Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "رزیدنت" گذشت
صنعت تولید تجهیزات، به آدمایی مثل تو .نیاز داره که سیستم معیوبشون رو اصلاح کنی
،اگه ببینی اینوسط چیزی درست نیست
تو اونجا حضور داری تا .بهشون هشدار بدی و مشکلرو حل کنی
ما همهچیز رو خودمون همینجا
.توی آتلانتا تولید میکنیم
،من یه وکیل درستوحسابی میخوام
یه وکیل که کتوشلوارهایی ،شیکتر از ماله تو میپوشه
و همینطور نیممیلیون دلار پول میخوام تا وثیقه بزارم
و بهقید ضمانت .از این خرابشده بیام بیرون
.این اولین سال ازدواجمونه .با من بیا به سانفرانسیسکو
.نمیتونم از اینجا برم
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
،اینکه امروز اینجا همدیگه رو ببینیم ،مسخرهست
.اون هم روز ازدواجت
.من با پریا به سانفرانسیسکو نمیرم
نمیخوای ازدواج کنی؟ - .خودمم نمیدونم دارم چیکار میکنم -
،فقط میدونم که اون کار رو قبول کرده .و منم همینجا میمونم
نه. هر اتفاقی بین تو و پریا افتاده
.هیچ ربطی بهمن نداره
.من یه ازدواج رو بههم نمیزنم
،و اگه تو اینجا موندگار شدی ،این هیچی رو واسۀ ما تغیر نمیده
.چون من... دارم از آتلانتا میرم
منظورت چیه؟ - .دارم از کارم استغفا میدم -
واسه چی؟
فقط بزار بگیم که دنیای پزشکی اونجوری .که من انتظارشُ داشتم از آب درنیومد
.یهلحظه صبر کن. من نمیفهمم چی شده؟
نمیتونم راجعبهش حرفی بزنم باید برم گوردون پیج رو ببینم
باید شرکت رو به سرمایهگذارها نشون بدیم - ...جولیان -
.نمیشه که اینجوری تموم بشه
.چرا میشه - .وایسا، وایسا، نرو -
.همهچیزم داره از هم میپاشه
.برای منم، همینطور
.خداحافظ، دِوون
وای. خودت که اونو ندوختی، درسته؟
،اگه قراره شکنجه بشم .میخوام حسابی خوشگل بهنظر بیام
شکنجه بشی؟ - .از عروسیها متنفرم -
.من عاشقشونم - .همهشون عین هماند -
دقیقاً میدونی قراره چی بشه .و طولانی هستن
.خیلی طولانی
خب، مطمئنم که توی عروسی دوون و پریا
بهخوبی و با خوشرویی .رفتار میکنی
باید بریم وگرنه واسه .گزارشمون دیرمون میشه
.واسهمون آروزی موفقیت کن - .واقعاً بهش نیاز داری -
اینکه بِل برای کمک ،به بیمارها پول خرج کنه
.اون اصلاً اهل اینکارها نیست
.خیلی یهویی شد
بزودی در این مکان] [.کلینیک عمومی چستین" افتتاح خواهد شد"
.یا بهتره خوشبینانه نگاه کنیم
ما فقط یکدرصد از درآمدمونرو
.صرف خدمات اجتماعی میکنیم
این خیلی کمتر از اون 4 درصدیه که
برای حفظ وضعیت غیرانتفاعی .بودن بیمارستان لازمه
به زبون ساده، چستین سالیانه 20/6 میلیون
.از دولت بهجیب میزنه
و در عوض، لازم نیست برای معافیت .مالیاتیمون توجیهی واسهشون بیایم
پس داری پیشنهاد میدی که هیئتمدیره بودجهی یه کلینیک رایگان تأمین کنه
برای کسایی که بیمه ندارن ،و مکانش هم اینجا باشه
درست روبروی اورژانس بیمارستان چستین؟
نزدیک بودن اینجا به چستین .میتونه مزیت بزرگی باشه
اینجوری میتونیم بیمارهایی که از پسِ هزینههای بیمارستان برنمیان
رو به این کلینیک منتقل کنیم تا بتونیم .بهتر ازشون مراقبت کنیم
اجارهی اینجا چقدر هست؟
،اینجا ماله شهرداریه واسههمین موافقت کرده که بزاره
.رایگان از اینجا استفاده کنیم - .پس حسابی مشغول بودین -
حالت خوبه؟
.آره، خوبم
خب، ایدهی خوبیه، ولی تا حالا
.فقط در حد حرف و غیر عملی بوده
چهموقعی میتونم حسابکتابهای واقعی رو ببینم؟
پرسنلش قراره کیا باشن؟
داوطلبهای چستین، دانشجوهای پزشکی .و پرستارهای بازنشسته
.همهچیز برای ما مجانی نمیشه هنوزم مجبوریم که
یکی از بهترین پزشکهای عمومی .رو استخدام کنیم
...بهنظر یه وضعیت .بُرد- بُرد میاد
.به اورژانس زنگ بزن .بزار ببریمش به بخش اورژانس
.مارشال، بگو کجات درد میکنه
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
توی این چند ماه گذشته، رفتهرفته .داره ضعیفتر میشه
.من پیرم. این طبیعیه
به 65سال پیر نمیگن. امروزه میشه .همون 40 سالگی
میدونیم مشکلت چیه ...ولی این
این چیزیه که بهم یه .تشخیص احتمالی رو نشون میده
.گوش بده
.هنوزم قلبم تپش داره .همین دلگرمکننده است
.بابایی، الان جای شوخی نیست
.تو "سوفل قلبی" داری که صداش خیلی بلنده [صداهای غیرمعمول قلب]
یه نوار قلبی تأیید میکنه که .ایشون نارسائی شدید دریچهی آئورت دارن
دریچهی آئورتش اونقدر تنگ شده
که خون بهسختی میتونه ،از قلبش خارج بشه
که باعث شده خون اکسیژندار .به بقیهی اندامهای بدنت نرسه
پس برای همینه که همهش .خستهام و نفس کم میارم
به بهترین جراحمون میگم ،بیاد ویزیتتون کنه
،دکتر ایجی آستین
و اون واسهتون جراحی تعویض .دریچۀ آئورت رو توضیح میده
.اون هم ریش خیلی بلندی داره
خب، چقدر طول میکِشه؟
.چون من باید برم به نیکاراگوئه - نیکاراگوئه؟ -
یکی دیگه از اون عادتهای .کمک در اقدامات بشردوستانه
دیگه بازنشسته شدم، واسههمین .میخوام برگردم سراغ عشق اولم، نجاری
خب، باید حدود یکهفته توی .بیمارستان بمونی
،روند بهبودیت ممکنه یکم زمان ببره ،ولی تو جوونی
و در سلامت کاملی، باشه؟
خب پس بزار پذیرشت کنیم .و روبهراهت کنیم
.نیکاراگوئه منتظرته
دکتر هاوکینز، میشه یه صحبتی داشته باشیم؟
حتماً. مشکل چیه؟
ببینین، من وقتی بهدنیا اومدم .مامانم رو از دست دادم
.همیشه فقط من و بابام بودیم
و حالا هم بابا داره توی بزرگ کردن ،بچهام بهم کمک میکنه
...که خیلی دوستش داره، و .و، ببینین، خودم میدونم
همهی بیمارستانها خطرناکند و ...جراحیها هم خطرات خودشونو دارن
.من حواسم بهشون هست
.مرسی
.خیلی هم خوب - .ممنون -
.سلام
.مرد معرکهایه
.خیلیخب - .با دخترش رابطهی صمیمیای داره -
.کاش اون بابای من بود
.خب، الان بابای خودت بهت احتیاج داره
.دارن میارنش به بخش اورژانس
میخوام بهبیمارستان عمومی آتلانتا .منتقل بشم
.دکتر خودم اونجاست - اونوقت اینچجوری بهنظر میاد؟ -
رئیس هیئتمدیرهمون توی بیمارستان خودش
درمان نمیشه؟ .بیخیال
،خیلیخب، فشارخون 105 روی 80 .نبضش روی 110 ه
.ببرینش روی تخت شمارهی 10
...من از قبل یه تیم پزشکی دارم که
،باید قبلاز اینکه بهجایی منتقلت کنیم .بفهمیم مشکلت چیه
.خودم دقیقاً مشکلم رو میدونم .من بیماری "کرون" دارم [بیماری التهابی روده]
بیستساله که این بیماری رو دارم .خودم میدونم چجوری کنترلش کنم
.اینجوری که بهنظر نمیاد چرا بهم نگفته بودی؟
واسه چی باید پسرم رو نگران میکردم؟ - ،یه حدس کوچیک -
.چون من یه دکترم - .تحت کنترله -
،هرازگاهی، عود میکنه
.امروز هم یکیاز همون روزهاست - .یک، دو، سه -
بیماری کرون میتونه ،عوارض خطرناکی داشته باشه
.پس بزار ببریمت توی بخش ویآیپی
سوابقت رو میگیریم و .متخصص دستگاه گوارشت رو هم خبر میکنیم
.فکر معرکهایه - بخش ویآیپیِ ما -
.خیلی بهتر و مجهزتر از بیمارستان آتلانتاست
.همهتون دست بهیکی کردین واسه من - .میخوایم ازت مراقبت کنیم -
.فلدمن، منو در جریان بزار
.من کارهای پذیرشت رو میکنم
تو نمیدونستی؟ - .اون هیچی بهم نمیگه -
.خیلی توداره
یادم به اونروزی افتاد که قوزک پات رگبهرگ شده بود
.و نگفتی تا یکی کمکت کنه
.من اصلاً عین اون نیستم
یه پدر و پسر که دوست .ندارن تحت درمان قرار بگیرن
من که میگم درست عین سیبی .که از وسط نصف شده باشه
گوش کن، تاد، تو و من .سال نو، توی پاریس
.معرکه میشه. میریم توی دیسکوها
...و خیلی هم بهمون خوش میگذره .باید قطع کنم
،سلام، سهتا تماس داشتین ...دوتاش از
الان پیداش میکنم .روی یه کاغذ نوشتمش
.یهجایی همینجاهاست
.خدایا، بهدادم برس
،ام، مطمئنم که یکی از "روبرتا" بود
از همون آزمایشگاهی که حرف اولشرو .بزرگ مینویسن
.حرف اول همهجا رو بزرگ مینویسن
تو اختلال یادگیری داری؟
...ام، و وکیلتون، مکمالینز
.مککرری - .مک... مککرری -
.ایشون توی دفترتونن
.اگه کسی زنگ زد، وصل نکن - .راستش، وایسین، صبر کنین -
.اون با من یکم بد رفتار کرد
شاید بهتر باشه به بابام بگین .با یکی از وکیلهای خودش آشناتون کنه
...این استشهادی که به وکیلِ لین هانتر دادی
.باید قبلش بهمن زنگ میزدی
.دکتر هانتر برای مرگ لیلی کندال هم متهمه
شما و موکل من چهمدت بود که عاشق و معشوق بودین؟
.ام، من عاشقش نبودم
اون گفته که شما دفعات .زیادی باهاش خوابیدین
.اه، یه.. یه.. یه چندباری
.نه زیاد
این "زیاد" چند دفعه میشه؟
چیه که بهمن نمیگی؟
.یه جور فیلم سکس هستش
،توی دنیای قانون .یه اسم واسهش هست
.بهش میگن فاجعه
،این زنیکه عین هیتلر مشهوره
و اینکه تو و اون باهمدیگه رابطه داشتین
.باعث میشه مو بهتن مردم سیخ بشه
.اخراج میشی ...اعتبار و شهرتت از بین
.ببین، بسه
برای خلاص شدن ازش .یه راهی دارم
.سرتا پا گوشم
قبول کردم که وثیقهاش رو بهش بدم .و کمکش کنم یه وکیل خوب پیدا کنه
شوخیت گرفته. داری خودترو .توی دردسر بزرگتری میاندازی
.گوش کن چی میگم .اون میتونه آزاد بشه
یه دکتری توی تگزاس بود ،که به بیمارهاش تجاوز کرده بود
فقط با یه مؤاخذه آزاد شد .و هیچ زندانی هم نرفت
.جوازش هم باطل نشد
،قراره بگن خشونتآمیز بوده
.نه جنائی
.دکتر هانتر جون هزاران نفر رو نجات داده
،و اگه آزاد بشه هیچ بهونهای برای
.سرزنش چستین هم باقی نمیمونه
.اینجوری همهمون تبرئه میشیم
.وثیقهی دکتر هانتر، 5 میلیون دلاره
دادگاه 10درصدش .رو نقداً میخواد
.دیگه بهت برگردونده نمیشه
.این جزء شرایط ضامن وثیقه شدنه
.خب، خودش بهم برمیگردونه
.اون خارج از کشور حساب داره - تو هم باور کردی؟ -
.ببین، این کمترین نگرانی منه
حاضرم نیم میلیون دلار بدم .تا این مشکل ناپدید بشه
.به کوآدیس خوشاومدین
خیلی هیجانزده هستیم که برای اولینبار اینجا رو
بصورت اختصاصی بهشما .نشون بدیم
خب حالا، قبل از اینکه شروع .کنیم یه کاری باید انجام بشه
باید توافقنامهی عدم افشاء .امضا کنین
ما با جونمون از اسرار تجاریمون .محافظت میکنیم
فکر کنم بتونی به یه ژنرال 4 ستاره .اعتماد کنی
،خب، بهقولِ رونالد ریگان ."اعتماد کن، ولی کار خودترو هم بکن "
رونمایی آزمایشیتون توی چستین چطور پیشرفت؟
.تا الان که خیلی خوب بوده
ما بهتازگی تشنجهای لاعلاج
.یه پسر 8ساله رو درمان کردیم
از همون داستانهاییه که واسش .زندگی میکنیم
وزارت دفاع علاقه زیادی به ویاناس نشون داده
.برای تحریک مغزی و چیزای دیگه
.بله، تجارت خوبیه
من قبلاً توی دوتا شرکت بزرگ تکنولوژی سرمایهگذاری کردم
.و حتی اونا هم اینقدر شکاک نبودن
خب، بهم اعتماد کنین .تکنولوژی ما ارزشش رو داره
شما در جریان هستین که ،برای قراردادهای نظامی
،تمام محصولات باید طبق قانون داخل آمریکا ساخته شده باشن؟
تمام محصولات کوآدیس توی کارخونهای که همینجا در جورجیاست
.تولید میشن
اینجا محل طراحی تمام .نمونه محصولاتمونه
.اینجا محل انجام آزمایشهامونه
.از اول تا آخر، ساخت آمریکا
،سیستم مهندسیِ ما بینظیره
.و بازدهی بیمارهامون هم اینو ثابت میکنه
،ولی اگه این شما رو متقاعد نمیکنه
پس سود 100 درصدی سرمایهتون
چطور بهنظر میاد؟
تا پایان سال جاری، طبق برنامهمون .قراره 50 میلیون سودسهام داشته باشیم
سال آینده، بعد از اینکه .جهانی شدیم میشه 500 میلیون
...طی سهسال
.میشه 5 میلیارد
حالش چطوره؟ - .بهتره -
.برای دردش بهش هیدرومورفون زدن
وقتی اینجوری اینجا خوابیده بهنظر زیاد ترسناک نمیاد، مگهنه؟
.صداتو میشنوم
.خب، منو در جریان وضعیتش بزار
.اطلاعات وضعیتش رو میخوام .با جزئیات کامل
.ادرار، مدفوع، آزمایشها
بین دکتر و بیمار نباید رازی باشه، درسته؟
.درحقیقت تو دکترش نیستی .دکتر سیمونز دکترشه
بابا، ایشون رئیس بخش بیماریهای .گوارشی توی چستین هستن
ایشون یکی از متخصیصن برتر .در زمینۀ بیماری کرون هستن
.دکتر بل - .ایرنه -
.ممنون که اومدی - ،آقای وینتروپ -
من با تیم پزشکیتون توی .بیمارستان آتلانتا صحبت کردم
اونا تمام پروندههاتون رو واسهمون فرستادن، و فکر میکنم
.با وضعیتتون آشنائی کاملی دارم
واسههمین الان میخوام ،بگم ازتون یهسری آزمایش خون بگیرن
تا بررسی کنیم عامل .تحریک رودهتون چی بوده
ولی، بهمحض اینکه وضعیتتون ثابت شد اگه هنوزم دلتون بخواد
میتونین به بیمارستان عمومی آتلانتا منتقل بشین
.میتونیم ترتیب اینکارو بدیم - .ممنونم
حالِ هلکوپتر سواریرو داری؟
.بیمهات پولش رو میده
.فکر کنم همینجا خوبه. ممنون
سرمهای داخل رگت رو شروع کردیم و باید یه سوند بینی-معدهای هم واست بزاریم
.تا به کم کردن فشار معدهات کمک کنه - آره، این میتونه -
حالت رو بهتر کنه .تا بتونی یکم استراحت کنی
از همهتون ممنونم. ببخشید .که باعث زحمتتون شدم
،اگه کارتون تموم شده .میخوام با کنراد صحبت کنم
.تنهایی
.حتماً
.ممنون
مثل همهی بیمارهات .باهاش صحبت کن
چقدر درد داره؟ - .ام، بهتره -
برای 20 سال با این مریضی .سروکله زدم
بعد از اینکه مامانت منو وِل کرد .کمکم شروع شد
.خیلیخب، وایسا
.مامان تو رو وِل نکرد .تو مامان رو وِل کردی
خب، این موضوع الان بیربطه، مگهنه؟
.آره، همینطوره
یالا. چی میخواستی بهم بگی؟
.ببین، کنراد، بابت کمکت ممنونم
.حالا، بزار دکتر سیمونز حواسش بهم باشه
،من برگشتم اینجا تا پسرم رو بشناسم
.از اوضاع بینمون هم کاملاً باخبر بودم
و فکر میکنم توی فراموش کردن گذشته
.واقعاً پیشرفت بزرگی داشتیم
پس بزار این پیشرفترو .بهخطر نندازیم
.خیلیخب، باشه
هر اتفاقی که بیوفته، نمیخوام .باری روی دوش کسی باشم
.من اینجوری نیستم
.مجبور نیستی که مراقبم باشی
.هرچی تو بخوای، بابا
روبهراهی؟
.آره، خوبم
این لباسها مثلاً چسبون هستن؟
.نمیخوام چاق بهنظر بیام - انگار روپوش بیمارستان پوشیدی -
روپوشهای سبز و وحشتناک بیمارستان .عین هرروز
.دقیقاً. سلام خانم پراوش
.سلام
پس... دوستهات اینان، هان؟
.بس کن، مامان
.امروز خیلی خوشگل شدی
.ممنون .بله، امروز فوقالعاده شدم
ولی همه چشمشون
.به زوج خوشبخته
.خیلی بهت افتخار میکنم
.سعیم رو میکنم که همینجوری بمونه
این حرفت یعنی چه؟
.هیچی
.هیچی، مامان
برو، برو، برو، برو. بزار لباسهامون رو بپوشیم، باشه؟
.خیلی زود میبینمتون
.آره، خداحافظ، میبینمتون
،داره به داد زدن سر بچههاش فکر میکنه ،پول رهن خونه
.عین باباها چاق و خیکی میشه
ناسلامتی عروسیه،مراسم ختم که نیست رفیق .چاق شدن رو کاریش نمیتونی بکنی
.ممنون، بچهها
.بله، بله، عالیه
.بله، حتماً
،دوتا قرارداد دیگه .هرکدوم 25 میلیون
.واست خوشحالم، گوردون
.آزمایشگاهت واقعاً تأثیرگذار بود .تو فروشندهی فوقالعادهای هستی
.باید جشن بگیری .امروز عصر بهخودت مرخصی بده
.نمیدونم تنهایی چیکار کنم
یه مربی شخصی برای تمرینات موقع ناهار
.توی باشگاه منتظرمه .یهساعت دیگه برمیگردم
اتفاقات خیلی خوبی توی راهه، جولیان .واسهی هردومون
بیمار فوقالعادهای رو واسه .ویاناس انتخاب کردی
.و بههمین خاطر بهت پاداش میدم
سلام، جولیان بوت هستم از بخش فروش .آقای پیج موبایلشون رو توی آزمایشگاه جا گذاشتن
.فقط میرم داخل واسهشون بیارمش
سلام. فقط داشتم دنبال .موبایل گوردون پیج میگشتم
خیلیخب، اشکالی نداره، اگه پیداش کردین
بیارینش به دفترشون، باشه؟
:بهش میگن .تعویض ترانس کاتتر دریچۀ آئورت
ما یه کاتتر رو بوسیلهی یکی از سرخرگهای کشالۀ ران به داخل میفرستیم
و بدون اینکه سینهات رو بشکافیم
.دریچهی داخل قلبت رو تعویض میکنیم
واقعاً... همینقدر آسونه که بهنظر میاد؟
خب، من در طی حرفهی شغلیم ،چندصدتایی از این عملرو انجام دادم
و تکتکشون با موفقیت انجام شدن .بدون هیچ اشکالی
خب حالا، من یه وقت خالی دارم که میشه امروز عصر
درست بعد از اینکه نتایج .آزمایشهای قبلاز عملت آماده بشه
حتی میتونم برم گلف بازی کنم
اگه گلف بلد بودم .چون بلد نیستم
صبر کنین، همین امروز عصر؟ .اینکه خیلی زوده
آخه من سؤالای زیادی دارم اینکه چه خطراتی داره؟
چهمدت پدرم باید توی بیمارستان بمونه؟
.وایسا، اینقدر تند نرو
،هر جراحیای خطرات خودشرو داره
.مخصوصاً برای آقایون مُسنتر
.اوه، حواست باشه چی میگی ،ولی -
،برای یه آدم بالغ و برومند
و کسی که وضعیت جسمانیاش ،بهخوبیِ شما باشه
.خطرات بسیار کم هستن
.خب، پس بزار این قضیهرو فیصله بدیم
.نیکاراگوئه منتظرمه
.اون خونهها همینجوری که ساخته نمیشن
.آدم خیلی عاقلی هستی
.اینهاش
یه تَنگ شدگی توی محلی که پدرت .دفعهی آخر "آناستوموز" کرده وجود داره [نوعی جراحی روده]
.احتمالاً یهمدتی هست که اونجاست
اگه از این بدتر بشه، رودهاش .بهطور کامل انسداد میکنه
آره، من پیشنهاد میدم
که زمان عمل جراحیرو برای .چند روز آینده تعیین کنیم
چرا اینقدر زود؟
اگه رودهتون بهطور کامل ،انسداد پیدا کنه
میتونه باعث تضعیف .جریان خون توی رودهتون بشه
اگه من بودم به دکتر سیمونز .و کنراد اعتماد میکردم
،وقتی جریان خونتون ضعیف بشه
،ممکنه رودهتون سوراخ بشه
.و بعدش عفونت میکنین - .این خیلی خطرناکه -
چه زمانی انجامش میدین؟
مدتزمان توانبخشیاش چقدره و خطرات این جراحی چیها هستن؟
.خب، همه جراحیها خطرات خودشونرو دارن .ولی ما این عملرو زیاد انجام میدیم
و بهت توصیه میکنم تا دیرتر نشده .این عمل رو انجام بدی
.فردا. اینطوری بهتره
اینجوری میتونیم، آزمایشات ،قبلاز عمل رو انجام بدیم
اتاق عمل رزرو کنیم و .یه جراح عالی خبر کنیم
.هرکسی بهجز بِل
.اون توی لیست من هم نفر آخره
میبینین، این عالی نیست که توی خانوادهتون یه دکتر دارین، آقای وینتروپ؟
،بهنظر میاد من توی دستای تو هستم
.و هرکاری که تو بگیرو انجام میدم - .پس شد فردا -
خیلیخب. من اتاق عملرو رزرو میکنم .و چک میکنم که جراح عمومی کِی وقت داره
.خب حالا، فقط یه مسئلهی دیگه هست من به همهی بیمارهام میگم
که یه فرم وکالت درمانی و همینطور .یه اجازهنامهی پزشکی پُر کنن
البته این بهاین معنی نیست که بگم .بهش نیاز پیدا میکنی. اینطور نیست
.ولی بهتره که داشته باشم - .این از استانداردهای مراقبت پزشکی هم هست -
،اگه چیزی از چستین یاد گرفته باشم
.اون اینهکه هیچ تضمینی وجود نداره
،اگه مشکلی در تواناییم پیشاومد
پسرم وکالت تصمیمات پزشکی منرو .بهعهده میگیره
من برای انجام تصمیمگیریها .بهش اعتماد دارم
گرفتن همچین تصمیماتی باید بهعهدهی یهنفر باشه
.که بیشتر از من بهش نزدیک باشه ،ما داریم پیشرفت میکنیم
.ولی این وسط یه فاصلهی 20 ساله وجود داره - .اون هیشکی رو بهجز تو نداره -
خب این خودش معلوم میکنه .که چجوری زندگی میکرده
الان اینجاست، مریضه .و هیشکی نمیاد ملاقاتش
.من این مسئولیترو نمیخوام
.رز" هیچوقت از کنار باباش جُم نمیخوره"
.اونا جملههای همدیگهرو تموم میکنن
.من بهزور بابامرو میشناسم
.خب، شاید بهتره درستش کنی
گوردون هستم. چهخبر؟
.منم. رندولف
میخواستم ازت بخوام .یه لطفی بهم بکنی
.عاشق اینم که بهدیگران لطف کنم
.من پول لازم دارم .یه مقدار منصفانه
هان. خب، میتونم بزارمت .توی لیستِ فروش سهام
.اون سهامها میلیونها ارزش دارن
.اون میتونه 6 ماه طول میکِشه
.پس زود لازمش داری
یه سِمَت توی هیئتمدیره چطوره؟
.مشخصاً با حقوقه .و مبلغ بالایی هم هست
خب، داریم راجعبه چقدر حقوق حرف میزنیم؟
چقدر لازم داری؟
.نیم میلیوندلار
.اوووه، چقدر زیاد
ولی راحت میشه ردیفش کرد، میتونم خیلیزود پول رو بهت پرداخت کنم
و بعداً میتونیم دربارهی .نحوهی جبرانش صحبت کنیم
یه دکتر کلهگُنده، برای کمک به کوآدیس خیلی کارها میتونه
.انجام بده
من امروز یه وظیفه دارم اونهم اینهکه
.تو رو بهموقع به کلیسا برسونم
.سالن ازدواج طبقهی پائین هتله
.فکر کنم بهموقع میرسیم .و تو دوتا وظیفه داری
هان؟ راست میگی .حلقهها
.اوه، خدای من کجان این حلقهها؟
وقتی داشتم از ماشینام .پیاده میشدم یه صدای دینگ شنیدم
فکر کردم یه سکه از جیبم ...افتاده توی چاله، ولی
.تمومش کن
.تو
میدونی، جالبیش اینجاست .که فکر کردی اینکارت خیلی جالبه
از دست دادن حس شوخطبعی هم بخشی از پیمانهای ازدواجه؟
ببین، پسر روبهراهی؟
.چون بهنظر که روبهراه نمیای
و من اینجام که باهات حرف بزنم .و اگه تو میخوای حرف بزنی بهت گوش کنم
و بهعلاوه یه ماشین مخصوص فرار .هم آماده کردم
سلام، عزیزم، چطوری؟ - .سلام، مامان -
میشه یه صحبتی باهات داشته باشم؟
.من کنار آسانسور، قدم میزنم
روز بزرگیه، نه؟
استرس داری؟ - .یهکم -
.مرسی
.منم روز ازدواجم رو یادم میاد
خودت میدونی که یه ازدواج از پیش تعیینشده بود، مگهنه؟
.و ا اینحال مثمر ثمر بود
.بله، همینطور شد
.البته در نهایت
.آسون نبود
.اولش احساس زندانی بودن میکردم
.عشق توی نگاه اول نبود
...و، دوون
.یهنفر دیگه هم توی زندگیم بود
.ولی من دختر خوبی بودم
من هرکاری که مامانبابام ازم .خواستن رو انجام دادم
برای همین رابطهام رو با اون پسر جوون تموم کردم
برای اینکه میدونستم .اونا موافقت نمیکنن
مامان، اگه چیزی هست ،که میخوای بهم بگی
.فقط بگو
مدت زیادی طول کشید تا .بتونم سرنوشتم رو قبول کنم
شبها بیدار توی تخت دراز میکشیدم
.و به اون پسر جوون فکر میکردم
اینکه الان داره چیکار میکنه؟ دلش واسم تنگ شده یا نه؟
حتی دفعات زیادی بهاین فکر کردم .که باهاش حرف بزنم
بابا رو دوست داری؟ - .آره -
.الان خوشبختم، دوون .کمکم عاشق بابات شدم
.اون آدم خوبیه
،ولی الان
.و همیشه این تصمیم توئه
من ازت میخوام تا با زنی که .توی قلبته ازدواج کنی
باشه؟ .خیلیخب
،امیدوارم پریا باشه
،ولی، دوون، اگه اون نیست
این ازدواج رو بخاطر من یا بابات یا هیچکس دیگهای
.بهخودت تحمیل نکن
ما فقط میخوایم که تو .خوشحال و خوشبخت باشی
باشه؟
مارک تراسکات"، از سازمان غذا و دارو" .بخش نظارت بر محصولات، واحد آتلانتا
من یه مسئول فروش سطح بالا .برای محصولات کوآدیسام
.اون شرکت رو میشناسم
...من فکر میکنم که شرکتِ من
من میدونم که شرکتِ من توی .کلاهبرداری خیلی بزرگی دست داره
اه، مدرکی هم دارین؟ - .میتونم جور کنم -
وقتی استخدام شدم یه ،توافقنامۀ عدم افشاء امضا کردم
برایهمین برای اینکه اسمم رو .بهتون بدم نیاز به محفاظت دارم
.میتونم ترتیب اینکارو بدم
و میخوام تضمین کنین .که سریعاً اقدام میکنین
،جون آدمها در خطره و منم بخاطر چیزی که ممکنه
،توش نقشی داشته باشم .حس خیلی بدی دارم
شما الان توی آتلانتا هستین؟ - .بله -
من... برای رسیدگی بهاین کارها .به جزئیات بیشتر نیاز دارم
سریعاً اقداماترو انجام میدیم ولی میتونم
.بیرون از اداره شما رو ببینم .من توی "دیکاتر" زندگی میکنم
میدونین پارک "گلنلِیک" کجاست؟
.میتونم پیداش کنم - .ساعت 4:30 توی پارکینگ شمالی -
و از این لحظه بهبعد، باید همهی .این اطلاعات محرمانه باقی بمونه
بجز سازمان غذا و دارو .با هیچکس دیگهای صحبت نکن
.همچین برنامهای ندارم - .بزودی میبینمتون -
خودت فهمیدی که
که این شرایط قراردادهای کوآدیس تو رو .توی چه موقعیت ناجوری قرار میدن
"فهمیدم که پولی که برای آزادی "لین ،میخوام رو واسم فراهم میکنه
که همین باعث میشه اون ویدیوی سکس .ناپدید بشه
فکر کردی با همین تمومه و دیگه ازت اخاذی نمیکنه؟
چه انتخاب دیگهای دارم؟
پولی که بخاطر عضویت در هیئتمدیره میخوان بهت بدن
بعنوان "پیشپرداخت در مقابل .درآمد آینده سود سهام" ذکر شده
،و اگه فروش سهام کوآدیس بد پیشبره
،یا اصلآً نتونن سهامشون رو بفروشن .اونوقت یهعالمه پول باید بدی
کوآدیس سهامش رو عین .آب خوردن میفروشه
تا 5 سال دیگه. میشه بزرگترین .شرکت تجهیزات کشور. بعدی
این قرارداد به کوآدیس
بصورت نامحدود حق اینرو میده که از عکسهات توی تمام
مسائل بازاریابی بصورت دائم .استفاده کنن
،مثلِ تبلیغات تلویزیونی .بیلبوردها، بروشورها
مطمئنی که میخوای اسمت تا قیامت
کنار اسم کوآدیس بمونه؟
.خب، قیامت رو فراموش کن
اگه کاری نکنیم، تا آخرهفته عکس منو
.توی توالتها میچسبونن - ببین، من فقط میخوام مطمئن بشم -
که با بررسی کامل جوانب با این یارو .گوردون پیج شریک میشی
...از کجا میتونی مطمئن باشی که - میدونی چه کسای دیگهای -
بههمراه من عضو هیئتمدیره هستن؟ ،دوتا سناتور
،فرماندار کارولینای شمالی ،یه وزیر دفاع سابق
.و یه فضانورد
.کسی که به فضا رفته
هیچکدومشون چیزی راجعبه تجهیزات پزشکی میدونن؟
دکتر اوکافور، نظرتون دربارهی
وضعیت پیشرفت کاتتر چیه؟
.آروم پیشمیره
میدونی، بیصبری باعث میشه زیباییت .از بین بره. عین وقتی مِه ساحلرو فرا میگیره
،این یه عمل سادهاست .و ما هم یه عروسی داریم که باید بهش برسیم
اوه، شایعهها گفتن که .تو از عروسیها نفرت داری
،از دیر کردن
.بیشتر از عروسیها نفرت دارم
میبینم که پسرتون شباهت فامیلی .زیادی داره
.آره
بارت جونیور" خیلی به پدربزرگش" .رابطهی نزدیکی داره
،وقتی که من سرِ کارم .اونا خیلی باهمدیگه وقت میگذرونن
،"خب، "بارت جونیور .الان یهخبرایی از اتاقعمل بهگوشم رسیده
و جراحی پدربزرگت داره .خیلیخوب پیشمیره
،حدود نیمساعت دیگه از میارنش بیرون
،واسههمین اون موقع میتونی ببینیش بهنظرت خوبه؟
ممنون. ممنون که ما .رو درجریان گذاشتی
خواهش میکنم. وقتی آوردنش بیرون .بهتون خبر میدم
.از ساسبندهات خوشم اومد
سیم رو بهطرف محل قرار گیری مناسب
.توی "آنولوس آئورت" هدایت میکنم [باریکترین قسمت ریشه آئورت]
این به سیستم گردش خون این امکان رو میده
تا برای حداکثر پایداری .به این جهت حرکت کنه
...ببین چقدر
...با ظرافت زیاد اینو وارد میکنم
.اینم از این
.میتونی جایگزینی رو انجام بدی
خب حالا، بهآرومی
...دستگاه جایگزینی - .تمومه -
تا کتشلوارت رو میپوشی .منم کار اینو تموم میکنم
کتشلوار که داری، مگهنه؟
.وای، فوقالعاده شدی
.تو هم همینطور
.بهنظر حالش خوبه .میتونیم بریم
.هی
.مجبور نیستم همینالان بریم
.کواتر چهارمه
.چه بازی افتضاحی
حالت چطوره؟
.بهترم، ممنون
...ببین، قبلاً یهچیزایی
.راجعبه مامانت گفتم - ،گفتی اون تو رو ول کرد -
.و من اینطور یادم نیست
میخوای حقیقترو بدونی؟
.آره
.خیلیخب
جک راجرز" رو یادت میاد؟"
.اه، همسایهی بغلیمون، آره
.مامانت عاشقِ اون شد
.باورم نمیکنم - اوه، فکر کردی از خودم درآوردم؟ -
.من عاشق مامانت بودم
.بدترین لحظهی عُمرم بود
.راجر هم متأهل بود
،واسههمین مامانت منو ترک کرد
،مطمئن بود که
.ولی آخرش، یارو پیشِ زنش موند
و اون اتفاق برای مامانت
،شروع یه سرازیری بهسمت تباهی بود
.برای... برای هردوی ما
،حالا، من اونو سرزنش نمیکنم
،چون من خیلی تنهاش گذاشتم
،و اینجور که متوجه شدم
.اون فکر میکرد من قدرشو نمیدونم
،اون یه زن خوب و یه مادر عالی بود
و من باید اونو توی اولویتام .قرار میدادم، ولی اینکارو نکردم
.و همینطور، تو
.باید یه چیزی ازت بپرسم
.من یه کابوسهایی میبینم
،میبینم که مامانم از پلهها میافته پائین ،تو باهاش دعوا میکنی
...و
تو اونو کتک زدی؟ - .نه -
.بههیچوجه
منظورم اینهکه، ما بخاطر حضانتِ تو ،باهم دعوا میکردیم
،و بعضیوقتا دعوامون خیلی شدید میشد ولی من هیچ خشونت فیزیکیای
نسبت به مادرت یا هیچ زن .دیگهای نشون ندادم، هیچوقت
کنراد، من
،مشکلات خیلی زیادی دارم
.ولی نه اینجور مشکلاتی
.ترجیح میدم زودتر بمیرم
.خوشحالم که برگشتی
،تو بابای منی
.منم دوستت دارم
مارک تراسکات؟ از سازمان غذا و دارو؟
آقای گوردون پیج میخوان .شما رو ببینن
مارک تراسکات و من .باهمدیگه به کالج میرفتیم
توی سازمان غذا و دارو، اون تنها کسی .نیست که توی کوآدیس سهام داره
.موبایلت رو دربیار
.قفلش رو باز کن
حالا قفل صفحهاش رو غیرفعال کن .تا دیگه قفل نشه
.من بهت اعتماد کردم
اون مریضهایی که به کوآدیس اعتماد کرده بودن چی میشن؟
.دستگاههای ما بیخطرن - .نه، نیستن -
من اطلاعات مربوط به ویاناس .رو که به چستین داده بودی رو دیدم
.حتی تست هم نشده بود
.اونوقت توی بدن یهبچه کار گذاشتیش
بچهای که مادرش یکی دیگه از بچههاشرو .بخاطر سرطان از دست داده
.آزمایشگاهت دروغیه
،کارخونهات هم همینطور .یه انبار خالیه
.تو همهچیرو از چین وارد میکنی
بهترین شرکتهای تجهیزاتی هم .محصولاتشون رو از چین وارد میکنن
و روش برچسب "ساخت آمریکا" میزنن؟
.بقیههم دقیقاً همینکارو میکردن
.این کلاهبرداریه .یه کلاهبرداری بهتمام معنا
تو رو خدا، چطور فکر کردی میتونی از زیر همچین چیزی قسر در بری؟
.من از زیر هیچی قسر در نمیرم .دستگاهها بیخطرن، مثل بقیۀ دستگاهها
.دریچههای قلبیت آدما رو به کُشتن میده
.تو به نفع تیم کار نمیکنی
.من یه توافقنامهی عدم افشاء امضا کردم
نمی... نمیتونم چیزایی که میدونم .رو به کسی بگم
،اگه فقط بزاری که برم .من... ناپدید میشم
من قبلاً بهت یه فرصت طلایی دادم
تا آیندهات رو با وارد شدن .به دنیای پزشکی بسازی
.تا پول حسابی بهجیب بزنی
میدونی توی این دنیا، بیشتر از همه از چی بدم میاد؟
.خیانت
.پس تونستی بیای
.بخاطر دنیا هم از دستش نمیدادم
.میرم به مایکا سلام کنم
پارتنر تو کجاست؟
اوه، خب، برنامهام این بود که .عشق زندگیم رو اینجا ملاقات کنم
آخه توی عروسیها همچین اتفاقایی میافته، میدونی؟
.وای
.اینجا معرکه شده
.این ساریها دارن منو میکُشن .همینالان همهشونرو میخوام
.خیلی رمانتیکه - .اوغ، وقتی مهمونی تموم شد منو بیدار کنین -
این حرفت یعنی از عروسی بدت میاد .و دوست داری با عشقت فرار کنی
اگه بچه نمیخوای، ازدواج بهچه دردی میخوره؟ .و منم که بچه نمیخوام
حداقل، نه توی آیندهای .که پیشبینیاش رو میکنم
.آره، من همینطور
تو دلت بچه نمیخواد؟ از کی تا حالا؟
.من همینالانش هم یه بچه دارم .خواهرم، جسی
.هی، تو که انکال نیستی .هیچکدوممون آنکال نیستیم
بچهها، بیاین موبایلهامونرو .خاموش کنیم
.اوه، چه حرکت اساسیای
.یکی از اتفاقات بزرگ زندگیه .تولد، مرگ، ازدواج
.و باید قدرشرو بدونیم
هی، بچهها، هیچکدومتون دِوون رو ندیدین؟
.باید با پریا حرف بزنم .اه، نمیتونی، بدشگونی میاره -
هی، پریا؟ پریا؟
دوون؟
اینجا چیکار میکنی؟
میشه یه دقیقه تنهایی صحبت کنیم، لطفاً؟
.معرکه شدی
.تو هم همینطور
.تا حالا اینقدر خوشگل ندیده بودمت
قضیه چیه؟
.ما سهساله که باهمیم
.و چهار ماه
.و تمام اونمدت من عاشقت بودم
،و همونقدر که اون اهمیت داره .واست احترام قائل بودم
و برای همینه که باید حقیقترو .بهت بگم
اخیراً، من به یه نفر دیگه .تمایل پیدا کردم
،باهاش نخوابیدم .ولی بوسیدمش
اون قضیه تموم شدهاست، و دیگه .قرار نیست هیچوقت اونو ببینم
،سعی کردم فراموشش کنم
.ولی نتونستم
.نمیتونم باهات ازدواج کنم
نه وقتی که به یه نفر دیگه .احساساتی دارم
تو لایق کسی هستی که فقط و .فقط تو رو دوستت داشته باشه
،اینکار اشتباهیه
.واسه هردوی ما
.بد موقعی رو انتخاب کردی
.خودم میدونم
.الان همه اینجان
،خانوادهام از هندوستان .بوستون و انگلستان اومدن
میدونم، ولی یعنی باید بخاطر این قضیه ازدواج کنیم؟
چرا اینقدر صبر کردی و الان اینا رو بهم گفتی؟
.چون فکر کردم مسئلهی خاصی نیست
فکر کردم یهجور حملۀ عصبی .توی لحظات آخره
ولی الان فهمیدم که واقعاً نسبتبه .اون شخص احساساتی دارم
هرکاری که تو بگی .من انجام میدم
من با همه حرف میزنم. با مامانبابای .هردومون حرف میزنم. همهاش تقصیر منه
،تو منو تحقیر کردی
و فکر کردی با این سخنرانی کوچولوت .میتونی از بار مسئولیت خلاص بشی
...نه، نه، من... همچین فکری نمیکنم. من
من... از خودم خجالت میکشم که .آزارت دادم
ولی دروغ گفتن و یا مخفی کردن حقیقت .کار بدتری بود
.پریا
...خواهش میکنم، من
تو دیگه چهجور آدمی هستی؟
تو اون مردی نیستی .که من عاشقش بودم
.برو بیرون .دیگه هیچوقت نمیخوام ببینمت
!برو بیرون
.هی، بهتون گفتم که چیزی نمیشه
.خیالم خیلی راحت شد، بابا
.ما نمیتونیم بدون تو زندگی کنیم
خب، ظاهراً هنوزم باید .یهمدت دیگه منو تحمل کنین
هی، عزیزم میخوای بابابزرگ رو بوس کنی؟
باید بزاریم استراحت کنه، باشه؟ خب؟
.هی، رفیق
این قراره یه مرحلهی جدیدی .از زندگیت باشه، بابا
،ممنون، عزیزم .از اینکه اینجا کنارمی
واقعاً برای تمام کسایی
که توی بیمارستانها .تنها هستن، دلم میسوزه
.شما هیچوقت تنها نیستین
.شب بخیر
!خدایمن، آقای وینتروپ
شکمش سِفت شده، حساسیت برگشتی و درد .شکمش موقع فشار دادن بیشتر میشه
.عقب وایسا
هوا توی شکم پخش شده .این یعنی رودهاش سوراخ شده
باید فوراً عمل بشه. کی برای جراحیهای عمومی اورژانسی آنکاله؟
.دکتر بل
.اه، بل رو خبر کن
.و همینالان کنراد رو پیدا کن
.دکتر بل - ،مارشال وینتروپ -
.جراحی اورژانسی داره، اتاقعمل شمارهی 2
.به بانک خون زنگ بزنین
بهشون بگو از گروه خونی بیمار .ده واحد آماده کنن
.چاقوی جراحی
.سوراخ، بالای بخش تَنگشدهی روده قرار داره
:از بیمارستان چستین مارشال وینتروپ تحت عمل جراحی اورژانسیه .بیاین بیمارستان
.کنراد
.خونریزی داره
.پَنس اسفنجی .پَنس اسفنجی
.ساکشن
.ساکشن
.خونریزیاش زیاده
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.