Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[مترجم : ~ NEGIN ~] *برای ادامه سریال کانال نماشای ما را دنبال کنید*
[عزیزم، فرار نکن]
[اقامتگاه یه]
سرورم چندوقته که شما در اقامتگاه نبودید
یه بار مستقیم وارد آشپزخونه شدی
اگه کسی ببینه فکر میکنه که هیچ خدمتکاری اینجا کار نمیکنه.
من به اقامتگاه نیومدم به خاطر این نبود که غذا نپزم
بهش کمک کن تا استرسشو کاهش بده
این خوبه که استاد برای سفر کاری رفته
اگه اینطوری نباشه من نمیتونم بهت کمک کنم. پیش خودمون بمونه.
چیشده؟
من اخیرا صداهایی از اقامتگاه مو میشنوم
معلومه که اونا حصار میساختن
اون نمیخواد تو رو کنار بذاره
مو جین یان واقعا احمقه
چیز ارزشمندی نیست. میتونی کنارش بذاری
خودتو حس میکنی!
به نظر میرسه هنوزم ناکامم...
تا قلبشو جلب کنم
خانم من ، در مورد این غذا چطور؟
مشکلی نیست. بعدا برمی گردم.
آقا
این یک گربه ولگرده که قبلاً از دیوار بالا می رفت ...
دیگه اینجا نیست
از یکی خواستم که بالای دیوار حصار بکشه
نمیخواستم بخاطر سر و صدا خارج بشید
اگر شما برنامه ریزی کنید ، آقای فنگ برای انجام هر کاری در آینده ...
امیدوارم از قبل بگی...
میگم.
من درورد موارد آتش سوزی انسان به خودی خود در یه کتاب خوندم.
منشا آنرا به خاطر داری؟
احتراق خود به خودی انسان عجیبه
در کتاب های کهن ثبت شده اما شرح داده نشده.
پرونده ارتباطی با این داره؟
اکنون دو نفر خود به خود جونشونو از دست دادن. با سوختن در قلعه شوکویی
مرگشون عجیبه
چیزی که شنیدم ، عروس روح دنبال انتقامه
من میگم هرچی مردم میگن بی اساس ـه
باید یه چیزی باشه در این مورد
آقای فنگ لطفا کتابای پزشکی بخونید
ببینید دارووی هست یا نه که بتونه انسانو خود به خود آتش بزنه
لطفا به محض پیدا کردن هرچیزی منو در جریان بذار
حتما
[قسمت ششم]
چرا بیرون ایستادی؟
نمیتونستم بخوابم
من هروقت چشمامو میبندم فقط تو رو می بینم.
فهمیدم. منتظرت میمونم بیرون اقامتگاه
کی میدونه که تو میری بیرون آخر شب برای غذا
و اینجا باشی
این چیه؟
نباید نگاه کنی
این میان وعده آخر شبه برای جین یان.
از کجا میدونستی من گرسنمه؟
مزش چجوریه خوبه؟
خوبه واقعا خوبه
خودتو مجبور نکن. اگه میخوای فقط تف کن
من تموم تلاش خودمو کردم
خوبه!
تو واقعا آشپز خوبی هستی.
من همه اینارو میگیرم
اگه من آشپز خوبی بودم
جین یان دوست داره اونارو بخوره
من نمی فهمم چی درمورد اون پسر عالیه
چرا اونو خیلی دوست داری؟
تو میدونی که شکست میخوری اما تو به تلاشت ادامه میدی
من نمیدونم.
اولش عشق توی نگاه اول بود.
اما بعد از پرونده می نیانگ
شروع کردم به دوست داشتنش
تو میتونی منو دوست داشته باشی
من توی پرونده می نیانگ خیلی کمک کردم.
تو نمیفهمی که من چه احساسی دارم.
تو باید عاشق یهویی بشی
این عشق قوی میشه
عشق چیزیه که نمیشه توضیحش داد
برای مثال ، این کوکی گردویی که خوردی
تو خودتو مجبور کردی که بخوری حتی اگه بی مزه باشن
فکر کنم همینطوریه وقتی کسیو دوست داری
نمیدونی
دوست داشتن کسی اینطوریه که هرچی تو دوست داری اونم دوست داره
اگه عاشق کسی هستی همه چیز در مورد اون شخص خوشاینده
حتی این کوکی های گردویی
آقا عشق تو به من زودگذره
اینطور نیست!
من میدونم که تو حرفای منو باور نمیکنی
اما شیائو تانگ من بهت ثابت میکنم
اینکه عشق من به تو ابدیه
من جدی ام
آقای مو
از بدن اون زن خبر داریم
شناساییش کردی؟
جسد سوخته ای رو در حومه شهر پیدا کردیم
کیسه ای روی بدنش پیدا شد با نام لنگ شینگ ار
شاید اون کسیه که دنبالشید
بعدش ، آقای مو؟
شما بچه ها ...
ما درموردش شنیدیم. بیا بریم
بیا بریم
مشخص شده؟
این یه بدنه ناقصه
بدن کاملا سوخته و شناساییش دشواره
بر اساس لباس و جواهرات او ،
شاید این لنگ شینگ ار باشه که گم شده
خاکسترش بوی معطری نداره
علت مرگش متفاوته با جین سان شوی و پسرش
اون از آتش خود به خود نمرده
سوزونده شده
چیزی پیدا کردی؟
اون لن شینگ ار نیست
چطور؟
این بدن قربانیه یه مَرده
سوزش بدن باعث کوچک شدن بدن میشه
بنابراین بدن خانوم اینطور به نظر میرسه
لباس زنانه و جواهرات به عنوان شاهد اضافه شد
من نسخه های اساسی رو مطالعه کردم
با نگاه به اسکلت بدن، اون مرحوم مَرد بوده.
تو میگی...
کسی سعی داشته این بدنو مخفی کنه به عنوان بدن لنگ شینگ ار برای گمرا کردن ما؟
پس بدن واقعیه اون کجاست؟
فقط برو و اجازه بده این کارو انجام بدم.
- بیا بریم - جین یان
- جین یان - ما باید فرار کنیم
نگهبانان ازش محافظت می کنند
لینگ زیران ادامه بده
من الان تو رو میارم بالا
ولم کن
یا توام میمیری
فقط بذار من برم
نمیخوام!
من نجاتت میدم
تو حتی منو دوست نداری. چرا میخوای نجاتم بدی؟
من نمیتونم بشینم و هیچ کاری نکنم
دختره ابله
من نمیذارم به خاطرم بمیری
تو اینجا در امانی
ولم کن
یه شیائو تانگ بذار من برم
ولم کن
جین یان
یکی دیگه مُرده
منظورش این نبود که به ما آسیب برسه
واقعا قاتل چیکار می خواد بکنه؟
آقا ، تابوت پیدا شد در جنوب شهر
بوی معطری توی تابوت هست
شبیه بویی که روی بدن جین سان شویی بوده
به این نگاه کن
علائم خراشیدگی از درونه
به نظر میاد اونو داخل تابوت زنده گذاشته بودن
فکر نمیکنی این تابوت عجیبه؟
چیش عجیبه؟
این مثل حالتای عادی نیست
فکر نمیکنی؟
یکم زیادی
از تابوت های معمولیه
تابوتو باز کنید
قربان این بدن وزن زیادی نداره
واقعا سبکه
این لنگ شینگ اِره
آقای مو
فکر میکنم همه ی اندام های داخلیش نیستن
نیستن؟
منظورت چیه؟
جسد تیکه تیکه شده؟
نه
هیچ علامت برشی روی بدنش نیست
غیر ممکنه که اندام از داخل نباشه
همه ی اندام هاش غیب شدن؟
تو به راحتی نمیتونی بگی که اعضای بدن پرواز کردن
فقط یه توضیح وجود داره
شاگردان در قلعه شوکویی ...
علت واقعی مرگ لنگ شینگ ار رو پنهون می کنند.
در مورد درگذشت جین سان شویی و پسرش ...
باید به لنگ شینگ ار مربوط باشه
مو جین یان
- جین یان - مو جین یان
- جین یان چیشد؟ - مو جین یان
مو جین یان
جین یان
جین یان
عجیبه
علائم موجین یان شبیه شاگردان قلعه شوکویی ـه
جین یان
من زندگیتو نجات میدم
فکر نمی کردم...
عروس روح بخواد سریع انتقام بگیره
واقعا غم انگیزه
اگه بخوای دوباره چیزای مسخره بگی
سرتو میزنم!
چیزی که باید میگفتمو گفتم
اگه تحقیق کنید ،
عروس روح شمارو ول نمیکنه
آقای فنگ خداروشکر که بلاخره اینجایید
لطفا به جین یان نگاهی بکنید
آقا
آقا
جین یان بلاخره بیدار شدی
اینا همه تقصیر منه
من آشپزی رو به خاطرت ترک میکنم
تو چند بار مریض شدی...
بعد ازینکه غذاهای آماده شده رو خوردی
چیزی نیست
تقصیر تو نیست که من مریض شدم
صادقانه بگم غذاهای تو ...
خیلی خوب بودن
اما برای هرکس دیگه ای آشپزی نکن
آقا
الان احساس بهتری دارید؟
چند روز گذشته؟
دو روز و دو شب.
شیائو تانگ همیشه کنارت بوده
نمیخواست بره
شما به همون بیماری شاگردان مبتلا بودید
این به خاطر روح نبود...
اما به دلیل کرم سمی بود
هزاران کرم سمی هست
من هنوز مطمئن نیستم
ما به خون انسان احتیاج داریم برای فریب دادن آن به نقاط قرمز
خونمو بگیر
شیائو تانگ
شیائو تانگ
این همون
ملخ های آتشین ـه
اونا جای گرم و مرطوبو دوست دارن که بوی خوبی بده
اونا میتونن به سرعت تولید مثل کنند
اونا دوست دارن گروهی زندگی کنند
سرنوشت ملخ های آتشین و ملکه ملخ ها یکیه.
اگه اونا خیلی از همدیگه فاصله بگیرن
احساس اضطراب می کنند
در بدن میخزند تا ملکشونو پیدا کنند
ملخ های آتشین؟
من در کتاب های پزشکی درموردشون خوندم.
درسته
در اصل ازونا برای بیماری مرتبط با سرما استفاده میشد
اگه مرد سالمو آلوده کنه ،
انرژیشو جذب میکنه
اونو میسوزونه و گرمارو تحمل ناپذیر میکنه
اگه نابود نشن ،
سرانجام باعث آتش سوزی خود به خود میشه
ملخ های آتشین از مرز شیرونگ میان
مردم سرزمین اصلی به ندرت در این مورد میدونند
به طور ناگهانی ظاهر میشن...
و زندگی بعضی مردمو میگرن مثل شاگردان قلعه شوکویی
من بوی ماهی میدم
ملتزمین معلومه، سوختگی رو احساس کردن ولی گرمارو نتونستن تحمل کنند ،
و اینا همه به خاطر ملخ های آتشین ـه
درواقع اونا با سوختن خود به خود از بین رفتن
اونا نمیتونند از قلعه شوکویی خارج شن
چون ملکه ملخ ها پنهون شده داخل قلعه شوکویی
کی میره دنبال ملتزمین شاگردان قلعه شوکویی؟
لنگ شینگ ار
لنگ شینگ ار بوی معطری ...
از ملخ های آتشین
من با لمس خاکستر بخور مسموم شدم
حتی خاکستر های ریز از همون عطر استفاده می کنند.
شاید ملکه ملخ ها اونجا مخفی شده
فرقی نمیکنه ملکه ملخ ها باشه یا آب ملخ ها
من فقط میخوام جین یان سریع خوب شه
راهی برای درمان این مریضی هست؟
پس از پیدا کردن ملکه ملخ ها
شما باید اونو با جیوه غرق کنی
و شاگردان میتونن از قلعه خارج شن
بعد اونا باید نیلوفر آبی مصرف کنند تا یک ماه ه بهتر بشن.
اونا قطعا بهتر میشن
چگونه ملکه ملخ هارو پیدا کنیم؟
در کتاب شیرونگ نوشته که ملکه یه ویژگی داره
این صدارو در شب تولید میکنه...
برای جست و جوی ملخ های آتشین
ازونا میخواد که آتشو نابود کنند
صبر کن
مرگ لنگ شینگ ار ، میوه فروش لیو ...
و جین سان شویی و پسرش...
به شاگردان مربوط نبودند
اگه میخواهیم مقصر پیشت این خرافاتو بگیریم ،
ما باید به نقطه ضعف اونا حمله کنیم
عروس روح عزیز لطفا به ما برکت بده
عروس روح عزیز لطفا به ما برکت بده
این عروس روحه
عروس روح اومده تا مارو از خودش دور کنه
عروس روح
روی زانوهات
میدونید چه اشتباهی مرتکب شدید؟
عروس روح عزیز ،
جسد لنگ شینگ ار به خاک سپرده شد
طبق مراسم باستانی انجام شد.
او قطعاً قادر به جایگزین کردن شما ...
و وظیفه خودشو برای راهنمایی روح های مرده به آخرت رو بر عهده داره
ما نمیدونیم تقصیرمون چیه
لطفا بهمون بگو و ولمون کن
تو جرات شکایت کردن داری؟
تو منو بی گناهو کشتی و منو اذیت کردی
لنگ شینگ ار در جهنم شکایتتو کرد
اون میخواد انتقام بگیره حتی اگه روش تاثیر بذاره
برای اون متاسفم.
من اینجام ...
تا شمارو به خاطرش مجازات کنم
ربطی به ما نداره.
اینا همه تقصیر خانواده جین سان شویی بود
درسته
ما فقط کاریو که ازمون خواسته بود انجام دادیم.
اون گفت که لنگ شینگ ار مجسمه عروس روحو خراب کرده
ازین رو لنگ شینگ ار زنده زنده دفن شد
درسته
اینارو همرو خانواده جین سان شویی انجام دادن
دقیقا بگو چه اتفاقی افتاده
اگه بهم دروغ بگید شمارو نخواهم بخشید
ما جرات دروغ گفتن نداریم
خانم
لنگ شینگ ار یتیم بود
جین سان مو عاشق زیبایی اون شد
اون از ترفند های زیادی برای لنگ شینگ ار استفاده کرد.
بعدش پیشنهاد ازدواج داد
اما اون رد کرد
و اون سعی کرد چند بار فرار کنه
وقتی برگشت
سعی کرد چند بار خودشو بکشه
سرشو کوبید روی مجسمه عروس روح
شما نتونستید وادار به ازدواجش کنید
بنابراین زنده زنده دفنش کردید ...
برای شکستن یه مجسمه؟
در مورد فنگ ار چطور؟
الان صحبت کن
میوه فروش لیو
اون گفت جسد لنگ شینگ ار نابود شده
و مجازات خواهیم شد
اون از ما خواست که شاهزاده نهم رو مسموم کنیم
و فنگ ار رو فدای عروس روح کنیم
درسته. میوه فروش لیو ...
بدن یک شاگرد را آتش زد که در اثر بیماری درگذشت ...
مبدل به عنوان لنگ شینگ ار
اون میخواست تحقیقاتو منحرف کنه
تند و سریع!
جین سان شویی و پسرش از اسم من استفاده کردن...
به آزار و اذیت مردم بی گناه
تو چشمتو بستی و به مخفی کردن این راز کمک کردی
همه شما تکرار کنید
همه شما مقصر هستید!
میدونیم که اشتباه کردیم.
لطفا اجازه بدید ما بریم
لطفا اجازه بدید ما بریم
- ما میدونیم که مقصریم - باشه
من بهتون یه فرصت میدم
مراقب باش!
اینه ...
چرا اینجایی؟
تو جرات داری از ما کلاهبرداری کنی
تو از اون نمیترسی که عروس روح بهت آسیب بزنه؟
درسته
قدرت بالاتر نیست. بنابراین عذابی نیست.
اگه عذابه که درموردش صحبت میکنی
من بیشتر به کارمون اعتقاد دارم
مزخرفه
جین سان شویی و پسرش از آتش خود به خود مُردن
ما دچار بیماری عجیبی هستیم
اگه دلیلش روح نیست پس چیه؟
احمق!
تو به زنجیره ای از ملخ ها مبتلایی
ملخ ها؟
- ملخ ها؟ - ملخ های آتشین اکنون توی بدنتونن
احساس میکنید که دارید میسوزید
با جذب انرژی شما زندگی می کنند.
پس از کم شدن تمام انرژی شما ،
شما از سوتن خود به خودی می میرید درست مثل جین سان شویی و پسرش
این.... چگونه مسموم شدیم؟
لنگ شینگ ار از ملخ های آتشین استفاده کرد...
برای درمان یه بیماری مرتبط با سرما
این در بدن میتونه به تعادل سرما کمک کنه
در روز تشییع جنازه ، ملخ ها کار خود را تمام کردن ...
و از هفت حفره بیرون اومدن روی صورت لنگ شینگ ار
این گرمارو به خودش جلب میکنه
دارندگان بخور دادن بهترین مکان مخفیه
و به همین دلیله که بوی معطری داره
همه شما نگهدارنده بخور رو لمس کردید
از دارنده بخور دادن به سمت شما پرید.
لکه های قرمز روی بدن شما علائم ورود آنها به بدن شماست.
با گفتن این
چرا هیچ کدممون نمیتونیم از قلعه خارج شیم؟
اون چیکار کرده؟
اون چیکار کرده؟
عروس روح!
شما ...
چیکار کردید؟
عروس روح مارو رها نمیکنه
- عروس روح لطا مارو رها کن - ما اشتباه کردیم
- ما گناه کردیم - ببخش مارو ، ببخش مارو عروس روح
قصد من این بود که به شما اجازه دهم ...
عروس روح
صدای چیه؟
این چیه؟
این عروس روحه
این نمیتونه باشه
این درست نیست
چرا همینطوره؟
این نمیتونه باشه
لطفا از نزدیک نگاه کنید.
این جیوه است
این...
مُـرده
- نگاش کن - چه اتفاقی افتاده؟
صدایی که شنیدید ازین موجود بود
این ویژگی ملخ های آتشینه
اونا گروهی باهم زندگی می کنند
و اونا به ملکشون گوش میدن
در روز تشییع جنازه ، ملکه خزنده از دارنده بخور دادن ...
و بعد اون پنهان شد در مجسمه عروس روح
ملخ های آتشین در بدن شما مخفی اند...
هر روز به تماس ملکشون گوش میدن
به همین دلیل شما در اینجا گیر افتادید
بنابراین عروس روح وجود نداره؟
نه
آقای مو
ما میدونیم که اشتباه کردیم.
لطفا مارو نجات بده آقای مو
لطفا به ما کمک کنید.
[مترجم : ~ NEGIN ~] *برای ادامه سریال کانال نماشای ما را دنبال کنید*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.