All language subtitles for Three.Kingdom.Wars.Imjin.War.1592.E03.fa.full

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

*امپراطور فیلم با افتخار تقدیم میکند* برای اولین بار در ایران، ترجمه ی مینی سریال کُره ای جنگ ایمجین @emperor3film

ترجمه شده از زبان کُره ای به فارسی مترجم: زهرا تهیه ی زیرنویس و ویرایش: سامان

این سریال براساس سوابق تاریخی است

این اولین نمایشنامه فیزیکی در تاریخ پخش است

بعضی اوقات حقایق تاریخی حتی بیشتر دراماتیک هستند

برای حمله آماده بشید

چوسان رو با خاک یکسان کنید

محاصره شون کنید

!پیروزی

جنگ ایمجین 1592

تاریخچه هیدیوشی تویوتومی که بر اساس دستور خود هیدیوشی ثبت شد با نام تاریخچه اجداد

تپه های ژاپن

ایشیدا، کوه نوردی دوست داری؟

بله دوست دارم

!من متنفرم

سد هیدیوشی (ارتفاع 9 متر،طول 3 کیلومتر)

روستای تا کاماچی

ایشیدا

هاشیبا هیدیوشی

من واقعا بدم میاد از آدمایی که خودشونو با چاقو میکُشن

!سد رو باز کنید

چی؟

!فرار کنید

به جای شمشیر و خشکی، مرگ رو باید پذیرفت

یا از گشنگی میمیرن یا کشته میشن

سانگجو شی می جی مونه هارو

لرد هیدیوشی. او به وسیله حمله ی سربازان محاصره و کشته شد

سرعت

کسی که الآن سریع باشه برنده ست

"سریع... اولین کسی که "میتسوهیده رو بُکُشه برنده خواهد بود

من میرم که ژاپن رو مالِ خودم کنم

!سربازان دنبال من بیاین

در سال 1582 هیدیوشی موفق شد به جای فرماندار بشیند

تولدِ یک متجاوز

تویوتومی هیدیوشی

یک شبِ بهاری قبل از جنگ ایمجین بود

شبی که او تصمیم گرفت هر کاری انجام دهد تا مینگ را تحت سلطه ی خودش دربیاورد

ولی بقیه ی فرماندهانِ ژاپن از این حرف او حمایت نکردند

(شش سال قبل از جنگ ایمجین) تا وقتی که مجبور شدند

سرورم

آره آره آفرین

شماها خیلی خوشگلید

من مینگ رو فتح خواهم کرد

من مینگ رو فتح خواهم کرد

بله سرورم

چطوره؟مزه ش با هرچی خوردین فرق میکنه، مگه نه؟

خوشمزه است؟

"ولی "ایه‌یاسو

اگه ایه‌یاسو نبود هبچ اتفاق بدی نمی افتاد

اگه ایه‌یاسو زیر دست من بود

مینگ و جاهای دیگه رو فتح میکردیم

اگه من جایگاه رو ترک میکردم،در بین بقیه اولین کسی بود که جایگاهشو ترک میکرد

توکوگاوا ایه‌یاسو

درآن زمان سن هیدیوشی 64 سال بود

...با اینکه همه به قدرت زیاد او

(توکوگاوا ایه‌یاسو) اعتراف داشتند اما هنوز به او تعظیم نمیکردند

فکر میکنم آموزش نظامی شروع شده

تو باید فعلاً صبر کنی

سی هزار سرباز برای تمرین شبانه آماده ان

اول چای

کونیشی، کاتو

بله سرورم

دارم بهتون میگم

قطعاً مینگ رو فتح خواهم کرد

بله

کشتی تجاری کشورِ پرتغال

من از اینکه به این کشور سفر کردیم خیلی خوشحالم

و همچنین سلاح های پیشرفته ای که با خودمون آوردیم

با اینا در جنگ حتما پیروزیم درسته؟ (کونیشی یوکیناگا-کاپیتان شماره 1 در جنگ ایمجین)

همونطور که خودتونم میدونید

ما برای پایبندی روابط دو کشور به اینجا اومدیم

اگه در رو باز نکنی قطعاً چیزهای (خوب نمیتونن داخل بیان(ضرب المثل

مشخصه که مثل ژاپن کشوری نیست که بدون جنگ از ما خوشامد گویی کنن

باز کنید

اونجا؟

ماراکا.توسط هلند تصاحب شده

هند توسط پرتغال گرفته شده؟

نه کاملاً ولی در محاصره هستند

ولی به هر حال شما اونجا رو تسخیر کردین

ماکائو و پرتغال؟ - بله -

حالا دنیا از ژاپنِ ما خیلی متفاوت تر شده

بقیه هم در جنگ هستند

اونجا هم مینگه

من مینگ رو تصاحب میکنم

بله

راستش بیشتر نقره های دنیا تو مینگ هستن

نقره؟

همچنین کوره های سفالی زیبا

و بیشترین مقدار نقره ی دنیا در مینگ یافت میشه

نقره... نقره

اگه من مینگ رو فتح کنم به همه ی شماها نقره خواهم داد

بله - بله -

تمام کارگران مشغول ساخت سلاح هستند

ژاپنی ها موفق شدند حتی از پرتغالی ها هم شمشیر های بهتری بسازند

این سلاح ها به تمامی استان های ژاپن فرستاده می شد

در باز شده ی ژاپن رو به دنیا بخش اول

مثل تفنگ های پرتغالی درست شده حتی بهتر از اونها

هیدیوشی سلاح هایی که خریداری میکرد یا ساخته میشد با طلا و نقره در یک انبار نگه میداشت

او در جنگ ایمجین از این انبار خود استفاده کرد

اگه بخوایم تفنگ بسازیم، تفنگ میسازیم

اگه بخوایم باروت بخریم، باروت میخریم

بله - بله -

قصر مینگ

چای بیارین

وقتی که زمستان میره و بهار میاد من واقعاً ناراحت میشم

(وان لی-13مین شاهِ مینگ) وقتی که زمستان میره و بهار میاد من واقعاً ناراحت میشم

وقتی باد شرقی میوَزه، ژاپنی ها میتونن از اون استفاده کنن

ولی الآن اونها آماده هستند

کم کم هم دارن با انجام هرکاری بهمون نزدیکتر میشن

من هم ناراحت هستم

از وقتی که ژاپنی ها دارن آماده میشن حتی یک روز خوش هم ندارم

با این حال اونها جرئت اومدن به مینگ رو ندارن

چطور ممکنه این اتفاق بیوفته

به طور ناگهانی، تجارت مینگ با دیگر کشور ها قطع شده

احتمال داره در این شرایط دزدی هایی هم باشه

یعنی ممکنه دوباره دزدی بشه؟ امکان نداره

کوزه های سفالی،نقاشی ها مشهور ابریشم و حتی برگ های چای

هرچیزی هم که قبلاً داشتیم حالا دزدیده شده حتی بعضی از مردان و زنان رو هم با خودشون بردن

اون آدمای حیوون صفت این کارا رو دارن انجام میدن - کشورِ ما مینگ برای 100 ساله که پنبه داره -

ولی اونها هنوز هم نتونستن بهش دست پیدا کنن

اونها پنبه ها رو هم دزدیدن؟واقعاً که چیز دیگه ای نمونده

قطعاً اونها باید پاسخگوی این رفتار زشتشون باشن

بله امپراطور

راستی اینا چی هستن؟

فرمانده کونیشی گفتن که اینارو بکاریم

...اگه اینکارو بکنیم

تو مینگ بهش میگن گل پنبه

این گل پنبه مثل برف سفید و نرم خواهد بود

سفید و نرم مثل یک خرس پشمی

من به مردمِ مینگ حسودی میکنم

اگه من کاری کنم که مردمِ ژاپن مثل مردمِ مینگ

و با آرامش زندگی کنن، خیلی خوب میشه

بعد از این آرزوی دیگه ای دارم؟

اینارو بِکار - چشم -

اگه با اینا لباس درست کنیم و بپوشیم

تو زمستون اصلاً سرما نمیخوریم

زمستان هم گرم خواهم بود

سرورم

هیدیوشی تویوتومی

ایه‌یاسو

همانطور که میدونید من میدونم چجوری میشه یک جنگ رو شروع کرد ولی نمیدونم به تنهایی چطور میشه

حالا میمون ای هست که شماها به عنوان سرورتون میشناسیدش

اینطور نیست ماسی ساتاکامی؟

تو هنوز هم فکر میکنی من مثل میمون هستم؟

تو چشمام نگاه کن وقتی دارم حرف میزنم

تو داری از هیدیوشی روی برمیگردونی؟

!صدای منو میشنوی؟

من مینگ رو تحت فشار میزارم

هیدیوشی خواهر کوچکتر خود را مجبور کرد که طلاق بگیرد و با ایه‌یاسو ازدواج کند

ایه‌یاسو

اگه همینجوری ادامه بدی دیگه تحت حمایت من نخواهی بود

فروشنده سیر،میمون بخش دوم

سی سال قبل، هیدیوشی

میمون؟

سربازِ میمونی؟

منم دلم میخواد زنده بمونم

لطفاً منو به بردگی ات قبول کن

مترجم: زهرا تهیه ی زیرنویس و ویرایش: سامان @emperor3film

!پدر

میمون، تو نمیتونی این کارو بکنی

گریه نکن

!جنگ پایان ناپذیره

!میمون

!میمون

خودشه؟میمون آره؟

...ژاپن در سالهای قبل تر

بنیانگذار اصلیِ جنگ ایمچین، هیدیوشی تویوتومی بود

وقتی جنگ ایمجین شروع شد، هیدیوشی توانست ایه‌یاسو توکوگاوا را زیر دست خودش نگه دارد

بخاطر سلطنت به ژاپن، هیدیوشی، اربابش نوبوناگا اودا را کُشت

!میمون

هیدیوشی تویوتومی

نوبوناگا اودا

وقتی در قصر توکوگاوا

سگ های نگهبانی داشته باشی که گریه نمیکنن باید چیکار کنی؟ (ایه‌یاسو توکوگاوا)

سگ های نگهبانی داشته باشی که گریه نمیکنن باید چیکار کنی؟

باید کاری کنیم که گریه کنن

یا باید غذاشونو بهشون ندیم

یا با گلوله تهدید کنیم

من فکر میکنم

اگه گریه نمیکنه باید بکشمش

لطفاً صبر کنید تا وقتی که سگ گریه کنه

لطفاً صبر کنید

سرورم، این بار لطفاً بزارین من هم درجنگ چوگوکو باشم

میمون - بله -

من دلم میخواد گریه ی یکی از اون سگا رو دربیارم

اگه بتونی این کارو بکنی، میتونی بیای، فهمیدی؟

!میمون

خوبه

!جنگ چوکوگو که میمون در آن بود

چشمانِ من هنوز هم میمون رو میبینه

نامه عذر خواهی رو دوباره به ایه‌یاسو بفرستید

میخوام هرچه سریعتر اون به ارتش من ملحق شه

اگر ایه‌یاسو نباشه مینگ هم نخواهد بود

میمونِ احمق

ایشیدا

درموردِ ژاپن و قدرتی که الان داره چه فکری میکنی؟

(ایشیدا میتسوناری)

(ایشیدا میتسوناری) من به فعالیتِ سامورایی ها فکر میکنم

سامورایی ها؟

اونها 100 سال پیش از بین رفتن

حالا همه چی عوض شده

کدوم کشاورزی تو دنیا همراهِ کارش شمشیر بازی میکنه؟

برای داشتن یک دانه برنج

الآن من و تو دنیامون رو با چاقو نگه داشتیم

من اون حرص و طمع رو خواهم داشت

بعد از 10 سال، 100 سال یا هزار سال

من تنها کسی در ژاپن هستم که طمع به دست آوردن چیزهای خوب رو داره

مطمئنا الان این طمع از هیدیوشی یک شخص دیگر خواهد ساخت

ممکنه که از ایه‌یاسو هم شخص دیگه ای بسازه

!محکومیت حالا شروع میشه

مادرِ هیدیوشی

!مادر متاسفم

هیدیوشی مادر خودش را به عنوان گروگان نزدِ ایه‌یاسو فرستاد

این یک تصمیمی بود که بالاخره به پایان رسید

هیدیوشی خواهر و مادر خود را به قصر ایه‌یاسو فرستاد و گفت تو بهترین

فرد برای محافظت از آن ها هستی و خواهرش را مجبور به ازدواج با او کرد

و ایه‌یاسو چاره ای جز تسلیم شدن در برابر او نداشت و نزدِ او آمد و در مقابلش زانو زد

پس از آن فرماندهانی که زمانی هیدیوشی را مسخره میکردند، شروع به اطاعت از او کردند

پنج سال قبل از جنگ ایمجین

مترجم: زهرا تهیه ی زیرنویس و ویرایش: سامان @emperor3film

ایه‌یاسو هست

تفنگ هم هست

طلا و نقره هم هست

اگر تجهیزات جنگی بیشتری داشتیم خیلی خوب میشد

!زیبا شدی

از الان به بعد جنگِ واقعی ما... شروع میشه

کشور مینگ

خوب نگاه کنید و ببینید که روی این بادبزن چه چیزی هست

بادبزنِ طلایی هیدیوشی

اگه با کشتی سفر کنید، از کیوشو تا تسوشیما دو روز راهه

از تسوشیما تا پوسان در چوسان... یک روز

همچنین از چوسان تا مینگ یک راه بزرگ و طولانی وجود دارد

بنابراین از کیوشو، تسوشیما و چوسان به مینگ، راهیه که ما باید طی کنیم

!بله

نمیشه - چرا نمیشه؟ -

نمیشه گفتم - ولش کن -

نمیشه آخه

ولی اینو اگه تو جنگ با خودت داشته باشی خدایان با تو همراه میشن

نمیشه،نمیشه

این یه جنگ سخته بزار همراهت باشه ازت محافظت میکنه

ولش کن دیگه

ولی آخه نیزه ی من نمیشه

به تفنگ نمیتونیم اینو وصل کنیم بزار به نیزه ات وصلش کنیم

تا الآن هم خدایان همراه ما بودن باید از این به بعد هم باشن

نمیشه، گفتم نمیشه

زود باش دیگه

نمیشه نمیشه

!سنگینه

لطفا کاری کنید در این خانواده سال ها در کنار هم خوشحال زندگی کنیم

!پسرم تو هم دعا کن

و همچنین بتونیم یه عالمه غذا بخوریم

سلاح هایی که از روستاها جمع میشد برای ارتش

سرورم

فرماندارِ تسوشیما

من فرماندار تسوشیما، سویوشی توشی رو با خودم آوردم

چوسان و ژاپن. تسوشیما در وسط قرار داره

(سویوشی توشی(فرماندار تسوشیما

(سویوشی توشی(فرماندار تسوشیما مردمِ چوسان، روابطِ عاطفی خوبی دارن؟

!بله

بعضی ها از 2 تا 3 همسر رو هم دارن

درباره ی چوسان هرچی میدونی بهم بگو

پادشاه چوسان چجوریه؟چند سالشه؟اسمش چیه؟

اسمش لی یون ــه، 36 سالشه (شاه سونجو)

از من 16 سال کوچکتره

یه پسربچه است

این شاه بلده از شمشیر چجوری استفاده کنه؟

راستش

شاه و زیردستانش در دربار هیچ آموزش نظامی ای ندیده ان

شمشیرزنی بلد نیستن؟چی داری میگی؟ پس چی کار بلدن؟

شعر میگن

شعر میگن؟ شعر میگن احمقا؟

حکومت شمشیری

حکومت نوشتاری

چوسان برای 200 سال هیچ گونه معلمِ خوبِ شمشیر زنی نداشته

اگه من چوسان رو تصاحب کنم

به تو یه زمین بزرگی رو میدم

همچنین من تو رو فرماندار چوسان خواهم کرد

بسیار ممنونم سرورم

فرماندارِ تسوشیما، سویوشی توشی

به هیدیوشی تویوتومی وفادار و تابع دستوراتش خواهم بود

من اینطوری فقط حرف زدن رو دوست ندارم

باید حتماً در کنار این حرف ها، عمل کردن هم باشه

بله - بله -

سونجو (14امین پادشاه چوسان)

امروز همگی اینجا جمع شده ایم تا از خدایان که در طی سالها حتی یکبار هم مشکل جدی نداشته ایم، تشکر کنیم

و ازشون بخواهیم که باران رحمتشون رو بر ما نازل کنند

امپراطور سالم و سلامت باشند

پوسان

سویوشی توشی (فرماندار تسوشیما)

سکوشی درسته

نه کاک شی

سکوشی درسته

نه کاک شی

آهای

شماها اهل کدوم شهرین؟

من از جولا-دو

منم کیانگ سانگ

لغت نامه ی استان های چوسان انگار هرکدوم باهم فرق میکنن

شاید بهتر باشه یه برگه با اطلاعات بیشتر انتخاب کنم

آه ببخشید

واقعاً ببخشید اصلاً حواسم نبود ببخشید

اشکالی نداره، میتونی بری

اشکالی نداره

لهجه اش به چوسانی ها نمیخورد

چرا اینجوری بود؟

مادرت از من متنفر بود

اگر پسرمون نمیمُرد شاید از من متنفر نبود

تو - من -

برادر کوچکترم

یوتوکیمی (همسر دوم هیدیوشی)

و مادرم، میدونم چقدر شما سرورم رو دوست دارن

ولی - ولی -

تو زنِ من هستی

چشمات

چشمات احساست رو رو میگن

میتونم احساساتت رو ببینم

یه پسر به دنیا بیار

مینگ رو به پسر تو خواهم داد

من به یک اسم نیاز دارم

من تا حالا چند اسم عوض کردم

هیدیوشی مارو

کینوشی تاتوکی چیرو

کینوشی تاهیدیوشی

هاشیبا هیدیوشی

تو...یو...تو...می

هیدیوشی

آفرین! اسم منه که تا ابد در تاریخ باقی خواهد ماند

فرماندارای دیگه ممکنه به ظاهر تابع من باشن

احتمال داره بعضی از اونها رو بُکُشم

پوسان

دیگه نباید ولخرجی کنی، یه بارم گفته بودم نباید پولتو هدر بدی

چی میگی؟

دارم میبینم

زود دَرِش بیار

آه چرا اینکارو کردی؟ این گرونه

گرون چیه

این هدیه برای همسرمه

بیا اینجا - چیکار میکنی؟ -

بیا اینجا بشین، یه لحظه بشین دیگه

راستش خیلی وقت بود دلم میخواست اینو بگیرم

میخواستم همه ی میتوری ها رو برات بخرم (چکمه های ساخته شده از پوستِ درختِ بادام)

ولی اونقدرها هم که فکرمیکنی گرون نبود

تو که میدونی من اهل اینجور چیزها نیستم واسه چی اینکارو کردی؟

این مدل کفش ها برای چی اینقدر محبوبن؟

نمیدونم

بخاطر تو میتونم باز هم از این چیزها بخرم

این ها رو تو "وو کوان" درست میکنن و به اینجا میارن برای همین خیلی مشهور شد (وو کوان یکی از شهرهای ژاپن)

چرا اینجوریه؟

خب راستش نمیدونم

ولی ببخشید که نتونستم بهترشو بخرم

چی رو دیگه بخری؟چرا معذرت خواهی میکنی؟تو که کفش به این قشنگی خریدی

من به این چیزا نیازی ندارم لازم نیست خودتو به زحمت بندازی

آه خیلی خوشگله

پس تو چی نیاز داری؟

من این کفش رو نمیخوام

آرزو میکنم من و پسر کوچولومون و همسرم سال ها با شادی زندگی کنیم

منم همینطور

گرفتن فرماندار بخش سوم

کیوشو،تسوشیما،چوسان،مینگ

ما برای رسیدن به قدرت به "شی ماجی" هم نیاز داریم (فرماندار کیوشو)

اونها تا الان خیلی متفاوت از خودشون نشون دادن، مگه نه؟

سربازانی که به شی ماجی حمله میکنن - قراره 67 هزار باشن -

خوبه. پس ما 250 هزار تا خواهیم فرستاد

گفتین 250 هزارتا؟

(شی ماجی-فرماندار کیوشو)

اصلاً باهاشون مبارزه نکنید فهمیدی؟

نیازی به جنگیدن نیست

فقط محاصرشون کنید و بنرسونیدشون اونها رو محاصره کنید و صبر کنید تا از دفاع کردن خشته بشن

!محاصره شون کنین! نزارین فرار کنن

ما فرماندشون رو خواهیم گرفت

ما اونها رو کاملاً محاصره و فرماندشون رو دستگیر میکنیم

!فرمانده

تو تحتِ فرمان من خواهی بود

بله

خوبه

من زندگی ات رو نجات خواهم داد

به جاش

به من ملحق شو و در کنار سربازان من بجنگ

بله

دختر یا پسر نداری؟

بیا و کنار من زندگی کن

من اگه اشتباهی بکنم عزیزانم میمیرن

فرماندار را گرفتند و شهر را تسخیر کردند

راهی که هیدیوشی پیدا کرده بود

برای فتح مینگ باید از چوسان می گذشت (چهار سال قبل از جنگ ایمجین)

آه شگفت انگیزه

خیلی زیباست

آیا این راه درسته؟ من گلویم را میبُرم

.زنان زیبا را بیاورید (کتاب مکالمه ی چوسان(جملات محاوره ای

آیا این راه درسته؟

آیا این راه درسته؟

من گلویم را میبُرم

من گلویم را میبُرم

بینی

بینی

زنان زیبا را بیاورید

زنان زیبا را بیاورید

ایشیدا

شانگ کام؟

کره ای ها در زبان خودشون

پادشاه خود رو با این نام صدا میزنن (شانگ کام)

شانگ کام؟ امپراطور؟

نام امپراطور-بخش چهارم امپراطور، امپراطور

امپراطور

(سه سال قبل از جنگ ایمجین)

اگر سرزمین پهناوری داشته باشیم برنج بیشتری میتوانیم کاشت بدیم

بله

اگر غذای بیشتر داشته باشیم سربازان بیشتر خواهیم داشت

بله

سربازان بیشتر که داشته باشیم احتمال پیروزی در جنگ بیشتر خواهد بود

بله

سرزمین

به سمتِ پهناورترین کشور در دنیا

به سمت مینگ حرکت کنید

شما فرماندهان ژاپن، فرماندهانِ مینگ خواهند شد

خب، بلند شین

من اون حرص و طمع رو به شماها هم خواهم داد

من پیشرو خواهم بود (کاتو کیوماسا)

من هم رهبری خواهم کرد (کونیشی یوکیناگا)

حمله به ارتش مینگ بخش پنجم

دیگه تمرین کافیه! بس کنید

این بار فرماندهانی که ارتش رو به سمت مینگ هدایت میکنند کونیشی و کاتو نخواهند بود

پس کی قراره رهبری کنه؟

پیشگام

ساکنان چوسان در پیشرو قرار خواهند داشت

وقتی که جنگ شروع بشه ما باید پادشاه چوسان رو دستگیر کنیم

درست مثلِ آخرین باری که در کیوشو بودیم

(چی رو ماچی(پسر هیدیوشی

پادشاهِ ما

پادشاهِ عزیز ما

من در گذشته شخص قدرتمندی نبودم ولی

وقتی مادرم منو بدنیا آورد یه رویای عجیب دید

نه نه

خورشید

بنویس خورشید من رو به مادرم عطا کرد

پسر خورشیدی

اگر من به جنگ برم حتماً برنده میشم

من مستقیم به سمت هدفم حرکت خواهم کرد

و روزی که من مینگ رو فتح کنم قطعاً روزِ بزرگی خواهد بود

اگر تو (هیدیوشی) دیر بدنیا میومدی قطعاً دیگه یک جنگجو نبودی

من به جز این چیز دیگه ای ندارم

فقط اسم زیبای من بین 3 پادشاه دیگر باقی خواهد ماند

دو سال قبل از جنگ ایمجین

(سونجو(14امین پادشاه چوسان مینگ مورد حمله قرار خواهد گرفت

برای این کار هم اونها باید از چوسان عبور و ما رو نابود کنند

اینجا

میدونید اینجا قراره چه اتفاقی بیوفته؟

ظاهرا اینجا قراره به جهنمِ سربازان تبدیل بشه

جنگ هم شروع شده و ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم

چطور یه همچین کشورِ کوچیکی جرات کرده به ما حمله کنه

جنگ شروع شده و قطعاً آتش جنگ به ما هم خواهد رسید

حتی اگه جنگی نباشه ما باید آماده باشیم

یک میلیون سرباز الآن در مینگ آماده هستند

ولی ما نمیتونیم سلاح هایی مثل اونها آماده کنیم

دانگ چیانگ، الآن سربازانی که برای جنگیدن آماده هستند چند نفر هستند؟

حدود 50 هزار سرباز میتونیم آماده کنیم

بیست هزار سرباز آماده ی جنگیدن هستند

ارتشی با بیش از 20 هزار مَرد بخش ششم

سربازان در صف های منظم رسیدند

همگی آماده ی جنگ بشن

بله

سال 1591-تسوشیما

جزئیات نقشه ی چوسان رو برای امپراطور فرستادند

فرماندار تسوشیما آن را از زبان کره ای به زبان ژاپنی برگرداند

کاتو کیوماسا با 22 هزار و 800 سرباز

کونیشی یوکیناگا- 18 هزار و 700 سرباز

یک سال قبل از جنگ ایمجین

چرا دارین با ما این کارو میکنید؟

خواهش میکنیم

اینکارو نکنید

احساس ما نباید نادیده گرفته بشه

جنون طمع بخش هفتم

تمام فرماندهان مناطق مختلف باید اینکارو انجام بدهند

(کیوماسا جوسان گی) همه ی فرماندهان یک قسمت از موی و انگشت خود را قطع کنند

باید ادامه بدید؟

بله

این یک عهد خواهد بود

من رو به سمت مینگ دنبال کنید

در مجموع 158.000 سرباز

حدود 808.80 سرباز ذخیره هست

و 281.80 نفر از سربازانمون هم با سلاح های مخصوص مجهز شده اند

حدود 2 میلیون مردم هستن که با حمل غذا و اسلحه به سمت چوسان حرکت کردند

پیر و جوان و تمام مردانی که در ژاپن هستند، آماده جنگیدن اند

الآن من

(نشستِ فرماندهان هیدیوشی) روز قبل از جنگِ نهایی

تنها حاکمِ ژاپن هستم

من به جز تصاحب مینگ کار دیگه ای نمیتونم انجام بدم

ممکنه فکر کنید که من با این کار در طمع غرق شده ام

ولی من این فرصت رو دیگر نخواهم داشت

همچنین من جز محبت به ژاپنی ها، کار دیگه ای انجام ندادم

ما به جزیره یامه و یانگ سام لشگرکشی خواهیم کرد

نام من همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند

این افتخار برای همیشه باقی خواهد ماند

امپراطور

جنگ برای شما سربازان یک وظیفه است

میدان جنگ مثل شکارگاه میمونه

همه ی اینها رو باید بپذیرید

حتی برای هیدیوشی هم همینطور

شما نمیتونید اثرات و عواقب جنگ رو ازش دور کنید

سربازانی که در جنگ کشته خواهند شد، نامشان در تاریخ ثبت میشه

!حمله رو شروع کنید

پوسان سال 1592 14 ام آوریل

حمله به چوسان در راه مینگ بخشِ آخر

مترجم: زهرا تهیه ی زیرنویس و ویرایش: سامان @emperor3film

!هارا! هارا (اسم همسرش)

کجایی؟کجایی؟

اینجام اینجام

برو گمشو

فرار کن فرار کن

من جایی نمیرم تو فرار کن

فرار کن زود باش - نه خواهش میکنم -

به یاد داشته باشید سربازانی که به جنگ متعهد هستند نامشان جاودانه خواهد بود

با افتخار بجنگید

!با افتخار بجنگید

!ولش کن! گفتم نیزه ام رو ول کن! ولش کن

فرار کن هارا

کاری از تیم ترجمه ی امپراطور فیلم @emperor3film

بادبزن طلایی هیدیوشی

هیدیوشی تویوتومی نتوانست پادشاه چوسان را دستگیر کند

جنگ مدت زیادی طول کشید و عواقب طولانی ای را به دنبال داشت

به دستور هیدیوشی، تمام مردان و زنان بدون توجه به سنِ شان برای اسارت به ژاپن باید فرستاده میشدند

جسد لی جین رن که در سلسله چوسان بود زیر خاک پیدا شد

جمجمه یک زن 20 ساله پیدا شد که سرش را قطع کرده و به روی زانوهایش گذاشته بودند

جمجمه کودکان زیادی پیدا شد که پشت سرشان جای گلوله بود

این جنگ کشته های زیادی را برجای گذاشته بود، در آن زمان مرده ها مانند دانه بر روی کف زمینِ ما پراکنده بودند و باورش سخت است که این کار انسان بوده باشد

نام من همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند به عنوان پرافتخارین حاکم

در طول جنگ، ارتش سلطنتی مینگ از رودخانه یولا گذشت

این آغاز جنگ بین سه امپراطوری در شرق آسیا بود

کاری از تیم ترجمه ی امپراطور فیلم @emperor3film

جنگ ایمجین 1592

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.