Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
صبح بخیر - صبح بخیر -
به امید دیدار - بای - صبح بخیر -
صبح بخیر ، قربان - صبح بخیر -
صبح بخیر - اه ، صبح شما هم بخیر -
...کارمند قسمت اداری بخش یک کیوکو یا سیمورا ، تایپیست
بیست و یکساله هست و دنبال یه شریک زندگی میگرده تا بتونه باهاش ازدواج کنه
کارمند قسمت اداری بخش یک یومی کامیجو ، منشی
23ساله ،نامزد دوستم خوب ، بهتره بگم رقیبم ، تاکی
... قسمت کامپیوتر اداره ساچی ایکدا ، پردازش داده ها
26ساله ... و اون که باهاشه
میوکی میروکاوا ، در همون پست 18ساله
دفتر مدیریت ، نائوکو تویاما منشی مدیر عامل
29ساله ، شایعه بود که معشوقه مدیر عامل هستش
توی این شرکت 200 تا زن شاغل هست که این 5 تا بهترین اونا هستن
امیدوارم در نهایت بتونم نظر یکی از اونارو به خودم جلب کنم
" !هدف تجاوز : دختر تیکه "
H@rika . ترجمه و تنظیم زیر نویس :هاریکا aloneharika@gmail.com
... اوهوی
امشب واسه اینده شرکت مون خیلی حیاتیه
مراقب رفتارت باش
هی ... بیا - چشم -
هی ... پاشو بیا
اقای نزو ... موندم که در جریان هستی امشب کی اینجاست ؟
اجازه نده الکل اختیارت در دست بگیره
شنیدی چی گفتم ؟
...هی ، نزو ، میتونی تصور کنی
که اینکار چقدر اهمیت داره ؟
چرا جواب من نمیدی ؟ ... میخوام بدونم که
میفهمی چی میگم ؟ یا نه ؟ چند وقته که داری با ما کار میکنی
یه چیزی بگو ... تو چه مرگت شده ؟
!بسه ! بس کن ... نزو تو چه مرگته !؟
! احمق !بد مست کوون کش ! بخاطر اینکارت اخراج میشی
! ابله
چرا اینکارو کردی !؟
!... نمیدونم
تو صورت قدرتمندترین مرد شرکت مون رو زدی داغون کردی
بهت گفتم که اینقدر مشروب کوف نکن
!...بیش از حد خشونت به خرج دادی
برو خونه و استراحت کن ، هان ؟
شنیدم زدی دهن مدیر هوتا رو سرویس کردی
حالت خوبه ؟
میدونی که اون مرد قدرتمندی هست
اقای نزو ... کجا زندگی میکنی ؟
ستااوا
با ماشین تا خونه میرسونمت
ولی مجانی نیست
این شغل دوم من هستش ، ادم توی این بارون سنگین به بدبختی تاکسی گیرش میاد
مجبورم یه مقدار پول پس انداز کنم
الان برمیگردم
چیکار داری میکنی ؟
! ولم کن
! یکی به دادم برسه ! کمکم کنید
!ولم کن
! دست از سرم بردار
نه نمیخوام ! دستت رو بکش
!نه
!نه
!نه
! نه ، دست از سرم بردار
! برو گم شو
!نه
!نه ، ولم کن
!نه ! نه ! برو گم شو
! نه بهم دست نزن
اگر هوس کرده بودی باهام بخوابی لازم نبود اینکارو میکردی
باید از خودت خجالت بکشی
این دیگه چیه ؟
صبح بخیر
" دفتر مدیریت "
بیا تو
میشه لطفا اقای مدیر ملاقات کنم - در چه رابطه ای ؟ -
دیشب ؟ یک لحظه صبر کن
نزو از بخش یک برای ملاقات شما اومده
کی ؟ نزو ؟ - بله -
اوه ، بفرستش داخل - چشم ، همین الان -
بفرمائید داخل
صبح بخیر
از بابت دیشب خیلی متاسفم میخواستم که عذر خواهی کنم
تصمیم گرفتم که دست از مشروب خوری بر دارم
خواهش میکنم رفتار ناشایسته دیشب من عفو بفرمائید ، خواهش میکنم قربان
منم دیشب از کور در رفتم خودم از اون چه که دیشب گفتم پشیمونم
قصد ندارم فعلا تو رو اخراج کنم از این به بعد مراقب رفتارت باش
چشم
...ولی ...مهم نیست چه اتفاقی افتاده
دیگه انتظار ترفیع نداشته باش
و نباید از اینکه به کجا تو رو منتقل میکنم برات اهمیت داشته باشه و شاکی بشی
تا زمانی که من توی این شرکت باشم تو اینجا یک مهره سوخته به حساب میای
تمام حرفم همین بود میتونی برگردی سر کارت
مینامی پروژه ای که تو تا حالا روش کار میکردی رو تحویل میگیره
لطفا کاری کن این انتقال با ارامش صورت بگیره
... حتما درک میکنی چرا این اتفاق افتاده
همین الان دو تا کپی لازم دارم
با همین سر فصل ؟
نزو دیگه کارش تمومه دیگه بیش از این نمیتونه باهام رقابت کنه
اون تاوان اون چه کرده رو پس میده
حق با توئه ، وقتی ازدواج کنیم من به سرپرست بخش ارتقاء پیدا میکنم
امیدوارم همینطور بشه این خیلی عالیه
این تا ظهر لازم دارم
" تاکاشی نزو " " بخش یک "
شب بخیر
به امید دیدار
نزو ...!؟ چی شده ؟
... چی
!میدونی که نامزد دارم
! بس کن ! بدجوری تو دردسر میوفتم
! دست از سرم بردار ! بی شعور
! تاکی
! تاکی ، متاسفم
حیوون
اینکارت نمی بخشم
خدا تا ابد لعنتت کنه
کیوکو ، صبح بخیر - صبح بخیر -
سلام
!نزو اینجا چیکار میکنی ؟
فقط توی همین محله بودم - اوه ؟ -
داری کجا میری ؟ - شیباوا -
میتونم با ماشین برسونمت - ... اخه ولی -
نگران نباش
واقعا ؟
خوب باید همینکارم بکنم
می ری خرید ؟ - نه -
سر قرار ؟
چی شده ؟
ماشینم یه مشکلی پیدا کرده
... نمیخوام دیر کنم پس از همینجا یه تاکسی میگیرم
یک لحظه صبر کن بذار برم بیرون یه کنترلی بکنم
داری چیکار میکنی ؟
دست از سرم بردار
! بسه
! ... اینکارو نکن
! ولم کن
!...اونجام دست مالی نکن
!ولم کن
...افتضاحه
ادم ضایعی هستی
!...نگه دار
میخوای بهشون گزارش بدی ؟ بفرما برو
چیکار میکنی ؟
من توی شیبویا پیاده کن
نمیتونم اون منتظر بذارم
... نزو
من دارم ماه اینده ازدواج میکنم هیچوقت به اتفاقی که افتاده اشاره نمیکنم
...اگه یه وقت چیزی بهش بگی
!من توی دردسر بزرگی میوفتم
خواهش میکنم
میوکی ... رسیدیم
پاهام درد گرفته
یالا دیگه ... بیا بریم
... بدجوری مست کردم
! آآآی ، قلقلکم میاد
کیف داره
...میوکی
... تو عزیز دلمی
...میخوامت
...تو داشتی
! الان کمک صدا میزنم
...موندم که چه اتفاقی میوفته اگر این عکسارو توی تابلو اعلانات نصب کنم
اگر دلت میخواد یه همچین کاری بکنی پس برو بکن
اصلا به اون شرکت کوفتی اهمیت نمیدم
! یکی بیاد ! کمک
! بس کن ! ولم کن
!...عزیزم ! ولم کن ! ولم کن
! وای نه ! صبر کن
! میوکی ! وایسا ! اینکارو نکن
!...بهم خیانت کردی
! بهم دست نزن ! ولم کن
! بس کن ! نه
... فیلم هارو
! ... پس بده
تو بهمون کلک زدی
! میوکی
اون گولمون زد
قبل از اینکه بیای داخل اینجا ، در بزن اقای مدیر بیرونه
امروزم قرار نیست برگرده
خودم میدونم بخاطر همینه که اینجام
منظورت چیه ؟
اشتهات باز شده
اوضاع در چه حاله ؟
الان وقت ازاد زیادی دارم در ضمن کارم هم خیلی راحته
خوب اوضاع تو چی ؟
بدجوری گرفتارم
اه ، نباید شکایت کنی
صندلی ریاست بخش در انتظار توست
امیدورام اینطور باشه
امشب ساعت 7
خوبه ... ساعت 7 خیلی گرفتارم
چرا اینجوری ؟ امروز روز تولدم هست
میدونم ولی امشب خیلی گرفتارم
مشتریا ؟ - اره -
سعی کن زودتر بزنی بیرون
معلومه که سعی میکنم
به هرحال من منتظرت هستم شام مون رو اماده میکنم
تاکی ؟
تاکی ؟
برو بیرون
هی ، گفتم برو بیرون
برو بیرون
خواهش میکنم ...سریعتر کارت بکن
!...تاکی داره میاد
برو بیرون !... برو بیرون
یومی ، منم
!ببخشید که دیر کردم
نتونستم زودتر بیام
...یومی
!...عصبانی نباش در باز کن
هی ، یومی
... یومی
یومی ... عصبانی نباش
... یومی
لطفا در باز کن
یومی ، در باز کن یومی
یومی
یومی
بله ؟ - نزو هستی ؟ - خودم هستم -
تاواما منشی اقای مدیر عامل هستم ایشون میخوان شمارو ببینن
ایشون میخوان من ببینن ؟ - بله -
نزو هستم - بیا داخل -
اون بیرون از دفتره
امروز دیگه قرار نیست برگرده
چی شده ؟ - چیزی نیست -
میخوای یه مشروبی بزنی ؟ میدونم که دوس داری
اون یه مقدار برندی عالی داره - مشروب خوردن کنار گذاشتم -
باهام عشق بازی کن
بغلم کن
کاری از دستم بر میاد تا بتونم برات انجام بدم ؟
کیه ؟ - نزو هستم -
از اینکار خوشم نمیاد - !این در باز کن -
دائم بخواد اینجوری باشه خوشم نمیاد - منم نمیرم ، عمرا ازت دست بردارم -
چی شده ؟ واینستا ، باشه ؟
از بسکه با این کیر شُل و ول ور رفتم خسته شدم
از این حرفا نزن داری نامردی میکنی
باهام خوب رفتار کن
اینجوری عالیه
خیلی وقته دارم بهت حال میدم
و هیچوقت هم ازت چیزی نخواستم
خودم برات جبرانش میکنم
الان یه درخواستی ازت دارم - چیه ؟ -
نائکو ، دست نگه ندار
فقط یه درخواست ازت دارم
چیزی هست که در توانم باشه ؟
بله
واسه تو خیلیم اسونه - باشه -
باشه ، تو واسه من همه چی هستی
متاسفم
نباید از سر نفرت بهت گزندی برسونم
اگر واقعا اینطوری بود از خیلی وقت پیش اینکارو نمیکردم
ولی از خشونت ی که از طرف تو بهم میشه داره... خوشم میاد ، حس میکنم گرفتارش شدم
زندگیم داره نابود میشه
... دلیشم اینه که ،از این به بعد
نمیتونم جلوی خودم بگیرم
دیگه پشیمونی توی تصمیمت نبینم
نمیدونم مدیر عامل چی میخواد بهت بگه
ولی باید بخاطر اشتباهی که کردی اماده باشی
و تاوانش پس بدی
اقای نزو ، شمارو به سرپرستی بخش یک ارتقاع میدم
جناب مدیر
... ممکنه بپرسم
ایا اینجا مرتکب اشتباهی نشدید؟
اشتباه نیست تصمیم گری در دفتر انجام شده
سعی خودتون بکنید جلسه تموم شد
تبریک میگم جناب سرپرست
خیلی دلم میخواست خبر ارتقاع شمارو بشنوم
کار تو بود ... ؟
نمیخوام بهم در خواست ازدواج بدی
ولی یه وقتهائی ازم !دعوت کن تا با هم بریم بیرون
عشقم ، میگم چطوره امشب بازم !...بریم مست کنیم تجربه خوبی بود
واااای ، نمیدونی چقدر تو کارش !... خشن و وحشی بود
...نزو
درباره ارتقاع توی بخش شنیدم تبریک میگم
!...نامزدی خودم با تاکی بهم زدم
دلم میخواد از زمان مجردی خودم یکم بیشتر لذت ببرم
خوب دیگه ، بای
Ts&s. By:H@rika harika_alone@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.