Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیا مووی با افتخار تقدیم میکند مترجم:آیدا AsianMoviee.ir
افسانه دو خواهر در هرج و مرج
قسمت 36
ولی اون در اصل یه پسر نامشروع داره
که حق تاج و تخت داره
پیداش کردم
تو هم میشناسیش
من میشناسمش؟
انتظار نداشتم
که اون
جیانگ شاو باشه
جیانگ شاو؟
خارج از انتظارت بود؟
این لوح چوبی رو ببین
یه یشم جا سازی شده
وسطش داره
قسمتیش از لوح یشم پدرمه
از سوال خارجه
جیانگ شاو میتونه
هویتشو دوباره بدست بیاره
و با این لوح چوبی
پسر امپراتور بشه
ولی هویتش
خبرای خوبی
در حال حاضر برای کشور نیست
من شخصیتشو میشناسم
هیچ قصد خیانتی نخواهد داشت
ولی این لوح چوبی خیلی مهمه
نمیتونم روش شرط ببندم
ولی وقتی ازش سوال کردم
که آیا میتونم این لوح چوبی رو نابود کنم
میخواست پسش بگیره
همین حالا هم تو دستای توعه
میتونی هر زمان نابودش کنی
اگه تصمیم گیری برات سخته
بزار سرنوشت کار خودشو بکنه
مامان
توقع نداشتم که بابام
امپراتور باشه
چرا همون موقع بهم نگفتی؟
معمولا میدیدمش
اون موقع میدونست
که من پسرشم؟
زخمت امروز هم
درد میکنه؟
سال های زیادی گذشته
و خیلی وقته
که خوب شده
ولی من حس میکنم
شما مثل قوم و خویش منید
و خیلی بهم نزدیکید
گرچه امروز
اولین دیدارمونه
نمیتونم جلو خودمو
بگیرم و این همه دارم باهاتون حرف میزنم
امیدوارم ناراحت نشین
البته که نمیشم
شخصا خودت بهش بدش
رونگ
امیدوارم بتونید
برادر های خوبی برای هم باشید
تو غم و شادی با هم باشین
و تو زندگی هرگز به هم صدمه نزنید
اعلیحضرت،خیالتون راحت باشه
از روزی که شاهزاده جین رو دیدم
اونو به عنوان
برادر عمر و ابدیم در نظر گرفتم
باشه
امیدوارم امروز
بتونید برادریت رو به خاطر بسپارید
بالاخره فهمیدم
منظورت از اینکه ازم خواستی
مهر یشم رو به رونگ بدم چی بوده
راحت باشین
فورا پایتخت رو ترک میکنم
اگه قرمزشو کشیدی
لوح چوبی رو نابود کن
اگه بی رنگشو کشیدی
به جیانگ شاو برش گردون
حساب نمیشه
من آماده نبودم
باشه
بکش
اینم حساب نمیشه
یه بار دیگه
باشه
این دفعه به سرنوشت اعتماد میکنم
به جیانگ شاو برش میگردونم
میترسه که به این برادری پایان بده
و مجبور بود اینجوری به خودش دروغ بگه
اگه بهش کمک نمیکردم
ممکن بود خیلی سختش بشه
که اونی که میخواد رو بکشه
زندان
وایسا
تو کی هستی؟
من ساو خان، وزیر پرسنلم
اومدم تا با وانگ ژو در سلول شماره
یک جیا زی دیدار کنم
آقای ساو
قصد ندارم که دیدارتون رو رد کنم
ولی من تحت فرمانم
که اجازه ملاقات کسیو با وانگ ژو ندم
ممنوع ملاقاته؟
بله
این حکمه
جرات ندارم نقضش کنم
متاسفم
آقا
همه میگن که محافظان سلطنتی
مدارک فساد زیادی رو علیه
آقای وانگ تو عمارتش پیدا کردن
و مستقیما اونو زندانی کردن
بعد بازداشتش
تموم دختر و پسرای خدمتکارش
بی هیچ دلیلی به بیرون
پایتخت فرستاده شدن
ولی من به اندازه کافی خوش شانش بودم
که به یه پسر خدمتکاری که جا مونده بود بربخورم
....اون گفت که
ادامه بده
چرا مرددی؟
چشم
قبل اینکه آقای وانگ دستگیر بشه
اون با ادعا به اینکه
نه پسری از امپراتور پیشین میشناسه
و نه باهاش تبانی کرده
که خیانت کنه
دنبال کمک بوده
چشم
شو رونگ اجازه هیچ ملاقات کننده ای رو نداده
ولی ساو خان همیشه وفادار بوده
به عنوان وزیر پرسنل
حق نصب و عزل صاحب منصبان رو داره
یویینگ، باید این دفعه بهش کمک کنیم
آقای ساو
واقعا ریسک بزرگی واسه منه
که به شما اجازه ورود بدم
لطفا هر چه سریعتر تمومش کنید
باید در عرض 15 دقیقه برین
آقای ساو
اعلیحضرت
حقیقت رو فهمیدن
و متوجه شدن که در حق من ظلم شده؟
اعلیحضرت نظرشونو عوض نکردن
بنظر میرسه اعلیحضرت واقعا باور کردن
که من با پسر امپراتور پیشین برای خیانت
تبانی کردم
آقای وانگ
تو روز دستگیریت چه اتفاقی افتاد؟
اعلیحضرت
محافظان رو برای دستگیریم فرستادن
ادعا کردن که یه گزارش سری درباره همدستیم
با جیانگ شاو که
پسر امپراتور پیشینه پیدا کردن
که قصد خیانت داریم
جیانگ شاو پسر امپراتور پیشینه؟
آره
جیانگ شاو؟
دروازه دان فنگ
پدر
فقط اینجا میتونم بهت ادای احترام کنم
اگه تو بهشت خبر دار بشی
مطمعنا منو میبخشی، مگه نه؟
هیچ یک از صاحبان منصب
هویت جیانگ شاو رو
به عنوان پسر امپراتور پیشین نمیشناسن
و تو این چند روز اخیر
شایعه های اینکه پسر امپراتور پیشین زنده ست
بتدریج از بین رفته
جیانگ شاو واقعا رو اعلیحضرت تاثیر زیادی داره
جیانگ شاو بخاطر ارتباط خاصی که با
ملکه سابق داشت، مقصر شناخته نشد
حتما این دفعه اعلیحضرت افرادیو فرستادن
تا پخش شدن شوایع رو تحت کنترل بگیرن
نمیتونم اجازه بدم همه چی اینجور بد بشه
آقا
آقای جیا برای دیدن شما اومدن
گفت که باهات برای خوردن نوشیدنی قرار گذاشته
دالی؟ کجاست؟
تو اتاق نشیمنه
داداش ساو
دارم میام
خیلی وقت نیست که این شراب ها
رو اعلیحضرت بهم اعطا کردن
من
فقط اینو مینوشم
قبلا بهت
توصیه کردم
که رو توانایی نوشیدنت تمرین کنی
وگرنه
هر وقت بخوایم با هم نوشیدنی بزنیم
مجبور میشی تنهایی چایی بخوری
اصلا جالب نیست
واقعا جالب نیست
توقع نداشتم
بهم یه نوشیدنی تعارف کنی
باید این دفعه خوب نوشیدنی رو حس کنم
دالی
چند تا محافظ زبده تو عمارتت داری؟
اینجا حدودا بالای 80 تا محافظ دارم
که شامل
سی تا محافظ زبده میشن
لطفا 30 تا محافظ زبده ت رو برای چند روز بهم قرض بده
باشه
مشکلی نیست
چرا اینقدر محافظ لازم داری؟
این روز ها به
عمارت دستبرد زده شده
و من دزد ها رو نگرفتم
فکر کنم
دلیلش توانایی پایین محافظام در
مقایسه با محافظانی که
تو شخصا تعلیم دادی، باشه
محافظات رو
بهم قرض میدی؟
باشه
چند تاییشون رو انتخاب میکنم
و شخصا فردا به عمارتت میبرمشون
به سلامتی
چرا برای دیدن من عجله داشتی؟
مگه بخاطر اعلیحضرت به قصر نرفته بودی؟
جین جان
دارم از پایتخت میرم
لطفا باهام بیا
چرا اینقدر عجله داری؟
چی شده؟
تو سفرم به قصر یه پیغام
خیلی مهم گرفتم
چه پیغامی؟
میدونم بابام کیه
بابات؟
خبر خوبیه
بابات کیه؟
بابام
شو وی، امپراتور پیشینه
تو یه سفری که به بیرون داشت
با مامانم آشنا شد و من متولد شدم
امپراتور پیشین؟
چطور ممکنه؟
کی اینو بهت گفته؟
شو رونگ منو به قصر دعوت کرد
تا درباره ش بهم بگه
ولی
بنظر میومد خیلی
نگران هویت من بود
مسما نگران میشه
اگه امپراتور پیشین هنوزم زنده بود
و تورو به رسمیت میشناخت
هیچ مشکلی بوجود نمیومد
ولی اون مرده
و شو رونگ الان امپراتوره
مطمعنا نگران هویتت میشه
و صاحب منصبان دردسر ساز
درباره ش شایعه درست میکنن
ولی من به هویتم به عنوان پسر امپراتور اهمیت نمیدم
بهرحال
سالهاست که زندگی جداگونه ای رو میگذرونم
تو اهمیت نمیدی
ولی نمیتونی جلو دیگرون رو بگیری که نگرانت نشن
آره
باید فورا پایتخت رو ترک کنیم
نیاز نیست به بابات بگی؟
بعد رفتنمون براش نامه مینویسم
باشه
برو - برو -
تو جیانگ شاویی؟
منو وزیر ساو خان فرستاده
یه پیغام برات دارم
وزیر ساو؟
چه کاری میتونم براش بکنم؟
راستش، اعلیحضرت میخوان یه چیزی بهت
بگن ولی میترسن با دعوت کردنت به قصر
شک بقیه رو بر انگیزن
امیدوارن بتونی فردا صبح ساعت 9 تا 11
برای ملاقات به عمارت ساو خان بری
اعلیحضرت؟
باشه
برگرد و بهش بگو
من به موقع اونجا میام
خدافظ
بیا بعد ملاقات با اعلیحضرت
از پایتخت بریم
چرا اعلیحضرت تصمیم دارن تو عمارت
ساو خان باهات حرف بزنن؟
فکر میکنم میخوان
درباره از بین بردن لوح چوبی باهام حرف بزنن
ولی موضوع حساسیه و نمیخوان
تو قصر درباره ش حرف بزنن
چه لوح چوبی ای؟
چرا باید نابود بشه؟
یادم رفت درباره ش بهت بگم
بیا بریم
تو بهت میگم
آقا
نگهبان مخفیمون گزارش داده
افراد ساو خان با جیانگ شاو حرف زدن
و جیا دالی یه گروه نگهبان که
خودشونو به شکل خدمتکار مبدل کردن
به داخل عمارت ساو خان هدایت کرده
بنظر میرسه ساو خان تصمیم داره جیانگ شاو رو بکشه
ما هم باید کار خودمون رو انجام بدیم
یه پیغام به
چند تا صاحب منصب رده بالا بده
و ازشون
بخواه فردا برای یه مهمونی چای
تو یه چای خونه
نزدیک عمارت ساو خان بیاین
چشم
عمارت ساو
خدافظی جیانگ شاو با اعلیحضرت
نباید اینقدر طول بکشه
جین جان؟
خوآجین
خیلی وقته ندیدمت
لطفا
اعلیحضرت، نرسیدن
لطفا
برو و تو اتاق نشیمن منتظرشون باش
مرسی آقای ساو
من باید دم در به اعلیحضرت خوشامد بگم
واسه همین من باید زودتر برم
اشکالی نداره
از این مکان خوشت نمیاد، مگه نه؟
گفتی پر از صاحبین منصبه و
حتی هوا هم اینجا پر از تشریفاته
چرا حالا یهویی اومدی اینجا؟
با جیانگ شاو بخاطر یه قرار ملاقات اومدم اینجا
پس تو چرا اینجایی؟
یه چای خونه این نزدیکی هاست
و مهارت جدیدی تو درست کردن چای داره
واسه همین یه قرار ملاقات با نخست وزیر بازنشسته لیو
و چند تا صاحبین منصب دیگه ای که عاشق چای هستن
ترتیب دادم، تا ببیننش
ولی توقع نداشتم که اینجا به تو بربخورم
همین حالا برو وگرنه دیرت میشه
منتظر نگهشون ندار
بعدا برای انجام وظیفه به قصر میرم
و از اعلیحضرت محافظت میکنم
صبر کن
گفتی برمیگردی تا از اعلیحضرت محافظت کنی؟
مگه اعلیحضرت تو عمارت ساو نیستن؟
تو عمارت سا خان؟
محاله
اعلیحضرت امروز بعد از ظهر یه قرار ملاقات با وزیر درآمد داره
چطور برای مسایل دیگه وقت داشته باشن؟
صبر کن
جیانگ شاو فریب خورده
در خطره
خوآجین، تو فرمانده ارتش سابق دیوانی
ساو خان جرات نمیکنه با تو در بیفته
لطفا بیا با من بریم داخل
و جیانگ شاو رو نجات بدیم، باشه؟
جین جان، صبر کن
چطور میتونی با توجه به هویت الانت
آزادانه وارد عمارت یه افسر بلند پایه بشی؟
میترسم زود شناسایی شی
چطور ممکنه جیانگ شاو تو خطر باشه؟
جیانگ شاو دیروز یه پیغام
از اعلیحضرت دریافت کرد
که اونو به یه جلسه تو عمارت ساو دعوت کردن
ولی تو میگی اعلیحضرت الان تو قصرن
حتما پیغام رو ساو خان
به دروغ فرستاده
حتی در این حالت هم
آقای ساو جرات نمیکنه به جیانگ شاو صدمه بزنه
لازم نیست نگرانش باشی
خوآجین
بهت یه رازی رو میگم
نباید به کس دیگه ای بگی
جیانگ شاو
پسر امپراتور پیشینه
پسر امپراتور پیشین؟
هویتش مطمعنا
تهدیدی برای تاج و تخت اعلیحضرته
ساو خان کاملا به اعلیحضرت وفاداره
آروم باش
ورود بی پروات
اصلا جیانگ شاو رو نجات نمیده
در عوض، ممکنه حتی جون خودت رو هم به خطر بندازی
بیا آروم باشیم
و یه راهی پیدا کنیم
آقا، بفرمایین چاییتون
توش داروی بیهوشی ریختن
لعنتی
شلیک کنید
اصلا نزارین جون سالم به در ببره
درو باز کن! درو باز کن
وایسا
بگیریدش
بقیه همین الان اینجا رو ترک کنید
چشم
در رو باز کن
باز کن
در رو باز کن
باز کن
در رو باز کن
جین جان، جین جان
یه ایده ای دارم
صاحب منصبان رو از چای خونه به اینجا دعوت میکنم
فکر نکنم ساو خان
جرات کنه جلوشون به جیانگ شاو صدمه بزنه
بعد اینکه صاحب منصبان به اینجا رسیدن میتونی
یه پیغام به قصر بفرستی
باور دارم که اینجوری میتونیم جیانگ شاو رو نجات بدیم
بیا بریم
صبر کن
محافظان سلطنتی
این نشونه رو بگیر
کار ها رو بین خودمون تقسیم کردیم
تو برو از محافظان گشت بخواه
تا در اینجا رو بشکنن
حالا برو
چیکار میکنی؟
نمیتونم بهت اجازه بدم کشور رو مختل کنی
و آشوب بپا کنی
تموم جرم ها رو متحمل میشم
و خودم به تنهایی سرزنش میشم
هرگز اجازه نمیدم اعلیحضرت چیزی درباره ش بفهمن
....تو
در رو بشکن
خوآجین
محافظان سلطنتی
عقب بکشید
آقای ساو
چرا میخواستی کسیو تو عمارتت بکشی؟
اون اسرار محرمانه مهمی رو از وزارت خونه م دزدیده
میخوام اونو به سزای اعمالش برسونم
آقای ساو، چه مدرکی داری؟
اسناد دزدیده شده رو الان باهاش داره
میتونید بگردینش
تو همین الان اینجا گذاشتیش
واقعا سند
شرح مسایل مهمیه
اصلا ندزدیدمش
امروز به اعلیحضرت گزارش میدم
که بی اجازه وارد عمارتم شدی
ولی لطفا از سر راهم برو کنار
لازم نیست اینکارو کنی
من به اعلیحضرت گزارش دادم
فکر کنم بدونن
چیکار کردی
و تو راه اینجا باشن
از وقتی اومدی سعی کردی
براش لاپوشونی کنی
این جاسوس قبلا واسه تو کار میکرد
و به عنوان یه فرمانده وفادار رفتار میکرد
با تو رابطه صمیمی داره
تو هم تو این
قضیه، دست داری؟
بهت توصیه میکنم که بهتره
خودتو از این مسئله دور نگهداری
وگرنه،مظنون به خیانت میشی
اصلا بخاطر دزدیدن اسناد نیست
آقای ساو
تو میدونی که جیانگ شاو پسر امپراتور پیشینه، درسته؟
میخوای مخفیانه اینجا بکشیش
ساو خان، چطور جرات کردی
مزخرفه
اون پسر امپراتور پیشینه؟
فرمانده لی، تو با پخش شایعات
و صدمه زدن به اعتبار امپراتور پیشین
تخلف کردی
محافظا! بگیریدش و دستگیرش کنین
کی جرات داره حرکت کنه؟
برید و بگیریدش
حرفشو باور نکنید
اون فقط میخواد پسر امپراتور پیشین رو بکشه
اولیاحضرت؟
اون واقعا اولیاحضرته
چی شده؟
خب که چی؟
لطفا زبون به دهن بگیرید
اولیاحضرت الان تو قصرن
ساو خان
چطور جرات کردی
پسر امپراتور پیشین رو ترور کنی؟
تو ادعا میکنی
که اون پسر امپراتور پیشینه
همه میدونن که امپراتور پیشین پسر نداشت
چطور میتونه پسر امپراتور پیشین باشه؟
برای اثبات بی گناهیش
لازم نیست همچین دروغی بگی
واقعا مسخره ست
خیانته که خودت به عنوان عضوی از خانوادان سلطنتی مبدل کنی
هیچ مدرکی داری که ثابت کنه
تو پسر امپراتور پیشینی؟
جیانگ شاو
همین حالا
مدارک هویتت رو بهمون نشون بده
این مردک رو باید اینجا کشت
من مدرک دارم
چه مدرکی؟
بهش اعتماد نکنید
بس کنین
اعلیحضرت
اعلیحضرت
بلند شید
مرسی، اعلیحضرت
آیا جیانگ شاو اسناد
وزیر پرسنل رو دزدیده؟
آره، دزدیده
شما دوتا بهم بگید
آیا دیدین که جیانگ شاو
همچین اسنادی رو بدزده؟
نه، ندیدیم
پس
چرا آقای ساو میخواست بکشتش؟
ممکنه همونطور که اولیاحضرت
و فرمانده لی الان گفتن، این فرد
پسر امپراتور پیشین باشه؟
آره
من واقعا پسر امپراتور پیشینم
یه لوح چوبی برای اثباتش دارم
لوح چوبی؟
لوح چوبی ایه که تو بچگیم
بوسیله امپراتور پیشین بهم اعطا شده
یه یشم روش لحاظ شده
فقط متعلق به خانواده سلطنتیه
و از لوح چوبی امپراتور پیشین بریده شده
بافت یشمی که داره با بافت یشم لوح تطابق داره
معمولا میدیدم که امپراتور پیشین
یه لوح یشمی دندونه دار میپوشه
باور دارم که چیزی
که گفته حقیقت داره
ولی لوح چوبی الان
تو یه جای مخفی پنهان شده
چند روز وقت لازم دارم تا برش گردونم
چطور بدون مدرک درستی حرفتو باور کنیم؟
میترسم یه کلک برای به تاخیر انداختنش باشه
خفه شو
من یه ایده ای دارم
بیاین بهش یه مهلت 3 روزه بدیم
اعلیحضرت، چی فکر میکنین؟
اعلیحضرت
بهش یه مهلت 3 روزه بدین
جیانگ شاو ادعا کرده
که پسر امپراتور پیشینه
اگه نتونه مدرکی ارائه بده
مرتکب جرم تظاهر به خانواده سلطنتی بودن کرده
باشه
سه روز
سه روز دیگه
لوح چوبی رو برمیگردونم
بدونش
میتونید منو به جرم تظاهر به عضو خانواده سلطنتی
بودن، به عدالت بکشید
جرم رو قبول میکنم
جیانگ شاو
ملکه سابق رو به قصر برگردونید
چشم
جیانگ شاو رو هم به
قصر برگردون
اعلیحضرت
این مرد قول داده که لوح چوبی رو پس بیاره
اگه اون به قصر برگردونده بشه
چطور لوح چوبی رو بیاره؟
پیشنهاد میکنم از فرمانده لی
بخوایم بازداشتش کنه
فرمانده لی منصف و بی طرفه
و قوم و خویش خانواده شو عه
هرگز اجازه نمیده این مرد فرار کنه
یا صدمه ببینه
خوبه
من با پیشنهاد
صدر اعظم لیو موافقم
آقای ساو چی؟
ساو خان رو به زندان بنداز
تا منتظر محاکمه بشه
اگه طی 3 روز ثابت بشه که
جیانگ شاو پسر امپراتور پیشینه
ساو خان
از تموم موقعیت هاش برکنار و
تبعید میشه
عمارت شاهدخت
همه چی یهویی اتفاق افتاد
اتاق مهمان آماده نیست
لطفا واسه 3 روز اینجا بمون
من راضی م
مرسی، فرمانده لی
منو خوآجین صدا بزن
شاید سه روز دیگه
پسر دایی پسر عمه بشیم
اشتباه برداشت نکن
حالا اون لوح چوبی
کجاست؟
لازمه کسیو بفرستم تا برات برش گردونه؟
مرسی
چند روز دیگه از
لوح چوبی خبردار میشی
پس اینجا خوب استراحت کن
جیانگ شاو
یادت باشه که
یه دوست خوب تو پایتخت داری
هر وقت به مشکلی برخوردی
فقط یه پیغام به کوچه لونگ یین پایتخت بفرست
و اون پیداش میشه
باشه
اعلیحضرت
جیانگ شاو گفت
از قصر خوشش نمیاد
ترجیح میده از دروازه برج پایین بپره
تا اینکه یه امپراتور بشه
حتی بهم قول داد
که هویتشو فاش نکنه
ولی
دیروز جلو صاحب منصبان
به اینکه پسر امپراتور پیشینه اقرار کرد
اعلیحضرت
مطمعن نیستم
که واقعا به حرفی که میزنه مصمم باشه
مطمعنا هنوزم
اونو به عنوان
مورد اعتماد ترین برادرم میدونم
هنوزم میتونم بهت اعتماد کنم؟
یوجان
فکر میکنی باید چیکار کنم؟
اعلیحضرت
تو همیشه درباره جیانگ شو
تصمیمی تو ذهنت داری
آخرش هر تصمیمی هم که بگیری
من ازت حمایت میکنم
چون باور دارم
تصمیمی میگیری
که همه رو خوشحال میکنه
خیلی عالیه که تورو کنارم دارم
اعلیحضرت، همراهی شما هم
واسه من بهترین چیزه
خانم فو، لطفا وایسید
نمیشه از اینجا برید
کی گفته نمیتونم برم؟
دستور اعلیحضرته
باید ازش بپرسم
تصمیم داره چقدر منو زندانی نگهداره
لطفا یادتون باشه
که شما دیگه ملکه نیستید
اگه هی اعلیحضرت رو دلخور کنید
فقط سرزنش و تنبیه میشید
لطفا ما رو تو وضع دشواری قرار ندید
حتی اگه از اینجا هم برید
بازم محافظان سلطنتی بیرون هستن
اولیاحضرت
مرخصید
چشم
خواهر
خواهر، به اعلیحضرت بگو
که لوح چوبی رو به جیانگ شاو پس بده
جیانگ شاو علاقه ای به تاج و تخت نداره
این بین اعلیحضرت و جیانگ شاو عه
اعلیحضرت باید تصمیم بگیرن
من نمیتونم دخالت کنم
ولی جیانگ شاو فقط برای اینکه واسه تو دارو بخره
هفت روز و 7 شب اسب سواری کرد
بدون اون
تو میمردی
همیشه تو دلم ممنونشم
اگه جونش تو خطر باشه
سعیمو میکنم تا نجاتش بدم
الان جونش در خطره
اگه در عرض 3 روز نتونه لوح چوبی رو برگردونه
به جرم تظاهر به عضو خانواده سلطنتی بودن محکوم میشه
جین جان
نگران نباش
باور دارم که اعلیحضرت
تصمیم درستی میگیرن
ولی خواهر
من باور ندارم
خواهر
اگه نمیخوای اعلیحضرت رو متقاعد کنی
پس بزار من برم بیرون
من با اعلیحضرت حرف میزنم
مگه متوجه نمیشی
چرا اینجا حبس شدی؟
تظاهر به مردن کردی و از قصر فرار کردی
اگه پیدا نمیشدی مشکلی نبود
ولی تو
جلوی مهمترین
صاحبین منصب دولت پیدات شد
و توسط اونا شناخته شدی
اعلیحضرت بخاطر صلاح خودت
اینجا زندانیت کرده
چیزی که الان مهمه اینه که
بابامون متهم میشه
اگه من تو انظار ظاهر نمیشدم
جیانگ شاو
بدست ساو خان کشته میشد
تو فقط به جیانگ شاو اهمیت میدی
و الان به نصیحت دیگران گوش نمیدی
این روزا
فقط اینجا منتظر بمون
سعی نکن فرار کنی
چند روز دیگه به دیدنت میام
فکر نکن
اینجا زندانی میمونم
اعلیحضرت
من
دیگه پیر شدم
این روزا احساس ضعف و علیلی میکنم
حالا دیگه نمیتونم ارتش تیان شیونگ رو کنترل کنم
اعلیحضرت امیدوارم
بتونید ارتش رو به دست بگیرین
و یه فرمانده دیگه رو براش معین کنید
شاهزاده وی، تو هنوزم جوانی
خستگی های گهگاهی
تداخلی با وفاداریت به کشور نداره
اعلیحضرت
ملکه سابق تظاهر به مردن کرد
و خلاف موازین اخلاقی از قصر فرار کرد
شاهزاده وی رو باید بخاطر آموزش ضعیف خانوادگیش سرزنش کرد
اعلیحضرت
خانواده سلطنتی بخاطر آموزش خانوادگی
ضعیف من، بد نام شدن
اعلیحضرت منو شدیدا مجازات کنید
شاهزاده وی بخاطر آموزش ضعیف خانوادگیش
به مدت 3 سال از پاداش محروم میمونه
امیدوارم خود نکوهی داشته باشی
و در آینده الگوی خوبی
برای دیگران بشی
مرسی، اعلیحضرت
بابا
برات سوپ مرغ درست کردم
لطفا بیا و امتحانش کن
باشه
....جین جان
بابا
دوباره چه دردسری درست کرده؟
دردسر؟
اون مصیبت بزرگی
رو بوجود آورده
جلو صاحبان منصب
اومده و تو قصر
زندانی شده
چرا اینقدر سهل انگاری کرده؟
بابا
سخت نگیر
من بخاطرت به قصر و به دیدنش میرم
باشه
سوپ رو امتحان کن
اگه جین جان میتونست
نصف تو خردمندی داشته باشه
خیلی کمتر نگرانی میداشتم
جین جان
چرا هنوزم خوابی؟
بابا خیلی نگرانته
چی شده
که تو اینجا زندانی شدی؟
واقعا میخوای بدونی چه اتفاقی افتاده؟
باشه
اعلیحضرت
خانم فو اومدن
جن جن؟
چه خوب شد که اینجا دیدمت
برادر
میشه لوح چوبی
رو به داداش جیانگ برگردونی؟
کی درباره ش بهت گفته؟
به دیدن جین جان رفتم
و اون بهم گفت
داداش جیانگ
پسر نامشروع امپراتور پیشینه
میدونستم باید کار اون باشه
برادر
اگه داداش جیانگ نتونه لوح چوبی رو نشون بده
به جرم تظاهر به عضو خانواده سلطنتی بودن محکوم میشه
جن جن
به این آسونی که تصور میکنی نیست
همین که هویت جیانگ شاو تایید بشه
افراد زیادی
رو اون و رو
تاج و تختم شایعه پراکنی میکنن
....ولی
ولی شما برادر های خوب هم هستین
توقع داری مردن داداش جیانگ رو بببنی؟
جن جن
برادر
من تو امور دولتی متخصص نیستم
ولی
تو داداش جیانگ رو خوب میشناسی
تاج و تختت رو ازت نمیگیره
نمیخوام درباره ش باهات حرف بزنم
برو
گوشش رو روی حرفام بست
با توجه به طرز برخوردش
مایل نیست که لوح چوبی رو برگردونه
دو روز دیگه، جیانگ شاو محکوم میشه
چیکار میتونیم واسش بکنیم؟
جین جان
چطور میتونی بخوابی وقتی
داداش جیانگ قراره بزودی محکوم و کشته بشه
دارم خودمو برای
عملیات امشب آماده میکنم
عملیات؟
چه عملیاتی؟
کمک میکنم و لوح چوبی رو واسه جیانگ شاو میدزدم
میدزدی؟
فایده داره؟
باید بجای دیگرون به خودم تکیه کنم
الان فقط لوح چوبی که دست شو رونگه
میتونه جیانگ شاو رو نجات بده
باید بدستش بیارم
تو هم میخوای
که جیانگ شاو رو نجات بدی؟
آره
اگه اینطوره پس کمکم کن
جن جن
چرا اینجایی؟
داداش جیانگ
برای دیدنت اومدم
داداش جیانگ
همه حالا
هویتت رو میدونیم
خب
مرسی که به دیدنم اومدی
راستش
جین جان درباره ش بهم گفته
بعدش درباره ش با برادرم حرف زدم
و سعی کرد راضیش کنم تا
لوح چوبی رو بهت برگردونه
ولی موافقت نکرد
متاسفم
اشکال نداره
راستش
نباید بخاطرش اعلیحضرت رو سرزنش کنیم
بهرحال
هیچکس واسه خودش دنبال دردسر نیست
داداش جیانگ
نا امیدو نشو
من و جین جان دنبال راه هایی میگردیم
تا لوح چوبی رو برات گیر بیاریم
نقشه ت چیه؟
میخوای از اعلیحضرت
بدزدیش؟
دقیقا
ولی جین جان گفت
فقط لوح چوبی میتونه نجاتت بده
جن جن
فورا به جین جان بگو
بی گدار به آب نزنه
فهمیدی؟
....ولی تو
تو باید اینکارو کنی
جن جن
باید پیغامم رو به جین جان برسونی
جلوی رفتار های بی ملاحظه ش رو بگیر
باشه؟
باشه
اینو بهش میگم
گروه ترجمه آسیا مووی AsianMoviee.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.