Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "رزیدنت" گذشت - .دیگه آزادی و میتونی بری -
چیه؟ - .واسهت وثیقه گذاشتن -
بیا بریم لباس تنت کن .و از اینجا برو بیرون
خب، تونستم متقاعدت کنم؟ - .نه، خودم تحقیقهامُ کردم -
دستگاه ویاناس جدیدت .خوب سروصدایی بهپا کرده
.بهسلامتی
داری بهم میگی
که بِل فکر میکنه که این .دستها بردلی جنکینز رو کُشته
نصیحت منو میخوای؟ - .همیشه -
.متواضع بودنُ یاد بگیر ،اگه اشتباهی ازت سر زد .خودت گردن بگیر
.این باعث میشه پزشک بهتری باشی
تا اطلاع ثانوی از انجام عملهای .جراحی کنارهگیری میکنم
اوضاع کلینیک با "الک" چطوره؟
بهنظر کاری که میکنیم .واقعاً واسهش مهمه
هنوزم نمیتونم چشمامرو باز کنم؟
.جلوی پاتو بپا
کنراد، ما کجائیم؟
این چه بوییه؟ بوی نون موزیه؟
.خیلیخب
.چشماترو باز کن
.بوی شمع با رایحۀ کیک قهوه بود
.جین" دیروز بهم زنگ زد"
.صاحب اینجا از دوستانه
،خونهرو هنوز برای فروش نذاشته ولی دکتر هاوکینز تابستون سالِ پیش
متوجه بیماری التهابیِ رودهی پسرم شد .واسۀ همین بهش مدیونم
نظرت چیه؟
.قشنگه
دیگه لازم نیست کیف لباس .ببریم خونههای همدیگه
.اینجا میشه خونهی خودمون
صبرکن، این برای ماست؟
.آره، معلومه که برای ماست
.یعنی میگم، این حیاط رو ببین
،یه جکوزی میخریم
.مرغ و جوجه بزرگ میکنیم - مرغ و جوجه؟ -
چی؟
آره، چرا که نه؟
و مسیرش به چستین نزدیکه که میشه پیاده رفت
و از رستورانی که پاتوقمونه .هم دوتا خیابون فاصله داره
...و من عاشقِ همهی اینهام. ام
ولی منظورم اینهکه، چطور از پسِ هزینهاش بربیایم؟
اساساً اجارهاش اندازهی
جمعِ اجارهایه که من و تو برای ...خونههامون میدیم، واسههمین
.ببینین، عجله نکنین
.یهنگاهی به اطراف بندازین .تا شب خبرشُ بهم بدین
هی، اسمت چیه؟
.جنسا - ...خب. چی باعث شد بیای اینجا -
سرفه، سرماخوردگی، درد قفسۀ سینه؟
اگه همهشو بگم زودتر بهم نوبت میدین؟
.تهوع و استفراغ. فهمیدم
.پرستار مایریک داره میاد - .خوبه -
.نیروی کمکی لازم داریم - .مریضها رو ببین -
،انگار نصف آتلانتا سرماخوردگی دارن
.و نصفِ دیگهشون فکر میکنن که سرماخوردن
اسمایلز، واسه چی اومدی اینجا؟
،امروز صبح با لرز از خواب بیدار شدم
ولی توی زندگیم تاحالا .خوشحالتر از این نبودم
.عاشق شده. نذارین شروع کنه
.اسمش "سو"ه
.اوه، اون سگِ کاکپوی خیلی ناز داره
ولی آره، دیشب برای اولینبار .باهمدیگه رفتیم بیرون
و تاحالا هیچوقت همچین .حسیرو تجربه نکردهبودم
...اون... یعنی میگم، این دختر
آقایون، چقدر دیگه باید راجعبه این دخترخانوم بشنوم؟
،من بخاطر مشکل چشمم اومدم اینجا .ولی حالا میگم کاش گوشهام مشکل داشتن
...وای
.خیلی شرمندهام
.اشکالی نداره. پرتاب خوبی داره
.سلام، پای لیمو
.از طرفِ مدیریت، برای بالا بردن روحیۀ پرسنل
.اوه، ایول. لازمش داریم
.اوه، نه، نه، نه، نه، نه
.نه، یکی دیگه واسه خودت بردار
!یکی دیگه واسه خودت بردار
توی فصل آنفولانزا، از غذاهایی .که همه ازشون میخورن خبری نیست
.تو یه هیولایی، پراوش
.سلام - .سلام -
.همگی گوش کنین
،برای بعضیهاتون .کریسمس دوباره برگشته
بیمار 30 سالۀ من که مشکل فتق داره
.میره واسۀ رفیقم دکتر تولمن - .ممنون، شکارچی -
روش ترمیم فتق بدون کششی که بکار .میبرین رو خیلی دوست داشتم
،دکتر ریکتر
جراحی برداشتن کیسۀ صفرای امروزم .ماله شماست
.خدا بههمراهت
.اینا بیمارهات هستن
.بودن
تا اینکه مرگِ بردلی
باعث شد چشمهامُ باز کنم .و غرور زیادم رو ببینم
.باید مجازاتم رو پس بدم
"واسههمین امروز توی دانشگاه "بیلینگز .بهعنوان مهمان تدریس میکنم
فکر کردم بهتره بذارم آدمهایی که .فروتنتر از مناند، جراحیها رو انجام بدن
...دکتر نولان، جراحی برداشتن طحالِ من
مایلین انجامش بدین؟ - .شکن نکن، مرد -
.مینا هم کمکتون میکنه - ...اوه -
.بزن قدش
میدونی الان ازم خواست که حواسم بهت باشه که خراب نکنی، نه؟
.ممنون، جسیکا
میشه خواهشاً یهنفر لیست جراحیها رو بده
برای... برای مدیر میخوامش؟
.ممنونم
.خوش بگذره
.هیچوقت از آناناس خوشم نمیاومد
شما چی؟
میخوام بدونم اوضاع کسبوکارِ گوردون پیج قبلاز
.شراکت با چستین چجوری بوده
دربارهی "مردی که ظاهراً دنیای پزشکی .رو نجات داده" هرچی که میتونی پیدا کن
ولی چستین مدتیه که با ایشون شریک شده، اینطور نیست؟
.فعلاً، آره
پس... اشکال نداره که بپرسم چرا باید این تحقیقرو انجام بدم؟
فقط... بهچشم یه فرصت .برای حفظ شغلت بهش نگاه کن
روی چشم. اوه، راستی مامانم .دوباره زنگ زد
.میخواد باهاتون حرف بزنه
...ام، من
.باشه، بعداً بهش زنگ میزنم - .فکر کردم دوست داشته باشین اینو ببینین -
.اوه
.نه، نه، نه
.آره
نگران نباشین، دکتر بل .من هواتونرو دارم
.ممنون، گریسون
.میتونی بری
،اوه، راستش
.شنیدم آنفولانزای امسال فاجعهست
میخواین یه واکسن آنفولانزای دیگه براتون ردیف کنم؟
.چیزه... نه
،واکسنها اینجوری عمل نمیکنن .پس نه
.اوه
این چی هست؟
.دوتا "جراحیِ الکتیو" دیگه کنسل شدن [جراحی غیر اورژانسی که قابلبرنامهریزیست]
.این فصل آنفولانزا پدرمون رو درآورده - اوضاع اون پائین چقدر خرابه؟ -
اینو دوست داشتی مرتیکه؟ - چهخبر، مرد کوچولو؟ -
...چهخبر، مرد کوچولو - چهمرگته مرتیکه؟ مشکلت چیه؟ -
مرتیکه، داری شوخی میکنی؟ - .من 6 ساعته که اینجام، مرد حسابی -
.اوه، نه لعنتی - ،یالا -
میخوای باهام دعوا کنی؟ - مگه کی هستی؟ -
!بیا، داداش. بیا بریم - .بس کن -
!هی
.بیا اینجا
.درب گوشهاتون رو بگیرین
،بتمرگین اینجا
.دستهاتون رو بزارین توی جیبهاتون
لازمه که کاری کنیم؟
.ببینین، همهمون مریضیم - .گمونم خودش ترتیبش رو داد -
.و خستهایم
...ولی فقط باید... باید
...ما باید... اوه، پسر
...اوه
دکتر، میخوای کمکش کنی؟
!هی، هی
.هی، هی، هی، هی .نفس عمیق، نفس عمیق بکش
.هی، هی، هی .هی، آروم باش، خیلیخب
.خیلیخب، باشه، بذار ببینم
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
چهمدته که تب داری؟
...نمیدونم والا. یهو گرمم شد. واسههمین
شنیدم که کلهخر توی اورژانس .جلوی یه دعوا رو گرفته
نیک. تو این فکر بودم که .میای دیدنم یا نه
.معلومه که میاومدم دیدنت - فکر کردی من پیجش نکردم؟ -
.بیخیال - .پسر خوب -
یهشایعهای شنیده بودم که وقتی نیک توی زندان بوده
.تو مأمور نگهبان محبوبش بودی
آره، و اونهم یکیاز .زندانیهای محبوبِ من بود
متأسفانه باید بگم، که اصلاً .قصد ندارم برگردم اونجا
دوستدخترت چطوره؟
.اوه، توی شهر "تمپا"ست. بههم زدیم
.اوه - .نه، ولی هنوز باهم دوستیم -
.نه، ولش کن دروغ گفتم .نه، حتی دوست هم نیستم
خب، شما مرغهای عشق درچه حالین؟
.آره، خوبیم
خب، پس نمیدونین مشکلم چیه؟
خب، آزمایشخونت نشون میده .که پلاکتت خیلی پائینه
.این چیز خوبی نیست - ،باید بهت خون وصل بشه -
ولی چیزی نیست که .بخوای بخاطرش بترسی
.آره، راست میگه
.بذار یهچندتا آزمایش انجام بدیم
.بعدش میفهمیم قضیه چیه
کجا میتونم دکتر "شاو" رو پیدا کنم؟
.دکتر بل. چه سورپرایزی
لطفاً بهم بگو که اینهمه راه تا اینجا نیومدی
.که بودجهمون رو قطع کنی - .اوه، نه -
.با یهایمیل میتونم اینکارو بکنم
پس افتخار دیدنتون رو مدیون چی هستم؟
خب، فهمیدم که مهارت خاصی توی بیماریهای عفونی داری
و بخاطر فصل آنفولانزا توی .بخش اورژانسمون کمبود پرسنل داریم
آدم دلش نمیخواد که بیمارهای پارانوئیدی .باعث ترسوندن بیمارهای پولدار بشن
ولی من توی چستین .هیچ مسئولیتی ندارم
.دوباره چک کن .یه مسئولیت بهت دادم
خب، پس خوشحال میشم که .بیمارستانت رو خلوت کنم
.از شنیدنش خوشحال شدم
.البته در ازای چندتا دستگاهِ اولتراسوند
.اوه، شرمنده .هیچی در دسترس نداریم
.اه، خیلی بد شد .منم در دسترس نیستم
.یه دستگاه اولتراسوند
.سهتا - .دوتا -
.حله
.جراحی بازِ «اسپلنکتومی» سریعتره .تیغ شمارهی 10 [جراحی برداشتن طحال]
،جراحیش سریعه، آره .ولی ریکاوریش نه
،و روشی که کمتر تهاجمی باشه .عوارض بعد از عملش هم کمتره
چستین امکانات زیاد و مناسبی داره
که میتونه توی ریکاوری .آقای "فلمینگ" بهش کمک کنه
و صورتحسابهای بیمارستان و بیمه ...ده برابر بیشتره
.بیخود نیست که بل ازت خوشش میاد
.بذار کاری کنم که توی اینلحظه یهچیزی یاد بگیری
.لطفاً اینکارو نکن
.ما خیلی بههم میخوریم
،این ضایعاست که وقتی ازدواج کردیم من اسمفامیل اونرو بردارم؟
.فقط یهبار باهم قرار گذاشتین، سم
،حالا اینجا رو گوش کن هردومون بیشتر بهمامانهامون نزدیکیم
.عاشق موسیقی "فیوژن تایلندی" و "تِرَپ" هستیم [از سبکهای موسیقی]
.اکثر مردم آتلانتا هم همینطورن
."تازگیها رفته بوده کوهنوردی توی "یوسمتی
.من پارسال دقیقاً .اسۀ کوهنوردی رفته بودم همونجا
.قشنگ بههم میخورین
خب، وضعیت تنفست چجوریه؟ - .خوبه -
،خب، ضربان قلبم یکم بالا رفته
...ولی احتمالاً بخاطر - اه، تو رو خدا نگو -
.که بخاطر "سو"ه
اوه، بیخیال، مرد حسابی، خودت هیچوقت این ارتباط عاطفیُ حس نکردی؟
.اوه، حتماً تجربه کردی دختره کی هست؟ چی شد؟
.نگو که گذاشت و رفت
.نمیتونم بذارم "سو" هم اینکارو بکنه
.امشب داره میره اسپانیا باید قبل از این که از اینجا بره
برم و ببینمش. حالم ردیفه؟ - .آبِ بدنت کم شده -
باید نگهت دارم .تا بهت سرم مایعات بزنیم
.باید همینجا بمونی
الان میخوام یهچیزیُ اعلام کنم ،واسه همین فقط
صبر کنین، باشه، بچهها؟ لطفاً، لطفاً، لطفاً
.بازم فکر کنین - هی، چه خبره؟ -
.اه، سمت راست - .از خودش بپرس -
.شما دوتا باهم هستین... چه عالی
.ام... خیلیخب، گوش کنین
خیلیخب، الان مثل سال 1918 است، خب؟ ،ماکروویوی نیست
،بیب روث" داره توی بیسبال بهتوپ ضربه میزنه" [بازیکن مشهور بیسبال]
میانیگین طول عُمر یهو 12 سال .کاهش پیدا میکنه
کسی میدونه چرا؟ بخاطر جنگجهانی اول؟
اشتباهه، جنگ فقط باعث ،مرگِ 9 میلیوننفر شد
ولی آنفولانزای اسپانیایی .باعث مرگِ بیشاز 50 میلیون آدم شد
هنوزم گوشهاتون با منه؟
باشه؟ من به سهتا گروه .تقسیمتون میکنم
،سمت چپ کسایی که واکسن آنفولانزا زدن .سمتِ راست کسایی که واکسن نزدن
گروه وسط، کسایی که یادشون .نمیاد واکسن زدن یا نه
.گروه وسط، سعی کنین یادتون بیاد
.سمت راستیها، همینجا میمونین
سمتِ چپیها، خبر خوب اینهکه .با یه بستۀ مراقبتی از اینجا میرین
اگه اینجا منتظر بمونین احتمالش .هست که بیماری بدتری بگیرین
خب؟
خب حالا بجنبین ببینم .کاری که گفتمُ بکنین، بسیارخب
،حالِ همهتون بهتر میشه
.قول میدم - .ممنون -
عین حضرت موسی میمونه .که دریای سرخ رو شکافت
وقتی یه موج دیگه از آدما .اومدن، خلاقیت بهخرج بدین
.واقعاً دلم نمیخواد مرغوجوجه بزرگ کنم
ظاهراً اونموقع
.خیلی دلت میخواست مرغوجوجه بزرگ کنی
ببین، حالا اون خونه .اونقدرها هم چشمم رو نگرفته
.میتونیم جاهای دیگهرو هم ببینیم
...اه
...فکر میکنم فقط
.باید یکم روش فکر کنم
...فهمیدم، این
.تصمیم بزرگیه
نیروی کمکی خواسته بودی؟
.سلام، آره. ممنون که اومدی
امیدمون به این بود که یه دکتر متخصص بیماریهای عفونی
بتونه خیالمون رو راحت کنه که
.اینقدر نگران نباشیم
،بیمارمون "مگ"، بیماری حصبه داره .تبش داره بالاتر میره
.بهدرمان هیچ واکنشی نشون نداده
گلبولهای سفید توی سیتوپلاسم .نوتروفیلها تجمع پیدا کردن
درسته. و همینطور اجسام دوهل .و گرانولها سمی [مواردی که درصورت وجود عفونت دیده میشوند]
و توی زندان دور و بر آدمهایی .بوده که خطر آلودگیشون خیلی بالاست
،یعنی میگم، یا ما دیوونه شدیم
یا این میتونه یهجور آنفولانزای شایع و جدید باشه؟
،امیدوارم که دیوونه شده باشین ،ولی ممکنه حق با شما باشه
.که این یعنی باید بدترین حالتُ درنظر بگیریم
احتمالش هست که "مگ" نوعی آنفولانزا داشته باشه
که ما هنوز حتی .اسمیهم براش نداریم
.میتونه خیلی واگیردار باشه
!مراقب باشین
باید تا وقتی نفهمیدیم با چی سروکار داریم
.اقدامات احتیاطیُ انجام بدیم
هرچی که هست باید جلوی .پخش شدنش رو بگیریم
کاری که باید بکنیم
.اینهکه نذاریم یهبیمار بشه هزارتا بیمار
."سرترو بیار بالا، برگرد بالا، "مگ
.نفس عمیق بکش ببینم .نفس عمیق
.چیزی نیست، حواسمون بهت هست
.نفس عمیق
.نفس بکش ببینم
الان دیگه میتونم بترسم؟
وقتی میخوای توی این بیمارستان
قرنطینهرو شروع کنی، باید قبلش .بهمدیر عامل خبر بدی
میدونم روال کارهای تو چجوریه .دکتر هاوکینز، ولی این قانونه
شانس آوردیم که فهمیدیم .و قرنطینهرو انجام دادیم
.تو یهدونه بیمار رو قرنطینه کردی ولی این منم
که باید با صدها بیمار و کل پرسنل .سروکله بزنم و کاری کنم نترسن
خودتون میفهمین که حرفِ هر جفتتون یکیه؟ نه؟
اونهم اینکه همهمون میخوایم .هرچه سریعتر این مشکلُ حل کنیم
الان با چیا سروکار داریم؟
تا اینجای کار، فقط یهسری ،فرضیه داریم
مهمترینش هم اینهکه ممکنه یه .نوع آنفولانزای واگیردار باشه
.یهچیزی دستگیرم شد
.احتمالش هست که عفونی نباشه
مگ" برای کمکاری تیروئیدش" .داروی لووتیروکسین مصرف میکنه
پس یعنی میتونستیم اینکارها رو نکنیم
.و هیچ حدس و گمانی هم درکار نبود - نه، چون -
.احتمال عفونی بودنش بیشتره
بعلاوه، مگ بهم گفت که یهتعدادی .از زندانیها مریض بودن
امکانش هست که ملاقاتیهاشون .سفرهای بینالمللی داشتن
.یعنی میگم، اون خودشهم خبر نداره - .زندانها مرکز بیماریها هستن -
.ممکنه علائمش از همونجا شروع شده بوده باشه
.عاملش یا لووتروکسینه، یا زندان
.علتی که عین یه دوراهی میمونه
،ریسک نمیکنم
.برایهمین، هر دو راه رو امتحان میکنیم
خیلیخب، آنتیبیوتیکهای گستردهاثر رو واسهش شروع میکنم
و به آزمایشگاه میگم که
یه آزمایش تیروئید انجام بده ...ولی دلم بهم میگه که
.عفونت از داخل زندون اومده - .دقیقاً -
خب پس منم میرم اونجا سعی میکنم هرچی
"یا هرکی که باعث مریضیِ "مگ .شدهرو پیدا کنم
.منم با "الک" میرم
واقعاً میخوای برگردی اونجا؟
.اونجا رو مثل کفِ دستم میشناسم
.خب، خیلی بااحتیاط این قضیهرو حل کنین
اگه شایعههای شیوع یه بیماری .پخش بشه، آشوب بهپا میکنه
باید قبلاز اینکه دوباره غوغا بهپا بشه .بخشِ اورژانسرو خلوت کنیم
.دکتر شاو گفت که خلاقیت بهخرج بدیم
.اوه...، چیزی به ذهنم نمیرسه
.خیلیخب، گوش کنین
اگه درجه حرارت بدنتون بیشتر از 38 بوده .برین سمتِ چپ
اگه سنتون بیشتر از 65 ساله و ،بیماری مزمن دارین
.لطفاً برین بهسمتِ راست
اه، این آدما کیاند و چرا اومدن بخش ویآیپی؟
بیمارهای آنفولانزایی. اورژانس دیگه جا نداشت .ولی اینجا جا هست
دستور اینکارو هم یکی داده .که نباید اسمشو بیاری
.تا 90 دقیقۀ دیگه میریم بیرون
،اگه بخوایم باطن قضیهرو ببینیم ممکنه که بل پدرمون رو دربیاره
و باید شغل پزشکیمونُ .ببوسیم بزاریم کنار
هیچوقت فکر نمیکردم بهاین زودی برگردم اینجا؟
بهعنوان یه پرستار اینجا بودی؟
.زندانی بودم. بند 6
نترس. برای ورود غیرقانونی .واسهم پاپوش دوخته بودن
کجا؟ مشروب فروشی؟
.کلینیک انکولوژی
،خب، ولی درهرصورت
.برام جالب بود - مطمئنم خودتهم
توی فعالیتهای پزشکیای که توی کلِ دنیا داشتی
.واسه خیلی چیزها جنگیدی - .آره، یه تکو توکی -
ولی تا حالا اونقدر یهجا نموندم که با کارهام
کسی مثل نیک نوینُ تحریک کنم که .همچین دردسرهایی درست کنه
الان چی؟
کلینیک هم برات مثل یه ایستگاهه
یا برنامه داری که یهمدتی اونجا بمونی؟
.ببینم زندگی بهکجا میکشوندم
امروز فقط میخوام .بیمار اولیهرو پیدا کنم
.یکم زمان میبره
.کنراد جواب آزمایشهای "مگ"رو گرفته
.طوفان تیروئیدی» نیست» [پرکاری شدید تیروئید]
.همونطور که پیشبینیشُ میکردم
حالا باید یهعفونت غیرعادی .بین این جمعیت پیدا کنیم
.اهان
سلام، خانمها، این بالا رو ببینین .سلام
.اه، ایشون پرستار "نوین" هستن
.من دکتر "شاو" هستم
،اه، امروز قضیۀ مرگوزندگی درمیونه
واسهی همین واقعاً بههمکاریتون .نیاز دارم
اگه این سهتا علائمی که میگمرو .دارین، دستتون رو بیارین بالا
.فقط کسایی که هر سهتا علائمرو دارن
.اگزما... از قوزکپا به بالا
.ورَم در ناحیۀ زیر بغل، گردن یا کشالۀ ران
.تب خیلی شدید
.من، اینجا
بتسی، امروز نمیتونی با فیلمبازی کردن ،سر از درمونگاه دربیاری
.مگر اینکه واقعاً مریض باشی
.اون همسلولیم بود - .عجب -
سهتا احتمال واسه .این بیماری هست
یا "مگ" بیماریُ بهاینا ،منتقل کرده
،یا اینا بیماریُ به "مگ" منتقل کردن .یا هیچکدوم
.خب، یهنفرُ قرنطینه کردیم .حالا باید از سهنفر سؤال کنیم
این اگزما از وقتی شروع شد .که مسئول تمیزکاری شدم
چندوقت پیش؟
.چندماه پیش - فقط روی دستهاته؟ -
.آره - .به لاتکس آلرژی داره -
.تبِ خفیف
این لکه از اول عمرت تا حالا روی بدنته؟
.شاید - .این ماهگرفتگیه -
.خیلیخب
واکسن آنفولانزا زدی؟ - .پولم نمیرسه -
با "مگ"، تماس مستقیمی داشتی؟ - .تقریباً هر روز دارم -
میشه این لکههایی که روی دستته رو ببینم؟
.آره، ولی اگزما نیستن
اونا جای نوک اند؟
توی حیاط زندان .به چندتا کبوتر غذا دادم
.یکیشون یهویی بداخلاق شد و نوکم زد
مگ" هم بهشون غذا داده بود؟ "
خب حالا چون به چندتا کبوتر غذا دادم
...قراره بخاطرِ... چهمیدونم آنفولانزای پرنده بمیرم؟
.شاید اصلاً آنفولانزا نداشته باشی بهنظر ما ممکنه
.کریپتوکوکوزیس باشه [بیماری قارچی مشترک بین انسان و پرندگان]
یه عفونت قارچیه
که ممکنه از طریق فضلهی .پرندهها بهش مبتلا بشی
،گوش کن، خوشگله
،تا حالا دوبار چاقو خوردم
،چندبار ضربهمغزی شدم
.مونونوکلئوز گرفتم، زونا گرفتم [مونونوکلئوز: نوعی بیماری ویروسی]
.اگه چیز بدیه، بهم بگو
،قبلاز اینکه بهاین سؤالت جواب بدم .اول باید بفهمم چی تو رو مریض کرده
...دلت میخواد به یهنفر زنگ بزنی دوست، خونواده؟
...فقط
بهشون بگی که کجائی؟
،دلم میخواد به دوستدختر قبلیم زنگ بزنم
.ولی واقعاً گند زدم به رابطهمون
انگار توی رابطههام
.زیاد خوب نیستم
.منم مطمئن نیستم که خوب باشم
.بهتره دو دستی بچسبی بهاون دختره
نیک معرکهست .اون یه جواهره
.نذار اینیکی از دستت بره
.تمام سعیمرو میکنم
.تو هم طاقت بیار
یکم دیگه برمیگردم .تا ریههاتُ معاینه کنم
.جوابهایی که میخواستینُ پیدا کردم
واسه شنیدنش آمادهاین؟ - .بگو ببینم -
آخرین بیمارستانی که با کوآدیس همکاری داشته
.بیمارستان عمومی جکسونویل بوده
گوردون اونجا بهشکل وسیع باهاشون ...کار میکرده
منظورت از "وسیع" چیه؟
بیمارستانی بوده که نسخۀ آزمایشی یهجور دستگاه دیگهرو
.اونجا تست میکرده
چه دستگاهی؟
مدیرعاملش کی بوده؟
.اه، باشه، گیجم کردین - .اوه، محض رضای خدا -
.خودم انجامش میدم
پرستار مسئولِ شیفت ازم ،میخوادکه با یه بیمار صحبت کنم
پس یه شانس دیگه داری .که اینکارو درست انجام بدی
باید با مدیر عاملی که گوردون .قبلاً باهاش کار میکرده، صحبت کنم
،فقط جا و مکانش مهم نیست .افراد درگیر هم مهماند
.کاملاً منطقیه - ...پس برو -
واقعاً؟ - .بله، فهمیدم -
.بزارین بهعهدۀ من - .خیلیخب -
.خیلیخب. گپ خوبی بود
هی. تو منو پیج کردی؟
.آره
یهچیزی دیدم که .باعث شد دلشوره بگیرم
میخوام بدونم تو هم با دیدنش .دلشوره میگیری یا نه
.اینجا
.سلام، سم
.دکتر پرواش، شما برگشتین
.از دیدنت خوشحالم، پسر - حالت چطوره، سم؟ -
خب، راستش .خیلی حالم بده
این اگزما کِی به بدنت ریخت؟
.اه، نمیدونم
.بدجور که دلشوره گرفتم
برای انتقال بیمار .بهکمک احتیاج داریم
هاندلی"، باید کاری کنیم که بقیه بیمارها " و پرسنل کمتر در معرض این بیماری
.قرار بگیرن - .ماسک. الان ترتیبشو میدم -
.آنجلیکا
.آقایون، خانمها، ماسک - .زودباشین، بچهها -
.بیا عزیزم. اینو بزن بهصورتت - ماسک میخوایم واسهچی؟ -
اون آقاهه «ابولا» داره؟ - .فقط روال کاره - [نوعی ویروس]
.هاندلی"، یه ماسک بزن بهصورتت"
.ماسک، لطفاً
سم، ببین میخوام این ماسکُ بزنم بهصورتت، خب؟
حاضری؟
.آره - .بیا بریم -
...قضیه چیه؟ میخواین میخواین منو بهکجا انتقال بدین؟
.قرنطینه
.خب گمونم گفته بودین که تحتِ کنترلتونه
حالا شدن دوتا بیمار .که علائمشون داره وخیمتر میشه
.تبهای شدید، خونریزی و ملت دارن میترسن
.که توی شیوع یهبیماری گیر افتادن - .هیشکی همچین فکری نمیکنه -
...این هشتگ ترند شده ...بیمارستانی_با_شیوع_بیماری_ناشناخته#
.خلافِ اینو میگه - .این یه شیوع نیست -
من برونکوسکوپی انجام دادم تا وجود «کریپتوکوکوس» رو بررسی کنم [نوعی قارچ بیماریزا]
.الان مطمئن شدیم که این عفونت قارچی نیست
،پس میدونی که چی نیست ولی هنوز روحتهم خبر نداره
.«که چیه. «ماربورگ»، «تبِ لاسا [بیماریهایی با تبِ بالا و خونریزی دهنده]
تمام تبهای ویروسی خونریزی دهنده .هنوز جزء احتمالات هستن
برای همینه که محضاحتیاط .لباسهای محافظ رو آماده کردیم
و از قبل با مرکز کنترل .و پیشگیریِ بیماریها تماس گرفتیم
هرچی که باشه، آمادهایم .که بهش رسیدگی کنیم
.بیمارستان "اموری" بهش رسیدگی میکنه تنها کاری که باید بکنین اینهکه
.کاغذبازیهای مربوطبه انتقالُ ردیف کنین - .صبر کن -
نمیتونی این بیمارها رو .منتقل کنی
خوبم میتونم. چون دوتا بیمار میتونن
.ریسک یه کابوس برای چستین باشن
،اگه این عفونتها وخیمتر از این بشن
سوار شدن توی هلیکوپتر .بهمنزلۀ مرگشونه
اموری" بهترین بیمارستان" .در حیطهی بیماریهای عفونیه
دولت فدرال رسماً بهشون پول میده
تا مسئولیت همچین سناریوهایی .رو برعهده بگیرن
"وظیفۀ بیمارستان "اموری مراقب از بیمارهاییه
که ماله بیمارستانهایی هستن .که توانایی مدیریتشونُ ندارن
.ولی این کاملاً تحت کنترل ماست
.بهنظر من کاملاً برعکسه
چند ساعتی طول میکشه که ترتیب کارهای انتقال
.و درخواست هلیکوپتر رو بدم .همیناندازه وقت دارین
اگه بتونین تا قبلاز اینکه بهاینجا ،برسه، بیماریُ تشخیص و درمان کنین
.اینطوری... عالی میشه
.آفرین دارین
.اگه خون دیدی، خونِ خودته
.اتاق سرده، تیغ هم تیزه
بهتو و اون دلنازکت قول میدم
.که هیچ خونی نمیاد
...ببخشید. اون، اه، انگار هنوز
.انگار هنوز زندهست
.اینطور نیست
دفعۀ اولی که پاتُ توی اتاقعمل میذاری
،بیمارت هم عین مردهها بهنظر میرسه
.ولی قرار نیست اینطور بشه
این چیزیه که میتونه .توی هضم این قضیه کمکت کنه
توی اتاق عمل
.فقط باید از غریزهت پیروی کنی
.باید تمام چیزای دیگهرو بزاری کنار
.حالا نگاه کن
این دریچۀ کوفتی .خیلی گندهست
.نه، فکر میکنم برعکس گرفتیش
که، بهنظرم، جولیان هم
.میخواست همینُ بهت بگه
اه، توی این جعبه چیه؟
.هفتتا از دریچههای قلبی کوآدیس
و چرا آوردیشون اینجا؟
ازت میخوام که اونا رو با .دستگاه دوپلیکاتور ضربان تست کنی
و چرا خودت اومدی اینجا؟
دارم به یهنفر کمک میکنم که به جایی که تعلق داره برگرده
،و دیگه هرچی سوال داشتی پرسیدی
.پس تستها رو انجام بده
.خیلیخب، نیروی پمپ زدنش رو بیشتر کن
،و این دفعه
جریان خون یه بیمار پُرفعالیترو .روش اعمال کن
.یه کوچولو بیشتر
.قراره توی دردسر بزرگی بیوفتیم
این دریچهها نیروی کافی برای .بیمارهای جوون و فعال رو ندارن
.درست مثل بردلی
.نمیتونه نفس بکِشه باید چیکار کنم؟
.الان میام
چه خبره؟
سطح اکسیژن خونِ سم .داره افت میکنه
.الان میرم سراغش
.مگ"، از تختت بیرون نیا"
.خب، میتونی بری
.راه هواییش سالم نیست .باید واسهش لوله بزارم
!داره تشنج میکنه
.مگ"، طاقت بیار"
.نمیتونم راههواییشو باز کنم
.الان «آسپیره» میکنه [ورود مایعات و ترشحات بهداخل مجرای تنفسی که باعث خفگی میشود]
نیک"، معلومه داری چیکار میکنی؟" .بدون لباس خطرناکه
.وقت واسه لباس پوشیدن نیست
نزدیک بود بهداخل ریههاش .آسپیره کنه و بمیره
.تو هم بودی همین کارُ میکردی
.بهت گفتم خودم کمکش میکنم - .شنیدم که چی گفتی -
.خودم خواستم بیام داخل قرنطینه
.بیا برگردیم سرکارمون
...نیک
.در معرض ویروس قرار گرفتی
.میدونم
.توی ایزوله میمونم
ماسکها بهصورتتون باشه .درب اتاقهاتونُ هم ببندین
چیزی واسۀ دیدن نیست ولی اگه صورتهاتونُ نپوشونین
و سر راه قرار بگیرین، صددرصد .آلوده میشین
.میلوش"، سریال «گلدن گرلز» الان شروع میشه"
گلدن گرلز؟ - .آره، برگرد توی اتاقت -
.خوب کمک کردی
تو هم خوب جلوی بقیهرو گرفتی .که توی دستوپا نباشن
.خونریزی مغزیای نیست
پس تشنجهاش .بخاطر عفونت بوده
.غدد لنفاویش خیلی ورم کردن
.نتیجهی آزمایش سنجش آنتیبادیها هم اومد
ایمنی بدنش بهشکل غیرعادیای .پائین اومده
مختل شدن سیستم ایمنیش باعث شده
.که پیشرفت علائمش اینقدر سریع بشه
وقت زیادی نمونده وگرنه .از دستش میدیم
بهمحض اینکه نمونه مایع آسپیراسیونِ ریهاش بهدستم برسه
.عفونت رو شناسایی میکنم
"دوتا نمونهی آسپیراسیون، "مگ
."و "سم
.حالم خوبه
گفتم شاید آلوده نشده باشم .واسههمین لباسم رو پوشیدم
اینقدر تابلو بود که نگرانم؟
خوشبختانه بهزودی بیماریُ .تشخیص میدیم
.بعدش میتونیم هردتونُ بیاریم بیرون
خب، جدا از اینکه ممکنه
،که یه بیماری عفونی مرگبار داشته باشم
.ولی موندن توی ایزوله اونقدرهام بد نبود
کنراد، امروز اوضاع اینجا ،خیلی درهم شده بود
وگرنه پیدات میکردم و .باهات حرف میزدم
.نگران نباش. بیخیالِ اون خونه شدم
.گفتم نمیخوایمش - چیکار کردی؟ -
.فقط بهنظر کار درستی نبود
.ولی میتونیم به گَشتن ادامه بدیم
.البته اگه دلت بخواد
،الک" خیلیزود اون نمونهرو لازم داره"
پس بهتره آمادهاش کنی .که بفرستیمش
شاگردهام کجان؟
دارن باهم یه ساندویچ دومتریُ میخورن .که من پولشُ دادم
واسهشون از این ساندویچهای غولی خریدی؟
.آره
فقط برای اینکه تنها گیرت بکشم تا جلوی روت اعتراف کنم
.که تو واقعاً بهترین هستی
،مشتاقانه گوش میدم ،ولی واقعاً گشنهمه
چیزی واسۀ من سفارش دادی؟
وای، خدا، تکبر و غرورت ،کلِ این اتاقُ گرفته
ولی باید دهنتُ ببندی .و بهم گوش کنی، آقای محترم
من 7تا از دریچههای مصنوعیِ کوآدیسُ .توی دستگاه شبیهساز ضربان تست کردم
گمونم بتونم ثابت کنم که مرگِ بردلی بخاطر
بخاطر خطای دستگاه بوده .نه خطای جراح
.درموندگی اصلاً بهت نمیاد، مینا
.کلک زدن هم که دیگه بدتر
داری میگی من دروغگوئم؟
دارم میگم وقتی منم مثل ،تو جوون و سرسخت بودم
اگه استاد منم "ایب بندیکت" عین الانِ من داشت به فنا میرفت هرکاری که میتونستم
.برای برگردوندنش میکردم - .اوه، من اینکارو نمیکنم -
همون ایب بندیکتی که دریچههای .مصنوعی کوآدیسُ تضمین کرده بود
کسی بهم نشون داد که بهاحتمال زیاد این غرورم بوده
.که باعث مرگِ بردلی شده
پس نه، مینا، قضیه این نیست .که بهت اعتماد نداشته باشم
فقط به استادم خیلی بیشتر .اعتماد دارم
خب، اون اشتباه میکنه .و تو خیلی یهدندهای
اگه قصدت از این مجازاتت اینهکه
بتونی به حرفهای ،بقیههم گوش کنی
.پس پیشنهاد میکنم که واقعاً گوش کنی
.مرگِ بردلی تقصیر تو نبود
.یرسینیا پستیس [باکتری عامل طاعون]
.خودِ طاعون سیاهه
.یه طاعون ساده نیست
.مقاومت دارویی داره
غیرعادیترین گونهایه که .تاحالا دربارهاش شنیدم
و این نوع عفونت در برابر همۀ .آنتیبیوتیکها بهجز کولیستین مقاومه
باید هرچهسریعتر درمان صحیحُ .روی بیمارها انجام بدیم
.باید به نیک داروهای پیشگیری بدیم
.فوراً
"و میزان تراکم آلودگی باکتریاییِ "سم .خیلیبیشتر از "مگ"ه
.مدت بیشتریه که مبتلا شده
.پس "سم" ، مگ رو آلوده کرده
.باید بفهمیم که "سم" کجا بوده
هرکسی از بیرون اونو آلوده کرده
.داره کلِ آتلانتا رو هم آلوده میکنه
،سم" بیهوشه و لوله بهش وصله" .ولی میدونم کی میتونه کمکمون کنه
.طاعون سیاه
چه بیماری مبهم و نادری بوده تاحالا بهش برخورد کرده بودی؟
هرسال 10 تا پرونده از این بیماری ،توی آمریکا ثبت میشه
.که اکثرشون ماله کرانۀ غربیاند
،سم" این بیماری رو آورد بهاینجا" .ولی یهنفر آلودهش کرده بود
توی اورژانس چیا بهت گفت؟
.منظورت اینهکه چی بهم نگفت
.خیلیخب، هرچی گفته بهم بگو
،باید بدونیم کجا رفته بوده .و چه کسیُ دیده
.خیلیخب. از توی پارکِ "پیدمونت" گُل چیده
اساساً کلِ روز داشته برای اولین قرارش
.با همسر آیندهاش، "سو"، آماده میشده
.وایسا. دختره رفته بوده کوهنوردی
.تازه از کوهنوردی برگشته بوده - کجا رفته بوده؟ -
.یوسمتی
.یوستمی مرکز کَکهای ناقلِ طاعونه
.اون دختره ممکنه بیمار ناقلِ اولیه باشه
واحد عملیاتی اعزام شده چی گفتن؟
درب خونۀ "سو" رو شکستن، وقتی پیداش کردن ،واکنشهای حیاتیش خیلی کم بوده
.و نبضش هم ضعیف بوده
.ببرینش توی ایزوله. بیاین بریم
خیلیخب، آماده؟
.یک، دو، سه
.«خیارک» - .باید دسترسی بیشتری داشته باشیم - [تورم غدد لنفاوی]
.شوک عفونی بهش دستداده
خیلیخب، الان یه کاتتر ورید مرکزی میذارم .یه کیت بهم بده
.اینم از سرمها و آنتیبیوتیکها
یادتون باشه، این یه گونۀ بیماری .با مقاومت داروییه
.از قبل با واحد دارویی صحبت کردم
.کولیستین داره برای تزریق آماده میشه
فقط باید امیدوار باشیم .که خیلی دیر نکرده باشیم
حالِ "سو" خوبه؟ .بگو که حالش خوبه
خیلی نزدیک بود، ولی بزودی .خوب میشه
.همهتون خوب میشین - .ایول -
...دکتر پراوش، کارِ شما و بقیۀ دکترها
.و همهتون فوقالعاده بود. وای
.سو" منو به طاعون مبتلا کرد"
...و میدونم، میدونم که این دیوونگیه
.ولی بهنظرم رومانیکه
،فرض کن اگه "سو" مُرده بود
چه بلائی سر این پسر میاومد؟
."هرچی میخوای مسخره کن، "مگ عین خیالمهم نیست. میدونی چرا؟
و شایدم لوس و بیمزه باشه
ولی قضیۀ من و "سو" همون .عشق توی نگاه اوله
خواهشاً بگو که اون دوتا .دستگاه اولتراسوند رو ندزدیدی
لزومی بهاین کار نبود. یه معاملۀ .با "رئیس بل" کردم
اون ازم استفاده برد، منم از اون .استفاده بردم. همه هم سود کردن
.البته بیشتر بیمارها - .خب، آره -
فقط اونا هستن که اهمیت دارن .پس بههر قیمتی که باشه
هی، نیک، همهچی روبهراهه؟
...آره، آره، نه، خوبم. فقط
میخواستم بیام و ازت بابت .کمکهای امروزت تشکر کنم
.یهچیزایی یاد گرفتم
آره، منم همینطور .حالا حقته که بری و یکم استراحت کنی
چرا نمیری خونه و با کنراد چندتا آبجوی سرد نمیخوری؟
.و یکم خوش بگذرونی
.آره
.آره، باید همین کارو بکنم
."شب خوبی داشته باشی، "الک
برای چی اومدیم اینجا؟
.اه، خب، میزمون اونجاست
.کسی سر اون میز نشسته
.دکتر بندیکت، رفیق و استاد خودم
ایشون دکتر مینا اوکافور هستن .ما عین «یین و یانگ» هستیم [دو اصل متضاد و مکمل]
.اوه، خوشوقتم - شماها اتفاقی اومدین اینجا؟ -
یا اتفاقاً شاید میدونستیم .که شما اینجایی
سهشنبهست و موقع خوردنِ «جگر چرب»، مگهنه؟ [غذای فرانسوی تجملی و گرانقیمت]
اون، پس چه کمکی از دستم برمیاد، دکتر آستین؟
خب، راستش، دکتر .بهاندازۀ کافی بهم کمک کردی
این شش سالِ آخر واسم .استاد معرکهای بودی
حرفات عین کساییه که میخوان .از کار دست بکشن
.واقعاً؟ نه، اتفاقاً برعکس
خب، من اومدم اینجا چون میخواستم به من و همکارم
توضیح بدین که دقیقاً چرا کوآدیس رو تضمین کردین؟
...بهت که گفته بودم، پنیسیلین
.«دالرز فور داکز»
تا حالا اسمشُ شنیده بودی؟ .احتمالاً نه
یه سایت پروپابلیکا توی اینترنته
که جزئیات پرداختهای .شرکتها رو منتشر میکنه
خب، ما مخصوصاً بخاطر این اومدم اینجا
تا بفهمیم قضیۀ این 1/5 میلیونی
که آقای گوردون پیج بهحساب .بانکیتون واریز کرده چیه
عزیزم. میشه یهلحظه ما رو تنها بزاری؟
ترجیح میدم توی دفترم راجعبه ...اینچیزا حرف بزنم
.من که هیچجا نمیرم
ببینین، وقتی دکتر اوکافور ...به یهچیزی باور داشته باشه
یا توی این مورد، یهنفرُ باور داشته باشه
تمام سختیها رو بهجون میخره تا بههر قیمتی که شده
.به هدفش برسه
...درحالیکه تو
تو کاری کردی که باور کنم
.که غرورم باعث مرگِ بیمارم شده
درحالی که درواقع، تقصیر اون شرکتی بود که دریچههای معیوب تولید میکنه
.و تو رو هم خریده و صاحبته
.ناامید کنندهست
چیزی هست که بخوای اضافه کنی؟
.فعلاً که نه
."میبینمت، "ایب
،اول خبر خوب رو میخواین یا خبر بد یا خبر ناجور؟
.بههمین ترتیبی که گفتی
خبر خوب: فهمیدم مدیر عامل و سرپزشک جراح مغز اعصابِ
بیمارستان عمومی "جکسونویل" کی بوده ."دکتر "رایان کیهو
.که بهعلاوه با گوردون پیج به "کابو" رفته بوده
توی دستگاه جدیدش که برای کمر بوده پیشگام بوده
و همینطور مغز متفکر .کوآدیس بوده
واسهتون آشنا نیست؟
.بد: اون اسکاچ از طرف مامانمه
اون و بابام توی عروسی خاله دنیس"ام دوباره همدیگهرو دیدن"
و دیجی با انتخاب آهنگهای سافتراک دههی هفتاد باعث شد دوباره بینشون جرقههایی زده بشه
.اونهم یهجور کثیفی که حالم بههم خورد
...ولی بعدش - خبر ناجور چیه؟ -
نمیتونین دکتر "کیهو" رو ببینین .چون مُرده
ده ماه پیش، وقتی در اوج ،شراکتش با کوآدیس بود
از پُل "دیمز پوینت" پائین پرید .و خودکشی کرد
ببین، تو که ...؟ - تو...؟ -
.ببین، کنراد، من از وضعیتمون راضیام
.از خونهمون
.دلم نمیخواد اینا عوض بشه
.بههرحال، فعلاً نمیخوام عوض شه
فقط... زمان زیادی رو صرفِ این کردم
،که بفهمم به بیمارها چی باید بگم
سعی کردم بفهمم چجوری ترسهای قبل و ،بعد از تشخیص بیماریشون رو کم کنم
،و چجوری ازشون حمایت کنم ولی بعضیوقتا
.حقیقت تلخ بیشتر بهدرد آدما میخوره
خب... پس چطوره من و تو، اینقدر راجعبه این قضیه طفره نریم
و واقعاً باهمدیگه روراست باشیم؟
میخوای من چی بگم؟
خب، این که بهتره جداگانه زندگی کنیم؟ .اونهم دوباره
آره، ولی این معنیش این نیست که دلم نمیخواد
بیام و باهات زندگی کنم ،یا باهات ازدواج کنم، همۀ اینا
.فقط الان زمانش نیست
اشکالی نداره؟ - .و منم بهخواستهت احترام میذارم -
.اگه حقیقت ماجرا همینه
خیلیخب، کنراد، ظاهراً خودت جوابِ ،درستِ تمام چیزای اشتباه رو میدونی
.و احتمالاً بلد چجوری درستش کنی
.یالا
.قبلاً درست شده
.منو ببین
همینکه خواستم بشین اینجا و دربارۀ اوضاع صحبت کنم خودش یه پیشرفته، نه؟
.و این به لطفِ توئه
.ولی مشکل دقیقاً همینجاست
.دیگه چیزی نمونده که بخوای درستش کنی
.این منصفانه نیست - ...خب -
.قضیه انصاف نیست
.نیک، قضیه روراست بودنه
من واسهت عین یه پروژه بودم .و این پروژه الان تموم شده
.این ترسِ منه. این تشخیص منه
درسته؟
.خیلیخب، امروز نباید میاومدم اینجا
خب، اشتباه میکنم .یا حق با منه
یا اینکه حرف دلتُ بزن .همونطوری که از من خواستی اینکارو بکنم
،و اینکارو میکنم، ولی وقتی آماده باشم .وقتی که یهچیزایی واسهم روشن شد
اگه وضعیتم عین قبل بشه کمکی میکنه؟
فکر نکنم الان از از هیچکدوم .از وضعیتهات خوشم بیاد
.حداقل الان روراستی
.شب خوش، کنراد
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.