All language subtitles for Supernova.2020.Bluray

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« تـرجمـه از صاحب » .:: SAHEB ::.

اینستاگرام و کانال تلگرام @saheb2485

ما برنمی‌گردیم

هی. عینک رو سرته

نمی‌دونم چرا نذاشتی من وسایلت رو جمع کنم

تاسکر؟

چرا نذاشتی وسایلت رو جمع کنم؟

اون صدا رو می‌شنوی؟ - کدوم صدا؟ -

می‌شنوی؟ گوش کن

این صدای منه که دارم تو رو نادیده می‌گیرم

خب، ما برنمی‌گردیم

چون تو متوجه شدی که دوباره یه چیزی یادت رفته

تمام حرفم همینه

نه اگه قرار باشه با این برنامه تو جلو بریم

خب فکر می‌کنی بتونی سریع‌تر رانندگی کنی؟

یعنی، اگه آروم تر برونی

شاید من اصلا پیاده برم اونجا

آره، پیاده ظرف یه دقیقه می‌رسی اونجا

چطوره بزنیم دنده پنج ببینیم چی می‌شه؟

خب، بهتر شد - خوب شد -

قشنگ صدای دنده رو شنیدی؟

آره، ولی صداش شبیه دنده دو بود

نه، نبود

فقط دنده دو، صداش شبیه دنده دوـه، و

می‌دونی، 50 مایل در ساعت

اگه می‌خوای از اون استفاده کنی بهم بگو

چی؟ - اگه فکر می‌کنی راحت‌تره؟ -

مسیریاب

.نه. نه

واسه همین خریدیمش

نه، تو خریدیش

.من تحملش رو ندارم تحمل اون صدا رو ندارم

چون حس می‌کنم دوباره برگشتم مدرسه

گمان می‌کنم که جایی اشتباه کرده‌اید

شما سمت راست نپیچیدید

قرار بود بپیچید سمت راست

چرا نمی‌پیچی راست؟

چند سال دیگه داری که توی این کشور زندگی کنی

تا یه معنایی داشته باشه؟

.فقط کنجکاو شدم خیال کردی تسکین دهنده ست؟

آره

نگهش دار، دوستش دارم

اینو یادته؟ - نه نیست -

نیست؟ دهه 70 کجا بودی؟

با من بخونش

فکر کنم کم کم نیاز داشته باشم یه جا دراز بکشم

جدی؟ - اوهوم -

باید یذره استراحت کنیم

...سم

من که خوبم

باشه، یذره دیگه ادامه می‌دیم

.بعد یه روز استراحت

رانندگی بدون توقف .فایده‌ای نداره

تموم کردید؟

.بله. خیلی ممنونم .ممنون

میشه بپرسم که

شما یکی می‌خواید؟

یه امضا؟

از اون؟

چون دیدم بهش نگاه می‌کردید

و مطمئن نبودم امضا می‌خوای یا نه

تاسکر - نه، چیزی نیست. اون خجالت می‌کشه -

همیشه با خودت خودکار داری دیگه؟

خیلی خب. ولی اگه یه امضا خواستید

اون بهتون یه امضا میده

خجالت می‌کشه، ولی امضا میده

حالا یا روی دستمالِ‌تون

یا روی یکی از آلبوم‌هاش ...اون

ممنون - خیلی خب -

.از شما ممنونم

.خیلی لطف کردید. ممنون

این مزخرفات رو از کجات درآوردی؟

.نمی‌دونم. نمی‌دونم

،اصلا نمی‌دونم چرا این کار رو کردم چون

این کار اصلا دیگه لذت بخش هم نیست

نصف اوقات البته

پس چرا این کار رو می‌کنی؟

.چون که زیرا

خوبه که دوباره برگشتیم به جاده

اینطور فکر نمی‌کنی؟

فکر نمی‌کردم ماشین دوباره استارت بزنه

خب، اون یارو توی گاراژ گفت

ماشین خیلی خوب مونده

.خوبه .تا حالا ما رو جایی نذاشته

ممنون

واسه چی؟

این

لعنتی

گوه توش

تاسکر؟

!تاسکر

لعنتی

لعنتی

!کیر توش

تاسکر

کاش میذاشتی(قبلا) بیشتر آشپزی کنم می‌دونی؟

چرا؟ بوش که خوشمزه‌ست

حس می‌کنم بچه شدم

.بس کن تو کارت حرف نداره

.وای، این پیازها

بذار یه کاری کنم، باشه؟

،بیخیال من کاملا بی‌فایده نیستم

.نه، تو اونجا بشین. ساکت باش

هی

خوبی؟ - آره. تو خوبی؟ -

خیلی خیلی متاسفم که امروز تو رو نگران کردم

میشه انقدر عذرخواهی نکنی؟

...نه، من

.خب، تو یذره سردرگم شدی و این پیش میاد

هردو اینو می‌دونیم - خب -

...آره، ولی ما - بیخیال -

.انگار امشب آسمون صافه تلسکوپ رو ببریم بیرون؟

آره

شاید بتونم یه چیزی بهت یاد بدم

قرص‌هات رو کجا گذاشتی؟

توی کیف وسایل بهداشتی؟

فکر کنم اونجا گذاشتمش

سم - بله؟ -

من اونا رو نیاوردم

چی؟

تاسکر، بهت گفتم من باید وسایلت رو جمع می‌کردم

نه. نه. من انداختم‌شون دور

چرا؟

چون نمی‌خواستم‌شون

...تاسکر - چیه؟ تصمیم خودمه -

اونا رو نمی‌خواستم

به هرحال، هر دو می‌دونیم که اونا کمکی نمی‌کردن

باید حداقل تلاش کنیم

اونا

فقط به من یادآوری می‌کردن

.که من مریض هستم

.و من اینو نمی‌خوام

.الان نه

چطوره؟

"تاسکر مولینر"

وای، نه

...این

دارم باهاش کنار میام

عاشق این آرامش هستم

همیشه همینو می‌گی

و تو هرگز واسه من آهنگ نمی‌زنی

به چی فکر می‌کنی؟

هیچی

چیزی نیست که بخوای راجع بهش حرف بزنی؟

نه، نه، نه

اگه داشتم بهت می‌گم

نمی‌خوای حرف بزنی؟

بذار یه نوار ظبط کنم - چی؟ -

.تو هیچ‌وقت نمی‌خواستی نوار ظبط کنی

.می‌دونم. ولی نوار رو با خودم آوردم

...پس - نه، چیزی نیست -

خودم دارمش

گفتی می‌خوای یذره کار کنی

آره، می‌دونم، ولی

خیلی خب

خب، این که قرار نیست خود به خود ظبط کنه

...بیا. تو - باشه -

خیلی خب

خب، امروز 20 اکتبرـه

و به برنامه"جنون" از شبکه بی‌بی‌سی فور خوش اومدید

باید انقدر جدی اجرا کنی؟

آره، همینطوره

زودباش - خیلی خب، باشه -

صحیح خب، حالت چطوره؟

خوب. خوشحالم - جدی؟ -

اوهوم

بهت خوش می‌گذره؟

آره. تو چی؟ - آره -

.لحظه کسل کننده‌ای نداشتم

و خوشحالی که اینجایی؟

من خوشحالم که با تو هستم

و ما کجا هستیم؟

راستش، خودم نمی‌دونم کجا هستیم

و برات چه شکلیه؟ این

.من سوال می‌پرسم

باشه. اینجا همه‌چی برام خوبه

چاخان

.می‌گذره دیگه

نگرانم که اخیراً زیاد مفید نبودم

.نه، تو خیلی کمک می‌کنی

...خب، می‌تونی بگی

که این (بیماری) بدتر شده؟

خیلی خب

اگه فقط یک آرزو توی دنیا داشتی اون چی بود؟

آرزو می‌کردم این تعطیلات تموم نمی‌شد

تو چی؟

خب، من آرزو می‌کردم این مرض رو نداشتم

!اسکل

.آره. مرض لعنتی

،می‌دونی

تو فقط اونجا می‌شینی

.کاری نمی‌کنی

.جلوی تمام دنیا وایستادی

بعد از 300 یارد، به چپ بپیچید

.بهتره انقدر مزخرف نگه

اون خیلی زود تر از تو ما رو به مقصد می‌رسونه

جدی؟

صداش شبیه مارگارت تاچرِ لعنتی‌ـه (نخست وزیر بریتانیا)

"اون از اون "قرارداد 28

الانم می‌خواد بهمون بگه واسه تعطیلات کجا بریم

بعد از 100 یارد، به چپ بپیچید

به چپ بپیچید

خودشه؟

ممکنه دیگه نتونیم اونجا چادر بزنیم

احتمالا الان قانون جدید گذاشتن

جدی؟

خب، به تخمم هم نیست

بدترین اتفاق ممکن چیه؟

فوقش یه جریمه می‌دیم

چی؟ می‌دونی ممکنه چقدر جریمه بدیم؟

خب، اول بذار اونجا رو پیدا کنیم

خب، من مطمئنم که بانوی آهنین (لقب مارگارت)

بهمون کمک می‌کنه برسیم اونجا

این جاده واقع سر راسته؟ ...فقط دارم می‌گم

.دیگه چیزی نمونده

گوش کن، اگه به من نگاه نکنی

منم به تو نگاه نمی‌کنم ...بعد

فقط به جاده نگاه کن

فقط به جاده نگاه کن باشه؟

،من می‌تونم به تو نگاه کنم من که رانندگی نمی‌کنم

،ولی اگه تو به من نگاه کنی منم به تو نگاه می‌کنم

خب نکن - تو هم به من نگاه نکن -

خب، زیاد هم تغییر نکرده

ما توی اون ماشین کوچیکت با هم می‌خوابیدیم

آره، و فقط 5 دقیقه بود که با هم آشنا شده بودیم

واسه تو همینقدر کافی بود تا به من بگی عاشقتم

گفتم؟ - آره -

واقعا؟

خب، من همیشه خیلی تکانشی بودم

بیا

خب

پیداش کردی؟

نه

نه؟ - نه -

بذار من ببینم. اینو بگیر

...خب

همینجاست، تو پیداش کردی پیداش کردی

جدی؟ - آره، اونجاست -

وای. خدای من

شانس مبتدی‌ها

نه، تو معلم خیلی خوبی داشتی

می‌بینی؟

آره. زیباست، زیباست

راستی، اون جایگاه همیشگی رو برات نگه داشتم

واسه کنسرت - باشه، ممنون -

نه اینکه انتظار داشته باشم افراد زیادی اونجا بیان

...خب، پس

.خیلی آرامش بخش و راحت میشه

بهترین راه واسه توئه که برگردی به نواختن

بهم یاد بده

چی؟

اون؟

الان؟

چرا؟

می‌خوام یاد بگیرم

می‌خوام بتونم پیداش کنم

باشه - شروع کن -

...باشه. خب

اول، تو باید چیز رو پیدا کنی

...اون

اسمش چیه؟

یه شکله، یه شکل

مثلث؟ - آره، مثلث -

...و

و بعد تو باید سه تا

ستاره پر نور رو پیدا کنی

که یک مثلث می‌سازه

اونا؟ - آره -

و بعد یک خط افقی از وسطش رسم کن

و راه شیری اونجاست

می‌تونیم راحت برگردیم خونه، می‌دونی

اصلا مجبور به همه این کارها نیستیم

نه، نمی‌خوام برم خونه

آره، ولی این کار واقعا مهم نیست

نه، اتفاقا خیلی مهمه، سم

خیلی

چیزی نیست

از این کارت خوشم میاد

خیلی خوبه

باعث میشه خوابم بگیره

وای، خدا

خدای من، رابی

شب بخیر - باشه -

شب بخیر، سم - شب بخیر -

سلام، سلام - اومدی -

!بیا اینجا ببینم

!نگاش کن خیلی بلند شدی

چقدر دیر کردی

.تقصیر اون مسیریابه !آشغاله

رابی کجاست؟ اونو آوردی؟ میشه ببینمش؟

بیا، رابی. بیا بیرون

!اوه! اون دوست داشتنی نیست - اوه -

حسابی ما رو مشغول کرده

آره، همینطوره

آره. شرط می‌بندم - کلیو! سلام -

،وسایلت رو بذار بمونه ما خودمون میاریمش

از دیدنت خوشحالم

حالت چطوره پیرمرد؟

من حالم خوبِ خوبه

جدی؟ - آره -

اسمت چی بود؟

!تاسکر - ببخشید. باشه -

حالت چطوره؟ - خوبم -

از دیدنت خوشوقتم - از دیدنت خوشوقتم -

.خوب موقع رسیدید کتری رو روشن کن

عالیه - سفر خوب بود؟ -

آره، بی‌دردسر بود

اون حالش خوبه

هردو خوبیم

واقعا؟

باید راجع به برنامه های شما یه گپی بزنیم

یعنی

راجع به این که یه کمک دست داشته باشی فکر کردی؟

یه نفر که یذره بار از دوشت برداره

می‌خوام بگم

حتی اگه چند روز هم بیاد

شاید یه تغییری ایجاد کنه

واقعا فکر می‌کنی اون از این شرایط خسته میشه؟

محاله - باشه -

به هرحال، ما هنوز به اونجا نرسیدیم

...آره، ولی

اون داره کنار میاد

من سعی دارم اوضاع رو مدیریت کنم

اون یذره کله شقه، می‌دونی

هنوز هم می‌نویسه؟

.این خوبه .این خیلی خوبه

می‌دونی، این سفر کوچیک

واقعا اونو سرحال آورده

از وقتی بحث این نوازندگی پیش اومد

.یه بند راجع بهش حرف می‌زنه انگار به خر تیتاب دادی

فکر نکنم همچین هم کارم خوب باشه، آبجی

هی. تو خیلی هم خوبی

حالا نوبت منه

...و من - سلام -

سلام - سلام -

.خب، ما توی ون می‌خوابیم راحت تره

نه. قراره توی اتاق قدیمی تو بمونیم

چی؟

منظورت چیه؟ - اتاق آماده ست -

آره. فکر کردم خبر داری

باشه. پس من میرم کیف ها رو بیارم

خیلی رمانتیک میشه - آره -

منم میام کمک

مگه نمی‌دونی من واسه همه‌چی برنامه دارم

ازت ممنونم، لیل

من چند هفته ست که مشتاق این قضیه بودم

منم همینطور - ...اون هنوزم -

.اوه، آره، آره شتر دیدی ندیدی

تو همیشه کار خودتو می‌کنی، مگه نه؟

بیخیال، اینجا راحته - نه، مسخره‌ست -

نه نیست. خوبه - بیخیال -

تو وسط تخت خوابیدی

نه، من لبه تخت خوابیدم

نه من بیشتر توی کناره هستم

خوبی؟ - بسه. من میرم -

توی ون بخوابم - نه، نه، نه -

بیا. بیا. بیا

بیا اینجا بخواب

باشه، پس برو اون طرف‌تر - باشه، باشه -

بیا اینجا. بیا من بغلت می‌کنم

امیدوارم راضی باشی

...منم یذره

تو رو سرزنش می‌کنم مثل بچه‌ها

اینم از این. سرزنش موقع خواب

اینم از این - ...من نمی‌تونم -

بهتر شد؟ - فقط یذره بهم فضا بده -

تا نفس بکشم - من سعی داشتم آرومت کنم -

خب، مطمئنم مشکلی پیش نمیاد ...ولی همونطور که می‌دونی

یه مدته از این کارها نکردم. آره

عالیه، خب ما واسه آخر هفته

یه جایی همین اطراف هستیم

...پس اگه یک شنبه راه بیفتم

داری می‌فروشی؟

.خیلی خب. ما خیلی مشتاقیم ممنون

سلام

آفرین دختر

هی، خیلی خب من می‌بندم

می‌دونستم یه روز انقدر موفق میشم

که خدمت‌کار شخصی داشته باشم

خب، به این می‌گن حیله‌گری می‌دونی؟

بفرما

پیاده روی توی نیویورک رو یادته؟

وقتی شارلوت بچه بود؟

وقتی لیلی گم شد؟

نه، لیلی گم نشد تو گم شدی

نه، نشدم

...من

خب، فکر کردم کلایو می‌خواد آمبولانس هوایی خبر کنه

اون بدجور خمار بود

اون خمار بود

هی

چند روز پیش یه خونه توی اینترنت پیدا کردم

بنظرم واسه ما عالیه

وقتی برگشتیم بهت نشونش می‌دم

.خونه ویلایی‌ـه توی هالتنبی

به شهر خیلی نزدیکه

باید برنامه ریزی کنیم، تاسکر

ما خونه عوض نمی‌کنیم، سم

می‌دونی، بهتره بریم یه جای مناسب تر

که چی؟ - تا شرایط آسون تر بشه -

نه

،خونه خونه‌ست و ما هم اونجا زندگی می‌کنیم

آخه چه فرقی داره؟

نه. اونجا خونه ماست - خونه می‌تونه هرجایی باشه -

تا وقتی که واسه ماست - ما توی اونجا... نه -

من می‌خوام به کنسرتم برسم

و بقیه روز رو استراحت می‌کنیم

این دفعه به درستی - نه -

نمی‌خوام همچین کاری کنی

خب، موضوع من نیستم

موضوع ما هستیم

نه، ولی این واسه تو انصاف نیست و من بهت اجازه نمی‌دم

ولی من خودم می‌خوام

می‌خوام این کار رو انجام بدم - نه -

نه، من می‌خوام با تو باشم

می‌خوام هرلحظه با تو باشم

هیس. باشه

می‌خوام هرلحظه با تو باشم

این مهمه

احتمالا لیلی مهمون دعوت کرده

چقدر ماشین

بیا. قضیه چیه؟

اونا کجا هستن؟

لیلی؟

کلایو؟

!سوپرایز

!فکر کردم یه مهمونی داریم

!آره

!موفق شدی

...اون همه‌جا بود

میشه بیام پیشت؟ - البته -

ببخشید، باید از خونه می‌اومدم بیرون ...نمی‌تونم

این روزها گاهی سخته که

بین این همه آدم باشم ...این

راحت باش - اوهوم -

پس تو مراقبش هستی، درسته؟

البته

ممنونم

وقتی تازه با هم آشنا شدیم

تاسکر منو برد به ژاپن

قبلا زیاد مسافرت می‌رفتیم

آره - جدی؟ -

ما همیشه انقدر خسته کننده نبودیم

.نه انقدر

یا بودیم؟ - تو بودی -

.آره، احتمالا من بودم آره، فقط من

کی قراره ببینیمش؟

چی رو ببینیم؟ - "چی رو ببینیم؟" -

کتاب جدیدت

اوه! چیزی نمونده. چیزی نمونده

زیادی طول کشیده

خب، مگه واسه تو مهمه؟ تو که اصلا کتابم رو نمی‌خونی

خب، شاید خوندم

نه، تو هرگز بخش اولش هم نمی‌خونی

.این کتاب به درد تو نمی‌خوره

خب، تیکه انداخت

می‌دونی، کتابش تقریبا تمومه

موضوعش چیه؟

از اون نپرس

اون به من اجازه نمیده یه کلمه بخونم

و من قبلا براش بازخوانی و تصحیح می‌کردم

.می‌ذارم تو بخونیش

خب توی این دنیای بزرگ

شما کجا دارید می‌رید؟

خب، اون یه کنسرت داره

درواقع اون دره منو مثل زندانی می‌بره برای کنسرت

نه خیر

می‌خوام برم ببینم هنوز کارم خوبه یا نه

البته که خوبه - تو کارت فوق‌العاده میشه -

واقعا؟ - آره -

پس ما رو دعوت نمی‌کنی؟

فعلا بذار ببینم چی میشه

ممکنه من یذره زنگ زده باشم (پیر شده باشم)

...پس

می‌خوام بدونم

حال دخترخوانده عزیزم چطوره

و با کسی آشنا شدی؟

شاید

اون عاشق شده - واقعا؟ -

بهم بگو. اون کیه؟ می‌خوام همه‌چیز رو بدونم

.یه پسره‌ست چند ساله اونو میشناسم

راستش، اونم داره یه رمان می‌نویسه

واقعا؟ - آره -

این فوق‌العاده ست

عالیه! وایستا، رمانش خوبه؟

از واسه من بهتره؟

.بگو فوراً دست نگه داره .من از اون پسر خوشم نمیاد

یه بچه افتضاح. بله

خیلی ازت ممنونم

نمی‌دونم پول نقد داشته باشم یه نه

کارت قبول می‌کنید؟

مایلم که یه سخنرانی داشته باشم

...من

ببخشید

...من

من خیلی خوشحالم که همه

بعد از یه مدت زیادی اینجا پیش من هستن

و واقعا از شما ممنونم

ممنون که به اینجا اومدید

خیلی هیجان زده هستم

...و

...ببخشید، این یذره

...بخشید

خب شاید

شاید سم اینو واسه من بخونه - با کمال میل -

حالا که من نمی‌تونم، تو بخون

البته

لحظه بزرگی واسه منه

ممنون، تاسکر

ممنون از همه که تشریف آوردید"

یک نگاه به من بندازید

من به شما یاد آوری می‌کنم ما چقدر خوشبختیم

که همدیگر رو داریم

خاطرات زیادی در این اتاق خوابیده

و این واقعا زیباست

،لیلی و کلایو "ممنون که از ما پذیرایی کردید

خیلی لطف کردید

سم در این خونه بزرگ شده"

اما همیشه برای من هم مثل خونه بود

از وقتی که سال ها پیش به این طرف آب اومدم

لحظات شاد زیادی اینجا داشتم

با گذشت سال‌‌ها

انگار مدام سخت‌تر و سخت‌تر میشه

که به هم سر بزنیم، درسته؟

در این روزگار

به تمام ما یاد آوری می‌کنه

.که چقدر خانواده و دوستان مهم هستند

.وفادار هستند

...یک آغوش آرامش بخش

،در لحظات تنهایی

،یک تخت برای خواب

"کسی که باهاش یه نوشیدنی بخوری

بنظرم زمانی"

همه به این چیز ها نیاز پیدا می‌کنیم

بیشتر از همیشه

حالا، همانطور که بیشتر شما می‌دونید

به آرامی من دارم توانایی یادآوری خودم رو از دست میدم

.و انجام کارهای اساسی

،نه کار های بزرگ

اما این به این معنیه که طولی نخواد کشید

،که من فراموش کنم تیم کیه

درحالی که من حدود 30 سال سخت تلاش کردم

"تا بفهمم تیم کیه

زمانی خواهد رسید"

که من حتی فراموش کنم .که همه‌چیز رو فراموش کردم

و بعد از اون

احتمالا چیزی نیست که توی دنیا .بهش اهمیت بدم

اما تا اون موقع

من قادر هستم که به لحظاتی فکر کنم که با همه شما شریک بودم

،لحظاتی مثل این "و این کمک بزرگی ست

!به سلامتی دوستی

!به سلامتی دوستی

اما ما اینجا نبودیم اگر"

و قطعا من اینجا نبودم اگر

.اگر این مرد کنار من نبود

اون بهترین موهبتی‌ـه که در زندگیم داشتم

و نمی‌دونم بدون اون چیکار می‌کردم

.نگاهی به این اتاق بنداز، سم

.افراد زیادی هستن که برای اونها مهم هستی

.هرگز اینو فراموش نکن

،پس، فقط می‌خوام بگم ممنون، سم

که نجات دهنده من بودی

عزیز من بودی

و بهترین دوستی بودی که "هرکسی می‌تونه آرزو کنه

!به سلامتی سم - !به سلامتی سم -

!به سلامتی سم

باورم نمیشه ریک اینجاست

،منم همینطور ...می‌دونی، اون

آره. دوبار

اون محاله تو مهمونی پیدا بشه

تا جایی که من می‌دونم تا حالا حتی با یه زن صحبت هم نکرده

چه برسه به این که از دوتاشون طلاق گرفته باشه

"مترس از آن که های و هوی دارد" متوجه‌ای؟

می‌دونی که همه دلتنگت بودیم، سم؟

آره، متاسفم، تیم

نباش

اصلا منظورم این نبود

...این فقط یذره - آره، البته -

البته که بوده

هرگز دست برنمی‌داره، مگه نه؟ - اوهوم -

ممنون که این همه راه به اینجا اومدی، تیم

شوخی می‌کنی؟ اگه دنیا رو بهم میدادن اینو از دست نمی‌دادم

بعلاوه، تاسکر احتمالا منو می‌کشت

آره، اون خیلی کله شقه

آره، من بهتر می‌دونم

و چه مدتی که اون

این برنامه رو چیده؟

چند ماه پیش

عجب سخنرانی‌ای بود

هرکسی متوجه می‌شد که اون یه نویسنده ست

...شنیدم که اخیرا شرایط

براش یذره سخت تر شده؟

یعنی، البته همچین انتظاری هم داشتیم

کی اینو بهت گفت؟

خب، خودش گفت

...اون گفت

اون گفت، وقتی که می‌خواد

شروع به نوشتن کنه، نمی‌تونه

...سم، من خیلی متاسفم. نمی‌خواستم

ببخشید، فکر کنم باید برم یذره هوا بخورم

بله - ولی -

مشکلی برای ما پیش نمیاد، می‌دونی

باشه، خیلی خب

ممنون سم. ببخشید، سم - چیزی نیست -

هنوز با سم راجع بهش حرف نزدم

.اون درک می‌کنه .درک می‌کنه

از همون اول مامان نباید انقدر اینجا موندگار می‌شد

.رها کردن اینجا سخته

چیزی نیست. آره

این شروع تازه ست

آره - چیز خوبیه -

دلم واسه اینجا تنگ میشه - آره -

ناراحت بودن از چیزی که از دست رفته

یعنی که اون چیزی فوق‌العاده بوده

قبلا از فروش خونه بازم بیا اینجا، باشه؟

بله، البته. بله

...پس اون موقع باید یه مهمونی پاگشا برای خونه بگیری

آره - توی خونه جدید -

باشه - دوباره همه رو دعوت کن -

.سم عاشقش میشه پس باید این کار رو بکنی

...من

داشتم راجع به یه داروی جدید می‌خوندم

پری‌روز - اوهوم -

یه یاداشت برات نگه داشتم

یه چیزی در مورد قرص های رقیق کننده خون بود

که به افرادی که مشکل جدی دارن داده میشه

نوشته بود، ظاهرا این می‌تونه مفید باشه

بله - اگه خواستی -

اونو بده به من - جدی؟ -

باشه - ممنون -

می‌دونی قسمت سختش کجاست؟

...اینه که

نباید برای کسی عزا داری کرد

درحالی که هنوز زنده‌ست

و می‌دونی، جا دادن به این افراد

همنشین شدن با این افراد

منصفانه نیست - اینطور نیست -

خب، باید اینطور باشه، چون من اینطور هستم

تو هنوز خودتی، تاسکر

تو هنوز کسی هستی که اون عاشقت شد

نه، نیستم

فقط شبیه اون هستم

.که این شرم آوره

یه بخش از آسمون رو انتخاب کن که ستاره ای نداره

باشه - خب انتخاب کردی؟ -

آره - باشه -

یه دایره درست کن

با شست و انگشت اشاره

مثل این. باشه؟ ،از داخلش نگاه کن

و تصور کن که این یه تلسکوپ‌ـه

یه تلسکوپِ به شدت قوی

چیزی که می‌بینی، ممکنه

حدود یک میلیون کهکشان باشه

چقدر زیاد

آره. آره خیلی زیاده

ولی چیزی که از اون شگفت انگیز تره

اینه که بدن تو

از ذره های اون ستاره ها تشکیل شده

منظورت چیه؟

وقتی یه ستاره خیلی پیر میشه، فهمیدی

سوختش تموم میشه

،و منفجر میشه مثل وسایل آتیش بازی

یه انفجار بزرگ؟ - آره -

خیلی، خیلی، خیلی بزرگ

و اون موقع، اون ستاره مُرده

و خیلی خیلی درخشان میشه

و همه چیزش به اطراف پرتاب میشه

و تمام اون چیز ها در فضا سفر می‌کنن

بر ای سال‌های سال‌های

سال‌های سال‌های سال‌های

سال‌های سال‌های سال‌های

سال‌های سال

و در نهایت

تبدیل به چیزی میشه که ما رو ساخته

پس، ما مثل ستاره ها هستیم؟

آره

ولی چیزی که از اون هم شگفت انگیز تره، اینه که

این گوش

ممکنه از یک ستاره کاملا متمایز

و یک کهکشان کاملا متمایز

.از این گوش اومده باشه

نمی‌فهمم

بیخیالش

می‌دونی، یه مرد دانا یه روز بهم گفت

ما بخاطر کمبود ندانسته ها" نخواهیم مرد

.اما بخاطر کمبود دانسته ها چرا

این یعنی چی؟

یعنی، تو همیشه باید سوال بپرسی

مامان میگه من خیلی سوال می‌پرسم

واقعا؟

هرگز دست از سوال پرسیدن برندار

.اهمیتی نداره مادرت چی میگه

نباید هرگز دست از سوال پرسیدن برداری

این خیلی مهمه - باشه -

باشه؟ بهم قول میدی؟ - قول میدم -

خداحافظ، بچه‌ها

!سلام

سلام - سلام، آقای مولینر؟ -

بله، ببخشید دیر کردیم - اشکال نداره -

.من ریچل هستم شما پشت تلفن با من صحبت کردید

بله، از دیدن شما خوشوقتم

بله. عالیه

گفتید واسه کنسرت اینجا اومدید؟

بله. فردا توی گیلدهال

خب، این منطقه خیلی زیباست

عالی

خداحافظ، ممنون

اینجا عالی نیست؟

اینجا حرف نداره

اینجا چطوره؟

اینجا واست مناسبه؟

اوه، خیلی خوب بنظر نمی‌رسه

نظر تو چیه؟ یعنی، من نمی‌تونم نظر بدم

کارشناس تویی

خیلی خب، فکر کنم که من میرم بالا

،تا دراز بکشم و تو هم تمرین کنی

چرا چیزی نمی‌نویسی، تاسکر؟

،توی مکان های ساکتی مثل این می‌تونی کتابت رو تموم کنی

.نه، نه الان الان زیاد دلم نمی‌خواد

.نه، بنظرم بهتره بنویسی من اینو ازت می‌خوام

آره - من میرم وسایلت رو بیارم -

نه نه. من راحتم جدی میگم

خب، پس بیا یه نوار دیگه ظبط کنیم

چرا یه نوار ظبط نکنیم؟

نه، الان حالش رو ندارم

حالش رو ندارم - من دارم -

خب پس بیا اینجا شروع کنیم بیا

باشه

من تاسکر مولینر هستم

...نه، سم، نه. نمی‌خوام ...نه، نمی‌خوام

کاری که می‌خوام انجام بدم ...انتخاب خودمه

...نه، نه، نمی‌خوام - نه کس دیگه‌ای... -

امروز 25 اکتبرـه - لعنتی -

.من تصمیم دارم به زندگی خودم پایان بدم

.من تصمیم گرفتم که بمیرم

.من دوست ندارم سربار سم باشم

.یا کس دیگه‌ای

،من کاملا تنها اینجا هستم

و این کار رو مخفیانه انجام میدم

دست هیچکس دیگه ای در کار نیست

سم عزیزم، می‌خوام بگم

که با تمام قلبم عاشقت هستم

...و من

من می‌خوام برم بیرون تا یه قدمی با سگه بزنم

،و وقتی برگشتم می‌خوام شام درست کنم

و ما قراره تظاهر کنیم هیچ‌کدوم از این اتفاق ها نیفتاده

باید بیشتر از ون استفاده کنیم

یعنی

.ما واسه این خریدیمش که آزاد باشیم .می‌تونیم هرجا که بخوایم بریم

.شاید اروپا .اگه هنوز ما رو اونجا راه بدن

می‌تونیم برگردیم به اون خونه توی ایتالیا

ما عاشقش بودیم، یادته؟

یادت میاد؟

...یا جنوب فرانسه

.تو همیشه دوست داشتی بری به پرووانس

.و اونجا رفتن خیلی زمان نمیبره

می‌تونیم توی پاریس توقف کنیم

و بریم به بیستو غذا بخوریم (رستوران)

همون که توی یو-سانت هست و تو دوستش داشتی

.یه چند سالی گذشته

بنظرت چطوره بریم خارج از شهر

.خبر از این چراغ ها نیست

...ها؟ هیچ چراغی نیست

تو بهش چی می‌گفتی؟ آلودگی

...سم - زیباست. می‌دونی -

احتمالا دیگه اینجا به تلسکوپ هم نیاز نداشته باشی

فقط برو بیرون ...و ما هم اینو تموم می‌کنیم و

سم

...یادته

روز اولی که از دکتر اومدیم؟

وقتی که متوجه بیماری شدیم و برگشتیم خونه؟

و من یه چیزی بهت گفتم؟

یادته چی گفتم؟

بهت گفتم مهم نیست چه اتفاقی بیفته

من نمی‌خوام کنترل زندگی خودم رو از دست بدم

ولی الان دارم از دست می‌دم

فکر کردی توی این شش ماه کجا می‌تونیم بریم؟

با هم - یه یک سال -

با هم. هنوز هم میشه

فکر می‌کنی چه شکلی میشه؟

مثل قبل - نه -

.نه. نمیشه

می‌فهمی؟

و من راجع به تصمیم

چیزی بهت نگفتم

...چون حتی اگه ازش خبر داشتی

خب، الان خبر دارم

مگه نه؟ - آره -

وقتی اونا برای کنسرت بهم زنگ زدن

...فکر کردم که

این یه فرصت عالیه

چون اینطوری، تو می‌تونی ثابت کنی

...که وقتی که من

نه، نه، نه

بسه، ما اصلا همچین گفتوگویی نداریم

سم - بیا برقصیم -

سم

بیا برقصیم

ما خیلی وقته نرقصیدیم، مگه نه؟ بیا دیگه

نه، نمی‌خوام... نه، سم - بیا برقصیم -

بیا، ما هنوز هم می‌تونیم برقصیم، درسته؟

...چیزی نیست. فقط

بشین

.بشین. فقط بشین

خیلی خب

فکر می‌کنی من نگران نیستم، تاسکر؟ مشکل اینه؟

فکر می‌کنی من تمام لحظات عمرم رو به فکر کردن به این که

چطور با این موضوع کنار بیام، نمی‌گذرونم؟

از وقتی مریض شدی هر روز و هرساعت

این موضوع دور سرم می‌چرخه

دوباره و دوباره و دوباره

و آیا من به اندازه کافی قوی هستم؟ از پسش بر میام؟

می‌تونم زندگی کنم در حالی که تو نمی‌دونی امروز چه روزیه

نمی‌دونی ما کجا هستیم

نمی‌دونی من کی هستم؟

.می‌دونم. می‌دونم

یا آیا این منو نابود میکنه؟ آیا من تسلیم میشم؟

توی اون خونه کوفتی بزارمت

.هفته‌ای یک بار بیام پیشت .با تو قطع رابطه کنم

اونجا بشینم و کتاب مورد علاقه‌ت رو برات بخونم ...با این که می‌دونم

می‌دونی من چه تصمیمی گرفتم؟

من به اندازه کافی قوی هستم

.مشکلی پیش نمیاد

و تا زمانی که نفس می‌کشم

،حواسم بهت هست ازت مراقبت می‌کنم

،تو رو شست‌وشو می‌کنم بغلت می‌کنم

اون کونِ کوفتیت رو تمیز می‌کنم

تمام تلاشم رو می‌کنم تا یادت بیارم که من کی هستم

و ما قبل از این قضایا چه نسبتی با هم داشتیم

حالا متوجه میشم که از اول چرا سر از اینجا در آوردم

.بخاطر تو بود

.ولی من می‌‌ترسم

،من مثل سگ می‌ترسم بهتره اینو بدونی

.و تا حالا بهت نگفته بودم

تو تنها کسی نیستی که راز نگه داشته، تاسکر

.ولی نگاه کن این با تو چیکار کرده

.و این انصاف نیست

قضیه انصاف نیست، مگه نه؟ قضیه عشقه

این خودخواهیه؟

این که نمی‌خوام تو رو از دست بدم؟ این که نمی‌خوام تنها باشم؟

.من نمی‌خوام تنها باشم

.اینو می‌دونم. می‌دونم

...ولی

من دارم می‌میرم

!منو از مسئولیت خودم ننداز

.من می‌خوام این کار رو انجام بدم

من می‌خوام از این برحه عبور کنم با تو، تا آخرش

.تصمیم من اینه

.این تمام چیزیه که برام مونده

نه، نیست، سم

چطوره برم به همه اینو لو بدم؟

چطوره برم پشت بوم و اینو فریاد بزنم؟

اون موقع چیکار می‌کنی؟

هردو توی دردسر می‌افتیم مگه نه؟

.هردو گناهکار میشیم

،یا می‌تونم بشینم پشت ماشین و تو رو اینجا تنها بزارم

خب، تو دیگه نمی‌تونی انجامش بدی درسته؟

چون تو نمی‌تونی بدون من هیچ کاری انجام بدی

به من نیاز داری

دقیقا

دقیقا

.من نمی‌خوام تنها باشم

من دارم تبدیل میشم به یک مسافر (برای تو)

و من یک مسافر نیستم

این چیز داره منو به جایی می‌بره

که نمی‌خوام برم

و هیچکس نمی‌تونه منو برگردونه

...و

نمی‌تونم

نه، این کار از من بر نمیاد

می‌دونستم یه خبرایی هست، باشه

.راستش، من می‌دونستم ...فقط

تو تمام اون سال‌ها رو

با کسی که از هیچ‌چیز خبر نداشته، نگذروندی

.آره. می‌دونم

.نمی‌خواستم چیزی بگم

فقط نمی‌خواستم قبول کنم که

.تو هم می‌دونستی اوضاع داره وخیم تر میشه

...چه مدت ما

خدایا، تو حتی یه سگ هم واسه من خریدی؟

لعنتی

سم، لازم نیست به من گوش کنی

...من می‌خوام به عنوان کسی که بودم

به یاد آورده بشم

...ولی نه

کسی که بهش تبدیل خواهم شد

این تنها چیزیه که می‌تونم کنترل کنم

.و این تمام چیزیه که برام باقی مونده

اگه این جواب نده چی؟

جواب میده

می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

...باورم نمیشه که ما

نمی‌تونم بیشتر از این صبر کنم

می‌تونی

همیشه زمان بیشتری وجود داره

نه

،خیلی زود

من به صورت تو نگاه می‌کنم

و نمی‌دونم که این کیه که به من خیره شده

میشه بریم خونه؟

بیا بریم خونه

نه

نه

من خونه نمیرم

،و اگه عاشقم هستی باید اجازه بدی این کار رو انجام بدم

.اگه واقعا عاشقم هستی

.تو قلب منو می‌شکنی

.تا ابد اینطور باقی می‌مونه

باید بزاری من برم

باید بزاری که برم

نمی‌تونم - خب -

نمی‌تونم. خواهش می‌کنم

چیزی نیست

متاسفم

متاسفم

بغلم کن

لطفا

بنظر زیباست

آره، بنظرم خوب میشه

بیدارت کردم؟ - اوهوم -

ساعت چنده؟

بذار با تو باشم

« تـرجمـه از صاحب » .:: SAHEB2485 ::.

اینستاگرام و کانال تلگرام @saheb2485

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.