All language subtitles for Honey_Dont_Run_Away.Ep05

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

[مترجم : ~ NEGIN ~] *برای ادامه سریال کانال نماشای ما را دنبال کنید*

[عزیزم ، فرار نکن]

[قلعه نظامی شوکویی]

بابا

تو در شرایط وحشتناک مردی ...

بدنش کاملا سوخته اما لباساش هنوز دست نخوردست

چطور ممکنه؟

ماده آتش سوزی در محل وجود نداشت

همه شاگردان اینجا...

بدن خودشونو آروم میکردن

درسته

نشونه اینه که عروس روح ناراضیه

شما کی هستید؟

من جینگ چی...

جوان جین سان شوئی و رئیس قبیله نظامی شوکویی

من اینجام که روحو بگیرم

چرا زودتر نیومدی؟

شوهرم نمرده بود اگه تو زودتر میومدی

شوهرمو بهم برگردون!

زمان شوهرت تموم شده

این همچنین یه هشدار از طرف عروس روح برای همه ماست

منظورت چیه؟

اون مرد به راحتی آتش نمیگیره

ارشد من باید قربانی شده باشد ...

از خشم عروس روح به جای هر یک از شما.

اگه خشم عروس روح نیست ،

من مطئنم که شماهم به این حالت دچار میشید

چیکار کنیم حالا؟

باید چیکار کنیم حالا؟

بهش اعتماد نکنید

اون دروغگوئه

من فکر نمیکنم چنین خشمی وجود داشته باشه

شما نباید به خرافات اعتقاد داشته باشید

بهتره به مقامات گزارش بدی

بذارید اونا این مسئلرو کنترل کنند

شیطان!

شـیـطان!

شیطان بـرووو!

شیطان برووو!

گمشـووو!

دروغگو، چرا منو متهم کردی؟

تو قبل از عروس روح مردمو اذیت کردی...

و امروز دوباره داری همین اشتباهو میکنی!

این دختر بدشانسی میاره

اما شما اجازه میدید اون به جشن سالگرد مرگ عروس روح بیاد

مشخصه که میخواستید عروس روح عصبانی شه

پیرمرد بی فایده!

ما در معرض کلاهبرداری تو قرار گرفتیم اما تو نمیتونی بهانه های وحشی بیاری

درسته

خودشه

اون شاگرد عروس روح نیست

اون از قلعه ما دزدی کرد

همین الان...

اون مزخرف گفت

اون باید دردسر ساز باشه

درسته! اون دردسر سازه!

درباره چه مزخرفاتی صحبت می کنید؟

من فقط دنبال یه نفرم

اگه این دختر ازینحا تیعید نشه ،

ما دچار مشکل بزرگی میشیم

- درسته! - اونو دورش کنید!

شیطانو اعدام کنید!

- هردو رو از بین ببرید! - آره!!

شما همه احمقید

گمشو!

نمیدونی من کی هستم؟

کی اهمیت میده؟

تو به عروس روح اهانت کردی! تو بخشیده نخواهی شد!

درسته!گمشو!

بزنیدشون!

بزنیدشون!

شروع کنید!

شروع کنید!

شیاطین!

بزنیدشون!

برو شیطان!

جین یان اینجا نیست حالا چیکار کنیم؟

من کسی ام که میتونه نشون بده...

که میتونیم شرایط سختی رو تحمل کنیم حتی بدون اون

- بسیار خب! - شیاطین!

گمشید!

بزنیدشون!

لینگ زیران

من معاون دادستانم! کار احمقانه ای انجام ندید!

[قسمت پنجم]

[دادگستری]

آقا بیاید همین الان شروع کنیم

صبر کن

این کارو انجام بده

فقط آروم باش

آروم باش

آقا لطفا آروم باشید

من نمیتونم استخونتو به حالت اول برگردونم چون شما خیلی مضطربی

تو ضعیفی

یه شیائو تانگ

به خاطر تو صدمه دیدم!

من شاهزاده نهم هستم از زمان کودکی تحت مراقبت بودم.

من همیشه همراه دارم هرجا که برم

قبلا صدمه ندیدم

چرا نمیتونم فریاد بزنم از درد این یکی؟

لطفا آروم باشید

چرا انقدر بهم نزدیک میشی؟

میخوام ناجیمو از نزدیک نگاه کنم.

کی میدونه که من میتونم...

بازپرداخت با پول

چی فکر میکردی؟

آقا

استخوانت سرجاش اومد

یه بسته گرم بهتون میدم

تا چند روز دیگه احساس درد میکنید

و این طبیعیه

اما شما باید یادتون بمونه که دعوا نکنید

چیز دیگه ای هم هست؟

شیائو تانگ من هنوز درد دارم.

میتونی دوباره منحرفم کنی؟

[دادگستری]

لطفا یکم گوشت گاو بهم بده

من نمیتونم برای چند روز دستمو تکون بدم

من چاره ای ندارم جز اینکه ازت بخوام سه بار در روز بهم غذا بدی

فقط باید غذا بدم.

من عادت دارم که به سگا غذا بدم.

من تفاوتی نمی بینم.

لطفا سوپو بده

مادرم وقتی مرد من بچه بودم

منو خانمای دربار بزرگ کردن

اونا با من خوب رفتار میکنند

اونا میترسن که منو اذیت کنند

اما تو متفاوتی

تو هرگز منو به عنوان شاهزاده نهم نمیبینی

برای تو من فقط لینگ زیران ام.

این سوپو بخور

شیائو تانگ بی دقتی

از شاهزاده نهم مراقبت میشد چون بچه بود

بذار من شاهزاده رو یاری کنم

چرا اومدی اینجا؟؟

من داشتم رد میشدم.

من شنیدم یکی مصدوم شده برای کمک اومدم

تو حسودی نه؟

چه مزخرفاتی

تو اینجا اومدی دنبال من؟

دختره ی احمق

اون همیشه میخواد که از دور باشی

شیائو تانگ، با من بیا به قلعه شوکویی

تو در این ساعت میخوای اونجا بری؟

اشکالی داره؟

نه! من دوست دارم!

مو جین یان

فکر کردم مصدومی و نمیتونی غذا بخوری

تو فقط باید استراحت کنی

فقط اینجا بشین و استراحت کن

چرا میخندی؟

تو دوست نداشتی قبلا با من بیرون بری

این اولین باره تو از من میپرسی

به این دلیله که دیدی اون مرد چجوری سوخت

شاید بتونی توی تحقیقات بهم کمک کنی

فکر نکن ،

اگه شاهزاده نهم مصدم نمیشد ،

ازت میخواستم که باهام بیرون بیای

راستی...

نیازی نیست به شاهزاده نهم کمک کنی و سه بار در روز بهش غذا بدی

من از آقای فنگ میخوام که مراقبش باشه

لازم نیست هر روزپبری پیشش

جین یان

تو حسودی میکنی نه؟

نه حسودی نمیکنم

نه؟

پس چرا عصبی هستی؟

واضحه که حسودی

تو منو تحقیر میکنی نه؟

درمورد چیزی که میگی خیلی جدیه

تو نباید اونو انقدر راحت بگی

تو واقعا عاشق منی

اما نمیخوای قبول کنی

من میدونستم ...

که یک روز برات اتفاق میفته

چیز عجیبی توی دژ رخ میده؟

وقتی که ما از قلعه شوکویی خارج شدیم

نشانه های بیشتری ظاهر شدن

همه شاگردان نمیتونن مدت زیادی توی قلعه بمونن

اونا از گرمای شدید بدنشون رنج میبرن

درسته

این مجازات عروس روح ـه

اما چه اشتباهی کردیم؟

ماه گذشته عروس روحو دفن کردیم

عروس روح صد سال پیش مـُـرده؟

اونا عروس روحو ماه پیش دفن کردن؟ معنیش چیه؟

ارشد جینگ چی

چه کاری باید انجام بدیم؟

یین آیورا شبا تو قلعه خیلی قویه

درمورد این چطور؟ منو ببر

اول به محل دفن یه نگاه کنم

- میبرمت اونجا - باشه.

به نظرت علائم بیماری درسته؟ یا فریبه؟

من قبلاً هرگز در مورد چنین بیماری نشنیده بودم.

گرم و داغ، نتونست تحمل کنه

اونا حتی نمیتونن قلعه شوکویی رو ترک کنند

عجیبه

اگه چیزی غیر عادی باشه، با علتشو پیدا کنیم.

اگه نتونیم علتو پیدا کنیم ، پس یکی باید با یک ترفند بازی کنه

اگه چیزی که اونا گفتن صحیح باشه

ربطی به بدن جین سان شویی که به تنهایی روشن شد داره؟

ما باید نگاهی به آنجا بندازیم.

قبرستون؟

اما عروس روح صد سال پیش مُرده

جانشینش کیه؟ که در موردش صحبت میکردن؟

قلعه شوکویی مطمئنا رمز و رازای زیادی داره

وقتی بهش فکر میکنم سردرد میگیرم

کِی خودمو زخمی کردم؟ حتی متوجه نشدم.

این دارو برای زخمه که آقای فنگ آماده کرده.

این میتونه زخمو درمان کنه، دردو کم کنه و کبودی رو درمان کنه.

هیچ جای زخمی نمیمونه

این برای منه؟

این اولین هدیه ای هست که من ازت گرفتم.

من اونو توی خونه جای امنی میزارم

این یه پماده

اما این هنوزم هدیه ای از طرف توئه

الان بر میگردم

به نظر میرسه رئیس جدید واقعا مشتاقه

اما تو در طول استراحت من اومدی.

خلاصه بگو

من اینجام تا یه چیزیو تعریف کنم

حالا که رئیس قلعه شوکویی شدم

معامله تقسیم سود که توسط پدر من امضا شد ...

دیگه اعتبار نداره

خب پیشنهادت چیه؟

تو حتی نیمی ازونو بدست نمیاری

70 درصد مال من 30 درصد مال تو

تو به مراتب از پدرت حیله گر تری.

تو هرکسیو دفن میکنی

اما تو باید یادت باشه...

چه کسی بود که بهت کمک کرد رشد کنی توی قلعه شوکویی

درسته

تو واقعا به پدرم خیلی کمک کردی

و بدون تو...

پدر من فقط میدونه که من چطوری تفریح کنم...

نباید قادر به بسیاری از جادوی عروس روح بود

خوشحالم که میدونی

کی این چترو برای من گذاشته؟

اول باید خشک بشه

چه احمق

باشه

دیگه نباید صبر کنیم. حالا بریم

بیا بریم

زود باش

چه خبره؟

چه خبره؟

اون کیه؟

درسته و چرا اون اینجاست؟

این پسر کیه؟

منو ببخش!

متاسفم

این عروس روحه!

لطفا منو ببخشید!

من دیگه جرات این کارو ندارم

تو کی هستی؟ اینجا چیکار میکنی؟

من...

عروس روح نیست؟

من...

من دزدی از اجساد...

برای عروسی های ارواح برای خانواده های ثروتمند

و در کمال تعجب...

من اشتباهی قبر عروس روح رو حفر کردم دو روز پیش

و بعد اون ظاهر شد

وحشت کردم و فرار کردم

و روز بعد ، بعد از بیدار شدن از خواب ...

من اینجا برگشتم تا دفنش کنم

اما جسدش گم شده

و منم یهویی غش کردم

نمیدونستم کار کیه

روشنه که یکی عروس روحو آزار داده

- من ... - باید تنبیه شه

کار توئه

تو عروس روحو دیوونه کردی....

و تو باعث مرگ پدرم شدی!

تو مارو آزار دادی

تقصیر من نیست

نمیدونستم اینطوری میشه

همین بسه!

گرفتن زندگی تو تنها راهیه که خشم عروس روحو متوقف میکنه

درسته زندگی اونو بگیر

- اونو بکش - اونو بکش

دست به من نزن

اونو بکش

لطفا این کارو نکن

صبر کن

- اونو بکش - اونو بکش

چطور جرات میکنی قانونو نادیده بگیری و سعی کنی کسیو کورکوارنه بکشی!

درسته

هرکس جرات برای توقف کردن من داشته باشه ،

اونا دشمنان قلعه شوکویی هستند

چقدر متکبر

فکر میکنی کی هستی؟

شاگردان من ، گوش دهید!

بیاید اونارو برای عروس روح فدا کنیم

اون داره میسوزه!

اون داره میسوزه!

تو چیزی پیدا کردی؟

بدنش گرمه

علائمش مشابه به رئیسشه

اگه کاری نکنیم اونم میسوزه

[اخیرا شاگردان بیماری عجیبی دارن]

[بدنشون خیلی گرمه]

[درواقع اونا نمیتونن گرمارو تحمل کنند]

[اگه در معرض نور خورشید باشند، خیلی گرمشون میشه]

- برای بازگشت به قلعه شوکویی - بیا بریم

سریع درو باز کن!

باز کن!

باز کن!

سریع درو باز کن

فقط برو

عروس روح به خاطر ما عصبانیه

اگه درو نبندیم و فکر خودمون باشیم ،

خدا مارو محکوم میکنه

درسته فقط برید!

زندگی فنگ ار در معرض خطره

شما باید بهش کمک کنید

اگه اون قبرو حفر نکرده بود ،

عروس روح از ما عصبانی نمیشد

با این حال میخواید بهش کمک کنیم؟

فکر نمیکنم

ما اونو نجات نمیدیم

دلشو نداری؟

اعتقاد تو به خرافات زندگی رو نابود میکنه!

شیائو تانگ اجازه بده صحبت کنم

بازش کن!

یا قلعه شوکویی رو می سوزونم

کار احمقانه ای انجام نده

چرا همیشه خودتو نشون میدی؟

و چرا میخندی؟

از اولش نگرش مردم یکی بود

مردم خودخواهن

لطفا کمکم کن

- لینگ زیران سریع باش - دیگه نمیتونم تحمل کنم

چه شاگردی

وقتی که به قلعه برگردی

علائم کم میشن

تو هنوزم نمیخوای باور کنی؟

پیرِمرد دربارش چی میدونی؟

من معتقدم که عدالت وجود داره و کسانی که مرتکب اشتباه میشن مجازات میشن.

من مطمئنم نفرین عروس روح از بین نمیره.

برای چی اومدید قلعه شوکویی؟

ما اینجاییم تا بهت نشون بدیم

ما به کمکت احتیاجی نداریم

از لحظه ای که اینجا اومدید

این قلعه به آشوب تبدیل شده

دو تن از سران دژ ما سوختن

چیز عجیبیه و توضیح منطقی نداره

میخوای مارو با همون سرنوشت رنج بدی؟

آره

میخوای ماهم بمیریم؟

درست مثل چیزی که گفتی ،

دو نفر سوختن و مردن

فنگ ار میتونه قربانی سوم باشه

مقامات باید تحقیق کنند برای پیدا کردن حقیقت

این موضوع از صلاحیت آنها خارجه

ما باید یه مراسم برگزار کنیم و برای عروس روح جبران کنیم.

اگه هنوزم بذاریم عصبانی باشه ،

همه اینجا با یک مرگ وحشتناک روبرو میشن

میفهمی؟

با این پیرمرد بحث نکن

اگه بخاطر کوبیدن در نبود ،

فنگ ار خیلی وقته پیش مرده بود!

ازین پس ،

من سفارش یه قفل محکم برای شوکویی میدم.

از همه شاگردان سوال خواهد شد

تا اینکه به آخر ماجرا برسیم

[شوکویی محکم]

این بدن سوخته

چیز دیگه ای برای بررسی هست؟

تو بویی میفهمی؟

من نه

این بدن مثل گوشت کباب شده اما بدون نمک

حال بهم زنه

من...

خاکستر این اجساد بوی خوب و بی نظیری داره

من فکر میکنم یه چیزی درست نیست

جین یان

بیماری عجیب شاگردان در اینجا بی اساس نیست

فنگ ار تقریبا خودشو آتش زد

علائمش با بقیه مشابهِ

صد سال از آغاز داستان عروس روح گذشته

اما چرا کارای عجیب و غریب جدیدن رخ میده؟

فکر میکنم یکی هست که جواب تمام سوالاتو بدونه

اون کیه؟

- جینگ چی - جینگ چی

- میخوای صحبت کنی یا نه؟ - چـرا؟؟

من چیزی نمیدونم

اون وقت مارو تلف میکنه. بذار خودم حلش کنم.

دوست داری صحبت کنی یا دوست داری خدافظی کنی؟

تو به عنوان یه مرد خشن بهم حمله کردی

یه مرد بد باید به یه مرد شرور تعظیم کنه

میگم.

چه ارتباطی بین تو و جین سان شوو و پسرش هست؟

و چرا اونا به طرز وحشتناکی مردن؟

جین سان شویی مرتکب گناهای زیادی بود

20 سال پیش خیلی فقیر بود.

اون به قلعه شوکویی اومد.

انتظار نداشتم که اون حیله گر و حریص بود.

اون ازم استفاده کرد تا بزرگ شد...

شاگردانو فریب داد

اولش فکر کردم اون میخواد به مردم آموزش بده

اما معلومه ، میخواست برای پول کلاهبرداری کنه

شاگردانش داشتن زیاد میشدن

و اون...

اون مقداری پول بهم پیشنهاد کرد تا رازشو نگه دارم.

اون کسانی که نافرمانی می کنند رو میکشت

چیزی که میخوای بگی اینه که ،

جین سان شویی یه شخص شروره

و سزاوار مرگ بود؟

چجوری بدن انسان میسوزه؟

به خاطر تو بود؟

من...

من اونقدر قدرتمند نیستم

هرچی اتفاق بیفته همش بخاطر عروس روحه

داستان خدایان و ارواح فقط یه داستانه

تمام این کارها برای مخفی نگه داشتن شرارت شماست

اتهام نزن

تو میتونی مجازات شی

عروس روح واقعا قدرتمنده

اگه من جای تو بودم از قلعه شوکویی میرفتم.

تو نمیخوای بسوزی

جینگ چی، دقیقا از ما پنهون شدی؟

ممنون

تو خوبی؟

[مادر]

[دستت چیشده؟]

ما اکنون هیچ اطلاعاتی نداریم چگونه مواردو بررسی کنیم؟

ما فنگ ار رو نداریم؟

فنگ ار نباید قلعه شوکویی رو ترک کنه

وگرنه میسوزه

قاتل میدونه که فنگ ار زندست

من مطمئنم که اون وباره برمیگرده

امشب اینجا میمونیم برای حفظ امنیت فنگ ار

و منظورت ...

آره

ما باید محافظت کنیم؟

من نمیخوام.

یه شاهزاده نمیتونه مراقب غارتگرا باشه

من تمایلی ندارم

فقط یکی میتونه این کارو بکنه

شیائو تانگ

تو سرگرم کننده نیستی

میدونستی من اینجام

من میتونم قدم هاتو از 10 مایل دوتر بشنوم

قدمای من انقدر بلنده؟

منظورم این نبود.

منظورم این بود...

هیچی درموردت نیست...

که توجه نمیکنم.

تو یه گوینده شیرینی

وقتی بچه بودم ،

پدرم یکم سیب زمینی شیرین بو داده بهم میداد ...

برای آرامش من

چجوری...

از کجا میدونی چه احساسی دارم؟

من میتونم از چهرت بفهمم.

تو نمیتونی پنهونش کنی

من...

شیائو تانگ اگه به خاطر تو نبود

من در طول شب اینجا نگهبانی نمی دادم.

خب من میدونم تو یه مرد مهربونی

تو فکر میکنی ...

چرا این کارو کرد؟

به نظر میاد تو بهم اهمیت میدی

من نمیخوام بشنوم

نرو

شیائو تانگ

بیا اینجا

بیا

تو درمو مشکلم سوال کردی اما نمیخوای در موردش بدونی

مرگ جین سان شویی و پسرش ...

منو یاد مادرم میندازه

صیغه رو؟

من شنیدم که والدین صیغه رو...

خانواده شی به اعدام محکوم شدن

صیغه رو واقعا ناراحت بود و آخر خود کشی کرد.

افراد دادگاه گفتن ...

مادرم با خودکشی به زندگیش پایان داد

من باور نمیکنم.

من نقطه های قرمزو دیدم روی پوست شاگردان

و اونا یادم میندازن...

مادر منم همین نقطه ها رو قبل مرگش داشت

و تو فکر میکنی که مرگ مادرت با این موضوع ارتباطی داره؟

من فکر میکنم اگه بتونیم این موضوعو حل کنیم

ممکنه علت مرگ مادرمو بفهمیم

شاید مادر من خودکشی نکرده

کشته شده

ذهنتو مشغول نکن

مادرت از بالا دنبالته

آقای مو مطابق پس از مرگ

مرگ قربانی به علت از دست دادن خون بود ...

ضربات زیر قفسه سینه با یه ابزار خاص

دیشب چیزی نشنیدم

خوابیدم

تو با دود از خواب بیدار شدی

یکم خاکستر روی زمین دیدم

شب گذشته در اصلی بسته بود

قاتل باید داخل قلعه شکویی باشه

من از همه خواستم که بیان ...

یک سوال بپرسم

هرکدوم از شما...

کسیو دید که داخل یا بیرون بره از سالن اصلی؟

قاتل فنگ ار میتونه یکی از شماها باشه

شما تمایلی به حرف زدن نداری چون شما همدستی؟

آقای مـو

ما فقط شهروندیم بدون سلاح

لطفا به ما انقدر فشار نیار

درسته. دیگه به ما فشار نیارید

قاتل فنگ ار بین شماست

فکر میکنید اون میتونه فرار کنه...

اگه سعی کنید ازش محافظت کنید؟

کسی نمیخواد بگه؟

من این قلعه و مجسمه روح رو

از بین میبرم ...

نکن

این کارو نکن!

چطور جرات میکنی؟

خدا تورو مجازات میکنه!

مجازات؟ من خودمو تحت فشار میزارم

نکن

آقای مـو

میگم.

میگم.

قاتل فنگ ار در بین شماست

و چه کسی در قبره؟

اون لنگ شینگ اری هست که خانم یه دنبالش میگشت.

لنگ شینگ از اصلی بود. شاگرد قلعه شوکویی

اون یه عقد عروسی با پسرم، جین سان مو امضا کرد

اما بعدا عاشق یه دانش آموز فقیر ، یه فرد خارجی شد

رسوایی اونا افشا شد

وقتی اونا دعوا میکردن ،

لنگ شینگ ار مجسمه عروس روح رو شکست.

بنابراین همه شما لنگ شینگ ار رو به قتل رسوندید...

تا عروس روحو جبران کنید؟

نه

این چیزی نیست که اتفاق افتاد.

طولی نکشید که دانش آموز متوجه شد که او در یک دردسر بزرگه

اون و لنگ شینگ ار اینجارو ترک کردن

لنگ شینگ ار دیوونه و ناراحت بود برای همین خودشو کشت.

اون یه نامه گذاشت ،

گفت که میخواد جای عروس روح دفن شه...

و وضایف روحو دستش بگیره...

فقط برا جبران شکستن مجسمه عروس روح چون تقصیر خودش بود.

ما باید بدن عروس روحو تایید کنیم.

برای فهمیدن اینکه آیا حقیقتو میگید یا نه

دیگه مهم نیست.

اگه عروس روح واقعا عصبانیه

همه عواقبشو میپردازن

فنگ ار جسد عروس روحو دزدیده

اون باید با زندگیش بپردازه

هیچکس نمیتونه نجاتش بده

من به عدالت معتقدم ، آدمای بد به گناهانشون میپردازن

عروس روح، لطفا از ما محافظت کن!

عروس روح، لطفا از ما محافظت کن!

عروس روح، لطفا از ما محافظت کن!

نگهبانان!

همه شاگردان رو دستگیر کنید! اونارو برای قضاوت ببرید.

بله قربان.

حرکت کنید!

- برو - زود باش!

حرکت کنید!

حرکت کنید

- بلند شو - جین یان

اونارو دستگیر نکن

اونا میمیرن

صبر کنید

اونارو دوباره به قلعه شوکویی برگردونید

- حرکت کنید! - به داخل برگردید

ادامه بدید

حرکت کنید

اینو بنوشید

- چی کار میکنی؟ - لینگ زیران

شیائو تانگ

خوب بودن براشون چه فایده ای داره؟

اونا از تلاشت قدر دانی نمیکنند

اونا حتی نمی تونن از قلعه شوکویی بیرون برن

اونا حتما فکر میکنن دیوونه اند

فقط بذار عصبانیتشون برطرف شه

تو میگی اونا به ما احتیاج دارن تا هر روز مراقبشون باشیم؟

قربان یه شاگرد جدید با پریدن به دریاچه خودکشی کرد

اونو به درستی دفن کنید

از بخش حقوقی من جبران خسارت کنید

بله قربان

اکنون سه نفر خودکشی کردن

اگه ادامه پیدا کنه، همه در شوکویی زندگی نمیتونند بکنند

ما باید علت اصلی این بیماری عجیبو پیدا کنیم

فقط بعد از بهبودی ،

ما میتونیم بفهمیم چه اتفاقی افتاده

جین یان

من برای اونا متاسفم

لطفا الان اونارو زندانی نکن

[مترجم : ~ NEGIN ~] *برای ادامه سریال کانال نماشای ما را دنبال کنید*

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.