Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم: Arkey Yekra کانال تلگرام: @chineseanime1
به جای تشکر برای مترجم آرزوی موفقیت کنین
قسمت 10
حتی اگه برای انجام مامورت دیر شده باشه
فرقه چطور میتونه همچین فرد غیرقابل اعتمادی رو بفرسته
منم جدی ام
اون دیگه کدوم خریه؟
من ... متاسفم
من .. دیرکردم
خواهر دو
سالن اجرای قانون تو رو انتخاب کرده!؟
بله
چه تصادفی، خواهر دو و همچنین...
برادر فنگ
تجهیزات برادر بای
انگار این از ماموریت ما خبر نداره
این دفعه از پایین رفتن از کوه
من فقط میخوام برادرم گمشده ام هوا جی رو پیدا کنم
این خطرناک نیستش
ولی فقط مردم عادی
نگاهشون به توئه
من از یه لایه بلند چرم متنفرم
این بهتره که آماده باشی
بالاخره گرفتمت
نهمین فرد چاق
ما تو رو همراهی میکنیم
برادر
سوم
خواهر
هنگام پایین رفتن از کوه دیگ منو بگیر تا از خودت محافظت کنی
ژانگ،دا،های!!!
شماها
من واقعا بهش نیاز ندارم، برادر بزرگ
نهمین فرد چاق
من یه دیگه با پایه ی آتش سوز زمینی دارم
این بهتر از زره چرمی توئه
برادر من واقعا بهش نیاز ندارم
ولی با این بدنم
من نمیتونم اینو حمل کنم
و همچنین
نهمین فرد چاق (مترجم:☹☹)
تو هنوزم خیلی لاغری
حق با توئه
یکی اومده تا تو رو ببینه
برادر ژیائوچون
خواهر کوچک
ازت ممنونم خواهرم
ما میدونستیم که تو قراره از کوهستان پایین بری
برادر ژیائوچون
من برات شیرینی آوردم
اینو نگهش دار تا توی راه بخوری
درسته
و این
تو باید اینو هم داشته باشی
وقتی که تو از خونه دوری
من همچنین برات مقداری دارو آوردم
و این
و این
برادر ژیائوچون
داخل جاده مراقب خودت باش
از خودت مراقبت کن
فکر کنم
باید به برادرم خوش گذشته باشه
پس اون فراموش کرده که به فرقه برگرده
این میتونه واقعا خطرناک باشه
درسته
من منتظر میمونم تا اون رو پیدا کنی
یادت باشه از طرف من یه مشت بهش بزنی
پدر و نامادریم دلواپس هستن
نگران نباش
برادر هوا جی یه مردی از آسمانه
هیچ اتفاقی نمیفته
من قول میدم
من باید برادرت رو سالم برگردونم
نهمین فرد چاق
ما دلتنگت میشیم
منم دلتنگت میشم
باشه،باشه
اینقدر ناراحت نباش
یه گروه خام و بی تجربه
به خاطر گرما و محبت همدیگه رو بغل کردن
برادر،خواهر
ما چه طور ترتیب این مسیر رو میدیم؟
جایی که میریم
خطرناکه؟
این اولین ماموریت منه
من یکمی عصبیم
خواهر
چرا ما فقط سوار شمشیر پرنده نمیشیم تا از اینجا عبور کنیم؟
تو
اولین بارته که سوار قایق میشی؟
این اولین بارم نیست که سوار قایق میشم
فقط این
من هیچ وقت ننشستم (یعنی رفته داخل قایق ولی داخلش ننشسته ☹☹)
این عجیبه که اینو بگم
ماموریت سالن اجرای قانون
تازه واردها معمولا اجازه ندارن که شرکت کنن
من نمیخوام که
برادر بای
یه اتفاق بزرگی قراره بیفته
تا جایی که میتونی سریع فرار کن
شاید هنوزم دیر شده باشه
داری چی کار میکنی؟
واضح حرف بزن
دیگه فرار نکن
تو دیگه در مقابل یه فاجعه هستی
مرید خارجی بای ژیائوچون
تحقیق و بررسی توسط سالن اجرای قانون در حال انجامه
تو فقط یه سال شروع کردی
تو هنوز وظیفه ی کاشت و برداشت گیاهان روحانی رو انجام ندادی
تو قوانین رو نقض کردی
پس تو
مجازات میشی
سه روز بعد
به پایین کوهستان برو و ماموریت فرقه رو انجام بده
بدون هیچ اشتباهی
من یه خبرایی شنیدم
تو احتملا توسط افرادی از سالن اجرای قانون تحت نظر گرفته شدی
مخصوصا مراقب فنگ یان باش
این مرد غیرقابل درکه
با سوارشدن بر روی این
ما به زودی اونجا خواهیم بود
سفر کردن با قایق پرنده
به مصرف سنگ های روحی بستگی داره تا پرواز رو کنترل کنه
یه محدودیت هایی بر روی سنگ های روحی توسط فرقه گذاشته شده
ما هنوزم به پیاده رفتن نیاز دارم
همه ی اونا گفتن که بودا رو به غرب فرستادن
فرقه خیلی منبع موثق و قابل اعتمادیه
اینجا هم تانگ تیانه هستش؟
این واقعا منظره ی دیدنی وتماشاییه
تانگ تیانه
ریشه ی تمام انرژی های روحانی فرقه است
این پاین دست جلوتر
این هاله ی رقیق کننده رو
من نمیتونم بعدش فرقه سرزنش کنم
من احساس میکنم که هاله ی بدنم اسرارآمیز هستش
فرقه ی لینگ ژی ما در بالا دست قرار داره با اینکه پایین دست هستش
(مترجم: چه طور امکان داره؟ ☹)
ولی منابع هاله خیلی قوی تر از سه فرقه ی پایین دسته
فرقه های دیگه ای هم وجود داره
تو الان فقط یه قورباغه در پایین چاه برای اونایی
رودخانه ی تانگ تیان خیلی وسیعه
با هاله ی این رودخانه
من نمیدنم چه قدر فرقه ی قدرتمند کنار ساحل رودخانه ساخته شدن
و از قدرت هر یک از فرقه های میانه ی رودخانه خبری ندارم
ما نمیتونیم قدرت چندین فرقه ی لینگ ژی رو باهم مقایسه کنیم
این سمت جلو جایی که ما میریم
کوهستان شهاب
برادر فنگ
بیا به سمت پایین ادامه بدیم
ممکنه جانوران درنده داخل کوهستان شهاب باشه
یا
بیا فقط از قایق پرنده استفاده کنیم
اگه تو فقط به اندازه ی کافی سنگ روحی داری
من مشکلی ندارم
کوهستان شهاب
یه محدوده ی مرزی از منطقه ی تحت نفوذ فرقه ی لینگ ژی منه
اون طرف کوهستان
منطقه ای از جاده ی هیولا جریان خون هستش
هیولا
فرقه ی جریان خون
این صدای چیه؟
اگه ترسیدی
فقط برو بالای کوهستان و منتظر بمون
نه، هیچ جایی
اون چیه!!؟
(مترجم: از دختره خوشم اومد ☺☺)
ترسو
ترسوندن مردم اونم تو همچین زمانی
من ،بای ژیائوچون هوشیارم
من نترسیدم
مراقب باش
نزدیک بود
این دیگه چه نوع گیاهیه؟
من تقریبا داشتم جونم رو از دست میدادم
این فقط یه خرگوش مرده است
این یه مرگ معمولی به نظر نمیرسه
چه مرگ مرموزی
و همچین گرفتار شدنی
یه شیطانه
این یه نخ سمیه
میترسم
این ابریشم منحصر به فرد سمیه خفاش دو سر هستش؟
این جانورها خیلی سمی هستن
من یه نشانه ی خونی رو گلو میبینم
یه چیزی اشتباهه
چه مشکلی داری؟
احساسش نمیکنی؟
یه چیزی داره میاد
داره نزدیک تر میشه
برادر فنگ
این یه خفاش دو سره؟
به نظر میرسه
الان ساکته
از سر راه برو کنار
این
بای ژیائوچون
چی شده؟
تو هنوزم وانمود میکنی
خیلی نزدیک بود
تو از مارها نمیترسی؟
من شب و روز با اونام
من بهش عادت کردم
الان امنه
ساکت باش
حرکت نکن
بهم خیره نشو
چشمات رو ببند
چرا؟
ما لو رفتیم؟
اون
اون رفته؟
اون هیولا بزرگ دیگه چی بود؟
یه غول
میترسم اساس تذهیب اون از پایه ی ساخت (تذهیب) فراتر باشه
اگه ما توسط اش پیدا میشدیم
میترسم که هر سه تامون مرده بودیم
یه هیولای بزرگ شبیه اون
باید یه دونه ازش اینجا باشه، درسته؟
داخل رگ های باستانی
هیچ کمبودی از چیزهای شگفت انگیز وجود نداره
به طور طبیعی همیشه یه چیز ترسناک تر از اینم وجود داره
چرا؟
الان ترسیدی؟
چه
چه چیزی خیلی ترسناکه؟
بیا عجله کنیم
اینو شنیدی؟
این خفاش دو سره
از اینا خیلی زیاده
از هم جدا بشین
بیاین خارج از جنگل همدیگه رو ملاقات کنیم
باشه
بای ژیائوچون
تو و من
اون کجا رفته؟
از مرگ ترسیده
نگران نباش
حتی اگه پسره این دفعه خوش شناس باشه
اون زنده بیرون نمیاد
کیه؟
منم
برادر فنگ
این معلوم شد که خواهر دو هستش
من دود سیگنالی که تو رها کردی بودی رو دیدم
فهمیدم
برادر عضوشونده بای کجاست؟
اصلا پیداش نشده
الان ما فقط میتونیم دعا کنیم که اون سالم باشه
به هیچ وجه
ما الان برمیگردیم تا اون رو پیدا کنیم
تو باید بدونی که این خفاش های دو سر چقدر قدرتمند هستن
و اونا بیشتر داخل شب فعال هستن
اگه ما عجله کنیم
میترسم که من باید زندیگم رو از دست بدم
این همش تقصیر منه
اگه پشینهاد من نبود که از هم جدا بشیم
اینطور نمیشد
این ظاهرشدن خفاش های دوسر یه تصادفه
ما نمیتونیم همدیگه رو سرزنش کنیم
ولی اگه واقعا بای ژیائوچون مرده باشه
برای همون در
ما باید بدن (مرده) اون رو برگردونیم
گم شید!!
چرا همیشه دارین منو تعقیب میکنین؟
زندگی پدربزرگ شما،بای خیلی باارزشه
شما لیاقت ندارین که یه قطره از خونم رو بنوشین
مترجم: Arkey Yekra کانال تلگرام: @chineseanime1
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.