Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "رزیدنت" گذشت - .درموردِ مامانت بهم بگو -
.نیک - .مامان یا بابا، خودت انتخاب کن -
والدینم طلاق گرفتن، بابام .نمیذاشت مامانمرو ببینم
،بعدش مامانم فوت کرد .میدونی که اینُ
عشق زندگیم یهدکتر روانی
از آب دراومد که بیمارهای .خودشرو مسموم کرده
اوه، بیخیال، بل، همهمون میدونیم
.که بهترین گزینهی مجردی ممکنی
.جسی - .گند زدم -
منُ ببین، چی مصرف کردی؟ - چه خبره؟ -
.خواهرم. اوردوز دراثر مصرف اُکسیکدون [.اُکسیکدون: داروی مخدر ضددرد]
.ممکن بود بمیره - .هشت ماه سمتشون نرفتم -
.از اون خوشحالتر نمیشدم
.اینجوری همهاشرو بهباد دادم
اینبار درست حسابی .درمانت میکنیم
.هرجور شده
.من سرتاپا عیبم
!قاشقزنی
.قاشقزنی
.قاشقزنی
.اوه، لطفاً
!آه
.اوه... اوه، خدایا
.خواهشاً ،نه
!نه
!نه، نه - .داره عود میکنه -
اسمش چیه؟
.لوری دانته
میتونی صدامرو بشنوی؟ - .لوری، طوریت نیست -
تزریق عضلانی دو میلیگرم .لورازپام که آروم شه. برو، برو
.احتمالاً توهم زده
.گفت چند روزه نخوابیده
.اوه، جلوشونرو بگیر - ،خیلیخب، لوری -
.لوری، حالت خوبه .جات امنه
.هی. لوری
.توی بیمارستانی
مراقبت هستیم، خب؟
.توی طبقهی پنجم پذیرشش کنین
.و کنراد رو پیج کنین، فوراً - .باشه -
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
حدس بزن چیه؟
.میدونم چیه
...آره، اما هیچوقت مزهاش نکردی
شکلات، کارامل، شیرینی بادومی؟
.بامزهای
.بیا یهسری قوانینرو بشکنیم، کنراد هاوکینز
.از اینا گذشته، هالووینه
.دارم گوش میکنم
.یهرزیدنت گیربیار جاترو پُر کنه
.یهلباس مبدل انتخاب کن
دارم به یهلباسی از دنیای .مارول فکر میکنم
.بیا مهمونی مینا
و نمیتونم باور کنم ،میخوام اینُ بگم
.اما باهام یهمشت شکلات بخور
.ترسناک بهنظر میاد
.و جالب
،کاشکی میتونستم
.اما نمیتونم
.کمبود نیرو داریم .شبِ هالووینه
.میدونی ممکنه چهقدر عجیب بشه
منتظر کسیای؟ - .بابام -
قرار بود 45 دقیقهی .پیش قبل کار ببینمش
.عجیبه. شاید فراموش کرده
.آره، خیلی عجیبه .هیچوقت فراموش نمیکنه، هیچیرو
.برو
.برو بیرون از اینجا
.جای جفتمون خوش بگذرون
.اوه، برنامهاش رو دارم
.هالووین مبارک
.لوری دانتهرو پذیرش کردم
همون که کابوس میدید با اختلال روانپریشی؟
.اوهوم
حالش چطوره؟
.اوه، ترسیده
.کنراد توی راهه
.خوبه. امشب مرخصیم
.اینجا دربست دراختیاره توئه
.اولین هالووین توی اورژانس .حالشُ ببر
اینا چی هستن؟ - .لباس مبدل، واسهی مهمونی مینا -
چنددست لباس کمکی دارم
چون مینا قبل از اینکه بذاره .وارد شی، باید تأیید کنه
.پارسال رد شدم
.دوبار. اما نه امسال، عزیزم
.اما امسال، کارم درسته
چی میخوای بشی؟
.گرگینه
.موفق باشی، رفیق
ضربهی مغزی. چهارساعتِ .آینده باید تحتِنظر گرفته شه
.گرفتم
خوناشام توی تخت دو باید به .همون خونخوردن میچسبید
یهسر دو لیتری بزن بهش و وقتیکه تونست
.از ده برعکس بشمره، مرخصش کن
زورت میاد امشب بری مرخصی و منُ با نونهالترین دانشجوی
.پزشکی تاریخ اینجا بذاری
،نمیتونم توی این مورد باهات بحث کنم :اما خبر خوب اینه که
شبهالووین توی اورژانس .زبونزده که دیر میگذره
.دروغگوی افتضاحی هستی .حالا برو، خواهشاً
.پیوند مجدد بازوی راست .بیمار هنوز توی ماشین گیر افتاده
.باید بهسر صحنه برگردیم .دکتر فلدمن جزئیاترو داره
.ممنون - درموردش میدونستی؟ -
حدود 15 دقیقهی قبل .تماس گرفتن
با خودم گفتم غافلگیری .باحالی میشه
میدونی، قاشقزنی؟
.بیایین این بازو رو توی یخ بذاریم
.دیگه تو مسئولی، پراوش
اون بازو رو واسهی پیوند .مجدد سالم نگه دار
همم. دوستدخترهاشن؟
.باحالن. منم یکی دارم
مگه این اسم خودت نیست؟
آره. چیه؟
نمیتونم باور کنم اینا .رو خودت درست کردی
خب، وقتیکه زیاد ،از خونه بیرون نمیری
.دنبال یهکاری میگردی انجام بدی
چندوقت شده؟
از موقعیکه یهشب توپ بیرون گذروندم
یا از موقعیکه ترک کردم؟
.شوخی میکنم
.چهارهفتهی توانبخشی
.دو هفته مست نبودن
.یههفته روی کاناپهی تو
.خب، بهت افتخار میکنم - .ممنون -
و ممنون که امشب دعوتم .کردی. واقعاً هیجانزدهام
باهام شوخی میکنی؟ لباسمبدلهای توی مهمونی
.هالووین مینا، افسانهاین
.همه باید حداقل یهبار تجربهاش کنن
خب، میدونم نگرانی همینجوری
عین آدم بمونم اما ،فقط میخوام بگم
دیگه بهخاطر خودم ،اینکار رو نمیکنم
بهخاطر جفتمون سمت هیچی نمیرم، خب؟
نگران نیستم. نگران بهنظر میام؟
آره، قیافهی نگران .درحال آرامش داری
.لوری، من دکتر کنراد هاوکینزم
واسهی کمک اینجام، خب؟
.واقعاً متأسفم
.راستش، خجالتآوره .من... فقط کابوسهای بد دارم
...کسائی هستن که بهتون نیاز دارن. من
اصلاً مطمئن نبودم باید بیام .بیمارستان یا نه. من... حالم خوبه
،لوری، خوشحالم که اینجائی
چون دوست دارم مطمئن شم چیز مهمی نیست. فکر خوبیه؟
.خیلیخب، بگو بهم
کی این توهمها شروع شد؟
.آه، یهچند هفته پیش
،فکر کردم خودش تموم میشه .اما هی داره اتفاق میوفته
.شدیدتر شدن
...حالا
.میترسم بخوابم
،ادامه بده... بهم بگو برو خونه .که هیچ مرضی ندارم
دقیقاً حرفیه که سهتا .دکتر دیگه گفتن
درواقع، زنهای زیر 35 بیشترین زیرمجموعهی تشخیص اشتباه
بیمارها رو توی کشور ،تشکیلی میدن، پس نه
.نمیخوام اینُ بهت بگم
هرچی که داری تجربه میکنی .روت اثر منفی گذاشته
.کاملاً واضحه
.لعنت بهش
.ببخشید
.ببخشید، نمیدونم چرا دارم گریه میکنم
.چون ترسیدی
.لوری، فقط همهچیز رو بهم بگو
محل کارت. داروهائی که مصرف .میکردی. هیچیرو جا ننداز
کوچکترین چیزها میتونه من .رو به یهتشخیصی برسونه
.داروئی مصرف نمیکردم
.کار ثابتی ندارم
من... پرستار یهخانواده جای .پارک اینمان هستم
.مشکلی نداره که - .تو اینطور میگی -
.خانوادهام از کُله ایدهاش بیزارن
.نزدیک استیسبروی جورجیا یهمزرعه داریم
.نمیخواستن به آتلانتا بیام
فکر میکنن توی این شهر بزرگ .قراره به مشکل بربخورم
.دیگه زیاد صحبت نمیکنیم
.راستش، بهکُل صحبت نمیکنیم
.سخت بهنظر میاد .باید تنش زیادی بهت وارد کرده باشه
.اشتباه میکنن
.میتونم از پسش برمیام
...میخوام یهسری آزمایشات انجام بدم ،پانل جامع متابولیک خون [.پانل متابولیک جامع: گروهی از چهارده آزمایش گوناگون خونی]
.پونکسیون کمری، اِمآرآی پونکسیون کمری: روش نمونهبرداری مایع] [.مغزی-نخاعی از ستون فقرات کمری جهت بررسی
.باهم این معضلرو حل میکنیم
چی باعث شده یهوبسایت روی کامپیوترم بالا نیاد؟
.آه، سرور بیمارستان پورنرو بلاک میکنه
.من مدیرعامل این بیمارستانم
.پورن نگاه نمیکنم
.همه نگاه میکنن
.من پورن نگاه نمیکنم
.درسته، چون بلاک هستش
یادم بیار چرا استخدامت کردم؟
آه، چون دستیار قبلیت استعفاء داد
.و بابام زیپ بِتورنیه
صاحب کلوپ گلف .کریستال اسپرینگه
مطمئنم توی لیستِ انتظار تو .رو گذاشته نفر اول که وارد شی
.نگفتم جواب بدی
چیزی غیرعادی نیست، هست؟
رادیولوژیست باید بررسی ،آخر رو انجام بده
.اما بهنظر نمیاد مشکلی باشه
.صندلی چرخدار بگیر ببرش اتاقش - .باشه -
.بابا
.ببخشید اون موقعی نرسیدم
.یهسری کار داشتم که باید انجام میدادم
ساعت 9 شب؟
میتونم واست جبران کنم؟ .بعداً میام یهسر چستین
.سر شیفتِ کاریم
.ممکنه شیفتِطولانیهم باشه
.البته
.متوجهم
داری منُ کجا میبری؟ - .چیزی نمیشه -
.بذار از اینجا برم - .باید برم -
،میخوام ببرمت اتاقت - .باهات درتماسم -
!نه از این ساختمون ببرم بیرون
،واو، واو، واو مشکل چیه؟
.میخواد مرخص شه
نمیتونین برخلافِ .خواستهام اینجا نگهم دارین
.لوری درموردش صحبت کردیم .باید یهسری آزمایشاتِ دیگه بگیریم
.تا بتونیم بفهمیم مشکل کجاست
تو کی هستی؟
.دکترتم
.نه
.دکتر من کنراد هاوکینزه
.تازه باهاش صحبت کردم
تو رو هیچوقت تا به .حال توی عمرم ندیدم
پراوش، واسهی یهجراحی ....پیوند مجدد پیج گرفتم
یهعمل ظریف که مهارتهای .ویژهی منرو میطلبه
بازو کجاست؟
.توی یخ سرد نگهش داشتم
چه خوب. فرآیند پذیرشش .رو شروع میکنم
.اما تو که نمیتونی یهبازو رو پذیرش کنی
.زنده نیست .بیمه نداره
.اسمی نداره
.خب، بهش یهاسم میدم .کلاید
کلاید؟ از این بهتر نبود؟
خب، همینجوری به ذهنم .رسید، اما حالا هرچی
،وقتیکه کلاید رو بهبیمار دوباره پیوند زدم
.جفتشون زنده و بیمهدار میشن
.خیلیخب
.نمیدونم کی اینکار رو کرده
.من نبودم
.آروم باش. کلاید شوخ طبعه
.تأییدش میکنم
.خب
.واو
.معرکه بهنظر میای - .اوه، ممنون -
...و تو بهنظر
.خونگی میای
چیز خوبیه، درسته؟
.خیلی غیرقابل پیشبینیه - .آره -
.آه، الفِ منفی
.بی منفی اونم واسهی تلاشش - بی منفی؟ -
.بهعلاوه، از جفتتون خوشم اومد .بفرمائین وارد شین
!غرش
.نه
.لعنتی
سلام. هلاکِ مَردیم که .پوستِ پلنگی پوشیده
میدونی، واسهی یهمشت دکتر
و پرستار، فکر کردم ...این مهمونی
بیهیجان؟ - .توهین نشه -
.نه، هیچکار من بدون هیجان نیست
اون داروهای تجویز شده ...واسهی کلینیکت
امشب توی این آپارتمانن؟
.لطفاً یکم روم حساب باز کن .احمق نیستم که
بهگمونم باید قلادهی .پیشی رو ول کنی
،اگه تو واقعاً دکتر هاوکینزی چرا نمیتونم بشناسمت؟
.بهش میگن سندروم کاپگراس .خیلی نادره [.سندرم کاپگراس: نوعی سندرم روانپزشکی]
افراد یهچهره رو میبینن، اما بار احساسی لازم برای
.تشخیص از دست رفته
به این خاطر از دست رفته که ناحیهای توی مغز
که احساساترو کنترل میکنه .یهجور قطع ارتباط اونجا داره
و اون قطعی بهت میگه که
داری یه دغلباز رو میبینی .درحالیکه واقعاً اینطور نیست
اما چرا داره اتفاق میوفته؟
.دلایل احتمالی زیادی وجود داره
یکم پیش، بهم گفتی تردید نکنم
.پس توهم همینکار رو بکن
.فقط واقعیترو بهم بگو
سابقهی خانوادگی اسکیزوفرنی داری؟
.اوه، خدایا
.پسرعموم دچار اسکیزوفرنی بود
.صداهائیرو میشنید .نتونست تحملش کنه
دوسال پیش از پل خیابون جکسون
.پرید پائین - .آروم باش. هی، هی، هی -
کُلی راه مونده تا تشخیص
.بدیم واقعاً چه خبره
.یهنورولوژیست پیج کردم
،خیلی زود میرسه اینجا
و دموردِ همهچی .مطلعمون میکنه
.چه تازهکار
...لفت. لفت. چرا لفتش میده؟ خب
.میزترو جمع کن
.روز اول و آخرته
وایستا، نه، تو... واقعاً؟
.بهش میگن شغل
.شاید با شغلها آشنا نباشی
.معمولاً مسلتزم کار کردن هستن
.تو هیچکاری انجام ندادی
.میتونی پیش بابات خبرارو وا بدی .یهکلوپ جدید واسهی خودم پیدا میکنم
.اخراج شم، میکشدم .خداوکیلی
خب، این چیزیه که واسهی .شغل بعدیت باید درنظر بگیری
.البته اگه یکی گیر بیاری
.میتونم با یکی آشنات کنم
ببخشید؟ - .دیدم کُله روز سرت توی نرمافزارهای قرار گذاشتن بود -
میتونم یهقرار خیلی توپ .واست جور کنم، امشب
خُل شدی؟
.ببین، گوش کن چی میگم
من افراد رو باهم جفت و جور میکنم، خب؟
.این کارمه توی زندگیم بکُل
استعدادی ندارم، جز مهارتم واسهی
.جفت کردن مَردا و زنا باهم
،بعضیوقتا مَرد و مَرد .بعضیوقتا خانم و خانم
.همهجوری. سربزنگاه
.کوتاهمدت، طولانیمدت، هرچی
موهبتِ بزرگیه که دارم و میتونم امشب
.این موهبترو بهت بدم
.بهطرز آزاردهندهای ناجوره
.یا اینکه بهطرز لذتبخشی عالیه
.خب؟ یکیرو توی ذهنم دارم
سندروم کاپگراس، هوم؟ .از اون ناجوراش هستش
.یهچند تا آزمایش هست که باید انجام بدیم
احتمال دلایل بیولوژیکی .هم بعید نیست
بیمارم کجاست؟
.لوری
.آه، میخواست یکم هوا بخوره
آه، کار اشتباهی کردم؟
لوری؟
لوری؟
هیچوقت دوباره بهوضعیت عادی برنمیگردم، مگه نه؟
.ما که اینُ نمیدونیم
.تازه شروع به آزمایش گرفتن کردیم
.بیا یکم بهش زمان بدیم
.نمیدونم که میتونم یا نه
.توی تمومی مراحل کنارتم .از پیش برمیاییم
.باهم از پسش برمیاییم
.حالت خوب میشه. طاقت بیار
خب، کاره کی بوده؟
.واو
.نه بامزه نیست - .آره، اما منُ نگاه نکن -
.شکارچی شوخی نمیکنه
.گرچه با شوخی حال میکنه
.یهمَرد دستشرو از دست داده
،و ممکنم هست که بمیره .با توجه به چیزهائی که میدونیم
هنوزم واسهات بامزهست؟
واسهی میخواستی دکتر شی؟
.کوتا بیا، پراوش
کلاید رو به بدن زندهای که
تعلق داره دوباره متصل میکنم .همین که پاش برسه چستین
!یهمورد دیگه .پای چپ، همون بیمار
.بیمار هنوز توی صحنه گیر افتاده .حدوداً 20 دقیقهی دیگه میرسه
.یهجراح بیشتری نیاز پیدا میکنیم
.داری حساس رفتار میکنی
چطوره بپرسی "مهمونی "معرکهایه. بهت خوش میگذره؟
سؤالاتی نمیپرسم که از .قبل جوابشون رو میدونم
.جراحی اورژانسی
.باید برگردم چستین
.خب، تو حالا مسئولی
چی؟ - :سهتا چیز -
یک، نذار هیچکسی ،روی فرشم بالا بیاره
دو، نذار اروینگ بدون ،یهلباس بهتر بیاد تو
و سه، میتونی توی چستین خودترو درگیر
همه چیز بکنی اما .نه توی آپارتمان من
.نه امشب
.خیلیخب
چهطوره همهی اعداد روی
این ساعترو واسم پُر کنی؟
این حقیقت که تموم اعداد رو
یهطرف ساعت کشیدی یعنی که
یهدلیل زیستی واسهی .بیماریت وجود داره
.درواقع خبر خوبیه
چون مبتلا به اسکیزوفرنی نیستم؟ - .دقیقاً -
این آزمایش نشونمون داد که فقط نیمی از مغزت
بهنظر میاد با دنیای بیرون .برهم کنش میکنه
هنوز نمیدونین دلیلیش چیه؟
نه. هنوز یهخبرائی هست که
.آزمایشاتِما متوجهاش نشده
چی ممکنه باشه؟ - .التهاب -
.بیماری خودایمنی .سمها
میخوام امشب توی .بیمارستان بستریت کنم
،میخوایم ازت نوار مغزی بگیریم
بصورت آزمایشی، یهسری ،آنتیبیوتیک بهت بدیم
که برای بیماریهای عفونی احتمالی .مورد درمان قرار بگیری
...همهش به این فکر میکنم
.که خودم این بالا رو سر خودم آوردم
.من خانوادهام رو وِل کردم
.شاید "کارما" یا همچینچیزی باشه
،اگه ترکشون نکرده بودم شاید هیچکدوم از این اتفاقا
.واسم نمیافتاد .این کابوسها حقمه
.همه کابوس میبینن
منم هرازگاهی کابوسهای .خودمرو میبینم
.تو این بلا رو سر خودت نیاوردی
یکم آرامبخش توی رگت .تزریق میکنیم
کمکت میکنه امشب .راحت استراحت کنی
،هر اتفاقی که واسه مغزت داره میافته
.داره بهسرعت پیشروی میکنه
باید هرچه سریعتر منبعش رو پیدا کنیم
تا جلوی هرجور آسیب .دائمی رو بگیریم
یهساعت دیگه بهش سر بزن، اگه به داروی .بیشتری نیاز داشت، اونموقع بهش میدیم
حالش خوب میشه؟
تشخیص مریضیش عین سوزن .توی انبار کاه میمونه
.ولی اونقدر میگردم تا پیداش کنم
.بهنظر خسته میای
اصلاً خوابیدی؟
.خواب به رزیدنتها حرومه
پسرم، آخرینباری که چند روزی مرخصی گرفتی
تا یههوایی عوض کنی و و دوباره جون بگیری؟
.اصلاً یادم نیست
وقتی همسن تو بودم .منم همینکار رو میکردم
از همهطرف به خودم فشار آوردم .تا دیگه کمرم شکست
با این حرفها میخوای بهکجا برسی؟
.دلم میخواد باهم یه مسافرتی بریم
.تو و من
.یهجایی رو توی جزیرۀ آنگولیا دارم
.یه ویلا نزدیک ساحل
میتونم واسۀ یه آخرهفتهی .طولانی بریم اونجا
چرا امشب واسه قهوه نیومدی؟
.بهت که گفتم، توی شهر کار داشتم
میخوای دلیل بهتری بیاری؟
چون اصلاً یادم نیست که حتی یهبار هم .قرار ملاقاتهات رو ازدست داده باشی
،رایلی، عزیزم حواست به خواهرات باشه، خب؟
شوهرم کجاست؟
.فرانک تانر
.اه، اون با ماشین تصادف کرده بود - .خالکوبیها -
.رایلی، جِما، ایو
،معشوقههاش نبودن .بچههاش بودن
:همین الان خبر بهم رسید .فرانک یه دقیقه دیگه میرسه
خیلیخب، میفرستمشون .اتاق انتظار
.خانم تانر، من دکتر دوون پراوش هستم
.با من بیاین
شوهرتون هنوز به اورژانس منتقل نشده، ولی هرموقعی که برسه
ما ازش مراقبت میکنیم، باشه؟ .فقط اینجا منتظر بمونین
.خیلیخب، دخترا - .بچهها، بیاین -
مرد 46 ساله. خارج کردنش .خیلی طول کشیده
!خدای من، فرانک - .یه پا و یه دستش قطع شده -
توی صحنۀ تصادف .چندین لیتر خون از دست داده
!فرانک - .همینجا منتظر باشین -
.خیلیخب
.یک، دو، سه
.یه آنژیوکت بهم بدین .علائم حیاتی رو بگو
.فشار 70 روی 40 .نبضش 50 ه و داره افت میکنه
.هی، داره از دست میره - .میدونم -
.انتقال خون فوری رو شروع کنین .منفی آویزون کنین O دو واحد خون
.ضربان قلب داره افت میکنه. 30
.خیلیخب
.یه واحد اپینفرین .پدهای پیسمیکر رو بدین به من
.ضربان قلب 20تا
.ده
،صفر، خیلیخب .بهتره یکی ماساژ قلبی رو شروع کنه
.بزار من انجامش بدم .من از پسش برمیام
.باشه
.دست نگهدار. نبضش رو چک کن
.هیچی - .یالا، پراوش -
اگه فرانک بمیره، امشب .کسیرو ندارم که عمل کنم
نفس میکشه؟
.بهش شوک بده
.شارژ میکنم
.آمادهست
.خوبه. فرانک زندهست
."البته فعلاً. بفرستینش واسه "پن اسکن [سیتیاسکن کامل از بدن]
.من توی اتاق عمل شمارهی یکام
!هی، هی
...تمومش کن. یعنی... خدای من، من - .نیک -
.قهرمان من .ممنون که گذاشتی بیام داخل
.این پارتی خیلی خفنه
واقعاً اینطوره؟
اه، حواست هست؟
40درصد احتمالش هست که .بتونم از اون دختر چوپون لب بگیرم
اه، راستش 100درصد احتمالش هست که اون دختر چوپون
.الان داره از هرکول لب میگیره - .اوه -
.اینطرف هم میاد بالاخره
خوبی؟
.اگه جسی رو پیدا کنم خوب میشم .اون غیبش زده
.کمدها رو نگاه کن .توی کمدها فعالیتهای زیادی در جریانه
.هی، روی تخت اینکارو نکنین .از تخت بیاین پائین
میخوای، اه، از اینم بهتر بشه؟
واسه بعد نگهشون میدارم، باشه؟
.پُره
.جسی، زودباش، باز کن - .هی -
.اول تو
.نتونستم هیچجائی پیدات کنم ....فقط داشتم
کلِ شب حواست به من بود و خودت هیچی خوش نگذروندی؟
.دارم با تارزان لب میگیرم
بهنظرت مشکلی داره؟ - ،خیلیخب، میدونی چیه
کارم اشتباه بود. اصلاً .نباید میآوردمت اینجا
.گفتی بهم اعتماد داری - ...گمونم فکر کردم -
.من به پرستار بچه نیازی ندارم، نیک .و تو مامان نیستی
.مامان هرگز اینجوری رفتار نمیکرد میدونی چرا؟
راستش چون اون همیشه .اوضاع رو بهتر میکرد
پس چرا راحتم نمیزاری
و نمیری یه نوشیدنی الکلدار بخوری
و بعداً من هردومون رو میرسونم خونه
.من ترک کردم - .جس -
.قاشقزنی
!لوری
.لو... لوری
...نه - !لوری! لوری -
!لوری
!لوری
!لوری، بسکن
.چیزی نیست. چیزی نیست
!نه، نه، نه .چیزی نیست. چیزی نیست -
.میتونیم کمکت کنیم !جان
...خانم، خانم، خانم
.ران پا خونریزی کرده
!گاز استریل بیار، الان
!هاوکینز، کمکم کن نگهش دارم
.الان
.گرفتمش، حله، حله
.40واحد کتامین [داروی بیهوشی]
.زودباش آمادهای؟
.آماده - ،خیلیخب -
.وقتی آماده بودی بزن
.روی... روی شریان فشار وارد کردم
سیتی آنژیوگرافی و بعدش .واسه اتاقعمل آمادهش کنین
یعنی حواست به این بیمار بوده؟ - فکر میکردم هست. باهر چیزی که -
.قبلاً دیده بودم فرق میکنه
خب، اگه کمک خواستی .خبرم کن
.حتماً
نیک، داری چیکار میکنی؟
.نمیتونم نفس بکشم. نمیتونم نفس بکشم - .باشه. باشه -
حملهی عصبی بهت دست داده؟
از کی تاحالا حملهی عصبی بهت دست میده؟
.هی، هی، تنهامون بزار .جنی، برگرد توی چراغ جادو
از کِی تا حالا؟ - .چیزی نیست که بخوام تعریف کنم -
جدی؟ چه مدته؟
.بیشتر از یک سال
نمیشه که حواست به همه باشه، بجز خودت، مگهنه؟
.ببین، دارم کنترلش میکنم - واقعاً؟ چون الان نشستی -
کفِ آشپزخونه و داری .نفسنفس میزنی
.ببخشید
.ببخشید. ببخشید
.چیزیت نیست
چیزیت نیست .فقط نفس بکش
.دارم سعیم رو میکنم - .میدونم -
.خیلی ترسناکه
من همینجام. من همینجام، خب؟
.ببین داری با کی حرف میزنی
،تو همیشه، کنارم بودی، نیک .منم الان کنارتم
.سرت رو بزار روی شونهام
.بل بهم گفت که چی شده
.خبر خوب بهم بده
.مجبورم دیگه
جراحی لوری فقط .نیمساعت طول میکشه
البته اگه شریان یا ورید دیگهای .پاره نشده باشه
و باتوجه به تمام تشخیصها .انگار همینطوره
وقتی رفتی اتاق عمل اگه .اگه تغییری بوجود اومد، خبرم کن
.حتماً
.دکتر نولان
وقتی توی اتاق عمل هستی
ناحیهی زیرشکم لوری، بین لگن راست .و نافش رو بررسی کن
منم میخوام همون ،اطراف رو ترمیم کنم
ولی ترجیح میدم طرفِ .ناحیهی شکمی نرم
چرا میخوای اینکارو بکنم؟
.اوه، اون... اون یه تودهی اتفاقیه
.خوشخیمه، چیزی نیست - آره، شایدم -
.عامل همهی این اتفاقها باشه
.یه نگاه میاندازم
.دکتر بل
.ویویان
.اینجا زیاد پیش میاد
جونشون رو نجات میدی؟
.درسته - اغلب اینکارو میکنی؟ -
نجات دادن جون بقیه؟
اینکه دستیارت ترتیب قرار با افراد ناشناس رو واست بده؟
.هرگز
.منم همینطور
.ولی الان شکایتی هم ندارم
.منم همینطور
.برو بیمارت رو نجات بده
و منم تمام سعیم رو میکنم
.که بیمارت باشم
دکتر بل، شرمنده که توی این .دقیقههای آخر خبرتون کردم
.فکر کردم بهتره سهتا جراح اینجا باشن
.بیشک جراح چهارمی هم لازمه
میتونم ترتیب دست یا پا .یا هردوشون رو بدم
نمیدونم، دکتر واس خیلی هیجانزدهاست
.که پای این آقا رو دوباره پیوند بزنه
من و شما ترتیب دست رو میدیم، باشه؟
خب، بهنظرت عالی نمیشه که بتونیم
کاری کنیم که این پدر بتونه یهروزی دخترش رو
توی راهروی کلیسا همراهی کنه؟
خوشم نمیاد قلب لطیفت ...رو بشکنم، ولی
.مینا ماله من .بفرما، تموم شد
.خانوما روی پا کار میکنن .و ستارههای سرشناس هم روی دست
کسی هست که سراغ ...اندامهای دیگه بره یا
.وضعیتش داغونه. آستین، تو برو سراغ اسکنها .واس، گردش خون
.فشار خون 70 روی 55 .بهسرعت داره پائین میاد
جراحت دیگهای هم هست؟ - .آه، دندهها شکسته، ریه آسیب دیده -
همینطور خونریزی میانسینهای .که باید حواسمون بهش باشه
.ناحیه شکمی و لگن سالم بهنظر میان .مشکل اصلی "شوک هموراژیک"ه شوکی که وقتی بدن خون زیادی] [ازدست داده باشد اتفاق میافتد
پروتکل انتقال خون گستردهرو انجام دادین؟
توی اورژانس 4 واحد خون .بهش انتقال داده شده
.دو واحد دیگه اضافه کن .ترانکزامیک اسید" رو آماده کن" [داروی انعقادی برای جلوگیری از خونریزی زیاد]
و بانک خون رو هم خبر کن. هرچقدر .خون دارن احتیاجمون میشه
برای همراهی توی راهروی کلیسا .زیادی داغونه
بیاین فقط مطمئنشیم که میتونه .دوباره بچههاش رو ببینه
نقلقول: "هیچچیز بهاندازهی سلامتی ،بخشیدن به انسانها
آدمی را به ."خدایان نزدیک نمیکند
."از "سیسرو - :نقلقول - [فیلسوف رومی]
."ناحیۀ شکمی لوری رو بررسی کن"
."از "هاوکینز
آه، اندی ازت میخوام که
.یکم بیشتر بیهوش نگهش داری
چه مدته که پا قطع شده؟
.دور و بر 5 ساعت
گمونم تا 20 دقیقهی دیگه این عضو .قابلیت زیستپذیریش رو از دست میده
پس شاید بهتر باشه روی عضوی که
.خودت داری نجات میدی، تمرکز کنی
.آه، حرفت رو اصلاح کنم، عشقم .عضوی که ما داریم نجات میدیم
.ساکشن
.باند
.کلمپ
.خیلیخب، انتقال خون رو ادامه بدین .تخت رو بهحالت "ترندلنبرگ" در بیارین [حالت سراشیبی که سر بهسمت پائین و پاها بهسمت بالاست]
.داره خونریزی میکنه
داری خیلی از خونِ پا رو حروم میکنی
.اینجوری بافت از بین میره - .دست هم داره فاسد میشه -
و این اشتباه کی بود؟ - .شریان خیلی ضعیف بود -
چرا اینقدر طول کشیده؟ - نمیدونم -
.داری از چی حرف میزنی .مشکل حل شد
.مشکل جدید
.ضربان قلبش داره پائین میاد
.دستگاه اولتراساوند رو بده
.تامپوناد" باعث شده به قلبش فشار بیاد" [تجمع مایع زیاد در کیسه اطراف قلب]
.حتماً خونریزی میانسینهای تشدید شده
سرخرگ ریوی پاره شده .ارّهی استرنوم" رو بدین به من" [ارّهای که برای شکافتن سینه بهکار میرود]
میخوای پمپاژ رو ادامه بدیم؟ - .نه، همینجوری خوبه -
.دو واحد خون دیگه لازم داریم
.هنوزم داره پائین میاد
.استقامت قلبی بیشتری میخوام
.خون رو سریع بهش تزریق کن
.اعضای حیاتی دارن بهتر میشن
.خودنما
هی، اگه زحمت بکشی .میتونی به رُخ هم بکشی
.همینکارو میکنیم
تیم_چستین_جونم#
.لوری داره بهتر میشه .حق با تو بود
بررسی ناحیه شکم .تصمیم درستی بود
.این چندتا دندون داره - .یه دندون داره -
.یه "تراتوما"ست .گازت نمیگیره، ریکی [غدهای حاوی بافتهای جنینی]
تراتوماها یهجور ناهنجاری ژنتیکیاند ،که باعث تولید مجدد اعضا میشن
یا بعضیوقتا استخوان یا دندون .و توی یه کیسهی گوشتی قرار دارن
.نادره. و ناخوشایند
کشف کاملاً مناسبی .برای شب هالووین بود
بعضیاز تراتوماها پادتنهایی میسازن ،که به مغز حمله میکنن
.و این میتونه باعث "آنسفالیت" بشه [التهاب و ورم مغزی]
.درسته - باید آزمایش مایع مغزی نخاعیرو -
.انجام بدیم NMDA برای پادتنهای ضد [ان-متل-دی-آسپارتیک اسید]
.فکر کنم فهمیدیم چیه
.خیلیخب، بسه دیگه
واقعاً قرار خوب بشم؟
!آره. آره
.داری NMDA آره، تو آنسفالیتِ ضد نوعی ورم مغزی که باعث بروز حملات تشنجی] [و از دست دادن کنترل حرکتی عضلات میشود
.یهجور عفونت نادر مغزیه
.تمام علائمت بخاطر همین بوده
ما بهت ترکیبی از استروئیدها
.و ایمونوگلوبینها رو میدیم
کابوسهات ممکنه موقتاً یکم ادامه پیدا کنن، ولی
طی مدت کوتاهی به .زندگی قبلیت برمیگردی
اه، دو ساله که با خانوادهام
...صحبت نکردم، ولی الان
دل تو دلم نیست که بهشون .بگم قراره خوب بشم
.فقط امیدوارم تلفن رو جواب بدن
.خانواده چیز پیچیدهایه
فقط باید امیدوار باشی
که آخر کار اونا .کنارت باشن
.حق با تو بود
،باید باهمدیگه چند روزی بزنیم بیرون .تا حالوهوام عوض شه و جون بگیرم
.هر وقت خواستی فقط بگو - .حتماً -
.وقتی که حقیقت رو بهم بگی
امروز کجا بودی؟
،شاید وقتی دست از دروغ گفتن بهمن برداری
اونموقع منم فکر میکنم .که باهات به جزیره بیام یا نه
اینکه همیشه همهچیز رو درمیون بزارم
.چیزی نیست که بهش علاقه داشته باشم
.خب، ولی من علاقه دارم
،پسرم، من همهجور خصلتی دارم
..ولی هرچی باشم، دو رو نیستم
حالا این یعنی چه؟
توئی که روبروم نشستی هم
.همچین آدم بیشیلهپیلهای نیستی
تو خونهرو ترک کردی و بهم .نگفتی که 10 سال کجا بودی
مجبور بودم یه کاراگاه خصوصی .استخدام کنم که ردت رو بگیره
پس چیزی که خودتهم ازش طفره میری
.رو از من نپرس
.یکم استراحت کن
.دوباره خوشاومدی، فرانک
چه... چه بلائی سرم اومده بود؟
.با ماشین یه تصادف کوچولو داشتی
دکتر واس و من جز تیمی بودیم که
دست و پات رو دوباره .پیوند زدیم
من نزدیک بود بمیرم؟
.یه چند باری
مسئلهی مهم اینهکه .الان اینجایی
آره... همسرم؟
و دخترهام؟
اونا میدونن چی شده؟
.آره. الان دارن میان اینجا
.سلام
...سلام، ام
.اوه، چیزی نیست عزیزم .چیزی نیست
.بابایی عاشقته، عزیزم
.امروز توی اورژانس کمک خوبی کردی، پراوش
.ممنون، دکتر آستین
...و کاری هم که شما توی اورژانس کردین
.هیس. میدونم که کارم درست بود
بهنظرتون این لذتبخشترین بخش شغلمون نیست؟
منظورت کدوم بخشه؟
اون بخشی که دلت میخواد
تلفنرو برداری و به .بچههای خودت زنگ بزنی
تنها بچههای من، گربههای .امریکن بابتیل" و "مین"ام هستن" [ دو نژاد گربه]
وایسا. بچههای تو آدمیزادن؟
.دوتا، از ازدواج اولم
.الان دیگه بزرگ شدن
.و یکی از بچههام هم یه بچه داره
.شب خوش، پسرا
.بچهش یه بچه داره
.اون مامانبزرگه
...میدونی،من
میدونی، داشتم فکر میکردم
...که این دیدار فراموشنشدنی باید
.یکبار و بدون هیچ وابستگی باشه
.حالا دارم به تجدیدنظر کردن فکر میکنم
.منم همینطور
باید بگم دربارهی مهارتهای آشنایی
.حق با دستیارم بود
.خب تربیتش کردیم
شوهر سابقم خیلی به گریسون سخت .میگرفت، ولی بهش افتخار میکنم
.اون پسر خوبیه
چی؟
اه، نیک کجاست؟
.اوه، گذاشتم امشب رو استراحت کنه
:خب، خسارتها
،سهتا لیوان شکسته ...لولهی سینک گیر گرده، و
هالی گولایتلی" روی فرشت" .نوشیدنی ریخت
.هیچوقت پاک نمیشه .میدونم. شرمنده
.بس کن
.نه، خودت بس کن
.ای دختره احمق پررو
اوه، یهمدتی هست .که همینجوریه
.یهجورایی باحاله - .بس کن -
.چه کابوسی
!مامان
!مامان
.همینالان برو، پسر
!از اینجا برو، پسر
!بابا، نه، تو رو خدا
.تو رو خدا
.چیزی نیست
میخوای دربارهش حرف بزنی؟
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.