Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی مای موویز Mymoviz.ORG جامعترین سایت فیلم و سریال
رسانه اینترنتی مای موویز Mymoviz.ORG جامعترین سایت فیلم و سریال
آمریکا و مکزیک یکی از وسیعترین مرزهای مشترک دنیا را دارند.
در تگزاس، حصارهای مرز تا دوردست های شمال ریو گرانده ادامه دارند.
همین باعث ایجاد فاصله ای بین آمریکا و مکزیک می شود.
یالا، بزن بریم.
محلی ها برای آن اسم گذاشته اند.
آره، آره، آره، آره.
ووهو!
ووهو!
زمین بی صاحب
پسرت هر کاری که می کنه، با تمام وجود انجام میده.
فکر نکنم لازم باشه بهت بگم
که عضویت تو تیم یانکی های دابل ای برای جکسون به چه معنیه.
نه، نه، نه.
ما کاملا مطلعیم.
وو!
وو!
یاهو!
- واو، بیا پسر! - برو، جکسون.
درست مثل قدیما.
لعنت بر شیطون، لوکاس!
هی، بیا، بیا، بیا!
بیا بگیریمش!
بیا بگیریمش، ساندنس!
ووهو!
چی؟
سلام پسر.
خیلی وقته منتظرم،
می تونستم تا مکزیک شنا کنم.
پیچیدی جلوم.
تقصیر من نیست که روستر اسب سریعتریه.
آره باشه.
تو داشتی شکستش می دادی و خودش میدونه، ساندنس.
خیلی خوب، داداش بزرگه، تا خونه مسابقه بدیم با شرط دو برابر.
وو!
به خاک پام هم نمی رسی، پسر!
مزرعه گریر
پس واقعا کل تابستون رو می مونی؟
نمی تونستم صبر کنم تا برسم خونه و باهات با بیل فضله جمع کنم.
بی خیال، میدونی که نمیتونی بدون من این جا رو اداره کنی.
فقط فکر کردم میری یه وری تمرین کنی.
هفته بعد انتخابی تیم یانکی هاست، بهتره آماده باشی.
ترجیح میدم با تو تمرین کنم.
تو گفتنش به مامان موفق باشی.
دست از حرف زدن ازش برنمیداره.
اُه، بچه ام تو نیویورک.
پسرا دارن خوب پیش میرن.
به توپ ضربه می زنه.
وقتی بری تو دم و دستگاه یانکی ها، تا آخر عمر تأمینی.
بی خیال پسر، سالها طول می کشه که به لیگ های بالا برسی.
همین جا کلی کار داریم، درسته بابا؟
خب فکر نکنم بخوای اون رو با این عوض کنی.
یالا، آشغال لعنتی.
بابا.
چیه؟
بیا، از کامپیوتر من استفاده کن.
یه شیت تو اکسل باز کن.
بذار یه چیزی بهت بگم.
چرا به جاش نگران بازوت نمیشی؟
بابا، من از مزرعه خوشم میاد.
خب، پس وقتی پول گنده قراردادت رو از یانکی های
نیویورک گرفتی، میتونی وامت رو پس بدی.
درسته عزیزم؟
اُه لعنتی.
اون چی بود؟
همین جا بمونین.
فقط همین جا بمونین.
امکان نداره.
جکسون.
جکسون.
من میرم مامان.
هی بابا، اونا حصار رو پاره کردن!
بابا! داری می بینی؟
از خونه دور نگهشون دار!
از این جا برو!
برید، برید!
از این جا برید بیرون!
برید!
از زمین ما گم شید بیرون!
- یالا، برید بیرون! - برگرد تو خونه.
برید.
برید.
- بابا، حالت خوبه؟ - آره.
واو، واو، ساندنس.
واو، ساندنس، چیزی نیست.
واو، سانی.
جکسون!
کسی رو این تو دیدی؟
نه.
لعنت!
گاوهای کوفتی همه جا هستن!
بابا، میری دنبالشون؟
من باهات میام.
زود پا شدی.
چه طور پیش رفت؟
دوتاشون رو گرفتیم.
بابا داره اونا رو تحویل گشت مرزی میده.
وقتی می گیریشون چه حسی داره؟
وقتی که می رفتیم ماهیگیری تو برکه رابینز رو یادته؟
آره؟
یادته همیشه ماهی باس دریایی می گرفتم؟
دوباره و دوباره و دوباره.
البته، گرفتن و آزاد کردن بود.
درسته درسته درسته.
اما آدم فکر می کنه بعد از گرفتن قلاب
و پاره پوره و خونی کردن خودشون،
ماهی ها عاقل میشن.
اما هی برمیگشتن.
میدونی چرا؟
چرا؟
چون گرسنه هستن.
همون طوریه که بابا گفت...عالیه!
هیچ وقت نگفت این قدر سرده.
نمی دونستم که نوه هام این قدر نق نقو هستن.
پسر کوچولوهای احمق!
بابا گفت باید این جا منتظرش بمونیم.
مهم نیست. اون که دیگه «چوپان» نیست.
به یه کایوت واقعی نیاز داریم.
کایوت های واقعی ازت دزدی می کنن و ولت میکنن تا بمیری.
خفه شو و بشین.
برمیگردم
چنده؟
35 تا برای خرگوشه.
20 تا برای میوه و 20 تا برای آب.
بابا گفت که این جا نباید هیچ چیز بخریم.
از آب بیشتر لازم دارین.
این رو ببینین.
با این می تونین یه دهن جدید رو صورت تگزاسی ها سوراخ کنین.
این چنده؟
میتونم بهتون قرض بدمش.
شاید بعدش بتونین اون بیرون کمکم کنین، میدونین؟
فقط باید یکی از اونا رو با خودتون ببرین.
خب؟
انریکه!
آه لعنت.
بابا؟
چوپان!
پسر کوچولوهای لعنتی،
چرا بهم نگفتین با چوپان هستین؟
اما گوستاوو، ما باید جلوی سربازهای آماده به خدمت، از خودمون دفاع کنیم.
یه مشت مرد چاق که رو صندلی تاشو نوشیدنی می خورن؟
چه مضحک!
بابات به من کمک کرد وقتی هم سنت بودم از مرز رد شم.
بهم گفت از من و مامانم محافظت می کنه و بهمون زندگی بهتری میده.
یه جورایی خنده داره، چون
واقعا بعد از اون خاطره ای ازت ندارم، گوستاوو.
ما هم همین کار رو می کنیم، پدر جان.
میتونیم حتی انجامش بدیم
من برای کلیسا این کار رو می کنم.
که هیچ کایوتی نتونه سر به سر مردمم بذاره.
اون طرف می بینمت، چوپان!
خاک رو بریز اون پشت.
مراقب دستت باش.
اگه باز دستت رو اون جا بذاری، می زنمش.
خیلی خوب.
فکر می کنین چندتا رو از دست دادیم؟
امروز صبح حدودا ده تاش رو شمردم.
ده.
گاوهای درجه یک.
رأسی دو هزارتا.
چی کار می خوای بکنی بابا؟
ما میریم مکزیک و چیزی که مال ماست رو پس می گیریم.
این کاریه که قراره بکنم.
اوه، من هم همین رو میگم.
تو نه.
فقط من و لوکاس.
بی خیال بابا، اون بیرون قراره تاریک باشه.
تو نه.
چیه، کمک من لازمت میشه.
من گفتم...آه!
خدا!
حالت خوبه؟
آره، من خوبم، فقط از این کوفتی خسته شدم.
سریع بگیرش.
جکسون، لوکاس، به کار ادامه بدین.
میخوای من رو این جا بذاری؟ خیلی خوب.
درباره اون کایوت ها تو لاردو شنیدین؟
نه، چی شده؟
خب اونا سگ های مزرعه رو مسموم می کنن،
که وقتی رد میشن ساکتشون کنن.
اُه، پسر، این جواب نمیده.
من با کلی ساچمه درشت منتظر اون مکزیکی ها می مونم
که این چرت و پرتا رو امتحان کنن
تکون بخورید، برید.
برید.
به من گوش کن.
من و مامانت این جا گیر افتادیم...موندگار شدیم.
ولی تو نه، تو دانشگاه و بیسبال رو داری.
استعداد داری.
من از دامداری خوشم میاد.
دامداری.
نمیدونم متوجه شدی یا نه،
اما ما طرف اشتباه حصار هستیم.
نمی دونم تا کی قراره مزرعه ای داشته باشیم.
و تنها چیزی که تو میخوای با من درباره اش حرف بزنه، بیسباله.
- کی به اون کوفتی اهمیت میده؟ - هی هی هی، مراقب زبونت باش.
امتحانش می کنی.
پدر اون یانکی ها رو در میاری.
اگه جواب نداد، جواب نداده دیگه.
کی به اون کوفتی اهمیت میده؟
مراقب زبونت باش.
یالا، تنر.
به اندازه کافی بد هست که باید پاسپورتم رو نشون بدم
که برم ابزارفروشی.
بفرمایید، آقای گریر.
ممنون.
این هم آب، پسرا!
پخشش کنین.
یه کم استراحت کنین.
یالا، پسرم.
بیاین با هم بریم بالا.
می بینین چه قدر قشنگه.
اون تپه ای که اون جاست رو می بینی؟
خب، تگزاس به ما یه کم نزدیکتره.
تگزاس درست شبیه مکزیکه.
آره، واقعا هست.
تو تگزاس هم «چوپان» می مونی؟
خب، یکی دیگه باید گردن بگیره.
خیلی دلم برات تنگ شده بود.
من هم همین طور، پسرم.
میریم گاوهای اون ور رودخونه رو بگیریم.
تا صبح برمیگردیم.
بیا به مامانت کمک کن.
اُه.
به نظر مفرح میاد.
یا یا!
یالا تُپل، یالا!
برگردیم به مرز.
هنوز سه تا کمه.
بابا، نمی تونم ببینم.
تا ده بشمر.
حالا چی؟
بهتر شد.
دیدی؟ حالا خوب شد.
گاهی وقتا باید چشمات رو ببندی و از اول شروع کنی،
تا همه چیز رو واضح ببینی.
بیا بریم.
فرناندو، منتظر من باش.
یه هدیه کوچولو برات دارم.
من این رو تا ابد نگه میدارم.
درست مثل مادرتی.
اون هم تا آخرین پنی رو نگه میداشت. همیشه پس انداز می کرد.
تو از همه لحاظ من رو یاد اون میندازی.
چی شده؟
این کاریه که کایوت های «واقعی» می کنن.
نه مثل پدرت.
یالا، بیاین بریم. تکون بخورین.
میدونی که دوباره کثیف میشه.
اون وقت دوباره می شورمش.
حالا این شد لبخند بیسبالیت.
اخیرا دلم براش تنگ شده بود.
این خونه ماست، مامان.
من نمیخوام از دستش بدم.
نجات دادن مزرعه وظیفه تو نیست.
بی خیال، تو داری میری نیویورک.
هیجان زده نیستی؟
چرا.
اما میدونی، پرتاب کننده های دابل ای،
اونا با سرعت متوسط 92 مایل بر ساعت پرت می کنن.
بازی لیگ کلیسا رو یادت میاد؟
داشتین بد می باختین.
نصف خانواده ها تا پنجمی جمع کرده بودن رفته بودن.
آره، نصف دیگه هم داشتن داد می زدن که من رو از تپه بندازن پایین.
من نمی خواستم تو رو مضطرب تر کنم،
برای همین شروع کردم
- به صبر کردن دم غرفه خوراکی. - دم غرفه خوراکی.
بله!
هر چی بیشتر امتیاز می گرفتن، تو محکم تر پرتاب می کردی.
ما اون بازی رو باختیم.
با یه امتیاز عقب.
و قسم می خورم که اون بچه تازه از جایگاه خارج شده بود.
- تازه خارج شده بود. - آره،
من هم همین رو گفتم.
نکته اینه که
تو بهترین بازیت رو به نمایش گذاشتی، جک.
تسلیم نشدی.
چیه، کجا داری میری؟
جکس، کجا داری میری؟
یه بازی برای تموم کردن دارم.
— ماي موويیز —
من میرم خونه دوستام.
بیا یه بار دیگه انجامش بدیم.
اگه الان برگردیم، احمق به نظر میایم، خب؟
برنمیگردیم.
فقط باید
یا!
بی حرکت!
بی حرکت.
هی بابا، من این جا سه تاشون رو گرفتم.
هی پسر، ما دردسر نمیخوایم.
تکون نخور!
- میگل! - همون جا بمونین، تکون نخورین.
نه، عقب بمونین، هی!
- برید عقب! - آروم باش.
- صبر کن، صبر کن. - اصلا تکون نخور.
- تکون نخورین. - داریم رد میشیم، پسر.
تکون نخورین. بخوابین زمین.
ما دردسر نمیخوایم.
نمیدونم چی داره میگه، بابا!
- میخوای چی کار کنم؟ - گرفتمت، گرفتمت.
تکون نخور.
تکون نخوری ها! زانو بزن.
همه بخوابین زمین.
آقا، ما فقط داریم رد میشیم.
تو، زمین، زمین، بخواب زمین.
- شما دوتا بخوابین زمین. - آروم باش.
برید عقب!
همین الان برید عقب!
یالا، برید عقب!
زانو بزنین رو زمین!
ما دردسر نمیخوایم.
بهت گفتم بگیر بشین. گفتم برگردین عقب.
- تکون نخور. - بخوابین زمین.
یا یا، هو!
گفتم بخوابین زمین.
بابا من این جام، چی لازم داری؟
زمین زمین زمین، گفتم بخوابین زمین.
دستات رو اون جا نگه دار.
- مسلحی؟ - نه، قربان، نه، قربان.
- مطمئنی؟ - بله.
بابا!
ما دردسر نمیخوایم.
دارمت، بابا!
- من این جام! - جک، تو این جا...؟
اُه!
ما دردسر نمیخوایم پسر.
بابا.
بابا از سر راه برو کنار!
جکسون!
این جا چه غلطی می کنی؟
نه!
بابا!
تکون بخور!
فرناندو!
فرناندو!
دور شو.
دور شو جکسون.
بابا.
لوک!
لوک!
لوک!
لوکاس!
هی، هی!
بذار ببینمش، بذار ببینمش.
اُه خدای من.
فرناندو!
چی کار کنم؟
بگو میخوای چی کار کنم.
من رو ببین، من رو ببین.
نگهش دار، نگهش دار!
باشه باشه باشه.
این جا بمون، این جا بمون.
دارمش، دارمش، دارمش.
بابا کجا داری میری؟
برید!
تکون بخورید!
لطفا.
پلیس.
برید برید.
بی خیال، پسر.
- لطفا. - بهش بگو بره.
اون پسرمه!
بابا، چی کار داری می کنی؟
تکون بخورین.
لطفا.
به خدا قسم می کشمش!
- اون پسرمه! - پلیس، برید!
پسرم!
بابا!
بابا.
هی، هی. پلیس ها این جان.
بهت کمک می کنن، دووم بیار.
هی، ما کمک لازم داریم!
- کمک لازم داریم! - کمک!
ایست!
- به من شلیک نکن. - بهش شلیک نکن.
- تکون نخورین. - پسرمه.
کمک لازم داریم.
پس این کایوت فقط یه چاقو کشید بیرون و زدت.
درسته.
و بعد همه شروع کردین به دعوا کردن سر تفنگ.
درسته.
این جام رو چاقو زد.
آره.
تفنگم رو برداشت و
یه کم با هم گلاویز شدیم.
اون من رو شکست داد، زمینم زد.
پسرم لوکاس اون طرف بود و
گلوله خورد و زدش.
و بعد برگشت طرف من
و آه...من دویده بودم طرف اسبم که تفنگ گلنگدنیم رو بردارم
و همون موقع بود که پسر کوچولو پرید جلوی من.
اوهوم، اوهوم.
و من بهش شلیک کردم.
منزجر میشم که این بچه زندگیش رو به خاطر گناهان یه کایوت
از دست داده.
من چی کار کردم، خدا؟
هر روز خدا تو ملکم موادفروش و قاچاقچی هست.
هر روز خدا.
میدونم که میدونی چی میگم.
اوهوم.
و اگه باید
خودم به این مسئله رسیدگی کنم
که اوضاع روبه راه باشه، خب باشه.
متوجهم.
پس...اساسا داری میگی
همه اش دفاع از خود بود.
اساسا نه...واقعا دفاع از خود بود.
آره، وقتی رسیدم اون جا، کلی گاو خیس اون ورا بود.
تا حالا ندیدم گوساله بره سمت صدای گلوله.
میدونی پسر من اون توئه و چسبیده به زندگیش.
شاید وقتش رسیده باشه که برم پیش زنم بشینم.
کارمون تقریبا تموم شده، قربان.
تقریبا تموم شده.
حالا این وقت شب همه اون بیرون چی کار می کردین؟
یه چیز تو مایه های سرباز آماده به خدمتی چیزی؟
ما از خانواده امون خوب مراقبت می کنیم.
فقط وظیفه است، میدونی دیگه؟
این پسری که بهش شلیک کردی هم خانواده داره.
یه تصادف بود.
نظرت اینه؟
اون بیرون خیلی شیر تو شیر بود، پسرم.
دفاع از خود بود.
درست همون طور که بابام گفت.
نمی تونستین فراریشون بدین؟
سعی کردیم.
ما اسپانیایی حرف نمی زنیم، افسر رامیرز.
من هم اسپانیایی حرف نمی زنم، آقا، و پلیس ایالتی هستم نه افسر.
با اسب ها کار می کنی، پلیس ایالتی؟
نه آقا، هیچ وقت نکردم.
خیلی زود یاد می گیری که پشت اسب ها قدم نزنی،
چون اونا لگد می زنن تو سرت.
میدونی، خیلی وقت پیش،
گرگ ها اونا رو هم دنبال می کردن، برای همین،
به مرور زمان دیگه نگاه نکردن که چی پشتشونه،
فقط لگد میزدن.
باید یادم بمونه.
فعلا شهر رو ترک نکنید، آقای گریر.
شهر رو ترک نکنید، آقای گریر.
همه با هم می مونیم.
بیا بریم مادرت رو ببینیم.
بابا، تو و لوکاس هیچ کاری نکردین
من شلیک کردم.
شنیدی چی گفتم، پسر؟
من شلیک کردم.
تو شلیک کردی.
بله آقا.
پسر بریم کلیسا؟
نمیخوای با من صحبت کنی؟
با من حرف بزن. تو خودت نریز.
گوستاوو، تو مرد باایمانی هستی.
من هیچی نیستم.
من یه شوهر نیستم.
یه پدر نیستم.
هیچی نیستم.
فرناندو حالا پیش مادرشه.
اونا خوشحالن
دیگه رنج نمی کشن.
بیا بریم دعا کنیم.
به خدا پشت نکن.
کی به کی پشت کرده؟
من همیشه ازش پیروش کردم
و او را پرستش كرد
حالا ببین اون احمق چه کار کرد!
ببخش پسرم. منو ببخش!
پدرم هیچ کاری نکرده.
میدونم.
این عادلانه نیست.
اونا تو زمین ما بودن.
خب، با من بیا تا حلش کنیم.
گوش نمیدی.
این تقصیر اوناست.
به یه پسر از پشت شلیک کردین.
تو که اون جا نبودی.
خب الان که این جام.
با من بیا، جکسون.
هی!
هی!
مردک...!
یالا!
لعنت.
فکر کردی کجا داری میری؟
جایی برای رفتن نیست!
جایی برای رفتن نیست.
جکسون!
هیچ جا نمیتونی بری!
یا، یالا پسر!
برو برو!
یالا پسر.
آفرین ساندنس. یالا.
یالا ساندنس.
یالا.
آره، آره، آره.
خدا لعنتت کنه.
آفرین ساندنس، یالا.
یالا سانی.
یا!
در چه حاله؟
چه طور جرئت می کنی پسرمون رو تا مکزیک فراری بدی؟
انگار اون یه مجرمی چیزیه.
به پسرتون زنگ بزنین، آقای گریر.
بهش بگین بیاد خونه.
قبلا هم بهت گفتم، جکسون هیچ نقشی در این داستان نداشت.
تنها چیزی که درباره اش میگم همینه.
خانم، اون بیرون جاش امن نیست.
اوضاع میتونه خیلی بدتر بشه.
بدتر؟
اونا تیر زدن به شکم پسرمون، اون هم تو 40 مایلی زمین خودمون.
با تفنگ شوهرتون.
یه بچه هم مرد.
پیشنهاد می کنم جفتتون شروع به کمک کردن به من کنین،
قبل از این که همه پسرهاتون از دست برن.
به پسرتون زنگ بزنین، آقای گریر.
خانم.
یالا، این تموم چیزیه که داریم.
هر طرور مایلی.
هر طور مایلی.
آروم، آروم، آروم، آروم.
آروم دختر، آروم.
آروم، آروم.
تو خوبی.
بفرما.
برو.
برو، یالا، آزادی.
برو!
برو!
خدایا.
یالا برو.
برو پسر، بدو گاو خنگ!
برو، برو!
برو!
تو به چی نگاه می کنی؟
منظورت رو رسوندی.
آه.
— ماي موويیز —
هی، جکسون گریر هستم.
پیغام بذارین تا باهاتون تماس بگیرم.
شروع کنین.
جکسون، باید بیای خونه، پسرم.
بهم زنگ بزن.
نه، آب لازم دارم.
اُه.
من اسپانیایی حرف نمی زنم.
100 پزو.
100.
این چند پزوئه؟
بی خیال پسر، داری ازم دزدی می کنی.
می دونم این همه نیست.
هی هی.
بخور.
کجا میری؟
مرسی برای آب.
فکر می کنی می تونی کمکم کنی یه ماشین پیدا کنم؟
البته.
چه قدر پول داری؟
زیاد ندارم.
آروم باش، فقط اسب رو بسپر به من.
خب مکزیک رو دوست داری؟
برو عقب!
برو عقب، لعنتی!
برو عقب!
برید عقب.
عقب!
عقب!
یا، یا!
آقای آلمیدا؟
تسلیت میگم، آقا.
ممنون.
باید قبل از این که ببینیدش، کارت شناساییتون رو ببینم.
وضعیت مهاجرتیتون هیچ ربطی به من نداره،
به این دلیل نیست که این جام.
ممنون، آقا.
شما گرین کارت دارین.
چرا پسرتون داشت غیرقانونی عبور می کرد؟
من یه درخواست نامه ال-30 پر کردم که بیارمش.
ردش کردن.
متأسفم.
آه، میخواین تو مکزیک دفن بشه؟
گواناخواتو، شهرمون.
البته.
باز هم واقعا تسلیت میگم، آقا.
میتونم برم پسرم رو ببینم؟
البته، دنبال من بیاین.
لطفا نگهش دارین.
ممنون.
وایسا وایسا وایسا.
وایسا، باید پیاده شم.
وایسا، وایسا.
تو تنها نیستی.
هیچ پدری نباید پسرش رو دفن کنه.
خب، چه طوری خدمت این بچه برسیم؟
داره سوار اسب
میره سمت جنوب.
تنهایی این کار رو می کنم.
و اون یه بچه نیست.
پدر جون، من از پسرت خوشم میومد.
قوی بود.
یالا.
آب دارین؟
این بیرون چی کار می کنی؟
آم، کمپینگ.
کمپینگ؟
فقط کمک لازم دارم.
می تونم براتون کار کنم.
با گاوها آشنایی دارم.
گاو.
گاو، اسب.
اسب.
آره، آره. من کار می کنم، براتون کار می کنم، آقا.
بله، کار.
بله آقا.
باشه.
باشه.
بیا.
چیزیت نیست.
چیزیت نیست.
بیا.
بیا ساندنس، پسر خوب.
مرسی، پسر.
نه.
با اسب.
اسب.
بله، بله.
واو.
از پدرم تشکر نمی کنی؟
هی، ممنون، آقا.
اُه، چیزی نیست.
من خوبم.
کار؟
بله، میتونم کار کنم.
اسب رو بیار.
آره.
عفونت کرده.
فقط نمیخوام تو ملک من بمیری، میدونی؟
مسئولیت داره.
ممنون.
گراسیاس.
صبح بخیر.
خدا به سحرخیزها کمک می کنه.
البته.
دستت چه طوره؟
بهتره.
- خوبه. - آره.
کار؟
بله قربان.
آره، من حاضرم.
می تونم طناب بندازم، سواری کنم، نعل بندازم، پشم بچینم.
کار.
کار.
میدونم.
هی پسر.
باید اول بهش جهت رو یاد بدین.
آره آره!
یعنی اون تا وقتی ندونه کجا داره میره، به درد نمیخوره.
آره، تو به فضله بیل زدنت ادامه بده، پسر.
واو.
واو، واو.
سرو.
بیا بریم راست.
یالا سرو، راست، راست، راست، راست، راست، راست!
پسر خوب.
آفرین، سرو.
بیا بریم چپ.
خوبه.
یه بار دیگه، یه بار دیگه، برو راست.
برو راست، برو راست، برو راست، برو راست.
آفرین.
چپ.
چپ، یالا، چپ.
یالا، چپ.
خوبه، آفرین سرو.
ساندنس حسودیش میشه ها!
بدک نیست، ها؟
نه، بدک نیست.
اُه اُه اُه.
بیا، می بریمت رافائل.
رافائل کجاست؟
خواهی دید.
اوه
برای تفریح آماده ای ؟
سلام
- سلام! - سلام!
سلام عزیزم!
چرا دستمال سرت کردی ؟ همه چیو میتونم ببینم
پسر سفیدپوست بانمکه کیه؟
اون؟
اون بانمک نیست.
دوست دخترت بوی سگ میده!
اون دوست دختر من نیست!
پرو یعنی سگ، درسته؟
آره، درسته.
کولو یعنی چی؟
آه، بهش بگو چیه!
نه، نه، نه.
تو «کولو» هستی!
نمیخوای بدونی، نمیخوای بدونی.
باشه، پس چرا تو کافه منه؟
- کافه تو؟ - کافه من!
نه، کافه تو نیست!
این کافه فقط و فقط متعلق به
رافائله!
رافی، رافی!
رافی، رافی، رافی!
رافائل کیه؟
خانم ها و آقایون،
ستاره امشب رو معرفی می کنم
رافائل!
همگی شرط ببندین!
این رافیه.
آره.
رافائل؟
رافائل، بله.
و این داناتلوئه و اون یکی
لئوناردو.
- آره. - لاک پشت های نینجا.
- آره. - خیلی خوب.
بزن بریم رافی.
رافی، رافی، رافی!
ای بی شرف.
آی آی آی آی.
تو با پسر سفیدپوسته ای؟
هی، دوباره دستت به اسب من بخوره می کشمت.
هی، نه، نه، نه، نه.
این عوضی سعی کرد اسب من رو بدزده.
عجلت داره میرسه، جکسون گریر.
آره آره.
ول کن.
هی هی هی.
یالا!
داره میرسه، داره میرسه!
میرقصی ؟
سعی ام رو میکنم
باشه
طرز فکرش رو دوست دارم
این بانده
باند
باند
بدبخت
آره ، بدبختیه
تو محل ما اینطوری انجامش میدن
سلام.
- سلام. - آه
و یه لیوان نوشیدنی.
ساندنس.
ساندنس، بیا پسر.
ساندنس.
آره میدونم.
هی.
هی.
بیدار شو، پسر.
پسر، یکشنبه است.
خب؟
خب، ما یکشنبه ها می ترکونیم.
صبحانه یکشنبه ای.
نه پسر، این چیزا خانوادگیه، تو برو.
نه.
بیا، بزن بریم.
سردرد بهونه خوبی نیست.
پسر، من هنوز خمارم.
صبحانه یکشنبه ای، پسر.
نوش جان.
اُه.
گراسیاس.
پدرم از تو خوشش میاد.
این خیلی معنی داره، میدونی؟
فکر کنم میتونی تا وقتی به کار ادامه بدی، این جا بمونی.
این یعنی ما همه گاوچرونیم،
برای همین در انتهای جاده همه دوباره هم دیگه رو می بینیم.
پدرم عاشقشه.
رافی، رافی، رافی، رافی!
یه کم میخوای؟
ببخشید.
- بابا. - جکسون.
خدا رو شکر، کجایی پسرم؟
لوکاس چه طوره؟
جراحیش فرداست.
الان بیا خونه، هنوز دیر نشده.
بهت احتیاج داریم.
بابا، من نمیتونم بخوابم.
نه، به من گوش بده جکسون.
میخوام بهم گوش کنی، پسر.
این قضیه تقصیر تو نیست.
می فهمی چی میگم؟
تقصیر تو نیست، باشه؟
میخوام...میخوام بهم بگی کجایی
و میخوام برگردی این جا.
من جونش رو گرفتم، بابا.
نه، به من گوش بده پسرم.
تفنگدارهای تگزاس میان می گیرنت.
میان می گیرنت.
میخوام همین الان بدونم کجایی.
بهم بگو کجایی.
جکسون.
خوبه، آره آره.
موقعیت مکانی رو برام بفرستین.
شما کار درست رو کردین، آقای گریر.
اگه نتونی پسرمون رو صحیح و سالم بیاری خونه،
بهتره همون جا بمونی.
- بله خانم. - هی.
فقط پسرم رو بیار خونه.
— ماي موويیز —
جکسون.
اون کایوت تو کافه از کجا اسمت رو می دونست؟
نمی دونم.
باید برم.
کجا بری؟
میدونی گواناهواتو کجاست؟
چی؟
گواناجواتو.
یه شهره؟
به این جا نزدیکه؟
تو واقعا گم شدی.
فقط بهم بگو نزدیکه یا نه.
یالا، چه قدر راهه، دو روز سواری، سه؟
با اسب سواری خیلی دوره.
باشه، خدایا، من از ساندنس مراقبت می کنم
تا وقتی که از هر جایی که داری میری برگردی.
یه دقیقه بهت وقت میدم.
هی.
حرف احمقانه ای نزن.
هی، دوستت دارم.
لعنت بر شیطون!
هی.
این هم بلیتت.
این خیلیه.
ما یه ساله که سعی داشتیم اون اسب رو تربیت کنیم.
خب اون که هنوز تربیت نشده، فقط
میدونه کجا بره.
امیدوارم چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی.
هی.
دوباره انتهای جاده هم رو می بینیم، درسته؟
همون طور که بابات میگه.
و تام ساویر مطمئنا منتظرم بود.
من بی حرکت نشستم و گوش دادم.
خودم به زحمت می تونستم یه میو میویی از اون ته بشنوم.
من هم تا جای ممکنه به نرمی گفتم میو میو،
و بعد چراغ رو خاموش کردم
و از پنجره اومدم بیرون روی کلبه.
بعد سر خوردم زمین،
و خزیدم لای درخت ها،
میخوای عوض کنی؟
ببخشید.
نه، چیزی نیست.
چیزی نیست.
آه
گراسیاس سینیور.
این چه جور میوه عجیبیه؟
گلابی خاردار.
امتحانش کن.
خیلی خوب.
معرکه است، پسر.
- آره. - معرکه است، پسر.
داره مجبورت می کنه چی بخونی؟
«ماجراهای هاکلبری فین».
کلاسیکه.
قسمت محبوبت کجاشه؟
هیچ جاش، فقط خسته کننده است.
چی؟
خسته کننده؟
هاک فین؟
پادشاه رو هنوز ندیده؟
پادشاه؟
پادشاهی نیست که.
چرا، یه پادشاه، یه دوک، طلا.
گنج، جنب و جوش، حتی قتل.
همم، اگه خشونت توشه، فکر کنم بهتره نخونیمش.
نه نه نه نه نه.
فصل دو؟
آه، من نمی تونم.
نمی تونی بخونی؟
خیلی خوب.
بیا بریم تو کارش.
باشه.
فصل دوم، «پسرها از دست جیم فرار می کنند».
ما روی نوک پامون بین درختا راه رفتیم
که برگردیم به سمت انتهای باغ بیوه.
خم شده بودیم که شاخه درختها سرمون رو خراش نده.
وقتی داشتیم از آشپزخونه رد می شدیم،
من افتادم روی ریشه یه درخت و یه صدایی در آوردم.
دوست بزرگ خانم واتسون، جیم،
دم در آشپزخونه نشسته بود.
می تونستیم به وضوح ببینیمش.
چون پشتش یه نوری بود.
اون پا شد و حدودا یه دقیقه گردنش رو
کش و قوس داد و گوش داد.
بعد گفت، کی اون جاست؟
یه کم دیگه گوش داد.
بعد روی نوک پاهاش اومد پایین و درست وسط ما ایستاد.
تقریبا می تونستیم لمسش کنیم.
خب، تقریبا دقیقه ها گذشت
بدون این که هیچ صدایی بیاد.
و ما همه اون جا خیلی نزدیک هم بودیم.
آقا.
سینیور، من ساعت هاست که این جا متشکرم، بی خیال دیگه.
مشاورم به رییست زنگ زده، خب؟
پرونده قتل جکسون گریر.
آقا، یه پرونده قتله، پرونده قتل!
آشغال عوضی.
آدیوس، ابله.
لعنتی.
جکسون.
هنوز خوبی؟
آره.
اون بچه خوبیه.
ممنون.
میتونم یه سوالی ازت بپرسم؟
چرا همه دارین میرین طرف جنوب؟
فقط داریم برای استراحت میریم خونه؟
به همین راحتی؟
یعنی همه فقط هی میرید و میاید؟
ها؟
ما که همه مهاجر نیستیم، میدونی؟
صرفا چون دیدم داری بهش انگلیسی یاد میدی،
فکر کردم از آمریکا دارین میاین.
الان هم تو آمریکاییم، میدونی دیگه؟
آمریکای لاتین.
درسته.
من تو تامالیپاس معلم انگلیسی هستم.
اما داریم میریم لئون، به سمت خونه.
میدونی، چیزی که همین الان درباره
آمریکا و اینا گفتی جالبه.
بابام همیشه میگه ما تو آمریکا زندگی نمی کنیم.
ما تو تگزاس زندگی می کنیم.
و چی...این یعنی چی؟
نمی دونم.
حالا قبول دارم که من
من نمی دونستم مکزیک چه قدر بزرگه.
و تو کجا داری میری؟
گانجاتو.
کجا؟
گاناجاتو.
یه جایی داری میری
که حتی نمیدونی اسمش رو چه طوری تلفظ کنی.
فکر کنم منظورت گواناخواتو باشه، درسته؟
گواناخواتو.
گواناخواتو.
آفرین.
یادته که قبلا آب و پتو و
گوشت خشک شده رو کنار رودخونه میذاشتیم؟
آره.
چی به سرمون اومد؟
میدونی، فقط هی اومدن و اومدن.
فقط می خواستم از خودمون محافظت کنم.
و اونا هم دیگه بچه نیستن که
دنبال کار تو مزرعه باشن.
هر هفته تو حیاط پشتی ما هستن.
و با کایوت ها و مواد مخدر و اسلحه و کارتل ها سر و کار دارن،
تو همین حیاط پشتی ما.
نمی دونم چی کار کنم.
الان اوضاع فرق داره.
آره.
اما ما هم فرق کردیم.
میدونم
میخوام درستش کنم
درستش میکنم
چرا وایسادیم؟
نمی دونم.
این جا ایستگاه اتوبوسی نیست.
یه مشکلی هست.
برو پیش مامانت بشین.
همم، جکسون.
جکسون.
بهتره بیای بیرون.
وگرنه شروع می کنم به شلیک کردن به چندتا از این آدما.
میخوای مجبورم کنی انجامش بدم؟
میخوای مجبورم کنی انجامش بدم؟ میخوای مجبورم کنی انجامش بدم؟
آی، آی، تو...تو من رو پیدا کردی.
انتقام درد داره، ها؟
بیا بریم، بیا بریم.
بیا.
هیچ کس نمیخواد هیچ کاری بکنه؟
هیچ کس نمی تونه کمکش کنه؟
- هیچ کس کمکش نمی کنه؟ - بچه ننر احمقت رو ساکت نگه دار!
بذا بره!
خفه شین!
هی هی هی. من رو گرفتی، من رو گرفتی!
بیا فقط بریم.
گوشی بی گوشی، هی، گوشی بی گوشی.
گوشی نداریم!
گوشی...نداریم!
هی، عوضی!
بگیریدش! من از اون ور میرم!
آه!
گرفتیش؟
خارجیه کجا میره؟
خارجیه کجا داره میره؟
کری؟
کری؟
نه؟ میخوای اون کر بشه؟
نه نه نه نه! پسرم نه! پسرم نه!
نه نه نه نه نه.
نه نه نه!
جوابش رو بده!
گواناخواتو! میره گواناخواتو!
برگرد تو اتوبوس.
لعنتی.
بوم.
هی هی هی هی هی، کجا داری میری؟
میرم خونه
که پسرم رو خاک کنم.
کارم با تو تمومه.
این همه کار نکردم که پا پس بکشی.
چی...؟
داری همین طوری قالم میذاری؟
ای بی شرف.
لعنت.
اون این جاست!
بزار با پسرش تنها باشه
پلیس.
اُه خدایا، شلیک نکنین.
شلیک نکنین، من یه پلیس ایالتی تگزاس هستم.
هنوز هم از اونا دارن؟
آره، هنوز دارن.
هنوز...هنوز از اونا دارن.
خب این ملک ماست،
و ما حق داریم ازش محافظت کنیم.
کاملا متوجهم.
کاملا متوجهم، من فقط
دارم دنبال صاحب این اسب می گردم.
اون این جا نیست.
متأسفم، حق با شماست.
خانم.
آقا، پس من دیگه فقط میرم.
آره، شب خوش.
— ماي موويیز —
هی.
آه، آه، خواب.
فقط میخوام بخوابم.
همین.
سرده.
فقط خوابیده بودم، چون خیلی سرده.
خیلی سرده؟
مارتین.
جکسون.
همم.
دفتر مرکزی.
هی، من آدرس اون پسری که کشته شده رو میخوام،
فرناندو آلمیدا، در گواناخواتو.
رزا.
گراسیاس.
ممنون.
گراسیاس، خیلی ممنون.
تو هم باید بخوری؟
تو هم باید بخوری.
نه نه نه، تو...تو بخور.
داغه.
داغه.
آه.
خوبه.
این برای بچه هاتونه؟
نه.
اما این همه رو درست کردین.
آه، شما.
بله.
بخور.
- بخور، بخور. - خیلی خوب.
خوبه.
مارتین؟
رزا؟
نه، نه، باشه!
پسرم
وقتشه.
واو، واو، هی!
هی.
پلیس ایالتی تگزاس هستم!
پلیس ایالتی تگزاس، اون زندانی منه.
خوبی؟
شونه ام.
باشه، ما بهش رسیدگی می کنیم، خب؟
پاهات رو ضربدری کن، پاهات رو ضربدری کن.
باشه.
خیلی خوب، اون زندانی منه.
بله بله بله بله.
وایسا، خب؟ من مسئولیتت رو به عهده می گیرم.
می برمت خونه، این قضیه رو درست می کنیم.
جکسون، یه کم یخ برای شونه ات میخوای؟
نامه ات رو خوندم.
پر پشیمونیه.
به همه اینا توجه می کنن.
خانواده ات خوشحال میشن که بری خونه.
ولی فرناندو هنوز هم مرده می مونه.
بله آقا.
و تو تاوانش رو میدی.
هی، هی، بی شرف.
- ساکت - هی ، تو کلاه دار
سلام
- هی حرومزاده - ساکت ، هی ، ساکت
اُه، اوه.
دوست دخترت بوی سگ میده!
- آره، پسر. - آروم! آروم!
هی، بس کن.
برید عقب!
برید عقب، برید عقب، برید عقب.
لعنت.
لعنت.
جکسون!
تکون نخور.
فکرش رو هم نکن!
لعنت.
سلام؟
لوک؟
هی، جکسون، پسر.
کجایی؟
اُه پسر، از شنیدن صدات خوشحالم.
من هم از شنیدن صدات خوشحالم، پسر.
بذارش رو اسپیکر.
هی، جکس.
چه طوری؟
من خوبم، پسر.
میدونی...گلوله رو در آوردن.
مثل کره سُر خورد بیرون، پسر.
صدات که به نظر قوی میاد.
بذار بهت بگم،
اگه تو این جا بودی، خیلی بهتر بودم، پسر.
جکسون، این جا لازمت دارم، پسر.
میدونی، مکزیک اون طوری نیست که فکرش رو می کردم.
اُه، جکسون، عزیزم
چیزی نیست، دیگه بیا خونه.
مامان؟
- آره. - مامان.
داشتم بهت فکر می کردم.
به همه اتون فکر می کردم.
جکسون، پسرم،
به من گوش بده، تقصیر تو نیست، خب؟
حق با باباست، پسر.
تو فقط...تو داشتی تمام تلاشت رو می کردی.
سعی داشتی از همه محافظت کنی.
کجایی پسر؟
هی، یادته درباره چی صحبت کردیم؟
آره، درباره چی؟
برکه ماهیگیری.
آره، البته پسر.
درباره خیلی چیزا حرف می زدیم، جکسون.
هی، چرا نمیای خونه، پسر؟
درباره تمام اینا هم صحبت می کنیم.
اشتباه می کردم.
درباره خیلی چیزا اشتباه می کردم.
جکسون، به من گوش بده، پسر.
بعضی وقتا عیبی نداره در اشتباه باشی، خب؟
تو فقط، فقط بیا خونه، پسر.
لازمت دارم.
میخوام برادر کوچیکه ام برگرده
جکسون.
عاشقتونم.
جکسون، گوش بده، قطع نکن.
اُه، هی.
میدونی آدمایی که این جا زندگی می کنن، کجان؟
تو کلیسای جامع سان فرانسیسکو.
پدر الهی، فرزند پذیرای فرزند مرحومت باش،
و بهش آرامش ابدی بده.
به خانواده اش کمک کن که خواست تو رو بپذیرن.
باشد که رحمت خدای متعال شامل حال تو شود.
به نام پدر، پسر و روح القدس.
در آرامش برو. پایان عشای ربانی.
بیرون میبینمت مامان
لطفا
سگ.
این جا چی کار می کنی؟
این برای توئه.
فقط انجامش بده.
پاشو.
چرا این کار رو کردی؟
چرا این کار رو کردی؟
من متأسفم.
من متأسفم.
پسرت چی، پدر جون؟
نکن، لوییس.
نکن.
اون پسرت رو کشته.
لوییس.
آشغال عوضی!
من بخشیدمش.
بذار این کار رو بکنم وگرنه هیچ وقت خودت رو نمی بخشی.
لوییس!
اون پسرت رو کشته.
اون پسرت رو کشته.
- لوییس! - پدر!
هی!
اُه خدایا.
هی.
هی.
حالت خوبه؟
گوستاوو.
من خوبم، مامان.
موجود بیچاره.
فقط می خواستم بهت کمک کنم.
- میتونی راه بری؟ - آره، میتونی کمک کنی پاشم؟
دارمت، دارمت.
دارمت.
ممنون.
برو خونه
لعنتی.
حالت خوبه؟
آره.
ساندنس منزجر شد.
جفتتون خفه شید.
جکسون.
وقتشه، پسرم.
تمام مدت بهت سر می زنیم.
هی پسر.
هی رفیق.
سه سال، باشه؟
به هر حال کمتر از چیزیه که لیاقتش رو دارم.
دوباره در انتها هم دیگه رو می بینیم، خب؟
پسر خوبی باش.
مامان و بابای عزیزم،
تنها چیزی که واقعا تو زندگیم می خواستم،
فقط این بود که به من افتخار کنین.
برای همین همیشه این قدر محکم پرتاب می کردم.
برای همین می خواستم درست مثل لوکاس سواری کنم.
و برای همین اون اشتباه وحشتناک رو کردم.
واقعا متاسفم ، ناامیدتون کردم
نمی دونم بتونم کاری که کردم رو درست کنم یا نه، اما
فکر کنم باید سعیم رو بکنم.
پس اگه برنگشتم، لطفا به جای من مراقب لوکاس باشین.
مراقب مزرعه و هم دیگه باشین.
عاشقتون هستم.
جکسون.
رسانه اینترنتی مای موویز Mymoviz.ORG جامعترین سایت فیلم و سریال
رسانه اینترنتی مای موویز Mymoviz.ORG جامعترین سایت فیلم و سریال
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.