Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
5, 6.
دست نگهدار
صبح بخير، جناب مارکيز
صبح بخير
!بيدار شد
جناب مارکيز، ميل دارين بگم براتون خوراکي بيارن؟
بله، فقط بگو آلو نيارن اون هفته دل درد گرفتم
اونم موقعي که با کنتس ازمرالدا بودم !حيف شد
امروز چي آوردن؟ - سيب، هلو، آناناس -
مادرم کجاست؟ - رفتن مراسم عشاي رباني -
صبح بخير، جناب مارکيز - سلام -
اين هلوها از جيالون اومدن؟ - نه، از اسپاکارلا -
صبح بخير، جناب مارکيز - صبح بخير -
روسي، بيا - ممنون -
روسينا خيلي خوشکل شده - آره -
اين ميوه ها براي شما
آروم، به همتون ميرسه
بگيرين
چقدر گدا زياد شده
هر روز صبح ميان اينجا فقط دنبال ميوه مجاني
اگه همينطور بهشون ميوه بدين !ديگه ول کن نيستن
واقعا، روچيو؟
هرچند به اندازه کافي ميوه داريم
اينم که ميوه ست - همينطوره -
اينم براي شما
داره آناناس ميندازه - بهتره فرار کنيم -
حرومزاده - ديدي، روچيو؟ همشون رفتن -
گداها هيچوقت راضي نيستن
خواستم يکم تفريح کنم صبح بخير، کاميلا
...صبر کن
چه بويي ميده؟ هيچي غيرممکن ـه
پس چرا از من ميپرسي؟
ريچيو، دهن خواهرمو بو کن
چه بويي ميده؟ هيچي کجا داري ميري؟
دون سابينو رو ديدي؟ شايد تو کليسا باشه
بايد برم اعتراف کنم بازم گناه کردم
بعدا ميبينمت، انافريو - نگران نباش، کاميلا -
بيدار شو، ريچيو - دهن خواهرت بوي موش مرده ميداد -
تو چيزي بو نکردي؟ - چرا، ولي نخواستم بزنم تو ذوقش -
صبح بخير، انافريو - حالت چطوره، رامبالدو؟ -
ميشه يه لطفي بهم بکني؟ مادرم کجاست؟ توي تراس
فقط تو ميتوني بهم کمک کني چي شده؟ -
مقامات منسوب به پاپ ...که اهل رم نيستن
بايد برگردن به شهراي خودشون... منم بايد برگردم
با خانواده؟ آره خواهرم همينطور؟
زنا بايد با شوهرانشون باشن ولي اون معده اش درد ميکنه
امروز دهنش بو فاضلاب ميداد
فاضلاب؟ ريچيو، دهنش چه بويي ميداد؟ موش مرده -
چي ميخواي؟ - ...فرانسويها رو که ميشناسي -
ميشه جلوي انتقال رو گرفت؟ البته، ترتيبشو ميدم -
ميتونم روش حساب کنم؟ - البته، تو جزو خانواده هستي -
نگران نباش، رديفش ميکنم - ممنون، انافريو -
اعمال پليد روي ذهن تاثير ميذارن توبه کردي؟
توبه خيلي مهمه - ...آره، ولي -
ولي تو هم دم به ساعت براي همون گناه مياي اينجا !دون سابينو
مگه چند دفعه گناه کسي رو ميبخشن؟
همونطور که ميگن تا سه نشه بازي نشه
نزديکتر
زانو بزن
!تا سه دفعه ديگه ميبخشمت
آرون پيپرنو اوضاع چطوره؟
اين آخريشه بعدش ديگه تمام
خيلي عاليه - ممنون -
آفرين
خيلي خوب ترميم شده اصلا نميشه فهميد
تبريک ميگم - خدمت به شما باعث افتخاره -
رضايت شما براي من بهترين دستمزده
ممنون پيپرنو، ولي بايد دستمزد کار پرداخت بشه صبح بخير، مادر
در مورد فرانسويها شنيدي؟
...ميخوان يه گروه بازيگر بيارن
و شخصيتهاي زن رو... !زناي واقعي بازي ميکنن
!ديگه دارن شورشو درميارن
انافريو، چرا هيچوقت سر مراسم حاضر نميشي؟
!موقعي ميري که من خوابم
فکر کردي خدا برات صبر ميکنه؟
هرشب با آدماي ناباب ميري بيرون
مادر، بغير از خواب چيکار ميتونم بکنم؟
جنوفليسا هر روز داره کار ميکنه معلوم هست چيکار ميکنه؟
دارم لباس عروس ميدوزم - پس با يه مرد آشنا شدي؟ نه -
اگه هميشه مشغول دوختن باشي چطور ميخواي ازدواج کني؟
بايد خودي نشون بدي، دخترعموي عزيز اونجا چي داري؟
اگه اينو بپوشي ازدواج ميکني خيلي خوشکله، مادر، ببين
بدش من ببينم
...با اين منگوله بدن نما هم که هست
چشمم روشن، جنوفليسا
ميخواي با پوشيدن اين لباسا پاهاتو نشون همه بدي، بي حيا؟
برو تو اتاقت
!چه دختر بي حيايي ...کي فکرشو ميکرد
کسي چيزي نميگه !ولي بنظرم چيزايي براي گفتن داره
جناب مارکيز يه افسر فرانسوي اومدن
کاپيتان بلانشارد
بذار منتظر بمونه - يه افسر فرانسوي تو خونه ما؟ -
مادر، اون پسر خوبيه
دلش ميخواد تو مراسم به پدر مقدس کمک کنه
حتما ديوونه شدي حالا ديگه با فرانسويها ميپري؟
!اونا دشمن خدا هستن !پادشاه خودشون رو سر بريدن
!بيست سال پيش شايد پاپ بتونه دينشو عوض کنه
بايد آماده بشم، مادر ديرم شده
اگه دير کنم پاپ مجبوره پياده بره بعدا ميبينمت
جناب مارکيز
باز شروع شد
ريچيو، چي ميخوان؟
همونايين که زدين تو سرشون
بعضياشون آسيب ديدن اومدن ادعاي خسارت ميکنن
منو باش که هميشه بهشون پول و غذا ميدم
داشتم شوخي ميکردم تا حالا همچين کاري نکرده بودم
ولي اگه پول ميخوان بهشون ميدم
!يالا، ديرم شده
برو آتيشو روشن کن - توي اين فصل؟ -
سوال نباشه - چشم -
انافريو، چه بموقع
مدرک دوتا معجزه ديگه رو پيدا کردم !حالا شدن ده تا
حالا ميتونم بنياد کارتينا رو تاسيس کنم
عمو، دوباره بحث کارتينا رو پيش نکش
درسته که جزو نياکانمون محسوب ميشه ولي چرا بايد يه قديسه باشه؟
تمام پيشگوييهاش ظرف 12 ساعت به حقيقت مبدل ميشدن
مثلا چي؟ - تمامش اينجاست، خودت بخون -
اينم پول، مارکيز - يه سيني برام بيار -
کارتينا چيکار کرد؟ - ...يبار موقع چيدن گل رز -
خار رفت تو دستش...
گفت: نخواستي خودتو ...پيشکش مريم مقدس کني
قبل از شب ميميري بعدش؟ -
فرداش اون گل خشک شد - گلها خشک ميشن -
...وقتي گربه بهش چنگ انداخت، گفت
تو رو نفرين ميکنم
قبل از غروب ميميري
و اون گربه موقع خوردن ماهي قبل از غروب مُرد
شايد کارتينا از موهبت نفرين برخوردار بوده
سيني رو بده من
اين يکي آماده ست
جناب مارکيز
ميخوام ازتون عذرخواهي کنم اصلا منظوري نداشتم
اينم در ازاي آسيبي که بهتون زدم
لعنت به تو
به محض اينکه سرد بشن برشون ميدارن
حالا بيحساب شديم بريم ديدن پاپ
زنده باد کليسا
زنده باد پاپ
!مارکيز دل گريلو اينجاست
ببخشيد، پله ها رو نديدم - نشنيدي که ميگن دنيا پر از پله ست؟ -
آره، بعضيا ازش ميرن بالا درحاليکه بعضيا ازش سقوط ميکنن
مراقب باش، وگرنه واي بحالت - حتما -
بلانشارد، اونجا رو
پشت سرت قلب مسيحيتِ
کاپلون رو ببين
نظرت چيه؟ تحت تاثير قرار گرفتي؟
از کي؟ - پاپ -
منحصربفرد نيست؟
...چيزي که منو تحت تاثير قرار داد
...ديدن چند مرد بود که مثل خر
يه نفر ديگه رو رو شونه هاشون گذاشته بودن پاپ انسان نيست -
اون نماينده خدا رو زمين ـه تو هم بودي اينکارو ميکردي
نميکردم - مطمئني؟ -
اگه ناپلئون ازت بخواد ...اونو رو شونه هات بذاري
اينکارو نميکني؟...
ناپلئون عمرا همچين چيزي رو از کسي درخواست نميکرد
ميبيني، اگه حرف بدي در مورد من و پاپ بزني، ميخندم
ولي تا يه چيزي در مورد ناپلئون ميگم عصباني ميشي
!از دست شما فرانسويها
ناپلئون رو خوب ميشناسي؟ - آره، هيچوقت تو چشم بقيه نگاه نميکنه -
حقيقت داره که کوتوله ست؟ - !شوخي نکن -
اون ميتونه با نگاه تو رو بترسونه ميتونه با حرف تو رو آتش بزنه
کاري ميکنه با عشق به جنگ بري - عشق؟ ممکنه کشته بشي -
توي چندتا جنگ شرکت کردي؟ - بيشتر از 20 تا -
...ترومپتها شروع به نواختن ميکنن
...شمشيرها توي خورشيد ميدرخشن
!اسبها شروع به حرکت ميکنن...
پيش بسوي دشمن
اون شلاقو به من
بدش به من
با همچين سرودي آدم هميشه آماده مردنه
...ولي در عوض سرود ما
با همچين سرودي
آدماي زيادي براي جنگ باقي نميمونن
چيکار داري ميکني؟ زده به سرت؟
نگران نباش، با من بيا - بياين پايين -
پايين
برين داخل - کليسا؟ -
راه بيفت
بلانشارد، تو هيچي نگو بذارش بعهده من
مارکيز، تويي؟ - دون باستيانو -
آره، خودمم
بيا اينجا...ترسيدي، نه؟
تو شليک کردي؟
حالا ديگه با فرانسويها ميپري؟ - براي من اون فقط يه انسان ـه -
من دوست انسانها هستم نه فرانسويها - فهميدم -
اميدوارم ناپلئون هرچي زودتر بميره
اون بايد صدها بار کشته بشه آدم سرسختيِ
يه مرد خودساخته ست، مثل من
يه زمان يه کشيش فقير بودم و حالا رهبر شورشيها هستم
فرانسوي، ميتوني درخت پشت سرمو ببيني؟
شانس آوردي با مارکيز هستي
اگه تنها بودي تا حالا کلکت کنده شده بود
...همينجا تو رو به صليب ميکشيدم
تا احترام به خدا، مريم مقدس... و قديسين رو ياد بگيري
!صليب بکش، لعنتي
صليب بکش - نه -
باستيانو، داستانتو برامون تعريف کن
دوتا خواهر داشتم - يه زشت و يه خوشکل -
تو ميخواي تعريف کني؟ - نه، خودت بگو -
دوتا خواهر داشتم يکيشون خوشکل بود
...ولي دومي خيلي زشت بود
با اينحال نامزد کرد و قرار بود ازدواج کنه...
يه بارون اون خوشکله رو حامله کرد
آبرومون رو برد، نامزد اون زشته هم ديگه نميخواست باهاش ازدواج کنه
چيکار بايد ميکردم؟
من يه کشيش بودم ولي تنها مرد خانواده هم بودم
...اونشب برام جهنم بود
بعد اون کارو کردم - پسرعموي اون بارون رو کشت -
پسرعموش؟ آره، يکي از فاميلاش - مجبور بودم اونکارو بکنم -
معلومه! اون بارون خيانتکار ...رفته بود ناپل
!وپسرعموش از خون خودش بود...
با نيت خير اينکارو کردم
!صليب بکش
!بلانشارد، جون مادرت صليب بکش
به پاپ بگو منو مورد آمرزش قرار بده - ميدوني که نميتونه -
چرا؟ - گفت يه کشيش نبايد کسي رو بکشه، بايد ببخشه -
يه کشيش بايد ببخشه ولي پاپ نبايد؟
پس خودم خودمو ميبخشم
خودمو مورد آمرزش قرار ميدم
روشن شد؟ !هميشه يه کشيش خواهم بود
من مراسم عشا رباني اجرا ميکنم، به اعتراف مردم گوش ميدم !براشون صيغه ازدواج ميخونم
ميخواي ازدواج کني، مارکيز؟ - فعلا نه -
ولي اگه تصميم گرفتم خبرت ميکنم ديگه بايد بريم
برو ولي مراقب باش اين اطراف آدماي خطرناکي وجود داره
اما نگران نباش خودم هواتو دارم
پس ميتونيم بريم؟ - برو، دعاي خير من پشت و پناهت -
فرانسوي، پولتو بردار - باشه پيش خودت -
نميخوايش؟
البته که ميخواد کيسه ات رو بردار، احمق
ميخوادش - آفرين، فرانسوي -
مارکيز، چيزي نميخوري؟ - نه ممنون، بايد برم خونه -
نگران نباش بهش يه مقدار پنير و شراب بده
موقع مراسم ازش استفاده ميکنم - زحمت نکش - اصرار ميکنم -
از پذيراييت ممنون لطف کردي، خداحافظ
خداحافظ ، جناب مارکيز
خداحافظ ، باستيانو - خداحافظ ، جناب مارکيز -
...اگه پاپ رو ديدي
بهش بگو يروز اسقف ميشم... روشن شد؟
آره، حتما بهش ميگم
خداحافظ ، باستيانو
گوش کن، بلانشارد
کيه؟
کار باستيانو ـه داره ازمون محافظت ميکنه
در مقابل راهزناي ديگه؟ - اينجا راهزنا متعلق به منطقه هستن -
اين زمين مال توئه؟ تمامش - تا کجا؟ -
نميدونم، فکر کنم تا دريا
رسيديم
فوق العاده ست - واقعا؟ -
باعث ناراحتيم ميشه اصلا نميام اينجا
تمامش از بين رفته هيچي ازش نمونده
براي همين زيباست نقاشهاي زيادي عاشق اينجا ميشن
واقعا؟ اونا رو بهم معرفي کن
جون ميده براي قرارهاي عاشقانه - ميدونم -
فکر ميکني چرا ديوارهاش ترک برداشتن؟ !تيبريو
!تيبريو
چرا هروقت ميام تيبريو اينجا نيست؟
اون مُرده، جناب مارکيز - کِي؟ -
بهار - بيچاره -
تيبريو متعلق به اينجا بود، تو کي هستي؟ - من ليويو هستم -
ليويو، مراقب کالسکه باش - چشم، جناب مارکيز -
يه سبد پنير و شراب توش هست
يه مقدار نون تازه هم برامون بيار بريم
اينجا يه قصر قديميِ بيا تو، بلانشارد
هواي سرتو داشته باش !ممکنه از سقف پاره آجر بيفته
ديگه کسي ازش مراقبت نميکنه
همه چي مثل همون موقعيِ که پدر بيچاره ام زنده بود
زيباست - بيا بقيه خونه رو نشونت بدم -
بيا، بلانشارد - چرا اينقدر داغون ـه؟ -
کسي اينجا نمياد خودمم اصلا نميام
ولي با اينحال ازش خوشم مياد - امشب ميتوني اينجا بخوابي -
ميخواي شبو اينجا بموني؟ - يه آتيش روشن ميکنيم -
...يه کباب راه ميندازيم
...اونجاست - کيه؟ -
!ميدونم کيه
بدترکيب، بيدار شو نبايد اينجا بخوابي
!برو گمشو، جادوگر بدترکيب
!برو گمشو
لعنت به تو، اگه دوباره اينجا ببينمت ميدم آتيشت بزنن
گمشو - چرا اينکارو کردي؟ دختر بيچاره -
اون يه جادوگر ـه سحر و جادو ميکنه
اينطور نيست - به جادوگرا اعتقاد نداري؟ -
اون يه جادوگر ـه
جادوگرا وجود ندارن
باشه، بخند - مثل قرون وسطاييها فکر ميکني -
بيا
تمام اتاقها نقاشي شدن؟ - آره، همشون -
نقاشش کيه؟ - نميدونم، حتما يکي از اين دانشجوهاي هنر -
چيکار داري ميکني؟ - براي آتيش بهش احتياج داريم -
ميخوايم بروشتا درست کنيم، دوست داري؟ - با يه صندليِ قرن 16 -
اگه ميتونستم همه چيزو ميشکستم
!گور باباي قرن شانزده هم کرده
شما فرانسويها ميگين " لعنت به تمام دنيا "
دامادمون اهل ماکارتاست
اسمش تو ليست کساييِ ...که بايد از رم برن
به دستور ژنرال مينولي و ميخواي اينجا بمونه -
نگران نباش، با اون ژنرال حرف ميزنم - !برعکس -
ميخوام بره کاري کن سريعا از اونجا بره
مشکل خانوادگيِ؟ - يه تراژدي -
بوي دهن خواهرم ميتونه پشه ها رو هم بکشه
شايد تو ماکارتا بوش به مشام کسي نرسه
همونطور که ميبيني نجيب زاده ها هم مشکلات خودشونو دارن
اسمش کنت رامبالدو ويتليِ - کنت ويتلي، باشه -
کمکم کن، بلانشارد
لطفا بزرگي بهم ميکني
تو يه فرانسوي هستي و من يه نجيب زاده رُمي
ولي اخلاقيات همه جا يکسان ـه
چه تو رم چه تو پاريس
خيلي وقت نيست همديگه رو ميشناسيم ولي ميدونم مثل خودمي
خواهشا کمکم کن
اگه بجاي من بدنيا ميومدي انقلاب ميکردي؟
نه، ولي حداقل بخاطرش مبارزه ميکردم
هرکسي تو زندگي يه آرمان داره
ازت خوشم مياد ولي داري مثل فرانسويهاي عوضي حرف ميزني
بدنيا اومدن تو خانواده اي مثل من آسون نيست
توي رم با پاپ و بقيه کاردينالها
وقتي جوون بودم براي خودم ايده هايي داشتم
ميخواستم دانشمند بشم يه پژوهشگر
ولي نميتونستم به کسي بگم
پدرم اصلا باهام حرف نميزد فقط ميگفت، مطالعه و دعا کن
!مادرم فقط ميگفت دعا کن
وقتي مادرم مرد پيش پدرم موندم
معلمم بهم تعاليم مذهبي ياد ميداد
عادت داشت با يه ترکه تنبيهم کنه
!باسنم مثل هندونه قرمز ميشد
مطالعه برام آسونتر بود همه جا کتاب داشتم
اينجا هم همينطور نگاه کن، کلي کتاب هست
تابستونا بچه هاي ديگه رو هم اينجا ميديدم
همه اهل مطالعه بودن کتابهاي کلاسيک، کتابهاي ماجراجويانه
شبا خواب ميديديم
همه چي همونطوريِ دون کيشوت، ولتر
از ولتر کتاب خوندي؟ - آره، چرا؟ -
حوصله آدمو سر ميبره
بقيه رو هم اذيت ميکردم
هميشه اهل شوخي بودم همين الانم هستم
وقتي خسته ام خوابم ميبره ولي صبح دوباره همه چي شروع ميشه
الان فقط دنبال شوخي هستم توي رم چه کار ديگه اي ميشه کرد؟
اينجا پر از کليسا و گربه و گدا ـه
و جادوگر
بيا نگاه کن
اونو ببين موجود شرور بدترکيب
جادوگر زشت و کثيف ببين داره برامون ورد ميخونه
دختر کچل زشت - اون فقط يه دختر بچه ست -
اگه بهم پول ندي بيضه هاتون رو خشک ميکنم
صبر کن، الان بهت پول ميدم
الان نشونت ميدم - بذار کارشو بکنه -
ميخوام بيرون اومدن شيطان از اون آتش رو ببينم
الان شيطانو نشونت ميدم
چيکار ميکني؟ - ببين چطوري ميپره -
ميخوام دستاشو بسوزونم
بيا
چيکار اون دختر بيچاره داري؟ - ميخوام بسوزونمش -
بيا بگيرش
!لعنتي بازم اعتقاد نداري
الان واقعا بيضه هامون رو خشک ميکنه بريم کنار آتيش
لعنتي
ميخواستي تقلب کني؟ - اينجا متقلب نداريم -
متقلب ندارين؟ پس اين چيه؟
من که چيزي نميبينم - پسر، برو پليسو خبر کن -
تو چيزي ميبيني؟ - برام مهم نيست -
خوبه
من دخالت نميکنم - هيچکس چيزي نميبينه -
من ميبينم - تو کي هستي؟ -
چشمات چيزاي نامرئي رو ميبينه؟
نشونم بده چقدر شهامت داري - بفرما -
با من بيا
همينجا بمون
پليس اومد - اينجا چه خبره؟ -
پامو ول کن
الکل بعد از ساعت خاموشي قمار و دعوا
خودت خواستي ببرش زندان
ولي من بودم که خبرتون کردم - خفه شو، من خودم اومدم -
چيکار دارين ميکنين؟ اون داشت از خودش دفاع ميکرد -
چرا پاشو گرفتي؟ - مگه نميبيني؟ -
اينو بعنوان مدرک نگه داشتم ميخواست تقلب کنه
تو هم با بقيه برو
صبر کن ببينم
فقط کاردينال ويکار ميتونه دستور بازداشت منو صادر کنه
من مارکيز انافريو دل گريلو هستم يه نجيب زاده رمي
و همينطور خدمتکار مخفيِ جناب پاپ
منم فرمانده سپاه رم هستم رفيق صميميِ ناپلئون
و تو رو بخاطر مقاومت هنگام بازداشت ميندازم زندان
دادن هويت اشتباهي، فريب دادن پليس !خودت خواستي، زندان
چيکار ميکنين؟ - ما بيگناهيم -
من فقط داشتم نگاه ميکردم
اينجا چه خبره؟ - همه چي مرتب، جناب کميسر -
خوشبختانه بموقع رسيدم
قماربازي، دعوا، هويت اشتباهي
بسيار خب
جناب مارکيز، بين اين اراذل چيکار ميکنين؟
من چيکار ميکنم؟ خودت خواستي
تقصير اين احمق ـه
نکنه مستي؟ !جناب ماکريز دل گريلو رو بازداشت کردي
با اين دزدا بود - يعني يه نجيب زاده رو نميتوني تشخيص بدي؟ -
دو ماه ميري زندان - اون يه احمقه -
بهش گفتم کي هستم - پس 4 ماه ميري زندان -
اونو ببخشين، بقيه ميرن زندان همه بغير از اون
اون خدمتکار شخصيِ منه بريم ريچيو
ريچيو، برو سراغ باچي ونچي
طرفاي غروب ميبينمت
!ببخشيد، ولي شما مقابل من عددي نيستين
!داره مسخره مون ميکنه
همينجا، ابالدو
کنتس دي مارچي مهمانيِ فوق العاده اي بود
ببخشيد، ولي ديگه بايد برم ببخشيد تا خونه باهاتون نيومدم
يه کار واجب دارم، خداحافظ سيسيليا - کجا ميري؟ -
نگران نباش خداحافظ ، سيسيليا
بخاطر اين شب معرکه ممنونم
تمام شد؟ - تقريبا...بذار ببينم داره مياد يا نه -
تمامش خيس ـه اينطوري ميفهمه
ديروز اينجا يه مغازه بود لازم نيست اينقدر تابلو باشه
صاحبش نبايد چيزي بفهمه وگرنه ديگه مزه نميده
بهتره بريم
عجله کن
ريچيو، زود باش
داره ميادش داره ميادش
يالا
ترتيب توالتو بده
...ولي
چيکار ميکني؟ زاغ ميزني؟ - اينجا مغازه منه -
اينقدر نگاه نکن وگرنه ميدم بازداشتت کنن
مگه اينجا بانچي ويچي نيست؟
خب، که چي؟ يعني نميتونم با خيال راحت بشاشم؟
البته که ميتوني ولي نه جلوي مغازه من
تو مستي، اينجا توالتِ نه مغازه
همه جا خيس ـه - معلومه، تازه شاشيدم -
امکان نداره يعني چي شده؟
!ديشب که همينجا بود
وقتي مغازه اش رو نديد داشت ديوونه ميشد
آروم ريچيو، يه نفر داره مياد مارکيز ـه
اگه مادرم منو ببينه منو با خودش ميبره مراسم مذهبي
مگه چيکار کردم؟ - خوابهاي حرام ديدي -
آره، با پسرم
کي اينو گفته؟ - خودم ميدونم، بايد حيا کني -
دستتو بده من
تمامش زير سر شيطان ـه
پسرمو ول کن
!برو با يکي ديگه از اين خوابها ببين
دون سابينو، وقت اعترافِ - ولي ما که همين ديشب اينکارو کرديم -
نتونستم جلوي خودمو بگيرم - گفتم تا سه نشه بازي نشه -
فرزندم
مهمترين کار توبه ست، زانو بزن تا تو رو مورد آمرزش قرار بدم
با والدينت به کليسا برو
ريچيو
...جناب مارکيز - سلام -
کلاهم، ريچيو
بيا
صبح بخير، مگه نمياي کليسا؟ - بعدا ميام -
اون کيه؟ جديدِ؟
آره، اسمش فاستيناست - اخراجش کن - چرا؟ -
شورت پاش نميکنه - جناب مارکيز ناراحت شدن؟ -
جناب مارکيز قبل از اينکه بخوابين
ميشه چندتا برگه رو امضا کنين؟ - بذارش براي صبح -
خيلي مهمن - لعنت بر شيطون -
کجان؟ - رو ميز -
دفعه بعد ميذاري براي صبح نه وقتي ميخوام بخوابم
بيا
بيا
بيا - نه، اين يکي تقويم ـه -
همين؟ - آرون پيپرنو نجار اينجاست -
کارشو تمام کرده ثواب داره دستمزدشو بدين
ثواب داره؟ - همينطوره، جناب مارکيز -
پس بگو بياد تو
آرون پيپرنو
همين الان پولشو ميدم
بيا
آرون پيپرنو، بيا تو
بيا
درود، عاليجناب - کارتو خوب انجام دادي -
صندوقچه هاي زيبا، کمدهاي زيبا
ممنون، حالا ميتوني بري - متوجه نميشم -
گفتم ميتوني بري - ولي...؟ -
صورتحساب - بدش به من -
اينم از صورتحساب - چرا پاره اش کردين؟ -
پس چيکارش کنم؟ - ولي پول من چي؟ -
پولي بهت داده نميشه ميخواي با روش کار آشنا بشي؟
من پولي بهت نميدم تو هم چيزي گيرت نمياد
اين يه شوخيِ؟ - البته که شوخيِ -
شما به شوخيهاتون معروفين - پس بذار بيشتر آشنات کنم -
شايد تخفيف ميخواين؟
نه، مارکيز دل گريلو يا بهت پول ميده يا نميده من نميدم
بندازينش بيرون جريان چيه، عاليجناب؟
اول از همه زانوم خورد به لبه کمد
اين که تقصير من نيست - دليل از اين بهتر؟ -
و بعد اينکه تو يهودي هستي اجداد تو صليب مسيح رو ساختن
بعد اونو مصلوب کردن نبايد ازت عصباني باشم؟
اگه فکر ميکني حق با توئه ازم شکايت کن - حق با منه -
اگه قاضي موافقت کرد پولتو ميدم حالا بذار برم بخوابم
لطفا در موردش فکر کنين، عاليجناب فردا برميگردم
من خانواده دارم...منم همينطور حالا چيکار کنم؟...برو بيرون
ساعت چنده؟ - سومين زنگ زده شد -
همه جا رو تاريک کن وکيلمو خبر کن
بايد به قاضي و هيات منصفه و شهود رشوه بده
اينطوري که خرجش بيشتر ميشه - دخالت نکن -
نميخوام پول پيپرنو رو بدم
...ميخوام ببينم مقابل اون يهودي
حرف يه نجيب زاده خريدار داره يا نه...
بله، عاليجناب - خوبه -
حالا برو
ميخوام بخوابم صداي کسي درنياد
!خوابيد
سکوت
مراقب باش
ساکت
امروز هشتم فوريه 1809
...بعد از بازبينيِ متخصصين
معلوم شد که آرون پيپرنو ...کارشو به نحو احسن انجام نداده
يکي از دروازه هاي قديمي خراب... و از ارزش آن کاسته شده است
آرون پيپرنو ...که مذهب يهودي دارد
براي تکميل کار خود ...بعد از بسته شدن دروازه ها در شب
بايد خارج از گتو سر کند...
به همين خاطر دادگاه ...شکايت آرون پيپرنو
...عليه مارکيز دل گريلو رو باطل
و اونو محکوم به پرداخت غرامت به اين دادگاه ميکنه...
...همچنين بخاطر تخلف از مقررات
بايد مجازت بشه... همينو کم داشتيم -
بنام پدر، پسر و روح القدس آمين
جريان چيه؟ - ميگن پاپ مرده -
يا مريم مقدس
چي شده؟ - مطمئنا اتفاق مهمي افتاده -
نکنه قراره سيل بياد؟ - خدا ميدونه -
صبر کن، شايد جنگ شده؟
چي شده؟ - پاپ مرده -
جدي؟
حتما يه نفر چيزي بهشون گفته
امکان نداره تمام کشيشهاي رم باهم بزنه به سرشون
شايد ايده ژنرال ميلوني باشه
فکر نميکنم فرانسويها جرات اينکارو داشته باشن که چي بشه؟
فقط وقتي پاپ ميميره ناقوسو اينطوري بصدا درميارن
فرانسويها خيلي خوشحال ميشن
عاليجناب ...کشيشهاي سنت فرانسيس
سانتا ماريا و سنت کاميلو اومدن...
چرا ناقوسو بصدار درآوردين؟ - ما رو ببخشين، عاليجناب -
...يه نفر پول داد
بخاطر مراسم عشا رباني همگاني ناقوسو بصدا دربيارم - منم همينطور -
...چطور ممکنه تمام کليساهاي رم
باهم اينکارو بکنن؟ حتما يه غرضي در کار بوده
کي اينو بهتون گفت؟
يه فرستاده از طرف مارکيز دل گريلو
فکر کردم مربوط به يکي از بستگانش باشه
بهم 5 سکه داد - به منم همينطور -
فهميدم
ببينيم بقيه چي ميگن عاليجناب...کافيه
ايندفعه مارکيز شورشو درآورده
از شوخيهاي ناجورش خسته شديم
بغير از اينها فرانسويها شهرو اشغال کردن
براي همين گفتم ناجور
مارکيز بايد براي مراقبه به سنت انجلو بره
و به اين فکر کنه که زندگي فقط شوخي نيست
جواني چه عالمي داره - جناب مارکيز -
بيا تو - شام آماده ست -
غذا از دهن ميفته - الان ميام -
بريم فاستين...اين شال توئه؟ آره -
دارم يخ ميزنم اومدم
جناب مارکيز، همه چي آماده ست - چي درست کردي؟ -
کتلت گوشت همين الان از رو آتيش برشون داشتم
همونطور که دوست دارين - خيلي گرسنمه -
داغه
انگشتم سوخت اونا رو سوزوندي
تقصير اين ناقوس بود صداش همينطور داره تو گوشم ميپيچه
ديگه طاقتشو ندارم
چرا حرف نميزني؟ از دستم ناراحتي؟
از اين ناراحتِ که اين زمستون سه چهار بار بيشتر نيومدين
دخترم هميشه ناراحتِ چون شما رو دوست داره
بايدم منو دوست داشته باشه !من بهتون يه خونه دادم
بهمون خونه زيبايي دادين ولي هيچوقت اينجا نمياين
ما هميشه تنهاييم و براي همين ناراحتِ
مادرت خيلي دروغ ميگه حداقل تو ساکتي و همين صداقتتو ميرسونه
جناب مارکيز، گارد پاپ داره دنبالتون ميگرده - الان ميام -
خداي من، پاپ - بهم احتياج داره، بايد برم -
اين کتلتها چي ميشن؟ - دوباره برميگردم تا فاستين خوشحال بشه -
خداحافظ ، فاستينا - زود برگردين -
من مطيع تصميم شما هستم ...عاليجناب
...و آماده ام در صورت لزوم
بقيه عمرمو در سنت آنجلو بگذرونم... و مشغول تفکر بشم
بله
ولي دوست دارم دليل اين تصميم رو بدونم
بخاطر شوخيِ ناجوري که امروز صبح کردي
ولي شوخي نبود - چي؟ -
ناقوس مرگ پاپ از نظر تو شوخي نيست؟
مگه من مردم؟ - نه -
ولي يه چيز مهمتري اين وسط مرده - چي؟ -
عدالت - نميخواد دوباره شيرين زباني کني -
عاليجناب، من به اون نجار يهودي ضرر زدم
...با رشوه دادن به شهود، هيات منصفه
...کاردينالها، قاضي، متخصصين
اون بيچاره رو محکوم کردم ...بخاطر اينکه اون يه يهودي فقيره
ولي من پولدار و مسيحي... با اينحال مطيع تصميم شما هستم
...ترجيح ميدم برم زندان، همراه با آقايان
..Monsignors Ralla, Falchi and Bellarmino,
Cardinal Fioravanti and Bucci,
Prince Ardenghi, Duke Soffici, Count Von Keiper
and the Abbot of Saint Maria !کافيه -
خيليهاي ديگه هم هستن - ميخواي اسم همه رو ببري -
همينطور نظاميها
فرزندم، عدالت به اين راحتي بدست نمياد - ميدونم -
عدالت در دنياي بعدي - درسته -
و متاسفانه ما به اين دنيا تعلق داريم
تو رو محکوم به گذروندن 30 روز ...در قلعه ميکنيم
ده روز بخاطر بي حرمتي به پاپ
اجازه دادي همه فکر کنن اون مرده
ده روز بخاطر سخره گرفتن عدالت
محکوم کردن يه مرد بيچاره - ولي بهش پولشو دادم -
سه برابر دستمزدش بهش پول دادم همراه با يه قطعه زمين
بايد اونو ميديدين خيلي خوشحال بود
پس فقط يک روز - ممنون -
...يروز براي کاردينالها، افسرا، شاهزاده ها
چندتا هستن؟ - اونايي که رشوه گرفتن؟ -
آره، چند نفرن؟ - تقريبا 20 نفر -
اونا هم ميشن 30 روز اين دستور جناب پاپِ
بعنوان رييس کليساي جامع
اوضاع ترميم کليسا چطوره؟
داريم نهايت سعيمون رو ميکنيم - ادامه بدين -
ولي بعنوان پاپ ...و مرجع تمام مسيحي هاي دنيا
اون 30 روز تبديل ميشه به ...آيت الکرسي
بايد به مدت يک ماه... روزي 30 بار اونو بخوني
پس همون زندان بهتره - ولي بايد قول بدي -
که دست از اين شوخيهات برميداري... نگران نباشين -
رامبالدو، هرکاري از دستم برميومد کردم
هرکاري کردم تا توي رم نگهت دارن ولي نشد
حتي با اون کله گنده ها هم حرف زدم
برات آرزوي موفقيت ميکنم
هرچي باشه تو کاميلا رو داري
ببين چقدر لاغر شدم همش بخاطر ناراحتيِ
فکر نميکنم - بو بکش -
تنوع براي همه خوبه
اميدوارم براي همگي خوب باشه
کاميلا، اتفاقهاي غيرمنتظره براي همه ميفته
گفتنش براي تو آسونه - اينقدر مايوس نباش -
باهام در تماس باش - تو هم همينطور -
کافيه، ريچيو
به سلامت - خداحافظ -
خوش بگذره زود برگردين
مادر، کاميلا ترکمون کرد
فاستينا و مادرش اومدن اينجا
کي؟ فاستينا و مادرش ديوونه شدن؟ -
بهت نگفتن چي ميخوان؟
نه، ميخوان با تو حرف بزنن
جريان چيه؟ اينجا چه غلطي ميکنين؟
يه موضوعي پيش اومده فاستينا، بهش بگو
وقتي بچه بود اونو تصاحب کردي و حالا شرمنده ست
چيکار کردي؟ تو يه کاري کردي...من چيکار کردم؟
خودتو به اون راه نزن، حامله ست - پدرش کيه؟ -
جناب مارکيز - من؟ -
تو چشام نگاه کن من تو رو حامله کردم؟ آره
اون کسي رو نميشناسه اصلا بيرون نميره
از وقتي چشم باز کرده تو رو ديده - چند وقته نرفتم ديدنش؟ -
بيشتر از دو ماه - الان دو ماهِ عقب انداخته -
دو ماه؟ ولي هيچکس مطمئن نيست
يه لحظه ساکت
ساعت چنده؟ 6 پس چرا سه بار زنگ زد؟
حتما يجور فراخوان مخفي از جانب پاپِ هيچکس نبايد بفهمه
داره افراد گارد رو جمع ميکنه حتما دليل مهمي داره
در مورد اين موضوع بعد از بدنيا اومدنش حرف ميزنيم
الان کاراي به مراتب مهمتري دارم
ديگه اينجا پيداتون نشه - ميبيني چه رفتاري باهامون داره؟ -
شاهزاده مارسلو والمونت
آيا حاضري با تمام قوا ...از کليساي جامع و جناب پاپ دفاع کني
و در صورت لزوم جونتو فدا کني؟... حاضرم -
دوک والريو دي نينفا
آيا حاضري با تمام قوا ...از کليساي جامع و جناب پاپ دفاع کني
و در صورت لزوم جونتو فدا کني؟... حاضرم -
شاهزاده گسپر دلا
آيا حاضري با تمام قوا ...از کليساي جامع و جناب پاپ دفاع کني
و در صورت لزوم جونتو فدا کني؟... حاضرم -
مارکيز انافريو دل گريلو
...آيا حاضري
آيا حاضري با تمام قوا ...از کليساي جامع و جناب پاپ دفاع کني
و در صورت لزوم جونتو فدا کني؟... در صورت لزوم...حاضرم -
بهت اعتماد ندارم
سويس دقيق تر اندازه گيري ميکنه
وقتي قورباغه من ميپره ديگه اميدي براي بقيه باقي نميمونه
خوب حواستو جمع کن - چيکار داري ميکني؟ -
دارم اندازه ميگيرم - مگه قرار نبود نگهباني بدي؟ -
آره، ولي روي اون زرده سه سکه شرط بستم
بايد بجاي قورباغه ها حواست به فرانسويها باشه
الان يه هفته ست هيچ خبري نشده - ولي بايد حواسمونو جمع کنيم -
جناب مارکيز، نوبت شماست
نه، من آخرسر ميپرم - برين کنار -
دارن در ميزنن
کيه؟ - آشناست -
کلمه رمزو بگو - قورباغه مارکيز بيشتر از همه ميپره -
هرکي بيشتر بپره بيشتر زنده ميمونه
مارکيز کجاست؟ - داره رو قورباغه ها شرط بندي ميکنه -
!جناب مارکيز
منو مايوس نکن، قول دادم ببوسمت و تو تبديل به يه پرنسس زيبا بشي
جناب مارکيز - کوچولوي من...چي ميخواي؟ -
تو ويا دل پانيکو يه قورباغه ديگه قراره بپره - واقعا؟ -
سويس، خوب اندازه گيري کن
مچشو گرفتم - فاستينا، درسته؟ -
با کي؟ - با يه پسر تقريبا 20 ساله -
از رو ديوار پريد تو خونه فاستينا
جدي؟ - بالاخره مچشو گرفتم -
پس بهتره عجله کنيم تا مرغ از قفس نپريده - من نميتونم بيام -
نميتونم پادگان رو ترک کنم يروز ديگه ميريم
فکر کن همين الان نوبتت تمام شده
نظرت چيه؟ - اگه ابروتو بخاروني، بجاش شاخ درمياد -
اينو همين الان از خودت درآوردي؟
قورباغه زرد برنده شد - معلوم هست چي داري ميگي؟ -
بايد يه نيمساعتي برم بيرون برو شنلمو بيار
ريچيو، بريم - درو باز کن -
ميدونستم - فکر نميکنم بار اولش باشه -
بنظر خيلي جسور مياد - برو هواي در پشتي رو داشته باش -
!لعنت بهت
کيه؟ - منم، انافريو دل گريلو -
مارکيز، چه عجب چي شد اومدي اينجا؟
تعارف نميکني بيام تو؟ - اينجا خونه خودته - خوبه که ميدوني -
چرا اينموقع اومدي؟ - هروقت دلم بخواد ميتونم بيام -
فاستينا خوابيده مگه امشب نگهباني نداشتين؟
ميدونستي، نه؟ ولي افسر نگهبان منم و تصميم با منه
براي همين يه نفرو گذاشتم بجام و خودم اومدم ديدن فاستينا
سکس با يه دختر حامله گناه کبيره ست
ولي من از پاپ اجازه دارم برو کنار
اينجاست
فاستينا، اينجايي چرا رختخواب بهم ريخته ست؟
چيزي هم که تنت نيست - شايد کابوس ديده -
جدي؟
شايد خواب ديده من دارم ميام
اين چيه؟ اينجا چي داريم؟
اين چيه؟ - نميدونم -
اين يه شلوار مردونه ست، مال کيه؟ - نميدونم -
اين شلوار مال کيه؟ - مال پسرمه، الان رفته سربازي -
ازش بعنوان کهنه استفاده ميکنم - که اينطور -
و اون؟
کفش کيه؟
مال منه - بپوشش ببينم - خيله خب، يه مرد اينجاست -
پس بالاخره قبول کردي، اون کيه؟ - دوست پسر منه -
کي؟ - مال منه - نه -
ببخشيد که آوردمش اينجا ولي هنوز تو رگهام خون جريان داره
شايد تو رگهاي تو خون باشه !ولي اون بايد سنبه آهني داشته باشه
ميخوام با اين پديده آشنا بشم - نه -
به تو چه ربطي داره؟ دوست پسر مادرتِ
کجاست؟ نشونم بده کنجکاوم ببينمش
!پس هنوز خون تو رگهات جريان داره
چندين ساله بيوه ام و از تنها بودن خسته شدم
ميخوام باهاش آشنا بشم خودتو نشون بده
اسمش چيه؟ - مارکوچيو -
مارکوچيو، کجايي؟
اينجاست، جناب مارکيز
اينجاست
!مارکوچيو
مارکوچيو، کجايي؟ نکنه تو وان قايم شدي؟
نترس، چرا قايم شدي؟
خيلي جذابي
جوان رعنا و جذابيِ - کاريش نداشته باش، دوستش دارم -
عشق منه
مثل دوتا کبوتر عاشق - منو ببوس -
مارکوچيو، تو معشوق اين پيرزني؟
آره، ولي بلايي سرش نيار - فاستينا -
از رابطه مادرت و مارکوچيو خبر داشتي؟ - فکر کنم -
هنوز باورم نميشه ...ولي اگه واقعا معشوقتِ
نشونم بده چطوري باهم عشق بازي ميکنين...
چطوري؟ - اين مشکل خودته، چرا از من ميپرسي؟ -
قبلا که اينکارو کردي
متوجه نميشم تو اتاق دختره لباستو درآوردي
ولي سر از اتاق مادره درآوردي
يالا، لباستو دربيار
زيباييهاي پنهانتو نشونم بده
مارکوچيو، اين رابطه چطوري شکل گرفت؟ - مادر، نه -
بخاطر تو اينکارو ميکنم چون حرفمو باور نميکنه
نکنه ميخواي نگاه کني؟ اون مادرتِ، يکم احترام بذار
اينجا چيکار ميکني؟ برو تو اتاقت
يالا، لباستو دربيار
نميبيني عشقت داره از شهوت ميسوزه؟
نگاش کن
مارکوچيو، نشونم بده
عشقتو ثابت کن
يالا، ببينم چيکار ميکني
برو باز کن، جناب مارکيز ـه
تسليم بشين
تسليم
عاليجناب، فرانسويها از حياط وارد شدن
فرمانده کيه؟
در حال حاضر نيستش - اتاق پاپ کجاست؟ -
عاليجناب، دارن ميان به اتاق مقدستون
هيچکس جلوشونو نميگيره؟ هيچکس باهاشون درگير نميشه؟
مسئول نگهبانها کيه؟ - مارکيز دل گريلو -
حداقل آسيب نديدن
آرامش خودتونو حفظ کنين
عاليجناب بنده وظيفه چندان خوشايندي ندارم
...ولي به امپراطور سوگند خوردم
و بايد دستور ايشان را اطاعت کنم...
بنام ناپلئون، از شما ميخوام ...از حق حکمراني بر رم
و مقر پاپ چشم پوشي کنين...
نميتونيم، مجبور نيستيم و نميخوايم اينکارو بکنيم
...پس مجبورم شما رو خدمت ژنرال مينولي ببرم
تا شما رو از مقصدتون باخبر کنن...
کافيه مارکيز، اگه بخواي ميتوني بکشيم ولي ديگه نميتونم
ديگه چيزي نمونده بود - باز کنين -
گفتي که عاشق هم هستين ولي الان نميتونين عشق بازي کنين؟
نميتونم جلوي کسي که داره با شمشير تهديدم ميکنه اينکارو بکنم
کافيه مارکوچيو دوست پسر منه
بيا تو
از بچگي عاشق هم بوديم
!لباستو بپوش
نقشتو افتضاح بازي کردي
حالا اگه بخواي ميتوني انتقام بگيري
من انتقاممو گرفتم به اندازه کافي حالمو کردم
ترجيح ميدادم بهم بگي جناب مارکيز، داري پير ميشي
بخاطر اينکه پولدار بودي باهات خوابيدم
ولي يه پسر همسنم هست که منو حامله کرده
ميخوايم ازدواج کنيم بهم جهيزيه بده
ولي اينطوري يه حرومزاده پس مينداختي
و منو هم گول ميزدي - پس ديگه از جهيزيه خبري نيست؟ -
جهيزيه؟ !هردوتونو ميندازم زندان
متقلبهاي کثيف
...جهيزيه
باشه، وقتي اون بچه رو غسل تعميد دادين خبرم کنين تا پدرخوانده اش بشم
ممنون، عاليجناب اسمشو ميذاريم انافريو
چه خبره؟
!مارکيز
چي شده؟ - پاپ رو گرفتن -
يا خدا...حقيقت داره؟
آره، فرانسويها با خودشون بردنش - بيا بالا -
لعنتي، حالا چيکار کنم؟ نوبت نگهبانيِ من بود، همش تقصير توئه
حالا فکر ميکنن من يه خائنم
بزنش - ولي شما ما رو بخشيدين - دليلش چيز ديگه ايِ -
بزن تو دماغش - مارکوچيو -
مگه چيکار کرده بود؟ - بذار ببينم، خوبه -
جناب مارکيز، کاريش نداشته باشين
يکم ديگه
چيکار ميکني، مارکيز؟
بنظر زخمي ميام؟ - آره -
حالا منو ببرين خونه
مادر، من وظيفه ام رو انجام دادم براي پدر مقدس جونمو دادم
امروز، 17 مي 1809 ...ما، يعني ناپلئون و پادشاه ايتاليا
مقر پاپ رو تصرف کرديم...
حقيقت داره، زناي واقعي هستن - اجازه ميدن زنا آواز بخونن -
نميتونن بهتر از ما بخونن - زنا اينکاره نيستن -
اينکار فقط از عهده ما برمياد
بهتره نشونشون بديم - بايد بريم اونجا -
شما فرانسويها ...با اين همه خلاقيت
بازسازيِ عمارتهاي کهن ...زناني که آواز ميخونن
فکر ميکنين با اينکار خدمتي به رم ميکنين؟ - معلومه -
رم تبديل به دومين شهر مدرن دنيا ميشه
اينطوري که اونو نابود ميکنين رم طي سالهاي متمادي بنا شده
...توسط پاپ ها، پادشاهها - ...راهزنا، افراد بيکاره -
رم همينطوري خيلي زيباست
اينجا يه هنرمند واقعي نيست
اسم يه هنرمند واقعي رو ببرين - بياين ديدن نمايش من -
...اگه يه نفر گوسفندا رو ببره بيرون
همراه با يه پسر نيمه لخت و يه فلوت... نابود ميشين
اونوقت از فرانسويها ناراحت ميشين که منبع الهامتون رو گرفتن
ولي حقيقت اينه که چيزي براي گفتن ندارين
ببين اون خواجه ها چه کفري شدن
پس کو اون زناي معروف؟ من فقط مرد ميبينم
يه آدم چاق و کثيف اون وسط ميچرخه
خواجه ست؟
خواجه؟ اون يه زن واقعي و زيباست
ميخوام از نزديک خوب ببينمش
برگرد به فاحشه خونه ات
حال آدمو بهم ميزنه سينه هاش پيداست
مايلم هردوي شما رو به ناهار دعوت کنم
برو خونه
بايد توبه کني
اين ظرفا مال کيه؟ - جناب مارکيز دوتا مهمان با خودشون ميارن -
کيا؟ - ريچيوتو گفت دوتا آقاي فرانسوي -
فرانسوي؟
اينجا رم ـه، المپياي عزيز
ولي همه ما مثل اون بي تربيتاي تو سالن تياتر نيستيم
درسته، دجيني؟ - البته -
فکر کنين خونه خودتون ـه
بقيه کجان؟ افراد خانواده کجان؟
خانم توي اتاقشون غذا ميخورن چونکه مريض احوال بودن
دوشيزه جنوفلسا هم ايشون رو همراهي کردن
عموي گرامي هم مشغول عبادت هستن
دون سابينو هم امروز روزه گرفتن
فهميدم بهتون اطمينان ميدم چيز مهمي نيست
حتما يه خبري شده
مادر، بهتر بود با مهمانان من غذا ميخوردي
پس شخصيت خانواده دل گريلو کجا رفته؟
اين چه طرز رفتار با مهمان ـه؟ - ...اونا فرانسويهاي اشغالگرن -
...و تو بايد اينو بهتر از هرکسي بدوني
...چون شبي که پاپ رو دزديدن
ديدمت بخاطر اينکه ...ميخواستي ازش دفاع کني
زخمي و خوني آوردنت...
تلاش خودمو کردم
...خانواده دل گريلو نجيب زاده ست
براي همين با دشمن سر يه ميز نميشينه...
مراقب باش، اون بي ايمانها ...که فکر ميکني دوستت هستن
همونايي هستن که پاپ رو دزديدن...
همشون تکفيري هستن - مادر، قرون وسطي تمام شده -
کليسا و پاپ و همه ما تمام شديم
همين فرانسويهايي که تحقير ميکني دم تازه اي به کشورمون دميدن
ما احتياجي به دم تازه نداريم
پنجره هاي اين ساختمون بسته ميمونن
تا وقتي پاپ برگرده - پس بايد تا آخر عمر تو تاريکي سر کني -
آينده دست فرانسويها و ناپلئون ـه
نه، آينده مون دست خداست
دير يا زود پوزه ناپلئون رو به خاک ميمالن
و اينو يادت باشه وقتي پاپ ميميره، يه پاپ جديد جاشو ميگيره
ميدونم، ولي من يه زن فرانسوي ديگه ندارم براي همين اينو نگه ميدارم
!اون سيبو پوست بگير
المپيا، دجيني کجاست؟ - ...ديد اوضاع زياد جور نيست -
رفت؟ - آره -
بهش برخورد؟ - يکمي -
تو چي؟ به تو هم برخورد؟
من به رفتار رميها عادت دارم
غذا رو بياريم؟ - نه، اينجا غذا نميخوريم -
توي اين خونه هميشه يجور غذا ميخوريم
ميخوام ببرمت يه رستوران باحال و يه غذاي توپ بهت بدم
ريچيوتو
بله، جناب مارکيز - ميخوام با المپيا برم بيرون -
بايد لباس عوض کنيم
قراره حسابي خوش بگذرونيم
ممنون، جناب مارکيز
اين که بازيِ بچه هاست؟ - بازي بچه ها؟ زير ميزو نگاه کن -
بنظر بازي بچه ها مياد
ولي اگه عصباني بشن دمار از روزگار هم درميارن
گاسپرينو همسرت داره دنبالت ميگرده
همسرم؟ گاسپرينو کيه؟
بهم گفت گاسپرينو
عاليه
اين چيه؟ - دلمه پاجاتا -
پاجاتا ديگه چيه؟ - ترجيح ميدم بهت نگم -
اول بخور بعد بهت ميگم
اين يه غذاي رايج رميِ چطوره؟
کجاست؟ - مادر -
اي الکليِ عوضي، برو خونه - گور بابات -
کافيت نبود؟ حالا ديگه با لاشيها ميپري؟
به اين لاشي غذا ميده ولي به دختر خودش نميده
معلوم هست چي ميخواي؟
مادر، ولش کن - اصلا معلوم هست کيه؟ -
ديوونه شدي، تو رستوران من نه - اين ديگه کيه؟ -
داري با يه خانم غذا ميخوري که يه زن ديوونه مياد تو
اينجا رم ـه
الان برميگردم برادر و پدرمو هم با خودم ميارم
تو و اون لاشي رو زنده ميخورن
شما هم برين بيرون من دنبال دردسر نميگردم
منم همينطور، بيا بگير
بيا قبل از اينکه اون ديوونه برگرده بريم - اين چيه؟ - !اين کثافتِ -
يعني چيز بديِ؟ - نه، واقعا تاپاله گاو ـه -
ميخواستي بدوني منم بهت گفتم
لاشي يعني چي؟ - يعني فاحشه -
اون زن بهم گفت لاشي - مگه تو فاحشه نيستي؟ -
يکمي - اونم سريع فهميد -
جريان چيه؟ - يه مراسم اعدام داريم -
شنيدي؟ ميخواي يه اعدام ببيني؟
مادرم عاشق مراسم اعدام بود
ولي چون بچه بودم منو نميبرد - پس بريم -
شما هم گيوتين دارين
اين هديه اي بود که فرانسويها بهمون دادن
قبلا از تبر استفاده ميکرديم
خيلي وحشتناکِ - آره، يکم بدويِ -
اين مدرن تره محکومين اون زير راحت ترن
آوردنش - حرومزاده -
ببين قلبم چطور ميزنه
واقعا؟
خيلي هيجانزده اي؟
منم همينطور - بخاطر مراسم؟ - نه، بخاطر دستم -
اينو از سرم بردار
کشيش ديوانه - کلاهمو بذار سرم -
ولي اين که دون باستيانو ـه
اونو ميشناسي؟
يه دوستِ
هنوز فرصت داري، فرزندم
!برو گمشو
محکوم دعا رو نميپذيره
اون يه حرومزاده ست - اصلا اينطور نيست -
خودم براي خودم دعا ميکنم
تا وقتي بميرم کشيش خواهم بود
و شما، گوسفنداي ترسو
هميشه آماده اين مقابل قدرت زانو بزنين
حالا مقابل کسي زانو بزنين که هيچوقت زانو نميزنه
يالا
حالا صليب بکشين
يادتون باشه حتي مسيح سرورمون مثل يه سگ کشته شد
روي چوبه اي که بعدا نماد رستگاري شد
همتون زانو بزنين
صليب بکشين
حالا ميتونم اونايي که منو آزار دادن رو ببخشم
پاپ فکر ميکنه صاحب آسمون ـه
ناپلئون فکر ميکنه صاحب زمين ـه
و آخرسر، جلاد فکر ميکنه صاحب مرگِ
ولي من همتون رو ميبخشم، فرزندانم
!گور باباي همتونم کرده
مرگ بر نجيب زاده ها
جلاد، منو بفرست اون دنيا
منو بفرست پيش خداي متعال ...که صاحب واقعيِ زمين و آسمونه
کسي که حاضرم سرمو تقديمش کنم...
بهت علامت ميدم
!کلاهم
بايد موقع افتادن رو سرم باشه
کلاه
آماده اي؟
!برو
مگه چيکار کردم؟ - ببخشيد -
ميخواستم يه رسم قديمي رو يادت بدم
يه همچين روزي پدر به بچه اش سيلي ميزنه
تا آخر و عاقبت يه راهزن يادشون بمونه
تو يادت ميمونه؟ - شايد -
بيخيال، بزن بريم
روميهاي باستان اينجا چيکار ميکردن؟ - همه کار -
کاسبي، تجارت، بازار، دادگاه
اون پايين يه معبد هست ...فالگيرها، سناتورها، فاحشه ها
راستي، دوست داري کجا سکس کني؟
توي محراب سزار تو معبد کاستور
يا زير طاق نصرت کنستانتين؟ - همون محراب بهتره -
بايد اونجا باشه مگراينکه يکي برش داشته باشه
اين ديگه چيه؟
چيکار ميکني؟ چي ميخواي؟
ميخواي گوسفندامو بدزدي؟
از اينجا برو
شلوغش نکن با اين بره هاي لاغر و مريضت
المپيا، کجا رفتي؟
فقط همينو کم داشتيم
المپيا، ترسيدي؟ - خيلي -
انافريو، بايد برم دستشويي - هرجا دلت خواست ميتوني بشاشي -
اينجا مخصوص همين کاراست
لازم نيست عجله کني
انافريو، چيکار داري ميکني؟
من اينجام، نترس
انافريو...بيا اينجا
جريان چيه؟ يه سگ ديگه ديدي؟ - نه -
اين کيه؟ - اين تويي -
من؟ نه من نيستم، ولي شايدم باشه
ميدوني کيه؟ گاسپرينو
هموني که زنش داشت دنبالش ميگشت
بدجوري مست کرده ...گاسپرينو، اگه زنت پيدات کنه
اصلا دلم نميخواد جاي تو باشم
چرا ميخندي؟
ميبرمش خونه ام - خونه ات؟ -
ريچيو، بيا اينجا
بايد زغال فروش باشه
بلندش کن
آروم، وگرنه بيدار ميشه - نميشه، خيلي مستِ -
ناخناش بيشتر از اين تميز نميشه - اشکالي نداره -
مال خودمم اونقدرا تميز نيست
ولي دماغش قرمز ـه
يکم عطر
چقدر خوش قيافه ست
کاش وقتي بيدار ميشد اينجا بودم
...وقتي مادرم ببينش
بايد همه چيزو فردا برام تعريف کني - حتما -
خواهشا اين شاهکارو خراب نکن - نگران نباش -
همون رفتاري رو باهاش دارم که با خودت دارم
ميدوني منو کجا پيدا کني المپيا، بريم
ميبينمت
بيدار شد
صبح بخير، جناب مارکيز - صبح بخير، عاليجناب -
خوب خوابيدين؟
اينجا کجاست؟
من کجام؟ - تو قصرتون -
تو قصرم؟ معلوم هست چي داري ميگي؟
من گاسپرينوي زغال فروشم
نکنه باز دارين شوخي ميکنين؟
ديشب چه اتفاقي افتاد؟ اين شمايين که دارين شوخي ميکنين
من کدوم گوري هستم؟
اون ديگه کيه؟
اين کيه؟ - جناب مارکيز -
چه بوي عطري ميدم
خداي من، من کجام؟
چرا بايد اينجا باشم؟ نکنه دارم خواب ميبينم؟
جناب مارکيز، خودتون ميگين نبايد يه شوخي رو زيادي کش داد
تو کي هستي؟ - من ريچيوتو هستم -
آگوستو، فرديناندو و بقيه خدمتکارا
کسي رو نميشناسم از جون من چي ميخواين؟
دون سابينو اين کيه؟
جناب مارکيز
صبح بخير - تو کشيشي؟ -
...اما جناب مارکيز - کافيه -
ببينين چه بلايي سرتون ميارم
دون سابينو، بايد کمک کنين
ميخواين با من چيکار کنين؟
فکر ميکنه يه زغال فروشه - حتما شوخيش گرفته -
اگه آروم نگيره مجبوريم ببريمش بيمارستان
يعني ديوونه خونه - معلوم هست چي داري ميگي؟ -
من ديوونه نيستم فقط ميخوام بدونم چه بلايي سرم اومده
يه ديوونه ممکنه اينقدر آروم باشه؟ - من چه ميدونم -
...شايد مست باشم، ولي - من عموتم -
من تا حالا تو رو نديدم - صداي داد و فرياد شنيدم -
دون سابينو، برو يه مقدار آب مقدس بيار
صبح بخير، انافريو - حالا شدم انافريو -
جزو فاميلاي مني؟ - چي داري ميگي؟ -
همه بهم ميگن مارکيز اون يکي ميگه عموي منه
فقط تو ميتوني کمکم کني
...نميفهمم
...يادمه از رستوران اومدم بيرون بشاشم
بعد يجا نشستم... و الانم اينجام
من اينجا چيکار ميکنم؟ کي منو آورده اينجا؟
تو ديوونه نيستي، جن زده شدي - چي؟ -
روح بيقرار يه زغال فروش وارد جسمت شده
نگو که من مُردم بايد تخمامو براي خوش شانسي بگيرم
انگار يه روح شرور ـه
کيه؟
اين تويي، جناب مارکيز
منم؟
بايد با کمک خدا مراسم جن گيري رو شروع کنيم
بيا بيرون، روح خبيث
برادرزاده منو تنها بذار
ما قويتريم تو در مقابل قدرت صليب هيچي نيستي
روح زغال فروش از جسم مارکيز برو بيرون
لعنت به تو، ديگه برنگرد
جسم مارکيز رو ترک کن، اي زغال فروش بدترکيب
رفتي، زغال فروش؟
برگشتي به برزخ؟
انافريو، حالت چطوره؟
برگشتي، مارکيز؟ - آره، برگشتم -
خدا رو شکر
آره، ولي بايد برم خونه پيش زن و بچه ام
ببخشيد، يه مارکيز نبايد اينطوري بره بيرون
ميرم کالسکه رو بيارم
کدوم اسب رو ميخواين؟
يه سفيد و يه سياه
کجا رفتي؟
با کالسکه؟
المپيا، اگه مجبور نبودي بري پاريس
ميبردمت يه رستوران درجه يک
ميدوني که امکانش نيست بقيه منتظرم هستن
آره، ولي بايد يه چيزي بخوري
تا آخر عمر يادت نميره
کِي بايد بري؟ - خيلي زود -
اوضاع تور نمايشي زياد خوب نيست
بايد يه تصميم اساسي بگيريم
کاش همين الان ميرفتيم
!ممنون
...هميشه بهم ميگي
...دوست دارم تمام عمرمو با تو بگذرونم
اونوقت دوست داري همين الان بري؟ - چرا با من نمياي؟ -
کجا؟ نمايش بدم؟ - نه، پاريس -
نميدوني پاريس چيه پاريس يعني زندگي، يعني آينده
ميشه کمکم کني؟ - البته -
مارکيز دل گريلو داره اينجا تلف ميشه
المپيا، مارکيز دل گريلو هرجايي تلف ميشه
جناب مارکيز؟ - اومدش -
ميخوام بدونم چطور پيش رفته
چه خبر؟ - واقعا خنده دار بود -
بيا بالا برام تعريف کن - نه، يه مانع ديگه هست -
شک کرده ميخواد بره ديدن مغازه اش
مغازه اش کجاست؟ - ويا دل کاپل -
نيمساعت ديگه ببرش اونجا
المپيا، بذار براي بار آخر ببوسمت
ولي هنوز وقت داريم چرا بار آخر؟
صبر کن تا ببيني
...چونکه
بايد حسابي کثيف بشم
يالا
جناب مارکيز، اينم مغازه
خب؟
حق با توئه، ببخشيد
ميتوني زغال فروشو با زن و دخترش ببيني؟
اونو با زن و دخترم ميبينم
اگه اون زغال فروشه پس تو کي هستي؟
من مارکيزم - درسته -
حسابي گيج شدم
بهتره برگرديم قصر گور باباي زغال فروشم کرده
ميرم يه چيکه عرق بزنم - چي؟ -
ميرم بيرون يه چيزي بخورم - بيا اينجا -
بايد براي صومعه زغال ببري - باشه، ميبرم -
بده تا ببرم - بچرخ -
خيله خب
کارم تمام شده بود ...ولي اگه قراره اين زغالها رو ببرم
باشه، ميبرم...
خدا، چه سنگين ـه
کجا ميري؟
از اونطرفه - خودم ميدونم -
خودم راهو بهتر از هرکسي بلدم
داشتم راه طولاني رو انتخاب ميکردم
بيچاره گاسپرينو، حق داره الکلي شده
جناب مارکيز
چي شده؟ - ناهار آماده ست -
مادرتون خيلي عصباني هستن - مادرم؟ -
چي داري ميگي؟ مادرم ده سال پيش مرده
منظورت مادر اون يکيِ؟
فهميدم، مادر گرامي - منتظرشون نذار -
همينطوريشم زياد حوصله نداره - الان ميام -
هُلم نکن...مادرم کجاست؟ - اونجاست -
من اينجام مادر کي ميتونه شما رو تشخيص بده؟
چقدر لاغر شدين !سياه مثل يه تيکه زغال
اين حرفا چيه ميزني؟
داشتم احوالپرسي ميکردم گل که لگد نميکردم
انافريو بشين
نکنه ميخواي صندلي رو از زير پام بکشي؟
بهتره دست از اين شوخيها برداري
فکر کردم بجاي مارکيز يه زغال فروش شدم
شايد مست بودم
اين چيه؟ شيريني؟
بنام پدر، پسر و روح القدس
خوبه، يکم بهم بده خوشم اومد
بذارش زمين
کافيه - ...اين رفتارهاي رعيت گونه -
اثرات همون تسخير شدن جسم ـه...
مريم مقدس خيلي بهش رحم کرد ولي هنوز يه مقدار کار داره
چيکار ميکني؟ ميخواي بري؟
تمام پارچ رو بذار همينجا
اين ديگه چيه؟ - سوپ قارچ -
بو گند ميده، خودت بخورش - فردا دوباره اونو جن گيري ميکنيم -
هنوز کاملا تبديل به مارکيز نشده
اين همون زغال فروش بود
پنجاه سکه - همش مال منه؟ -
البته، عاليجناب
يعني ميتونم اونا رو بردارم و خرج کنم؟
شما ارباب هستين اين سود املاکتون ـه
متاسفانه محصول امسال زياد خوب نبود
تو حسابداري؟ - من خدمتکار متواضع شما هستم -
بگو ببينم چقدر تو اين خونه خرج ميکنيم؟
چرا؟ به من اعتماد ندارين؟
ما چندين نسله به خانواده شما خدمت ميکنيم
اول پدربزرگم، بعد پدرم و حالا هم من - بهت برنخوره -
مثلا چقدر خرج زغال ميکنيم؟
...زغال - آره، چقدر خرجش ميکنيم؟ -
چقدر ميتونيم براش پول بديم؟
هر 100 کيلويي 7 سکه - زغال چوب چطور؟ 4 سکه-
براي هيزم چقدر؟ - اون از درختاي خودمون تهيه ميشه، اونا رو ميفروشيم -
اونا رو چقدر ميفروشيم؟
هر 100 کيلويي 10 سکه - ميبيني چه احمقايي هستيم؟ -
...همه چيزو با قيمت بالاتر ميخريم
و هيزم رو نصف قيمت ميفروشيم؟ خوب شد حسابها رو ديدم
اگه تو اين مورد تقلب ميکني يعني تو همه چي دست ميبري
معلوم ميشه يه دزدي خودت و بابات و پدربزرگت
هرسه نفرتون رو اخراج ميکنم
قبل از رفتن بگو ببينم
اون شرابي که سر ناهار خوردم رو هم خودمون تهيه ميکنيم؟
بله، از تاکستان خودمون تهيه ميشه
چقدر از اونو داريم؟
بشکه هاي خيلي زيادي داريم
اون بشکه ها الان کجا هستن؟
توي سرداب - من ميرم سراغ شرابها تو هم ميتوني بري جهنم -
!دزد کثيف
چيه...سکس ميخواي؟
جنوفلسا
جنوفلسا
کجا بودي؟
چرا جواب نميدادي؟ - کار داشتم -
اين چه لباسيِ؟ - من اينطوري دوست دارم -
اينطوري با من حرف نزن - جرات داري يبار ديگه بزن -
!به انافريو ميگم
الان وقت دعاست، بعدا درباره ش حرف ميزنيم دستمو بگير
حتما پسرم امشب طبق معمول رفته بيرون
نرفته، اگه بخواين ميتونم صداش کنم - ميدونم نمياد -
فکر کنم امشب بياد
اين همزادگرايي اونقدار هم براش بد نيست
بيشتر از قبل ميمونه خونه و مشکلات خونه براش مهم شده
بايد از مريم مقدس تشکر کنيم
بريم
چيکار ميکني؟ دست از سرم بردار
ميخوام تمام بشکه رو خالي کنم - راه بيفت ببينم -
مگه تو کي هستي؟ ارباب اين خونه منم
تو هم اخراج ميکنم
راه بيفت، الکلي - مارکيز رو هل ميدي؟ -
ولم کن
...من ارباب تمام بشکه ها هستم
من صاحب همه چي هستم...
چي شده؟ تو سرداب بودم
حالم خيلي خوبه داشتم شراب 90 ساله ميخوردم
اون بهم گفت تمام خانواده اينجا جمع شدن
نکنه جلسه گرفتين؟
بگيرش - گردنبندِ -
چيکار ميکني؟ بايد دعا کني
دعا؟ مگه کسي مرده؟
همتون برين بيرون
حسابي مستِ - انافريو -
انافريو
مريضه، بايد ببريمش تو اتاقش
به اتاق من اتاق اون طبقه بالاي زغال فروشيِ
منظورت از اين کار چي بود؟ - هيچي، فقط يه هوس ناگهاني -
و کاملا رضايت دارم
بهتون نشون دادم فرانسويها حق دارن همه ما مثل هم هستيم
مساوات
...اين زغال فروشو تو خونه نگه داشتين
فقط به اين خاطر... که من لباس مارکيزو تنش کردم
ماد، اگه يه زغال فروش بدنيا آورده بودي بازم همين ميشد
!انافريو
گفتي اونو به من ترجيح ميدي، عمو شايد همتون اينو بگين
براي همين اونو نگه دارين و من ميرم - کجا ميري؟ -
پاريس مردي مثل من داره تو رم تلف ميشه
ولي تو هيچي بلد نيستي
تا حالا تو عمرت هيچ کاري نکردي
اين چيز کمي نيست تو پاريس قدر اينو خيلي خوب ميدونن
اونا ميگن خلاقيت افرادي که هيچ کاري نکردن بيشتره
به اين ميگن پاريس
باز چي شده؟
چي شد؟ تو کي هستي؟
من کجام؟
اي هرزه...لعنت به تو
چرا بيدارم کردي حال خوشي داشتم
وسط يه قصر تو يه تخت طلايي خوابيده بودم
چي داري براي خودت بلغور ميکني؟ - عجوزه بدترکيب -
طلسمو شکستي
چندتا خدمتکار داشتم که برام غذا و شراب مياوردن
مدام جلوم تعظيم ميکردن
تو هم بايد تعظيم کني - برو بابا -
ولش کن، پدر - ميخوام خفه اش کنم -
بعدش ميام سراغ تو تا يه درسي بهت بدم
وقتي مارکيز خوابيده بايد ساکت باشين
من ارباب اينجا هستم
من خونه ام؟ اينجا مغازه ست؟
کيه؟ - بگيرش -
صبح بخير، گاسپرينو شب تو عرق فروشي ميبينمت
ريچي، ميبينمت
المپيا آماده باش که دارم ميام
صبح بخير، عاليجناب بفرماييد
يه گروه مرد و زن فرانسوي نديدي؟
چرا، يکشنبه از اينجا رد شدن يه مشت پسر و دختر هرزه
خودشونن - داريم درست ميريم -
انگار تازه مرده بهتره زودتر از اينجا بريم
شايد بخواين يه چرتي بزنين، جناب مارکيز - ممنون -
صندلي تاشو هم آوردي
نکنه تمام قصرو با خودت آوردي؟
اگه ميشد تمام رم رو مياوردم - جدي؟ -
بايد بريم پاريس هنوز به توسکاني هم نرسيديم
هنوز هيچي نشده ميخواي برگردي رم؟
همينطوري گفتم - ولي حرفتو زدي -
جريان چيه؟
اونا کجا دارن ميرن؟ - خونه -
مگه فرانسوي نيستن؟ - که چي؟ -
الان يک هفته ست همينطور دارن وارد ميشن خيلي زيادن
چيکار ميکني؟ نميتونيم اينجا اطراق کنيم
ريچيوتو - بله، جناب مارکيز -
چرا توقف کرديم؟ - اسبا نميتونن رد بشن -
شلاقشون بزن - معلوم هست اين فرانسه کجاست؟ -
لعنت به تو، ريچيو چي بود؟
اسبا نيستن - چي داري ميگي؟ -
اي احمق فقط بلدي رو من بشاشي
حواست کجاست حالا چيکار کنيم؟
اون اسبا از ما خسته تر بودن نميتونن زياد دور شده باشن
بهتره بريم دنبالشون تو از اونطرف برو
صبح بخير دوتا اسب نديدين؟
چرا، الان داريم يکيشون رو ميخوريم - چطور ميتونين اسب بخورين؟ -
کبابش کرديم - ميدونم، ولي اون مال شما نبود -
ما از روسيه تا اينجا اومديم، خيلي گرسنه ايم - جدي؟ -
شما کي هستين؟ - راهزن نيستيم -
ما سربازاي ناپلئون هستيم - اون شکست خورد -
مطمئني؟ - ببين چه بلايي سر سربازاي ناپلئون اومده -
ناپلئون ديگه تمام شد کجا دارين ميرين؟
رم...فوجيا - يکم غذا بهم بده -
با يه اسب هم ميتونيم خودمونو به پاريس برسونيم
اون اسب اينجا ميمونه بايد توي راه غذا بخوريم
وگرنه نميتونيم به رم برسيم
چرا ميخواين برين به فرانسه لويي هجدهم؟ پاپ که بهتره
يکم بده ببينم - ولي اين گوشت اسبِ -
همه دارن ميخورن تازه، اسبش هم مال خودمه
زنده باد پاپ
زنده باد پاپ
زنده باد پاپ
زنده باد خانواده دل گريلو
زنده باد خانواده دل گريلو
زنده باد خانواده دل گريلو
حالا همگي براي دعا به کليسا ميريم
چونکه پاپ برگشته
اينجا چيکار ميکنين؟
جناب مارکيز انافريو دل گريلو هستن؟
مارکيز خارج از شهره
چي ميخواين؟ چرا اينطوري وارد خونه شدين؟
ببخشيد، ولي حکم جلب داريم - براي پسرم؟ -
چي داري ميگي؟ غيرممکنه
...بدستور کاردينال ويکار
مارکيز دل گريلو بايد به قلعه برده بشه
براي جوابگويي به جرم ترک پست و خيانت...
همينطور براي همکاري با نيروهاي فرانسوي
مگه انافريو چيکار کرده؟ - من ميدونم، آبروي خانواده رو برد -
برگردين تو و پنجره ها رو ببندين
شب همگي بخير - بفرما بشين -
ميشينم پيش دوستام - تا حالا کجا بودي؟ -
بشين - يکم شراب بزن -
از ديدن دوباره ات خوشحالم
شراب بيار - به سلامتيِ رفقا -
جريان مارکيز شدنت رو تعريف کن
ميخواي منو مسخره کني؟ - نه بابا، اين چه حرفيِ -
ميگن طرف يه تاکستان داره بهش بگو
از کدوم تاکستان حرف ميزنين؟
شراب من از تاکستان خودم تهيه ميشه
اون که شراب نيست، خواب و روياست
از قصر تعريف کن
مثل قصه پريان ميمونه
...در مورد اسبا و کالسکه تعريف کن
و اينکه صبحانه رو تو رختخواب برات مياوردن...
داري منو مسخره ميکني - اصلا اينطور نيست -
اصلا خنده دار نيست
...فکر کردم شما دوستام هستين
من ديوونه نيستم... ديدم چيکار ميکنين
جناب مارکيز دل گريلو - گمشو بابا -
ايندفعه سريع شناختمت
داري با من حرف ميزني؟ - آره، بايد ببرمت پيش کاردينال ويکار -
کي، منو؟ - بله، جناب مارکيز -
دوباره بگو...من کي هستم؟
شما جناب مارکيز دل گريلو هستين و ايندفعه اشتباه نميکنم
شنيدين؟
بخورينش...کالسکه کجاست؟ - بيرون -
اون چيه؟ - ليست افراد ياغي و بازداشتي -
مقابل هر اسم مجازات اونا هم نوشته شده
با توجه به ضوابط بخشش - بخون ببينم -
دون ليويو سه ماه زندان دو ماه
داريو کاسيراگي يک ماه انزوا
نه، اون بيچاره خيلي پيره
دونا سانتو برادي و خاله اش دو ماه انزوا
خوبه همراه با دعاي کميل
مارکيز انافريو دل گريلو يکسال زندان
زياده؟ - برعکس، خيلي کمه -
بهتره اونو محکوم به مرگ کنيم
ولي خيلي وقته نجيب زاده ها محکوم به مرگ نشدن
اون يکي از اولاد محبوبتون ـه - حرفشم نزن -
تيرباران
!نه، نه
بهتره سرشو قطع کنيم مگه عدالت نميخواست؟ بهش ميديم
ميذاريم يه بيگناه رو محکوم کنن
ميدونيم که تقاص کاراي انافريو رو نميده
تقاص کدوم کارش؟
!خفه شو اون داشت نقش ارباب رو تو خونه بازي ميکرد
مرگش کافي نيست - پس کي ميميره؟ -
کي اهميت ميده؟ يه زغال فروش کمتر
بهرحال اون ميره بهشت
اينطوري همه فکر ميکنن انافريو مرده وقتي برگرده چي؟
يه کاريش ميکنيم
بهتره در مورد امنيت خودمون فکر کنيم
بهتره در موردش فکر کنيم
ميخوام امشب راحت بخوابم
بهتره مثل نرون عمل کنيم آماده اين؟
قبوله
اينجاست
ميخوان کيو اعدام کنن؟ - مارکيز دل گريلو -
کي؟ - بالاخره شوخياش کار دستش داد -
آوردنش
اون گاسپرينو ـه
مارکيز، وقتشه
من گاسپرينوي زغال فروشم
من زن و بچه دارم عاشق خانواده م و پاپ هستم
تو کي هستي؟ پانچينلو؟
ولم کن، تنها ميرم
شبا دوست دارم با دوستام بشينم عرق خوري
با يه چيکه شروع ميکنم بعد ته شيشه رو درميارم
چطوري گرفتنش؟
وقتي مست ميکنم ديگه هيچي حاليم نيست
احساس ميکنم يه بالن هستم ...که همينطور ميره بالا
...اونقدر که شما رو مثل مورچه ميبينم
و دلم ميخواد رو سر همتون بشاشم...
امکان نداره پاپ مرگ منو بخواد
جناب مارکيز، وقتشه - دارم با دوستام حرف ميزنم -
يه زمان روياي مارکيز شدن رو داشتم
...همه تعظيم کنن
هميشه تو زندگيش داشت شوخي ميکرد و ايندفعه با مرگ شوخي ميکنه
خوش بحالش
گفتن تو مارکيزي
ولي بعد بازداشتم کردن - وقتشه -
وقتشه اين راهب بره به جهنم
مگه من چيکار کردم؟
اگه اونو اعدام کنن يعني پاپ جدي بوده
ازم پرسيدن مارکيز، اخرين خواسته ات چيه؟
لازم نيست بپرسين
برام يه بشکه شراب بيارين تا مست کنم
حقيقت داره که سرمو ميخوان؟
اونا سر مارکيز دل گريلو رو ميخوان
ولي من گاسپرينوي زغال فروشم
اون سري که ميخواين مال من نيست به چي ميخندين؟
همتون تو رويا به سر ميبرين مثل من
وقتشه وقت خوابيدنه
هي جلاد...اون کجاست؟
اگه خوابم برد بيدارم کن ميخوام ببينم بدون سر چه شکلي ميشم
کافيه - دست نگه دارين -
اعدام رو متوقف کنين
بهت گفتم شوخي بود
ميبيني؟ حتي پاپ هم با من شوخي داره
...بنا بدستور پاپ
ايندفعه حکم عفو ...شامل حال مارکيز دل گريلو ميشه
...و حکم اعدام اون تبديل ميشه به
شش ماه خدمات مذهبي... زنده باد پاپ -
عالي بود
زنداني رو آزاد کنين و به قصرش برگردونين
زنده باد پاپ
همينجا جلوي مغازه بذارش
بريم
اومدم
وقتشه؟
من کجام؟
تو کي هستي؟
مغازه منه؟
!منو بيدار کردي
عزيزم، مرسي از اينکه بيدارم کردي
دخترم کجاست؟ بيا اينجا خوشکلم
بذار ببوسمت منو بيدار کردي
عجب کابوسي بود خوشحالم که تو خونه خودم هستم
!عاشق بوي زغالم
شده بودم مارکيز ...ميخواستن اعدامم کنن
همه باهم ميگفتن وقتشه
عاليجناب، منو ببخشين
خيلي وقته بخشيدمت، انافريو
اين شوخي باعث ميشه ديگه هيچوقت شوخي نکني
همينطوره، عاليجناب - بدجوري ترسيدي، نه؟ - نه زياد -
ميخواستن يکي ديگه رو اعدام کنن - تو نبودي؟ -
پس کي بود؟ - يه زغال فروش بدبخت فلک زده -
باز شروع شد؟
دنيا يه پلکان ـه - آخرش يه کاري دستم ميدي -
اگه پاپ بميره يکي ديگه جاشو ميگيره
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.