Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشي از رضا
تنظيم و هماهنگ سازي با اين نسخه : قاسم سمنگاني Instagram & Telegram : @Qasem_Samangani
جايي دور از انسان ها در ميان جنگل و حيوانات
هفت برادر زندگي مي کردند
"هفت براي هفت" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان
بخاطر همين وحشيگري در اون ها ديده ميشد
موقع خوشحالي مي پريدند و کسي رو که دوست داشتند مي زدند
پاشين ياغي ها کل روز خوابين
! پاشين
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
...تا 3 مي شمارم ، اگه پا نشين
شما رو مي برم تو آب فرو مي کنم
! و با صابون مي شورمتون
خيلي خب ! پا نشين
! يک ، دو
! نه بابا ! پا شديم
چشماتون رو باز کنيد و بهم نگاه کنيد
و خوب بهم گوش کنيد
تو امروز گاو رو مي دوشي
اگه نگذاره چي؟- اون موقع من قيمه قيمه ات مي کنم-
تو چوب بري کن و انبار رو پر کن- تبر کند شده-
پس تيغه ببر
بادو- بود- آره ، بود-
اصطبل و قفس مرغا رو تميز کن
چرا تميز کنيم؟ بوي پشگل گاو مي گيريم
خودتم همون بو رو ميدي
به زمين آب بدين- که چي بشه؟-
ما بيرون غذا مي خوريم
يک مشت مي زنم که از زندگي ساقط بشي ها؟
تو آشپزي مي کني ولي اول ظرفا رو مي شوري
کي ميخواد به آب دست بزنه؟- پس تو همون آب غرقت مي کنم-
چمن ها رو بزن و تو حياط پشتي جمعشون کن
چرا؟ اونجا که چمن هست
گاوها برن همونجا علف ميل کنن
حبوبات هم تو مزرعه اس پس چرا بايد بپزيمش؟
ميريم همونجا مي خوريم
باشه- راوي-
انصاف نيست هر روز به ما دستور ميدي
مرغ رو بدوشين
چوب ببرين ، اصطبل تميز کنيد
و خودت راحت ميشيني ما رو تماشا مي کني
من برادر بزرگ شما هستم
که مثل يک پدر هستم و پسرها بايد از پدر اطاعت کنن
اگه پدر به پسرهاش کمک کنه عشق پدري اون از بين ميره؟
عشق پدري چيه؟
مثل عشق مادريه
برات مهمه اصلا؟- بله-
بله ، چون من فرمانده شما هستم
فرمانده نقشه جنگ رو مي کشه خودش وارد ميدان نميشه
باشه ، پس هرکدوم ما بايد شانس فرمانده شدن رو داشته باشيم
درسته- يک لحظه-
کي شانسشو ميخواد؟
همه ما ميخوايم يه روز فرمانده بشيم
اونا که ميخوان فرمانده بشن بيان جلو
به صف
پس ميخواين فرمانده باشين- بله-
...اگه فرصتش گيرتون نياد - اعتصاب مي کنيم-
صدامون رو عليه بي عدالتي بالا مي بريم
! خواسته هامون رو جويا مي شيم
حالا جوابت به خواسته هاي ما چيه؟
جواب ميخواي؟- بله-
ساده اس
!ياغيا ميخوان فرمانده بشن
مترجم : فواره
بهترين هاي سينماي هند در وبسايت باليوود وان Bollywood1.CO
!ناهار حاضره
! اين يارو همه مون رو مي زنه
من گرسنه ام- گمشو-
تنظيم و هماهنگ سازي با اين نسخه : قاسم سمنگاني Instagram & Telegram : @Qasem_Samangani
خوبي؟
ميگم يعني فقط همينقدر مي خوري؟
!اين واسه توست
من دارم از گرسنگي مي ميرم
! آتش
! ساني
! ساني
! بايد به ساني يه درسي بديم
هميشه اونو مي بخشيم چون از همه کوچکتره
هر روز ما رو مي پيچونه يه روز غش مي کنه
يه روز شکم درد مي گيره
يه روز تب مي کنه
چه کار مي کني؟- تو بگو-
چي ميگين؟
تو سر به اين گندگي ما يک مغز کوچک بايد باشه
فکر کنيد- زياد اهل اينکار نيستيم-
سعي کنيد- نميشه- فهميدم-
! وزن رو
! چقدر زياده- داره مياد-
"قلبم يه ضربانو جا مي گذاره"
فکر نمي کردم راوي اينقدر خوب باشه که به ما يک فرصت بده
چرا نده؟ ما برادران کوچکترش هستيم
شايد قيافه مون شبيه هم نباشه ولي قلب ما يکيه
چيه؟- بهت ميگم-
راوي يه شرط گذاشت ...هرکسي اونو ببره
هفت روز استراحت مي گيره
هر ساعت بهش شير و خامه و ميوه ميدن
کل روز گوشت بهش ميدن
آره ، اونقدر بخوري که بترکي- حالا شرط چيه؟-
کار شاقي نيست رام کردن يک اسب عادي
همين؟ کدوم اسب؟
منظورت اون وحشي سفيد نيست که؟
! کار سختي نيست
ولي راوي ما رو از نزديک شدن به اون منع کرده
گفته ازش دور باشيم تا خوب تمرين ببينه
اون استخوناي ما رو مي شکنه- ...اگه يه هفته استراحت بگيرم-
از تخت بيرون نميام...
نه صورتم رو مي شورم ، نه دهنمو مي شورم نه لباس عوض مي کنم
همونجا مي خورم و مي نوشم
هرکاري مي کنم
خواب مي بينم ، پا ميشم مي خورم
دوباره ميرم ميخوابم ، بازم خواب مي بينم باز بيدار ميشم ، ميخورم ، ميخوابم
ولي کي بهم 7 روز استراحت ميده؟
چطور؟
تنظيم و هماهنگ سازي با اين نسخه : قاسم سمنگاني Instagram & Telegram : @Qasem_Samangani
ساني؟
تقصير من بود من گولش زدم
تقصير منه
ساني؟ ساني؟
يک پارچه خيس بيار
چشماتو باز کن پسرم
ساني
کار کي بود؟
کي به ساني گفت سوار راجا بشه؟
جواب بدين
گوش کنيد ...اگه بلايي سر ساني من بياد
از هيچکدوم شما نمي گذرم...
...اگه اينقدر از برادر کوچکتون بدتون مياد
اونو برميدارم و ميرم...
اين خونه و مزرعه رو ببرين من هيچي نميخوام
فقط ساني رو برميدارم و ميرم
پسر ، چشماتو باز کن
من خوبم
برادر کوچکت حتي اگه يه فيل لهش کنه نمي ميره
اسب که در حدي نيست
پس چرا ما رو اذيت کردي؟
منو ببخشيد داشتم راوي رو آزمايش مي کردم
...ميخواستم ببينم با وجود اين همه سخت گيريش
چقدر ما رو دوست داره...
عشق زياد
ولي راوي ما رو دوست نداره
بله . شما رو دوست ندارم برين زير پاي اسب
اونقدر موقع مي بينيد که چقدر دوستتون دارم
! بيا اينجا
برادر تنومند من مثل يه دختر گريه مي کنه
ديگه نگو از پيش ما ميري
نميري؟
کجا برم؟ مگه بدن ميتونه روح رو ترک کنه؟
شما روح من هستين
"زندگي ما پر از لبخنده" "تو مسيرش آواز مي خونيم"
"ما رنگ هاي رنگين کمان هستيم" "که دنيا رو رنگ آميزي مي کنيم"
"ما اساس ملودي هستيم"
"شعرها براي ما سروده شدن"
"آسمان بالاي سر ماست"
"ما عجايب هفت گانه دنيا هستيم"
"در شادي شريک هستيم"
"در غم ها شريک هستيم"
"چرا بايد اشک ما رو کور کنه؟"
"ما هواي هم رو داريم"
سلام- روزت بخير ، راوي-
ده قوطي نفت سفيد ، يک کيسه قند پنج کيلو برگ چاي
وسايلت رو جمع کردي
بريم يه دوري بخوريم؟
گوش کن مشروب بي مشروب
شير مي خوريم- باشه-
کجا بودم؟ بله ده کيلو نمک ، 2 کيلو فلفل قرمز
يک کيلو گشنيز ، زيره نيم کيلو فلفل سياه
برو به شير فروشي کناري و دو بطري شير بگير
ولي آقا؟- وقتي اونجا رفتيم دنبال وسايلت ميريم-
برو 2 بطري شير بگير
با پستان؟
چيزي گفتي؟
گفتم اگه بچه ها يک بطري شير ميخوان بهشون پستان بدين
چون دندان ندارند اگه داشته باشن هم باقي نمي مونه
اون بچه هستن
بيخيالش و گرنه همينجا خاکستر ميشيم
اونا شش تا هستن ما 2 تا
دو تا نه سه تا
يک ، دو و سه
هفت فوتي اومد
بخاطر همين موشا شير شدن
! شيرهاي پاستوريزه
! گوساله هاي شيرخوار
...اگه گراز
نه
گرازها به حرف موجودات کوچک اهميتي نميدن
فقط با قلدري راهشون رو باز مي کنن
ولي تو بيشتر از گراز شبيه يک دلقکي
دلقک؟
شبيه چي هستم؟- ! دلقک-
از کي پرسيدم؟- اون-
از اون پرسيدم
گفتي شبيه کي هستم؟- ...د-
اونا فرقي بين گراز و دلقک نمي بينند
گراز گرازه دلقک هم دلقک
گراز گرازه دلقک هم دلقک
گراز ، شير مي خوري؟- بله-
سريع بازش کن
چه کار مي کني؟
! کمک
! برو يکم شير بيار
! کثافت ....من تو رو
! شير
شما بخورين- کي ميتونه عليه غم ها پيروز بشه؟-
چي گفتي؟
کي ميتونه عليه من پيروز بشه؟
عليه من ، نه
شيکار؟ با خودت چه کردي؟
دوداس ، مشکل چيه؟- ميخواستم خدا باشم-
ميخواستم برده اون هم باشم ولي بهم اجازه نداد
کي؟- اوني که زندگي ام و ايمانم رو به پاش گذاشتم-
ولي چي شد؟ کجا رفت؟
خدا ميدونه . فقط ميدونم که 2 زن در زندگي ام بودند
يکي يک دختر بود اون يکي کارم بود
هر دو رفتن- کار که گير مياد-
ولي همون دختره رو ميخواي؟
اسم و آدرسش رو بده ببينم چي کار مي کنم
چي ش... کي هستي؟
باشه بعدا اول بگو درباره خودت چه فکري کردي؟
ها؟- درباره خودت چه فکري کردي؟
از آسمان افتادي پايين؟
دختر امپراتوري؟ شاهدختي؟
...فقط چون خدا بهت صورت خوب داده
اينطور مغرور شدي؟...
کي بهت اجازه داده با زندگي يک مرد بدبخت بازي کني؟
چه حقي داري؟
اون ديوانه اس- اون بيچاره اس-
...اگه من بودم
گردنت رو مثل مرغ مي گرفتم و مي کندم
از کي حرف مي زني؟- تو اونو غرق مشروبات کردي-
اون همش اسمتو مي بره و گريه مي کنه بعد تو ميگي کي؟
دوست بچگي ام رو ميگم . شيکار- شيکار؟-
بله . شيکار. برو ببين بخاطر تو در چه عذابي به سر مي بره
گداهاي خيابون وقتي از کنارش رد ميشن بهش صدقه ميدن
هربار منو مي بينه ميگه شيلا زندگي منه
زندگي ام از وقتي شيلا اومد عوض شد
شيلا ، شيلا ، شيلا بعد تو يک زن حقه باز و پر افاده اي
چون کارشو از دست داد ، ترکش کردي؟
به چي زل زدي؟ جوابي نداري؟
جواب ميخواي؟- بله-
حالا به من گوش کن
اگه يه کلمه حرف بزني ...با صندلي ، تخت يا هرچي هست
مي زنم صورتتو پايين ميارم.... اولا که من شيلا نيستم
دوما اسم من ايندو هست فهميدي؟
من همه چيز رو شنيدم
متوجه حماقت خودم شدم ميخوام شيکار رو ببينم و عذرخواهي کنم
اون کجاست؟
تو شراب نشسته داره بار مي خوره
چي؟
منظورم اينه که تو بار نشسته داره شراب مي خوره
ممنونم
ببخشيد
دوست شما که رفت ، اتاقش کجاست؟
بعد از اون سيلي محکم؟- بخاطر همون سيلي محکم ميخوام-
آخرين اتاق راهرو مال اونه
ممنونم
بيا تو
چيه؟ هندوانه؟ کي داده؟
يه مرد دراز اونجا بود اون براتون فرستاد
يک نامه هم فرستاد- ميتوني بري-
اين دفعه ميخوام بخاطر خودم ببينمت نه شيکار
لطفا اين رو به نشانه دوستي ما رو بپذير
من اومدم
اولين بار در زندگيته که براي يک دختر هديه مي فرستي؟ آخه هندوانه؟
چه عيبي داره؟ هندوانه باعث سلامت ميشه
تو مسائل مربوط به قلب ، ظرافت مهمه نه قدرت
براش گل بفرست
گل؟
سلام
! نگهبان
بله خانم- ...اگه اين مرد دوباره اينجا اومد
کارتو از دست ميدي. فهميدي؟...- فهميدم-
برو بيرون کتک ميخواي؟
! ساکت هرچي اون پايين مي گفتي تکرار کن
! شوخي مي کردم
منو بزار زمين ! اگه کسي ببينه ، اخراج ميشم
گل هم جواب نداد
بايد به يک چيز ديگه فکر کنم
پس بيمار برادرته؟
بله . برادر بزرگم- مشکلش چيه؟-
اولش فقط قلبش بود
حالا به بدنش هم رسيده- منظورت چيه؟-
عاشق شد و به يک دختر ابراز علاقه کرد
ولي دختره مثل فوتبال با لگد شوتش کرد
قلب اون بيچاره شکست
تو اون اثنا سعي کرد خودشو بکشه
از يک کوه بلند پريد
چي؟ بعدش چي شد؟
به لطف خدا نجات پيدا کرد
اين رو دختره اثر گذاشت؟
همينو ميخوام بدونيم شما بودي روت اثر ميگذاشت؟
البته. من انسان هستم به ديدنش ميرم
عشقش رو مي پذيرم و عذر خواهي مي کنم
کار راوي تمومه
اومد. به اتاقتون بريد و تا نگفتم بيرون نياييد
نمي فهمم. اون يک دختره چرا بايد بريم به اتاق؟
اون دختره ارتش که نيست
دختره کيه؟- بله-
! ساکت !ميرين يا با کتک بفرستمتون؟
صبر کنيد
کسي از اتاقش بيرون نمياد
نه- هيچکس صدا نميده-
يه صدا هم در نياد ، خب؟- بله-
به خودمون صدا خفن کن مي زنيم
چه خونه زيبايي دارين- از اينجا مشخص نيست-
بياييد اونور ، درخت هاي خوشگل داريم باغ داريم
عاشق گل ها ميشيد
بريم- ! تخم سگ-
اونو پيش من آورده يا براي قدم زدن؟
! خداي من
کي بود؟- برادرم درد مي کشه-
بريم اول اونو ببينيم- بله-
!يکي نجاتم بده ! آي- بفرماييد-
سلام- سلام-
خيلي درد داري؟- آره-
درمان من، درد رو از بين مي بره
برگرد
چيه؟- خيلي درد داره-
اگه کسي بهش دست بزنه از سر تا پاش مي لرزه
نگران نباش درستش مي کنم
تو مرد هستي بعد ميزاري يه دختر اينجوريت کنه؟
چي ميگه؟- ...ميگه که-
...اگه يه دختر رو ببينم
خودمو شرحه شرحه مي کنم... و به پاش مي ريزم
اين چه کمکي مي کنه؟
چه فايده اي داره که زندگي ات رو براي يکي ديگه به باد بدي؟
درستش اينه که براي عشق زندگي کنيد
چي ميگه؟- ....برادرم ميگه-
ازت ممنونم ولي چرا... براي من دلسوزي مي کني؟
چرا نه؟منم انسانم
منم قلب دارم و ميدونم که اون چه حسي داره
قلبت مي فهمه که قلب من چي ميگه؟
تو؟- بله ، من کلا ديوانه ام-
نميدونم چه خبره نمي تونم بخوابم
مثل جغد ، شبا بيدارم
روز ميخوابم و تو رو همه جا مي بينم
تو درها ، پنجره ها کتري ها
حتي تو رو در نان مي بينم
اون روز دلم رو برات آوردم نه هندوانه
! خفه شو
! حقه باز دروغ گوي شارلاتان
به بهانه خودکشي اين نمايش رو به راه انداختي
تا برادرت منو به اينجا بياره...
منو چي فرض کردي؟
!ساکت ، چه فکري کرده بودي؟
فکر کردي درباره خودکشي ات بشنوم باهات همدردي مي کنم؟
که ازت خوشم مياد؟
برو به جاي کوه ، از بالاي آسمان خودتو پرت کن و بمير
! اصلا برام مهم نيست
داري خوردم مي کني
! همون خورد برات بهتره
اگه آينه داري خودتو ببين
و گرنه بهت پول ميدم که از بازار آينه بخري و خودتو ببيني
!قيافه ات ترسناکه
! کثيف بدبو چند ماهه حموم نرفتي
آدم مي ترسه نزديکت بشه انگار از اصطبل اومدي
فکر کردي دختري ازت خوشش مياد يا عاشقت ميشه؟
تو مايه وحشت هستي
به جاي اينکه کسي سم بخوره کافيه تو رو ببينه و بميره
...ولي- اگه دنبالم بياي
يا سعي کني برام مشکل ايجاد کني...
! تو رو به زندان مي فرستم
!نکن
پس ميخواي يک دختر رو روي سرمون بزاريم؟
نميزاريم اينطور بشه
فکر کردين که يک دختر زندگيمون رو جهنم مي کنه؟
عمرا ! نميزاريم يک دختر وارد خانه مون بشه. هرگز
! ما نميخوايمش- احمقاي عوضي-
نمي بينيد که بخاطر رفاه شما اينکارو مي کنم؟
رفاه ما؟ چطور؟
اگه يک زن به اين خونه بياد براي شما غذاي خوشمزه درست مي کنه
ظرفا رو مي شوره و جارو مي زنه
! آشپزي مي کنه؟- تميزم مي کنه؟-
جارو مي زنه؟- بله- پس ما به دردسر نمي افتيم؟-
اصلا مشکلي نخواهد بود
به اينش فکر نکرده بوديم
يه کاري بکن ! اون مثل نسيم خنکي اومد و مانند طوفان رفت
لطفا
نگران نباش. باهاش حرف مي زنم و برش مي گردونم
! مثل نسيم خنک- واقعا-
بله. ولي فعلا گم شيد
ميخوام به يک نقشه براي برگردوندنش فکر کنم
بريم- بياييد-
کاري که مي کني درست نيست
درست نيست که يک دختر ساده رو فريب بدي
تو هم باورت شد؟
اينو گفتم که جلوي شورش ارتش رو بگيرم
حقيقت اينه که واقعا عاشقش هستم
شيلا- ايندو-
واقعا زيبا شدي
حتي ماه آسمان با ديدن تو نصف ميشه
خدا به داد شوهر بيچاره ات برسه
شيکار اين ايندو هست. بهترين دوستم
سلام- سلام-
بهترين دوست تو اينجاست ....ولي بهترين دوست من
چطور در بيابان تو گل شکوفه زد؟
کت و شلوار ، عطر تراشيدن ريش
عاليه- مرد خوب من-
...حرفاي يه نفر بهم ثابت کرد
چه خوش قلب باشي چه نه... قيافه ات بايد خوب باشه
شايد افکارت کثيف باشن ولي بايد لباسات خوب باشن
بخاطر همين خواستم يه تغير قيافه بدم
دلتو باختي؟- ....ميخواستم ، ولي-
مثل يک هندوانه انداختش دور
"عشق من ، تا کي منو عذاب ميدي؟"
"آتشي در قلبت به راه مي اندازم که ذوبت کنه"
"يه روز عاشق من خواهي شد"
"وقتي در لحظات تنهايي ات به من فکر کني"
"با خاطرات من پر خواهي شد"
"قلبت با شوق و اشتياق پر خواهد شد"
"وقتي يکي بشيم ، شکوفه خواهي زد"
"در آغوش من تاب خواهي خورد"
"حال عادي نخواهي داشت"
"عاشق خواهي شد"
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تبريک ميگم- تبريک ميگم- ممنونم-
تبريک ميگم
آقاي راوي؟- بله-
يک لحظه
تبريک ميگم
بيا
اون چي بود؟
هيچي ، دنبال ترقه هاي پارسال بودم
ميخواي اونا رو بترکوني؟
گاهي از مغزتون استفاده کنيد
برادر ما داره براي اولين بار زنشو به خانه مياره
نبايد براي خوش آمد گويي ترقه بترکونيم؟
خيلي خوشحالم. هيچوقت فکر نمي کردم که مردي مثل تو رو پيدا کنم
تو و برادر کوچکت دور از شهر زندگي مي کنيد
در آرامش و سکوت
کوري مگه؟
خر- درست صحبت کن-
از سر و صدا و فرياد متنفرم
که اينطور از سر و صدا متنفري
بله
! دهنم سرويسه
برادر کوچکه رو بزنيد
چرا ساکتي؟ يه چيزي بگو
چي بگم؟ وقتي حرفاتو شنيدم ، يکم نگران شدم
نگران؟- بله . از شوق-
ديدي اشک شوق مي ريزن؟ اينم همونه
تو نظافت رو دوست داري آرامش رو دوست داري ، از دعوا بدت مياد
و مهمتر از همه خوشحالي که ما فقط 3 نفر هستيم
!چه شود
چي؟- ميگم در خونه چه شود-
زن برادر برادرشوهرت بهت خوش آمد ميگه
درود- راوي-
اونو مي شناسي برادر کوچکم ، ساني
و اين خانه ماست بهشت کوچک ما
! زن برادر
! برادرم
!اين دومين کثافت من ، نه يعني برادرمه
اونم سومي ، مانگال
سلام زن برادر
بيا بهت مزرعه ام رو نشون بدم
نه. چرا با لباس کثيف بگرديم
اجازه هست؟- بفرماييد-
زن برادر
بيا
...اينجا سالن ماست که صبح و عصر
گورو
اون برادر چهارم منه ، سم
و پنجمي ، گورو
سلام زن برادر- ...اونم- خودم ميدونم . يکي ديگه-
بله ، بودو ، بود
همينا هستن؟ يا 4-5 تا ديگه هستن؟
ما فقط هفت برادر هستيم- فقط هفت تا؟-
پدر دوست داشت که ما زمين بازي رو پر کنيم
ولي
اسم روزها رو روي ما گذاشت
سم ، مانگال ، بود
جوانترين ساني و منم بزرگترين هستم
...اگه بيشتر از هفت تا مي شدين
ژانويه ، فوريه ، مارس ، آوريل ، مه
! چه خانواده تقويم محوري
بله
چيزي که درباره ما خاصه اينه که ما هم ديگه رو دوست داريم
اصلا نپرس- نمي پرسم-
براي هم مي ميريم- معلومه-
! اوه خدا
راوي؟- بله- اين چيه؟-
آشپزخانه اس ديگه- شبيه شبيه ديوانه خانه اس-
هرچي هر اسمي ميخواي روش بزار
بايد مثل خودت زيباش کني
رمانتيک نشو سرم داره گيج ميره
بزار تميزش کنم برو بيرون
ببين ايندو
يه جور غذا درست کن که بشقابا رو هم بخوريم
از وقتي مادرم مُرد غذاي خوب نخورديم
غذاي نيمه خام ، پرخوري نمک به جاي شکر
فلفل به جاي نمک نفت به جاي روغن
بيخيالش برو استراحت کن
غذا آماده شد خبرت مي کنم
! بيرون
از کجا شروع کنم؟
شام حاضره سريع بياييد
منتظر چي هستين؟ شروع کنيد
خداروشکر که اخلاق دارين
بسه ميگم بسه
! حيوانات مثل حيوانا هستين
اينجوري غذا ميخورن؟
با چنين عشق و نظافتي براتون غذا درست کردم
! و شما مثل حيوان حمله مي کنيد
شما لياقت اين غذا رو ندارين
!شما همه حيوان هستيد ! حيوان هم باقي مي مونيد
اومده برامون غذا درست کنه يا به ما سلطه پيدا کنه؟
مگه نگفتي ميخواي يه خدمتکار بگيري؟
ايندو- بهم دست نزن ، ازم دور شو-
تو حقه باز هستي بهم دروغ گفتي
گفتي فقط 2 برادر هستين
خودتو مظلوم جلوه دادي و منو به اينجا آوردي
به برادرات گفتي که داري يه خدمتکار مياري
که خونه رو تميز کنه و آشپزي کنه
من اينجا بعنوان خدمتکار اومدم؟
عشقت که کارم و شهرم رو براش ترک کردم اين بود
که به خاطرش به اين ديوانه خانه اومدم؟...
خيلي کار اشتباهي بود بهم حقه زدي
قلبمو شکستي زندگي ام رو خراب کردي
حق با توست
من مقصرم
من بهت دروغ گفتم فريبت دادم
سعي کردم راستشو بهت بگم ولي جرات نداشتم
اگه درباره برادرهام بهت مي گفتم ميخواستي اونا رو ببيني
و اگه يه بار اونا رو مي ديدي ديگه به اينجا نمي اومدي
اينجوري تو رو از دست مي دادم
من اينکارو کردم که دلتو به دست بيارم
!همين
ما واقعا حيوان هستيم
فرقي بين ما نيست ...ولي
چه کنيم؟
اينقدر بوديم که والدين مون مُردند
نه پدري داشتيم که بهمون غر بزنه نه مادري که بغلمون کنه
کسي نبود که دست ما رو بگيره و راه رو نشونمون بده
با اتکا به هم زندگي رو ادامه داديم
اينجا در مزرعه با گاوها و بزها زندگي مي کنيم
و شبيه اونا شديم
من ناداني خودمو کامل درک مي کم
نميخوام زندگي تو هم خراب بشه
فردا تو رو به شهر برميگردونم
ميتوني به دنياي شرافت و آداب معاشرت برگردي
لازم نيست با يه آدم بي آداب زندگي کني
فقط شب رو اينجا بمون
فردا تو رو برميگردونم
برادرهاي کوچکت رو نمي بخشي؟
اومديم ازت تقاضاي بخشش کنيم
اگه حرفامون ناراحتت کرده بايد ما رو بزني
ما رو سياه و کبود کن
ولي از پيش ما نرو
اگه از پيش ما بري ما تنها ميشيم
هيچوقت کسي اينجا نيومده تا ما رو اصلاح کنه
باور کن ، شايد بزرگ به نظر بياييم
ولي قلبا بچه هستيم
بچه هات رو نمي بخشي؟
اگه بري راوي هم از پيش ما ميره
بدون شما دو تا ما يتيم ميشيم
! لطفا ما رو ببخش
حتي حيوانات هم گريه مي کنن
اشکاتو پاک کن مرد ها گريه نمي کنند
من همه شما رو مي بخشم
حالا به برادر 28 فوتي خودتون بگيد
اگه عقل سليم داره بهتره سريع تر پيداش بشه
اولين روز ازدواج ماست بايد با لبخند بياد
برين
پاشين !خوک ها
!دزد
! پاشو اسب آبي
چرا اين وقت صبح داد مي زني؟
شش روزه يه خواب مي بينم
هربار که نزديک دختره ميشم يکي بيدارم مي کنه
اينجا و اونجا رو ببين خو جيغت در مياد
ببين- لباس هاي ما-
حالا بايد با لباس زير بگردي
صبر کنيد . ساني کجاست؟- اينجا نيست؟-
! تقصير اونه
! بيدار شدين؟- زن برادر-
سريع پاشين. برادرتون ما رو به پيک نيک مي بره
پيک نيک؟- بله-
ما حاضر مي شيم ولي اون ساني ياغي ، لباس هاي ما رو برداشته
من لباس ها رو برداشتم نه ساني
لباس هاي ما به چه دردت مي خوره؟
! ميخوام بشورمشون !ديگه چه کارشون ميتونم داشته باشم؟
چرا خرابشون مي کني؟ کسي لباس رو مي شوره؟
!خفه ! لباس هاتون بوي گند مي دادن
! موش اگه اونا رو بو مي کرد ، مي مُرد
من با آب جوش شستمشون ولي باز کثيف هستن
تو زيبايي لباس هاي ما رو از بين بردي
زود بياييد بيرون ، دوش بگيرين و حاضر بشين
چي؟- دوش و اصلاح-
لباس تميز بپوشيد و مثل انسان به پيک نيک بياييد
اشاره به اسم آب هم منو مريض مي کنه
وقتي مي بينم کسي حموم مي کنه غش مي کنم
خدا موهاي به اين خوبي به آدم داده چرا کسي اونا رو مي شوره؟
! زن برادر
ميايين بيرون يا بيام تو؟
دروغ ميگه. ما شرايط خوبي نداريم اون داخل نمياد
براي آخرين بار ميگم. ميايين بيرون يا بيام تو؟
نه. نمياييم- باشه ، پس من اومدم-
! نه
!سريع بياييد بيرون- خداي من-
! فقط تو ميتوني اين جانوران رو عوض کني
تو 2 روز کاري کردي که من اين همه سال نتونستم انجام بدم
من براي اصلاح هر هفت نفر اينجام نه 5 نفر
منتظر چي هستي؟ برو بيرون
به کجا؟- حمام-
من روز ازدواجمون حموم بودم
بايد بري تو آب و حمام کني
! ساکت
! شاخ شده بودي. بيا
! بيا
! بيا . زل نزن
دماغ
همه آماده ان؟ شروع کنيم
راوي چي شد؟
!شکمم درد مي کنه
! شکمشو فشار بدين
چه کار مي کنيد؟- اون روزم پات درد مي کرد-
فشارش داديم ، بهتر شد
حالا بخاطر همين شکمت رو فشار ميديم
! بسه يعني اگه گلوم درد کنه ، بايد فشارش بدين؟
بله- راوي-
! برين کنار
چه خبره؟- شکمش درد مي کنه-
نه ، به نظر نمياد مسئله مهمي باشه
درد سطحي نيست عمقيه
وسايلتون رو بياريد پيک نيک کنسل شد
پيک نيک رو کنسل نکنيد حالم بهتره
نميتونيم تو رو ول کنيم و بريم
عزيزم ، گلم
شما برين بله ، ايندو مواظب من هست
نميخوايم تو رو در اين وضعيت رها کنيم
حق با اوناست- چه بامزه اي-
با اين همه تلاش و زحمت ميخوان پيک نيک برن
بزار برن چرا مانعشون بشيم؟
! برين و گرنه دردم بيشتر ميشه
! برين
خيلي خوبه- راوي-
خوبي؟
من خوبم تو برو
برين
! شکمت...؟- بهونه بود که از شر اونا خلاص بشيم-
اگه گردان اينجا مي موندن
ميشد باهات حرف عاشقانه بزنم؟ بيا بغلم
! چه آرامي
! زن
"هواي خوب ، مقصد نامعلوم"
"هواي خوب ، مقصد نامعلوم"
"تو اين پيچ و خم ها ، داستان هايي براي گفتن هست"
"گاهي قلبم شروع به تپش مي کنه"
"درخشش جواني عذابم ميده"
"کي دلم رو به کسي ديگه ميدم؟"
"فعلا قلب من مال خودمه"
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"يه افکار خاصي منو مي ترسونن"
"شب ها با عشق پر شدن"
"همه ميدونن که ديوانه ها عاشق ميشن"
"از چيزي که اجتناب ناپذيره ، ترسي ندارم"
! احمق ، چرا سنگ رو ديدي فرار نکردي
آدم هاي پولدار به خدمتکار نياز دارن تا کمکشون کنن از مرگ فرار کنن
ببخشيد ولي اون جزو اون دسته نيست
که بدون خدمتکار نتونه حرکت کنه...
...در حقيقت اون يکي از پولدارهاست
که اصلا نميتونه حرکت کنه...
نميتونه حرکت کنه؟ پا نداره
!فلجه ، معلوله
درست ميگي نميتونه حرکت کنه
ما رو ببخش بدون تفکر حرف زديم
ما نميدونستيم فقط رد مي شديم
مهم نيست ...وقتي انساني فلج ميشه
بايد داروها و حرف هاي تلخ رو... به جان بخره
ولي بهش عادت کردم
در واقع بالاخونه ما کلا تخليه اس
ارتباطي بين سر و مغز ما نيست
! لطفا بخند
اسمتون چيه؟
من سيما هستم اين مادو هست
سلام- اين آرادانا هست-
پريما- سلام-
آشا- سلام-
راجني- سلام-
شوبني- سلام-
سم
مانگال
بود - من گورو هستم- سوکرا-
ساني- از ديدن شما خوشحاليم-
صليب سرخ يکشنبه برنامه داره
بايد بياييد- حتما-
خداحافظ- خداحافظ-
خداحافظ
خداحافظ
عشقمون جور شد
! ساکت نميخوام هيچ توضيحي بشنوم
همه شما بي مصرف و بدرد نخور هستين
من همه کار براتون کردم بهتون غذا و لباس دادم
ولي هيچکدوم شما نميتونيد هواي برادرزاده بيچاره ام رو داشته باشيد
!خجالت بکشيد- تقصير اونا نبود-
من گفتم برن- ولي چرا ترکت کردن؟-
بايد هميشه با تو باشن وظيفه شون همينه
خدا ميدونه اگه اون سنگ بهت مي خورد
چطور ميخواستم زندگي کنم؟
همه مي گفتن يک عمو برادرزاده پولدارش رو به کشتن داد
چون داره 21 ساله ميشه
و ميليون ها پول به ارث مي بره
هيچکدوم شما نميدونيد
نميدونيد چقدر سخته که متولي يک وارث ثروتمند باشي
مردم هميشه بهت شک دارن
هميشه به خدا دعا مي کنم که 21 ساله بشي
من ذره ذره ميراتث رو بهت ميدم
بعدش به يک جاي دور مي رم
اگه اذيتت کردم ، متاسفم
خيلي متاسفيم ، عمو
مشکلي نيست
مشکلي نيست
تقصير من نيست
قسم مي خورم تمام تلاشم رو کردم ولي
از افرادي که کارشون رو خوب انجام نميدن متنفرم
...اگه بخاطر اون پسرا نبود- هرچي باشه دختره هنوز زنده اس-
! گمشو حرومزاده !گمشو
ممنونم
ولي عزيز ، هنوز خيلي مونده تا سيما 21 ساله بشه
و با تو هم زندگي مي کنه هرلحظه ميتونه له بشه
نه؟- نه-
اشتباه مي کني
من در خانه نميتونم کاري کنم- چرا؟-
اگه بيرون از خانه کشته بشه نميتونن گردن من بندازن
فقط بابو از پس اينکار برمياد
بابو کيه؟
شيطاني در قالب انسان
کجاست؟
تو زندان دوران محکوميتش رو مي گذرونه
بابو از زندان بيرون ميره و سيما از زندگي
نه هرگز
هيچکدوم شما به جشن صليب سرخ نميرين
چرا نريم؟ اون دختراي طفلک با کلي عشق و شرافت ما رو دعوت کردن
با عشق؟ شرافت؟
ميدونيد عشق چيه؟ميدونيد شرافت چيه؟
البته که ميدونيم- خيلي خب ، شرافت چيست؟-
...شرافت ، چيزه
چيه؟ ...اون
خيلي چيز خوبيه
منو چرا مي بيني اونور رو ببين و حرف بزن
اينم وضعيت فعلي شماست
تا حالا راه رفتن خودتون رو ديدين؟
مثل هفت زنداني هستين که از حبس ابد آزاد شدين
وقتي حرف مي زنيد انگار يکي داره ظرف پرتاب مي کنه
وقتي دهنتون رو باز مي کنيد کل دختراي شهر فرار مي کنند
پس بهترين کار اينه که تو خانه ساکت بشينيد
زن برادر
کسي در رحم چيزي ياد نمي گيره
بعد از تولد ياد مي گيري
از افراد زندگيت و ما فقط يکي داريم
و اون تويي تو به ما ياد نمي دي؟
بله ، زن برادر بهمون ياد بده
لطفا- باشه. سعي ام رو مي کنم-
! زن برادر
! لطفا يکم ريتم بدين
"سرتو بيار پايين و بپرس"
"خانم ، چطورين؟"
"اينطور نه ، قشنگ بازيش کن"
"سرتو بيار پايين و بپرس"
"خانم ، چطورين؟" "چطورين؟"
"وقتي جواب بده که چطوري؟"
"يعني دوستت دارم"
"فهميدي؟"
"اينطوريه؟"
"حالا بهم نشون بدين که چطور مي گين؟
"چطورين؟" "بله"
"چطورين؟"
"عاشقتم"
"به اين زودي نگو عاشقتم"
"اگه ازت خوشش بياد ، صورتش سرخ ميشه"
"فقط اون موقع مطمئن ميشي که مال توئه"
"به چشمانش نگاه کن و بگو افسونت مي کنه"
"وقتي بپرسه چه افسوني؟" "چرا ساکتي؟"
"دوستت دارم"
"حالا داري مي فهمي"
"ادامه بديم؟" - "يه لحظه" -
سر و صدا نکن سرم رفت
اگه صورتش سرخ نشه ، چي؟
اگه صورت اون سرخ نشه صورت يکي ديگه سرخ ميشه
اينطوريه؟- بله-
"بعدش با عشق دستشو بگير و به يک گوشه ببر"
"يکم مي ترسه و تو هم همينطور"
"بغلش کن و بگو"
"ساکت نباش"
"دوستت دارم"
"چيه مگه؟" - " اينجا بايد بگي که عاشقتم" -
"عاشقتم"
"عاشقتم"
"اينجا نمايشگاه پريانه"
"هر قلبي تنها هست"
"بزاريد قلب ها با هم ديدار کنند " "چون اينجا بهاره"
"هواي خوش"
"مقصد ناشناخته"
"داستاني آماده رمزگشاييه"
فکر مي کني ناجوره؟ زخم هاي بدتر هم برداشتم
بشين سرجات ...يک کلمه ديگه بگي
پشتتو داغ مي کنم...
ميدونم بدن قوي داري
من به اين احمقا آموزش داده بودم
و تو همه چيز رو خراب کردي
اين پسراي شهري خيلي پررو هستن
بايد مي ديدم که چطور برادرهام رو مي زنن
آبرومون چي ميشد؟- عاليه. اين چه هياهويي بود درست کردي؟-
! الان حرف کل شهر شدي
اگه پليس ميومد جاي همه تون تو هلفدوني بود
منظورت چيه؟
بايد دست به سينه مي مونديم
برادران، بياييد ما رو بزنيد شما مالک مايييد
بگيد کي خسته مي شين ما شما رو به خونه مي رسونيم
! اراجيف چيه
باشه هرجور ميخواي رفتار کن
! و منم همينکارو مي کنم
اينو نگو- ول کن ، اعصاب ندارم-
اگه عصباني بشي ما چي بخوريم؟
شوخي بسه- خودت سر شوخي رو باز کردي-
بگو ما دعوا کرديم يا مجبورمون کردن؟
من ميخوام ببينم چرا اصلا دعوا کردين؟
اونا اونجا بودن مگه ميشد ازشون کتک بخوريم؟
کيا؟- اونا-
دخترايي که ديده بوديم از اون موقع مشکل داريم
! که اينطور
شما به درد هيچي نمي خوردين حالا هم ديگه دهنتون سرويسه
سر اگه راست نباشه کتاب بايد راست باشه
...من- توضيح نميخواد-
همه از دست رفتن
يک ملاقات با اون پسرا همه چيز رو عوض کرده
شوبني کجاست؟
به عدس نمک بزن
چرا ناگهاني به پونا ميريم؟
فردا سومه بابو آزاد ميشه
کارمون رو روز چهارم انجام ميده
و من با وکيل درباره املاک سيما صحبت مي کنم
اگه کسي بهم شک کرد ...که سيما رو کشتم
وکيل شهادت ميده که من با اون بودم
ارثيه سيما روز پنجم مال من خواهد بود
اعتصاب کردين؟
چرا مثل اسکلا به من خيره شدين؟
! برين سر کارتون
! و گرنه غذا بي غذا
اسم غذا رو ميارم عين خيالشون نيست
!ايندو
ايندو
چيه؟- يه چيزي شده-
پسرا يه چيزي شون شده مشروبي خوردن؟
ديديشون؟ انگار مريض شدن
! انگار زنده نيستن
تو چه برادري هستي ! يعني نميدوني؟
چيه؟- عاشق شدن-
يعني چي؟
! چه اراجيفي خيلي خري
ميگن عاشق شدن
عشق
"جرقه اي در تو ، منو عاشقت کرد"
"به من اينو درک نمي کنم ، توضيحش بده"
"وقتي کسي عاشق ميشه"
"قلب تندتر مي زنه و آدم بي قرار ميشه"
"وقتي کسي در شب ، ستاره ها رو مي شماره"
"فرض بر اينه که اون شخص عاشق شده"
"عشق شما رو به اين روز انداخته"
"قلب با افسوس ميگه کاش کسي هدايتش کنه"
"عشق ما رو به اين روز انداخته"
"قلب با افسوس ميگه"
"اي کاش کسي منو هدايت کنه"
"چراغا رو خاموش کن"
چراغا رو خاموش کن
"چراغا رو خاموش کن چون خوابم نمي گيره"
"خاموش کردن چراغ ها کمک نمي کنه که بخوابم"
"کي دختري مياد که چراغا رو خاموش کنه؟"
"سر و صدا نکنيد و گرنه زن من بيدار ميشه"
"عشق شما رو به چه روزي انداخته"
"قلب با افسوس ميگه"
"اي کاش کسي اونو هدايت کنه"
"عشق ما رو به چه روزي انداخته"
"قلب با افسوس ميگه"
"اي کاش کسي اونو هدايت کنه"
هدايت ميخواين؟ برين سراغ دخترا
"عشق شما رو به چه روزي انداخته"
"قلب با افسوس ميگه"
"کاش کسي اونو هدايت کنه"
"اوضاع خيلي بد نيست"
"وقتي قلب ها يکي هستن" "چرا بايد شما دور باشيد؟"
"اگه جرات داشته باشيم به اونا مي رسيم"
"حتي اگه خانواده اجازه نده"
"اگه جرات داشته باشيم به اونا مي رسيم"
"حتي اگه خانواده اجازه نده"
"عاشق ما رو به اين روز انداخته"
تو
نخوابيدي ديروقته
نه. بيدار موندم که کارهاي شما رو ببينم
!دخترا رو آزاد کن
!بازشون کن
! نجاتمون بدين
اين پسرا ما رو از خونه مون دزديدن
نگران نباشيد درستشون مي کنم
پس اينا زير سر توست
موقع دزديدن اين دخترا چه فکري مي کردي؟
به اين فکر مي کردم که اونا دخترن
ميدوني چه جرم سنگيني مرتکب شديد؟
چرا سرتون پايينه؟
جوابم رو بدين- چه جوابي؟-
اگه بخاطر تو نبود هيچکدوم اينا رخ نمي داد
من بهت چي گفتم؟
گفتم چرا پسرا حالشون خوب نيست
تو گفتي عاشق اين دخترا هستن
بله- ساکت-
ولي اين درسته کسي رو به زور از خانه اش بدزدين؟
ما زورکي نياورديم با ملايمت آورديم
ميخواستي چه کنم؟ برادرهاي منو ببين
سرشون به زانوهاشون آويزونه
نه ميخورن ، نه مي نوشن نه ميخوابن ، نه کار مي کنن
منم نسبت به برادرانم وظيفه اي دارم
آفرين چه وظيفه اي هم انجام دادي
بايد از دولت جايزه بگيري
!ساکت حالا بهم گوش کنيد
الان ديروقته بخاطر همين اين دخترا همينجا مي مونن
داخل ، پيش من
فردا صبح اونا رو به شهر مي برم
و شما در اصطبل ميخوابين
! برين
فکر کنم داستاني که در شب پيش اومد اونو ترسونده
نميتونم تو اين وضعيت ولش کنم
بياييد به خانواده اش خبر بديم- به کي خبر بديم؟-
اون يک عمو داره که براي هفته به پونا رفته
به خدمتکار بگو- ...باشه ، ولي با وجود پسرا-
چطور ميتونيم اينجا بمونيم؟
تا من هستم ، لازم نيست بترسيد
تا وقتي اينجايين هيچکدوم از برادرها وارد اينجا نميشن
حتي شوهر من
به عموي سيما خبر مي ديم آدرسش در پونا کجاست؟
حالا مي فهمم چرا بابو نتونست اينکارو بکنه
يعني چي؟
چطور سيما رو بکشن وقتي خونه نيست؟
با دوستاش به يک خانه در مزرعه رفته
تلگراف فرستادن- حالا چي؟-
بابو رو ببين تا يک نقشه ديگه بچينيم
ولي اول بايد برم و برادرزاده عزيزم رو ببينم
تب نداري- ولي من حس مي کنم ضعيفم-
چند روز اينجا بمون هواي تازه بگير
محصولات تازه اي که من مي پزم رو بخور
هر بيماري داري ، از بين ميره
...به عموت درباره شوهر من
و نقشه خرکي اش براي دزديدن شما نگو...
نه کي اينو گفته؟
در واقعا اونا احمق هستن خطرناک نيستن
بگو حق نداره بياد تو
بايد بره ...و گرنه
شنيدي؟
به اين نگهبان بگو که اصلا نميخوام بيام تو
...براي چند روزي به شهر ميرم
ميخواستم باهاتون صحبت کنم
اتفاقات ديروز تقصير من بود
من ديدم برادرهام غمگين هستن
و باعث اين اشتباه احمقانه شد
پس لطفا منو ببخشيد
تقصير بچه ها نيست تقصير همش از من بود
شايد وقتي برميگردم ، اينجا نباشيد
حتما به خونه تون رفتين
بخاطر همين اومدم پوزش بخوام
لطفا برادر بزرگتون رو ببخشيد
گوش کن
منتظرم حتما تا جمعه برگردي
اگه ناخواسته به تو ...يا احساساتت صدمه زدم
منو ببخش...
شيطان اينجاست
خداروشکر اون خوبه
هربار که حالش بد ميشه ناراحت ميشم
اون بچه برادر بزرگ منه ولي من خيلي دوستش دارم
خيلي از شما ممنونم- براي چي؟-
اون مثل خواهر کوچک منه
سيما خيلي حالش خوب نيست ميخوام اينجا استراحت کنه
ولي نميتونم نگذارم که به خونه ببرينش
اگه حالش خوب نيست ، بزارين همينجا باشه جايي نمي برمش
ميتونم دوريشو تحمل کنم
ولي نميتونم ناخوش بودنش رو تحمل کنم
ميتونيد چند روز نگهش دارين
اگه چيزي لازم داشتين من از شهر مي فرستم
به لطف خدا ، چيزي کم نداريم
فقط براشون لباس و دارو بفرستيد
فردا مي گيرمشون- زحمت نکشيد-
شوهرم در شهره تا دو روز ديگه مياد
به اون بدين- کجاي شهر؟-
با دوستش شيکار هست
...شماره تلفنش
..566189.
الو؟- آقاي راوي؟-
جان؟
رانجيت سينگ هستم- کي؟ به جا نميارم-
سيما با پرستارانش در خانه شماست
بله- من عموي اون هستم-
چه کاري ازم برمياد؟
من به مزرعه شما رفتم. همسر شما گفت که يه سري وسايل بفرستم
من فردا به خونه ميرم ميام مي برمشون
خوش اومدين ، آقاي راوي آناند
مشکلي هست؟- نه-
پيدا کردن خونه سخت بود؟- نه-
چطورين؟ بفرماييد
نوشيدني؟
بله
چرا به من زل زده بودين؟
منو ياد يک دوست عزيز مي اندازين
خيلي شبيه شماست بلند قد و چهارشونه
جوان ، خوشتيپ
چپ دست هستين؟
از دست چپ استفاده مي کنيد؟
بله ...بابام مي گفت که
اگه ميخواي دنيا رو در دستت بگيري... از دست چپ استفاده کن
نه اين زياده
من اهل نوشيدني نيست نوشيدني نمي خورم
ميدونيد چرا؟ چون کبد رو از بين مي بره
اينجا- که اينطور-
خلاصه اينکه اون روز عروسي دوستم اصلا چيزي ننوشيدم
ولي به زور 4 بطري کردن تو حلقم
بفرما- خيلي خب
درباره خانه رعيتي گفتي درباره برادرهات نگفتي
!برادرهاي من !هرکدوم الماسي هستن واسه خودشون
خيلي دوستشون دارم
....کوچيکه
اسمش سانيه
برادر کوچيکه ام خيلي بامزه اس
خيلي دوستش دارم اون خيلي سخت کوشه
سخت ترين کارهاي مزرعه رو انجام ميده
ميدونيد چرا؟- چرا؟- چون نوشيدني نمي خوره-
نوشيدني کبد رو خراب مي کنه
مني که به اين قضيه عادت نداشتم رو ...وقتي به عروسي دوستم رفتم
مجبورم کردن 4 بطري بخورم...
بزرگتر از اون چي؟- چي؟-
ساني
شوکرا از ساني بزرگتره
شوکرا
! يک تيکه از شانکار
اون خيلي قويه
اگه به ديوار مشت بزنه ديوار سوراخ ميشه
خيل يقويه بدنش مثل فولاده
ميدونيد چرا؟ چون نوشيدني نمي خوره
...مشروب- کبد رو خراب مي کنه... -
تو عادت نداري نوشيدني بخوري ....ولي در عروسي دوستت
مجبورت کردن 4 بطري بخوري.... درسته-
شما خيلي تيزي بايد ببوسمتون
خيلي خوبه
بزرگتر از اون چي؟- از کي؟-
شوکرا
از شوکرا بزرگتر ، گورو هست
بود
اين داداشم خيلي خره
گاو خدا هست. خيلي رامه
گاو نه گاوميش
گاوميشم که سياهه . پس هيچي همون گاو
تو زندگي هيچي حاليش نيست
ميدونيد چرا؟ چون نوشيدني نمي خوره
مشروب ، کبد رو خراب مي کنه
...من اهل نوشيدني خوردن نيستم- ولي به عروسي دوستت رفتي-
و اون مجبورت کرد که چهار بطري بخوري
از کجا ميدونيد؟ بابا ايول بايد ببوسمتون
عاليه
بزرگتر از اون کيه؟- چي؟-
بزرگتر از اون احمق؟
مانگال- آنگال-
آنگال نه مانگال
اون کمي لکنت داره
پسر خوش قيافه ايه
خيلي قويه ، بله
ميتونه يه نارگيل رو 5 تيکه کنه
ميدونيد چرا؟- چون اون نوشيدني نمي خوره-
مشروب ، کبد رو خراب مي کنه
تو اهل نوشيدني خوردن نيستي ولي به عروسي دوستت رفتي
و اون مجبورت کرد که 4 بطري بخوري
بوس- بابا تو ديگه کي هستي-
خوبه؟- بله-
بزرگتر از اون کيه؟- سم-
خيلي بلند حرف مي زنه
ولي خيلي آدم دل نرميه
دماغ نرم ، قلب نرم
خيلي قويه فيل که ميدونيد چيه؟
ميره به فيل ها لگد مي زنه
جمجمه فيل مي شکنه و مغزش مي پاشه بيرون
چرا؟ نوشيدني نمي خوره
مشروب ، کبد رو خراب مي کنه
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
موفق باشي ، بابا
اين زنجير راويه
تو؟ اينجا؟
ببرين و ببندينش
فکر کردي راحت ميتوني بي سر و صدا وارد خانه بشي؟
و ما بويي نبريم؟
چيه؟چي شده؟
ما همه چيز رو درباره تو مي دونيم
چي رو ميدونيد؟- باهوش بازي در نيار
ميدوني منظور ما چيه
نه نميدونم
امروز تولد توست
! تولدت مبارک
تولدت مبارک- منو کجا مي برين-
گوش کنيد
راوي ميتونه بره تو چون امروز تولدشه
کجا- برو داخل- داخل چه خبره؟-
هديه تولد- هديه؟-
تو بخاطر ما با زنت دعوات شد
داريم جبرانش مي کنيم- اينطوري مساوي مي شيم-
ولي- برو تو-
در رو باز کنيد
براي تولدت ، بهت بهترين هديه اي رو ميدم که يک زن ميتونه بده
خجالت مي کشم در چشمانت نگاه کنم و اينو بگم
الان که اينو مي نويسم ، من باردارم
بچه ات در شکم منه
بچه- بله-
چرا ازم فرار مي کني؟
نه ميگن وقتي دل يکي باشه
فاصله در اون مورد ، اهميتي نداره
چراغا را خاموش کنم؟- چراغ؟- بله-
از پايين سايه ات رو مي بينن
نه بخاطر اون نيومدم
منظورت چيه- منظورم اينه که-
بايد حسابا رو بنويسم- حساب؟-
هر دفعه که براي کار ميري برام سخته
و وقتي هم برميگردي ، حسابا رو مي نويسي
به قلب و احساسات من ، اهميت نميدي؟
ميدم ولي
راوي و ايندو بياييد پايين
راوي و ايندو بياييد پايين
شما داخل باشيد- ما بيرونيم-
اين يه جور اعتصابه يا
درسته ، وقتي من اينجا آروم هستم اونا با پشه ها درگير هستن
منصفانه نيست بي عدالتيه
فکر مي کنم منم بايد برم پايين
ميل خودته
ساکت دارم ميام
دارم ميام و خبر خوب هم دارم
درست نبود من داخل بخوابم وقتي شما در فضاي باز مي خوابين
پس تصميم گرفتم تا دخترها اينجان کسي وارد نشه
بياييد
راوي ، گفتي خبر خوش داري اون چي بود؟
يادم رفت بگم همه تون دارين عمو مي شيد
وقتي اولين بار اينجا اومدم اينجا خونه نبود
ديوانه خانه بود. کلي تلاش کردم تا تميزش کنم
...عادات غذايي شون
کيه؟- منم-
چيه؟ چرا اومدي تو؟
خيلي سرده
سرده؟- ميشه يک پتو ببرم؟-
همونجا باش ، تا بيارم- زحمت نکش ، من ميدم-
خب ، چي مي گفتم؟
خيلي سرده؟- حالا که تو رو ديدم-
آرادانا
اومدم
سم ، بيرون
داشتم درباره غذا خوردن برادرها بهتون مي گفتم
ديگه کيه؟- منم-
چي ميخواي؟- دختر- دختر؟-
منظورم اينه که داشتم چوب مي بريدم يه شاخه رفتم تو دستم
جعبه کمک هاي اوليه ميخواي؟- بله ، ميشه بيام تو و بردارم؟-
نه همونجا باش . من ميارم
نه ، درست نيست وقتي من هستم شما اينکارو بکني
شما بفرماييد- نه ، خودم ميدم-
...جعبه کمک هاي اوليه- آره ، برو بيرون-
که اينطور پس قضيه اينه
اينجا چه مي کنيد؟ اصلا حاليتون نميشه چيزي؟
تشنه بوديم ميشه آب برداريم؟
آب از اينجا؟- بله-
از الان هرکي در بزنه با ديوار يکي اش مي کنم
يک کاري مي کنم کل زندگي تون فقط آب بخورين. فهميدين؟
گمشيد ! هرکي بياد ! پاشو مي شکونم
زود باشيد
امروز چي داري؟
! آب نبات
اينجا رو ببين ! همه فاسد شدن چند نفر رو اصلاح کنم؟
داري اشتباه مي کني ايندو طبقه بالاست
گفتم شايد اينجاست
منو ببخش
چي شده؟ اون اين وقت شب اينجا چه مي کنه؟
سردش بود اومده بود يک پتو بگيره
ولي به اتاق اشتباه پيش يه دختر اشتباه رفت
آب
انگار اثر مشروب از بين رفته
چرا راوي رو نمي کشي؟ زنده بودنش ممکنه برامون خطرناک باشه
زنده ي راوي براي ما مفيده
وقتي بابو بعد از کشتن سيما برگرده
من راوي رو برميگردونم و اون به کشتن سيما متهم ميشه
تو ايندو اينجاست
شايد بيرون باشه
چيه؟
چرا اينقدر عجيب غريب بهم نگاه مي کني؟
چرا چيزي نمي گي؟
داري منو مي ترسوني
! همونجا بمون !لطفا
!همونجا بمون
چرا حرف نمي زني؟ چي ميخواي؟
چي ميخواي؟
نه
!راوي
! نه
چه خبره؟
چطور از صندلي ات بلند شدي و به اينجا اومدي؟
چطور حرکت کردي؟
اين ترفند راوي بود که اونو با خنجر ترسوند
از صندلي اش بلند شد و فرار کرد. عاليه- خيلي عالي-
اون معجزه کرد
فکر کرديم سيما ديگه تو زندگي اش نميتونه راه بره
برادر تو عالي هستي
ما فقط دوستت داشتيم ولي الان بهت احترام مي گذاريم
چرا گريه مي کني؟ بايد خوشحال باشي
حالا ميتوني خودت هرجا ميخواي بري
ديگه به زندگي وابسته نيستي
به خدا دعا کن تا شوهري مثل اون بهت بده
کسي که با سايرين همدردي کنه و زندگي ات رو با خوشي پر کنه
منو ببخش تو اومدي بهم زندگي بدي
و من فکر کردم ميخواي منو بکشي
من هيچوقت نميتونم اين دين رو ادا کنم
تو يک انسان نيستي فرشته هستي
اميدوارم خدا زندگي ات رو از خوشي پر کنه
حاضرم کل مصيبت هاي تو رو تحمل کنم
ولي اين خانواده بايد شاد باشه
بسه ديگه گريه نکن
گريه نکن
ديگه در زندگي تو سختي و غم نخواهد بود
هر مانعي در راه تو ايجاد بشه من جلوش وايسادم
جونم رو ميدم ولي تو رو در امان نگه مي دارم
هيچ بلايي سرت نمياد
"کارت هرچي ميخواد باشه"
"ميخواد آس باشه يا کارت ديگه"
"اگه با دقت نگاه کني ، همه شون يک کارت هستن"
"آخرش اهميتي ندارن"
"هيچي اهميت نداره"
"تو شاه قلب مني يا من ملکه توام؟"
"ما در بغل همديگه هستيم"
"عشق موجود در هوا ، داستان عاشقانه خلق مي کنه"
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"وقتي سرنوشت ما رو به هم مي رسونه"
"يعني مقدر شده که ما با هم باشيم"
"از هر طرف"
"قلب ها با هم ديدار مي کنن" "مانع هرچي ميخواد باشه"
"دل دادن يا عاشق شدن"
"اين رسم بايد ادامه پيدا کنه"
"مردم عاشق ميشن ولي دنيا رو تنها ترک مي کنن"
منو کجا مي برين؟- بيا-
بگين
امروز کاروا چاوت هست
کاروا چاوت؟- بله-
همسرها براي شوهرانشون دعا مي کنن
خدا شوهرش رو هميشه سلامت نگه داره
نه من مستحقش نيستم
چي ميگي؟
درسته من اوني که فکر مي کنيد ، نيستم
من يک مجرم هستم که بيشتر عمرش رو در زندان گذرونده
من نه برادر شما هستم نه همسر کسي
حقيقت نداره
من بابو هستم نه راوي
بابو
اگه حرفمو باور ندارين
اسم من بابو هست
منو به شکل راوي درآوردن و به اينجا فرستادن
قراره به محض اينکه فرصتش رو پيدا کردم سيما رو بکشم
منو بکشي؟- بله-
عموت رانجيت سينگ بهم 100 هزار روپيه داد تا تو رو بکشم
تو که نباشي ، اون همه چيز رو به ارث مي بره
!حقه باز ! کثافت
وانمود کردي که برادر مايي و عشق ما رو به بازي گرفتي؟
تاخير نکنيد- بزنيدش-
بزنيدش- لهش کنيد-
پاشو ، دغل باز
بزنيدش- ازش نگذرين-
بسه- تو برو کنار-
ميگم بسه ميدونم اون دشمن ماست
اون در خانه ما زندگي کرد و ما رو فريب داد
ولي به من خيانت نکرد
به وظيفه و شرف من خيانت نکرد
به يک همسر پاکدامن ، دست درازي نکرد
به اين فکر نکنيد که چه کار کرده فکر کنيد چه کار ميتونست بکنه
با ما زندگي کرد ولي هرگز نزديک من نشد
و گرنه زن برادر شما ديگه نميتونست با برادرتون روبرو بشه
زن برادر مثل مادر مي مونه و تو شرف اون مادر رو حفظ کردي
پس ما تو رو مي بخشيم فقط بگو برادر ما کجاست
بهتون ميگم ولي يه درخواست دارم
داستان با من شروع شد و من خودم تمومش مي کنم
بابو تا وقتي که راوي برگرده برادر شماست
اون با شماست
من بخاطر کارهام پوزش ميخوام
حقيقت اينه که داستان من پر از خفته
در محيطي پر از فريب و کلک بزرگ شدم
براي سير کردن شکمم ، دزدي مي کردم
چون دنيا بهم اينو ياد داده بود
..ارزش خانواده ، يک خواهر
نميدونستم برادر يا زن برادر چه معني ميدن
بعد از اينکه چند روز با شما زندگي کردم ...براي اولين بار فهميدم
احساس کردم يک انسانم
گذشته از قدرت در بدن قلب هم هست
و اون قلب بهم گفت بابو ، اين مردم مثل تو هستن
فريبشون نده
شما بهم يک زندگي جديد دادين
اينو هرگز نميتونم فراموش کنم
بايد اينو بگم چه بابو زنده بمونه چه نمونه
شوهرت مي مونه...
قول ميدم عشق شما پايدار خواهد بود
يک راه براي ورود هست همينجا بمونيد. برميگردم
رانجيت
من سيما رو از راهت کنار زدم
حالا ميتوني راوي رو برگردوني خونه اش
جاي راوي خوبه
نه فقط راوي بلکه جاي تو هم اينجاست
منظورت چيه؟
فکر مي کني من احمق هستم ، بابو؟
...اگه تونستم تو رو خونه راوي بفرستم
نميتونم يکي رو بزارم تو رو بپاد؟...
حالا زندگي تو و راوي همينجا تموم ميشه
برگرديد
اون و راوي رو بيارين بالا
! به اون حرومزاده ها شليک کنيد ! بکشيدشون
! يه لحظه ! نزنيد
!منو نکشيد ! تقصير من نبود ، آقا ! من اونا رو نمي شناسم
اون منو آورد !منو نکشيد ، آقا
من چيزي نميدونم من نميخوام بميرم
!تقصير من نبود
! تقصير من نبود
دست نگه دارين ! کسي بهش دست نزنه
اون شکار منه
قول بدين کسي دخالت نمي کنه
هر چي شد ، دخالت نکنيد
بيا
بيا
بهترين هاي سينماي هند در وبسايت باليوود وان Bollywood1.CO
مترجم : فواره
ميري؟
چرا؟- وظيفه ام رو انجام دادم-
مواظب خودت باش
...اگه يه ذره هم بهم اهميت ميدي
ديگه هيچوقت ... روي اين صندلي نشين
پاشو
!ميگم پاشو
نه ، فکر کردم يکي زندگي منو دگرگون کرده
شادي جديدي داشتم
ولي حالا فکر مي کنم که يک دروغ بوده
فکر مي کنم سرنوشتم اينه که براي هميشه روي اين صندلي بشينم
پاشو
تنظيم و هماهنگ سازي با اين نسخه : قاسم سمنگاني Instagram & Telegram : @Qasem_Samangani
! بيا بغلم
باليوود وان
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.