Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از سميه
جنگل پورتر هيل هيماچال پرادش
آيشا، فرار کن
آيشا
خيال
بيست سال بعد
آلو
يادته، وقتي کوچيکتر بودي
هميشه از دست بابا و مامان ..عصباني ميشدي
که ما رو نميبردن پورتر هيل؟
من از پورتر هيل متنفر بودم و تو عاشقشون بودي
و هميشه ميخواستي اينجا موندگار بشي، نه؟
بله
حادثه بالي رو يادته؟
چطور ميتونم فراموش کنم؟
اون تعطيلات از اتاقت بيرون نمياومدي
ميخواستي از مامان و بابا انتقام بگيري
چون نبرده بودنت هيل
نميدونم، تپهها هميشه برام داستان خلق ميکردند
و هر بار داستاني مينويسم
ميخوام درونشون زندگي کنم
..مطمئنم، حتي اين بار
يه چيز خفن روو ميکني
..من هم همينطور، ممنون
که آورديم اينجا
که گذاشتي باهات باشم
شيش ماه پيش که از دهلي اومديم اينجا
دلم ميخواست بياي اينجا
و اميدوارم اين کمکت کنه
!که رو به جلو بري
فکر نکنم بتونم از فکر ياش بيرون بيام
الو؟
اون با من حرف نميزنه
تو و دخترت هر تصميمي رو ميخوايد، بگيريد
آلو، خوبي؟
خوبي؟
بله
دارو؟ حالم رو بدتر ميکنه -
آب
خانم، بريد بيرون حالتون بهتر ميشه
ميدونستم که برميگردي
ببخشيد، در مورد کي حرف ميزني؟
آواتار، برو
چرا ميترسونيشون؟ اونا از خودمون هستن
يالا
به خونه خوش آمدي
کيتو بله -
يه حسي دارم
که اين خونه رو قبلا ديدم
البته، الو
برات عکس از اين خونه فرستادم و تو عاشقش شده بودي
!اوه آره
نميدونم
اين روزا خيلي فراموشکار شدم
آلو، حالا که اينجايي خواهشا دوباره شروع نکن
خواهش ميکنم
بله دورگا -
دورگا
لطفا اتاق بالا رو باز کن
اطراف رو ببين الان ميام
هي! خوبي؟
سلام پيتر؟-
سلام
واو آيشا، معمولا دخترا دل ميشکنن
اما تو شاخه رو شکستي
چي شده؟
عزيزم، وقتي من اينجام چي ميخواد بشه؟ اوه پيتر، ول کن بابا-
خواسته بودم شاخههاي کهنه رو قطع کني
عزيزم، خودش افتاد
بايد خوشحال باشي پولت ذخيره شد
يالا قراره اينجا وايسيم؟ -
يا وايسيم باقي شاخهها هم بيافتن؟
بيا بريم خونه تا کُل درخت نيفتاده
يالا دنبالم بيا -
بيا خب خانم نويسنده -
اين کلبه زيباي سرهنگ ماست
خانم، نبايد کلاغها رو پر بدي
چرا؟
..خانم، مادرم هميشه ميگفت
..اجداد ما پس از مرگشون
در قالب کلاغ به ديدار ما ميان
!شايد اين جد ما باشه
خانم، کيف رو کجا بذارم؟ چي؟ -
خانم، کيف رو کجا بذارم؟
همونجا بذارش
خانم، اگر چيزي لازم داشتين بهم خبر بدين
ممنون آواتار ميبينمتون -
براي الان اين داروها رو مينويسم
..يکم قوي هستن ولي
اگر کابوسها تکرار شد استفاده کنيد
..و لطفا
بعنوان قرص خوابآور استفاده نکنيد
بردار ديگه
ببخشيد خانم، گوشيم رو توي ماشين جا گذاشتم
برو، بشين
آنا حاضر، خانم -
دوازده، سايما حاضر، خانم -
چرا اين همه تماس از دست رفته؟ مگه کسي مُرده؟
اين سفر بيهوده رو نميام چي؟ -
ساکت، آره همه چيز حاضره شماره 15، سوروچي-
منتظرم ميمونه شماره 15، سوروچي-
!سارا، نه کريتيکا -
حاضر، خانم
شماره 17، مانيشا تو گنج ورزشي -
حاضر، خانم ما يکبار زندگي ميکنيم -
و ميدوني، دوست دارم به روش خودم زندگي کنم
و 18 سارا
حاضر خانم
سارا
چي شده سارا؟
سارا، حالت خوبه؟
خوب ميشم، خانم سارا، بنظر حالت خوب نيست-
بايد بري خونه
جنگل پورتر هيل زمان حال
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
کجا بودي؟ هزار باز بهت زنگ زدم
اينجا خيلي ترسناکه
ضمنا، آنتن هم نميده
آروم باش عزيزم، فرار از خوابگاه راحت نيست
ضمنا، من جاني رو دارم
چي شده؟ يکي اونجاست -
ببين
همينجا بمون، ميرم آمار ميگيرم
سنت آگوستين خوابگاه پسران
الو کجا بودي؟-
چند بار گرفتمت؟ خبري از سارا و امي نشد؟
نه، هيچ خبري نيست
خيلي ترسيدم، بهش گفتم نرو ها
آروم باش، بايد تو هتلي جايي باشه
بذار تا صبح صبر کنيم
ببين، بعدا بهت زنگ ميزنم
هيتلر پشت دره، فعلا
چي شده؟
امانوئل تب شديد داره
قرص خورد و خوابيد
خوبه! خاموشي بزنيد
شب بخير
گوشت ميخوري؟
جوجه روغني چيکن تيکا
منظورم اينه که اون خواهرته خيلي خوبه -
بايد گياهخوار باشه ممنون -
من چيکن برياني رو خيلي دوست دارم
واقعا؟
گوشت خواري؟ از کِي؟
از زماني که با ياش بودم
خب بالاخره من و خانم نويسنده تصميم ميگيريم تعداد ما بيشتره
تا اين رو جشن بگيريم ..آشپز پاول
فردا چيکن برياني درست ميکنه عمرا -
عزيزم، تو الان توي اقليتي
فردا پراديپ مياد پراديپ؟ -
بله، و عاشق چيکن برياني هم هست
پيتر، بيخيال چيکن برياني
تا حالا روي پياز خرد شده نمک ريختي؟
اين منصفانه نيست خانم نويسنده رو ببين
خواهرت داره روي زخم نمک ميپاشه
خدايا نجاتم بده
خدايا نجاتم بده
خدايا نجاتم بده
خدايا نجاتم بده
خدايا نجاتم بده
چي شده؟
چرا اينقدر محکم در ميزني؟ بيا داخل
مامان، خيلي طول ميکشه در رو باز کني
ممکن بود تو جنگل تلف بشم
نترس، چيزيت نميشه
بگير مامان
گرسنهام
مامان، اين چيه؟
باز دزدي کردي؟
از خونه رئيس دزديدي، نه؟
اين خونه رو اون بهمون داده
درسته؟
هرچي توشه مهم نيست
مال ماست ديگه
حداقل قبل از دزدي فکر کن
..که داري از کساييي دزدي ميکني
که بعد از فوت پدر به ما جا و غذا دادن
فردا برش ميگردونم، باشه؟
ولش کن، خودم پسش ميدم
برو حمام کن من غذا رو حاضر ميکنم
اين موقع شب مينويسي؟
نميدونم
سعي کردم بعد از فوت ياش بنويسم
اما هربار که لپ تاپ رو روشن ميکنم
ذهنم خالي ميشه
پس بايد سنتي بنويسي
کاغذ و قلم؟
نه، عادت کردم با لپ تاپ کار کنم
!سورپرايز
...اين
همونه؟ بله -
وقتي لپ تاپت رو خريدي
تو انبار گورگان موند
اما نتونستم بيخيالش بشم
..بهرحال
اين کادوي من براي تولد 13سالگيت بود
ممنون اولين ماشين تحريرت -
اميدوارم رمان پرفروش بعديت رو با اين بنويسي
عاشقتم کيتو
ممنون، منم عاشقتم
خب ديگه، با ماشين تحريرت تنهات ميذارم
اما تا ديروقت بيدار نمون
چرا؟ صبح ميريم يه وري -
کجا؟
..سورپرايز
عبدل؟
اين موقع اينجا چيکار ميکني؟
اون اومده
از هيچکس نميگذره
يکبار براي هميشه
خداي مهربان
از فرزندانت بگذر بخاطر اين گناه بزرگ که مرتکب شدند
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و بينگسا
..چطور
چنين داستان عاشقانه زيبايي مينويسي؟ نميدونم -
فکر کنم عشق رو همه جا ميبينم
و داستان بدون عشق ناقصه
زندگي بدون عشق ناقصه
عشق قدرتمنده ..اما-
نويسنده مورد علاقه من هنوزم دن براونه
!همچين خائني هستي
اينقدر از دستم بر نمياد من عاشق هيجانم
..در واقع.. هي
چرا هيجان انگيز نمينويسي؟ هيجان انگيز؟ -
..آره.. منظورم اينه.. براي من
ميخواي برات هيجان انگيز بنويسم؟
!باشه پس
پس از فردا برام آشپزي ميکني؟
.نه، با عاشقانه کنار ميام
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
First Edited - Farsi Version 10.27.2019 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.