته حتما اونه

بله بالی؟- شینده. یه مشکل-

...پلیس از کل داروخانه ها خواسته که

...اسم ، آدرس ، روستا و شماره هرکسی رو که...

برای خرید افشانه آسم میاد.... بنویسن

خدای نکرده اطلاعاتو که بهشون ندادی؟

ندادم بزور فرار کردیم

ولی باید سریعا بیای اینجا

اومدم

چی شده؟ همه چیز مرتبه؟

بله. همه چیز مرتبه ولی باید برم

یه کاری دارم بعدا می بینمت

شینده؟- بعدا می بینمت-

بفرمایید- خیلی خب-

صبح ، عصر ، شب- خیلی خب-

پمپ چرخ رو برای نفس کشیدن بهش میدیم

چرا منو این همه راه آوردی؟

تو این روستا اگه افشانه بگیریم سرویس می شیم

بله. چی میخواین؟

برادر اسم دارو رو یادم رفته

همینکه پیامکش از خونه برسه ، بهت میگم

خیلی خب

هنوز هیچ بیمار آسمی نیومده- ساکت-

بفرمایید

برادر. یک افشانه آسم بده- خیلی خب-

بفرمایید

اسم ، آدرس و شماره تلفنتون رو بدین

چرا؟- دستور پلیسه-

واقعا؟- بله-

خیلی خب.پس یک شربت سرفه هم بده- باشه-

پیامک رسید قرص کروسین میخوایم

الان میدم- برادر. این چیه؟-

برای کساییه که مشکل تنفسی دارن

مشکل تنفسی؟

برادر

چه کار کردی؟ اختیار دستتو نداری؟

برادر. دست چیه اومد زیر پام

کلی بهم ضرر زدی

برادر عصبانی نباش پولشو میدم

این واسه قرص کروسین خب؟

بچه ها تو خونه باهاش بازی می کنن

بیست روپیه بقیه ات رو بگیر- نمیخواد-

بقیه اش مال خودت ، برادر

چرا اینطور داغونه؟

ما جونمون رو به خطر انداختیم تا بیاریمش- بله-

خیلی خب-

برادر یه سوال کی پولو می گیریم؟

نگران پول نباشید

...وقتی از روستا رفتم

یکی از افرادم میاد... و پولو به شما میده

ولی اگه آدمت نیاد ، چی؟

بعد برم گردون

هنوز از روستا خارجم نکردین

بعد نگران پولتونین؟

من بهتون قول میدم

قول میدم که پولتون جاش پیش من امنه

همین که روستا رو ترک کنم به پولتون می رسید

میتونیم از اینجا هم ببریمش

لالاجی صدا می کنه

بله لالاجی؟- کجایی شینده؟-

کی خونه رو ثبت می کنیم؟

یه کار مهم پیش اومده برامون

باشه چند روز دیگه- باشه-

کارتو بکن و پولتو بگیر

خیلی خب

چرا خونه رو الان بفروشیم؟

بیا پولو بگیریم

بعدش سیمران رو درمان می کنیم و یک کار هم راه می اندازیم

یکم بلندتر بگو همه بشنون

مگه دروغ میگم؟- بر منکرش لعنت-

پلیس هر گوشه و کناری دنبال سوکچان می گشت

...و بالی و شینده سعی داشتن راهی پیدا کنن

تا سوکچان رو از روستا خارج کنن...

شینده

یک میلیون

چرا از روستا فراریش بدیم؟

بدیمش دست پلیس

یهو یک میلیون می گیریم

جایزه میخوای؟

واسه مخفی کردنش مجازات می شیم

بریم

برادر این برای توئه

نه من پنجشنبه ها نوشیدنی نمی خورم

چرا؟

پیر مرشد رو می پرستم

ولی تو پنجشنبه رفتی 500 میلیون از پول دولتی رو دزدیدی

بله

درباره قدیس ها شوخی نکن

برادر یک چیزی

بگو

...اگه میزاشتی با کسی که پولو میده ، حرف بزنیم

ما بیچاره ها یکم خیالمون راحت میشد...

بعدش سخت تر تلاش می کردیم

تلفن رو بدین- بده-

بله برادر؟

سورج

نقش راوانا هم بازی کن

ممنونم برادر

عالیه

میخوام برم خارج

برای آیلتس آماده میشم

خداحافظ. من میرم خیلی خسته ام

باید کل بعدظهر سخت کار کنم

بشین

یکم بشین ، برادر

تیم راملیلا چقدر بهت پول میده؟

تقریبا هیچی

خدمات رایگانه

پس چرا به ما یکم کمک نمی کنی؟

بهت صد هزار روپیه می دیم

چرا بعد از مست شدن بهم دروغ می گین؟

گفتم خسته ام ولم کنید برم

صبر کن

اونو می شناسی؟

سوکچان

...تو روز دوسرا به جای تو

لباس راوانا رو تن سوکچان می کنیم... و از روستا فراریش می دیم

عالیه

پلیس برای گرفتنش یک میلیون جایزه میده

اسکل نیستم که از شما صدهزار بگیریم

پلیس عمرا بهت جایزه نمیده

دو ماهه حقوق نگرفتن

درسته. و پوسترها رو دولت چاپ کرده

پلیس حتی پول اونا که چسبوندن رو نداده

پول چسبم ندارن بدن

بعد از اونا پول میخوای؟

فقط من و شما نیستیم ، که

اگه کسی که گریمم می کنه به همه بگه ، چی؟

من دویست هزار می گیرم و گرنه به همه میگم

مگه گریم شاهرخ خانه؟

! دویست هزار میخواد

شاهرخ خانو نمیدونم

خیلی ساده اس

شما به کسی که هیچکاره اس صدهزار میدین

من دویست هزار حقمه

میدین یا به همه بگم؟

شینده بهش بده

این آدما قابل پیشبینی نیستن یک دفعه دیدی میره به همه میگه

سیصدهزار هم کم کنی باز کلی واسه مون می مونه

باشه

شماره حساب رو براتون واتساپ می کنم

یه چیز دیگه

راوانا با کل بازیگرا در ارتباطه

راما ، لکشمانا ، سیتا ، انگاد ، کومبکاران

با همه خیلی خب؟

...اگه یکی شون بفهمه که راوانا عوض شده بد میشه

بخاطر همین سرپرست راملیلا رو هم میخواین

تا لو نره

یک قلم و کتاب بردار

بنویس به کی باید چقدر بدیم

حساب پرداختی ها

صد هزار برای نیتا

صدهزار برای میندا

صدهزار برای بوتا و صدهزار برای چانگدا

آقا ...اگه به همه قراره صدهزار بدیم

چرا به شما 500 هزار بدیم؟...

من 500 هزار می گیرم تا حواسم به اونا باشه

و گرنه بعد از گرفتن پول دهنشون رو باز می کنن

چقدر میشه ؟- سه میلیون هفتصد-

پنج روپیه هم بهشون ندادی

حالا داری میلیونی بهشون میدی

اونا می شناسنت

اگه بهشون پول ندیم ، سرویس میشیم

فقط سه میلیون و هفتصده

مگه نون بازومونه؟

برادر شما چی میگین؟

بگید قبوله؟

پولو می گیرین بگو چطور اینکارو بکنیم؟

کاری نمی مونه ، پس

به اون اوباش بگو که دیالوگ های راوانا رو حفظ کنه

من لاکشوار هستم

من بخشی از آسمانم

من بخشی از زمین هستم من بخشی از دنیای امواتم

بعدش چی؟

چند جای دیگه هم بودی ولی من سانسکریت بلد نیستم

اگه نمیتونی بخونی پس من چطور بگم؟

بعدش چیه؟- ...بعدش-

معنیش میشه مثل راوانا بخند

نمیتونم یه راه دیگه پیدا کنید

برادر این آسون ترین راهه

نیروهای امنیتی زیادن

پلیس شکم گاومیش های ماده رو هم بررسی می کنه

برای اینکه اونجا مخفی نشده باشی

درسته؟- بله-

بعدش چی؟

راوانا حاضره؟

داره گریم می کنه- خیلی خب-

نیم ساعت دیگه ، هانومان میاد دنبالش

من برسونمش- نه-

راوانا با بازیگرای راملیلا قاطی میشه و راحت میره

اگه تو برسونیش توجه همه بهش جلب میشه

تو برو و گریمشو بکن

خیلی خب

آماده ای؟- بله-

برو پس

سورج . سه ساعت دیگه تو تقاطع شهر همدیگه رو می بینیم

خیلی خب ؟ بله

لباس رو گرفتی؟- بله-

تو کیفمه- باشه-

برم؟- بله. برو . یالا-

بالی

آرایش کن کسی نباید بفهمه که اونه

و گرنه همه دستگیر میشن

من فقط 2 ماه زندونی میشم

لطفا چنین چیزایی نگو

تو برو بزار کارشو راحت انجام بده

تو ادامه بده- باشه-

بزارش پایین

شمشیر اندازه خودش بزرگه

چند ساعت تا پایان فقر ما مونده

فکر کنم هانومان اینجاست

سلام- سلام-

کجاست؟- پنج دقیقه دیگه حاضره-

شینده سینگ. بازیگرای راملیلا تو خونه تو چه کار می کنن؟

به تو چه؟ دلم خواست بهشون ناهار بدم

تو خونه بقیه نهار م یخوری

چطور میتونی اونا رو دعوت کنی؟

پدرم ، مرید راما بود

می گفت میخواد بازیگرای راملیلا رو برای نهار دعوت کنه

منم اینو شنیدم- بله-

درسته. باید برای اموات یه کاری کرد

باید اینکارو بکنی- ما هم داریم می کنیم ، دیگه-

لطفا برین- خیلی خب-

همیشه دنبال شایعاتن

خیلی خب. ما میریم

موتور رو روشن کن من پنج دقیقه دیگه می فرستمش

خیلی خب- روشنش کن-

زود باش. چقدر دیگه طول می کشه؟

داریم می رسیم ، برادر

کجا می بریدش؟

! اون امروز زنده نمی مونه

نگران نباش راوانا رو میگن

تو دوسرا آتیش به پا می کنیم

خب چه برنامه ریزی هایی شده؟

قربان. 15 نگهبان تو دوسرا انجام وظیفه می کنن

شش تاشون با ارابه بازیگرا از روستا خارج میشن

چرا از روستا خارج میشن؟

قربان. چهار روستایی پیش هم میان و این راملیلا رو ترتیب میدن

قبل از سوزوندن راوانا هر ارابه از یک روستا بازدید می کنه

"بگو درود بر لرد راما"

خیلی خب اینجا شلوغ میشه. حواست باشه

فکر کنم از شلوغی استفاده کنه و بخواد در بره

کی؟

سوکچان

میدونم- چی؟-

همه چیز طبق نقشه اس؟

نگران نباش

همه چیز طبق نقشه اس- برو-

فکر کنم همه برای سوزوندن راوانا اومدن

'"بگو درود بر لرد راما"'

"بگو درود بر سیتا ماتا"

"بگو درود بر هانومان"

"بگو درود بر راوانا"

مواظب باش ، بینت- بله قربان-

حواسم به هر لحظه هست ، قربان

دو دوربین هم دارم که همه چیز رو ضبط می کنم

...طبق لیستی که سرپرست کمیته داده

اونا 22 بازیگر و 31 نفر پشت صحنه دارن....

شمردیشون؟- بله قربان-

نگهبان هم براشون گذاشتم

شمردمشون

از ما حمایت کن تا این روستاها رو سرگرم کنیم

'"بگو درود بر لرد راما"'

لکشوار دورانت تموم شده

تنها مجازاتی که لایقش هستی مرگه

نه چیز دیگه

'"بگو درود بر لرد راما"'

راما. لکشوار نامیراست نامیرا و جاودانه

! اون نامیرا باقی می مونه

لکشوار همیشه نامیرا باقی می مونه

'"بگو درود بر لرد راما"'

'"بگو درود بر لرد راما"'

"بگو درود بر لرد راما"

"بگو درود بر لرد راما"

قربان؟- بله-

بگید- چیو؟-

...درود

راوانای خود خواه این تقصیر تو نیست

خدا نمیخواد این قبیله در این دنیا باشه

بخاطر همین مقدر شده که امروز تو بمیری

و این اتفاق باید رخ بده

چطور جرات می کنی؟ چطور جرات می کنی؟

آقا

برین کنار

نجنگید- ولش کنید-

اومد

اومده جیش کنه حداقل بزار جیشش تموم بشه

یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج برو

کارت خوب بود باید از اینجا بری

برادر. پولمون؟

یکی از افرادم میاد پولتون رو میده

نگران پول نباش باید از اینجا بری

ولی الان پولو بازم دارم

لطفا بهم اعتماد کن

نگران پول نباش باید از اینجا بری

برو- یادت نره-

"بگو درود بر لرد راما"

قربان. این گزارش دیروز داروخانه اس

قربان. 16 افشانه در 41 فروشگاه منطقه فروخته شدند

بینت- بله قربان-

داری لیست فروشگاه ها رو بررسی می کنی؟

بله البته

درسته

همه کسانی که افشانه خریدن تحت درمان هستن

درباره خریدهای جدید هم تحقیق کردیم

شخصا تحقیق کردم

اون آسم داره

چطور میدونی؟

قربان. بیدارش کردیم و گفتیم بدوه

نفس کم آورد

بهش افشانه رو دادیم و حالش بهتر شد

نمی فهمم

چطور یه آدم مثل سوکچان میتونه 5 روز بدون افشانه آسم دوام بیاره؟

قربان. گزارش 5 روز رو بررسی کردیم

خیلی خب- همه چیز درسته-

یک فروشنده یک اسم نوشته بعد کنسلش کرده

چرا؟

قربان یک مشتری اشتباهی میخواستش

بعدش گفت یه چیز دیگه میخواسته

بخاطر همین اسمشو حذف کردم

در واقع ، سوتفاهم از طرف زنم بود

یک داروی حساسیت میخواستیم

و این مشتری کی بود؟

بالی از روستای ما

اون یک فروشگاه تعمیر موبایل داره

قربان ما تا حالا 16 افشانه فروختیم

اینم لیست

فقط 15 نفر تو لیست هستن

قربان. یه مشتری با افشانه بازی می کرد

شکوندش

بعدش مجبور شد بخردش

می شناسیش؟- نه. نمی شناسمش-

ولی اگه ببینمش ، قیافه شو می شناسم

یه فکری دارم عکس بالی رو نشونش بده

خیلی خب ، قربان

بله قربان خودشه

یک مرد دیگه باهاش بود

قربان شینده همیشه باهاشه

ممکنه خودش باشه

خودشه ، قربان

اونا شبیه مجرم ها نیستن

قربان. معمولا کسی که بی گناه به نظر میاد اینکارا رو می کنه

سوار جیپ بشین

بله راه بیفتین

زود باشید بریم

چند نفر برین بالا ، نگاه کنید- باشه قربان-

اتاق رو بررسی کنید- بله قربان-

ببینید آشپزخونه اس یا چیز دیگه- بله قربان-

دو نفر برین اونجا- باشه قربان-

تو برو بالا- باشه-

زود باشید

زود باشید

قربان

بله؟

چرا اینقدر دیر باز کردی؟

دخترم حالش خوب نیست

بخاطر همین بود

بالی کجاست؟- چی شده؟-

بالی کجاست؟ امروز مغازه اش نبوده

حتما یه جای دیگه اس

گفت برای دوسرا میره

دخترش حالش خوب نیست و اون میره مراسم

حتما داره برمیگرده

گفت یه کار مهمی داره

زود برمیگرده

سلام

قربان. ارابه های راملیلا به محض رفتن برگشتن

سرپرست هاشون رو خبر کردیم

گفت همین که راوانا رو آتش بزنن میاد اینجا

بالی و شینده رو می شناسی؟

بله. می شناسم

از کی با راملیلا در ارتباطن؟

دو روزی میشه

چرا به گروه ملحق شدن؟

نمیدونم قربان

من بعد از دو روز اومدم

ولی یه چیز واقعا غافلگیر کننده اس

اونا ده روپیه هم کمک مالی نمی کردن

چرا با بازیگرای راملیلا می پریدن؟

قربان. بریم به محل دوسرا و بگیریمشون

دیره

تا حالا حتما راوانا رو آتیش زدن و رفتن

همه رو الان تو کلوپ راملیلا پیدا می کنید

آقا لطفا بفهمید

ما جایی نمی یریم

همین که آدم سوکچان به ما پول بده پول شما رو می دیم

ما به اون اعتماد کردیم شما هم به ما اعتماد کنید

فقط اوهوم نگو یه چیزی بگو

سورج . ما سال هاست که در این روستاییم

تا حالا کار اشتباهی کردیم؟

به جز کمک به سوکچان

بیا بریم

کجا بریم؟ باید این مسئله حل بشه

پلیس- وای لعنتی-

یه کاریش بکن ، برادر

چی شده؟

بالی و شینده کجان؟

اینجا بودن الان رفتن

تو سرپرستی؟

چی؟ بله قربان

سوکچان کجاست؟- چی؟ کی؟ سوکچان کیه؟-

همون که کمک کردید از روستا بره

راستشو میگیم ، قربان

سوکچان نمی شناسیم خب؟

که اینطور- بله-

مشکلی نیست ، قربان

من همه چیز رو در دوربین ضبط کردم

خیلی خوب بود ، بینت

ممنونم قربان- خیلی خب-

همه رو سوار جیپ کنید- بله قربان-

بیا حداقل شادی و آرامش ذهنی اونا رو بگیریم

بله قربان

همینجا نگه دار

برش گردون- خیلی خب-

قبلش

بله. نگه دار- خیلی خب-

راوانا کیه؟- چی؟-

سورج ، قربان (یعنی خورشید)

...ببریدش تو و بهش خورشید ، ماه

ستاره ها و کل گیتی رو نشون بدین....

خیلی خب ، قربان

بریم

بیا ببینم

قربان. لطفا بزارید من برم

راستشو به شما میگم

راستشو به شما میگم

من تنها نبودم

کل ما دخیل بودیم

بالی کجاست؟- نمیدونم-

همش بهش زنگ می زنم ولی جواب نمیده

دخترمون خیلی مریضه

زنگ زدم آمبولانس بیاد

ببریدش

قربان. شینده به خونه اش نیومده

بالی هم به خونه اش نیومده

کل روستا رو بگردید

خیلی خب یه کاری می نکم

کی بود؟

لالاجی بود همون که خونه ام رو بهش فروختم

پلیس دنبالمونه

چی فکر می کردیم چی شد

همه چیز تموم شد- چرا نگرانی؟-

موتورمو بردار ، با گورمیت و سیمران از روستا برین

تو چی؟- نگران من نباش-

من بعدا میام پیشتون

اول به فکر خانواده ات باش

بدون تو نمیرم- می زنم تو صورتت ها؟-

! گفتم برو تلفن رو بگیر

گفتم برو

نه آدم سوکچان اومد نه پولش

بالی و شینده هرجایی که میتونستن از دست پلیس مخفی می شدند

الو گورمیت؟

بالی کجایی؟

بیرون خونه تو کجایی؟

من بیمارستانم دخترمون حالش بدتر شده

سریع بیا اینجا

شما دو تا حواستون به اونجا باشه- اونجا رو-

! بگیریدش ! نگذارید در بره

! زود باشید بگیریدش

! ایست

بله خیلی خب

بله خیلی خب

قربان رد تلفن شینده و بالی رو زدیم

هر دو داشتن وارد شهر موگا می شدن

بعدش تلفن هاشون خاموش شد

میخوام با رییس اداره پلیس موگا صحبت کنم

خیلی خب ، قربان

مشکل چیه؟ چرا امروز دیر کردی؟

چی بگم آقا

مشکلی تو روستامون پیش اومده

چه مشکلی؟

سوکچان بود که از روستامون فرار کرده بود؟- بله-

بالی و شینده بهش کمک کردن فرار کنه

شینده؟- بله-

بالی کدوم گوریه؟- تلفنشو خاموش کرده-

الو

لالی منم شینده

بله بگو

لالی میخواستم بهت یه چیزی رو بگم

منم میخواستم بهت یه چیزی بگم

دیگه بهم زنگ نزن ، شینده

بهم گوش کن- نه شینده-

همیشه بهت گوش دادم

عیب نداره

فقط یه مدت از عمرمو هدر دادم

ولی خیلی چیزا ازت یاد گرفتم

یکیش اینکه به هیچکس اعتماد نکنم

...لالی ، من- پلیس داره رد تلفنتو می زنه-

احتمالا رد تلفن منم می زنن

دیگه بهم زنگ نزن

کاری کردی رابطمون رو به هم بزنم

حداقل بزار آبرومندانه با یکی دیگه ازدواج کنم

لالی

"ساز سرنوشت"

"نزدیک ساحل غرق شده"

"چرا خدا؟"

"وای خدا"

"ساز سرنوشت"

"نزدیک ساحل غرق شده"

"بی دلیل با پشتیبانی اون زندگی کردم"

"رویاهایی که به سادگی شکستند"

"رویاهایی که دیگه نمیتونن درست بشن"

"کسی نباید چنین رویاهایی داشته باشه"

"دیگه نباید آدم خاصی وارد زندگی ام بشه ، خدا"

"اگه بیاد ، هرگز نباید ترکم کنه خدا"

"اگه کسی میخواد بعدا اشکم رو در بیاره"

"پس نباید منو بخندونه ، خدا"

"دیگه نباید آدم خاصی وارد زندگی ام بشه ، خدا"

"تکه های شکسته قلبم ، اسم تو رو میگن"

"تکه های شکسته قلبم ، اسم تو رو میگن"

"بهم توجه نکردی"

"دلت برام نسوخت"

"مجبور شدم تنهایی درد جدایی رو تحمل کنم"

"زنده موندن سخته"

"قلبم شب و روز ناله می کنه"

"کسی نباید اینقدر رنج بکشه ، خدا"

"دیگه نباید آدم خاصی وارد زندگی ام بشه ، خدا"

"اگه بیاد ، هرگز نباید ترکم کنه خدا"

"اگه کسی میخواد بعدا اشکم رو در بیاره"

"پس نباید منو بخندونه ، خدا"

"دیگه نباید آدم خاصی وارد زندگی ام بشه ، خدا"

"وای خدا"

"خدای من"

کجایی بالی؟

هرجا میتونم ، قایم میشم شینده

شینده حال سیمران خوب نیست

بستریه

وضعیتش خطرناکه

نگران نباش یه کاری می کنیم

هرکاری لازمه ، بکن برادر

ولی من میرم بیمارستان تا دخترمو ببینم

مهم نیست پلیس دستگیرم کنه

بالی یک راه هست تا اشتباهی که کردیم رو جبران کنیم

باید سوکچان رو دستگیر کنیم و تحویل پلیس بدیم

ولی از کجا پیداش کنیم

باید یه کاری بکنیم ، بالی

ما نمیتونیم با سرنوشت بدی که خدا بهمون داده بجنگیم

باید با سرنوشت بجنگیم

سرنوشت رو ول کن

تو روزنامه خوندم که پلیس از بازیگرای راملیلا هم نگذشته

مواظب خودت باش

من قطع می کنم

لالی می گفت دارن رد تماس های ما رو می زنن

میخوای از پلیس فرار کنی؟

شریکت کجاست؟

تو روستا از شینده جدا شدم

دروغ میگی

! سوار جیپش کنید و خونه شو خوب بگردین

باشه قربان

میگه تو روستا جدا شدن ! ارواح عمه ات

تو ردگیری تماس ها ، شما یه جا بودین

دو سیمکارت در یک تلفن داریم

تو اداره پلیس بهت یه درس حسابی میدم

! ببریدش

من پنجشنبه ها نوشیدنی نمی خورم

چرا؟

پیر مرشد رو می پرستم

شینده به سمت حرم پیر مرشد حرکت کرده بود

جایی که سرنوشت تو راه اونو بهش رسوند

زود باش

دور بزن برو دنبالشون

! نگه دار

خیلی ممنونم ، برادر

ممنون. خداحافظ

برادر اینجاست

زود باشید عجله کنید- خیلی خب-

زیاد وقت نداریم

خیلی خب برادر

شینده

اینجا چه کار می کنی ، شینده؟

...وقتی از روستا رفتی

پلیس فهمید که ما در ترک روستا... بهت کمک کردیم

تو دردسر افتادیم ، برادر

خیلی بده

...بخاطر همین فهمیدم تنها راه جبران اشتباهم

اینه که به اداره پلیس... برت گردونم

اینجوری از دردسر خلاص می شیم

جوک نگو

ما خیلی کارها برات کردیم ، برادر

اینم نمیتونی برامون انجام بدی؟

دوباره درت میاریم

حالا راهشو خوب بلدیم

اسکل شدی

پسر بهش چند صد هزار پول بده

دردش درمون میشه

تو قول 50 میلیون رو دادی ، برادر

هرچقدر میخوای بگیر و برو

مادرم می گفت که من خیلی بی اعصابم

بخاطر همین نباید بجنگم

بخاطر همین باهات مهربونم

لطفا باهام به اداره پلیس بیا

و گرنه باید برخلاف حرف مادرم عمل کنم

این آدما رو نمی بینی؟

همش همینا هستن؟ یا کسای دیگه هم باید کتک بزنم؟

منتظر چی هستین؟

! بزنید سیاه و کبودش کنید

هرگز به یک جت ، پرخاش نکن

اگه کردی ، جلوی خودش اینکارو نکن

....اگه خواستی جلوی خودش اینکارو بکنی

ببین اخلاقش چطوره...

چون جت ها وقتی بداخلاقن دوست دارن استخون بقیه رو بشکونن

...ببینید ما با خلوص نیت

یک مجرم خطرناک به نام سوکچان رو دستگیر کردیم...

بله

...ولی دو نفر از روستای شما

برای حرص و طمع شخصی شون .... بهش کمک کردن از اداره پلیس فرار کنه

یکی شون بالی بود که دستگیر شد

....اون یکی - جناب بازرس-

شینده با سوکچان

اون دستگیرش کرد

مجرمتون ، جناب بازرس

! دستگیرش کنید

ما اشتباه بزرگی کردیم ، قربان

ولی چی بگیم ما درمانده بودیم

همش تقصیر منه

بالی بهم گفت که سوکچان کجا مخفی شده

اون بی گناهه

اون لیاقت پاداشو داره

دخترش حالش خوب نیست

بزارید بره

بینت اظهاراتش رو ثبت کن

باشه قربان- اون یکی رو آزاد کنید-

بسیار خب

...شینده به جرم پناه دادن به سوکچان

به سه ماه حبس محکوم شد...

و بالی آزاد شد

...سوکچان به جرم فروختن زمین های دولتی

به هفت سال حبس محکوم شد...

...سرپرست و منشی که بهش کمک کرده بودند

به سه سال حبس محکوم شدند...

میدونی که مجرمی به نام سوکچان فرار کرده

بله بله

داخله بفرمایید

اگه جای سوکچان بودم اینجا مخفی می شدم

چی گیرتون میاد ، قربان؟

ارتقای پست؟

سوکچان به ما 50 میلیون میده که از روستا خارجش کنیم

اگه با هم شریک بشیم هردو 500 میلیون گیرمون میاد

نفری 250

...مهم نیست چقدر ارتقا بگیرید

هرگز چنین پولی به دست نمیارید...

واقعا؟

خیلی شجاعت داری

فکر می کنی دستت به پونصد میلیونش می رسه؟

شاید یکم دور از دسترس به نظر بیاد

ولی من چیزی رو میگم که میتونم انجامش بدم

قربان کسی اینجا نیست

اینجا هم کسی نیست

سوار ماشین بشیم ، قربان؟

...و بالی باعث شد مدارک مربوط به داروخانه ها

...نه تنها به من

بلکه به سرپرست هم برسه...

...حالا باید یک نقشه بکشیم که چطور

و از کجا افشانه رو بگیرید...

خب؟

تو دوسرا؟- بله-

میتونید هرکاری میخواین به اسم امنیت بکنید

ولی از راملیلا فاصله بگیرید

هرچه زودتر از این روستا خارج بشین

سرپرست راملیلا همه چیز رو به ما گفت

بالی طبق قرار ، یک میلیون گرفت حالا بگو پول کجاست؟

یک فورچونر تو خونه ام پارک شده

بیست میلیون تو صندلی عقبشه

ممنون

خیلی ممنون

خیلی سپاس گزارم

جناب سرپرست

...قبل از تقسیم پول

باید سه و هفتصد به بازیگرای راملیلا بدیم

تو از 500 میلیون ، فقط 20 میلیونشو گرفتی

بعد میگی اونم تقسیم کنم؟

بیشتر از 20 میلیون نمیتونستم تو ماشین مخفی کنم

گفتم بعدا میام می برمش

نمیدونستم انبار آتیش می گیره

حالا بیایید چیزی رو که به دست آوردیم تقسیم کنیم

تا حالا دلت برای خودت سوخته؟

چی؟

من دلم سوخته

گاهی

منظورتون چیه؟- من بهتون یک میلیون دادم-

دیگه چی میخوای؟

اون سه میلیون و هفتصد بازیگرای راملیلا رو فراموش کن

اون حل شده دیگه مشکل ساز نمیشن

خب؟

بخاطر اینکه 100 میلیون از دست دادی دلسرد نشو

منو ببین من 230 میلیون رو از دست دادم

سرنوشته

یک سرنوشت خیلی بد

سرنوشت بد بازرس

شینده میدونست که بازرس بعد از گرفتن پول بهش خیانت می کنه

بخاطر همین قبلا ترتیبشو داده بود

شاخه تحقیقات

پدر لالی خیلی سرسخت بود

ولی من رفتم دیدنش و همه چیز رو بهش گفتم

گفتم چرا همه اینکارها رو کردی

و گفتم چطور اشتباهاتمون رو جبران کردی

و سوکچان رو دستگیر کردی

مثل دیوونه ها دوستت دارم- میدونم-

بگو کی میخوای بابامو ببینی؟

برای چی؟

برای صحبت درباره رابطه مون

بسه

کدوم رابطه؟

! دیگه گذشت اون دوران

! حالا مستقیم میام باهات ازدواج می کنم

ولی کی؟

فقط یه کار مونده که بکنم

باید تمومش کنم

حالا شینده تو اون آدم قدیم نیست

من دیگه عوض شدم

دست از بلوف برنمیداری؟

بالی

میگه بلوف می زنیم

مرسی زن برادر

جواب داد؟

البته که داد

شینده باورت نمیشه

اون یک میلیون پاداش زندگی ما رو عوض کرده

سیمران درمان شد

مغازه خریدیم

...تازه بانکی که میخواستیم بزنیم

الان بیشترین سپرده رو توش داریم...

هیچوقت نمیتونیم کامل خرجش کنیم

بدبخت افکار بزرگی نداری

بخاطر همین خدا بهت پول زیادی نمیده

بیخیال. خوشحال باش که سوکچان به ما 50 میلیون نداد

و گرنه سریع سکته می کردم

خدا نجاتم داد

میخواستم یه چیز مهم بهت بگم

حالا از ترس سکته کردنت می ترسم بهت بگم

نه بگو الان کلی پول داریم

همیشه یه مهارت نهفته دارم

باشه گوش کن

شینده من 500 میلیون دارم

بزار برم و اینو بین خودمون تقسیم می کنیم

تو 50 میلیون بهم ندادی

چرا باید 250 میلیون بدی؟

کل پول اینجاست؟

بله

چقدره؟

چهارصد و هشتاد میلیون

شینده ...روزی که دخترم متولد شد

میدونستم که روزهای بدمون... زیاد طول نمی کشه

...ما

پول به این زیادی رو نمیشه با موتور ببریم

با موتور نمیشه

ولی میدونم با چی میشه

شما همش با درشکه ، ول می گردین

میدونید شیادها چه کار کردن؟

چی شده؟

یکی به اسم پارسوتام ، هزار میلیون پول دولتی رو بالا کشیده و در رفته

بله

ما از این کلاهبرداری های بزرگ نمیتونیم بکنیم

باید براش سخت کار کنیم

آدم باید درشکه برونه

نه بالی؟

بله

برو

بالی ببین این پارسوتام کیه؟

بالیوود وان Bollywood1.Co

"زیباییت زمزمه شهر شده"

"پولی که خرج می کنی ، منو به اخم واداشته"

"زیباییت زمزمه شهر شده"

"پولی که خرج می کنی ، منو به اخم واداشته"

"آخرش منو می کشی"

"وقتی میری روی سقف ، تا منو ببینی"

"راه رفتنت هم آدمو می کشه"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

"تو مثل هیر زیبایی"

"من دیوونه توام"

"منو عاشق خودت کن"

"برادرهات هم منو بعنوان عشقشون می پذیرن"

"منو عاشق خودت کن"

"برادرهات هم منو بعنوان عشقشون می پذیرن"

"با من تشکیل رابطه بده"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

"همش لباس هاتو گلدوزی می کنی"

"چرا به لباس من هم یک زینتی نمیدی؟"

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.