All language subtitles for Ishq.1997_HDRip, all DVDRip(@AmirKhan_Fans)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

⊗هواداران‌ عامرخان با افتخار تقدیم میکند⊗ AamirKhan_Fans

مترجمین سپهراد / کیمیا

روي زمين خداوند مخلوقات مختلفي وجود دارد

اما تو اين خونه آقای رانجیت رای زندگی میکنه که يه طرز فکر عجيب و غريبي داره

اون معتقده که يک پشه فقط براي مکيدن خون انسانها بوجود مياد

مگس بوجود اومده تا رو پهن بشينه و مريضي ها رو گسترش بده

فقرا هم مثل اونها هستن اونها بوجود اومدن تا پولدارها رو دچارمشکل کنن

به همين دليل اين آقای پولدار به شدت،به شدت،به شدت،ازشون متنفره

عوضي! چرا هميشه دستت رو زير پای من ميزاری؟ _ اشتباه کردم قربان

عوضي گدا

مواظب باشيد قربان

تو منو لمس کردی؟ _ نـه

دستتو به من زدی؟ _ ولی ممکن بود که بیوفتید

خب سرم ممکن بود بشکنه ولي تو چرا به من دست زدي

احمق ،سـگ ،شارلاتان ،بیشعور از اینجا گمشو بیرون

هی لاکچونان،هی بهادر زودتر حمومو آماده کن

توبه توبه توبه

من بايد يه حموم حسابي میکردم تا بوي بد فقر از بدن من بیرون بره

هي اون نون رو بده به من؛زودتر _ بله

از دور ،دورتر گمشو ،گمشو

ای کیه؟ کیه؟ این بیتربیت کیه؟

من دامادتم برادر زن

برادرزنت داماد جان

عوضی ،چرا آب ميپاشي؟ اين ميز نهارخوريه چرا هی آب میپاشی

من اين کار رو به خاطر سلامتي شما کردم _ منظورت چیه؟

شما چون يه ادم فقير به شما دست زد رفتید دوش گرفتید

اين غذاهایی رو که شما میخورید يه آدم فقير درست کرده...

و من نميخوام که اين کثیفی‌ها وارد بدن شما بشه

از اینا خوردید؟.....خوردید؟! _ خوردم

دهنت رو باز کن

هی ،داری چیکار میکنی؟ _ دارم کثیفی‌های فقرو از بین میبرم

از اینجا برو بیرون _ نخیــر ،من نمیرم

آخرين حرفهاي خواهرم رو يادت مياد که چی گفت؟ _ اون چی گفت؟

پس تا وقتي که نسوزونمتو خاکسترت رو نگيرم،نمیرم بیرون، نمیرم ،نمیرم داماد جان ..

آه ای خدا ؛تو همسر منو بردی!

اما اين الاغ رو براي من باقي گذاشتي...!

هي عبدول ماشين رو آماده کن _ کجا میخوای بری؟

خودکشی کنم _ منم میام

برای چی؟ _ من بهت اعتماد ندارم حرفت رو باور نمي کنم

حالا تو این خونه میتونید آقای هربنس لال رو پیدا کنید

وقتي که حرف از نفرت از فقرا میشه رانجیت‌رای از اون ده قدم عقب تره..

شعار معروف ريشه کن کردن فقر اما اون ميگه فقير بايد از بين بره...

کولکارني؛ اون کرمها اون آدمهاي فقير

اونها اون زميني رو که ميخوام هتل پنج ستاره بزنم رو تخليه کردند؟ _ قربان، دخترتون مادو جلومون رو گرفت

ايشون گفتند که دوستشون اونجا زندگي مي کنه

اون دوست لعنتی فقيرِ مادو ازش متنفرم

اوه بيرجش تويي مگه برای بیزینس نباید آلمان باشی؟!

تو چطور انقدر زود برگشتی؟!

راستش دخترم راما _ اون حالش خوبه؟

اون چیزیش نیست کاملا خوبه

راما دختــرم....

بیرجش! دخترت ازدواج کرده و تو به برادر بزرگت خبر ندادي

داداش حالا که چیزی نشده

این دوتا همدیگرو دوست داشتن برای همین براشون عروسی گرفتم

بیرجش یه چیز رو بگو پسره از يه خانواده ثروتمنده؟

داداش ،من بايد واقعيت رو بهت بگم...

اون پسر ؛راننده منه _ چــی!!

!نه ،نه ،نـــــه!

خونه‌ای که حتی سگ‌هاش هم شناسنامه داشتن

دامادش پسر راننده باشه

با چه رويي اومدي جلوي من وايستادي؟

اگه این اتفاق برای دختر من بیوفته با یک گلوله میکشمش

قبل از اين که با دستای خودم خونتو بریزم..

زودتر از اینجا برو بیرجش بیــرون

اين آشغال رو هم با خودت ببر ديگه نمیخوام قيافتو ببینم؛فهمیدی؟!

حالا برو بيرون گفتم گمشو بیرون..

آروم داداش،آروم

من فقط برای بچه‌ها کاري کردم که به‌هم‌ دیگه برسن

اشکالی نداره اشکالی ندار...

ولی یه چیزیو حتما باید بهت بگم...

اينقدر غرور ،اینقدر تکبر باعث ميشه همه چيزت رو از دست بدي

حتي خورشيد هم غروب میکنه.. پس برای انسان چه اتفاقی می‌افته؟!

از خدا میخوام این اتفاق برای‌توهم بیوفته چون توهم پدر یه دختری...

خدا بهت رحم کنه آقای هربنس لال خدا بهت رحم کنه

از خدا میخوام این اتفاق برای‌توهم بیوفته چون توهم پدر یه دختری...

نه اين اتفاق هیچوقت براي من نمی‌افته هیچوقت نمی‌افته

براي چي وايستادي؟

چرا ماشینو نگه داشتی؟ -اينجا ورود ممنوعه قربان

ورود ممنوعه، خب به درک حرکت کن _ بله قربان

آخه کدوم آدم بیشعوریه که داره از ورود ممنوع میاد؟!

این کره خر کیه؟! بهش بگو ماشينش رو ببره عقب

ماشينت رو ببر عقب

اين جوجه کيه؟! بزار ببینم

عوضی ماشينت رو حرکت ميدي يا سرت رو بشکونم؟!

تو ماشينت رو ببر عقب یا......

هي هربو تويی؟ _ رانجیت

هربو، یه چیزی بگم؟ _ بگو، بگو

توي اين بيست سال حتي يه کم هم تغيير نکردي _ واقعا!! ممنونم

تو قبلا کچل بودي امروزم کچلی

رانجیت، تو هم اصلا عوض نشدی _ واقعا؟!

قبلا سياه بودی امروزم سياهی

رانجیت ،چقدر اتفاق عجيبيه رفیق

ما هردومون تو يه شهر زندگي مي کنيم و تا حالا همديگه رو نديديم

ولي امروز همديگه رو ديديم _ آره، رفیق

حالا با من بيا _ ولی کجا بريم؟

دارم ميرم براي پسرم یه دختر ببينم

خيلي خوبه ،خیلی خوب

ولی اینو بگو اون دختر کیه؟

اون دختر تاجر بزرگ آقاي بیرجش لال

چـی؟! بیرجش لال

اين کارو نکن چون بی‌فایدس _ چرا؟

چونکه بیرجش لال برادر کوچيکمه و دخترش با پسر راننده ازدواج کرد

چـی؟! _ دارم حقیقتو میگم رانجیت

ممکنه بعدا بچه‌های ماهم این اشتباهو بکنن

ما بايد يه راهي پيدا کنيم تا این اتفاق نیوفته تو با من بیا

کجا؟! _ پیش وکیل گوخلی

من نگرانیتون رو درک میکنم آقای هربنس لال

ولی هیچ راهی وجود نداره

و قتي که بچه ها بزرگ ميشن با هر کي که بخوان ميتونن ازدواج کنن

هيچ قانون و ارگاني نميتونه جلوشون رو بگيره

پس ما براي چي اومديم پيشت

اومدم که جلوي ازدواج دخترم رو با آدمهاي بدبخت مثل پسر راننده بگيرم

اگه همچين اتفاقي بيفته چاره اي ندارم جز خودکشي

شما بايد يه راه پيدا کنيد تا جلوي اين اتفاق رو بگيريد

پولش اصلا مهم نيست

شما پولدارها مي دونيد کارهاتون رو چطوري انجام بديد

به هر حال يه راه حل براتون پيدا مي کنم

اينم يه گواهي ازدواج

من با این چیکار کنم؟

باید امضای دخترتو ازش بگیری _ چی میگید آقای وکیل!؟!

و اگه اون ازم بپرسه که برای چی ازم امضا میخوای من بهش چی بگم؟

وقتی ببینش حتما اینکارو میکنه

برای همین شما باید یه‌جوری ازش امضاشو بگیری

یه‌جوری؟!

حالا ،من اینکارم کردم بعدش؟!

بعدش کسی که میخواد باهاش عروسی کنه ؛باید این پایینو امضا کنه

! که اینطور ! بعدش؟

بعدش باید پنج تا شاهد امضاش کنن ،تا من بتونم ثبتش کنم

بعدش؟ _بعدش چی! ، بعدش تمام

اونها دیگه به طور قانوني زن و شوهرن

اوه تو يه نابغه‌ای!

رانجیت! اون واقعا نابغس

بفرما ،چک چک سفید امضا

حالا خودت هرچقدر میخوای بنویس _ این چک سفید امضا مال منه

به منم يه گواهي ازدواج بدين _ چرا که‌ نه

رانجیت ،تو چه نیازی به اون داری؟! _ ای‌هربو، از اون چیزی که تو میترسی منم میترسم

چون‌که پسر من الگوی شرافته

دلقک‌خان شروع کن

مهربونا، خونه دارا، تماشاچیا هرکسی که اینجائه

خانوادهٔ شارلاتان ها

یه ذره به منم نگاه کن عزیزم _ گمشو

اینها روغن مارمولکه روغن مارمولک

روغن مارمولک فقط یه کار نمیکنه اگه دلت‌درد میکنه یا بدنت‌ کوچیکه(قدت کوتاه)

اگه زخم قدیمی دارید فقط یکبار جاشو باهاش بمال

و یه چیز مهم دوستان فروشنده ما یه آدم معمولی نیست

ميليونر آقای رانجيت رای پسرشه ،پسرشه ،پسرشه

خب بیاید روغن بگیرید دیگه _ گمشو اونور

ای حروم خور ،بی حیا ،بی شرم

تو چطور جرات کردي با این عوضی جلوي دفتر من روغن مارمولک بفروشي؟

تو عزت منو خدشه دار کردی تو خجالت نمیکشی؟

دوستان این آقای رانجیت رای تشویقش کنین

یه بچه معصوم وقتی پول تو جیبیش قطع بشه اگه روغن مارمولک نفروشم پس چی بفروشم؟

هرچیزی میخوای بفروشی بفروش ولی جلوی دفتر من نباشه

این آشغالارو بندازید بره برای چی وایستادین برید دیگه

شماها دیگه برای چی عین چوب دستی وایستادین ،برین دیگه

گوش کن ،تا وقتی این رفیق مکانیکتو ول نکنی من بهت پول تو جیبی نمیدم فهمیدی؟!

بريم

آجی کار روغن فروشی که تموم شد حالا چیکار کنیم؟

راجا درسته دیگه کاروکاسبی نداریم ولی من میدونم چیکار کنم

ای رفیق ، من میدونم که شما پسر آقای رانجیت رای‌ هستید ولی...

پدرتون تلفنی گفت که چکتونو به هیچ وجه نقد نکنم ،ما نمیتونیم انجام ندیم

چونکه اون بهترین مشتری بانک ماست و بانک ما نمیتونه مشتری خوبو از دست بده

چرا متوجه نمیشی؟!

ببین ،باید زودتر چک منو پاس کنی

پاس نمیکنم ،نمیکنم ،نمیکنم

تو چک منو پاره کردی؟! _ آره

سلام بابا منم آجی _ بگو پسرم

مگه من چیز زیادی خواستم که مدیر بانک چک منو پاره کرد؟

چیکار کرد؟ چکتو پاره کرد؟ الان میام اونجا _ زودتر بیا بابا

صبح بخیر قربان _ خفه شو

مدیر ،تو با چه جراتی چک منو پاره کردی؟

تو کی هستی؟ _ من کیـــم؟!

من همونیم که بخاطرش تونستی بچه‌دار بشی

دستتو بکش _ من همونیم که به خاطرش تونستی زن بگیری

از من دور شو _ من همونیم که تو به ‌خاطرش الان میتونی کار کنی

من رئیست رانجیت رایم _ واقعا؟!

شما رانجیت رای هستین؟

منو ببخشید قربان من خیلی خرم ،خیلی احمقم

من تازه به اینجا منتقل شدم برای همین شمارو نشناختم ،منو ببخشید قربان

قربان بزنید تو سرم، خواهش میکنم

یه چیزی بگم قربان؟ شما پشت تلفن ‌گفتید که حساب پسرتونو ببندم

من باهات تماس گرفتم؟ _ بله ،شما پشت تلفن بودید

یعنی من تماس گرفتم گفتم حساب پسرمو ببندید

بله

برای به دنیا اومدنش من همیشه معبد بودم

کل هيماليا رو گشتم

حتی به مادو بالا و مینا کوماری التماس کردم

و همش این نیست...

وقتی ده سال از مادرش دور بودم...

همون موقع پسرم به دنیا اومد

پسرتون بعد از ده سال به دنیا اومد؟!

آره

من تحمل دیدن اشکهای پسرمو ندارم...

پســــرم _ بابا

قربان ،خواهش میکنم گریه نکنید

الان کسی گریه نمیکنه جز ،تّو

الان دیگه نوبت کسی نیست جز ،تّو

وقت حسابرسی کسی نیست جز ،تّو تّو تّو

منو ببخشید قربان ،من اشتباه کردم

مارو نمیشناسی اونوقت میگی اشتباه کردم

چک منو پاره کردی اونوقت میگی اشتباه بود

پسر منو صدا زدی اونوقت میگی اشتباه بود

آخه تو چرا به دنیا اومدی.....

من یه اشتباهی کردم حالا منو ببخشید دیگه

به پاتون میوفتم منو ببخشید

خب آجی تو میگی باهاش چیکار کنیم؟

ببخشیدش بابا

برو خپل ،پول نقد بیار _ الان میرم

عالی بود حالا ماموریت شماره دو

سلام رانجیت رای صحبت میکنه

سلام من از صندوق بانک تماس میگیرم _ آهان، بگو؟

همین الان مدیر جدید بانک پنج لاک(پونصد هزار روپیه) به پسرتون داد

چي؟ پونصد هزار روپیه داد!!

من به اون مدير بانک باید درس خوبی بدم

حروم خور عوضی

بابا داره میاد

بفرمایید قربان _ بده به اون

بفرمایید قربان پونصد هزار روپیه

ولی پسرم ،یه چیزی رو بگو...

اون کی بوده که به اسم من به مدیر بانک زنگ زده؟

بابا ،حتما عمو بوده چون کسی دیگه نمیتونه باشه

چی؟! برادر کوچیکم

که من از خونه بیرون انداختمش

ای سگه شارلاتان سیاه سوخته

مدیر ؛اگر دوباره به بانک اومد...

بسه قربان ،بسه

اون شکار منه

اون ممکنه مثل یه اسکناس به بانک بیاد...

ولی من اگه اونو عین پولِ خورد نکنم...

من فرزند پدرم نیستم

چی؟! فرزند پدرت نیستی؟! _ آره

پسرم ،فکر کنم دیگه موقع رفتنه زودتر بریم

پولارو گرفتیم

بابام!! ما مردیم دیگه

صبح بخیر قربان _ خفه شو

بیا کلاه‌گیس من زودتر

تو اتاقشه قربان

برید ،گمشین ،برید دیگه

هی مدیر بانک

مگه من منعت نکردم که به پسرم پول ندی پس چرا بهش پول دادی...

میخوای بانکتون رو تعطیل کنم؟ اسم من رانجیت رایه ،رانجیت رااای

رانجیت رای

پس تو اينجايي

بالاخره تو امدی ای سگه شارلاتان سیاه سوخته

پهلونا ،ببرینش داخل اتاق و کارشو برای همیشه همیشه تموم کنید

ببریدش

هی منو کجا میبرین؟! _ ایــول

ای سگه سیاه سوخته مثله سگ بزنیدش

به کانال هواداران عامرخان بپیوندید Telegram.me/AmirKhan_Fans

"ما تورو دوستت داریم"

"خیلی بی قرارتیم"

"بیا اینجا بلبل(عزیز) من"

"خیلی انتظارتو کشیدیم"

"ما تورو دوستت داریم"

"خیلی بی قرارتیم"

"بیا اینجا بلبل من"

"خیلی انتظارتو کشیدیم"

"به خاطر تو عزیزم..."

"من دیگه خوابم نمیاد"

"من حتی آرامشم ندارم"

"حتی نمیتونم آروم بمیرم"

"تو دلت بیماره"

"صدوسه درجه تب کردی"

"بیا اینجا لیلای من"

"خیلی انتظارتو کشیدیم"

"ما تورو دوستت داریم"

"خیلی بی قرارتیم"

"بیا اینجا بلبل من"

"خیلی انتظارتو کشیدیم"

"تو دختر خیلی خوشگلی هستی"

"چقدر تو زرق و برق داری"

"وقتی که تو میخندی"

"همه جا از رنگ تو میشه"

"خونه ییلاقی کنار رودخونه هست"

"هوندا هم آمادست"

"بیا اینجا عزیز من"

"خیلی انتظارتو کشیدیم"

"ما تورو دوستت داریم" _ "ما تورو دوستت داریم"

"خیلی بی قرارتیم" _ "خیلی بی قرارتیم"

"بیا اینجا بلبل من" _ "بیا اینجا بلبل من"

"خیلی انتظارتو کشیدیم" _ "خیلی انتظارتو کشیدیم"

شارلاتانا

امروز دیگه ولتون نمیکنم... حسابتونو میرسم ،استخونهاتونو میشکونم

هویت منو جعل میکنید

بابات چرا دیوونه شده

من حالا با تو کار دارم...

تو به اسم من میری از بانک پول میگیری! _ بابا!

مار ،مار ،خدایا کمکم کن

راجا بریم

هی هربو اون عوضیارو بگیر

ولت نمیکنم

نمیدونم کی بود!

سگ عوضی شارلاتان

هی هربو ،تو حالت خوبه؟

آخه رفیق ،من از چه نظر خوبم

چرا به پسرت نمیگی که با این راجا نگرده؟

هزار بار سعیمو کردم هربار بی‌نتیجه بوده

ولی تو چجوری میخوای کاری کنی که اون گواهی ازدواج رو امضا کنه؟

من باباشم ،باباش فقط یه کمی صبر کن هربو..

بعدش نقشه منو ببین

صفحه اول ،سند مالکیت ؛صفحه دوم ،سند مالکیت...

و اینم صفحه سوم گواهی ازدواج

حالا باهوشی منو ببین

هی داری چیکار میکنی؟!

بابا شما ترسیدید ،چون موقع خلاف گرفتار شدید

من چراباید خلاف کنم وقتی کل خاندانم پولدار بوده

ما هرکدوم از لباسامون چنصد هزار می‌ارزه

اینارو ول کن، بیا این برگه‌هارو امضا کن _ اینا چین؟

اینا چین!

من چندتا زمین میخوام به نامت کنم ،امضا کن _ وای بابا، تو خیلی خوبی، خودکارو بده به من

وایسا

اون نباید امضا کنه _ چرا نباید اینکارو کنه؟!

من باباشم _ باباشی که باباشی

یادته خواهرم قبل مرگ چی گفت؟ _ مگه چی گفت...

گفت هيچ چيزي رو تا نخوندی امضا نکن اول بخونش بعد امضاش کن

حق با شماست دایی جان

صفحه دوم رو بخون...

هی آجی

سلام _ سلام ملام رو ول کن زودتر بیا بریم دیرمون شده

یک دقیقه ؛اومدم

بابا زودتر بگو کجارو امضا کنم _ اینجا

تا وقتی که نخوندیش امضا نکن _ ای دایی، بابام یه قرارداد خوب اورده..

بدون اينکه بخوني امضاش نکن

اگه تو نمیخونی خودم میخونمش _ ای دایی، ول کن

بفرما ، فعلا

من اینو دوست ندارم

ولی من اینو دوست دارم

هی هربو ،دیدی چجوری از پسرم امضاشو گرفتم

تو چرا اینجوری وایستادی؟ [به چی فکر میکنی]

داشتم به این فکر میکردم رانجیت...

چرا من از دخترم امضاشو نگیرم

دوباره بگو ،دوباره بگو

من گفتم....

چرا من از دخترم امضاشو نگیرم

هربـــو

درسته اون بالا کاملا خالیه ولی داخلش خیلی ارزشمنده

دوستی ما به فامیلی تبدیل میشه

بیا تو بغلم

ولی یه چیزی رو بگو هربو...

تو چجوری میخوای امضای دخترتو بگیری؟

تو که دختر منو نمیشناسی رانجیت...

اون خیلی سادست

حتی تو این زمان از روز هم مثل حلزون میره ،مثل حلزون

سلام

تو آخرم جون من‌و به خطر میندازی _ من به هیچ‌وجه جونتو به خطر نمیندازم

و حالا تولد بهترین دوستم خیلی مبارک باشه _ ممنونم

کاجل... بفرما _ ممنون

حالا اینو بگو ،چرا گفتی من بیام اینجا؟

من فکر کردم بهتره یه ذره خرید کنم

برای خودت خرید کنی یا برای من؟

فرقی نمیکنه که

بریــــم

اوه کاملا یادم رفت ،میخواستم یه لباس پس بدم

تو اینجا وایستا ،من الان میام

فقط چند دقیقه

ای ،کی اینکارو کرد؟

تورو...

آهای تو مگه کوری که اینجوری رانندگی میکنی

بهت نشون ميدم

بیا بیرون گفتم بیا بیرون

من متاسفم _ چی! من متاسفم؟...

اینجا چراغ جلوی منو شکوندی اونجا تخم مرغای اون‌رو شکوندی..

کی خسارت اینهارو میده ،بابات؟!

عصبانی نشو مادو ،بیچاره آدم شریفیه..

شریف ! کجائه؟!

قیافش شبیه آدمهای علافه..

هی خانم راهزن... _ چیه ؟

مراقب زبونت باش ،نیازی نیست انقدر چرت‌ و پرت بگی...

آجی یه ذره پول بده عوضـــی

هی دزد مرغ، پول تخم‌مرغات چقدر میشه؟

پونصد، پونصد قربان

اینو بگیر برو؛ تخم‌مرغهای تو چی؟ _ چی!

تخم مرغ ماشینت، چراغ جلو

پونصد _ پونصد

این هزارتارو بگیر

هزار ! پونصد بقیش برای چیه؟

الان بهت میگم

برای اینه

بریم آجی

یه دقیقه...

چیه ؟

این پنج هزار روپیه رو بگیر

این برای چیه؟

الان بهت میگم

برای اینه

ولی این که میشه چهار هزارتا

بقیه هزارتاش انعامته...

فهمیدی اوسکل من

بریم کاجل

تو رو ...

ای ای ای ،ولش کن رفیق ، دختره..

دختره خب باشه ؛اون به من انعام داد تازه بهم گفت اوسکل

من شبیه اوسکلام ؟

تو که نباید با اینا بازی کنی اینا فقط فروشیه.. فهمیدی

متاسفم قربان

تو داری چیکار میکنی ؟

تو داری چیکار میکنی ؟!

پونصد هزارتا دادم تا اینو تراشیدن... اونوقت اینجوری تمیز میکنی

تو اصلا میدونی امروز کی میاد اینو ببینه؟

کی؟

پولدارترین فرد آگرا آقای نواب چاندرجی

فهمیدی ،برو برو

متاسفم عزیزم ،متاسفم عزیزم

الان خودم تمیزت میکنم _ ببخشید

مجسمه صحبت کرد؟

ببخشید من اینجام

بله مجسمه ،یعنی خانم

لباس شما یه مشکل داره

مشکل داره ! غیر ممکنه ،غیر ممکنه

چی غیر ممکنه ؟ این سوراخو نگاه کن

دیدیش؟ _ ندیدمش

ندیدیش ؟ _ ندیدمش

الان بهت نشونش میدم

الان دیدیش ؟

دیدم دیدم دیدم...

سلیمان ،سلیمان...

به خانم یه پیرهن نشون بده

وگرنه شلوار منو پاره میکنه

خانم ،باهاشون برید تا یه لباس دیگه بهتون نشون بده

بیخیالش شو رفیق ،اخمهاتو باز کن

آجی من به خاطر تو ساکت شدم

وگرنه یه درس خوب بهش میدادم

باشه بابا ،دیگه چیزی نیست

اون به من گفت اوسکل

راجا تو برای خودت یه لباس بخر تا من برم یه دختر ببینم

منظورم اینه برم یه کفش ببینم رفیق

چرا شلوار میاری پیرهن بیار

بفرمایید ،بفرمایید نوابزاده....

کمی به این مجسمه نگاه کنین

هی ،تو چرا جلوی مجسمه وایستادی گمشو اونور..

آقای نواب ؛اون کاملا برای شما تراشیده شده

بله

آقای نواب.....

ساکت

ماشالله...

سبحان الله

عجب کاریه (عالیه)

کار این هنرمند مثل قدرت خدا میمونه

من برای این کار پونصد هزار تا نمیدم بلکه پنجاه میلیون میدم

پنجاه میلیون؟!

کی این مجسمه رو ساخته ؟ کی این مجسمه رو ساخته ؟

با این دستای ناچیزم درستش کردم آقای نواب

قربنشون برم

تو اصلا نمیدونی که با این دستات تونستی چی درست کنی

اگه بگم چی درست کردم پول من بیشتر میشه ؟

این همون چیزیه که ما قبول نداریم

شاه‌جهان تاج محل بعد از ساختش دستور داد دست کارگرا قطع بشه

تا کسی دوباره نتونه تاج محل رو بسازه

توهم نباید دوباره همچین چیزی درست کنی...

برای همین من دستای تورو قطع میکنم

دستمو قطع کنی ؟!

علاالدین

دستور بدید قربان

من میرم...

تو دستای اینو قطع کن و با خودت به آگرا بیار

کمــک ،کمــک ،یکی کمکم کنه...

چرا رفتی... در رو باز کن

چیکار کنم ؟ چیکار کنم ؟ چیکار کنم خدایا ؟

الان از موبایلم استفاده میکنم

خـبـ ،یک صفر صفر...

سلام ،اداره پلیس...

گوش کن ،یک خمیر دندون خانواده بده _ بله خانم

یکیم برا من _ بله آقا

متاسفم آقا، فقط یه‌ خمیر دندون خانواده داریم...

من برمیدارم _ من برش میدارم

ولش کن _ ولش نمیکنم

من اول برش داشتم _ من قبل از تو دیدمش

خانمها مقدمند

ولی تو صف دستشوئی

ببین، تو خیلی رو اعصابی

عادت بچگیمه

پس من برش میدارم

باشه بردار، چون تو بیشتر بهش نیاز داری

چرا ؟!

چون دهنت بوی گند میده

چی !

آره ،دهنت بو میده ،اخ

بد بو دهن خودته...

جسمت بو میده ،شخصیتت بو میده

پس تو بیشتر بهش نیاز داری

بگیر

میکشمت

من زندت نمیزارم

دیدی که....

اووووه لعنتی _ اووووه لعنتی

من زندت نمیزارم...

ولم کن ،ولم کن

ولم کن تا بهش حالی کنم..

کاجل ولم کن ،تا این اوسکلو نفله کنم

بیا ببینم چیکار میتونی بکنی

پلیس

هیچکس حرکت نکنه وگرنه بهش شلیک میکنم

راجا ،اگه بابام بفهمه که چی شده...

هیچکاری برامون نمیکنه زودباش بدو فرار کنیم

تورو ولت نمیکنم..

آهای کبوتر ،برای چی فرار میکنی

بیا اینجا

مادو ،آروم بیا بریم

چطور جرات کرد...

هربو ،از همه جا این بوی گند میاد

ولی تو مطمئنی که دخترت این گواهی ازدواج رو امضا میکنه؟

آره که اینکارو میکنه رانجیت ، با خوشحالی اینکارو میکنه

راننده ،ماشینو نگه دار

رانجیت ،تو بمون من میام

هی آقا....

هری ریواس کجائه؟

هی من ازت سوال پرسیدم...

عوضی ،سگ شارلاتان...

احمق مگه سر من قوطی کبریته

بابا

بابا ،شمائو اینجا !

عجب سورپرایز جالبی

عمو لطفا بیاین داخل

تو به من نگو عمو

من برای تو فقط آقای هربنس لالم

متوجه شدی؟

دیدی بابا ،حتی اونم از حرف من خوشش اومد

در هر صورت ،چرا اومدین اینجا ؟

میخوام این کاغذهارو برام امضا کنی...

باید امروز بفرستمش آمریکا

باشه بابا ،ولی قبلش....

شما باید یه کاغذی رو امضا کنی

عمو دینو

اون پوشه قرار داد رو بیار _ الان میارمش

ولی تو درمورد کدوم قرارداد حرف میزنی ؟!

هموني که ميگه زمينهای اینجا به نام اهالي اينجاست

چی !

تو مگه عقلت رو از دست دادی ؟!

تو چی با خودت فکر کردی ؟!

من میلیاردر زمینهامو ، به نام این فقیرا بکنم

نه ،هیچوقت

شما با خودت چه فکری کردی؟

فکر کردي که من این اسناد رو امضا می کنم

نه ،هیچوقت

کاغذارو بیار تا امضاش کنم

اینجارو...

بفرمایید

هربار به خاطر تو مجبور به یه کاری میشم

بعدش روشتون عوض میشه ؟

لطفا امضا کنید ،اونطرفرو

بابا دوستت دارم ،تو شگفت انگیزی

تو چیکار میکنی ،چیکار میکنی ؟

اینو فقط بهم بگو که باید کجارو امضا کنم...

من حتی حاظرم حکم مرگم رو امضا کنم

اینجارو امضا کن _ خودکار کجاست ؟

خودکار بده ،زودتر

اینجا

بابا تو خیلی مهربونی

بابا تو شگفت انگیزی

تو بهترین بابای دنیایی

متشکرم

بریم کاجل این خبرو به همه بدیم

بالاخره عملی شد

دو کرور زمین دادی صد کرور خوشحالی گرفتی

حالا بچه هامون ديگه نمی تونن با هیچکس دیگه ازدواج کنن

آهای سلطان غم کم اینجوری کن

اینجا خونه منه ،نیازی نیست مثل رومئو بشینی ماتم بگیری

مراقب خودت باش

سه روزه که من تورو اینجوری میبینم

اون دختررو فراموشش کن

یکی دیگه تو زندگیت میاد

نه راجا ،اون اومده توی زندگی من...

من بعدا مثل عاشقا جونم‌هم رو از دست میدم

فعلا نمیخواد دیالوگ بگی ،بیا کمک من کن ،زودتر

و یه چیزی از طرف من گوش کن رفیق

یه عالِم بزرگ گفته که توی زندگیت هیچوقت دنبال سه تا چیز ندو...

اتوبوس ،قطار و دختر

یکی که رفت دومیش میاد فهمیدی ؟!

و دومیش رفت ،سومیش میاد...

سومیش رفت ،چهارمی میاد...

چهارمی رفت ،پنجمی میاد

ششمی ،هفت ،هشت.... _ چرا انقدر عجله میکنی ؟!

اینجا خیلی خیلی قشنگ شده

تولدت مبارک

چیکار میکنی ؟!

تورو....

کجا داری میری ؟!

کجا داری میری ؟!

میدونی باید کدوم لوله رو فطع کنی ؟

کر عقب مونده ،باید لوله رو قطع کنی عوضی ،لوله

لوله

هی گوش کن ،یا لوله رو قطع میکنی یا کارت دیگه تمومه

نمیدونم کی گذاشته این بیاد اینجا

آهای عقب مونده ،اونا قراره قطع بشن تو کجا میری؟

ای احمق ،من دارم با تو حرف میزنم...

چرا گوش نمیدی ؟

چیه؟ گمشو

حداقل پائینو نگاه کن ،پائینو

کمک

اون عوضی دیگه مردنیه

یکی نجاتش بده

اون عوضی دیگه مرده _ یه نفر بهش کمک کنه

راجــا

این چرا داد میزنه ؟ چی شده ؟

ای ای ،تو چجوری آویزون شدی !

یکی نجاتش بده

مگه من بهت نگفتم هیچوقت توی زندگیت دنبال سه تا چیز ندو...

اتوبوس ،قطار و دختر

حالا ببین چی شده..

سخنرانی‌رو تموم کن و بیا منو نجات بده

الان میام...

عوضی ،خودم برای خودم مشکل درست کردم

عجله کن

چیکار کنم ؟!

ای خدا ،حواست به من باشه

خدا خدا خدا......

غلط کردم خدایا خدا خدا خدا

خدا خدا خدا

چیکار میکنی بیا اینجا _ ساکت شو

چرا این عوضیو امروز دعوت کردم

خدا خدا خدا خدا...

چیکار میکنی راجا الانه که دستم ول بشه

آخه عوضی مگه من تو سیرک کار میکردم

ساکت شو تا بیام اونجا

ساکت میشی یا دستتو ول میکنی ؟ _ منتظر میمونم ،تو بیا

یه کاری میکنم ،چشمامو میبندم هرچیزی میخواد بشه

هی خدا

خدا خدا خدا خدا...

اون بالاخره نجاتش میده ،مثل یه قهرمانه

تو خیلی آرومی

ای رفیق، آجی، خواهشا ساکت شو

من دیگه مردم

آجـــی ،آجی منو نجات بده

عوضی تو قرار بود منو نجات بدی

اجـی کمــک

چیکار میکنی ! _ آجی منو ول نکنیا

آجی من نمیخوام بمیرم... من هنوز ازدواج نکردم رفیق

خب منم همینجوریم

این دوتا دیگه مردنی‌ان ،خدایا نجاتشون بده

آجی ،توهم این صدارو میشنوی ؟

من نمیشنومش ،دارم میبینمش

چی !!

ببین

هی اوسکل عقب مونده...

مگه نمیبینی ما از لوله آویزونیم

هی احمق نمیشوی ،لااقل که میبینی

[گمشید]

کمــــک _ کمــــک

آخه عوضی ،مگه من بهت نگفتم لوله پایینی‌رو قطع کن...

عوضی اونو قطع کن ،الان این دوتا میمیرن

احمق اینکارو نکن _ کمـک

دست نگه دار

ای عوضی اگه اونا بمیرن ،تقصیر منه

این کارو نکــن _ کمــک کنید

عوضی دیگه نمیخواد ببُری

صبـ ،صبح بخیر خاله

هی شیرین ،چی شده؟

کمک

خاله ،هی خاله ،به من گوش کن

هی خاله ،یه دقیقه گوش کن ما که نمیخوایم باهات کاری بکنیم

هی آجی ،به این چاقالو حالی کن وگرنه زنده از اینجا نمیریم بیرون

ای چاقالو ،دیگه تمومش کــن

حالا بیا اینجا

نه خاله ،نه

حالا دیگه نوبت توئه

ببین خاله ،به من دست نزن ببین خاله دارم با تو حرف میزنم

به هیچ وجه ولت نمیکنم

نه نه نه _ بیا اینجا

کمــک _ بیا اینجا

در رو باز کن شیرین

کمـک _ بیا ببینم چه غلطی میخوای بکنی

فکر کنم دیگه باید در رو بشکونم

کمـک ،خاله من باهات کاری ندارم _ بیا اینجا ،تا به حسابت برسم

خدایـا ،به من قدرت بده

کمـک

سقوط کردم شیریـــن

الان چیو داری نگاه میکنی فرار کن

الان چیو داری نگاه میکنی فرار کن

فرار کن ،بجمب

جاییتون صدمه دیده ؟

نـه _ اون خیلی آسیب دیده خانم..

سر تا پاش از عشق شما لبریز شده...

وقتی که میبینتون ،ضربان قلبش میره بالا فشارش میوفته پایین...

دیوونه شده دیگه ،دیوونه...

گاهی با ماشین تصادف میکنه ،گاهی مجسمه داغون میکنه ، گاهی رو لوله راه میره....

عوضی نه تنها خودش بلکه منم دچار مشکل میکنه

به‌هرحال فردا چیکار میکنید ؟

ساعت پنج میتونید ببینیدش ؛تو باغ معلق ؟

بزار حداقل خودم عشقمو ثابت کنم

من فقط میخواستم کمکت کنم _ کمک نمیخوام فقط برو

باشه رفیق، دختر که دیدی دوستت فراموش شد _ برو بابا

ولی یادت نره دختر اتوبوس قطار

اون...متاسفم...نمیدونم چرا دوستم داشت مزخرف میگفت

مترجمین: سپهراد/کیمیا

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم ،برای تو اومدم"

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم ،برای تو اومدم"

"حالا تو من رو میخوای ؟"

"یا میخوای فراموشم کنی ؟"

"من برای همیشه سایه تو میشم" [همراهت میشم]

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم ،برای تو اومدم"

"حالا تو من رو میخوای؟ "

"یا میخوای فراموشم کنی؟ "

"من برای همیشه سایه تو میشم"

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم ،برای تو اومدم"

"چه اتفاقی برای من افتاد"

"چه اتفاقی برای تو افتاد"

"انگار توی دریا داریم نفس نفس میزنیم"

"این عذاب مائه ،حتی عذاب هم هیجان داره"

"من میخوام دوباره عاشق تو بشم"

"حالا تو چی میخوای؟ "

"حالا تو چی میبینی"

"از وقتی که دلم تورو دید ،آه عمیقی کشید"

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم ،برای تو اومدم"

"گوش کن ،کمی گوش کن..."

"انتخاب کن ،منو انتخاب کن"

"چشمای من به چشمای تو یه چیزی رو با خجالت میگه.."

"گوش کن ،به من گوش کن"

"انتخاب کردم ،تورو انتخاب کردم"

"از پشت شیشه دلم یه چیزی بهت گفتم"

"اینجا خیلی جذابه"

"خیلی خاطره داره"

"من حاظرم جونم رو بدم یا نه؟ "

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم" _ "دادی"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم برای تو اومدم" _ "اومدی"

"حالا تو من رو میخوای؟ "

"یا میخوای فراموشم کنی؟ "

"من برای همیشه سایه تو میشم"

"نگاه کن عزیزم ،من دلم رو به تو دادم" _ "دادی"

"فکر میکنی من برای چی به دنیا اومدم ،برای تو اومدم"

ولی من متوجه نمیشم تو با کاجل کجا میخواید برید ؟

من و کاجل قراره بریم اوتی

اوتی ! مگه چی شده که میخواید برید اوتی ؟

برای اینکه بابام برای ازدواجم برنامه‌هایی داره

و من اصلا نظری درباره ازدواج ندارم

عمو جون با تو که صحبت کردیم ممکنه پروازمون رو از دست بدیم...

کاجل تو چیکار میکنی عجله کن دیگه

چیزی نمونده تا به پرواز نرسیم

فعلا عمو جون ،میبینمت ،خداحافظ

کاجل خیلی مراقب خودت باش

اونا میرن اوتی هنو لولو که نمیرن

تو نگران نباش ،من آجی رو فورا میفرستم اوتی دنبالش

یه دقیقه

بدون اینکه از من بپرسید برام عروسی میخواید بگیرید

اونوقت میگید برو اوتی دختررو ببیین

غیرممکنه ؛من با هیچکس ازدواج نمیکنم

من برات عروسی میگیرم..

من هیچوقت این ازدواجو قبول نمیکنم

از حرف بابات سرپیچی میکنی !

این پدری که جلوت وایستاده کسیه که دستتو میگرفت تا بتونی راه بری

اون خوشو خر میکرد

منظورم اینه اسب میشد تا تو باهاش بازی کنی

این جور پدر رو باید عبادتش کنی ،عبادت

تو بابای منو نمیشناسی

من خیلی خوب باباتو میشناسم

بابای تو آدم خواریه ،شارلاتانه

ولی خودپسند نیست

آجی ،ساکت شو و به حرف بابات گوش کن

آماده شو که بریم _ عجله کن

رفیق تو نمیفهمـ.. _ ساکت شو

عمو یه بلیط دیگه هم بگیرید

چرا ؟!

چون من هم میخوام همراهش برم _ برای چی؟

اگه نخواست بره من به‌زور ببرمش

درسته ،من الان با آژانس مسافرتي تماس ميگيرم

بابا من به هیچ وجه نمیرم

من نمیرم

ای عوضی ،تو میدونی من کاجل‌رو دوست دارم...

صبر کن رفیق ،من نجاتت دادم اونوقت تو میخوای منو بکشی

آخه این نجات دادنه

به حرفام گوش کن

بابات داره برنامه ريزي ميکنه تا با اون دختر مغرور ازدواج کنی

ولی تو اونو تو فروشگاه دیدی

پس چرا من برم اونو ببینم ؟!

میتونه اون دختره کاجل باشه

واقعا ! _ آره

عشق همراه با تو و کاجل

و منم اونارو میپیچونم

من حساب بابام رو میرسم

هزاربار به من گفت که یکی برای دیدنت میاد

حداقل آروم باش مادو ،اون حتما به دیدنت میاد

ولی تو چجوری میخوای بشناسیش ؟

بابا گفته اون تو دستش یه رز قرمزه

چی !

بابام اون بوزینه رو برام انتخاب کرده

عجله کن آجی ،دختر اون کچله حتما خیلی مشتاقه...

اونوقت اون دوست علافشم باهاش اومده

رفیق آخه این چه وضعشه....

اون اصلا میدونه که من اومدم دیدنش

ولی اگه اون نشناست حداقل گل توی دستتو باید ببینه

ببخشید _ بله

من مادو‌ئم ،اونی که قراره شمارو ملاقات کنه

اوهو پس شمائید..

گل گلزار ،فصل بهار...

توی چهرت غصه‌ـست ،توی دل من عشقه..

حالا بیا تو بغل من

خیلی حال میده

آجی جریان چیه؟

ساکت باش ،همه چیزو بعدا بهت میگم

منو ول کن

من همسر آیندم رو بغل کردم

به بقیه چه ربطی داره

حالا بیا تو بغلم خوشگله

بغل کردنت خیلی حس خوبی داره

چی شد ؟ چی شد ؟

فکر کنم یه چیزی رفته تو شلوارم

واقعا ! رفتیم خونه ببین ،حالا بریم ؟

آره بریم بریم ،عجله کن آجی

خوش اومدین آقایون

بهادر اونارو ببر بالای پرتگاه

منظورم اینه اونارو ببر خونه بالای تپه

شماهاجلو برید ماها با یه ماشین دیگه دنبالتون میایم

بیاید ،بفرمایید

منم باهاشون برم ؟ _ ساکت شو

تو با من میای

بهادر _ بله قربان

چند ساعت طول میکشه تا به اوتی برسیم ؟

حدودا میشه سه چهار ساعت

بوزینه

(007 Bond=جیمز باند)

عوضی ،باید جیمز باند صداش کنیم

اون دیگه برای من مثل برادر زن‌ـه

من جایی نمیشه برم اونو با خودم نبرم اون همیشه مراقب منه

گمشو، برو سر جات بشین

بشینید، بشینید قربان _ بریم

برید بچه‌ها ،این آخرین سفر زندگیتونه

آقای راننده ،به اولین مغازه گل‌فروشی رسیدی نگه دار...

میخوام برای عشقم گل بخرم

ماشین رو نمیشه نگه داشت _ چرا؟ بلد نیستی ماشینو نگه داری ؟

چون که ترمز نداریم

که اینطور، ترمز نداریم _ ترمز نداریم

چی ! ترمز نداریم ! _ چی ! ترمز نداریم !

اونوقت چجوری پیاده بشیم ؟! _ اونوقت چجوری پیاده بشیم ؟!

من بهتون نشون میدم

اینجوری

هی داداش کجا میری ؟! _ وایسا ،برگرد اینجا

کامیون قربان

ای رفیق تو جونمون رو نجات دادی

تو میمون نیستی ،خدایی خدا

داری کجا میری ؟!

هوی اجــی

تو چجوری تونستی ماشینو روی دوتا چرخ ببری ؟

جلو رو بپا ،اجـــی

عزیزم ،موتور ماشین باز چش شده ؟

احمق ربطی به موتور نداره ،یکی بهمون زد هی داره بهمون میزه

برگرد عقب نگاه کن ببین کیه

برو اونور _ ماشینو ببر اونور

خدایا

اینها همونایی‌ان که چند روز پیش به زور اومدن تو حموم میخواستن بهم تجاوز کنن

برو اونور _ گمشو اونور

اصلا نترس شیرین ،اونها قبل از تو اول باید به من تجاوز کنن

مامان

ما مردنیم _ خدایا

فرار میکنی، پشه کثیف... اگه دستم بهتون نرسه

خانـم ،خانـم ،خانم

چی شده بهادر؟ این‌موقع شب چیکار داری؟

خانم ،اون دوتا پسرا خانم...

توی تصادف مردن

چی! -آره

مردن

با.. ،باشه تو برو اون خونه بخواب

نه من به هیچ وجه اونجا نمیرم ،من همینجا میمونم

چرا ؟

آخه خانم ،کسایی که تازه میمیرن روحشون همه‌جا سرگردانه...

روحشون همه جا میره ، اینطرف اونطرف هرجایی میتونن باشن

من خیلی از روح میترسم خانم بزارین امشب اینجا بخوابم

باشه باشه ،تو امشب اینجا روی مبل بخواب

ممنونم ،ممنونم..ای خدا

بهادر

بهادر

خانم

بهادر

بهادر...بهادر

بـ..هـا..

نه ،در رو باز کن ، در رو باز..

کیه!؟

کیه؟!

میدونی من چیم ؟

من کیم؟

مرگ تو

تو میخواستی آدم بکشی حالا نوبت توئه

بیا

بهادر...توهم

خانم ،شما گفتین ترمز ماشینو ببرم و هزار روپیه دادید

و این آقا گفت نقش بازی کن و دو هزار روپیه گرفتم

چی پیش خودت فکر کردی

فکر میکنی خیلی بامزه‌ای

فکر میکنی شوخیات خوبن

حق نداری با من از این شوخیا بکنی

دهنتو سرویس میکنم

فهمیدی چیکار کردی ؛جلوی همه زدی توی گوشش

مگه ندیدی که اون با من چیکار کرد ؟

اون فقط شوخی کرد ولی تو چیکار کردی ؟

ترمز ماشینشون رو بریدی

اگه سر وقت خودشون رو نجات نمیدادن ، ممکن بود بمیرن

اگه حوصله شوخی با کسیو نداری به هیچ وجه با کسی شوخی نکن

آجی سعی نکن جلوی منو بگیری ،خواهشا بزار من برم

ولی تو داری لجبازی میکنی ،راجا به من گوش بده

آجی خواهش میکنم ،میخوام برم

جلومو نگیر

متاسفم

مگه نشنیدی؟ ازت معذرت خواهی کردم

کیفمو ول کن

تا وقتی که نبخشیدیم کیفتو ول نمیکنم

من گفتم کیفمو ول کن

ای داداش ،تو خیلی خوشبختی که زنت داره ازت معذرت خواهی میکنه...

از ازدواج ما چهل سال گذشته...

هر وقت یه چیزی میشه من معذرت خواهی میکنم

من بهت گفتم کیفمو ول کن

تو کیفمو ول نمیکنی ؟ _ نه خیر

من گفتم ولش کن

ببین منو نبخشی چی میشه

تو لعنتی

' این کدوم جام بود که من ازش نوشیدم... '

' هر چیزی که بود تمام سیستمم‌رو داغون کرد '

متشکرم، متشکرم

هــی مـادو...

' هی، بگو دیگه _ چی رو ؟ '

' اینکه تو من رو دوست داری اینکه عاشقمی '

' من خجالت میکشم '

' اگه تو بهم نگی، من جونمو از دست میدم '

' من دوستت دارم '

' ایـــول '

"عاشق شدم.."

"چطوری شدم ؟"

"خوب شد.."

"هرچیزی که شد"

"عاشق شدم.."

"چطوری شدم ؟"

"خوب شد.."

"هرچیزی که شد"

"نه من میدونم ،نه تو میدونی"

"چرا ما عین دیوونه‌ها شدیم !"

"نه من میدونم ،نه تو میدونی"

"چرا ما عین دیوونه‌ها شدیم !"

"عاشق شدم.."

"چطوری شدم ؟"

"خوب شد.."

"هرچیزی که شد"

"چشمام آروم آروم بسته میشن؛ نفسام آروم قطع میشن.."

"بالاتر میره ضربان قلبم"

"میخوام همه به خواب برن فقط من بیدار بمونم..."

"و یواشکی ملاقاتت کنم"

"گوش کن ،گوش کن ،گوش کن.. کمی گوش بده"

"بخون ،بخون ،بخون... حتی باد هم آواز میخونه"

"گوش کن ،گوش کن ،گوش کن.. کمی گوش بده"

"بخون ،بخون ،بخون... حتی باد هم آواز میخونه"

"این هوای خوب خبرهای جدید میاره.."

"تو که عاشقی ،دیگه از چی میترسی"

"نباید زیاد هیجان داشته باشی.."

"تو که عاشقی.."

"باید هیجان داشته باشی"

"این دیگه چیه.."

"که حس خوبی داره"

"نه من میدونم ،نه تو میدونی"

"چرا ما عین دیوونه‌ها شدیم !"

"نه من میدونم ،نه تو میدونی"

"چرا ما عین دیوونه‌ها شدیم !"

"عاشق شدم.."

"چطوری شدم ؟"

"خوب شد.."

"هرچیزی که شد"

ای، چرا تو داری روزنامه میخونی..

وقتی میتونی همه اینارو تو تلویزیون ببینی چرا الکی وقتت‌رو تلف میکنی

تو منو زدی!

یک پشه میتونه آدم‌رو ناتوان کنه..

یک پشه میتواند آدم‌رو ناتوان کنه، عوضی

یک پشه

پشه بود

ولی یک فکس میتونه آدم‌رو دیوونه کنه، داماد جان...

فردا آجی میادش

پس کی کارهاشو آماده(ردیف) میکنه؟

فکرشو نکن داماد جان...

من داییشم، فقط ببین که چیکارا میکنم

داماد جان تشکیلاتو حال میکنی...

اون تا وقتی برات ساز میزنه، که پشتت بسوزه...

بفرمایین، بفرمایین، عجله کنید

و این خوشگلا

اینها انقدر‌ گل‌ریزون میکنن، انقدر گل‌ریزون میکنن که تو یه احمق به تمام معنا میشی

چی!

آجی اومد، آجی اومد

دخترا چرا عین چوب دستی وایستادین... برید گل‌ریزون کنید

بیا عزیزم

هربو، این دختره کیه؟

متشکرم، متشکرم

رانجیت، اون دوستِ دخترمه...

اون تو محله‌ فقیر زندگی میکنه

تو ساکت میشی یا... _ ببریدش

چی! _ آره

داماد جان، چرا عین مارمولک وایستادی...

هی عکاس _ بله قربان

اینو ببرید عکس بگیره _ عجله کنید قربان

داری چیکار میکنی؟!

به چی اینجوری داری زُل میزنی؟

بابت خوشامدگویی ممنونم، بابا

قربان، لبخند لطفا

لبخند بابا

خداحافظ بابا، میبینمت

ببین رانجیت، اون چجوری تورو ذلیل کرد

پشت سرت رو نگاه کن تا تمام آرزوهات یکجا به باد بره...

سلام بابا _ سلام بابا

چی!

اوه متشکرم، متشکرم، متشکرم

ای گاومیش چرا داری پوف پوف میکنی

برو پیش دختر و دامادت باهاشون عکس بگیر

تو ساکت میشی یا... _ ببریدش

کچل

ببین رفیق، ببین کاراشو

ولم کن، چیکار میکنی

اوه بابا، من اصلا فکرشم نمیکردم که تو بخوای به ما اینجوری خوشامد بگی..

بله، بله

خوشامدگویی اصلی رو توی خونه انجام میدم

هی توی شارلاتان.. _ بله

ما تورو فرستادیم اوتی، تا مادو و آجی رو بهم نزدیک کنی..

اونوقت تو کارو برای خودت انجام دادی

پدرزن جان، تو به یه گربه گفتی مراقب شیرِ باش خب معلومه که همش رو خودش میخوره...

حرومزاده، من تورو میکشمـ...

بابا، بابا، بابا..

این چیزارو با عشق و محبت تو خونه میشه حل کرد..

وگرنه مردم یه تصور بد از دامادو پدرزن توی ذهنشون میاد؛ مگه نه

لبخند لطفا -لبخند، لبخند

بریم عزیزم

ببین رانجیت، ببین چجوری بچه‌هامون حرف مارو زمین انداختن

بیارش، اون گواهی ازدواج‌رو بیار

الان بهشون نشون میدیم، که ما پدریم

آروم باش هربو، آروم باش

وقتی میتونیم بازی‌رو با راه‌های مختلف ببریم..

نیازی نداره که سخت‌ترین گزینه رو انتخاب کنیم

ببین، که من چطوری بازی میکنم

خوش‌اومدین پدرزن جان

حرومزاده

بله بله قربان، نگرانش نباشید الان بهش میگم

راجا، دیگه نیازی نداره که تو گاراژ...

کار کنی، برو تا باهات تسویه کنم

چرا؟

چون‌که اینها امروز برای خرید گاراژ اومدن

از کارم که بیرون شدم قربان...

از قلب دخترت چطوری میخوای بیرونم کنی؟

آدم کوچیک، حرفهای کوچیک(بی‌ارزش) میزنه

ای کودن، ما از کارِت بیرونت کردیم برای اینکه...

تو میتونی صاحب گاراژ بشی

ببین، این قرارداد رو ببین

این قرارداد رو امضا کن..

تا صاحب اینجا که میلیونها می‌‌ارزه بشی

ولی یه چیزرو یادت باشه...

که امضات اینو ضمانت میکنه که ازاین‌ به بعد..

اطراف مادو به هیچ وجه دیده نشی

بیا، امضاش کن

امضا کن دیگه

تو داری چیکار میکنی راجا؟! بیا اینجا

ما میتونیم از این پولدارا هم پول بگیریم هم به رابطه عاشقانمون ادامه بدیم...

حالا که پول پیشمونه داری دست‌دست میکنی؟

من میگم امضاش کن

آهان باشه باشه، امضاش میکنم؛ خودکار کجائه؟

قربان خودکار -آهان، خودکار

درسته قربان؟ -بله بله

هی دختره، حالا تو بگو...

در ازای چی دست از سر پسر من برمیداری؟

یک فنجون چای

یک فنجون چای!

بله، شما باید یک فنجون چایی از دست من بخورید

من از دست فقیرا هیچ‌چیزی نمیگیرم، چایی که خیلی دور از انتظاره

به کی میگید فقیر قربان...

ما میلیونریم، صاحب تمام این گاراژ

حداقل میتونید یک فنجون چای از دستای ما بخورید

به نکته خوبی اشاره کرد، باشه بریم بخوریم

بریم کاجل، براشون چای درست کنیم

بفرمایید آقایون...

چای بنوشید

چیکار میکنی قربان؟!

این چای میلیونیه

یه کم من چکش کنم، ببینم که چای میلیونی چه مزه‌ای داره

ای کاجل، این که همون مزه رو میده

قربان، وقتی میلیونها کرور نمیتونه مزه چای رو عوض کنه...

پس چجوری میخواد عشق مارو از بین ببره

هیچ احترامی برای خودتون قائل نیستین قربان بعد از این توهینی که بهتون شده باز وایستادین...

اگه کس دیگه‌ای بود تا الان از خجالت مرده بود

شما دوتا باید بمیرین

مثل یه سگ بمیرین

هی بیاین اینجا حسابشو برسین...

استخونهای این شارلاتانو بشکونین

کاجل، این گل نیست...

قسمتی از قلبمه

و بابا این دشمن نیست...

عروس آینده شمائه

این به‌هیچ‌وجه نمیتونه عروس من بشه

به‌هیچ‌وجه! باید بهتون بگم که میخوایم باهم ازدواج کنیم

این کاغذارو نگاه کن

اینها کاغذ قرارداد معمولی نیستن

این فرمان مرگ شماهاست

این سند ازدواجیه که تو و مادو قبلا امضاش کردین

ببین، با دقت ببین

و با توجه به امضای تو و مادو...

به صورت قانونی زن و شوهرید

و شما با هم تو هیچ کلیسا یا معبدی هیچ جا نمیتونید باهم ازدواج کنین

و با این کاغذ عشق شما میسوزه

سوختن

و با این کاغذ تمام آرزوهاتون از بین میره و حتی خاکسترش‌‌هم نمیمونه

عشق شما که سوخت بابا

حالا باید آرزوهاتونو، توی رودخونه بریزید

رودخونه که برای اینکار خیلی کوچیکه...

شما یه دریا رو به چالش کشیدین

ما طوفان به‌پا میکنیم، سیلاب برپا میکنیم...

وقتی عشقتون غرق شد، دیگه به چی میتونید بنازید

اونموقع عشقتون از بین میره، نابود میشه، فنا میشه..

نه غوغای طوفان، نه شعله آتش...

هیچ تیر و خنجری نمیتونه قطعش کنه...

همه میگن عشق، قیامتی از بلائه...

هرکس که باهاش درگیر بشه، تمام دنیاش از بین میره

ای، آقای گُندی چرا تو به این روز افتادی

یعنی انقدر اوضات خرابه که از این ارزونا میخوری؟

امروز حداقل میتونم مشروب بخورم

فردا اصلا معلوم نیست که بتونم بگیرم

حال الان من به خاطر اون دوتا شارلاتانه

منو از بانک بیرون انداختن

ولی الان توی زندگیم فقط یه چیز میخوام..

کارشون رو تموم کنم...

بعد خودمو دار بزنم

من حاظرم همه چیزمو بدم تا اونارو گیر بیارم

تو اصلا مگه دیگه پولیم پیشت داری؟

هنوز هزار روپیه پیشم دارم

هزارتا تبدیل میشه به دو هزارتا

هان، هزار میشه دوهزار! بگو، چطوری؟

من میتونم بهت ثابت کنم توی دستات یازده‌تا انگشته

یازده! چی...

اشتباه نیست

ای توی دست من.... معلومه که توی دست من ده‌تا انگشته

یازده تائه شرط میبندی؟

شرط میبندم

هزار روپیه رو بیار بالا

باشه...بشمار

یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت ،نه ،ده

دوباره بشمار، اینجوری نه

ده، نه، هشت، هفت، شش...

داداشا، شش و پنج باهم چقدر میشه؟

یازده -یازده...

یازده، نجات پیدا کردنت دوازدهِ

من تو دستم یازده تا انگشت داشتم و تا الان نمیدونستم

این چطور ممکنه رفیق!

یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه ده

اون منو اوسکل کرده

هـــی؛ هی وایستا کدوم گوری فرار کردی...

منو کودن فرض میکنی

ای سگه شارلاتان...

هزارروپیه‌ـم رو برداشت فرار کرد

اگه دستم بهت برسه زندت نمیزارم

بیست‌وپنج، بیست‌‌وپنج..

ای رفیق بیست‌وپنج نبود هزار روپیم رو برداشت

ای بیست‌وپنج نبود داداش هزارتا بود

بعد از بیست‌وپنج، بیست‌وشش میاد‌ بیست‌وهفت میاد

ای رفیق مگه ته چاه چیه که هی میگی بیست‌وپنج؟

بیست‌و‌پنج

بزار من ببینم داخل چیه؟

کیه هـــی؟

هـــی اونجا کیه؟

بیست و شش

مادو...

مادو..

مادو کجائه؟

قربان، مادو‌ خانم صبح کیفش رو برداشت و رفت

چی! رفت!

هربو، از دیروز صبح‌هم پسر من خونه نیومده

امروز هم دختر تو خونه رو ول کرده رفته

این دوتا کجا رفتن؟!

من‌ بهتون میگم

دخترت رفته به موپرگالی(برای ازدواج)

با عشق زندگیش رفته -نــه

و همش این نیست، اونا فردا میرن ازداوجشونو ثبت کنن

برای خوشحالی این من شیرینی اوردم داداش جان...

بردارید، بردارید، بردار دیگهـ..

بیرجش، داد نمیزنی!

کسی که دخترش از خونه فرار میکنه...

به هیچ وجه نمیتونه صداشو بلند کنه

و یادته اون روز بهم چی گفتی...

که اگر دختر من همچین کاری بکنه...

اونوقت یه گلوله بهش میزنم

بیا اینم اسلحه

بگیر

و یه گلوله بهش بزن

به چی فکر میکنی؛ برو با گلوله بزنش دیگه

تو نمیتونی بهش گلوله بزنی....

هیچ پدری نمیتونه انجامش بده

تو هیچ کاری نمیتونی بکنی

فقط میتونی صاف وایستی‌ـو تماشا کنی

مثل بزدلا

هیچ کاری نمیتونی بکنی، گمشو

به چیزی فکر میکنی هربنس؟

الان وقت فکر کردن نیست وقتشه یه کاری بکنیم

وقتی تیراندازی بشه جسد هم وجود داره

ولی اون حرومزاده‌ها مارو به چالش‌ کشیدن...

این حرومزاده‌ها عزت مارو از بین بردن..

و باعث شدن ما از خجالت با کسی حرف نزنیم...

حتی بچه‌هامون‌رو با ما دشمن کردن

اونهارو طوری بکشید تا کسی دیگه هوس عاشق شدن نکنه..

Instagram.me/aamirkhan.__ Telegram.me/AmirKhan_Fans

"خواب من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"آرامش من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"توی دل من، ساکن شده؛ کیه؟"

"تویی"

"خواب من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"آرامش من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"توی دل من، ساکن شده؛ کیه؟"

"تویی"

"خواب من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"آرامش من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"تویی"

"منظورت چیه، که همش تو دنبال منی..."

"دل بیچاره من، زیر پاهای توئه"

"ایمان قلبی چیه، دل من کاملا کافره"

"جان من برای تو، جانم کاملا برای تو آمادست"

"قسمت تو، مسیر تو، کیــه؟"

"تویی"

"خواب من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"آرامش من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"معنی این دیوونگی تو چیه؟ "

"صدای خلخال پاهای تو، مثل صدای زنگ میمونه"

"اگه تو عاشقی؛ بهش بگو ترس برای چیه"

"یک بار که نه، بلکه صدبار ابرازش(عشق) میکنم"

"حقیقتو بگو، توی دل تو کیه"

"تویی"

"خواب من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"آرامش من دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

"آرامش تو دزدیده شده، کار کی بوده عزیزم؟"

"تو بودی"

ولت نمیکنم، ولت نمیکنم، میکشمت...میکشمت

ای چیکار میکنی خپل؟!

من‌ به خاطر شما بدبخت شدم شما منو بدبخت کردید

ولتون نمیکنم....خانما به شما مربوط نمیشه

هی نوکر‌بدبخت برای گرفتن ما بیست‌پنج روپیه به هرکدومشون‌ دادی؟

هی، من لوپیه لوپیه نگرفتم من برای شما چند لاک لوپیه گرفتم

که اینطول، لوپیه لوپیه نگرفته چند لاک لوپیه گرفته...

هی ثاکت

منو اوثکل میکنید

یه کالی باهاتون میکنم...

بهم گفتن اگه اونالو بکشم بهم بیست‌پنج لاک لوپیه میدن

پدَلِت دستول داده

هی؛ جلو نیایید

چِلا اینطولی وایستادین منو نگاه میکنین...

اینالو از هم جداشون کنید

اولین نوبت بَلای توئه

قبل از مَلگت به چیزای خوب فِکل کن

نه خیر..

تو نباید آسیب بهش بزنی، اون شکار منه

اگر تو برای پول میخوای بکشیش...

من حاظرم برای کشتنش کلی پان بخورم (پان:برگهای خوراکی بسیار تند)

حالا داداش، اسلحه‌ت رو بده به من

بدِش

اسلحم‌لو بلگلدون به خودم

نه -ساکت

نه -ساکـــت

هــی،این گونی آردی‌رو بندازید بیرون

گونی آردی با کی بودی؟

بندازیدش بیرون

با من اینکارو نکن داداش این شکار منه

داملیا اسم منه...

داملیا

از سلِ شهل تا ته شهل، هل سگی منو میشناسه...

آره چون فقط سگا میتونن سگ رو بشناسن

تو منو سگ صدا کردی؟!

منو..

حلام‌خــول

حروم‌زاده

بزنش..راجا؛ بزنش

منو دالی میزنی دستت رُ لو من بلند کلدی؟!

تو میدونی که من کیم...

من خیلی وحشیم برای اینکالا

بگو من وحشیم.. بگو....بگو

من به این لاحتی کالتو تموم نمیکنم

با گلوله‌های این اسلحه کل بدنتو سولاخ سولاخ میکنم..

اونوقت خون از تمام سولاخای بدنت بیلون میاد...

اونوقت زجل‌کش میشی...

مثل ماهی که از آب بیلون مونده..

ماهی بیلون از آب

و وقتی لحظات آخلِ زندگیت شد...

بلات هیزم لوشن میکنم..

اول کفنت شروع میکنه به سوختن..

بعدش پوستت شلوع میکنه به سوختن...

بعد کل وجودت شلوع میکنه به سوختن

اونوقت دیگه سوختن لو کاملا احساس میکنی..

احساسش میکنی؛ مگه نه

ولی...من دالم سوختن لو احساس میکنم

چلا حسش میکنم؟!

ای عقب‌موندع، پایین‌لو نگا طُن..

هی شماها عین چوب وایثتادین چی‌لو نگاه میکنین

بیاین خاموشش کنید

ای وایستین وایستین وایستین...

من بهتون میگم چطوری باید خاموشش کنید...

چطوری؟

اینطوری

اینطوری

هی شماها عین چوب وایستادین چیو نگاه میکنین

بزنین..بزنین

بجمب بجمب...عجله کن بریم

دالید کمکم میکنید یا دالید میزنیدم؟!

اون بچه‌ها کجان؟!

فکر کنم فرار کردن

بلید بگیلیدشون حلوم‌خولا، بگیلیدشون..

لباسا، لباسا بریم زودتر

هی شماها اونالو اینطلفا ندیدین؟

نه، اینطرف هیچکس نیومد

بلیم پیداشون کنیم، اونها همینجاها قایم شدن

ما اینجا منتظلشون میمونیم

هی تو دیگه کی هستی مرد؟

بریم

تو از اونطلف بلو

بجمب..

آجی...

حروم‌زاده...

آجی..آجی _ آجی

آجی

آجی _ آجی

برو سمت راست

مادو...

اگه آجی چیزیش بشه...

نه

نه کاجل -اگه آجی چیزیش بشه..

نه، آجی چیزیش نمیشه همه‌چیز درست میشه...

آقای دکتر، اون چطوره؟

هیچ جای نگرانی نیست خطرکاملا رفع شده..

چند لحظه دیگه اونو به بخش میبرن...

بعدش شماها میتونید ببینیدش..

ممنونم دکتر، ممنون

آجی..

امیدی به زندگی نداشتم...

ولی عشق شماها نذاشت که من بمیرم.

بهتره صحبت نکنی، تو نیاز داری استراحت کنی

آجی..

آجی..

راجا...بهش بگو که از اینجا بره

پسرم، من...

پسر شما اینجا نیست

ما دیگه هیچ نسبتی نداریم

پسرم، من به اشتباهم پی بردم...

من اومدم که از شماها معذرت خواهی کنم..

شما حق ندارین که معذرت خواهی کنید

اینطوری سزای کار من رو میدی؟..

یه پدر، نمیتونه توسط پسرش بخشیده بشه؟

با..شه

باشه اما اون مجرمی مجازات میشه.. که همتون رو گناهکار کرد

حتما مجازات میشه، حتما میشه

حتما مجازات میشه..

حتما میشه..

من باید مجازات بشم

عمو..

من باید بشم، من باید بشم -عمو....

شما دارین چیکار میکنین عمو؟!

ولم کن -بسه دیگه، بسه

من خیلی آدم آشغالی هستم که یه نفرو فرستادم که بخواد خون شمارو بریزه، من خیلی آشغالم..

آجی...

هیچ مجازاتی به این بزرگی نیست

امروز اون متوجه اشتباهش شده

ببخشش

به دوستیمون قسم... (بخاطر دوستیمون اینکارو بکن)

بابا

پسرم

پسرم، من مخالف عشقت بودم...

اما امروز قول ميدم...

که آرزوی عشقتون رو به مقصدش برسونم

اون دیگه ديوونه شده...

رانجیت، رانجیت بیا بیرون...

من دارم میگم رانجیت بیا بیرون

بگو هربو؟ -باید یه چیزی بگم...

خیلی خوب حرمت دوستیمون رو نگه داشتی رانجیت، خیلی خوب...

تو دشمن من‌رو به خونه راه دادی، و این این کارت رو برای تمام شهر پخش کردی..

خیلی کار خوبی کردی، خیلی خوب بود

هربو من کاریو انجام دادم، که خوب بهش فکر کردم

خون پسرت رو که دیدی دلت آروم شده...

تو فکر کنم سکته مغزی کردی که حاظری این دختره فقیر عروست بشه...

ولی من این پسره علاف رو به عنوان داماد، به هیچ وجه قبولش ندارم

بابا تو نمیفهمی.... -خفه شو

و به این حرف من گوش کن

از همون راهی که میری شوهرت رو انتخاب میکنی...

از همون راه هم برای خودت یک بابا انتخاب کن تا بهت اجازه بده اینکارو بکنی...

چون که از این به بعد...

بابای تو دیگه مرده

برو بابا ولی قبل از رفتن یه چیزی رو گوش کن...

وایستا

روی سرت هیچی نداشتی ولی الان توی دلت هیچی(احساس) نداری...

تو مگه میتونی کاری کنی همه کارا بیشتر از توان توئه..

گمشو...گمشو زودتر...برو

تو نگرانش نباش دخترم، من هستم من همه کارهاتو انجام میدم

"آقای لاوا لاوا..." (لاوا لاوا هیچ معنای خاصی ندارد)

"چشمات رو جادو میکنه..."

"آقای لاوا لاوا..."

"حرفات رو جادو میکنه"

مترجمین سپهراد / کیمیا

"چشمای تو به من خیره‌اند، پادشاه من..."

"روزهای بهاری اومدن"

"از دور به من نگاه نکن، پادشاه من..."

"این روزهای عاشقی هنوز نیومدن"

"چشمای تو به من خیره‌اند، پادشاه من..."

"روزهای بهاری اومدن"

"از دور به من نگاه نکن، پادشاه من..."

"این روزهای عاشقی هنوز نیومدن"

"بزار من خوابم‌رو با تو از دست بدم.."

"بزار من آرامشم‌رو با تو از دست بدم.."

"بزار من جونم‌رو با تو از دست بدم.."

"عشق فقط با تو اتفاق میفته"

"چشمای تو به من خیره‌اند، پادشاه من..."

"روزهای بهاری اومدن"

"از دور به من نگاه نکن، پادشاه من..."

"این روزهای عاشقی هنوز نیومدن"

"آقای لاوا لاوا چشمات رو جادو میکنه..."

"آقای لاوا لاوا حرفات رو جادو میکنه..."

"آقای لاوا لاوا ضربان قلبم رو تنظیم میکنه"

"آقای لاوا لاوا من رو بی سر و صدا میکنه" (جونم رو میگیره)

"عشق برای زندگی‌ فقط یه دلیله..."

"تا وقتی که زنده هستم فقط به خاطر عشق.."

"چرا با عجله بهش فکر میکنی؟"

"من فکرما قبلا کردم"

"بعد از اون چه جوابی بهمون میدید؟"

"چشمای تو به من خیره‌اند، پادشاه من..."

"روزهای بهاری اومدن"

"از دور به من نگاه نکن، پادشاه من..."

"این روزهای عاشقی هنوز نیومدن"

"بزار من خوابم‌رو با تو از دست بدم.."

"بزار من آرامشم‌رو با تو از دست بدم.."

"بزار من جونم‌رو با تو از دست بدم.."

"عشق فقط با تو اتفاق میفته"

"چشمای تو به من خیره‌اند، پادشاه من..."

"روزهای بهاری اومدن"

"از دور به من نگاه نکن، پادشاه من..."

"این روزهای عاشقی هنوز نیومدن"

"آقای لاوا لاوا چشمات رو جادو میکنه..."

"آقای لاوا لاوا حرفات رو جادو میکنه..."

"آقای لاوا لاوا ضربان قلبم رو تنظیم میکنه..."

"آقای لاوا لاوا من رو بی سر و صدا میکنه"

"چشمای تو..."

"روزهاش میان..."

"چشمای تو..."

"این روزهای عاشقی هنوز نیومدن"

"آقای لاوا لاوا..."

"چشمات رو جادو میکنه"

"چشمای تو..."

"روزهاش میان..."

خیلی خوب شد اومدید آقای مالهوترا، خیلی خوشحالم خیلی

ای آقای رانجیت، شما بگید و اونوقت من نیام این اصلا ممکنه؟!

یه چیزی بگم آقای رانجیت؟ -بپرسید، بپرسید

شما مگه برای وصلت دنبال یه دختر پولدار برای پسرتون نبودید؟

ولی من شنیدم که اون دختر یه آدم معمولیه

یعنی میخواستید برید ژاپن اما رفتید چین

آقای مالهوترا، شما چطورید؟ -خوبم

یه چیزی بپرسم بهتون بر نمیخوره؟ -نه نه، هیچ مانعی نداره

دخترتون چی شد؟

چرا؟

شنیدم که با یه نون‌وا فرار کرده

هیچ جای نگرانی نداره، بیاید نون بخورید اینارو دامادتون درست کرده...

حالا دهنتو باز کن، دهنتو باز میکنی یا به همه بگم

باز کن

آب بیارید..

برو

ای هربو‌ تا اینجا اومدی اونوقت برای دو قدم داری دست‌دست میکنی

بیا جلو دخترت رو در آغوشت بگیر

بابا...دلم بهم میگفت که حتما میاید

این غیرممکن بود که تو بگی و به مراسمت نیام

راجا کجائه؟

اون الانا دیگه میاد

این‌رو ببینید قربان، بچه‌های لوس این پوادارا

امروز هنوز دیوالی نشده اونوقت اینها دارن آتیش بازی میکنن...

خیابون رو هم بستن

بهتره برید بگید که وسایلشون رو بردارن...

بریم که بهشون بگیم

ببین داداش...ای داداش

داداش به من گوش کن...برید اونور ما باید بریم...

بلندتر صحب کن هیچ‌چیز نمیشنوم

تاکسی ما میخواد از اینجا بره اونوقت راه بسته‌ست...

ای پسر، دو دقیقه آتیش بازی نکنین تاکسی اینا میخواد از اینجا بره

باشه

ممنونم داداش، ممنون

بریم -بریم قربان

کاجل

عمو جون...عمو جون عمو جون

نه نه...

نه

هی پالی، بریم

تا وقتی که حروم‌زاده‌ها زنده‌ان هیچ آبرویی برای زن‌ها نمیمونه...

عوضی...حرومزاده

تو خوبی؟

مادو به اندازه کافی دیر رسیدن هیچ خبری‌هم ازشون نیست..

منم خیلی دارم بهش فکر میکنم

کم فکر بیخود کنید، اونها حتما میان -آره حتما میان

بفرما بالاخره اومدن

چقدر شما دوتا دیر اومدید؟

آجی رفیق، تو نمیدونی...

حالا اشکال نداره، بعضی موقع‌ها اتفاق میوفته...

تا الانشم خيلی دير شده زودتر بريم مراسم نامزدی رو شروع کنيم..

این عجله برای چیه آقای مالهوترا؟

دوستان...اونروز آقای مالهوترا ازم پرسید که چی شد که تصمیمت رو عوض کردی...

پسرم چرا با دختر دوستم ازدواج نکردن!

پس من میخوام همه چیز رو بهتون بگم

که تغییر این تصمیم زیرسر پسرم آجی و دوستش راجا بود

در واقع دوستی و عشق اونها بود نظر منو عوض کرد...

و حالا چند تا تصویر از دوستیشون هست که من میخوام به همه نشونشون بدم...

بابا این کارها... -پسرم

بزار آرزوهای قلبیه پدرت برآورده بشه

چراغ‌ها خاموش

بابا این چه نمایشیه؟

تو هنوز نفهمیدی که اینها چیه؟!

این رابطه دوستته که من نشونت دادم

من همیشه بهت گفتم که این فقیرها مثل زالو خونِمون رو میخورن...

همیشه با ما برای ثروتمون موندن و همیشه هم آبروی مارو از بین بردن

ببین...ببین...ببین همسر آیندت و دوستت چطوری باهم رابطه داشتن...

نه این همش دروغه، همش دروغه...

پس به من بگو یک دختر جوان و یک پسر جوان...

بدون لباس رو کِی میشه پیدا کرد اونموقع داشتید باهام چیکار میکردید، بگو

آجی آجی، اینها همش اشتباهه...

رفیق، رفیق این برای اینه مارو ناسازگار کنن

من..من میتونم ثابت کنم اینها همش دروغه

عموجون، عموجون به اینها بگو قبل از اینکه بیایم اینجا برای ما چه اتفاقی افتاد..

کدوم تصادف؟!

ما مستقیم اومدیم اینجا

عموجون... دروغ نگو عموجون

خواهشا دروغ نگو

این مربوط به آبروی منه

مربوط به آبروی دخترته

دروغ نگو خواهشا دروغ نگو

بیا اینجا

من قراره یه چیز بگم دیگه، خب تو بگو من چی بگم؟

چی دارین باهم ور ور میکنین؟ -نه...

هرچیزی میخوای بگی باید با صدای بلند بگی این مربوط به آبروی خانوداگی ماست، فهمیدی؟

بگو حرومزاده...بگو دیگه...میگی یا فکتو خورد کنم -قربان منو نزنید...

قربان، من خیلی آدم فقیریم

من حقیقت رو بهتون میگم قربان..

قربان..این برادرزاده من...

شخصیت خوبی نداره

تقریبا چند ماه پیش...

با این راجا یه رابطه نامشروع داشته

فقط این نیست قربان...

این دوتا...

این دوتا حتی بچه‌شونم پنهون کردن

ای حرومزاده...من خونتو همینجا میریزم

من زندت نمیزارم، میکشمت میکشمت -تمومش‌کن

بس کن دیگه، بیشتر از این نمیتونم تحملت کنم..

آجی، تو حرفهای اینارو باور میکنی؟!

مادو، تو به من اعتماد کن...

من حقیقتو میگم مادو..

من به سر تو قسم میخورم که حقیقتو میگم

دستت‌رو به من نزن

من هیچوقت فکرشم نمیکردم...

که تو...

اینقدر کارهای کثیفی بکنی

آجی بهش بگو زودتر از اینجا بره

ببین راجا، قبل از اینکه من اعصابم خورد بشه زود از اینجا برو

آجی به من گوش کن.. -برو

نه آجی، تا وقتی که بی‌گناهیم رو ثابت نکنم...

من از اینجا نمیرم

خب اشکال نداره، جنازت از این خونه میره بیرون

به من اعتماد کن آجی _ تو داری دروغ میگی..

من دروغ نمیگم _ تو متقلبی

آجی من باید اینجا بمونم

آجی تو چرا متوجه نمیشی -تو خفه شو حروم‌زاده

آجی تو دیوونه شدی؟! _ گمشو

آجی...تو داری چیکار میکنی،چیکار میکنی؟!

دوست بچگیتو، دوستیو بیست سالتونو داری از بین میبری؟!

دیوونه شدی؟!

دوستی...

دوستیمون رو من نه، این از بین بردش دایی

من مثل برادرم دوستش داشتم

بیشتر از جونم(خودم) بهش اعتماد داشتم..

اما، اما اون با من چیکار کرد

با عشق من

دایی، بهش بگو زودتر از اینجا بره

من حتی دیگه نمیخوام یه لحظه قیافشو ببینم، زودتر از اینجا برو

کاجل...تو داری کجا میری؟

نمیدونم

بیا، با من بیا خونه

نه...من نمیخوام مزاحمت بشم

یه خواهر چطوری میخواد مزاحم برادر بشه

"وقتی که خوابت نمیاد..."

"وقتی که به یادش ناراحت میشی"

"وقتی که دلت نگرانه"

"وقتی که غم و اندوه عذابت میده"

"من به این چی بگم، پروردگار من تو بگو.."

"این عشقه، این عشقه، این عشقه، این عشقه"

"با عشق هم میتونی ببازی، هم میتونی برنده بشی"

"هم میتونه دشمن دلت باشه، هم میتونه کمکش کنه"

"این عشقه، این عشقه، آره این عشقه"

"با عشق هم میتونی ببازی، هم میتونی برنده بشی"

"گاهی عشق میتونه خیلی درخشان باشه.."

"گاهی غم میتونه مثل تاریکی پخش بشه"

"گاهی عشق میتونه خیلی درخشان باشه.."

"گاهی غم میتونه مثل تاریکی پخش بشه"

"عشق هم یک آهنگه، هم یک آوازه"

"دل انسان فقط، با عشق آتش میگیره"

"شورش بپا میکنه...عشق"

"حواس نمیزاره...عشق"

"دل رو نابود میکنه...عشق"

"تورو نابود میکنه...عشق"

"یک دیووانگی مگه چی میخواد بگه"

"این عشقه، این عشقه، آره این عشقه"

"با عشق هم میتونی ببازی، هم میتونی برنده بشی"

"هم میتونه دشمن دلت باشه، هم میتونه کمکش کنه"

"این عشقه، این عشقه، آره این عشقه"

"گاهی عشق میتونه دل من رو خوشحال کنه"

"گاهی هم عشق میتونه اشک رو از چشمانم جاری کنه"

"گاهی عشق میتونه دل من رو خوشحال کنه..."

"گاهی هم عشق میتونه اشک رو از چشمانم جاری کنه"

"عشق هم خوشیِ منه، هم درد منه"

"اون(عشق) صد روپیه‌ نیست، عشق زندگیه"

"خوابت رو نشون میده...عشق"

"غافلگیرت میکنه...عشق"

"قلبت رو به درد میندازه...عشق"

"رویاهات رو میدزده...عشق"

"عشق مگه آخرش چیه، من هم متعجبم"

"این عشقه، این عشقه، آره این عشقه"

"وقتی که خوابت نمیاد"

"وقتی که به یادش ناراحت میشی"

"وقتی که دلت نگرانه"

"وقتی که غم و اندوه عذابت میده"

کاجل

کاجل کاجل...

چی شده کاجل؟

وای خدا

پرستار ببخشيد -بله

میخوام دکتر ساجن رو ببینم، اونو کجا پیدا کنم؟

ايشون تو اتاق دکتر نيدا مهتائن -ممنونم

اون حالش کاملا خوبه -آقای دکتر...

راجا تو؟

آقای دکتر کاجل اصلا حالش خوب نيست يه نگاهی بهش بکنید خواهشا

راجا اينجا بخش زنانه و من هم برای معاینه بیمارهای اورژانسی اومدم

من نمي تونم اينجا معاینش کنم تو‌ باید اونو بیاریش کلینیک من

من همونجا رفتم آقای دکتر اما گفتند که شما بیمارستانی

اون حالش افتضاحه چند لحظه قبل اون بیهوش شد

دکتر مهتا ميتونم از اتاقتون استفاده کنم؟

بله حتما

اینو بیارش‌ اونجا

کاجل بيا

راجا...خیلی خوب شد که آورديش اينجا

با توجه به افسردگی بدنش خیلی ضعیف شده

داروهاش رو مینویسم سر زمانش بهش بده

اون خوب ميشه

ممنونم دکتر

مواظب باش

گوش کن داداش؟ -ها

این پسر و دختر‌ براي چی اينجا بودند؟

قربان...مرد وقتی همسرشو اینجا میاره اون منتظره که مادر بچه‌ش رو بیاره

مادو دخترم...مادو دخترم موضوع چیه؟

بابا، به خاطر اون من به این روز افتادم اون زندگی من رو نابود کرده

اون طوریه...اون طوریه که انگار هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده

انسان نيست حيوونه حيوون

مادو دخترم... دخترم من ميدونم که به طور وحشتناکی فريبت داده

به عنوان يه پدر ميدونم که این زمان توی دلت چه دردی میکشی

اما هنوز که چیزی نشده دخترم

زندگيت بازم ميتونه سراسر شاد بشه

شما دو تا باز هم میتونین باهم شاد باشین

حداقل به حرف پدرت گوش کن

شما دوتا باید برید سر خونه‌تون ازدواج کنید

بابا

انکار نکنم دخترم انکار نکن

من تا امروز تمام آرزوهات رو برآورده کردم

اين آرزوی پدرت رو قبول کن تا حداقل یه ذره خوشحال بشم

خواهشا دخترم

بسه بابا من تورو خيلی عذاب دادم

اگه اين ازدواج باعث میشه که شما خوشحال بشی...

پس من این درخواست شمارو رد نمیکنم

عزيزم

حق با مادوئه بابا

چرا ما به خاطر بی‌وفایی اونا خودمون رو خورد کنیم(عذاب بدیم)

رابطه‌ای که وجود نداره چطوری به خاطرش ناراحت باشیم

بهشون نشون ميديم که ما میتونیم زندگی کنیم بهشون نشون میدیم

آجی...کاری که میخوای بکنی بهتره انجامش ندی

من اينو دوست ندارم

کاجل...داروهاتو بخور

آروم

ميتونيم، بیایم داخل؟

بيا داخل آجی...بشین

نه راجا روی این تخت فقط تو ...

این چه طرز حرف زدنه آجی مگه حالشو نمیبینی

کاجل شنیدم که حالت خیلی بده

دوباره داری مادر میشی؟

نگاه کن آجی نگاه کن، اشکاش رو نگاه کن

با این چهره معصومش هرکسی رو میتونه فریب بده...مگه نه؟

ظاهرش خيلي گول زننده است

چهره هم خیلی چیز عجیبیه...

در نگاه اول فکر میکنی که خیلی معصومه

ولی از درون خیلی شارلاتان و عوضیه

ممکنه، چرا ممکن نباشه ؟!

این رو نگاه کن، اینا نمونه بارزشن

که برای رسیدن به هدفشون حاظرن دلشون، روحشون هرچیزی که دارن رو معامله کنن

عشقشون وجدانشون و حتي روحشون

بهتره که خفه شی -تو خفه شو و به من گوش کن

ما دوتا نیومدیم اینجا که مسخره بازیه شما دوتا رو تماشا کنیم

بلکه باید اینو بگم که ما دوتا تصمیم نهایی‌مون رو گرفتیم

ولی فرق رابطه ما با شما اینه که مثل رابطه شما نامشروع نیست

این هم کارت ازدواج‌مون

ما باهم ازدواج میکنیم

کاجل...کاجل.. کاجل در رو باز کن کاجل

کاجل

کاجل..تو داری چیکار میکنی کاجل!!

کاجل اینکارو نکن...نه

کاجل من با توئم میگم اینکارو نکن

گفتم در رو باز کن

بس کن کاجل

اين چه احمق بازييه کاجل داری چیکار میکنی...تو نمیتونی اینکارو کنی

نه

کاجل نه کاجل به خودت مسلط باش -ولم کن

تو داری چیکار میکنی کاجل...نه کاجل

تو چه فکری میکنی با مردن تو تمام مشکلات از بین میره

نه کاجل نه مرگ راه حل این مشکل نیست

همونایی که زندگی‌مون رو داغون کردن

من به اونا یه درسی میدم که دنیا فراموشش نکنه

راجا

نه نه

کمک

نه ولم کن، ولم کن...راجا

نه راجا نه...نزديک من نيا

شارلاتان...تو حتی از یه حیوون هم بدتری

بازرس، این همون شارلاتانیه که هم زندگی و هم دامادی پسرم رو خراب کرد

دستگيرش کنيد -برید

زود اون عوضی‌رو بگیرید

حرکت کن

دیدی آجی...اون با من چطور مثل حیوونا رفتار کرد

من اون رو هیچوقت نمیبخشم

من اون‌رو هیچوقت نمیبخشم

خوش اومدی پسرم خوش اومدی

هی آجی رو ببرید داخل

آرزومون به واقعیت پيوست هربو ما بالاخره باهم فامیل شدیم

بچه هامون با هم ازدواج کردند

آره رانجيت آره نقشه ما عملی شد

ما بردیم رانجیت ما بردیم

ما داريم جشن ميگيريم و اونجا اون حرومزاده داره شکنجه میشه

به یه دختر دست درازی میکنی

تو به يه دختر دست درازی کردی

اونو نزنيدش اونو نزنيدش

به خاطر خدا نزنيدش

اون هيچ گناهی نداره

راجا بی گناهه، اونو نزنيد خواهش میکنم

اون بي گناه نيست متجاوزه

و اون اين محل رو نباید زنده ترک کنه

بزنید اون حرومزاده رو

هي فکر کردي کجا داري ميري؟

مگه نميبینی عروسی مال پولدارهاست

ببینید داداش...

بهادر بزار بيادش‌ داخل

قربان قربان اون میمیره قربان

اونو نجات بدين قربان

پلیسها دادن میکشنش قربان

بهتون التماس میکنم که ببخشیدش

این سزای اون شارلاتانه

وقتی اون جرات میکنه مارو به چالش میکشه

پس ما هم اونو کم کم عذابش میدیم

نه قربان اینکارو نکنین

قربان به خاطر خدا زندگیش رو ببخشین

من بهتون التماس ميکنم زندگيش رو ببخشين قربان

پس تمام اعتقاداتو از دست دادی تمام افکارتو

تو مگه همیشه بلند بلند داد نمیزدی که عشق خیلی قدرتمنده

عشق هیچوقت شکست نمیخوره

الان باید به پام بی‌افتی و بگی...

که ثروت در مقابل عشق، اون رو بی‌معنا میکنه و هیچ چیز جلودارش نیست

تا من زندگیه دوستت رو ببخشم حالا زانو بزن

حق با شماست قربان عشق یه آدم فقیر هیچوقت معنی نداره

هيچوقت معنی نداره

و یه چیزی رو گوش کن...

اگه میخوای‌ که اون‌رو زنده ببینی..

با اون نه تنها این شهر بلکه این کشور رو برای همیشهء همیشه ترک کنید و برید

قربان هرچیزی که بگین همون میشه

خوبه خوب

هربو

بازرس منم هربنس لال

اوه قربان حال شما چطوره؟

ولش کنيد - ولش کنيم!

آره و گوش کن...

امشب ساعت پنج اونارو با کشتی بفرست به لاگوس (لاگوس=یکی از شهرهای نیجریه)

و مطمئن بشید که اون سگ و معشوقه‌اش حتما برن

اگه توی شهر دوباره دیدینشون...

اون عوضی رو با گلوله بزنید - چشم قربان

هرچیزی که شما بگید همون میشه

برو...دیگه زندگی اون دوستت در امانه، برو

من به هیچ‌وجه این شهر رو ترک نمیکنم

با این خفت نمیتونم

من بهشون ثابت میکنم که بی‌گناهم

تو نمیتونی این‌رو ثابت کنی راجا قبل از اینکه بخوای اینکارو کنی اونا میکشنت

من حاظرم برای ثابت کردن بی‌گناهیم حتی جونم رو هم بگیرن...من برای مرگ آمادم

تو که مرگت رو میخوای چرا من رو نجات دادی

چرا گذاشتی من زنده بمونم جواب بده

من خودم میتونم خواری‌ خودم‌رو تحمل کنم

اما نمیتونم مرگ برادرم رو تحمل کنم راجا به نظرت میتونم؟

تو به من گفتی خواهر

به خاطر کسی که این رابطه‌رو به وجود آورد بیا از اینجا بریم راجا، خواهش میکنم

ما دیگه توی این شهر هیچ چیزی نداریم

همه چيز تموم شده راجا همه چیز تموم شده

باشه کاجل...هر چیزی که تو بگی همون میشه

من خیلی خوشحالم آقای مالهوترا این رابطه به وجود اومد

مبارکه

هی بجنبید، خیلی وقته گذشته

وسايلتون رو بزارين تو جیپ

بشين دخترم..بشین

عروس و داماد لطفا بلند شین

هی پیاده بشین

هی باز برق رفتنا شروع شد بزار برم ببینم

هي بيهاری، رامو - بله قربان

ببین برای چی برق رفته

الان من ميرم ببينم قربان - برو

حروم‌ خور

این چه نمایشیه تو راه انداختی...

با نشون دادن این عکسها میخوای چی‌رو ثابت کنی؟ تو میخوای چی رو ثابت کنی

من میخوام ثابت کنم که تو چقدر آدم شارلاتان و کثیفی هستی

امروز من به دنیا میگم که چهره واقعی تو چیه

گوش کن آجی

اون شبی که کاجل و راجا داشتن به جشن نامزدی می اومدند

پدرت چند نفر رو گذاشته بود سر راهشون که کاجل رو بدزدن

لباسهاش رو پاره کردن و لختش کردن اون‌رو

اون عوضیها مثل حیوون باهاش رفتار کردن

اون موقع فقط دوستت راجا نجاتش داد

وقتي که اون مثل يه برادر داشت خواهرش رو آروم میکرد تا ناراحت نباشه...اینا ازش عکس گرفتن

و مسئول تمامی این کارها کسیه که روبروتون وایستاده

پدرت

راجا فرياد میزد که من هیچ کاری نکردم بیگناهم...ولی تو هیچ توجهی بهش نکردی

پس راجا برای اینکه بیگناهیش رو ثابت کنه اونکار رو انجام داد که بعدش تو اومدی...

اون همون کارا رو با مادو کرد

و تو هم اومدی مادو رو نجات دادی

و وقتی که داشتی این دختر رو دلداری میدادی

اون عکسها رو من ازتون گرفتم

تا شما خودتون ببینید که چه آبیه که ریخته شده

و اگه شما باور ندارید میتونید از این شارلاتان بپرسید

کسی که جلوتون وایستاده شريک پدرت تو انجام اين توطئه است

شارلاتان بگو، بگو جلوی این بگو

قربان من حقيقت رو ميگم قربان‌ قربان من گناهکارم

اون‌روز توی جشن هرچیزی که گفتم همش دروغ بود

و برای اینکه این حرف‌هارو بزنم پدرتون دویست هزار روپیه دادن قربان

تو رابطه پدر و پسری رو کاملا از بین بردی

نیرنگ به این بزرگی

فریب به این بزرگی... چرا شما؟

برای چی اینکارو با من کردی؟ برای چی شما؟

چرا زندگی من‌رو نابود کردی؟

ولم کنين، ولم کن میخوام بکشمش اون گناهکاره

ولم کنيد من ميکشمش اون زندگيم رو نابود کرد

تو گناهکاری من نمیبخشمت من ميکشمت، میکشمت

آجی تو داری چیکار میکنی؟

اون پدرته ولش کن ولش کن

نه آجی...بس کن _نه آجی

ولم کنين میخوام بمیرم

تو داری چی میگی، به خودت بيا

نه نميخوام زنده بمونم مادو مادو من ميخوام بميرم

چون ديگه نمي تونم تو چشمهای اون مرد نگاه کنم...ولم کنین

اون دیگه نمیتونه پدرم باشه اون نمیتونه پدرم باشه مادو

وقتي کسی یه حیوون رو دست داره به عنوان حیوون خونگی نگهش میداره

ولی اون رفتارش با من از حیوونها هم بدتر بود

مادو اون دیگه نمیتونه پدرم باشه اون نمیتونه پدرم باشه

به خودت بیا آجی به خاطر خدا به خودت بیا

بدبخت شدم مادو این آدم زندگی من رو تباه کرد

بخاطر اون من به عشقم شک کردم

من دستم رو روی دوستم که مثل برادرم بود بلند کردم

و امروز...و امروز به خاطر اون دارم درد به این بزرگی رو تحمل میکنم

نه مادو از خودم هم خجالت ميکشم

من نميخوام زنده بمونم مادو نمي خوام

آجی، آجی من هم درد تو رو درک میکنم

از اون دردی که تو رنج میبری منم از اون دارم عذاب میکشم

چون که با این کارها دل منم شکسته

من هم گول زدن

اما آجی...الان نباید خودمون رو مجازات کنیم

الان زمان معذرت خواهی از اونائه

زندگي اونها به خاطر ما خراب شد

آره آجی، ما باید بریم پیششون به پاشون بیفتیم و معذرت خواهی کنیم

اين تنها راهِ بخشیده شدنه گناهمونه وگرنه گناهمون بیشتر میشه

اون راست میگه پسر

قبل از اینکه دیر بشه برو...جلوشونو بگیر

چونکه اونا دارن برای همیشه کشور رو ترک میکنن

بجنبید بجنب...الان کشتی میره _"از مسافرا میخوایم با دقت وسایلشون رو چک کنن"

نه

آجی

واي تصادف شده کسی طوریش نشده

چی شده داداش؟ _ آجی

گوش کن...اگه دوباره توی شهر ببینمت با گلوله میزنمت فهمیدی؟

بريم کاجل

آجی

برای حرکت آماده بشید لنگرها رو بکشید

هی تو کجا میری؟ _ قربان...

قربان شما نمي تونيد داخل بشيد

تو سریع به جرثقیل بگو...که راه‌رو رو آماده کنه _ بله قربان

قربان اين مسئله مربوط به زندگی و مرگ منه بهتون التماس میکنم قربان

قربان لطفا بزاريد برم

قربان؟

باشه بزار برن

ممنونم قربان

آجی

آجی آجی تو حالت خوبه؟

"این عشقه، این عشقه، آره این عشقه"

"این عشقه، این عشقه آره این عشقه، آره این عشقه"

منو ببخش

من اشتباه خیلی بزرگی کردم راجا

بسه آجی

منو ببخش راجا

بسه آجی، بسه

کاجل

نه کاجل منو ببخش، منو ببخش

چیزی نیست

آقای رانجيت

شما تماس گرفتید که کشتی با تاخیر حرکت کنه؟

اگه امروز اين کشتی زودتر ميرفت

ما برای همیشه از چشم بچه‌هامون می‌افتادیم

توی زندگی‌مون فقرا‌ رو مثل حشره فرض می‌کردیم

مثل آدمای کثیف

اما امروز متوجه شدم که با وجود اونها ما چقدر فقیریم

ثروت اصلی ما شما بچه‌هایید

تو

وقتي که بچه ها اشتباه ميکنند مادر و پدر اونها رو میبخشن

اما وقتی که مادر و پدر اشتباه میکنن

وظیفه بچه‌ها اینه که اونها رو ببخشن

منو ببخشين، ببخشید _ بابا

آفرین داماد جان آفرین آره به به

اون بالایی درسته خیلی مهربونه...

در عوض تو هم مثل دم سگی

امیدوارم

امیدوارم از

امیدوادم از دیدن

امیدوارم از دیدن این

امیدوارم از دیدن این فیلم

امیدوارم از دیدن این فیلم لذت

امیدوارم از دیدن این فیلم لذت برده

امیدوارم از دیدن این فیلم لذت برده باشید AmirKhan_Fans

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.