Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[مترجم : ~ NEGIN ~] *برای ادامه سریال کانال نماشای ما را دنبال کنید*
[عزیزم ، فرار نکن]
[زیران بیا اینجا]
[میخوای میوه بخوری؟]
[مادر]
[اتیش گرفتی!]
[قسمت هفتم]
من دیگه نیستم
مراقب خودت باش
پیرمرد
تو اونو با چشمای خودت دیدی
که هر عملی پیامد خاصی داره
ترفند دیگه ای نداری
من هیچ وقت از هیچ ترفندی استفاده نکردم
و از مجازات نمیترسم
حتی اگه تو اونو داشته باشی
این قصدشونو از بین نمیبره
فکر نکن که اونا دور میشن
خدا میدونه چیکار میکنن
باید به سفرم ادامه بدم
خدافظ
مراقب باش
اینجا
اونجا
اینجا
لطفا داروتو بخور
ممنونم خانم یه
خوشبختانه خانم یه این اطرافه
با احتیاط و گرمه
خان یه مهربونه
ما مرتکب اشتباهات زیادی شدیم
اما تو هنوزم به ما کمک میکنی
به نمایندگی از همه من میخوام بگم که متشکرم
ممنونم خانم یه
- متشکرم - متشکرم خانه یه
حداقل توبه کردی
وقتی همه چیز بهتر شد ، لطفا تسلیم دادگاه بشید.
اگه حقیقتو بگید اقای مو سعی میکنه در مجازاتتون تخفیف بگیره.
باشه. ما قطعا این کارو میکنیم
خانم یه شما مهربونی
ازدواج کردی؟
تاریخی که بدنیا اومدی رو بهم بگو
- بهت میگم - باشه
من در سال ببر متولد شدم ، ماه ، روز و ساعت یین
لطفا سرنوشتمو بگید
تو سال ببر بدنیا اومدی؟ ماه و روز و ساعت یین؟
بله چرا؟
هیچی
شزط میبندم که خانم یه قبلا شریک زندگی داشتی
پیش بینی خواستگاری نکن روی خانم یه
خانم شما همیشه از آقای مو یاد میکنید
شاید اونو به خودش جلب کنه
بله من آقای مو رو دوست دارم
گرچه ما علت بیماریو پیدا کردیم
کجا لنگ شینگ ار موفق به گرفتن ملخ های آتشین شد؟
اون یتیمِ
اون از کجا میتونه ملخ های گرانبهارو بگیره؟
آره
اگه بهش فکر کنیم ، برخی از مسائل هنوزم نامشخصه
همونطور که گفتی
برای سم وقت میبرد که از ملخ های آتشین...
قبل اینکه باعث شه کسی آتش بگیره
اما همه ارتباط داشتن با ملخای آتشین...
در مراسم تشیع جنازه لنگ شینگ ار
چرا جین سان شویی و پسرش بودن اولین کسانی که آتیش گرفتن؟
به این دلیله که بدن انسان ها متفاوته؟
اونقدرا هم ساده نیست
شیائو تانگ
لطفا منو ببخش
برای چی؟
ازت خواستم تا به این شکایت رسیدگی کنی
درواقع این فقط بهونه ای بود برای من که از خورد غذاهایت خود داری کنم
من نمیخوام که تو توی خطر باشی
به همین دلیل من ...
مشکلی نیست
می فهمم
تو میخوای از شر من خلاص شی؟
هیچ بهونه ای نیست
از توی خطر بودن نمی ترسم
من از چیزی که گفتی بیشتر می ترسم
شیائو تانگ اینجوری نیست
- منظور من اینه ... - یه شیائو تانگ!
هی بنفشه فرنگی، توام اینجایی؟
چرا باید انقدر بلند داد بزنی؟
من کر نیستم
برای انجام یه کار مهم باید هیجان زده باشی
- بیا -برای چی؟
فقط بیا
چی؟
ببین
چیکار میکنی؟
این چیه؟
من هنوز زنده ام. چرا زانو میزنی؟
میخوام ازت یه درخواستی بکنم
میخوای یکم پول قرض بگیری؟ خب بلند شو
یه شیائو تانگ من آرزو نمیکنم که پول تو رو بگیرم
من فقط تو رو میخوام
یه روز تقریبا از یه صخره بلند افتادم
تو دست منو گرفتی
درحالی که سعی میکردی با یه دست دیگه ول کنی
بدنت لبه صخره آویزون بود
توی ریزه ...
و شکننده
حتی وقتی تقریباً افتادیم ...
تو هرگز دست منو ول نمیکردی
چون دوست منی
گرچه گاهی اوقات کاملا آزار دهنده ای...
و همیشه مردمو سرگرم میکنی من هنوز آرزو میکنم تو در امان باشی
من به دلیلت اهمیتی نمیدم
در اون لحظه من فکر کردم ...
اگه من زنده موندم ...
با این دختر ازدواج میکنم
ببین خدا بهم برکت داده
من تو رو نجات دادم
نمیتونم باهات ازدواج کنم
شیائو تانگ این مهریه توئه
من چند لحظه پیش به محل اقامت "یه" رفتم
اما تو اونجا نبودی
بنابراین گفتم که اینارو اینجا بیارن
لطفا با من ازدواج کن قبول میکنی؟
لطفا بلند شو
اگه من بلند شم باهام ازدواج میکنی؟
اول از خواب بلند شو
اگه باهام ازدواج کنی از خواب بلند میشم
بلند شو
باشه
تو ...
کی میخواد با تو ازدواج کنه؟
تو دوست منی
به عنوان یه دوست وفادار ، البته که من نجاتت میدم.
مشکلی نیست. تو فعلا از ازدواج با من امتناع میکنی
مهریه رو نگه میدارم
اما شیائو تان ، امیدوارم متوجه شده باشی
اگه این حس توئه ،
وقتی بهت پیشنهاد میدم
تو باید با دقت نگاه کنی
اشکالی نداره، فردایی هم هست
تو مطمئنا مال من میشی
من حرکتمو انجام دادم
آقا همه جهیزیه ها ...
گوش کنید
در محل اقامتم مکانی درست کنید
همه جهیزیه هارو اونجا بذارید
یک چیز دیگه
هر روز بهش یک چیز اضافه کنید
تا اینکه خانم قبول کنه با من ازدواج کنه
استاد جوان لطفا داروتونو بخورید
ممنونم آقای فنگ
[یه شیائو تانگ]
[من فقط تو رو میخوام]
دارو تلخه؟
از حصار بالای دیوار خلاص شید
بدون ملاقات گربه اینجا ساکته
استاد جوان
هر دو خونه گربه ندارن
کی برای عشقش نامه عاشقانه نوشته؟
اون در بیان احساساتش خوبه
فانوس منو نگیر
این برای شیائو تانگِ چجوری اینجاست؟
اعلیحضرت
چجوری تونستی وارد شی؟
من کسی ام که باید ازت سوال کنم.
چرا هنوز در بسته نشده تو این ساعت؟ منتظر کسی هستید؟
آقا لطفا به کاراتون توجه کنید
درسته که اونا درباره شاهزاده نهم میگن
اون فقط یه پسر ثروتمنده که دوست هرچیو میخواد انجام بده
تجاوز به مکان دیگران ،
چیزایی مثل اینارو بده به اون دختر
نمیترسی نام خوب کسیو خراب کنی؟
مشکلی نیست
کل شهر میدونن اون بد همسرشو به ارمغان میاره
اما ازین راه بهتره
شهرت اون بدتره ، با رقابت کمتری روبرو میشه
چرا همیشه منو مسخره میکنی؟
من فقط حقیقتو میگم.
متنفرم ازینکه تو درمورد عشق تفریح میکنی
چیزایی که تو میگی با انچه که میخوای متفاوته
ما مرد هستیم
فرض نکن من نمیدونم چی توی ذهنته
به نظر میاد آرومی و بهش توجه نمیکنی.
اما درواقع خیلی عصبانیی
به جای حدس زدن در مورد احساسات من ،
بهتره در مورد ...
راهی برای خراب کردن یه رابطه پیدا کنی
از من لدت نبر
تو میگی عشق من متقابل نیست؟
تو باهوشی
حداقل من روی اون کار میکنم.
وقتی یه شیائو تانگ عشق منو قبول کنه...
من میخوام ببینم تو چقدر احمقی
قربان!
شما خانمو دیدید؟
خانم هونگ شیو چه اتفاقی افتاده؟
چندی پیش اون به قلعه شوکویی شام برد
تا الان خونه نیومده
اخیرا اتفاقاتی توی قلعه شوکویی افتاده
و ما قادر به زندگی صلح آمیزی نیستیم
وقتش رسیده که ما اونارو اصلاح کنیم
اولش فکر کردیم که نمیتونیم جایگزین پیدا کنیم
ما هرگز فکر نمیکردیم اون شخص تنها به اینجا بیاد
دختری که متولد سال ببر ، ماه و روز و ساعت یین...
پیدا کردنش خیلی سخته
اما خداوند عروس روحو برای ما به ارمغان آورد
اما چگونه میتونیم توضیح بدیم به آقای مو و شاهزاده نهم؟
- من نگرانم که ... - نگران نباش
مُرده ها به زندگی بر نمیگردن
وقتی که خانم تو مُرد ...
و عروس روحو جایگزین کنید ،
از شاگردان دوباره محافظت میشه
فداکاری ما چه اشکالی داره؟
اگه بمیریم اشکالی نداره
در دنیای دیگه ...
عروس روح قدردان فداکاری ماست
زمان فرخنده به زودی فرا خواهد رسید.
آب مقدسو آماده میکنم.
زمان فرخنده فرا رسیده! تابوتو ببندید!
صبر کنید!
صبر کنید!
وقت فرخنده رو از دست ندید به خاطر اونا!
شیائو تانگ
تو خوبی
من اومدم
مراقب باش جین یان!
نگاه کن
اینجارو
بچه لوس و پیر!
میدونستم خوب نیستی
مرده ها مردن کی باید مجازات شه
این یه عمل خوبه
بنابراین شما یکی هستید...
قلعه شوکویی و ملخ های آتشین که مردمو مسموم کرد
و توام از ملخ های آتشین برای درمان لنگ شینگ ار استفاده کردی
آره من
من همیشه فکر میکردم ...
همه شاگردان به طور همزمان مسموم شدن...
اما چرا جین سان شویی و پسرش اول سوختن؟
تا دیروز ...
من آب مقدس رو چک کردم
الان حقیقتو میدونم.
تو آبو با یکم زاج سفید مخلوط کردی
چیه؟
نه تنها میتونه از شر سم خلاص شه، همچنین میتونه حشراتو از بین ببره.
اگه کسایی که مسموم شدن در معرض زاج باشن
ملخ ها توی بدنش واکنش نشون میدن
[با مقدار مناسب آتش میگیرن]
بنابراین بدن قربانی خود به خود میسوزه
فقط متخصصان ...
در عمل دارویی ملخ ها قادر به انجام این کارند
آقای مو
چشمای خیلی مشتاقی داری
در جشن سالگرد مرگ عروس روح ،
جین سان شویی آب مقدسو لمس کرد
[تو مخلوطی از آب زاج آماده کردی]
[اگه اونا شاگردان وفاداری اند]
[اونا باور دارند عروس روح وجود داره]
[اونا به این آب مقدس ایمان دارند]
پس اونا به میسوزند
[پدر]
از زمان شروع کار به من سوءظن داری؟
از دیشب
وقتی داشتم به آب مقدس نگاه میکردم ...
و آبو با گرد و غبار قرمز پوشونده بود
تو با چهرت به ما دروغ میگی
حس نیت تو برای نجات مردم ـه جنایت تو در معرض دیدت قرار داره
چرا این کارو کردی؟
تو نسبت به اونا کینه داری؟
چرا میخوای اونارو بکشی؟
لنگ شینگ ار دختره درسته؟
دیشب به درخت خانوادگی لنگ نگاه کردم.
اما نام لنگ شینگ ار رو پیدا نکردم
چیزی که من از همسایه ها شنیدم ...
لنگ شینگ ار دختر خانواده لنگ بود
اما اون از خانوادش جدا شد
اون از خانوادش جدا شد و به طرز غم انگیزی مُرد.
پیرمرد
من فکر میکنم که زینت یشم...
ممکنه بتونه اثبات کنه که با خانواده لنگ در ارتباطی
جسد لنگ شینگ ار به سرقت رفت...
[و بعد ناپدید شد]
[کار تو بود مگه نه؟]
[من فکر میکنم ...]
فقط یه پدر ...
انتقام مرگ دخترشو میگیره
درسته. اینا همه کار من بود.
اونا پرستشگر شر هستن ...
و اونا دختر منو زنده دفن کردن
من باید ازشون انتقام بگیرم!
چرا اجازه ندادی مقامات کارشونو بکنن؟
چه انتظاری ازین کار داشتی؟
مقامات؟
اونا بی فایده اند
مادر شینگ ار...
اخراج شد و بیهوده مرد
این اتفاق نمیفتاد اگه مقامات ...
اونو متهم به بی حرمتی نمیکرد
برای من آسون نبود بعد این همه سال دخترمو پیدا کنم
من همه دردسرارو کنار گذاشتم برای بدست آوردن ملخ های آتشین
برای درمان مرتبط با سرما
اما اونا جرات کردن بازم مارو از هم جدا کنند
باید بذارم اوناهم رنج ببرند هزاران برابر بیشتر از ما
اون مشروبای الکلی حاوی ملخ های آتشین؟
من وظیفمو انجام دادم.
من الان میرم دیدن همسر و دخترم
صبر کن! تو نمیتونی الان بمیری!
- لینگ زیران - لینگ زیران
کجا ملخ هارو گرفتی؟
شاهزاده نهم!
مادرت به ناحق مُرد.
[اقامتگاه مو]
ممنونم
بانوی من
بانوی من
بانوی من
- چیه؟ - پدرتون دنبالتون میگرده
بهش بگو دنبال یه شوهر با استعداد میگردم
ضروریه. باید همین الان برگردی.
پدرم این بار چیکار کرده؟
خیلی خب
جین یان به خوندن ادامه بده. الان برمیگردم
آقا
آقا
لطفا روی خوندن تمرکز کنید
همه جور چیزی توی شهر پیدا میشه
گیاهایی که دنبالش بودم رو میتونم ازینجا بخرم
گرچه مسئولیت بزرگی داری توی شهر
این یه فرصت عالیه برای بهبود سلامتی
لطفا این دارو رو بخور
ممنونم آقای فنگ
این چیه؟
خانواده ثروتمندی به دنبال داماد آینده ست
حتی بچه های زشت از بیرون شهر شانس خود را امتحان می کنند
سه مورد از نامزد خانم یه مُردن چون اون بدشانسی به ارمغان میاره
اونا زندگیشونو به خاطر پول ادامه میدن
چی میگی تو؟
- عصبیه - آره
- همه چیو تموم کن. زود باش - بله قربان
- مطمئن شو که همه چی تمیز باشه - بله قربان
خانم لطفا اینو توی اتاق بذار
- زود باش - خیلخب
الان خونه ای
پدرت منتظرت بود.
چه مشکلی هست؟
چرا باهام صحبت نکرد قبل انتخابش؟
به خاطر من
آقا
- من به کارم بر میگردم - تو باید...
تو بیرون رفتی تا مو جیان رو ببینی؟
من فقط میخواستم بهت کمک کنم تا یه شوهر با استعداد گیرم بیاد.
مو جین یان حتی برنامه ریزی نمیکنه
ما یک خانواده ثروتمندیم
اون مرد جرات کرده عشق دخترمو رد کنه
پدر
همین کافیه. انتخاب درحال شروعه
- برو و بهش کمک کن تا تغییر کنه - بله قربان.
انتخاب یک داماد آینده اکنون شروع خواهد شد
کاندیدای اول وانگ دی دان.
اون 18 سالشه و اهل سویی یانگه
اسمش چیه؟
دی دان (سیب زمینی)
شاید والدینش یه اسم ساده براش گذاشتن بهش کمک میکنه تا رشد بهتری داشته باشه.
شیائو تانگ بدون نیاز به تصمیم گیری
فقط اول بهش نگاه کن
من وانگ دی دان هستم
مادرم ازم خواست که بیام اینجا
من سختگیر نیستم
اون فقط باید نفس بکشه
مادرت قطعا دوسِت داره
چراغارو خاموش کن
کاندید بعدی لیو بان نونگ
اون 19 سالشه و از حومه شهره
چطوری؟
من لیو با نونگ ام و از حومه شهر اومدم.
خانواده من صاحب صدها هکتار زمین حاصلخیزن
پدر اون خیلی چربی داره چون خاک حاصلخیز خورده؟
ظاهر شخص همه چیز نیست
باید برای قلبش ارزش قائل باشی این مهمتره
قبل از آمدن به اینجا ، مادرم به من گفت ...
برای درخواست جهیزیه بیش از 10،000 تائل ...
چون شما یه خانواده ثروتمندید
به نظر من جذابه
میتونی 50 هزار تائل بهم بدی
پدر
اون قلب خوبی داره. چرا باهاش ازدواج نمیکنی؟
تو ...
چراغارو خاموش کن
این کارو نکن
بعدی!
قلبت بی قراره و تردید میکنه
این خصوصیاتی هست که یه بازیکن شطرنج نباید داشته باشه.
اینجا پر سروصداست و روی من اثر داره
فقط خدا میدونه
من شنیدم که خانواده شما در حال انتخاب یه همسر برای خانم یه هست.
قربان چیشده؟
هیچی. شاید من خسته شدم
لطفا با من صادق باش
شما عاشق خانم یه هستی؟
نه نیستم
خوش به حالت
شما باید یادت باشه برای چی به پایتخت اومدی
کار احمقانه ای انجام نده که آینده تو خراب کنه
بیا بازیو از سر بگیریم
آقای فنگ من کار دارم
من نمیتونم بازیو ادامه بدم
ازونجایی که تو باید کار های رسمیو انجام بدی
فقط برو
بانوی من
شما کدومو دوست داشتی؟
پدر من از کجا این همه بچه پیدا کرده؟
چراغارو خاموش کن
بعدی!
بعد ازینکه با مردی آشنا شدم دارای صفاتی عالی مثل جین یان
فکر نمیکنم آسون باشه. هیچ کس مثل اون نیست
چراغارو خاموش کن
بانوی من، یه مرد با صفات خوب اینجاست
من لینگ زیران ام.
من 20 سالمه و از پایتخت اومدم
اون ...
من اسممو پایین نیاوردم چون بدون دعوت اومدم.
خوبه!
این مرد جوان به نظر خوب میاد!
شیائو تانگ بهش نگاه کن. اون بهتر از بقیه است.
من اونو نمیخوام.
اما چرا؟
راهی نیست که بتونم فرار کنم ازین طعنه ها
این انتخاب منصفانه نیست
ما شوهر آینده رو انتخاب میکنیم. من تصمیم میگیرم کی برام مناسب تره.
تو میتونی نام خانوادگی منو داشته باشی؟
غیر ممکنه
این زیاده
کمتر بگو
خلاص شید از شرش
چراغارو خاموش کن
[محل اقامت]
جین یان
- بانوی من - شیائو تانگ
شیائو تانگ کجا میری؟
جین یان
- چه تصادفی - تو نمیتونی منو فریب بدی
من میدونم که روند انتخابو دیدی
من همین نزدیکی راه میرفتم
کنجکاو شدم که جمعیتو دیدم
اما تو هنوز یه زن مجردی
تو باید مراقب خودت باشی
من فکر میکنم که تو حسودی
چی میگی تو؟
بعد ازینکه دیدمت رفتی
مثل این میمونه که داری یه چیزیو مخفی میکنی
من نمیتونم زیاد بمونم کارایی دارم که باید انجام بدم
اما این جاده به دادگستری ختم نمیشه
جین یان واقعا ازم متنفری؟
شیائو تانگ چرا عجله داری برای این موضوع؟
ما توی خیابونیم چرا نمیریم و شانسمونو ببینیم؟
با من بیا
شیائو تانگ
لطفا جین یان
سرنوشت دو نفرو باهم مینویسه.
اگه من یه استعداد خوب و کافی بدست بیارم
تو منو متوقف نمیکنی از دنبال کردنت
مزخرفه
[خدای عزیز عشق ]
[لطفا بهم برکت بده بهترین ثروت و بختو]
بذار ببینم
بازیو تموم کن
اشکالی نداره اگه نمیخوای من میبینمش
اما چرا از من عصبانی هستی؟
فقط برگرد خونه
من کار دارم
وقت ندارم تو رو سرگرمت کنم
اشکالی نداره اگه نمیخوای من می بینمش
اما من از دنبال کردنت دست نمیکشم
[14 تا چوب و ثروت، بدترین چوب]
[مترجم : ~ NEGIN ~] *برای ادامه سریال کانال نماشای ما را دنبال کنید*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.