Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "رزیدنت" گذشت - .نبض نداره -
.بستِ توی دریچه متلاشی شده
.هفت دریچهی قلب کوآدیس
میخوام با دستگاه شبیهساز .ضربان قلب آزمایششون کنم
دریچههای برای یهبیمار جوون و .فعالتر بهاندازهی کافی قوی نیستن
مارک تراسکات هستم، از وزارت .غذا و دارو بخش نظارت محصول
میدونم که شرکتم درگیر یه .کلاهبرداری وسیعالطیفه
.اهل بازی گروهی نیستی
.خواهرم. دراثر اُکسیکدون اوردوز کرده
.امروز تقریباً تا دم مرگ رفتی، جس
.باید کمکم تصمیماتِ بهتری بگیری
.پس بیا از الان شروع کنیم
!برو خونه - .نمیتونم -
.پریا اونجاست - .نه همسری و نه خونهای -
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
:نوشته روی آینه] [واسه ازدواج باهات نمیتونم صبر کنم
حالا، از گوشهاتون بهاندازهی .چشمهاتون استفاده کنین
دراین حالت احتمال داره که صدای .یهپرندهرو قبل از دیدنش بشنوین
منتظر شنیدن صدای .آواز چکاوک مردابی باش
یکی ازشونرو دفعهی قبلی که .یهگروه رو به این نقطه آوردم، دیدم
...قشنگترین کوچولوی آبی
.سلام، حواصیل آبی جوان
.و بهگمونم یهاردک جنگلیم هست
.اونجا از جاده با ویراژ زده بیرون
.پلاکرو شناسایی کردیم
.متعلق به جولیان بوته
.بازش کن
.ماشین خالیه
بیا ببینیم تیم جست و جو .و نجات میتونه جسدی پیدا کنه
اطرافرو نگاه کردی؟
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
.خب، یهچیز دیگه
.آخرین سؤاله، قول میدم گوشوارهی حلقهای یا میخی؟
میخی، حلقهای؟
.خودت انتخاب کن .جفتشون معرکهان
استرس داری؟
اولین مصاحبهی کاریم از موقع .توانبخشیه؟ آره که دارم
.چیزمیزای آمادهسازیترو دارم
سوابق همکار و خلاصههای
.پروندههای مهم و موکلها توی شرکت
و اینکه توی یهدستیار حقوقی .دنبال چه خصوصیتی میگردن
.پنج ساعت تا مصاحبه مونده
خیلی ممنونم که این اطلاعات .رو جمعآوری کردی، نیک
.باعث افتخارمه .هیجانانگیزه، جس
برات میتونه شروع یه .زندگی کاملاً جدید باشه
.وقتیکه تموم شد بهم زنگ بزن - .حتماً، آره -
.موفق باشی - .خداحافظ، ممنون
باید الان همهی دریچههای .کوآدیسرو پَس بفرستی
بهخاطر آزمایش علمی یهرزیدنت؟
دریچهها موقع شبیهسازی برای ،بیمارهای مسنتر خوب کار میکردن
اما وقتیکه جریان خون بیمارهای ...فعال و جوونتر رو شبیهسازی کردم
.مثل بردلی - ...عین شیشه شکستن -
ببین، خیلی واضحه که یه دریچهی کوآدیس خراب
.بردلیرو کشته، نه این دستها
،خب، استادت، اِیب بندیکت .روشون قسم میخوره
.اینُ توضیح بده - .سادهست -
.نونخور کوآدیسه
داری درموردِ چی صحبت میکنی؟ - .پروپاپلیکا - [.پروپاپلیکا: یک سازمان خبری مستقل متعهد به روزنامهنگاری در زمینهٔ منافع عمومی]
سایتیه که برای .توضیح نیاز داری، بل
."سایتی دارن بهاسم: "دالرز فور داکز [دلارهای دکترها]
هرقرونی که دکترها از شرکتهای
.تجهیزاتِ پزشکی میگیرن رو ثبت میکنه
.هرقرونی که هردکتری گرفته
.خب، این... چیزیرو ثابت نمیکنه
هرساله بیلیونها دلار از این .طریق به دکترها داده میشه
.یهروال معموله
کوآدیس یهپول قلمبه به دکتر بندیکت داده
تا محصولاتیرو تضمین کنه .که باعث مرگ افراد میشه
،ببین، میدونم، بهعنوان یهجراح همکار
قرار نیست یهجا وایستی و بذاری دکترهامون از
محصولاتی استفاده کنن که باعث .آسیب رسوندن به بیمارهامون میشن
،باشه، خب، آه .میخوام اینجوری جلو بریم
میخوام از برنامهی جراحیهای .پُرخطر کنار بذارمت
.جراحیهای پرخطر خوراکِ منن، بل
میدونم، اما اگه میخوای ثابت کنی دریچه باعث مرگ
.بردلی شده، باید سابقهات پاک باشه
،باید جراحیهای سادهرو برداری
.جراحیهای معمول
و دراین حین؟
.قول میدم که بررسیش کنم
.اینم از قهوهی لاتهی رژیمی
.یهقرار ملاقات با گوردون پیج برام جور کن .بهش بگو ضروریه
خب؟
چی اونقدر ضروریه که نیاز به ملاقات رو در رو بوده؟
اطلاعاتی امروز دریافت کردم
حاکی از این بود که دریچهی .قلبت ممکنه خراب باشه
چه اطلاعاتی؟ از کجا؟
،یکی از دکترهامون دریچهرو آزمایش کرده
و متقاعد شدن که دریچهی .تو یهمشکل چشمگیر داره
.ممکنه باعث مرگ ناگهانی بشه
.ببین، این حرف بیمعنیه
.همهی آزمایشاتِ خودمونرو انجام میدیم - .درسته -
آزمایشات تکمیلی روی بیمارهائی که دریچههای کوآدیسرو گذاشتن انجام دادی؟
میزان مرگ و میر شش یا یهسال بعد چقدره؟
طبیعتاً، بعضیهاشون بهخاطر
بیماریهای نامشخص یا خطاهای پزشکی مُردن
خب، بعضی از تولید کنندههای دستگاههای پزشکی
از این موضوع برای مخفی .کردن مشکلات استفاده میکنن
با این حرفت میخوای همین منظورُ برسونی؟ - .نه، من... نه -
،نمیخوام هیچ منظوری برسونم
اما میخوام اطلاعات مربوط .به ایمنی دریچهها رو ببینم
،و اگه همچین اطلاعاتی وجود ندارن
کوآدیس باید دریچهها رو .از بازار جمع کنه
ببخشید، تو داری ازم میخوای درست قبل از
عرضه اولیه سهاممون»، جمعآوری کالا رو ارائه بدم؟» [.اولین فروش سهام توسط یک شرکت خصوصی که طی آن به یک شرکت عمومی تبدیل میشود]
اوه، آره. دراین حین آزمایشاتِ .بیشتری انجام میدی، آره، آره
باشه. آره، آمم، خب. دیگه .بهاندازهی کافی شنیدم
نمیتونی بهم بگی چطور .کار و بارمرو اداره کنم
فکر کردی کدوم خری هستی؟
،تشنهی پول اومدی پیشم
.به رهبر نظری تبدیلت کردم .توی هیئت مدیرهی شرکتم گذاشتمت [.رهبر نظری: فردی كه نظراتش برای گروه مهم و تاثيرگذار است]
ترتیب هزینههای اخبار رو دادم
تا از هردردسری که توش .افتاده بودی خلاص شی
.و ممنونم
.هیچ سؤالی نپرسیدم در ازاش هیچی نخواستم
.جز وفاداری بهم
.و به محصولاتمون
.اوف، بحث شدیداً دلسرد کنندهایه
.روت سرمایهگذاری کردم
.لیاقتش رو داشته باش
هی، جس. اینجا چیکار میکنی؟
:باشه، خیلیخب، راستشرو بگو شبیه یهدستیار حقوقی بهنظر میام؟
مگه نه؟ ،درحال حاضر فقط یهمصاحبهست
.اما ممنون. برام آرزوی موفقیت کنین
.موفق باشی
هی، پیامترو گرفتم. چه خبرا؟
من فقط، لباسهام رو عوض .کردم و میخواستم نشونت بدم
این یکی بهتره، درسته؟
.نظرت چیه؟ ملایمتره .خودمونیتره
،خب، آره، ازش خوشم میاد چون ماله منه
.که بدون سؤال پرسیدن قرض گرفتی
داری چیکار میکنی؟ .قرار بود سرمصاحبهات باشی
.اوه، آره. و اتوبوسرو از دست دادم میتونم برای تاکسی 20 دلار قرض بگیرم؟
.بهت برمیگردونم، قول میدم - .آره، عجله کن -
.متأسفم، بهترین خواهر دنیایی
عاشقتم، خب؟ - .باشه -
.بعداً بهت زنگ میزنم
.هی
.خیلی... خوشحاله
یعنی چی؟
.مواد مخدر میتونن باعث سرخوشی بشن
از جسی آزمایش گرفتی؟
باورنکردنیه. اوایل، خیلی اهمیت .میدادم، حالا دیگه دراون حد نیست
.کنراد، جسی حالش خوبه
.درواقع توی موقعیت واقعاً خوبی هستیم
.باشه
.یهنفس عمیق بکشین
عمرمون روی این زمین با ضربان .قلب شروع و تموم میشه
اولین نشونهی زندگی ،درون رحمه
و موقع مرگ آخرین اندامیه .که از کار میایسته
بهترین بخشش اینه که حس .میکنی انگار واقعاً اونجائی
.مرکز احساساتمونه؟ نه
...میخوام ازتون - واقعیت مجازی بهم اجازهی میده توی -
تموم کلاسهای دانشکدهی پزشکی .شرکت کنم و جراحیهای مجازیرو تمرین کنم
.اما دلم برای دیدن مریضها تنگ شده
.ریههای جدید میتونه همهچیُ عوض کنه
سال چهارم دانشکدهی ،پزشکیترو تموم میکنی
.شاید حتی بهعنوان کارآموز اینجا بیای
.از این معرکهتر نمیشه
.آره، خیلیخب .بزن بریم، بزن بریم
.یهنفس عمیق بکش .محکم بدش بیرون، عزیزم
.کنراد، پدرمادر "الویز" هستن
،فلورنس و دَن کَمدِن .ایشون دکتر هاوکینز هستن
.سلام
.ازش خواستم تا یهچکاپ کامل انجام بده
،قبل از اینکه بتونیم پیش بریم "باید مطمئن شیم "الویز
برای پیوند هردو ریه هنوز .بهاندازهی کافی سالمه
شنیدم که اهداءکننده همین .الانشم اینجا توی چستینه
میتونم بپرسم کیه؟
یهدختر جوونه
.که دراثر اوردوز موادمخدر فوت شده
.وحشتناکه
.متأسفم. ولی با اینحال، خیلی هم خوشحالم
.اوه، اشکالی نداره
میتونی برای اهداءکننده دلسوزی .کنی و با اینحال ممنونهم باشی
،چون اهداءکننده معتاد بوده
احتمال خیلی کمی هست ،که مشکلی وجود داشته باشه
اما نگران نباشین، اندامها رو
موردِ آزمایش قرار گرفتن تا .مطمئن شیم خطری نداره
وقتیکه فکر میکردیم اهداءکنندهای .ممکنه پیدا نشه، دَن و من آزمایش دادیم
جفتمون سازگاری داریم
و هرکدوممون میتونیم یه .لوب از ریهی خودمونرو بدیم
اینجوری بهتر نیست؟ - .مامان، درموردش صحبت کردیم -
جون جفتتون رو .بهخطر میندازه
.تموم عمرم با «فیبروز سیستیک» زندگی کردم [.نوعی بیماری دگرگشتی که بر اثر آن ترشحات در بخشهای از بدن سفت و چسبنده میشوند]
،پنجاهتا قرص در روز .ساعتها درمان تنفس
بابا برای پرداخت همهی هزینههای .پزشکی من سهجا کار میکنه
.مامان باید 24ساعتِ هفته ازم مراقبت کنه
.آه... بهاندازهی کافی عذاب کشیدن
ریههای اهداءکننده نتیجه .میده، مطمئنم از این بابت
،همونطور که بدونشک متوجه شدی .این مورد برام جنبهی شخصی داره
استاد دانشکدهی الویز .از سال اولش بودم
.اوه، ضعیفه، کیت
.امیدوارم خیلی دیر نشده باشه - .میدونم -
،بدون ریههای جدید .یهسال دیگههم دووم نمیاره
.و این قلبمرو جریحهدار میکنه
.ماشین جولیانرو پیدا کردن
الان بهصورت زنده سرصحنهی .یهداستان جنجالی هستیم
امروز صبح دیدهبانهای پرندگان
به ماشینی که توی آب .غوطهور شده بود برخوردن
متعلق به یکی از شهروندان ،به اسم جولیان بوت هستش
.که مدتی گمشده بوده
.تیم غواصی الان دارن دنبال جسد میگردن
سلام، کنراد چه خبرا؟
.ماشین جولیانرو پیدا کردن
کجا؟
.از رودخونهی چاتاهوچی بیرون کشیدنش
جسدشرو پیدا کردن؟
.هنوز دارن میگردن
،دوون
.ممکنه تونسته باشه از ماشین بیرون بیاد ...تا وقتیکه بیشتر نفهمیدیم
پس کجاست؟
چرا ازش خبری نشنیدیم؟ - ،ببین -
،مهم نیست چی بشه .همهمون کنار تو هستیم
.هرچیزیکه لازم داشته باشی
.ممنون که زنگ زدی
چه مدت توی بیمارستان بودی؟
.سه هفته
،میدونم ترسیدی .اما تنها نیستی
.ببین... این منم
وقتیکه 6 هفته داشتم
.برام تشخیص فیبروز سیستیک دادن
.یهقلب جدید نیاز دارم
.شنیدم .پرستارها بهم گفتن
.من به ریههای جدید نیاز دارم
.دکترها به جفتمون کمک میکنن
.الویز
.سلام، بچهها
.این جینیه
.سلام، جینی
میتونیم الویز رو چند دقیقه قرض بگیریم؟
.البته
برمیگردی؟ - .البته -
بریم لیموزینرو بیاریم، میشه؟
بریم کجا؟
.اتاقت
والدینت چیزیکه میخوائیم .بگیمرو باید بشنون
فکر میکنم، یهجورائی. برای هضمش .نیاز به اکسیژن بیشتری پیدا میکنم
.از طرز نگاهتون خوشم نمیاد
.نتایج آزمایشاترو داریم
متأسفانه، از نتایج آزمایشاتِ .قبلیت بدتر شده
سطح آنزیمهای کبدی، فاکتورهای انعقادی
.و قند خون شدیداً بالا رفته
باشه، اونقدر توی دانشکدهی .پزشکی بودم که بدونم یعنی چی
شرایطم دیگه مناسب .پیوند ریه نیست
،معمولاً، اینطوره
.اما یهراه حل ممکن پیدا کردیم
.پیوند ریه، کبد و پانکراس
یهپیوند سهگانه؟
چطور این اتفاق افتاد؟
فیبروز سیستیک الویز باعث نارسایی کبد شده
و نارسایی پانکراسهم به .نارسایی تنفسی اضافه شده
...پیوند سه عضو .غیرممکن بهنظر میاد
،خطرناک و نادره .اما غیرممکن نیست
.عملش قبلاً موفقیتآمیز انجام شده
چند بار؟
.یهبار، توی کانادا
،بدون این جراحی چقدر زمان دارم؟
.نه خیلی زیاد، الویز
چند هفته؟
.شاید یکم بیشتر
.اشکالی نداره
.تموم نشده - .اوهوم -
.میدونیم باید چیکار کنیم
میتونیم هر سه عضو رو از اهداءکنندهای که داریم بگیریم؟
.آره
حالا، فقط باید کمیتهی .اخلاقیرو متقاعد کنیم
کیت؟
.بیا اینجا
خوبی؟
.نه
.وحشتناکه
جلوی خانوادهاش چهرهی .شجاعانه به خودم میگیرم
.اوه، اما خدای من، کنراد
از کجای دنیا میخوائیم یهجراح پیدا کنیم که
اونقدر دیوونه باشه که این عملرو انجام بده؟
جراحی پیوند سهگانه؟
دکتر آستین نمیتونه انجامش بده. بل .جراحیهائی که کمخطرن رو بهش سپرده
.از صبح داریم استنت میذاریم - .و میدونی بهکل ازش خسته شدم - [.استنت: لولهی توری فلزی که در مجرایی از بدن قرار داده میشود]
این بازیکن خط حمله .به زمین برمیگرده
.امکان نداره
،خواهشاً رندولف، بهعنوان یهدوست .فقط به حرفم گوش کن
.خیلی برام اهمیت داره
.برای آستین بده .برای چستین بده
...یعنی، یعنی، ببین بهنظر عین یهحرکت برای جلب توجه عموم میمونه
و کمیتهی اخلاقی هیچوقت .اجازهاش رو نمیده
تو مسئول کمیتهای، میتونی .متقاعدشون کنی. منم کمک میکنم
.دوتاییمون میتونیم جلوشون دربیاییم - .کیت، متأسفم -
.ممکن نیست
.اگه میخوای برو و امتحان کن
.اما من... نمیتونم توی این مورد کمکی کنم
مصاحبهات چطور پیشرفت؟ .بهم زنگ بزن
آقا و خانم باسیلیکو؟
حالتون چطوره؟
...نیکولت نوین
.خواهر بزرگتر جسی یادته، اِریک؟
.البته. موهای آبیای داشتی
آره، دوران نوجوونی." لِتی" چطوره؟
.شاید بخوای ببینیش
.از دست رفته، نیک
.دکترهای مختلفی تأییدش کردن
ونتیلاتور رو ازش جدا نکردن
چون میخواست اهداءکنندهی عضو باشه
ظاهراً، داره اعضاشرو به یهخانم جوون .توی این بیمارستان اهداء میکنه
چه اتفاقی افتاده؟
.اوردوز مواد مخدر
از سال آخر دبیرستانش با .اعتیاد دست و پنجه نرم میکرد
«میدونم که «رباط صلیبی قدامی .لِتی مسابقاتِ قهرمانی ایالتی پاره شد [.یکی از رباطهای مهم مفصل زانو]
.آره، و دکترش بهش اُکسیکدون داد
.به همه اُکسیکدون میدادن
.میدونم
،هیچوقت اعتیاد رو کنار نذاشت
.گرچه فکر میکردیم گذاشته
واقعاً فکر میکردم .اینبار از پسش برمیاد
.هیچ اثری از اینکه مواد استفاده میکنه ندیدم
.من دیدم
،خیلی غذا نمیخورد .وزن کم کرده بود
.حالتهای روحیش دست خودش نبود
،یهلحظه عصبی و دلخور بود
.و بعدش توی ابرا بود، خیلی خوشحال
چرا چیزی نگفتی؟
.نمیخواستم بهخودم بقبولونمش
داری چیکار میکنی؟
با پولی که بهت دادم چیکار کردی، جس؟
بهت که گفتم، برای گرفتن .تاکسی خرجش کردم
.داری دروغ میگی
اصلاً به اون مصاحبهی کاری رفتی؟
خب اگه نرفته باشم چی؟ .همهاش ایدهی تو بود
.نمیخوام دستیار حقوقی بشم
.وسایلمرو نگرد، نیک !هی، بس کن
!دروغ گفتن بسه .میدونم داری مواد استفاده میکنی
.خدایا، خیلی احمق بودم - .دیوونهای -
.میدونی چیه؟ کلاً زده به سرت
.مشکل من نیستم، توئی
،هی! بدش بهم !عوضیِ زورگو
،خب، میدونم چی فکر میکنی اما درست نیست، خب؟
.نگهشون داشتم که اگه لازمم شد
!بس کن. فقط بس کن
.فشار خیلی زیادی رومه
.و تو هم صبح و شب ورِ دلمی
.پس، آره. یهچندتایی خوردم بعضی وقتا، خب؟
!بهخاطر تو !داری دیوونهام میکنی
حالا شد تقصیر من؟
باورم نمیشه. آره، پای تو که وسط باشه همیشه تقصیر منه، هان؟
.اوه، نیک کوچولوی بیچاره .همیشه قربانیه
.جسی.... جسی، بس کن .به حرفم گوش کن
داری مواد استفاده میکنی .و توی دردسر افتادی
دوستت "لِتی"رو از دبیرستان یادته؟
.توی چستینه، جس
.بخاطر اوردوز مواد مخدر مُرده
.نمیخوام این بلا سر تو هم بیاد
.نه - .راسته -
.باهام بیا چستین .بهت نشون میدم
.حرفترو باور ندارم
.باشه. باشه
،درغیراین صورت، وسایلترو جمع کن
.چون داری میری مرکز ترک اعتیاد
.من هیچجا نمیرم
.پس برو بیرون
.برو بیرون
.دیگه خسته شدم، جس
.دیگه از اینکه برای نجاتت سعی کنم خسته شدم .از وادار کردن خسته شدم
.از نگران بودن خسته شدم
.بسه
...و اگه بمیری ...احساس گناه نمیکنم
.چون بهت همه جور فرصتی دادم
پس، بیا، قرصهات رو میخوای؟
.اینقدر بدجور میخوایشون؟ بگیرشون
.بگیرشون، جس
اگه میخوای خودترو به کشتن .بدی نمیتونم جلوترو بگیرم
،وقتیکه بیام خونه .نمیخوام اینجا باشی
میتونم بهتون کمک کنم؟ - .آره، یکی از دوستهای جولیانم -
بهش بگو اجارهاش .یه هفته عقب افتاده
.جواب تماسهام رو نمیده
آمم، آخرین باری که دیدینش کِی بود؟
.نمیدونم. بیشتر از یههفته
.این گربهرو به امون خدا گذاشته
،بهش غذا میدادم .اما دیوونهام کرده
.شک ندارم
.راستش به همین خاطر اینجام
جولیان ازم خواست بیام گربهرو بردارم
.اما کلیدشرو فراموش کردم
،اگه در رو باز کنین .میتونم گربهرو با خودم ببرم خونه
.اینم از کلید
.ممنون
.کارم تموم شد
.ممنون
.هی
.یالا
.این، دوستان، بهش پاراسنتز میگن [.پاراسنتز: روشی برای نمونهگیری یا خارج نمودن مایع از یکی از حفرههای بدن]
.خیلی حال بهم زنه اگه سمتِ چپرو نگاه کنین، میتونین
دکتر هاوکینز داره مایعی که توی .شکمم جمع شدهرو خارج میکنه
.مجبور نیستی پخشش کنی، الویز
.مَردم میخوان بدونم درچه حالم
سال گذشته تموم عملهام رو برای دانشجوهای پزشکی
و جامعهی فیبروز سیستیک .زنده پخش کردم
،همینطور که میبینین .شکمم داره کوچیک میشه
.شاید بالأخره شکمم شش تیکه بشه
همینطورم به این معنیه .که نارسائی شدید کبد دارم
.با این تصور دریافت پیوند ریه اومدم اینجا
حالا، متوجه شدیم که به یه .کبد و پانکراس جدید نیاز دارم
پس، یهپیوند سهگانه انجام .میدم و تاریخساز میشم
خب. احساس بهتری داری؟
.آره. ممنون، دکتر هاوکینز - .قابلی نداشت -
دکتر آستین و دکتر اوکافور .قراره جراحهات باشن
.واو، چه افتخاری نسیبمون شده
!خوده دکتر ایجی آستین اینجان
.عاشق سخنرانیهاتونم
.ممنون
عمرمون روی این زمین
"...با ضربان قلب "
.شروع و تموم میشه
.سلام، الویز
.یهفرم رضایت آوردم که بخونی
بعد از جراحی، داروهای .جدید زیادی باید مصرف کنی
مطمئنم نگرانی زیادی ...درموردِ ردپیوند و
،«ممکنه «لولهی سینهای ،لولهی تنفسی، لولهی غذایی [.لولهای پلاستیکی انعافپذیر که جهت تخلیه ترشحات در فضاي بین ریهها و جنب گذاشته میشود]
سوند فولی، کاتتر ورید مرکزی .هفتههای یا شاید ماهها داشته باشم [.سوند فولی: لولهای نازک و استریل که برای تخلیهی ادرار به داخل مثانه وارد میشود] [.کاتتر ورید مرکزی: لولهای تو خالی که مایعات را از داخل بدن انسان به بیرون یا بالعکس انتقال میدهد ]
.اما باید زنده بمونم و زندگی کنم
.فقط یهسؤال دارم - .اوهوم -
میتونیم جراحیمرو برای دانشجوهای پزشکی زنده پخش کنیم؟
،تحتِ این شرایط
.ایدهی خیلی خوبی نیست
،اما... چون جراحی خیلی نادریه
چه زنده بمونم چه بمیرم، خیلی چیزا میشه از این جراحی یاد گرفت مگه نه؟
.بذار یهچیزی بهت بگم
.با بالادستیا صحبت میکنیم
...و محض اطلاع .من باهاش مشکلی ندارم
.باشه
.تحمل کن .داریم نزدیک میشیم
فقط یهمانع دیگه مونده که ازش .رد شیم: کمیتهی اخلاقی
ببینین، میتونیم کُله روز در ،موردش بحث کنیم
اما مشکل اینجاست، دوتا ریه، یهکبد و یه پانکراس
میتونه بهجای فقط یه ،نفر به چهار نفر برسه
.که احتمال زنده موندنشون خیلی بیشتره
.این یهمورد استثناست
دانشجوی برتر پزشکیه .که دکتر معرکهای میشه
.متوجهایم چه حسی دارین
اما همهی بیمارهامون به .یهاندازه سزاوار کمک هستن
البته که هستن. و بیمارهای دیگههم ،عضوی که نیاز دارنرو دریافت میکنن
.فقط نه از این اهداءکننده باید یکم بیشتر
صبر کنن، اما همچنان .توی اول لیست هستن
داریم درمورد پنج درصد .موفقیت صحبت میکنیم
،تعداد این احتمالات ممکنه خیلی زیاد باشن .اما باعث نمیشن جراحی غیرممکن باشه
،و متغیرها رو هم دارین نادیده میگیرین
.متغیرهائی مثل توانایی جراحها - الویز شروع به کار کرده -
تا به بچههایی که .ناتوانایی دارن کمک کنه
داره کار میکنه تا داروهایی که یهعده
.نمیتونن بخرنرو بگیره .زندگیهای زیادیرو تحتِ تأثیر قرار داده
.دکتر بل، ما به نتیجهای نرسیدیم ،به شما بستگی داره
،و نگران این هستین که اگه موفقیتآمیز نباشه
.وجههی چستینرو خدشهدار کنه
،بههر قیمتی که باشه ما به پیشرفت علم کمک میکنیم
و درهای زیادی رو برای هزاران بیمار توی آینده باز میکنیم
.تا بتونن از همچین جراحیای بهرهمند بشن
نمیتونیم که همینجوری پا پس بکشیم .و بگیم اینکار خیلیسخته
اگه تلاش نکنیم .هیچوقت امکانپذیر نمیشه
یه دکتر جراح رو یادم میاد
که سختترین جراحیهای ایالت جورجیا .رو انجام میداد
کسیکه به آدمهایی که اصلاً .امید نداشتن، امید میداد
.کسی که از هیچی نمیترسید
هرفرصتی که پیش میاومد سریعاً دستبهکار میشد
تا بتونه کاری برای پیشرفت علم بکنه .و تاریخ پزشکیرو رقم بزنه
.ما با اینکار داریم ریسک بزرگی میکنیم
ولی سعی میکنیم که این زندگیرو .نجات بدیم
وقتی پای اهدای عضو بعد از ایست قلبی درمیون باشه
.شانس دومی وجود نداره ،وقتی که قلب بایسته
پمپاژ خون توی اون اعضا متوقف میشه
.و خیلیسریع دیگه بهدردنخور میشن
وقتی که وارد اتاقعمل شدیم، باید .سریع وارد عمل بشیم و نجاتشون بدیم
فکر میکردم که دیگه هیچ ،عملی منو نترسونه
.ولی ایندفعه قلبم اومده توی حلقم
.قلبِ "لتی" از حرکت ایستاد
خیلیخب، بیاین نمایشرو .شروع کنیم
نه، بهاین سرعت نمیشه باید واسۀ احتیاط، 5 دقیقه صبر کنیم
.تا مطمئن شیم که قلب واقعاً ایستاده - بهنظرم دکتر آستین -
کاملاً با قوانین مؤسسات .پزشکی با اطلاعه
فقط خواستم کار درست .رو یادتون بندازم
.بزنین بریم
.خوشبختانه، شکارچی آدم نترسیه
خدارو شکر .ما به شجاعتش احتیاج داریم
.ارّهی استرنوم - .تیغ شمارۀ 10 - [ارّهی استرنوم: ارّهای جهت برش جناغ سینه]
.کاتتر
.سرنگ
.با محلولهای نگهدارنده - .سریع و خشن، عزیزم -
...کبد و پانکراسرو
.چک میکنم
بهنظر هردو سالماند، ماله شما چی؟
.ریهها سالم نیستن
.یه لکههای سیاه روش هست .یه عارضۀ نادر
این نودلها حتماً حین عکسبرداری .خودشونُ نشون ندادن [نودل ریه: تودههای کوچک و گرد که در ریه رشد میکنند]
.این ریهها بهدردمون نمیخورن
.کارمون تمومه
.کبد و پانکراس رو جدا کنین
.بذارینشون توی یخ .یه گزینۀ دیگه هم هست
.نمیشه که شروع نشده، تموم شه
اینطور نمیشه. تطابق ریههای هردتون .از قبل برای اهدا مثبت بوده
میخوایم از یکی از لوبهای ریهی هرکدومتون استفاده کنیم
و کبد و پانکراس هم .که آمادهست
.اگه موافق باشین - ،معلومه -
.ولی اینجوری اون فقط دوتا لوب ریه داره [لوبهای ریهی راست 3 و چپ2 عدد است]
.همین دوتا لوبرو هم فقط لازم داره
و با گذشت زمان رشد .میکنن و بزرگتر میشن
.بهتر از ریههای آلودهی خودش میشن
.خیلیبهتر از ریههای آلودهی خودش میشن
.ولی واسه جراحی آماده نشدن
ناشتا هم نیستن، ممکنه .موقع بیهوشی «آسپیره» کنن [ورود مایعات و ترشحات بهداخل مجرای تنفسی که باعث خفگی میشود]
"میتونیم از روش "القای سریع بیهوشی بوسیلۀ لولهگذاری استفاده کنیم [روشی برای بیهوشی جهت جلوگیری از آسپیراسیون ریوی]
.تا ریسک آسپیره شدن رو کمتر کنه
.بیاین بریم برای آمادهسازیهای قبلاز عمل
،اگه اینکارو نکنیم
شاید دیگه هیچوقت همچین .فرصتی نسیبمون نشه
.تو دختر مائی، ایلو
هیئتمدیره با پخش زندۀ ،جراحی موافقت کرده
اما فقط برای همکلاسیهای ،توی دانشکدۀ پزشکیِ الویز
.فقط یهجور پخش محدوده - ،همونطور که گفت -
مهم نیست چی بشه، وسیلۀ یادگیری .خوبی میشه
،اگه قبلاً شانس موفقیتمون کم بود .الان دیگه تقریباً غیرممکنه
.خب، پس بهتره معجزه کنیم
پای کلِ یه خانواده درمیونه .و اونا رویما حساب کردن
هی، من واسه جراحیِ .قلب و سینه آنکالم
.گفتم شاید کمکلازم باشین - ،به تیم خوشاومدی، داداش -
کبد و پانکراسِ آلوده .جدا شدن
.تا الان، خیلیخوب بوده
،کبد و پانکراس اهداکننده .برای جایگذاری آمادهست
.وضعیت مامانه و باباهه پایداره
.اینم از این
چندنفر دارن این عملُ نگاه میکنن؟
.زیاد نیستن
.احتمالاً فقط خرخونها
.دارن کار کبد و پانکراس رو تموم میکنن
الان لوبِ پائینی سمت راست .رو لازم داریم
برداشتن لوب از اون چیزی .که انتظارشُ داشتیم سختتره
ریهی مامانش یهکم چسبندگی .به دیوارۀ قفسهی سینه داره. استاپلر [استاپلر: از وسائل جراحی]
«با برش، «برونشهای سگمنتال .رو از شریان ریوی جدا میکنم [از انشعابات کوچکتر ریه]
!دکتر آستین رو خبر کن، همینالان
.یهدونه از ریهها آمادهی استفادهست
.مادره مشکل پیدا کرده، لازمتون دارن - اینو بهدست اوکافور و بل -
.برسون که پیوندش بزنن
،دکتر وایس رو پیج کن .بگو بیاد بخیه بزنه و کار اینو تموم کنه
ترانسفیوژن ماسیو» در رو بهجریان انداختین؟» [پروسۀ انتقال خون به مقدار زیاد، وقتی بیمار خون زیادی از دست بدهد]
آره، داشتم سعی میکردم که ،شریان ریوی رو ترمیم کنم
.ولی آسیبش خیلیزیاده
.فورسپس شریانی» رو بده بهمن» [نوعی کلمپ برای کنترل خونریزی]
دکتر آستین ازتون خواسته که .ریهرو پیوند بزنین
دکتر آستین کجاست؟ - .داره توی عملِ مادره کمک میکنه -
.داره خونریزی میکنه - چی؟ -
تو همینجا بمون .من میرم
چی شده؟ - .اصلاً نمیشه چیزی دید -
.باید محل رو بشکافیم
.تیغ شمارۀ 10
.رترکتور رو به بل بدین
انگشتت رو بزاری روی .اون شریان ریوی پروگزیمال
وقتی ریهرو خارج کنیم
.باعث میشه دید بهتری پیدا کنیم
.ظاهراً لوب آسیب دیده
.با مینا ریه رو پیوند بزن .منم خونریزیرو قطع میکنم
.نخ پرولین0-3
وقتی بهت گفتم، دستت رو بردار .تا منم بخیهاش کنم
حاضری؟ - .آره -
.برو
.ساکشن، گاز استریل
.باید به یهبیمار سر میزدم اوضاع درچه حاله؟
.فلورنس خونِ زیادی از دستداده
.دارن تلاش میکنن که نجاتش بدن - الویز چی؟ -
الان دارن لوب پائینی سمتِ راست فلورنس .رو بهدختره پیوند میزنن
.ولی ممکنه آسیب دیده باشه
الویز" نمیتونه با یهلوب" .بهزندگیش ادامه بده
لوب ریهی پدر توی سمتِ چپ .خوب بهنظرمیاد
لوب ریۀ مادر هم توی .سمتِ راست یکم آسیب داره
.بیا امیدوار باشیم که اینکار فایده داشته باشه
.دکتر "چو"، آمبوبگ رو بیارین
.ریهها رو با هوا پُر میکنم
.لحظۀ رویارویی با حقیقت
.دوباره
.دوباره
.دارم مقاومت زیادی رو حس میکنم
سوند مشکلی داره؟ - .نه، نه، چک کردم -
شاید آسیب ناشیاز .برقراری مجدد جریان خونه
.باید راههواییش رو بررسی کنیم - .کار خودته -
.یهچیزی مسیر کارینا رو مسدود کرده [کارینا: ناحیهای در نای]
.گرفتمش، دوباره امتحان میکنم
.دعا کنین
وضعیت خطر مادره .هنوز رفع نشده
شما برین، من بخیه .میزنم و تمومش میکنم
حالت چطوره؟
.انگار تازه متولد شدم
.انگار من خوششانسترین آدمِ دنیام
،تاحالا هیچقت اینجوری نبودم
.اینکه راحت نفس بکشم
مامانبابام؟
.سلام، الیو
.عمل بابات عالی پیشرفت
...مامانت
.یهمشکلی واسۀ شریان ریویش پیش اومد
احتمال همچین مشکلی توی .همچین جراحیهای سختی، وجود داره
.پروسۀ بهبودی بهاین راحتیها نیست - ...ولی -
.بهنظرمون از پسش برمیاد
.اوه... مامان
.مامان، من اینجام
،همینجام، جایی که تو هم همیشه بودی ،کنارم
.و بهم کمک میکردی
مامان، صدامو میشنوی؟
.الان دیگه مشهور هم شدی
حالا فکرشو بکن تحمل کردنت .دیگه صدپله بدتر میشه
.خودم که همچین فکری نمیکنم
،تازگیها یه کیک با طعم تواضع خوردم
و این طعمی نیست که بخوام .بهاین زودیها فراموشش کنم
.اون جراحی دیوانهکننده بود
یعنی میگم، همهمون بهکاری که کردیم افتخار میکنیم
،و برای الویز و خانوادهش هم خوشحالیم
.ولی ممکن بود خیلی بد تموم بشه
.سهتا مصیبت پشتسر هم
شکی نیست که مهارت خیلی تأثیر داره .ولی شانس هم همینطور
.عملاً یهمعجزه بود
.نگاه کن، عمل بعدیمون
میخوای چیکار کنی؟
اه، ما.. قراره که یه عمل شاهکارِ .جایگزینی دریچۀ آئورت انجام بدیم
اونم با دریچۀ کوآدیس؟ - چی دریچۀ کوآدیس؟ جانم؟ -
،دیگه توی انبارهای چستین .هیچ دریچۀ کوآدیسی وجود نداره
...داری بهم میگی که
بل اونا رو پس فرستاده؟
.تکتکشون رو
دریچههای قدیمی و کارآمدِمون .دوباره برگشتن، اونم واسه همیشه
.خب، امروز واقعاً روز معرکهای بود
از بین اینهمه آدم، بل .کار درستُ انجام داد
دریچهها رو پس فرستادی؟ زده بهسرت؟
.کار درست همین بود
و بهنظرم، درنهایت .خودت هم تصمیمم رو قبول میکنی
.این دیگه خیلی زیادهرویه
و خب معلومه که .نتایجیهم بههمراه داره
.از اینکارت پشیمون میشی، دکتر بل
.روز طولانیای بود
.روز عالیای بود
دکتر بل، من دیگه دارم میرم یادتون نره که ساعت 8 با
.مدیر بیمارستان آتلانتا قرار شام دارین
.کنسلش کردم. عمل داشتم
.اه، این تغییر خوبیه
.فردا میبینمت، رئیس
.بهسلامتی خودت
.بابت کاریکه کردی ممنونم
.ممنون
.اجازه بده
.خوب بهنظر میاد
.آره، تازه از اتوبخار برگشته
،شما با "مارک تراسکات" تماس گرفتهاید
مدیر بخش وسائل و تجهیزات .در سامان غذا و دارو
.لطفاً پیغام بذارید
دزدکی رفتی توی خونۀ جولیان؟
.نه دقیقاً
خانم صاحبخونه بهم اجازه داد .که برم و گربۀ جولیان رو بردارم
.نپرس
.و تو هم همینجوری قبض موبایلشُ برداشتی - .آره -
به آخرین شمارهای که جولیان .بهش زنگ زده نگاه کن
،تاریخش ماله سوم ماهه .همونروزی که توی پارک دیدمش
.همون روزی که غیبش زد
حدود یهساعت پیش بهاین شماره زنگ زدم
.و رفت روی پیغامگیر
.ماله یهدفتر توی سازمان غذاو دارو بود
.جولیان یه معرف و فروشندۀ دستگاه بود
.احمالاً مرتب بهشون زنگ میزده
یا شاید یهچیزی فهمیده بوده
.و میخواسته گزارشش کنه
.ببین، خودت گفتی
.بردلی بخاطر یه دریچۀ معیوب مُرد
.اون بهترین رفیقم بود
خودِ کوآدیس میدونسته که اون دریچۀ مصنوعی بد بوده؟
.اگه اینطوره، اونا باعث مرگش شدن
جولیان بهم گفته بود که .سرکارش یهمشکلی پیش اومده
حس میکرد که انگار همهچی .داره از هم میپاشه
فکر میکنی منظورش چی بوده؟
.فکر کنم توی خطر بوده
اونو کُشتن؟ یا فرار کرده؟
.منم نمیدونم
.یهریگی بهکفش کوآدیس هست
.بیاین ببینیم که قدم بعدیمون چی باید باشه
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.