Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیا مووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم:آیدا
افسانه دو خواهر در هرج و مرج
قسمت 40
عمارت فو
...چرا
چرا اینقدر باهام خوبی؟
تو خواهر منی
باید مراقبت باشم
تازه شم
موقع نجات من زخمی شدی
مرسی
عمارت شاهدخت
امروز باید خوب از دروازه های قصر پاسبانی کنی
بعد اینکه صاحب منصبان برای تاج گذاری وارد قصر شدن
فورا دروازه رو ببند
به هیچکس اجازه ورود نده
چشم
آقا
براتون پیغامی دارم
بگو
بانو جین جان برای دیدنتون اومدن
جین جان؟
مرخصی
جین جان
یو یینگ چیکار میکنی؟
دستت چی شده؟
اشتباها بریده شده
مهم نیست
....یو یینگ
شاید نگرانم شده
امروز چه کاری میتونم برات بکنم؟
امیدوارم بتونی باهام بنوشی
بیا
آقا
امروز روز نوشیدنی نیست
هیچ ربطی به تو نداره
زودی برو
آقا
....امروز
برو
چشم
باید حتما تاج گذاری
انجام بشه؟
پسر دایی، پسر، دایی هست
محق تاج و تخته
چرا امروز همتون
عوض شدین و اینجوری شدین؟
امیدوار بودم تو عوض نشده باشی
اینقدر قدرت واست جذابه؟
جین حان، تو مستی
مست نیستم
همونطور که میگن
کبوتر با کبوتر باز با باز
این آخرین باریه که خوآجین صدات میکنم
از حالا به بعد
برای هم غریبه ایم
فرمانده لی
باید عواقب هر کاری که میکنی رو در نظر بگیری
سرنوشت تقاصشو از هر روح پلیدی میگیره
مراقب خودت باش
جین جان
جیانگ شاو
تو شایسته این نیستی که پسر امپراتور پیشین باشی
تو دزد تاج و تختی
دزد تاج و تخت
طبق وصیت نامه امپراتور پیشین
شاهزاده جیانگ شاو
در اصل پسر منه
با توجه به درستی صداش
و شباهتش به من
قطعا میتونه تاج و تخت رو بدست بیاره
و امپراتور شه
اعلیحضرت زنده باد
میتونید برخیزید
مرسی، اعلیحضرت
اعلیحضرت
امروز براتون
چیزی دارم
اون چیه؟
وصیت نامه حقیقی امپراتور پیشین
....این
وصیت نامه حقیقی امپراتور پیشین؟
چه خبره؟
جین جان
چرا اینجایی؟
تاج گذاری در شرف وقوع عه
ولی وصیت نامه حقیقی امپراتور پیشین
پیدا نشد
اگه تا فردا نتونم پیداش کنم
نقشه مون شکست میخوره
ولی تو سرتاسر عمارت لی
نتونستم وصیت نامه رو پیدا کنم
من میتونم بدزدمش
امروز نه
فردا انجامش بده
فردا موفق میشم تاج و تخت رو بدست بیارم
مطمعا با خودش حملش میکنه
اون موقع میتونی بدزدیش
مطمعنا از پسش بر میام
این تیکه پارچه
همون وصیت نامه ایه که ادعا میکردی؟
فط یه تیکه پارچه ست
چه خبره؟
چرا هنوز داره میگرده؟
فقط یه تیکه پارچه ست
چه شرم آر
شرم بر اون
فرمانده لی
تو واقعا
وصیت نامه ای از امپراتور پیشین داری؟
آخرین آرزوی امپراتور پیشین این بود که
خانواده شو موفق شن تاج و تخت رو بدست بگیرن
من
آرزو دارم پیرو شما باشم اعلیحضرت
تا شاهد یه کشور یکپارچه
و صلح جو باشم
عالیه
خیلی خوبه
عالیجناب، به عنوان وارث راستین
و تنها پسر امپراتور پیشین
محقید که به تاج و تخت برسید
توقع داری تاج و تخت رو غصب کنم؟
متعلق به شماست
عالیجناب
واسم مهم نیست که متعلق به منه
با در نظر گرفتن
نیت تو به خیانت
دیگه باهات تعامل نمیکنم
با در نظر گرفتن خدمتت به امپراتور پیشین
این دفعه سرزنشت نمیکنم
اما
در آینده هرگز نمیبینمت
عالیجناب
این تاج و تخته
ربطی به من داره؟
عالیجناب، لطفا منو ببخشید
عالیجناب مطمعن نبودم
که علاقه ای به تاج و تخت دارین یا نه
بنابراین واسه امتحان دروغ گفتم
من واقعا
استحکام و درستکاریتونو
تقدیر میکنم
چیکار میکنی؟
امپراتور پیشیم قبل مرگش
یه وصیت نامه سری به جا گذاشت
این وصیت نامه
به دست شاهدخت همایونی رسید
بعد مرگش
به دست لی خوآجین افتاد
وصیت نامه؟
از کجا میدونستی
در دست خوآجینه؟
در مبادرتش به کشتن من، یو یینگ
یه بار گفت میترسه
خبری از وصیت نامه از طرف من درز کنه
و نقشه خوآجیم رو خراب کنه
پس تو وصیت نامه
چی میگه؟
امپراتور پیشین تاج و تخت رو
به اعلیحضرت سپرده
برای اینکه کشور پا برجا بمونه
یه وصیت نامه سری به جا گذاشت
که به دست آوردن تاج و تخت توسط
جیانگ شاو به عنوان یه شاهزاده رو قدغن میکرد
خوآجین
به عنوان برادر خوب
و معاون خوبم
واقعا ذهن منعطفی داری
اعلیحضرت، مبارکه
از حالا به بعد
کشور آرام و
در صلح خواهد بود
احیای لینگ یانگ
بزودی به حقیقت می پیونده
خواجین
بدون کمک تو
نمیتونستم تا اینجا برسم
تو برادر خوب منی
از حالا به بعد
باید به عنوان برادران خوب
با هم کار کنیم
اعلیحضرت تشریف فرما میشن
اعلیحضرت برگشتن - اعلیحضرت برگشتن -
اعلیحضرت هنوز زنده ن
چه اتفاقی واسه اعلیحضرت افتاده؟
اعلیحضرت کجان؟
اعلیحضرت کجان؟
واقعا اعلیحضرته
واقعا اعلیحضرته
واقعا اعلیحضرته
نمرده
اعلیحضرت نمردن
اعلیحضرت
ارتشتون
طبق برنامه عازم میشه
بعد اینکه علامت منو گرفتین
لطفا شخصا به جنگل برید
جایی که قاتلا آماده کمینن
وقتی قاتلا پیداشون شد
تظاهر به عقب نشینی کنید
و قاتلا رو به دامی که
طراحی کردم بکشونید
دام رو طوری طراحی کردم
که انگار واقعا اعلیحضرت شما واقعا
تو دام افتادید و مردید
چه خبره؟
فرمانده لی
و دوک چین
بنظر میاد خیلی از زنده برگشتنم
سوپرایز شدید
تاج و تخت منتقل شده
چطور جرات کردی
با شمشیر وارد اینجا بشی
فو یانشین
فکر کردی هنوزم دوره چونگ ده ست؟
به وظیفه ت به عنوان یه افسر و نجات
خانواده ت فکر کن
چرا این هنوزم زنده ست؟
تو گفتی که
افرادت قبلا اونو کشتن
چطور جرات کردی افرادیو بفرستی
تا واسه خیانت، اعلیحضرت رو به قتل برسونن
دقیقا
من در طول راه پیمایی
ترور شدم
نقشه ش رو لی خوآجین و جیانگ شاو کشیده بودن
واقعا شانس باهات یار بوده
که از ترور جون سالم به در بردی
خوآجین
تموم نگهبانان سلطنتی رو به اینجا راهی کن
ارتشش بیرونه
و نمیتونه در مقابل افرادمون مقاومت کنه
اگه اون و تموم
افراد دیگه ای که اینجا هستن رو بکشیم
هیچکس از خیانتمون خبردار نمیشه
توقع نداشتم که واقعا خیانت باشه
عدالت درباره وانگ های اجرا شده
کی دیگه الان تو قصر
از دستورش پیروی میکنه؟
خب که چی؟
من پسر امپراتور پیشینم
من وارث به حقم
من باید موفق میشدم
تاج و تخت رو بدست بیارم
پس همینکه یه حکم همایونی صادر کنم
افراد زیادی برای کمک بهم میان
اینجا وصیت نامه امپراتور پیشین درباره
وارث به حقی که ادعا کردی
رو دارم
من 15 ساله کنترل همه چیو در دست دارم
و شب ها رو بیخواب گذروندم
و از هیچ کوششی دریغ نکردم
تا کشور در صلح و
رفاه باشه
یه امپراتور
باید رو مصلحت کشور و
رفاه جهانی تمرکز کنه
شاهزاده جین شو رونگ
از بچگی مهارت امپراتور بودن رو یاد گرفته
و به شدت مانند منه
اون مطمعنا میتونه تاج و تخت رو بدست بگیره
و امپراتور بشه
در رابطه با پسرم هم
اون نه به اندازه کافی
محاسن اخلاقی بدست آورده و
نه
کمک و همکاری قابل قبولی کرده
بنابراین صلاحیت تاج و تخت رو نداره
امیدوارم بتونه درست رفتار کنه
اگه اینطور بشه
من با خوشحالی میمیرم
اگه کسی این وصیت نامه رو نقض کرد
افرادم علیه ش بلند میشن
این وصیت نامه امپراتور پیشینه
حالا چی برای گفتن داری؟
امروز
جیانگ شاو
و لی خوآجین
خیانت کارن
و باید برای جرم هاشون کشته بشن
من یه نقشه دارم
که نیاز به همکاریمون داره
امیدوارم بتونی منو به عنوان یه خائن معرفی کنی
و منو بکشی
من با لی خوآجین همکاری میکنم
تا تاج و تخت رو تصاحب کنم
حتی به عنوان امپراتور تاج گذاری میکنم
بعدش
تو میتونی با وصیت نامه حقیقی بیای
منو به عنوان خائن معرفی کنی
و تموم خیانت کاران رو بکشی
این کشور، کشور من و تو نیست
کشور کل مردمه
ما بایستی یه لینگ یانگ آروم و صلح آمیز رو به مردم برگردونیم
شو رونگ
برادریمون رو فراموش کن
به عنوان یه امپراتور
باید به اندازه کافی قاطع باشی
جیانگ شاو
تو خیلی نسبت بهم ظالمی
اعلیحضرت
ما باید بخاطر مصلحت کشور
این کارو بکنیم
جیانگ شاو
جیانگ شاو
جیانگ شاو
چرا کشتیش؟
مگه نقشه مون
به نتیجه نرسید؟
نه
تو همون جیانگ شاویی نیستی که من میشناسم
جیانگ شاو تو ذهن من یه فرد دوست داشتنیه
عاشق آزادیه
و اصلا علاقه ای به تاج و تخت نداره
مردم عوض میشن
درسته
مردم عوض میشن
ولی من باور ندارم که تو
اینقدر به تاج و تخت علاقه داشته باشی و براش
سر و دست بشکونی اونم هر طور که شده
و حتی به قیمت برادریت
یه حسی بهم میگه
داری بهم دروغ میگی
اگه بهم حقیقت رو نگی
از اینجا نمیرم
...تو
...تو
باشه
راستش
یه نقشه بین من و شو رونگه
میدونستم
وایسا
بهش نزدیک نشو
لی خوآجین
میدونی کی
گروگانته؟
البته که میدونم
من دیوونه ش بودم
ولی اون اصلا به من اهمیتی نمیده
حالا همه چیو از دست دادم
فقط میخوام اونو داشته باشم
چی میخوای؟
از افرادت بخواه عقب نشینی کنن
به جین جان صدمه نزن
ارتش تیان شیونگ
از اینجا عقب نشینی کنید
عقب نشینی کنید
عقب نشینی کنید
اعلیحضرت
جین جان رو نجات بده
آقای فو
بله، اعلیحضرت
حالا تموم دروازه های قصر رو بدقت محافظت کن
همین الان دنبال لی خوآجین
تو قصر بگرد
چشم
امیدوارم خوآجین هنوزم اینقدر منطقی باشه
که به جین جان صدمه نزنه
یوجان
نگران نباش
لی خوآجین نمیتونه از قصر خارج بشه
مشکلی برای جین جان بوجود نمیاد
نگهبانان
ببریدش
چشم - چشم -
خوآجین
تسلیم شو
چطور میتونم تو این مرحله
تسلیم شم؟
خوآجین
چرا اینقدر عوض شدی؟
افراد زیادی بهت بعتماد داشتن
همه تو پایتخت وقتی حرف تو میشه
ازت تعریف میکنن
ولی تو چرا نمیتونی شایستگی های منو ببینی؟
من فکر میکنم تو فرد خوبی هستی
حتی الان هم
فکر نمیکنم آدم بدی هستی
ولی تو واقعا اشتباه کردی
فایده آدم خوب بودن چیه؟
بهم بگو چرا؟
من زودتر تورو شناختم
من زودتر عاشقت شدم
من زودتر باهات خوب بودم
ولی تو با اولین نگاه
عاشق جیانگ شاو شدی
عشق از منطق فراتره
بعضی افراد علیرغم اینکه ده ها سال با همن ، عاشق هم نمیشن
ولی بعضیای دیگه
فقط نیاز به یک نظر دارن تا عاشق هم بشن
یک نظر؟
ده ها سال من قابل قیاس
با یه نظر دیدن اون نیست؟
مهم نیست
مهم نیست
بهرحال اون هرگز نمیتونه تورو بدست بیاره
جین جان
امروز روز قامت منه
ولی نمیخوام تنها باشم
بیا با هم بمیریم
فایده اینکه باهات بمیرم چیه؟
بازم تنها میمونی
روحم فقط دنبال جیانگ شاو میره
و باهاش به جهنم میره
خوآجین
بیش از ده ساله که با هم دوستیم
تو هنوزم دوست صمیمی منی
بس کن
واقعا توقع نداشتم تورو اینجوری ببینم
بس کن
من هنوزم بهت اهمیت میدم
گذشته رو فراموش کن
بس کن
بیخیال من شو
چون من هیچوقت منتظر تو نمیمونم
AsianMoviee.ir
برو
تو چی؟
خوآجین
باهام برگرد
برای بخشش به خواهرم و اعلیحضرت التماس میکنم
خوآجین
بی هیچ پشیمونی میمیرم
چون تو حتی الان هم بهم اهمیت میدی
فکر میکردم
میتونم امروز تورو با خودم ببرم
ولی فهمیدم که نمیتونم
من خیلی ساده م
امیدوارم تو زندگی بعدیم
تورو نبینم
خوآجین
خوآجین
آقا
آقا
آقا
آقا، بلند شید
بیا بریم
آقا
آقا، بیدار شو
تو کشتیش؟
خوآجین خودکشی کرد
آقا
متاسفم
اگه زودتر رسیده بودم
نمیمردی، نه؟
هم من
و هم شاهدخت همایونی اشتباه میکردیم
اگه اون محکم حمایتت کرده بود
تا تاج و تخت رو بدست بیاری
و اگه پانزده سال پیش مطمعن بود که بچه ای که
تو شکم جیان شون یینگ بوده
....جیانگ شاو نبوده
چی گفتی؟
پانزده سال پیش چه اتفاقی افتاده؟
پانزده سال پیش، شاهدخت همایونی فهمید
که امپراتور پیشین
یه پسر خارج قصر داره
بنابراین قصد کرد که اونو به پایتخت برگردونه
ولی جیانگ شون یینگ ترجیح میداد
بپره تو رودخونه تا اینکه بچه رو به شاهدخت همایونی بده
اصلا مهم نیست
مربوط به گذشته ست
شورش امروز
از توطئه دوک چین و فرمانده لی
برای خیانت
برخاسته بود
وزرا
میدونم تهدید شدید
بنابراین
بخاطر این
مقصر در نظرتون نمیگیرم
ولی اگه
درباره این در آینده شایعه سازی کردید
هرگز
نمیبخشمتون
اعلیحضرت، برای بخششتون ممنونیم
قصر فونینگ
اعلیحضرت
نگران نباش
دکتر معاینه ش کرده
و گفته قلبش صدمه ندیده
خوب میشه
ولی الان سومین روزه
جیانگ شاو
جیانگ شاو
جین....جین جان
جیانگ شاو
بالاخره بیدار شدی
برادر
بالاخره بیدار شدی
خیلی وقته بیهوشم
متاسفم که نگرانتون کردم
چرا درباره مرگ جهلیت تو
مبارزه با اعلیحضرت چیزی بهم نگفتی؟
متاسفم، جین جان
چون نقشه خیلی خطورناکی بود
و صحبت مرگ و زندگی بود
نمیخواستم نگران بشی
واسه همین جرات نکردم بهت بگم
من مطمعنا نگرانت میشم
اگه واقعا اتفاقی واست میفتاد
من چیکار میکردم؟
از وقتی زاده شدم قلبم سمت راست بوده
فقط اعلیحضرت
اینو میدونست
تموم اعمال تحت کنترل ما بود
جین جان
اعلیحضرت نقشه رو
به منم نگفت
منو هم بی خبر گذاشته بودن
بهم قول بده
هر کاری هم که در آینده بکنی
دیگه منو بی خبر نزاری
بهت قول میدم
من
دیگه هرگز تورو بی خبر نمیزارم
....وگرنه من
همین که خودت بدونی کافیه
زخمم
چیز مهمی نیست
با کالسکه مارو به خارج پایتخت بفرست
واسه چند روز دیگه تو قصر بمون
اینجا دکترهایی هستن که میتونن ازت مراقبت کنن
اینجوری خیالمون راحت تره
واقعا وضعیتم خوبه
دکترای اینجا
بهترین داروها رو بهم دادن
من خوبم
باشه
کاری که خواستی رو میکنم
و از گو فو میخوام اسب ها رو آماده کنه
عمارت فو
باشه
بابا
یادت باشه وقتی برگشتی برام نامه بدی
ده روزی یه نامه
یه 3 روزی یه نامه
سه روزی یه نامه؟
فکر کردی صاحب ایستگاه پیکی؟
هیچ کاری ندارن
جز اینکه فقط واسه تو نامه برسونن؟
ایستگاه پیک مال من نیست
ولی مال خواهر که هست
واقعا کار شاقی نیست که واسه من نامه ارسال کنن
بابا دوس نداری واسم
نامه بنویسی؟
تو همیشه خیلی تخسی
بابا
چنژو خیلی دوره
لطفا خوب مراقب خودت باش
هستم
بابا
هر وقت فرصت کردم
به چنژو به دیدنت میام
باشه
منتظرتم
چرا اینقدر خوشحال شدی
وقتی بابا گفت منتظرت میمونه؟
آره
از شنیدنش خیلی خوشحال شدم
خیله خب
موقعشه
دیر شده
باید الان حرکت کنم
آقای فو
مراقب خوت باش
عمو
بخاطر فهم و هوشتون
برای عقب انداختنش
و اینکه وقت کافی برای جین جان
محیا کردید تا سو رو تو تالار داچینگ نجات بده
ممنونم
باید بجای سو
تشکر کنم
خدافظ
بابا
تو راه مراقب خودت باش
بابا
یادت باشه واسم نامه بنویسی
بابا
تو راه مراقب خودت باش
هرچقدر اینجا بمونی
هم نمیتونی
جن جن رو ببینی
چرا نمیری و بدرقه ش نمیکنی؟
جن جن مطمعنا توقع نداره
که من بدرقه ش کنم
اگه تصمیم گرفته بی خدافظی بره
به خواستش احترام میزارم
بازم میتونی از دور
بی اینکه متوجه بشه
بدرقه ش کنی
میترسم
اگه ببینمش
نتونم ولش کنم بره
جن جن تنها قوم و خویش منه
ولی من سهم خودمو به عنوان برادرش انجام ندادم
فکر کردم
به اندازه کافی وقت دارم تا
براش جبران کنم
....ولی انتظار نداشتم که
اعلیحضرت
کارت خوب بوده
جن جن
خوب تو قلبش این موضوع رو میدونه
به صورت خصوصی بارها بهم گفته
واقعا تورو به عنوان برادرش دوس داره
وقتی متوجه شدم
که دیگه نباید داداش جیانگ رو اذیت کنم
احساس کردم زندگی چقدر خالیه
نمیدونستم واقعا چی میخوام
و اینکه واقعا دلم میخواد چیکار کنم
ولی
بالاخره فهمیدم که
اگه نمیدونم چی میخوام
باید دنبالش بگردم
و اگه نمیدونم باید چیکار کنم
باید تجربه کنم
جرا یهویی تصمیم گرفتی از اینجا بری؟
چرا از قبل بهمون نگفتی؟
میترسیدم اینجوری
بیاین و بدرقه م کنید
من تصمیم دارم همون طور که داداش جیانگ سفر میکرد
به دور و بر سفر کنم
دیر یا زود
میفهمم
که واقعا چی میخوام
این خنجر
از روزهای پرسه زنیم باهام بوده
خطرات زیادی رو برام رفع کرده
با خودت ببرش
واسه سفری که در آینده داری، واسه خودت نگهش دار
مراقب خودت باش
به امید دیدار
یونگ یاو تا اون روزی که
شاهدخت درو برام باز کنه منتظر میمونه
شاهدخت
تو این سه ماه اخیر
وزیر جانگ هر روز به اینجا اومده
درو براش باز نمیکنی؟
اگه مقدر باشه با هم باشیم
یه روزی همو میبینیم
اگه مقدر نباشه با هم باشیم
دیدن همدیگه
فقط وقت حروم کردنه
اعلیحضرت
الان دیگه موقع خداحافظیه
الان دیگه
اون هویتی رو ندارم
که شما اعلیحضرت بتونید شخصا بدرقه م کنید
جیانگ شاو
گرچه همه چی آروم شده
و شورش دوک چین
بالاخره از حافظه ها پاک میشه
ولی آخرش یه اعتبار بدی رو
از خودت تو
کتاب های تاریخ بجا میزاری
بخاطر این
خیلی ازت عذر میخوام
من واسه پرسه زدن و یه
زندگی چادر نشینی زاده شدم
هرگز به نظر دیگرون اهمیت نمیدم
چه برسه به نسل های آینده
همین حالاشم بهترین لطف خدا
واسه من بوده
که تا ابد با عشقم باشم
هیچ آرزوی دیگه ای ندارم
آره
بالاخره چیزی که میخواست رو با
صبر و استقامت بدست آورد
جین جان
هرگز عشق
اصلیت رو علیرغم
تغییر زمان عوض نکن
خواهر
میدونم که بی میلی که منو ول کنی
ولی مهم نیست
من و جیانگ شاو از هر جای جدید
که برسیم و هر چیز جالبی
که ببینیم رو
برات مینویسیم
ولی اینکه تا ابد عشق منو داشته باشه
به عملکردش بستگی داره
باشه
عازم شین
معتقدم که کیفیت هوای پایتخت
بدون شما دو تا بهتره
خواهر
ما حالا میریم
تو هر جای جدیدی که دیدیم
برات نامه مینویسیم
منتظرمون باش
جیانگ شاو
یادت باشه
که دوست خوبی تو
پایتخت داری
هر وقت
به هر مشکلی برخوردی
یه پیغام به خیابون لونگ یین پایتخت بفرست
و اون پیداش میشه
اعلیحضرت
بنظر میرسه
که بزودی برف میاد
اولین ریزش برف در پایتخت
آره
بزودی
قراره برف بیاد
توافقمونو یادته
که بعد اینکه
سم از بدنم پاک شد، با هم
از برف پایتخت لدت ببریم؟
بیمارستان سلطنتی داره دنبال فرمول های قدیمی میگرده
مظمعنا یه راه حلی پیدا میکنن
حتی اگه برف امسال هم نشه
میتونیم سال دیگه
و سال بعدش و
و سه سال دیگه ازش لذت ببریم
همراهیت میکنم
تا عمری با هم از برف لذت ببریم
مهم نیست که
سم از بدنم پاک شه یا نه
هنوزم میتونیم با هم از چشم انداز ها
و روز های خوب لذت ببریم
بجای اینکه تو درد گیر بیفتم
ترجیح میدم یه کار حالب انجام بدم
اعلیحضرت
بیا با هم از برف لذت ببریم
باشه
اعلیحضرت
یکم شراب بخور
تا خودتو گرم نگهداری
آرزومه که سال به سال با تو اعلیحضرت
از چشم انداز برف لذت ببرم
باشه
اعلیحضرت
اینجور نباش
چه خبره؟
دلم نمیخواد تورو ناراحت ببینم
وقتی تو کنارمی
چطور ممکنه ناراحت باشم؟
تو متعلق به من نیستی
تو متعلق به همه مردمی
حتی اگه مجبور به رفتن بشم
افراد بیشماری هنوز منتطرتن
و به تو تکیه میکنن
پس بهم قول بده
چه من زنده باشم
و چه مرده
برای همه مردم
امپراتور خوبی باشی
یوجان
از بچگیم
هرگز نتونستم خودم باشم
فقط جلو تو
میتونم خودم باشم
بدون تو
نمیتونم تنهایی زندگی کنم
اعلیحضرت
نگران نباش
قول میدم
خوب مراقب خودم باشم
ولی فقط بدن بی روح
یه امپراتوره
نه
تو باید امپراتوری باشی
که لایق تقدیر همه ست
بهم قول بده
♪ تو زندگی زمینی گم شدم ♪
♪ گل ها دارن قرمز تر میشن♪
بهت قول میدم
♪ زیر جریان سکوت♪
♪ عاشق میشی ولی باید جدا شی♪
یوجان
یوجان
یوجان
نه،یوجان
یوجان
♪ سعی داری محافظت کنی♪
♪ از عشق زودگذر♪
من الان میرم
خوب مراقب خودت باش
یادت باشه، روشن ترین ستاره
منم
من همیشه کنارتم
♪سالهای زیادی رو از دست دادیم ♪
♪ کو ها و دریاها شاهد عشقمونن♪
♪ هرگز ولت نمیکنم ♪
♪ دیگه نگرانی نداشته باش♪
چه حیف
برف هنوز نیومده
AsianMoviee.ir
یوجان؟
یوجان
امیدوارم از تماشای این سریال لذت برده باشید.مترجم:آیدا برای دیدن سریال های بیشتر به سایت زیر مراجعه نمایید AsianMoviee.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.