Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بهترین گروه ترجمه ی فیلم و سریال @HanaParadise www.hanaparadise.ir
عزیزم، فرار نکن
بایستید
بانو
ارباب جوان دیشب به ناگاه فوت شدن
لطفا برگردید
ارباب جوان لیو چقدر دست و دل بازن
حتما ازدواجتون خجسته است
خنگی؟
من پولدارترم
بانو
دیشب به ارباب جوان لیو، صاعقه زده شده
ایشون تو کمان
ارباب گفتن این ازدواج منتفیه
به عنوان دختر پولدارترین فرد پایتخت
سه ساله دنبال شوهرم و هنوز ازدواج نکردم
تا یه سال دیگه بیست سالم میشه
بانوی من، تمام مردای شهر از شما دوری میکنن
اگه اینجوریه
پس من باید تلاش کنم
کجاوه رو نگه دار
بانوی جوان عمارت یه به هر کس که شوهرشون بشه جایزه ی بزرگی میدن
تمام مردهای جوان مناسب میتونن شرکت کنن
این فرصتیه که تو یه لحظه پولدار بشید
خیلی خوبه؟ بذار ببینم
میخوای بمیری؟
اون دختره خود بد شانسیه
...بازم میخوای- ...این-
بریم
نرید
تو
ترسو
بانو یه زیباست
چی کار میکنین؟
جاده رو بستین
فورا بیا پایین
هونگ شیو اینو بگیر، هر مردی دیدی بده بهش
امروز با هم متحدیم که این ماموریت رو انجام بدیم
باید با خودت یه شوهر برام بیاری- چشم-
برید دنبالش- برو-
(قسمت اول)
این دانشمند جدید شهره؟
واقعا خوش تیپ و باهوشه
نمیدونم زن داره یا نه
چه داشته باشه چه نه، تو راهی نداری
وایسا
وایسا
برو
وایسا
تند تر
وایسا
وایسا
قربان
قربان
به ما کمک کنید
چند روزه چیزی نخورده
به ما رحم کنین
برید کنار
...خانم، این
این سرنوشته
کسی هست که دوستش داشته باشی؟
بعد از گرفتن کادوی عروسیت، من همسرتم
یه سکه به من دادی، در عوض یه عمر در رفاه و مجلل زندگی میکنی
آقا، همچین زدی به هدف که نگو
کجاست؟
برو
اسبتو به من قرض بده
برو
وایسا
وایسا
بانوی من
برای عروسی فردا، توی رستوران سنوبر رزرو کن
من ازدواج میکنم
جشن روح مردم عادی چه خوبه
آقا
چهره ی جذابی دارین
مشخصه که جز مردم عادی نیستین
البته
لباسام رو ببین
البته که عادی نیستم
خنگ
آقا امروز روز شانس شما برای ازدواجه
خداوند یک الهه رو براتون فرستاده
امروز ستاره ی عشق در حرکته
روز خوبی برای پیدا کردن یه عروسه
کت پوستم
چطور جرات میکنی
برو
برو
بگیریدش
چی کار میکنین؟- برو-
...نمیدونین
اون لیشو، تنها پسر وزیر جنگه؟
مشخصه که اصلا عقل نداری
بانو یه، واقعا همونجوری هستین که میگن
بندازیدش زندان
اطاعت
جناب دولتی بی مغز
من داشتم دنبال شوهر میگشتم، همین
کاری کردی شوهر احتمالیم رو از دست بدم
چطور جرات میکنی بازداشتم کنی
چون توی صحنه بودی
چند روز برو زندان
صبر کنید
قربان
کل روز رو با من بود
برای چی زندانیش میکنید؟
تازه، انگیزه اش چی میتونسته باشه؟
کِی؟ کجا؟
برای چی اصلا باید آدم میکشته؟
افرادتون رو برای تحقیق فرستادین؟
...من ...تو
ساکت شو
من سه ماه دیگه بازنشسته میشم
واسم دردسر درست نکنید
قربان
،حتی اگه قرار باشه سه ماهِ دیگه بازنشسته بشین
تا وقتی که اینجا هستین باید وظایفتون رو انجام بدین
نباید کسی که بی گناهه رو متهم کنید
تو کی هستی؟
مو جین یان هستم، محقق جدید انتصابی تان هوآ
قراره جای شما رو بگیرم
که اینطور
خانم یه رو آزاد میکنم
حالا که قراره جایگزین من باشی
،و اتفاقی با این پرونده برخورد کردی
چرا موقتا مامور این پرونده نمیشی؟
مسئولیت کامل این پرونده به تو واگذار میشه
باید هفت روزِ قاتل رو دستگیر کنی
!قربان – باید استراحت کنم –
[دادگاه]
!ارباب مو
چون میدونستی برام مشکل پیش اومده، اومدی منو نجات بدی؟
نه، تصادفی شد
اما بازم، میخوای کمکم کنی و به این اوضاع رسیدگی کنی
خیلی متاسفم
نگران نباش، وظیفه امه
خیلی آدم خوبی هستی
میتونستی به خودت زحمت ندی
نکنه توام تو نگاه اول عاشقم شدی؟
از روی پوست زیبام، خودتو توی قلبم دیدی؟
مو جین یان، صبر کن و ببین
!من، یه شیائو تانگ، حتما با تو ازدواج میکنم
نه، من، یه شیائو تانگم و تو باهام ازدواج میکنی
آره، اسمم یه شیائو تانگه
فراموش نکن
ارباب جوان، خوبی؟
باید هفت روزه این پرونده رو حل کنم
قاضی شهر امپراطوری، به بزدلی معروفه
این پرونده تله اس
الکی پرونده رو ساده جلوه میده
هیچکس جرات نداره این پرونده رو قبول کنه
بلاخره یه نفر باید بهش رسیدگی کنه
چون درباره ی این پرونده اطلاعات دارم، باید حلش کنم
باید محتاط باشیم
سعی کن زیاد بیرون دیده نشی
ما نمیدونیم دشمنمون کیه
باید هویت خودمون رو مخفی کنیم
نگران نباش آقای فنگ میدونم چی کار کنم
ارباب جوان، قاضی براتون یه محل اقامت آماده کرده
اما چند سالی هست که اونجا خالیه
عزیزم
شیائو تانگ دیروز تولد نوزده سالگیش رو جشن گرفت
الان کمتر از یک سال وقت داریم
میترسم سرنوشتش مثل تو باشه
[عزیزم]
[...سیب امسال]
[از سال قبل دیر تر بارور شد]
[،وقتی گل هاش شکوفه کنن]
[تو و شیائو تانگ رو میبرم تا با هم ببینیمش]
[دیگه خیلی دیر شده عزیزم]
[...باید کریستال گرانبها رو پیدا کنی تا]
[دخترت بتونه به زندگیش ادامه بده]
[بهم قول بده]
خانم جوان برگشتن
خانم جوان
همونجا وایسا
پدر
داری با مامان صحبت میکنی
پس دیگه مزاحمت نمیشم
میرم اتاقم
برگرد اینجا
امروز قاضی یه نفرو فرستاد اینجا
اشتباه کردم
امنیت عموم رو نقض کردی
ما 3521 سکه نقره جریمه شدیم
پدر، ما ثروتمندیم، اینکه چیزی نیست
...من
پول در آوردن راحت نیست
نباید اینو بگین
مگه نمیخوای من ازدواج کنم؟
اگه چیزی نگی، چیزی پس نمیگیری
من بد نام نیستم
،اگه شلوغ کاری نکنم
کسی مزایای ازدواج با منو نمیفهمه
میدونی مشکلت کجاست؟
آره
به اندازه کافی پول خرج نمیکنم
باید چندتا ارابه ی دیگه هم بگیرم
از چهار مسیر حرکت کنم
تو غرفه های کنار رودخونه ی شهر یه سکوی گل بسازم
از همه طرف ارابه جمع کنم، تا مردم از همه جای شهر جذب بشن
چطور همچین دختر ولخرجی رو بزرگ کردم؟
دردم اومد
بهت گفتم ازدواج کن، نه اینکه منو برشکست کنی
چند نفرو فرستادم تا بیرون از شهر
یه مرد مناسب برات پیدا کنن
این چند روز بمون خونه، جایی نرو
تا چند وقت؟
پدر، وقتم داره تموم میشه
...تا کمتر از یه ساله دیگه، منم مثل مامان میشم
خانم، ارباب گفت از روی احکام شرعی بنویسید
دارین چی کار میکنین؟
از امروز به بعد، این هدفمه
بزنش کنار تختم
همون آقاییه که صبح دیدیم؟
خیلی مناسبم بود، مگه نه؟
خیلی خوشتیپه
خیلی آدمه با عدالتیه
حتما باید از این فرصت استفاده کنید
البته
چرا همسایه انقد سر و صدا میکنه امروز؟
یه خانواده جدید اومده
فکر کنم دارن وسایلشون رو میارن
همون خونه که تسخیر شده و ده ساله خالیه؟
آره
نمیدونم کدوم خارجیه بدبختی اون خونه رو گرفته
بیا بریم یه نگاهی بندازیم
خانم
ارباب تنبیهتون کرده که توی خونه بمونید
بابام تحمل نداره منو تو خونه نگه داره
بریم
بانو بیایید برگردیم
از چی میترسی؟
مالک جدید اومده اینجا
آدم وقتی یه جا باشه انرژی بد دور میشه
بریم- بانو-
نگاش کن
تو برگرد
پس من میرم
بیرون تاریکه
شما هم یهو اومدید پشت من
هر کسی بود میترسید
تو اومدی خونه ی من
برای چی اومدی؟
کنجکاو بودم
کی میدونست اون دادستان بدجنس این خونه ی تسخیرشده رو میده شما زندگی کنین؟
هر چیزی یه دلیلی داره
خونه ی تسخیر شده یه توهم فانتزیه
شما که خیلی جوونین برای چی اینقد برای ازدواج عجله دارین؟
اینقد که حاضرید داماد یه نفر دیگه رو بدزدید
بگو
تو آینده ی خوبی داری
برای چی میخواید درگیر سیاست بشید؟
به شما ربطی نداره
پس ماجرای من هم به شما مربوط نیست
هر کسی دلیل خودش رو داره
فقط اینکه دلیل من دلیل شما نمیشه
و دلیل شما دلیل من نیست
از نیمه شب گذشته
شش روز بیشتر وقت ندارین میدونین قاتل کیه؟
خب پس از فردا من همه جا همراه شما میام
شما به خطر من تو این دردسر افتادید
مقامات ارشد شما رو اذیت میکنند
اگه من اونجا باشم اوضاع بهتره
خوبه
سر حرفم هستم
پس تصمیم گرفته شد
خوبه
بله اینو ببینید
تعریف غذای این رستوران رو خیلی شنیدیم
خرچنگ به این سختی رو خیلی خوب پختند
خیلی خوب تمیزش کردند
گوشت خرچنگ خوشمزه ست
دهنتُ باز کن
یادت نره برای چی اومدیم
یادم نرفته
باید از یکی بپرسیم
سرآشپز
شما پسر وزیر جنگ رو دیشب اینجا ندیدین؟
قد بلند با پیشونی سیاه
روحی که عمرش کوتاهه و زیاد دوومی نداره
چه بی نزاکت
دارم میپرسم که لی شو رو دیدی یا نه
جواب منو بده
چی کار میکنه
همگی
میرم سر اصل مطلب
لی شو پسر وزیر جنگ دیروز کشته شد
کسی ایشون رو تو رستوران اسپروس دیده؟
هر کی اطلاعات بده جایزه میگیره
واقعا؟
این همه پول- من ندیدمش-
تو رستوران ندیدمش
صبح روز قبلش دیدم که از فاحشه خانه شو ژیانگ اومد بیرون
بگیر
من هم میدونم
منم
تو
داشت برای یه خانمی لباس انتخاب میکرد
بعدازظهر یه روز قبل تو مغازه ی لوتوس
آروم باشین
تو
من هم دیدمش یه روز قبل تو بازاز هیاهو به پار کرده بود
از بساط یه پیرزن بدون اینکه پول بده هلو برداشته بود
بگیر
من هم میدونم
خونوادتون میدونن اینجوری خرج میکنین؟
مشکلی نیست بابام دوستم داره
هیچکس دلیل اینکه لی شو رفته رستوران اسپروس رو نمیدونه؟
بانو
اون کیه؟
چرا از من نمی پرسید، خانم مدیر؟
ببخشید
سرآشپز من مادرزادی کر و لاله بی توجهی ایشون رو ببخشید
متوجه شدم هر دوی شما میخواین درباره ی آقای لی بدونین
داریم تحقیق میکنیم لطفا حقیقت رو بگویید
آقای لی شب گذشته برای صرف نوشیدنی اومدند
اما بعد از سه بار نوشیدن احساس گیجی کردند
با یه نفر دیگه دعوا میکرد
با هم دعوا کردن
آقای لی به اندازه ی شخص دیگه قوی نبود
برای همین فرار کرد
اون شخص کی بود؟
پری کوچولو؟
تو؟- تو؟-
می شناسید؟
نه فقط یه بار دیدمش یه رابطه ی ناسرانجام
راستش رو بگو
با پسر وزیر جنگ دعوا کردی؟
بله
لی شو حریف من نبود
شما محکوم هستید
شواهد قطعیه اعتراف شفاهی هم داریم
تو
وایسا
یعنی چی؟
برو زندان قاتل
فکر نکن چون خوشتیپی هر چی دلت میخواد میتونی بگی
با اینکه قسمت خوشتیپیش رو راست گفتی ولی نمیتونم اجازه بدم بری
من- بیایین-
بله
جدی میگی؟
بیارینش دادگاه- صبر کنین-
میدونی من کیم؟
چه اهمیتی داره؟ بازداشتی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.