All language subtitles for The.Flash.2014.S07E13.HDTV

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هماهنگ با نسخه تلویزیون HDTV Time 41:44

چایی ات آماده اس ، عزیز

خیلی دم خاله ات گرم

که جنا رو نگه می داره

...حالا به اندازه کافی

برای خانمم وقت دارم...

وای عاشق اینم

ولی مطمئنی که حواستو پرت نمی کنم؟

انگار خیلی کارا روی سرت ریخته

خب ...وقتی از نیروهای نظامی کنار کشیدم

گفتم میرم سابقه کریستن کرامر رو در میارم...

میدونی میخواستم ببینم از جون فرا-انسان های شهر چی میخواد

چون الان به جای من کاپیتان شده

و ببین هرچیزی که تا حالا درآوردم، اینطوریاس

راستش منم برات یه چیزی دارم

...خب. یکی از مشتری های دست و دلباز من

یک فرا-انسانه که از قضا سرباز سابق ارتشه...

...داشتم گواهی اش رو آماده می کردم

...که به یک اسم برخوردم..

که شاید برات جالب باشه...

کریستن کرامر؟- بله-

نوشته در فورت داکوتا با هم خدمت کردن

ولی سوابق وزارت دفاعش اینو نمیگه

شاید یه چیزی اشتباهی از قلم افتاده

...یا شاید

...نمیخواد کسی بدونه که...

اونجا خدمت کرده...

اگه این پرونده ها هنوز وجود داشته باشن اینجان

من چند ساعت دیگه برمیگردم

موفق باشی

! یکی کمکم کنه

! بگذار برم بیرون ! لطفا

! یکی کمکم کنه

کانال دی سی امپایر کبیر و وب سایت مای سریز با افتخار تقدیم میکنند t.me/MY3ERIES

قسمت 13 از فصل 7 سریال فلش نقاب

مترجم : فواره Instagram.com/thefawareh

وای این جدیده

لعنتی

...قبل از اینکه چیزی رو عوض کنم

باید سوال می پرسیدم؟...

چون یک دستگاه پین بال گذاشتم

و فراست عاشقش میشه

...فقط اینکه تا حالا این اتاق رو

بدون وسایل سیسکو ندیده بودم...

که کاملا می فهمم

میگم چه کار می کنم

مسئله مهمی نیست

تمام آشغالامو برمیگردونم گاراژم

...همه چیزا رو دوباره

آروم بگیر ، چستر خب؟

فقط گفتم فرق داره

نگفتم که لزوما چیز بدیه

و ببین . استارلبز ، آزمایشگاه توست

و میخوایم تو هم اینجا حس خونه رو داشته باشی

ممنونم که اینو میگی

...چون خیلی طول کشید

چون تنظیم این اسپیکرها خیلی طول کشید...

زود باش دختر ! قرش بده

نه من دست و پا چلفتی ام

غمت نباشه ...چیزای پایه اش رو بهت یاد میدم

که خودم از ربات سازی یاد گرفتم...

عالیه

میدونی به نظرم چی نیاز داریم؟

به نظرم صدا رو باید بیشتر کنیم

...گفتم به نظرم باید یک لحظه وایسا

گفتم که به نظرم صدا رو باید بیشتر کنیم

جای نگرانی نیست

یک کابل جایگزین مثل این داریم

تو استارشیوه

راهرو ب قفسه 52

وای. لیست کامل موجودی استارشیو رو هم بلدی

سیسکو ما رو دست خوب کسی سپرده

خب از بهترین یاد گرفتم

حالا جایی نرو

...چون وقتی برگردم

درس رقص ما شروع میشه...

"درس رقص ما شروع میشه"

کی تو رو اینجا گذاشته، عزیزک؟

...تو باید

سلام؟

کسی اونجاست؟

هی چستر

هی مرد- چطوری؟-

من خوبم

...بله. تو تو این پایین چه می کردی؟

!!! هی چستر

آیریس؟- آیریس-

! خودمم

...تو اینجا ...شما اینجا

...صبر کن. اگه تو این پایینی

و اونم این پایینه... ...احتمالا این یعنی

نه مرد ، نه- ...ای داد-

....نه. ما فقط

فهرست نویسی می کردیم- بله-

دیدی؟ بله- فهرست-

موهات لباست هم زده بیرون

درباره اون تماس

همون تماس کاری که می گفتم- بله. می گفتی-

بله

پس میرم سراغش خب؟

شما پسرا خوش باشید

خیلی خب- بله-

بای- خیلی خب. برو-

بخاطر این قضیه متاسفم

...میدونی بعد از اتفاقاتی که با نیروها افتاد

آیریس و من تصمیم گرفتیم که... ...تلاش کنیم که

بله نه. حله

خوبه داش. خوبه- بله. خب-

لازم نیست من بدونم- خیلی خب-

لازم نیست من بدونم- خیلی خب. حله-

ما مشکلی نداریم. بله من نمیخوام بدونم

بله راستش سیسیله

برای یک پرونده کمک میخواد

حله- من برم. خداحافظ-

سیسکو ! درباره این قضیه ، بهم هشدار ندادی

خب. نظرت چیه؟ موکل من پرونده اش جدیه؟

...خب. میدونی که طبق حرف دولت

...موکل فرا-انسانت ، اریک فرای...

از قدرت آتش افروزی اش استفاده کرده... ...تا یک ساختمون رو بسوزونه

ولی بخش صحنه جرم ، گاز بوتان رو در محل پیدا کرده...

پس مشخصه که شبیه یک انسان آتش افروزه

به نظرم ، استدلال معقولیه

کارت خوب بود ، بر

بله ...و این پرونده

برات آشنا نیست؟

چند سال پیش از یکی شبیه این دفاع نکردی؟

وای خوبی؟

نمیدونم یک لحظه ، بی حس شدم

چیه بری؟

مریض شدی؟

نمیتونم ببینم

سیسیل داری باهام چه کار می کنی؟

دارم از سر راه برت می دارم

یک نقشه دارم ، بری آلن

و برای جواب دادنش تو باید کنار بری

یک چیز دیگه من سیسیل نیستم

ذهنت الان مال منه پس فقط ولش کن

چی شد؟

بری؟

واقعا خودتی؟

نمیدونم چی شد

...یک لحظه داشت

سر یک پرونده به من کمک می کرد...

و بعدش غش کرد

...امواج مغزی بری در موج 0.5 هرتز

در حال نوسان هستن که ... از مشخصات بیماران کماییه

ببینید نوار مغزی چی میگه

ظاهرا یک سیگنال عصبی ِ نوروفیدبکه

به نظرم این فعالیت مغزی ناشی از همینه

ولی تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

...اگه فعالیت مغزی بری، اینطور بمونه

ممکنه برای بقیه عمرش... در کما بمونه

باید سریع بفهمیم که این کار کی بوده

خیلی خب و چطور اینکارو بکنیم؟

خب. شاید احتمالش کم باشه ...ولی

چی؟ من؟

بله دوست دارم اینو امتحان کنم

ولی بچه ها من فقط یک همدل هستم

سیسیل ...اگه از قدرت هات روی مغز بری

...استفاده کنی ، میتونی حس کنی که...

...آیا احساسات یکی دیگه هم درون مغز اون...

فعال هستن یا نه...

حق با چستره ممکنه جواب بده

خیلی خب یک امتحانی می کنم

نمیتونم احساسات بری رو حس کنم

ولی یه چیز دیگه رو حس می کنم

یه چیز سرد

مثل جنون

حالا دارم یه چیزی رو می بینم

...مثل یک نور

میان اون همه تاریکیه...

می درخشه

درخشش طلایی داره؟

مثل یک نقاب طلایی

یا حضرت آیرا کوپر

بچه ها فکر کنم میدونم که اینکار کیه

خب سیسیل ...نقابی که دیدی

شبیه این بود؟...

سایکو پایرت میدونستم

راجر هیدن؟

اون یک بیمار در تیمارستان آرکام بود که باهاش جنگیدیم

....ادعا کرد که قدرت ذهنی اش رو

از نقابی گرفته که از سفارت خندقی دزدیده...

ولی کسی حرفشو باور نکرد چون دیوانگی اش تایید شده بود

ولی نمی فهمم

چرا هیدن باید سراغ فلش بره؟

اون نرفته

اون در آرکامه ولی نقاب نیست

...اینجا نوشته بعد از فرار

...آرکام ، نقاب رو به سفارت برگردوند...

ولی بعدش اونا به موزه سنترال سیتی... ...اهداش کردن

و قراره فردا در نمایشگاه... به معرض نمایش بگذارنش

...خب خب. اصلا نمیدونن که

اون چیز چقدر خطرناکه...

...طبق افسانه ها

...گیلگمش جنگجو از یک نقاب طلایی استفاده کرد

تا یک شیطان قدرتمند رو زندانی کنه... ...یا اونطور که ممکنه ما امروز بگیم

یک فرا-انسان قدرتمند با قدرت روانی...

...ولی طی قرون ، نقاب در سراسر دنیا

پیداش شد... ...قبیل یوروبا در آفریقا

دزدهای دریایی قرن 17... تا اینکه آخرش به هیدن رسید

...طبق داستان اگه نقاب رو بزنی

فقط بهت قدرت نمیده...

از ذهنت هم تغذیه می کنه

...تو مجنون میشی و نقاب هم

تو رو رها می کنه تا دنبال یک پوشنده جدید بگرده...

یک انگل روانی که از میزبانی به میزبان دیگه منتقل میشه

و حالا مغزی رو پیدا کرده که می تونه تفکر سرعتی داشته باشه

پس نقابه که داره به بری حمله می کنه

ولی بری که نقاب رو نزده

...نه. سیگنال نوروفیدبک حتما تلاش نقاب

برای شروع تغذیه اس...

...و حالا که به چیزی دست پیدا کرده

...همینطور به تغذیه ادامه میده...

تا اینکه از شر کل امواج مغزی خلاص بشه...

...اون بازدارنده مغزی که

روی دیوو استفاده کردین ، چی؟...- ...میتونست جلوی سیگنال رو بگیره-

و کاری کنه مغز بری دوباره فعالیت کنه...

ولی برای این کار لازم داریم که نقاب اینجا باشه

...حیف که نمیشه نقاب رو راحت

از موزه بردارید. نه؟...

چرا نمیتونیم؟

سیسیل؟

خوبی؟

نمیدونم

خیلی خوشحالم که می بینمت

چیزی نیست

از اینجا درت میارم حالا هرجا که میخواد باشه

میدونی کجاییم؟

آخرین چیزی که یادم میاد اینه که در خونه با جو بودم

و یک طوفانی شد

و بعدش بیدار شدم

و در این اتاق زندانی بودم

سیسیل. طوفان نیروها مال دو هفته پیش بود

چی؟

...کل مدت

اینجا تنها بودی؟...

بری. فکر نمی کنم راه خروجی از اینجا باشه

پس باید یه راه خروج بوجود بیاریم

قبل از اینکه اینجا بیام میخواستم باهات صحبت کنم

هرکی ما رو اینجا زندانی کرده بدن تو رو گرفته

کی می تونه چنین کاری بکنه؟

مطمئن نیستم نمیدونم

شاید بشیر

ولی بشیر الان طرف ماست

پس فکر نمی کنم کار اون باشه

من قدرت هام رو ندارم

...وقتی در ذهن گراد بودم

اون منو در یکی از قفس های قدیمی اش... زندانی کرد

...اگه اینم مثل اون ، یک مکان ذهنی باشه

شاید این تیمارستان یک خاطره اس...

ولی خاطره کیه؟

و چرا الان ما رو اینجا به دام انداخته؟

تا حالا اینطور شده بود؟

نه

خیلی خب باشه

باید ببینیم راه خروجی از اینجا هست یا نه

صبر کن ، بری قدرت هات رو نداری

اگه اون بیرون ، ایمن نباشه چی؟

اگه خطرناک باشه ، چی؟

و اگه در یک فضای ذهنی بمیریم چی میشه؟

اون موقع در زندگی واقعی هم می میریم

ولی ما اینجا تنها کسایی نیستیم که در خطریم

...هرکسی بدنت رو گرفته

ممکنه به جو و آیریس آسیب بزنه...

خیلی خب. ببین. اگه احتمال فرار ما باشه باید ازش استفاده کنیم

بری هنوز داره فعالیت های مغزی اش رو از دست میده

چقدر طول می کشه تا نقاب رو بگیریم؟

خب سرقت از تخصص های من نیست

...ولی سیسکو بهم یک شماره داد

که در مواقع اضطراری بهش زنگ بزنم...

چیز خوبی هم هست

چون این یکی، به نظر خاص میاد

خب نقاب رو فردا نمایش میدن

ولی امشب در قرنطینه اس

در موزه سنترال سیتی

بخش هنر آزمایشگاه مرمت

...پلمپ شده و در محافظت شدید

توسط شبکه امنیتی لیزری...

که حساسیتش در حدیه که ... حتی غبار رو تشخیص میده

که چیزی نیست که از عهده ام خارج باشه

هرچند یک مشکلی هست

...موزه به تازگی

یک محفظه پیشرفته مانتگامری 5000... نصب کرده

رمز عبورش هر روز عوض میشه

تنها کسی که اون کد رو میدونه نگهبان امنیتیه

صبر کن

سیسیل

میتونی قدرت همدلی رو روی اون انجام بدی

میدونی ...مثلا میتونی

با قدرت هات وارد سر نگهبان بشی...

من ذهن خوان نیستم ، چستر

خیلی خب

...ولی شاید

...اگه به قدر کافی به نگهبان نزدیک بشم...

...بتونم احساساتم رو بهش منتقل کنم...

...و کاری کنم اونقدر عصبی بشه...

که بخواد محفظه رو برامون باز کنه؟...

ولی نه خیلی خطرناکه

ببین. من یک وکیلم یک سارق حرفه ای نیستم

امکان نداره که موفق بشم

بله. میتونی می شناسمت سیسیل

تو هم اندازه بقیه ما شجاع و قابلی

...فقط کافیه که با سو بری داخل

ولی قبلش تو باید لیزرها رو خنثی کنی... نه؟

جو باورش نمیشه

خیلی خب ، پس

...قطعا یک لباس بهتر

برای نفوذ و وارد شدن میخوام...

خیالت راحته؟

حالا هست ...طوری سریع

برنامه سرقت رو چیدی که... ...باعث شدی دام تورتو در فیلم پنجم سریع و خشن

شبیه دام تورتوی فیلم اول باشه...

حالا که گفتی

...چیزی درباره کل این ماجرا هست

که چه میدونم... برات عجیب به نظر بیاد؟...

منظورم اینه که ما یک ساعت پیش هدف رو شناسایی کردیم

و هیچ عملیات شناسایی انجام ندادیم

این سرقت 101 ـه

فکر می کنی خیلی همه چیز ساده بوده؟

خیلی خب ببین

...از وقتی اینجا اومدم خودمو جر دادم

تا برای چنین چیزای دیوونه واری... آماده باشم

من کارامو کردم حساب کتاب کردم

...این حتی اولین بار نیست که

که به نجات ذهن بری... کمک می کنم

تیم فلش کاری می که که ساده به نظر بیاد

از پسش برمیاییم

هرچی تو بگی

بله ، نه از پسش برمیاییم

بله از پسش برمیاییم

خیلی خب انگار نگهبانا ، شیفتشون رو عوض کردن

السا فاوست میتونی بری

دانلود و تماشای بروزترین فیلم و سریال های جهان در وب سایت مای سریز www.My3eriesTv.space

من وارد شدم

چه طور به نظر میاد؟

خب یک لحظه دیگه می فهمم

وای لیزرهای ناجوری هستن

اینکه در حدی نیست

باید میدیدی من و رالف در تونس با چی روبرو شدیم

لیزرها از بین رفتن

اینو در تونس یاد گرفتی؟

نه آکادمی رقص دیمیتیس

میتونه بره

! خیلی خب ! باشه

یادم اومد چرا از صخره نوردی بیزارم

کارت خوبه

بیا اون نگهبانو پیدا کنیم و بریم تو

تمام این درها قفلن

فکر کنم باید بریم یه طبقه دیگه

نه این ساختمان یک طبقه اس

فکر می کنم باید برگردیم

اون چی بود؟- بری. اینکارو نکن-

چیزی نیست بیا

اون چیه؟

راه خروج ما

قبلا چنین پورتال هایی دیده بودم

از این که رد بشیم ، آزاد میریم خونه

چی شد؟

بری باید بریم

یک لحظه وایسا

سلام؟

خوبی؟

لطفا فراموشش کن باید از اینجا بریم

یه چیزی درست نیست تو کی هستی؟

تو هم اینجا به دام افتادی؟

! بری. بیا بریم

هی میتونیم بهت کمک کنیم

روز بخیر ، بری

سیسیل

نه

باید مطمئن بشم که همه چیز هنوز اونجاست

محفظه ایمنه

خیلی خب. خیلی مواظب باش

...تا وقتی نقاب رو به استارلبز نیاوردی

خطرناک در نظر بگیرش...

بچه ها فکر کنم یک مشکل جدی داریم

...من 2 سیگنال مغزی می گرفتم

از بری و نقاب بود ولی حالا یک سیگنال سوم هم اومده

ولی چطور ممکنه؟

نقاب ،خودش داره از بری تعذیه می کنه

حتما یکی دیگه رو هدف گرفته

یه چیزی بود که میخواستم آمارشو در بیارم

برای یک پرونده

...خیلی بده که نمیتونید راحت

نقاب رو از موزه بردارید. نه؟...

خدای من

سو اون سیسیل نیست

باید از اونجا خارج بشی ! الان

یک سلاح فانی علیه یکی مثل من؟

! رقت انگیز

! نکن ! نه

! خیلی خب ! قراره به خاک بریم

از آغاز زمان خیلیا تلاش کردن جلومو بگیرن

همه شکست خوردن- سیسیل. این تو نیستی-

بگذار دوستامون برن و گرنه مجبورت می کنیم

این همه گستاخی

اونم از پسری که هرچی میخواستم رو بهم داد

چه سرگرم کننده ! حالا میزبان من ، بهم خدمت می کنه

تا ابد

حالم خیلی خوبه حس عالی یی دارم

نه جایی نمیری

فعلا نه

خیلی خب باشه

از چه زمانی ، سیسیل چنین قدرتی داره؟

نداره کار نقابه

اون صدایی بود که در ذهن ما بود

اون تسخیر شده ...درست مثل هیدن

و اونا که قبل از اون بودن...

خیلی خب این اتفاقات ، کی افتاد؟

طی طوفان نیروها ...فکر کردیم که سیسیل

توسط صاعقه سیج فورس... آسیب دیده

...ولی حتما روح روانی داخل نقاب بود...

که ازش برای پوششی برای گرفتن مغزش... استفاده کرد

حالا هر دو گم شدن و ما نمیدونیم کجا هستن

یا میخوان چه کار کنن- باید پیداش کنیم-

...نقاب تنها وسیله برای کمک به بری

و فهمیدن اتفاقیه که برای سیسیل اصلی افتاده...

...افسانه میگه که نقاب

به پوشنده اش ، افزایش قدرت روان محور میده...

پس شاید باید رد سیگنال های عصبی اش رو بگیریم؟

...و چطوره بگذاریم که

یک نفر دیگه نقشه بکشه؟...

سو چستر فقط میخواست کمک کنه

بله. منم همینطور ...بهش گفته بودم که

کار خیلی آسون به نظر میاد...

ولی حرفمو رد کرد

و منم یک دارت تو گردن خودم شلیک کردم

درست میگه تقصیر منه

چستر اون موجود ، همه ما رو گول زد

ولی شنیدین که چی گفت

اون بری رو به کما برد درست مثل گراد

منو بازی داد و از عدم احتیاطم بعنوان نیروی جدید استفاده کافی رو کرد

...میدونست که سایکو پایرت رو از اون لیست در میارم

و برای کمک سو در دزدی باهاش تماس می گیرم

کاری کرد که فکر کنم از پسش برمیام

در واقع ، داشتم اشتباه می زدم

خدا روشکر

تو خوبی

اون موجود که بهم حمله کرد تو بودی

چطور ممکنه؟

نمیدونم

سیسیل گفتی طبقه دوم نداره

...امکان نداره که اینو بدونی

مگه اینکه قبلا اینجا بوده باشی...

میدونی دقیقا کجاییم نه؟

ما در بیمارستان روانپزشکی سنت کارمین هستیم

بیرون هوستون در تگزاس

جایی که در اون ، یک بیمار بودم

...در اولین سال مدرسه حقوقم ، یک کار گرفتم

که کارآموزی در دفتر دادستان بود...

همون چیزی بود که میخواستم

حتی وقتی مامان مریض شد شبانه روزی کار می کردم

و وقتی فهمیدیم که بیماری اش سرطانه ...اون گفت

سیسی نگران من نباش

تو به کارت ادامه بده

حس می کنم بهتر شدم

وقتی باهام تماس گرفتن در دادگاه بودم

اون تنها مُرد ، بری

بخاطر من ، تنها مُرد

سیسیل

و بعدش نتونستم بخورم و بخوابم

نمیتونستم از خودم بیزار نباشم

درگیر افسردگی و اضطراب شدم

و بعدش از کار افتادم و کارم به اینجا کشید

بیشتر روزها در این سالن ها می گشتم

شب ها بیدار دراز می کشیدم

به سقف زل می زدم و به مامانم فکر می کردم

...وقتی بالاخره از اینجا رفتم، کاملا خجالت زده بودم

...و می ترسیدم که اون همه ظلمت..

بازم یه روز به سراغم بیاد...

...و بخاطر همین ، من

به خودم گفتم که مصمم تر شو

مصمم تر شو همین. بخند

و وانمود کن که این اتفاق رخ نداده

و دقیقا همین کارو کردم

و این همه درد رو مخفی کردی ولی دردت از بین نرفته بود

هر روز همراهمه

سیسیل

...هیچوقت نمی فهمم که تحمل این چیزا

چه حسی داره...

ولی میدونم که از دست دادن مادر چه حسی داره

و اینکه چه حسی داره که با اینکه تقصیر خودت نبوده گردن خودت بندازی

باعث میشه بخوای اون درد رو تحمل کنی و زیر نقاب ، پنهانش کنی

دور از افرادی که دوستشون داری

ولی نقاب ها ، زخم ها رو شفا نمیدن

فقط مخفی شون می کنن

ممکنه رویارویی با اون زخم ها بی نهایت ترسناک باشه

ولی تنها راه شفا همینه

اگه نتونم ، چی؟

میتونی میدونم

شاید این راه خروج ما باشه

این خاطره توست

اون موجود فقط ترس هات رو تقویت می کنه

وقتی در باز شده بود به چی فکر می کردی؟

حقیقت درباره زمان اینجا

ولی بری الان دارم بهش فکر می کنم

چیزی عوض نمیشه

مطمئنی؟

اگه باهاش روبرو بشی اگه با گذشته ات مواجه بشی

فکر کنم میتونی ما رو به خونه ببری

خیلی خب

خوبی؟- بله-

برای تعمیر این دستگاه حافظه فیبر عصبی بیشتری میخوام

که بتونیم ازش استفاده کنیم درست مثل کاری که با گراد کردیم

ولی اینجا لوازم کافی نداریم

پس باید به گاراژم برگردم

به هرحال ، اینجا جای من نیست

صبر کن ، چستر. اینجا جای توست

این آزمایشگاهته

نه آیریس نیست

چی؟

ببین ...من به استارلبز نیومدم

تا جای سیسکو رو بگیرم...

اومدم که باهاش کار کنم

و بیش از هرچیزی میخواستم کارمو خوب انجام بدم

ولی وقتی امروز دیدم که بری ...به دردسر افتاده

آیریس حتی نمیدونم از کجا شروع کنم

با خودم گفتم اگه سیسکو بود چه کار می کرد؟

تصمیم گرفتم که با اعتماد به نفس و شجاع برخورد کنم

یه جور که انگار از پسش برمیام

چستر. اعتماد به نفس باعث نشد که سیسکو ، سیسکو بشه

میدونم

چیزی که سیسکو رو سیسکو کرد ...ارتباطاتش

و عشقی بود که به شماها داشت...

متوجه نیستی؟

من این پیوندها رو ندارم ، آیریس شما رو زیاد نمی شناسم

...و نمیتونم به این فکر نکنم که اگه تیم فلش رو

یکم بهتر می شناختم... ...اینطوری می فهمیدم که

اون سیسیل واقعی نبود...

...و کل این ماجرا

خیلی خب

چستر سیسکو ، یک شبه این روابط رو برقرار نکرد

زمان برد صبوری لازم داشت

و ما همه هواتو داریم

همونطور که تو هوای ما رو داری

ممنونم

و ببین آیریس قول میدم. خب؟

از امروز ...به روش خودم عمل می کنم

...و قراره...

فکر می کنم میدونم که سایکو سیسیل کجا میره

...تو موزه ، نقاب گفت که

میخواست سیسیل تا ابد... میزبانش باشه

...ولی افسانه میگه

...همین که نقاب از ذهن میزبان تغذیه کنه

سراغ یکی دیگه میره...

...پس اگه سیسیل یک همدل باشه

شاید باعث بشه که یک میزبان قوی تر باشه...

ولی اونقدر قوی نیست

...اون به یه چیزی نیاز داره

که قابلیت های ذهنی اش رو بیشتر کنه...

تا یک منبع تغذیه دائمی مهیا کنه

خیلی خب چنین دستگاهی کجا پیدا میشه؟

تو زیرزمین ما

فروش و پرمیوم سازی اکانت های فیلتر شکن ها و اپ های روز دنیا مثل : اسپاتیفای و نتفلیکس و... از 33 تومن در : T.me/king_Of_Nord_VPN

در نهایت ، کلید ماندگاری

...بری قراره

به طور کامل ، مرگ مغزی بشه...

لطفا بگو که یک نقشه داری

...فکر می کنیم که نقاب میخواد از صندلی تینکر

برای ایجاد پیوند دایمی با سیسیل ... استفاده کنه

لعنتی قبلا رفته اونجا

چطور قراره جلوی این موجود رو بگیریم؟

خیلی خب شاید به نظرت دیوونگی بیاد

دیوونگی گاهی جواب میده

فقط نمیدونم که این بهترین فکر هست یا نه

ببین چستر

...اگه باور داری که جواب میده

پس منم باور دارم...

خیلی خب

قبلا پورتال اینجا بود

تنها راه خروج ما اونه

اینجا داره چی میشه؟

نمیتونی از اینجا بری

تو متعلق به اینجایی ! تا ابد

! بری

و این بار مرخص نمیشی

کی جرات داره از نگاهم پرهیز کنه؟

من دارم

نمیتونی منو اینجا به دام بندازی اینجا ذهن منه. نه تو

چه شجاع

ولی برای مامانی زیاد شجاع نبودی نه سیسیل؟

اونو یادت نمیاد؟

مامانی ات تنها در تخت بیمارستان مُرد

تنها دخترشو صدا می زد

کجاست؟ سیسیل جونم کجاست؟

ایمانی که به خودت داری رو حس می کنم

! این ایمانیه که یک احمق داره

یک بار ضربه خوردی

و حالا بازم آسیب می بینی

و بعدش مثل من یک روانی میشی

اینطور فکر می کردم منم اینطور فکر می کردم

خیلی می ترسیدم که خودمو ببازم

بخاطر همین یک قسمت از وجودم رو مخفی کردم

ولی دیگه ازش خجالت نمی کشم

پس ادامه بده سعی کن منو بترسونی

ولی دقیقا میدونم کی هستم و دیگه از نقاب زدن ، خسته شدم

بری پورتال

بری خوبی؟

سیسیل

نه شلیک نکن

منم

...خب. حالا

اون نقاب روانی چی میشه؟...

...بله. کیتلن اونو به آرگوس می بره

با همون اسکورت زرهی که صحبتشو کردیم...

قراره به سیسکو کمک کنه که اونجا ...یک محفظه ایمن درست کنن

که در اون ، بازدارنده های ذهنی هم باشه...

اینطوری نقاب دیگه نمیتونه قربانی های بیشتری پیدا کنه

خب سو. مطمئنم بی صبرانه منتظری که از اینجا بری. نه؟

خیلی خب ریلکس چستر

آیریس همه چیز رو بهم توضیح داد

و خیلی متاسفم که تند برخورد کردم

فکر کنم ضربه خوردن ، بداخلاقم می کنه

و درباره حرکت بعدی ام ...رالف هنوز سرش شلوغه

و من دلم برای سنترال سیتی تنگ شده بود...

پس فکر کنم یه مدت اینجا بمونم

در سوییت پنت هاوس هتل لیلی ام

برای مشروب شبانه و شام آخر وقت به تراس من سر بزنید

مهمون من- بله-

بله- بله. خب؟-

اونجا می بینمتون

هی بری

...میدونی که اگه تو نبودی

احتمالا هیچوقت از اونجا در نمیومدم...

نه. همش کار خودت بود و من میدونستم که میتونی اینکارو بکنی

ولی من تنها کسی نیستم که بهت باور دارم

میدونم

احتمالا باید برم خونه و با جو صحبت کنم

چند چیز رو باید بهش بگم

به سو بگو من یه وقت دیگه میام

بله- خب؟-

چستر میای؟

میدونم اهل مشروب معطری

ولی تو هم لیاقت شام پیروزی رو داری

واقعا؟

...حتی وقتی گول غضب

یک نقاب قادر مطلق و روانی و نامیرا رو خوردم؟...

...میدونی. بعد از بلند گفتن و شنیدنش

...یه جوری حس می کنم که

بله روم حساب کن

چستر ...تو یک عضو تمام عیار

در تیم فلشی...

صدات همیشه اینجا اهمیت داره

فقط مطمئن شو ازش استفاده می کنی

بله خیلی خب

حالا که گفتی ...یه چیز کوچک رو

میخواستم به هر دوی شما بگم...

بله. چیه؟- خب-

دفعه بعد که خواستین ...میدونید

بله

لطفا راحت مرخصی بگیرید دیگه...

یا برید تعطیلات

تعطیلات- گرفتیم چی میگی-

بله. حله خیلی خب

حله- بای-

خیلی خب- بای-

عزیزم اصلا نمیدونستم

چرا قبلا نگفتی؟

نمیخواستم که منو یک جور متفاوت ببینی

یا فکر کنی ضعیف بودم

سیسیل

میدونم جامعه ما چه جوریه

...وقتی بحث سلامت روانی میشه

گاهی درخواست کمک ، خجالت آوره...

...اتفاقاتی که برای خانواده ما رخ میده

...یا مهمتر از اون ، در جهان...

میتونه ما رو نابود کنه...

ولی باید خوب هوای هم رو داشته باشیم

و این کاری بود که تو کردی پس عذرخواهی نکن

...فقط اینو بدون که همیشه

اینجا پیشتم...

و هرچی هست ، با هم باهاش روبرو میشیم...

عاشقتم

عاشقتم

عزیزم قضیه فورت داکوتا چی شد؟

بله

تو تنها کسی نبودی که نقاب می زدی

...دلیلی داره که کریستن کرامر

میخواد این بخش گذشته اش... مخفی بمونه

آخرین ماموریت کرامر در ارتش

اون فرمانده یک جوخه بود

و برای گرفتن چند مکان استراتژیک فرستاده شده بودند

هرگز ماموریت رو تموم نکرد

اونا رو به سمت یک کمین هدایت کرد

خدای من- بله. بازم هست-

اون تنها کسی بود که زنده موند

سیسیل. به نظر من کریستن کرامر برای دشمن کار می کرد

کانال دی سی امپایر کبیر و وب سایت مای سریز با افتخار تقدیم کردند t.me/MY3ERIES

مترجم : فواره Instagram.com/thefawareh

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.